الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

پشت پرده ی استعفای ابطحی
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

پشت پرده ی استعفای ابطحی

خبرنگار شريف نيوز اطلاع یافت، تصميم ریيس جمهورى براى بركنارى ابطحى، از معاونت حقوقى و پارلمانى، پيش از استيضاح خرم و در نتيجه ديدار رياست جمهورى با يك مقام ارشد قضايى استان تهران و يك مقام عالى رتبه انتظامى اتخاذ شده است.
در پى انتشار خبر استعفاى محمدعلى ابطحى، معاون حقوقى پارلمانى ریيس جمهورى و قبول استعفا از سوى آقاى خاتمى، علت استعفاى ابطحى، به پرسشى در افكار عمومى تبديل شده است.
در حالى كه منابع رسمى نزديك به ریيس جمهور از ذكر هر گونه علت براى اين استعفا خوددارى مى‏كنند، يك مقام آگاه به خبرنگار «شريف نيوز» گفت: دو مقام عالى رتبه قضايى و انتظامى در ديدار خود با آقاى خاتمى، ضمن ارائه مستندات كافى كه از حضور محمدعلى ابطحى معاون سابق حقوقى و پارلمانى ریيس جمهورى در مجالس با فضاى فرهنگى نامناسب حكايت مى‏كرد، از برخورد قضايى قريب الوقوع با نامبرده خبر داده‏اند كه به دنبال آن و در همان جلسه رييس جمهور ضمن موافقت با بركنارى وى از معاونت حقوقى - پارلمانى، تصميم خود را مبنى بر فرستادن وى به سفارتخانه ايران در بيروت يا ابوظبى به مقامات ياد شده اعلام مى‏دارد.
گزارش خبرنگار «شريف نيوز» حاكى از آن است كه اين تصميم رييس جمهور با واكنش دو مقام قضايى و انتظامى رو به رو شده است و سرانجام رييس جمهورى با بركنارى وى ظرف يك ماه آينده موافقت مى‏كند.
محمدعلى ابطحى پس از دريافت فرمان كناره‏گيرى از سوى رياست جمهورى و به دنبال مشورتى كه با بهزاد نبوى داشته است، اعلام مى‏كند كه پس از تعيين نتيجه استيضاح خرم استعفا خواهم داد.


 
يکبار هم غير سياسی !
ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

می دانيد که ، من معمولا هروقت يک يا چند موضوع مهم می بينم می آيم و فوری بروز می کنم . عموما هم ، سياسی می شود. اين بار ، يک حسی گفت اين بار غير سياسی . گفتم يا علی ! اما يا علی من سکولار نيست !

 

بچه ها !

يک کسی ، مثل اين حسين درخشان ، که الان در دوره غرق شدن بسر می برد ، می آيد و موقع ترسش، دم از ارزشهای شما می زند ،‌ اما خودش از آوانگاردهای رسمی جريان حذف همين جريانهاست، می آيد و دم از بزرگ شدنش با شهيد فهميده  و روايت فتح و چه و چه می زند !! اما خودش صفحه اش ، اصلا ساخته شده برای پاک کردن رد پای فهميده ها از دل خرمشهر و شلمچه و کربلای ايران، و يک آدمهايی هم مثل شماها پيدا می شود بی جبيره مواجب مرد و مردانه با عشق و انرژی و هنر و توان خودتان به ميدان می آئيد برای حفظ همين ها . البته با کمترين ادعا.

من می دانم ، اگر ، از ارزشی ترين وبلاگ نويسها بپرسی برادر يا خواهر من ، حالا ، می توانی ادعا کنی درجرگه بسيجيان خالص خدا قرار گرفته ای ؟ ، جز آهی ،  آرامشی ، نگاهی به آسمان و گاهی هم اشکی ، نگاهی پر حرف در دل سکوت ،‌و آرزويی عميق ، چيزی تحويل من نخواهد داد - والبته اين نشان از همان معرفت عميق بسيجی است - يعنی ادعا صفر ،‌اما عمل ؟ عمل اين وبلاگ نويسهای ارزشی همين بس که حسين درخشان را به واکنش انداخته و لينک صفحه ای که فهرست اسامی شما است را در صفحه خودش قرار داده . البته با جمله ای برای تخريب . اينها چه زمانی صداقت داشتند که بار دومشان باشد ؟

اما به حسين درخشان نگاه کنيد ؟ فقط در فضای جمهوری اسلامی و ولايت عشق رشد کرده و استخوان ترکانده حالا و حالا آمده و در دفاع از ترس خودش و برای ايجاد حاشيه ای امنيتی برای خودش حربه ای نخ نما را بدست گرفته ! خرج کردن بسيج و بسيجی و حسين فهميده و روايت فتح و امثالهم جلوی حاج حسين شريعتمداری .بعد هم ادعا می کند دست پرورده فرهنگ اسلامی است . انگار يادش رفته به مسعود بهنود در گزارش راديو بيوبی.سی گفت من دست پرورده مدرسه علوی هستم که سياستش حجتيه ای و بر خلاف حکومت بود !

من شما ها را دوست دارم .

کوچه مدرسه حجتيه را با موجز و رک گويی اش ، سيد صالح را با قلم زيبا و پای کاری اش ،علی انصاری را در موشکی و نظامی با عشقش به انقلاب و سپاه ،مجيد زورو را با قلم دوست داشتنی و پرجاذبه اش، عطر نماز را با معرفت عميق دينی اش، حسين داووی را با نغمه هايش که از دل من است ، صفحه حزب الله را که حبل المتين امت حزب الله در دنيای سايبر شده ، احمد سيف الاسلام را با ماشه ديجيتال کلاشش که آماده هرلحظه برای شليک به مصلحت انديشان است ، حاج آقا احمد را در منبرنت با بروز بودن سياسی اش و صبر و تحملش در برخورد با ضد انقلاب و ...

چندتايتان را بشمرم؟ خداييش چندتايتان را ؟

محتوای وبلاگهای شما از چند صد وبلاگ غيرارزشی ديگر وزين تر است. هرکدامتان وزن صد وبلاگ را داريد.  اينکه تکنوکراسی را بکنار بگذاريم وتسليم قواعد ابزار نشويم ، اينکه آنچه را فکر می کنيم بگوييم بدون تر از هژمونی دشمن ،‌اينکه درخانه دشمن برويم و بر او انديشه مان را فرياد کنيم ،‌اينکه به او يادآوری کنيم که ما هستيم وبيست و پنج سال است که خار در چشم او و استخوان در گلويش هستيم ...

اللهم اجعلنا من انصاره و اعوانه وجعلنا من المستشهدين بين يديه

يا ابا صالح مدد !

ای که با من ، هستی و من ، از تو دورم ، ای نگارم !

دورم از خود ، با گناهان ، ای که هستی ،‌در کنارم !

ای که با ما همنشينی ، با سرشت ما عجينی ،‌روی چشمانم قدم نه ، تا سرشکم را ببينی !

يا ابا صالح مدد !

در خزانم ، جلوه ای کن ! ای بهار آفرينش !

تا به پايان آيد ای يار ، انتظار آفرينش !

ساقی زيبای مجلس ! ای مرا دلدار ومونس ! پرده بگشا از جمالت ! ای گل زيبای نرگس

يا ابا صالح مدد !


 
حاج حسين ما ، چوب به لانه زنبور زده است.
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

می خواهيد دو کلمه ای هم برای ح.د بنويسم ؟ شرمنده ،‌اما او ساده انگار و سطحی نگر است. رشد نکرده ، والا می فهميد آنچه که برای او بعنوان پشت پرده در حال نمايش است ، خود ، پرده ای بيش نيست...

همچين از اشکالات در متن مقاله حاج حسين حرف زد که گفتيم چه شده ! من که خودم هم دوباره مقاله را روی شبکه گذاشته ام . دوستان ما مثل خودما از امثال اين درخشان از رايانه و اينترنت بيشتر می فهمند . نمی دانم چرا حسين درخشان فکر می کند در همه موضوعات صاحبنظر استو بخود اجازه فضولی در هر زمينه ای را می دهد . چون حتی اگر به مدرک تحصيلی هم بود ، ما که درس همين را می خوانيم بايد از درخشان بپرسيم اين پرت و پلاها که نوشته بودی ديگر چه بود؟

آن چنان ، هول در دلش افتاده که تاکنون چندين واکنش جدی اينترنتی به مقاله حاج حسين نشان داده . بيچاره ، نمی بيند که دوستانش چه توصيه ای به او دارند : دوستانش در الپر نوشته بودند ماجرای دادگاه حاج حسين پرده دوم از برنامه اوست و توصيه داشتند برنامه او را جدی نگيرند! .

آنچنان ، گيج و هول شده بود که می آيدو به موبايل حاج حسين زنگ می زند! حال بايد از او پرسيد دم خروس يا قسم حضرت عباس؟ آخرسر ، مطلب حاج حسين خنده دار بود يا مهم ؟ آخر وزارت اطلاعات چگونه گول(!!) مطالب حاج حسين را خواهد خورد اگر اشتباه است ؟ برو برادر جان، برو ! خودتی !

آنچنان ، از حاج حسين می ترسد که می گويد هول شده بودم ! بنده خدا تو داری با مخوف ترين سيستم های اطلاعاتی و جنگ روانی بيگانه کاری می کنی اما وقتی با حاج حسين شريعتمداری تلفنی صبحت می کنی سکته پر می شوی ؟

البته ، حاج حسين هم گفت ، اگر او می دانست با چه مار وعقربهایی قاطی و دم خور استک ه حاج و روزش اينطور نبود . اصلا مگر اين ح.د کی هست ؟ اگر ما پردازشهای بی.بی.سی و پيکره تراشيهای مسعود بهنود را از او جدا کنيم از او چه می ماند ؟

و اينکه : آخر اگر خانه عنکبوت نبوديد که ، با يک اشاره سرانگشت حاج حسين اينجور به تب و تاب می افتاديد و حالا حالا ها هم در موج انفجار آن بسر می برديد ؟

>>>همان که گفتم . حاج حسين با چوب به لانه زنبور زده است .


 
همانا که سست ترين خانه ها خانه عنکبوت است
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

کمی خودم هم با حسين درخشان و هم با حاج حسين شريعتمداری صحبت دارم .

 

جناب آقای حاج حسين شريعتمداری .

سلام عليکم

می خواستم در خصوص مقاله خانه عنکبوت بگويم :

- اولا : کيهان اين اطلاعات را از گذشته داشته و در انتشار آن تاخير کرده است. آيا اين شبکه عنکبوتی بايد همچون چتری اختاپوسی فضای کشور را فرامی گرفت و جوانان ساده نهادی همچون حسين درخشان را بخود جذب می کرد تا کيهان اين مقاله را منتشر کند و حساسيت خود درخشان را هم تاجايی بالا ببرد که بنا بر اعتراف خودش مجبور می شود با شما تلفنی صحبت کند‌؟ فکر نمی کنيد دير شده و بايد زودتر حرکت کنيم ؟

- ثانيا : خيلی ها ، خيلی چيزها را انکار نمی کنند . از جمله حسين درخشان که ارتباطش را با بی.بی.سی انکار نمی کند. هم در سايتش لينک آن را گذاشته هم خبر از خبرنگاری برای بی.بی.سی می دهد و هم بی.بی.سی با او مصاحبه می کند - بوسيله مسعود بهنود - و آنها هم او را مطرح می کنند و البته سعی می کنند که همه حرفهايی را که می خواهند بگويند ، از دهان او بگيرند که از زور سادگی درخشان ، همين را هم نمی توانند . درخشان هرچيز را انکار کند ، بدينوسيه ، ارتباطش را با وزارت امورخارجه انگليس - که بی.بی.سی بخشی از آن است - انکار نمی کند. هرچند خودش را در موضوع راديو فردا و سازمان سيا به ... بزند . اما موضوع اين است که اين عدم انکارها چرا تاکنون برايشان هزينه در پی نداشته و چرا سعی آنها در اين قبح زدايی موجب تعامل قانونی با آنها نشده بود؟ چرا تاکنون اين موضوع برای اينها  به مسئله ای جدی تبديل نشده بود تا مواظب رفتار خوا باشند ؟ چرا اين قدر دير ؟

- ثالثا : چرا از عقبه حجتيه ای ماجرا کمتر صحبت کرده ايد ؟ البته ارتباط انگليس با ماجرای باب و بهاء که قابل پاکسازی نيست - و اين را من هم با بضاعت اندک خود می دانم - اما بايد بياد امثال درخشان بياوريم که آنجايی که ناخودآگاهی آنها ، آنها را تبديل به مهره کرده و آنها بی خبرند همينجا است که در حال رفتار مطابق دقيقا همان تربيتی هستند که به آنها منتقل شده ، و درحال بازی در دامان شمری هستند که نامش حجتيه است و شاهنشه !! ايران به اين جريان هم احترام گذاشته و هم جلوی فعاليتهای فرهنگی !! آنها را نمی گرفت ، ولی همينکه با شما تلفنی صحبت می کنند آنچنان خود را شوکه شده می بينند که شوکه شدن خود را بسرعت روی شبکه به استحضار عوام و خواص !! می رسانند .

- رابعا : شما در ارتباطات خود و تعاملاتی که با بخشهای مختلف اجتماع داريد فکر می کنم بايد احتياط بيشتری از خود نشان دهيد . ببينيد کار به کجا کشيده که شماره موبايل شما را روی اينترنت گذاشته اند تا دستکم مقداری برای شما اشغالی گوشی به ارمغان بياورند. همين حسين خان با کمک رفقای الپری خودش يعی در ايجاد يک آزار تلفنی برای شما بود. شوخی نمی کنم . اينها اگر بی منطق شوند هر فعل نامربوط ديگری را هم به آن دست می زنند .

عرايض فراوان و وقت شما ارزشمند ...

از خداوند متعال برای شما آرزوی توفيق و سعادت و انتظار موعود - بيش از پيش - را خواستارم .

 


 
ان اوهن البيوت لبيت العنکبوت
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

باوجود آنکه من سعی می کنم يکی از عادات بی ربط استاد يعنی فرستادن يک پست در هر بروز رسانی را حذف کنم اما متاسفانه اين امکان وجود دارد که دوستان فقط هميشه پست اول را بخوانند. نخير برادر من نخير خواهر من ! بنده معمولا هر بار بيش از يک پست ارسال می کنم . سعی کنيد اطلاعات روی صفحه وبلاگ را که جهت استفاده شما درج شده خوب مطالعه کنيد. مثلا اين مهر تاريخ و ساعت برای اطلاع شما درج شده . بنده می خواهم الان يک جمع بندی روی حرفهای ح.د ارائه کنم اما متاسفانه اين احتمال وجود دارد که متن مقاله نماينده ولی فقيه درم وسسه کيهان را نخوانيد تا توجهتان به واکنشهای تند تند و پشت سر هم ح.د جلب نشود. آخر ما چه کنيم؟ شما بگوييد . خدا بخير کند ...

در اين جا بخشهايی از صحبت های ح.د را با هم بازمی خوانيم :

-خیلی ممنونم از حسین شریعتمداری ...

-زحمات شخصی این چندساله‌ام در روزنامه‌های «زنجیره‌ای»برای آشنا کردن مردم و روزنامه‌نگاران ایران با اینترنت و وبلاگ...

- نوشته‌ی پر از غلط و ساده‌انگاری سردبیر کیهان که بطرز عجیبی این بار بی‌دقت و سست و حتی خنده‌دار نوشته است...

- بروم به بچه‌های رادیو فردا زنگ بزنم ببینم که نامردها این حقوق ماهانه‌ی سیا را چرا ملا کرده‌اند و به من نداده‌اند؟ اینکه از همه دورترم دلیل نمی‌شود که پول آدم را بالا بکشند...

- هیچ وبلاگ‌دار یا روزنامه‌نگار اینترنتی‌ای در ایران امنیت ندارد...

-  مثل آقاها و خانم‌ها در بلاگ‌اسپات یک وب‌لاگ جدید می‌ساختم با اسم مستعار و با هویت واقعی و ...

- با اینکه با عقاید حسین شریعتمداری شدیدا مخالفم، از طرز مقاله نوشتنش همیشه خوشم می‌آید و به نظرم بین ستون‌نویس‌های ایرانی از نظر فرم و ساخت، مقاله‌هایش از همه بیشتر به استانداردهای روزنامه‌نگاری در آمریکا که من زیاد روزنامه‌هایشان را می‌خوانم نزدیک است...

- آدم واقعا یک جاهایی از آن، از بس که بی‌ربط است، نمی‌تواند جلوی خنده‌اش را بگیرد...

- نتیجه جز یک مقاله‌ی خنده‌دار، پر از غلط‌های اطلاعاتی و فنی از اب درنیامده...

- آخر Nike که یک شرکت تولید لباس ورزش معروف است چه ربطی به اینترنت دارد...

- ... این دیگر واقعا خنده‌دار است. این دیگر چه ربطی به سیا دارد؟

- ... منظور شریعتمداری چیست؟ آیا می‌خواهد بگوید که پیدایش وب جهانی یا دقیق‌تر World Wide Web در قرآن پیش بینی شده؟ (دیدید آخوندها همیشه می‌خواهند بگویند قرآن همه چیزها را در خود دارد؟)...

- ...یا اینکه می‌‌خواهد به کنایه بگوید که اینترنت تکنولوژی سست و لرزانی است و به آسانی می‌تواند آن را نابود کرد؟ ...

- ...شاید هم منظورش این است که می‌خواهند اصولا در اینترنت، این خانه‌ی عنکبوت را در ایران ببندد؟...

-...یا اینکه می‌خواهد زمینه را برای خفه کردن چندتا جوان زیر سی‌سال که هرگز حتی پایشان را هم به آمریکا نگذاشته‌اند آماده کند؟ ...

-...آیا سیا این‌قدر احمق است که بخواهد براندازی چنین کشور قوی‌ای را به دست چندتا جوان تنبل و عضق ‌کامپیوتر و خانه‌نشین مثل من و سینا بدهد؟...

-...در واقع خودشان را نفی می‌کنند...

-...باید حمله‌های جدید کیهان را جدی گرفت و به آن جواب درست و حسابی داد...

-...آدمی مثل یونسی هم ممکن است اگر ما سکوت کنیم، حرف‌های کیهان را باور کند...

-...حتی مثلا وزارت اطلاعات هم تحت تاثیر این چیزها قرار می‌گیرد...

-...این نوشته با حمله‌ی شخصی و بی‌ربطی که جمهوری اسلامی به من کرده است فرق دارد...

-...بی‌تفاوتی دربرابر آن به معنی درست بودن حرف‌های او تلقی خواهد شد...

-...کیهان موظف است جواب ماهایی را که اسم‌مان را کامل برده است چاپ کند...

-...شاید کمی هول شده بودم...

-...نشان می‌دهد که حاضر است وارد بحث شود و این دقیقا چیزی است که من می‌خواهم...

-...وبلاگ این حسن بزرگ را دارد و برای همین به نویسنده‌اش استقلال و امنیتی بی‌سابقه می‌دهد ...

-...این یکی بسیار فرق دارد...

من که فکر نمی کنم لازم باشد من جملات متناقض را از اين بين کنار هم بگذارم ! .

 


 
ل بيت العنکبوت
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

... کارش به جايی کشيد که شماره موبايل حاج حسين آقا را روی شبکه گذاشتند تا رفقايش زنگ بزنند و ... !

هرکاری کردم اصل صفحه ای را که شماره حاج حسين آقا را گذاشته بود بياورم نشد. و حالا ...

می خواهيم اصل مقاله حاج حسين آقا را بخوانيم. بهتر است هر لحظه با حرفهای ح.د مقايسه کنيد. اگر به آنچه که من هم فکر می کنم رسيديد جالب خواهد بود.

 

بنقل از روزنامه کيهان مورخ ۸/۷/۸۳

در عرف روزنامه نگاري، ستون يادداشت روز يا سرمقاله به تفسير و تحليل درباره يكي از اصلي ترين مسائل روز اختصاص دارد كه با استناد به يك يا چند «خبر» نوشته مي شود، اما، يادداشت امروز ما، مجموعه اي از چند خبر است بي آنكه با تحليل و تفسير چنداني همراه باشد. در اين يادداشت، نشانه ها و مشخصات مستندي از يك شبكه فعال در عرصه سياسي، فرهنگي و اجتماعي كشور فهرست شده است. اين فهرست، اگرچه طولاني است و در نوشته پيش روي فقط به چند نمونه از آن اشاره شده ولي همين مختصر به اندازه كافي گوياست و... در خانه اگر كس است، يك حرف بس است.


1-اين شبكه، «هويت آمريكايي» و «شناسنامه ايراني» دارد. مركز اصلي كنترل و هدايت آن در آمريكاست و چند مركز مياني در كشورهاي اروپايي، وظيفه برقراري ارتباط ميان مركز اصلي با اعضاي شبكه در داخل كشور را برعهده دارند. مراكز مياني در شهرهاي لندن، برلين، لاهه، بروكسل و پراگ مستقر هستند. هماهنگي ميان مراكز اروپايي با مركز اصلي از طريق مركز پراگ صورت مي پذيرد كه در محل ساختمان «راديو فردا» در شهر پراگ مستقر است. توضيح آنكه راديو فردا، نه فقط وابستگي خود به سازمان CIA را انكار نمي كند، بلكه بر تعلق اين راديو به سازمان اطلاعاتي آمريكا CIA تأكيد هم مي ورزد و اين تأكيد را براي اطمينان خاطر افرادي كه به همكاري دعوت شده اند، ضروري مي داند.


          2-بيشترين فعاليت تخريبي اين شبكه از طريق سايت هاي اينترنتي، روزنامه هاي زنجيره اي، محفل هاي دو گروه افراطي مدعي اصلاحات و عواملي كه در دولت دارند صورت مي پذيرد. سايت «امروز» با مركزيت به ظاهر داخلي و سايت گويانيوز GOOYA NEWS كه ابتدا، در بانك اطلاعاتي مؤسسه NIKE در آمريكا ثبت شده و بعد از واقعه 11 سپتامبر، محل آن به بروكسل منتقل گرديده است، دو سايت اصلي متعلق به اين شبكه هستند. علاوه بر دو سايت اصلي مورد اشاره، چند سايت اينترنتي ديگر نيز در اين شبكه فعاليت دارند و سايت فارسي بي بي سي نيوزPERSIAN BBC از يك سال قبل اين شبكه را زير چتر حمايتي و تبليغاتي خود گرفته است.

 

3-اسامي برخي از همكاران ايراني سايت هاي «گويانيوز» و «امروز» كه در خارج از كشور حضور دارند به شرح زير است : داريوش سجادي (مقيم آمريكا) عباس احمدي (مقيم آمريكا)، فرشاد بيان (مقيم بروكسل)، جمشيد اسدي (مقيم پاريس)، احمد سلامتيان (مقيم پاريس)، نيما راشدان (مقيم سوئد)، حسين درخشان (مقيم تورنتو)، عليرضا نوري زاده (مقيم لندن)، مجيد محمدي (مقيم نيويورك)، سينا مطلبي (مقيم لاهه و بروكسل)، جمشيد برزگر (مقيم لندن)، ابراهيم نبوي (مقيم پاريس، برلين و...) مسعود بهنود (مقيم لندن) و... برخي از افراد فوق الذكر پيش از اين، در داخل كشور با روزنامه هاي زنجيره اي همكاري نزديك و مستمر داشته اند و شماري از آنان هم در حالي كه مقيم خارج از كشور بودند، براي روزنامه هاي زنجيره اي، مقاله مي فرستادند كه با نام و مشخصات خود آنها و يا نام هاي مستعار به چاپ مي رسيد.


           4-نام اختصاري تعدادي از اعضاي اين شبكه كه هم اكنون به طور همزمان در روزنامه هاي زنجيره اي و سايت هاي اين شبكه عنكبوتي فعاليت مي كنند به شرح زير است.
«بابك- غ»، «فرهاد- ر»، «نيما- ر»، «بهمن- الف»، «ژيلا- ب»، «شادي- ص»، «اميد- م»، «شهرام- ر»، «جعفر- گ»، «روزبه- م»، «جلال- خ»، «حنيف- م»، «مهدي- د» و... اكثر اين افراد، جوانان جوياي نامي بوده و هستند كه ابتدا از طريق عوامل اين شبكه- مخصوصاً عوامل شبكه مزبور در دو گروه افراطي مدعي اصلاحات- به عنوان خبرنگار جذب روزنامه هاي زنجيره اي شده و سپس با ترفندهاي ناجوانمردانه اي نظير آلودگي به فساد اخلاقي و تهيه فيلم از اين صحنه ها و يا، وعده فروپاشي قريب الوقوع نظام و قول پست و مقام و يا تحصيل رايگان در كشورهاي اروپايي و آمريكا و... وادار به همكاري با اين شبكه شده اند.


          5-برخي از افراد شاخص اين شبكه كه در مراكز نظام داراي مسئوليت بوده و يا هستند عبارتند از «محمدعلي- الف»، «عيسي- س»، «مصطفي- ت»، «بهزاد- ن»، «محسن- م»، «مصطفي- د»، «مسعود- ح»و....  . اين افراد، بعد از جذب اعضاي جديد كه عمدتاً از طريق روزنامه هاي زنجيره اي صورت مي پذيرد با برپايي جلسات توجيهي، آنها را به شبكه وصل مي كنند.


           6-اعضاي جذب شده بعد از مدتي فعاليت در روزنامه هاي زنجيره اي، با كمك عوامل اين شبكه در وزارت ارشاد، انجمن صنفي روزنامه نگاران، كانون نويسندگان و حمايت برخي از نفوذي هاي شبكه در سيستم اجرايي و... از جشنواره مطبوعات و جشنواره هاي هنري ديگر جايزه دريافت مي كنند و يا به روش هاي ديگري به عنوان روزنامه نگار برجسته! معرفي مي شوند، سپس با كمك مراكز ياد شده به خارج از كشور اعزام گرديده و در آنجا با مشمئز كننده ترين لحن و قلم به لجن پراكني عليه نظام، مسئولان عالي رتبه و ارزش ها و مقدسات اسلامي و انقلابي مشغول مي شوند. كه افراد زير از جمله اين نمونه ها هستند علي باستاني، جمشيد برزگر، كامليا انتخابي فر، سعيد رضوي فقيه، نوشابه اميري، مهدي خلجي، نيما تمدن، كيوان حسيني، فرين عاصمي، مجيد محمدي و...


           7-افرادي از اين شبكه كه در مديريت هاي نظام نفوذ كرده اند و يا مسئوليت هايي نظير نمايندگي مجلس، معاونت وزير و... داشته و دارند، اعضاي جديد شبكه را به عنوان خبرنگار،گزارشگر، محقق و... همراه با هيئت هاي رسمي به مسافرت هاي خارج از كشور مي فرستند. اعزام به خارج با دو هدف صورت مي پذيرد. جاذبه هاي سفر خارجي به منظور تشويق و ترغيب افراد جذب شده، زمينه سازي براي نفوذ و حضور بعدي آنها به عنوان خبرنگار و گزارشگر در مراكز رسمي نظام و...


           8-شركت هايي كه به سايت ها و وبلا گ هاي اين شبكه سرويس مي دهند و «سرور»هاي مورد نياز اين سايت ها و وبلاگ ها را تأمين مي كنند، اگرچه شناسنامه ايراني دارند و در مراكز رسمي كشور ثبت شده اند ولي سايت ها و وبلاگ هاي اين شبكه عنكبوتي قابل كنترل و يا فيلترينگ نبوده و نيست، چرا؟! براي آنكه، سرويس دهي آنها بيرون از حوزه رسمي كشور (شركت مخابرات) بوده است و اين شركت ها به طور غيرقانوني و پنهاني با برخي از مراكز ماهواره اي در اروپا و آمريكا رابطه داشته و از سايت هاي ماهواره اي و خدمات آنها استفاده مي كنند، بنابراين خطوط ارتباطي سايت ها و وبلاگ هاي اين شبكه از ديتا «DATA»ي رسمي كشور عبور نمي كند كه قابل كنترل و فيلترينگ باشد. به بيان ديگر، اين شبكه، برخلاف قوانين جاري كشور، يك دايره مخابراتي خصوصي و جداگانه دارد كه از سوي شبكه هاي ماهواره اي و مخابراتي آمريكا و اروپا در اختيار آن قرار گرفته است. نام اختصاري برخي از شركت ها كه به طور غيرقانوني و پنهاني از شبكه هاي خارجي براي تغذيه سايت هاي اين شبكه عنكبوتي سرويس مي گرفته اند به شرح زير است: شركت «ن»، شركت «ب»، شركت «الف»، شركت «پ» و... آقاي «مصطفي- د»، عضو شوراي انفورماتيك و عضو مشاركتي دستگاه اجرايي، با تأسيس يكي از شركت هاي فوق الذكر، نياز مخابراتي سايت ها و وبلاگ هاي اين شبكه عنكبوتي را تأمين مي كرده است و «ح-ن» فرزند يكي از اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران باتفاق «رضا- و» رابط يكي از گروه هاي افراطي جبهه موسوم به اصلاحات از افراد فعال در اين شركت ها بوده اند.


           9-مركز كنترل و هدايت اين شبكه در آمريكا، بعد از دريافت گزارش اعضاي داخلي شبكه از ايران، خط تبليغاتي مورد نياز خود را به صورت خبر، گزارش، تحليل، مقاله و... به سرپل هاي اروپايي و از آنجا به رابطين اصلي شبكه در ايران منتقل مي كند. اين خط تبليغاتي- مثلا فلان يادداشت يا گزارش- با امضاي يكي از اعضاي دست چندم شبكه روي سايت هاي «امروز»، «گويانيوز»، «پيك نت» و... مي رود و يا در يكي از روزنامه هاي زنجيره اي چاپ مي شود و سپس خبرگزاري هاي خارجي و مقامات آمريكايي، اروپايي و اسرائيلي با استناد به اين اخبار و گزارش ها كه ساخته و پرداخته خود آنها بوده است، تبليغات گسترده اي را عليه نظام، اسلام و مسئولان عالي رتبه كشور تدارك مي بينند.


         10-شبكه ياد شده، از طريق و بلاگ ها و چت هاي اينترنتي، ابتدا تمايلات جنسي جوانان را تحريك مي كند و سپس برخي از اعضاي داخلي شبكه، با افرادي كه از اين طريق آمادگي جذب شدن دارند، تماس گرفته و آنها را به مراكز فساد و فحشاء و... معرفي مي كنند و...


          11-چند سال قبل، جناب آقاي يونسي وزير محترم اطلاعات، اعلام كرد كه اين وزارتخانه عوامل نفوذي در برخي از مطبوعات را شناسايي كرده است! و معلوم نيست كه اگر آن اظهارات صحت داشته است- كه نمي تواند صحت نداشته باشد- چرا كمترين برخوردي با اين شبكه صورت نپذيرفته و با چه توجيهي جوانان مظلوم اين مرز و بوم در چنگال اين گرگ هاي درنده رها شده اند؟!


          12-درباره اين شبكه و اهداف و چگونگي فعاليت آن گفتني هاي ديگري نيز هست كه در آينده اي نزديك با جزئيات بيشتر به آن خواهيم پرداخت.


           13- «خانه عنكبوت» باتوجه به آيه چهل و يكم از سوره مباركه عنكبوت به عنوان نام اين شبكه انتخاب شده است، آنجا كه مي فرمايد «داستان آناني كه خدا را فراموش كرده و غير او را به دوستي گرفته اند، شبيه خانه اي است كه عنكبوت مي سازد و حال آنكه سست ترين خانه ها، خانه عنكبوت است.


           14-و بالاخره... اين روزها، با سالروز ميلاد مراد غايبمان حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداه همزمان است و شايد شايسته تر آن بود كه يادداشت امروز را در عرض ادب به ساحت مقدس او مي نوشتيم ولي از آنجا كه مقابله با آنچه آن مراد غايب نمي پسندد، نشانه اي از انتظار است، اميدواريم بر ما خرده نگيرد و عذرمان را بپذيرد كه در انتظار «پسند» او قلم بر كاغذ رانده ايم.

>> حاج حسين به لانه زنبور چوب زده است . درست نمی گويم؟


 
اوهن البيوت
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

ان اوهن البيوت لبيت العنکبوت

آنچنان که در قرآن کريم مذکور است ، خانه عنکبوت ، سست ترين خانه جهان است. آنچنان هم که خود می دانيم ، منطق ساخت اين خانه برپايه همان سستی ذاتی آن است. اين خانه با کوچکترين تماس به ارتعاش و واکنش می افتد...

چندی پيش يعنی ۸/۷/۸۳ روزنامه کيهان در يادداشت روز خود - که بعضا به قلم مديرمسئول موسسه فرهنگی کيهان است - گوشه هايی از يک شبکه جنگ روانی و اطلاعاتی با هويت غربی ولی متشکل از عناصر ايرانی خبرداد که در سيکلی شيطانی اقدام به برپايی جنگ روانی گسترده ای عليه نظام جمهوری اسلامی ايران می نمايند .

افشاگری مزبور ، که در بخش بخش آن اسامی و نام های مستعار تعداد زيادی از عناصر آشنا و غريبه ضد انقلاب و همچنين نويسندگان مطبوعات زنجيره ای حضور دارند ، موجب واکنشهای بسيار جدی در بدنه همين شبکه گرديد و عناصر مختلفی که از عضويت و ارتباط آنها با اين شبکه نام برده شده بود با تکنيکهای مختلف اقدام به شروع تکی ديگر برای حنثی سازی اثرات آن نمودند که تحرکات آنان در دو بخش داخلی و خارجی تقسيم می گردد.

دادستانی عمومی و انقلاب تهران نيز در سيکل قانونی خود از مديرمسئول و نماينده ولی فقيه در موسسه کيهان خواسته است تا ضمن حضور در دادگاه ، اسناد و مدارک خود در خصوص اين شبکه و ادله اثباتی خود را ارائه نمايد.

تحليل های و پيش بينی های جالب بسياری از نويسندگان خودی در وبلاگها و سايت های مثبت ، به شکل عجيبی در خصوص تحرکات عناصر اين شبکه بسرعت جامه عمل بخود پوشيد و رفتار تبليغاتی عناصر اين شبکه مطابق با پيش بينی جريان خودی شکل گرفت . در اين خصوص توجه به مهر تاريخ مطالب ارسالی خالی از لطف نيست.

باتوجه به اينکه همه اين مطالب از گويايی کافی برخوردارند چند تحليل نمونه از اين دست را جهت اطلاع بزرگواران درج می نمايم .

نقل از صفحه منبرنت :

جارو جنجال خانه عنکبوتی نکات جالبی در عرصه کشمکش های سياسی را برای اهل نظر می ‌‌‌نماياند.چه آنکه هر دو طرف دعوا خود را مدعيان سياسی و اهل ايده و نظر می دانند.از بيرون گود که به اين ماجرا بنگری ذکاوت يک طرف و حماقت آن يکی را می بينی.اصولا روش امثال حسين شريعتمداری در مورد افشاگری و به سرانجام رساندن اين مسئله که همانا فروپاشيدن طرف مقابل ( بخوانيد بيچاره) بسيار جالب است.اسلوب شريعتمداری در اين گونه موارد به اين شکل است که ابتدا طرف مقابل را با ارائه اطلاعات مرموز و سربسته به موضوع حساس می کند.وقتی طرف مقابل حساسيت نشان داد و سرو صدا و حتی شکايت کرد ، زمان افشاگريهای اصل کاری در دادگاه و يا هرجای ممکن می رسد.در مورد پروژه خانه عنکبوتی هم جريان همين است.شريعتمداری با ارائه برخی اطلاعات دم دستی طرف مقابل را حساس کرد.

اما اينبار قضيه کمی فرق کرد که آن هم نکته جالبي دارد.دست به يقه های شريعتمداری دو طيف بودند.گروهی که سابقه ای در بده بستانهای سياسی داشتند و تاحدودی با تز شريعتمداری آشنا.اين عده مانند بهنود و دست اندرکاران گويا دانستند که چه بايد بکنند.با مسئله خونسردانه برخورد کردند و حتی سرمقاله های کيهان را به استهزاء هم کشاندند.اما افرادی همچون حسين درخشان که در اوج جوانی به شهرتی غير از آنچه که در چنته دارد رسيده است ، به دليل شور و احساسات اين دوران کاملا بازی را باخت.بد جوری خود را به آب و آتش زد که بايد همگان پاسخ شريعتمداری را بدهند که دقيقا اين همان خواسته اوليه کيهان بود.شکايت انجمن صنفی روزنامه نگاران و دادستانی تهران بهترين فرصتی است که شريعتمداری افشاگيرهای خود را علنی کند.برای اطلاع دوستان هم بگويم که اطلاعات جالبی از اهالی خانه عنکبوتی دارم که بخاطر ارتباط نزديکم با حاج آقا شريعتمداری در اختيارشان خواهم گذاشت.   

مطلب :: و اين دشمن لرزنده :: نيز از وبلاگ کوچه مدرسه حجتيه در همين خصوص بود.

 

و حالا به واکنش شبکه عنکبوتی در خصوص افشاگری می پردازيم .

از آنجا که در جامعه وبلاگ ونيسی ، نقش ح.د بعنوان يک بلاگر سکولار و همچنين خبرنگار بخش فارسی راديو بي.بی.سی و عضوی از شبکه خانه عنکبوت فراموش شدنی نيست فکر می کنم درج واکنش پر از عصبانيت و بدون فکرو بی انسجام او به اين مقاله خالی از لطف نباشد .

واکنش اول :

خیلی ممنونم از حسین شریعتمداری که نشان داد زحمات شخصی این چندساله‌ام در روزنامه‌های «زنجیره‌ای» برای آشنا کردن مردم و روزنامه‌نگاران ایران با اینترنت و وبلاگ بر باد نرفته و این رسانه آن‌قدر در جامعه‌ی ایران نفوذ پیدا کرده گه آقایان را تا این حد نگران کرده. این بهترین هدیه‌ای بود که می‌توانستم در سالگرد تولد وب‌لاگم دریافت کنم.

جواب مفصلم را به نوشته‌ی پر از غلط و ساده‌انگاری سردبیر کیهان که بطرز عجیبی این بار بی‌دقت و سست و حتی خنده‌دار نوشته است، در اولین فرصت می‌دهم. فعلا بروم به بچه‌های رادیو فردا زنگ بزنم ببینم که نامردها این حقوق ماهانه‌ی سیا را چرا ملا کرده‌اند و به من نداده‌اند؟ اینکه از همه دورترم دلیل نمی‌شود که پول آدم را بالا بکشند.

در ضمن، همان‌طور که متوجه شده‌اید دیگر هیچ وبلاگ‌دار یا روزنامه‌نگار اینترنتی‌ای در ایران امنیت ندارد. من اگر جای شما بودم و بعد از همه‌ی این ماجراها بوی قرمه‌سبزی مانده (آنهم با شنبلیله!) از مغزم بیرون نرفته بود، می‌رفتم مثل آقاها و خانم‌ها در بلاگ‌اسپات یک وب‌لاگ جدید می‌ساختم با اسم مستعار و با هویت واقعی و وبلاگ پرشین‌بلاگی یا دات‌کامی خودم خداحافظی می‌کردم. متاسفانه چاره‌ای دیگری نیست. فحشش را بدهید به خاتمی که با بی‌شخصیتی و نامردی‌اش، و جورج بوش با قلدری اش قدرت ایران را دودستی تقدیم تندروترین گروه سیاسی ایران کردند.

واکنش دوم :

با اینکه با عقاید حسین شریعتمداری شدیدا مخالفم، از طرز مقاله نوشتنش همیشه خوشم می‌آید و به نظرم بین ستون‌نویس‌های ایرانی از نظر فرم و ساخت، مقاله‌هایش از همه بیشتر به استانداردهای روزنامه‌نگاری در آمریکا که من زیاد روزنامه‌هایشان را می‌خوانم نزدیک است.

اما این سرمقاله‌ی جدیدش وااقعا فاجعه است، جوری که آدم واقعا یک جاهایی از آن، از بس که بی‌ربط است، نمی‌تواند جلوی خنده‌اش را بگیرد. بخصوص وقتی راجع به چیزهای فنی حرف می‌زند، معلوم است که انگار خودش تاحالا هیچ چیز راجع به تکنولوژی اینترنت و مفاهیم اولیه‌ای مثل وب، هوستینگ، دی.ان.اس، شماره‌ی آی.پی و ... نمی‌دانسته و موقع نوشتن مقاله‌اش صد بار زنگ زده به بچه‌های گروه نسل سومش و از آنها دوباره سوال کرده. اما باز هم نتیجه جز یک مقاله‌ی خنده‌دار، پر از غلط‌های اطلاعاتی و فنی از اب درنیامده.

چند مثال می‌زنم:

سايت گويانيوز GOOYA NEWS كه ابتدا، در بانك اطلاعاتي مؤسسه NIKE در آمريكا ثبت شده و بعد از واقعه 11 سپتامبر، محل آن به بروكسل منتقل گرديده است، دو سايت اصلي متعلق به اين شبكه هستند.

آخر Nike که یک شرکت تولید لباس ورزش معروف است چه ربطی به اینترنت دارد که حالا گویا نیوز بخواهد در بانک اطلاعاتی آن ثبت بشود یا نشود؟ در ضمن، اگر منظور شریعتمداری این است که دومین سایت کجا ثبت شده، باید بگویم که محل ثبت شدن یک دومین هیچ ربطی به این ندارد که سایت کجا هوست یا میزبانی می‌شود. از این بالاتر هیچکدام از این دو ربطی به این ندارند که گرداننده‌ی وب‌سایت کجا زندگی می‌کند. من می‌توانم مثلا یک دومین با پسوند سوییس بخرم که در استرالیا هوست ‌شود و خودم در تورنتو زندگی کنم. حتی شاید ببینم طرف که وب‌سایت من را هوست می‌کند گران می‌گیرد و بخواهم هوستینگم را از استرالیا به مثلا برزیل منتقل کنم، ولی خودم در همین تورنتوی سرد و گله‌گشاد بمانم.

شركت هايي كه به سايت ها و وبلاگ هاي اين شبكه سرويس مي دهند و «سرور»هاي مورد نياز اين سايت ها و وبلاگ ها را تأمين مي كنند، اگرچه شناسنامه ايراني دارند و در مراكز رسمي كشور ثبت شده اند ولي سايت ها و وبلاگ هاي اين شبكه عنكبوتي قابل كنترل و يا فيلترينگ نبوده و نيست، چرا؟! براي آنكه، سرويس دهي آنها بيرون از حوزه رسمي كشور (شركت مخابرات) بوده است و اين شركت ها به طور غيرقانوني و پنهاني با برخي از مراكز ماهواره اي در اروپا و آمريكا رابطه داشته و از سايت هاي ماهواره اي و خدمات آنها استفاده مي كنند.

چه کسی به وب‌سایت‌های ما سرویس می‌دهد؟ سوال خوبی است. به من یک شرکت آمریکایی که در فلوریدا است سرویس میزبانی می‌دهد، گویا را هم می‌دانم که شرکت سرویس‌دهنده‌اش در آمریکا است و آن قدر هم مشهور است که همه می‌شناسندش. (پیدا کردن اینکه هر وبسایت از کجا سرویس هوستینگ می‌گیرد هم خیلی کار ساده‌ای است؛ با یک Whois گرفتن ساده می‌توان آن را متوجه شد.) الان هم وب‌سایت‌های امروز و بامداد و رویداد روی سرویس‌مجانی وب‌سایت BlogSpot هوست می‌شوند که در حقیقت متعلق به شرکت آمریکایی گوگل است که در کالیفرنیا واقع شده و میلیون‌ها وبلاگ دیگر را هم هوست می‌کند. (چیزی توی مایه‌های GeoCities، اگر با آن آشنا باشید.)

واضح است که هیچکدام از این شرکت‌ها هیچ ارتباطی به ایران ندارند. (بد نیست بدانید خیلی از شرکت‌های میزبانی اگر بدانند که کسی در ایران قرار است از آنها استفاده کند، بخاطر تحریم‌های اقتصادی برضد ایران، آن مشتری‌ها را قبول نمی‌کنند) طبیعتا وقتی میزبان یا هوست آدم در ایران نباشند، هیچ کس حتی قاضی مرتضوی هم نمی‌تواند روی آن کنترلی داشته باشد، مگر اینکه بتواند روی قاضی‌های آمریکایی هم نفوذ داشته باشد.

اما اینکه چرا قابل فیلترینگ نیستد هیچ ربطی به این جزییات غلط و بی‌ربط شریعتمداری درباره‌ی ماهواره ندارد. اصولا وب‌سایت مثل روزنامه نیست که پس از دستور فیلترینگ آن، از صحنه‌ی روزگار محو شود. بلکه هنوز وجود دارد، فقط یکی از راه‌های دسترسی به آن بسته شده. خوشبختانه اینترنت مثل خداست و راه‌های رسیدن به آن هم فراوان است و آقای شریعتمداری و دوستشان دکتر حاج آقا معتمدی فقط چند تا از این راه‌ها را می‌توانند ببندد. مگر اینکه اصولا از خیر داشتن اینترنت بگذرند و طرح اینترانت داخلی (شارع دو) را به اجرا بگذارند.

بنابراين خطوط ارتباطي سايت ها و وبلاگ هاي اين شبكه از ديتا «DATA»ي رسمي كشور عبور نمي كند كه قابل كنترل و فيلترينگ باشد. به بيان ديگر، اين شبكه، برخلاف قوانين جاري كشور، يك دايره مخابراتي خصوصي و جداگانه دارد كه از سوي شبكه هاي ماهواره اي و مخابراتي آمريكا و اروپا در اختيار آن قرار گرفته است.

به نظرم سردبیر کیهان سرویس میزبانی (هوستینگ) را با سرویس دسترسی به اینترنت (کاری که آی.اس.پی‌ها می‌کنند) قاطی کرده. خوب است آقای شکرخواه، بعد از اینکه اسباب‌کشی‌شان تمام شد، یک کلاس توجیهی برای دوستان قدیمی‌ درباره‌ی مفاهیم اولیه‌ی اینترنت بگذارد تا از زحمت و سردرگمی آقایان کم کند تا زودتر به مقصدشان برسند.

بهرحال، اگر منطور سرویس دسترسی به اینترنت است، تا جایی که من می‌دانم آقای مرتضوی چندوقت پیش تمام شرکت‌هایی را که با ماهواره به عنوان گیرنده استفاده می‌کردند پلمب کرد و الان همه مجبورند از خطوط رفت و برگشت مخابرات استفاده کنند. البته راستش را بخواهید هنوز شرکت‌هایی هستند که حتی در بعضی موارد از خطوط رفت و برگشت ماهواره‌ای (داشتن دیش فرستنده/گیرنده اصولا ممنوع است و اجازه‌ی ورود به کشور ندارد) استفاده می‌کنند، ولی این شرکت‌ها هیچ ربطی به اصلاح‌طلبان ندارند، بلکه مال سپاه پاسداران و رادیو و تلویزیون هستند.

با این همه، تعطیل کردن یک شرکت سرویس‌دهنده‌ی دسترسی به اینترنت، باز هم هیچ ربطی به تعطیل شدن خود وب‌سایت ندارد. ندیدن خورشید در شب به معنی نبودن آن نیست.

شبكه ياد شده، از طريق و بلاگ ها و چت هاي اينترنتي، ابتدا تمايلات جنسي جوانان را تحريك مي كند و سپس برخي از اعضاي داخلي شبكه، با افرادي كه از اين طريق آمادگي جذب شدن دارند، تماس گرفته و آنها را به مراكز فساد و فحشاء و... معرفي مي كنند و...

این دیگر واقعا خنده‌دار است. این دیگر چه ربطی به سیا دارد؟ چرا این شبکه‌ی تخیلی شریعتمداری که نتها با مقاله نوشتن «به نظام لطمه می‌زند» باید این چیزها برایش مهم باشند و مردم را تشویق به رفتن به مراکز فساد و فحشا بکند؟ در ضمن، فکر کنم در این چند سال اخیر فساد و فحشای مورد اشاره‌ی سردبیر کیهان آن‌قدر فراگیر شده باشد که برای پیوستن به مراکز آن نیازی به خرج کردن این همه پول زبان بسته برای خریدن کارت اینترنت نباشد.

«خانه عنكبوت» باتوجه به آيه چهل و يكم از سوره مباركه عنكبوت به عنوان نام اين شبكه انتخاب شده است، آنجا كه مي فرمايد «داستان آناني كه خدا را فراموش كرده و غير او را به دوستي گرفته اند، شبيه خانه اي است كه عنكبوت مي سازد و حال آنكه سست ترين خانه ها، خانه عنكبوت است.

منظور شریعتمداری چیست؟ آیا می‌خواهد بگوید که پیدایش وب جهانی یا دقیق‌تر World Wide Web در قرآن پیش بینی شده؟ (دیدید آخوندها همیشه می‌خواهند بگویند قرآن همه چیزها را در خود دارد؟) یا اینکه می‌‌خواهد به کنایه بگوید که اینترنت تکنولوژی سست و لرزانی است و به آسانی می‌تواند آن را نابود کرد؟ شاید هم منظورش این است که می‌خواهند اصولا در اینترنت، این خانه‌ی عنکبوت را در ایران ببندد؟ یا اینکه می‌خواهد زمینه را برای خفه کردن چندتا جوان زیر سی‌سال که هرگز حتی پایشان را هم به آمریکا نگذاشته‌اند آماده کند؟ آیا این حکومت با این همه پول و قدرت نظامی و سلاح اتمی‌اش از چهارتا جوان لاغر که فقط بلدند در اینترنت چیز بنویسند این‌قدر می‌ترسد؟ آیا سیا این‌قدر احمق است که بخواهد براندازی چنین کشور قوی‌ای را به دست چندتا جوان تنبل و عضق ‌کامپیوتر و خانه‌نشین مثل من و سینا بدهد؟

مهم نیست چه نقشه‌ای پشت این سناریوی جدید است. مهم آن است که این آقایان با زدن این اتهام‌های احمقانه به بچه‌های خودشان، که مثل من همه در خانواده‌ و محیط مذهبی و انقلابی ایران اسلامی بزرگ شده‌اند، در واقع خودشان را نفی می‌کنند. رستم معظم انقلاب مثل آب خوردن دارد سر سهراب‌هایش را می‌برد.

واکنش سوم :

آیا نوشته‌ی شریعتمداری درباره‌ی نویسندگان و فعالان اینترنتی تصادفی و بی‌اهمیت است؟

اصلا. مثل تمام پروژه‌های دیگر بر ضد فعالان ملی‌مذهبی، کانون نویسندگان، و هنرمندان، کیهان با ساختن سناریوهای تخیلی برای مقامات بالا، این فشارها را توجیه می‌کند. این جور نوشته‌ها شدیدا روی ذهنیت آدم‌هایی مثل فقهای شورای نگهبان، قاضی‌ها، و حتی آدم‌هایی مثل کروبی یا حتی خاتمی تاثیر منفی می‌گذارد و مقاومت‌های احتمالی آنها را از بین می‌برد. بخصوص که یک سری مزخرفات فنی هم به آن اضافه کرده که برای یک آخوند بی‌سواد ظاهر آن را مقبول‌تر هم می‌کند. در واقع این نوشته برای توجیه دستگیری‌های تا حالا و حتی آينده است و از همین نظر خیلی مهم است.

چرا باید حمله‌های جدید کیهان را جدی گرفت و به آن جواب درست و حسابی داد؟

چون جواب ندادن به آنها از دید آدم‌های باوجدانی که ممکن است هنوز یک جاهایی پیدا بشوند، به معنی درست بودن این سناریوی عجیب و غریب است. شریعتمداری اصولا برای مردم نمی‌نویسد، بلکه برای مدیران بالا و میانی حکومت می‌نویسد تا آنها را به مسیر دلخواه خودش هدایت کند. آدمی مثل یونسی هم ممکن است اگر ما سکوت کنیم، حرف‌های کیهان را باور کند. ولی اگر جواب بدهیم، آنها را هم پرینت می‌گیرند و به او می‌دهند. لااقل اثر خیال‌بافی‌های او کمتر می‌شود.

اگر کسی جواب ندهد چه می‌شود؟

خیلی ساده. احتمال دستگیری تمام آدم‌های فهرست کیهان بیشتر خواهد شد. چون حتی مثلا وزارت اطلاعات هم تحت تاثیر این چیزها قرار می‌گیرد و در تلاشی که باید برای آزادی اینها بکند، سست‌تر می‌شود. این نوشته با حمله‌ی شخصی و بی‌ربطی که جمهوری اسلامی به من کرده است فرق دارد. آن را نمی‌بایست جدی گرفت و جواب داد. ولی این یکی بسیار فرق دارد. بی‌تفاوتی دربرابر آن به معنی درست بودن حرف‌های او تلقی خواهد شد. کیهان موظف است جواب ماهایی را که اسم‌مان را کامل برده است چاپ کند، وگرنه می‌شود از آن شکایت کرد. (می‌دانم فایده‌ای ندارد، ولی از هیچی بهتر سات.)

واکنش چهارم :

باورتان می‌شود؟ همین الان زنگ زدم تهران و با حسین شریعتمداری، سردبیر کیهان، تلفنی صحبت کردم.

اول اینکه اصلا من را نمی‌شناخت. دو ساعت توضیح دادم برایش که من همانی هستم که اسمم را به عنوان عضوی از شبکه‌ی عنکبوتی متصل به سیا آورده‌ بودید. بعد که فکر کنم دوزاری‌اش افتاد از او پرسیدم که چرا فکر می‌کند من و کسان دیگری که با حکومت فعلی ایران و روش‌هایش مخالفیم و در سرمقاله‌اش ازمان اسم آورده است در شبکه‌ای مخفیانه و مرموز هستیم که سازمان سیا کنترلمان می‌کند؟ شاید کمی جا خورده بود. من هم شاید کمی هول شده بودم. جواب داد که در مقاله‌اش احتمال داده که کسانی در این بین ممکن است خودشان ندانند که عضو این شبکه‌اند.

او با موبایل بود و من با این تلفن‌های راه دور که هی قطع و وصل می‌شوند. گفتم چطور می‌شود من خودم ندانم که دارم در یک شبکه‌ی سری اطلاعاتی کار می‌کنم. صدا درست نمی‌رفت و جواب نداد. اما توانستم بپرسم که آیا نقد فنی‌ای را که بر روی مقاله‌اش نوشته بودم خوانده یا نه، و اینکه آیا مطمئن است اطلاعاتی که درباره‌ی این شبکه‌ی عنکبوتی به او داده‌اند درست است یا نه. نقد فنی را مثل اینکه اصلا کسی برایش نفرستاده بود تا بخواند، درباره‌ی سوال دوم هم جواب داد که مطمئن است.

پس دست بکار می‌شوم و در همین یکی، دو روز آینده نامه‌ای می‌نویسم و اینجا می‌گذارم و برایش هم فکس می‌کنم. اگر آن را چاپ نکرد که هیچ. بهرحال اینجا کلی‌ها می‌خوانندش. ولی اگر چاپ کرد خیلی خوب است، چون نشان می‌دهد که حاضر است وارد بحث شود و این دقیقا چیزی است که من می‌خواهم.

پای نسل فرزندان انقلاب کم‌کم دارد به سیاست باز می‌شود و بخاطر جهان‌بینی، سیستم ارزشی و طرز رفتار کاملا متفاوتی که با نسل پدرانش، در دو طرف دعوای فعلی در حکومت ایران دارد، باید از همین اول شخصیت خودش را نشان دهد. روی همین حساب است که فکر می‌کنم من و امثال من باید اول خودمان، ارزش‌ها و روش‌هایمان را برای دو طرف فعلی در دعوا تعریف کنیم تا هیچکدام نخواهند با چسباندنمان به طرف دیگر و با تعمیم‌دادن‌های بی‌منطق، به آتش دیگری بسوزانندمان.

کسانی که این وبلاگ را مرتب می‌خوانند با تمام گوشه‌های فکر و احساس نویسنده‌اش آشنا هستند و هیچ چیز بهتر از این نیست که تمام حرف‌های آدم در زمینه یا context خودش معنی شوند. وبلاگ این حسن بزرگ را دارد و برای همین به نویسنده‌اش استقلال و امنیتی بی‌سابقه می‌دهد که به نظر من از نان شب برای شرایط فعلی اجتماعی و سیاسی ایران واجب‌تر است؛ جایی که دروغ و دورویی، اعتماد را نه تنها در سطح فردی کاملا از بین برده است، بلکه باعث شده حتی گروه‌های سیاسی و اجتماعی هم ذره‌‌ای به هم اطمینان نداشته باشند و در نتیجه وقتی خطری بیرونی آن را تهدید می‌کند، کسی که زورش از همه بیشتر است همه را کنار می‌زند و قدرت را قبضه می‌کند.

برایم بنویسید که به نظرتان کارم درست بوده یا نه و اینکه در جوابش چه چیزی باید بنویسم.

 


 
کرکسها خواهند مرد
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 

به نقل از صفحه ياس کبود

و كركسها خواهند مرد...

 قصه دردناكي است.روزگار به جايي رسيده است كه براي (مرگ بر امريكا) هم بايد دليل اورد. مشكل ما اين نيست كه براي (مرگ بر امريكا) دليلي نداريم, اتفاقا صفحه ذهن و دلمان پر است از حجت و دليل براي (مرگ بر امريكا) كه اكر بخواهيم تك تك انها را بازگوكنيم, مثنوي هفتاد من كاغذ كه هيچ, مثنوي هفتاد تن كاغذ ميشود. درد اين است كه بعضي (امبرياليسم ستيز) هاي دو اتشه ديروز كه حتي حاضر بودند در كنار صدام حسين, عليه امريكا وارد نبرد نظامي بشوند ,امروز با وجود اگاهي از اين مثنوي هفتاد تن كاغذ ,خود را به كوچه علي چب زده اند و از ما مي خوا هند كه ديگر (مرگ بر امريكا) نكوييم .ان هم درست در زماني كه ناله غريبانه خواهران مسلمان از زندان ابوغريب به گوش مي رسد وكرد و خاك روستاهاي با خاك يكسان شده افغانستان,هنوز بر زمين نشسته است و خون بر زمين ريخته شده صدها فلسطيني كه با جراغ سبز آمريكا در جنين دسته دسته تير باران شدند هنوز خشك نشده است...

(مرك بر امريكا)ي ما نه به خاطر ميلياردها دلار دارايي مسدود شده ايران در امريكاست و نه به خاطر تهديد شدن به بمباران اتمي است و نه به خاطر متهم شدن به حمايت از تروريسم, توليد سلاحهاي هسته اي و نقض حقوق بشر است و نه به خاطر تحريم اقتصادي است و نه به خاطر تصويب نمادين بيست ميليون دلار براي ساقط كردن جمهوري اسلامی است و نه به خاطر..

البته تك تك اين موارد (مرگ بر امريكا) دارد اما ايا اگر امريكا دارايي هاي ما را بس دهد تهديد اتمي خود را پس بگيرد و ما را متهم به تروريسم نكند و تحريم اقتصادي را لغو كند و بيست ميليون دلار بودجه تصويب شده را نه براي ساقط شدن جمهوري اسلامي كه براي كمك به جمهوري اسلامي ارسال كند, ما ديگر مرك بر امريكا نمي كوييم؟ البته كه نه!!!

ما (مرگ بر امريكا) مي كوييم چون انسانيم و حتي اگر ظالمي با ما كاري نداشته باشد, انسانيت ايجاب مي كند كه دشمن ظالم باشيم. مرگ بر امريكا مي گوييم, چون مسلمانيم و بر طبق ايات قران بايد كافر به طاغوت باشيم. مرگ بر امريكا مي گوييم, چون شيعه ايم و مولايمان وصيت كرده اند كه :( كونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا) يعني :(دشمن ظالم باشيم و ياور مظلوم).مرگ بر امريكا مي كوييم چون از اصول مسلم تشيع (تبري) است وتبلور تبري, مخالفت و مبارزه با ستمكر و ظالمي چون امريكا است, حتي اگر ستم اين مستكبر به ما نرسد. پس مرگ بر امريکا .


 
بک ...
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

يک پست نفرستاده ...

يک مطلب ننوشته ...

يک حق ادا نشده ...

يک دين سنگين ...

يک شرمندگی سهمگين ...

يک امتحان رد شده ...

يک صفر در کارنامه ...

يک ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد .

گمگشته صحرای محبت کجا رود

نام حبيب هست و نشان حبيب نيست ...

رجب.

شعبان..

رمضان ... رمضان ...

رمضان تجلی و اقترب ، طوبی للعبد اذ اغتنم

يا نور يا قدوس ...

يا نور يا قدوس ...

يا نور يا قدوس ...

اغفرلی کلها بحرمه محمد و آل محمد ...

الا ما رحم ربی ...


:؛رب الجعلنی من التوابين وجعلنی من المصلين واجعلنی من المتطهرين؛:



 
و اين دشمن لرزنده ...
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحيم
الهي هب لي كمال الانقطاع اليك

دوشنبه، 2 شهريور، 1383


 

درخشان‌ها

 

محمد پرسيد: ح .د را مي‌شناختي؟ گفت: آره، از بچه‌هاي نيكانه، از دوره‌بالايي‌هاي ما بود. جالب بود، فكر نمي‌كردم كه سن‌اش اين‌قدر باشد. يه‌جورايي هم با ما فاميل مي‌شوند، از سمت پسرعموهاش؛ پسراي شهيد د. شهيد درخشان؟ شهيد د حزب جمهوري؛ خود او هم آن‌زمان از آن ها بود كه از رياضي به انساني تغيير رشته داد، چون ايده‌اش اين بود كه انقلاب به اين محتاج‌تر است و نمي‌دانم چطوري يك دفعه از آن طرف سر در آورد؛ خدا به همه عاقبت به خيري بده...

 

 

پرسيد: در روزگار غيبت، چه دعا كنيم؟ فرمود: بگوييد خدايا خودت را بر من بشناسان كه اگر نشناساني نبي‌ات را نخواهم شناخت. خدايا رسولت را بر من بشناسان كه اگر نشناساني حجت‌ات را نخواهم شناخت. خدايا حجت‌ات را بر من بشناسان كه اگر نشناساني به گمراهي درخواهم افتاد...

::نقل از وبلاگ کوچه مدرسه حجتيه ، با اندکی تلخيص و البته سانسور ::

 

اين مطلب زيبا و در کمال را ، چندی پيش از صفحه کوچه خوانده بودم . اما نمی دانستم مطالعه حاج مهدی در اين خصوص ، نتايج زيبايی بدهد . از اينکه آن مطلب در خصوص درخشان را نوشتم ، خرسندم و خدا را شاکرم که بصيرت ، سکه رايج بازار ولايت است. 

 

بسم الله الرحمن الرحيم
الهي هب لي كمال الانقطاع اليك

شنبه، 11 مهر، 1383


 

وقتي يك ضدانقلاب مي‌ترسد

 

بچه‌تر كه بودم از دزدها خيلي مي‌ترسيدم و خيلي خوش‌حال بودم كه آن شبي كه آن چند نفر از تاريك روشن بهارخواب، به داخل اتاق‌مان سرك مي‌كشيدند، خواب بودم و فقط داداش جواد و داداش جليل‌ام بيدار بوده‌اند و ديده‌اندشان و با زدن پاهايشان به هم، اعلام وضعيت مي‌كرده‌اند.

 

بزرگ‌تر كه شدم،‌ ديگر روزنامه‌ها، صفحه‌هاي رنگي حوادث زده بودند و آن زمان بود كه ديدم نه دزدها و نه حتي قاتل‌ها، لزوما قيافه‌هاي وحشتناكي ندارند و اتفاقا وقتي كه گيرمي‌افتند خيلي هم زبون و ترسو مي‌نمايند.

 

الان هم تا مي‌گويي ضدانقلاب،‌ خيلي‌ها به ياد كوموله‌هاي سبيل‌كلفت و يا منافقين قداره‌كش مي‌افتند و تصورشان از يك ضدانقلاب ترسان، خيلي واضح نيست و جالب بود كه هودر از آن ژست بچه‌روشن‌فكر نيكاني، زده بود بيرون و بَد به هوار كشيدن افتاده بود، تا آن‌جا كه غيرهم‌تيپ‌هاي ما هم به اين نتيجه رسيده بودند.

 

سيدناصر مي‌گويد: علي افشاري آدم وزارت اطلاعات بود تا دفتر تحكيم را از درون فرو بپاشاند و شبيه همين را هم براي اپوزيسيون خارج از كشور، درباره‌ي ابراهيم نبوي به گوش‌ام رسيده و حتي برخي ح.دن را نيز نفوذي مي‌دانند، و البته درمورد اين بنده خدا، اهورا نيز بياناتي از همين دست تفوه مي‌گردد.

 

اما عميقا بر اين احتمال‌ام كه نبوي و د. خودشان‌اند، و با همين عمق، ترس و دست‌پاچگي را در ح.د مي‌بينم كه به سبك دلقك‌بازي‌هاي نبوي به گاف گرفتن از حواشي سرمقاله‌ي حسين شريعتمداري پرداخته و پوززني، يك دوره‌ي فشرده‌ي IT را تدريس كرده. و به نظرم تنها به اين نكته اشاره نكرده است چرا دومين ir با اين قيمت‌هاي بالا و كيفيت پايين عرضه مي‌شود؟!!

 

حال اگر كمي با روان‌شناسي حضرات نيكاني و مشابهين ايشان در دبيرستان علوي آشنا باشيد، در خواهيد يافت كه گونه‌هاي ضدانقلاب از آن‌ها، اصولا آدم‌هايي با اعتماد به نفس بالا و خون‌سرد، و البته با اطلاعاتي در حد استاداني از آن دبيرستان‌هايند، كه خود را خداي دين‌شناسي تلقي مي‌كردند و مخ بچه‌هاي مردم را مشوش مي‌نمودند، و اين‌گونه اين سوال مطرح مي‌شود كه يك نيكاني چرا بايد به اين روز افتاده باشد؟

 

داستان اما روشن است. داستان همان روايتي است كه ره‌بر فرزانه‌‌مان سه يا چهار سال پيش در اوج شارلاتانيسم مطبوعاتي، در آن ظهر در مصلاي تهران به آن اشاره مي‌كرد كه برخي مطبوعات ما پاي‌گاه دشمن شده‌اند.

 

و من اصلا تعجب نكردم وقتي ديدم كه موضوعات و روي‌كردهاي وب‌نوشته‌هاي ابطحي، و دشمنان قسم‌خورده انقلاب در خارج از مرزها، اين ميزان از هم‌آهنگي را دارد، و اصلا براي‌ام اتفاقي نمي‌نمود كه سازمان مجاهدين و حزب مشاركت – يا به قول دكتر احمد احمدي حزب شيطان –، و كنگره‌ي آمريكا و سازمان سيا از روي دست هم بيانيه مي‌نويسند.

 

همه‌ي دوستاني كه زماني از عمرشان را درجلسات انجمن اسلامي يا بسيج دانش‌جويي گذارنده‌اند، مي‌دانند كه هم‌آهنگ‌ كردن بيانيه‌ها يا خط‌مشي حتي چند دانش‌كده‌ي يك دانش‌گاه، مثلا در مورد حمله‌ي شورشيان كنگو به مرزهاي رواندا، هم به اين سادگي نيست كه اين ضدانقلاب‌ها و زنجيره‌اي نويس‌هاي داخلي و خارجي، از گونه‌هاي مختلف نيكاني وعلوي و مشاور حقوقي‌ وبخش فارسي‌اش، با هم كار مي‌كنند.

 

و همه‌مان ساعات متمادي از رئيس دانش‌گاه و دانش‌كده و گروه و معاون دانش‌جويي و فرهنگي ونهاد نمايندگي، براي گرفتن اندكي بودجه و امكانات و اتوبوس، آويزان بوده‌ايم و دم آن بنده‌خدايي گرم كه به رايگان، هم براي انجمن و هم براي بسيج و هم براي كانون‌ها بوم مي‌زد و فقط مي‌گفت كه رنگ و پارچه را خودتان بايد بخريد. و من مانده‌ام كه اين‌همه روزنامه‌ و سايت و نويسنده و تحليل‌گر و شبكه و تلويزيون و حزب، آيا با پول توجيبي‌شان و بي‌پشتوانه‌ هيچ‌جايي، و با بي‌توقعي دانش‌جوها كار مي‌كنند؟

 

خوب ح.د از اين‌كه اقارير گردانندگان سايت امروز، بر اين داعيه چندين ساله‌ي ما كه آن سالي بيست ميليون دلار كنگره شيطان بزرگ جاهايي هزينه شده و سايت‌ها و روزنامه‌ها و قلم‌ها و قدم‌هايي را به سامان گرفته است، صحَّ گذاشته، ناراحت است و تلاش مي‌كند كه كار خراب‌تر از اين نشود. اما من مي‌گويم كه برادر حسين،‌ تيمي كار كردن كه بد نيست و مگر جلسات هفتگي دبيرستان براي تداوم اتصال بچه‌ها با هم و گسترش روح كار جمعي برگزار نمي‌‌شد، هرچند كه سخن‌ران‌ها گاه افرادي غير عليه السلام بودند و بدشان نمي‌آمد كه ما دست‌جمعي و تيمي حساب انقلاب را برسيم. و البته آن‌وقت‌ها تو هنوز سينه‌چاك نظام بودي و مي‌خواستي كه دست‌جمعي و تيمي حق‌ اين مدعوين را كف دست‌شان بگذاريم.- و الان است كه فحش دادن را آغاز كنی ...

 

بنقل از صفحه کوچه ،‌ همراه با تلخيص و تقطيع


 
تغييرات زيبا ومهم در صفحه حزب الله
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

خدا خيرت بدهد برادر !

اين مدير صفحه حزب الله آدم مبتکر و خداجو و بزرگواری است. تغيير جديد و مهم و جالبی در صفحه حزب الله داده و بخشی بنام خادمون المهدی (عج) را اضافه کرده است که از همه دوستان می خواهم مراجعه کنند واگر کاری از دستشان برمی آيد ثبت نام کنند. شرح اين بخش از خود صفحه حزب الله ‌:

اين بقية الله  

هديه ی يک شاخه گل نرگس(خادمون المهدی)                   

 با سلام و تبرک و التماس دعا . همزمان با ميلاد مسعود منجی خسته گان و آورگان و دردمندان مهدی موعود عج ستون خادمون المهدی به بلاگ حزب الله افزوده شد . سعی شده در توضيحی مختصر و مفيد هدف ار ايجاد اين ستون به استحظار خواهران و برادران حزب الله برسد . در صورت ارايه ی پيشنهادات و تغييرات احتمالی به توضيح بيشتر فعاليت های اين گروه خواهيم پرداخت .

ستون خادمون المهدي
 دوستان حزب الهي كه تمايل دارند در جهت نشر دين مبين اسلام  و فرهنگ شيعه خدمتي هرچند كوچك در محضر مولايمان مهدي عج و دوستدارانش انجام دهند مي توانند  لينك و زمينه ي فعاليت خودرا اعلام نمايند                
زمينه هاي فعاليت : طراحي قالب بلاگ ـ طراحي تصاوير گرافيكي ـ تايپ ادعيه ـ ذكر نام آدرس هيئت هايي كه در آن شركت مي كنند ـ طراحي فايل هاي متحرك چون فلش ـ نشر اصوات مذهبي و ...
در نهايت سعي داريم در اين ستون نياز دوستان را از هر جهت توسط اشخاصي كه تمايل به كمك دارند برطرف نماييم
.

 الهم عجل لوليک الفرج . ملتمس دعا


 
يک آدرس خوب و مفيد برای اهل هنر متعهد
ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله . و اين هم يک آدرس خوب ديگر برای اهل وادی هنر متعهد.

چه می کنه اين وبلاگ پاسداران ! پرتره هايي از مقام معظم رهبری .می ترسم آدرسش جابجا شه . زودتر برويد و ثبت گرا کنيد.

http://khamenei.ir/xbvi/FA/Picture/detail.jsp?id=830600A

تا وقتی اين تصوير بشکل منطقی نمايش داده می شود آدرس معتبر است

خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود


 
يک آدرس خوب و مفيد برای اهل نظر
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله . اين هم يک آدرس خوب برای اهل نظر و مطالعه. ما شما را جای بد نمی فرستيم . شما هم ما را جای بد نمی فرستيد.

مجموعه مقالات دکتر رحیمپور ازغدی
www.aviny.com/Article/Azghadi/Index.aspx


 
دمکراسی حاصل از تفکر غرب همان دمکراسی است که در عراق شاهد آن هستیم
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

افسانه هایی که امروز در باب آزادی در جوامع جهانی مطرح می شود در پشت سر آنها هیچ فلسفه غنی از فلسفه های شرق و غرب نیست و این تنها به نارسایی ها و علل سیاسی موجود در جامعه باز می گردد.

به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه" مهر" رحیم پور ازغدی که عصردوشنبه در دانشگاه صنعتی شریف در نشست شریعت مطهر سخن می گفت با بیان این مطلب گفت : اولین بحثی که در این زمینه مطرح شده مبحث ابزاری آزادی  است که آزادی را  وسیله ای می دانند برای رسیدن به سایر اهداف موجود در جامعه و در واقع آزادی خود هدف نیست . افسانه دیگر که در باب آزادی عنوان می شود بحث جدایی معنای آزادی از مباحث دینی است یعنی تعریف آزادی در معنای سکولاریسم آن و سومین ا مبحث، عقل آزاد و خرد آزاد که این هم  دستاورد دنیای مدرنیته است .

وی با اشاره به این نکته که در معرفت شناسی مدرن پس از کانت و هیون عقل آزاد معنایی ندارد گفت : سکولاریسم ، پلورالیزم و تکثر گرایی و بسیاری از مفاهیم دیگر که امروز ه در جوامع ما رایج شده نتیجه نوع زندگی اجتماعی ماو نقاط ضعف موجود در این جوامع است .این اصطلاحات در هر دوره ای با توجه به نیاز آن دوره شکل می گیرد  ، تقدس می یابد و زمانی هم که می رود هنوز طرفدارانشان هیچ دلیلی و تعریفی برای آن نمی یابند.

وی افزود: دلیل شایع شدن این مباحث در جامعه بخاطر فضاهای بهم ریخته و جنجالگریهای موجود ، اتهامات بدون متهم و فضای سیاسی غیر قابل اعتماد و مدعیانی است  که وعده مدینه فاضله را می دهند. وهیچ کس مسئولیت این مباحث مطرح شده را نمی پذیرد.علوم عقلی هر گاه از غرب به  سرزمین های ما می آیند تبدیل به علوم نقلی و متون مقدس می شود . البته در این فرهنگ هر کس مترجم تراست داناتر است  و علامت انسان مترقی آن است که آنچه غربیان می گویند او فقط تقلید کند .امروز شاهد هستیم که دمکراسی با  شعار مساوات و حقوق عامه مطرح می شود و نتیجه این شعار و دمکراسی در غرب فرماندار شدن آرنولد و رییس جمهور شدن فردی چون جورج بوش است .چرا که دمکراسی اینها دمکراسی سکولاریسم است .

رحیم پور در ادامه گفت : یکی از نظریه پردازان فرانسوی  در رابطه با دمکراسی می گوید " دمکراسی که مطلق باشد ، جمهوری احمق ها است آن دمکراسی که روی کاغذ تعریف شده باشد قابل تحقق نیست و اگر تحقق هم بیابد مضر جامعه است .ما درجمهوری احمق ها پاپ های قرون وسطی را کنار گذاشتیم و سرمایه داران ناشناس را به قدرت رساندیم "

وی در ادامه گفت : پلورالیزیم که در آن آزادی بیان مطرح شود محصولش ارزش گذاری به احمق ها و نوابغ در یک سطح است . یعنی بخشیدن حقوق یکسان به این دو طیف از جامعه و این همان دیکتاتوری سرمایه داری در سیاست و دیکتاتوری عوام در فرهنگ است. و دمکراسی حاصل از تفکرغرب همان دمکراسی است که امروز در عراق شاهد آن هستیم .

ازغدی گفت : این نوع آزادی همواره توضیح سکولاریسمی دارد همان طور که از فلسفه مارکس و لنین کشتار هفت میلیونی استالین حاصل شد و از مباحث مطرح شده صهیونیزیم فلسطین شکل گرفت . و علت آن نسبی بودن همه تعاریف است و اینکه در این دمکراسی  همه منافع  فردی است و تفکر توحیدی  و وجود الهی جایگاهی ندارد .

وی در ادامه با اشاره به آثار شهید مطهری  که پاسخی بود برای اندیشه های شکل گرفته در آن دوران گفت : شما در فرهنگ اسلا می آزاد هستید و کسی هم حق سلب این آزادی را ندارد  آزادی و حقوق عامه هم ازطریق شریعت و هم از طریق قانون تعریف شده است .در تفکر اسلامی هیچ کس حق سلطه مطلق بر دیگری را ندارد و همگان در حکومت و دمکراسی سهیم هستند.

ازغدی با بیان این حدیث نبوی " همان گونه که باشید بر شما حکومت می شود " گفت : مسئولیت در تفکر شرعی اسلام برای انسان در نظر گرفته شده است و در این تفکر وجود مردم بیطرف و یا دولت بی طرف معنایی ندارد و همچنین در این مبحث ما نباید دچار دین دولتی شویم که اگر دین تابع دولت باشد گسترش عدل و فضیلت در جامعه ممکن نیست و تفسیر از دین در جهت منافع دولتمردان است . و همچنین نمی توان دین را امری شخصی تلقی کرد چراکه بخشی از دین اجتماعی است و شامل قوانین اجتماعی می شود .

وی در ادامه گفت : باید با دو افراط در جامعه مقابله کرد اول اینکه همه حریم ها را عمومی نکنیم که نتیجه آن از بین رفتن آزادی مردم است و دیگر اینکه همه حریم ها را خصوصی نکنیم که نتیجه آن لجام گسیختگی و حرمت شکنی درجامعه است.

وی در پایان سخنان خود با بیان احادیثی از امام جعفر صادق (ع) و روایت هایی از پیامبر اکرم (ص) گفت : آزادی عقیده و تفکر زمانی پیشرفت خواهد کرد که با منطق و اخلاق همراه باشد و اگر اسلام به همان شکل اسلام ناب محمدی در دنیا مطرح شود در این صورت گرایش به این دین گسترش می یابد و آزادی و جامعه مدنی دینی معنای واقعی خود را می یابد.


 
در انتظار طلوع خورشید
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری پیرامون امام زمان (عج)

1 شب نیمۀ شعبان تالی تلو لیلة القدر
یکی از مهمترین روزهای سال، همین روز نیمۀ شعبان است که هم مصادف با ولادت ذی جود مسعود حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) شده است، و هم شب و روز نیمه شعبان – با قطع نظر از ولادت این بزرگوار در این شب و روز – از لیالی و ایام متبرک هستند. شب نیمۀ شعبان، شب بسیار متبرکی است، تالی تلو لیالی قدر، و وقت توجه و تذکر و توسل به ذیل عنایات باری تعالی و طلب و درخواست است. اعمال و ادعیه ای هم دارد که اگر موفق شده اید و آنها را انجام داده اید، که انشاءالله مشمول قبول پروردگار باشد، اگر کسانی هم غفلت کردند و توجه نداشتند، به یاد نگه دارند که همه سال، شب نیمۀ شعبان را مغتنم بشمارند.
تاریخ: 25/9/76 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج)

2 عقیده مشترک همه مسلمانان
این عقیده که همۀ مسلمانها به آن معتقدند، مخصوص شیعه نیست، البته در خصوصیات و جزئیاتش، بعضی فِرَق، حرفهای دیگری دارند، اما اصل این که چنین دورانی پیش خواهد آمد و یک نفر از خاندان پیامبر چنین حرکت عظیم الهی را انجام خواهد داد و «یملا الله به الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما»، بین مسلمانها متواتر است. همه، این را قبول دارند.
تاریخ: 25/9/76 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم، به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج)

3 تلاش استعمار بر علیه مهدویت
بنده سندی را دیدم که در آن بزرگان استعمار و فرماندهان استعماری توصیه می کنند که ما باید کاری بکنیم که این عقیدۀ به مهدویت، به تدریج از بین مردم زایل بشود! آن روز استعمارگرهای فرانسوی و استعمارگرهای انگلیسی در بعضی جاهای آن مناطق بودند – فرقی نمی کند که استعمار از کجا باشد – استعمارگرهای خارجی، قضاوتشان این بود که تا وقتی عقیدۀ به مهدویت در بین این مردم رایج است، ما نمی توانیم اینها را درست در اختیار بگیریم! ببینید عقیدۀ به مهدویت چه قدر مهم است! چه قدر خطا می کنند کسانی که به اسم روشنفکری و به اسم تجددطلبی می آیند و عقاید اسلامی را بدون مطالعه، بدون اطلاع، بدون اینکه بدانند دارند چه کار می کنند، مورد تردید و تشکیک و اینها قرار می دهند اینها همان کاری را که دشمن می خواهد، راحت انجام می دهند!
تاریخ: 25/9/76 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج)

4 اعتقاد به مهدویت منشاء امید
چند خصوصیت در این عقیدۀ مهدویت هست، که این خصوصیات برای هر ملتی، در حکم خون در کالبد و در حکم روح در جسم است. یکی، امید است. گاهی اوقات دستهای قلدر و قدرتمند، ملتهای ضعیف را به جایی می رسانند که امیدشان را از دست می دهند. وقتی امید را از دست دادند دیگر هیچ اقدام نمی کنند، می گویند چه فایده ای دارد؟ ما که دیگر کار از کارمان گذشته است، با چه کسی دربیفتیم؟ چه اقدامی بکنیم؟ برای چه تلاش بکنیم؟ ما که دیگر نمی توانیم! اعتقاد به مهدویت، به وجود مقدس مهدی موعود (ارواحنا فداه)، امید را در دلها زنده می کند. هیچ وقت انسانی که معتقد به این اصل است، ناامید نمی شود. چرا؟ چون می داند یک پایان روشن حتمی وجود دارد، برو برگرد ندارد. سعی می کند که خودش را به آن برساند.
تاریخ: 25/9/76 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج)

5 جامعۀ پذیرای مهدی (عج)
وقتی نتوانستند این عقیده مهدویت را از مردم بگیرند سعی می کنند آن را در ذهنهای مردم خراب کنند. خراب کردن این عقیده چگونه است؟ به این صورت است که بگویند خب آقا می آید و همۀ کارها را درست می کند! این، خراب کردن عقیده است. این تبدیل کردن موتور محرکی به یک چوب لای چرخ است، تبدیل کردن یک داروی مقوی، به یک داروی مخدر و خواب آور است. خود آقا می آید انجام می دهد یعنی چه؟ امروز تکلیف شما چیست؟ شما امروز باید چه بکنی؟ شما باید زمینه را آماده کنی، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینۀ آماده، اقدام بکند. از صفر که نمی شود شروع کرد! جامعه ای می تواند پذیرای مهدی موعود (ارواحنا فداه) باشد که در او آمادگی و قابلیت باشد، والّا مثل انبیاء و اولیای طول تاریخ می شود.
تاریخ: 25/9/76 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج)

6 قطعیت غلبه صلاح بر فساد
از نظر اسلام و بینش اسلامی، جریان عالم به سمت حاکمیت حق و به سمت صلاح است، این بروبرگرد هم ندارد. ... همۀ انبیاء و اولیاء آمده اند تا انسان را به آن بزرگراه اصلی ای سوق بدهند که وقتی وارد آن شد. بدون هیچ گونه مانعی تمام استعدادهایش می تواند بروز کند انبیاء و اولیاء این مردم گمگشته را مرتب از این کوه و کمر و دشتها و کویرها و جنگلها به سمت این راه اصلی سوق دادند و هدایت کردند. هنوز بشریت به نقطۀ شروع آن صراط مستقیم نرسیده است آن در زمان ولی عصر (ارواحنا فداه) محقق خواهد شد لیکن همه این تلاشها اصلا بر اساس این بینش است که نهایت این عالم، نهایت غلبۀ صلاح است ممکن است زودتر بشود، ممکن است دیرتر بشود، اما بروبرگرد ندارد، قطعا این طوری است که در نهایت صلاح بر فساد غلبه خواهد کرد. قوای خیر بر قوای شر غلبه می کنند. این هم یک نقطه از نقاط جهان بینی اسلامی است که در آن هیچ گوهه تردیدی نیست.
تاریخ: 12/9/79 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران


 
تا کجا می رود اين محمل کج؟
ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله . (با وجود آن بسم الله زيبايی که برای ورودی گذاشتم ، دلم نمی آيد بدون نامش حرفی بزنم . چه،آن ، بسم الله سر در خانه است اما مرا از بردن نام او هنگام آغازيدن صحبت بی نياز نمی نمايد. )

يک سئوال حقيقی برای من پيدا شده. واقعا دوست دارم تا دوستانم بمن کمک فکری کنند. واقعا سئوال گيچ کننده ای است .

از خودم می پرسم : به تاريخ انقلاب اسلامی نگاه کن : ماجراهای قبل از آن را اگر کنار بگذاری ، از لحظه اولش درگيری و طرح و برنامه برای حذفش بوده . در هيچ نوع خاصی هم منحصر نشده . از برنامه ريزی سياسی نفوذ تا کودتا و ترور عناصر درجه يک و براه اندازی يک جنگ تمام عيـار مرزی و برنامه های انهدام پايه های فکری و عقيدتی ما جوان ها هم گسترش داشته. اما اين درخت زيبا و معطر و مقدس هر روز بلند تر شده و سايه زيبايش را بر سر ما گسترانده و به اذن خدايش ما را از ميوه زيبای خود که همان هدايت به ولايت است بهره مند گردانيده .

خودم ، از من می پرسد : خوب ،‌آری ، اما چه چيزی تو را به تعجب واداشته ؟

به خودم می گويم : آنها که بدنبال جبهه باطل می دوند ، در حاليکه حق را می بينند ولی نمی فهمند ، ‌مرا متعجب می کنند. آخر ، هرکسی از موضوعی درس عبرت می گيرد . اين جماعت ربع قرنی است که در بيماری خود تعمق نمی کنند و بدنبال هر کورسوی ظلالتی می دوند  . آن از آن ، که بار خود را می بستند به ينگه دنيا که ، ايران جای ماندن نيست و بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی بدست صدام ، بازخواهيم گشت ، آن هم از اين ، که با تحرکات يک شبهه پارانويا ، منتظر رخدادی باشند و فراموش کنند که مفهومی که در قاموس آنها بی ترجمه است مفهوم منجی و موعود است و اين ، همان پيامی است که از آن غفلت کرده اند !

به خودم می گويم : آخر تو ببين ، ‌تا کجا می رود اين محمل کج ؟ اگر ماجراهای سياسی را کنار بگذارم و تنها به آن بخش خشونت بار مقابله با اين ريشه پاک نظر کنم ،‌ می بينم که شکست آن تحرکات ، آنچنان سهمگين و غيرمنتظره است که هر عاقلی را به تفکر وامی دارد .

کودتای نوژه ، ترور صدهاتن از ياوران امام و صدهاتن از ملت زجر کشيده در کوچه و خيابان به جرم عشق به امام ، بمب گذاری ها و خرابکاری ها ، جاسوسيها و نفوذگريها ، جدائی طلبيهای با اسامی مستعار و جعلی مثل خلق عرب و خلق کرد و خلق ترک و خلق بلوچ و خلق ترکمن ، جنگ مردانه و تمام عيار هشتساله ، ماجرای طبس و لانه جاسوسی ، ماجرای زرنگی روباه و گيرکردن دم مک فارلين در تهران ! ( می گويند اگر ديدی دم روباه در تله است ، از حماقت نيست ، که از زرنگی است که دم روباه از زرنگی به تله می رود ! ) ، ماجرای مهدی هاشمی و منتظری ، ماجرای بمباران شهرها و بستن خروجيهای نفتی ايران ، ماجرای عمليات مرصاد و منافقين گيج تر از گيج ( که سه روزه نقشه فتح تهران داشتند ! ) ، ماجرای ميکونوس و ايران کنترا و ظهران عربستان و پرونده سازيهای کت و کلفت برای ايران ، ماجرای نهضت آزادی چی ها و چپ کمونيست و کا.گب.ب و سيا در ايران ، ماجرای تحريم های اقتصادی شانصد جانبه (‌فکر کنم ديگر از چند جانبه گذشته ) و دسترسی توام ايران به آنچه که نمی پسندند ، ماجرای خمپاره اندازيهای کور و بی هدف با منظورهای سياسی ( نه امنيتی ! ) توسط منافقين ، ماجرای رحلت امام راحل (ره) و ادعای دوروزهء جنگ قدرت در ايران (!) ، و اين آخريها هم ماجراهای حضورهای نظامی اين يانکی های بدترکيب و عربده کشی های از سر ضعف آنها ،ماجرای ۱۸ تير ۷۸ و سرآخری ها هم ، اين ماجرای انرژی هسته ای و جلوگيری از استفاده ايران از اين انرژی ، و خنده دار ترين هم همان خنگ معروف به دکتر آی.کيو .

من نمی دانم که چه چهيزهايی جا ماند ، اما مطمئنم که بسياری را می دانستم اما فراموش کردم و  نگفتم و بسياری را نمی دانستم و نگفتم که دشمن بهتر می داند و دوستان خواص . اما آنچه که مرا گيج می کند اين است : چرا از اينهمه دليل عبرت درس نمی گيرند ؟ بقول امير مومنان و وصی الرسول (ص) ، حضرت علی عليه السلام : ما اکثرالعبر و اقل الاعتبار ! . چه بسيارند عبرتها و چه قليلند عبرت گيری ها ! يعنی جا برای عبرت گرفتن زياد و عبرت گيری کم !

چه چيز اينها را را از فهم و بقول امير مومنان عبرت گيری باز می دارد ؟ نمی دانم . بمن بگوييد که دوست دارم کامل ترين پاسخهای شما را به سمع ونظر همه برسانم . ان شاء الله که بفهميم مرگشان چيست ؟

يا حق .

 


 
 
 
تبلیغ ویـژه