الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

وقتی رادیو فردا (آزادی) " املا " را تک ماده کرده !
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

شما بروید همان ترورتان را انجام بدهید در خلیج خوکها. شما را چه به فارسی نویسی؟

سطوح؟! کدام سطوح ؟ این سطوح!

سطوح یا ستوه ؟! :))


 
پرده های آخر کمدی آمریکایی
ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

خلاقیت آمریکایی ها و انگلیسی ها در طراحی سناریوهای انتخاباتی بسیار کم شده. این بازی خیلی واضح بود. همه چیز چیده شده تا همه علامتها به این سمت باشد که بهترین گزینه برای جهان هیلاری کلینتون است !!!!


 
اشتباه نکنید. این داعش نیست.
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

جنگ‌ها، دخالت‌ها و سیاست‌های آمریکا در قبال کشورهای مختلف دنیا بعد از جنگ جهان دوم، تا کنون 20 تا 30 میلیون نفر را قربانی کرده است. این میزان قربانی به دست تنها یک کشور، معادل حدود یک سوم از قربانیان جنگ جهان دوم از هر دو طرف درگیری است. واشنگتن آخرین دور از دخالت‌های مرگ‌بار خود در دنیا را به بهانه خودساخته 11 سپتامبر آغاز کرده و اکنون به غیرنظامیان و کودکان نیز رحم نمی‌کند. جنایت‌های مستقیم و غیرمستقیم کاخ سفید از جمله در فلسطین، کره‌های شمالی و جنوبی، کوبا، نیکاراگوئه، ویتنام و یوگسلاوی سابق، نه تنها جان انسان‌ها را گرفته، بلکه شکنجه‌ها و وحشیگری‌هایی را به جا گذاشته که جنایت‌های داعش در مقابل آن‌ها رنگ می‌بازد.

قسمت اول از سری گزارش‌های گروه بین‌الملل مشرق درباره قربانیان سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم را می‌توانید از این‌جا بخوانید.

سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چند قربانی گرفته است
این تصویر منتسب به داعش نیست، بلکه سربازان آمریکایی را نشان
می‌دهد که با جسد قربانیان افغان بازی می‌کنند

دولت آمریکا از دوران جنگ سرد تا همین امروز، خود را حامی آزادی و دموکراسی در سراسر جهان معرفی کرده است، در حالی که وقتی نگاه دقیق‌تری به نتایج سیاست خارجی این کشور بیندازید متوجه خواهید شد که کاخ سفید، جز به مرگ و بدبختی در دنیا دامن نزده است[1]. بررسی تمام آمار موجود درباره درگیری‌های نظامی آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم نشان می‌دهد که برنامه‌های «گسترش آزادی» واشنگتن، حدود 20 تا 30 میلیون نفر را در سراسر جهان به کام مرگ کشیده است.

بعد از حوادث 11 سپتامبر، عصبانیتی قابل‌درک (اگرچه از روی بی‌اطلاعی) وجود مردم آمریکا را فراگرفت. کم‌تر کسی در آن زمان به خود زحمت می‌داد تا به این واقعیت اشاره کند که آمریکا تا کنون بارها همین احساس عصبانیت را در دل مردم کشورهای مختلف دنیا کاشته است. اگر هم اشاره‌ای به این واقعیت‌ها می‌شد، به سرعت در هیاهوی «جنگ با تروریسم» گم می‌شد. اکنون بعد از گذشت 15 سال، زمان آن رسیده که بپرسیم آمریکا از پایان جنگ جهانی دوم تا کنون چند 11 سپتامبر در کشورهای دیگر ایجاد کرده است؟

به رقم آن‌که گزارش پیش رو، تعداد زیادی از کشورهای قربانی جنگ‌افروزی آمریکا را ذکر کرده، اما قطعاً آمار واقعی قربانیان سیاست‌های واشنگتن از این تعداد، بیش‌تر است. تنها بررسی کودتاهایی که سازمان سیا در کشورهای مختلف انجام داده و شاید در بسیاری از آن‌ها آمار قربانیان هرگز فاش نشده باشد، نشان می‌دهد، سیاست‌های کاخ سفید بعد از جنگ جهانی دوم، بسیار بیش‌تر از 30 میلیون نفر را قربانی کرده است. گزارش‌های مشرق درباره کودتاهای سیا در سراسر جهان را می‌توانید از این‌جا و این‌جا بخوانید.

سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چند قربانی گرفته است
زندان «ابوغریب» شاهد جنایت‌های بی‌شماری از سوی ارتش آمریکا
بوده است؛ «سابرینا هارمان» روی یک زندانی عراقی که سگ‌های
نظامی او را گاز گرفته‌اند، عمل جراحی انجام می‌دهد

 

توضیحاتی درباره منطق پشت اعداد و ارقام گزارش

پیش از پرداختن به اصل موضوع، باید توضیحاتی درباره منطقی ارائه شود که اعداد و ارقام این گزارش بر اساس آن جمع‌آوری شده‌اند. در گزارش پیش رو، آمار قربانیان در درگیری‌هایی مدنظر قرار گرفته که آمریکا در آن‌ها نقش مهمی داشته است، از جمله جنگ‌های نیابتی پنهان و انقلاب‌های ساختگی بی‌شمار در کشورهای سراسر جهان. هر جا آمریکا یک عامل اصلی در بروز درگیری بوده، کاخ سفید مسئول قربانیان آن درگیری در نظر گرفته شده است، چراکه اگر دخالت آمریکا نبود، آن درگیری هیچ‌گاه شکل نمی‌گرفت.

بر این اساس، نیروهای نظامی آمریکا به طور مستقیم در مرگ حدود 10 تا 15 میلیون انسان طی جنگ‌های کره، ویتنام، و دو جنگ عراق بوده‌اند. از سوی دیگر، آن‌چه مردم آمریکا کم‌تر اطلاعاتی درباره آن دارند، نقش کشورشان در جنگ‌های نیابتی از جمله در افغانستان، آنگولا، جمهوری دموکراتیک کنگو، تیمور شرقی، گواتمالا، اندونزی، پاکستان و سودان است که منجر به کشته شدن 9 تا 14 میلیون نفر شده است. سایر قربانیان در کشورهای کوچک‌تری بوده‌اند که شمار آن‌ها بیش از نیمی از کل کشورهای دنیاست.

نتیجه نهایی این‌که آمریکا عملاً در تمام نقاط دنیا دخالت کرده و این دخالت‌ها بین 20 تا 30 میلیون کشته بر جای گذاشته است[2]. در عین حال، برخی کارشناسان معتقدند در هر جنگ، به ازای هر یک قربانی، 10 نفر مجروح وجود دارد. به هر حال، در پاسخ به سؤالی که پیش‌تر مطرح کردیم شاید بتوان گفت: آمریکا تا کنون 10 هزار 11 سپتامبر در نقاط مختلف دنیا ایجاد کرده است.

 

 
00:00 12:50

spaceplay / pause

qunload | stop

ffullscreen

shift + slower / faster

volume

mmute

seek

 . seek to previous

126 seek to 10%, 20% … 60%

گزارش بی‌بی‌سی فارسی از جنایت‌های

آمریکا در زندان‌هایش - دانلود

آخرین نکته‌ای که باید در این‌جا بیان شود، درباره ارقامی است که طی گزارش خواهید دید. شمار نیروهای آمریکایی که طی درگیری‌های توصیف شده در این گزارش کشته شده‌اند، در آمار گنجانده نشده، نه به این خاطر که مرگ این افراد اهمیتی ندارد، بلکه به این دلیل که موضوع گزارش حاضر، شمار قربانیانی است که آمریکایی‌ها از کشورهای دیگر گرفته‌اند.

سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چند قربانی گرفته است
«چارلز گرانر» با مشت به جان زندانیان دست‌بسته افتاده است

هم‌چنین تعیین تعداد دقیق قربانیان تقریباً غیرممکن است، چراکه مورخان نیز دائماً تخمین‌های خود را تغییر می‌دهند. این گزارش نیز ادعایی درباره دقیق بودن ارقام ارائه شده ندارد. با این وجود، آن‌چه مسلم است این‌که تعداد قربانیان سیاست‌های آمریکا حتی با در نظر گرفتن تخمین‌های حداقلی، چندین میلیون نفر است و دخالت‌های این کشور در همه جای دنیا، نتیجه‌ای جز قتل و آوارگی مردم غیرنظامی نداشته و این آمار، واشنگتن را هم‌ردیف رژیم‌های دیکتاتوری قرن بیستم قرار می‌دهد.

 

37 کشوری که قربانی جنایات آمریکایی‌ها شدند

سیاست‌های آمریکا دست‌کم در 37 کشور دنیا جان مردم را گرفته است. گروه بین‌الملل مشرق در قسمت اول این سری گزارش (از این‌جا بخوانید) و هم‌چنین ادامه گزارش حاضر لیست این کشورها و توضیحاتی مختصر درباره آن‌ها را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد. لیست زیر بر اساس ترتیب الفبایی نام کشورها مرتب شده است.

 

21- فلسطین

حدود 300 هزار فلسطینی بین سال‌های 1967 تا 2006 در جنگ با اسرائیل کشته شده‌اند که 183 هزار نفر از آن‌ها کودکان زیر 5 سال بوده‌اند[3]. در این مبارزه، آمریکا به شدت از اسرائیلی‌ها حمایت می‌کند، میلیاردها دلار به آن‌ها کمک می‌کند، و حتی اعتراضی هم به سلاح‌های هسته‌ای اسرائیل نمی‌کند.

 

22- فیلیپین

فیلیپین بیش از صد سال تحت کنترل آمریکا بوده است. طی 50 تا 60 سال اخیر، آمریکا بارها دولت‌های مختلف فیلیپین[4] را تأمین مالی یا به اشکال دیگر کمک کرده تا فعالیت گروه‌هایی را سرکوب کنند که به دنبال رفاه مردم این کشور هستند. سال 1969 کمیته «سیمینگتون» در کنگره آمریکا نشان داد که این کشور چگونه جنگ‌افزار به دولت فیلیپین می‌داده است. حتی نیروهای ویژه و تفنگ‌داران دریایی آمریکا در برخی از عملیات جنگی در فیلیپین حضور فعال داشتند. برآوردها درباره تعداد افراد اعدام یا ناپدید شده تنها در دوران ریاست‌جمهوری «فرناندو مارکوس» در فیلیپین بیش از 100 هزار نفر است[5].

سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چند قربانی گرفته است
«لیندی انگلند» سرباز زن آمریکایی که افسار دور گردن یک زندانی
عراقی انداخته است

 

23- کامبوج

آمریکا از زمان ریاست‌جمهوری جانسون به طور مخفیانه کامبوج را بمباران می‌کرد، اما این بمباران‌ها در دولت نیکسون علنی و مقدمه‌ای شد برای حمله زمینی به این کشور[6]. البته اطلاعات دقیقی از حجم این بمباران‌ها و پیامدهای آن‌ها بر زندگی مردم کامبوج در دست نیست، اما می‌دانیم روستاها و شهرهای کامبوج در نتیجه این بمباران‌ها صدمات وسیعی دیدند و در نتیجه مردم بی‌شماری یا به کشورهای دیگر پناهنده و یا درون کامبوج آواره شدند.

این بی‌ثباتی در کشور موجب شد تا حزب سیاسی کوچکی به نام «خِمِرهای سرخ» تحت رهبری «پل پوت» به قدرت برسد. طی سال‌های بعد، بارها اخباری از نقش خمرهای سرخ در مرگ میلیون‌ها نفر از مردم کامبوج منتشر شد، اما هیچ‌کس اذعان نکرد که این قتل‌عام‌ها نتیجه بمباران‌های آمریکا و هجوم مرگ، خسارت، گرسنگی و آوارگی به کامبوج بوده است.

بنابراین آمریکا نه تنها به خاطر بمباران کامبوج، بلکه به دلیل ادامه حمایت‌های سیا از خمرهای سرخ[7] (حتی پس از حمله ویتنام که منجر به سرنگونی رژیم کامبوج شد) مسئول کشتار حدود 2.5 میلیون انسان است (هم‌چنین به توضیحات ویتنام مراجعه کنید).

 

 
00:00 17:21

spaceplay / pause

qunload | stop

ffullscreen

shift + slower / faster

volume

mmute

seek

 . seek to previous

126 seek to 10%, 20% … 60%

اعترافات عضو ارتش آمریکا درباره قتل غیرنظامیان در عراق

به دست نیروهای آمریکایی - دانلود

 

24- کره (شمالی و جنوبی)

بر خلاف اظهارات دولت «ترومن» که می‌گفت جنگ دو کره 25 ژوئن سال 1950 و با حمله کره شمالی به کره جنوبی آغاز شد[8]، حمله کره شمالی در واقع پاسخی به درگیری‌های مرزی بی‌شماری (طبق آمار کره شمالی، 2617 حمله مسلحانه) بود که کره جنوبی از سال 1948 آن‌ها را آغاز کرده بود. بنابراین این‌که شوروی به کره شمالی دستور داده بود تا به کره جنوبی حمله کند، توهمی بیش نیست.

سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چند قربانی گرفته است
عکس یادگاری «گرانر» و «هارمان» با زندانیان عراقی زندان ابوغریب
که برهنه و مجبور شده‌اند یک هرم انسانی تشکیل بدهند

به هر حال، نیروهای آمریکایی پیش از آن‌که قطع‌نامه‌ای در سازمان ملل تصویب شود و از مداخله واشنگتن در جنگ دو کره حمایت کند، حمله به کره شمالی را آغاز کردند و استفاده آن‌ها از بمب‌های ناپالم، وضعیت را پیچیده‌تر از قبل کرد. شمار قربانیان[9] این جنگ[10] که اغلب از کره جنوبی، کره شمالی و چین بودند، بین 1.8 تا 4،5 میلیون نفر[11] برآورد شده است.

«جان اچ کیم» کهنه‌سرباز ارتش آمریکا و رئیس کمیته کره در سازمان کهنه‌سربازان حامی صلح، طی مقاله‌ای می‌نویسد که در طول جنگ کره «ارتش، نیروی هوایی و نیروی دریایی آمریکا به طور مستقیم در کشتار حدود سه میلیون غیرنظامی (در هر دو کره) نقش داشتند[12]. گزارش شده که آمریکا حدود 650 هزار تُن بمب، از جمله 43 هزار تُن بمب ناپالم طی جنگ کره بر سر مردم ریخته است.»

 

25- کلمبیا

یک تخمین درباره آثار دخالت آمریکا در کلمبیا حاکی از آن است که از دهه 1960 تا کنون 67 هزار نفر به دلیل حمایت واشنگتن از استبداد حکومتی کلمبیا جان خود را از دست داده‌اند. سازمان عفو ​​بین‌الملل سال 1994 گزارش داد که از سال 1986، بیش از 20 هزار نفر به دلایل سیاسی در کلمبیا کشته شده‌اند. به گزارش این سازمان، تجهیزات نظامی آمریکایی که به ظاهر برای استفاده علیه قاچاقچیان مواد مخدر به دست حکومت کلمبیا می‌رسید، عملاً توسط ارتش این کشور علیه مردم و تحت نام اقدامات «ضدشورشی» به کار گرفته می‌شد. برآورد دیگری در سال 2002 حاکی از کشته شدن 3500 نفر در سال بر اثر جنگ داخلی در کلمبیا با حمایت مالی آمریکا بود.

سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چند قربانی گرفته است
عکس یک نیروی آمریکایی با پایی که مشخص نیست بر اثر حمله
هوایی قطع شده یا خود سربازان آمریکا آن را قطع کرده‌اند

سال 1996 دیده‌بان حقوق بشر گزارشی تحت عنوان «جوخه‌های ترور در کلمبیا» منتشر کرد که نشان می‌داد مأموران سیا سال 1991 به کلمبیا رفته‌اند تا در آموزش مأموران مخفی برای جلوگیری از فعالیت‌های خراب‌کارانه به ارتش این کشور کمک کنند[13]. طی سال‌های اخیر نیز دولت آمریکا در قالب «طرح کلمبیا» کمک‌ها به حکومت این کشور را ادامه داده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد دولت کلمبیا از این کمک‌های مالی برای نابود کردن محصولات کشاورزی و حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی استفاده می‌کند.

 

26- جمهوری دموکراتیک کنگو (زئیر سابق)

خشونت‌های گسترده در کنگو، سال 1879 و به دست «لئوپولد» پادشاه بلژیک آغاز شد. لئوپولد که کنگو را تحت استعمار آورده بود، 10 میلیون نفر را طی یک دوره 20 ساله در این کشور کشت و «نسل‌کشی لئوپولد» را در تاریخ به نام خود ثبت کرد. با این حال، طی سال‌های بعد، آمریکا مسئولیت ادامه کشتار مردم کنگو را به عهده گرفت و حدود یک سوم از همین تعداد قربانی را در کنگو گرفت[14].

سال 1960 کنگو استقلال خود را به دست آورد و «پاتریس لومومبا» نخست‌وزیر این کشور شد. با این حال، سازمان سیا خیلی سریع اقدام به ترور لومومبا کرد[15]. گزارش‌های موجود نشان می‌دهد اندکی قبل از ترور لومومبا، سازمان سیا «سیدنی گوتلیب» یکی از دانشمندان خود را هم‌راه با یک «ماده بیولوژیکی کشنده» که قرار بود در ترور لومومبا از آن استفاده شود، به کنگو فرستاد. این ماده ویروسی که در یک «کیف دیپلماتیک» حمل‌ونقل شد، می‌توانست نوعی بیماری مرگ‌بار را ایجاد کند که بومی کنگو بود.

سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چند قربانی گرفته است
عکس یادگاری «هارمان» با زندانی‌ای که
زیر شکنجه، کشته شده است

طی سال‌های اخیر نیز کنگو همواره درگیر جنگی داخلی بود که توسط آمریکا و برخی کشورهای هم‌سایه این کشور تحریک شده است. آوریل سال 1977 گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر این‌که سازمان سیا مخفیانه به دنبال استخدام چندصد مزدور در آمریکا و انگلیس است تا بتوانند با ارتش کنگو هم‌کاری کنند. همان سال، آمریکا معادل 15 میلیون دلار تجهیزات نظامی به «موبوتو» رئیس‌جمهور کنگو کمک کرد. ماه مه سال 1979، واشنگتن چندین میلیون دلار دیگر به «موبوتو»یی داد که سه ماه قبل وزارت خارجه آمریکا به خاطر نقض حقوق بشر او را محکوم کرده بود. این کمک‌ها طی جنگ سرد هم ادامه پیدا کرد: معادل 100 میلیون دلار آموزش و 300 میلیون دلار تسلیحات نظامی[16].

 

27- کوبا

آمریکا 18 آوریل 1961 عملیات «خلیج خوک‌ها[17]» و حمله به کوبا را آغاز کرد و سه روز بعد، این عملیات با شکست به پایان رسید. با این وجود، برخی تخمین می‌زنند که در همین سه روز، 2000 تا 4000 نیروی کوبایی کشته شده‌اند. برآوردهای دیگری هم وجود دارد که نشان می‌دهد 1800 نیروی کوبایی تنها در یک بزرگ‌راه با بمب‌های آتش‌زای «ناپالم» کشته شده‌اند. به نظر می‌رسد این حادثه پیش‌زمینه‌ای برای «بزرگ‌راه مرگ» سال 1991 در عراق بوده است، زمانی که نیروهای آمریکا تعداد زیادی از عراقی‌ها را بی‌رحمانه در یک بزرگ‌راه کشتند.

 

28- گرانادا

سازمان سیا بی‌ثبات کردن گرانادا را از سال 1979 آغاز کرد، زمانی که «موریس بیشاپ» رئیس‌جمهور این کشور شد، اما حاضر نشد به تلاش‌های برای قرنطینه کوبا بپیوندد. اقدامات کاخ سفید علیه بیشاپ منجر به سرنگونی او و حمله آمریکا به گرانادا در تاریخ 25 اکتبر 1983 شد. این حمله 277 کشته در پی داشت[18]. دروغ‌هایی که این جنگ را ممکن کرد، یکی ساخت یک فرودگاه در گرانادا بود که می‌توانست برای حمله به آمریکا مورد استفاده قرار گیرد، و دیگری در معرض خطر بودن جان دانش‌جویان پزشکی آمریکایی در این جزیره.

سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چند قربانی گرفته است
هم‌سر و فرزند «مناضل الجمادی» زندانی عراقی که
در زندان ابوغریب جان خود را از دست داد

 

29- گواتمالا

سال 1951 «جاکوبو آربنز» به عنوان رئیس‌جمهور گواتمالا توسط مردم انتخاب شد. وی برخی از زمین‌هایی را که توسط شرکت «یونایتد فروت» آمریکا تصاحب شده بودند، از این شرکت پس گرفت. این کار او موجب شد تا یونایتد فروت کمپینی برای بی‌اعتبار کردن آربنز به راه بیندازد و حدود 300 مزدور را استخدام کند تا زیرساخت‌های گواتمالا از جمله ذخایر نفتی و قطارهای این کشور را از بین ببرند. سال 1954 بالأخره یک کودتا به دست سیا، آربنز را از قدرت برکنار و او را وادار به ترک کشور کرد. طی 40 سال بعد، رژیم‌های مختلف در گواتمالا هزاران نفر از مردم این کشور را کشتند.

واشنگتن‌پست سال 1999 گزارش داد که یک «کمیسیون روشنگری تاریخ» به این نتیجه رسیده که شمار کشته‌شدگان در گواتمالا بیش از 200 هزار نفر و تعداد موارد نقض حقوق بشر 42 هزار عدد (از جمله 29 هزار مورد منجر به مرگ) بوده و 92 درصد از این موارد توسط ارتش انجام شده است. این کمیسیون هم‌چنین گزارش داد که دولت آمریکا و سازمان سیا به دولت گواتمالا فشار آورده‌اند تا جنبش چریکی مخالف خود را با روش‌های بی‌رحمانه سرکوب کند[19].

طبق گزارش کمیسیون مذکور، تنها بین سال‌های 1981 تا 1983، دولت نظامی گواتمالا با حمایت مالی و پشتیبانی دولت آمریکا، در یک کمپین نسل‌کشی، حدود 400 روستای متعلق به مردم قوم «مایا» را نابود کرد. در یکی از اسنادی که به دست اعضای کمیسیون رسیده بود، یک مقام وزارت خارجه آمریکا در سال 1966، درباره «خانه امنی» توضیح می‌دهد که برای استفاده مأموران امنیتی گواتمالا و طرف‌های آمریکایی در نظر گرفته شده است. این مکان، مقر فرماندهی «جنگ کثیف» حکومت گواتمالا علیه «شورشیان چپ‌گرا» و همین‌طور «متحدان مشکوک» بوده است.

 

سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چند قربانی گرفته است
بخشی از شکنجه زندانیان در ابوغریب،
حمله سگ‌های نظامی به آن‌ها بود

 

30- لائوس

آمریکا بین سال‌های 1965 تا 1973 و هم‌زمان با جنگ ویتنام، به بیش از دو میلیون تن بمب بر سر مردم لائوس ریخت. این میزان بیش از تمام بمب‌هایی بود که در جنگ جهانی دوم توسط هر دو طرف استفاده شد. طی این جنگ که به خاطر هم‌زمان شدن با جنگ ویتنام و توجه اندکی رسانه‌ای، «جنگ مخفی» نام گرفت، بیش از یک چهارم از جمعیت لائوس پناهنده شدند. طبق اندک برآوردهای موجود در این‌باره، صدها هزار نفر در این بمباران‌ها کشته شده‌اند[20]. این یعنی دست‌کم 200 هزار نفر.

 

31- مجارستان

سال 1956، مجارستان، یکی از کشورهای هم‌مرز با شوروی، علیه این اتحاد شورش کرد. طی مدت این شورش‌ها برنامه‌های «رادیو اروپای آزاد» درون این کشور، گاهاً لحن تهاجمی داشت و شورشیان را به سوی این باور سوق می‌داد که حمایت غرب بسیار نزدیک است. حتی برخی مشاوره‌های تاکتیکی هم به مردم این کشور داده می‌شد تا بدانند چگونه با شوروی مبارزه کنند. نتیجه افزایش این امیدها، قطع یک‌باره آن‌ها به دست شوروی بود[21]، زمانی که حدود 3000 نفر از هر دو طرف جنگ کشته شدند[22] (هم‌چنین به توضیحات ویتنام مراجعه کنید).

 

32- نپال

پیش از ورود حدود 8400 سلاح ام-16 آمریکایی و مشاوران این کشور به جنگ داخلی در نپال، بین 8 تا 12 هزار نپالی جان خود را از دست داده بودند. با این وجود، پس از باز شدن پای آمریکایی‌ها به جنگ، آمار این تلفات به شدت افزایش پیدا کرد. سال 2002، پس از آغاز دور جدیدی از این جنگ داخلی، جورج بوش پسر[23] لایحه‌ای را به کنگره برد و مجوز اعطای 20 میلیون دلار کمک نظامی به دولت این کشور را گرفت تا بر ابعاد جنگ داخلی بیفزاید.

سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چند قربانی گرفته است
خالکوبی پرچم رژیم صهیونیستی روی بازوی یکی از نگهبانان ابوغریب

 

33- نیکاراگوئه

سال 1981 ساندینیست‌ها، دولت «سوموزا» را در نیکاراگوئه سرنگون کردند[24] و تا سال 1990 حدود 25 هزار نفر در نیکاراگوئه طی درگیری مسلحانه میان دولت ساندینیست‌ها و شورشیان «کنترا» (متشکل از بقایای دولت سوموزا) کشته شدند. استفاده کنتراها از دفترچه‌های راه‌نمای ترور، سال 1984 افشا شد. آمریکا از نوامبر سال 1981 کمک‌های نظامی مخفیانه به کنتراها را آغاز کرد، اما سال 1983 وقتی کنگره متوجه شد سازمان سیا بدون اطلاع کنگره، اقدامات خراب‌کارانه در نیکاراگوئه مرتکب شده است، «متمم بولاند» را تصویب و سیا، وزارت دفاع و سازمان‌های دولتی دیگر را از ارائه هر نوع کمک نظامی مخفیانه منع کرد[25].

با این وجود، راه‌های دیگری برای فرار از این ممنوعیت پیدا شد. از جمله شورای امنیت ملی که در متمم کنگره نامی از آن برده نشده بود، اقدام به جذب بودجه خارجی برای کنتراها کرد. هم‌چنین طی آن‌چه به «ماجرای ایران-کنترا» مشهور شد، دولت آمریکا به ایران سلاح فروخت و درآمد حاصل از آن را به کنتراها داد تا بتوانند به شورش علیه دولت ساندینیست‌ها ادامه دهند[26]. نهایتاً در رأی‌گیری سال 1990، مردم نیکاراگوئه ساندینیست‌ها را از قدر کنار گذاشتند تا شاید حمایت آمریکا از کنتراها که زندگی شهروندان نیکاراگوئه را مختل کرده بود، پایان یابد.

 

34- هائیتی

طی سال‌های 1957 تا 1986 وقتی «پاپا داک دووالیه» و بعدها پسرش در هائیتی حکومت می‌کردند، نیروهای تروریستی و خصوصی‌شان بین 30 تا 100 هزار نفر را کشتند[27]. میلیون‌ها دلار کمک طی همین سال‌ها توسط سازمان سیا و به شکل مخفیانه از طریق اسرائیل به دولت هائیتی اعطا شد تا جنبش‌های مردمی را سرکوب کند. طی دولت‌های بعدی، شمار قربانیان باز هم افزایش یافت و هم‌زمان، نفوذ آمریکا و به خصوص سیا در هائیتی هم ادامه پیدا کرد.

اوایل دهه 1990 «ژان برتراند آریستید» یک کشیش سیاه‌پوست با 67 درصد از آرای مردم به ریاست‌جمهوری انتخاب شد. وی که بر کشوری عمدتاً سیاه‌پوست حکومت می‌کرد و برنامه‌هایی اجتماعی‌ برای کمک به فقرا و پایان دادن به فساد داشت[28]، خیلی زود با مخالفت اقلیت سفیدپوست در هائیتی مواجه شد و آمریکایی‌ها او را از قدرت پایین کشیدند. وی بعدها باز هم توانست به قدرت برسد، اما بار دیگر واشنگتن او را سرنگون کرد. آریستید اکنون در آفریقای جنوبی زندگی می‌کند.

سیاست‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چند قربانی گرفته است
جمجمه یک قربانی عراقی که در آتش سوخته است

 

35- هندوراس

سازمان سیا طی دهه 1980 از گردان 316 در هندوراس حمایت می‌کرد. این گردان مسئول ربودن، شکنجه و قتل صدها شهروند هندوراسی بود. تجهیزات و کتابچه‌های راه‌نمای شکنجه را پرسنل آرژانتینی سازمان سیا در کنار هم‌کاری با عوامل آمریکا برای آموزش نیروهای هندوراسی فراهم می‌کردند. حدود 400 نفر به همین شکل جان خود را از دست دادند[29] تا نمونه دیگری از شکنجه در جهان با حمایت مالی آمریکا ثبت شود[30].

گردان 316 از دستگاه‌های شوک و خفگی در بازجویی استفاده می‌کرد. اعضای این گردان، زندانیان را اغلب برهنه نگه می‌داشتند و وقتی یک زندانی دیگر برایشان فایده‌ای نداشت، او را می‌کشتند و در یک گور بی‌نام دفن می‌کردند. اسناد افشا شده و منابع دیگر نشان می‌دهد سازمان سیا و سفارت آمریکا از این جنایات باخبر بوده‌اند، اما باز هم از گردان 316 حمایت و با رهبران آن هم‌کاری می‌کرده‌اند[31]. اوایل دهه 1985، کمک‌های نظامی آمریکا به هندوراس از 4 میلیون دلار به 77.4 میلیون دلار افزایش پیدا کرد، در حالی که سفیر آمریکا در هندوراس سال 1981 گفته بود از ترورهایی که با حمایت و مجوز رسمی انجام می‌شود، به شدت نگران است[32].

 

36- ویتنام

آمریکایی مخالف اتحاد دو ویتنام شمالی و جنوبی بودند و از دولت «دیم» در ویتنام جنوبی حمایت می‌کردند. آگوست سال 1964 سازمان سیا و برخی دیگر، کمک کردند تا حمله‌ای ساختگی به دو کشتی جنگی آمریکایی در خلیج «تونکین» شکل بگیرد و این بهانه‌ای برای دخالت بیش‌تر آمریکا در ویتنام شد[33].

طبق اظهارات دولت ویتنام در سال 1995، طی جنگ آمریکا با ویتنام 5.1 میلیون نفر غیرنظامی و پرسنل نظامی[34]، از جمله ساکنین روستای «مای لای»، قتل‌عام شدند. از آن‌جایی که این درگیری‌ها 2.7 میلیون نفر هم از مردم کامبوج و لائوس قربانی گرفت، برآوردهای کلی درباره کشته‌شدگان جنگ ویتنام، رقم 7.8 میلیون نفر را نشان می‌دهد.

 

37- یوگسلاوی

یوگسلاوی، فدراسیونی از چند جمهوری سوسیالیست بود و از آن‌جا که طی جنگ سرد روابط خوبی با شوروی نداشت، آمریکایی‌ها از این کشور حمایت می‌کردند. با این حال، هم‌زمان با فروپاشی اتحاد شوروی، یوگسلاوی هم دیگر فایده‌ای برای آمریکا نداشت. بنابراین آمریکا و آلمان با سیاست تفرقه و حکومت، سعی کردند اقتصاد سوسیالیستی یوگسلاوی را به یک اقتصاد کاپیتالیستی تبدیل کنند.

وجود قوم‌ها و مذاهب مختلف در یوگسلاوی موجب شد تا آمریکا به راحتی از این تفاوت‌ها استفاده کند و جنگ‌های متعددی را به راه بیندازد که نهایتاً منجر به انحلال یوگسلاوی شد. برآوردها درباره جنگ‌هایی که در یوگسلاوی به دست آمریکا یا با دخالت این کشور ایجاد شد عبارتند از: 250 هزار نفر در بوسنی، 15 هزار نفر در کرواسی و 500 تا 5000 نفر در کوزوو.

 

همان‌طور که در ابتدای گزارش هم اشاره شد، برآورد دقیق‌تر از آمار قربانیان جنگ‌های آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم باید شامل کشته‌شدگان بر اثر کودتاهای سیا در سراسر دنیا نیز شود. گزارش‌های مشرق درباره این کودتاها را می‌توانید از این‌جا و این‌جا بخوانید.



[1]America’s Wars Have Killed 20-30 Million People Since WW2 Link

[2]Deaths In Other Nations Since WW II Due To US Interventions Link

[3]Post-1967 Palestinian & Israeli deaths from occupation & violence Link

[4]Covert Operations and the CIA's Hidden History in the Philippines Link

[5]A Century of Crimes Against the Filipino People Link

[6]President Richard Nixon, Henry Kissinger, and the Bombing of Cambodia Link

[7]Averaging Wrong Answers: Noam Chomsky and the Cambodia Controversy Link

[8]Revisiting Korea: Exposing Myths of the Forgotten War, Part 1 Link

[9]Chinese Winter Offensive in Korean War Link

[10]Korean War Link

[11]Exploring the Environment: Korean Enigma Link

[12]History of U.S. Sabotage of Korean Peace and Reunification Link

[13]Still seeing red: the CIA fosters death squads in Colombia Link

[14]The Democratic Republic of Congo Link

[15]Killing Hope: U.S. Military and CIA Interventions Since World War II Link

[16]Report: U.S. Arms to Africa and the Congo War Link

[17]Bay of Pigs Invasion Link

[18]The US Invasion of Grenada Link

[19]Papers Show U.S. Role in Guatemalan Abuses Link

[20]US War Crimes in Indochina and Our Troubled National Soul Link

[21]The 1956 Hungarian Revolution: A History in Documents Link

[22]Hungarian Revolution of 1956 Link

[23]Nepal & the Bush Administration: Into Thin Air Link

[24]Timeline: Nicaragua Link

[25]Nicaragua 1981-1990: Destabilization in slow motion Link

[26] Iran–Contra affair Link

[27]François Duvalier Link

[28]Haiti, 1986-1994: Who will rid me of this turbulent priest? Link

[29]Reports by Country: Honduras Link

[30]Torture Gets The Silence Treatment Link

[31]Unearthed: Fatal Secrets Link

[32]Negroponte's Time In Honduras at Issue Link

[33]Gulf of Tonkin incident Link

[34]Casualties - US vs NVA/VC Link


 
جمع‌آوری ۱۷۷ دستگاه ماهواره توسط جوان گچ‌کار قمی
ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

به گزارش سایت قم فردا؛ همیشه برای به حرکت در آمدن و منشا تحول بودن، نیاز به گذر زمان و فراهم شدن مقدمات و بسترهای آن چنانی نیست، چه آن که گاه حضور در یک جلسه و شنیدن تنها یک حرف و سخن می شود تلنگری برای آدمی تا به خود آید و دیگران را نیز به خود آورد و در این فرآیند بیداری و روشنگری، اقدامات بزرگی رقم بخورد.

 

شاید برایتان جالب باشید که بدانید یک گچکار ساختمان که به ظاهر سواد چندانی هم ندارد با حضور در یکی از برنامه های بصیرتی بسیج و احساس تکلیف درباره یکی از معضلات بسیار جدی امروز جامعه ما در طول تنها هفت ماه با همت و تلاش خود و البته توکل بر خدا، بتواند عاملی شود که مردم 177 ماهواره را از بساط زندگی خود جدا کرده و به او تحویل دهند و به جایش دستگاه گیرنده دیجیتال بگیرند؛ ماهواره یا همان دجال واره ای که با جمع آوری آن، دست کم 177 خانواده قمی از یک خطر عظیم و بالقوه رهانیده شده و سلامت فرهنگی و اعتقادی آن از این حیث مصون مانده است.

 

حسین زرقانیان ، متولد سال 66  اهل محله امامزاده سید علی(ع) یا به قول قمی ها شاه سید علی است و  حدود 18 سال است که به شغل گچکاری مشغول است و سه سالی هم می شود که در پایگاه 4 شهید نظری ثابت ، مدال افتخار بسیجی بودن را با خود حمل می کند.

در موسم عصرگاهی یکی از روزهایی که از سر کار برگشته بود و قاعدتاً خسته به نظر می رسید اما مشتاقانه در منزل محقر استیجاری خود که زیرزمین کوچکی بود، پذیرای ما در یک مصاحبه دلنشین شد تا برایمان بگوید از عزم و همتی که اگر باشد و ممزوج شود با احساس مسئولیت یک بسیجی آن وقت کارهایی می شود کرد که شاید فقط در آمار و بیان ، گفتنش آسان باشد.

او در آغاز از اولین جرقه شروع این فعالیت بسیجی وار و خداپسندانه خود سخن گفت:

تلنگری کافی بود برای گچکار قصه ما!

«یک روز که به حوزه 2 بسیج شهید قربانی رفته بودیم ، آقای بابایی مسئول این حوزه برای بچه ها سخنرانی داشت و درباره آسیب ها و خطرات ماهواره برای افراد و جامعه و به ویژه خانواده ها صحبت می کرد.

در حین سخنان ایشان به ذهنم رسید بلند شوم و نکته ای را بگویم ؛ یک باره ناخودآگاه وسط سخنان ایشان پریده و گفتم اگر شما اجازه دهید می توانم در جمع آوری ماهواره ها که به آن دجالواره می گویند کمک کنم.

 

 

ایشان هم استقبال کرد و کار را شروع کردم. همان جا هم البته عرض کردم که بنده چون بچه پایین شهر هستم و خلق و خو و زبان و مرام مردم این منطقه محروم و فقیرنشین را بهتر می فهمم می دانم که چطور این کار را انجام دهم که انشاالله نتیجه خوبی هم در برداشته باشد.

در آغاز کار برگه های کاغذی کوچکی چاپ کردم و شبانه آن ها را در منازل می ریختم تا مردم متوجه اصل قضیه بشوند

روی برگه ها هم فقط نوشته بودم که ماهواره خود را تحویل بدهید تا یک دستگاه گیرنده دیجیتال به شما بدهیم و زیر برگه ها نیز شماره تماس خودم را قید کردم.

این کار را از هفت ماه پیش شروع کردم و در این کار حتی اقوام خودمان و آشنایان که در شهرهای دیگر بودند را نیز مطلع کردم و به تدریج استقبال خوبی از این طرح شد.

واقعاً چه آن موقع و چه حالا همیشه در این مدت احساسم این بوده که حداقل وظیفه ام در شرایط فعلی جامعه این کار به منظور امر به معروف و نهی از منکر است و خدا هم کمک کرد و به تنهایی 177 دجال واره جمع آوری کردم.»

حواسم بود تا همه لوازم ماهواره را تحویل بگیرم

«البته مراقب بودم که وقتی ماهواره را تحویل می گیریم، همه لوازم آن اعم از دیش ، ال ان بی، ریسیور در آن موجود باشد تا کسی حالا نخواهد فقط آن دایره زنگی اش را تحویل دهد.

به عنوان یک بچه مسلمان و یک بچه شیعه، وقتی بدی های ماهواره را دیدم نمی توانستم بی تفاوت بنشینم و بگویم به من چه،

دوست داشتم مردم به جای نشستن پای برنامه های ماهواره برنامه های تلویزیون خودمان را نگاه کنند که در حال حاضر حدود 20 شبکه تلویزیونی آن توسط دستگاه دیجیتال قابل دریافت است.

بنده خودم ماهواره نداشته ام اما شنیدم که برنامه های شبکه های ماهواره ای به ویژه فیلم های سینمایی و سریال های ترکی و آمریکایی آن مروج روابط نادرست و نامشروع و ترویج عشق بازی های هوس آلود میان جوانان است.

در حین دریافت ماهواره و صحبت هایی که با برخی مردم می کردیم نیز بعضاً نوع برخوردها هم جالب و گاهی هم آزار دهنده بود اما مرا خسته نمی کرد.»

 

 

از تُرشرویی تا عذرخواهی راهی نیست!

«چند وقت پیش یک خانمی با بنده تماس گرفت و به این طرح مشکوک بود که بنده صحبت کردم در خصوص مضرات ماهواره و این که چه بلایی به بر سر بچه های ما می آورد. گویا به مذاق ایشان صحبت های من خوش نیامد که به همین خاطر هم بعد از چند دقیقه صحبت کردن، خلاصه یک طعنه و بد و بیراهی هم نصیبمان کرد و با عصبانیت تلفن را قطع کرد.

دو هفته بعد خود همین بنده خدا تماس گرفت و ضمن عذرخواهی گفت دختر من که تا حالا سابقه نداشته به من بی احترامی کند ، تحت تاثیر ماهواره بنای ناسازگاری و بی احترامی و من از این بابت، خیلی نگران هستم و فکر می کنم به خاطر دیدن همین برنامه های ماهواره ای است.

من هم به ایشان گفتم که دختر یا پسر شما به خاطر این برنامه های نامناسب، رابطه شان به تدریج با شما سرد و بد شده و چه بسا که با غریبه ها ارتباط برقرار کنند که خودش عوارض بدتری به همراه دارد و به جای این که پسرتان یا دخترتان با شما و پدرش درد دل کند برود با یک دختر ناباب یا یک جوان معتاد مواد مخدر فروش هم صحبت شود.این ها را که گفتم مصمم تر شد و گفت بیایید ماهواره ام را ببرید.

چندی بعد از سوی فرمانده حوزه به عنوان مسئول امر به معروف حوزه منصوب شدم و کارها را با جدیت بیشتری ادامه دادیم.»

رمز کار صداقت است و صمیمیت

وقتی از او پرسیدم چگونه مردم به شما اعتماد کرده و در تحویل ماهواره ها همراهی می کنند ، گفت: «فقط این را خدمت شما بگویم که باید صادقانه با مردم حرف بزنید. با وجود همه مشکلات و مفاسدی که جامعه ما را در بر گرفته است اما عامه مردم و والدین علاقه مند به سرنوشت خانواده و فرزندانشان هستند اما باید آن ها را روشن کرد و عمق فاجعه در دیدن ماهواره را برایشان بیان کرد.

از سویی هم بعضاً افرادی هستند که بیشتر به دنبال سوء استفاده اند؛ به عنوان مثال یک بنده خدایی حتی به من گفت که من ماهواره ها را از شما می گیرم و به جایش دستگاه دیجیتال بهتان می دهم که بنده از این حرف به شدت ناراحت شده و گفتم با این کار من به خانواده ها ضربه می زنم چون معلوم نیست که این ماهواره ها سر از کجا در بیاورد و چند خانواده دیگر را بدبخت کند.

وقتی افراد هم تماس می گیرند یا به صورت حضوری ارتباط برقرار می کنیم به آن ها می گویم که این فعالیت ما از طرف بسیج و با هماهنگی سپاه است؛ با این حال برخی افراد ناآگاه به ویژه ماه های اول ، زیاد طعنه و تیکه و لیچار بارم می کردند اما واقعاً برایم مهم نبود اما الان وضع به گونه ای شده که احساس می کنم این قدر تماس زیاد شده باید خط خودم را عوض کنم!»

 

چشمداشت و توقعی نداشته و ندارم

«خدا را شاهد می گیرم که هیچ گاه چشمداشت و نگاه کاسب کارانه به این موضوع نداشتم، بلکه احساسم این بوده که حداقل با این کار من چند نفر ممکن است به راه راست کشیده شوند. همین برایم کافی است و این که خدا و اهل بیت(ع) از دستم راضی باشد.

حقیقتاً امروز ماهواره ها بلایی سر خانواده ها آورده که هر انسان منصف و واقع بینی نمی تواند نسبت به آن ها بی توجه و بی تفاوت باشد. حرف من به برخی از دوستان در بسیج نیز این بوده که اهالی مسجد عموماً اهل ماهواره نیستند و لذا ما به جای روشنگری صرف در مسجد باید به سراغ افراد در کف جامعه و کوچه و خیابان برویم و چهره به چهره یا از طریق اطلاع رسانی آن ها را آگاه کنیم تا بیایند و ماهواره های خود را تحویل دهند.

به من گاهی زنگ می زنند و حضوری پیش طرف می روم و به آن ها درباره هدف از این کار توضیح می دهم و بعد که قانع شدند، خودشان با کمال میل دستگاه ماهواره را جمع کرده و تحویل بنده می دهند و ما هم یک دستگاه گیرنده دیجیتال آن هم به عنوان هدیه این کار فرهنگی به آن ها می دهیم.»

بهانه های برخی خانواده ها منطقی نیست

صحبتش به این جا که رسید از دیدگاه های متفاوت برخی خانواده ها و اصرارشان برای ماهواره دیدن سخن گفت و ادامه داد: «برخی از خانواده ها که تعدادشان هم کم نیست برای تحویل ماهواره بهانه می آورند که مثلاً بچه ام فلان شبکه کارتونی ماهواره را می بیند و سرگرم می شود و فلان پسر جوانم تفریح و کاری ندارد و با برنامه های فلان شبکه اش سرگرم می شود که به آن ها می گویم خدا وکیلی این ها بیشتر بهانه است و گرنه همین برنامه ها را با شکل بهتر و مناسب تر شبکه های داخلی خودمان نشان می دهد.

در طول زندگی 29 ساله ام خانواده های زیادی را دیده ام که با ماهواره بدبخت شده و بچه هایشان به سمت و سوی رفته اند که همه اش پشیمانی بارآمده است و لذا از خدا می خواهم که هر چه بیشتر کمکم کند بیش از این ها بتوانم دستگاه های ماهواره را از داخل خانه ها جمع کنم.»

احساس وظیفه حتی در مراسم ختم مادر

وقتی از او می پرسم که واقعاً از انجام این کار با وجود گرفتاری های شغلی و طعنه و کنایه ها و متلک های دیگران خسته نشدی، بلافاصله جواب می دهد:« نه، با جان و دل هم این کار را انجام می دهم.

شاید باورش برایتان سخت باشد اما وقتی مادرم به رحمت خدا رفت سر مراسم ختم ایستاده بودم که با من تماس گرفتند برای تحویل ماهواره، من سریع رفتم و دستگاه را از آن ها دریافت کردم و با خود گفتم این کار واجب تر از ختم است ؛ به هر حال برای ختم برادرانم هستند ولی این کار شاید باعث عاقبت به خیری یک خانواده و یا دست کم یک جوان شود.»

انحراف پای فرزند و هزینه های بالای درمان

«خدا بعد از دو دختر یک پسر به من داده که الان حدود دو ماهش است اما متاسفانه مشکل انحراف پا دارد و هفته ای حدود 300 هزار تومان هزینه درمان بیمارستانش را می دهم با این حال خدا را شاکرم و این ها باعث نشده که در انجام این کار فرهنگی سست شده و بی انگیزه شوم. توقعی هم از کسی ندارم همین که آن بالایی هوایمان را دارد برای کافی است.

من کاری به کسی ندارم که چطور زندگی و فکر می کنند ؛ هدفم این است که ماهواره را از داخل زندگی افراد بیرون بیاورم چون می دانم و دیده ام که چه بلایی بر سر خانواده ها می آورد.

کسی را سراغ دارم که می گفت هفده روز دخترم از خانه فرار کرده بود و خودش هم می گفت شک ندارم که تحت تاثیر همین سریال های ماهواره ای قرار داشته است.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید برخی خانواده ها که شاید به ظاهرشان هم نخورد ماهواره  در خانه داشته اند اما وقتی آن را به بنده تحویل دادند برخی هایشان در حال حاضر رابط بنده درباره جمع آوری ماهواره ها شده اند.

بهترین کار صبحت کردن و آگاهی دادن مردم و جوانان آن هم با حالت صمیمانه و اخلاق خوش است و خود من که حرف های قلمبه سلمبه بلد نیستم اما یاد گرفتم که رک و پوست کنده با مردم صحبت کنم.»

اصرار بر انجام خدمت آن هم در گمنامی

«از روز اول هم گفته ام که این کار ما گمنام است و به خانواده ها هم اطمینان داده ام که با تحویل ماهواره ها مشکلی برایشان پیش نمی آید و قرار نیست خدای ناکرده بخواهیم آبروی کسی را ببریم یا آمارش را به جایی بدهیم که بعد برایش دردسر بشود.

در حوالی همین منزل ما ، آپارتمان سازی های زیادی انجام می شود و در برخی بلوک ها ارتباط گیری سخت بوده اما با نگهبان مجموعه ها و برخی افراد که ارتباط گرفته ایم با وجود دشواری و مقاومت برخی افراد، موفقیت هایی نیز داشته ایم.

به عنوان مثال بنده خدایی چند وقت پیش با بنده تماس گرفت و قسم می خورد که ده بار تا حالا مامور به خانه ما ریخته و ماهواره ام را بُرده اند و عین ده بار آن را خریده ام، اما رفتاری که از شما دیدم خوشم آمد و بعد با هم صمیمی شدیم و رفاقتی میانمان شکل گرفت.

خود این فرد می گفت که من دیگر خسته شدم از ماهواره و دوست ندارم زن و بچه ام برنامه های آن را ببیند.»

بلایای ماهواره را باید برای خانواده ها بگوییم تا روشن شوند

«واقعیتش هم آن است که مردم اگر حقیقت یک مساله را بدانند آن را می پذیرند ؛ البته این را هم لازم می دانم بگویم که متاسفانه یک مقدار در میان برخی از ما ، غرور و چشم هم چشمی کار را خراب می کند و شاید هم بعضاً تفریحات مناسب کم تر باشد و گرنه اگر ما کار فرهنگی کنیم و مردم را آگاه کنیم و تفریحات خوب و اسلامی بگذاریم بسیاری از مردم از ماهواره ها و سایت های مبتذل اینترنتی خسته و بُریده می شوند.

اتفاقاً به نظر من خانم ها در این خصوص حساس تر هستند . همین چند هفته پیش بود که یک خانمی با من تماس گرفت و می خواست ماهواره اش را تحویل دهد . می گفت این کار را به دور از چشم شوهرم انجام می دهم چرا که شوهرم وسواس و عادت پیدا کرده به ماهواره و دل کندن از آن برایش سخت شده است؛ خُب این مساله نشان می دهد که اگر بانوان نسبت به مضرات ماهواره توجیه شوند همکاری بسیار بهتری هم خواهند داشت، چون بحث حفظ کیان خانواده پیش می آید و شوخی بردار هم نیست.»

لزوم تداوم کمک مالی برای خرید گیرنده دیجیتال

سخنی هم با مسئولان داشت آن جا که خواست تا حوزه ها و پایگاه های بسیج را در این طرح تقویت مالی کنند و البته افزود: « به هر حال هر چقدر ما گیرنده دیجیتال تحویل مردم دهیم راحت تر می توانیم ماهواره ها را جمع کنیم. به هر حال باید یک مشوق و انگیزه ای هم باشد تا افراد به سمت برنامه ها و شبکه های داخلی گرایش پیدا کنند.

به شخصه همان طور که وقتی ماهواره را تحویل می گیرم دقت می کنم که کامل باشد از آن سو نیز وقتی دستگاه دیجیتال را به مردم می دهم خودم چک می کنم که کاملاً سالم و با گارانتی باشد چون معتقدم این کار باعث جلب اعتماد مردم می شود و از سویی من هم مدیون آن ها نمی شوم.»

وقتی از او درباره حمایت خیرین از چنین طرح های سوال می کنم ، ابراز داشت: «در همین حوزه 2 چندبار پول برای کمک به خرید گیرنده دیجیتال جمع آوری شده و برخی بچه ها و افراد دست به خیر کمک کرده اند، ضمن آن که بنده شاهد بودم که خود شخص فرمانده حوزه نیز حدود 10 میلیون تومان در همین خصوص از جیب شخصی خرج کرده است.»

از 6 عصر تا نیمه شب وقتم را وقف این کار کرده ام

«خودم هم از ساعت 6 بعد از ظهر که از سر کار برمی گردم تا نیمه شب، وقت زندگی ام را وقف این کار کرده ام و در دید و بازدید ها و جلسات فامیلی نیز برای اقوام و دوستان بارها درباره ضرر و عوارض بد ماهواره صحبت کرده ام و گاهی نیز بسته های فرهنگی از بسیج گرفته و بینشان توزیع کرده ام که کم و بش مفید بوده اند اما مهم تر از آن صحبت رودر رو و همان خوش برخوردی است که تاکنون جواب داده است.»

زندگی در سختی اما با عزت و قناعت

گچکار غیرتمند داستان ما سه فرزند دارد که به ترتیب سن نام هایشان هانیه، هستی و رضا است؛ او وجود این دسته گل ها را نعمت خدا و عامل برکت او دانسته و معتقد است:« لطف و عنایت خدا را همیشه در زندگی احساس کرده ام ؛ الان هم در این زیرزمین مستاجر هستم و بارها پیش آمده که شرایط زندگی سخت بوده و به قول معروف به مو رسیده اما پاره نشده است ؛ احساس می کنم خداوند هوایم را در همه حال دارد و نگذاشته که زمین بخورم.

سعی کرده ام با قناعت زندگی کنم و خدا را شکر دستم پیش کسی دراز نیست.»


 
فیلم/ پدر متهم به قتل ستایش: هر چه قانون حکم کند می‌پذیریم
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

پدر متهم به قتل «ستایش»: با دست خودم پسرم را تحویل پلیس دادم و هر چه قانون حکم کند می‌پذیریم.قتل ستایش قتل فرزند خود من است.

مادر متهم : فرزند من 15 سال دارد/ ما با خانواده ستایش رفت و آمد داشتیم. پسرم گفت مادر من را شیطان گول زد و باید خودم را به پلیس معرفی کنم.


 
← صفحه بعد
 
 
تبلیغ ویـژه