الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

بدون شرح...باشرح -پستی که سرور پرشين پاکش کرده بود و بازيابی اش کردم
ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

اگر دوست داريد بدانيد دور جديد جنگ روانی طرفداران هاشمی و معينيانی که حيات و ممات خود را در يد قدرت هاشمی می بينند چگونه شکل گرفته است به اين تصاوير BMP که از يک وبلاگ سياسی رفيق معين گرفته ام خوب نگاه کنيد ومطلبشان را بخوانيد. مهر تاريخ را هم دقت کنيد . کاملا مطالب جديد است. تحليل خودم را هم خواهم نوشت.

اما اگر دوست داريد بدانيد ارزيابی خودشان از شدت و قدرت همين جو سازی چيست و چقدر آن را موثر می دانند اين يکی را ببينيد .

اما اگردوست داريد که ببينيد راست ماجرا چيست و وضعيت روحی و برنامه و ارزيابی حقيقی شان چيست اين يکی را ببينيد.

وقتی همه ء اين لينک ها را از صفحه ء حسين درخشان پيدا کرده ام ، ديگر شکی در اين موضوع باقی می ماند که اينها تفاوت ايدئولوژيکی با هاشمی ندارند؟ البته جالب است که عناوين را طوری تنظيم کرده که بوی حمايت از هاشمی ندهد .

بله.

بدنبال ايجاد فشار بکمک کروبی اند. چرا کروبی؟ چون کربی درفاصله دوم و سوم قرار دارد و می توان بکمک او جوسازی کرد. پتانسيل مناسب اين کار و لريسم کافی را هم در خود دارد. اما معين : نه محمل کافی و نه پتانسيل کافی ! اگر می شد با معين اين کار را ميکردند. اما شرمنده.

اين دفعه حرفشان چيست‌؟ واقعا دست از توهم مقبوليت خودشان بر نداشته اند ‌؟ اشکال ندارد. با هم صبر بايد کرد. ما که هميشه اهل صبر بوده ايم و هميشه گفته ايم که اين روند ادامه خواهد داشت.

حالا خودم گزارش وضعيت را از نگاه خودم بدهم . از روی اين تحليل و گزارش ، می توانيد نکته > انحرافی ای را که در آن نمودار کذايی گذاشته شده بود درک کنيد. نکته ای که بکمک وزارت کشور امکان القاء آن ايجاد شد. اما با دقت به يک نکته ظريف که در توضيح من هست همه چيز روشن می شود:

صبح داشتم اخبار را در خانه نگاه می کردم . ديدم که سخنگوی شورای نگهبان در يک تماس تلفنی ، آراء را با حجم ۲۴ ميليون اعلام کرد و احمدی نژاد در آن نفر دوم و کروبی سوم بود. اين اولين گزارش آمار انتخابات بود که می شنيدم . ناگهان بخش خبری رسمی ساعت ۹ - اگر اشتباه نکنم - در يکی از کانالها شروع شد ويک ارتباط مستقيم خبری با وزارت کشور . ناگهان جامعه آماری موجود، ۱۹ ميليون نفر و احمدی نژاد سوم و کروبی دوم شد! برادر کوچکم بسيار ناراحت شد. من بسيار تعجب کردم . گفتم احتمالا اين آمار عقب است. گفت مگر نديدی همين الان اعلام شد. گفتم نه . شورای نگهبان احتمالا سريعتر شمارش کرده . مگذ نمی بينی جامعه های آماری پايه جابجا شده . کمی صبر کرديم . ناگهان در همان بخش خبری ، خود مجری همان بخش خبری که خودش با وزارت کشور ارتباط مستقيم گرفته بود ، خبر ديگری مبنی بر حجم ۲۴ ميليونی و دوم بودن احمدی نژاد و سوم بودن کروبی قرائت کرد.

در بخش های مختلف خبری می ديديم که آرای تهران و اصفهان و قم و مشهد هنوز اعلام نشده . تعجب روی تعجب!

خوب . اين کار ها يعنی چه ؟

کم کم مشکوک شدم . با رفقايم تلفنی صحبتمان شد. بعضی ها حسابی داغ کرده بودند. صحبت کرديم وصبت کرديم وصحبت کرديم و ناگهان يک لامپ - عين توی کارتونها روی سر يکی روشن شد - گفت که احتمالا ماجرا از اين قرار است که چون کروبی آرای پراکنده و سريع الشماره در شهرستانها دارد ، احتمالا اين آمارها ابتدا آمارهای شهرستان است و آمارهای شهرهای بزرگ هنوز بدست نيامده . از طرفی يکياز بچه ها از شورای نگهبان می گفت که يکساعت بيشتر از شمارش و اعلام نتايج قطعی حوزه های تهران واصفهان می گذرد و در تهران رای احمدی نژاد ۱۰ برابر کروبی است. در اصفهان هم نتايج عجيب بود وبا آمارهای وزارت کشور نمی خواند. شريف نيوز هم که پشت هم خبر و خبر.

دوزاری ها آرام آرام برای همه در کشورشروع شد به افتادن !

اين خبرها را بخوانيد :

نتايج شمارش با جامعه آماری ۲۰ ميليونی :  http://sharifnews.ir/?6833

نتايج شمارش با جامعه آماری ۲۴ ميليونی : http://sharifnews.ir/?6837

تحليل فوری جامعه آماری ۲۸ ميليونی : http://sharifnews.ir/?6844

مقايسه وضعيت احمدی نژاد در تهران با بقيه نامزدها : http://sharifnews.ir/?6842

و حالا ارزيابی ها از عملکرد سئوال برانگيز وزارت کشور شروع شد :

اولين اعتراض خبری : http://sharifnews.ir/?6841

اولين انتقاد آرام : http://sharifnews.ir/?6845

و اولين موضع گيری : http://sharifnews.ir/?6848

***

اين يک جنگ روانی جديد است.

 آنهايی که در احد فکر کردند در نيمه راه جنگ را برده اند و اولا از توجه به خداوند تعال غافل شدند و امر رسول حکمت و عزت و مصلحت را به فراموشی سپردند و تنگه را رها کردند ، موجب شهادت حمزه عموی پيامبر نيز شدند و رسول اسلام (ص) را نيز تا مرز شهادت و اسلام را تا مرز هدم پيش بردند. علی نيز بيش از هفتاد زخم برداشت. حواستان را جمع کنيد. طرفداران اصلی هاشمی و معين يکی هستند . اما نيروهای هيچکدام يکی نيستند. يادتان باشد که طرفداران خورده پای هاشمی و معين همديگر را روز آخر تبليغات چه کتکی در خيابان ولی عصر پايين تر از ونک زدند . جالب اينجاست آنها که زدند طرفداران هاشمی و آنها که خوردند طرفداران معين بودند. اما امروز بسمت‌انها خواهند رفت و آنها را بسمت خود خواهند آورد .

در خيابان و کوچه و تاکسی و صف شير و گوشت و مرغ و نان و پنير ، ديدم که براه افتاده اند و مانند ستون پنجم در دهه دوم انقلاب در گوش مردم مجيز می خوانند.

ساکت نمانيم و باادبی گزنده و آميخته به شوخی جنگ روانی انها را بر آب کنيم . جواب بدهيد . ساکت نمانید. اما ادب و شوخی را فراموش نکنيد. يا حق

***

با استخاره ء قرآنی که روی شمارنده ء وبلاگم گذاشته ام استشاره ای کردم . اين آيه شريف آمد:

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿ 5 المائدة


 
اگر کافر نشويم و کفران نعمت نکنيم
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿1﴾

 الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿2﴾ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴿3﴾ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿4﴾

 إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿5﴾ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿6﴾

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿7﴾


 
يک حرکت انقلابی
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

هنوز حتی يک ساعت فرصت استراحت از يک سفر هزار و جهارصد کيلومتری را پيدا نکرده ام . بسيار خسته ام و هنوز به منزل نرفته ام . شايد بعد از نوشتن اين پست به خانه بروم . اما با ديدن چند چيز در وبگردی ، ضرورت نوشتن اين چند خط را احساس کردم . شايد بتوانم در مسنجر هم خبر را به همه برسانم . همه تان خبر را به همديگر برسانيد. بايد يک يا علی مردانه بگوييم ...

 

وبلاگی بنام آنتی منافق تاسيس شده و خواستار اجرای عدالت علوی در حق موسسين سايتها و وبلاگهای ضد دينی و ضد اخلاقی شده است. تا آنجا که خبر دارم ، يکی از اين - آخر انسان می شود گفت به اينها ؟ - نمی دانم چی چی ها ، اسمش مجتبی سميع نژاد است و مثل اينکه توسط قوه قضائيه دستگير شده . چند وقتی است که وبلاگ نويسهای سکولار هم بی هيچ دليلی ادعا می کنند که طرفدار اجرای عدالت شده اند اما وقتی نوع عدالت مد نظرشان را می فهمی ، می بينی که منظورشان همان هرج و مرج و بی عدالتی است. يعنی مجرم و بی گناه هر دو برابرند و هيچ کدام نبايد محاکمه شوند !

سکولارها می گويند خواستار عدالت برای سميع نژاديم اما فقط خواستار آزادی بی قيد و شرط او هستند ! اما مگر عدالت چنين معنايی می دهد ؟ عدالت يعنی محاکمه عادلانه . يعنی قرار گرفتن هر چيز سرجای خودش.

حالا ، رفته ام و در آنتی منافق امضاء کرده ام . اينجا هم متن را دوباره می آورم . شماها هم نشان بدهيد که اگر بچه مسلمانهای اينترنت نيت کنند و نيتشان هم پاک باشد و خدا را هم تنها حامی خودشان بدانند و باور داشته باشند اينترنت که هيچ ، دنيای غير سايبر را هم به تسخير خودشان در می آورند. من که تمام توانم را می گذارم . از همه تان هم توقع دارم . ادعا زياد بوده . يکبار در فضای سايبر برای هميشه بايد نشان بدهيم که چه کسی هستيم ، چه می خواهيم و مرز آلودگی و پاکی چقدر شفاف و روشن است.

بسم الله الرحمن الرحيم

محضر مبارك رياست محترم قوه قضائيه حضرت آيت الله هاشمي شاهرودي

سلام عليكم

جناب آقاي شاهرودي!
در زماني قرار داريم كه تمامي تلاش‌هاي دشمن در زمينه تبليغات و ضد تبليغات سياسي براي زير سئوال بردن مشروعيت نظام جمهوري اسلامي و نفي جمهوريت اين نظام، به دليل بصيرت و هوشياري ملت ايران، بي‌نتيجه مانده است.به همين دليل دشمنان دين و ملت ايران، در داخل و خارج از كشور، به نام آزادي و تحت لواي واژه مقدس آزادي بيان و انديشه، حملات بيشماري را برعليه دين مبين اسلام و مباني عميق و توحيدي آن دين حنيف آغاز نموده اند.

اين حملات كه اخيراً از شبكه هاي ماهواره اي و شبكه هاي ضد انقلاب فارسي زبان انجام مي شود، جديداً شكل تازه اي به خود گرفته و آن هم از طريق شبكه عظيم و جهاني اينترنت مي باشد . دشمنان هميشگي دين و ملت ايران كه تا كنون هر راهي را براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي به كار برده اند و هميشه با ياري و نصرت خداوند متعال، تدبير و بصيرت مقام معظم رهبري و هوشياري مردم ايران ناكام مانده اند اينك عده اي مزدور وطن فروش و دين فروش را اجير نموده اند تا با نشر عقايد ضد مذهب در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي ضد اسلامي و ضد انقلابي و ايجاد شبهه هاي ديني در ميان جوانان مسلمان ايران و اهانت به باور هاي ديني و ملي مردم اين آب و خاك هر چه بيشتر كينه و دشمني خود را نه تنها به دين اسلام، بلكه به مردم اين مرز و بوم اثبات كنند.

اين جريان تا آن جا وقاحت را به حد اعلا رسانده است كه ضمن اهانت به ائمه معصومين ( عليهم صلوات الله )، كتاب خدا قرآن مجيد، حضرت ولي عصر ارواحنا فداه و باور هاي ديني، خون به ناحق ريخته شده هزاران تن از جوانان اين سرزمين، ايثارگران و جانبازان، رهبر معظم انقلاب و برخي مسئولين متعهد نظام جمهوري اسلامي را نيز آماج اتهامات و ادعاعاي دروغين خود نموده اند، تا باز ديگر زهر كينه ديرينه خود را به دين و مردم اين كشور بريزند.در اين ميان نيز عده اي مزدور جاهل مانند مجتبي سميعي نژاد هم با آنان همراه گرديده اند و در اين پروژه منفور، دين، دنيا و آخرت خود را به دنياي ديگران فروخته اند و مَثَل آيه كريمه‌ "خَسِرَ الدُنيا وَ الآخِرَة" شده اند

جناب آقاي شاهرودي!
ما امضاء كنندگان اين نامه ضمن محكوم نمودن هتاكي هاي مجتبي سميعي نژاد نسبت به باورهاي عميق ديني ملت ايران، رهبري انقلاب و اركان نظام جمهوري اسلامي و ... خواستار محاكمه اين فرد و افرادي كه همانند وي به توهين افترا و نشر اكاذيب
مي پردازند هستيم

جناب آقاي شاهرودي!
با توجه به سابقه درخشاني كه از حضرت عالي سراغ داريم و با توجه به مجاهدت هاي بي دريغ حضرت عالي در دفاع از اسلام عزيز، حريم اهل بيت عليهم صلوات الله و كيان انقلاب اسلامي و همچنين دفاع از خون هزاران مسلمان كه به وسيله استكبار و ايادي آن در ايران و اقصي نقاط جهان به ناحق ريخته شده است، خواستار محاكمه مجتبي سميعي نژاد و افرادي همانند وي
هستيم و از شما تقاضا داريم تا بدون تخفيف و مسامحه وي را به مجازات عادلانه هتاكي ها و اهانت هايش برسانيد
والله عزيز ذو الإنتقام 

--------------
پی نوشت ها : عدالت ؟ يا فرار از عدالت ؟!

برای آشنـايی بيشتر با مجتبی سميعی نژاد ، محتوای وبلاگهايش و اهداف پشت پرده ء حاميان او، ‌اينجا را حتما بخوانيد . گروه حديد مطلب کاملی در مورد سميعی نژاد چند وقت پيش نوشته است.


 
خودکرده شان را تدبير نيست.
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

هرچند از لحاظ مزاجی ، خيلی اوضاع قشنگی ندارم . اما بد نبود تا دو سه کلمه ای بنويسم .

بعضی صحنه های دوم خرداد ۷۶ دارد تکرار می شود. اين تکراری بودن ، کمک بسيار بزرگی است که بتوانيم با کمک مطالعه ء گذشته ، بدون افتادن در چاله های پيش رو ، به جلو پيش برويم .

از جمله اين صحنه ها ، که وقتی تکرار می شوند ، گمانه های مومنانهء قبلی را قويتر می کنند ، همان ماجرای تکراری کارناوالهای بی دين و ضد سياست تبليغاتی است و صد البته ، ماجرای جديدی که دوباره سعی دارد نام سعيد عسگر را در ذهن ما تداعی کند.

در مورد موضوع اول بايد گفت ، بعد از مدتی که از عمر جريان دوم خرداد گذشت ، ديگر امروز ، برای کسی در جبهه و منش و اخلاق و تفکر اصولگرا ، ارتباط عميق دکترينال ميان جريان ليبراليزم سنتی و جريان سکولاريزم مدرن ، پنهان نيست. ارتباط ميان عنصر زر و زور و تزوير ، اينجا آشکار می شود. اين جريانها ، پس از بهره مندی از رانت سياسی ، و با کمک آن ، به رانت اقتصادی دست می يابند و با کمک رانت اقتصادی مجددا رانت سياسی خود را تعميق می بخشند.

برای خود من ، يکی از مولفه های مصداقی هشيار کننده ، واکنش جدی جريان سکولاريزم مدرن به دستگيری شهردار دولت ليبرال سنتی ، و تشکيل جلسه پنج ساعته در هيئت وزيران دولت دوم خرداد در اين خصوص و اگر اشتباه نکنم ، پس از آن ، اولين درگيری خيابانی معاصر تهران - که در ۱۱ اسفند سال ۷۶ در حمايت از شهردار متخلف و رانتخوار تهران مقابل درب جنوبی دانشگاه تهران صورت گرفت - بود.

جالب اينجاست که يکی از بزرگترين مجموعه اعترافات سياسی و اقتصادی وفرهنگی توسط مديران رده يکم شهرداری صورت گرفت که جالب است در سير انکار اعترافات هم ، مورد انکار قرار نگرفت.

اخبار آنروز ، و اعترافات آنزمان ، همگی از تردد بسيار بزرگی از منابع مالی از شهرداری تهران بسمت گروهها و دسته جات نوظهور سياسی بود که آنروزها فقط با نام اشخاص شناخته می شدند . اما امروز ما آنها را با عناوين مشخصی می شناسيم . مشارکت ، کارگزاران ، مجاهدين و... .

اين پيوند شوم ، کماکان ادامه دارد.

با مطالعه نوع و سبک جريان تبليغاتی جريان موسوم به دوم خرداد ، شباهتهای طابق بالنعلی ميان فضای تبليغاتی انتخابات دور هفتم رياست جمهوری و دور نهم مشاهده می شود. بنظر می رسد تجربه اقدامات سال ۷۶ ، برای اين جريان ، سرمايه ای از ارزابی های روانی از مردم را - البته به زعم خودشان - ايجاد کرده و سعی دارند تا با نگاهی به گذشته ، ماجراهای آينده را نيز رقم بزنند.

از نمونه اين مشابهت ها ، راه اندازی کارناوالهای رقص و کشف حجاب در آن روزها در مناطقی همچون شهرک غرب بود که بعدها به عناصری مانند سعيد امامی نسبت داده شد. در اين کارناوالها ، عناصر اصلی تبليغی جريان دوم خرداد بشدت و با صراحت مورد تاکيد قرار می گرفت و با رد گيری سوی تبليغی جريان دوم خرداد ، هيچ توع ضد تبليغی که موجب کاهش آراء جريان دوم خرداد شود در آن مشاهده نمی شد. اما با وجود آن ، اين حرکت صد درصد تبليغی و هماهنگ ، از سوی ستاد اين جريان ، حرکتی از سوی مخالفان ، جريانات اطلاعاتی در دولت هاشمی يا حداقل ناهماهنگ و خودسر ، نامگذاری شد. علت اين فرار از قبول مسئوليت نيز ، کثيف بودن اين ابزار و ضريب بالای ماهيت ماکياولی آن است.

و اما امروز ، همگی شاهد تکرار همين ماجرا هستيم .

همگی بشکلی علنی ، در ستادهای طيفی خاص - که به جريانات سياسی ۱۵ سال اخير مربوط است - از کانديداهای انتخابات دور نهم ، شاهد تزيين و هماهنگی های فشرده برای راه اندازی کارناوالهای تبليغاتی زشت و کثيفی هستيم که اين بار نيز از ابتدا قرار بود به مخالفان نسبت داده شود. اما شفافی فضای سياسی معاصر، فرصت اين اقدام و چراغ خاموش حرکت کردن را از اين جريان سلب کرد . ليکن در روزهای اخير ، با افزايش اعتراضات و توقيف اين کاروانها و دستگيری عوامل آن توسط نيروی انتظامی و تحويل آنها به دادسراهای ويژه تخلفات انتخاباتی ، اين جريان حرکت کودکانه و ديرموقعی را در انکار ارتباط ميان اين کارناوالها و خود شروع کرده است.

اما بايد به اين عناصر صرفا يک جمله را گفت. فضای کشور در وضعيتی فوق شفاف قرار دارد و اين برخورد کودکانه با مقوله تبليغات و همچنين پاستوريزاسيون حواشی آسيب زای آن ، مربوط به بيش از ۸ سال پيش است و بايد بدانند که بقول معروف خودکرده را تدبير نيست.

ماجرای دوم که از آن بشکل تيتر عبور کرده بودم ، ماجرای خنده دار و نخ نما شده ای بنام ::سعيد عسکر است . ديگر بايد نام اين موضوع را لطيفه های سعيد عسکر گذاشت.

پس از هوشياری جريان مومن و اصولگرای کشور در مورد جريانی خزنده بنام سعيد عسکر در ماجرای بازی ترور حجاريان ، همچنين حوادث رخداده در خوابگاه دانشگاه علامه تهران و نقش اين فرد در آن و همچنين حوادث اخيری که به نام و يا به دست وی رخ داده است ، لبخند بصيرت بر لبان هر ناظر آگاهی ظاهر شده و ماجرا را بشکل کارخانه سری سازی حوادث سياسی در ذهن خود مجسم می کند. هنوز رد عناصر اصلی مرکز مطالعات استراتژيک نهاد رياست جمهوری دولت کارگزاران در شکل گيری ماجرای بازی ترور حجاريان و همچنين ماجرای خوابگاه دانشگاه علامه تازه و زنده است و  آگاهان نيز در فرصتهای تاريخی مغتنم ، به ثبت و ضبط انها پرداخته اند. از جمله چاپ کتب صريح و رک متعدد در اين زمينه که راه را برای پاک کردن حافظه تاريخی مردم بسته است. پس بايد به اين عناصر نيز گفت که تکرار اين حرکتها ، صرفا وصرفا روشنگری هرچه بيشتر و تاکيد هرچه عميقتر جريان اصولگرا و هوشياری عمومی مردم در اين موضوع را بدنبال دارد.

پی نوشت :
-------------

طنز انتخاباتی !
با خواندن اين مطلب ، اوضاعم خيلی هم قشنگ شد ! :))

 

 

اندراحوالات دروني ستاد انتخاباتي خاندان باباجان اينها
( بنقل از صفحه هاشمی جمهور بااندکی دخل و تصرف واصلاح !)

 

  


جانم برايت بگويد ،

آقايي كه شما باشي ، نمي دانم خبردار شدي كه مي گويند بزرگان اهل رفسنجان ، كم پول شده اند و نمي توانند خرج يك بليط دوسره آقاجان را بدهند حاجي خان يك سر بيايد ديار و ولايت ، سر زمين پسته كمي هم با ما اختلاط كند !

شنيده ام محسن جان و آقا مهدي دائم در ستاد باباجان – همان ساختمان فقيرانه ء سر چهارراه ... كه بدروغ اسمش را برج صدف گذاشته اند و از خدا هم نترسيده اند ! - راه مي روند و مي گويند : امان از اين تورم ! امان از اين گراني ! امان از اين خرج بالاي زندگي ، كمر ما زير فشار تورم و گراني شكست ! چرا به اقشار ضعيف توجه نمي كنند ؟ انصافا كه پدر – كه تاهمين الان هم 80 درصد خرج انقلاب از جيبش بوده ! – دوباره بايد بيايد و يا دستي زير پر و بال بانك مركزي بگيرد و جاني به بدنش تزريق كند ، يا اينكه لا اقل بيايد  وكمي برايمان از عدالت اجتماعي بگويد اقلكن خرج سفرش در بيايد !

اما باجي كوچيكه كه ديروز پشت مطبخ گوش وايستاده بوده ، ديده آقا مهدي دارد با عموجان چيزي ديگري را مي بندد !

-   عموجان ، يك برنامه بريز داداش را ببريم كرمان  ، دو كلمه با مردم و عوام ، ملاقاتي داشته باشد ، چشم مردم به جمال امير و سردار كبير روشن شود ابراز ارادت كنند كمي قلبشان آرام بگيرد اين مردم ! مردم از دوري داداش مي سوزند. آنجا باشد خوب است ها ...

-          عموجان ، خدا خيرت بدهد ، مگر از اوضاع و احوال مملكت  بي خبري ؟ مگر نمي داني كه بدجور قمر در عقرب است !

-   خدا نكند عمو ! چرا ؟ مگر كرمان  چه خبر است ؟

-   فقط كرمان كه نه . اما ...

-   چي شده عمو ؟‌ نكند اين ماجرايي كه حسنقلي آبدارچي مي گفت كه بهش گفتي ، راست است ؟‌

-   كدام موضوع عموجان ؟ حسنقلي چي گفت بشما ؟

-   هيچي مهدي جان ! گفت از شما پول خريد قند و چايي براي بچه هاي ستاد خواسته شما گفتي پول نداريم آقاجان را تا ولايت ببريم، آنوقت تو اسراف كرده اي قند و چايي اضافه مي خواهي؟  نداريم ! من كه كلي حسنقلي بيچاره را دست انداختم ! راستش را بگو ! چه خبر است ؟ مگر ممكن است ؟

-   اي عموي ساده ء ما ! نه پدرم ! نه نور چشمم ! نه عمو جان ! كاش پول كم مي آورديم ! ما که تا يك كم پول کم بياوريم چاه پول مي زنيم توي دل بانك مركزي شايد هم وزارت نفت ، با يك تلفن حل مي شود . پول كه نشد دغدغه ! كاش با پول همه چي حل مي شد !

-   مهدي جان ! داري عمويت را سكته پر مي كني پسر ! خب د بگو ديگر ! چه خبر است ؟

-   از شما بعيد است عموجان ! يعني خبر نداري ؟

-   چي را خبر ندارم عمو ؟ نكند مي خواهند بلاي به سر برادرم بياورند ‌؟ خبري است عموجان ؟ تروري،‌ سوء قصدي چيزي لو رفته ؟‌ اي لعنت بر هرچه كرماني است ! بشكند اين دست بي نمك ! اي لعنت بر...

-   عمو جان چي مي گي ؟ ‌ترور كجا بود ؟ سوء قصد ديگه چيه ؟‌ مگر خبر نداري ؟‌

-   آخه چي را خبر ندارم ؟!!!

-   مگر نديدي در جمع كارگران تهراني چه شد ؟ يادت رفته چه آبرويي از ما رفت ؟ مي خواهي اين بلا باز سرمان بيايد همه رشته ها پنبه شود ؟‌

-   هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاه ! خب زودتر بگو پسر ! حالا يادم آمـــــــــــــــــــــــد ! اوخ اوخ اوخ !...

-   آره ديگه پدر من ! مي خواهي دوباره بابا را ببريم در يك جمع بزرگ ، دوباره ما را بگذارند و بروند و آبرو نسازند كه آبرو هم ببرند ؟‌ مي خواهي بابا را سكه يك پول كنند ؟ حالا آنجا كه خوب بود . اگر بيايند و گير بدهند به دخل و خرج من و مثلا خان باجي و فاطمه و فائزه ،‌ يا دايي جان و بقيه اقوام ، ان وسط ،‌چه خاكي بسر كنيم ؟!

-   از آن بدتر ! اگر از اوضاع و احوال من بپرسند انوقت اخوي چه بگويد !

-   ديدي عموجان ؟ ديدي پدر من ؟ از شما بعيد است ديگر ! خب همين است ديگر ! ترس من اين است كه برويم قاطي مردم و بشود آنچه كه نبايد بشود !

-  اصلا مي داني برادر زاده ! مردم بايد خودشان قدر اين سردار بزرگ و كبير خودشان را بدانند ! اگر كسي مي خواهد داداش را ببيند چشمش كور ،‌ از شهرشان كاروان زيارتي راه بياندازند ، بيايند پابوس داداش ! خودشان شرفياب شوند ! چرا برادرم سلامتي اش بخطر بيفتد ؟سرما بخورد كشور چه كند ؟‌ ناسلامتي گنجي است براي همه ما !

-   اين يكي راعمو جان درست گفتي ! جان كلام را گفتي !‌ پدر گنجي است براي همه ما ! مواظب گنجمان بايد باشيم !‌

-   باريكلا به اين برادرزاده زرنگم ! بي خود نيست همه كاره ء داداشي ها ! پس بابت موضوع پول خيالم راحت باشد ؟‌ الحمد لله !‌

-    بله عمو جان ، مخلصت هم هستم عموجان

-     ....

 القصه ،
بله باباجان ،‌بله !

باجي كوچيكه هم كه از بابت بي پولي خيالش راحت شد ،‌ با خيال راحت زنگ ميزند و بوقلمونش را سفارش مي دهد !‌اخر دلش خيلي هواي كباب بوقلمون كرده بود ! تا كي غذاي كانادايي ؟‌ چقدر غذاي فرنگي ! حق دارد دختر خب !

شما هم خيالت راحت باشد. حاجي بزرگ سازندگي ، حالا حالا ها پيش خودمان مي ماند ! تئاتر بي پولي هم تمامي ندارد !

چي ؟ پس چطوري تبليغات كنند ؟ ببين پسرم ، من الان بايد بروم ! اما لا اقل اندازه مهدي خان خودمان هم يك كم دوگوله بسوزان ! اولا : خب پدر من ! عمر من ! پس ديجيتال به چه درد مي خورد ! تا اينترنت هست تبليغ بايد كرد ! دوما : حاجي كوچك – اخوي سردار كبير را مي گويم – او هم كه گفت ! هركس كه وصل يار خواهد جور سفر ببايد . بيايد همين تهران خودمان ،‌ عموجان را زيارت كند و دستبوس باشد ! چرا سردار كبير و پدر رفسنجان را به زحمت بياندازند !‌ فعلا خداحافظ !!


 
با ملاکهای رهبر ،‌رئيس جمهور را بيابيم .
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

هر جا می روم ، در فاميل ، يا در ميان دوستان يا در پايگاههای بسيج ، بچه ها همگی يک چيز را می پرسند :

نظر آقا روی کی است ؟

و جواب من هم هميشه يک چيز :

اگر يک بسيجی نتواند از روی رفتار و حکمت اقدامات و سخنان و تدابير و منش رهبرش ، بدون آنکه رهبرش مصداقی روشن ، تعيين کند ، خود به نظر ولی امرش دستيابی پيدا کند ، حتی اگر به او آدرس دقيق را بدهيم ، اطمينان نخواهد داشت که واقعا نظر رهبری را شنيده . چون او ، ملاک و ابزاری برای انطباق مصاديق عينی بيرونی با خط رهبری ندارد و نمی تواند خط رهبری را بشناسد. پس بهتر است ابتدا در خود قدرت خط شناسی و تعقيب خط رهبری را بسازيم و سپی بفکر چيزهای ديگر باشيم .

ضمن آنکه آنقدر فضا شفاف و روشن است که من نگران هيچ چيزی نيستم .

برای يک نيروی مومن و معتقد به مبانی اصولگرايی اسلامی ، تکليف کاملا روشن است. همه عناصری که امروز نام کانديد رياست جمهوری را يدک می کشند ، همه ، انسانهايی :: مسئول و امتحان پس داده :: هستند. همگی دارای کارنامه ای پر از نمرات مختلف به درسهای مختلف. پس چيزی غير شفاف در ميان نيست.

هرچند اگر قبلا هم کسی ادعا می کرد که :: من کسی را نمی شناسم که رای بدهم :: از او اين جمله قابل شنيدن نبود. چرا که اصولا بايد به چه روشی ، جز مطالعه و تحقيق و اندکی آمادگی تاريخی و سياسی ، کانديدا را انتخاب کرد که وی بدون ابزار لازم بوده و نمی توانسته کسی را بشناسد ، اما در اين مرحله ، ديگر عناصر حاضر در صحنه ، همگی انسانهايی مشهور و دارای سابقه و به معنای تمام کلمه ، رجل سياسی بودند.

اينجا حکمت گنجاندن کلمه رجل سياسی خود را نشان می دهد. و همينجا است که درک بچه گانه و سخيف و عدم درک روح قانون اساسی در جريانات اپوزيسيون ، طاغوتی و ضد انقلاب و کوچک و کوتوله بودن آنها در مقابل مقام قانون گذار در جمهوری اسلامی روشن می شود. رجوليت ، نه تنها فقط به معنای مرد بودن گذاشته نشده ، بلکه به آن معنا است که اين مرد ، بايد کاملا در فضای سياسی کشور، برای مردم نام آشنا باشد تا مردم از کارنامه ، تعلقات و سلايق سياسی او اطلاع کامل داشته باشند و در صورت انتخاب ،ُ به صحت انتخاب خود رجاء و وثوق کامل .

حال می بينيم که کوتوله های سياسی ، موضوع را يک نوع تبعيض جنسی مردانه يافته اند . همان چيزی که هميشه گفته ام . اينها هيچ وقت اين نظام را درک نخواهند کرد. که اگر اين رخ دهد ، فقط يک اتفاق می افتد و آن اينکه به اين نظام ايمان می آورند .

بگذريم .

جدولی از طريق ايميل بدستم رسيده که بسيار انرا خود و مناسب ديدم .

اول اينکه دارای محتوای سالمی بود و دوم اينکه برای مخاطبان جبهه اصولگرايی ، کاملا راهگشا .

بايد به عناصر مختلف نمره بدهيم و بعد ارزیابی خودمان را ملاک قرار دهيم . توکل بر خدا . انشاء الله که خير است. اين جدول را از اينترنت بگيريد و پرينت کنيد و سعی و تمرين کنيد که بتوانيد دقيق ترين نمرات را به نامزدها بدهيد. يا حق.


 
چرا اينقدر می چرخيد ؟
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

كروبی: مگر نمی‌گفتید باید اعتبارنامه هاشمی را رد كنیم؟!

نامزد نهمین دوره ریاست جمهوری گفت: حكم حكومتی در شرایط خاص و بنا به مصلحت نظام از طرف رهبر صادر می شود.
مهدی كروبی در مسجد گازران اردبیل اظهار داشت: وقتی رهبری دستور می دهد، همه بحث ها باید كنار گذاشته شود، چرا كه حكم حكومتی بر اساس منافع و مصلحت كشور صادر می شود.

كروبی همچنین در گفت و گو با ایرنا و در واكنش به انتقاد برخی دوم خردادی ها از وی به خاطر پاسخ دادن به برخی مفاد بیانیه انتخاباتی هاشمی رفسنجانی گفت: گروهی كه دیروز می گفتند اگر هاشمی به مجلس ششم بیاید، اعتبارنامه او را رد می كنیم، چطور شده كه امروز طور دیگری حرف می زنند، من كه نمی توانم مانند این گروه باشم.

وی در پاسخ به اظهارات مجید انصاری اظهار داشت: با آقای انصاری چند جلسه صحبت كردیم، او در دو نشست اصلاً مصر بود كه مجمع در انتخابات ریاست جمهوری نامزد معرفی نكند تا زمینه برای فرد دیگری صاف شود. پنج نفر دیگر از سران مجمع كه در این دو نشست حاضر بودند، با این نظر انصاری مخالفت كردند و من همانجا گفتم «حتماً می آیم.»

گفتنی است انصاری كه از نامزدی هاشمی حمایت می كند، طی اظهاراتی به انتقاد از پاسخ كروبی به بیانیه هاشمی پرداخته و گفته بود این پاسخ، نظر آقای كروبی است نه مجمع روحانیون.
كروبی در جمع مردم روانسر هم گفت: من اصولگرای مترقی و اصلاح طلبی اصولگرا كه دین را از دید قانون اساسی، حضرت امام(ره)، مطهری، بهشتی و نظریه پردازان اسلام می نگرد، هستم.

 
آچمز سيـاسی در داغ ترين روزها !
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله.

ترس از رای نیاوردن!

ماجراهای انتخابات ریاست جمهوری نهم، با گذشت هر روز، جذاب‌تر و هیجان‌انگیزتر می‌شود. اتفاقاتی كه هر یك می‌توانست در شرایطی عادی تا مدت‌ها موضوع درگیری‌های لفظی و قلمی طرفین بازی سیاست باشد، حالا به سرعت باد می‌گذرند و بسیاری را انگشت بر دهان باقی می‌گذارند. 

آب در لانه مورچگان

واكنش سریع رهبری جمهوری اسلامی، به ردصلاحیت برخی نامزدهای شاخص جبهه دوم خرداد، چنان آبی بود كه بر آتش ریخته شد و همراه با انتشار یك سردرگمی در فضای سیاسی، كه ناشی از غیرمنتظره بودن و سرعت آن بود، گویی میدان رقابت را به كلی دگرگون ساخته است ـ واكنشی كه در پاسخ به نامه بدون نام رییس مجلس هفتم، به صراحت از معین و مهرعلیزاده دو نامزد مطرح اصلاح طلبان نام می برد.

فعالان سیاسی و غیرسیاسی حامی مصطفی معین كه از مدت‌ها پیش برنامه انتخاباتی خود را بر روی قطعیت رد صلاحیت وی متمركز كرده بودند ـ و با گنجاندن جملاتی در سخنان او و بیانیه‌هایشان قصد خراب كردن همه پل‌های پشت سر و هموار كردن رد صلاحیت او را داشتند ـ  و می‌خواستند از آب گل آلود محدود شدن فضای انتخاباتی، ماهی‌های تازه و درشت صید كنند، به یكباره در حالتی شبه آچمز قرار گرفته و نمی‌دانستند حركت درست بعدی كدام است؟

نه راه پس و نه پیش

جملات سربسته وگنگی كه در این روزها بر زبان هواداران جبهه دوم خرداد جاری می‌شود هم نشاندهنده شتاب‌زدگی فراوانی است كه در كار نبودن سناریویی جایگزین (غیر از تحریم انتخابات) را گواهی می‌دهد.
این گروه از اصلاح‌طلبان گرچه ترجیح داده‌اند همه چیز را به پنج‌شنبه ( برای گرفتن وقت اضافه) موكول كنند، اما باور دارند چه حكم حكومتی را ـ كه روزنامه كیهان با زیركی آن را در تیتر نخست روز سه‌شنبه‌اش گنجاند ـ بپذیرند و چه نبپذیرند، برنده انتخابات نخواهند بود.

انگشت اتهام

پذیرش حكم حكومتی ـ كه برخلاف ادعای حامیان معین، از پشتوانه اصل 110 قانون اساسی نیز برخوردار است ـ یعنی زیر پا گذاردن شعارهای انتخاباتی 6 ماه گذشته، كه خود به معنی ناراست بودن همه ادعاهای مطرح شده، تعبیر خواهد شد. و اگر براین رای سر متابعت و پیروی نگذارند، انگشت اتهام از دو سو به سوی آنها نشانه می‌رود: 1. از سوی منتقدان اصولگرایشان كه آنان را سركش از قوانین و مقررات جاری خوانده و به خالی كردن میدان متهم‌شان می‌كنند و 2. مردمان ساده‌دل و روشن‌ضمیری كه خوب می‌فهمند آنها از ترس مرگ به تب راضی شده‌اند و انتخابات را تحریم كرده‌اند، چون دانسته‌اند كه با ماندن در عرصه، رای چندانی نخواهند داشت.

اگر حكم صادر نمی شد ...

اگر شامگاه دوم خرداد ـ درست در همان لحظاتی كه سال 76 سید محمد خاتمی اولین دیدار پس از برگزیده شدنش را با رهبرانقلاب انجام می‌داد ـ رهبری حكم خود را صادر نمی‌كرد، نقشه بخشی از جبهه دوم خرداد بی‌كم و كاست اجرا می‌شد، آن‌ها خود را اخراجی حاكمیت می‌خواندند و آن می‌كردند كه نباید، اما حالا گرفتاری بزرگی پیش آمده و حتی اگر لب هم فرو بندند از چهره‌هاشان می شود خواند كه می‌فهمند نباید گول تندروها را بخورند، ولی با ماندن و رای نیاوردن چه باید بكنند؟
آنها خوب می دانند مردمان ایران، خیلی آسان اسیر شعبده‌بازی نخواهند شد و شاید معین، در این لحظات باید راه خود را از تفرقه‌افكنان جدا كند.

>> از شريف نيوز .

پی نوشت : هاشمی جمهور را که داشتيد ، اين يکی از کجا سروکله اش پيدا شد نمی دانم :)) . اين را هم کنار آن داشته باشيدش . 


 
عظمت ماجرا
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله.

در عظمت ماجرا همين بس که در بی تحليلی عميق ، فرو رفته اند. توپخانه های پرتعداد جريان اصلاحات در گيجی ضربه ای که دريافت کرده مانده است. حتی شايد به بهانه ای بخواهند باز هم از حضور در وزن کشی سياسی انتخاباتی و آزمايش محبوبيت طفره بروند. باهم می ايستيم و نظاره می کنيم ...

ويراش در روز چهارشنبه :

چهل و هشت ساعت پس از حکم حکومتی مقام معظم رهبری خطاب به شورای نگهبان در خصوص تجديد نظر در اعلام صلاحيت مصطفی معين و يکی ديگر از کانديداهای اصلاح !طلب ، درگيری در جريان سياسی موصوف به سرحد خود رسيده است .

عده ای از سياسيون اين جريان ، سعی دارند تا با غير حکومتی توصيف کردن حکم مقام معظم رهبری ، از زير سنگينی اين حکم فرار کرده و تبعاتی که حضور آنها در انتخابات عليه تزها و منش و خط عمکرد خود آنها خواهد داشت را کاهش دهند. اين دسته از سياسيون ، با اتخاذ اين زاويه، قطعا به شدت و بزرگی اثر اين حکم دامن می زنند چرا که غيرقابل تحمل بودن اثرات آن را به نمايش گذاشته اند. اين جمع ، در خصوص آنکه در صورتيکه اين حکم ، حکومتی نيست ، چگونه می تواند در مسير انتخابات ، بدون عبور از احکام صريح موجود در قانون اساسی و قانون انتخابات ، منجر به حضور کانديد جريان موصوف در انتخابات گردد پاسخی نداشته  و فراموش نموده اند ، که مجری حکم ( شورای نگهبان ) خود حافظ قانون اساسی و رهبر نيز ، محافظ چهارچوب نظام است و در مواضع و سبک عمل اين دو بخش از حاکميت ، تاکنون تخلف از چهارچوب های قانونی موجود نظام ج.ا.ا مشاهده نشده است. تاجايی که جريانات ساختار شکن نيز ، بر قانونی بودن اقدامات حاکميت تاکيد کرده و صرفا بر ضرورت :تغيير اين قوانين : پافشاری دارند.

در مقابل اين جمع ، بخشی ديگر از جريان اصلاح ! طلبی نيز ، با تاکيد بر حکومتی بودن حکم موصوف ، تلاش دارند تا با جلوگيری از حضور جريان مطبوع خود در وزن کشی سياسی ، موضوع را به : ضرورت عمل جريان اصلاح طلب به مشی گذشته ؟! در رد احکام حکومتی : برای جلوگيری از يک پارادايم سياسی تغيير جهت دهند! هرچند اين راهکار يعنی - عدم حضور در انتخابات - نيز برای اين جريانات بسيار پرهزينه خواهد بود ،‌ ليکن خود موجب ابهامات ديگری برای هواداران پيرامونی اين جريان سياسی می گردد که از جمله آن ، استفاده مکرر اين جريان در برهه های گوناگون ، از اثرات حکم حکومتی به نفع خويش است.

نمونه های متعدد آن را می توان به بخشش زندان عبدالله نوری با درخواست عفو از سوی وی ، قطع بازداشت اوليه کرباسچی با نامه خاتمی خطاب به رهبری قبل از شروع محاکمات رسمی در انتهای سال ۷۶ ، قطع زندان کرباسچی پس از محکوميت با درخواست رسمی عفو و اعتراف به کليه تخلفات ارتکابی طی عفونامه از سوی وی ، حضور جريان اصلاح طلب در مجلس ، با حکم حکومتی رهبری به شورای نگهبان قانون اساسی در خصوص تاييد وضعيت انتخابات مجلسس ششم تهران و عدم ادامه سير بازنگری و بازشماری صندوقها ، حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب در خصوص شيوه ء بررسی صلاحيت داوطلبان دوره هفتم مجلس شورای اسلامی که در آن ، بر قرارگفتن پايه بررسی ها از زمان مجلس ششم تازمان بررسی ها و همچنين عدم توجه به عدم التزام به ولايت فقيه در بررسی های شورای نگهبان تکيه شده بود و ... می توان نام برد.

در چنين وضعيتی ، جريان اصلاح طلبی ، تا حد نهايت ، خود درگير بهره مندی از اثرات و نتايج اختيارات ويژه ولی فقيه است و نمی تواند به بهانه : غيرموجه: بودن حکم حکومتی ، از حضور در انتخابات طفره رود .

مسئله بزرگتری که جريان اصلاح!طلبی درگير آنست ، اثرات سوء پروژه طفره روی از شرکت در آزمايش انتخابات است. که می تواند اثرات بسيار صريح و روشنی را همچون مجلس هفتم در عدم انتخاب سايرکانديداهای اصلاح طلب از سوی مردم ، برای آنان بدنبال داشته باشد. چرا که نتيجه مستقيم اين اقدام ، روشن شدن بی وزنی مطلق سياسی اين جريان در نزد افکار عمومی و پايان فوری حضور اين تز فکری در صحنه سياسی ج.ا.ا است.
اين حريان که هيچگاه به سئوالات اساسی در خصوص علت عدم انتخاب ساير کانديداهای جريان اصلاح!طلب توسط مردم در واکنش به رد صلاحيت عناصری از جريان مذکور در جريان انتخابات مجلس هفتم پاسخ نداده و نيز نتوانسته است علل و زمينه های کاهش پله کانی مشارکت مردمی در دوران حضور اين جريان در مصادر امور ، و افزايش مجدد و از نوی پله کانی مشارکت مردمی پس از انتخابات شورای شهر دوم و همچنين تکرار انتخاب عناصر اصولگرا پس از شورای شهر در مجلس را مطابق با تزها و نئوريهای مطبوع خود توجيه نمايد ، اين بار نيز نخواهد توانست بدون پرداخت هزينه های گسترده سياسی که خود به خود همانند اهرمی منجر به حذف هرچه سريعتر و سير قهقراييی باقيمانده مقبوليت مردمی خود می گردد از کنار اين پرسشها عبور نمايد.

حقيقتا ، جريانات مختلف سياسی ، حضور رهبری مدير و مقتدر را در عرصه سياست شاهدند که با کمک اختيارات الهی و قانونی خود ، کشتی صحنه کشورداری را بسمت ساحل آرامش ، هدايت نموده است. سلف صالح رسول خدا ، و جانبازی از خيل جانبازان انقلاب اسلامی و ايثارگری از صف رزمندگان هشتسال جهاد وشهادت .

آرامش سياسی ، دورنمای حرکت جريانات اصولگرا ، و تلاطم و تموج ، دورنمای وضعيت جبهه اصلاح!طلبی است . آنچه در پيش است ، ابتر بودن هشتسال توطئه و فريب و پايانی بر پوپوليزم و عوامفريبی سياسی است.

و ...

بازنگری :

بسمه تعالي
محضر مبارك رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيت‌الله خامنه اي مدظله‌العالي
با سلام و تحيت

چنانكه مستحضريد شوراي محترم نگهبان اسامي شش تن از نامزدان انتخابات رياست جمهوري را كه صلاحيتشان به تاييد آن شورا رسيده اعلام كرده است. اگر چه شوراي نگهبان همواره سعي داشته وظيفه خطير خود را بر اساس موازين شرعي و قانوني به انجام رساند، لكن گهگاه بر اساس رهنمودهاي برخاسته از مصلحت انديشي حضرتعالي در تصميم خود تجديدنظر كرده است.
اينك استدعا آن است در مورد اخير نيز چنانكه تجديدنظر در اين امر را به مصلحت و مايه تقويت مشاركت عمومي بيشتر، كه مخصوصاً مورد عنايت حضرتعالي در انتخابات رياست جمهوري بوده، ‌مي‌دانيد، شوراي محترم نگهبان را به توسيع دايره نامزدهاي واجد صلاحيت، دلالت فرمائيد.

والامراليكم
غلامعلي حداد عادل، رئيس مجلس شوراي اسلامي

بسمه تعالی
آيت الله جناب آقاي جنتي دبير محترم شوراي نگهبان دامه بركاته

با سلام و تحيت و تشكر از خدمات آن شوراي محترم در تلاش براي احراز صلاحيت داوطلبان رياست جمهوري اسلامي دوره نهم و با رعايت موازين قانوني در اين امر، از آنجا كه مطلوب آن است كه همه‌ي افراد كشور، از صاحبان سلايق گوناگون سياسي فرصت و مجال حضور در آزمايش بزرگ انتخابات را بيابند، لذا به نظر مي رسد نسبت به اعلام صلاحيت آقايان دكتر مصطفي معين و مهندس مهرعليزاده تجديد نظر صورت گيرد.

والسلام عليكم

سيدعلي خامنه‌ای

***

الپر سالم است. خب الحمد لله . اينقدر جريان اصلاح طلب چوپان دروغگو شده که خدا شاهد است اگر چيزی اش می شد آماده بودم بشنوم بگويند آقا الپر را ترور کردند !! اين ازاين . اما ..

محمد رضا آغاسی - شاعر معاصر و متعهد که آثار متعددی در حوزه ادبیات عاشورایی و اهلبیت ( ع ) سرود ، سرانجام دعوت حق را لبیک گفت .
این شاعر و نغمه سرای شناخته شده دفاع مقدس و ادبیات عاشورایی ، چند هفته در بیمارستان بهارلوی تهران بستری بود ، علت بستری شدن وی بیماری قلبی و عارضه تنفسی عنوان شده بود .

وی چندی پیش از کم توجهی مسئولان فرهنگی نسبت به اهل قلم و رفع مشکلات جامعه ادبی ایران انتقاد کرده بود . این ضایعه را به دوستداران قلم و ادب و دلسوزان ادبیات متعهد تسلیت می گوييم .


محمدرضا آغاسى در ۲۴ فروردين سال ۱۳۳۸ در تهران متولد شد. وى كه به علت اختلاف نظر با معلمان و مسؤولان مراكز آموزشى خود نتوانست ادامه تحصيل بدهد به دنياى شعر و مداحى روى آورد. آغاسى علاوه بر سرايش شعرى در وصف مقام معظم رهبرى اشعارى در حوزه مذهب و دفاع مقدس سروده است.

مراسم تشييع پيكر محمدرضا آغاسى به گفته يكى از اعضاى خانواده وى از مقابل قرارگاه لشگر ۲۷ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، پنجشنبه پنج خرداد ساعت ۸ صبح خواهد بود.

دل همه را به درد آوردی حاج محمدرضا با هجرانت .

همه در تشييع جنازه پاکت خواهيم بود. انشاء الله . قرار همه ما ، فردا صبح ، پنج شنبه مقابل لشکر ۲۷ محمد رسول الله .

مصاحبه با حاج محمدرضا آقاسی، ‌به نقل از وبلاگ حاج حميد :

بالاخره پس از گذشت چند وقت از دريافت سوالات دوستان عزيز ، بالاخره به لطف خدا   مصاحبه با شاعر بسيجي. سرآينده مثنوي شيعه جناب آقاي حاج محمد رضا آقاسي را در روز جمعه 29/3/83 در منزل ايشان و در فضائي بسيار دوستانه و صميمانه باتفاق يكي از دوستان انجام داديم. اما متاسفانه بدليل مشغله زياد بنده ، كار پياده كردن متن نوار مصاحبه و ويرايش و تايپ آن تا به امروز طول كشيد كه از بابت تاخيري كه در اين مدت صورت گرفت از محضر مبارك همه دوستان عذر خواهي مي كنم . خوب الوعده وفا.  اين هم مشروح مصاحبه با جناب آقاي حاج محمد رضا آقاسي كه بدليل طولاني بودن در دو قسمت تقديم مي گردد . اميدوارم مقبول دوستان واقع گردد. ضمنا هرگونه برداشت و استفاده از متن مصاحبه با ذكر منبع بلامانع مي باشد...
با تشكر _ حاج حميد 

بسمه تعالی

ضمن معرفي خودتان  لطفا مختصري از زندگيتان را بيان بفرمائيد

بسم الله الرحمن الرحيم من محمد رضا آقاسي فرزند ششم ، پسر چهارم كه در 24 فروردين 1338 در يك خانواده مذهبي در تهران به دنيا آمدم پدرم در بازار تهران مغازه كبابي داشت . آخرين مدرك تحصيلي من  سوم راهنمايي ست . دو سال هم در هنرستان تجسمي پسران درس خواندم اما از بس با ناظم و اساتيد آنجا اختلاف نظر داشتم  در سن 16 و 17 سالگي موجب اين شد دو سال ما را مردود و سپس اخراج كنند.

 

شما سرودن شعر را از چند سالگي آغاز كرديد وچگونه متوجه چنين استعدادي در خود شديد؟

دو تا از برادر هاي  بزرگتر از من بنام هاي محمد حسن و محمد مهدي در مسائل شعر قبل از من كار مي كردند و خواه نا خواه اين مطلب در منزل ما بود شاهنامه خواني يا حافظ خواني و يا تذكرة الاوليا خواني برادرم محمد حسن و نيز چون مادرم هم مداح اهل بيت بود و عمدتا ديوان جوهري رايا بعضي از اشعار صغير اصفهاني و امثال اينها را در منزل مي خواند تا حفظ شود و تا در مجالسي كه ميرود بتواند به راحتي و با  تسلط اداره كنه . به همين دليل صداي شعر هميشه در گوش ما زمزمه مي شد و آشنايي من با حافظ شايد از سال 50 به بعد يعني در سن 12و13 سالگي بود اما تقريبا سال 51 و52 اولين كلمه ها رو من بهم مي بافتم . تا به مرور زمان كم كم شروع كرديم با همان سن كم وبا همان ديدگاههاي آن زمان قبل از انقلاب خودمان ، كلمه هايي را سر هم مي كرديم. همچنين من قبل از انقلاب اسلامي (سالهاي 55 و 56) به بعضي از انجمن هاي ادبي آن زمان مي رفتم و هم اشعار شعرا مي شنيدم و هم نوشته هاي خودمان را كه فكر مي كرديم شعر هست مي خوانديم.وبه نوعي خودمان را محك ميزديم وبعضي وقتها شعرها نقد مي شد و يواش يواش رسيديم تا آنجا كه بعد از انقلاب از محضر بعضي از دوستان و اساتيد خوب همچون استاد مهرداد اوستا و استاد يوسف ميرشكاك درسها گرفتيم و تا به اينجا رسيديم

 

اولين شعري كه سروديد را بخاطر داريد؟

اولين شعر يا اولين بافته اين با هم فرق مي كنه. آن چيزي كه مورد نظر هست اگر شعر باشه ؟ من هنوز خودم اين چيزهايي كه مردم ميگن شعر هست شعر نميدانم.اگر مسئله اولين كلام بافته شده باشه ؟ فرق مي كنه و لي خوب. در آن اوايل كارهايي كه بوده در حد شعر نبوده و نيست و من الان شعرهايي كه در جاهاي مختلف مي خوانم عمدتاٌ از سال 1368 به بعد سروده شده . يعني آن سابقه 16 و 17 سال قبلش را من بعنوان شعر قبول ندارم.

 

براي بيان يك شعر چه حالاتي بايد رخ دهد تا آن اشعار بر ذهن جاري شود؟

اصولاٌ هنر آينه روح انسان است و در حالت عادي چيزي به وقوع نخواهد پيوست. مگر اينكه شادي يا غمي مضاعف از حالت اوليه انسان ، براي انسان پيش بياد. اگر شما يك حوض را در نظر بگيريد اين در حالت عادي هيچ موجي نداره ولي اگر يك ريگ داخل اين حوض بيندازيد يك موج در داخل حوض ايجاد ميشه واين ريگ هر چه درشت تر باشه و به سنگي بزرگ برسه يقيناٌ امواجي كه  در اين حوض بوجود مياد خيلي بزرگتر و قوي تر خواهد بود. و اگر اين سنگ هرچه سنگين تر و با شدت بيشتري با اين حوض برخورد كنه چه بسا كه آبهايي را از اين حوض بيرون بريزه . لذا به نظر من هنر كلاٌ همچنين حالتي مي تونه باشه كه از انسان بيرون بريزه . اين طور نيست كه در حالت عادي انسان قلم به دست بگيره و هر چي كه بناست به عنوان هنر و شعر يا خوشنويسي و يا . . . ايجاد كنه. بلكه بايد دريك حالت بخصوصي قرار بگيري تا اين حالت رخ دهد  بايد يك ضربه اي صورت بگيره . مثل كوه ، كوه خود بخود صدا نمي كنه اگر صدايي در كوه پخش بشه انعكاس آن را مي شنوي و هر چي اين قوي تر باشه آن انعكاس قويتره. و هر چه دل انسان با اون موضوعي كه مي خواد مطرح كنه صميمي تر باشه يقيناٌ كارش خيلي شيرين تر  و قشنگ تر خواهدبود. چه در شادي چه درغم ، چه در حماسه چه در درام و چه چيزهاي مختلف.

 

شما  هر موقع كه اراده كنيد مي توانيد شعر بگويد يا اينكه بايد در يك ايام و حالات خاصي قرار بگيريد ؟

من الان خيلي سال است كه ارادي شعر نمي گم. يعني امشب بشينم و براي فردا كه يك روز بخصوص يا مناسبتي خاص هست شعر بگم. نه عرض كردم سالهاي زياديست كه ديگه ارادي كار نمي كنم به قول اهل شعر كوشش كار نمي كنم. اگر چيزي جوشيد و آمد بيرون كه آمد اگر هم نيامد كه نيامد . چون بنا به كميت كار نيست در هنر. بنا بر كيفيت كار  است و كيفيت آن زماني در كار انسان هست كه آن درون انسان به آن مطلبي كه مي خواهد عنوان بشه احساسات دروني گرايشهاي بيشتري داشته باشه.

 

شما با مثنوي بلند شيعه در جامعه ما شناخته شديد. يعني هر جا كه نام حاج محمد رضا آقاسي مياد شعر شيعه درذهن تداعي ميشه. خيلي علاقه منديم قدري درباره آن شعر بفرمائيد و اينكه چه حالاتي رخ داد كه چنين مثنويي را بسرآئيد و كلا مثنوي شيعه چند بيت است؟

البته شعر وعشق يكيه. اينكه چگونه شد كه عاشق معشوق شدي را نتواني بگي. چه شد كه مجنون شيفته ليلي شد را نتوان كلماتي يافت تا عنوان كرد. فقط مي تونم بگم عنايت اهل بيت (ع) است. من خودم هم الان حقيقتا تا كنون ابيات اين مثنوي را نشمردم .ابياتش چقدر است 500 بيت؟600 بيت؟ 700 بيت؟ است دقيقا نميدانم.از سال 1368 تا كنون هنوز كه هنوزه پرانتزش را نبستم چون كه پرانتزش را من باز نكردم كه حالا بخوام پرانتز اين طرف رو ببندم .خود اهل بيت عنايت كردن و تا آخر عمر هم ادامه خواهد داشت.

 

در وادي شاعري برخي ابيات بر دل سرآينده شعر مي شينه شما از بين اشعارتان آن شعري كه به خيلي به دلتان نشسته كدام بيت و شعر بوده؟

هنر فرزند روح انسانه . و يك هنرمند همه بچه هايش را دوست داره باز بستگي داره كدوم فرزند شما بيشتر به شما محبت كرده باشه. يقينا گرايشات به آن مطلب بيشتر خواهد شد و خوب يقينا هر جائي كه ذكر علي (ع) و آل علي (ع) ، ذكر آقا حضرت ولي عصر(عج) ذكر حضرت زهرا (س) ذكر آقا امام حسين (ع) باشه يقينا دل بيشتر آرامش مي گيرد و دل بيشتر به اون سمت گرايش پيدا مي كنه . اما واقعا مشكله كه در بين مثلا يكي دو هزار بيت من يك بيت را بخوام بگم اين از همه بهتره. مثلا شما يك وقت به گل فروشي ميريد سه رقم گل داره يك رقمش را راحت تر مي توني انتخاب كني  اما يك موقع به گل فروشي ميري پنج هزار نوع گل داره انتخاب يك گل از اين پنج هزار مدل گل خيلي مشكله. من همه گلها رو دوست دارم.

 

شما هنگام اجراي برنامه كلا اشعارتان را ازحفظ قرائت وبا يك شور و حرارتي برگزار مي كنيد . بفرمائيد هنگام اجراي مراسم چگونه آن را اداره مي كنيد.؟

حافظ فرمود : تكيه بر تقوا و دانش در طريقت كافريست  ..... راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش  اول توكل برالله توسل به اهل بيت و اذن گرفتن از خداوند و آقا رسول الله (ص) و آقا امير المومنين (ع) سلام برخانم فاطمه (س) وسلام به آقا امام زمان (عج) و توسل خاص به خانم زينب (س)

 

شما ديوان اشعار داريد؟

من هنوز مجموعه چاپ نكردم انشالله اگه مولا اميرالمومنين (ع) اجازه بدهند. چشم  .

 

شما در بين شعرا گذشته و معاصر با شعرهايتان با كدام يك از آنها ارتباط برقرار و از آنها در سرودهايتان تبعيت مي كنيد؟

من شاعر اولم خواجه حافظ شيرازي رحمةالله عليه هست و اين نفي ديگر شعراي گذشته نيست بلكه به حافظ بيشتر گرايش دارم و بنوعي آرامش بيشتري به من ميدهد. اما در كنار حافظ ، حكيم ابوالقاسم فردوسي ، نظامي گنجوي، صائب تبريزي ، مولوي و امان ساماني . چون هر كدام به نوعي خصوصيت هاي خاص خود ولطافتهاي به خصوصي دارند و از معاصرين هم ،من اكثر كارهايي كه از شعراي معاصر هست مطالعه كردم و به همه رفقا هم كه سوال مي كنند ميگم بخونيد چه آنهايي كه بعنوان شاعر انقلاب معرفي شدند و چه آنهايي كه شاعر انقلاب نيستند در هر صورت بايد تكنيك ها را بايد فرا گرفت تا بتوانيم با تاكتيك خودمان حرفمان را واضح تر و قشنگ تر به خواننده و شنونده منتقل كرد.

 

شما با انجمن شعرا مرتبط و عضو مي باشيد؟

من خوشبختانه يا متاسفانه من فرصتي ندارم در انجمن هاي مختلف شركت كنم . قبلا خيلي از اين انجمن ها رفتم. بعضي ازانجمن هايي بوده كه چيزهايي داشته كه به معلومات و معارف من اضافه كنه . و بعضي ها هم بوده كه انجمن ادبي نبوده در حقيقت بنوعي ميشه گفت يك وقت گذراني و دور هم نشيني و گپ و گفتگو بوده.

 

آيا تاكنون براي شما اتفاق افتاده كه در حين برگزاري مراسم اشعاري كه مي خواستيد بخوانيد فراموش كرده باشيد ؟ در آن هنگام چه كرديد؟

بله به ندرت اتفاق افتاده كه با توسل به آقا امام زمان (عج) جمع و جور ش كردم.

 

شما براي اجراي مراسم به خارج از كشور دعوت شده ايد؟ اگر خاطره اي از اين سفرها داريد بفرمائيد

بله من تاكنون پنج كشور اروپايي ( انگلستان ، سوئد ، دانمارك ، آْلمان و دانمارك) و چند كشور آسيايي (امارات ، بحرين ، ژاپن ، لبنان ، سوريه و عربستان و عراق كه سه كشور اخيربراي زيارت رفته بودم كه برايم برنامه گذاشتن )براي اجراي مراسم رفتم .كه در اين برنامه ها بغير از هموطن هاي ايراني افراد ديگري با مليت هاي ديگر حضور داشتند . يكي از خاطرات من در اين سفرهاي خارجي . برنامه اي بود كه در سال 1378 در روز ميلاد آقا امام زمان (عج) در سوئد برنامه اي داشتم براي ايرانيهايي كه ساليان سال از كشور دور بودند. نيمه شعبان بود و اشعاري خواندم و در انتهاي برنامه نيم ساعت اولم رفتم عرض ادبي خدمت خانم حضرت معصومه (س) و بعدش عرض ادب پيشگاه آقا علي بن موسي الرضا (ع) داشتم. زماني كه اين اشعار را مي خواندم ميدوني مي خوام چيكار كنم ** ميدوني مي خوام كجا برم  -- مي خوام براي كفترا  يه خورده گندم ببرم ** اونجا كه گنبدش طلاست  ** با كفتراش پر بزنم ... جماعت ديگه صداي ناله هاشان بلند شد. دلهايي كه چندين سال به دلايل مختلفي از ايران دور بودند . و مجلس يه حال و هواي خوب و باحالي پيدا كرده بود . از اين قبيل خاطرات زياد هست كه براي من بسيار شيرين است.

 

اگه يکي بخواد مثل شما يا ساير شعرا شعر بگه بايد چه چيزي رو در خودش تقويت كنه. اصلا بايد چکار کنه. آيا کسي که اصلا ذوق شعر گويي ندارد ميتواند روزي شعر بگويد؟؟ فرقي نمي کنه چه جور شعري. حالا يا متن هاي خيلي زيبا يا شعر نو يا ....؟

قريحه شعر و هنر مثل غرايز ديگر درانسان هست مثل خشم ، غضب ، محبت ، گريه ، خنده .. بستگي دارد كه چه غريزه اي در انسان تحريك بشه و به ثمر بشيند. ولي يه وقت انساني هست كه با يك لطيفه خندش شروع ميشه اما انساني هست كه با ده تا لطيفه لبخندش را تحريك نمي كنه و در مسائل غصب و محبت و .... هم وجود دارد. شعر هم چيزي جداي از غرايز انساني نيست. در همه هست فقط بستگي به اين دارد كي برانگيخته شود.

 

حد شعر در باب اغراق چقدر است؟

اغراق در شعر بينهايت است.

 

چرا شما ديگه شعرهايتان توسط مداحاني مثل آهنگران خونده نمي شه؟

اين سوال را مي بايست از خود آقاي آهنگران و ديگر مداحان پرسيد

 

چرا نسبت به سالهای پيش کم کار شده ايد . مقصودم حضور در گردهمايی ها و شعرخوانی ها و صدا وسيماست. ديگر اينکه به کدام شعرا از ميان معاصرين علاقه دارند؟

من كم كار نشدم . منتهي من در صدا وسيما كاره اي نيستم كه بخوام براي خودم در صدا و سيما برنامه بگذارم. اين بستگي به عوامل صدا و سيما داره. به مديران شيكه ها و به مديران پخش و تهيه كننده هاي صدا و سيما و برنامه هاي صدا و سيما دارد. هر وقتي كه گفتند در حد توانمان فرصت كرديم در خدمتشان بوديم آن هم به عشق مردم. و اما در ميان شعراي معاصر بنده عشق و علاقه ام به استادم يوسف علي ميرشكاك بيشتر از دوستان ديگر است.

 

اگر قرار باشه روزي ديگه شعر نگوئيد چه خواهيد كرد؟

اگر قرار باشه شعر نگم يقينا سينه خاك خواهم خوابيد .

 

شما خيلي سيگار مي كشيد و اين كثرت استعمال سيگاراين شائبه را ايجاد مي كند كه شما اعتياد به مواد مخدر داريد. در اين باره بصورت شفاف براي خوانندگان توضيح بفرمائيد

آيا بعضي از عرفا و علماي حال حاضر ما كه سيگار به سيگار مي كشيدند اينها هم معتاد بودند؟ آيا فقط سيگار دليل بر اينه كه هر كسي سيگار بيشتر كشيد حتماٌ معتاد تره ؟ بنده جز سيگار به هيچ چيزي ديگه اي اعتياد ندارم.

 

برخي افراد با توجه به ظاهرتان از شما بعنوان صوفي (درويش) ياد مي كنند. نظرتان در اين زمينه چيه؟

درميان لجه خون ماهيم  ... يا علي درويش روح اللهيم.

 

بعضي دوستان مطرح مي كنند كه شاعر اهل بيت بايد ظاهري ساده و در عين حال معنوي داشته باشه شما براي ظاهر خودتان همچون موهاي بلند سيبل هاي بلند و محاسن بلند چه پاسخ و توجيهي داريد؟

والله ما اين ظاهر معنوي را نفهميديم به چه طريقي هست.ما اگه تاريخ انبيا و اوليا را نگاه كنيم اكثراٌ گيس بلند و محاسن بلند دارند و فكر نمي كنم چيزي را كه شرع مقدس اسلام نهي نكرده باشد خلاف معنويت  باشه . يعني اگر جايي هست كه مثلاٌ گيس بلند و ريش بلند خلاف شرعه و يا مثلاٌدستور پيغمبر كه مشخص كرده باشد اگر حديثي هست ما بشنويم و بدانيم ما هيچ مشكلي نداريم و كوتاه خواهيم كرد.

 

شما براي ظاهر خود به چه كسي اقتدا كرده كرده ايد؟

يا علي جان مقتداي من تويي .. فاش مي گويم خدا من تويي

در تو تصوير خدا را ديده ام .. در صدا صاحب صدا را ديده ام


 
فوری فوری فوری .
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله !

ای ول !
قبر جريان اصلاح ! طلب کنده شد ! آروزی کيهان ، من و البته الپر جان هم محقق شد ! اما به روش قانونی ! :)) اين خبر را همهء رسانه های خبری داخلی زده اند. از جمله شريف نيوز ، فارس نيوز و بقيه :

رهبر معظم انقلاب:
شوراي نگهبان نسبت به اعلام صلاحيت آقايان معين و مهرعليزاده تجديد نظر كند

خبرگزاري فارس: مقام معظم رهبري در پي نامه رييس مجلس شوراي اسلامي در نامه‌اي خطاب به دبير شوراي نگهبان مرقوم فرمودند: نسبت به اعلام صلاحيت آقايان دكتر مصطفي معين و مهندس مهرعلي‌زاده تجديد نظر صورت گيرد.

به گزارش خبرگزاري فارس متن اين نامه به اين شرح است:

آيت الله جناب آقاي جنتي دبير محترم شوراي نگهبان دامه بركاته

با سلام و تحيت و تشكر از خدمات آن شوراي محترم در تلاش براي احراز صلاحيت داوطلبان رياست جمهوري اسلامي دوره نهم و با رعايت موازين قانوني در اين امر، از آنجا كه مطلوب آن است كه همه‌ي افراد كشور، از صاحبان سلايق گوناگون سياسي فرصت و مجال حضور در آزمايش بزرگ انتخابات را بيابند، لذا به نظر مي رسد نسبت به اعلام صلاحيت آقايان دكتر مصطفي معين و مهندس مهرعليزاده تجديد نظر صورت گيرد.
والسلام عليكم
سيدعلي خامنه‌اي»

متن نامه آقاي دكتر حداد عادل رئيس مجلس شوراي اسلامي به مقام معظم رهبري به اين شرح است:

بسمه تعالي
محضر مبارك رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيت‌الله خامنه اي مدظله‌العالي
با سلام و تحيت

چنانكه مستحضريد شوراي محترم نگهبان اسامي شش تن از نامزدان انتخابات رياست جمهوري را كه صلاحيتشان به تاييد آن شورا رسيده اعلام كرده است. اگر چه شوراي نگهبان همواره سعي داشته وظيفه خطير خود را بر اساس موازين شرعي و قانوني به انجام رساند، لكن گهگاه بر اساس رهنمودهاي برخاسته از مصلحت انديشي حضرتعالي در تصميم خود تجديدنظر كرده است.
اينك استدعا آن است در مورد اخير نيز چنانكه تجديدنظر در اين امر را به مصلحت و مايه تقويت مشاركت عمومي بيشتر، كه مخصوصاً مورد عنايت حضرتعالي در انتخابات رياست جمهوري بوده، ‌مي‌دانيد، شوراي محترم نگهبان را به توسيع دايره نامزدهاي واجد صلاحيت، دلالت فرمائيد.
والامراليكم
غلامعلي حداد عادل، رئيس مجلس شوراي اسلامي

 

***


 

آقا ! چهره ء آقايان بهزاد نبوی و مهدی هاشمی بسيار ديدنی است امشب !

هيچ چيز ، هيچ چيز ، خدايی هيچ چيز بيشتر از اين نمی توانست مايه شفع و شادمانی من ، و دليل مکرر بر مديريت و عمق استراتژيک نگاه مقام معظم رهبری در لحظه حاضر در محاجه با ديگران باشد .

با دقت اگر ببينيد چند تا نکته را متوجه می شويد : اول اينکه مقام معظم رهبری در جواب آقای حداد عادل رئيس قوه مقننه که مجلس و شورای نگهبان هر دو قسمتی از آن هستند اين فرمان را می دهند . دوما: رهبر معظم انقلاب به اين درخواست پس از رد صلاحيت معين رای می دهند . يعنی بايد روشن می بود که اين رد صلاحيت نه تنها قانونی ، بلکه از لحاظ ماهوی نيز صحيح است. بشکلی که در متن نامه هم می بينيم ايشان روند عملکرد شورای نگهبان را تاييد کرده اند اما با کمک اختيارات ويژه قانونی و شرعی ولی فقيه ، مسير را به سمت آنچه که صلاح می دانند و مصلحت جامعه است هدايت می کنند. ثالثا : در متن نامه هم داريم که منظور رهبر معظم انقلاب از اين کار ، کشاندن پای اينها به صحنه آزمايش انتخابات است. تا نروند و بگويند که اگر می آمديم چنان می کرديم و چنين می شد و ... ! بايد بيايند و در آزمايش شرکت کنند تا ببيند که وزن آنها در ميان مردم چقدر است. ضمن اينکه رهبر معظم انقلاب با آوردن نام نامزدهای مد نظر خودشان ، به همه فهمانده اند که روش نظارتی شورا مشکلی ندارد ، دو نفر هستند که ادعايی دارند و بايد ادعايشان بی جواب نماند. تا سيه روی شود هرکه در او غش باشد.

 

از امروز منتظر بازتابهای اين اقدام قوی و محکم و از افق حکمت و فقاهت و سياست می مانيم .

 

ولی بين خودمان باشد ها ،  :)) اوضاع بدجوری برايشان بهم ريخت. نه ؟ :)) .  اينجوری اش را نخوانده بودند ! خدايی ما خودمان هم نخوانده بوديم ! :))

بگذريم ! . عشق است سيد علی ! .

 

***

آقا يک خبری به من از طريق (خودش می گويد ) نفوذی ها :)) بدستم رسيده البته فکر می کنم برای اين دارند اين خبر را پخش می کنند تا اين خبر مهم را     سانسور کنند .

احتمالا آقای الپر پايش زير ماشينی چيزی رفته.

البته رفتم صفحه اش را ببينم چيزی درج شده يا نه که ديدم از موضوع انتخابات تا حالا چيزی ننوشته. ايشالا که بلا دوره . - فقط خدا کنه مثل ماجرای بازی ترور سعيدخان و ماجرای تئاتر پيازی وبلاگ خانم خبرنگاره نباشه :)) - . هرچند ما ديگر از شنيدن اين جور خبرها پوستمان کلفت شده! آماده شنيدن تهمت ها هستيم که آره خودم ديدم اين پاسداران بود زير گرفتش ! خودم ديدم نيشگونش گرفت ، خودم ديدم گازش گرفت و هزار تا خودم ديدم های ديگه. حالا اگر ماجرا هم جدی است ما را هم خبر کنيد اين بنده خدا را عيادت کنيم . مريض مريض است. آنهم از اهل اسلام. خداکار هيچکس را به بيمارستان نکشد. ولی خداييش جان هرکه دوست داريد ، با اين موضوع اين خبر را سانسور نکنيد. لا اقل بگذاريد اين خبر خوب را به گوش الپر برسانيم يک جشنی بگيرد پسرم :)*

***

آخری خبرها می گويد احتمالا پای سه نفر ديگه هم با آقای الپر جلو ستاد انتخاباتی معين رفته زير ماشين .

اگر کسی چيزی می داند لطفا ايميل بزند انصافا نگران اين بنده خدا و رفقايش هستم.


 
حرف اول و آخر ما
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:


 
نقش بهزاد خان در رد صلاحيت مصطفی خان
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

حتما اين اخبـار را که از شريف نيوز و سايت خط نهم است مطالعه کنيد
نقش بهزاد نبوی در رد صلاحیت معین


سایت خبری «خط نهم» امروز نوشت: «همانگونه كه قبلا نیز برخی منابع خبری از جمله «خط نهم»  اعلام كرده بودند، ارسال چند نوار از اظهارات خصوصی مصطفی معین توسط یكی از منسوبین به هاشمی رفسنجانی به شورای نگهبان موجب رد صلاحیت قطعی معین شده است.

مصطفی معین در این اظهارات خصوصی كه در جمع اعضای مركزیت سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشاركت بیان شده بود سخنان تندی را علیه اركان نظام بر زبان آورده بود ، اما نكته جالب نحوه دسترسی مهدی هاشمی رفسنجانی به این نوارها ست.

در جلسه ای كه بهزاد نبوی و مهدی هاشمی داشته اند ، مهدی هاشمی از احتمال رد صلاحیت نشدن معین اظهار نگرانی كرده و به نبوی می گوید در صورت تایید معین شما قادر به حمایت رسمی از هاشمی نخواهید بود و چون معین رای چندانی ندارد بازنده میدان معرفی خواهید شد.

در پاسخ به این تحلیل بهزاد نبوی از وجود نوارهایی از اظهارات تند معین علیه اركان نظام خبر می دهد و فردای جلسه این نوارها را از طریق یك عضو سازمان برای مهدی هاشمی می فرستد و او نیز این نوارها را به شورای نگهبان ارسال می كند.

لحن معین در این نوارها به گونه ای تند بوده كه اعضای شورای نگهبان هیچ حجتی برای تایید صلاحیت معین نمی یابند، جالب تر اینكه بر اساس آنچه كه در این نوار شنیده می شود، فردی كه صدای او به بهزاد نبوی شباهت دارد، مدام سئوالات و مطالبی را در خصوص اركان نظام مطرح می كند و مصطقی معین را به نوعی وادار می كند تا در باره این مسائل موضع گیری صریح كند.

در هر حال بهزاد نبوی و هاشمی رفسنجانی در مستندسازی پرونده رد صلاحیت معین نقش قابل توجه ای داشته اند، اما برای رد گم كنی مواضعی اتخاذ كرده اند که حاكی از ناراحتی آنان از این اقدام شورای نگهبان است.

نكته جالب دیگر اینكه بهزاد نبوی در مصاحبه دیروز خود با ایسنا درباره واكنش سازمان به رد صلاحیت معین، نگفته است كه در انتخابات شركت نمی كنیم بلكه اعلام نموده كه كنگره فوق العاده برگزار می كنیم.

برخی اخبار رسیده حاكی از آن است كه بهزاد نبوی در این كنگره قصد دارد اعضای سازمان و نیز حزب مشاركت را مجاب كند كه برای انتقام گیری از شورای نگهبان به خاطر رد صلاحیت معین، به جای آنكه در انتخابات شركت نكنیم باید در انتخابات شركت كرده و به هاشمی رفسنجانی رای دهیم چون اقتدارگرایان با رئیس جمهور شدن او مخالفند!»

همچنین این سایت اينترنتی از دیدار بهزاد نبوی و سعید حجاریان در این باره خبر می‌دهد و می‌نویسد: «پیش بینی دو روز پیش سعید حجاریان مبنی بر اینكه شانس پیروزی دكتر معین در انتخابات 9 درصد است، آخرین سیگنال برای پیوستن حزب مشاركت به اردوگاه هاشمی بود.

به گزارش خط نهم، بهزاد نبوی برخی اعضای اصلی حزب مشاركت را مجاب نموده تا علیرغم رد صلاحیت دكتر معین از حضور در انتخابات كنار نكشیده و برای رای آوردن هاشمی رفسنجانی تلاش كنند.

بر اساس گزارش‌های دریافتی، بهزاد نبوی در دیداری كه با سعید حجاریان داشته به او گفته است كه بهترین حالت برای ما رد صلاحیت معین است و اگر او تایید شود ما با شكست سنگینی در انتخابات مواجه خواهیم شد چون دكتر معین هیچ جاذبه ای برای مردم ندارد و در نظرسنجی های سراسری فقط از محسن رضایی و مهرعلی زاده بالاتر است.

بهزاد نبوی از حجاریان خواسته است تا به نوعی بدنه حزب مشاركت را توجیه نماید كه پتانسیل های خود را به سمت هاشمی رفسنجانی كه امكان رای آوردن او زیاد است سوق دهند و از هرگونه موضع گیری مبنی بر تحریم انتخابات خودداری كنند.

بنا بر این گزارش، سعید حجاریان ضمن تاييد نظرات نبوی، به او گفته است كه من به نوعی زمینه‌چینی این موضوع را فراهم می کنم.

این گزارش حاكی است در همین راستا دو روز پیش كه بحث رد صلاحیت دكتر معین در محافل سیاسی به طور غیررسمی مطرح شده بود، سعید حجاریان در مصاحبه ای با ایسنا به جای آنكه واكنش سرسختانه ای در قبال رد صلاحیت احتمالی معین اتخاذ كند به خبرگزاری ایسنا اعلام كرد كه شانس پیروزی دكتر معین در انتخابات 9 درصد است.»

این پیش بینی در واقع اعلام پیش از موعد شكست دكتر معین حتی در صورت رد صلاحیت بود،  بدین ترتیب سعید حجاریان این سیگنال را برای بدنه حزب مشاركت ارسال كرد كه خیلی درباره ردصلاخیت احتمالی دكتر معین سرو صدا نكنید و آماده باشید تا از كاندیدای مقبول تر یعنی هاشمی رفسنجانی حمایت كنید.»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و در ادامه :

الكساند آندره – نويسنده مشهور فرانسوی – در گفت و گو با ليبراسيون ، ماهنامه صبح فرانسه در شماره 91 خود در مارس 1999 در تحليل اوضاع فرهنگی و مطبوعاتی ايران چنين اظهار نظر می كند : « من در هيچ جای دنيا و در هيچ انقلابی از انقلاب های تاريخ نديده و نشنيده ام كه روشنفكران يك جامعه در كشاكشی ويرانگر ، بنيان های پولادين جامعه خود را با پتك تحليل ها و رفتارهای سياسی در هم بكوبند؛ اما اين اتفاق بی سابقه در انقلاب اسلامی ايران در حال انجام است . »

بنقل از وبلاگ ايليا : http://tarblog.eilia13.com/


 
 
 
تبلیغ ویـژه