الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

سلام بر سال محمد ، رسول مهربانی ،‌ ايثار و مقاومت
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

سال پیامبر اعظم اسلام حضرت رسول صلی الله علیه و آله مبارک باد


 
آنچه که شد...
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

1- پدر خود را نوازش کردند!

http://shahidesharif.persianblog.ir/

Ø        پرده اول

زمزمه تغيير رييس ، فضاي دانشگاه را پر كرده است. مخصوصا اينكه دولت عوض شده و رييس چند دانشگاه ديگر هم تغيير كرده اند.  يكي از گروههاي دانشجويي امضاهاي زيادي جمع مي كند  و تلاش مي كند اين تغيير انجام نشود.

 

Ø        پرده دوم

بعد از چند ساعت بحث و تريبون آزاد ، شهدا با وضعيتي كه هيچكس نپسنديد ، عضوي از دانشگاه شده اند. اعضاي انجمن، جمعيت مخالفين را به سمت دفتر رياست فرا مي خوانند. دكتر سهرابپور كه از اول مراسم حضور داشته ، كنار حوض مسجد ايستاده. خبري از افرادي كه روش نامناسبشان در اين مساله باعث ايجاد مشكل شده و اشتباهات آنها به حساب رييس دانشگاه واريز شده نيست. در عوض دكتر با حوصله با دانشجوهاي موافق و مخالف صحبت مي كند. به او خبر مي دهند كه بچه هاي انجمن جلوي دفترش تجمع كرده اند. به سمت در خروجي مسجد به راه مي افتد. يكي از كارمندان دانشگاه به او مي رسد و با تعجب مي پرسد: كجا؟ دكتر مي گويد : مي خواهم بروم پيش دانشجوها با آنها صحبت كنم.

 

Ø        پرده سوم

هنوز به دفتر خود نرسيده كه از طرفين احاطه مي شود. نه چيزي پرسيده مي شود و نه اجازه صحبت به او داده مي شود. فقط داد و فرياد. و بعد با هل دادن دكتر قضيه اوج مي گيرد. به سمت اتومبيل خود كنار زمين چمن مي رود اما افرادي كه ديگر نمي توان اسم دانشجو روي آنها گذاشت شيشه جلوي ماشين را مي شكنند و آنچنان ضرباتي به بدنه آن وارد مي كنند كه سمت راست اتومبيل كاملا تغيير شكل مي دهد. دكتر را به سمت ساختمان اداري مي برند در حاليكه سه يا چهار نفر او را كمك مي كنند ، حدود 80 نفر از پشت قصد حمله دارند. يك نفربه سرعت از روبروي دكتر سهراب پور به او حمله مي كند. در حاليكه مي دود، با پا به سمت دكتر مي پرد و با مشت او را به شدت مضروب مي كند. ضربات بعدي نيز از راه مي رسد. جمعيت در حالي يك استاد دانشگاه را در حاليكه تنها و بي دفاع است، ضرب و شتم مي كنند كه تا چند لحظه پيش ، به موج جمعيتي كه شهدا را تشييع مي كردند ، ‹‹ وحشي ›› خطاب مي كردند. دكتر كه تعادل كافي ندارد در حاليكه زير بغل او را گرفته اند به داخل ساختمان مي رود. جمعيت هنوز به دنبال او مي رود و شيشه ها را هم مي شكند ولي نمي تواند وارد ساختمان شود. ناسزاها و فحشها ، عابران خيابان آزادي را نيز متعجب مي كند ولي جمعيت مهاجم هر لحظه بدتر مي كند. اين سوال پيش مي آيد : آيا حتي نامناسبترين تصميمها به ما مجوز فحاشي، آن هم به اين صورت زننده و زشت را مي دهد؟ 

 

Ø        پرده چهارم

مهاجمين دو طرف ساختمان اداري را گرفته اند و نمي گذارند كه او خارج شود حتي با وجود اينكه مي دانند حال خوشي ندارد و بايد با آمبولانس به بيمارستان منتقل شود. بسياري از اين مهاجمين كساني هستند كه چند ماه پيش در حمايت از او امضا كردند و امضا گرفتند. اما امروز به خاطر اينكه تصميمي گرفته كه به مذاق اين عده خوش نيامده ، او را چنان مي زنند كه اگر ادامه مي يافت معلوم نبود چه مي شد. در حاليكه اغلب آنها مي دانند كه رييس دانشگاه به دلايلي خاص ، مجبور به موافقت با انجام طرح بوده ولي از نحوه انجام آن اصلا دفاع نمي كند.

با اهانت به رييس دانشگاه و استاد كامل دانشكده مكانيك، تنها چيزي كه حاصل شد اين بود : ‹‹حرمت دانشگاه و دانشجو و استاد›› ديگر عبارتي بي معني است و گرنه مهاجمين به چيز ديگري نرسيدند.  آخر يكي بگويد: دانشجو چطور مي تواند با مشت و لگد به جان استاد خود بيفتد؟ آن هم استادي كه سني از او گذشته و چندي قبل به خاطر مشكل قلبي ، تحت معالجه بوده. مهاجمين كه از فحاشي و ضرب و شتم سير نشده اند ، نرده هاي دانشگاه را مي كنند . حتما نرده ها نيز در اتفاقات اخير نقش مهمي داشته اند !

 

Ø        پرده پنجم

روي تخت بيمارستان مي گويد:

‹‹چنين حوادثي و حمله و توهيني كه امروز به من شده در تاريخ دانشگاه ما بي‌سابقه بوده است... به كسي كه به عنوان درس خواندن وارد دانشگاه مي شود ولي استاد خود را مضروب مي كند و نرده را از جا مي كند، چه مي گويند؟

بيشتر عاملان بروز درگيري از بيرون دانشگاه بوده‌اند... كساني كه موجب اين درگيري شده‌اند، كساني هستند كه واقعه‌ي مشابهي در دانشگاه علم‌وصنعت و مضروب شدن رياست وقت آن دانشگاه را تقبيح مي‌كردند و همين جاي تاسف دارد.دانشجوها پدر خود را نوازش كردند! ››

 

به كسي كه به عنوان درس خواندن وارد دانشگاه مي شود ولي استاد خود را مضروب مي كند ، چه مي گويند؟ به نظر شما آيا كلمات ‹‹ دانشجو ، استاد ، فحش ، مشت و لگد ›› با هم ارتباط منطقي دارند؟ آن هم در دانشگاه شريف

 

 

2- اقدامی کاملا دموکراتيک

 

دوستان عزيزي كه معتقد به حفظ حرمت دانشگاه بودند و در استدلالاتي بيان مي‌داشتند كه ورود شهيد به دانشگاه، به نوعي لطمه زدن به اين حرمت است، در اقدامي كاملا دموكراتيك، رييس دانشگاه را مضروب كردند. آن هم موقعي كه دكتر سهراب پور قصد داشت وارد جمع آنها شود و با آنها گفتگو كند.

 

صرفنظر مي كنيم از موقعيت دكتر سهراب پور به عنوان رييس دانشگاه و فقط موقعيت علمي پروفسور سهراب پور را در نظر مي‌گيريم. آيا راه و رسم شاگردي در محضر استاد اين گونه است؟ آيا انسانيت و آزادگي به شما اين اجازه را داده است و يا آزادي بيان و عقيده را اين گونه تفسير مي‌كنيد كه شما آزاديد مخالفتان را كتك بزنيد حتي اگر اين مخالف، استاد برجسته باشد، حتي اگر بيش از 60 سال عمر داشته باشد. شما بگوييد كه به چه مبنايي معتقديد تا با همان مبنا با شما صحبت كنيم. مي‌خواهيد اين كارتان را با كدامين برداشت از مفاهيمتان، توجيه كنيد.

 

3- چه چیزی جز زیبایی ؟

 

در ماجراي شهداي گمنام بايد خدمتتان عرض كنم كه در يك كلام: ما رايت الا جميلا... يك مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود فقط آنچه من ديدم و آنچه شنيدم و آنچه كردند و آنچه كرديم و آنچه خدا خواست...

 

صدايم به كلي تغيير كرده آنقدر داد زده ام و تمام بدنم از خستگي ديروز گويي چنگي شده است كه فقط نواي درد مي نوازد. ديروز در صحن مسجد دانشگاه صنعتي شهيد شريف واقفي بوي كفر و بي ديني نمي‌آمد. ديروز ذمي و لانيك وارد مسجد نشده بودند. ديروز هيچ بي اعتقادي و جاهلي در مسجد نبود. ديروز در مسجد استصنعاف فكري نديدم. ديروز بوي «نفاق» مي‌آمد. ديروز آنهايي كه سراپايشان آب دهاني است بر صورت شهداي گرانقدر اين مرز و بوم ، مدعي دفاع از شهدا بودند . عفيف‌ترين دانشجويان اين دانشگاه از دختر و پسر واماندهء  بي‌حيايي و بي‌چشم و رويي اين قوم «منافق» شده بودند.

 

چنان از تلفيق حركتهاي ديني و سياسي در رنجند كه دردي كه مي‌كشند را نمي توانند پنهان كنند.  خودشان صبح تا شام در حال حركتهاي سياسيند و در ضمن ميدانند كه ما قبليه اي نيستيم كه اگر بخواهيم حركت سياسي بكنيم آنرا مخفي و پنهان كنيم. هر چه گفتيم سياسي نيست فكر كردند مثل خودشان دروغ را مباح ميدانيم.

 

مگر حتي اگر سياسي بود چه ميشد؟ مگر همه حركتهاي خودشان سياسي نيست؟ ]مگر همین کارشان سیاسی نبود؟[ مگر آنها بابت پخش فيلم و برگزاري انواع و اقسام مراسمات و تجمعات و چيدن آن خبرنامه‌ها و تابلوهاي اعلانات در محل عبور دانشجويان از آنها نظرخواهي كرده‌اند؟

 

مگر در روز هشتم مارس بابت پخش صداي همخواني يك گروه زن سرودخوان از دفتر انجمن بگونه‌اي كه صدا در تمام همكف پيچيده بود از دانشجويان نظرسنجي به عمل آورده بودند؟ مسجد دانشگاه به آنها چه مربوط است وقتي سالي به دوازده ماه خبر از آن نمي گيرند؟ چرا به مراسم اعتكاف اعتراض نمي‌كنند؟ مگر درب اين مسجد غروب‌ها هنگام نماز مغرب و عشا بر عموم مردم گشوده نمي‌شود؟ اصلا آنها خبر دارند؟ چرا معترض نمي‌شوند كه هر كسي ممكن است وارد صحن دانشگاه (!) بشود؟ چرا من كه نه عضو بسيج هستم و نه به سپاه وابستگي دارم را «شعبه سپاه پاسداران» مي‌نامند و خودشان از اين كه آنها را «مزدور غريبها» بنامند مي‌نالند؟ در يك مسابقه فوتبال اگر داور حتي به خطا سوت بزند دستور او لازم الاجرا است و قضيه را بايد بعد از مسابقه پيگيري كرد و داور را جريمه. مگر نه اينست؟ پس چرا بجاي تحصن مقابل قبرهاي كنده شده شهدا جلوي دفتر آنكه بدانها دروغ گفته بود تحصن نكردند؟ به شهدا چه ربطي داشت وقتي فلاني و فلاني خلف وعده كرده اند؟ قانون چه مي‌گفت؟ مي‌رفتند آن شورا را و آن روسا را مورد مواخذه قرار مي دادند و دادخواهي مي كردند. چرا شهيد را بي‌حرمتي كردند

 

4- برایت می گویم

 

برايت مي گويم از مظلوميت تابوتهايي كه در تشييعشان به رسم چهارشنبه آخر سال مواد محترقه استفاده كردند و بطري و زباله بر سر تشيع‌كنندگان انداختند... كتك زدند... فحش دادند... نفرين كردند... رييس دانشگاه را ضرب و شتم كردند... درهاي دانشگاه را كندند و گريختند ... بعد هم اعلام ركدند كه بسيج بايد منحل بشود! ... مسجد دانشگاه بايد از دانشگاه جدا بشود!... نامش بايد عوض بشود!... انگار شهيد خار چشمشان بود و چه خوش گذشت ديروز كه مثل زباله از مقابل رواق شهدا بيرونشان ريختيم. چه خوش بود كه ساعتها حرف زدند و ديگر نمي توانند مدعي شوند كه اينها نمي گذارند ديگران حرف بزنند. چه خوش بود كه وقتي رفتند نشستيم سر قبر شهدا و فاتحه خوانديم و خدا را شكر كرديم كه كيد منافقين بي‌ثمر ماند. نمي دانم آيا در چند جاي ديگر تاريخ نفاق توانسته بود اينچنين سپاهي از عمله و اكله در مقابل مومنين فراهم كند... اي كاش اهل نماز نبودند... اي كاش در صحبتهايشان آيه قران نخوانده بودند ... اي كاش مدعي مسلماني و شيعه گري نمي شدند و همزمانم حجاب را اين گونه به سخره نمي گرفتند... اين جريان جريان نفاق است. حالشان  را قرآن چه نيكو توصيف كرده است: و اذا لقو الذين آمنوا قالوا آمنا و اذا خلو الي شياطينهم قالو انا معكم انما نحن مستهزنون ... الله يستهزي بهم و يمدهم في طغيانهم يعمهون ...

 

ذره اي عشق به خدا و اهل بيت و شهيد در دلشان نيست وقتي ظاهرشان تفي است بر صورت ارزشهاي الهي وقتي اختلاط حيوانيشان آشفتگي قوانين خلقت را به غايت كشانده و زير بار هيچ تبعيتي از خدا و رسول و اوالي الامر نمي‌خواهند بروند چطور طرفدار شهيدند؟ اينها منافق بودند و بنگر كه چگونه شعارشان «مردن و ذلت نپذيرفتن» بود و دست آخر ذليلانه گريختند و حاضر نشدند پاي صحبتهاي فريبكارانه شان ذره اي مقاومت كنند... اين منافق است كه به خاطر علم بر باطل بودن خويش اينگونه مي هراسد... اين جريان نوظهوري است كه چون نتوانستند مستقيم به جان ارزشها بيفتند در پوست اعتقاد داشتن بدانها مخفي‌اش كرده‌اند و تصور مي‌كنند تناقض آشكار را مي‌توانند پنهان كنند. چند درصد از آنها اصلا از اهل مسجد بودند؟ چند درصدشان قوانين شرع را ملتزمند؟ كه اگر رفراندومي هم بنا بود برگزار شود اين اهل مسجد بودند كه حق حقيقي راي داشتند نه آنها كه مسجد را محل نادان ها و متعصبين و سفيهان مي‌پندارند.

 

و تو گويي تابوت شهيد عصاي موسي بود روي دستهايمان و انگار كلمات خدا بود كه بر دلهايمان نازل شد:

والق ما في يمينك ما صنعوا انما صنعوا كيد ساحر و لا يفلح الساحر حيث اتي (طه – 69)

و آنچه در دست داري بينداز تا هر چه ساخته‌اند را ببلعد. در حقيقت آنچه سر هم بندي كرده‌اند افسون افسونگر است و افسونگر هر جا برود رستگار نمي‌شود.

 


 
We Condemn Muhammad Cartoons (Caricatures) In Danish Newspaper
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

در ادامه موج اعتراضات به اهانت به مقدسات اسلامی انجام شد:

"بمب گوگلی" دانشجویان جهان اسلام

جمعی از دانشجویان مسلمان دانشگاه های جهان با راه اندازی سایتی تحت عنوان "یا محمد" به سازماندهی اعتراضات گسترده به توهین رسانه های غربی به پیامبر اسلام در عرصه اینترنتی خصوصا در سایت جستجوگر گوگل اقدام کرده اند.

این سایت  به 5 زبان فارسی، عربی، ایتالیایی، فرانسوی و اسپانیایی راه اندازی شده و آخرین اخبار و مطالبی درباره اسلام نیز از جمله سایر عناوین آن می باشد.

هر کابر اینترنتی از طریق وارد کردن ایمیل خود و عضویت در این سایت، به عنوان یکی از تایید کنندگان محکومیت اقدام روزنامه های غربی در توهین به پیامبر اسلام به ثبت می رسد

We Condemn Muhammad Cartoons (Caricatures) In Danish Newspaper ( Jyllands Posten , Denmark ).
Go To "Mohammed The Messenger" Website To Join The Protest!

Ø        گوشه ای از آنچه که در این سایت درج شده است :

We Condemn Muhammad Cartoons (Caricatures) In Danish Newspaper ...گروهی از سیاستمداران فاسد جهان امروز که مجری تصمیمات جنون آمیز سرمایه داران سیری ناپذیر و حقیر شده اند، درصددند تا جهان را یکسره در جنگ و خشونت فرو ببرند، چرا که تنها در چنین فضایی است که قادر خواهند بود منافع و قدرت شیطانی خود را حفظ کنند. این خشونت طلبان به هر کجای جهان که پا گذاشته اند رودی از خون مردم بیگناه آنجا روان کرده اند و تاریخ بشریت بارها به دست اینها لکه دار شده است.

اکنون که با بیداری مردم جهان موجی از نفرت از سیاستمداران جنگ افروز در جهان به راه افتاده است، آنها تصمیم گرفته اند تا با ایجاد درگیریهای دینی و مذهبی ماجرای جنگ های صلیبی را تکرار کنند و دوباره جهان را در ظلمت وحشت و خشونت فرو ببرند. این سیاستمداران فاسد همان کسانی هستند که 4 سال پیش سخن از براه افتادن دوباره جنگ های صلیبی کردند و با این سخن پرده از اهداف پنهان خود برداشتند.

ما اقدام برخی رسانه های غربی در انتشار کاریکاتورها و تصاویر اهانت آمیز از حضرت محمد پیامبر الهی را که هم اکنون در سراسر جهان بیش از 5/1 میلیارد پیرو دارد را در همین راستا ارزیابی می کنیم. ما معتقدیم اگر این اقدام به طور قاطع محکوم نشود گامهای بعدی این نقشه شوم به اجرا در خواهد آمد. محکوم کردن اهانت به مقدسات دینی مسلمانان امروز وظیفه ای همگانی است. نباید به قدرتهای بزرگ جهانی اجازه داد گام های بعدی نقشه شوم خود را به اجرا در آورند...


 
اندرباب دغلان گنابـادی !
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله 

 

به نقل از احسان مطهری ( احسان و هزاره سوم ) :

 

با وجود آن كه بسياري از مخالفان نظام چه در داخل و چه در خارج به اندازه خودشان سوء استفاده از ماجراي تخريب خانقاه دراويش فرقه شريعت كردند، اما به هرحال اين غائله كم كم سر و صداي خود را از دست داد. منتهي هنوز هم هستند كساني كه با مظلوم نمايي درويش‌ها سردر بزرگ نشان دادن ظلم روا شده به آنها را دارند.

 

به همين خاطر بد نيست بعضي از مشاهدات و كشفيات محل تجمع دراويش را بخوانيد:

 

·          چند روز قبل از درگيري، چند نيسان آجر و سنگ توسط دراويش به پشت بام خانقاه منتقل شده بود تا در درگيري استفاده شود.

·          دراويش توري‌هاي فلزي مخصوصي را در ابعاد 3×2 متر آماده كرده بودند كه در برابر هجوم مردم از خود حفاظت كنند كه اين بيانگر آمادگي كامل دراويش جهت درگيري بود.

·          در طول درگيري، بيش از 20 گاز اشك آور دستي توسط دراويش به طرف مردم پرتاب شد.

·          در شب حادثه تلويزيون آلمان به مدت 20 دقيقه خبر درگيري‌هاي قم را پخش مي‌كرد كه اين تصاوير توسط تلفن همراه ضبط شده بود.

·          شبكه‌هاي تلويزيوني بي‌بي‌سي (انگليس) و سي‌ان‌ان (امريكا) تصاوير درگيري را به طور زنده پخش مي‌كرد. درگيري توسط يكي از دراويش فيلمبرداري و به وسيله فرستنده مجهزي كه در خانقاه نصب شده بود، براي شبكه‌هاي ماهواره‌اي ارسال مي‌شد.

·          صوفي‌ها پيش از درگيري با تنظيم نامه‌اي و ارسال رونوشت آن به 46 سفارتخانه و سفراي كشورهاي اسلامي در تهران از آنان مي‌خواهند به فرياد مسلمين برسند!

·          جريان دراويش بهانه‌اي شد براي تبليغات سوء شبكه‌هاي بيگانه ضد انقلاب و حمايت اين شبكه‌هاي خارجي از دراويش نشانگر وابستگي آنها به آن سوي مرزها است.

·          به گفته فرمانده نيروي انتظامي قم بيش از 90 درصد افراد دستگير شده غيربومي بوده و از ساير استان‌ها به بهانه‌هاي مختلف به قم فراخوان شده بودند.

·          برخي از كشفيات خانقاه دراويش قم به شرح ذيل است:

Ø        سيستم صوتي بسيار مجهز و همچنين سيستم‌هاي فرستنده و گيرنده ماهواره‌اي

Ø        بيش از صد گالن بيست ليتري بنزين به همراه حلقه لاستيك مستعمل وسايل نقليه سنگين، جهت آتش زدن - در درگيري‌ها

Ø        تعداد زيادي قرص‌هاي انفجاري و دودزا

Ø        ده‌ها بطري مشروب مصرف شده و مصرف نشده

Ø        مقدار قابل توجهي مواد مخدر

Ø        تعدادي كپسول گازي با سر شعله‌هاي مخصوص، اين كپسول‌ها به گونه‌اي بود كه شعله‌هايي به طول بيش از 2 متر درست مي‌كرد كه از آن بر عليه مردم استفاده شد و حدود 15 نفر از نيروي مردمي را مصدوم نمود.

Ø        دراويش مرامنامه فرقه خود را در تيراژ بالا چاپ كرده بودند تا در زمان مناسب بين مردم توزيع نمايند.

Ø        داخل خانقاه دو اتاق مخصوص وجود داشت: يك اتاق مخصوص آرايش با لوازم متعدد آرايش زنانه و يك اتاق مخصوص همبستري كه تعداد زيادي كاندوم در آنجا پيدا شد. ضمن اين كه تعداد قابل توجهي از زنان داخل خانقاه مجرد بودند.

Ø        دراويش اسناد و مدارك زيادي از قبل از ورود مردم آتش زده بودند كه خاكسترهاي آن توسط مردم كشف شد.

Ø        طبق اسناد و مدارك كشف شده در خانقاه، افرادي از كشورهاي ديگر از جمله آلمان، امارات، سوئد، نيورلند، هلند، لندن و... با دراويش قم مربتط بوده و از آنان حمايت مالي مي‌كردند كه نام، تلفن، آدرس و شغل آنها موجود مي‌باشد.

Ø        دراويش براي چند ماه تدارك ديده بودند و مواد غذايي فاسد نشدني (روغن، آب معدني، شكر، برنج، نان، گوشت، انواع كنسرو، حبوبات و...) و تجهيزات پزشكي (باند و وسايل پانسمان، كپسول اكسيژن، لوازم جراحي، انواع قرص و شربت و...) و لوازم روشنايي‌(حدود چهل كپسول گاز) جهت استفاده در مواقع اضطراري در خانقاه ذخيره كرده بودند.

Ø        تمام اجناس و وسايل داخل خانقاه (مواد غذايي، تجهيزات پزشكي و...) نو و جديد بودند و به تازگي براي آنها تهيه شده بود.

Ø        سفارت فرانسه يك ميليارد و دويست ميليون تومان جهت ساخت خانقه به دراويش قم پرداخت كرده بود كه اسناد آن موجود است.

Ø        دراويش از طرف برخي اصلاح‌طلبان و دوم‌خردادي‌هاي قم حمايت مي‌شدند.

 

برخي جوانان و زنان داخل خانقاه مي‌گفتند آنها را به قصد زيارت حرم حضرت معصومه و مسجد جمكران به قم آورده بودند ولي بالاجبار آنها را به خانقاه دراويش منتقل كردند.

 

...

 

بهتر است بعضي‌ها ديگر بيشتر از اين خودشان را كاسه داغ‌تر از آش براي اين آدم‌هاي عياش رياكار كافر نكنند...

 

سخني با طرفداران پر و پا قرص دراويش و صوفيه!

 

ظاهرا يك جاي بعضي از اين طرفدارهاي پر و پا قرص اين درويش‌هاي ظاهر فريب حسابي سوخته و بوش هم در آمده كه به جاي پاسخ درست و حسابي لب به بد و بيراه و فحش داده‌اند. بعضي‌ از خوانندگان عصباني در پاسخ برايم از ائمه و احاديث و مسلك آنها حرف به ميان آورده‌اند و من را از حساب و كتاب آخرت ترسانده‌اند. اتفاقا در پاسخ آنها من هم از امام عليه السلام در مذمت صوفيه برايتان دليل مي‌آورم:

 

1- از امام صادق (عليه السلام)درباره ابوهاشم كوفی (بنيانگذار فرقه صوفيه) سوال شد. آن حضرت فرمود:

«او فردی فاسد العقيده بود. او كسی بود كه مذهبی به نام تصوف وضع كرد و آن را، راه فراری برای عقيده ناپاك خود قرار داد.» (حديقه الشيعه، ص 564)

 

2- امام (عليه السلام) فرمود: «ايشان دشمنان ما هستند، كسانی كه به آنان تمايل پيدا كنند جزء ايشان خواهند بود و با آنان محشور میشوند. به همين زودیها گروهی كه نسبت به ما اظهار محبت مینمايند، به ايشان تمايل و شباهت پيدا میكنند و خود را با القاب آنها ملقب میسازند وسخنان آنها را تأويل مینمايند. كسانی كه متمايل به آنان شوند از ما نيستند و ما از ايشان بيزاريم، و آنان كه سخنان ايشان را رد و انكار كنند مانند كسانی هستند كه در ركاب پيامبر (صلّي الله عليه وآله) با كفار نبرد مي كردند.» (ذرايع البيان، ج 2، ص41)

 

3- امام صادق(عليه السلام)  به ابوهاشم جعفری فرمود:ای ابوهاشم! زود باشد كه زمانی فرا رسد كه مردم خندان باشندودلهايشان سياه و تيره، سنت در ميان آن‏ها بدعت‏به حساب آيد وبدعت در ميان آنها سنت، مؤمن در ميان آن‏ها خوار و بی‏مقدار باشدو فاسق عزيز و صاحب اعتبار، اميران آن‏ها نادان و ستمكار باشند،و عالمانشان راهی دربار ظالمان، توانگران آن‏ها توشه فقيران ودرويشان را بدزدند، كوچتكترهای آن‏ها بر بزرگان پيشی گيرند،هرنادانی نزد آنها مرد آگاهی باشد، هر حليت‏گری درويش باشد،مردم افراد نيك رای را از افراد فاسد العقيده تمييز ندهند،ميش را از گرگان خونخوار تشخيص ندهند، علمای آنها بر روی زمين‏بدترين خلق خدا هستند. زيرا ميل به فلسفه و تصوف می‏كنند. به‏خدا قسم! آنها از حق برگشته‏اند و ميل به باطل پيدا كرده‏اند، دردوستی با مخالفان ما بسيار مبالغه كنند و در گمراه كردن شيعيان‏و دوستان ما تلاش فراوان كنند. پس اگر بر منصبی دست‏يابند ازرشوه‏ها سير نگردند... آگاه باشيد كه آنها «راهزنان ايمان‏»هستند و دعوت كنندگان به كيش ملحدان. پس هركس آنها را دريابدبايد از آن‏ها حذر كند و دين و ايمان خود را حفظ كند. ای ابوهاشم! اين چيزی است كه پدرم از پدرانش، از جعفربن‏محمدصادق عليهم السلام برای من نقل كرده است... (حديقه الشيعه، ص 652.)

 

4- امام صادق (عليه السلام) در برخورد حضوری با سران صوفيه ايشان را به اشتباه و انحراف خود متوجه كرده و نصيحت و ارشادشان میفرمود. نمونه بارز آن گفتگويی است كه ميان آن حضرت و سفيان ثوری در همين رابطـه رخ داد و موجب شكـست و سرافكندگـی وی شده است

اين احاديث از امام صادق براي كساني بود كه ادعاي اعتقاد به امام دارند. اگر اعتقاد به شيعه بودن و مرجع تقليد هم داريد بد نيست اين جملات را بخوانيد:

 

-          ملا محسن فيض كاشاني عارف وابسته در كتاب‌هاي وافي و كتاب بشارة الشيعه به مذهب صوفيه پرداخته و بدعت‌هاي آنها مانند غنا و سماع و حركات خاصه و دعاوي گمراه كننده را افشا مي‌كنند.

 

-          حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي: شركت كردن در مجالس صوفيه و انجام اعمال و گفتن اذكار آنان و حضور در خانقاه آنها جايز نيست و كساني كه اوامر و نواهي قرآن كريم را قبول داشته و به امامت ائمه معتقدند چه بهتر است كه اسم جداگانه را كه لازم نيست بلكه مضر است كنار گذاشته و در جماعت عظيم ملت بزرگ و مسلمان خود منسلك باشد.

 

-          حضرت آيت‌الله العظمي گلپايگاني: مجالست با فرقه‌هاي ضاله حرام است و شركت در مجالس آنها حرام است توضيح اينكه مجالست در مجالس آنها ولو و در تحت عناوين اسلامي مثل قرائت قرآن و ختم انعام و غيره باشد حرام است و هر چيزي كه تقويت آنها به حساب آيد حرام است.

 

-          حضرت آيت‌الله العظمي مكارم شيرازي: تمامي فرقه‌هاي صوفيه داراي انحرافاتي هستند و شركت در فعاليت‌هاي آنان و كمك به اهدافشان جايز نيست. تمام فرقه‌هاي صوفيه داراي انحرافاتي هستند و خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامي بسياري از مراكز آنان تعطيل شد. مسئولين محترم هم نبايد اجازه تاسيس يا تعمير خانقاه تحت هر اسم و عنواني به آنها بدهند.

 

-          حضرت آيت الله العظمي سيستاني: اجتناب از حضور در مجامع آنان و دور كردن مردم از آنها لازم است.

 

-          حضرت آيت‌الله العظمي تبريزي: هر مسلماني كه برخلاف آن چه علماي شيعه در رساله‌هاي علميه فرمودند عمل كند باطل است و ترويج و اعانت و شركت در مجالسي كه برخلاف آنچه علماي شيعه فرمودند تشكيل شود مشروعيت ندارد.

 

-          حضرت آيت‌العظمي فاضل لنكراني: معبد مسلمان مسجد است و رفتن به خانقاه اگر بر اين باشد كه گمان كند آنجا خصوصيت و شرافتي بر ساير امكنه دارد صحيح نيست بلكه اگر به اين عنوان بروند كه آنجا شرعا پايگاه ذكر و مدح و منقبت است حرام مي‌باشد. لذا بر عموم مسلمانان است كه براي امور عبادي،‌مذهبي و اعياد مواليد ائمه در مساجد اجتماع كنند كه «انما يعمر مساجد الله من آمن بالله» و شما هم در مقابله با اين حركت طبق شرايط و مراحل امر به معروف و نهي از منكر عمل كنيد.

 

-          حضرت آيت‌الله العظمي بهجت: هر عنواني كه سبب تشكيل حزب و گروهي شود كه مولد فرقه‌اي از 72 فرقه شود باطل است و تاسيس و ترويج آن جايز نيست.  تاسيس و ترويج اماكن و مجالس فرقه‌هاي صوفيه كاملا جايز نيست و نهي از منكر و جلوگيري آنها با احراز شرايط امر به معروف وبرهمگان واجب است.

 

-          حضرت آيت‌آلله العظمي نوري همداني: شركت در مجالس ذكرو دعاي فرقه‌هاي صوفيه و كمك مادي و معنوي در ساخت و عمران اماكن آنها همچون خانقاه و حسينه و نامهاليي از اين قبيل كه ويژه عبادت اين فرقه ساخته مي‌شود جايز نيست.

 

-          حضرت آيت‌الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي - صفحه 183 از تعليقات جلد اول احقاق الحق: حقيقتاً مصيبت صوفيه بر عليه اسلام در نزد من از بزرگترين مصيبت‌است كه اركان اسلام بواسطه اين مصيبت منهدم و بنيان اسلام از هم پاشيده وامصيبتا از اين همه غفلت و سكوت مردم.

 

-          علامه سيد محمد حسين طباطبايي رحمت الله عليه : اين گروه صوفيه طريقت را در مقابل شريعت قرار داده‌اند در حالي كه طريقت هرگز نمي‌تواند در مقابل شريعت قرار گيرد.

 

اينها را براي اهل دين و ايمان نوشتم. اگر اعتقاد به هيچ كدام نداريد مسلم است كه با شرحي كه از وقايع پشت پرده دراويش گنابادي نوشتم ناراحت نخواهيد شد كه هيچ خيلي هم احتمالا خوشحال مي‌شويد!!

 

مرا نقلی بنه وین خرقه بفروش ...


 
جوابی برای دون کيشوت اينترنت باز ايرانی !! . بخش سوم
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

10 – با "مطالعه از بالا " !!! ی متن شما ، چیزهای عجیب ، مورد به مورد خود را نشان می دهند ! باز هم مواردی از اثبات این ادعا که شما به آنارشیزم اینترنتی قائلید ! درحالیکه فیلترینگ ، یعنی پالایش اینترنت مطابق با منافع ملی ، در تمام این کره خاکی ، امری معقول ، پذیرفته و منطقی است ، شما دم از این می زنید که اصولا " فيلترينگ همان بازتوليد تكنولوژي تنبيه و مجازات در عرصه مجازي است " !!! البته معلوم نیست حتی اگر ادعای شما درست باشد ، این موضوع چه اشکالی دارد و چرا نباید اگر کسی از خطوط منافع ملی ( بدون توجه به تفاوت تعریف من و شما از منافع ملی ) این بار حوزه سایبرنتیزم ، عبور کرد ، با ضمانتهای اجرایی این خطوط قرمز در منافع ملی ( تکرار می کنم بدون توجه به نظر من و شما در مورد منافع ملی ) مواجه گردد ؟ و اصولا اگر در حوزه سایبرنتیک چنین موضوعی حقیقت دارد ، پس چرا در حوزه حقیقی حقیقت نداشته باشد ؟ پس بیایید تمامی ضمانتهای اجرایی تمامی مولفه های منافع ملی را برداریم و حذف کنیم . چون در اصل موضوع ، تفاوتی بین حوزه سایبرنتیک و غیر آن وجود ندارد و اگر کسی در حوزه غیر سایبرنتیک هم حقی از کسی ( حقیقی یا حقوقی ) ضایع کرد ، خواه بشکل افشای سر کسی ، انتشار دروغی از کسی یا بی آبرو و عفت ساختن کسی ، کسی او را مخاطب " تنبيه و مجازات " قانونی نکند ! این یعنی تئوریزه کردن جامعه بدون قانون ، و پایان دادن به عصر جامعه مدنی !!!

 

11- همانطور که همه می دانیم ، کلمه نظام ، از نظم ، ریشه می گیرد ودر مقابل آن ، لفظ بی نظمی قرار دارد. اصولا اجرای نظم و هر ضابطه ای در یک جامعه مدنی ، نیازمند قدرت است وقدرت نیز در جوامع انسانی منطق سالار ، از رای مردم ، نشات می گیرد. با این توصیف ، معلوم نیست اشکال این که نظام تلاش كند انضباط رفتاري را در حوزه اينترنت هم حاكم كند چیست و اصولا ، چرا کلمه نظم ، از قدرت ، تفکیک شده وفقط در مورد خاصی ، شما نظامی را "نظام قدرت" می نامید ؟ و مشخص نیست کدام نظام مستقر و غیر متزلزل ، از قدرت بی بهره است ! در همین حین ، مشخص نیست که چرا ایجاد انضباط رفتاری ، در جامعه حقیقی ، امری مضموم است که امروز در حوزه سایبرنتکی نیز امری مضموم شمرده شود ؟ آیا اینها همگی نشان از تلاش شما برای تئوریزه کردن جامعه ای بی قانون و بدوی ، و حرکت بسمت یک آنارشیزم بی حد ومرز نیست ؟ آنارشیزمی که از درون یک رسانه مادر (Mass Media) به جامعه هدف، تزریق شود و سطح جامعه حقیقی را نیز به آشوب و بی نظمی و انارشی بکشاند؟!! و در نهایت معلوم نیست که چرا از منظر شما ، تلاش برای اجرای ضوابط و برقراری "انظباط رفتاری " در جوامع انسانی ، تلاشی مغایر با حقوق شهروندان و حقوق انسانی است ؟!! و بطور خلاصه باید پرسید ، علت علاقه شما به بی انطباطی رفتاری در جامعه حقیقی و سایبر ، و تلاش برای تئوریزاسیون آن ، چیست ؟

 

12- باید از شما پرسید ، در مونولوگهایی که در روزنامه ها از خود منتشر کرده اید ، چگونه توانسته اید اثبات کنید که بقول شما " توانايي‌هاي كاربران براي دور زدن فيلترينگ فلسفه وجودي قوانين كنترلي را به سخره مي‌گيرد ؟!" . برای مثال ، تلاش و توان یک دزد ، در بازکردن درب یک گاوصندوق ، چگونه فلسفه گذاردن قفل بر روی گاوصندوق را به زیر سئوال می برد؟!! بهرحال ، هر تکنیکی پاد خود را دارد و تکنولوژیهای دورننده هم پاد خود را دارند . آیا وجود پادتکنیک آنتی فیلترها ، فلسفه وجودی آن را به زیر سئوال می برد ؟! آیا وجود دزد ، فلسفه نصب دزدگیر را به زیر سئوال می برد که اگر اینطور نیست چگونه وجود آنتی فیلتر ، فلسفه وجودی فیلترینگ را به زیر سئوال برده ؟! اتفاقا ، وجود دزد ، فلسفه تدوین و بکارگیری قوانین و ابزارهای کنترلی قوی تر و وجود آنتی فیلتر نیز ، فلسفه وجودی فیلتر را تقویت و بر افزایش دائمی دقت ، کیفیت ، توان ، منطق و فن آوری آن ، مطابق زمان و امکانات پاد خود ، تاکید می کند !! البته اين جدا از اين است که اين " توان " مورد اشاره شما ، مرحمت توان مالی دولت نامحرم ايالات متحده بشکل مستقيم  وغير مستقيم و البته در بخشی از موارد هم نوکری بی جيره مواجب برخی افراد است که خود می دانيد تاسيس يک آنتی فيلتر بدون اسژانسر ممکن نيست والا هزينه ها چگونه جبران شوند ؟؟!

 

13 – برای من روشن نیست منظور آقای پیر حسین لو از " نظام اقتدار " چیست ؟ اگر منظور ، نظامی است که با اقتدار کامل، مستقر است ، از ایشان می پرسم ، بجز نظاماتی که در آستانه فروپاشی قرار دارند ، کدام نظام سیاسی را می شناسید که خود را غیر مقتدر بداند و یا حاضر به حذف اقتدارهای ذاتی و منطقی هر نظام سیاسی باشد ؟ مگر نظام غیر مقتدر هم ، می تواند تاسیس شود ؟ نظام غیر مقتدر فورا فروپاشی خواهد شد. تنها جیزی که اینجا فرق یک نظام با یک نظام را مشخص می کند ، مولفه اقتدار است ، نه خود اقتدار. یکی مولفه اش سیستم امنیتی کا.گ.ب و سیا و موساد است ، دیگری حمایت مردمی ! والا ، همه نظامهای مستقر ، مقتدرند ! شما لطفا یک الگو از یک نظام کاملا مستقر ، اما غیر مقتدر را نشان دهید که مورد تایید خودتان هم باشد !! اما معلوم نیست اگر جمهوری اسلامی ایران یک نظام مقتدر با معنای مد نظر ایشان است ؛ تکلیف دوستان دوم خردادی ، مشارکتی وکارگزارانی ایشان که از ابتدای انقلاب بجز مقاطعی اندک ،آنهم در بعضی بخش ها ، تمامی مصادذ قدرت حاکمیت را اشغال کرده بودند چیست ونقش آنها در این اقتدار چیست ؟ جالب آنجا است که رفتار 8 سال اخیر اقتدارگرایان !! دوم خردادی جای هیچ شک و شبهه ای را در مورد تعلق داشتن آنان به گروهکهای سرکوبگر و توطئه ساز ، برجانگذاشته است !

 

14- چیز دیگری هم داد ازتناقض در رفتار شما و رفقا دارد! شما که نمی توانید به دو جمله متضاد در آن واحد ، اعتقاد داشته باشید وهر دو را صحیح هم بدانید !!! . آخر ، " وجود آنتی فیلتر ها ، نظام را به بازی گرفته و فلسفه وجودی فیلترینگ را هم به زیر سئوال برده " ، یا اینکه " سانسور و خفقان همه جا خصوصا فضای سایبرنتیک را فرا گرفته و هیچ فرصتی برای انتشار حرف ها ، وجود ندارد " ؟ فکر نمی کنید باید بالاخره تکلیف خودتان را مشخص کنید ؟ چون آدم، همه دروغها را باهم نمی تواند بگوید ، آنهم دروغهای متضاد ! . البته ، دروغگو ، چون اصولا کم حافظه است و خدا او را اینگونه قرار داده ، از این خطاها فراوان می کند!!

 

15- اینکه کسی تلاش "ناروا" یی را بعمل بیاورد ، از بیخ کار درستی نیست. اما اگر کسی تلاشی بی پروایانه کرد ، بسته به نوع عمل او ، عملی صحیح یا غلط خواهدبود و یکسره ، بی پروایی دلیل بر غلط بودن یک کار نیست و بلکه گاها ، آنجا که بدست آوردن یک وضعیت دشوار اما گرانبها ، به "بی پروا" یی و جرات و تلاش جدی نیاز داشته باشد ، بی پروایی شرط موفقیت ، مثبت ، مورد سفارش ، تاکید و خصوصا پسندیده ، است ! با این حساب ، نمی توان یک تلاش بی پروا را الزاما تلاشی ناروا دانست ، مگر آنکه ناروایی آن را ثابت کنیم – دقیقا همان کاری که شما نمی کنید ! – و البته انجام یک کار روا ، و صحیح ، با "بی پروا" یی ، امری بسیارمطلوب است. اصولا انجام امورات لازم و واجب و روا ، با "بی پروایی و شجاعت " ، اتفاقا به " نتیجه " می انجامد و این ، "ترس ، دو دلی ، اضطراب و بی جراتی " است که کارهای خوب را هم ، خراب می کند و بشما هم بگویم که اتفاقا به " نظم و مراعات حقوق خصوصی و عمومی منجر می شود . البته هر امر جدیدی دشواریهایی نیز دارد و البته در این میان، ترساندن دولت از مشکلات و دردسرهایی که امثال شما باوجود ادعاهای همیشگی دهان پرکن و گوش فلک کر کن منطقی بودن ، فارغ از هرگونه منطق سدید ، در مسیر انجام وظائف دولت ، برای او فراهم آورده اید ، می آوردید و خواهید آورد ، دلیل و حتی برای زمین گذاردن آن امور واجب نیست ودولت باید بدور از هیاهو ها وتبلیغات ، به فعالیتهای دقیق و علمی لازم برای کشور بپردازد ! در پایان این بخش ذکر می کنم که البته من ، نمی توانم تضمین کنم که که انجام وظائف دولت ، برای آنها که نمی خواهند چرخ این کشور بر مدار آرامش و پیشرفت حقیقی و اعتلای کشور و ارتقاء سطح تمامی مولفه های منافع ملی پیش برود ، "ایجاد مشكلات تودرتو" در پی نداشته باشد !

 

16- گفته اید که شما برای "دولت ایران " حقی برای تقنین در این حوزه قائل نیستید ! پس هزار بار ، معلوم است که شما مشکلی کاملا سیاسی دارید نه حقوقی و فنی وسایبرنتیکی مبتنی بر قواعد علوم حقوق ، ارتباطات و فناوری اطلاعات ! بلکه شما فقط با دولت امروز ایران لج هستید ومشکلی دارید. پس این را همان اول مقاله تان بنویسید وهانطور که گفتم پرده ریا را در نوردید ! به جمع دوستان سیاسی خود ( که البته شما هم از همانها هستید) برگردید و وارد حوزه های تخصصی و علوم منطقی نشوید که " اوردگاه منطق " ، برای شما سیاسیون سکولار ، نه تنها میدان مصاف ، بلکه مردابی بیش نیست. راستی نگفتید که اگر برای "دولت ایران " ، حقی برای برقراری مقررات در حوزه سایبر ایران قائل نیستید ، آیا برای " دولت آمریکا"  برای برقراری مقررات در حوزه سایبر ایران قائلید ؟ و اگر برای آمریکا هم، چنین چیزی قائل نیستید ، پس چرا در حال حاضر مدافع استانداردهایی در حوزه های مختلف علی الخصوص سایبر هستید که توسط آمریکا برای ایران دیکته و اعلام می شود ؟

 

17 – گفته اید " موضعم استدلالي و محكم است و به اين راحتي هم از آن كوتاه نمي‌آيم " پس این همه تناقض را دانه به دانه جواب بدهید و حلی برای آن بتراشید. اما در مورد اینکه احساس کرده اید "یلی در میدان " هستید وباید کسی به "مصاف " شما فرستاده شود باید بشما گفت که بشدت در خواب و خیالید ! شما نباید وضعیت " دون کیشوتی " بیشتر برای خود متصور باشید ، اما البته چه بسا سانچو پانزاهایی که بدنبال نام و نان ، به دنبال امثال شما براه افتاده و در کیش شخصیتی که شما برای خود بپاکرده اید ، غرق گردند . همین که امثال من ، فقط با خواندن همین مطلب ، پاسخ شما را می دهند ، شما و امثال شمارا کفایت می کند و لازم نیست که کسی ، به مصاف !! شما بیاید . مگر کسی همانند خود شما . من شما را به بازگشت به خانه ، از میدان "مصاف " ! نصیحت می کنم و به سانچو (!) های احتمالی هم ، می گویم که دون کیشوت ، آنها را بجای فرستادن به قصر ملکه ، به طویله خواهد فرستاد. پس بهتر است که بدنبال اسب سرکش دون کیشون هیاهو براه نیاندازند و به دروان خوش سرکشی کودکانه خویش ، دلخوش باشند.

 

فعلا. راستی ! هشتاد و پنج میلیون ، چه زود داره خرج می شه ! :)

 


 
جوابی برای دون کيشوت اينترنت باز ايرانی !! . بخش دوم
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

- شما در جمله خود آنجا که آقای وزیر را مخاطب کرده اید ، چه فکری کرده اید که خود را بشکل خاص مطرح کرده و بقول معروف گفته اید دور من یکی را خط بکشید ؟! مگر شما یکی ، فرقی با بقيه دارید ؟

 

3- اصولا قانون بدون ضمانت اجراء مگر معنا هم دارد ؟ قانون بدون ضمانت اجرايي قانون نيست. تعارف است. در مقابل قانون ها دو دسته ادم وجود دارند : آنها که این میثاق اجتماعی را قبول کرده و رعایت می کنند و دیگری ، قانون شکنان . ضمانتهای اجرایی در مقابل عاملان به قانون وضع نشده . درمقابل قانون شکنان وضع می شود. تخطی از قانون کار سختی نیست. اما هزینه های ضمانتهای اجرایی قانون ، آن را محکم می کند ! مگر اینکه شما برای خود رانتهای خاصی قائل باشید که شما را از تقابل با ضمانتهای اجرایی برهاند!! بدانید که ما ، مابقی وبلاگ نویسیها از چنین رانتهایی بهره مند نیستیم ! البته ما حاضر به تخلف از قوانین منطقی هم نیستیم ! اما موضع شما چیز جالبی است که هنوز قانونی تهیه نشده ، دم از مخالفت با آن می زنید و عدم وجود حق قانون گذاری برای دولت جمهوری اسلامی در حوزه سایبرنتیک را مطرح کرده اید. شما در این جمله ، ادعایی حقوقی مطرح می کنید . نه سیاسی. بنا بر این مخاطب شما فقط ضمانتهای اجرایی خواهند بود. بدانید که مانند شما بسیار اقلیتند که قائل به آنارشیزم سایبرنتیکی بوده و هیچ قانونی را برنتابید و دیگران را هم به آنارشیزم دعوت کنند !!

 

4- وقتی شما ، از تیمی که احتمالا می خواهد چنین قانونی را تهیه کند ، اطلاعی ندارید ، از محتوای آن نیز اطلاعی ندارید و اصولا قانون مند شدن این فضا را بر نمی تابید ، دیگر نوشتن این جمله که :" هركسي كه مي‌خواهد درباره اينترنت فكر كند يا براي آن قانون بنويسد، بايد شرايط و حال و هواي فضاي جديد را درك كندو ... " چه معنایی دارد ؟ با درج آن جمله که به عنوان حرف اول وآخر خود " ادعاي محكم و صريح و آشكار من اين است: دولت ايران حق قانون‌گذاري براي فضاي مجازي را ندارد! " ، دیگر چه اهمیتی دارد که اصولا این تیم ، با مبانی سایبرنتیزم آشنا باشد یا نه و اصولا با چه دیدگاهی بنویسد یا ننویسد !! شما اصولا هر نوع قانون نویسی را مردود دانستید ! دیگر چه اهمیتی دارد که یونس شکرخواه یا حتی خود شما را هم به معاضدت و مشاورت بگیرند یا نگیرند ( خصوصا که ادعا کرده اید برایتان خط مشی دولتها و آدمها هم فرقی نمی کند و بین دولت خاتمی و احمدی نژاد هم در این موضوع فرقی قائل نیستید ! ) . پس لطفا این ژست ها را به کناری نهاده و بجای این همه بقول خودتان بحث باصطلاح تئوریک ، همان جمله جزم اندیشانه و آنارشیستیک خود را تکرار کنید و بگویید اصولا من قانون را قبول ندارم ! همین . و برای اینکه صفحه تان پرشود می توانید آن را تکرار کنید یا با فونت بسیار بزرگ بنویسید. این برای شما از تناقضی که اینگونه ، در آن گرفتارید بهتر است !

 

5- با گذر از این موضوع ، باید پرسید منظور شما از این "حال و هوای جدید " چیست که تدوینگران قانون سایبرنتیکی باید آن را درک کنند ؟ اگر منظور شما ، شدت تلاش وسلطه فرهنگ سکولار و لائیک صهیونیستی بر رسانه ها و بشکل اخص ، اینترنت است که ، خب این چیزجدیدی است ؟ اتفاقا این قوانین ، برای جلوگیری بر اعمال سلطه های از بیرون حوزه جغرافیای سیاسی این کشور ، بر منافع ملی ایران ، ننظیم خواهد شد. خواه این ها بشکل سازماندهی شده و با بهره گیری از و بودجه بیگانه صورت گیرد و یا اینکه بشکل داوطلبانه !! ، خود ! جوش ، قربتا الی الله ! وبی جیره و مواجب !!! اتفاقا من هم همین را عرض می کنم و می گویم که اگر کسی ماهیت خوی سلطه طلب استکباری غرب را درک نکند و نتواند درگیر شدن منافع استکبار با منافع ملی ما را با چشمان خود بوضوح ببیند ، حق تعیین و تنظیم مقررات و قانون در این کشور را ندارد !! این چیز جدیدی نیست. اما اگر منظور شما این است که ما نیز به این قوانین تقریبا نانوشته اما در حال اجراء گردن بنهیم وخود را تسلیم آنها بکنیم و بقول شما ، این شرایط را جبونانه، درک کنیم ، شرمنده ، اگر می خواستیم این شرایط !! را درک کنیم ، همان بهتر که انقلاب نمی کردیم ! چون ما شرایط را برای دنیا عوض کردیم وبه شرایط "سلسله مراتب قدرت" پشت کردیم ! پس اگر درگامهای بعدی این مشق شب دیکته شده از بیرون مرزها ، تحت عنوان " شرایط جهانی"، برای ما حجت شود ، اصل انقلاب اسلامی ، نقض غرضی بیش نخواهد بود .

 

6- شما باید توضیح بدهید اصولا چگونه دریافتید که نویسندگان این قانون بدنبال نگاهی از بالا ، یا از پایین ، یا از چپ ، یا از راست ( ویا از هر طرف دیگر !! ) هستند وبعد باید بفرمائید که که چگونه ، یکی از دلائل شما در تحول مفهومی ، "توسعه حجم ارتباطات " ذکر شده و بنا بر نگاه شما ، این توسعه حجم ، دلیل بر ضرورت تغییر جهت نگاه است ؟ یعنی اصولا اگر حجم ارتباطات توسعه نمی یافت ، می توان نگاهی از بالا بر آن داشت وچون حالا این "حجم " بالا رفته جهت نگاه باید تغییر کند ؟ باید در جواب شما گفت ، این حجمی از توسعه ، که امروز به نظر شما "زیاد" می رسد ، بخاطر رشد منطقی تکنولوژی ارتباطات در طول زمان و آینده ، در دنیای آینده آنچنان هم توسعه یافته نیست و دقیقا بنا بر همین قرینه ، ارتباطات گذشته که از نظر شما ، الان بسیار محدود دیده می شود ، در دوران گذشته ، تحولی شگرف بشمار می رفته است. پس این میزان گستردگی حجم ارتباطات ، امری نسبی است. پس چگونه می توان توسعه امروز را دلیل بر تغییر جهت نگرش به موضوع ، متفاوت با گذشته ، و در خلاف جهت ، تلقی کرد ؟

 

7- با وجود اذعان واعتراف شما ، به وجود مفاهیمی همچون " فضاي مجازي، روابط سايبرنتيك، اجتماع مجازي و هويت سايبر " جای تعجب بسیار است که کماکان ، دوست دارید تا با قوانین ومقررات حوزه های غیر سایبرنتیک ، با فضای مجازی تعامل گردد ، درحالیکه خود اذعان دارید که بسیاری از روابط محتول شده اند ونمی توان با مقرراتی که برای حوزه های مختلف حتی رسانه ای ، اما غیر سایبر وضع شده اند ، به حوزه سایبرنتیک توجه داشت. البته این موضوع زمانی عجیب تر خواهد شد که شما اصولا ، دم از ضرورت بی قانونی و تنظیم وضع جنگل ، برای جامعه مجازی بزنید و بر طبل عدم امکان و ضرورت وضع قانون ، برای جامعه ای که در حوزه مجازی بنا شده است بکوبید !

 

8- شما درگیر تناقض بزرگ دیگری نیز هستید ! شما از یکسو از وجود چیزی بنام جامعه مجازی خبر می دهید ، اما از دیگر سو ، این جامعه را بدون نیاز به قانون و مقررات تصور می کنید ! این همانطور که بارها تاکنون گفته ام ، نزدیک ترین تصور از ایدئولوژی آنارشیزم در محیط مجازی است. بدنیست تا موضوع را کمی روشن کنید که چگونه ، معتقدید اصولا نباید در حوزه مجازی ، دست به تقنین زد !

 

9- تناقض کلام شما ، سرتاسر مطلب شما را فرا گرفته . از یکسو ، بر این نکته پافشاری می کنید که دولت ایران حق تقنین در حوزه مجازی را ندارد و از سوی دیگر می گویید که این فضا نیازمند قانون است و " با بازنويسي قانون مطبوعات براي اينترنت، چه مشكلات بزرگي پديد مي‌آيد !! " شما بفرمائید حتی اگر بخواهیم اظهارات شما را ملاک قضاوت در مورد حوزه سایرنتیک گذاریم ، اخر دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ؟  


 
جوابی برای دون کيشوت اينترنت باز ايرانی !! . بخش اول
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله

 

اخیرا آقای علی پیر حسین لو ، در مطلبی که در وبلاگ خود درج کرده بود ، با به هوا کردن گردوخاکی شدید ، گفته بود که برای دولت جمهوری اسلامی ایران حقی برای تنظیم مقررات برای حوزه سایبرنتیک قائل نیست وبرای این موضوع ، هل من مبارز کرده و از آقای وزیر ارشاد ، هماوردی طلبیده بود !!! دلم برایش سوخت و از انیکه کیش شخصیت ، اورا تا این حد در خودآزاری فرو برده بود نگران شدم . مطلبی برایش به رسم مناظره !! گذاشتم تا اگر خواست جواب بدهد. تا الان که از جواب خبری نبوده . اما یادشان باشد که ادعاهایاشان حتی بعد از هشتالس خاتمی هم هنوز تو زرد از آب در می آید ! اگر در حال آماده کردن جواب بود می توانست بیاید و بنویسد . اما متاسفانه ... نعل وارونه و تاخت رفتن با هم می کنند !!

این هم بخش بخش ، جوابهایی که برای ایشان رفته است :

 

بسم الله . پاسخی بر دون کیشوت جریان اصلاح طلبی اینترنت که کاردش بر استخوان رسيده! :::::::::بسم الله . آقاي پير حسين لو . خیلی لازم نیست که آقای وزیر ارشاد کسی را به مناظره و "مصاف " (!) با شما فرابخواند! همین من ، آماده مناظره با شما در اين موضوع هستم و براي آغاز بحث و گشایش باب مناظره، چند نكته را مطرح وپاسخ شما در مورد آنها را مي طلبم : 1- شما مگر از متن قوانين احتمالي ، خبر داريد كه مي گوييد ::اگر تصور كرده‌ايد عموم وبلاگ نويسان به قوانين احتمالي كه شما طبق ميل و سليقه خود برايشان بنويسيد تمكين مي‌كنند، لااقل حساب من يكي را از بقيه جدا كنيد:: مگر اينكه به نوعي آنارشيزم قائل باشيد كه بگوييد هيچ قانوني را بدون توجه به محتوا برنخواهيد تابيد !!


 
مخاطبان ايمانی دوستانی ايمانی
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

چقدر خوشحال می شوم وقتی که می بینم ، مخاطب ، با جستجوی چه کلمات کلیدی در موتور های جستجو ، به وبلاگ من وارد می شود :

مهدی زین الدین سایت سپاه پاسداران ابراهیم همت آرمانم شهادت سپاه پاسداران خاطرات یک بسیجی پاسداران - Pasdaran

 

گزیده ای از گزارش روز کیهان :

اهداف پشت پرده اهانت كنندگان به مقدسات اسلامي

توطئه خنثي مي شود : حفاظت شيعيان عراق از اهل تسنن

روزنامه کیهان : 8/12/84

 

آمريكا سكوت نمي كند!

دو روز پيش از حمله به حرمين شريفين ائمه سامرا سفير آمريكا، در يك گفتمان عصبي، طرح نفاق افكني بين مسلمانان عراق را لو داده بود. آمريكاييها كه از نتيجه انتخابات اخير عراق و پيروزي قاطع شيعيان در آن بسيار عصباني بودند، نتوانستند خويشتنداري كنند و «زلماي خليل زاد» سفير آنها در عراق در گفتگويي، طرح ايجاد جنگ مذهبي در عراق را لو داد. در واقع انفجار مرقد مطهر امامان شيعه در سامرا دو روز پس از آن صورت گرفت كه سفير آمريكا در عراق ائتلاف يكپارچه عراق را كه در انتخابات 24 آذر اين كشور پيروز شده بود تهديد كرد كه كاخ سفيد مانع تشكيل دولت ملي در عراق خواهد شد.

 

آمريكا پس از اشغال عراق بارها سعي كرد ميان شيعيان و اهل سنت عراق اختلاف ايجاد كند، اما مرجعيت شيعه در نجف اشرف توطئه آن را نقش برآب كرد.

 

در واقع انفجار مرقد مطهر امامان شيعه در سامرا دو روز پس از آن صورت گرفت كه سفير آمريكا در عراق ائتلاف يكپارچه عراق را كه در انتخابات 24 آذر اين كشور پيروز شده بود تهديد كرد كه كاخ سفيد مانع تشكيل دولت ملي در عراق خواهد شد.

«زلماي خليل زاد» سفير آمريكا دوشنبه شب در تلاش براي جلوگيري از حاكميت اكثريت پيروز در انتخابات عراق گفت: واشنگتن در قبال تلاش هايي كه در حاكميت عراق براي اداره كشور براساس قوم گرايي صورت مي گيرد، سكوت نكرده و در مقابل آن خواهد ايستاد.

 

خليل زاد گفته بود وزارت دفاع و كشور عراق نبايد در اختيار شيعيان قرار گيرد.

 

«ابراهيم جعفري» نخست وزير عراق روز سه شنبه با رد اين تهديدها گفت كه براي تشكيل دولت جديد، هيچ فشار خارجي را نخواهم پذيرفت و هر فشاري با هدف دخالت در امور داخلي و حاكميتي عراق تحت هر شرايطي مردود است. دولت جديد براساس اراده، ديدگاه و ساز و كار عراقي و بدون دخالت بيگانه تشكيل مي شود. مردم عراق، كشورشان را مي سازند و تحت تأثير فشارهاي ديگران قرار نمي گيرند.

 

عبدالحميد گفت: اين اقدامات براي مقابله با تشكيل دولت وحدت ملي و ايجاد فتنه است. اهالي سامرا و بيشتر عشاير منطقه، اين مكان را مقدس مي دانند؛ زيرا امام هادي«ع» جد آنان است. از زمان كودكي بر اين امر واقف بوديم كه امام هادي«ع» جد بيشتر عشايري است كه از اين مكان محافظت مي كنند

مردم سامرا: امام هادي جد ماست

برخلاف تلاش هاي بي وقفه رسانه هاي بيگانه براي انتساب انفجار در حرمين شريفين سامرا به اهل تسنن، پيروان اهل تسنن در عراق، اين موضوع را بشدت رد مي كنند.

 

دكتر «محسن عبدالحميد» رئيس شوراي حزب اسلامي عراق «اهل سنت» روز پنجشنبه گفت: هدف از حمله به بارگاه امامان شيعه در سامرا، ايجاد شكاف در وحدت مردم عراق است.وي در گفت وگويي با شبكه الجزيره درباره انفجار در سامرا افزود: همه عراقي ها مي دانند مسئوليت اين حوادث بر عهده كساني است كه از اهالي سامرا نيستند و مي خواهند با اين اقدامات وحدت مردم عراق را از بين ببرند.

 

عبدالحميد گفت: اين اقدامات براي مقابله با تشكيل دولت وحدت ملي و ايجاد فتنه است. اهالي سامرا و بيشتر عشاير منطقه، اين مكان را مقدس مي دانند؛ زيرا امام هادي«ع» جد آنان است. از زمان كودكي بر اين امر واقف بوديم كه امام هادي«ع» جد بيشتر عشايري است كه از اين مكان محافظت مي كنند. وي افزود: پس كساني كه به اين مكان مقدس حمله كرده اند، افراد بيگانه و جنايتكار بودند كه نخست مي خواهند چهره اهل سنت و جماعت را خراب كنند و همچنين خواستار شكاف در وحدت مردم عراق هستند.اين مقام حزبي اهل سنت همچنين از درخواست مراجع شيعه براي آرامش و تحريم حمله به مساجد اهل سنت تقدير كرد.

 

شيطان پير دسيسه مي كند

در اخبار سراسر كذب سايت B.B.C كه با استفاده از شگردهاي ژورناليستي (طرح دروغ نزديك به راست) تا حدي قابل باور جلوه مي كند، تلاش شده است كه جنگ مذهبي را در عراق آغاز شده نشان دهند.

سايت بي بي سي اين روزها فعاليت عجيبي را براي شكل دادن به يك جنگ مذهبي در عراق آغاز كرده است. در اخبار سراسر كذب اين سايت كه با استفاده از شگردهاي ژورناليستي (طرح دروغ نزديك به راست) تا حدي قابل باور جلوه مي كند، تلاش شده است كه جنگ مذهبي را در عراق آغاز شده نشان دهند.

 

بي بي سي در بخشي از خبر روز پنجم اسفند خود- بدون آنكه هيچ منبعي اين خبر را تاييد كند- نوشته است: «برخي از رهبران شيعه و سني، يكديگر را در دامن زدن به قهر و خشونت، متهم كرده اند.»

 

در ادامه دسيسه هاي خبري براي تفرقه افكني ميان شيعيان و سني هاي عراق، بي بي سي با اشاره به يك حادثه خونين در نهروان عراق پس از شرح و تفصيل تكان دهنده آن مي نويسد: روشن نيست كه اين حادثه، بخشي از عمليات شورشيان مخالف دولت بوده يا به حادثه انفجار در حرم سامرا مربوط مي شود!!!

در بخشي ديگر از خبر بي بي سي كه روز جمعه روي سايت اين رسانه رفته، آمده است: رهبران گروه هاي مختلف سياسي، به دعوت جلال طالباني رئيس جمهور عراق، در جلسه اي بمنظور خاتمه دادن به تشنج جاري شركت كرده اند؛ اما جبهه وفاق، بزرگترين گروه سياسي سنيان عراق در اعتراض به آنچه حفاظت ناكافي از اين اقليت مذهبي خوانده از شركت در اين جلسه خودداري ورزيده و گفته است از مذاكرات جاري براي تشكيل دولت ائتلافي نيز خارج مي شود. فريد صبري سخنگوي حزب اسلامي عراق كه يك گروه سني است، به بي بي سي گفته: ما از دولت انتظار داشتيم كه حافظ جان مردم باشد؛ اما دولت در اين اوضاع خطير به مسئوليت خود عمل نمي كند.

 

بي بي سي آنگاه در يك ادعاي كاملا بي اساس كه هيچ منبع خبري آن را تاييد نمي كند، مي نويسد: طي دو روز گذشته، بويژه در 24 ساعت گذشته، 130 نفر را از خانه هايشان بيرون كشيده و به قتل رسانده اند، فقط بخاطر اينكه سني بوده اند تا حالا 168 مسجد به آتش كشيده شده است.

 

بي بي سي، آشكارا خط ايجاد تقابل ميان شيعه و سني را به طراحان توطئه اخير ارائه مي دهد و مي نويسد: به گزارش منابع پليس، واكنش هاي خشونت آميز عليه سنيان عراق در روز پنجشنبه گذشته ادامه داشته و در خلال ساعات شب قبل، تنها در شهر بغداد اجساد 50 نفر ديگر يافت شده كه با شليك رگبار گلوله به قتل رسيده اند؛ درحالي كه در شهرهاي مختلف، مساجد سنيان مورد حمله قرار گرفته اند.

 

در ادامه دسيسه هاي خبري براي تفرقه افكني ميان شيعيان و سني هاي عراق، بي بي سي با اشاره به يك حادثه خونين در نهروان عراق پس از شرح و تفصيل تكان دهنده آن مي نويسد:روشن نيست كه اين حادثه، بخشي از عمليات شورشيان مخالف دولت بوده يا به حادثه انفجار در حرم سامرا مربوط مي شود.

 

اين نوع تحليل و استفاده از عبارت «روشن نيست» پيش از يك ادعاي صرف و در چارچوب خبري كه درصدد بيان يك موضوع خاص است، روشي است كه بي بي سي در آن تخصص و سابقه بسياري دارد.

 

بي بي سي در القائات اخير خود، چند گام به عقب برداشته و اساسا همه فعاليت هاي تروريستي پس از اشغال عراق را كه مقاومت مردمي در برابر آمريكا تلقي مي شود، به اختلافات ميان شيعه و سني نسبت داده و مي نويسد: گرچه مدتي كوتاه پس از سقوط رژيم صدام حسين، حملات مسلحانه و بمب گذاري ها و عمليات انتحاري در نقاط مختلف عراق آغاز شد و مراكز و اجتماعات ديني شيعيان، از جمله هدف هاي اين حملات بوده اند، اما تاكنون رهبران شيعه توانسته بودند از واكنش مشابه اكثر طرفداران خود جلوگيري كنند.

 

اين رسانه تفرقه افكن، سپس به آنچه هفته گذشته رخ داده اشاره مي كند و رندانه، آن اتفاقات را به مقاومت مردم عراق در برابر اشغالگران از طريق اقدامات ايذائي همچون بمب گذاري در سر راه اشغالگران و يا عمليات انتحاري مربوط مي كند و با وجود آنكه هيچ گروهي مسئوليت انفجار حرمين شريفين سامرا را نپذيرفته، رندانه مي نويسد: اما حملات مسلحانه و بمب گذاري هاي عراق به گروه هايي نسبت داده شده است كه از حمايت سني هاي تندرو برخوردار هستند. در نتيجه شيعيان خشمگين به تلافي اهانت به حرم سامره، مكان هاي مذهبي سنيان را هدف حمله قرار داده اند.


 
مقداری صراحت - بخش دوم - متن چت -۷
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

TARAF HESABE BAHS: شما چون شرعا از عدالت ساقط هستيد

TARAF HESABE BAHS: پاسخي نمي دهم

aboozar_mr: در پايان ، از اينکه با همراهي خود ، اجازه داديد تا موضوعي تا به اين حد روشن شود و اين بار ، مانند وبلاگ خود يا آفلاينهاي خود يک طرفه حرفي را ننوشتيد و حقي را ضايع نکرديد از شما متشکرم .

TARAF HESABE BAHS: اين را هم به متن اضافه کنيد

aboozar_mr: بفرمائيد.

aboozar_mr: شما اگر حتي يک متلک مي توانستيد بياندازيد ، مي انداختيد . کسي در اين شکي ندارد. ::جواب نمي دهم :: محمل جالبي است.

aboozar_mr: اتفاقا جريان ملي مذهبي و نهضتي هم رهبري را به عادل نبودن ، مدير نبودن ، زمان شناس نبودن و ظالم بودن متهم مي کنند. اينها همان اتهاماتي است که به امام هم مي زندد.

TARAF HESABE BAHS: شما رهبري هستيد؟

TARAF HESABE BAHS: مگه؟

aboozar_mr: کدام متن را به متن اضافه کنم ؟

aboozar_mr: يک لحظه .....

TARAF HESABE BAHS: حداقل قياس مع الفارق را درست ياد بگيريد و حرفه اي

TARAF HESABE BAHS: همون رو که گفتم "چون از نظر من شرعا از عدالت ساقط هستيد

TARAF HESABE BAHS: من هم مي خوام متن را در وبلاگم بذارم

TARAF HESABE BAHS: کار جالبي است

TARAF HESABE BAHS: مشکلي که ندارد از نظر شما ؟

aboozar_mr: انشاء الله در پايان کامل مناظره ، فايل مناظره را غلط گيري مي کنيم وارسال مي کنيم تا کاربر بتواند متن بدون غلط را بخواند. اين متن مورد اتفاق نظر هر دو قرار گرفته و در وبلاگ مندرج خواهد شد. هر دو وبلاگ . چيزي نبايد حذف شود. فقط غلطهاي املايي حذف شوند. حتي توالي ها لازم نيست مرتب شوند.

TARAF HESABE BAHS: غلط املايي؟

aboozar_mr: بله.

aboozar_mr: و تايپي

TARAF HESABE BAHS: من يادم نمي ياد غلط املايي باشد در متن

aboozar_mr: غلط تايپي فراوان هست.

TARAF HESABE BAHS: من ترجيح مي دهم که  براي حفظ اصالت متن آنها هم باشد

TARAF HESABE BAHS: بدون دخل و تصرف

TARAF HESABE BAHS: يه سئوالي هم دارم

TARAF HESABE BAHS: شما چرا با اسم مستعار کار مي کنيد؟

TARAF HESABE BAHS: مگر از چيزي مي ترسيد؟

aboozar_mr: کار براي کاربر ، ساده خواهد شد. عدم حذف اغلاط املايي منجر به سخت شدن درک مي شود. وقتي که ما وقتي غلط تايپي مي کنيم ، در واقع منظوري را که می خواستيم برسانيم ، نتوانسته ايم برسانيم ، مشکل اصلاح غلط هاي املايي جيست ؟ اصلاح غلطهاي املايي نشان ترس از چيزي است ؟

TARAF HESABE BAHS: ترس؟

TARAF HESABE BAHS: خداروشکر ما جز از خدا از چيزي نمي ترسيم

aboozar_mr: پس چرا من را به ترسيدن متهم مي کنيد بخاطر حذف اغلاط املايي و تايپي ؟

aboozar_mr: اگر از خدا شماها مي ترسيديد ، خلاف مشي رهبري نمي رفتيد و از رهبري در همان حا مصرف نمي کرديد.

TARAF HESABE BAHS:

aboozar_mr: حالا ببينم : غير عادل معرفي کردن يک مسلمان ، اگر بر پايه سند ومدرک نباشد ، مگر موجب اين نمي شود که آدم لازم باشد از نو شهادتين بگويد ؟

aboozar_mr: شما مجتهد هستيد که کسي را غير عادل معرفي مي کنيد ؟

aboozar_mr: اين از اين .

TARAF HESABE BAHS: وقتي يک مسلمان مي گويد شايد تو بگويي فلان ، پس تو بد و ضد انقلاب و ...فلان هستي

TARAF HESABE BAHS: اين مسلمان از عدالت ساقط مي شود

TARAF HESABE BAHS: فهم اين نيازي به اجتهاد ندارد

TARAF HESABE BAHS: ولي من لازم مي دانم

TARAF HESABE BAHS: براي عدم سوءاستفاده لائيک ها از اين گفتگوي انتقادي

aboozar_mr: در مورد اينکه شما قياس مع الفارق را مطرح مي کنيد ، کاش مي نوشتيد اصلا قياس معل الفارق چيست و شما کجاي کار من قياس مع الفارق ديديد واين قیاس مع الفارق که مچ گيري !! کرديد چه ربطي به بحث ما داشت و اصولا شما کجاي اين بحث يک بار جوابي به موج سوالات مندرج از سوي من داديد ؟

TARAF HESABE BAHS: عرض کنم که با وجود همه اختلاف ها با برادر ابوذر(ميثم ) و همه دوستان هم انديش ايشان، اجازه نمي دهيم اين اختلافات به نفع لاييک ها تمام شود

TARAF HESABE BAHS: ما همچنان برادر و دوستيم ، هرچند که اختلافات زيادي داريم

TARAF HESABE BAHS: هروقت که لازم باشد در جهت دفاع از اسلام ، متحد مي شويم

TARAF HESABE BAHS: والسلام عليکم و رحمه الله

aboozar_mr: اولا ، همين نتيجه گيري ::::وقتي يک مسلمان مي گويد شايد تو بگويي فلان ، پس تو بد و ضد انقلاب و ...فلان هستي ::: خود غير شرعي بود  وثابت کرد وقتي غير متخصص علوم ديني خود را محق به دخالت در امور ديني مي بينيد کار به کجا مي کشد . من هم به آنچه که مد نظر آقاي ( طرف حساب بحث . سانسور کردم )  است اضافه کنم که ما براي دوستي و دشمني ، تبري وتبري از فروع دين شيعه را ملاک قرار مي دهيم و چون اين اختلافات ، براي اصلاح امور و بهتر شدن عملکرد ها است ، اينقدر با هم صريحيم و رک حرف مي زنيم . اما با جريانات بي دين ، لائيک ، مطرود امام خميني و رهبر معظم انقلاب اسلام و منافقين ، هيچ آرام وصلح و رفاقتي نداريم .با حق.

aboozar_mr: اين مناظره در اينجا خاتمه مي يابد.

aboozar_mr: ضمنا من ميثم نيستم .ابوذرم . والسلام عليکم و رحمه الله.

TARAF HESABE BAHS: ميثم هستيد ، ميثم منتظري

aboozar_mr: هههه .

TARAF HESABE BAHS: والسلام عليکم و رحمه الله

aboozar_mr: والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته.

TARAF HESABE BAHS: متن کامل مناظره من و ابوذر (ميثم ) در وبلاگ کلاشينکف ...حتما بخوانيد  http://kelash.persianblog.ir

aboozar_mr: قبل از گرفتن غلط هاي املايي؟!!

aboozar_mr:

TARAF HESABE BAHS: اره

TARAF HESABE BAHS: روي خطه!

aboozar_mr: قبل از ارسال متقابل ؟!

TARAF HESABE BAHS: همچين قراري داشتيم؟

TARAF HESABE BAHS: موردي هست که مي خواهيد حذف بشه ؟

aboozar_mr: بخون آخر متنو .

aboozar_mr: پس اين چيه ؟ :::انشاء الله در پايان کامل مناظره ، فايل مناظره را غلط گيري مي کنيم وارسال مي کنيم تا کاربر بتواند متن بدون غلط را بخواند. اين متن مورد اتفاق نظر هر دو قرار گرفته و در وبلاگ مندرج خواهد شد. هر دو وبلاگ . چيزي نبايد حذف شود. فقط غلطهاي املايي حذف شوند. حتي توالي ها لازم نيست مرتب شوند::: به اين زودي ؟!!

TARAF HESABE BAHS: موافقت من هست؟

TARAF HESABE BAHS: توي متن؟

aboozar_mr: آفرين ! باریکلا ! باز همه را به نماز و روزه حواله بده . يادم باشه دفعه بعد بيشتر بهت سخت بگيرم تو مناظره .

TARAF HESABE BAHS: عجب

TARAF HESABE BAHS: بابا جون

TARAF HESABE BAHS: نمي شه که هرشما شما خواستي همون بشه که

TARAF HESABE BAHS: من اگه موافقت مي کردم و بعد خلف وعده مي کردم بد بود

TARAF HESABE BAHS: وقتي تعهدي ندادم

TARAF HESABE BAHS: ديگه حرفي نمي مونه

aboozar_mr: هرچي وبلاگتو رفرش مي کنم نمياد.

aboozar_mr: سياست انگليسي ..........

TARAF HESABE BAHS: بازهم تهمت؟

aboozar_mr: فکر کردي ماجراي ابوموسي و عمر وعاص است ؟! زرنگ ؟ !

aboozar_mr: که چون موافقت نکردي .... ؟! اي زرنگ ! بازم بگو /.بگو نماز وروزه . بگو عدالت. بگو خدا ترسي ! .

TARAF HESABE BAHS: از تهمت هاي شما ديگر نمي گذرم

TARAF HESABE BAHS: تا الان مي گذشتم

aboozar_mr: بخش اول : مثل هميشه  اولا جمله تهمت آميز را بياور . دوما : تهمت را ثابت کن سوما : چرايي آن را بپرس : چهارم : خواستی بگذر خواستي نگذر. خود داني. بخش دوم : با تهمت هاي تو ما چه کنيم ؟


 
مقداری صراحت - بخش دوم - متن چت -۶
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

aboozar_mr: پس به اين نکته اي که درج مي شود توجه کنيد و تاپايان آن را قطع نکنيد : وقتي نهضت منحله غيرقانوني نهضت باصطلاح آزادي ،يک بار در طول حيات شريف امام راحل و سه بار پس از رحلت ايشان ، دستخط مبارک ايشان در پاسخ به آقاي محتشمي وزير کشور وقت را که در مورد منع کامل و همه جانبه فعاليتهاي نهضت باصطلاح آزادي را جعلي اعلام کرده و سه بار تاکنون در محاکم ذيصلاح ، صحت دستخط حضرت امام يک بار در زمان حيات ايشان ويک بار تاکنون در زمان رحلت ايشان مورد تاييد قرار گرفته و با وجود آنکه ...

TARAF HESABE BAHS: لااقل عادل هستيد

TARAF HESABE BAHS: چه ربطي به نهضت آزادي دارد؟ بحث؟ چرا وقتي کم مي آوريد بحث را منحرف مي کنيد؟

aboozar_mr: حضرت امام در وصيتنامه سياسي والهي خويش خصوص صفحه 29 و پاياني وصيتنامه ، حضرت حجت الاسلام والملسمين مرحوم حاج سيد احمد خميني را از هر نوع اتهام در همين زاويه مبرا دانشته و اتهام زنندگان به ايشان را شماتت مي کنند ،

aboozar_mr: وقتي که اين نامه به بيش از چند مرجعع قانون در زمان حيات حضرت امام ارسال مي شود و تمامي مراجع قانوني فوق الذکر ، نامه فوق الذکر را در دفاتر رسمی خود ثبت مي نمايند اما کماکان نهضت آزادي سيد احمد را عامل نگارش آن نامه دانسته وتهمات هاي بزرگي همچون تلاش سيد احمد براي حلاليت گرفتن از نهضت آزادي را مطرح مي کند ،همچنين ...

TARAF HESABE BAHS: آقاي محترم

TARAF HESABE BAHS: اصلا بحث ما در مورد تبليغات بود

TARAF HESABE BAHS: اينها چه ربطي به بحث ما دارد؟؟؟؟؟

aboozar_mr: وقتي اسناد دال بر حاسوسي جریان نهضت آزادي ، ملي و مذهبي ، در طول دوره دولت موقت ، از درون لانه جاسوسي خارج و اصل اسناد تاکنون در اختيار وزارت اطلاعات قرار گرفته و دال بر جاسوسي اين افراد براي منافع بيگانه و مشخصا ايالات متحده آمريکا است و براي نمونه به تابعيت دوگانه ايراني و نيويورکي آقاي ابراهيم يزدي وزير امور خارجه دولت موقت و جاسوسي عباس امير انتظام ، سخنگوي اين دولت ، براي بيگانه اشاره مي کند و جريان نهضت باصطلاح آزادي ، اين اسناد را همگي جعلي ودست ساز معرفي مي کند و همچنين ...

TARAF HESABE BAHS: عجب !!!

TARAF HESABE BAHS: آقا ميثم

TARAF HESABE BAHS: اينها چه ربطي به حرف ما داشت؟؟؟؟

aboozar_mr: وقتي که تنها ملاک اثبات وجود دموکراسي در ايران ، ذيل يکي از بندهاي قانون مهار اقتصادي دوجانبه ايران تدوين شده توسط سناتور فرانسيس داماتو ، مجوز يافتن نهضت آزادي براي فعاليت سياسي آزادانه در ايران است و اين نيز جزو اسناد عمومي موجود در اينترنت نيز مي باشد و البته در سايتهاي رسمي دولت ايالات متحده ثبت وموجود مي باشد ،

aboozar_mr: چگونه اين گروه سياسي ، همچنين جريان ملي مذهبي و همراهان ، همفکران ، سمپتها  و کساني که خط فکري و سياسي و تبليغاتي و عملي آنها در حوزه تبليغات واطلاع رساني و خبر را ادامه داده و تبليغ مي کنند ، مي توانند به سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي استناد کنند در حاليکه چنين سابقه درخشاني در انکار اسناد مسلم و قانوني دارند ؟

aboozar_mr: نکته به پايان رسید.

aboozar_mr: از نظر عناصري مانند شما احتمال تحريف سخنان رهبري نيز وجود دارد.

TARAF HESABE BAHS: عزيزجان

TARAF HESABE BAHS: گوش مفت گير آوردي؟

TARAF HESABE BAHS: سخنراني ات رو بذار براي دوستان

aboozar_mr: از نظر عناصري مانند شما اطرافيان مي توانند اطلاعات آلوده حتي به رهبري داده و او را کاناليزه کنند.

TARAF HESABE BAHS: شما از نظر من عادل نيستيد

TARAF HESABE BAHS: تمام شد

TARAF HESABE BAHS: وقتي تهمت و افترا و انگ خوراک بحث از طرف شماست

TARAF HESABE BAHS: جاي بحثي نمي ماند

TARAF HESABE BAHS: aboozar: از نظر عناصري مانند شما اطرافيان مي توانند اطلاعات آلوده حتي به رهبري داده و او را کاناليزه کنند

TARAF HESABE BAHS: ؟؟؟؟

aboozar_mr: اينکه شما در يک مناظره کاملا داراي چهارچوب مشخص و حدود معلوم و بنا به اظهار خودتان ، حقوقي نمي توانيد يک کلمه از اقداماتي را که تاکنون خود شما و جريان شما در تخريب کانديداهاي مختلف انتخابات رياست جمهوري اعم از آقايان هاشمي و احمدي نژاد و .... انجام داده ايد حتي ذکر کنيد در حاليکه بشکل کاملا جاري ، موارد مختلفي از ارسال آفلاينهاي توهين آميز ، سياسي و ضد تبليغي شما عليه دولت و جريان مذاکرات هسته اي وجود دارد و رهبري بارها به وجود جريانات تخريبگر دولت جناب آقاي دکتر احمدي نژاد اشاره کرده و ضرورت و" بايدي بودن " حمايت از دولت را

aboozar_mr: برشمرده و بر روند مذاکرات هستي اي صحه کامل گذارده اند ،

aboozar_mr: اين سوء استفاده از نام مقام معظم رهبري درموضوعات مورد نظر و حذف نظرات ايشان در موضوعات و موارد به ضرر چه معنايي دارد ؟آنهنگام که رهبري در مورد دولت و سياست خارجی وخصوصا سياست هسته اي وديپلماسي فعال کشور موضع کاملا حمايتگر گرفته وآن را تاييد مي کنند ، اين سخنان حذف ودر مواجه با يک مناظره کاملا شفاف و در چهارچوب ، از سخنان رهبري خرج مي گردد ؟

TARAF HESABE BAHS: جز تاسف و سکوت هيچ چيز براي گفتن ندارم

TARAF HESABE BAHS: فقط اين پيشنهاد را مي کنم که از خدا بترسيد

aboozar_mr: مسلم است که شما چيزي برای گفتن نداريد. اگر داشتيد ، لحظه اي تامل نمي کرديد حتی اگر مي توانستيد انگي مي زديد يا تخريبي مي کرديد يا ضد تبليغي براه مي انداختيد.

TARAF HESABE BAHS: خدا به اسم و عنوان و ريش و پشم و حکم سپاه و ...نگاه نمي کند

aboozar_mr: شکي در اين موضوع نيست که شما چيزي براي گفتن نداريبد.

aboozar_mr: خدا به ريش و پشم و اسم خبرنگار و وبلاگ نويس و ... نگاه نمي کند. خدا به دل آدمها نگاه مي کند. ان الله يعطي بالقلوب.

aboozar_mr: شما هيچ چيزي براي گفتن نداريد. شما حتي جرات قبول مسئوليت اقدامات خود را هم نداريد و همه اش از مصونيت وعدم استفاده در دادگاه مي ترسيد !

aboozar_mr: شما چيزي براي گفتن نداريد. اين يک مسلم ثابت شده است.

aboozar_mr: شما ، حتي نمي توانيد ، در دادگاه وجدان شخصي ، و در دادگاه عدل الهي ، خود را روسفيد کنيد که اگر اين بود, اينقدر از دادگاه انسانها نمي ترسيديد که ان الله يدافع عن الدين آمنوا. شما حتي نمي توانيد يک نفر غير از خود را با استدلال وبه دور از احساسات و تبليغات آلوده ، با خود همراه کنيد. شما حتي نمي توانيد در خبرگزاري  ( یک خبرگزاری . سانسورش کردم )  ،يک همکار موثر وموافق براي خود پيدا کنيد.

aboozar_mr: کسي که افکار و اعمال شما و رويکرد شما در تخريب سياست خارجي جمهوري اسلامي راتايد کرده و

aboozar_mr: خود هم به آن دامن بزند وادامه بدهد.

aboozar_mr: اسم اين وضعيت شما ، باختن يک مناظره شفاف است. حالا در پايان اين مناظره ، اگر حرفي براي ذکر داريد بگوييد و باطلاع مي رسانم ، متن اين مناظره ، بطور کامل بنا است که در وبلاگ اينجانب درج شود. شما اگر نظري در اين مورد داريد بفرمائيد والا متشکرم و خداحافظي مي کنم . قبلا گفتم که از شما بخاطر پيشرفت روند مناظره تشکر مي کنم.

TARAF HESABE BAHS: کامل درج شود

TARAF HESABE BAHS: اگر ايمان به خدا و روز جزا داريد

aboozar_mr: نکته اي فراموش شد وآن اينکه ...( يک لحاظه ... )

aboozar_mr: در پايان اين نکته را ذکر مي کنم ، همانظور که شما مکرر ، من را به ترسيدن از خدا ، رعايت عدالت اسلماي ، تقوا و دوري از دروغ رهمون شديد ، بارها حضرت امام خطر وجود متحجران دين نما را که از فرط دينداري ، نظام اسلامي را به چالش و نقد مي کشند ، از دست نماز شب خوانهايي که به فرق علي شمشير مي کوبند ، از کساني که با دخالتهاي بيجاي خود در تفسير قرآن و نهج البلاغه به تحريف دين مي رسند ، از کساني که متظاهر به اسلامند و خطرشان از منافقين محارب مسلح تروريست بمب گذار آدم کشي که روي کمر جوانهاي مردم در کميته انقلاب اسلامي اتو مي کشيدند ، بيشتر

aboozar_mr: است ، ناليده بودند ، من از شما مي خواهم که روند خود را اصلا کنيد. نکته ديگري را نيز در پايان اضافه کنم و آن در مورد

aboozar_mr: سپاه است. و آن ايکه شما نظر امام و رهير معظم انقلاب اسلامي در مرود سپاه و بسيج را مي دانيد اما کماکان چيزي در تخريب اين دو نهاد مقدس کم نمي نمي گذاريد. و در نهایت ، شما را به مطالعه نامه حاج سيد احمد خميني در مورد ملي مذهبي ها خطاب به آيت الله مرحوم پسنديده دعوت مي کنم تا ببنيد که کار جريان ملي ونهضتي ، فحش دادن به امام و مسخره کردن و متلک انداختن به او بوده است .


 
مقداری صراحت - بخش دوم - متن چت -۵
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

aboozar_mr: خب ؟ ... ؟

TARAF HESABE BAHS: طبعا اين تخريب ها دو نوع است

TARAF HESABE BAHS: يک نوع عمدي

aboozar_mr: خيــــــــــــلي بحث دارد جالب پيش مي رود. من راضي هستم . از شما هم تشکر مي کنم .

TARAF HESABE BAHS: يک نوع غيرعمدي که معمولا از طرف هواداران و ..انجام مي شه

TARAF HESABE BAHS: مثلا پاره کردن پلاکارد و بيلبورد و ...

TARAF HESABE BAHS: يا حرفهاي بد پشت سر فلان کانديدا و ...

TARAF HESABE BAHS: مثلا همونطور که رهبري گفتن در اين انتخابات ، رياست جمهوري

TARAF HESABE BAHS: در مورد آقاي هاشمي رفسنجاني تخريب انجام شد

TARAF HESABE BAHS: و  دستور دادن به مقامات مسئول که رسيدگي بکنن به قصه تخريب ها

aboozar_mr: خب.

aboozar_mr: اولا : بفرمائيد که آيا بنظر شما ، کانديدا يا کانديداهايي که دست به تخريب عمدي يا بقول شما ::غيرعمدي ؟! :: کانديداهاي ديگر زدند چه کساني بودند و بفرمائيد که چه مواردي از تتخريب ها و ضد تبليغات اناجام شده عمدي وغير عمدي در ذهن شما وجود دارد /

aboozar_mr: مثلا در مورد حرفهاي بدي که پشت سر کانديداها بود بفرمائيدو بگوييد از ماجرايي که حت عنوان ستاد ارسال اس.ام.اس و آفلاين مطرح شده بود چه چيزي مي دانيد.

aboozar_mr: بفرمائيد.

TARAF HESABE BAHS: والله من به بولتن و اطلاعات محرمانه دسترسي ندارم

TARAF HESABE BAHS: اينها در صلاحيت قاضي است

TARAF HESABE BAHS: و مسئول رسيدگي کننده

TARAF HESABE BAHS: هروقت قاضي شدم و مسئول رسيدگي

TARAF HESABE BAHS: مي رم تک تک اطلاعات رو درمي يارم و حکم صادر مي کنم

aboozar_mr: کدام بولتن محرمانه ؟ صلاحيت در مورد چه چيزي ؟ کدام قاضي ؟

aboozar_mr: اطلاعات محرمانه در مورد چه چيزي ؟

TARAF HESABE BAHS: ببنيد شما داريد در مورد يک پرونده قضايي حرف مي زنيد

TARAF HESABE BAHS: من صلاحيت ندارم در مورد رسيدگي به اون

TARAF HESABE BAHS: نه علم اش رو دارم

aboozar_mr: کدام پرونده قضايي ؟ در کدام دادگاه و کدام شعبه ؟ متهم اين پرونده چه کسي بوده ؟

TARAF HESABE BAHS: نه مقامش رو

TARAF HESABE BAHS: خوب همين ديگه

TARAF HESABE BAHS: منم همين رو مي گم

TARAF HESABE BAHS: در اين حدي که شما مطرح مي کنيد

TARAF HESABE BAHS: حد يک پرونده قضايي است

TARAF HESABE BAHS: اطلاعات مي خواد

TARAF HESABE BAHS: علم مي خواد

TARAF HESABE BAHS: تحقيق مي خواد

TARAF HESABE BAHS: شايدم بازجويي بخواد!

TARAF HESABE BAHS: و خيلي چيزهاي ديگه

TARAF HESABE BAHS: من صلاحيت اش روندارم

aboozar_mr: کدام حد ؟ کدام پرونده ؟ اطلاعات در مورد چي ؟ اين اطلاعات در اختيار چه کسي و يا چه مرجعي قرار دارد و شما چگونه از آن مطلع شديد ؟

TARAF HESABE BAHS: از نظر قانوني

TARAF HESABE BAHS: مي گم که مطلع نيستم ديگه!!!!!

TARAF HESABE BAHS: اگر کامل مطلع بودم و قاضي هم بودم

TARAF HESABE BAHS: پيگيري مي کردم و حکم صادر مي کردم

aboozar_mr: پس از کدام پرونده قضايي و کدام دادگاه صحبت مي کنيذ ؟

TARAF HESABE BAHS: عرض کردم سئوال شما

TARAF HESABE BAHS: در حد يک پرونده قضايي است

TARAF HESABE BAHS: تشکيل يک پرونده

TARAF HESABE BAHS: يعني متهم دارد

TARAF HESABE BAHS: مطلع دارد

TARAF HESABE BAHS: شاکي دارد

TARAF HESABE BAHS: من در مقامي نيستم که به اين موضوع رسيدگي دقيق کنم

aboozar_mr: تشکيل کدام پرونده قضايي ؟ مطلع پرونده کيست ؟ شاکي کيست ؟ اين پرونده در کجا تشکيل شده ومسئوليت رسيدگي آن بر عهده کدام دادگاه است؟

TARAF HESABE BAHS: برادر عزيز

TARAF HESABE BAHS: من سخنگوي قوه قضاييه نيستم که

TARAF HESABE BAHS: اين سئوال را از سخنگوي قوه قضاييه بپرسيد

TARAF HESABE BAHS: که سرنوشت تخريب هاي دوره انتخابات چه شد

TARAF HESABE BAHS: متوجه شديد؟

aboozar_mr: اولا : اگر قبول داريد که شما در مسئوليت سخنگويي دستگاه قضايي نيستيد ، پس از تشکيل کدام پرونده وکدام شاکي وکدام متهم صحبت مي کنيد ؟ ثانيا : بفرمايد اصولا اين تخريب هايي که ذکر کرديد و بقول شما در دستگاه قضايي تعقيب شده  وسرنوشت آن بقول شما معلوم نيست ، از چه جنسي بوده و توسط چه کسي انجام شد ه ؟ ايا عمدي بوده ؟ و اگر نبوده توضيح بدهيد آيا تبليغات وضد تبليغ غير عمدي چه معنايي مي دهد و اصولا آيا ممکن است يا خير.

TARAF HESABE BAHS: عزيز دل برادر

TARAF HESABE BAHS: گوش کن يه بار ديگه تکرار مي کنم

TARAF HESABE BAHS: موضوع تخريب هاي دوران انتخابات

TARAF HESABE BAHS: به دليل گستردگي

TARAF HESABE BAHS: به دليل اينکه ابعاد مختلفي دارد

TARAF HESABE BAHS: در حد و اندازه يک پرونده قضايي است

TARAF HESABE BAHS: شکايت هست

TARAF HESABE BAHS: دستور رهبري هم هست

TARAF HESABE BAHS: ولي اينکه آيا پرونده اي تشکيل شده باشد در اين مورد يا نه

TARAF HESABE BAHS: من نمي دانم

TARAF HESABE BAHS: من يک شهروند عادي هستم

TARAF HESABE BAHS: هيچ دسترسي به اطلاعات محرمانه و خاص مملکتي ندارم و نمي خوام هم داشته باشم

TARAF HESABE BAHS: روشن شد؟

aboozar_mr: شما در اظهارات خود ، تاکنون چند بار ، از وقوع ضد تبليغ هاي ""گسترده "" که داراي حد و اندازه قضايي هستند صحبت کرديد . همچنين بر وجود آنها اصرار کرديد و اين بدون داشتن اطلاعات از اين تخريب ها ويا اطلاعاتي از نمونه هايي از آنها ممکن نيست. لطفا بفرمائيد باوجود آنکه ادعا مي کنيد با وجود حضور در سرويس هاي خبري ويژه خبرگزاريهاي رسمي کشور ، از اطلاعات و اخبار محرمانه بي اطلاع هستيد و به آنها دسترسي نداشته و نمي خواهيد داشته باشيد ، پس چگونه از اين تخريب هاي گسترده اظهار اطلاع مي کنيد ؟

TARAF HESABE BAHS: وقتي رهبري در سخنراني علني مي گويند تخريب گسترده و ناجوانمردانه

TARAF HESABE BAHS: خوب من هم گوش دارم ديگه

TARAF HESABE BAHS: مي شنوم

TARAF HESABE BAHS: يعني مي خواهيد بگوييد رهبري بدون پشتوانه حرف مي زنن؟

TARAF HESABE BAHS: ؟؟؟

aboozar_mr: مگر سخنان رهبري براي شما ملاک است ؟ شايد اين سخنان از نظر شما تحريف شده ، از نظر شما بر اساس اطلاعات نادرست اطرافيان ، برخي از آنها به نظر شما غلو آميز ، برخي ديگر از آنها به نظر شما نادرست و بعضي ديگر به نظر شما اصولا جعلي باشد؟

aboozar_mr: پس اصولا شما تنها منبعتان از اطلاع از اين تحريف ها را سخنراني مقام معظم رهبري ذکر مي کنيد ؟

TARAF HESABE BAHS: معني اين حرف چيه؟؟؟ خودتون قضاوت کنيد :::: شايد اين سخنان از نظر شما تحريف شده ، از نظر شما بر اساس اطلاعات نادرست اطرافيان ، برخي از آنها به نظر شما غلو آميز ، برخي ديگر از آنها به نظر شما نادرست و بعضي ديگر به نظر شما اصولا جعلي بانشد؟

TARAF HESABE BAHS: واقعا متاسفم ...بسيار و شديد

TARAF HESABE BAHS: شايد اين سخنان از نظر شما تحريف شده

TARAF HESABE BAHS: !!

TARAF HESABE BAHS: اين منطق حقوقي است؟؟؟؟؟

TARAF HESABE BAHS: شرعي است؟

TARAF HESABE BAHS: از خدا بترس آقا ميثم

aboozar_mr: تاسف شما از چه زاویه و بر اساس چه موضوعي است ؟

TARAF HESABE BAHS: يک بار مرور کنيد حرف خودتون رو

TARAF HESABE BAHS: متوجه تاسف من مي شويد

TARAF HESABE BAHS: واقعا پيشنهاد مي کنم از خدا بترسيد

aboozar_mr: هرکسي موظف به روشن کردن منظور خود است. شما منظور خود را واضح و شفاف بيان کنيد.

TARAF HESABE BAHS: aboozar: مگر سخنان رهبري براي شما ملاک است ؟ شايد اين سخنان از نظر شما تحريف شده ، از نظر شما بر اساس اطلاعات نادرست اطرافيان ، برخي از آنها به نظر شما غلو آميز ، برخي ديگر از آنها به نظر شما نادرست و بعضي ديگر به نظر شما اصولا جعلي باشد؟

TARAF HESABE BAHS: آنقدر واضح است و تاسف برانگيز که نيازي به هيچ توضيحي ندارد...شايد اين حرفها از نظر شما نحريف شده ....يعني چيه؟؟؟

TARAF HESABE BAHS: اگه اعتقاد داشتم که تحريف است يا دروغ که نمي گفتم

TARAF HESABE BAHS: واقعا اينجوري بازجويي مي کنيد از خلق الله؟

TARAF HESABE BAHS: فکر مي کردم اگر باهم اختلاف سليقه سياسي داريم


 
مقداری صراحت - بخش دوم - متن چت -۴
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

TARAF HESABE BAHS: چقدر شما خوبين

aboozar_mr: برگرديم به سئوالي که شما جرات پاسخگويي به آن را نداريد. در اين مناظره از شما تاکنون نزديک به ده بار نظرتان در مورد تبليغات انتخاباتي انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري را جويا شدم و شما تا الان فقط نظري بقول خودتان :::در حد عمه اصغر اقا ::: داده ايد

TARAF HESABE BAHS: اي بابا

TARAF HESABE BAHS: خوب سئوالتون خيلي کلي است

TARAF HESABE BAHS: من چي بگم؟؟؟

TARAF HESABE BAHS: سئوال رو دقيق و موردي مطرح کنيد جواب بدم

aboozar_mr: شما همان کليات مد نظر خودتان در مورد تبليغات انتخاباتي انتخابات رياست جمهوري اخير را که منجر به انتخاب جناب آقاي دکتر احمدي نژاد پس از اين تبليغات مد نظرتان شد را بفرمائيد تا وارد سئوالات جزيي هم بشويم .

TARAF HESABE BAHS: بازم سئوال دقيق نيست

aboozar_mr: همون کلي را شما هم کلي جواب بده تا برسيم به جزئيات.

TARAF HESABE BAHS: سئوال بايد موردي باشه و مشخص و معلوم و شفاف

TARAF HESABE BAHS: جواب کلي رو که دادم ، مي خواي دوباره کپي پيست کنم؟

aboozar_mr: مورد سوال : تبليغات انتخاباتي : مشخص شدن : آيا پشت تبليغات انتخاباتي ، قدرت سياسي و مالي گسترده اي در تبليغات انتخاباتي ديديد يا نه و خصوصا با توجه به پيچيدگي ، تنوع و شدت و شکل تبليغات ::: شفاف شدن : تا بال اين بار N  ام است که درخواست پاسخگويي به سئوال تکرار مي شود

aboozar_mr: اگر دادگاه انقلاب بود اينجا تا بحال قانونا همان بار اول مجبور به پاسخگويي مي شديد.

TARAF HESABE BAHS: پشت تبليغات دکتر احمدي نژاد ؟ قدرت سياسي و مالي گسترده ؟

aboozar_mr: خب ؟ منتظرم .

TARAF HESABE BAHS: اها، معلومه که حسابي با دادگاه انقلاب و آيين نامه هاش آشنايي داريد! خدا قبول کنه

aboozar_mr: کل کانديداها و جريانات سياسي حاضر در صحنه انتخابات . اعم از طيف راست ، طيف چپ ، طيف اصولگرا و و...

aboozar_mr: نه ديگه . عدم اظهار ، در برابر قانون ، از سوي متهم يا مطلع ، در صورتي که مجري قانون يا قاضي يا ظابط ، علم به اطلاع داشته باشد ، خودش جرم است.

TARAF HESABE BAHS: من مگه علم غيب دارم ؟؟؟ که پشت پرده همه تبليغات و ...همه کانديداها رو بدونم؟

aboozar_mr: آنچه که نظرتان است. بفرمائيد .

aboozar_mr: انچه که به نظر شما رسيد.

aboozar_mr: تحيل شما.

TARAF HESABE BAHS: اونوقت اگه جواب ندم، تعزير مي کنيد؟ شلاق و اين صحبت ها ؟

TARAF HESABE BAHS:

aboozar_mr: خدا هم قبول مي کنه انشاء الله. از توي اين فوق ليسانس کمي آشنايي با قوانين کشور هم از توش در بياد خوبه .

TARAF HESABE BAHS: انشاءالله هميشه موفق باشيد

aboozar_mr: جدي جدي مثل اينکه اين دم خوري و هواداري و سمپاتي از ملي مذهب ها و نهضتي ها کار دستتان داده واز توهم دادگاه ، به تته پته افتاده ايد. يک کمي خودتان را از فضاي ملي مذهبي دور کنيد و خودتان را به هويتي که براي خودتان ساخته و مطرح کرده ايد يعني هويت باصطلاح حزب اللهي ، نزديک کنيد آنوقت شايد راحت صحبت کردن پيدا کنيد. مشکلي نيست. حزب اللهي بودن ممکن است البته شايد براي شما سخت باشد. نمي دانم .

TARAF HESABE BAHS: تته پته ؟؟؟ من ؟

TARAF HESABE BAHS: من که دارم به همه سئوالات جواب مي دم مثل خرگوش!

TARAF HESABE BAHS: هويت حزب اللهي را کجا ساخته ام؟

aboozar_mr: بد نيست به سئوال که از ابتداي مناظره از پاسخگويي به آن طفره رفته ايد برگرديم . يعني نظر شما در مورد تبليغات انتخاباتي انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران که منجر به انتخاب جناب آقاي دکتر احمدي نژاد به رياست محترم جمهوري گرديد.

TARAF HESABE BAHS: توي وبلاگ يا آف لاينها؟

aboozar_mr: البته ماجراي خرگوشي که در واقع خرس بود مهم نيست. شما لطفا همان خرسي که هستيد ( البته باتوجه به عمد شما در پاسخگوي خرگوشي ) بمانيد وجواب را همانطور که مي خواهيد، بدهيد.

TARAF HESABE BAHS: اي بابا

TARAF HESABE BAHS: بازجو که اينقدر خشن نمي شه

aboozar_mr: در عجب توهم توطئه !!!! اي !!! گير کرده ايد 1!!! نه ؟؟!

TARAF HESABE BAHS: تبليغات امري طبيعي است در هر انتخاباتي وجود دارد

aboozar_mr: خب ؟

TARAF HESABE BAHS: در کشور ما هم وجود دارد

aboozar_mr: خوب..........؟

TARAF HESABE BAHS: همه کانديداها هم به نوعي و با سليقه خاص خودشان ، تبليغات کردن

aboozar_mr: خوب ...؟

TARAF HESABE BAHS: ولي در نهايت  آقاي دکتر محمود احمدي نژاد، شهردار تهران انتخاب شدند و برنده ميدان شدند

TARAF HESABE BAHS: کافيه؟

aboozar_mr: خب.

TARAF HESABE BAHS: http://www.parsplanet.com/news/yalda/h14.jpg  يک کودک اسراف طلب و ضد عدالت طلبي که مي خواهد همه يک هندوانه را خودش تنهايي بخورد

aboozar_mr: خب .حالا کمي در مورد نظرتان در مورد تخريب ، تبليغ ، و هم خانواده آن ، يعني ضد تبليغ ، صحبت کنيد و بفرمائيد کدام کانديدا در اين انتخابات بنظر شما دست به انجام ضد تبليغ زده و اين تبليغات را عليه کدام کانديدا يا کانديداها سازماندهي کرد و يا اينکه هواداران کدام کاندیدا اين اقدام را انجام داده اندو آيا بنظر شما هواداران کدام کانديدا با هماهنگي وي ، يا بدون هماهنگي وي ، دست به تخريب کانديداهاي ديگر زدند.

TARAF HESABE BAHS: خوب طبعا پديده هاي ضداخلاق هم وجود دارد در هر انتخاباتي ..در کشور ما هم وجود داره

aboozar_mr: البته جالب اينجا است که اين آفلاينهاي شما هم دارد لابلاي همين متن ، درج مي شود.


 
مقداری صراحت - بخش دوم - متن چت -۳
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

aboozar_mr: البته در آن مورد حرف خواهيم يزد.

aboozar_mr: شما بهتر است برگرديد به سئوالي که هنوز اصلا جواب را نداه ايد و مسکوت گذارده ايد.

aboozar_mr: بهتر نيست؟ 

TARAF HESABE BAHS: نه آخه بذاريد اين تهمت شما بررسي بشه

TARAF HESABE BAHS: به اون هم مي رسه

aboozar_mr: سئوال من مقدم است.

TARAF HESABE BAHS: بحثمون

aboozar_mr: اينها آنوقت مشمول همان روش عمل من خواهد شد که مي گويم اول : شما متن تهمت را نشان دهيد. دوما : ثابت کنيد تهمت است و سوم آنوقت بگوييد چرا تهمت مي زني !

TARAF HESABE BAHS: اين تقدم رو کي مشخص مي کنه؟ عقلا و شرعا جواب شبهه و اتهام از طرف متهم مقدم است

aboozar_mr: شبهاتي که شما در طول اين ششماه اخير روي جريان انتخابات و خصوصا تبليغات انتخاباتي هموار کرديدو بمباران خبري و آفلايني هر روزه شما بالغ بر روزي حدود 10 مورد ، اگر در ششماه ضرب شود آنوقت معلوم مي کند که چه چيزي مقدم و چه چيز موخر است

aboozar_mr: پس ، بر مي گردیم به موضوع تبليغات.

aboozar_mr: انشاء الله اگر حال و حسي هم ماند ، به موضوع مد نظر شما که بشدت مورد نظر و علاقه من هم هست وخيلي از بحث رو آن خوشحال ميشوم خواهيم رفت.

aboozar_mr: درخدمتم . بفرمائيد

TARAF HESABE BAHS: بالاخره جواب اتهام رو بدم يا در مورد تبليغات بگم؟

TARAF HESABE BAHS: خصوصا اينکه آدم با تمام جريان ملي مذهبي و نهضتي بچرخد يا فقط يکبار با ابراهيم يزدي ( يعني خطرناک ترين آدم جريان نهضت آزادي و دبيرکل آن که اسناد جاسوسي اش براي ايالات متحده تقريبا بيش از 25 سال است که از لانه جاسوسي بيرون آمده

aboozar_mr: بپرداز به تبليغات.

TARAF HESABE BAHS: گشتن با تمام جريان ملي مذهبي و نهضتي و خطرناک ترين!!! يعني چه؟؟؟

aboozar_mr: به اينها هم انشاء الله حتما حتما مي رسيم .

TARAF HESABE BAHS: اها

aboozar_mr: موضوع رايادت نرود.

TARAF HESABE BAHS: خوب ضبط مي کنيم

aboozar_mr: منتظرم .

TARAF HESABE BAHS: بگم؟

TARAF HESABE BAHS: ضبط مي شه؟

TARAF HESABE BAHS: 1 2 4

TARAF HESABE BAHS: امتحان مي کنيم

TARAF HESABE BAHS: تبليغات اصولا چيز مهمي است و نقش کليدي در انتخابات دارد

TARAF HESABE BAHS: تبليغات در انتخابات نهم رياست جمهوري ايران هم نقش به سزايي داشت

TARAF HESABE BAHS: همه کانديداها با روشهاي خاص خود تبليغ کردند

TARAF HESABE BAHS: اما در نهايت دکتر محمود احمدي نژاد توانست رئيس جمهور شود

TARAF HESABE BAHS: اين بود نظر من در مورد تبليغات

TARAF HESABE BAHS: برادر؟ هستي؟

TARAF HESABE BAHS: گفتگو تموم شد؟

BUZZ!!!

aboozar_mr: نخير. منتظرم کاملا حرفاتونو بشنوم .

TARAF HESABE BAHS: nns880: بنا بر آخرين اخبار رسيده رقابت سختي بين سه تيم منچستريونايتد، آث ميلان و بايرن مونيخ جهت جذب محمود احمدي نژاد به وجود آمده . آقاي احمدي نژاد هم ضمن تائيد اين خبر اعلام نموده اند كه اين بهترين فرصت جهت فهماندن اين مطلب است كه سلاح صلح آميز هسته اي حق مسلم ماست .http://rss.cnn.com/rss/cnn_mostpopular.rss

aboozar_mr: اين راکه شما گفتي ، از عمه خانم اصغر بقاله مبپرسي همين را مي گويد . اين نظر عمومي يک بچه دبستاني بيشتر مي خورد باشد تا نظر يک خبرنگار و وبلاگ نويس وعکاس بسيار پرتحرک و سياسي و تبليغاتي و .. و . . و !

TARAF HESABE BAHS: آقا  اشتباه گرفتين

TARAF HESABE BAHS: ما در حد همون عمه اصغرآقا هستيم

aboozar_mr: ولي آفلاينهاي شما ، تبليغات شما ، عمکرد شما ، حد واندازه شما ، حضور شما در سرويس اتمي خبرگزاري مهر ، تردد و گزارش نويسي شما از دبيرکل گروهک منحله نهضت باصطلاح آزادي ، همچنين تبليغ زوايه و نگاه مد نظر غرب در مورد سياست هسته اي و مذاکرات جاري ، همچنين انتقال خط فکري جريان افراطي دوم خردادي و ملي مذهبي ( که اين اواخر به ائتلاف دموکراسي خواهي هم  رسيدند ) هم ، چيز ديگري مي گويد !

TARAF HESABE BAHS:

TARAF HESABE BAHS: خدايي خيلي باحالي برادر ابوذر!!!!

aboozar_mr: کجاشو ديدي حالا ... اول خنده ته ! نوبت خنده منم مي رسه !

TARAF HESABE BAHS: بذار از اول حرفت شروع کنيم

TARAF HESABE BAHS: حد و اندازه من ؟؟؟ مشکلي براي شما و نظام داره؟

TARAF HESABE BAHS: اينکه چاقم يا لاغر؟

TARAF HESABE BAHS: مگر من مي تونم هرچي دلم خواست توي مهر منتشر کنم؟؟

TARAF HESABE BAHS: فکر مي کنيد من رئيس ( یک خبرگزاری . سانسورش کردم ) ؟

aboozar_mr: بد نيست بجال حاشيه روي در مورد چاقي يا لاغري خودتان ، کمي هم به لب لباب  نظر تان درمورد تبليغات انتخاباتي انتخابات نهمين دروه رئياسيت جمهوري برپدازيد.

TARAF HESABE BAHS: وقتي يک مطلب يا خبر رو تهيه مي کنم

TARAF HESABE BAHS: روساي  ( یک خبرگزاری . سانسورش کردم )

TARAF HESABE BAHS: منتشر مي کنن

aboozar_mr: نه شما يه خبرنگار ... چي بگم والا ديگه خودت اوسسسسسسايي ديگه ....

TARAF HESABE BAHS: مسئوليت اش با اونهاس

TARAF HESABE BAHS: به من چه؟؟؟؟؟؟؟

TARAF HESABE BAHS: شما که قانون بلديد!!!!

TARAF HESABE BAHS: از شما گفتن اين حرفها بعيده

aboozar_mr: اخبار  ( یک خبرگزاری . سانسورش کردم ) مشکلي نداره. تفسير آفلاينی،  که بهش اتاچ مي شه توسط شما خيلي بببببببببببببببببببباااااااااااااااحححححححححححححاااااالللللللللله. خصوصا ملي مذهبي ها خر کيف مي شوند اين آفلاينها را مي گيرند.

TARAF HESABE BAHS: وقتي از طرف  ( یک خبرگزاری . سانسورش کردم ) مي رم مثلا با چهره هاي ملي مذهبي حرف مي زنم

TARAF HESABE BAHS: من بايد محاکمه بشم؟؟؟؟؟ من چيکاره بيدم؟

aboozar_mr: اون مطلبي که کنار اين خبرها به خورد مردم مي ره مهمه . عمو جون . ما که مي دونم مي دوني من قانون رو مي دونم ، چرا فکر مي کني مي تواني من را قانونا بپيچوني ؟!

TARAF HESABE BAHS: اها خيالم راحت شد!!

TARAF HESABE BAHS: پس اخبار  ( یک خبرگزاری . سانسورش کردم ) اشکال نداره

TARAF HESABE BAHS: هرچي هست تقصير آف لاينها هست

aboozar_mr: خيال شما فکر کنم کمي بي جهت و کمي هم خيلي خيلي خيلي زود راحت شد. خود داني. برگرديم به بحثي که شما حاضر نيستيد در يک مناظره ، به آن تن بدهيد. یعني نظرتان درمورد انتخابات رياست جمهوري و تبليغات موجود در آن.

TARAF HESABE BAHS: اي بابا تقدم با جواب شبهه است برادر !

aboozar_mr: ديگه ديگه. آفلاينها مال شما است. متن خبر هم مال  ( یک خبرگزاری . سانسورش کردم ). هرکي مسئول کار خودشه. اشکال هم معلومه از تفسير خبري ( اسم طرف حساب بحث ) است که مي چبه ته اين خبرها !

TARAF HESABE BAHS: حالا خوبه نمي گي ساواکي و سلطنت طلب و کمونيست و ...

TARAF HESABE BAHS:

aboozar_mr: در مورد تقدم همه که الحمد لله روشنگري کردم و معلوم کردم تقدم با کيه و چراغ کجا قرمزه کجا سبز !

aboozar_mr: در مورد ساواک و سلطنت طلب و کمونيست يبودن ، از شما هنوز چيزي نديدم ! .

aboozar_mr: نمي دونم بعدا ببينم يا نه .

aboozar_mr: براي همين نظري نمي دهم .

TARAF HESABE BAHS: اها ! ممنون

aboozar_mr: خواهش مي کنم .


 
مقداری صراحت - بخش دوم - متن چت -۲
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

TARAF HESABE BAHS: خوب برادر

TARAF HESABE BAHS: شروع بفرماييد

aboozar_mr: خب. من فکر کردم آنموقعي که داري از ادبيات پرکاربرد در گفتگوهاي ايران واروپا استفاده مي کني يکي از ما دو تا ( خودت وخودم ) را داري به اروپا يا ايران تشبيه مي کني. بعد هم معلوم نبود کدام ايران و کدام اروپا . و در کدام مقطع. پس لازم ديدم فورا شفاف سازي کنم . در مقابل بزرگواراني چون شما که از زدن يک توپ با پا توسط رئيس جمهور هم نمي گذرند وآن را به مسائل هسته اي مي چسبانند و از هر ريسماني براي پيشبرد اهداف نامعلوم خودشان آويزان مي شوند ، آدم بايد خيلي بايد مواظب حرفهايي باشد که مي شنود و  مي زند.

aboozar_mr: و اما...

aboozar_mr: سئوال اول :

TARAF HESABE BAHS: اها

TARAF HESABE BAHS: بفرماييد

aboozar_mr: لطف بفرمائيد تحليلي از منظر خودتان از وضعيت تبليغات انتخاباتي انتخابات اخير رياست جمهوري ارائه بفرمائيد.

aboozar_mr: فقط تبليغات

TARAF HESABE BAHS: وضعيت تبليغات؟

aboozar_mr: بله.

TARAF HESABE BAHS: اونوقت هرچي بگم در دادگاه عليه خودم استفاده مي شه ؟ يا اين فقط يک گپ ساده است ؟ چون مي دانيد که در مناظره طرفين مصونيت قضايي دارند از باب " امان" است

aboozar_mr: و اينکه آيا بنظر شما قدرت مالي و سياسي گسترده اي در پشت تبليغات کانديداها مشاهده مي کرديد يا نه . که البته متوجه به نوع تبليغات ، حجم و پيچيدگي آن ميشود. (( لازم به ذکر است انسانها هيچگاه از دو دادگاه در امان نيستند. دادگاه وجدان و داگداه عدل الهي و اگر کسي در مقابل اين دو دادگاه مشکلي نداشت در مقابل داگاه انسانها هم مشکلي نخواهد داشت. ))

aboozar_mr: راستي کدام دادگاه ؟

aboozar_mr: مخصوصا چرا دادگاه انقلاب ؟

aboozar_mr: مگر مي خواهيد چه چيزي بگوييد ؟

aboozar_mr: که مشمول مجارات اسلامي و يا مجازات مقرر در دادگاه انقلاب مي شود ؟

TARAF HESABE BAHS: نمي دونم..همينطوري ، با توجه به قرابت شما با انقلاب ، دادگاه انقلاب به ذهنم رسيد!

aboozar_mr: وضرورت دارد تا براي مصونيت ، امان بگيريد !!!

TARAF HESABE BAHS: بلانسبت شما، به قول برادر حسين ، از اين دم بريده هرچي بگي برمي ياد

TARAF HESABE BAHS: حالا اين همه موضوع، چرا بحث تبليغات انتخابات 6 ماه قبل؟ چه چيز اون جالبه ؟

aboozar_mr: چرا از قرابت من با انقلاب ، انقلاب اسلامي که اعم از آن است ، به ذهن شما نرسيد ؟ شايد چون ملي مذهبي ها هروقت نام انقلاب به يادشان مي افتد بياد ذات خودشان ::براندازي:: مي افتند وهرگاه نام دادگاه ، ياد ::دادگاه انقلاب :: براي محاکمه براندازان و ديگه همخوري و دم خوري هم باعث قرابت فکري شده .... نه ؟

TARAF HESABE BAHS: من البته مشکلي ندارم در بحث کردم، ولي سئوال برايم پيش اومده

aboozar_mr: بله .البته  برگرديم به تبليغات انتخاباتي 6 ماه پيش.

aboozar_mr: هنوز تحليل شما را نشنيده ام .

TARAF HESABE BAHS: يعني مي خوايد بگيد حضور من در جمع ملي مذهبي ها اثبات شده و محرز؟

aboozar_mr: بفرمائيدو

aboozar_mr: اينو خودتون با گذاشتن عکسهاتون تو اينترنت در یک مجله اينترنتي : احتمالا هفت سنگ ::: يا چيزي تو همين مايه ها ثابت کرده ايدوخصوصا رفتار تبليغاتي و سياسي شما هم که منطبق با عملکرد وتبليغات و محتواي سايتها و مطبوعات همانها است. اما برگريديم به اصل سئوال . ميخواهم از يک نفر مثل شما با اين ديدگاه متمايل به ملي مذهبي ها و نهضتي ها ، نظرتان در مورد وضعيت تبليغات انتخابات را جويا شوم .

TARAF HESABE BAHS: عجب

aboozar_mr: حضور شما که ثابته. همفکري و همراهي تون را هم که با آفلاينها تون ثابت مي کنيد. برگريديم به يحث.

aboozar_mr: خب. نفرموديد.

TARAF HESABE BAHS: يعني کسي که با ابراهيم يزدي مصاحبه کند براي نشريه هفت سنگ، اين مي شود عامل ملي مذهبي و عضو نهضت آزادي ؟ اينجوري که همه خبرنگاران مملکت مي شه عامل ضد امنيت؟؟

TARAF HESABE BAHS: يعني ملي مذهبي ها در انتخابات اخير روي قاليباف نظر داشتن مثل من؟ که رفتار سياسي شون شبيه به منه؟ منظورتون اينه ؟

aboozar_mr: اين دست خود آدم است که فقط يک حضور خشک و خالي باشد يا با نان اضافه و خصوصا اينکه آدم با تمام جريان ملي مذهبي و نهضتي بچرخد يا فقط يکبار با ابراهيم يزدي (يعني خطرناک ترين آدم جريان نهضت آزادي و دبيرکل آن که اسناد جاسوسي اش براي ايالات متحده تقريبا بيش از 25 سال است که از لانه جاسوسي بيرون آمده) و بخصوص اينکه آدم در بقيه مواقع  هم در رفتار ، مواضع ، عملکرد ها ، اظهار نظر ها ، اعمال ، موضعگيري ها ، تبلغات ، خط دهي ها و جهت گيري هايش هم ، خط اين جريان فکري را تعقيب و تبليغ و تشديد کند يا نه .


 
مقداری صراحت - بخش دوم - متن چت -۱ :
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

TARAF HESABE BAHS: http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/02/182556_orig.jpg   مهاجم جوان ايراني ، که قصد دارد لژيونر هم شود و

aboozar_mr: بسم الله .

aboozar_mr: سلام 

aboozar_mr: چند لحظه اينجا باش کارت دارم .

TARAF HESABE BAHS: به به

TARAF HESABE BAHS: سلام برادر ابوذر

TARAF HESABE BAHS: باشه حاجي

TARAF HESABE BAHS: هستم

aboozar_mr: خب. بسم الله الرحمن الرحيم . استغرالله ربي و اتوب اليک من جميع الذنوبي.

aboozar_mr: خوبي ؟

aboozar_mr: حاضري با هم يک مناظره کامل کنيم ؟

TARAF HESABE BAHS: الحمدلله

TARAF HESABE BAHS: شما خوبي برادر؟

TARAF HESABE BAHS: شکر خدا

TARAF HESABE BAHS: ما هميشه از گفتگوهاي سازنده و انتقادي با شما استقبال کرده ايم

TARAF HESABE BAHS: http://www.esteshhad.com/   سايت رسمي استشهاديون

aboozar_mr: خوب خدا را شکر که از جمله اول شما بوي مناظره به مشام رسيد. بفرمائيد ببينم لفظ گفتگوهاي سازنده و انتقادي در ادبيات سياسي معاصر کجاها کاربرد داشته ؟

TARAF HESABE BAHS: http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/02/182554_orig.jpg   چه مي کنه اين مهاجم جوان!! چه گلي رو به دروازه خودي مي زنه !!

aboozar_mr: ميشه يک دقيقه دست از اين کارهات برداري حواستو بدي انيجا ؟

TARAF HESABE BAHS: حتما برادر

TARAF HESABE BAHS: در خدمت شما هستم

aboozar_mr: جواب سوال ؟

BUZZ!!!

TARAF HESABE BAHS: کلمات و واژه هاي فارسي در خيلي جاها کاربرد دارد

TARAF HESABE BAHS: منظورتان چيس؟

TARAF HESABE BAHS: مثل اينکه من بپرسم ابوذر در چه فرهنگي کاربرد داردي؟

TARAF HESABE BAHS: گفتگوي انتقادي يعني همون مناظره

TARAF HESABE BAHS: يعني گفتگوي دوستانه ولي از جانب دو کسي که سليقه شان يکي نباشد

BUZZ!!!

aboozar_mr: خب. اولا : منظور من کاملا در سوالم بشکل روشن بيان شده بود. منظور من کاربرد کلمه در زبان فراسي نبود. کاربرد در ادبيات سياسي معاصربود. اين جمله در سوالم هم بصراحت ذکر شد :::بفرمائيد ببينم لفظ گفتگوهاي سازنده و انتقادي در ادبيات سياسي معاصر کجاها کاربرد داشته ؟::: حالا جواب سئوال را خودم مي دهم . چون شما خودتان کلمه اي را بکار مي بريد و اما از معناي عرفي آن که بخاطر حافظه دار شدن کلمات بخاطر کاربرد آن در حوزه اي خاص است بي خبريد ...

TARAF HESABE BAHS: http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=296846   شفاف سازي ايران در طول تاريخ آژانس سابقه نداشته است

aboozar_mr: اين کلمه :::گفتگوهاي ....::: در جريان مذاکرات سياسي ايران و اروپا در دوران هاشمي وخاتمي معنا داشته است.

aboozar_mr: حواست باز پرته و اينجا نيست.

TARAF HESABE BAHS: يعني از نظر شما به غير از آدمها، کلمات هم متهم  هستن؟ به سياسي بودن و غرض داشتن و ...؟

TARAF HESABE BAHS: اها

TARAF HESABE BAHS: اشتراک لفظي بوده فقط برادر

TARAF HESABE BAHS: ادامه بحث رو بفرماييد

aboozar_mr: قصد و غرض همشگي شما در تبديل کردن يک فضاي سالم بحث به يک فضاي درگير و پر از جوسازي واتهام آفريني محرز است. لازم نيست مجددا ثابت کنيد. قبل از اينکه به سئوال انحرافي شما جواب بدهم ...

aboozar_mr: بفرمائيد بگوييد از کجاي کلمات من برداشتي که شما کرديد ممکن شد ؟

TARAF HESABE BAHS: اي بابا

TARAF HESABE BAHS: اي بابا شما که همين اول کاري انگ اتهام آفريني و تنش زايي و ...رو به ما مي چسبانيد

TARAF HESABE BAHS: شما با لفظ گفتگوي انتقادي يا مناظره مشکلي داريد؟

TARAF HESABE BAHS: اسم پيشنهادي تان چيست؟

aboozar_mr: عمل آدم ، ملاک ارزيابي خواست آدم است. من چيزي در مورد شما نمي دانم جز آن چيزي که خود شما از خودتان به من نشان می دهيد. گفتار من منطبق با عمل شما است. اگر شما کاري کرده ايد که به موضوعي معروفيد ، رفع آن جز از ناحیه خود شما ممکن نخواهد بود. از ديگران اشکال نگيريد.

TARAF HESABE BAHS: اها ، يعني تنش زايي و ابهام آفريني من در دادگاه صالحه اثبات شده ؟ که شما آن را در مورد من قطعي مي دانيد؟

TARAF HESABE BAHS: آيا من در دادگاه انقلاب به اين اتهام محکوم شدم؟

TARAF HESABE BAHS: چرا تهمت مي زنيد؟

TARAF HESABE BAHS: ?

aboozar_mr: مگر شما در دادگاه صحبت مي کنيد يا طرف مقابل شما مقام قضايي است ؟ آدمها يعني اگر در دادگاه نباشند حق ندارند از :::محرز بودن ::: چيزي صحبت کنند ؟ آيا اين کلمه ملک طلق دستگاه قضايي است که اگر کسي ديگري از ان استفاده کرد فضا به دادگاه تشبيه شود و محرز بودن به حکم قضايي ؟ ضمن اينکه قبل از اينکه بمن بگوييد چرا فلان کار را مي کني و از من علت آن را بخواهي اول وقوع خود آن کار را اثبات کن. اينکه شما مي گويي ::چرا ::: تهمت مي زنم ، اول ثابت کن من :::تهمت مي زنم :: و بعد متن تهمت رابگو و بعد هم ثابت کن که تهمت است و بعد چرايي آن را جويا شو.

TARAF HESABE BAHS: اي بابا

TARAF HESABE BAHS: تهمت يعني اينکه شما گفتي

TARAF HESABE BAHS: aboozar: قصد و غرض همشگي شما در تبديل کردن يک فضاي سالم بحث به يک فضاي درگير و پر از جوسازي واتهام آفريني محرز است. لازم نيست مجددا ثابت کنيد. قبل از اينکه به سئوال انحرافي شما جواب بدهم

TARAF HESABE BAHS: ادبيات شما حقوقي و قضايي حتي جزايي است

TARAF HESABE BAHS: گفتم منم مثل شما حقوقي صحبت کنم

TARAF HESABE BAHS:

aboozar_mr: خب.

aboozar_mr: اولا : تا اينجا ، فقط متني را نشان داده ايد که درمورد آن ادعاي تهمت بودن را داري و اما در مورد ادعاي خودت ، يعني تهمت بودن آن ، چيزي نگفتي. اما در ادامه ، خودت به تهمت زدن پرداختي و کلماتي را که همه جا کاربرد دارند واينجا هم يک مناظره است و بکار رفته ، دال بر قضايي بودن ادبيات من گرفته اي. يعني نه تنها اتهام اولت ::يعني تهمت زدن :: را ثابت نکردي بلکه اتهام دومي را هم وارد کردي تحت عنوان حرف زدن با ادبيات قضايي و جزايي. البته من متوجه نشدن اشکال حرف زدن با ادبيات حقوقي چيست و چرا ادبيات حقوقي مايه فرار است و باعث مي شود بعضي ها  ياد دستگاه

aboozar_mr: قضايي و مجازات بيفتند . مگر اينکه واقعا با اين ادبيات ، حقيقتا امکان فرار از چيزي برايشان ممکن نشود که معلوم نيست تازه آن :: چيزي :: خودش چي هست !!

TARAF HESABE BAHS: کلامتون منعقد نشده ظاهرا به طور کامل

aboozar_mr: نه الحمد لله. کاملا فعلا کامل شده ! /.


 
مقداری صراحت - بخش اول
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

من ، مدتها بود که از چیزی ناراحت بودم و آن اینکه یکی از انهایی که می شناسمش که با ملی مذهبی ها و نهضتی ها خیلی خوش است ، از خودش یک چهره حزب الهی ، اصولگرا ، انقلابی ، ارزشی و ... طراحی کرده (و برای حفظ آبرویش ، اسمش را سانسور می کنم  و بجای اسمش می نویسم طرف حساب بحث  ) اما مکرر در مکرر - حداقل 40 موردش را خودم ثبت کرده ام _ آفلاینهای زشتی علیه سیاست خارجی و دولت نهم منتشر می کرد. بارها خواسته بودم با او مناظره ای جدی را ترتیب بدهم تا در بحث همه چیز روشن شود. اما موفق نمی شدم .تا اینکه ایشان موقعی که مسنجر من باز بود ، دوباره یکی دو تا بقول علامه طباطبایی از آن زهر ماری ها انداخت . سراغش رفتم ، شروع کردم به مناظره ای برنامه ریزی شده که متنش را می آورم .

 

حاشیه های این مناظره :

جالبتر از خیلی موضوعات دیگر ، مناظره من با این برادر ارزشی !! هم حاشیه های خواندنی دارد .

1-    من از ابتدا می خواستم بحث را بشکلی پیش ببرم که ایشان ، در این بحث ، حس کند حرف بی حساب و کتاب نمی تواند بزند و کمی دست به عصا راه برود. بشدت هم موفق شدم و ایشان حتی نتوانست در مورد اقداماتی که بشکل روزانه علیه سیاست خارجی می گوید دو خط حرف بزند. خواهید دید. جالب اینکه توجه نداشت با کسی چت می کند که خودش گیرنده موارد اقدامات ناصحیح او است واگر می خواست برایش مسئولیت مدنی مضاعفی داشته باشد خیلی زودتر از اینها باید می داشت !

2-    ایشان از اواسط گفتگو و مناظره ، اسم من را بجای ابوذر ، می گوید میثم . خیلی هم اصرار دارد . حالا چرا . کاش از خودش می پرسیدم .

3-    ایشون معلوم نبود چی می خواست در مورد انتخابات بگه که هی می ترسید علیهش تو دادگاه ؟( کدام دادگاه ؟) استفاده بشود  اونهم دادگاه انقلاب ! :) همه اش از تعزیر و شلاق !!! و اینها حرف می زد . داشت یواش یواش ما رو می ترسوند. معلوم نیست کی آفلاینهاشو می خونه که اینجوری صحبت میکرد !! :))

4-    ماجرا از اینجا شروع شد که ایشون یه آفلاین فرستاد با این فحوا که : " فلانی به دروازه خودی در انرژی اتمی گل زده و ... که باعث شروع شدن بحث ما شد.

5-    سیر بحث من اینگونه بود که باتوجه به سمپاتی ایشون از نهضت آزادی ، من ، ایشان را بجایی رساندم که در یک موضوع مشخص یعنی تبلیغات انتخاباتی ، صرفا به سخنان رهبری استناد کند و بعد به او یادآوری کردم که نهضت آزادی جماعت ، حرف رهبری برایش اصلا ملاک نیست. بعد گفتم که چطور در مورد دولت احمدی نژاد ، به سخنان رهبری استناد نمی کنید اما در مورد منافع خودتان فوری سراغ سخنان رهبری می روید ؟ بعد هم او را یاد تخلفات خودش در تبلیغات انتخاباتی وتخریب هایی که او و رفقایش در مورد بعضی کاندیداها کردند و هنوز هم فکر می کنند انتخابات تمام نشده و هنوز مشغول چرند رسانی بجای اطلاع رسانی هستند انداختم .

6-    ایشون به همه ، همه جور تهمت ، هروقت دلش بخواد می زنه ، آخرش هم بچه مثبت ماجرا را خودش می داند! می توانید به متن مراجعه کنید.

7-    ایشات چت روم را با اتاق بازجویی عوضی گرفته بود . مثل اینکه بهش خیلی سخت گذشت. چون بمن گفت : بازجو که اینقدر سخت گیر نمی شه ! :))

8-    من اصرار داشتم متن را بدون غلط املایی ، و تایپی ، برای اینکه مخاطب مشکل پیدا نکند، منتشر کنم ، اما ایشان اصلا همچین چیزی را قبول نداشت. آخرش هم بدون اینکه بگوید قبول ندارم ، فوری ، حتی زودتر از من که پبشنهاد انتشار این مطلب را داده بودم ، مطلب را در فراری آشکار به جلو ، روی وبلاگ خودش گذاشت !

9-    تا آخر مناظره هم ایشان جرات نکرد به سئوالی که حدود 10 بار از او پرسیدم جوابی بدهد و اگر هم جوابی داد بقول خودش در حدود جواب "عمه خانم اصغر آقای بقال " بود!

10-                        ایشان مثل یک مجتهد کامل ، شرعا !! من را به دینداری و عدالت دعوت کرد و از عدالت ساقط نمود ! :)) بعد هم گفت این کار اجتهاد نمی خواهد. بعد هم فرمودند که " اگر به کسی بگویی اگر فلان اعتقاد را داشته باشی در نتیجه فلان هستی " این کار تهمت است و خروج از عدالت "  این هم نتیجه ورود غیر مجتهدین به خبرگان!!:))

11-                        چتی که من منتشر کرده ام کامل تر است چون تا لحظه آخر و از لحظه اول را درج کرده ام . متن چت را در چند قسمت منتشر می کنم . یا حق.


 
آغاز سير افول محوريت جهانی غرب
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

چند مقاله ارزشمند بدستم رسیده بود و آنها را مطالعه کردم . چند تای دیگر هم مانده که با این فکر متمرکز روی مشغولیات مختلف ، کمی وقت گذاشتن روی آنها سخت شده . اما ارزش این مقالات  من را وادار کرده بیشتر به آنها توجه کنم .

چند تا از این مقالات ، در ماهنامه "سیاحت غرب" متعلق به مرکز پژوهشهای اسلامی سازمان صداو سیما هم منتشر شده است. اسم چندتایش را برایتان می آورم تا استفاده کنید. اگر کسی خواست ، ایمیل بزند تا یک کپی از ترجمه فارسی آنها را برایش بفرستم . فقط لطفا من را محاصره و در نتیجه پشیمان ، نکنید ! :))

 

·       مسلمانان و تاثیرات تلویزیون به قلم یوسف خباز (Yusuf Khabaz) از نویسندگان نشریه بین المللی Crescent . یوسف خباز در این مقاله به این نکته می پردازد که آیا بهره برداری از تلویزیونهای بین المللی ، روش مناسبی برای تفریح و کسب اطلاعات برای مسلمانان است یا نه . او در این مقاله تلاش کرده تا به واقعیت های موجود عصر حاضر نگاه کرده وامکان ایجاد رسانه های جمعی برای مسلمانان را نیز بررسی کند. این مقاله او در سایت Muslimedia.com هم منتشر شده است.

·        منشور حقوقی والدین کار مشترک Janatan Rowe و Gary Raskin . رووی از محققین مرکز تحقیقاتی Tamales Bay  و گری راسکین ، سردبیر اجرایی نشریه Commercial Alert است.  این دو در این مقاله درصدد بررسی نقش تبلیغات و تاثیر آن در زندگی و وضعیت روانی و فکری کودکان آمریکایی هستند و معتقدند تبلیغاتی که همه روزه کودکان آمریکایی را بمباران می کند ، نتیجه ای جز مصرف گرا بار آوردن آنان ندارد. در واقع ، تبلیغاتچی ها و بازار آمریکا ، کودکان را بشکل یک ابزار ، که پدر و مادرها را مجبور به خرید محصولاتشان می کند نگاه می کنند. این مقاله کمک خوبی بما می کند تا نگاه بهتری به نتایج پیگیری و اجرای الگوی اقتصادی غربی در بارزترین اشکال آن داشته باشیم . این مقاله ، در مجله Mothering Playazine درج شد است .

·       همچنین مقاله ای از روبرت .دبلیو .مکنزی استاد دانشگاه ایلینویز و سردبیر Monthy Review در مورد امپریالیزم رسانه ای که به توسل آمریکا به رسانه های عالمگیر برای گسترش نفوذ خود در عرصه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی جوامع دیگر اشاره می کند و گفتگوی مندرج در MULTINATIONALMONITOR.COM با هربرت شیلر ، منتقد و نویسنده آمریکایی در حوزه ارتباطات تحت عنوان "استیلای فرهنگی رسانه ها" که مطرح کننده این نکته است که امروزه ، رسانه ها در حال تبدیل شدن به بزرگترین شرکتهای سود آور جهانی هستند . در این رهگذر ، آنچه که رخ می دهد ، حذف رسانه های کوچکتر و تثویت و گشسترش دامنه فعالیت رسانه های بزرگتر هستیم .رسانه هایی که بلندگوی اصلی فرهنگ غرب می باشند.

 

مقالات دیگری هم هستند که هنوز نخوانده ام . مثل "زوال کودکی" از نیل پستمن ، کارنامه رسانه های آمریکا در سال 2004 از جئو پاریش (Geov Parrish) ، اعتیاد آنلاین از David GreenField رئیس مرکز تحقیقات اینترنت در West Hotford   و رئیس مرکز تحقیقات روانشناسی کنکتیکوت ، نسل پپسی اثر جمعی از محققان روس و ...

بگذریم .

خیلی خیالم راحت است. شاید بعضی از دوستان بگویند چرا.

چرا ؟ چون می بینم همه تعاملات و معادلات ، بسمت دنیایی عاری از رو در بایستی در حال تغییر است. چیز غیر شفافی نمی بینم . این ، پایان لیبرالیزم و حاکیمت دروغ در جهان است. اما این چیزی نیست که غرب بخواهد.

غرب می خواهد با رسانه های فراگیرش از خود یک بت بسازد و دیگران را به سجده در مقابل خودس وادار کند. او می خواهد تا جهان را بسمت بردگی مدرن ، چپاول مدرن منابع مادی ومعنوی و در یک کلام ، استعمار مدرن ، پیش ببرد. همان چیزی که خود از آن بعنوان نظام نوین جهانی ، یاد می کند. اما آنچه که روی می دهد ، خلاف این است .

 

-        جریان ضد انقلاب ، که تا دیروز ، بخاطر خوردن عنوان اسرائیلی بودن و انگلیسی بودن ، مظلوم نمایی می کرد و دایره خودی را تگن نشان می داد ، امروز دیگر علم خود را مستقیما در سرزمین اشغالی بر زمین کوفته و بدنبال اجرای علنی برنامه های انگلیس و آمریکا است و از خود هیچ خجالتی هم نشان نمی دهد.

-        علیه یک پیامبر الهی در چند مطبوعه غربی جسارتهایی می شود و تکرار می شود تا بین دین مداران عالم جنگی براه بیفتد و زر سالاران با کمک آن به جان همه دین مداران بیفتند. اما آنچه که رخ می دهد ، تقدیس تمامی پیامبران دیگر توسط معتقدان به مکتب آن پیامبر مظلوم است.

-        زیارتگاه یک پیشوای شیعه ، مورد هجوم قرار می گیرد و این بار به شکلی جدید و فجیع تر ، تا مگر اینکه اتحاد برای اسلام ، شکل گرفته در عراق ، به دشمنی برای جنگ تبدیل شود . اما عالمان سنی ، در مصیبت توهین به مزار امام شیعه می گریند و عزاداری می کنند و آن را محکوم می کنند و تبری می جویند و شبعه نیز روی هم کیش سنی خود را می بوسد و فریاد مرگ بر اشغالگر منافق سر می دهند و خواستار خروج اشغالگر از کشورشان می شوند.

-        خودروهای درون سفارت یک کشور ظالم ، عضو جبهه شرارت ، با بنزینی که توسط همان سفارت تهیه شده ، آتش می گیرد ، مگر اینکه مظلوم نمایی دیگری نصیب جیهه شرارت غربی شود. لیکن امام حمعه شهر که از طرف نائب امام زمان اذن امامت بر مومنین و شیعیان پاک رسول خدا (ص) را دارد ، آنان را هوشیار می کند و از وارد شدن به حریم مشکوک آنها بر حذر می دارد.

 

هچی کدام از اینها ، آن چیزی نیست که غرب می خواست. غرب نمی خواست تا اینقدر ، دیت خود را رو کند. او به دنبال حرکت آرام بود.

پس چرا غرب در طول 30 سیال اخیر نمی تواند حتی یک نشانه از یک پیروزی فراگیر استراتژیک خود نشان دهد ؟ لیکن بارها می توان در طول یکصدسال گذشته بارها شکست غرب را در حوزه های استراتژیک به همه نشان داد؟ و بقولی ، چرا چراغ غرب رو به افول است ؟

 

این سئوالی است که جوابی روشن دارد!


 
 
 
تبلیغ ویـژه