الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

درخشان ، و شاهکارهای درخشان تر!
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

الحمد لله معلوم است صدايم خوب به تورنتوي کانادا و الان هم آمريکا می رسد. چون درخشان عين چی خودش را زده به همان که خودتان می دانيد و رفته در کوچه بن بست هوشگن چپ پارک کرده و با تمام پررويی در فراری رو به جلو رسما اعلام می کند که در راديو تلويزیون دولتی فارسی زبان آمريکا اجرای برنامه کرده ، خوش به غيرتت !

والبته سيستم چرخش لينک ها در کنار صفحه اش را به سادگی تغيير داده تا خدای نکرده لينک پاسداران که تقريبا روزی نزديگ به ميانگين دو باربروز می شود زياد آن بالاها نماند . موفق باشيد ! ميگم آقای درخشان بدجوری خودکرده را تدبير نيست ها نه ؟ !

فکر نمی کند اين کارها خيلی تابلوئه ؟


 
ماکياوليزم فصل مشترک تمامی جريانات انجرافی فکری
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:


بسم الله .

ماکياول (Makiawel )، فيلسوف غربی - که گاها بعضی ها تفکرات او را در مقابل تفکرات کانت می دانند - تز بسيا معروفی دارد که در فضای عمومی سياسی به تز ماکياوليزم معروف است. نام اين تز ، اصالت هدف است. وی در اين تز در صدد اثبات اين موضوع است که اگر انسان هدفی مقدس و پاک را برگزيد ، ديگر لزومی ندارد الزاما وسيه اش نيز پاک باشد و وی می تواند از هروسيله ای برای نيل به اين هداف بهره گيرد!

ديگرانی حتی پس از ماکياول پيدا شدند و تز او را به اين شکل گسترش دادند که : اصولا تعلق هدف به انسان هوشمند ، حجت کافی برای اصالت آن هدف و تبرئه وسيله است ! يعنی به عبارت ديگر اينها آمدند و موضوع تقدس را از اين تز برداشتند. اين تز ، ‌از سوی ديکتاتورها ، جباران و زورمداران تاريخ بشدت مورد استفاده بوده است. هميشه تاريخ اين تز ابزاری برای اجرای سياستهای غير انسانی وغير الهی بر عليه بشر بوده است تا بقول آنان آينده ای روشنتر را در مقابل انسان رقم زنند ! 

در اين حين ، رجوعی می کنم به تکفرات سازمان خونريز و جلاد منافقين . اين سازمان در لحظات مختلف ، ابواب جديدی در سيستم مديريتی خود با اتکاء به اين تز گشود و نمونه های آن می توان به ترورهای خونين عناصر مثبت درون اين سازمان در اوايل انقلاب ،‌به ماجرای افشاء ترور و شکنجه آن سه پاسدار جوان و نوجوان ربوده شده کميته مرکزی تهران ،‌ توجيه دلايل ارتباط سازمان با صدام و آمريکا و همچنين موضوع ازدواج سازمانی اشاره کرد.

وقتی ماجرای شکنجه و شهادت سه پاسدار کم سن و سال کميته مرکزی تهران افشاء و يکی از مهمترين خانه های امن منافقين لو رفته و نفرات اصلی اين سازمان اقدام به افشاگردی واعتراف می نمايند ،‌اين سازمان در دفترچه های هدايت سياسی خود برای اعضاء اينچنين می نويسد : ما شکنجه می کنيم که شکنجه نباشد!

از آنجايی که حجم شباهتهای ميان سازمان منافقين والقاعده از حد و مرز مشخص در حال عبور است ، به صحبت های اين الزرقاوی هم اشاره می کنم تا ببينيد انحراف فکری تا چه حد مانند خوره در جان اين سازمانهای جاسوسی رخنه دارد!

جمعييت مسلمان جهان را که به خوبی می شناسی . چند درصد آنها با مکتب شيعه آشنايی دارند ( بيش از ۱۰٪؟) بايد بگذاريم آمريکا بر آن ۹۰٪ باقی مانده سوار شود و از آنها استفاده کند؟ يا القائده را شمشير ۲ لبه کنيم که يک سوی آن غرب را نشانه بگيرد؟؟؟ نمی دانم شايد واقعا متوجه منظور من نمی شوی...

من نمی گم که الگو کودک پاکستانيست !! با تی شرت بن لادن . من می گم بايد از اون استفاده کرد در راه اهداف اسلام با همون تفکرش . کل قضيه ۱۱ سپتامبر نمايشی بود برای عوام مردم آمريکا که همه می دانند در مسائل سياسی چقدر احمق و کوته فکرند ! اگر آمريکايها نمايش ميسازند تا از آن بهره برداری کنند ( تا به قول شما توده سواری کنند ) پس تکليف مسلمانان چی؟ اين جمعييت يک ميلياردی رو چجوری بايد به خروش آورد ؟؟‌ آمريکايها حرکتشون رو انجام دادند و الحق هم خيلی قشنگ . حال ما چه حرکتی بکنيم؟ می توانيم مثل کشتی بدل فن را بزنيم و با همون القائده خودشون. شما خودت بهتر از من می دانی که الان القائده بيشتر از اين که سازمان و تشکيلات منسجم داشته باشد . پراکنده است . ما اون قشر پراکندرو می خوايم که با نام اون عمل می کنن نه خودش رو که تشکيلات اصليش غربيه ! ما بايد از اون گروهی بهره ببريم که تحت تاثير روح القائده هستن. متوجه هستی چی می گم که؟ يا نه! توضيح واضحات چرا؟

توصيه اين تشکيلات ، دامن زدن به حماقت جمعی و بهره برداری از احساسات غير عقلانی و غير شرعی است . بازهم نشانه ای ديگر از شباهت .


 
التقاط ،‌ابزار فکری گروهک های انحرافی اسلامی
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

بطور کاملا اتفاقی در نوشتن بحث مربوط به القاعده ، بياد هماهنگيهای منافقين خلق با آنها افتادم . منافقين هم ، اگر فرصت می کردند آنچنان زالبانی بنام اسلام در ايران بپا می کردند که نگو . آمريکا هم که بدش نمی آيد ؟ يک لولوی اسلامی ! ديگر هم کانر بقيه رديف می کرد . حالا ، با دیدن ادامه کامنت های الزرقاوی ، بيشتر به اين موضوع پی می برم . ببينيد اينها با اين نوع نگاه آلوده  والتقاطی و خراب ، می خواهند با آمريکا مبارزه کنند ! اينها تمام تفکراتی است که آمريکا می خواهد ما به آنها اعتقاد داشته باشيم :

...پيروزی جهانی بر غرب هم به همين توده سواری!! به قول شما احتياج دارد( فکر کنم فتنه جديدی بر پا شد!!! لابد الان می گويی که ... علاوه بر همه مسائلش توده ای و کمونيست هم هست!!!!؟) جمعيت مسلمان جهان را که به خوبی می شناسی . چند درصد آنها با مکتب شيعه آشنايی دارند ( بيش از ۱۰٪؟) بايد بگذاريم آمريکا بر آن ۹۰٪ باقی مانده سوار شود و از آنها استفاده کند؟ يا القائده را شمشير ۲ لبه کنيم که يک سوی آن غرب را نشانه بگيرد؟؟؟ نمی دانم شايد واقعا متوجه منظور من نمی شوی.

فکر نمی کنم کسی بهتر از بنده و دوستان بزرگوار ديگر ، متوجه منظور اصلی اين آقا باشيم ! آلودگی فکری تا کجا ! انقلاب اسلامی عليه غرب نياز به توده سواری و موج سواری دارد !

نخير آقاجان !
          اين غرب است که نياز به حرکتهای توده ای احساسی بدون منطق وتکفر عميق دينی دارد ! مسخره ترين نوع انقلاب ، انقلاب احساسی است . می دانی سرنوشت انقلابهای پوپوليستی چه می شود ؟ انقلاب سرح روسيه ۶ ميليون کشته داد اما فروپاشی شوروری ۱ کشته هم نداد. اين انقلابها بعد از فورکش کردن احساسات مردم بسرعت فروکش می کنند و براحتی از هم فرو می پاشند . چون برپايه تعقل و انتخاب مردم پايه گذاری نشده اند.

از کلام امام (ره)
شهيد بزرگوار امير سپهبد بسيجی علی صياد شيرازی در کتاب ناگفته های جنگ - که اتفاقا ۱۰ روز قبل از رحلت ايشان جمع اوری گفتگوهايش به اتمام رسيده بود - خاطره ای تعريف می کنند. می گويند : يک روز در جمع بسيجيان در حال خواندن زيارت عاشورا بوديم . کسی بود که در جمع آنچنان ناله و گريه می کرد که حواس بسيجی های نوجوان را هم پرت کرده بود. اين صدا از پشت سر من بود. من به عقب برگشتم تا ببينم که چه کسی است. تعجب کردم و ديدم که سرهنگ ... است.
يک روز که جماران خدمت حضرت امام (ره) جلسه داشتيم فضا را تعريف کردم و گفتم سرهنگ ۶۰ ساله نظام شاهنشاهی در مراسم زيارت عاشورا در جمع بسيجيان اين گونه ناله وضجه می زد. حضرت امام بمن فرمودند : آقای شيرازی ، اين است اصل رجعت انسان به خويشتن خويش.
 در حقيقت ، ريشه  وعلت انقلاب اسلامی ايران ، خودفراموشی دينی و بازگشت به خويشتن خويش است.

مقام معظم رهبری در خصوص وضع فرهنگی ايران در نظام شاهنشاهی می فرمايند: من قبل از انقلاب به خارج از کشور سفر کرده بودم . فسادی که در ايران بود آنجا نبود. اين شبهه که پس چگونه چنين مردمی انقلاب می کنند با سخنان حضرت امام روشن می شود. حضرت امام می فرمايند : مردم به خودفراموشی دينی رسيدند تا توانستند انقلاب کنند.
حضرت آيت الله جوادی آملی حفظه الله تعالی در يکی از خطبه های نماز جمعه قم می فرمودند :

...صبح روز کودتای ۲۸ مرداد ، لحظاتی که هنوز خبری از کودتا نبود ، مردم يک ميوه فروش را در ميدان شاه سابق کتک می زنند که چرا می گويی شاه ميوه ؟!  بگو مرگ بر شاه ! و عصر همان روز ، عده ای از همان مردم ، سوار بر تانکهای شعبان جعفری (شعبان بی مخ ) شعار جاويد شاه ير می دهند . شما اين را بگذاريد کنار اينکه مردم در روز قبل از ۱۷ شهريور ۵۷ مرگ بر شاه گفتند . صبح آنروز زير گلوله در ميدان ژاله ( شهدای فعلی ) سابق شعار مرگ بر شاه می دهند و فردايش هم همينطور الی آخر . فرق اين دو صحنه کجاست ؟ فرق در حضور و عدم حضور رهبری دينی است. آنجا آقای کاشانی خانه نشين و زندانی در منزل بود وبا مردم ارتبطاتی نداشت. اينجا حضرت امام تا شاه اعلام حکومت نظامی کردند مردم را هوشيار کردند...

آقای الزرقاوی خيالی پوشـالی !

انقلاب اسلامی نه تنها بدون استفاده از حماقت ،پيروز شد ، بلکه آگاهيها را ارتقاء داد و پيروز شد. انقلاب اسلامی بدون نياز به ترويج حماقت و تکيه بر شعارهای توده گرا و حتی در سکوت اين گونه شعارها پيروز شد.
روز جلد يک شماره از مجله نيروز ويک مربوط به روزهای انقلاب يک تثوير از يک تانک که چند دانشجو روی آن رفته وتصوير حضرت امام را روی دست گرفته اند درج شده  ونوشته است :

اين اولين بار در تاريخ است که دانشجو ، نه بخاطر مسائل صنفی و مادی ، بلکه بخاطر آزادی وعقيده ، پا به ميدان گذاشته است.

کارگری ترين کارگری ترين جنبشهای توده ای هم جرات نداشتند شعارهای کمونيستی دنيايی ومادی مطرح کنند . چون صحنه انقلاب صحنه اين نوع مردم سورای ها نبود. آنها هم شعارهای فکری و ايدئولوژيک مطرح می کردند و در واقع ريا می کردند . کسی در فضای انقلاب اسلامی توده سورای نکرد جز اين اواخر اصلاحاتچی های ما که آنهم روشن است که آخرش چه شد.


 
الزرقاوی ، شخصيتی خيالی برای مصرف داخلی حکومت آمريکا
ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

اين خبر با کمک منابع کاملا غير اسلامی و کاملا غربی تهيه شده است :

رییس جنبش سلطنت‌طلب‌های عراق، «ابومصعب الزرقاوی» را كه آمریكا از وی به عنوان طراح حملات ضد آمریكایی یاد می‌كند، یك شخصیت خیالی دانست.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه الوطن چاپ عربستان سعودی، «شریف علی بن‌الحسین» روز گذشته در یك كنفرانس مطبوعاتی در كویت در پاسخ به سوالی در خصوص الزرقاوی گفت: «ما تنها گروهی هستیم كه دفتر ما همچنان در فلوجه باز است و با تمامی طرف‌ها در آنجا روابط مستحكم و عمیقی داریم ولی تاكنون نشنیدیم و حتی كسی را ندیدیم كه روزی از وجود الزرقاوی در عراق سخنی گفته باشد.»
وی افزود: «این مساله مشكوك است و تنها پوششی بیش نیست و احتمالا یك شخصیت خیالی است.»
روزنامه «دیلی تلگراف» چاپ لندن پیش از این به نقل از منابع اطلاعاتی آمریكا نوشته بود: «ابومصعب الزرقاوی، اردنی الاصل كه متهم به سربریدن گروگان‌های غربی در عراق است دروغی بیش نیست و وی وجود خارجی ندارد.»
دیلی تلگراف در شماره خود به نقل از منابع اطلاعاتی آمریكا كه نامی از آنها نبرد، نوشت: «واشنگتن زرقاوی را به عنوان یك شخصیت شرور خلق كرده تا از آن برای مصرف داخلی در آمریكا استفاده كند.»

به گفته این منابع، زرقاوی یك شخصیت خیالی و موهوم برای فریب افكار عمومی در آمریكا است و «ما در آمریكا به یك شخصیت شرور خیالی نیاز داریم تا در صورت لزوم او را مورد نكوهش قرار داده و كوتاهی‌های خود را به حساب وی بگذاریم.»

این منابع گفتند: «عامل حوادث اخیر در فلوجه عراقی‌ها هستند نه جنگجویان خارجی و بر خلاف ادعای پنتاگون كه شمار جنگجویان خارجی در این شهر را بیش از 2000 تن ذكر كرد شمار واقعی آنها از 200 نفر كمتر است.»
الزرقاوی كه آمریكا وی را فرمانده نیروهای القاعده در عراق می‌نامد، به دست داشتن در انفجارها، خرابكاری و گروگانگیری متهم است.


 
القاعده ، پوست خربزه ای زير پای اسلام!
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

...در مورد ماهيت القائده و تاسيس آن هيچ شکی نيست! در مورد انجام ۱۱ سپتامبر توسط سرويسهای اطلاعاتی دشمن هم هيچ شکی نيست...

اين متن ، برگرفته از کامنت فردی است که با نام الزرقاوی در صفحه من کامنت می گذارد و حاوی اعتراف به صحت مطالب مندرج در بحث گروهک طالبان بود...

من چند نکته ديگر را فراموش کرده ام که بد نيست آنها را هم در تاريخچه و سير تحول طالبان ذکر کنم . آنروزها همه مان در خبرها شيديم که عناصر منافقين در خاک افغانستان در حال ترددند . به شوخی به رفقا می گفتيم که مگر اينکه در افغانستان به اينها مسئوليت دهند ! ولی بگويم که جهت اطلاع ، همين هم شد ومسئوليتهايی در حکومت طالبانی افغانستان به عناصر منافقين واگذار شده بود. عجب توافقی ! دو گروهک التقاطی با ظاهر اسلامی هر دو هم آدمکش ، هر دو هم مخالف حکومت جمهوری اسلامی هر دو هم مرتبط مستقيم با سازمان سيا هر دو هم عامل اجرای عملياتها و خرابکاريهای مسلحانه عليه جمهوری اسلامی هر دو هم قاتل مردمی بی دفاع جمهوری اسلامی هر دو عامل ترور مسئولين هر دو ...

و ديگر اينکه :
اين خبر را هم آنروزها همه بچه های اهل نماز جمعه شنيدند که ۴ ماه قبل از حمله آمريکا به افغانستان ، بن لادن به بهانه درمان کبد در يکی از بيمارستانهای امارات بستری می شودو رئيس دايره خاورميانه - دفاتر منطقه ای - سازمان سيا در بيمارستان به ملاقات او می رود .اين مثل اين است که مثلا بگوييم رجوی در بيمارستانی در پاريس بستری شود و مسئول بخش اروپای وزارت اطلاعات به ديدار و عيادت وی برود . آيا اين نمی تواند از ارتباط مستقيم خبر دهد ؟

و اگر بخواهيم زياد راه دور نرويم ، ...
در انتخابات آخر آمريکا که مجددا باعث رياست جمهوری بوش بر مسند آمريکا شد ،‌عنصر نهايی و تعيين کننده بنفع بوش ،‌ سخنرانی و پيام ويدئويی بن لادن بود که در آن مجددا ضمن حمله به بوش ، آمريکا را تهديد به عملياتهای ضد امنيتی کرده بود. من در خصوص اين موضوع مطلب کوتاهی نوشتم و عرض کردم که کادوی تبليغاتی بن لادن جان بوش را نجات داد.

حالا ، نگاه می کنيم به ادامه کامنتی که همين بنده خدا برای من نوشته :

...ولی! ولی امروزه بسياری حرکت ها و عمليات ها توسط گروههای مسلمان در اقصی نقاط جهان بر عليه غربی ها انجام می شود با نام القائده! در صورتی که آن ها اصلا ارتباطی با القائده و بن لادن ندارند. چرا؟ زيرا الان القائده روح معنوی مبارزه با کفار شده است . عزيز من القائده در ميان ما که شيعه هستيم خريدار ندارد !! کودکان پاکستانی( سنی ها) تی شرت بن لادن می پوشند ...

مثل اين است که به استاد دانشگاه بگويند از بچه کلاس اول نحوه تراشيدن مداد را ياد بگير تا بتوانی الف وب بنويسی و سواد دار شوی !

جديدا ، برای جمهوری اسلامی که پرچمدار مبارزه با ضل م واستکبار جهانی است ، بايد کودکان پاکستانی الگو شوند ! عجب دليلی ! می بينيد چه استدلال قوی ای ارائه شده ؟ چون کودکان پاکستانی تی شرت بن لادن می پوشند ما هم بايد بن لادن را قبول داشته باشيم !. ببينم ، حالا فقط نوجوانهای پاکستانی شرطند ؟ و فقط تی شرت پوشيدنشان ؟ ببين اين نوجوانها در ساير کشورها ساير کارها هم می کنند نظرت چيست مثل آنها عمل کنيم !

بجای اينکه ما را و جمهوری اسلامی را و معتقدين را تحريک و دعوت به زدودن اين فضای نيرنگ و حيله عليه اسلام از فضای امت اسلامی کند ، ما را به حرکتی پوپوليسی وتوده سواری دعوت می کند ! بعبارتی پوست خربزه ای زير پای اسلام انقلابی ! بجای اينکه سعی کنيم تا دروغها را از ذهنها بروبيم به دروغها دامن بزنيم و بر موجه آنها سوار شويم ؟ نه تنها حماقت را نکشيم بلکه حماقت را رشد دهيم !

در شماره بعدی ، کامنت هايی را که تاکنون در خصوص اين موضوع برای بنده فرستاده شده اجمالا فهرست می کنم . التماس دعاو موفق باشيد.

 


 
و يک خبر صنفی !
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

چون نگاه صنفی ام غليظ نيست خبر دانشجويی خيلی نمی زنم . اما اين خبر روح هرچه دانشجوی بسيجی است را شاد می کند:

استعفا یا عزل
وزیر علوم با استعفای خانیكی موافقت كرد.

عصر امروز جعفر توفیقی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در گفتگو با ایسنا، از پذیرش استعفای هادی خانیكی، معاون امور فرهنگی خود خبر داد. 
بدین ترتیب هادی خانیكی كه از او به عنوان وزیر در سایه وزارت علوم نام برده می‌شد، پس از هفت سال معاونت فرهنگی مجبور به استعفا شد. به گزارش شریف‌نیوز، پس از ماجراهای دانشگاه علم و صنعت، یك نهاد امنیتی ـ دولتی در گزارشی به مسئولین عالی‌رتبه نظام از فعالیت‌های ضد امنیتی و تندروانه خانیكی و ظریفیان (معاونت دانشجویی وزارت علوم) ابراز نگرانی كرده بود. در آن زمان توفیقی وزیر علوم قصد داشت تا این دو را عزل كند، اما نامه رئیس جمهور كه در آن از وزیر علوم خواسته شده بود تا پایان دولت از عزل خانیكی و ظریفیان خودداری كرده، با آن‌ها همكاری كند؛ مانع از این کار شد.
اما گزارش دوم نهاد فوق‌الذكر، در باره حادثه 16 آذر دانشگاه تهران و اهانت گروهی از دانشجویان به خاتمی كه در آن از برخی مدیران وزارت علوم به عنوان مقصر یاد شده بود، خاتمی را هم به عزل این دو نفر راضی كرد. همچنین قرار است دو معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت علوم در هم ادغام شوند كه عملا ظریفیان نیز از كار بركنار خواهد شد.


شاید پس از هفت سال، باز هم دانشگاه‌ها روی آرامش را به خود ببینند.


 
دور نهم!
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله.

بچه ها تو سايت های خبری يواش يواش می دونيد چه حال هوايی است ؟ حال وهوای انتخابات نهم رياست جمهوری !


 
مثلث شر بن لادن ، ملا عمر ، الزرقاوی در خدمت مثلث شر آمريکا اسرائيل انگليس
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

الزرقاوی بی دین و کافر ومنحرف اخلاقی و عنصر سازمان سیا خود را نماد وجه جهادی اسلام درعراقم تبلیغ می کندبن لادن کادر رسمی سازمان سیا و شریک تجاری دولت بوش  خود را مبعوث شده برای مقابله با کفار !! تبلیغ می کند ملا محمد عمر موجودی خیالی که تاکنون تصویری از او بدنیا ارائه نشده اما اثرات وی همه جا وجود داردچند وقتی است که ماجرايی ، زير پوست وبلاگم (منظورم در کامنت ها است !) در جريان است. خيلی ها از بچه ها می دانند و می بينند و می خوانند . اما امروز ديگر ديدم درنگ جايز نيست و بايد رسما يقه ء ماجرا را بگيرم . خدا اگر بخواهد بعد از تمام شد اين موضوع که البته کار يک ثانيه است ، به موضوع بسيار مهمی بنام مدح و مداحی در آئينه حق و حقيقت خواهم پرداخت که از هرچه موضوع فرهنگی ديگر ، مهمتر است.

راستی بچه ها ! آنموقع که شوک همه ما ناشی از ۱۱ سپتامبر آرام گرفت و يواش يواش از هفته سوم به بعد فکرمان شروع به کار کردن کرد ، چند نفر باور کرديم کار يک گروهک آنهم غير آمريکايی و آنهم مثلا وهابی ! است ؟

درست بفاصله ۲۴ ساعت بعد ، - آنهم چه ۲۴ ساعتی ! ۲۴ ساعتی که ۱۰ ساعت اول آن ، دولت آمريکا از مقرهای اوليه خود خارج و مخفی شده بود و آمريکا بعبارتی زمامدار نداشت ،‌تمام رسانه های خبری جهان از منابع اصلی خبری محروم بودند و پنتاگون نيز دچار حادثه شده بود ! - نام و مشخصات حمله کننده و مسافران هواپيما اعلام شد ! .

از خودم پرسيدم : اين چه سيستم دقيق  وسريع العمل اطلاعاتی و جاسوسی جهان است که تا حادثه به اين بزرگی اتفاق نيفتاد از وقوع آن خبر نداد اما با ۲۴ ساعت گذشتن از حادثه ،‌مجرم را پيدا کرد ؟ سيستمی که بتوانند از آسمان کشورش ۴ هواپيما بدزدند و دو تا را به دو ساختمان اقتصادی و يکی را به مهمترين مرکز نظامی بزنند و آخری هم در هوا مورد هدف قرار گيرد ؟!

چگونه آمريکا با در اختيار داشتن سيستم عريض و تويل جاسوسی فنی و مخابراتی اشلون در جهان ُ نتوانست از وقوع اين حمله با خبر باشد ؟
چرا نخست وزير رژيم صهيونيستی ۲۴ ساعت قبل از حضور در آمريکا برنامه سفر خود به نيويورک را به تعويق انداخت ؟
چرا تمام کارکنان يهودی ساختمانهای دوقلو روز حادثه مرخصی استحقاقی داشتند ياز از محل کار غيبت کرده بودند ؟
چرا دفاتر اصلی اقتصادی آمريکا در مجاورت ساختمان های دوقلو روز قبل از تعطيل می گردد؟
چرا نمايندگی سازمان سيا در ساختمان دوقلو روز حادثه تعطيل است؟

چند نفر از ما ،‌ بن لادن را خوب می شناسد ؟
          
             اسامه بن محمد بن لادن ، تاجر میليونر وهابی و تبعه عربستان است که جزو ده خانواده ثروتمند عربستان - اين شريک سياسی اقتصادی و امنيتی آمريکا در خاورميانه - محسوب می شوند. خانواده بن لادن شريک تجاری خانواده بوش در حوزه انرژی و از سهامداران بزرگ انرژی آمريکا هستند اصولا وهابيها نزديک به ۴۰۰ میليارد دلار سرمايه در آمريکا انجام داده اند . در جريان ۱۱ سپتامبر وادعاهای حکومت آمريکا عليه مسلمانان ، نزديک به  ۲۰۰ میليارد دلار از سرمايه گذاری عربی ، از آمريکا خارج شد . اما چرا مابقی خارج نشد؟ اصولا اين مابقی سرمايه خانواده های بزرگی همچون بن لادن بود ! در حاليکه آمريکا رسما اسامه پسر محمد بن لادن را طراح و مجری عمليات حمله به ساختمانهای تاجرت جهانی اعلام کرده بود.

ما طالبان را چقدر می شناسيم ؟

طالبان ، تشکلی نظامی تشکيل شده از عناصر شبهه نظامی بود که پس از اخراج شوروری از افغانستان ، بدست سيستم اطلاعاتی ارتش پاکستان SI ( اطلاعات ارتش ) برای مقابله با نفوذ و قدرت يافتن جنبشهای جهادی مورد حمايت ايران در افغانستان ، تشکيل شد. 

             با شناخت ساخت حکومتی و بافت سياسی ارتش پاکستان ، آنچه مسهود است ، ارتباط تنگاتنگ سياستهای حاکم بر اين ارتش با سياستهای کشورهای غربی خصوصا آمريکا است و اصولا بخش عمده ای از مقررات ، نظامها ، آموزشها و سيستمهای ارتش پاکستان ضمن اخذ شدن از سيستم نظامی آمريکا ، ‌درارتباط مداوم با مراکز دکترينال دفاعی ايالت متحده است.

               برای شناخت بيشتر ارتش پاکستان و تفکر واراده سياسی حاکم بر آن ، نگاهی به عملکرد فرمانده ارتش و رئيس خودخوانده حکومت پاکستان يعنی ژنرال پرويز مشرف در جريان حمله آمريکا به افغانستان می اندازيم . آنچه مشهود است، هماهنگی کامل اين ارتش با طرح عمليات آمريکا عليه افغانستان و اهداف آمريکا در افغانستان است. برای نمونه ارتش پاکستان تمامی فرودگاههای نظامی و غير نظامی خود را برای اجرای عملياتهای تک هوايی عليه اهداف افغانی در اختيار پنتاگون قرار داد.
   
پول عناصر وهابی ،‌عناصر نظامی و سياسی پاکستانی و همچنين تجهيزات نظامی و هدايت اطلاعاتی کلان آمريکايی عوامل زاينده گروهک طالبان هستند. اين گروهک از ابتدا ضمن برخورد با جنبشهای جهادی مورد حمايت ايران در افغانستان که با تکيه بر اراده ملی خود اقدام به اخراج شوروری از خاک افغانستان نموده بودند ، از ابتدا منش وسياست خود مبنی بر حمله به منافع جمهوری اسلامی ايران را علنی ساخته و در آخرين اقدامات خود ،‌ اقدام به حمله به سفارت جمهوری اسلامی ايران در مزار شريف نموده و تمامی کارکنان وعناصر سياسی و مطبوعاتی - بجز يک نفر که مجروح و به ايران فرار کرد - را به شهادت رسانيدند. از سوی ديگر اين گروهک در دوران تسلط تقريبا کامل بر خاک افغانستان بارها اقدام به انجام عملياتهای ايذايی بر عليه مناطق و موقعيت های نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی در خاک جمهوری اسلامی ايران نموده و در اين عملياتها نيز شهدايی از نيروهای مختلف نظامی ايران شامل ارتش ، نيروی انتطامی و سپاه پاسداران گرفت. اين گروهک ، ضمن تهديد حکومت ايران به اجرای عملياتهای بمب گذاری وترور ، مشی خود در حمله به انقلاب اسلامی و سياستها و منافع آن را هرگز پنهان ننموده است. در آخرين نمونه، اين گروهک اقدام به تهديد و اجرای يک نمونه عمليات بمب گذاری انتحاری عليه نماز جمعه تهران نمود که با هوشياری پرسنل وزارت اطلاعات عامل بمب گذار قبل از ورود به مجموعه نماز جمعه شناسايی ، متوقف و بازداشت گرديد.

بن لادن بارها درمناسبتهای مختلفی ، حکومت ايران را نيز به اجرای عملياتهای مختلف تهديد نموده است. با اين وجود سيستمهای خبرپراکنی و دروغپردازی غربی هيچگاه دست از تبليغات خود مبنی بر ادعای ارتباط ميان بن لادن و حکومت جمهوری اسلامی ايران دست برنداشته و در تازه ترين اين گونه تبليغات ، ادعای اقامت بن لادن در چالوس ! را مطرح می نمودند .

تفکر و منش فکری واعتقادی گروه طالبان در حوزه فردی مبتنی بر احکام و فقه وهابی سنی بوده و در حوزه سياسی و اجتماعی تفکری غير شيعی وغير سنی را به منصه ظهور گذارده است. چرا که اصولا ضمن توجه به اينکه رفتار و برنامه های سياسيو اجتماعی و حکومتی طالبان به هيچ وجه با فقه شيعی هماهنگ نيست بايد به خاطر داشت که فقه سنی نيز از ابزارهای کافی برای توليد فتوا و حکوم مطابق زمان محروم بوده و اصولا وجوه سياسی تفکر دينی را انکار می نمايد و اين موضوع ، خود اساسا مايه اختلافات فرهنگی وسياسی حکومتهای سنی مذهب عربی منطقه با جمهوری اسلامی ايران می باشد. اين نوع تفکر اصولا بدون آنکه نامی از تفکرات شيعی یا سنی بر خود داشته باشد حقيقتا نمودی از تفکر سياسی وهابی محسوب می شود.

معنا و ريشه وهابيت چقدر برای ما روشن است ؟

 پايه گذار و بزرگ تفکر وهابی ،‌ طلبه جوان و سنی مسلکی بنام محمد بن عبدالوهاب اهل عراق بود. نام اين فرقه نيز از نام وی گرفته شده و اين فرقه توسط خود او به نام خوش مسوم گشته است. بن عبدالوهاب ، فردی تند خو ، متکبر و خود محور بوده و دارای روحيات جاه طلبانه و بلند پروازانه بود. وی ، تحت القائات و هدايت يکی از کارکنان عاليرتبه وزارت امورخارجه فعلی انگليس بنام همفر اقدام به تاسيس فرقه بنام خودش ؛وهابيت ؛ نموده و ضمن ادعای مبعوث شدن از سمت رسول مکرم اسلام ، پس از قدرت يافتن ، اقدام به حمله به اماکن متبرکه و قبور و بقعات ائمه معصومين در عربستان نموده و آنها را با خاک يکسان می نمايد. ( ر.ک به : خاطرات سياسی مستر همفر، ترجمه على كاظمى، ص 17. )

فکر کنم برای بخش اول بحث ،‌ريشه يابی موضوع طالبان و القاعده لازم بود. در ادامه به مابقی مباحث روز در اين مبحث می پردازم .


 
عجب مچ گيری اساسی ايی شد !
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

نمی دانم چند نفر از بچه ها به اتفاقی که افتاد حواسشان بود يا نه . اصلا فهميديد چی شد ؟  يک ضد انقلاب آمد و به روشن ترين حرف ناصحيح در وبلاگ من اعتراض کرد ! او بمن گفت چرا بجای نام جرج تنت، نام تد ترنر را نوشته ای‌؟ او بمن گفت تد ترنر رئيس سی.ان.ان است. !!!

 حالا ، برای اينکه در جريان يک دستی ای که به ايشان و دوستانشان زده شد قرار بگيريد ، کامنت جوابم را می گذارم :

بسم الله . من موفق شدم بالاخره یک ضد انقلاب را وادار به گفتگو کنم ! هوررررا ! آقا انصافا اولين کامنت انتقادی مثل آدم از ضد انقلاب ! اما ايندفعه خواستی مچ گيری کنی يادت باشد خبر استعفای رئيس سازمان سيا جورج تنت را خود بنده در خبریتحت عنوان جابجایی در راس همر قدرت سازمان سیا در وبلاگم در تاريخ شنبه ۳۰ خرداد ۸۳ منتشرکردم . الحمد لله ثابت شد که می آييد و می خوانيدو حرفی برای گفتن نداريد. اما اگر چيزی ببينيد سريع می آيييد و قلمفرسايی!!!! برو و آرشیو را ببین .

و اما در مورد تد ترنر بشنو : تد ترنر رئيس مجموعه خبري و تبليغاتی سی.ان.ان است که که به عروس شبکه های آمريکا مشهور می باشد. وی در يک طراحی سياسی دقيق يک ميليارد دلار به سازمان ملل متحد برای انجام ماموريتهای خود کمک کرد. يادت می آيد. ؟ خب سواد کی مشکل داشت ؟ از قديم گفتند دم روباه از زرنگی توی تله است. موضوع نیز مربوط به بدهی های آمریکا به سازمان ملل و حق عضویت های کلان پرداخت نشده آمریکا به این سازمان است که آمریکا از بدهی های خود به این سازمان نیز همچون یک اهرم علیه سازمان ملل استفاده می کند. خب حالا ؟

 

اين دفعه بدجوری هول شده بوديد ها ؟ حالا چرا يک لحظه ترديد نکرديد؟ نگفتيد اين که خودش خبر استعفای جرج را درج کرده بود؟ نگفتيد اين چرا - نام و عنوان رئيس سازمان سيا را - قرمز رنگ کرده ؟ شايد جنابعالی خبرنداشتی هان ؟ ايندفعه مواظب باش ! وقتی يک طعمه دندان گير در ايران اسلامی ديدی اين دفعه اينجور شيرجه نزنی ! چون ممکن است که از اين دفعه خطرناکتر باشد ! اين هم روی بقيه برجکهايی که خورديد. ولی اگر بتوانيد از اين موارد در صفحه من گير بياريد خيلی خوبه ها ! می توانيد کلی با من کلنجار برويد ! حق می دهم واقعا وسوسه کننده بود...

ولی خب اونوقت کسی از شما نمی پرسيد اين چه ربطی دارد به محتوای مطلب؟ کسی از شما نمی پرسيد خب اين موضوع چگونه استدلالهای او را باطل می کند‌؟ کسی از شما ربط موضوع را نمی خواست؟

چند موضوع حالا علنی شد :‌

۱- شماها هيچ جوابی جز فحاشی برای وبلاگ نويسان بسيجی و مسلمان نداريد. اگر داشتيد درنگ نمی کرديد .

۲- شماها از خواننده های پرو پاقرص وبلاگهای بسيجی و مسلمان هستيد و اين البته هيچ چيز بدی هم نيست.

۳- شما ها در خصوص مخالفانتان هيچ گونه تحمل خطا و اشتباه را نمی کنيدو اگر از طرف مقابل کوچکترين خطايی ببينيد به او حمله می کنيد. و البته هيچ از خودتان مواطبت هم نمی کنيد که مثل اين بار از ته چاه سر در نياريد .

يا علی.


 
يک سئوال . يک جواب .
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

مسلمان يا ايرانی ؟

Muslim Or Persian ?

 

مسلمان ايرانی !

Persian Muslim !


 
حسین درخشان ،‌نفت ، وبلاگ!
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

بشکل گیج کننده ای مطالب قابل عرض زیاد شده . اصلا نمی دانم چه جوریه ؟ اخبار ترمز برونده اند که اینقدر زیادند ؟ شما این را داشته باشید و بگذارید کنار اینکه حسین درخشان هم یواش یواش دارد یاد می گیرد پیچیده حرف بزند و پشت هر کلمه اش هزار تا منظور ریز ودرشت را مخفی کند. اونوقت کی وقت می کند بیاید اینها را برای دیگران ترجمه ! کند ؟ نمی دانم ! راستی بچه ها شما حسین درخشان را می شناسید ؟ اصلا مهم نیست ...

کاش این درخشان یک چیز را یاد می گرفت . آنهم این که اینجوری تو روز روشن بخاطر انتقاداتی که در وبلاگ من به او می شود واکنش نشان ندهد. هرکسی که کمی وبلاگ من و حسین درخشان را تعقیب کند می داند که من رسما چراغ روشن دارم مطالب او را تعقیب می کنم و او هم بی سرو صدا ، مبادا که ترک افتد شیشه نازک تنهایی اش! 

وقتی موضوع سوادو تلاش او برای خروج او از بن بست بی سوادی علنی می شود ، می گوید که هنوز هیچ ... نشده و اینکه از خود می نویسد علت دیگری دارد.
وقتی می گوییم دارد فرار به جلو می کندو برنامه ای از پیش تعیین شده را برای به حداقل رساندن بی آبرویی حضور مستقیم در برنامه ای سیاسی تشکیل شده بوسیله لابی یهودی آمریکا افشاء زودتر از موعد می کند ، امروز آمده  و از بی نظمی برنامه و عدم هماهنگی کارها و ... دم می زند ! حالا اگر ازش بپرسی بهارلو کیه ،ِ جرات می کند بگوید عباس بهارلو مجری بخ فارسی رادیو دولتی آمریکا ؟ احتمالا بله !

وقتی موضوع سیاسی بودن جلسه و حضور او در آن جلسه صرفا بدلائل سیاسی آشکار می شود ، می آیدو محتوای جلسه و سخنرانی اش را در حد تشبیه وبلاگ به پنجره ، پل و کافه تنزل داده و طرح می کند. هرچند پشت هرکدام از این تعابیر هم صدصفحه مطلب پنهان است.

بدجوری این نیویورکیهای فارسی زبان و فارسی نام ، دارند انقلاب مخملی و نارنجی را در ایران تعقیب می کنندها ! انقلابیها گوشی دستتان است ؟ اما چرا بخودشان تا بحال یکبار اجازه نداه اند به تاریخ انقلاب از منظرگاه خود انقلاب اسلامی نگاه کنند ، نمی دانم چرا. چون از سیاهی که دیگر بالاتر رنگی نیست. نهایتا متوجه خواهند شد که این تلاش هم تکراری است. خب دنبال راه حل دیگری خواهند گشت. چرا قبل از اینکه هزینه اقدامات خود را بچشند ، خود اقدام به بررسی حقایق نمی کنند؟

تد ترنرگفت اما مثل اینکه خیلی بلند نگفت. رئیس سازمان سیا را می گویم موقعی که داشت در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا حرف می زد . او گفت که نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام امن و مطمئن ( Secure ) است و قابل براندازی نیست. اما خب بالاخره ، پس پول این مردم آمریکا باید یکجایی خرج شود یا نه ؟ مگر فقرای آمریکا یا سوبسیدها مهم هستند ؟ فعلا ملت آمریکا لطفا پول بدهید چون می خواهیم ایران تروریست ؟! را سرنگون کنیم .البته صدایش را در نیار ، تیم نفتی بوش هم التماس دعا دارد !

ان شاء الله دعا کنید فرصت گیر بیارم . تو فرصت بعدی می خواهم در مرود الزرقاویها و بن لادن ها و محمد بن عبدالوهاب ها حرف بزنم...


 
غزل خداحافظی...
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله  .

دوستان و بزرگواران گرامی . سلام علیکم

دیگه امکانات این پارسی بلاگ داشت منو از حسودی می کشت ! امروز همه که رفته بودم و تونستم وبلاگ شخصی مدیر پارسی بلاگ را بخونم . بچه مثبت بودن ازش می ریزه ! خداییش من که دیگه کم آوردم ! گفته بودم یک سرور خوب گیر آورده ام دارم تست می کنم ؟ این هم جواب ! بخدا من دیگه طاقتم تموم شد ! آقا بنده آرام آرام می روم تو پارسی بلاگ . البته فعلا تا یک مدت مشخصی این وبلاگ را هم بشکل موازی ! می چرخانم . یک جورایی به اینجا عادت کرده بودم . اما دیگه نمی شه . آخه پارسی بلاگ خداییش خیلی امکانات داره . یک مقداریش رو توی جمع مستان گفتم . مابقی اش را هم تو وبلاگ مدیر پارسی بلاگ بخونید. یک چیز خوب ! این رو تو وبلاگش ننوشته اما تا آنجایی که من دارم می بینم اگر وبلاگ منفی ای - مثلا غیر اخلاقی - بیاید توی پارسی بلاگ ، الحمد لله .در اسرع وقت غیرفعالش می کنه . خداییش ما رفتیم . لینک را هم می گذارم اما هنوز تا فردا صبح احتمالا چیزی توش نباشه.

از خداوند متعال می خواهم به حق فاطمه زهرا نوشتن من در اینترنت را وسیله نزدیک شدن به خودش و بخشش گناهانم قرار دهد. دلم می خواهد تا برای انقلاب اسلامی کاری کرده باشم و راهی بهتر از این را نمی شناسم که آنچه میدانم برای بقیه بگویم. دفاع از انقلاب اسلامی در حوزه اینترنت را انتخاب کردم و از خدا می خواهم که بحق محمد و آل محمد ظهور مولایم را تعجیل کند ُ نیت خالص بمن بدهد و آنچه می خواهم از خودش را بمن عطا فرماید .


 
چرا بی دقتی می کنیم ؟
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

چند روزی است که من از طرف بعضی از بچه هایی که در لیست اد مسنجر من هستند یک پیغام مشابه را دریافت می کنم . این بچه ها همه با اشاره به لینک فتوای حضرت آیت الله سیستانی در خصوص مسائل جدید و خصوصا اینترنت ،‌این عنوان را بالای آن گذاشته اند : آیت الله سیستانی چت را حرام اعلام کرد ! و در ادامه می نویسند : خدا را شکر علی جان که مقتدایم تویی !.

من ، با یکی از بزرگوارانی که از این دست آفلاینها برایم فرستاده بود صحبت کردم و نتیجه این بود که اولا ایشان خودشان قائل بودند که این فتوا را جسته گریخته مطالعه کرده اند. دوما برای آیت الله سیستانی هم احترام زیادی قائل بودند . سوما هیچ موضع گیری خاصی نکرده اند و صرفا آفلاینی را که یکی دیگر از دوستان برایشان فرستاده بود - و برای من هم فرستاده بود - فوروارد کرده اند.

نمی دانم چند نفر از بچه ها فرصت کرده اند متن آن فتوا را بخوانند . متاسفانه سایت آی.تی .ان هم که این فتوا را منعکس کرده بود و بقول خودش از سایت فارس نیوز نقل قول کرده ، تیتر بسیار نامناسب و هجو گرایانه ای را زده بود که حداقل ارتباط با متن حکم را داشت . تیتر این بود : آیت الله سیستانی چت کردن با نامحرم را حرام اعلام کرد ! آنوقت وقتی شما می روی و متن حکم را با دقت می خوانی می بینی حداقل ارتباط بین تیتر و متن خبر وجود دارد. نمی گویم هیچ بلکه می گویم حداقل.

اول بگویم که بنده هم مقلد آقا هستم . اما اینقدر فتاوای آقای سیستانی دقیق و بروز بود که فهمیدم در علمای طراز اول شیعه ، تسلط به مسائل روز شایع است و آقای سیستانی هم به خوبی این مسائل را می شناسند.

ایشان بدقت بین مفاهیمی چون تجارت و پول الکترونیک (  E-Commerce & E-Trade ) با موضوع کلاهبرداری و سوء استفاده اینترنتی مثل ماجرای گولد کوئیست و ماجرای الماس فرق دقیقی قائل شده و احکام دقیقی صادر کرده اند. از سوی دیگر ایشان در مورد چت و ارتباط با نامحرم هم حکم بسیار دقیقی داده اند. احکام ایشان بسیار احکام دقیقی بود. مثلا در خصوص نگاه کردن به تصاویر زنان در اینترنت نوشته بودند : اگر به قصد گناه نباشد اشکال ندارد. اما در مورد تصاویر مبتذل نوشته بودند ولو به قصد گناه هم نباشد چون خوف حرام در آن هست جائز نیست . اما در مورد ابطال روزه در صورت وارد شده به چت روم ها با محتوای خلاف شرع یا نگاه کردن به تصاویر مبتذل فرموده اند که این موارد مبطل روزه نیستند.

خوب همه هم می دانند صرف این اعمال مبطل روزه نیستند. اما اگر این اعمال منجر به مبطل روزه شوند آنوقت مسئله شکل دیگری می گیرد. اگر این را از خود حضرت آیت الله سیستانی هم می پرسیدند همین را می شنیدیم .

جالب اینکه ما از طرز سئوال و جواب ، به کم سوادی سئوال کننده و کم اطلاعی او از فقه بیشتر پی می بریم تا به چیزی دیگر مثل مثلا بروز نبودن فتاوای آقای سیستانی !

اونوقت ، من و شما ،‌راه می افتیم در اینترنت ، شروع می کنیم به مسخره کردن حکم یک مرجع تقلید و مثلا با این کار می خواهیم تقید خودمان را به احکام ولایت و صحت انتخاب مرجعیت آقا برای تقلید را ثابت کنیم ؟

اگر کل اشکال در مورد چت است باید گفت اولا متن فتوای ایشان درست خوانده نشده .
اما حتی بدون توجه به این موضوع ، می پرسم : مگر فرقی بین پشت تلفن ، یا موبایل ، یا آیفون دم درب خانه حرف زدن بانامحرم با حرف زدن از طریق چت هست ؟ آیا احکام اینها فرق می کند ؟

آیا حضرت آقا بما اجازه فرموده اند در چت هرچه خواستیم به نامحرم بگوییم ؟ آیا ایشان چت را دربست حلال اعلام کرده اند ؟ ایشان در خصوص چند موضوع مثل چت تا بجال حکم دربست و قطعی صادرکرده اند که چت موضوع دوم باشد ؟ آیا آقا اجازه داده اند هرچه دلمان خواست با نامحرم در اینترنت دل بدهیم  وقلوه بگیریم ؟ بقول سید صالح مرتضی و ما ،‌خدای اینترنت چه کسی است ؟ و بقول من ، پیامبر این جا چه کسی است ؟‌

خلاصه کنم که احکام مورد اشاره آقای سیستانی بسیاز دقیق و بروز بود و من از اینکه رهبر شیعیان عراق هم اینقدر احکام مطائل روزشان دقیق و خوب است خوشحال شدم .

و آخر اینکه : آیت الله سیستانی ایرانی هستند و در حال حاضر خار در چشم آمریکا . تا کنون دو بار ترور نافرجام شده اند و آمریکا تا بحال بسیار سعی کرده از وزن و اثر ایشان در تحولات عراق کم کند. ایشان مرجع تقلیدی هستند که مانند عمده مراجع و اعاظم قم و بیروت ، حکم ولایت فقیه را حتی بر مجتهدین حجت می دانند . مجموعه بزرگی از موسسات رایانه ای و اینترتنی و تکنولوژی ارتباطات زیر نظر ایشان در حال اداره است و برای نمونه پورتال بزرگ الشیعه که کاملترین سایت آدرسهای شیعی واسلامی است مربوط به مجموعه ایشان می باشد. ایشان قائله حمله آمریکا به نجف را که بر اساس خیانت فردی مثلا شیعه و مثلا انقلابی در حال تبدیل شدن به فاجعه ای هولناک علیه اسلام بود را خنثی کردند. بسیار مواظب باشیم آنچه مورد خواست آمریکا است توسط ما بچه مسلمانها و حزب اللهی ها انجام نشود.


 
موضعگیری مجلس هفتم علیه تخلفات وزارت ارشاد در اهواز
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

رئیس مجلس خواستار مؤاخذه مسئولان مقصردر رسوایی جشنواره اهواز شد

دکتر غلامعلی حداد عادل ریاست محترم مجلس هفتم

رسیدگی به اسناد و تصاویر مربوط به ترویج هرزگی درجشنواره ایران زمین (اهواز) منجر به اعتراض رئیس مجلس و رئیس کمیسیون فرهنگی علیه مسئولان این مراسم شد.
درجلسه علنی امروز مجلس آقایان حدادعادل، عمادالدین افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی و نوعی اقدم عضو هیئت رئیسه مجلس طی سخنانی خواستار اقدام سریع متولیان امر برای مؤاخذه و عزل مسئولان مقصر در برپایی مراسم مذکور شدند.
حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی پیرامون جشنواره ایران زمین در اهواز سخنانی ایراد کرد و گفت بنده هم لازم می دانم اشاره ای درباره آنچه در جشنواره ایران زمین در اهواز اتفاق افتاد بکنم. مسلماً آنچه اتفاق افتاده قابل اعتراض و انتقاد است. مردم متدین خوزستان و علمای منطقه هم عکس العمل های مختلفی نشان دادند و اعتراض خودشان را اعلام کردند. طبیعی ترین انتظار مردم مسلمان ما از مدیران و مسئولان جمهوری اسلامی این است که در برنامه ها و فعالیتهای خود احکام اسلامی را رعایت کنند. وقتی مسئولان بخوبی می دانند که در اجرای برنامه های هنری در آنچه که به حجاب مربوط می شود باید احتیاط و دقت بکنند.
در عین حال از گروه های رقص زنان از کشورهای دور اسلامی برای اجرای برنامه در ایران دعوت می کنند حداقل آنچه درباره آنها می توان گفت این است که بی تدبیری کردند. این حداقل سخنی است که اگر ما بخواهیم در نهایت احتیاط صحبت کنیم باید بگوئیم که بی احتیاطی و بی تدبیری کردند.
رئیس مجلس گفت اصولا چرا باید از گروه های هنری که نه آشنایی با احکام اسلامی دارند و نه تقید و تعهدی به رعایت آن احکام، برای اجرای برنامه در ایران دعوت بشوند. در این قبیل موارد اولین اقدامی که انتظار می رود از سوی مقامات بالاتر صورت گیرد این است که سریعاً موضع بگیرند و به خواست مردم احترام بگذارند و اگر افرادی اعم از مسئولان و یا مجریان برنامه های هنری مرتکب خطا و غفلت شده اند رسیدگی و مؤاخده کنند.
رئیس مجلس افزود بنده از رئیس محترم کمیسیون فرهنگی درخواست کردم از جانب مجلس و به حکم وظیفه ای که مجلس دارد به این موضوع رسیدگی بکنند و از حقوق فرهنگی مردم دفاع کنند.


سخنان نماینده تهران
عماد افروغ نماینده مردم تهران سومین سخنران بود. وی گفت بعید می دانم در آندولوس به نام حکومت دینی از درون نظام را استحاله کرده باشند. چیزی که ما امروز با آن روبرو هستیم این است که متولیان فرهنگی ما و دستگاه های رسمی با استفاده از منابع دولتی تیشه به ریشه آرمان ها و اهداف جمهوری اسلامی از جمله اهداف فرهنگی می زنند. چه زیبا گفت شهید مدرس حالا که قرار است بمیریم چرا با دست های خودمان زمینه را برای فنا شدن خودمان فراهم کنیم. وی گفت انقلاب اسلامی یک انقلاب الهی است. مردم یک حق فرهنگی دارند دین حق دارد، حق سنت، حق فرهنگ و هویت و حق تعلیم و تربیت دینی، ما این حقوق فرهنگی را فراموش کردیم و تحت تأثیر لیبرالیسم سوخته 200 سال پیش غرب به نام حقوق فردی و حقوق جمعی و اجتماعی را فراموش کردیم. مسئله دیگری که ما با آن روبرو هستیم فقدان نظارت است چه در عرصه اقتصاد و چه در عرصه سیاست و چه فرهنگ و حاشا که مجلس هفتم مجلسی باشد که این حداقل نقش خودش را ایفا نکند و نظارت لازم را بر عملکرد دستگاه های ذی ربط اعمال نکند.
وی گفت آنچه که ما در مراسم اختتامیه جشنواره تئاتر ایران زمین با آن روبرو هستیم مصداق بارز استحاله از درون و بی توجهی به حقوق فرهنگی است. ممکن است گفته شود که در یک مراسم خصوصی انجام شده است. اولا این در مراسم خصوصی نبوده است. اگر در مراسم خصوصی بوده باشد بنده از کسانی هستم که اگر کسی ایراد بگیرد به نام حریم خصوصی در برابرش می ایستم اما این در یک عرصه عمومی است و به نام جمهوری اسلامی است و با حضور مسئولین استان ومسئولین وزارتخانه انجام شده است. واقعاً این قابل قبول نیست. در هیچ کشوری با هیچ مبانی معرفتی قابل قبول نیست که یک دستگاهی بیاید و آن اساس را زیر سؤال ببرد. علاوه بر آن در عرصه هنر نیز مصداق استحاله هنر و ابتذال است. هنرمندان حقیقی ما بایستی در برابر این ابتذال و استحاله هنر ایستادگی کنند و بیش از آنکه این جشنواره، جشنواره تئاتر باشد عزیزانی که سی دی را تماشا کردند جشنواره رقص است.


رقص با تئاتر فرق دارد، قرار نیست به نام جشنواره تئاتر و مراسم اختتامیه جشنواره تئاتر، جشنواره رقص برگزار کنیم آنهم رقص مختلط. جمهوری اسلامی حریم دارد. من عکس این را به تعدادی از اساتید دانشگاه از جناح های مختلف نشان دادم نزدیک بود خون گریه کنند. به من گفتند تذکر بده ما ایستاده ایم. خواهش می کنم این عکسها را ببینید. بدن لخت است. و اگر بگویم در واقع ما در برابر یک عمل انجام شده قرار گرفته ایم باید خدمت شما عرض بکنم این برنامه قبل از اینکه در صحن عمومی جشنواره به نمایش گذاشته بشود برای هیئت داوران به نمایش گذاشته شد. بنابراین اطلاع داشتند. می گویند فقط سه دقیقه بوده است این کمیت گرایی مخل نگاه های کیفی است.


وی افزود ما در جلسه ای دعوت می کنیم به ما می گویند همین که تابلوی ما بالا می رود مصداق مبارزه با تهاجم فرهنگی است. شما بروید کتاب «پورنو» چاپ بکنید با تیراژ بالا. آیا این می شود مصداق مبارزه با تهاجم فرهنگی؟ این خود عینیت تهاجم فرهنگی است. بروید ببینید در این سال ها ادبیات داستانی که منتشر شده چه ادبیات داستانی است و چه کتاب ها و رمان هایی چاپ شده است. امروز رسالت نمایندگان تذکر و سؤال به مقامات مربوط است. اما اقدامی که کمیسیون فرهنگی بایستی بکند خدمت شما عرض می کنم. ما این هفت ماه طرح هایی را داریم یکی از طرح هایی که روی آن کار کردیم تحقیق و تفحص از سه دستگاه فرهنگی است. یکی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و یکی سازمان ملی جوانان است و دیگری هم سازمان مشارکت امور زنان است. اما نمایندگان خوزستان هم یک اقدامی را انجام دهند که امیدواریم اقدام شایسته باشد. و نسبت به تذکر قاطع دادن و حتی عزل بعضی از مسئولین اقدام جدی صورت بگیرد و آخرین نکته من پیامی است به هنرمندان متعهد و جهت دار این کشور که اگر می خواهند هنر باقی بماند بایستی نقد از درون بکنند تا فرصت به مدعی العموم نرسد. اعضای کمیسیون فرهنگی بهیچوجه اعتقاد به برخورد قضایی با فرهنگ ندارند. 1-نظارت از سوی متولیان رسمی فرهنگ 2-نقد از درون توسط هنرمندان متعهد.


ترویج سکولاریزم با بودجه بیت المال
عشرت شایق نماینده مردم تبریز به وزیر ارشاد به خاطر ترویج سکولاریزم در بولتن های منتشره آن وزارتخانه تذکر داد.
وی درجلسه علنی امروز از مسجد جامعی خواست نسبت به وضعیت بولتن های مذکور رسیدگی کند.
شایق همچنین در ادامه به رئیس جمهور درباره ضدارزشی بودن برخی از طرح های آموزشی مرکز امور مشارکت زنان تذکر داد.

غیرت فراجناحی
نمایندگان مجلس در جلسه علنی امروز نسبت به انتشار خبری مبنی بر تعرض محافظ و راننده نماینده خرم آباد به یک دختر دانشجوی محجبه واکنش نشان دادند.
در این زمینه مهندس محسن یحیوی نماینده مردم بروجرد طی تذکری آیین نامه ای ماجرای فوق را موجب زیرسؤال رفتن نمایندگان و مجلس ارزیابی و تصریح کرد هیئتی از سوی مجلس برای رسیدگی به موضوع و کشف حقیقت اعزام شود.
وی گفت: اگر مسئله واقعیت داشته، در اسرع وقت از قوه قضاییه خواسته شود، فرد را به عنوان متجاوز به حریم مردم مجازات کند.


دکتر حدادعادل نیز با وارد دانستن تذکر یحیوی، وعده رسیدگی داد و خاطرنشان ساخت: این مسئله هرچه بوده، ضرورت توجه نمایندگان را به رفتار اطرافیانشان ایجاب می کند. رییس مجلس افزود: یکی از لوازم حفظ شأن مجلس این است که هر آنچه مستقیم یا غیرمستقیم به نمایندگان مربوط می شود، مورد توجه و حساسیت و دقت از سوی خود نمایندگان قرارگیرد.


گفتنی است درحالی که مجلس اصولگرا، برخلاف نهادها و دستگاه های دولتی نسبت به رفع اشکالات خود پیشقدم شده و به صورت شفاف علیه تخلفات اعضای خود واکنش نشان می دهد، یکی از خبرنگاران بدسابقه پارلمانی- که به رفتار غیراخلاقی در مجلس شهرت دارد- در حاشیه جلسه علنی امروز با صدای بلند از سایر خبرنگاران خواست در خبر خود تأکید کنند که ماجرای خرم آباد به یک نماینده اصولگرا مربوط می شود!


 
ابتکار روزنامه نگاران مسلمان روسیه
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

تخم مرغ گندیده؛ جایزه ضداسلامی‌ترین مطلب سال

روزنامه‌نگاران مسلمانان روسیه گردهم می‌آیند و ضمن انتخاب ضداسلامی‌ترین مطلب منتشر شده در این کشور، جایزه ویژه این رقابت‌ها را که تخم مرغی گندیده‌ است به نویسنده آن اهدا می‌کنند.

به گزارش پایگاه اینترنتی تاپیکس دات نت، روزنامه‌نگاران مسلمان روسیه بنیانگذار جشنواره‌ای هستند که به برگزیدگان آن به جای جوایز اسکار، شیرطلائی و یا نخل طلائی، و ... دو عدد تخم مرغ گندیده، در دو اندازه بزرگ و کوچک اهدا می‌شود.
در این گردهمایی استثنایی، روزنامه‌نگاران مسلمانان در سپتامبر هر سال دور هم جمع شده و ضداسلامی‌ترین مطلب منتشر شده را از میان مجموع مطالب منتشر شده در روسیه انتخاب کرده و به نویسنده آن تخم‌مرغ گندیده جایزه می‌دهند.

جایزه نویسنده مورد نظر به مجله و یا روزنامه‌ای که مطلب ضد اسلامی در آن منتشر شده است فرستاده می‌شود، البته در صورت همکاری یکی از شبکه‌های تلویزیونی و یا رادیویی، آنها نیز از این جوایز بی‌بهره نخواهند بود و از زحماتشان تقدیر می‌شود، البته گزارشی مبنی بر واقعی، یا سمبلیک بودن این تخم‌مرغ‌ها منتشر نشده است.
اخیرا تعدادی از رسانه‌های عمومی روسیه، با هدف درگیر ساختن دو جامعه مسلمان و غیرمسلمان و برآشفتن اذهان دنیای غیراسلام بر ضد دین اسلام و مسلمانان، مطالب ضد و نقیض و دروغین زیادی را علیه اسلام و مسلمانان منتشر می‌کنند که این اقدام روزنامه نگاران مسلمان در واقع اقدامی در جهت مقابله با چنین اقداماتی‌ است.


 
:: جشن هنری دیگر در جشنواره ایران‌زمین ...
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

وزارت (باعرض معذرت ) ارشاد!

:: جشن هنری دیگر در جشنواره ایران‌زمین ... آنتونی پارسونز که هنگام برپایی جشن هنر سال 1356 شیراز، سفیر انگلیس در ایران بوده است در کتاب خود با عنوان «غرور و سقوط» بعد از اشاره به صحنه های ضداخلاقی و مستهجنی که در جشن هنر شیراز به نمایش درآمده بود می نویسد «به اعتقاد من، جشن هنر شیراز یکی از اولین جرقه هایی بود که پیدایش و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را به دنبال داشت» و تأکید می کند «جشن هنر سال 1356 شیراز، به لحاظ کثرت صحنه های اهانت آمیز به ارزش های اخلاقی مسلمانان، از جشن های قبلی فراتر رفته بود.»

پارسونز در ادامه این نوشته به نگرانی خود از احتمال شورش مردم علیه رژیم شاه در اعتراض به برپایی جشن هنر شیراز اشاره کرده و می نویسد؛ «به خاطر این موضوع نزد شاه رفته و مسئله را با وی در میان گذاشتم و به او گفتم اگر چنین نمایشی به طور مثال در شهر منچستر انگلیس اجراء می شد، کارگردان و هنرپیشگان آن جان سالم به در نمی بردند... ولی شاه مدتی خندید و چیزی نگفت.»

در جلد دهم از کتاب «یاران امام به روایت اسناد ساواک» تعدادی از گزارش های ساواک درباره جشن هنر شیراز و عکس العمل علما و اقشار مختلف مردم نسبت به آن درج گردیده است. در یکی از این اسناد، مأمور ساواک به اظهارات شهید دستغیب اشاره کرده و می نویسد؛«آقای حاج سیدعبدالحسین دستغیب در مسجد جامع روی منبر از جشن هنر شیراز به شدت انتقاد می کند و می گوید خداوند لعنت کند کسانی را که در این جشن شرکت می نمایند. خداوند لعنت کند افتتاح کننده جشن هنر (فرح پهلوی) را... لعنت خدا بر آن کس باد که به تماشای اینها برود... از ولایت کفر هم رقاصه به ایران آورده اند... هرچه می گوئیم کشور ایران مسلمان و اسلامی است و این جوان ها را به راه بد نکشانید، مگر کسی گوش به حرف می دهد. صدای مردم بلند شده یک وقت نمی شود جلوی آنها را گرفت.»

جشن هنر شیراز با صحنه های مستهجن و ضداخلاقی آن اگر چه در دوران حاکمیت سیاه رژیم منحوس پهلوی برپا شده بود ولی علی رغم خفقان آن روزها، اعتراض شدید علما و مردم را در پی داشت تا آنجا که آنتونی پارسونز، سفیر وقت انگلیس، این اعتراض ها را یکی از جرقه های منجر به انقلاب اسلامی ارزیابی می کند. اما مراسم مستهجن و هنجارشکن تئاتر ایران زمین در اهواز، نه در دوران طاغوت و حاکمیت مطلق آمریکا، بلکه در جمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاده است و البته باز هم مانند جشن هنر شیراز، اعتراض شدید مردم مؤمن و انقلابی و عالمان برجسته دینی را در پی داشته است... خب! بعد چی؟!

لطفاً از مقایسه مستندی که خواهیم داشت، ابرو در هم نکشید و رگهای گردنتان را به نشانه غیرتی -که انشاءالله داشته باشید- برجسته نفرمائید و این واقعیت را بپذیرید که برپاکنندگان جشن هنر شیراز با برپاکنندگان مراسم مستهجن تئاتر ایران زمین در اهواز، تفاوت چندانی ندارند... دست اندرکاران جشن هنر شیراز در پی تخریب ارزش های اخلاقی و فراهم آوردن زمینه لازم در جامعه اسلامی آن روز برای تداوم سلطه آمریکا بوده اند و دست اندرکاران تئاتر ایران زمین همان مقصود را با انگیزه زمینه سازی برای بازگشت سلطه از دست رفته آمریکا بر ایران تدارک دیده اند. باور نمی کنید؟! به اظهارات و برخوردهای دوطرف ماجرا -یعنی مسئولان رژیم شاه و مردم مسلمان- در آن روزها و دوطرف ماجرا - یعنی مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و مردم- در این روزها توجه کنید. در هر دو ماجرا، شخصیت ها یکسان و مشابه هستند و فقط اشخاص جا به جا شده اند، سناریو و بازی یکی است ولی بازیگران متفاوت هستند.

در جشن هنر شیراز، هنجارها و ارزش های اخلاقی مورد هجوم قرار می گیرند و در جشنواره تئاتر ایران زمین هم دقیقاً همان ماجرا تکرار می شود. در جشن هنر شیراز، فرهیختگان و مردم صدا به اعتراض بلند می کنند و مسئولان رژیم طاغوت در جلسات خصوصی خود -به روایت اسناد ساواک- این اعتراض ها را به مسخره می گیرند و در برخوردهای عمومی خویش، دست به توجیه می زنند و اما در ماجرای جشنواره مستهجن اهواز، دست اندرکاران جشنواره، علاوه بر توجیه مضحک و دفاع غیرمنطقی و خنده آور از افتضاحی که به بار آورده اند، اعتراض مردم را نیز آشکارا به مسخره می گیرند و از این نظر با همتایان خود در رژیم طاغوت فرق دارند، زیرا، آنها جرأت نداشتند که اعتراضات مردمی را آشکارا مسخره کنند!

یکی از دست اندرکاران جشنواره اهواز که از اعتراض مردم به فضاحت های جشنواره عصبانی شده است می گوید «چرا هر اقدامی که روح فرهنگی را دوباره معتبر می کند مورد حمله قرار می گیرد؟ این رفتارها فقط برای به تعطیل کشاندن برنامه های فرهنگی است»! و برخی از مسئولان وزارت ارشاد نیز اظهارات مشابه دیگری داشته و تلاش کرده اند که منتقدان و اعتراض کنندگان به جشنواره مستهجن تئاتر را افرادی بی اطلاع از فرهنگ و هنر معرفی کنند.

اکنون به سندی از ساواک در همین زمینه مراجعه می کنیم و نظریه ساواک را درباره اظهارات آیت الله شهید دستغیب می خوانیم. در این سند، مسئول بررسی و ارزیابی ساواک با اشاره به اعتراض آیت الله شهید دستغیب به جشنواره شیراز درباره ایشان می نویسد:
«نامبرده -آیت الله دستغیب- فردی فاقد معلومات و قوه تشخیص و درک و حتی در حرف زدن است به شهربانی اعلام می گردد که شدیداً به نامبرده تذکر داده شود و چنانچه معلوم شد اظهارات او واقعیت داشته، تقاضا خواهد شد که ممنوع المنبر گردد.»

به گواهی سند فوق الذکر، میان دست اندرکاران برپایی جشن هنر شیراز و دست اندرکاران جشنواره اهواز فقط دو تفاوت وجود دارد.

1- سند ساواک محرمانه است یعنی ساواکی ها در محفل خصوصی و محرمانه خود، مرحوم شهید آیت الله دستغیب را «فاقد معلومات و قوه تشخیص» نامیده اند. ولی مسئولان برپایی جشنواره مستهجن اهواز، آشکارا و در مصاحبه های مطبوعاتی خود، منتقدان و اعتراض کنندگان به این جشنواره مستهجن را فاقد درک فرهنگی معرفی می کنند!
2-ساواکی ها، دستور برخورد شدید با معترضان جشن هنر شیراز را صادر کرده اند ولی مسئولان جشنواره مستهجن اهواز، چنین دستوری صادر نکرده اند! چرا؟!... تردید نکنید که اگر از دستشان بر می آمد، روزگار مؤمنان و منتقدان به این مراسم فضیحت بار و مستهجن را سیاه می کردند...


**اگر میان برگزارکنندگان جشنواره اهواز با ساواکی های رژیم شاه تفاوت دیگر مشاهده فرمودید، لطفاً نگارنده را بی خبر نگذارید!

عجیب آن که برخی از مسئولان وزارت -با عرض معذرت- ارشاد! علی رغم وجود فیلم مستند از مراسم مستهجن جشنواره اهواز، سعی در انکار آن دارند و تنها 3دقیقه از این مراسم را ضدارزشی معرفی کرده و قول توبیخ عوامل مربوطه را می دهند! که باید گفت؛ این هم یک ترفند دیگر برای ادامه فضاحت است. چرا که اولاً؛ به گواهی فیلم موجود، تمامی مراسم مستهجن بوده است، ثانیاً؛ اخراج، محاکمه و مجازات دست اندرکاران و مخصوصاً استاندار و معاون وزیر ارشاد و سایر مسئولان حاضر در مراسم، کمترین و ابتدایی ترین برخوردی است که باید با آنان صورت پذیرد...

به این نکته نیز توجهی کنید. جالب است! و البته، شرم آور... مسئولان ارشاد برای توجیه افتضاح جشنواره اهواز به سوابق انقلابی برخی از مسئولان جشنواره اشاره می کنند، که این شگرد نیز دقیقاً از سوی ساواکی ها در جریان جشنواره شیراز به کار گرفته شده بود.

در سند ساواک -صفحه 488 جلد دهم کتاب یاران امام به روایت اسناد ساواک- آمده است: «روز پنجشنبه سرهنگ سلطانی- رئیس وقت شهربانی شیراز- به منزل آقای محلاتی تلفن کرده و گفته است به آقایان -منظور آیت الله دستغیب و سایر علمای شیراز است- بگویند که چرا آقایان روی منبر به شهبانو فرح پهلوی که یک سیده علویه است نفرین می کنند»!

و بالاخره، در خبرها آمده بود برخی از هنرمندان گلایه کرده اند که چرا جشنواره اهواز با اعتراض روبرو شده است و کسانی می کوشند از این ماجرا برای فراری دادن دست اندرکاران رسوای جشنواره بهره گیری کنند که اگر این خبر واقعیت داشته باشد باید گفت؛ کاش یک تست و آزمون هنری با ضوابط و معیارهای علمی آن از این عده به اصطلاح هنرمند به عمل می آمد تا هر آدم بی سواد، دم دستی و بی هنری خود را هنرمند قلمداد نکند.
حسین شریعتمداری

برگرفته از : یادداشت روز روزنامه کیهان - مورخ ۲۲/۹/۸۳


 
حسین درخشان ، وزارت مستعمرات و بی.بی.سی
ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

من در اینجا سعی خواهم کرد با چند گزاره منطقی موضوعی را بسیار روشن و روان مطر کنم . صورت مسئله این است . حسین درخشان در خدمت منافع ملی و منطقه ای دولت بریتانیا است.

اصولا برای اثبات این موضوع چه قرینه هایی لازم است ؟
قرینه ها باید به این صورت باشند‌:

یا حسین درخشان طی سندی رسمی و یا عمومی مستقیما در خدمت دولت بریتانیا باشد یا بلواسطه . نوع خدمت هم هرکس بخواهد بحث کند روشن است. خدمت رسانه ای و تبلیغاتی.

من سیستم استدلالی خودم را دارم . در این سیستم استدلالی ، من هر دو طرف یک گزاره را از دو سمت مخالف اثبات می کنم و از وسط به هم می رسانم . دیگران از یک سمت شروع می کنند وبه سمت دیگر می رسند .

در اینجا اول ثابت خواهم کرد که بی.بی.سی کاملا ابزار رسانه ای وزارت امور خارجه انگلیس است. از آن سمت هم ، فعالیت حسین درخشان در صفحه اش درست مخالف سیاست و مصالح ملی جمهوری اسلامی و همچنین دقیقا منطبق با سیاست رسانه ای بی.بی.سی و در انتها ، برای جوش دادن ! این دو سو به هم ، ارتباط رسمی حسین درخشان با بی.بی.سی را اثبات می کنم .

نتیجه :
فعالیت حسین درخشان مطابق و منطبق بر سیاست رسانه ای دولت انگلیس است.

خوب ، این یعنی چه ؟

ببینید دوستان :
اصولا اروپا و آمریکا با هم یک چالش بنیادین دارند . آنهم این است که در دنیای آینده بحران انرژی مسئله بسیار جدی ای است و در حال حاضر آمریکا تواسته با تسلط بر منابع نفتی وگازی عراق که بسیار بسیار بزرگتر از منابع نفتی وگازی عربستان است ، برای مثال فقط در حوزه اقتصاد به چند چیز بزرگ دسترسی پیدا کند. اولا : تامین انرژی مورد نیاز خود برای مدت بسیار طولانی با قیمت مجانی. دوما : کارآفرینی بسیار پرسود برای شرکت های خود در کشوری بسیار ثروتمند با حداقل سرمایه گذاری در آن کشور . سوما : در اختیار گرفتن روند سیاسی تعیین قیمت نفت و انرژی در بازارهای دنیا برای دهه دوم قرن ۲۱ .

اروپا بسیار دوست دارد تا در این تضاد مشکل خود را حل کند. بازی کردن یک نقش دوگانه توسط دو کشور از گروه ۷ ( فرانسه  وآلمان ) هم برای کم کردن از این چالش آتی اروپا با آمریکا است. اما آنچه که در این وسط در بحث ما اهمیت دارد  نقش کژدارو مریضی است که انگلیس در این میان بازی می کند.

انگلیس ، با بازی کردن یک نقش دوجانبه بطور مضاعف در صدد تامین منافع ملی - منطقه ای خود است. انگلیس از یکسو با بازی کردن در نقش منطقه ای خود بعنوان اولا یک عضو اروپایی گروه ۷ و ثانیا متحد حلقه سه گانه اروپایی می خواهد تا منافع خود در حوزه سیاسی اروپا راتضمین کرده و از قرارگفتن در انزوای سیاسی اقتصادی بعلت همنوایی با سیاستهای آمریکا جلوگیری کند و از دیگر سو ، با حرکت در نقشه آمریکایی طراحی شده در منطقه ، بدون حضور مابقی اروپا حداکثر سهم ممکن را از طرحهای آمریکایی بدست آورد.
انگلیس اولا در این نقش  منافع آمریکا را با کمک ماهیت اروپایی خود تامین می کند - چون مابقی اروپا با آمریکا دارای چالش هستند و حاضر به حضور حداکثری در طرحهای با محوریت آمریکا نیستند و آمریکا نیز به حضور آنها نیاز دارد .- و دوما بدلیل همین غیبت سایر واحدهای سیاسی اروپایی در نقشه های محوری آمریکا ، می تواند حداکثر سهم را از این طرحها برای خود تامین کند.  این ، دلیل هماهنگی شدید سیاستهای آمریکا و انگلیس است. تونی بلر نه تنها نقش اروپا را به تنهایی در سیاستهای آمریکا تامین می کند بلکه بعنوان هماهنگ کننده سیاستهای کل اروپا و خصوصا دو کشور دیگری مهم اروپایی گروه هفت یعنی فرانسه و آلمان نیز عمل می کند.

چندی یش قبل از نشست پاریس ، تونی بلر در مصاحبه ای با رسانه ها در خصوص موضوع انرژی اتمی ایران اعلام کرد که سیاست سه کشور اروپایی در استراتژی با سیاست آمریکا دارای انطباق کامل است و تفاوتها بسیار جزءی است.
تفاوتهای مورد اشاره بلر ناشی از سیاستهای انگلیس نیست بلکه ناشی از همان چالش پیش گفته و درگیری بین منافع انگلیس واروپا و از سوی دیگر اروپا و آمریکا است و انگلیس نقش هماهنگ کننده و کالیبراتور این دو قطب سیاسی را بعهده دارد .

در اینجا این نکته روشن است که لازم نیست حسین درخشان رسما عضو سازمان سیا باشد یا در ارتباط مستقیم با کاخ سفید ، تا بتوان گفت او در پازل و نقشه اقتدارگرایان میلیتاریست آمریکا برای جهان چه مسئولیتی را به انجام می رساند . اثبات ارتباط درخشان با انگلیس برای این موضوع کافی است. البته این با عضویت وارتباط احتمالی او متضاد نیست - ضمن اینکه ضرورت دارد که به این موضوع ، جهان بینی مشترک کل جهان سرمایه داری واستکبار ، یعنی ایندیویوالیزم - Individualism  (فردگرایی)  - کور و اتحاد منافع کلان آنان بر این پایه را نیز اضافه کنیم .

خوب . پس از این بحث ، برمی گردیم به اثبات موضوع اصلی یعنی ارتباط درخشان با دولت انگلیس : (از آقای درخشان خواهش می کنم دسترسی به این مطلب را حتما با یک تفسیر تحقیر کننده یا خنثی ساز در صفحه اش بگذارد. )

همانطور که می دانیم ، درخشان خودش رسما قبول دارد که خبرنگاری بی.بی.سی را انجام می دهد. -البته شاید او موضوع را کوچک کندو بگوید : برای بخش روز هفتم ( در واقع بخش مبتذل برای مخاطب داخلی نیز هست اما اهمیت زیادی هم گاها در حوزه سیاسی پیدا می کند. ) مطلب می نویسم .

ازسوی دیگر ، سیستم وبلاگ او کاملا از لحاظ نرم افزاری و منطق مدیریت مانند سیستم سایت فارسی بی.بی.سی است. این ، در نحوه واکنش به کامنت ها ، مطلب نویسی و سیستم اداره صفحه مشهود  است.

از دیگر سوی ، درخشان جواب موضوعی را نمی دهد مگر آنکه کاملا همه گیر شود. یعنی به این رحاتی خود را در دام خبررسانی به نفع طرف مقابل نمی اندازد مگر آنکه مطمئن باشد در نحوه خبررسانی برنامه مدنظرش با کمترین هزینه انجام می شود. از جمله اینکه بتواند هجمه ای علیه هدف ساماندهی کند. یا اینکه مطئمن باشد منجر به تغییر نگاه مخاطب به هدف بنا بر فیلتر فکری  او می شود.
همنطور ، درخشان عموما کامنت ها را منتشر نمی کند. این اشتباهی بود که مدتی بی.بی.سی شروع کرد وخودش هم بسرعت آن را حذف کرد و تا موضوع خاصی که اهمیت نوع نظر مخاطب در آن بالا باشد پیش نیاید دیگر این کار را نمی کند. چون اثر آن روشن شدن موضوع نظارت استصوابی بر محتوا توسط بی.بی.سی است. هم بی.بی.سی و هم حسین درخشان ، علت این کار را :: کمی زمان :: اعلام می کنند ! و هر دو از این موضوع سانسور فرار می کنند:))
نکته دیگر ، پرداختن بی.بی.سی به موضوعات مد نظر درخشان و پرداختن درخشان به موضوعات مورد نظر بی.بی.سی با شکل مد نظر بی.بی.سی است و البته این جمع بندی نیز نمی تواند دور از ذهن باشد که اصولا کل این جریان دوپلکس ، طراحی بی.بی.سی است. البته این نکته آنجا جالبتر می شود که درخشان و هم بی.بی.سی طی جند خط تذکر ، نسبت به همه این موضوعات فرار به جلوی لازم را انجام داده اند.

با عبور از زاویه اثبات ارتباط مستقیم درخشان با بی.بی.سی بسمت اثبات ارتباط مستقیم بی.بی.سی با وزارت امور خارجه بی.بی.سی - که نام قبلی آن وزارت مستعرات است - می رویم .

حقیقتا شاید راحت ترین بخش بحث همین جا باشد. یعنی اثبات اتصال وارتباط بی.بی.سی با دولت بریتانیا. بی.بی.سی اصولا ترجمه تحت الفظی کلمه رسانه ملی انگلیس (بریتیش برودکستینگ) است. از سوی دیگر اصولا بی.بی.سی بخشی روشن از چارت سازمانی وزارت امور خارجه انگلیس است. بشکلی که مدیریت بی.بی.سی توسط وزیر امورخارجه و دستگاه دیلماسی بریتانیا تعیین و منصوب می شود.

اصولا بی.بی.سی هدایت کننده دیپلماسی تبلیغاتی انگلیس است. خطوط اصلی تبلیغی سیاسی دیلماسی انگلیس دقیقا توسط بی.بی.سی رعایت و برددهی می شود. برای نمونه رجوع کنید به خبر بی.بی.سی با عنوان ادعای تازه درباره تولید موشک های دوربرد در ایران . اگر به متن این خبر دقت کنید متوجه خواهید شد جریان هدایت شده توسط دستگاه دیپلماسی اروپایی یعنی ادعای وجود بخشهای تفکیکی سیاسی و نظامی در سازمان منافقین خلق ، دقیقا توسط بی.بی.سی در این خبر لحاظ و تبلیغ شده است. اگر فراموش نکرده باشید ، در اجلاس پاریس سه کشور اروپایی تعهد برخورد امنیتی با منافقین را به جمهوری اسلامی دادند اما امروز با ادعای وجود بخشهای سیاسی غیر نظامی در سازمان منافقین سعی در حفظ موجودیت این سازمان تروریستی دارند. - جالب اینجا است که فرانسه سال گذشته با همان بخشهای مورد ادعای اروپا که ادعای انجام فعالیتهای صرفا سیاسی در مورد آنها دارد ، برخورد امنیتی نموده و سران زن این گروهک در فرانسه را به میز محاکمه کشید که خبر خودسوزی تعدادی از کادرهای منافقین در تقابل با این حرکت نیز در خبرگزاریها منتشر شد و جالبتر آنکه سخنگوی وزارت امورخارجه فرانسه این اقدام را بدون ارتباط با درخواست تهران اعلام کرده و اعلام کرد که این افراد در حال طراحی عملیاتهایی علیه بخشهای مختلف دولتی فرانسه بودند ( که احتمالا قرار بوده دوباره مسئولیت آن را بگردن تهران بیاندازند !! )

در ماجرای پروفسور کلی ، وزارت امورخارجه انگلیس ، طی طراحی هوشمندانه تبلیغاتی ای ، با کمک بی.بی.سی اقدام به اجرای نمایش یک جنگ زرگری میان دولت و بی.بی.سی نمود ، به این شکل که بی.بی.سی درحال افشاگری در خصوص علل مرگ دیوید کلی است و دولت ازاین ماجرا درگیر یک رسوایی شده است ! اما با یک چشم تیز بین چند ظرافت در عملیات روانی بی.بی.سی مشاهده می شد :

اولا بی.بی.سی از ترور دیوید کلی یک ماجرای خودکشی ساخته و دولت را متهم می کرد با افشاگری نام او ، موجب شده تا فضای ذهنی و روانی روفسور کلی بشدت تیره و تار شده و وی که خود را متهم به خیانت به کشور می دید اقدام به خودکشی نماید ! در حالیکه اخبار رسمی سیاسی اتهامات دیگری را متوجه دولت انگلیس می نمود از جمله اینکه ::اساسا موضوع دیوید کلی یک مسئله فرعی بود و موضوع اصلی اخبار دروغ سیستم اطلاعات جاسوسی انگلیس - آی.اس- بود که به خورد سازمان ملل ،‌مردم انگلیس و مردم اروپا داده شده و برای نمونه در‌آن ادعا شده بود که ۴۵ دقیقه تاخیر در حمله به عراق برای امنیت بین المللی خطرساز خواهد بود و عراق فرصت بکارگیری وگسترش سلاحهای کشتار جمعی خود را بدست خواهد آورد! و دیگر اینکه اصولا موضوع ترور پروفسور دیوید کلی و حذف  وی از مسیر پرونده مطرح بود و البته نکته دیگر اینکه ارائه پوشش خبری به لودادن نام پروفسور کلی نیز مجددا توسط بی.بی.سی انجام شده بود ! یعنی درواقع بی.بی.سی با جنگ زرگری اجراء ‌شده ، دولت بلر را از زیر تیغ بحثهای مربوط به ایجاد آلودگی اطلاعاتی جهانی نجات داد و البته دولت نیز مدیر بی.بی.سی. را برای تاکید بیشتر بر این جنگ زرگری تعویض نمود . :))

حالا برای مشاهده و مرور عملکرد جدید درخشان به نکته های جدیدی که در صفحه اش منتشر شده توجه می کنیم :

تذکرات قبلی را در نظرداشته باشید . به متن توجه کنید :

بهتر است قبل از اینکه به آمریکا بروم پروژه‌هایی را که مدت‌هاست درباره‌شان فکر می‌کنم و در وبلاگ‌انگلیسی‌ام هم درباره‌شان نوشتم اینجا بیاورم که بعدا آدم‌های شریعتمداری‌زده حرف درنیاورند که فلانی رفته آمریکا و از سیا ماموریت گرفته تا این کارها را انجام بدهد و بر ضد امنیت ملی تلاش کند. من صد بارگفتم که با تغییر رژیم اسلامی ایران از بیرون، با همه‌ی ظلم و استبداد و فسادش مخالفم. دلیلش را هم قبلا توضیح داده‌ام و باز هم فرصت پیش بیاید توضیح خواهم داد.

پس بگویم که تصمیم دارم یک جور سازمان فرهنگی جمع و جور بنیان بگذارم تا بتوانم پروژها‌ی خودم و پروژه‌های پیشنهادی احتمالی را به شکل مر تب‌تری در قالب آن انجام دهم و نیز راحت‌تر بتوانم برای انجامشان پول جمع کنم. اسم آن را فعلا نمی‌دانم چه بگذارم و هدفش را هم فعلا ترویج صلح و دموکراسی در ایران از راه اینترنت در نظر گرفته‌ام که حالا باید سر فرصت بیشتری آن را بهینه کنم. این اسم بر می‌گردد به ستونی که با اشاره به فیلم مشهور آلفرد هیچکاک در روزنامه‌ی حیات نو به اسم پنجره‌ای رو به حیاط می‌نوشنم. (این گوگل مثل اینکه خیلی به هنگامه شهیدی علاقه دارد!)

خلاصه از الان گفته باشم که برایم حرف در نیاورند. چرا این حزب‌الهی‌ها نمی‌خواهند باور کنید که با تکنولوژی‌های جدید و کمی خلاقیت، دست تنها می‌شود کلی کار انجام داد

آنچه از این مطالب استنباط می شود بسیار جالب است !

اولا : درخشان را باید درحال تلاش برای خروج از فضایی دانست که میزان اندوخته های علمی و فنی و سطح معلومات وسواد او را مشخص می کند و وی سعی دارد تا در مقابل فضای سایبر ایرانی که او را کم اطلاع ، احساساتی ، بی تجربه و کم سواد برای این نوع اظهارنظرها و موضع گیری ها می داند ، جریان سازی نماید .
ثانیا : با انجام فرار به جلو ، حضور خود در آمریکا و برخی برنامه های آتی خودش را رسما بسوزاند تا بتواند آثار تبلیغاتی منفی اقدامات خودش را برای خودش کاهش دهد.
ثالثا : ساده ترین لایه های اجتماعی رادر مورد اقدامات خودش علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی تحت تاثیر قرار دهد. در حالیکه او حقیقتا نمی داند که در ایران ، مردم حرکت علیه امنیت ملی را از داخل بیشتر می شناسند تا از خارج . یعنی مردم برای وقوع حرکات علیه امنیت ملی از داخل کشور آمادگی و ظرفیت ذهنی بیشتری دارند و وقوع آن را محتمل تر از اقدام خارجی می دانند. در ادبیات ربع قرن اخیر مردم ایران کلماتی همچون منافق ، ستون پنجم ، نفوذی ، آنتن و خرابکار معناهای روشن و تعریف شده ای دارد که نشان از فرهنگ شکل گرفته مردم در حرکات ضد انقلابی عناصر داخلی دارد. - خنده دار اینکه باید از آقای درخشان پرسید بابا حواست نیست ها ! مثل اینکه الان تو توی تورنتوی کاندایی ها ! اونجا خارجه یا داخل ؟ -

وی از همین الان مشخص می کند که حرکتی را در دست اجرا دارد که پول و امکانات گسترده ای را می طلبد و مسلما منابع مالی آن به زیر سئوال خواهند رفت اما او با بهره گیری از تجربه سایر جریانات اپوزیسیون از ابتدا در فراربه جلو در خصوص منابع آن است ! گو اینکه فکر می کند نوشتن این جملات چیزی را عوض می کند ! از سوی دیگر وی در حال القاء این موضوع است که این اقدامات گسترده که منبع منابع مالی آن محل بحث ها و مناقشات داغی خواهد بود به تنهایی و یکنفره توسط وی طراحی ، برنامه ریزی ، تامین منابع ، هدایت و اجرا! می شود. - یکی نیست بگه اگر تو اینقدر یه نفره فرزی خب بیا مثل اهورا بیا تهران همه چی رو تموم کن دیگه ! :)) -

حسین درخشان یک نیروی ریزشی از صف انقلاب اسلامی نشان‌گر این واقعیت است که اصولا انقلابیهای برگشته ، دارای ارزش بسیار بیشتری برای سیستم های خصوصا انگلیسی برای سرمایه گذاری ، نسبت به انسانهای عاشق غرب و واداده هستند و از سوی دیگر خطربزرگتری برای مفهوم و مغز انقلاب اسلای یعنی فرهنگ دینی و ایدئولوژی اسلای محسوب می شوند.

یا علی .


 
من و کوروش و پلاک ۱۱۷
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:
مطلبی از کوچه مدرسه حجتیه در خصوص کوروش علیایی و جوی که در همه گیر کردن او براه افتاده بدون اینکه بدانیم .
 
در دامنه‌ای از درخت‌های بلوط

 

و تو اگر مدار حرکت‌ات هودر باشد و دسترسی – لینک – های او و اذناب‌اش، طبیعی است که عکس شهیدی را در شبکه نیابی و حکم بر نبودشان کنی، و بنشینی و سطرهایی در لجن‌مال کردن بسیجی‌ها بنویسی، تا زباله‌ای مثل درخشان بنشیند و نم‌نم عرق بخورد و به آن دسترسی بدهد و زیرش بنویسد:" حزب‌الهی‌ها حتی قهرمان ملی‌ای هم از زمان جنگ برای این مملکت باقی نگذاشتند. همه چیز را مصادره کرده‌اند."

 

و تفاوت عمده‌ی توحید با مدرنیته آن است که، در آن اولی همه چیز دانستنی نیستند و چیزهایی هستند که بودنی‌اند. و ساده‌اش این می‌شود که مرتبه‌ و درک آدم‌ها را اطلاعات‌شان تعیین نمی‌کند، و فرای آن وجودی لازم است و اگر نه با کلی اطلاعات از ستاره‌هایی چون همت و بروجردی و باقری و باکری و گرد، از ادراک‌شان عاجزی و علیه‌شان قلم برمی‌داری و حکم به مرگ تفکر بسیجی می‌کنی، تا ستاره‌ناباوری معاصرت موجه بنماید.

 

و این چند روز که ننگاشتم به کردستان رفته بودم؛ در هم‌راهی با چهارصد و اندی دانش‌جو که به مریوان می‌رفتند، برای یادآوری طولانی‌مدت‌ترین گروگان‌گیری و اسارت یک دانش‌جوی دیگر؛ احمد متوسلیان. که ام‌سال بیست و سه‌سال از آخرین عملیات‌اش با "همت" در کوه‌های کردستان می‌گذرد و ام‌سال بیست‌ و دو سال از اسارت‌اش در دست صهیونیست‌ها می‌گذرد.

 

و آن‌قدر سرد بود که نمی‌شد بر نیم‌کت‌های فلزی آن اردوگاه نشست و همه ایستاده شام خوردند، و جواد و موسی و هادی و ابوطالب، هم‌آن انتهای راه‌رو روی زمین، زیر پتوهاشان مچاله‌ شده‌ بودند، تا به اندازه‌ی چهار تخت هم که شده جا برای سایرین در اتاق‌ها باز بشود. و موسی حاضر نشد که نمازشب‌اش را با تیمم بخواند و رفت و وضو گرفت، و داشت گریه‌اش می‌گرفت، وقتی خواب‌اش برد و باید باز می‌رفت و باز وضو می‌گرفت.

 

و زیر ارتفاع " تته" - که زمان عملیات 9 متر برف روی‌اش بود - همه بودند، یاران و نیروهای قدیمی حاج‌احمد، روحانی بیست و چند ساله‌ی کاروان با عمامه‌ای سفید و بادگیری سبز، خانم‌های با مانتوهای بالای زانو و کلاه بافتنی، آقایانی با ریشی انبوه و پنهان در چفیه‌پیچی که تنها چشم‌هاشان از میان آن دیده می‌شد،‌ بچه‌هایی با پوتین و شلوار سپاه گترشده، که اگر این‌گونه نبود تفکر بسیجی را زنده و پویا نمی‌دیدم.

 

دکتر فراهانی " سه‌راه حزب‌الله" را نشان‌مان داد و گفت که پدرم این‌جا شهید شد و بهرام، که کرد بود و معتاد و بچه‌های سپاه مریوان او را گرفتند و اذیت‌اش کردند تا ترک کند، و ترک کرد و پاسدار شد. و ساعتی بعد در دهانه‌ی تنگه‌ی دزلی و در دامنه‌ای از درخت‌های بلوط، محل شهادت برادرش را نشان‌مان دادند.

 

آن ظهر در" دزلی" موسی میلی به نهار نداشت. و راه افتاد و تا انتهای روستا رفت و به همه‌ی عابرها و کودکان سر راه‌اش سلام می‌کرد و آن انتها، سر پیچ دیگر می‌شد لرزش بغض‌آلود شانه‌هایش را دید و من‌ که می‌دانستم برای چه اشک می‌ریزد.

 

پایین "تپه‌ی شهدا" بچه‌ها برف‌بازی می‌کردند و مسئول کاروان حرص می‌خورد. و لختی بعد می‌توانستی خانم‌هایی را بر سینه‌کش ارتفاع بینی که روی برف‌ها دو زانو نشسته‌اند و اشک می‌ریزند و خیره به قوچ‌سلطان نگاه می‌کنند و حسرت زمانی را می‌خورند که بچه‌های سپاه مریوان و حاج‌احمد از آن به سوی جاده سرازیر شوند.

 

و کسی می‌گفت در لحظات سخت حمله، دستواره گوگوش می‌خواند تا به بچه‌ها روحیه بدهد و آن ‌دیگری از پانسمان قاطرهای سپاه می‌گفت و متلک‌هایی که آن میان به چراغی و ممقانی تُرک‌زبان حواله می‌شد، و یادم آمد که سال‌هایی بعد، بعد از شهادت ممقانی،‌ دستواره مثل یک مستجاب‌الدعوه خم‌پاره‌ی شهادت‌اش را از خدا گرفت و چراغی هم لختی بعد برای همیشه به آن‌ها ملحق شد.

 

متوسلیان با نارنجک بال‌گرد اختصاصی فرماندار را برای مجروحان نگاه داشت، یکی از مسئولین مریوان هر روز به سپاه می‌آمد تا متوسلیان به خیانتی که از او سرزده بود به او کشیده بزند، بچه‌های سپاه زن آن کوموله را با قاطر و آمبولانس از میان کمین‌های ایشان به پاوه رساندند تا فرزندش را به دنیا بیاورند و بروجردی که شهید شد حتی ضدانقلاب‌های زندانی در سنندج هم می‌گریستند.

 

ماموستا فاتحی جان‌باز است و هزار و چندصد شهید را در کردستان تفحص کرده، اما برخی از خانم‌ها حوصله‌ی تحلیل‌های او در آن هوای سرد را نداشتند و به ماشین بازگشتند. سردار که منطقه را توجیه می‌کرد موسی هی‌سرک می‌کشید و نت برمی‌داشت، و آن دیگری به دنبال بلوط از دامنه بالا می‌رفت و یکی بلند گفت: "آهای سنجاب" و داشت دنبال نام آن سنجاب کارتونی می‌گشت که موسی سرش را از روی نقشه‌ی منطقه به سوی او بلند کرد؛ "اخوی اسم‌اش بنر بود". "آها،‌ آهای بنر"

 

اشکال کورش این است که هنوز درنیافته – یا از این درک افتاده – که اگر جنگ و بسیج مکان رشد آدم‌ها در میان تضادها و نقص‌هاشان نبود که این مجموعه این‌قدر متعالی نبود. بسیج نه آن‌زمان و نه این زمان مجموعه‌ای از آدم‌های معصوم نبود،‌ اما تفاوت‌اش با شهر هجرت آن آدم‌ها در تعالی به حقیقت بود. و به قول مرتضای آوینی لازمه‌ی درک این داستان خطاپوش بودن است و اگر نه تو در درک داستان جنگ و عالم عاجزی با حقیقت آن نسبتی نمی‌یابی.

 

و اگر در اتوبوس ما تنها آن بنده‌خدای عقبی برای نماز نیامد، در گردان‌های ما بسیار بیش از این از این دست آدم‌ها یافت می‌شدند، و ماه‌هایی بعد چند روز مانده به عملیات خیلی از هم‌آن بی‌نمازهای گردان،‌ نافله‌های باصفایی می‌خواندند، و این روزها برخی از آدم‌هایی که زمانی برای شهدا قلم زده‌اند یا فیلم‌ساخته‌اند،‌ از جریان آن‌ها روی‌برتافته‌اند، و حدیث‌های بی‌سند نقل می‌کنند و به انقلاب خرده می‌گیرند و بسیجی‌ها را شماتت می‌کنند و منورالفکری را برگزیده‌اند.

 

و به ذهن‌ام می‌رسید که اگر آن بنده‌ی خدا اهل نماز می‌بود و دل‌اش را به شهداء می‌داد،‌ این‌‌قدر درگیر تردید در جنگ نبود و آن‌قدر در طول اردو نق نمی‌زد، و او هم می‌توانست در بادگیر روحانی کاروان گلوله‌ی برف بریزد، و او هم می‌توانست با بچه‌های کرد آن مدرسه‌ی شبانه‌روزی تا نیمه‌شب گرم بگیرد، و او هم می‌توانست شریک‌ زندگی‌اش را در آن اتوبوس‌های انتهایی بیابد و از شرم دم بر نیارد، و او هم می‌توانست به آدم‌هایی عشق بورزد که در مسجدشان مُهردان نداشتند و باید دربه در دنبال یک تکه سنگ صاف می‌گشتی، و او هم می‌توانست خطاپوش باشد.

 

کوه‌های کردستان و تپه‌ماهورهای فتح‌المبین و باتلاق‌های خیبر و آب‌گرفتگی‌های شرق بصره و تخت‌های بیمارستان ساسان و خیابان‌های شهر و کلاس‌های دانش‌گاه، همه عرصات تجلی انسان کامل بوده‌اند، آدم‌هایی که ذاتا از جلوه‌فروشی و نمایان‌گری گریزان‌اند، و این‌گونه خیلی‌ها فکر می‌کنند نیستند،‌ یا منقرض شده‌اند، یا مصادره شده‌اند،‌ و آن‌ها حق دارند که به راه‌شان پشت کنند و وارثان‌شان را هرگونه که دل‌شان می‌خواهد و هوای‌شان اقتضا داشت تصویر کنند، و دزد بخوانندشان، و دل‌شان را خوش کنند به این‌که آسمان تمام شد.

 

 و بسیاری را دیده‌ام که در کردستان یا غرب یا جنوب از کورش و داریوش و مهرداد بودن خویش دست شستند، تا بر سنگ مزارشان احمد باشند یا حسین یا مهدی یا جواد. و پر از حسی غریب می‌شوم آن زمانی که کورشی را می‌بینم که از کردستان و غرب و جنوب و کورش و داریوش و مهرداد و مزار و احمد و حسین و مهدی و جواد عبور کرد، و کماکان در کورش بودن‌اش باقی ماند ...


 
زیبا نوشته ای از یک کامنت نویس ناشناس...
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

نویسنده: nashenas

شنبه، 7 آذر 1383، ساعت 12:23

من به محمد ابراهیم همت می‌گویم بسیجی. که تمام زندگیش را، روز به روز و نه یک‌باره گذاشت پای این که زباله‌ای مثل صدام حسین نتواند بیاید در سعدآباد بنشیند نم‌نم عرق بخورد و ام کلثوم گوش کند و رقص عربی دخترهای ایرانی را تماشا کند. من به محمد بروجردی می‌گویم بسیجی. که درست آن وقت که در کردستان هر کس اول اسلحه می‌کشید و با تمام کینه می‌زد و بعد نگاه می‌کرد ببیند که را زده است، آن قدر ایستاد و به مردم خدمت کرد که شد مسیح کردستان. من به امیر رفیعی می‌گویم بسیجی. که وقتی همه از خرمشهر رفتند گفت من می‌مانم و تا گلوله داشته باشم زمین‌گیرشان می‌کنم. با دو پایی که از شدت زخم گلوله و ترکش مثل دو زائده ازش آویزان مانده بودند ماند و تا گلوله داشت نگذاشت عراقی‌ها جلو بیایند. من به رضا دشتی می‌گویم بسیجی. که وقتی از شناسایی خرمشهر در اشغال برمی‌گشت دوستانش به اشتباه زدندش و آن یک ساعتی را که زنده بود یک آخ نگفت مبادا رفقاش ازش خجالت بکشند. من به حسن باقری می‌گویم بسیجی که با آن صورت که هنوز موهایش پانصدتا نشده بود، بارها اشک ژنرال ماهرعبدالرشید را درآورد و استراتژی «زیرپیراهن سفید بر سر دست» را به تمام لشکرهای عراقی و حتا نیروهای ویژه‌ی عراق آموخت. من به برادران باکری می‌گویم بسیجی. که با این که می‌دانستند حتا جنازه‌شان هم برنخواهد گشت رفتند و جایی که هیچ کس جراتش را نداشت جنگیدند تا مجنون به دست دیوانه‌های بعثی نیفتد. من به بیژن گرد می‌گویم بسیجی. که وقتی یانکی‌های قلدر مثل قداره‌بندها با منطق «ما ناو داریم پس هستیم» ریختند توی خلیجی که ما حالا بوق فارس بودنش را می‌زنیم، با چهار تا قایق زه‌واردررفته و چهار قبضه آرپی‌جی و دو مثقال ایمان چونآن به ستوه آوردشان که هر اسیر ایرانی‌ای را می‌گرفتند، می‌بردندش توی حمام، لختش می‌کردند و تا جان داشت و جان داشتند با پوتین و قنداق تفنگ و حتا قیچی می‌زدندش که فقط به این سوال جواب بدهد «بیژن گرد کجا است؟» این‌ها برای من الگوهای بسیجی اند. که اگر بگردی حتا یک عکسشان را هم روی شبکه پیدا نمی‌کنی.

اما این روزها دشمنان بسیج و دوستان بعد از جنگ بسیج یک الگوی دیگر از بسیج نشانمان می‌دهند. مرد جوان کوتاه قد چاق. که گردن ندارد و میان کتف و پس کله‌اش لایه لایه گوشت روی هم ورم کرده. آی‌کیو حدود بیست. دست چپش را روی دو چشمش می‌گذارد و داد می‌زند «سحزخیز مدینه کی می‌آیی؟» و بعد با کف دست می‌کوبد به پیشانیش و می‌گوید «هَع. هَعهَعهَع.» یعنی «من دارم گریه می‌کنم» اما دریغ از یک قطره اشک. روی دیوارها با خط زشت و غلط املایی شعارهای به قول خودش ارزشی می‌نویسد. عاشق اسلحه و دست‌بند و چوب و بی‌سیم و گاز اشک‌آور نیست، بل‌که می‌پرستدشان. همه‌ی مردم را دشمن می‌بیند. در عین حال به همه می‌گوید «حاضی» منظورش هم «حاجی» است. هفته‌ی بسیج که می‌رسد می‌دهد یک پارچه‌ی بزرگ بنویسند «هفته بسیج بر دلاورمردان بسیجی مبارکباد.» و می‌زند بالای پای‌گاه بسیج محله‌شان و تا سه ماه بعد هم برش نمی‌دارد. اگر در مورد مسائل ارزشی غیرتی شود دیگر شمر هم جلودارش نیست و تا دست کم یک شکم سیر فحش ناموس ندهد آرام نمی‌شود. من به این موجود نمی‌گویم بسیجی. حتا اگر در تیراژ یک میلیارد و نیم تکثیرش کنند و در همه‌ی پای‌گاه‌های بسیج بچپانندش. من دست بالا به این می‌گویم دزد و معتقد ام باید بزنند پس کله‌اش و هر چه را دزدیده ازش پس بگیرند. یکیش هم هم‌این نام بسیجی است. همت و هر که مانند همت و دوستانش است، چه رفته باشد و چه مانده باشد، نیازی به تبریک من ندارد. زندگی این‌ها برای من سراسر برکت است. خنده‌دار است بگویم مبارکشان باشد. این موجود دوم هم هیچ نسبتی با بسیج و بسیجی ندارد که من بخواهم به او تبریک بگویم. اما به مردم شاید بتوان تبریک گفت. های مردم! با احتیاط و با در نظر گرفتن این‌ها که گفتم عرض می‌کنم؛ هفته‌ی بسیج مبارکتان باشد.


 
پاسخ حضرت آیت الله سیستانی به یک استفتاء
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

آیت الله سیستانی:
 حکم ولی فقیه در امور عامه برای مجتهدین جامعه نیز نافذ است

خبرگزاری فارس: آیت الله سیستانی حکم ولی فقیه را در امور عامه که نظام جامعه و معاش مردم بر آن مبتنی است، بر همه حتی مجتهدین جامعه، نافذ دانست.

به گزارش خبرگزاری فارس، آیت‌الله علی سیستانی در پاسخ به استفتاء جمعی از مقلدانشان که پرسیده بودند: اگر حکم مرجع تقلیدی با حکم ولی فقیه فرق داشت، هم در مورد حکومتی و هم غیر حکومتی، مقلد باید از کدام اطاعت کند، مرقوم کرد:«حکم کسی که ولایت شرعی دارد، در امور عامّه که نظام جامعه و معاش مردم بر آن مبتنی است بر همه نافذ است، حتی بر مجتهدین دیگر.»
آیت‌الله سیستانی در پاسخ به سوال دیگری پیرامون نظر ایشان درباره ولایت فقیه نیز نوشت: «حکم فقیه عادل مقبول، نزد عامه مؤمنین نافذ است، در مواردى که قوام جامعه بر آن مبتنى است.»
این مرجع تقلید شیعه که در عراق سکونت دارد، با تاکید بر لازم الاجرا بودن نظر ولی فقیه درباره مواردی که مربوط به «نظام جامعه» است، افزود: «حکم حاکم شرعى عادل که مورد قبول عامه مؤمنین است، در مواردى که نظام جامعه بر آن متوقف است، نافذ است.»
آیت‌الله سیستانی همچنین در پاسخ به سوال دیگری درباره حدود اختیارات ولایت فقیه تاکید کرد: «در امورى که مربوط به حفظ نظام است، فقیه مقبول، نزد عامه مؤمنین ولایت دارد.»


 
یک خبر خنده دار!
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

بچه ها ببینید ح.د چی نوشته :

با خوش‌شانسی، وبلاگ انگلیسی و فتوبلاگ من در مسابقه‌ی وبلاگ رادیو آلمان، دویچه وله، در دو بخش نامزد شده‌اند. حالا که ۹ روز بیشتر تا پایان رای‌گیری نمانده، از شما خواهش می‌کنم که اگر این دو وبلاگ را قابل می‌دانید، به آنها رای بدهید:

- رای بدهید به فتوبلاگ در بخش وبلاگ‌های موضوعی
- رای بدهید به وبلاگ انگلیسی‌ام در بخش وبلاگ‌ روزنامه‌نگارانه به زبان انگلیسی

واقعا ممنونم.

 

ایرانی جماعت خوب یادگرفته ایم نتیجه این مدل انتخابات را از همین الان حدس بزنیم . بچه ها کسی می تواند بگوید نتیجه این انتخابات (مدل غربی و بر وزن دموکراسی!!) چه می شود ؟

- راستی ، چند نفر ، شناس را در این نامزد شدن ح.د موثر می داند؟! :)
- ضمنا اگر کسی رای ندهد فکر می کنید نتیچه چه شود ؟


 
این هم از این...
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 بسم الله .

 

(۱)

بعضی از بزرگوارها می گویند که کار تولیدی (!! مگه اینجا کارخانه نخ ریسی است برادرجان ؟ !! ) کم می شود و همه اش مونتاژ و کپی (!! مگر اینجا ایران خودرو است برادر جان ؟ !! ) از سایتهای دیگر است. ما بحضورشان عارضیم که ...

 

- اولا : هدف من رساندن اخبارو اطلاعاتی است که با سرعت باد و برق از بیخ گوشمان دارد می گذرد و ما هم بی خبر ! من خبرهایی را که منتشر می کنم را خودم هم خوب می خوانم . پس هم خودم را به فیض می رسانم هم دوستان را.

- دوما : خدائیش اخباری که زده ام دستچین شده بوده . همینجور مفت مفت برای رضای خدا (!) داریم خبر برایتان دستچین می کنیم از این ور و آنور و خودمان نیوز ، باز بگید پاسداران بد جائیه !

- سوما : انصافا هر پست تولیدی من چند برابر پستهای تولیدی بعض رفقای شفیق است ! همانها که عکسهای بی ریخت از آدمهای پیروپاتال وبی ریخت تر تر برای من تو مسنجر آفلاین می کنند ! گفته باشم که بداند آفلاینش را خواندم !

 

(۲)

حالا توی این هاگیر و واگیر موضوع هسته ای یک بی‌سبات! پیدا شده اومده اسم ایران را کش رفته اسم جعل کرده گذاشته روی خلیج فارس .
 خلیج عربی ! آخه عزیر من ، خود این کشورهای گوگولی خلیج تا قبل از زمان رضا و محمدرضا آخه وجود خارجی داشتند که حالا اسم واسه شان جعل می کنید ؟ خلیج عربی دیگر چه صیغه ای است ؟ احتمالا صیغه شانزدهم جمع مکثر متکلم وحده؟!

غرب است و هزارمارمولک بازی ! بیچاره اسم رزا مارمولک بد در رفته ! اینها که از هر دزدی مارمولک تر اند ! البته هیچ بار اولشان هم نیست. نقشه های قدیمی مناطق خرمشهر(محمره!) و آبادان (عبادان ! ) را باید پرسید کی جعل می کرد ؟ باباجان یادمان نرفته سوپر اتانداردها را که ! فونیکس و کروز و هلیکوپترهای بل و ... اوف ! شد عین هفته جنگ ! دوباره باید بشمارم!!

حالا شما داشته باش این وسط این کوچولو را که از ترس اینکه این ماجرا هم مثل یک میلیون ماجرای دیگر ، مجددا فقط انقلاب اسلامی و کشور ما را تقویت کند برای مبارزه با تاثیرات مثبت این اقدام دسته جمعی علیه تحرکات این مجموعه آمریکایی انگلیسی چه راهکارهایی داده ! جدا که بچه است ...ح.د : ولی راه آسان‌تری هم برای این کار هست: دوستی با اسراییل، که در پی آن حتی دست‌یابی ایران به سلاح اتمی هم برای دنیا قابل قبول خواهد بود. موافقید یا نه؟... کودکم وای !

البته موضوع اینجا جالبتر شده بود : ح.د: ...در عین حال، حکومت ایران ممکن است فکر کند که می‌تواند این اعتراض مردم را به نفع خودش مصادره کند و آن را «اعتراض مردم آمریکا به سیاست‌های خصمانه و امپریالیستی آمریکا در منطقه» نشان دهد. برای خنثی کردن این هم باید فکری کرد، بخصوص کسانی که در ایران هستند... باز هم ، کودکم وای ! حتما یک فکری برای این موضوع بکنید. چون حتما همینطور است ! اما نیازی به مصادره نیست . همینجوری این حرکات بنام انقلاب ثبت است ! قبل اینقلاب کی جرات داشت علیه آمریکا حرف بزند ؟‌منبری از سه چیز منع می شد : صحبت علیه آمریکا و اسرائیل ، صحبت علیه شخص اول اعلی هرزه مملکتی ! و صحبت علیه انگلاف سیفیت شاهنشاهو ! وای کودکم!..

 

(۳)

یکبار در همین صفحه گفتم غرب دارد اتوماتیک یک بازی دکترینال را می بازد و آن ، جمع شدن بساط لیبرالیزم حتی در عرضه گفتمانهای دیپلماتیک است ! جایی که ملک طلق آنها شده بود.

دیگه آخر خیلی ضایع است که هنوز جوهر موافقتنامه پاریس خشک نشده جرزنی شروع شد . انگلیس گفت که حساب شاخه سیاسی منافقین از شاخه نظامی آن جداست ! - خوب شد بعد از بیست سال جمهوری اسلامی را درجریان دوشاخ! بودن منافقین گذاشتند . حالا نگفتند ترورهای اول انقلاب کار کدومه ؟ نه ! نگفتند ماجرای کورسوی ناجاویدانشان - همان که با مرصاد پاسخ داده شد - کار کدامه ؟ نه ! انگلیسیها هم فکر می کنند هر گردی می شود ایرلندی ! باباجان شباهت کلامی است ! به اشتباه افتادی ! درسته که کلمه ایرلندی به ایرانی یه  کمک شبیه است .اما کلمه سازمان منافقین هیچ شباهتی به شین فین و ارتش آزادیبخش ایرلند ندارد ! اینها هم که مثل اینکه آرام آرام دارند مشکل سوات! پیدا می کنند .

حالا هم که ، پیش نویس مسخره اجلاس حکام ! صدای نیم دوجین کشور دیگر هم درآمده . غیر متعهد ها به موازات پیش نویس اروپا پیش نویس ارائه کرده اند. پیش نویس قطعنامه اروپا را هم که رد کردند . چون می دانند اروپا اگر الف را گفت و چیزی نگفتی فردا بخاطر بزرگتر بودن نمره کفشت از رقم ۵ از تو مالیات نگیرند شرط است ! ببینیم کار به کجا می رسد . ما که بدجوری کانت داون (‌شمارش معکوس به زبان غیر آدمیزادی !) می کنیم . خداییش دوباره دست ما را نخواندند!

... ولی ای ول بنازم به حاج حسین شریعتمدار ! باز هم همه چیز را از قبل افشاء کرده بود .

 

(۴)

و آما..

نداشتیم ها ! بدجور چراغ خاموش بی سروصدا دارین جیم می زنید اون ورآب ! من خودم داشتم به این ور آب عادت می کردم ! ولی انصافا آب و هوا اونور خوش تره ها ! خب لااقل خبری چراقی بوقی عطسه ای سرفه ای چیزی بابا ! ما رو بدجوری قال گذاشتید ! امین و سید صالح هم که صدایش را در نمی آورند !

ولی حق می دهم : کامنت رنگی با فونت متغییر و دیجیتال سیگناتور و پیغام خصوصی با حداقل ۲۰۰ کیلو هاست مجانی عکس اصلی وبلاگ به اضافه گروه بندی موضوعات و ورود به صفحه مدیریت از هوم پیچ وبلاگ و سکیوریتی بالا و ریپلای سریع با کد نویسی روان و راحت و با خیال راحت از ترس جعل آی دی توسط مزاحمان هنگام کامنت نویسی ، مرا هم اگر بودم وسوسه می کرد !

البته جهت استحضار همه رفقا خودم زودتر از همه تان اینجا را کشف کرده بودم ! چهارتا از بهترین آدرسها را هم شدیدا تو آبنمک خوابانده ام در فرصت مقتضی هوا می کنم بگویید ای ولله .

 

(۵)

من اصلا این هودر را درست وحسابی تابلو نکنم ها روزم شب نمی شود . ببینین چی می گه . فقط با صدای بلند نخندید ممکن است اهل منزل از خواب بپرند ! ::اگر ایران و آمریکا رابطه داشتند، مردم می‌توانستد جلوی سفارت آمریکا جمع شوند و این طوری اعتراض کنند::بچه ام آخرش می چاد!

تا بحال چند بار - لا اقل دو بار رابطه با اسرائیل را برای کشورما نسخه پیچیده . یکی نیست بگوید آخر تو که همه هم و غمت بالارفتن آمار انتخابات آمریکابود و بشدت ادای مخالفت با یکی و موالفقت با دیگری را در می آوردی و انگار نه انگار که در آمریکا هر کس که بیاید از اولین تا آخرین سیاستش همین است که بود ، تو که تمام تلاشت این است که ایرانیهای مقیم آمریکا را پای صندوق بفرستی آخه دیگر مشکلات ایران به تو چه ربطی می تواند پیدا کند ؟ هرکس فارسی بلد بود حرف بزند ایرانی است ؟ خب این را که خیلی خارجی های بلدند ! هرکس فرزند دو یا یکی ایرانی بود ایرانی است ؟ خب خیلی ها ایرانی زاده اند اما تابعست ایرانی ندارند ! هرکس تابعیت ایرانی داشت ایرانی است ؟ خب خیلی از منافقین که در عراقند هم تابعیت ایرانی دارند !
برو بچه جان ! برو . خودتی !

من نمی دانم مگر حاج حسین شریعتمداری چه گفته بود جز این چیزهایی که خود اینها می گویند ؟ انگار نه انگار حاج حسین شریعتمداری از ارتباط اینها با آمریکا وانگلیس و اسرائیل گفته بود خب اینها هم همین را می گویند . حاج حسین از فعالیت اینها مطابق برنامه های تبلیغاتی استکبار حرف زده بود خب اینها هم که دارند همینکار را می کند و صد هزار البته که خجالت را هم قی کرده اند و ... ! پی چه می گویند و چه می خواهند ؟ برخودشان هم معلوم نیست . معلوم نیست درخشان چه چیزی را می خواست تکذیب بکند ؟ چه چیزی را ؟

چند خبر هم به افتخار خودم برای هودر :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
6000 بعثی در دستگاه جدید امنیتی عراق

خبرنگار شریف نیوز اطلاع یافت: فرماندهی نیروهای اشغالگر آمریکا به منظور ساماندهی تشکیلات اطلاعاتی در عراق، حدود ۶۰۰۰ نفر از اعضای دستگاه امنیتی رژیم بعثی صدام را جذب کرده است.

بر اساس گزارش های دریافتی، فعالیت این نیروها بیشتر معطوف به جمع آوری اخبار و اطلاعات و جاسوسی از ایران است. گفته می شود مقر اصلی آمریکایی ها برای جذب نیروهای امنیتی سابق عراق، منطقه ای به نام سعدیه جلولا است. ::http://sharifnews.com/?1068::

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مطبوعات اسراییل فاش ساختند: در حدود هزار سرباز اسراییلی در حال حاضر به همراه ارتش آمریکا در عراق در حال جنگ هستند.
مطبوعات اسراییل ضمن اعتراف به حضور 1000 سرباز اسراییلی و 27 خاخام در ترکیب ارتش آمریکا در عراق، همچنین اذعان کردند: تعدادی از سربازان اسراییلی در حملات اخیر فلوجه کشته شده‌‏اند.
به نوشته روزنامه هاآرتص، هم‌‏چنین به نقل از یکی از خاخام‌‏های ارشد یهودی در نیروهای آمریکایی در عراق نوشت: نیروهای مقاومت عراقی یک افسر و چند سرباز یهودی آمریکایی را در فلوجه کشته‌‏اند.
هم‌‏چنین خبرنگار روزنامه «هاآرتص» در نیویورک به نقل از «ارفینگ السوم»، خاخام یهودی، نوشت: شماری از سربازان یهودی در درگیری‌‏های کنونی فلوجه، کشته شده‌‏اند، از جمله آن‌‏ها می‌‏توان سرهنگ «اندی اشترن» در بخش دفاعی ارتش آمریکا را که در «آرلینگتون» در آمریکا دفن شده، نام برد.
این خاخام یهودی هم‌‏چنین خاطرنشان ساخت: شمار سربازان یهودی در عراق بین 800 تا 1000 سرباز و افسر است و 27 خاخام نیز در بین نیروهای ذخیره، دریایی و هوایی آمریکا در عراق مستقر هستند.::http://sharifnews.com/?1058
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ارتش اشغالگر آمریکا به شکست عملیات سایه های خشم در شهر فلوجه عراق و ناتوانی در برابر شبه نظامیان مسلح با وجود برتری همه جانبه اشغالگران در تجهیزات نظامی اعتراف کرد.
به گزارش مهر به نقل از روزنامه البیان، ارتش آمریکا اعتراف کرد که شبه نظامیان مسلح از توانایی بازیابی و بسیج مجدد نیرو و مقاومت  مجدد برخوردارند.

با کشته شدن یک نظامی دیگر آمریکا در درگیری های فلوجه شمار تلفات این کشور به 52 تن رسیده است، همچنین 8 نیروی پلیس عراق نیز در همین درگیری ها جان خود را ازدست داده اند.

با وجود اعتراف ارتش آمریکا به شکست خود در فلوجه بمباران این شهر از سوی جنگنده های آمریکایی همچنان ادامه دارد.

در سند محرمانه ارتش آمریکا که روزنامه نیویورک تایمز فاش کرده است، با اقرار به شکست عملیات نظامی آمریکا در فلوجه موسوم به «سایه های خشم» آمده است: آمریکا نمی تواند به پیروزی قطعی در عملیات نظامی خود در فلوجه دست یابد و احتمالا مردان مسلح بار دیگر به شهر بازمی گردند.

در این گزارش محرمانه 7 صفحه ای مسئولان دستگاه های اطلاعاتی نیروهای مارینز آمریکا تاکید کرده اند که جنگجویان از قدرت بازیابی و جمع کردن سریع صفوف خود برای درگیری برخوردار هستند و با وجود خسارت ها و تلفاتی که متحمل شده اند، اما آن ها همچنان قادر هستند که با تفنگداران آمریکایی مارینز بجنگند.

نابسامانی و از هم گسیختگی امنیتی در نقاط مختلف عراق همچنان ادامه دارد تا جائی که 17 تن در اقدامات خشونت آمیز در بغداد، لطیفیه، کرکوک و بیجی کشته شده اند.

برخی گروه های عراقی بررسی احتمال به تاخیر انداختن انتخابات عمومی سال آینده را به بهانه اوضاع امنیتی شروع کرده اند این در حالی است که یک گروه مسلح تهدید کرده است مراکز اخذ رای را هدف حملات مسلحانه خود قرار خواهد داد تا با این تهدید مانع برگزاری انتخابات عراق شود.::http://sharifnews.com/?1057

راستی اینقدر بی سباتی بچه ام را توی سرش زدیم که مجبور شده کلاس برای خودش بگذاردو بگوید ::: هـ.د:سرم شلوغ است. کلی درس دارم و باید....مجددا :‌ نچایی بچه . تابلو بود!

این هم برای ارتقاء ‌کیفیت حال بروبچز بسیجی :

وزیر سابق و رییس سابق نیروهای دفاعی رژیم صهیونیستی (IDF) صبح امروز (سه‌شنبه) پس ازافتادن در آب‌های بندر آشدود غرق شد!
به نوشته روزنامه‌ی هاآرتص، افراد حاضر در محل حادثه تلاش کردند تا رافائل ایتان، وزیر سابق و رییس سابق نیروهای دفاعی اسراییل را نجات دهند اما تلاش آن ها بی‌نتیجه باقی ماند. خودروی ایتان در نزدیکی این بندر یافت شد. علت این حادثه هنوز مشخص نیست. پلیس معتقد است ایتان از یک موج شکن در این بندر افتاده است.
نیروهای پلیس و نیروی دریایی اسراییل با استفاده از یک هلیکوپتر محل غرق شدن وی را شناسایی کرده و با استفاده از یک قایق جسد را از آب بیرون کشیدند.
وزیر ترابری اسراییل دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی این حادثه را صادر کرد. ایتان به عنوان رییس پروژه‌ی شرکت آشتروم در این بندر مشغول به کار بود.
ساخت بخش جدیدی از بندر آشدود در حال تکمیل شدن است.:http://sharifnews.com/?1141

 

:::این هم از تولید !:::


 
ایران سالانه 100 میلیون دلار ادوات نظامی صادر می‌کند
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با تاکید بر این که سالانه 100 میلیون دلار ادوات نظامی صادر می‌کنیم،‌ گفت: ما شعارمان را از تولید بر مبنای توان، به تولید بر مبنای نیاز تبدیل کردیم. یعنی هر آن چه را که توان داریم نباید تولید کنیم، بلکه هر چه را که نیاز داریم، باید تولید کنیم.

به گزارش فارس، علی شمخانی با تاکید بر این که این وزارتخانه از شکر تا موشک تولید می‌کند، گفت: این کار را با نگاه قدرت‌سازی انجام می‌دهیم. این ظرفیت تولیدی به شکل بخش تولید کننده نیازمندی‌های دفاع می‌شود. اگر این ظرفیت به شکل فعالی به خدمت گرفته شود و مازاد تولید نسبت به نیاز وجود داشت باشد، این مازاد را چه کار کنیم؟

وی که با نشریه داخلی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور گفتگو می‌کرد، در پاسخ به این سوال که تولید موبایل و مانیتور تا چه اندازه با ماهیت کاری این وزارت‌خانه هماهنگی دارد؟ گفت: موبایل یعنی تولید chip. تولید چیپ الکترونیکی. موبایل یعنی تولید بی‌سیم کوچک. در ضمن مانیتور یعنی جنگ الکترونیک. مانیتور یعنی شناخت قابلیت‌های یک کامپیوتر به منظور مقابله با تهدیدات نرم افزاری دشمن و ایجاد پایداری در سیستم.

وی تاکید کرد: من اعلام کردم که صنعت دفاعی، یک بنگاه دفاعی است که به شکل اقتصادی اداره می‌شود.  این نیست که بگوییم ما مجبوریم کلاشینکف تولید کنیم، اما نگوییم به چه قیمتی تولید می‌کنیم. معتقد بودم که باید قدرت رقابت‌آمیز داشته باشیم. بعد از این در پی صادرات رفتیم و گفتیم ما سلاح با کیفیت غربی تولید می‌کنیم و با قیمت شرقی می‌فروشیم و یک بازار صادراتی توسعه یافته‌ای در همه قاره‌ها هدف گذاری کرده و خوشبختانه صادرات داریم.

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در ادامه به میزان صادرات محصولات تولیدی این وزارت‌خانه اشاره کرد و گفت: فقط ادوات نظامی به شکل سالانه 100 میلیون دلار صادر می‌کنیم. این در حالی است که سیستم‌های کنترلی فراوانی را در دنیا حاکم کرده و به ما بر چسب‌های سیاسی مختلفی زده و دیگران از مقابله با ما به شکلی بازداشته شدند و حال آنکه ما می‌توانیم یک بازار 500 میلیون دلاری را حق طبیعی داشته باشیم و باید به این مهم رسید. این صادرات شامل تجهیزات غیر نظامی نیست. صادرات به مفهوم دانش تکلوژی، یعنی هم ابزار، هم صنعت و هم دانش است.

شمخنانی با تاکید بر اینکه وزرات دفاع پس از حضور وی از لحاظ کمی‌ کوچک‌تر و از لحاظ کیفی بزرگ‌تر شده است، گفت: با رویکرد کاهش نیروی انسانی، اصلاح ساختار هم داشتیم. مثلا ما سازمان هوا و فضا نداشتیم و یا این که گفته می‌شود ما موشک تولید می‌کنیم، موشک را نمی‌توان در فضای کارگری تولید کرد. ما باید یک فضای تحقیقاتی و دانشمندی ایجاد می‌کردیم، پس سازمان هوا و فضا را ایجاد کردیم که مختص تولید موشک باشد و علت توفیق ما به همین خاطر است، چرا که یک سازمان مستقل این کار را بر عهده دارد، قبل از انقلاب اینگونه نبود.

وی تاکید کرد: شعار من در وزارت دفاع این است و به آن پیایبندم که هیچ نیازی در نیروهای مسلح وجود ندارد که برای ما تعریف شود و ما قادر به تامین آن نباشیم. ما امروز از نظام تحقیقاتی‌ای برخوردار هستیم که ما را قادر می‌سازد تا هر ایده‌ای را به محصول تبدیل کنیم.


 
تلاش جريان اصلاحات برای کشاندن هاشمی رفسنجانی به صحنه انتخابات
ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

حضور هاشمى رفسنجانى در انتخابات رياست جمهورى سال آينده جنجال برانگيزترين مسئله سياسى چند هفته اخیر بود. هر چند مصاحبه‏ها و اظهارنظرهاى شخصيت‏هاى سياسى پيرامون حضور هاشمى ادامه دارد، اما با توجه به اظهارنظرهاى شخصيت‏هاى برجسته جناح منتقد دولت، به نظر مى‏رسد آنان راضى به حضور هاشمى نيستند.

به گزارش خبرنگار شريف نیوز ، حجه الاسلام ناطق نورى (رييس شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب) در محفلى سياسى گفته است: «من از هاشمى رفسنجانى پرسيدم آيا در انتخابات شركت مى‏كنيد، هاشمى گفت كه نظر شما چيست و من هم در جواب با طعنه گفتم: دوم خردادى‏ها مى‏گويند شما كانديداى خوبى هستيد.»
اين پاسخ ناطق نورى به خوبى موضع جناح منتقد دولت را در برابر هاشمى رفسنجانى تعيين مى‏كند. از سوى ديگر در جناح دوم خرداد بر سر حضور هاشمى موضع يكسانى وجود ندارد. در مجمع روحانيون هر چند «ذاكرى» از اعضاى شوراى مركزى مجمع روحانيون اعلام كرده «هاشمى كانديداى ما نيست»، مجيد انصارى (معاون پارلمانی رييس جمهور) از مدافعين سرسخت هاشمى است.
در طيف افراطى جناح دوم خرداد (حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب) به نظر مى‏رسد، توافقى نسبى بر «هاشمى رفسنجانى» صورت گرفته باشد. سعيد حجاريان (تئورسين حزب مشاركت) در اين رابطه گفته است: ما الان در موقعيت «نعل اسبى» هستيم، كه يك ضلع آن قوه قضاييه و ضلع ديگر آن مجلس است، ما بايد كارى كنيم تا ضلع سوم فردى ميانه رو باشد و ما را تحمل كند، كه در اين صورت راه‏هاى جلوى ما باز خواهد شد.»
همچنين خبرنگار شريف نيوز گزارش داد، طيف افراطى جناح دوم خرداد از عبدالله نورى خواسته است براى حضور هاشمى رفسنجانى در انتخابات فعال شود. عبدالله نورى نيز  به همراه محسن امين زاده (معاون وزير امور خارجه) و مصطفى تاج زاده (حلقه اتصال حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب) با هاشمى رفسنجانى ديدار كرده‏اند و از او براى حضور در انتخابات رياست جمهورى دعوت كرده‏اند.

بر اساس این گزارش، تاج زاده در اين ديدار گفته است: «براى حصول حمايت حزب مشاركت فقط كافى است كادر فعلى سه وزارتخانه خارجه (وزارت كمال خرازى و معاونت امين زاده، صدر و آهنى) جهاد كشاورزى (به وزارت حجتى) و اقتصاد و دارايى (به وزارت صفدر حسينى و معاونت صفايى فراهانى) را حفظ كنيد.

برخى تحليل گران حزب مشاركت اعتقاد دارند در صورت حضور آقای هاشمی در مسند رياست جمهوری فرصت اجرای تز حاکميت دوگانه را خواهند يافت .


 
مبارزه سياسی حزب الله لنبان با نفوذ سياسی و اطلاعاتی کشورهای غربی در لبنان
ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 سيدحسن نصرالله:مشکل سوريه است؟

سید حسن نصرالله با انتقاد از افرادي كه «بر سر آمريكا در لبنان شرط ‌بندي مي‌كنند» هشدار داد: آمريكايي‌ها با آنها همان‌طوري رفتار خواهند كرد كه اسراييل با مزدورانش رفتار كرده است.
به نوشته روزنامه‌ي الشرق الاوسط - چاپ لندن - سید حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله لبنان در مراسم بزرگداشت يكي از فرماندهان حزب‌الله در شهر بعلبك از معترضان به آنچه «دخالت سوريه در لبنان خوانده شده» خواست تا به «جفري ويلتمن»، سفير آمريكا در لبنان كه «دستورات مافوقش را با وقاحت اجرا مي‌كند» اعتراض كنند.

وي تاكيد كرد: آوارگي، دستگيري، بمباران، حمله و اظهارات سفيران، هيچ يك بر اراده‌ي مقاومت تاثير نخواهد گذاشت.

نصرالله گفت: آمريكايي‌ها سعي مي‌كنند با انتقاد از مقاومت به ما بگويند كه ما تروريست هستيم. آمريكايي‌هايي كه سعي مي‌كنند وجهه‌ي خوبي از خود به جاي بگذارند؛ كساني هستند كه معتقدند آمريكايي‌ها بشارت دهنده‌ي دموكراسي، آزادي و عاملان بازگرداننده‌ي ثروت‌هاي ملت ها هستند. اما حال مي‌پرسم چه كسي ثروت‌هاي اين ملت ها را به غارت برده است و سازمان‌هاي ديكتاتوري ايجاد كرده است؟ چه كسي از زندان‌ها و شكنجه در جهان عرب و اسلام حمايت مي‌كند؟ آمريكا در مساله‌ي دفاع از لبنان زماني كه از سوي اسراييل با هليكوپترهاي ساخت آمريكا و حمايت سياسي و مالي آن مورد حمله قرار گرفت، چه كار كرد؟
دبيركل حزب‌الله لبنان افزود: در عراق كساني هستند كه در جنگ شركت نمي‌كنند و تنها به بيان آراي خود مي‌پردازند اما به محض آنكه اين افراد عقايدشان را بيان مي‌كنند، به زندان انداخته مي‌شوند. تروريسم حتي به عقايد و موضع‌گيري‌ها هم سرايت كرده است و همه تروريست شده‌اند!

وي با اشاره به درخواست دولت لبنان از وزارت خارجه مبني بر گوش‌زد كردن رعايت قوانين ديپلماتيك و ضوابط از سوي سفيران خارجي گفت: سفراي آمريكا، انگليس و فرانسه از وزرا بازخواست‌هايي مي‌كنند كه پارلمان از آنها نمي‌خواهد! جفري ويلتمن بين وزرا مي‌گردد و از آنها درباره‌ي كارهايشان و آنچه كه مي‌خواهد سوال مي‌كند و وارد جزئيات كارها مي‌شود.

نصرالله خطاب به معترضان به دخالت سوريه در امور لبنان بيان داشت: دخالت سوريه در لبنان بهتر از پاسخگويي به سفير آمريكا است. اگر آمريكايي‌ها و فرانسوي‌ها در امور لبنان دخالت كنند، اشكالي ندارد اما اگر سوريه دخالت كند چنين مصيبتي ايجاد مي‌شود؟!
وي افزود: من با دخالت آمريكايي‌ها مخالفم اما با دخالت برادراني كه به كشورمان از نظر سياسي و امنيتي كمك مي‌كنند، مخالفتي ندارم. ما نبايد با چند معيار صحبت كنيم. آمريكايي‌ها از غارت سخن مي‌گويند در حالي كه اين آمريكايي‌ها هستند كه از طريق شركت‌هاي بيگانه در حال غارت هستند. ما بايد امروز موضع‌گيري ملي، مردمي و سياسي اتخاذ كنيم.


 
ادامه تحرکات پنهان آمريکا در کشور ونزوئلا
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

دولت كاراكاس آمريكا را مسئول كشته شدن دادستان ونزوئلايي مسئول رسيدگي به كودتاي سال 2002 دانست.

به گزارش ايلنا، يك دادستان ونزوئلايي كه مشغول تحقيق و تفحص در خصوص كودتاي سال 2002 عليه «هوگو چاوز»، رئيس جمهور ونزوئلا، بود، در انفجار بمب كشته شد. به گزارش خبرگزاري رويتر، بلافاصله پس از اين انفجار، دولت ونزوئلا مخالفين تندروي هوگو چاوز را كه همگي در آمريكا آموزش مي‌‏بينند، مسئول اين انفجار خواند.

مقامات عاليرتبه دولت ونزوئلا در واكنش به اين حادثه، ضمن اعلام اين مطلب كه فاشيست‌‏ها و تروريست‌‏هاي مخالف دولت چاوز مسئول قتل «دانيلو آندرسن» هستند، از دولت آمريكا به خاطر پناه دادن به مخالفين تندروي رئيس جمهور ونزوئلا به شدت انتقاد كردند.

«آندرز ايزارا»، وزير اطلاعات ونزوئلا، در واكنش به قتل آندرسن گفت: قطعا اين حادثه يك ترور سياسي بوده و ما معتقديم دولت آمريكا بايد توضيح دهد كه چگونه گروه‌‏هاي تروريستي مخالف دولت ونزوئلا بدون هيچ‌‏گونه مانعي به فعاليت‌‏هاي خود در ايالت فلوريداي آمريكا ادامه مي دهند.

وي در ادامه گفت: هدف از اين سوء قصد، ايجاد وقفه در تحقيقات آندرسن در خصوص رسيدگي به پرونده صدها سياستمدار، حقوقدان و افسر ارتش ونزوئلا كه در جريان كودتا عليه چاوز دست داشته‌‏اند، بوده است.


 
يک نکته درخور توجه...
ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بنقل از سايت بازتاب :

1ـ مدتهاست كه ارتش آمريكا و دولت عراق، از فلوجه به عنوان مركز مقاومت و محل حضور افرادي چون ابومصعب زرقاوي ياد مي‌كنند. از چندي پيش، نيز خبر از حمله‌اي وسيع به اين شهر در محافل سياسي و رسانه‌اي مطرح شد و سرانجام، هفته گذشته، همزمان حمله زميني و هوايي به اين شهر آغاز شد. برخي مقامات آمريكايي و عراقي، حمله به فلوجه را عملياتي سخت و طولاني‌مدت خواندند، اما اين‌گونه نشد و در روز اول، بخشي از شهر و در كمتر از يك هفته، تمام شهر به كنترل مهاجمان درآمد و ايستادگي قابل توجهي مشاهده نشد.

2ـ بنا بر آنچه اشغالگران و دولت عراق تبليغ كرده‌اند، هم‌اكنون مركز فرماندهي و قدرت نيروهاي مقاومت ـ كه شهر فلوجه است ـ در اختيار آنهاست، بنابراين، بايد شاهد كاهش ناامني در عراق باشيم؛ اما آيا اين انتظار، به واقعيت خواهد پيوست يا خير؟ اين نكته‌اي است كه تا چند روز آينده روشن مي‌شود.

3ـ در مدت نوزده ماه پس از سقوط صدام حسين، اقدامات ارتش آمريكا و متحدانش، نه تنها امنيت را به همراه نياورده، بلكه موجب تقويت نيروهاي بعثي ـ سلفي و وهابي شده و شرايط زندگي براي مردم عراق و نيروهاي اصيل سياسي نيز بدتر شده است. حتي عمليات اخير نيز نمي‌تواند، ضربه‌اي جدي به اين نيروها به شمار آيد، زيرا تنها فلوجه نيست كه از كنترل دولت خارج است، بلكه در شهرهايي چون رمادي، تكريت، سامرا،‌ بعقوبه، محموديه، لطيفيه، يوسفيه،‌ موصل و... و نيز دولت و اشغالگران تسلط چنداني ندارند.

4ـ طبيعي است، چنانچه فرماندهان و رهبران بعثي ـ سلفي نيز در فلوجه مستقر بودند، مانند محافل سياسي ـ‌ رسانه‌اي از عمليات آگاه مي‌شدند و پيش از حمله، بار و بنه خود را از آنجا برداشته، به جاي ديگر مي‌بردند، چراكه آنان مانند هر نيروي چريكي، وظيفه‌اي در قبال دفاع از زمين ندارند و تنها به گسترش ناامني براي اشغالگران و حاكمان مي‌انديشند، لذا از آغاز حمله قابل پيش‌بيني بود كه شهر به سرعت سقوط كند، چراكه مدافع جدي نخواهد داشت.

5ـ بررسي مثلث سني‌نشين موصل ـ‌ بغداد ـ رمادي، نشان مي‌دهد كه آرايش دقيقي توسط نيروهاي بعثي ـ سلفي سامان يافته است، اما آنها همه توجهات را به فلوجه جلب كرده‌اند. در رمادي به نيروهاي اشغالگر ضربه مي‌زنند، اما تكريت آرام است. آيا تكريت، محل استقرار سران اين جريانها نيست؟ پس چرا هيچ عملياتي عليه اشغالگران در منطقه تكريت يا سامرا عليه نيروهاي اشغالگر صورت نمي‌گيرد؟ حال‌ آنكه مركز قدرت حزب بعث، در اين منطقه است و بيشتر سران حزبي ـ امنيتي و نظامي رژيم گذشته، از اهالي اين شهرها هستند. علت آن است كه نيروهاي چريكي، معمولا وضعيت مراكز فرماندهي و لجستيكي خود را سفيد نگه مي‌دارند تا بتوانند به راحتي به نبرد ادامه دهند.

6ـ اما سؤال اينجاست كه آيا اشغالگران و دولت عراق به اين نكات توجهي ندارند؟ در پاسخ گفت، بعيد است كه ميزان فهم آنها از شرايط امنيتي اين قدر ضعيف باشد، هرچند علاوي (نخست‌وزير)، سابقه كار اجرايي و مديريتي و حتي سياسي به معناي واقعي ندارد، او عنصري بوده كه در چهارچوب برنامه‌هاي سازمانهاي اطلاعاتي انگليس و آمريكا، توطئه‌هايي عليه رژيم صدام تدارك مي‌ديده كه آن هم بيشتر جنبه سفارشي از لندن به بغداد داشته است؛ به هر حال، موارد بالا با مختصري دقت، قابل فهم است.

7ـ به نظر مي‌رسد، حمله به فلوجه براي آمريكايي‌ها و دولت علاوي، بيشتر جنبه نمادين دارد تا يك حركت واقعي براي ايجاد امنيت. آنها تبليغ كردند كه فلوجه مركز سران مخالفان است و... بعد هم حمله و آنجا را تصرف كردند. پس ارتش آمريكا و دولت موقت علاوي قوي است؛ اين آن چيزي است كه علاوي و دولت آمريكا به آن نياز دارند تا بتوانند افكار عمومي در عراق، منطقه و غرب را توجيه كنند.

8ـ اين حركت صرفا براي فريب افكار عمومي است و تأثير چنداني در آرام شدن اوضاع در عراق نخواهد داشت. متأسفانه برخي از رهبران سياسي شيعه عراق نيز به اين اقدامات دل خوش كرده، زمان را مرتب در اختيار علاوي و اشغالگران قرار مي‌دهند، در حالي كه هر روز شاهد قتل عام شيعيان در محموديه، لطيفيه، بغداد، مندلي و... هستيم و برخي شيفتگان قدرت، توان دفاع از خود را دارند، اما تحت تأثير القائات علاوي، براي دفاع از خود حركت جدي انجام نمي‌دهند.
بايد همه رهبران سياسي و مذهبي در عراق، توجه داشته باشند كه بدون استفاده از نيروهاي مبارز و مجاهد كه سالها با رژيم صدام جنگيدند، آرامش به جامعه عراق بازنخواهد گشت. اشغالگران و دولت منصوب آنها نشان داده‌اند كه نه تنها توان ايجاد امنيت ندارند، بلكه در سايه برنامه‌هاي غلط و ضعيف آنها، خرابكاري عليه مردم رو به افزايش است.
اما آيا اشغالگران اجازه خواهند داد، نيروهاي مردمي براي استقرار امنيت وارد عمل شوند؟ اين البته موضوعي است كه آنان تاكنون به آن روي خوش نشان نداده‌اند و البته براي آن اهداف خاص خود را هم دارند.

و نکته نهم از خودم : تلاش آمريکا در نمادسازی شبهه بنيادگرا برای ايجاد انحراف در مسير مبارزه با آمريکا و همچنين تاکتيک ، ايدئولوژی ، استراتژی و رهبری مبارزه است. پس از رحلت آيت الله عظيم الشان شهيد مظلوم حکيم بدست عمال تروريست آمريکا ، رهبری حضرت آيت الله العظمی سيستانی منافع آمريکا در عراق بشکلی اساسی با چالش مواجه کرده است و بايستی سيکل رهبری از وی بسمت امثال زرقاوی گردانيده شود که شباهت تحرکات رسانه ای آمريکا در خصوص بن لادن و زرقاوی و ملاعمر و ... مسئله را برملا می سازد . خصوصا اينکه اشتباه عميق استراتژيک آمريکا در بهره برداری از بن لادن برای مصارف سياسی داخلی آشکارا خط وابستگی اين عناصر به کاخ سفيد را کاملا لو می دهد و اين از جمله مشکلاتی است که کاخ سفيد در برهه های مختلف ، مستقيما برای سياست خارجی خود ايجاد کرده است .


 
فتوای علمای اهل تسنن عليه حضور اشغالگران آمريکايی در عراق
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

پس از واکنش علمای شيعی خصوصا علمای ايرانی ودر راس آنها مقام معظم رهبری عليه جنايات آمريکا در شهر فلوجه عراق ،‌ اين بار علمای اهل تسنن نيز اقدام به محکوم نمودن رسمی اشغالگران نموده و مبارزه با آنان را جهاو و فريضه دانسته اند . ديگر معلوم نيست ابومصعب زرقاوی ها می خواهند خود را به چه خواستگاه فکری مرتبط معرفی نمايند.  اتحاد جدی ميان تفکر شيعی و سنی در مخالفت با اشغالگری و داشتن مواظع ريشه ای مشترک راه اختلاف پردازی را بسته است.

يكي از علماي اهل تسنن كشتن نيروهاي آمريكايي در عراق را يك «فرضيه‌ي ديني» توصيف كرد.


به گزارش ايسنا به نقل از شبكه‌ي خبري الجزيره، دكتر يوسف القرضاوي، از علماي اهل تسنن در گفت‌وگو با اين شبكه اعلام كرد: كشتن نيروهاي اشغالگر آمريكايي يك فرضيه‌ي ديني مي‌باشد و حملات نيروهاي آمريكايي به شهرهاي عراق يك حمله غير اخلاقي محسوب مي‌شود.

وي افزود: تمامي مذاهب اسلامي بر اين توافق هستند كه مقاومت يك امر واجب است و هنگامي كه به يك كشور تجاوز مي‌شود يا اين كشور توسط نيروهاي اشغالگر اشغال مي‌شود، مقاومت امري قانوني و عيني است.

وي تصريح كرد: به ويژه اگر نيروهاي اشغالگر بر مسايل ديني، قوانين اخلاقي و توافقنامه‌هاي بين‌المللي پايبند نباشند، مقاومت كاملا قانوني است.
قرضاوي هم چنين كشتن يك مجروح عراقي به دست نيروهاي آمريكايي در مسجدي در فلوجه را محكوم كرد.

وي افزود: جنايت كاران حرمت اماكن ديني را نگه نمي‌دارند و علاوه بر بمباران مساجد با زير پا گذاشتن حرمت‌هاي انساني مجروحاني را هم كه در مساجد نگهداري مي‌شوند، مي‌كشند.


 
رويکرد جديد فرهنگی در حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامی پس از محمدعلی زم
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 حوزه هنري تا به حال، 22 شركت خود را تعطيل كرده است و به تدريج پيگيري‌ها با توجه به اولويت‌ها و در نظر گرفتن قراردادها و تعهدات در قبال آنها، حوزه هنري تمام تلاش خود را مصروف پرداختن به مقوله فرهنگ و هنر ديني خواهد كرد.

 

در پي درج خبري با عنوان «30 ميليارد چك برگشتي، پيامد فعاليت اقتصادي حوزه هنري سازمان تبليغات در بازار آزاد شكر»، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، با ارسال جوابيه‌اي به «بازتاب»، بدون تكذيب اين خبر، توضيحاتي ارائه داد.

حوزه هنري در اين جوابيه اعلام كرده است، در صورتي كه سال آينده، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور، بودجه‌هاي دولتي اين نهاد را افزايش دهد، همه شركتهاي اقتصادي خود را تعطيل خواهد كرد.
جوابيه حوزه هنري، به اين شرح است:


مديرعامل محترم سايت بازتاب
با سلام
با عنايت به خبر «30 ميليارد چك برگشتي، پيامد فعاليت اقتصادي حوزه هنري سازمان تبليغات در بازار آزاد شكر»، روز چهارشنبه، 27 آبان ماه جاري به اطلاع مي‌رساند، انعكاس غيرمنصفانه اخبار مربوط به حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي در سايت خبري ـ تحليلي «بازتاب»، كم‌كم به سنت بد و واهي تبديل مي‌شود و هر روز كه مي‌گذرد، اصرار بر اين نوع خبرپردازي مبتني بر جعل، كذب و بي‌اطلاعي صرف، رنگ جديدي به خود مي‌گيرد، بي‌آنكه به عواقب جبران‌ناپذير مهم‌ترين سازمان متولي هنر ديني، انديشيده شود. خواهشمند است طبق قانون، نسبت به درج اين جوابيه، اقدام لازم مبذول گردد.


همان‌گونه كه در جوابيه‌هاي قبلي كه براي آن سايت محترم ارسال شد، آمده است: حوزه هنري در راستاي منويات مقام معظم رهبري، دست به انحلال شركتهاي تحت پوشش خود زده است كه در اين راستا، تا به حال، 22 شركت خود را تعطيل كرده است و به تدريج پيگيري‌ها با توجه به اولويت‌ها و در نظر گرفتن قراردادها و تعهدات در قبال آنها، حوزه هنري تمام تلاش خود را مصروف پرداختن به مقوله فرهنگ و هنر ديني خواهد كرد.
اميد داريم در سال 84، با توافق و مساعدت مسئولان سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور، بودجه‌هاي دولتي (ملي و انساني) حوزه افزايش يابد تا نسبت به تعطيلي كليه شركتهاي اقتصادي حوزه، اقدام لازم را به عمل آوريم.

و من الله التوفيق
اداره كل روابط عمومي و امور بين‌الملل حوزه هنري


 
هفته عزيز بسيج مبارک باد
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

لشکری خبر و نکته برای ارسال جمع آوری کرده ام و دلم نمی آيد بالای اين تابلوی بسيج بزنم . انشاء الله حواس دوستان جمع هست که به تذکری که کنار صفحه وجود دارد دقت کنند. پست های صفحه پاسداران معمولا همگی جديدند...

هفته مبارک بسيج را به همه بزرگواران بسيجی - از جمله خودم ! - تبريک می گويم . از خدا در اين روزها توفيق نيل بسوی مفهوم حقيقی بسيج را برای همديگر بخواهيم و درخواست نمائيم که نام ما را هم در دفتر بسيجيان و لشگر مخلصان خدا ثبت فرمايد. انشاء الله .


 
 
 
تبلیغ ویـژه