الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

جمع‌آوری ۱۷۷ دستگاه ماهواره توسط جوان گچ‌کار قمی
ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

به گزارش سایت قم فردا؛ همیشه برای به حرکت در آمدن و منشا تحول بودن، نیاز به گذر زمان و فراهم شدن مقدمات و بسترهای آن چنانی نیست، چه آن که گاه حضور در یک جلسه و شنیدن تنها یک حرف و سخن می شود تلنگری برای آدمی تا به خود آید و دیگران را نیز به خود آورد و در این فرآیند بیداری و روشنگری، اقدامات بزرگی رقم بخورد.

 

شاید برایتان جالب باشید که بدانید یک گچکار ساختمان که به ظاهر سواد چندانی هم ندارد با حضور در یکی از برنامه های بصیرتی بسیج و احساس تکلیف درباره یکی از معضلات بسیار جدی امروز جامعه ما در طول تنها هفت ماه با همت و تلاش خود و البته توکل بر خدا، بتواند عاملی شود که مردم 177 ماهواره را از بساط زندگی خود جدا کرده و به او تحویل دهند و به جایش دستگاه گیرنده دیجیتال بگیرند؛ ماهواره یا همان دجال واره ای که با جمع آوری آن، دست کم 177 خانواده قمی از یک خطر عظیم و بالقوه رهانیده شده و سلامت فرهنگی و اعتقادی آن از این حیث مصون مانده است.

 

حسین زرقانیان ، متولد سال 66  اهل محله امامزاده سید علی(ع) یا به قول قمی ها شاه سید علی است و  حدود 18 سال است که به شغل گچکاری مشغول است و سه سالی هم می شود که در پایگاه 4 شهید نظری ثابت ، مدال افتخار بسیجی بودن را با خود حمل می کند.

در موسم عصرگاهی یکی از روزهایی که از سر کار برگشته بود و قاعدتاً خسته به نظر می رسید اما مشتاقانه در منزل محقر استیجاری خود که زیرزمین کوچکی بود، پذیرای ما در یک مصاحبه دلنشین شد تا برایمان بگوید از عزم و همتی که اگر باشد و ممزوج شود با احساس مسئولیت یک بسیجی آن وقت کارهایی می شود کرد که شاید فقط در آمار و بیان ، گفتنش آسان باشد.

او در آغاز از اولین جرقه شروع این فعالیت بسیجی وار و خداپسندانه خود سخن گفت:

تلنگری کافی بود برای گچکار قصه ما!

«یک روز که به حوزه 2 بسیج شهید قربانی رفته بودیم ، آقای بابایی مسئول این حوزه برای بچه ها سخنرانی داشت و درباره آسیب ها و خطرات ماهواره برای افراد و جامعه و به ویژه خانواده ها صحبت می کرد.

در حین سخنان ایشان به ذهنم رسید بلند شوم و نکته ای را بگویم ؛ یک باره ناخودآگاه وسط سخنان ایشان پریده و گفتم اگر شما اجازه دهید می توانم در جمع آوری ماهواره ها که به آن دجالواره می گویند کمک کنم.

 

 

ایشان هم استقبال کرد و کار را شروع کردم. همان جا هم البته عرض کردم که بنده چون بچه پایین شهر هستم و خلق و خو و زبان و مرام مردم این منطقه محروم و فقیرنشین را بهتر می فهمم می دانم که چطور این کار را انجام دهم که انشاالله نتیجه خوبی هم در برداشته باشد.

در آغاز کار برگه های کاغذی کوچکی چاپ کردم و شبانه آن ها را در منازل می ریختم تا مردم متوجه اصل قضیه بشوند

روی برگه ها هم فقط نوشته بودم که ماهواره خود را تحویل بدهید تا یک دستگاه گیرنده دیجیتال به شما بدهیم و زیر برگه ها نیز شماره تماس خودم را قید کردم.

این کار را از هفت ماه پیش شروع کردم و در این کار حتی اقوام خودمان و آشنایان که در شهرهای دیگر بودند را نیز مطلع کردم و به تدریج استقبال خوبی از این طرح شد.

واقعاً چه آن موقع و چه حالا همیشه در این مدت احساسم این بوده که حداقل وظیفه ام در شرایط فعلی جامعه این کار به منظور امر به معروف و نهی از منکر است و خدا هم کمک کرد و به تنهایی 177 دجال واره جمع آوری کردم.»

حواسم بود تا همه لوازم ماهواره را تحویل بگیرم

«البته مراقب بودم که وقتی ماهواره را تحویل می گیریم، همه لوازم آن اعم از دیش ، ال ان بی، ریسیور در آن موجود باشد تا کسی حالا نخواهد فقط آن دایره زنگی اش را تحویل دهد.

به عنوان یک بچه مسلمان و یک بچه شیعه، وقتی بدی های ماهواره را دیدم نمی توانستم بی تفاوت بنشینم و بگویم به من چه،

دوست داشتم مردم به جای نشستن پای برنامه های ماهواره برنامه های تلویزیون خودمان را نگاه کنند که در حال حاضر حدود 20 شبکه تلویزیونی آن توسط دستگاه دیجیتال قابل دریافت است.

بنده خودم ماهواره نداشته ام اما شنیدم که برنامه های شبکه های ماهواره ای به ویژه فیلم های سینمایی و سریال های ترکی و آمریکایی آن مروج روابط نادرست و نامشروع و ترویج عشق بازی های هوس آلود میان جوانان است.

در حین دریافت ماهواره و صحبت هایی که با برخی مردم می کردیم نیز بعضاً نوع برخوردها هم جالب و گاهی هم آزار دهنده بود اما مرا خسته نمی کرد.»

 

 

از تُرشرویی تا عذرخواهی راهی نیست!

«چند وقت پیش یک خانمی با بنده تماس گرفت و به این طرح مشکوک بود که بنده صحبت کردم در خصوص مضرات ماهواره و این که چه بلایی به بر سر بچه های ما می آورد. گویا به مذاق ایشان صحبت های من خوش نیامد که به همین خاطر هم بعد از چند دقیقه صحبت کردن، خلاصه یک طعنه و بد و بیراهی هم نصیبمان کرد و با عصبانیت تلفن را قطع کرد.

دو هفته بعد خود همین بنده خدا تماس گرفت و ضمن عذرخواهی گفت دختر من که تا حالا سابقه نداشته به من بی احترامی کند ، تحت تاثیر ماهواره بنای ناسازگاری و بی احترامی و من از این بابت، خیلی نگران هستم و فکر می کنم به خاطر دیدن همین برنامه های ماهواره ای است.

من هم به ایشان گفتم که دختر یا پسر شما به خاطر این برنامه های نامناسب، رابطه شان به تدریج با شما سرد و بد شده و چه بسا که با غریبه ها ارتباط برقرار کنند که خودش عوارض بدتری به همراه دارد و به جای این که پسرتان یا دخترتان با شما و پدرش درد دل کند برود با یک دختر ناباب یا یک جوان معتاد مواد مخدر فروش هم صحبت شود.این ها را که گفتم مصمم تر شد و گفت بیایید ماهواره ام را ببرید.

چندی بعد از سوی فرمانده حوزه به عنوان مسئول امر به معروف حوزه منصوب شدم و کارها را با جدیت بیشتری ادامه دادیم.»

رمز کار صداقت است و صمیمیت

وقتی از او پرسیدم چگونه مردم به شما اعتماد کرده و در تحویل ماهواره ها همراهی می کنند ، گفت: «فقط این را خدمت شما بگویم که باید صادقانه با مردم حرف بزنید. با وجود همه مشکلات و مفاسدی که جامعه ما را در بر گرفته است اما عامه مردم و والدین علاقه مند به سرنوشت خانواده و فرزندانشان هستند اما باید آن ها را روشن کرد و عمق فاجعه در دیدن ماهواره را برایشان بیان کرد.

از سویی هم بعضاً افرادی هستند که بیشتر به دنبال سوء استفاده اند؛ به عنوان مثال یک بنده خدایی حتی به من گفت که من ماهواره ها را از شما می گیرم و به جایش دستگاه دیجیتال بهتان می دهم که بنده از این حرف به شدت ناراحت شده و گفتم با این کار من به خانواده ها ضربه می زنم چون معلوم نیست که این ماهواره ها سر از کجا در بیاورد و چند خانواده دیگر را بدبخت کند.

وقتی افراد هم تماس می گیرند یا به صورت حضوری ارتباط برقرار می کنیم به آن ها می گویم که این فعالیت ما از طرف بسیج و با هماهنگی سپاه است؛ با این حال برخی افراد ناآگاه به ویژه ماه های اول ، زیاد طعنه و تیکه و لیچار بارم می کردند اما واقعاً برایم مهم نبود اما الان وضع به گونه ای شده که احساس می کنم این قدر تماس زیاد شده باید خط خودم را عوض کنم!»

 

چشمداشت و توقعی نداشته و ندارم

«خدا را شاهد می گیرم که هیچ گاه چشمداشت و نگاه کاسب کارانه به این موضوع نداشتم، بلکه احساسم این بوده که حداقل با این کار من چند نفر ممکن است به راه راست کشیده شوند. همین برایم کافی است و این که خدا و اهل بیت(ع) از دستم راضی باشد.

حقیقتاً امروز ماهواره ها بلایی سر خانواده ها آورده که هر انسان منصف و واقع بینی نمی تواند نسبت به آن ها بی توجه و بی تفاوت باشد. حرف من به برخی از دوستان در بسیج نیز این بوده که اهالی مسجد عموماً اهل ماهواره نیستند و لذا ما به جای روشنگری صرف در مسجد باید به سراغ افراد در کف جامعه و کوچه و خیابان برویم و چهره به چهره یا از طریق اطلاع رسانی آن ها را آگاه کنیم تا بیایند و ماهواره های خود را تحویل دهند.

به من گاهی زنگ می زنند و حضوری پیش طرف می روم و به آن ها درباره هدف از این کار توضیح می دهم و بعد که قانع شدند، خودشان با کمال میل دستگاه ماهواره را جمع کرده و تحویل بنده می دهند و ما هم یک دستگاه گیرنده دیجیتال آن هم به عنوان هدیه این کار فرهنگی به آن ها می دهیم.»

بهانه های برخی خانواده ها منطقی نیست

صحبتش به این جا که رسید از دیدگاه های متفاوت برخی خانواده ها و اصرارشان برای ماهواره دیدن سخن گفت و ادامه داد: «برخی از خانواده ها که تعدادشان هم کم نیست برای تحویل ماهواره بهانه می آورند که مثلاً بچه ام فلان شبکه کارتونی ماهواره را می بیند و سرگرم می شود و فلان پسر جوانم تفریح و کاری ندارد و با برنامه های فلان شبکه اش سرگرم می شود که به آن ها می گویم خدا وکیلی این ها بیشتر بهانه است و گرنه همین برنامه ها را با شکل بهتر و مناسب تر شبکه های داخلی خودمان نشان می دهد.

در طول زندگی 29 ساله ام خانواده های زیادی را دیده ام که با ماهواره بدبخت شده و بچه هایشان به سمت و سوی رفته اند که همه اش پشیمانی بارآمده است و لذا از خدا می خواهم که هر چه بیشتر کمکم کند بیش از این ها بتوانم دستگاه های ماهواره را از داخل خانه ها جمع کنم.»

احساس وظیفه حتی در مراسم ختم مادر

وقتی از او می پرسم که واقعاً از انجام این کار با وجود گرفتاری های شغلی و طعنه و کنایه ها و متلک های دیگران خسته نشدی، بلافاصله جواب می دهد:« نه، با جان و دل هم این کار را انجام می دهم.

شاید باورش برایتان سخت باشد اما وقتی مادرم به رحمت خدا رفت سر مراسم ختم ایستاده بودم که با من تماس گرفتند برای تحویل ماهواره، من سریع رفتم و دستگاه را از آن ها دریافت کردم و با خود گفتم این کار واجب تر از ختم است ؛ به هر حال برای ختم برادرانم هستند ولی این کار شاید باعث عاقبت به خیری یک خانواده و یا دست کم یک جوان شود.»

انحراف پای فرزند و هزینه های بالای درمان

«خدا بعد از دو دختر یک پسر به من داده که الان حدود دو ماهش است اما متاسفانه مشکل انحراف پا دارد و هفته ای حدود 300 هزار تومان هزینه درمان بیمارستانش را می دهم با این حال خدا را شاکرم و این ها باعث نشده که در انجام این کار فرهنگی سست شده و بی انگیزه شوم. توقعی هم از کسی ندارم همین که آن بالایی هوایمان را دارد برای کافی است.

من کاری به کسی ندارم که چطور زندگی و فکر می کنند ؛ هدفم این است که ماهواره را از داخل زندگی افراد بیرون بیاورم چون می دانم و دیده ام که چه بلایی بر سر خانواده ها می آورد.

کسی را سراغ دارم که می گفت هفده روز دخترم از خانه فرار کرده بود و خودش هم می گفت شک ندارم که تحت تاثیر همین سریال های ماهواره ای قرار داشته است.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید برخی خانواده ها که شاید به ظاهرشان هم نخورد ماهواره  در خانه داشته اند اما وقتی آن را به بنده تحویل دادند برخی هایشان در حال حاضر رابط بنده درباره جمع آوری ماهواره ها شده اند.

بهترین کار صبحت کردن و آگاهی دادن مردم و جوانان آن هم با حالت صمیمانه و اخلاق خوش است و خود من که حرف های قلمبه سلمبه بلد نیستم اما یاد گرفتم که رک و پوست کنده با مردم صحبت کنم.»

اصرار بر انجام خدمت آن هم در گمنامی

«از روز اول هم گفته ام که این کار ما گمنام است و به خانواده ها هم اطمینان داده ام که با تحویل ماهواره ها مشکلی برایشان پیش نمی آید و قرار نیست خدای ناکرده بخواهیم آبروی کسی را ببریم یا آمارش را به جایی بدهیم که بعد برایش دردسر بشود.

در حوالی همین منزل ما ، آپارتمان سازی های زیادی انجام می شود و در برخی بلوک ها ارتباط گیری سخت بوده اما با نگهبان مجموعه ها و برخی افراد که ارتباط گرفته ایم با وجود دشواری و مقاومت برخی افراد، موفقیت هایی نیز داشته ایم.

به عنوان مثال بنده خدایی چند وقت پیش با بنده تماس گرفت و قسم می خورد که ده بار تا حالا مامور به خانه ما ریخته و ماهواره ام را بُرده اند و عین ده بار آن را خریده ام، اما رفتاری که از شما دیدم خوشم آمد و بعد با هم صمیمی شدیم و رفاقتی میانمان شکل گرفت.

خود این فرد می گفت که من دیگر خسته شدم از ماهواره و دوست ندارم زن و بچه ام برنامه های آن را ببیند.»

بلایای ماهواره را باید برای خانواده ها بگوییم تا روشن شوند

«واقعیتش هم آن است که مردم اگر حقیقت یک مساله را بدانند آن را می پذیرند ؛ البته این را هم لازم می دانم بگویم که متاسفانه یک مقدار در میان برخی از ما ، غرور و چشم هم چشمی کار را خراب می کند و شاید هم بعضاً تفریحات مناسب کم تر باشد و گرنه اگر ما کار فرهنگی کنیم و مردم را آگاه کنیم و تفریحات خوب و اسلامی بگذاریم بسیاری از مردم از ماهواره ها و سایت های مبتذل اینترنتی خسته و بُریده می شوند.

اتفاقاً به نظر من خانم ها در این خصوص حساس تر هستند . همین چند هفته پیش بود که یک خانمی با من تماس گرفت و می خواست ماهواره اش را تحویل دهد . می گفت این کار را به دور از چشم شوهرم انجام می دهم چرا که شوهرم وسواس و عادت پیدا کرده به ماهواره و دل کندن از آن برایش سخت شده است؛ خُب این مساله نشان می دهد که اگر بانوان نسبت به مضرات ماهواره توجیه شوند همکاری بسیار بهتری هم خواهند داشت، چون بحث حفظ کیان خانواده پیش می آید و شوخی بردار هم نیست.»

لزوم تداوم کمک مالی برای خرید گیرنده دیجیتال

سخنی هم با مسئولان داشت آن جا که خواست تا حوزه ها و پایگاه های بسیج را در این طرح تقویت مالی کنند و البته افزود: « به هر حال هر چقدر ما گیرنده دیجیتال تحویل مردم دهیم راحت تر می توانیم ماهواره ها را جمع کنیم. به هر حال باید یک مشوق و انگیزه ای هم باشد تا افراد به سمت برنامه ها و شبکه های داخلی گرایش پیدا کنند.

به شخصه همان طور که وقتی ماهواره را تحویل می گیرم دقت می کنم که کامل باشد از آن سو نیز وقتی دستگاه دیجیتال را به مردم می دهم خودم چک می کنم که کاملاً سالم و با گارانتی باشد چون معتقدم این کار باعث جلب اعتماد مردم می شود و از سویی من هم مدیون آن ها نمی شوم.»

وقتی از او درباره حمایت خیرین از چنین طرح های سوال می کنم ، ابراز داشت: «در همین حوزه 2 چندبار پول برای کمک به خرید گیرنده دیجیتال جمع آوری شده و برخی بچه ها و افراد دست به خیر کمک کرده اند، ضمن آن که بنده شاهد بودم که خود شخص فرمانده حوزه نیز حدود 10 میلیون تومان در همین خصوص از جیب شخصی خرج کرده است.»

از 6 عصر تا نیمه شب وقتم را وقف این کار کرده ام

«خودم هم از ساعت 6 بعد از ظهر که از سر کار برمی گردم تا نیمه شب، وقت زندگی ام را وقف این کار کرده ام و در دید و بازدید ها و جلسات فامیلی نیز برای اقوام و دوستان بارها درباره ضرر و عوارض بد ماهواره صحبت کرده ام و گاهی نیز بسته های فرهنگی از بسیج گرفته و بینشان توزیع کرده ام که کم و بش مفید بوده اند اما مهم تر از آن صحبت رودر رو و همان خوش برخوردی است که تاکنون جواب داده است.»

زندگی در سختی اما با عزت و قناعت

گچکار غیرتمند داستان ما سه فرزند دارد که به ترتیب سن نام هایشان هانیه، هستی و رضا است؛ او وجود این دسته گل ها را نعمت خدا و عامل برکت او دانسته و معتقد است:« لطف و عنایت خدا را همیشه در زندگی احساس کرده ام ؛ الان هم در این زیرزمین مستاجر هستم و بارها پیش آمده که شرایط زندگی سخت بوده و به قول معروف به مو رسیده اما پاره نشده است ؛ احساس می کنم خداوند هوایم را در همه حال دارد و نگذاشته که زمین بخورم.

سعی کرده ام با قناعت زندگی کنم و خدا را شکر دستم پیش کسی دراز نیست.»


 
فیلم/ پدر متهم به قتل ستایش: هر چه قانون حکم کند می‌پذیریم
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

پدر متهم به قتل «ستایش»: با دست خودم پسرم را تحویل پلیس دادم و هر چه قانون حکم کند می‌پذیریم.قتل ستایش قتل فرزند خود من است.

مادر متهم : فرزند من 15 سال دارد/ ما با خانواده ستایش رفت و آمد داشتیم. پسرم گفت مادر من را شیطان گول زد و باید خودم را به پلیس معرفی کنم.


 
آقایان وزارت ارتباطات! مسئول مستقیم تراژدی «ستایش» شما هستید
ساعت ٤:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:
گروه اجتماعی – رجانیوز: همان روزی که آقای رئیس‌جمهور در حال سخنرانی بود و از اعتماد به جوانان در زمینه استفاده از اینترنت و لزوم رفع محدودیت‌ها و فیلترینگ در این زمینه صحبت می‌کرد، یک نوجوان 15-16 ساله یک گوشی اندرویدی خرید و «تلگرام» را روی آن نصب کرد و به دریای کانال‌های مستهجن افتاد؛ دریایی که حالا به رنگ سرخ درآمده؛ سرخی خونِ «ستایش قریشی.»
 
به گزارش رجانیوز، دختری شش ساله پس از تجاوز، کشته شده و جنازه‌اش با اسید سوزانده شده است. این تراژدی هولناک زمانی تبدیل به یک کابوس فراموش نشدنی می‌شود که بدانیم که همه این اقدامات توسط یک نوجوان صورت گرفته است؛ آن هم در منطقه محرومی مانند جنوب تهران و شهرستان ورامین. ریشه این جنایت را در کجا باید یافت؟ شاید بد نباشد دو سه سالی به عقب بازگردیم.
 
 
از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم، بسیاری از کارشناسان نسبت به بی‌توجهی مقامات ارشد دولت درباره مساله اینترنت و کنترل مجاری غیراخلاقی آن هشدار دادند؛ هشدارهایی که البته همگی با پاسخ تند حسن روحانی روبرو شد. به عنوان مثال، رئیس‌جمهور در یکی از سخنرانی‌های خود با انتقاد از فیلترینگ اینترنت و با بیان اینکه چرا به جوانانمان اعتماد نمی‌کنیم، اظهار داشت: «در سال‌های اول انقلاب دغدغه ما این بود مبادا یک دستگاه ویدئویی وارد کشور شود و این که چگونه ایمان و هویت جوانان را حفظ کرد؛ دیدیم ویدئو آمد و وارد خانه‌ها هم شد اما در ایمان جوانان اثری نگذاشت بلکه حضور آنها در مساجد و محافل و راهپیمایی‌های انقلابی بیشتر شد و در جبهه‌ها نیز افتخار آفریدند... امروز ظاهرا قصه دیگری به پا شده و آن اینکه با اینترنت و جوان کاربر و ایمیل و موبایل چه کنیم؟ من به همه دوستان عرض می‌کنم به جوانانمان اعتماد کنیم؛ جوانان ما با فطرت پاک هستند و ایران شان را با همه وجود دوست دارند و به اسلام خاندان ائمه واهل بیت عشق می‌ورزند. حال اگر در گوشه‌ای روزی خطایی شود، می‌شود آن را باز گرداند.»
 
و حالا خانواده ستایش قریشی، دختر معصوم شش ساله از رئیس‌جمهور می‌خواهند که این خطا را به عقب بازگرداند تا آنها دوباره بتوانند خنده‌های شیرین دخترشان را تماشا کنند.
 
ای کاش آن روزی که آقای رئیس‌جمهور به کنایه گفت «ما حق ارتباط با شبکه اطلاعات جهانی به عنوان یک حق شهروندی را در کشورمان به رسمیت می‌شناسیم و امروز سواد به معنای ورود آسان به جامعه بزرگ اطلاعاتی و اینترنت است»، یکی از مشاوران ایشان به وی گوشزد می‌کرد که 25 درصد از محتوای این جامعه بزرگ اطلاعاتی، تولیدات مطلق پورن و سکس است. بنا برگزارش سایت Covenanteyes به عنوان مرجع مانیتورینگ اینترنت، در سال 2002 میلادی نزدیک به 11300 فیلم پورن ساخته شده است؛ درحالی‌که محصولات تولیدی هالیوود تنها 470 فیلم بوده است. (اینجا)
 
کاش آقای رئیس‌جمهور می‌دانست که تلگرام حالا دیگر فقط یک پیغام‌رسان ساده نیست؛ در نظر داشته باشید نوع استفاده و کاربری شما از این نرم‌افزار، تعیین‌کننده لحظه آشنایی‌تان با این کاربری‌های مخفی خواهد بود. مثلا اگر اهل پیوستن به کانال‌های جدی خبری هستید یا اگر به گروه‌های شعر و ادب و سینما پیوسته‌اید، زمان درازی صرف می‌شود تا کانال‌های مستهجن شما را به‌عنوان یک کاربر پیدا کنند اما اگر در گروه‌های جوک‌های غیراخلاقی عضویت دارید یا به کانال‌های فشن و دختران امروز پیوسته‌اید، این زمان ممکن است به یک روز تقلیل پیدا کند. شیوه عضو‌گیری کانال‌های مستهجن تلگرام استفاده از امکان گروه‌های تلگرامی است؛ هر گروهی که امکان تبلیغ لینک این کانال‌های مستهجن را داشته باشد، هر شب پر می‌شود از عکس‌ها و لینک‌هایی که با لمس‌کردنشان، شما را به دنیای خود فرامی‌خوانند. اگر در فیس‌بوک یک پست یا عکس غیراخلاقی منتشر کنید، می‌توان با گزارش‌کردن صفحه شما به مدیریت فیس‌بوک، خواهان حذف پست یا بلاک‌کردن صفحه شما شد، اما تلگرام مثل یک فرستنده عمل می‌کند که گیرنده روی محتوای آن نظارتی نمی‌تواند داشته باشد.
 
البته محتوای غیراخلاقی، تنها مشکل اینترنت نیست؛ بلکه انتشار محتوای ضد دینی و ضد عقاید مذهبی هم یکی دیگر از کارکردهای اصلی فضای مجازی است که زمینه را برای سست شدن باورهای اعتقادی جوانان فراهم می‌کند و نهایتا نوجوانان و جوانان در اثر محرک‌های جنسی در اینترنت و به دلیل عدم توانایی در پاسخگویی صحیح به آن، مرتکب جنایاتی نظیر ماجرای ستایش می‌شوند.
 
قطعا رئیس جمهور، وزیر ارتباطات و وزیر اطلاعات در مساله کشته شدن نونهال 6 ساله – آن هم با این صورت فجیع – سهل انگاری کرده‌اند؛ چرا که وقتی دسترسی به اینترنت آزاد و کانال‌های پورن و ... را به دلیل استفاده‌های انتخاباتی آزاد می‌گذارند و هر کودک نابالغی می‌تواند به سهولتِ خریدن یک سیم کارت پنج هزار تومانی، به آنها دسترسی داشته باشد، نتیجه‌ قطعا همین تراژدی تلخی است که این روزها شاهد آن هستیم.
 
 
متاسفانه باید اذعان کرد که با ادامه این وضعیت، ستایش تنها قربانی پمپاژ شبانه‌روزی محتوای غیراخلاقی و ضداعتقادی نخواهد بود و این، آغاز مسیری است که کشورهای غربی تا انتهای آن رفتند و حالا قرار است با شعارهای شبه‌روشنفکری و وعده‌های انتخاباتی بر سر ما نیز بیاید. آقای رئیس‌جمهور باید بداند که آزادی اینترنت یعنی یکی از محوری‌ترین سوالات مردم از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در میتینگ‌های تبلیغاتی، برنامه آنها برای جلوگیری از موج وحشتناک تجاوز به دختران در دانشگاه‌های این کشور است

 
در «ستایش» تفرقه؛ تسویه حساب بی‌بی‌سی با دو همسایه فارسی‌زبان +عکس
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:
بی‌بی‌سی فارسی به‌دنبال گرفتن ماهی «تفرقه» از ماجرای قتل کودک مهاجر افغان است تا بتواند این جنایت که یک بحث «حقوقی» محسوب می‌شود را به یک موضوع «سیاسی» و «احساسی» تبدیل کند.

گروه جنگ نرم مشرق- هفته گذشته جنایتی در روستای خیرآباد شهر ورامین روی داد که در این اتفاق دردناک، دختر 6 ساله افغان به نام «ستایش» که برای خرید بستنی از خانه خارج شده بود، توسط پسر 17 ساله همسایه ربوده و پس از تجاوز، بدست او به قتل رسیده بود. نوجوان قاتل به‌سرعت توسط پلیس دستگیر و به قتل «ستایش» اعتراف کرد.

این حادثه آنچنان دلخراش بود که کاربران شبکه‌های مجازی از جمله هنرمندان و ورزشکاران ایرانی همدردی خودشان را در قالب پست‌های اینستاگرامی و توئیتری با خانواده «ستایش» اعلام کردند.

اشک تمساح بی‌بی‌سی برای ستایش /// ویرایش
بسیاری از کاربران شبکه‌های مجازی از جمله هنرمندان و ورزشکاران ایرانی همدردی خودشان را در قالب پست‌های اینستاگرامی و توئیتری با خانواده "ستایش" اعلام کردند

در شهر ورامین نیز که بیش از ۱۰۰ هزار تبعه خارجی زندگی می‌کنند، تاثر فراوانی میان مهاجران و مردم این شهر بوجود آمده و بسیاری از مردم متدین ورامین از ساعات اولیه فوت ستایش در منزل والدین دختر شش ساله حاضر شده و با آنان ابراز همدردی کردند و بنرها و پارچه‌های متعددی از سوی ایرانیان برای عرض تسلیت در خیرآباد نصب شد و حضور باشکوهی را در مراسم ختم این دختر شش ساله داشتند. همچنین مسئولان این شهر از جمله امام جمعه و نماینده ورامین در مجلس با خانواده ستاش دیدار و حمایت خود را از آنها اعلام کردند.

در «ستایش» تفرقه؛ تسویه حساب بی‌بی‌سی با دو همسایه فارسی‌زبان +عکس
تسلیت دوستان ایرانی خانواده ستایش قریشی

مسئولان انتظامی و قوه‌ قضائیه نیز به‌صورت ویژه و خارج از نوبت در حال پیگیری پرونده این قتل هستند و دولت‌آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران نیز با اشاره به پرونده "ستایش" خطاب به دادستان ورامین گفت: «جرایم مهمی که امنیت اجتماعی را تهدید کرده و افکار عمومی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، باید به سرعت پیگیری و رسیدگی شود».

با همه این توصیفات اما بعضی رسانه‌ها به ویژه بخش فارسی رسانه «بی‌بی‌سی» به‌دنبال گرفتن ماهی "تفرقه" از آب گل‌آلود این ماجرا است تا بتواند این جنایت که یک بحث "حقوقی" محسوب می‌شود را به یک موضوع "سیاسی" میان مردم ایران و مردم افغان تبدیل کند.

اشک تمساح بی‌بی‌سی برای ستایش /// ویرایش
«بی‌بی‌سی» به‌دنبال گرفتن ماهی "تفرقه" از آب گل‌آلود این ماجرا است تا بتواند این جنایت که یک بحث "حقوقی" محسوب می‌شود را به یک موضوع "سیاسی" میان مردم ایران و مردم افغان تبدیل کند

انگلیس که پیشینه تاریخی جهت تفرقه‌افکنی میان ملل مختلف را دارد، هم‌چنان این استراتژی را با رسانه‌های خود دنبال می‌کند و "اختلاف" میان مردم ایران با برادران دینی افغان نیز یکی از پروژه‌های آنان محسوب می‌شود؛ بی‌بی‌سی فارسی در همین راستا و قبل از این جنایت در ورامین، بسیار علیه رسالت و هویت تیپ فاطمیون که متشکل از مردم افغانستان است و در کنار نیروهای مقاومت با تروریست‌ها در سوریه می‌جنگند، خدشه وارد کرده و با فرافکنی مدعی می‌شود که ایران آنها را با وعده پول و دادن اقامت در ایران به سوریه برده تا بجنگند و حتی نیروهای ایرانی در سوریه با آنان بدرفتاری می‌کنند! این رسانه انگلیسی در همین رابطه نیز اقدام به تهیه یک فیلم مستند کرده که قرار است بزودی پخش کند.

اشک تمساح بی‌بی‌سی برای ستایش /// ویرایش

اشک تمساح بی‌بی‌سی برای ستایش /// ویرایش
بی‌بی‌سی فارسی در راستای تفرقه‌افکنی میان مردم ایران با برادران دینی افغان، با خدشه علیه هویت تیپ فاطمیون، مدعی می‌شود که ایران آنها را با وعده پول و دادن اقامت در ایران به سوریه برده تا بجنگند و حتی نیروهای ایرانی در سوریه با آنان بدرفتاری می‌کنند!

بی‌بی‌سی برای 10 هزار کودک آواره ناپدید شده در اروپا اشک نمی‌ریزد

در اینکه جنایت یادشده بسیار دلخراش و غم‌انگیز است، شکی نیست و دل هر انسان پاک‌طینتی با شنیدن این خبر به درد خواهد آمد، اما موضوع این گزارش اشک تمساح بی‌بی‌سی برای ستایش است؛ دخترکی که زاده ایران بود و میلیون‌ها ایرانی نیز همانند مردم افغانستان، هموطنان او بودند؛ مردم نجیبی که چند دهه است که مهمان ایران هستند. اما کارکنان ملکه در شبکه سلطنتی انگلیس برای کودک‌های مهاجر گمشده در اروپا به‌ویژه کودکان سوری نگرانی چندانی ندارند. به گزارش دویچه‌وله طبق گفته پلیس اتحادیه اروپا «یورو پول»، هزاران تن از کودکانی که به تنهایی و یا به همراه والدین شان راهی اروپا می شوند، مفقود شده اند. پلیس می ترسد که این اطفال قربانی باندهای جنایتکار شده باشند.

اشک تمساح بی‌بی‌سی برای ستایش /// ویرایش

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما نیز برایان دونالد رئیس سازمان پلیس اروپا به نشریه آبزرور گفته است ، تنها در ایتالیا حدود 5 هزار کودک بعد از ثبت نام توسط دولت و هزار کودک دیگر در سوئد ناپدید شده اند.انتشار این خبرهای دردناک در حالی است که به نظر می رسد ربودن کودکان آواره آن هم پس از ثبت نام توسط دولت های اروپایی نمی تواند بدون اطلاع نهادهای امنیتی واطلاعاتی اروپایی صورت گرفته باشد . آیا این ده هزار کودک گمشده در اروپا که به احتمال زیاد سرنوشتی مشابه سرنوشت ستایش پیدا خواهند کرد، به مرثیه‌سرایی نیاز ندارند؟

دستور تکریم و تحصیل دانش‌آموزان افغانستانی (مهاجران غیرقانونی) در ایران

کشور افغانستان بیش از سه دهه است که گرفتار جنگ‌های پیاپی شده از جمله حمله طالبان، لشگرکشی شوروی سابق و حمله آمریکا در سال 2001 که تا کنون ادامه داشته است. این درگیری‌ها بسیاری از مردم این کشور را مجبور به مهاجرت کرد که ایران یکی از اصلی‌ترین میزبان‌های مردم کشور همسایه خود بوده و اکنون در حدود سه میلیون مهاجر افغان در ایران زندگی می‌کنند.

مهاجران افغان هیچ‌گاه بدون مشکل در ایران نبودند و حل مشکلات آنان از اهداف مسئولان کشور بوده به‌طوری که مقام معظم رهبری نیز برای رفاه و تأمین نیازهای این مهاجران دستور صادر کردند: «هیچ کودک افغانستانی، حتی مهاجرینی که به صورت غیرقانونی و بی‌مدرک در ایران حضور دارند، نباید از تحصیل بازبمانند و همه آنها باید در مدارس ایرانی ثبت‌نام شوند». این البته برای همه کسانی که روش و منش رهبر معظم انقلاب در مساله «مهاجرین افغانستانی» را دنبال می‌کنند، مساله عجیبی نیست. مرور چند سال اخیر نشان می‌دهد که رهبر انقلاب با دستور به «تکریم همه مهاجرین افغانستانی» و بیان جمله «تهران؛ خانه افغانستانی‌هاست»، مشخص کرده بودند که سیاست کلی و کلان نظام جمهوری اسلامی در مواجهه با مهاجرین افغانستانی، همچنان طبق آرمان‌های انقلاب تدوین می‌شود و کم‌کاری‌ها و بدکاری‌های مدیریت بی‌آرمان و بوروکراتیکی که مهاجرین را به چشم «بیگانه» نگاه می‌کند، برخلاف آرمان‌های انقلاب است.

اشک تمساح بی‌بی‌سی برای ستایش /// ویرایش
مقام معظم رهبری در راستای "تکریم همه مهاجرین افغانستانی" دستور صادر کردند: «هیچ کودک افغانستانی، حتی مهاجرینی که به صورت غیرقانونی و بی‌مدرک در ایران حضور دارند، نباید از تحصیل بازبمانند و همه آنها باید در مدارس ایرانی ثبت‌نام شوند»

حضور 3 میلیون مهاجر در هر کشوری ممکن است از لحاظ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی مسئله‌ساز و بحرا‌‌‌ن‌ساز باشد، به‌گونه‌ای که مهاجرت 1 میلیون آواره سوری برای مسئولان اروپایی یک بحران فراگیر امنیتی- اجتماعی-سیاسی و اقتصادی بوجود آورده است. اما حضور بیش از 3 میلیون مهاجر افغان در این سی و چند سال هیچ‌گاه برای ایران بحران‌آفرین نبوده و جمهوری اسلامی به مهاجران افغان نگاهی برادرانه و با اخلاق اسلامی ناشی از اشتراکات مذهبی و فرهنگی داشته است که می‌تواند برای جهان اسلام و جوامع غربی الگویی مناسب برای چگونگی برخورد و مدیریت مهاجران واقع شوند.

اشک تمساح بی‌بی‌سی برای ستایش /// ویرایش
رسانه‌ها و مسئولان دو کشور با آگاه‌سازی از بوجود آمدن هیجانات و احساسات عصبی در میان مردمان دو کشور جلوگیری کنند تا رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی نتواند به ریشه‌های تاریخی مشترک دو ملت حمله کند

به‌طور قطع خطای یک نوجوان علیه یک کودک افغان نافی مهمان‌نوازی ایرانیان از برادران افغان نبوده و همچنین خطای یک مهاجر افغان در ایران را نیز نباید به پای همه برادران نجیب افغانستان نوشت. لازم است رسانه‌ها و مسئولان ایرانی و افغانستان با هوشیاری و آگاه‌سازی افکارعمومی، از بازی شبکه‌ تفرقه‌افکن انگلیس با هیجانات و احساسات مردمان دو کشور جلوگیری کنند و پیوندهای تاریخی، فرهنگی و دینی را بیش از گذشته تثبیت کنند.

 


 
پاسخی به سئوال معصومه علی نژاد قمی
ساعت ٤:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

این مطلب را یکی از دوستان برای من ارسال کرده که ببین مدیرعامل سرویس بلاگی که در آن می نویسی چه می کند

اما برای من رفتار مهدی بوترابی مهم نیست. برای من بی سوادی معصومه علی نژاد قمی در مورد مسائل ابتدایی شرعی هم مهم نیست.

برای من بی اطلاعی آقای محمد رضا زائری از بدیهیات شرعی مهم است که نمی داند "چنانچه حکمی در جامعه اسلامی رعایت آن بر عموم مسلمین واجب شد، رعایت آن حتی بر غیرمسلمان در محیط عمومی اجتماع لازم است" 

با آقای زائری رو در رو صحبت کرده ام . ضعف در بنیانهای نظری و مطالعه ی غیر عمیق ایشان ، ان چیزی بود که باعث شد در انتها بگوید ما با شما به جمعبندی نمی رسیم . بنده هم به ایشان گفتم : اینکه ما با هم به جمع بندی نمی رسیم ، پیروزی شما نیست، شکست شماست.

برای ایشان از آیات و روایات و حتی مطالعات بیگانگان در موضوع مورد بحثمان که امنیت اجتماعی بود صحبت کردم، بگذریم که بارها به احترام گفتگو با وی تماس تلفنی همسرم را جواب نمی دادم، اما او براحتی در میان گفتگوی من تلفن جواب می داد. بگذریم که به خاطر گفتگو با او ، دوستان خودم را با سلامی مختصر مواجه می کردم تا احترام گفتگو حفظ شود و وی وسط گفتگوی من با دیگران شروع به صحبت کردن می کرد، اما یادم هست که به ایشان گفتم که وی را خوب از دوره خانه روزنامه نگاران جوان و افرادی مانند محمد قوچانی که زیردستش تربیت شدند خوب میشناسم.

پس ، تعجبم از این است که چرا فردی ملبس به لباس روحانیت، از این ابتدائیات شرعی و دینی بی اطلاع بوده و چنین به ضد انقلابی کم مایه مانند معصومه علی نژاد قمی که در نام ، تغییر جنسیت داده و خود را مسیح می نامد، اظهاراتی شاژ ارائه کرده است. والا، از مسیح علی نژاد قمی و رفقایش که تعجبی نیست و بر آنان حرجی نیز نباشد.


 
← صفحه بعد
 
 
تبلیغ ویـژه