الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

آخرين فشنـگ
ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

ماجرای دوست بزرگوار ما آقای محمدرضا سرشار (فرزند جناب رضا رهگذر ) با وزير محترم ارشاد . 

- با تشکر از خود ايشان را که من را از درج اين مطلب زيبا مطلع فرمودند.

مقاله من با عنوان «آخرين فشنگ: وزارت ارشاد»، روزهاي پنج‌شنبه، شنبه و يك‌شنبه 25، 27 و 28 فروردين 84 در صفحه 12 روزنامه جوان به چاپ رسيد. اين يادداشت را حدود يك سال پيش نوشته بودم اما در روزنامه يا نشريه عمومي‌اي چاپ نشده بود. به مناسبت تصويب طرح تحقيق و تفحص از وزارت ارشاد در مجلس هفتم، آن را ويراستم و به بچه هاي گروه ادب و هنر دادم تا منتشرش كنند.
همان شب قبل از انتشار، از من خواستند تا عنوان مقاله را عوض كنم. من هم عنوان «پاي‌بست‌هاي يك خانه» را انتخاب كردم؛ با عنوان فرعي «نيم نگاهي به كارنامه وزارت ارشاد».
اين مقاله در سه شماره پياپي منتشر شد. بعد از ظهر روز يك‌شنبه، به بچه‌هاي گروه گفتند كه ادامه مقاله را چاپ نكنند! بچه‌ها هم گفته بودند كه مقاله تمام شده و ادامه‌اي ندارد كه بخواهند چاپش نكنند.
امروز خبر را به من رساندند. پرس و جو كردم. معلوم شد آقاي تابش ـ يكي از مديركل‌هاي وزارت ارشاد ـ به روزنامه زنگ زده و از قول آقاي مسجد جامعي ـ وزير ارشاد ـ گله كرده است كه «چرا فقط نقاط سياه كارنامه ما را ديده‌ايد و چرا كارهاي خوب ما را هم نمي گوييد؟»
خلاصه گلايه جناب وزير همان و تصميم بر قطع انتشار مقاله تمام شده همان!

 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاى بست هاى يك خانه
محمد سرشار

ايران كشورغير قابل پيش بينى اى است. ايرانيان هيچگاه تلاش نكرده اند خود را با شيوه زندگى غربى مطابقت دهند. درست در زمانى كه تمام جهان ايمان به ليبرال - دمكراسى را موفق ترين تجربه انسان براى رسيدن به رفاه مى داند ايرانيان بر شاه خود مى شورند تا از نقشه او براى رسيدن به دروازه هاى تمدن بزرگ (!) جلوگيرى كنند و امام خمينى(ره) رهبر پر نفوذ مذهبى و سياسى از روستائيان و شهرنشينان مى خواهد كه براى زنده كردن قانون هاى اسلام كه از ۱۴۰۰ سال پيش اصولى تغيير ناپذير دارد از جان خود بگذرند.

پس از فرار شاه و پيروزى انقلاب اسلامى در طبقه هاى اجتماعى دگرگونى هاى مهمى رخ مى دهد و با استقرار ارزش ها و هنجارهاى تازه حاكمان جديدى نيز رشته امور را به دست مى گيرند.
از ديد غرب تا ۱۹ سال پس از انقلاب اسلامى ۵۷ حاكميت در ايران كليتى گسست ناپذير است كه سر ناسازگارى با نظم نوين جهانى دارد. اما پس از پيروزى غير منتظره رييس جمهور خاتمى در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ فرصت سخن گفتن با ايرانيان آهسته آهسته آماده شد.

پس از شش سال حكومت اصلاح طلبان بر ايران - در قوه مجريه، مجلس شوراى اسلامى و شوراهاى اسلامى شهر و روستا - هرچند كه اصلاح طلبان مى گويند نتوانسته اند بسيارى از شعارهاى خود را عملى كنند اما حركت هاى بنيادينى در عرصه فرهنگ صورت گرفته كه به نوعى سرخوردگى اصلاحات در عرصه سياست را جبران مى كند.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مهمترين مرجع حكومتى براى اجراى سياست هاى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران است. به خاطر مشكلات اقتصادى جريان هاى هنرى و فرهنگى تنها با حمايت هاى حكومتى قادر به ادامه حيات هستند. به همين دليل در عمل مديران اين وزارتخانه افق هاى كلى هنر و فرهنگ را تعيين مى كنند.

پس از پيروزى انتخاباتى اصلاح طلبان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به وزارتى كليدى تبديل شد. ايرانيان سيد محمد خاتمى رييس جمهور ايران را از سال ها پيش كه وزير اين وزارتخانه بود مى شناختند. سيد عطاء الله مهاجرانى اولين وزير ارشاد خاتمى بود كه پس از دو بار استيضاح اصولگرايان استعفا كرد تا در مركز گفتگوى تمدنها به فرهنگ جهانى و بين المللى كردن شعارهاى رييس جمهور بپردازد. گفته مى شود كه او هم اكنون به دنبال كسب اجازه اقامت دائم در كشور انگليس، دشمن سنتى ايران است. مهاجرانى براى تهيه هزينه هاى اين اقامت حاضر شده كتابخانه شخصى خود را به فروش برساند. در واقع او اگر با انتشار رمان سياسى «بهشت خاكسترى» به همه نشان داد كه از حكومت جدا شده است، حالا به غربى ها مى فهماند كه براى زندگى ميان آنها حاضر است پيشينه فرهنگى خود را به حراج بگذارد.

على لاريجانى وزير ارشادى بود كه پس از استعفاى خاتمى از اين وزارتخانه جاى وى را گرفت. اصلاح طلبان مى گويند او اين بار هم مى خواهد با شركت در انتخابات رياست جمهورى سال آينده جاى خاتمى را بگيرد و به عنوان ششمين رييس جمهور ايران و سومين رييس جمهور غير روحانى سوگند ياد كند. اما دومين وزير ارشاد كابينه اصلاح طلبان شهرت و نفوذ اين سه نفر را ندارد. احمد مسجد جامعى سال ها معاون وزير ارشاد بود تا اينكه حساسيت ها عليه مهاجرانى هماى وزارت را بر شانه او نشاند. مسجد جامعى مردى است كه معاون بيشتر وزيران ارشاد جمهورى اسلامى بوده است. از سيد محمد خاتمى گرفته تا على لاريجانى و سيد عطاء الله مهاجرانى. اين سابقه نشان دهنده نوع نگاه سياستمداران ايرانى به اوست، چرا كه هيچ گروهى از جانب مسجد جامعى احساس خطر نمى كند. خانواده مذهبى وزير ارشاد مخصوصا پدر و عموهاى روحانى اش به او كمك كرده تا از تيغ تيز انتقادهاى روحانيان دور بماند، به همين خاطر سر اين وزارتخانه سالم مانده است اما بدنه آن داراى زخم هاى بسيارى است.
 
وزارت ارشاد اين مخالفت با ديندارى را در همه عرصه هاى هنرى تشويق مى كند. بهترين فيلم جشنواره دولتى فيلم فجر در سال ۸۰ فيلمى بود كه دين را به خانه اى روى آب تشبيه كرده بود. در انتهاى اين فيلم يك پزشك زنان بى بند و بار نشان داده مى شود كه در بهشت موعود مسلمانان همرتبه يك حافظ نوجوان قرآن كتاب مقدس مسلمانان است.

مهمترين زخم اين وزارتخانه مربوط به انتشار دو كتاب «زنان موسيقى ايران» و «زنان پرده نشين و مردان جوشن پوش» است. نويسندگان اين دو كتاب، ناشر آنها و حتى رييس اداره كتاب وزارت ارشاد متهمان اين پرونده بودند كه در دادگاه تجديد نظر مجازات زندان رييس اداره كتاب از سه ميليون تومان جزاى نقدى و محروميت دايم وى از تصدى نظارت بر انتشار كتاب و امور مشابه به يك سال انفصال موقت تبديل شد.
غلامحسين ساعدى از همكاران گروه تروريستى چريك هاى فدايى خلق بود كه براى سرنگونى حكومت نوپاى انقلابى همه تلاش خود را به كار بست و پس از ناكامى از ايران گريخت. او حتى در خارج از ايران به فعاليت هاى خود بر ضد جمهورى اسلامى ادامه داد و در مصاحبه اى دشنام هاى ركيكى را به بنيانگذار جمهورى اسلامى نسبت داد.

نادر نادر پور عضو مركزيت يكى از گروه هاى سلطنت طلب از ديگر شاعرانى است كه در فضاى جديد ايران كتاب هايش تجديد چاپ مى شوند و عكس او با كراوات روى جلد كتاب ها نقش مى بندد. در اين دوره عباس معروفى نيز شاهد انتشار مجدد آثارش و تبليغ آنها در روزنامه هاى ايرانى است. معروفى از شاهدان پرونده رستوران ميكونوس بود.

از ديگر قهرمانان فضاى جديد رضا براهنى است. او در مهمترين رمان خود به تبليغ تنفر ميان اقوام ايرانى و تاييد گرايش هاى تجزيه خواهانه پرداخته است. مهمترين مشكل داخلى جمهورى اسلامى ايران مى تواند تجزيه طلبى اقوام كرد، ترك، عرب، تركمن و حتى لر و بلوچ باشد. مشكلى كه در سال هاى اول تشكيل جمهورى اسلامى خود را به خوبى نشان داد. رضا براهنى توانست با رايزنى هاى گسترده در انجمن جهانى قلم، شديد اللحن ترين بيانيه هاى جهانى بيست و پنج سال اخير را عليه ايران به تصويب برساند.
 
حتى اگر اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهورى سال جارى مثل انتخابات شوراهاى اسلامى شهر و روستا و مجلس شوراى اسلامى شكست بخورند، تا سال ها نشانه هاى حضور آنان در عرصه فرهنگ باقى خواهد ماند، چرا كه فرهنگ ايرانيان در حال رانده شدن به مرحله اى است كه پس از آن بازگشى در كار نخواهد بود.

در واقع اصلاح طلبان براى پيروزى بر اصولگرايان بزرگترين لشگركشى فرهنگى تاريخ ايران را انجام داده اند. ارتشى كه تنها نيمى از نظاميان آن در داخل ايران زندگى مى كنند. رهبر فرزانه انقلاب سيزده سال پيش خطر تهاجم فرهنگى را به زمامداران ايران گوشزد كرده بودند اما اكنون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى اصلاح طلبان رسما تهاجم فرهنگى را آغاز كرده است. پديده اى كه در هيچ جاى جهان سابقه نداشته است. دولت ايالات متحده آمريكا تنها در اتحاد جماهير شوروى توانست با ميلياردها دلار هزينه حكومتگرانى را بر سر كار بياورد كه با تزلزل مبانى فكرى حاكميت روند فروپاشى بزرگترين حكومت كمونيستى جهان را سرعت ببخشند.

اصلاح طلبان به درستى فهميده اند كه براى باقى ماندن بر كرسى هاى قدرت بايد روش زندگى ايرانيان را عوض كنند. روشى كه از طرز فكر مردم به وجود آمده است. آنها براى رسيدن به اين هدف از روشنفكران مخالف جمهورى اسلامى و نويسندگان در حاشيه كمك گرفته اند. اوج اين پيوند در روزنامه هاى اصلاح طلبان پديدار شده است. روزنامه «ياس نو» ارگان غير رسمى حزب مشاركت مهمترين حزب اصلاح طلب تا قبل از تعطيلى هر روز در صفحات هنرى خود به معرفى اين دسته هنرمندان مى پرداخت. همچنان كه صفحه ادبيات اين روزنامه جايگاه مطالب و اخبار نويسندگان و شاعران عضو كانون نويسندگان بود. گروهى كه بيست و چهار سال است در جمهورى اسلامى رسميت نيافته و مجوز فعاليت دريافت نكرده است.

تصوير رييس فعلى كانون نويسندگان در ده سال اخير فقط يك بار از تلويزيون جمهورى اسلامى پخش شده است، هنگامى كه محمود دولت آبادى در كنفرانس برلين مى كوشيد تا مخالفان حكومت ايران را به سكوت فرا بخواند تا بتواند سخنرانى كند، تلاشى كه بارها تجربه شد اما نتيجه نداد. اعضاى اين كانون غير قانونى با دومين كلمه نام حكومت ايران يعنى اسلامى مخالفند. بر همين اساس مرامنامه اين گروه بدون نام خدا آغاز مى شود.

وزارت ارشاد اين مخالفت با ديندارى را در همه عرصه هاى هنرى تشويق مى كند. بهترين فيلم جشنواره دولتى فيلم فجر در سال ۸۰ فيلمى بود كه دين را به خانه اى روى آب تشبيه كرده بود. در انتهاى اين فيلم يك پزشك زنان بى بند و بار نشان داده مى شود كه در بهشت موعود مسلمانان همرتبه يك حافظ نوجوان قرآن كتاب مقدس مسلمانان است.

رفتارها و سياست هاى فرهنگى اصلاح طلبان نشان مى دهد كه آنان براى پيروزى بر اصولگرايان از تجربه هاى غرب براى فتح آندلس درس گرفته اند. امروز در جمهورى اسلامى ايران اشاره غير مستقيم به روابط جنسى كاملا آزاد است. در فيلم بوتيك بهترين فيلم اول جشنواره دولتى فيلم فجر در سال ۸۲ اين كنايه ها بسيارند. در كتاب هاى داستانى و غير داستانى، اين روند شدت بيشترى دارد. دليل آن يك نكته ساده اما ظريف است: اصولگرايان و منتقدان دولت فرصت ندارند همه اين كتابها را بخوانند.

حتى اگر اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهورى سال جارى مثل انتخابات شوراهاى اسلامى شهر و روستا و مجلس شوراى اسلامى شكست بخورند، تا سال ها نشانه هاى حضور آنان در عرصه فرهنگ باقى خواهد ماند، چرا كه فرهنگ ايرانيان در حال رانده شدن به مرحله اى است كه پس از آن بازگشى در كار نخواهد بود.

 
افشای جدول عملياتی آمريکا توسط آمريکا
ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

تا آخر عمر ، ضد انقلاب از مباحث مکرر  تو درتوی مربوط به شکم و زير شکم بيرون نخواهد آمد. از پای منقل پا نخواهد شد. دست از بطر شراب نخواهد کشيد. از نامحرم‌سراهايش سر بيرون نخواهد آورد. از خماری و مستی ترياک خارج نخواهد شد. کلمه ای جز فحش نخواهد شناخت و نخواهد گفت و جنب و جوشی حداکثر روی صندلی بيشتر نشان نخواهد داد و ما ايرانی ها او را جز در تلويزيونهای ماهواره ای پخش شده از چندين هزار کيلومتر آنطرف تر در ينگه دنيا نخواهيم ديد.

ضد انقلاب را چه به نوگرايی و نوسازی ؟ همان کنار منقل دهه چهل‌ات بمان و تکان نخور.

دقيقا بر مبنای مشی يک ناصبی فراری بی دليل مشروب خوار مستهجن پرداز سبک مغز بی ارزش دیپلمه شبه دانشجوی اخراجی ، در مورد موضوع خاتمی می نويسند. جالب است اينقدر هم اين حرکت منطبق با رفتار کسی که دارای صفات واقعی بالاست که حتی وقتی می خواهند به آقای خاتمی فحش بدهند فحشی را می دهند که او در صفحه اش گفت. يعنی حتی در فحش دادن ، از يک شرابخوار فاسد بيشتر ابتکار ندارند. خوب اين مغز کار نمی کند. چه می شود گفت؟

ضد انقلاب را چه به ابتکار ؟ بطر شراب قرن بيست ويکمی ات را زمين نگذار .

دو دوره که گفتند و خواب ديدند که کشور را مصادره کردند ، آخرش هم خودشان سند می سازند که آنکه فکر می کرديم ليدر ماست ، از شما نيست و از ما هم نيست ( پس از کی است ؟ ) يکبار می گويند خاتمی عنصر روحانيت است يکبار می گويند جاسوس موساد است - و اين جاسوس مثلا اينقدر احمق است که بيايد و در دنيای دیپلمالسی فريب ، جلوی ديگران با دشمن رده يک خود دست بدهد ! - دو دوره قبلش هم که فقط غر غر کردند و قل قل کردند (!) آخرش چی ؟ هيچی . هاشمی آمد و رفت. خاتمی هم آمد و رفت و آنچه برای ضد انقلاب ماند چی بود ؟ شما بگوييد ؟ فکر کنم فقط روسياهی . که آخرش به زغال می رسد.

ضد انقلاب را چه به پيشرفت وتعالی ؟ به تلويزيون ماهواره ای تک اتاقی ات بچسب !

 

رهبر انقلاب: آمريكایی‌ها جدول عملیاتی خود را افشا کردند

رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر پنجشنبه در دیدار اعضای مجمع عمومی اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌ها كشور - دفتر تحكیم وحدت - ضمن تبیین هدف عمومی همه‌ی تشكل‌های دانشجویی، تاكید كردند: جنبش دانشجویی در پرتو بصیرت و احساس مسئولیت‌ و با نشاط و شادابی و نوآوری، پیشتازی حركت عمومی ملت را برای تحقق اهداف ملی بر عهده دارد.

آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سابقه و عملكرد درخشان انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها در دوران قبل و بعد از پیروزی انقلاب افزودند: اگر چه تشكل‌های مومن و انقلابی دانشجویی به علت سلایق مختلف با نام‌های متفاوت فعالیت می‌كنند، اما این اسامی مهم نیستند، بلكه آن‌چه در این تشكل‌های دانشجویی اهمیت دارد انتخاب یك هدف كلی واحد و استفاده از شیوه‌های منطقی، علمی و كارآمد برای تحقق این هدف صحیح است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به معنویت به عنوان روح و جوهره‌ی اهداف مردم ایران، ایجاد جامعه‌ای آباد - آزاد و مستقل - برخوردار از آزادی اندیشه و بیان و دارای جایگاه شایسته‌ی جهانی را هدف ملی مردم ایران و نظام اسلامی برشمردند و افزودند: مجموعه‌های دانشجویی نیز همین هدف را دنبال می‌كنند و با توجه به خصوصیات حركت دانشجویی نظیر آگاهی - نشاط و شادابی- ابتكار و نوآوری و جرات خطر كردن، جنبش دانشجویی می‌تواند در روند تحقق این اهداف والا پیشتاز و پیشاهنگ حركت عمومی ملت باشد.

ایشان در همین زمینه یادآوری كردند: البته این هدف ملی باید در پرتو معنویت دنبال شود و گرنه به طور صحیح محقق نخواهد شد و نتایجی منفی به بار خواهد آورد.

آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین بخش‌های اساسی هدف ملی مردم ایران و تشكل‌های دانشجویی، به عزم عمومی برای آباد كردن ایران اشاره كردند و افزودند: ما می‌خواهیم ضمن برخورداری از سرزمینی آباد و پیشرفته از سلطه‌ی بیگانگان و زورگویان جهانی نیز كاملا آزاد باشیم و بر اساس مصالح و منافع خودمان، مستقلا تصمیم‌ بگیریم و عمل كنیم.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در تشریح بخش دیگری از هدف عمومی ملت و جنبش دانشجویی، آزادی اندیشه و بیان را لازمه‌ی رشد و پیشرفت خواندند و تاكید كردند، از دیدگاه اسلام نیاز جامعه به آزادی مانند نیاز انسان به هوا، ضروری و حیاتی است و ما جامعه‌ای می‌خواهیم كه در پرتو آزادی اندیشه و بیان، رشد و شكوفایی همگانی را تضمین كند كه این مساله باید در حركت دانشجویی مورد توجه قرار داشته باشد.

ایشان در همین زمینه با انتقاد از برخی عناصری كه آزادی را با اخلال‌گری اشتباه می‌گیرند، افزودند: نباید آزادی را با ترویج فساد و نقض قوانین رسمی و خیانت اشتباه گرفت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سخنان اخیر مقامات آمریكایی در تشریح اهداف و روش‌های مورد نظر واشنگتن برای دشمنی با ملت ایران و نظام اسلامی افزودند: آمریكایی‌ها با این كار، ‌جدول عملیاتی خود را در ایران افشا كردند و اگر دستگاه‌های مسئول مشاهده كنند كه جمعیت یا گروهی در حال پر كردن خانه‌های جدول عملیاتی دشمن است، طبعا اجازه نخواهند داد دشمن از این طریق و تحت شعارهای ظاهر فریب، اهداف خود را در ایران تعقیب كند.

رهبر انقلاب رسیدن به جایگاه شایسته‌ی جهانی را بخش دیگری از هدف ملت و مجموعه‌های دانشجویی دانستند و خاطرنشان كردند: تحقق این هدف، به پیشرفت علمی كشور، وابستگی كامل دارد و همانگونه كه جوانان ما اخیرا در مسابقه‌ی مخترعان جوان جهان و قبلا در المپیادهای مختلف علمی نشان داده‌اند، دانشمندان این ملت می‌توانند با مضاعف كردن تلاش‌های خود، عقب‌ماندگی علمی موجود را جبران كنند.

ایشان در همین زمینه خاطرنشان كردند: با توجه به تسلط غربی‌ها در مقولات علمی، اكنون برای درك غالب نظریه‌های علمی باید به زبان انگلیسی تسلط داشت و ما امیدواریم ایران به چنان جایگاه علمی برسد كه برای درك نظریه‌های علمی، دانستن زبان فارسی ضروری باشد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی معنای حقیقی حركت دانشجویی و مفهوم واقعی حضور سیاست در دانشگاه‌ها را توجه كامل و مستمر تشكل‌های دانشجویی به اهداف یاد شده دانستند و با توجه به تحولات بی‌وقفه جهان افزودند: در قبال این تحولات نباید دچار افراط و تفریط شد و به حصاربندی جامعه و تسلیم و انفعال فكر كرد، بلكه باید در برابر تحولات جهانی آگاهانه تصمیم گرفت، انتخاب كرد و مسئولانه وارد عمل شد.

ایشان بصیرت و احساس مسئولیت را دو نیاز اساسی مجموعه‌های دانشجویی برشمرده و افزودند: برای شناخت هدف و منحرف نشدن از راه به بصیرت و هوشیاری و برای حركت خستگی‌ناپذیر و مداوم در راه تحقق هدف به احساس مسوولیت نیاز دارید و باید با درك جایگاه ایران به عنوان پیشاهنگ مبارزه و پایداری در مقابل استكبار شیطانی، همواره برنامه‌ها و حركات دشمنان را تحت مراقبت داشته باشید.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان جوان را مظهر صفا و پاكی و نورانیت برشمردند و افزودند: اگرچه استفاده‌ی متعادل از نعمت‌های مادی الهی، امری طبیعی است اما مساله اصلی زندگی، درخشش روز افزون جوهره معنوی انسان و افزایش تقوا و قرب الهی است كه ذخیره‌ای واقعی و تضمین كننده‌ی زندگی پرافتخار انسان در حیات اخروی به شمار می‌رود.

در این دیدار قبل از سخنان رهبر انقلاب، خانم حاج علی اكبری به نمایندگی از شورای عمومی دفتر تحكیم وحدت در سخنانی، استكبارستیزی و استبداد ستیزی را ویژگی مستمر تشكلهای دانشجویی خواند و با اشاره به تلاش مستمر تشكل‌های دانشجویی برای تحقق اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی اعلام كرد: افزایش مشاركت مردم به ویژه دانشجویان در انتخابات ریاست جمهوری از مهم‌ترین برنامه‌های این تشكل دانشجویی است.

*-عکس ها از آرشيو . ديدار اخير انجمن اسلامی دانش آموزان سراسر کشور

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و خبری هم از آقای کروبی .

كروبی: قضیه قانون مطبوعات از شاهکارهای من بود

مهدی کروبی در سفری که در ماه گذشته به استان خوزستان داشت، روز شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۳ در مهمانسرای استانداری خوزستان با رسانه های محلی این استان گفتگو کرد.
به گزارش خبرنگار شریف نیوز، وی در این جلسه در پاسخ به پرسشی درباره عملکردش در ارتباط با طرح دوفوریتی اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم گفت: آن را یکی از شاهکارهای خود می دانم.

کروبی در پاسخ به خبرنگاری که پرسید: «در مورد اصلاحیه قانون مطبوعات و نامه رهبری و آن اظهاراتی که داشتید، «بنشینید»، «ساکت باشید» و «اطاعت کنید» توضیح دهید.» ابراز داشت: «در مورد این موضوعی كه سوال كردید من معتقد هستم كه یكی از شاهكارهای بنده اتفاقا همین بوده است كه حالا توضیح می‏دهم آن را خدمت شما. كه شاهكار یعنی چه؟ و اگر آن كاری كه ما می‏گفتیم عملی می‏شد، سرنوشت قانون مطبوعات چنین نمی‏شد. اگر بنا بر توصیه و سلیقه بنده عمل شده بود چگونه هم قانون مطبوعات اصلاح می‏شد و هم آن اتفاقات نمی‏افتاد؟
خدمت شما عرض كنم كه ما وارد مجلس شدیم، وارد كه شدیم دیدیم كه عده‏ای از نمایندگان طرح دو فوریتی برای تغییر قانون مطبوعات ارائه داده‏اند و چیزهای در آن گنجانده بودند كه بنده اصلا قبول ندارم. به هر صورت برای این طرح دو فوریت هم نوشته شد، توجه كنید دو فوریت یعنی دو سوم افراد باید رای بدهند. دو فوریت یعنی دیگر طرح به كمیسیون نمی‏رود و 24 ساعته شورای نگهبان هم باید بنشیند و اصلاح كند و تصویب شود. طرح دو فوریتی در مواردی صورت می‏گیرد كه خسارت زیاد و جبران‏ناپذیر به كشور وارد می‏شود. این نكته اول. خوب حالا دو فوریت داده می‏شود و تمام می‏شود ولی در این مورد برخی مدام و مستمر مصاحبه می‏كنند و حساسیت‌ها را برمی انگیزانند كه گویی این دو فوریت شق القمر می‏كند. مدام هیاهو راه می‏اندازند و سیاسی كاری می‏كنند.
رهبری نظام پیام دوستانه، نه حكم حكومتی دادند. شما دوستان صریح حرفهای خودتان را زدید من هم صریح حرف می‏زنم. رهبری پیام دوستانه داد حتی در این باره به یك معنا یك خورده به من اهانت شد چرا؟ چون همیشه مرسوم است كه پیامی كه فرستاده می‏شود باید برای رییس فرستاده شود، مثلا پیامی كه برای قوه قضاییه است می‏دهند به رییس قوه قضاییه و پیامی هم كه برای مجلس است می‏دهند به رییس مجلس. اما برای اینكه رعایت احتیاط اخلاقی هم بشود رهبری پیامی شفاهی هم برای من و هم برای نایب رییس مجلس فرستادند. من نمی خواهم اسم كسی را ببرم برای نایب اول مجلس پیام دادند كه اگر قانون مطبوعات باید اصلاح گردد، اصلاح كنید. اما شما كه هنوز نه كمیسیون تشكیل داده‏اید نه هیچی، لایحه را هم به صورت دو فوریت آورده‏اید مجلس، این یك كار سیاسی است. حالا بعضی‏ها هم دارند با مصاحبه‏هایی جوسازی می‏كنند. شما كمیسیون خودتان را تشكیل بدهید، یك مقدار كه جلو رفتید قانون مطبوعات هم كه تازه شكل گرفته اگر خواستید اصلاح بكنید، بنده هم دخالتی نمی‏كنم. این پیامی بود كه رهبری فرستاد نه حكومتی و نه چیز دیگری، موعظه‏ای بود اخلاقی.

 بعد یك جلسه‏ای هم آن بزرگوار تشكیل داد و جمع شدند و بعضی از دوستان بزرگوار كه سابقه 15ساله فعالیت داشتند گفتند: آخر این چه طرحی بود كه شما ریختید؟ چرا از اول ما را اینطوری گرفتار می‏كنید؟ ما باید از این قضایا خبر داشته باشیم. بنده در آن جلسه سكوت كردم و چیزی نگفتم و برای آن جلسه هم نایب رییس، دوستان را دعوت كرده بود. اصلا جلسه را من تشكیل ندادم چون فكر كردم من به كار خودم باید برسم.

عده‏ای هم گفتند چنین و چنان و یك حرفهایی زدند كه من به هیچ وجه قبول ندارم. البته حالا آن حرفها را تكذیب می‏كنند. البته یك چیزهایی هم از آن اظهارات را خودشان ضبط كرده‏اند. باید ببینید كه این عزیزان چه حرفهای عجیب و غریبی می‏زدند كه باید ایستاد و چنین و چنان كرد. بنده گفتم ما تجربه مجلس سوم را داریم بعد هم رفتم همه تلاشم را كردم برای اینكه نامه نیاید؛ اما كار به یك مساله حادی كشیده شد كه بالاخره منجر شد به آن نامه جناب رهبری.

من نمی‏خواهم از كسی هزینه كنم. خودم آن‏قدر قدرتمند هستم كه نیازی به كسی ندارم. آقای خاتمی در این باره به من گفت: یك كاری كن كه اصلا این طرح انجام نپذیرد. وقتی خلاصه منجر شد به اینكه نامه آمد، با تصویب هیئت رییسه آن طرح را از دستور مجلس درآوردیم.

من اگر اهانت به بعضی‏ها نمی‏شد، بعضی داستانها را می‏گفتم كه آن موقع بعضی‏ها را بردند بیرون جلسه تا مجلس را ادامه بدهیم. و بعضی‏ها رفتند و نوشتند و گفتند كه ما بیرون رفتیم در حالی كه اصلا این گونه نبوده و آقای... رفته بود شهرستان ولی گفت آمدند او را بردند بیرون. اگر این قضیه به آن صورت كه رهبری نظام پیام داده بود، ما انجام می‏دادیم بعد از مدتی قانون مطبوعات را هم اصلاح می‏كردیم و من این را هم بگویم آن‏چه را كه من پیگری كردم و پای آن ایستادم عملی و اجرایی شد.


 
خود ذوقمرگ زدگی سياسی روانی !
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

بابا ! آقا همگی به مدت سی ثانيه : هيپیپ ، هورا ! خاتمی دوستت داريم ! دقت کنيد فقط بمدت سی ثانيه ! ؛)) اصراف نشود ! :)) بدبختها چه آرزويی دارند يکی از مقامات ايرانی حداقل در يک برنامه غير رسمی ، لا اقل در رودررويی حادثه ای ، فقط با آنها دست بدهد ! :)) حالا که اينجوری شده ! دست نداده ذوقمرگ شده اند . اگر دست می داديم که هيچی ! :))

منبع : روزنامه کيهان

گزارش موثق به نقل از شاهدان عینی حكایت از آن دارد كه آقای خاتمی در مراسم تدفین پاپ نه فقط با رئیس جمهور رژیم صهیونیستی دست نداده، بلكه موشه كاتساف (موسی قصاب) كه قصد دست دادن با ایشان را داشت، تحقیر نیز كرده است.

ماجرا اینگونه بود كه ...
بعد از پایان مراسم، آقای خاتمی كه با هوشیاری از مواجهه با سران و مقامات عالی رتبه برخی از كشورها اجتناب كرده بود برای ترك محل به سوی اتومبیل مخصوص خود می رود. در این هنگام جمعی از سران و مقامات شركت كننده در مراسم برای خداحافظی به سمت ایشان می روند و از جمله رئیس جمهور رژیم صهیونیستی خود را به ایشان نزدیك كرده و با لهجه ای عربی می گوید سلام علیكم و آقای خاتمی به تصور اینكه او یكی از مقامات كشورهای عربی است پاسخ می دهد «سلام علیكم و رحمه الله» پس از آن، موشه كاتساف در حالی كه دستش را به سوی آقای خاتمی دراز كرده بود می گوید؛ من فارسی حرف می زنم، متولد یزد هستم و همسایه شما بوده ام. در این حال آقای خاتمی پی به هویت او برده و با لحنی جدی و چهره ای عبوس می گوید؛ من در یزد متولد نشده ام و همسایه ای نداشتم و ...
بلافاصله در حالی كه هنوز دست رئیس جمهور رژیم صهیونیستی به سمت ایشان دراز بود، سوار اتومبیل شده و محل را ترك می كند.

تحقیر موشه كاتساف از سوی آقای خاتمی كه در حضور جمعی از سران و مقامات عالی رتبه كشورها صورت پذیرفته بود، ضمن آن كه رژیم صهیونیستی و مقامات غربی را به شدت عصبانی می كند، پرده ای غرورانگیز از عزت و اقتدار جمهوری اسلامی را به نمایش می گذارد كه داستان جعلی رسانه های صهیونیستی را می توان عكس العمل برخاسته از عصبانیت و تحقیرشدگی آنها دانست.

گفتنی است كه علی رغم حضور صدها خبرنگار عكاس و دهها دوربین فیلمبرداری كه از این صحنه فیلم و عكس تهیه كرده اند، تاكنون هیچیك از این عكس ها و فیلم ها منتشر نشده است و رسانه های رژیم صهیونیستی برای القای داستان جعلی خود به یك عكس معمولی كه موشه كاتساف را با فاصله چند نفر از آقای خاتمی نشان می دهد متمسك شده اند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انصافا ديگه چيز ديگه ای لازم نيست اضافه بشه ! . :))


 
بهترين خبر خوش در این هفته
ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

سلمان عبداللهی پيش کسوت وبلاگ نويسی ارزشی که با صفحه قوی شهيدان از روزهای پايانی نيمه اول سال ۸۱ به نوشتن در حوزه ادبيات متعهد ودفاع مقدس با سطحی بالا و قلمی روان و قوی می پرداخت ، مجددا ، و پس از وقفه ای طولانی ، با مطلبی بسيار زيبا به جمع وبلاگ نويسان ارزشی بازگشته است. قدم مبارکش را خير دانسته و از خداوند متعال ، توفيق روزافزون برای وی در راه نيل به اهداف عالی انقلاب ناب محمدی (ص) را خواستاريم .

 


 
آب پاکی !
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله.

می خواهم آب پاکی را روی دست درخشان بريزم .

*برادر جان !

بااين کارها نمی توانی جناب هاشمی را در ميان ارزشی ها و غير ارزشی ها مطرح کنی. همين . حالا هی ايشان را جلوی حزب اللهی ها بزرگ کن ! همين . ما خودمان کانديدا داريم . چکار داريم به کانديدای اصلی شما ؟ برو بابا !

*می گويند يحتمل ما با جرج بوش هم برادريم . مثل فرزندان حضرت آدم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صفحه ء حسين درخشان پرشده از نام آقای هاشمی. اسمش را بگذاريم هاشمی نامه بهتر است.:))  الان تقريبا می توان شايد حدود ده پست مختص آقای رفسنجانی در صفحه اش پيدا کرد. با اين کار می خواهد ضريب احتمال حضور هاشمی را زياد کند.

درست يا غلط آگهی برای رفسنجانی - رفسنجانی ميانه رو ؟ - رفسنجانی فداکار و ... ! بابا افراط هم حدی دارد ! چند بار آخه ؟ چقدر ؟ چند متر ؟
نه ! ترو خدا بيايی مستقيم هم از ایشان تعريف و تمجيد کنی! هرچند قبلا از اين کارها کردی !


 
دست پر !
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله.

امين از مسافرت جهادی دلوار با دست پر برگشته . اين هم سوغاتی من !

مسافرت جهادی ۸۴ - دلوار
 

نوروزهای زيادی را بوشهر بوديم. تا جايی که من يادمه مدرسه که بوديم مسافرت سال ۷۶ بندر ريگ بود. ۷۷ خورموج. ۷۸ کاکی. ۷۹ جم. ۸۱ مدرسه شبانکاره بود و ما رفتيم باغان. امسال هم بعد از دو سال دوری از بوشهر رفتيم دلوار و سری زديم به روستاهای محمد عامري، باشی، بربو، بوجيکدان، گرگور، زيراهک و بريکان.

جای همه ی دوستانی که نبودند حسابی خالی بود.

امسال نهمين سالی بود که سالمون تو مناطق محروم کشور تحويل شد؛ و هر سالی که با کميته امداد کار می کنيم مسافرت برای من يه مزه‌ی ديگه‌ای داره. بيشتر خوش ميگذره. حس بهتری دارم. مخصوصا وقتی که پشت وانت‌های نيسان خشک و سرسخت کميته امداد تو جاده و بيابون می‌ريم تا به روستايی با چند خانوار جمعيت برسيم، يا وقتی مسوولين کميته امداد رو می‌بينم که وسط تعطيلات نوروز به جای اينکه با خانواده برن مسافرت، ميان و همپای ما و بيشتر از ما کار می‌کنن حس می‌کنم تنها نيستيم.

کميته امداد تنها اداره ایه که اتاق رييس کميته امداد طبقه آخر نيست! رييس کميته امداد بوشهر هم تنها مديريه که تصويرش تو ذهن من يه مرديه که سر ديگ وايساده داره برامون غذا می‌کشه. گفتنی زياده. اما کميته امداد يه چيز ديگه‌اس.

مردم اونجا زندگی‌شون خيلی ساده‌تر از ماست. راحت‌تر زندگی می‌کنن. شايد ظاهرش مجلل نباشه، اما راضی هستن از زندگی‌شون. بعضی‌ها هم وضع خوبی ندارن و به اميد کمک‌های کميته امداد هستن. هر چند که اين کمک‌ها خيلی زياد نيست. البته يک سال هست که مجلس تصويب کرده که اين کمک‌ها بيشتر بشه اما هنوز که خبری نشده. بگذريم.

اين پسر تو منطقه‌ی خودشون يه آقازاده اس. پسر رييس کميته امداد. اما نه اين پسر از اون آقازاده هاس نه پدرش آقايی می‌کنه. کارکنان کميته امداد رو همه‌ی روستايی‌ها می‌شناسن. از بس که اين مرد‌ها به فکر مردم هستن و هميشه به خانواده‌های نيازمند سر می‌زنن. کارشون البته اين نيست. کارشون اينه که ماه به ماه يه مبلغی حدود بيست يا سی هزار تومان بريزن به حسابشون. اما همين سر زدن‌ها هم کلی دلگرميه برای مردم. اين آقا سعيد ويسی هم يکی از همين مردمه. شغل پدرش باعث نشده از مردم جدا بشه. آقا سعيد با ما ميومد روستا ها و زبون محلی بچه‌ها رو به شهری ترجمه می‌کرد تا ما بهتر بفهميم. امسال اولين سالی بود که با خودمون مترجم داشتيم!

چيزی که خيلی تو اين مسافرت جالب بود اين بود که تمام روستاهايی که می رفتيم راه اسفالت داشت و آب لوله‌کشی و برق و تلفن. مدرسه‌های ابتدايی هم توی روستاها بود و مقاطع بعدی هم توی شهرها. خب خود مردم خيلی دنبال درس نيستن. يه نکته‌ی ديگه هم اينکه تو دورافتاده ترين روستا هم دانش‌آموزان شير پاکتی شَما می‌خوردن. اين هم عکس آقا امرالله که کلی راجع به ماهيگيری برامون توضيح داد. بچه‌های ساحل خليج هميشه فارس هم دنيای قشنگی دارن

ديگه حسابی پرحرفی کردم. کلی عکس از مسافرت هست که اينجا جاش نيست. اگه شد بعد بيشتر صحبت می کنيم.

امين - راز نهفته

 


 
فرزند حوزه ، شاگرد دانشگاه
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

دکتر علی لاریجانی متولد سـال 1336 , فرزند مرجع بزرگوار تقلید مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا هاشم آملی از علماء برجسته حوزه های علمیه نجف و قم می باشد . ایشان همچنین داماد استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری است . دکتر لاریجانی در سال 1358 در رشته ریاضیات و علوم کامپیوتر در مقطع لیسانس از دانشگاه صنعتی شریف با رتبه اول فارغ التحصیل شد . سپس به پیشنهاد و توصیه استاد شهید مرتضی مطهری تغییر رشته داد و فوق لیسانس و دکترای خود را در رشته فلسفه غرب از دانشگاه تهران اخذ نمود . ...

دکتر لاریجانی در سال 1358 در رشته ریاضیات و علوم کامپیوتر در مقطع لیسانس از دانشگاه صنعتی شریف با رتبه اول فارغ التحصیل شد .  سپس به پیشنهاد و توصیه استاد شهید مرتضی مطهری تغییر رشته داد و فوق لیسانس و دکترای خود را در رشته فلسفه غرب از دانشگاه تهران اخذ نمود . وی هم اکنون استاد و عضو هیئت امناء چندین دانشگاه و مرکز پژوهشی است. دکتر علی لاریجانی در زمینه های مختلف دارای تالیفات علمی است که از جمله آن 3 کتاب در زمینه فلسفه کانت و 15 مقاله پژوهشی در موضوعات مختلف علمی است .

دکتر علی لاریجانی قبل از انقلاب در مبارزات اسلامی ملت ایران حضور فعال و موثر داشت و پس از پیروزی انقلاب سلامی نیز دارای مسئولیت های مهم و کلیدی بوده است .وی بعد از پیروزی انقلاب به

و توصیه استاد شهید مرتضی مطهری و با توجه به اهمیت و حساسیت رسانه صدا وسیما به این سازمان رفت و بعنوان مدیر کل برون مرزی و دفتر مرکزی خبر سازمان صدا وسیما انجام وظیفه نمود. دکتر علی لاریجانی سپًس مسئولیت خطیر ریاست سازمان صدا وسیما را طی سالهای 60 و 61 عهده دار شد . دکتر علی لاریجانی در این مقطع که همزمان با دوران دفاع مقدس و درگیریهای سیاسی داخلی نیروهای انقلاب با جریانات انحرافی مانند بنی صدر , منافقین و .... بود , به خوبی از عهده اداره این رسانه مهم بر آمد بطوری که صدا وسیما درآن مقطع نقش بسیار محوری و تعیین کننده در توفیق نیروهای انقلاب داشت .

لاریجانی طی سالهای 61 تا 70 در سمت های : معاونت وزارت کارو امور اجتماعی, معاون وزارت پست و تلگراف و تلفن , معاونت وزارت سپاه و جانشین ستاد کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام وظیفه نمود وخدمات شایانی را بویژه در عرصه دفاع مقدس انجام داد.

دکتر علی لاریجانی در سال 1370 بعنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس شورای اسلامی معرفی و با رای بالا به این سمت انتخاب گردید و تا سال 1372 در این وزارتخانه خدمت کرد. وی سپس در سال 1373 بنا به حکم مقام معظم رهبری ( مدظله العالی ) بعنوان ریئس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا سال 1383 به مدت ده سال مدیریت این سازمان را به عهده داشت .

دکتر علی لاریجانی  در دوره ده ساله ریاست سازمان صدا و سیما تحولات شگرفی را در این سازمان ایجاد کرد . در دوره مدیریت دکتر علی لاریجانی  سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران  که در سال 1373 تنها دو شبکه تلویزیونی و7 ساعته و 2 شبکه رادیویی داشت , دارای 7 شبکه تلویزیونی و 8 شیکه رادیویی ملی و سراسری , 30 شبکه رادیویی استانی و 24 شبکه تلویزیونی استانی شد .

دکتر علی لاریجانی  همچنین چندین شبکه بین المللی از جمله شبکه های جام جم 1 و 2 و 3 را برای ایرانیان خارج از کشور و شبکه های متعدد برون مرزی از جمله شبمه سحرو نیز شبکه بین المللی العالم را برای جهان اسلام بنیان گذاشت .


 
جنگ پيش دستـانه
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

دکتر علی لاريجانی :

«جنگ پيش دستانه» سياست فرعوني است. فرعون هم با رؤيايي كه ديده بود از جوان مذكر بني اسرائيل وحشت داشت و از ترس اين كه مبادا روزي اين نورسته بني اسرائيلي تهديدي براي تاج و تخت فرعون باشد دستور قتل نوزادان ذكور بني اسرائيل را صادره كرد، حال همين سياست در دستور كار آمريكا قرار گرفته است...


حسين درخشان جان که خوب در خدمت آقای هاشمی زحمت می کشد. جدا که خسته نباشيد دارد :)) . نمی دانم برای ما به ازای مطالبی که در مورد ايشان می زند و ايشان را مطرح می کند چه معامله ای با او شده . شنيده ام تهران است . عجب ! . ما که کانديد خودمان را انتخاب کرده ايم . او هم که انتخاب کرده . خيلی خوب. می ماند من و حسين و صحنه انتخابات. حسين جون دادا حواسدا بده اينجا ! :)) ما که کاری به کار جناب هاشمی نداريم . اما شما که انگار خيلی عجله داری ايشان به هر شکلی شده بشدت مطرح شوند . خوب . ببينيم عاقبت چه می شود. اما فکر نمی کنم کسی را به زور اينترنت و بادکنک هوا کردن بشود سه باره رئيس جمهور کرد :) نظرت چيه ؟ :))

ولی عجبا ! اسب چموشی مثل درخشان هم در دستان هاشمی رام شده . ولی خدايی بازهم ابراز تعجب  ! آخه تو تهران چه می کنی ؟ :)) چه جوری آخه ؟ :) ... منو بگو ساده شدم :)) (!) بابا معلومه خب... !

می گم يه دو سه شونصد بار ديگه آقای هاشمی را اسمشو تو وبلاگت بيار . اگر شد يک بد وبيراهی چيزی هم به ايشون بگی فکر کنم وجهه ات بازسازی شود. نه ؟ خب ديگر پول خيلی مشکلات را حل می کند اما همين پول - حسين جان عزيز دل برادر ! - خيلی مشکلات را هم ايجاد می کند . - شايد هم موضوع پول نيست !‌:)) چيه پس ؟ الله اعلم ! :) - خب اين هم يک جوريشه ديگه ! شهرت هر مدليش خوفه ! خصوصا وقتی اسمت حسين کچل باشه .


 
تغيير آدرس پست الکترونيک من
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

به اطلاع تمامی بزرگواران می رسانم آدرس پست الکترونيک بنده از

Aboozar_mr@yahoo.com 

به

Aboozar.mr@gmail.com  

تغيير کرده است. بنده به هيچ مکاتبه ای با صندوق پست الکنرونيک سرور ياهو پاسخ نخواهم داد. خواهمشند است با صندوق پست الکترونيک گوگل مکاتبه فرمائيد .

 


 
پيشنهاد مرمـوز
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

آیا اروپایی‌ها به پیشنهاد «هرالد تریبون» عمل می‌كنند؟

بنت رامبرگ (Bennet Ramberg)، تحلیل‌گر نشریه «هرالد تریبون»، در آغاز دور جدید مذاكرات اتمی ایران و اروپا، راه حل جدیدی را به آمریكا و اروپا برای پایان دادن به بحران هسته‌ای ایران پیشنهاد می‌دهد.

 
به عقیده این تحلیل‌گر «هرالد تریبون» كه پیش از این مشاور وزارت خارجه آمریكا بوده است، ایران در حال پیش بردن برنامه‌های اتمی خود است و حكومت این كشور نه تنها به امتیازات اقتصادی كوچك آمریكا روی خوش نشان نداده، بلكه مواضع خود را سرسخت‌تر نیز كرده و بر برنامه غنی‌سازی خود اصرار می‌ورزد و در چنین شرایطی آمریكا و اروپا نیازمند پیدا كردن جایگزینی برای سیاست خود در قبال ایران هستند.

رامبرگ عقیده دارد در این میان توجه به خواست ایران مبنی بر داشتن تكنولوژی غنی‌سازی می‌تواند گزینه‌ای باشد كه تا كنون مورد غفلت قرار گرفته است.

به نوشته «هرالد تریبون»، اروپا باید در مذاكرات خود به ایران پیشنهاد انجام غنی‌سازی در یك پروژه مشترك با خود اروپایی‌ها را ارائه نماید، بدین نحو كه خود اروپا تجهیزات و دانش فنی لازم برای غنی‌سازی را در اختیار ایران قرار دهد و پرسنل و كارشناسان اروپایی هم در عملیات غنی‌سازی حضور داشته باشند و بر تمام مراحل امور اعمال نظارت نمایند.

به عقیده تحلیل‌گر «هرالد تریبون»، چنین پیشنهادی به ایران این مزیت را دارد كه حكومت ایران در رد آن با تردید بیشتری عمل خواهد كرد، زیرا این طرح امكان در اختیار داشتن تكنولوژی غنی‌سازی و انجام این فرآیند به صورت بومی را كه ایران بر داشتن آن اصرار می‌ورزد، فراهم می‌آورد.

«بنت رامبرگ» عقیده دارد كه اگر چه راضی كردن ایران به پذیرش غنی‌سازی مشترك اورانیوم نیز مشكل به نظر می‌رسد، اما در پیش گرفتن این استراتژی یك انتخاب روشن را در مقابل ایران برای پایان دادن به بحران اتمی خود با در اختیار گرفتن یك برنامه اتمی صلح‌آمیز كه شامل «تضمین‌های عینی» هم می‌شود، قرار می‌دهد و به آمریكا و اروپا نیز امكان می‌دهد تا یك برنامه مستقل را كنترل كنند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کرامی دوباره استعفا می‌دهد؟

«عمر كرامی»، نخست‌وزیر لبنان، به دلیل ناتوانی در ایجاد دولت اتحاد ملی استعفا می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از بیروت، «خلدون شریف»، دستیار كرامی، امروز گفت: «كرامی قرار است امروز با نبیه بری دیدار كرده و سپس روز چهارشنبه به دیدار امیل لحود، رییس جمهوری، می‌رود.»
وی افزود: «كرامی در این دیدار با لحود خواهد گفت كه توانایی ایجاد كابینه جدید كه یك دولت اتحاد ملی نیست را ندارد.»
شریف تصریح كرد نخست‌وزیر به تعهد خود برای تشكیل تنها دولت اتحاد ملی پایبند است.
كرامی كه مورد حمایت سوریه قرار دارد روز 28 فوریه به دلیل تظاهرات مخالفان سوريه پس از ترور «رفیق حریری»، نخست وزیر سابق لبنان در انفجار بمب استعفا كرد، اما بار دیگر به درخواست ريیس جمهوری این كشور برای تشكیل دولت جدید در دهم ماه مارس به سمت خود ابقا شد.

گفتنی است در ۱۰ روز گذشته و پس از ابتکار عمل حزب‌الله در بازگرداندن وحدت و آرامش به لبنان، چند انفجار در محلات مسيحی‌نشین بیروت، اوضاع کشور را دوباره بحرانی کرد. کارشناسان مسائل خاورمیانه معتقدند منفعت این انفجارها تنها نصیب آمریکا و اسراییل، که خواستار ایجاد بحران در لبنان هستند، می‌شود.


 
در رکاب حسين (ع) همچون غلام ابـاذر
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

مطلبی در اوج زيبايی از دوستم حسين در وبلاگش آتشم زد. برای عاشقان - با کمی اصلاح و ايجاز - می گذارم تا بسوزند و در اين آتش فنا شوند.

حضرت اباذر غلام سيه چرده ای به نام جَون داشت اين غلام با بخشش اباذر به اميرالمومنين عليه السلام رسيده و بعد به امام حسن عليه السلام می رسد . بعد شهادت امام حسن عليه السلام جون پيش امام حسين عليه السلام می رود . او متخصص سلاح و تعميرات سلاح بوده و در کربلا هم شب عاشورا مشغول اصلاح سلاح ها بوده است.

او روز عاشورا از امام حسين طلب جهاد می کند. (در سن بالای پيری ) .
امام حسين می فرمايد : آزادت کردم برو .

جون می گويد : درست است که نسب پستی دارم درست است که سياهم درست است که بدنم بوی خوبی نمی دهد ولی به خدا تا خونم با خون شما آميخته نشود ... اين درست نيست که در راحتی باشما باشم و در سختی ها ...

او به جنگ می رود ...

همه در صحنه نبرد برای رقيب خود رجزخوانی می کنند و از اصل و نسب خود سخن می گويند (که چه خانواده ی جنگ آوری داريم و ...) اما رجز جون اين بود : من غلام حسينم

چند نفر رو به درک واصل می کند و بعد برزمين می افتد . اباعبدلله به بالای سرش حاضر می شود و می گويد خدايا او را خوشبو و رو سفيد کن و با صالحان محشور گردان . روز های پس از عاشورا هر شهيد توسط کسی بخاک سپرده می شود اما جون...۱۰ روز بعد از عاشورا می بينند که جنازه ای نورانی ، بوی عطر می دهد ...

رهرو راه حسينيم . چون غلام اباذر در رکاب حسينيم .
خدايا خون ما را با خون شهدايمان بی‌اميز.


 
کف بر دهان و سم بر زمين ، همچو گاو نر درفش خورده
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

اولين رسم علم آموزی و پرسش و پاسخ ، گفتگو و مباحثه و حتی مجادله ، ادب است . اما حالا بياييد و اين را به ضد انقلاب بياموزيد. ۲۶ سال گفتيم و نشد . حالا يک سئوال . چرا ضد انقلاب در صفحه حزب اللهی ها زياد می آيد ؟ فکر کنم چند علت دارد . الف: از سمت حزب اللهی در موضوع ادب و سبک گفتار عمدتا احساس امنيت می کنند ب : اصولا در اين صفحه ها حداقل دو کلمه حرف حساب وجود دارد ج : صفحات فعال حزب اللهی بسيار بسيار پرطرفدار است و اگر می خواهند خود را تبليغ کنند بسيار قابل استفاده اند.

اين همه روی دفعات قبل. چی بود ؟ اين بود که می آمدند و ادعای بحث می کردند و بعد هم می رفتند و بقول خودشان خنده بازار راه می انداختند . چرا ؟ چون ايدئولوژی ندارند. چون اصلا ایدئولوژی داشتن را غلط می دانند. چون اصلا برپايه ايدئولوژی زندگی نمی کنند. پس طبيعی است که کارشنا در مباحث ايدئولوژيک به اينجا بکشد.

اين بار ،‌نوبت به هويت الکترونيکی ديگری بنام س.ب که بازهم مثل چند نفر ديگر ابتدا با ژست روشنکفری آمده و حالا عصبانی ، دم زنان و کف بر دهان با من صحبت می کند . چه کنم ؟ رهايش کنم ؟ ابتدا فکر کردم با بی ادبی مخالف است. خودش هم همين ادعا را کرده بود. برای همين هم با لفظ ::شما:: خطاب دادمش  .اما می بينم که از او گيج تر و عصبانی تر و خود پرست تر نيست. - البته چه می دانم . شايد بعدا پيدا شود ! -

وقتی به او و عمدتا ديگران منهای او می گويم که تجربه ام نشان داده که در بحث ثابت قدم نخواهند بود ، با چه نخوت و غروری ، می گويد : تجربيات يکساله شما برايم اهميتی ندارد. در جای ديگر می گويد : من جوابم را می خواهم ! انگار ارث پدری است ! در جای ديگر می گويد : من منتظر جواب هستم فقط جواب . انگار قرار بوده بجای جواب ، سئوال تحويل بگيرد ! در جای ديگر براحتی از سفسطه دم می زند اما وقتی از او تعريف سفسطه را می خواهم دروغی می بافد و ضمن آن بدون انکه بداند تعريف مغالطه را بجای سفسطه می آورد. بعد هم که نمی تواند مثالی از حتی آنچه گفته در صفحه من بيابد. می گويد : لاقل ۵ بار ترجمه قران را خوانده ام ... اما همين آدم ادامه می دهد : نديده ام كه امر به مهرباني و ادب كند ! . به اين مدل آدم ، به اين مدل کذاب ، چه می شود گفت ؟

خواستم با کمال آرامش ، آرام آرام ، جوابهايش را بدهم . ابتدا اين جوابها برايش رفت :

جناب آقا سعيد. همین اينجا برای بار هزارم در خط اول بگويم محکم از مباحثه با افرادی با نگاه و خط فکری شما استقبال می کنم. شما فکر کنم پنجمين نفری هستيد که می آييد و محکم ادعای شروع مباحثه را می کنيد اما تجربه يکسال و نيمه اين صفحه نشان می دهد که ... می توانيد کمی در آرشيو اين صفحه مرور کنيد. به خود بحث می پردازيم انشاء الله .

و :

جناب بيراس . شما در اولين گام در پاسخ دهی به مباحثی که ارائه خواهم کرد بايد اقدام به تعريف کلمه ::سفسطه :: کنيد. در گام دوم ، بايد تعريف خود را ثابت کنيدو مشخص نمائيد تعريفی که ارائه خواهيد کرد يک برداشت شخصی نيست و معنای مصطلح ، متعارف و منظور اصلی از لفظ سفسطه است. در گام سوم بايد از ميان تمام محتوای من يک سفسطه بيابيد و آن ا روشن و کامل برای همه تبيين کنيد تا معلوم شود دم از چه سفسطه ای می زنيد . بعد از اين ها می توانيد به پاسخهای من بپردازيد. ضمن اينکه نبايد فراموش کنيد که من مطالب را کامل پاسخ می دهم و از تکراری شدن پاسخهايم بخاطر اينکه مخاطب مطلب را خوب نخواند و بقولی حواسش جای ديگر باشد خوشم نمی آيد . اين يعنی فرهنگ مباحثه . پس مطالب من را خوب دقت کنيد چون من به مباحث شما خوب دقت می کنم . کلاس و سطح مباحثه را هم با دروغ گفتن يا استناد به چيزهايی که نه برای شما و نه برای احد ديگری اثبات آن برای ساير مخاطبين ممکن نيسات بپرهيزيد چون اين رفتار حاکی از دست زدن به عمليات روانی - نه مباحثه ! - است.

و

و اما : کسی که در يک مباحثه شرکت می کند نمی تواند از ابزارهای مجادله بهره برد. مجادله با مباحثه فرق دارد. فرقش را هم کسی که بقول خودش قرآن را ۵ بار ! بطور کامل ! با ترجمه صحيح ! خوانده ! حتما روشن است و توضيح واضحات ملال آور خواهد بود. قانون مباحثه اين است که شما نمی توانيد به چيزی استناد کنيد و ان را پايه بحث خود قراردهيد که به آن اعتقاد نداشته و يا در بحث شما نقطه مقابل است. اين قانون در مجادله وجود ندارد. در مجادله من گاها با فرض گرفتن حرف خود شما ، غلط بودن حرف خود شما را ثابت می کنم . البته ممکن است همين الان بخواهيد از مباحثه انصراف دهيد و به مجادله بپردازيد. اما توصيه می کنم زياد عجله نکنيد. چون مجادله هم قوانينی دارد که شايد شما را با همان مباحثه ترغيب کند :)) . با اين مقدمه ، اصولا شما نمی توانيد در مورد دين اسلام صحبتی کرده، نکته ای ارائه کرده يا از قران دليل بياوريد و بحثی کنيد. چون اولا : شما اسلام را دين حق نمی دانيد. دوما : قوانين اسلامی را ضد بشری می دانيد سوما : وجود اهلبيت عليهم السلام را انکار می کنيد. چهارما : برحق بودن اعتقاد مسلمانان به اهلبيت را زير سئوال می بريد. در حاليکه شما حتی حق نداريد همين اعتقادات را هم داشته باشيد. چون اين يک پارادايم منطقی است. کسی که به قرآن اعتقاد ندارد چگونه بايد برايش مهم باشد که حالا نام اهلبيت در قرآن باشد يا نباشد ؟ آيا می شود برای چنين فردی از قرآن استدلال کرد ؟ از حديث چطور ؟ حديث هم که ... . منطق ؟ منطق او هم که با منطق قرآنی و الهی همخوانی ندارد. پس گفتگوی شما در خصوص اسلام فاقد وجه منطقی است. مگر اينکه بيايد وگام به گام از ريشه بحث کنيد که آنوقت اتفاقا هم بحث عالی و شيرين و پرمحتوا می شود و هم حق صحبت در خصوص دين را می يابيد.

و :

دوما : اگر چهارچوب منطقی شما را خوب مطالعه کنيم، می بينيم که ماجرا اصلا مباحثه يا حتی مجادله نست. شما به هيچ بخش از مباحث خود اعتقاد محکمی نداريد. اثبات آن هم گزاره های سئوالی مختلفی است که بکار می بريد. از يکسو وجود امامت و درج نام ائمه در قرآن و وجود مقام ولايت سياسی و دينی و الهی رابا ذکر اين موضوع ساده - و بقول يکی از دوستانی حرفهای تاکسی ای ! - که نام آنها درقًرآن نيامده ،انکار کرديد. پس چگونه در جمله دوم ، نام حضرت علی علیه السلام را با هويت حقوقی :::امام اول شيعيان::: می آوريد ؟ مگر اينکه قبول کنيد با اين قرينه حق سخن گفتن از خواستگاه شيعی را نيز از دست می دهيد. چون هويت شيعی را مجزا از هويت خود ترسيم کرده ايد.

اما جوابهای داده شده بمن از چه قماش بودند ؟

س . ب : ... من ز کسان زيادی از دليل قبول داشتن اين ۱۲ امام سوال کرده ام آنان می گويند در روايات آمده است؟؟؟!!!روايات ،خنده دار است.اين يعنی سفسطه ...

س.ب : اگر می توانيد قانعم کنيد (!!!) - من از اعراب متنفرم (؟!!) - نام مرا حاجی نه (!) ناميد (!) - اگر جواب پرسشها (!) و تحقيقاتم (!) ...(!!) - تجربيات يکساله شما برای من اهميتی ندارد (!!) من جواب سوالاتم را می خواهم (!) - ...به صراحت نگفت که علی خليفه (!!) اول است؟ (!!!) - آيا مسئله ختمی مرتبت (؟!!) ...امام زمان ({عج})...مسئله بی اهميتی بوده که پروردگار نامی از او در کتابش نياورد؟ (!!!) - ذهن من ۲۸ ساله پر از مجهول است -پروردگارم مرا انسان ناميد نه مجردات (!؟!) - ...

خوب اگر اين سبک حرف زدن ، سبک حرفهای تاکسی ای نيست پس چيست ؟ اين ساده ترين دروغی بود که ممکن بود بشنويم . چه کسی چنين استدلالی می کند ؟ گذشته از آن ، اين مغالطه ء معروف :دور: نيست ؟ فرق مغالطه و سفسطه را از هم تشخيص نمی دهد وادعای تحقيق چندين و چند ساله می کند ! از دست ضد انقلاب . به راحتی آب خوردن ، دروغ میگويند. 

می گويد : ذهن من پر از مجهولات است. می گويم : مگر چيز جديدی گفتی ؟ خودم می دانم !

می گويد : چرا يک مسيحی توانست من را - اگر راستش را بخواهم بدانيم - گمراه کند اما شماها نمی توانيد ؟ می گويم : تو به هيچ مسلمان متخصص علوم دينی مراجعه کرده ای ؟ کسی که در مرز سرطان قرار گرفته حتما بايد دنبال دکتر برود . آيا تابحال پيش يک مرجع تقليد يا يک مجتهد رفته ای ؟ يا پيش يک استاد علوم دينی ؟ آيا آدم سرطانی پيش پزشک معمولی می رود ؟ وای بحال اينکه بخواهد با قنداق عمه خانم دردش را دوا کند ؟‌! آيا تا بحال با هيچ مسلمانی به روشی غير از روش هميشگی ات - که احتمالا همين روش فعلی ات است - بحث کرده ای ؟ اصلا تو تا بحال بحث کرده ای ؟ يا اينکه يک بلندگو و تريبون می خواهی تا عين نوار حرف بزنی ؟

می گويد : امام زمان ، ختمی مرتبت ... ! می گويم : نتيجه تحقيقات ! گهربار ايشان اين بوده که امام زمان ( عج) بشود ختمی مرتبت ! پسرم تحقيقاتت بهت نگفت ختمی مرتبت يعنی پايان دهنده مراتب پيامبری ؟ اين صفت رسول مکرم اسلام ( صلوات الله عليه و آله و سلم ) است ؟ اينجوری تحقيقات کردی ؟ شايد هم اين معارف (!!!) از ارشادات آن پير نصرانی بوده ! يا شايد هم از هدايتهای منور جناب کسروی ؟!

جناب بيراس . باز هم می گويم : بحث با شما موقعی منطقی است که ابتدا از خلق عالم شروع شود و از مجری اش و از هدفش و از نحوه اش. بسيار ريشه ای تر. - تا معلوم شود شما لا اقل ولايت خدا بر بنده اش را قبول داريد يا نه ! }

مطمئن باشيد اگر نگاه و روش بحث خود را اصلاح کنيد بازهم اينجا يک نفر نشسته و برای هر نوع مياحثه ای آمادگی - انشاء الله - دارد. برای مباحث قبلی تان هم جواب زيادی در فيل وردم مانده که پست بشدت طولانی شد.

از بقيه بزرگواران هم عذر می خواهم . چه کنم . بحث نکنيم می گويند جواب نداشت. خلاصه بگوييم می گويند جواب نداشت. بخشهاي فقط اساسی را جواب بدهيم می گويند جواب نداشت. اما اگر بگوييم ما را چه به حرف مردم :)) آنوقت علت حضورمان در اينترنت زير سئوال می رود. بايد جوابهايشان را بدهيم شايد لااقل آن يک نفری که اين بحث را می بيند دو زار گیرش بيايد و ما هم فيضی اين وسط ببريم .

با اين کمبود وقت وحشتناک ، من را به چه کارهايی می کشانند ! :))


 
عاقلان دانند
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

شايد همه شما متوجه آن دو کالای جديدی که در يک فلش طولانی از ساعت ۲۴ روز پنجشنبه قبل از سال تحويل توسط پرشين در همه جايش تبليغ می شوند شده باشيد !

نمی دانم برای تبليغ اين جنسی که اينهمه نيازمند تبليغات دارد چقدر خرج شده . اما مهم نيست. اين دو کالا را خودمان می شناسيم .

کالايی که مصرفش آثار سوء جانبی زيادی داشته باشد و بزور دگنک از زير تيغ موسسه استاندارد عبور کرده باشد و مردم پسند نباشد و مجبور باشم بزور به مردم بخورانم ، معلوم است که بايد هم در اينترنت تبليغ شود. نظرشان چيست ؟ شايد موسسه استاندارد هم نوعی نظارت استصوابی است که بايد حذف شود ؟ بهتر نست تا مردم خودشان کالاهای آلوده را اول بخورندو بميرند و بعدا ديگر نخرند ؟ چون مردم خودشان می فهمند و قيم نمی خواهند ؟ بهتر نيست کالاهای بنجل و نامرغوب را که فقط تيپ و تبليغات و جلد نو و مدرن و بزک کرده خصوصا با شکل و شمايل غرب پسند دارند را نيز به مردم عرضه کنيم ؟ بايد بازار آزاد باشد . آيا اين حق مردم نيست که هرکس هرچقدر حيله بيشتر بکار برد برنده باشد؟ کسی حق نداشته باشد از مواد تشکيل دهنده آنها بپرسد . يا اينکه مهر سلامتی بر کسی بزند و يا آلودگی ديگری را روشن کند. نه . اين مخالفت با آزادی است!!

از نظر آنها ، بايد در جامعه سموم آلوده با برچسبهای جاذب و رنگارنگ در ويترينها جلب توجه کنند و ما هم اين کنار دل خوش و مفتخر به اين آزادی ! بايد تا جنازه های ملت ناشی از مصرف سموم غذا نما در قبرستاها پر شود و تصادفها و حوادث و سوانح و انفجارات و بحرانها ناشی از آلودگی يا خرابی و يا بی دوامی و کم مقاومتی يک کالا همه جا را فرابگيرد و ما سرخوش که جلوی انتخاب شدن کسی را نگرفتيم و کسی را :فله ای ! : از انتخاب شدن محروم نکرديم !

از نظر آنها ، حالا ولو اگر کالايی ديروز مدال حمايت از مصرف کننده را گرفت نبايد امروز جنسش در انکوباتور قرارگيرد و کشت ميکروبی شود تا بی آبرو شود هرآنکه در اوغش باشد ؟ بله ، آنچه می پسندند اينچنين است. جامعه ای آلوده به وهم و ترديد وشکاکيت .

عجب کالايی ! چه برچسبی دارد. حالا چند ؟
...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: خدايی وقت رسيدن به وبلاگ را ندارم :)) . عجب سالی شد ! پـرکار پـرکار :))


 
 
 
تبلیغ ویـژه