الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

‍یامهای بیداری - سازمان منافقین را بیاد بیاوریم
ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

چند وقته خیلی سرم شلوغه واقعا گرفتاریم زیاد شده وقت دست زدن به اینترنت ندارمُ یک چیزهایی به ذهنم رسیده میخام بنویسم همه بدونند.

اتفاقا یکی از رفقایم هم می گفت که وقتی فیلم سر بریدن اون چندین مصری مسیحی توسط داعش را دیده خیلی شک برش داشته . من هم به ماجرای آن دو ژاپنی و آن خلبان اردنی مشکوک هستم...

حالا نکته اش کجاست‌؟

ببینید، بنظر من ما موقعی در ایران داشتیم کم کم دچار مشکل می شدیم و کمی تا قسمتی فاصله می گرفتیم از ریشه هایمان ، که مفهوم شهید ، با مفهوم تلفات داشت برای ما معنایش جابجا می شد.

ما در مسیر انقلاب اسلامی یادگرفته بودیم که مظهر اقتدار ما شهدایمان هستند. شهدا از دست نمی روند بلکه به دست می آیند و خون بود که بر شمشیر پیروز شد. اما با مدرن و سکولاریزه شدن ادبیات مدیریتی در کشور، آرام آرام شهادت تلفات محسوب می شد. واقعا معلوم نیست اگر قرار بود حضرات اقداماتشان را درست و حسابی توضیح می دادند ، چطوز می خواستند روشن کنند که اگر شهید دادن، در آیین انقلاب اسلامی هم خسارت و تلفات و مایه شکست است، چگونه سازمان منافقین که هفده هزار نفر ایرانی از هر سن و جنس و طبقه و قشری را به شهادت رساند، امروز در مقابل عظمت این انقلاب بر خاک افتاده؟

متاسفانه این جریان به جایی رسید که عبدالشیطان ریگی،با به شهادت رساندن کمتر از یکصد نفر از عزیزان ما، خود را به بحرانی روانی در جامعه ما تبدیل کرد که سازمان منافقین نتوانسته بود. البته اینکه ما در قبال جان شهروندان خود آنهم در عمق خاک خود مسوولیم، موضوع روشنی است. اما چرا ریگی توانست رعب و وحشتی در جامعه ایجاد کند که منافقین نتوانسته بودند

آیا سبوعیت سازمان منافقین و اقدامات وی، دست کمی از اقدامات ریگی داشت؟

در اینجا می خواهم ماجرای ربوده شدن، شکنجه شدن و زنده به گور شدن سه پاسدار کمیته انقلاب اسلامی توسط سازمان منافقین در سال ۱۳۶۱ را با هم مرور کنیم:

 

هم زمان با حرکت پر روش انقلاب اسلامی در ایران، حباب های توخالی و رنگارنگی در مسیر پر تلاطم آن ظاهر شدند که هر یک به سهم خود می خواستند در مقابل آن جریان اصیل و حیات بخش مانعی ایجاد کرده و آنرا به مسیرهای انحرافی بکشانند. آنان برای رسیدن به مقاصد پلیدشان جنایات بی شماری را مرتکب گردیدند و همگام با اهداف استکبار جهانی درصدد براندازی نظام جمهوری اسلامی بر آمدند و در مقابله این نظام الهی و مردمی در صف واحدی با کفر جهانی قرار گرفتند.

یکی از چهره های رنگ باخته و رسوای این اتحاد شوم و ضد انقلابی گروهک تروریستی منافقین(سازمان مجاهدین خلق) می باشد که از آغاز شکل گیری حاکمیت اسلامی درصدد ضربه زدن به آن بر آمد و با دعاوی به اصطلاح خلقی سعی نمود افرادی با ویژگی های گوناگون مانند: خود کم بینی، عقده حقارت، ‌ماجراجوئی، قدرت طلبی، اشتهار، غرض ورزی، کینه توزی، مطرود اجتماعی یا خانوادگی، طالب ارضاء تمایلات نفسانی و گاها افراد ناآگاه و ساده لوحی را به خود جذب نماید و به کمک آنان با ایجاد نفاق در جامعه، ‌وحدت و یکپارچگی امت اسلامی را از میان بردارد و مردم را نسبت به انقلاب اسلامی و رهبری قاطع و سازش ناپذیر آن دلسرد کند تا از این رهگذر زمینه را برای حضور مجدد استکبار جهانی و عوامل وابسته به آن آماده سازد.

منافقین برای دستیابی به اهداف فوق از ابتدای پیروزی انقلاب توطئه های بیشماری را طراحی و به اجرا درآوردند که یکی پس از دیگری با بن بست و ناکامی مواجه گردید. آنان در ادامه توطئه های شکست خورده گذشته خود به همراه دیگر هم پیمانانشان در روز 30 خرداد 1360 به یک شورش خیابانی در جهت انجام کودتا و براندازی حاکمیت خط امام و قبضه کردن قدرت دست زدند که این حرکت شوم بلافاصله با حضور گسترده و میلیونی امت حزب الله با شکست سختی مواجه گردید و چهره ضد بشری و تروریستی شان افشاء گردید و از این پس بود که با بی‌شرمی تمام به انجام یکسری جنایات فجیع و ترورهای مذبوحانه دیگر اقدام نمودند. سردمداران منافقین درشامگاه هفتم تیر همان سال به گمان خود طرح کودتا را از طریق ترور مقامات و مسئولین بالای مملکتی دنبال کردند که این بار نیز با وجود به شهادت رسیدن درخشان ترین گهرهای جمهوری اسلامی و موثرترین عوامل ثبات آن به خواست خدا و با هدایت و رهبری پیامبر گونه حضرت امام- ارواحنا له الفداء- و انسجام و یکپارچگی و حضور بی نظیر تمامی مردم در صحنه،‌ دسیسه ننگین دشمنان نقش بر آب شد و سرکرده منافقین به همراه بنی صدر مخلوع فرار کرده و به دامان دولت سوسیال- صهیونیست فرانسه گریختند و در کنار فراریان سلطنت طلب به دریوزگی اربا بان خود پرداختند.

 

از این پس با فعال شدن جبهه های جنگ تحمیلی با دشمن متجاوز بعثی و پیروزی های پی در پی و افتخار آفرین رزمندگان اسلام در مرزهای کشور، عوامل مزدور این گروهک به عنوان ستون پنجم دشمن در داخل میهن اسلامی به جنایات تروریستی خود همچنان ادامه دادند. آنان با ترور ائمه جمعه و جماعات شهر ها و مسئولین مملکتی و بمب گذاری و تخریب و به خاک و خون کشیدن امت حزب الله و با کشتار و به آتش کشاندن اجساد مردم بیگناه و در نهایت با ربودن و شکنجه کردن پاک ترین فرزندان این مرزو بوم سعی در متوقف کردن چرخهای پرتوان نظام اسلامی داشتند.

اما باز هم به خواست خدا تمامی این توطئه یکی پس از دیگر به شدت نقش بر آب شد و هیچ یک از تلاش های مذبوحانه بعدی این مزدوران هم به نتیجه ای نرسید و لانه فساد تیمی شان به کمک اطلاعات 36 میلیونی، یکی پس از دیگری مورد شناسائی قرار گرفت و اکثریت عناصر این جریان در عملیات هماهنگ سربازان گمنام انقلاب اسلامی دستگیر یا معدوم شدند. ضربات متعددی که طی این مدت در مقاطع حساس بر پیکر پوشالی این گروهک تروریستی در تهران و کلیه شهرستان ها وارد گردید موجب متلاشی شدن تشکیلات تار عنکبوتی آنان شد. عناصر باقیمانده و متواری این گروهک برای فرار از کیفر جنایات خود اقدام به گریختن از مرزها و یا کمین کردن در روستاهای کردستان مظلوم نمودند که باز هم با هوشیاری و مراقبت مسئولین و عملیات متهورانه نیروهای پر توان جمهوری اسلامی،‌اکثریت آنان دستگیر یا معدوم شدند.

در دوره جنگ تحمیلی هم که گروهک های ضد انقلابی و محارب از جمله منافقین در داخل کشور توان و نیروهای انجام هیچ گونه حرکت تروریستی مؤثری را نداشتند و نمی توانستند خواست قدرت های استکبار و دول مرتجع منطقه را برآوردند برای از دست ندادن حمایت اربابان و ادامه حیات انگلی خود ناچار شدند به پست ترین شیوه ها روی بیاورند و با جاسوسی در جبهه و دادن اطلاعات به دشمنان اسلام و ایران نظر اربابانشان را بخود متوجه سازند. یا با طرح اکاذیب و وارونه جلوه دادن حقایق و واقعیت مربوط به مسائل داخلی کشور، رضایت حامیان امپریالیست خود را به دست آورند.

از این مفتضحانه تر استناد خبرگزاری ها، مطبوعات و رسانه های جهانخواران به خوراک های تبلیغاتی و یاوه سرایی های این مزدوران و دلالان خبری بود که از طرف دیگر حکایت از فلاکت و زبونی استکبار شرق و غرب در مقابله با انقلاب اسلامی می کرد و بیانگر وحشت آنان از رشد و گسترش روز افزون این حرکت الهی و مردمی در منطقه و جهان می باشد.

در مقابله با جنگ تبلیغاتی رسانه ها و مطبوعات وابسته به قدرتهای استکباری که مجامع و سازمانهای به اصطلاح مدافع حقوق بشر را هم نیز با خود همراه کرده اند و برای افشای هرچه بیشتر حقایق و واقعیت مربوط به جنایات منافقین و دست پروردگانشان لازم است تا همواره جنایات و عملکرد آنان به همراه دلایل و مداک مستند در معرض دید و قضاوت مردم آزاد اندیش جهان قرار گیرد، از جمله این جنایات عملیات شکنجه کردن سه برادر پاسدار کمیته مرکزی انقلاب اسلامی به نام های «شهید طالب طاهری، شهید محسن میرجلیلی، شهید شاهرخ طهماسبی و برادر کفاشی بنام شهید عباس عفت روش» می باشد. جان برکفان ایثارگری که به دست مزدوران پلید و کوردل گروهک منافقین در مرداد ماه سال 1361 ربوده شدند و پس از تحمل سخت ترین شکنجه ها مشتاقانه به استقبال شهادت شتافتند و با خون پاک خود نظام نوپای جمهوری اسلامی را آبیاری نمودند.

 

 

مجموعه حاضر شامل: 1- معرفی مسئولین،‌ طراحان، عاملین و مباشرین عملیات شکنجه. 2- برگ های بازجوئی و صورت مجلس و جدیدترین اعترافات عاملین دستگیر شده این جنایات وحشیانه . 3- اسناد و مدارک

به همراه تصاویر گویائی در رابطه با این فاجعه دلخراش و جانگداز می باشد. در ارتباط با گردش کار پرونده عاملین این جریان و چگونگی افشای جزئیات این جنایات و برگ های بازجوئی و صورت مجلس ارائه شده در این مجموعه تذکر این نکات لازم به نظر می رسد.

 

* پس از مفقود شدن برادران پاسدار مرکزی انقلاب اسلامی و برادر کفاشی؛ ابتدا خسروزندی یکی از عوامل شکنجه در تاریخ 22/5/1361 توسط مردم حزب الله به هنگام سرقت موتور جهت انجام ترور دستگیر می شود و با توجه به شواهد و مدارک بدست آمده از لانه تیمی وی، محل دفن و اختفای اجساد شکنجه شده 3 تن از برادران کشف می گردد.

* بعد از یک سلسله پیگیری و با استفاده از اطلاعات قبلی،‌ کلیه عوامل شکنجه گر مورد شناسائی واقع و تحت تعقیب قرار می گیرند و طی چند رشته عملیات، عده ای از آنان معدوم و برخی دیگر دستگیر می شوند.

از جمله افراد دستگیر شده در این رابطه مهران اصدقی، فرمانده اول نظامی گروهک تروریستی منافقین در تهران و یکی از عوامل اصلی شکنجه می باشد که پس از دستگیری تا مدت ها سعی در کتمان جزئیات و حقایق مربوط به این جنایات سهمگین می نماید. وی پس از بازداشت با تنی چند از تروریست های منافق تحت مسئولیتش از جمله محمدرضا نادری و خسرو زندی مواجه داده می شود و جرائم و اتهاماتش به وی تفهیم می گردد. ولی در جلسات اولیه بازجویی صرفا به گوشه ای از جنایات بی شمار خود اعتراف می نماید و منافقانه و موذیانه از بیان جزئیات شکنجه برادران پاسدار طفره می رود و به بیان اکاذیب و مطالب ساختگی در رابطه با نحوه شکنجه این برادران می پردازد و اطلاعات خود را خصوصا در رابطه با جریان شکنجه اظهار نمی دارد.

* ابتدا اصدقی اظهار می دارد که سه جسد کشف شده در بیابانهای باغ فیض متعلق به سه برادر پاسدار می باشد ولی در تحقیقات بعدی پس از گذشت یکسال و نیم مشخص می شود که این سه جسد شکنجه مثله شد متعلق به دو برادر پاسدار «شهید طالب طاهری» و «شهید محسن میرجلیلی» و برادر کفاشی بنام «شهید عباس عفت روش» بوده و پاسدار شهید شاهرخ طهماسبی در لانه تیمی دیگری توسط افراد همین شاخه از گروهک منافقین مورد شکنجه واقع شده و جسدش در محل دیگری در اطراف شهر تهران انداخته شده است.

البته جسد مذکور بوسیله افراد این گروهک شکنجه و مورد ضرب و جرح شدید قرار گرفته بود در آن ایام توسط مامورین انتظامی کشف و به عنوان مجهول الهویه به پزشک قانونی و در یکی از قطعات بهشت زهرا دفن شده بود.

* سال1363 در مراحل بعدی بازجوئی، مهران اصدقی پس از گذشت یکسال و نیم از بازداشت خود با مشاهده تمام و کمال مدارک و شواهد مستدل جنایات خود و پس از تفهیم کلیه جرائمی که مستقیماً در آن دست داشته و متاثر از برخوردهای اسلامی– انسانی خدمتگذاران جمهوری اسلامی به ناچار به جزئیات کاملا جدیدی از اعمال بسیار فجیع و ددمنشانه خود و سایر عوامل شکنجه گرا اعتراف می نماید. برگه های بازجوئی ارائه شده سیر تدریجی اقاریر و همچنین جدیدترین اعترافات وی را نشان می دهد.

امید آنکه امت حزب الله و دوستان جمهوری اسلامی ایران در تمامی جهان با مطالعه و بررسی این مجموعه به عنوان یک سند تاریخی بتوانند چهره واقعی دشمنان انقلاب و مردم را رسوا نمایند و در جهت تداوم و گسترش انقلاب اسلامی و تبلیغ آرمانهای مقدس آن گام های موثرتری بردارند.

 

* معرفی شکنجه گران

* سردمداران جریان شکنجه(عملیات مهندسی)

1- مسعود رجوی: مرکزیت، سردمدار گروهک تروریستی منافقین

2- علی زرکش یزدی (با نام مستعار فرهاد رضوی): مرکزیت، معاون رجوی تروریست

3- محمود عطایی (با نام های مستعار حسن کریمی، عسگر): مرکزیت، مسئول کل عملیات تروریستی و جریان شکنجه

4- مهدی افتخاری (با نام های مستعار عباس اراکی، فتح الله): شورای مرکزی، طراح و هدایت کننده عملیات تروریستی و جریان شکنجه

5- محمد مهدی کتیرایی (با نام های مستعار یدالله، رحیم، خلیل): شورای مرکزی، طراح و هدایت کننده عملیات تروریستی و جریان شکنجه

6- حسین ابریشمچی (با نامهای مستعار محمود، شیرزاد، رحمت): مرکزیت نهاد، مسئول اجرائی عملیات تروریستی و جریان شکنجه

7- محمد شعبانی ( با نامهای مستعار حمید، نادر): مرکزیت نهاد، مسئول اجرایی عملیات تروریستی و جریان شکنجه

 

 

* مسئولین اجرایی شکنجه:

1- مسعود قربانی (با نام مستعار تقی): مسئول تنظیم سوالات بازجویی، شرکت در جریان شکنجه پاسداران شهید طاهری و میرجلیلی.

2- مهران اصدقی (با نام مستعار بهرام): شرکت در تنظیم سوالات بازجویی، شرکت در شکنجه پاسداران شهید طاهری و میرجلیلی.

3- محمدجواد بیگی (با نام مستعار اکبر): شرکت در تنظیم سوالات بازجویی و شکنجه پاسدار شهید شاهرخ طهماسبی.

 

* ربایندگان پاسداران شهید

1- جواد محمدی (بانام مستعار طاهر): شرکت در ربودن پاسداران شهید طالب طاهری و محسن میرجلیلی.

2- رضا هاشملو (بانام مستعار قاسم): شرکت در ربودن پاسداران شهید طالب طاهری و محسن میرجلیلی.

3- رضا امیرمحمدی (با نام مستعار فرهنگ): مسئول ربودن پاسدار شهید شاهرخ طهماسبی.

4- نبی ضیایی نژاد (با نام مستعار حسن): شرکت در ربودن پاسداران شهید طالب طاهری و محسن میرجلیلی.

 

 

* عاملین شکنجه پاسداران شهید

1- مصطفی معدن پیشه (بانام مستعار رحمان): شرکت در بازجویی و شکنجه پاسداران شهید طاهری و میرجلیلی.

2- جواد محمدی (با نام مستعار طاهر): شرکت در شکنجه پاسداران شهید طاهری و میرجلیلی.

3- رضا میرمحمدی (با نام مستعار فرهنگ): شرکت در جریان شکنجه پاسدارشهید شاهرخ طهماسبی.

4- شهرام روشن تبار: شرکت در شکنجه پاسداران شهید طاهری و میرجلیلی.

 

* عوامل زنده به گور کردن پاسداران شهید

1- خسرو زندی(با نام مستعار صادق): شرکت در زنده به گور کردن پاسداران شهید طالب طاهری، محسن میرجلیلی و شاهرخ طهماسبی.

2- محمدجعفر هادیان: شرکت در ربودن و زنده به گور کردن پاسداران شهید طالب طاهری، محسن میرجلیلی و شاهرخ طهماسبی.

 

* تهیه کنندگان لانه تیمی

1- نعمت الله متولی(با نام مستعار امیر): از تهیه کنندگان لانه تیمی و محمل آن.

2- حامد احتشامی: از تهیه کنندگان لانه تیمی و محمل آن.


 
شما را مخاطب قرار می دهم...
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:
 
Letter for you
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ayatollah seyyed ali khamenei ،europe and north america ،youth ،#letter4u
 
از جوانان ایرانی به جوانان غربی: این نامه برای شماست.
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ayatollah seyyed ali khamenei ،youth ،#letter4u ،europe and north america
 
A los estudiantes en general de Europa y Norte América
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: europe and north america ،#letter4u ،youth ،ayatollah seyyed ali khamenei

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/28784/B/13931104_0228784.jpg

  • En el nombre de Dios, el Clemente el Misericordioso

    A los estudiantes en general de Europa y Norte América:

    Los sucesos últimos en Francia y en otros países occidentales me convencieron para que hable directamente con vosotros, jóvenes, sobre estos sucesos. No porque quiera dejar de lado a sus padres y madres, sino porque veo el futuro de la Nación y su tierra en sus manos y también veo en ustedes y vuestros corazones el sentimiento de la búsqueda de la verdad más viva e inteligente. En este mensaje no hablo con vuestros políticos y gobernantes. Creo que ellos conscientemente han separado el camino de la veracidad y lo correcto del camino de la política. Mi palabra con vosotros es sobre el Islam y en especial sobre la imagen y rostro que os presentan del Islam.

    Desde hace dos décadas antes, quiere decir casi después del derrumbamiento de la Unión Soviética, se han esforzado mucho para que esta gran religión se vea como un enemigo monstruoso. El sentimiento del miedo, del odio y el aprovecharse para movilizarlos desgraciadamente tiene un antecedente extenso en la historia política de Occidente. No quiero enumerar en este lugar a los diferentes miedos que han infundido en las naciones occidentales. Ustedes mismos con un breve repaso a las últimas investigaciones críticas sobre la historia ven que han reprochado los revisionistas las actitudes no veraces e insensatas de los gobiernos occidentales con otras culturas y civilizaciones del mundo. La historia de Europa y América esta avergonzada de la esclavitud. Desde la época del colonialismo esta cabizbajo y lo mismo está por la opresión a los negros y los no cristianos.

    Vuestros investigadores e historiadores se lamentan profundamente por los derramamientos de sangre en nombre de la religión entre católicos y protestantes y a nombre de los nacionalismos y etnias en la primera y segunda guerra mundial. En sí mismo estos sentimientos son elogiables y mi objetivo al repetir este largo índice no es reprochar la historia sino que quiero de vosotros que pregunten a sus intelectuales por qué la conciencia general en Occidente debe despertar y ser informado con un retraso de diez años y a veces de cientos de años.

    ¿Por qué la revisión en la conciencia general debe relacionarse con el pasado lejano y no a los asuntos del día? ¿Por qué en un tema tan importante como la manera del encuentro con la cultura y el pensamiento islámico se niegan a que la gente tenga una información general y correcta? Vosotros sabéis perfectamente que humillar y crear odio y miedo imaginario con respecto a otro siempre ha preparado el terreno para los beneficios opresores. Ahora yo quiero que se pregunten a sí mismos, ¿Por qué la política antigua de crear miedo y odio con una fuerza sin antecedentes ha tomado como objetivo al Islam y a los musulmanes. ¿Por qué la estructura del poder en el mundo actual quiere que el pensamiento islámico sea colocado en el margen y en una actitud pasiva?

    ¿Qué contenidos y valores existen en el Islam que perturban al programa de los grandes poderes y que beneficios tendrán en la sombra de deformar el rostro del Islam?

    Entonces mi primero pedido a vosotros es que pregunten e investiguen sobre los motivos de esta actitud negativa contra el Islam.

    Mi segundo pedido es que en reacción a este diluvio de propagandas negativas y prejuicios traten de obtener directamente y sin intermediario el conocimiento de esta religión. Una lógica sana exige que al menos sepáis qué es y qué esencia tiene el Islam que os atemorizan y os hacen escapar de ello. Yo no insisto que acepten mi punto de vista o el de otro en el Islam, sino que les digo que esta realidad fluyente y activa en el mundo actual no os sea presentada con los objetivos contaminados. No permitáis que ostentosamente se presenten a vosotros a los terroristas empleados y mercenarios como representantes del Islam. Conozcan el Islam de las fuentes genuinas y de primera mano. Conozcan al Islam por el camino del Qoran y la vida del gran profeta del Islam.

    En este momento quiero preguntarles, ¿acaso vosotros mismos habéis recurrido directamente al Sagrado Corán de los musulmanes? ¿Acaso han estudiado actitudes del profeta del Islam con otras personas y sus enseñanzas humanas y morales? ¿Acaso hasta hoy han recibido el mensaje del Islam de otras fuentes distintas a los medios de comunicación? ¿Acaso se han preguntado a sí mismos ¿cómo y en base a qué valores fue que el Islam desarrollo a lo largo de los siglos la más grande civilización científica y racional en el mundo? educando a los más elevados científicos y pensadores? Yo pido a vosotros que no permitáis que mostrando una cara desagradable del Islam, crean un obstáculo sentimental entre vosotros y la realidad, quitándoles la posibilidad de poseer un juicio imparcial.

    Hoy, que los medios de comunicación han roto fronteras geográficas, no permitáis que os encierren dentro de las fronteras mentales y falsificadas. Si bien nadie puede en forma individual llenar las grietas realizadas pero cada uno de vosotros puede construir un puente de pensamiento y equidad sobre estas grietas con la intención de aclarar a sí mismos y al ambiente alrededor. Este obstáculo que fue planeado de antemano entre vosotros jóvenes y el Islam aunque es desagradable pero puede crear nuevos interrogantes en vuestra mente curiosa y buscadora.

    Hacer el esfuerzo para encontrar las respuestas a estas preguntas les otorga una oportunidad beneficiosa para descubrir nuevas verdades. Entonces no pierdan esta oportunidad para comprender correctamente sin perjuicios al Islam, quizás por la bendición de su compromiso ante la verdad, Las generaciones venideras que escribirán esta parte de la historia acerca del comportamiento de Occidente con el Islam lo hagan con menos molestia y con una conciencia más tranquila.

    Sayyed ALI jamenei
    21 de Enero.2015

 
← صفحه بعد
 
 
تبلیغ ویـژه