از حدود سه سال پیش تقریبا هر سال کام ملت ایران به خاطر ترور دانشمندان تلخ می شد و بعد از هر ترور این در و دیوار شهرا و صفحه تلویزیون و صدای رادیون و صفحات روزنامه ها و مجلات بود که به خود رنگ و بوی خاطرات و افسوس ها و کنایها و ای کاش ها می گرفت و آه و فغان همه بلند که چرا خواب بودیم و دانشمند به این بزرگی را از ما گرفتند ! اما هنوز ترور قبلی تلخ خود را از دست نداده بود که هرگز از دست نمی دهد دوباره این غفلت تکرار و دانشمند بزرگ دیگری به دست دشمنان این مرزو بوم پر میکشید از میانمان این بار هم که شهید احمدی روشن رفت ماجرا دقیق به همان منوال پیش می رود ولی با سرعتی بیشتر به وجهی که همه را انگشت به دهان کرده است. اگر در چند روز اخیر صفحات مطبوعات و رسانه های بزرگ کشور را ورق بزنید
خواهید دید که نام بیش از هزار دانشجوی ایرانی در رشته های مختلف به عنوان افرادی که حاضر به همکاری داوطلبانه با سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران هستند بر روی خروجی این رسانه ها قرار گرفته است . و این همان رویه ی معرفی ، ترور ، چاپ پوستر و آه و فغان است که در بالاتر از آن یاد کرده ام ، البته وقتی به افرادی که موافق این طرح بوده وگاها در این کمپین هم شرکت کرده اند حرف زدم و مخالفت خود را با آن اعلام کردم بیان فرمودند که مجموعه های جاسوسی مثل سیا ، موساد ، ام آی ۶ ، ان اس ای و… که تمام اطلاعات ما را دارند چرا پنهانش کنیم !!!! واین بود که دود از سره بنده حقیر بلند می کند . البته جای تعجب ندارد وقتی که این تلویزیون های به اصطلاح ملی در بوق هیمنه ی پوشالی این دستگاه ها دمیده می شود نباید از این بیشتر انتظار داشت . البته این افراد هم زیاد مقصر نیستند چون درنهایت دانشجویانی هستند متعهد و با استعداد که این تعهد آنها بسیار هم ستودنی است ولی ای کاش راه دیگری برای ابراز این تعهد خود می یافتند . بیشترین اعتراض من نسبت به رسانه هایی است که ادعای بصیرتشان گوش فلک را کر کرده که چرا باید بازتاب مطلبی را منتشر کنند که باعث تحریک دانشجویان شود و نتیجه اش لیستی طلایی باشد برای دشمنان ایران با هزینه ی چند کلیک ناقابل .
بنده در این مرحله دید خوشبینانه ای دارم و این اشتباه بزرگ را فقط خطایی از سر احساسات می بینم که فردی برای بی اثر کردن ترور های دشمن و به رخ کشیدن آمادگی علمی دانشجویان دست به تولید این کمپین زده است و هیچ برنامه و توطئه پشت پرده ای برای این ماجرا وجود ندارد ! اما اگر بساط این عمل شوم و اشتباه برچیده نشود کم کم نه تنها ذهن ناراحت بنده بلکه بسیاری از اذهان گمان هایی می برند که شاید زیاد خوش آیند مدیران این کمپین نخواهد بود و هشدار اولیه

هم اینکه برای اثبات خطر این وبلاگ برای امینت ملی لیستی از اسناد و مدارک در مورد اهداف و شیوه های جمع آوری اطلاعات توسط نیرو های اطلاعاتی دشمن را آماده انتشار کرده ام که ذهن را نسبت به این کمپین بد گمان تر میکند ! .
وبا کمال شرمندگی از مدیران عزیز این کمپین ! از خوانندگان این پست خواهش درام که با رفتن به آدرس وبلاگ فرزندان عاشورایی به آدرس :
http://gozaresh.peyvandha.ir
رفته و وبلاگ
http://dararezoyeshahadat.blogfa.com
را به عنوان یک وبلاگ مخل امنیت و آسایش مردم گذارش کرده تا در مرحله اول از ثبت نام دانشجویان در این وبلاگ جلوگیری شود !


خب ، خبر برهنگی بازیگر فاسد صنعت سینمای غرب زده ی ایران هرچند بهت آور بود ، لیکن غیرقابل پیش بینی نبود.




















دست جنایتکاری که این ضایعه [شهادت استاد دانشمند مرحوم آقای دکتر مسعود علیمحمدی] را آفرید، انگیزهی دشمنان جمهوری اسلامی را که ضربه زدن به حرکت و جهاد علمی کشور است، افشاء و برملا کرد. بیگمان همت دانشمندان و استادان و دانش پژوهان کشور، به رغم دشمن، این انگیزهی خباثت آلود را ناکام خواهد گذاشت.




«






انه ای ، تقبل مسئولیت اقدامات رسانه ای او را بطلبد. آیا غیر از این تاکنون رفتار کرده اید؟
8- شما که مدعی اوج دموکراتیزم رسانه ای هستید نگفتید چرا اصولا بر کامنتهای خود نظارت پیش از نشر می کنید ؟ نظارت پیش از نشر هیچ ارتباطی با الگوها و زیرساختهای سیاسی و رسانه ای ادعایی در ایالات متحده آمریکا دارد ؟ یا اینکه این سیاست ، به روشهای مختلف و "نرم" اعمال می شود ؟ البته در جمهوری اسلامی ایران نظارت پیش از نشر قانونی و با معناست. اما وقتی در آمریکا چنین نیست چراشما مرتکب آن هستید؟ توضیح شما در این زمینه شنیدنی خواهد بود.
ر جملات شما بجای کلمه ی استقلال ، کلمه ی دیگری بکار برد که لا اقل کمی ، کمتر محل چالش و مناقشه و تناقش گیری شود. موافقید ؟
در اینکه شما ، در کار رسانه ای خود چه چیزی را آماده می کنید و مخابره می نمایید و چه چیزی را آماده نمی کنید ، حرف روشنی وجود دارد و آن اینکه شما و کلیه طیف عناصر رسانه ای که در خدمت قوای استکباری قرار دارید ، بنا نیست که توسط آنها جز در چهارچوبی بکارگیری شوید که توسط خود آنها برای آن نشان ، جذب ، تربیت و استخدام شده اید و اگر غیر از این باشد ، باید تحولی در طرفی رخ داده باشد. برای مثال کسی از شما نخواهد خواست که به حمایت از نیروی بسیج مستضعفین ایران چیزی بنویسید. چون شما اصولا در این زمینه "ذهن و منطق" مورد نظر را ندارید و بنا هم نبوده است که داشته باشید. البته ، در مورد قلمفرسایی در مقابل وجه ، مطالب زیادی در رسانه های اپوزیسیون در نقد سایر اپوزیسیون وجود دارد و طرفین متعددی همدیگر را حتی به فعالیت برای جمهوری اسلامی و اصطلاحا نفوذی بودن متهم می کنند و البته که شما هم از این قاعده مستثنی و برکنار نبوده اید. راستی پاسخ شما بر این مطالب ، جز فحاشی بیشتر و داد و بیداد همچنان این مطلب ، چیز دیگری هست ؟
v. باید در ادامه ی بحث شما پاسخگوی این سئوال باشید که اگر مدعی شناخت کامل فضای قانونی و اجتماعی ایران و آمریکا هستید ، آیا نمی دانید که قواعد راهپیمایی و اعتراض اجتماعی در ایران و آمریکا کاملا متفاوت و به گونه ای دگرگون است ؟ پس چگونوه منتظر یکی بودن خروجیها و نتایج هستیم ؟ مسئله این است که ما بتوانیم کسی را در چهارچوب معرفتی خودش به چالش بکشیم و بگوییم که دروغ می گوید. البته اگر بتوانیم مبانی او را نقد کنیم و در چهارچوبی مورد پذیرش طرفین اثبات کنیم که مبانی اش باطل است هم خیلی خوبتر است. این همان دو کاری است که ایران با آمریکا می کند. اما آیا آمریکا الف : توانسته مبانی ایران را رد و باطل کند ؟ ب : آیا توانسته اقدامات ایران را با منطق خود ایران ، باطل و او را دروغگو معرفی کند ؟ آیا شما تردیدی دارید که زیر سئوال بردن اقدامات ایرانی ، با منطق آمریکایی ، ارزشی ندارد. همینگونه است که اگر ایران این کار را با آمریکا انجام می داد. ایا اعتراف ندارید که ایران آمریکا را با منطق آمریکایی به چالش می کشد و این است که دردناک است ؟
