الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

برای زيارت تکنيک !
ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

تکنوکرات نيستيم اما برای زيارت تکنيک ، به مدت يکهفته ای می رويم يکی از همين شهرستانهای خوب کشورمان ، ببينيم بروبچ اون خطه چه چيزی آماده کرده اند که عين تيغ برود تو گلوی آمريکا وعين خار باشد در چشمش . بعدش هم سفری يکی دوماهه برای آنکه ميوهء اين تکنيک نوظهور را بچينيم و کاربردی اش کنيم . ششماه کار برده تا همينجا .

حواس همه شان را پرت موضوع انرژی اتمی کرديم و هرکاری خواسته ايم داريم می کنيم . موضوعات های تک که يکی دو تا نيست. عين سلول بنيادين ، کم نيستند موضوعاتی که در آن ، رو کم کنيم !

دماغ ضد انقلاب شديدا بسوزد که يک کلمه در اين مورد نمی داند و همين چند کلمه را هم قبلا از بروبچ اجازت گرفتيم که بنويسيم يا نه. چشمتان در بيايد . اينقدر اين کلمات من را اين ور آن ور کنيد ببينيد چيزی می توانيد ازش گير بياريد يا نه ! :)) :))  بعدا که خبرش عين توپ شرپنل درشد ، گوشهايتان را بگيريد که کــر نشويد !

فقط با اجازه بروبچ می گويم که در حوزه نور شناسی خواهد بود انشاء الله . بقيه اش را بروبچ گفته اند نگو ! :)) چی فکر کرده اند. فناوری از آسمان که نيامده . داريم بومی بومی اش را می سازيم . چشم همه شان در بيايد . می شود و می توانيم .

از راه دور آپديت می کنم انشاء الله . يا حق .


 
تروريست های تهاجم پذير !
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

- به نقل از سايت بصيرت - با اندکی اصلاح :
انفجارهای لندن و واقعيت های ملموس .

 

حادثه ء ۱۵ تير شهر لندن ، که درست در روز برگزاری اجلاس گروه ۸ واقع شد و اظهارات مقامات امنيتی و سياسی انگليس بلافاصله پس از اين حادثه ، نشان داد اين حادثه بيش از آنکه با اقدامات خارجی واقع شده باشد، به وسيله ء عوامل :: قابـل پيش بينی :: و :: در دسترس :: اتفاق افتــاده است.

مقامات انگليس مدعی اند اين انفجارها متعلق به القاعده است و يک شبکهء تلويزيونی در انگليس هم ، ۲۴ ساعت پس از حادثه ، بيانيه ء القاعده را که مسئوليت انفجـــارهای لندن را به عهده گرفته بود ، قرائت کرد .

شايد در همان لحظه اين سئوال برای بينندگان آن تلويزيون مطرح شده باشد که فرماندهان القاعده و ستادفرماندهی آنان در کجا قرار دارند که با اين دقت ، در پايتخت يک کشور برجستهء اروپـايی دست به عمليات گسترده می زنند و سپس مسئوليت آن را نيز می پذيرند و در عين حال ، هيچ سيستم اطلاعاتی ، امنيتی و نظامی نيز قادر به شناسايی و مقابله با آنان نيست ؟ جالبتر اين است که يک مقام امنيتی انگليس می گويد ، عوامل بمب گذاری از شمال آفريقا وارد يک کشور اروپايی شده و از آنجا به انگليس آمده اند ، سپس متواری شده ،  اينک در عراق يا مرز ميان پاکستان و افغانستان بسر می برند .

فرماندهان القاعده و ستادفرماندهی آنان در کجا قرار دارند که با اين دقت ، در پايتخت يک کشور برجستهء اروپـايی دست به عمليات گسترده می زنند و سپس مسئوليت آن را نيز می پذيرند و در عين حال ، هيچ سيستم اطلاعاتی ، امنيتی و نظامی نيز قادر به شناسايی و مقابله با آنان نيست ؟

انگلیـسی ها تصور می کنند مردم ، اين قصه را باور می کنند!

واقعيت اين است که اينک ، کشورهای آمريکا و انگليس ، از يک سو بشدت زير فشار افکار عمومی ند و از سوی ديگر با مخالفت عميق دولتهای هم پيمان خود در اروپا و آسيا مواجه اند. حوادث لندن و ارتباط دادن آن با حوادث سال گذشته در مادريد و حوادث ۱۱ سپتامبـر ، می تواند پاسخی باشد به انتقاد تند نخبگان و توده های مردمی که بايد هزينه ء اقدامات تجاوزکارانه امريکا و انگليس را بپـردازند.

 

تحليلگران مستقل غربي:
گفتمان احمدي‌نژاد منطقه را به ضرر آمريكا متحول مي‌كند

تحليلگران مستقل غربي هر روز به ابعاد منطقه‌اي نتيجه انتخابات اخير ايران معتقدتر مي‌شوند. پاتريك سيل، نويسنده و تحليلگر مشهور انگليسي در مقاله‌اي در "آژانس گلوبال" نوشت:"پيروزي احمدي‌نژاد با اكثريت قاطع آراء در انتخابات رياست جمهوري ايران تحولي خوشايند در منطقه خاورميانه به شمار مي‌رود."

به نوشته "سيل" موفقيت احمدي‌نژاد در تحقق شعارهاي خود مثل عدالت‌ اجتماعي، تقسيم دوباره ثروتهاي نفتي و بازگشت به خلوص معنوي انقلاب اسلامي 1979 تضاد شديدي با وضعيت چندين كشور عربي خواهد داشت. كشورهايي كه با حرص و طمع نخبگان به پوكه‌هايي توخالي تبديل شده‌اند، نخبگان فاسد و مرفهي كه اقتصاد را در سيطره خود دارند و اساساً فراتر از قانون و بدون نظارت موسسات دولتي عمل مي‌كنند.

وي اين مبارزه انتخاباتي ايران را براي منطقه خاورميانه نمونه يك دموكراسي قوي و معتبر و سالها جلوتر از انتخابات كشورهاي عرب، كشورهاي اشغال شده منطقه و نيز فلسطين ارزيابي كرد و از آمريكا خواست، ادعاهايي مثل ساختگي و نامشروع بودن انتخابات ايران را پس بگيرد. چرا كه اين گونه اظهارات مضحك نمي‌تواند شهرت خدشه‌دار شده آمريكا را ترميم كند.

اين نويسنده انگليسي افزود: ممكن است تبليغات كوركورانه و از مدافتاده‌اي مثل "كشور شماره يك حامي تروريسم" در قبال ايران به كار نومحافظه‌كاران بيايد، اما ديگر به در واقعيات دنياي امروز نمي‌خورد و آمريكا اولين باري نيست كه فرصت اصلاح هدف خود را در خاورميانه از دست مي‌دهد.

پاتريك سيل در اين تحليل همچنين ظهور ملي‌گرايي مغرورانه و متكي به نفس ايران در مقابل ملي‌گرايي توسري‌خور و سازشهاي ناجوانمردانه جهان عرب را باعث به وجود آمدن چالش در جوامع عربي دانسته و نوشته است:"ايران مصمم است در برابر دستورات خارجي خصوصاً آمريكا مقاومت كند."

از سوي ديگر "پل راجرز" استاد مطالعات صلح دانشگاه برادفورد انگليس هم، در مقاله‌اي كه نشريه "دموكراسي باز" آن را چاپ كرد و نوشت: انتخاب احمدي‌نژاد رويدادي نيست كه واشنگتن راحت آن را هضم كند. هضم اين موضوع به ويژه براي نومحافظه‌كاران دوآتشه دشوارتر است. زيرا تصور آنها تا قبل از انتخابات ايران اين بود كه شرايط در ايران براي تغيير رژيم از درون كاملاً مساعد است و همه شرايط براي به خيابان كشاندن مردم مهياست!"

اين نويسنده انگليسي افزود: ممكن است تبليغات كوركورانه و از مدافتاده‌اي مثل "كشور شماره يك حامي تروريسم" در قبال ايران به كار نومحافظه‌كاران بيايد، اما ديگر به در واقعيات دنياي امروز نمي‌خورد و آمريكا اولين باري نيست كه فرصت اصلاح هدف خود را در خاورميانه از دست مي‌دهد.

"راجرز" هم موضع احمدي‌نژاد در دفاع از فعاليت صلح‌آميز هسته‌اي را مورد حمايت شمار كثيري از مردم ايران دانست و پيش‌بيني كرد كه چين در شورای امنيت از اين خواسته ايران حمايت خواهد كرد."

در اين حال اظهارات جديد مقامات آمريكا از "فقر بهانه" در قبال منتخب ملت حكايت دارد. علي‌رغم آن كه دنيا به كذب ادعاهاي آمريكا درباره حضور دكتر احمدي‌نژاد در جريان فتح لانه جاسوسي آمريكا پي برده است، رايس، وزير خارجه آمريكا در گفت و گو با شبكه خبري فاكس نيوز مجدداً اين موضوع را مطرح كرده است و پس از 26 سال درباره فتح لانه جاسوسي گفته است:"مسئله‌اي كه مي‌خواهم بگويم اين است كه ما فراموش نخواهيم كرد كه چه بر سر ملتمان در ايران آمد." وي افزود: ما به آن نقطه نرسيده‌ايم كه نتيجه‌گيري قطعي باشد، اما اين مسئله را به صورت بسيار جدي پيگيري مي‌كنيم.

گزارشي از فرايند انتخاب كابينه احمدي‌نژاد

سه كميته كارشناسي كه موظف به بررسي اسامي پيشنهادي براي كابينه احمدي‌نژاد بودند، به كار خود پايان دادند.

سه كميته امور زير بنايي، سياسي- امنيتي و فرهنگي- آموزشي كه از مدتي قبل بررسي اسامي پيشنهادي براي تصدي مسئوليتهاي مختلف در كابينه احمدي‌نژاد را در دستور كار خود داشتند، ابتدا معيارهاي مورد نظر را در دو بخش "عمومي" و "ويژه" تعيين كرده و پس از نامزدهاي پيشنهادي را با اين معيارها تطبيق داده‌اند.

دكتر احمدي‌نژاد شب گذشته نيز در مصاحبه اختصاصي با شبكه اول سيما خود را تصميم‌گيرنده نهايي در مورد كابينه دانست و تاكيد كرد كه او به هيچ حزب، گروه و جناحي بدهكار نيست تا نظرات تحميلي آنان را در مورد تركيب كابينه بپذيرد.

بر اساس اين گزينش راي‌گيري درباره هر يك از نامزدها و نهايتاً امتياز‌دهي و اولويت‌بندي نامزدها براي تصدي هر يك از مسئوليتها در كابينه، مراحل انجام شده بعدي توسط اين كميته بوده است.

در همين حال يكي از مسئولين اين كميته‌ها گفت: تصميم نهايي را دكتر احمدي‌نژاد مي‌گيرند و او اكنون به گونه‌اي پيچيده و در عين حال عالمانه رفتار مي‌كند كه ما نمي دانيم واقعاً چه كساني وزير نهايي وي هستند. او در روز آخر همه را متعجب خواهد كرد. وي همچنين گفت، احمدي‌نژاد در عين حال كه به مشاركت ديدگاههاي تحول‌گرا (فارغ از جناح‌بندي سياسي) در دولت اعتقاد دارد، اما هيچ گونه فشار و امتياز‌خواهي وي را وادار به تمكين نمي‌كند. دكتر احمدي‌نژاد شب گذشته نيز در مصاحبه اختصاصي با شبكه اول سيما خود را تصميم‌گيرنده نهايي در مورد كابينه دانست و تاكيد كرد كه ما به هيچ حزب، گروه و جناحي بدهكار نيست تا نظرات تحميلي آنان را در مورد تركيب كابينه بپذيرد.

وي در عين حال يادآور شد از كليه پيشنهادات در زمينه‌هاي مختلف استفاده خواهد كرد.


 
بوش نگران اکبر گاف است
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

آصفی: آمریكا بیش از این خود را رسوا نكند

حمیدرضا آصفی، سخنگوی وزارت امورخارجه، در واكنش به بیانیه مداخله جویانه جرج بوش رئیس جمهوری آمریكا، گفت:

آمریكا در حالی سخن از نقض حقوق بشر در ایران می گوید كه جهان از نقض گسترده آن در آمریكا بیزار است.

آصفی بیانیه حمایت بوش از اكبر گنجی را ناشی از بی اعتنایی مردم ایران به درخواست عاجزانه بوش برای تحریم انتخابات ریاست جمهوری ایران توصیف كرد. وی با اشاره به رفتار متناقض و فریبكارانه دولت آمریكا درباره حقوق بشر گفت: كاخ سفید در حالی از نقض حقوق بشر در ایران سخن می گوید كه جهان از نقض آشكار آن توسط نیروهای آمریكایی در زندانهای گوانتانامو و ابوغریب و تبعیض های نژادی گسترده در داخل آمریكا و تضییع حقوق اقلیت ها به شدت متنفر است.

سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با بیان اینكه دولت كنونی آمریكا مردم این كشور را در همه دنیا سرشكسته كرده است افزود: مقام های آمریكایی بارها به تلخی تجربه كرده اند كه دخالتشان در امور داخلی ایران با پاسخ منفی و قاطع مردم ایران روبرو شده است. آنها باید از حضور میلیونی ملت ایران در انتخابات درس بگیرند و بیش از این موجب رسوایی خود نشوند.

جورج بوش رییس جمهور آمریکا از گزارش های اخیر مبنی بر وضعیت سلامتی اکبر گنجی اظهار تاثر کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، مک کللان، سخنگوی رسمی کاخ سفید در واکنش به وضعیت اکبر گنجی  گفت: آقای گنجی! لطفا بدان همانطورکه برای آزادی خود برخاسته ای، آمریکا در کنار تو می ایستد. 

سخنگوی کاخ سفید همچنین اعلام کرد که جورج بوش از حکومت ایران می خواهد اکبر گنجی را فورا آزاد کند و به او اجازه دسترسی به مراقبت های پزشکی لازم را بدهد.

این دومین درخواست کاخ سفید برای آزادی گنجی طی دو هفته گذشته است. اتحادیه اروپا هم چندی قبل خواستار آزادی گنجی شده بود.

سخنگوی کاخ سفید همچنین اظهار داشت: بوش از گزارش های اخیر مبنی بر وخامت سلامتی آقای گنجی ناراحت است و رفتار دولت ایران دایر بر منع دسترسی گنجی به خانواده اش، معالجات پزشکی و وکالت حقوقی او را شدیدا نگران کرده است.مک کللان اضافه کرد رئیس جمهور آمریکا از کلیه هواداران حقوق بشر و آزادی و سازمان ملل متحد می خواهد به وضعیت گنجی و همچنین اوضاع کلی حقوق بشر در ایران رسیدگی کنند.

وی در مورد اينکه از نظر رئيس جمهور آمريکا چه کسی صلاحيت رسيدگی به جنايات آمريکا در عراق افغانستان ، ايران ، ژاپن، ويتنام ، پاناما ، سودان و مناطق ديگر دنيا را دارد اظهار نظری نکرده است .

نیویورك‌تایمز: بوش از نزدیكان خود می‌ترسد

افشا شدن نقض قانون كاخ سفید از سوی كارل رو مشاور سیاسی بوش، وفاداری دیگر منابع كاخ سفید را نیز زیر سوال برده و رئیس جمهور آمریكا از این موضوع می هراسد.به گزارش مهر، روزنامه «نیویورك تایمز»، در پی افشا شدن جاسوسی سیا ازعراق از سوی یكی از مشاورین ارشد جرج بوش با نام كارل رو، جرج بوش، رییس جمهور آمریكا، اعتماد خود را به نزدیكانش از دست داده و هم اكنون وفاداری منابع كاخ سفید زیر سوال رفته است.

به نوشته این روزنامه در كاخ سفید هیچ شخصی از كارل رو به جرج بوش نزدیك تر نبوده است و سالهای متمادی است كه رییس جمهور به وی اعتماد كرده است.

این نزدیكی از لحاظ سیاسی به جرج بوش تا حدی بالا بوده كه هم اكنون رییس جمهور نمی داند آیا باید كارل رورا بی درنگ از كاخ سفید بیرون بیندازد و یا بازهم به وی اجازه دهد به عنوان مشاورسیاسی باقی بماند.رییس جمهور آمریكا در شرایط كنونی این مشكل را پیدا كرده كه زمانی كه كارل رو نزدیك ترین مشاورش اطلاعات كاملا مخفیانه سیا را در اختیار خبرنگاران قرار می دهد، وی چطور می تواند اطمینان داشته باشد كه دیگران اطلاعات محرمانه كاخ سفید را به بیرون انتقال ندهند.گفته می شود در حال حاضر جلساتی در پشت درهای بسته در كاخ سفید برگزار می شود تا درباره سرنوشت كارل رو تصمیم گیری هایی اتخاذ گردد.

به نوشته «نیویورك تایمز»، منابع كاخ سفید اعلام كردند جرج بوش در چند روز اخیر درباره این موضوع فقط با برخی منابع گفتگو كرده و اعلام كرده است از آنجایی كه كارل رو مسائل مربوط به سیا را در اختیار رسانه ها قرار داده است، باید به شكلی تنبیه شود، علاوه بر این وی قانون كاخ سفید را نقض كرده، زیرا طبق قوانین كاخ سفید هریك ازمنابع كه اطلاعاتی را دراختیار افراد بیرون و به ویژه رسانه ها قرار دهند، باید اخراج گردند.


 
هرزنگاران را محکوم می کنيم
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحيم

 محضر مبارك رياست محترم قوه قضائيه
 حضرت آيت الله هاشمي شاهرودي

سلام عليكم

جناب آقاي شاهرودي!

در زماني قرار داريم كه تمامي تلاش‌هاي دشمن در زمينه تبليغات و ضد تبليغات سياسي براي زير سئوال بردن مشروعيت نظام جمهوري اسلامي و نفي جمهوريت اين نظام، به دليل بصيرت و هوشياري ملت ايران، بي‌نتيجه مانده است.

به همين دليل دشمنان دين و ملت ايران، در داخل و خارج از كشور، به نام آزادي و تحت لواي واژه مقدس آزادي بيان و انديشه، حملات بيشماري را برعليه دين مبين اسلام و مباني عميق و توحيدي آن دين حنيف آغاز نموده اند.اين حملات كه اخيراً از شبكه هاي ماهواره اي و شبكه هاي ضد انقلاب فارسي زبان انجام مي شود، جديداً شكل تازه اي به خود گرفته و آن هم از طريق شبكه عظيم و جهاني اينترنت مي باشد .

 

دشمنان هميشگي دين و ملت ايران كه تا كنون هر راهي را براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي به كار برده اند و هميشه با ياري و نصرت خداوند متعال، تدبير و بصيرت مقام معظم رهبري و هوشياري مردم ايران ناكام مانده اند اينك عده اي مزدور وطن فروش و دين فروش را اجير نموده اند تا با نشر عقايد ضد مذهب در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي ضد اسلامي و ضد انقلابي و ايجاد شبهه هاي ديني در ميان جوانان مسلمان ايران و اهانت به باور هاي ديني و ملي مردم اين آب و خاك هر چه بيشتر كينه و دشمني خود را نه تنها به دين اسلام، بلكه به مردم اين مرز و بوم اثبات كنند.

آیت الله حاج سید محمود شاهرودیاين جريان تا آن جا وقاحت را به حد اعلا رسانده است كه ضمن اهانت به ائمه معصومين ( عليهم صلوات الله )، كتاب خدا قرآن مجيد، حضرت ولي عصر ارواحنا فداه و باور هاي ديني، خون به ناحق ريخته شده هزاران تن از جوانان اين سرزمين، ايثارگران و جانبازان، رهبر معظم انقلاب و برخي مسئولين متعهد نظام جمهوري اسلامي را نيز آماج اتهامات و ادعاعاي دروغين خود نموده اند، تا باز ديگر زهر كينه ديرينه خود را به دين و مردم اين كشور بريزند.

 در اين ميان نيز عده اي مزدور جاهل مانند مجتبي سميعي نژاد هم با آنان همراه گرديده اند و در اين پروژه منفور، دين، دنيا و آخرت خود را به دنياي ديگران فروخته اند و مَثَل آيه كريمه‌ "خَسِرَ الدُنيا وَ الآخِرَة" شده اند

جناب آقاي شاهرودي! ما امضاء كنندگان اين نامه ضمن محكوم نمودن هتاكي هاي مجتبي سميعي نژاد نسبت به باورهاي عميق ديني ملت ايران، رهبري انقلاب و اركان نظام جمهوري اسلامي و ... خواستار محاكمه اين فرد و افرادي كه همانند وي به توهين افترا و نشر اكاذيب مي پردازند هستيم

جناب آقاي شاهرودي!

 با توجه به سابقه درخشان حضرت عالي با توجه به مجاهدت هاي بي دريغ حضرت عالي در دفاع از اسلام عزيز، حريم اهل بيت عليهم صلوات الله و كيان انقلاب اسلامي و همچنين دفاع از خون هزاران مسلمان كه به وسيله استكبار و ايادي آن در ايران و اقصي نقاط جهان به ناحق ريخته شده است، خواستار محاكمه مجتبي سميعي نژاد و افرادي همانند وي هستيم و از شما تقاضا داريم تا بدون تخفيف و مسامحه وي را به مجازات عادلانه هتاكي ها و اهانت هايش برسانيد

 والله عزيز ذو الإنتقام

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــhttp://antimonafegh.mihanblog.com/?ArticleId=1
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 
مرض کتابخواری !
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

کتاب داستان سيستان حاج رضای اميرخانی - چاپ هفتم - را دو روزه تمام کردم و اگر نبود اينکه فقط از ساعت ۲ و نيم صبح به اين ور فرصت کتابخواندن دارم ، يک روزه تمام می شد. بخش اول،ُ ۱۵۴ صفحه و روز دوم که ديشب باشد ، تا آخر. اين يعنی مرض کتابخواری - نوع شديد بيماری کتابخوانی ! - پس داستان سيستان اينه ؟ من هم که مجبورم مثل بقيه بچه ها اين کتاب را پر بدهم برود روی بام ديگران بنشيند. داستان سيستان من هم هديه شد ...

اين را سيد صالح آنروزها در موردش نوشته بود :

مومن در هيچ چهارجوبی نمی گنجد

 داستان سیستان، ده روز با ره بر، رضا امیرخانی

مردم مثل سیل می ریزند توی خانه. نگرانم که مبادا هجوم ببرند به سمت آقا. بچه های حفاظت به سختی سعی می کنند که آن ها یکی یکی نزدیک آقا بروند. هر کدام بعد از سلام و احوال پرسی سعی می کند نزدیک آقا روی زمین بنشیند. پیرمردی با کلاه بافتنی کنار دست ما نشسته است و همه چیز را دوباره برای آقا می گوید:

- چهار تا پسر دارم. شکرالله را باید یادت باشد آقا. جوانکی بود وقتی شما رفتی. حالا عزیزالله هم دیپلم دارد، اما کسی سر کار نمی بردشان. یک فکری نباید کرد؟

آقا می خندد و می گوید چرا. چند نفری از اعیان محله، با سر و وضع مرتب نزدیک می آیند و خودشان را خیلی به آقا می چسبانند، اما آقا انگار نمی شناسدشان. یک هو آقا آن ها را کنار می زند و به پیرمردی در انتهای صف اشاره می کند و با لبخند می گوید، سلام... آی سلام را بیش از دو مد قاریان می کشد. آقا جلو پایش نیم خیز می شود و پیرمرد خود را روی سینه آقا می اندازد.

 

-حاجی رحمان، کجایی؟ حالت چه طور است... عبدالرحمان سجادی...

پیرمرد گریه می کند.

- آقا ما را یادت هست، خواب می بینم انگار...

 

- بله! حاجی رحمان! سید نواب کجاست؟

عبدالرحمن پوست دستش انگار رفت است. سرخ است و زخمی. دستش را می کشد روی دست آقا. یکی از محافظها به تندی دستش را کنار می زند. محافظ مچ پیرمرد را می گیرد تا به محل سرخی پوست دست نزده باشد. اما آقا دوباره خم می شود و دست پیرمرد را در دست می گیرد، از همان محل زخم... او دستش را روی صورت آقا می کشد. با گریه می گوید:

 

- قلبم را هم عمل کرده ام!

- آخی!

چه محبتی است میان این دو. سر در نمی آورم. آقا همان جور که دست سید را نگه داشته است، نگاهی به ما می کند و می گوید:

 

- مرد خداست این سید عبدالرحمن.

سید که تازه به خود آمده است، خودش را کنار می کشد و به دوربین های صدا و سیما نگاه می کند و می گوید:

- ببخشید دست خودم نبود...

آقا بسیار با محبت با او حرف می زند. من گریه ام گرفته است، ناجور. نگاه می کنم به دور و بر. دست محمدحسین نیز می لرزد و نمی تواند درست فیلم بگیرد. صدایم را صاف می کنم و می گویم:

- فیلمت را بگیر محمدحسین!

این را از عبدالحسینی یاد گرفته ام. سر کار با جدیت عکس می گیرد؛ کاملا حرفه ای. به قول خودش تا صبح وقت هست برای گریه کردن. جوری که ریش بلندش خیس خیس شود...

 

این که خواندید قسمتی بود از گزارش سفر و دیدار آقا با مردم ایران شهر در فصل شنبه دهم اسفند ماه 81 کتاب داستان سيستان رضای امیر خانی . نمی دانم چه طور تایپش کردم. الان که نگاه می اندازم اصلا یادم نمی آید.

 

رضا امیرخانی، عکس از مهر 

 

درباره رضای امیرخانی پیش از این هم برایتان گفته بودم. حالا دیگر خیلی چیزها روشن شده است.

 

کلی حرف داشتم که یادم رفت. اشکالی ندارد. برای آشنایی با این کتاب به همان سایت لوح مراجعه کنید.

 

اگر داستان سيستان را که می خوانید گریه ** نکردید، ... ، خیلی نامردید.

 

تا بعد

یاعلیش

 

** سيدجان ، من نصف شب ساعت ۲ و نيم صبح تک خنده های بلندی می کردم معوض گريه ها !


 
جهت خوشحال کردن همه ء دوستان
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

جهت خوشحال کردن همه ء دوستانم از جمله محمد مسيح جان :

ساخت سیستم پرتاب موشك هدایت‌شونده ضد زره در كشور

مدیرعامل شركت صنایع الكترونیك شیراز وابسته به وزارت دفاع از موفقیت متخصصان این صنعت در دستیابی به فن آوری ساخت سیستم پرتاب «موشك هدایت شونده ضدزره توفان» خبرداد.

به گزارش خبرگزاری‌ها مهندس وحید صدوقی در حاشیه بازدید خبرنگاران از این مركز خاطرنشان كرد: صنایع الكترونیك شیراز مجموعه ای از زنجیره الكترونیك، لیزر و الكترواپتیك است كه در زمینه الكترونیك هوایی و موشكی، الكترونیك دریایی، ساخت انواع لامپ های ماكروویو، رادار و سیستم های پیشرفته جنگال (جنگ الكترونیك) و ضد جنگ الكترونیك، ساخت انواع دوربین های دید در شب، سامانه كنترل آتش تانك، ژیروسكوپ ها و فاصله یاب های لیزری، سیستم پیشرفته پرتاب موشك هدایت شونده «تاوجی» و سستم پرتاب موشك با نصب بر روی بالگرد (تاو اچ)، لانجر پرتاب موشك ضد زره توفان و پروژه تسطیح لیزری اراضی كشاورزی و... فعالیت دارد.

همچنین مهندس صدوقی از ساخت سیستم های انحراف موشك بر مبنای ایجاد فضای كاذب در صنایع الكترونیك شیراز خبر داد.

وی درباره تولید انواع منحرف كننده های موشك (چف) گفت: این منحرف كننده ها از طریق امواج الكترومغناطیسی، محیطی كاذب بوجود می آورد كه موشك های شلیك شده از طرف مقابل به سمت محیط كاذب منحرف می شود.

وی افزود: در بخش صادرات طی سه سال گذشته 8 میلیون دلار درآمد صادراتی داشته ایم كه بخش عمده آن محصولات نظامی بوده است اما برای دو سال آینده 26 میلیون دلار قرارداد صادرات داریم.
ساخت موشك انداز ضدزره سنگین مات نیز یكی دیگر از جدیدترین توانمندیهای شركت صنایع الكترونیك شیراز وابسته به وزارت دفاع است.

این سیستم برای هدف قراردادن اهداف زرهی ثابت و متحرك با برد مؤثر 3 كیلومتر و با دقت بسیار بالا طراحی شده است. مكانیزم درگیری این موشك انداز از نوع نوری و در محدوده مادون قرمز است و دقت اصابت این جنگ افزار بیش از 98 درصد است كه قابلیت استتار در محیط، حمل توسط نفر و نصب بر روی جیپ و نفربر زرهی در آن دیده شده است.

یكی دیگر از ابزار ساخته شده در این شركت، پریسكوپ دید در شب راننده تانك است كه امكان انجام عملیات های شبانه ادوات زرهی (تانك و...) را فراهم می كند. ساخت ژیروسكوپ لیزری جهت استفاده در سیستم های ناوبری، هدایت و كنترل هواپیما، كشتی و زیر دریایی، طراحی و ساخت دوربین های حرارتی نسل 3 غیر سردشونده برای مشاهده اهداف در شرایط نامساعد مانند دود غلیظ، مه و تاریكی مطلق از دیگر ساخته های این شركت است.

بنابراین گزارش از دیگر ساخته های این شركت سیستم كنترل آتش تانك (كات) است كه امكان شلیك در حالت ایستاده و متحرك علیه اهداف ایستاده و متحرك را به تانك می دهد كه دارای فاصله یاب لیزری با قابلیت استفاده در روز و شب است و جدیدترین محصولات این شركت دوربین دید در شب (شبدیز)، عینك دید در شب خلبانی (شباهنگ)، برای انجام عملیات های مختلف شبانه خلبان بالگرد، دوربین تك چشمی دید در شب (تكاور) و دوربین دو چشمی دید در شب (كاوش) با قابلیت مشاهده اهداف در فواصل مختلف با بزرگ نمایی تا 6 برابر است.

محمد مسيح ! هدايتگر های ليزری تمامی تجهيزات از جمله تانک را که داشتی ، اينها را هم اضافه کن .


 
سفسطه های نوظهور
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

اصلا چيز بيشتری لازم نيست گفته شود.

فقط عين کامنت اين حضرت آقا را در جواب :: ضرورت ساده زيستی رئيس جمهور و ضرورت زندگی او ميان مردم و عين مردم برای درک مشکلات آنها :: برايتان می گذارم . من که هرچه باهاش صحبت می کنم افاقه ندارد. فقط ببينيد چی نوشته  . واقعا متاسفم .

دوری یا نزدیکی از مردم ربطی به نوع تغذیه رئیس جمهور نداره. بدترین رئیس جمهور رئیس جمهوریه که سوء تغزیه داشته باشه! برای اینکه شما مشکل انسان های معتاد یا بی خانمان رو حل کنید لازم نیست معتاد یا بی خانمان باشید. برای اینکه برای کودکان خیابانی برنامه ریزی کنید الزاماً نباید خودتون هم کودک خیابانی باشید. همینطور که یک دکتر برای اینکه مشکل افرادی هپاتیت ب دارند رو حل کنه خودش نباید حتماً هپاتیت ب داشته باشه. و البته بهتر اینه که نداشته باشه. با مردم از بالا و با حس خود بزرگ بینی حرف زدن یه بحثه ژست های نون پنیر خوردن گرفتن یه بحثه دیگست.


 
فاطميه...
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله


 
حسين درخشان حتما بخواند
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

خاطرات يك فرزند شهيد از ديدار با احمدي‌نژاد

ساعت 30 : 20 روز یکشنبه 7 تير 1360، تعدادی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی، هيأت دولت و …) به تدريج به سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ايران واقع در سرچشمهء تهران وارد شدند. نوای ملکوتی قرآن کريم در فضای سالن طنين انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعدهء الهی می داد. پس از پايان قرائت قرآن کريم و اعلام برنامه، آيت الله بهشتی آغاز سخن نمود.

بحث درباره ی تورم بود، اما عده ای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات رياست جمهوری نيز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با اين جملات آغاز کرد:

ما بار ديگر نباید اجازه دهيم، استعمارگران برای ما مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگيرند. تلاش کنيم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی گيرند، انتخاب شوند.

اين کلمات که از لبان حقگوی ايشان بيرون تراوطد. ناگهان برقی جهيد و نوری خيره کننده و صدايي مهيب برخاست. زمين تکان سختی خورد و ديوارها به شدّت لرزيد. در کمتر از ثانيه ای از سالن جز تلی از خاک چيزی باقی نماند. بيش از هفتاد تن از بهترين عزيزان انقلاب، زير خروارها خاک مدفون شدند و روح فرزندان رشيد اسلام و معلمان بزرگ شهادت و ايثار در ملکوت اعلی به پرواز درآمد. همگان ذکر خدا بر لب به سوی وعده گاه الهی رهسپار شدند و بدين ترتيب جنايتی که تاريخ بشری شبيه بدان را در صفحات خود ثبت نکرده و به ياد نداشت، به وقوع پيوست و توحش غربی و نفاق داخلی، همگام با هم به جشن شهادت فرزندان امام خمينی «قدس سره» پايکوبی کردند.

عامل بمب گذاری، منافق نفوذی به نام محمّدرضا کلاهی بود که خود جزء نيروهای خدماتی حزب به حساب می آمد و پس از انفجار موفق به فرار گرديد و راهی فرانسه شد.


شهید علی درخشان مسئول امور مالی حزب جمهوری اسلامی

در سال 1319 در تهران متولد شد. پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه به ضرورت مبارزه علیه رژیم پی برد و از باسابقه ترین مبارزین انقلاب بود. سی سال تمام در کار تدارک و تهیه امکانات برای مبارزین متعهد و تأمین هزینه اقدامات علیه حکومت جور بود.

بخش اعظم مخارج راه پیمایی های عظیم سال 57 و اغلب خیریه های سیاسی و خدمات اجتماعی را به عهده داشت و بسیار مورد اعتماد شهید بهشتی ، استاد مطهری و آیت الله طالقانی بود. با این همه تمکن مالی هرگز خانه ای برای خود تهیه نکرد و با شروع فعالیت حزب جمهوری، به انجام مسئولیت امور مالی حزب همت گماشت.

نام درخشان این شهید همراه هفتاد تن دیگر در هفتم تیر ماه شصت در آسمان ایران جاودانه شد.

 

فرزند شهيد علي درخشان (از شهداي فاجعه هفتم تير) مشاهدات خود از ديدار رييس جمهوري منتخب با خانواده شهداي هفتم تير، را بيان مي كند.


امير حسين درخشان با اشاره به رفتارهاي مردمي محمود احمدي‌نژاد در دو ديداري كه با خانواده شهداي هفتم تير و حضور در مراسم بزرگداشت اين شهيدان داشت، گفت: رفتار مردمي آقاي دكتر احمدي‌نژاد بقدري صادقانه و از عمق وجود بود كه هر بيننده اي را به شگفتي وا مي داشت.

 

وي تصريح كرد: من دليل راي بالاي آقاي احمدي‌نژاد را همين رفتار صادقانه و بدور از تجملات مي دانم. رفتاري كه براي مردم ايران ديگر به رويا شبيه شده و به جز سال‌هاي اول انقلاب از مسوولي در اين سطح نديده بوديم.


اين فرزند شهيد افزود: ديداري كه خانواده شهداي هفتم تير با آقاي احمدي‌نژاد در ساختمان قديمي مجلس داشتند، پر از نكات جالب از رفتار مردمي ايشان بود. به عنوان مثال در اين ساختمان جاي چنداني براي حاضرين نبود و بعضا خانم‌هايي مجبور بودند كه ايستاده مراسم را تماشا كنند. آقاي احمدي‌نژاد به محض ورود اولين نكته‌اي را كه توجه كردند همين بود. ايشان در ابتدا نگاه كردند كه آيا جا به اندازه كافي براي همه هست و يا نه؟ پس از آن بود كه به روي صندلي نشستند و از اينكه صندلي به اندازه كافي براي همه نبود متاثر شدند.


درخشان افزود: پس از پايان جلسه خبرنگاران به دور آقاي احمدي‌نژاد حلقه زدند و قصد مصاحبه داشتند كه يكي از افراد خانواده شهيد با صداي بلند گفت "آقاي احمدي نژاد خبرنگاران هميشه هستند. پس امروز را به حرف هاي ما گوش كنيد" كه ايشان با كمال خوش‌رويي پذيرفت و تاكيد كرد كه براي شنيدن حرفها تا آخر مي ماند و همين كار را هم كرد. تا آخر در ميان ما ماند و به حرف هاي خانواده شهدا گوش كرد.


وي افزود: در اين ميان يكي از افراد خانواده شهيد با صداي بلند خطاب به دكتر احمدي‌نژاد گفت "آقاي دكتر هر زماني كه خواستي كج بروي اين هفتاد و دو شهيد را بياد بياور" ما از اين جمله ناراحت شديم و آن را چندان مناسب نديديم. اما آقاي احمدي نژاد ابتدا سكوتي كرد. بعد دو دست را بر روي چشمان خود گذاشت و با صداقت كامل چندين بار تكرار كرد "چشم، چشم، به روي چشم".


فرزند شهيد درخشان ادامه داد: در ميان صحبت‌ها به آقاي احمدي‌نژاد متذكر شدم كه عمده مشكل مسوولان ما اطرافيان آنها هستند. اطرافياني كه در چنين روزهايي به دور مسوولان حلقه مي زنند و به دنبال سوء‌‌استفاده هستند. شما مواظب اين افراد باشيد. آقاي احمدي نژاد زير لب به من گفت " حواسم كاملا هست. تذكر بسيار خوب و به جايي داديد".


وي خاطرنشان كرد: آقاي احمدي‌نژاد تمامي انتقادها را با روي باز مي‌شنيد. به تمامي خواسته‌هاي ما توجه كرد. مشكلاتي كه داشتيم را با دقت گوش كرد و هيچگاه از اين كار خسته نشد. با نشاط كامل صحبت خود را با ما ادامه مي داد. و زماني كه محافظان ايشان بر حسب آنچه كه آموزش ديده و بر حسب عادتي كه داشتند سعي در متفرق كردن مردم داشتند ايشان به شدت جلوي اين كار را مي گرفت. ايشان حتي به حرف بچه‌هاي كوچك هم با دقت گوش مي داد.


يك نكته قابل توجه در اين جلسه اين بود كه يكي از افراد خانواده شهيد تلفني با برادرش تماس گرفت و بعد تلفن را به نزد ايشان برد و از آقاي احمدي‌نژاد خواست با برادرش صحبت كند. كاري كه براي ما عجيب بود ولي ايشان با روي باز پذيرفت و براي دقايقي به صورت تلفني با كسي كه هرگز نديده بود صحبت كرده و به مشكلاتش گوش كرد. در پايان و به هنگام خداحافظي هم رو به ما كرد و گفت: "اين ساختمان براي شما است. ما جاي شما نشسته ايم".


اين فرزند شهيد ادامه داد: شب همان جلسه ما مراسمي در محل شهادت شهداي هفتم تير داشتيم. من زماني به اين مراسم آمدم كه به طور اتفاقي ايشان هم همزمان رسيدند. با يك ماشين پژوي معمولي و به همراه يك محافظ و آقاي چمران. بلافاصله به ميان مردم آمدند. با تمامي مردمي كه در آنجا حاضر بودند به خوبي سلام و احوال پرسي كردند. بارها شاهد بودم مردمي به طرف ايشان رفته با وي دست داده و بعد از رفتن آقاي احمدي‌نژاد تازه متوجه شدند كه با چه كسي دست داده و روبوسي كرده‌اند. من به شخصه شاهد بودم كه بر خلاف مسوولان ايشان شخصا كفش خود را درآورده و به درون كيسه گذاشتند.


درخشان ادامه داد: بعد از ورود به مراسم بر خلاف ديگر مسوولان به جايگاه مسوولان نرفته و به سمت مردم آمدند و در جايگاه مردم معمولي نشستند. تعدادي از مسوولان به ايشان اصرار كردند كه به جايگاه بياييد اما قبول نكردند. حتي يكي از مسوولان آرام به ايشان گفت كه ديگر مسوولان حاضر در جلسه از اينكه شما به كنار آنها نمي رويد ناراحت مي شوند ولي آقاي احمدي‌نژاد در جواب گفت: "مراسم كه تمام شد مي روم و به آنها سلام مي‌كنم". وي افزود: هنگامي كه آقاي احمدي‌نژاد در ميان مردم نشست يك جوان كه معلوم بود از قشر ضعيف جامعه است و لباس مرتبي نداشت در نزديكي ايشان نشست. مردمي كه شاهد صحنه بودند آرام به وي گفتند كه جايش را عوض كند اما آقاي احمدي‌نژاد با دست به اين جوان اشاره كرد كه بيا و نزديك من بنشين. ما همگي با تعجب به اين صحنه‌ها نگاه مي كرديم. يك نكته جالب ديگر اينكه هنگامي كه مراسم آغاز و يكي از خطبا در حال سخنراني بود نوزادي را آوردند كه ايشان در گوش آن نوزاد اذان بخوانند. آقاي احمدي‌نژاد با خوش رويي اين كار را پذيرفت و با متانت خاصي اذان را در گوش اين نوزاد اقامه كرد. اين صحنه ها را ما در خواب هم نمي توانستيم ببينم.


فرزند شهيد درخشان اظهار داشت: من معتقدم كه اين نوع رفتار مردمي آقاي احمدي‌نژاد كاملا صادقانه است و مردم اين را فهميده و به ايشان راي داده اند. حس باطني ۱۷ ميليون نفر هيچگاه اشتباه نمي كند. ايشان هم بايد بدانند كه اين رفتار را بايد ادامه داده و تا آخر بر مواضع و وعده‌هاي خود استوار باشد.

 

پی نوشت : اين امير حسين آقای درخشان ، پسر دايی يا پسر عموی اين حسين آقای درخشان است. فرزند شهيد درخشان حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی


 
بگذار همين بالا باشد.
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:
 
خيلی وقاحت می خواهد. از نوع سنگ پای يک شهرستانی در ايران !
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله

وقتی طرف با وقاحت هرچه تمامتر آمده يک موضوعی را که از نظر من بسيار هم بی اهميت و بی ارزش بوده صاف مالی می کند مرا مجبور می کند حاليش کنم که من حرف نمی زنم ولو به کنايه ، مگر آنکه مطمئن شوم !

اين هم دلايلم ! سنگ پــــــــــا !
روی شما ها که کم نمی شود !

الف - مطالب وبلاگش :

حسين درخشان نوشته :

خب، دیگر وقتش رسیده که بگویم من از دو هفته‌ی پیش تا دو روز پیش در تهران بودم. ولی برای اینکه دردسری از طرف *اطلاعات موازی و دادگستری * برایم پیش نیاید در وبلاگ فارسی‌ام هیچ درباره‌اش ننوشتم و از همه هم خواستم که چیزی درباره‌اش ننویسند. (البته دو سه نفر با بدجنسی نزدیک بود کار دستم بدهند.) ولی حالا دیگر اشکالی ندارد اگر کسی فحشی چیزی خواست بدهد با خیال راحت بدهد.

البته بگویم که قرار بود فقط یک هفته بمانم و صبح یکشنبه که می‌شد پس فردای رای‌گیری دور اول تهران را ترک کنم. ولی در فرودگاه توسط وزارت اطلاعات از ترک تهران بازداشته شدم و چند روز بعد هم *در محل وزارت اطلاعات بطور رسمی ولی محترمانه و دوستانه *بازجویی اساسی شدم.

ناگفته نگذارم که شانس آوردم کسی که *مسوول پرونده‌ی من بود حداقل می‌دانست وبلاگ چیست و مثل آدم‌های مرتضوی که فرق وبلاگ را با تره فرنگی نمی‌دانند نبود.* (اگر نبود چیزهایی که بچه‌های بینوا در هنگام خوردن سیلی و لگد از* اطلاعات موازی *به آنها یاد داده بودند، مرتضوی و دوستانش هنوز هم فکر می‌کردند اینترنت و ایمیل و وبلاگ لوازم آرایش زنانه هستند.)

ولی چشمتان روز بد نبیند،‌ از کلی نوشته‌های فارسی‌ام پرینت گرفته بود و با جزییات کامل از روز اول وبلاگم را دنبال کرده بود و تقریبا همه چیز را هم می‌دانست. *خیلی روزهای ترسناکی بود، * ‌بخصوص که من تا لحظه‌ای که هواپیما بلند شد هرلحظه نگران بودم که گیر آدم‌های دادگستری و اطلاعات موازی بیفتم.

اینجا بود که *وافعا فهمیدم که اگر خاتمی یک کار درست در این هشت سال کرده باشد، اصلاحات اساسی در وزارت اطلاعات بود.* وگرنه من واقعا الان معلوم نبود کجا بودم. هرچند که *با ورود احمدی‌نژاد احتمالش زیاد است که وزارت اطلاعات به دست تندروهای بی‌سواد بیفتد.*

حالا بعدا بیشتر درباره‌ی مشاهداتم از ایران بعد از سه سال دوری خواهم نوشت. هرچند که بیشتر وقتم را با بچه‌های روزنامه‌نگار/وبلاگ‌دار و ستاد معین گذراندم. ولی کلی ویدیو و عکس گرفتم که به زودی تنظیمشان می‌کنم و می‌گذارم یک جا تا ببینیدشان. تجربه‌ی خیلی خوبی بود. امیدوارم بتوانم تکرارش کنم.

در ضمن، *اگر برایتان سوال است که چرا بلایی که سر سیگارچی یا نسب‌‌عبدالهی و بقیه آمد سر من نیامده باید از شما تشکر کنم. لابد خیلی خوشحال می‌شدید اگر آش و لاشم می‌کردند و ضد جن و انس ازم اعتراف می‌گرفتند. *

>> اولا که من الکی یک هفته قبل از انتخابات به ایران نرفتم. می‌دانستم که کمترین خطر را دارد و حدسم هم درست بود. دوم اینکه هدفم این بود که بتوانم بی‌دردسر از ایران خارج شوم، نه اینکه الکی شلوغ و جنجال کنم تا مشهور شوم و اسمم برود در چهار تا گزارش و روزنامه تا بتوانم بر اساسش از اروپا پناهندگی بگیرم. من هم پاسپورت کانادایی دارم و هم به اندازه‌ی کافی اسمم این طرف و آن طرف هست. سوم اینکه در وبلاگ انگلیسی‌ام قبل از اینکه بروم همه چیز را توضیح داده بودم و تمام اقدامات پیشگیرانه‌ی لازم را هم کرده بودم. بعدش هم کلی از تهران در آن چیز نوشتم.

خلاصه اینکه برای این سفر چند ماه فکر و برنامه‌ریزی کرده‌بودم و خوشحالم که *همه چیز خیلی خبوب پیش رفت و صحیح و سالم برگشتم.* (فکر کردید آن دروغ سیزده برای چه بود؟)

امیدوارم حالا که *رهبر انقلاب *همه‌ی قدرت سیاسی و نظامی کشور را به دست گرفته است کمتر نگران نوشته‌ها و آمدن و رفتن *چهارتا آدم یک لا قبا و بی‌خطر مثل من* باشد و حقوق اولیه‌مان را از ما دریغ نکند.

و آخرش هم يک فحش به آقای معين داده بود که حذف کردم .

و ب :  حدود ده جايی که آدرس داده بودند که آهای هوار حسين درخشان تهرانه ! آنهم نه يواشکی بلکه بعضا با تيراز حدود ده بيست هزار نسخه ! ، نشان می دهند که حسين بدجوری بقول يک کامنت گذار در صفحه اش ، خودی بچه های وزارت از کار در آمده !

ببينيد :

- لفظ اطلاعات موازی ، توسط چه نهادی و چه بخشی از نهادهای کشور ، دائم تکرار می شد؟ وزارت اطلاعات ؟ دولت ؟ عجب ! چشم بسته زير آبی رفته ايد .

- درخشان در مورد مرتضوی از لفظ دادگستری استفاده ميکرد يا دادستانی ؟ اين ديگر خيلی بی حواسی میخواست .

- از نظر درخشان ، بازجويی از او چه شرايطی داشته ؟ فقط رسمی ؟ فقط در محل وزارت اطلاعات ؟ فقط محترمانه ؟ فقط دوستانه ؟ عجب چاپـلوسی غلاض و شدادی ! - راستی نمی دانستم وزارت اطلاعات متهمان ممنوع الخروجش را در محل ستاد وزارت اطلاعات بازجويی می کند ! احتمالا تو اتاق خود حاج آقا يونسی !!!

- لفظ مسئول پرونده چيز جديد و جالبی بود که ازوقتی بقول خودش از وزارت بيرون آمده خوب ياد گرفته . آيا به متهم می گويند : من مسئول پرونده ات هستم ؟ يا اينکه از موقعيت قضايی با او حرف می زنند ؟ عجب . عجب . عجب. ماجرای قشنگی است .

خیلی روزهای ترسناکی بود !؟

مگر ادعا می کنی چند روز در بازداشت بودی ؟ يک جوری حرف می زند دورو ور يک ماه می افتد ! حالا چرا در اين چند روز ترسناک ، نه در مطبوعات نه در سايتها نه هيچکس از غيبت تو در پروازت و همچنين نگرانی خانواده ات چيزی ننوشت‌؟ حتما موقعی که می خواسته اند بگيرنت ( !! ) از همه رضايت نامه گرفته بودند . نه ؟‌ :)) ! بقول خودش حداقل دو روز در بازداشت خورده و خوابيده اما هيچ کس هيچی نگفته و نشنيده !
دروغ های بزرگ را فقط می شود از درخشان شنيد !

- دوباره پـاچه خواری مفرط ! تبليغ وزارت اطلاعات و تبليغ وزارت اطلاعات و تبليغ وزارت اطلاعات بهمراه توسری زدن به بقول نويسنده ء کذايی اين مطلب ، بر دادگستری !! ‌

-عجب وزارت اطلاعات ماهی ! ببينيد : نژادش اصلاح شده است ! دوباره می خواهد تبليغ کند :

*... وافعا فهمیدم که اگر خاتمی یک کار درست در این هشت سال کرده باشد، اصلاحات اساسی در وزارت اطلاعات بود...*

- نويسنده ء اين خطوط کيست ؟ درخشان ؟ يا يک کارشناس سياسی در وزارت اطلاعات که دوران مسئوليتش بسر آمده و احساس خطر کرده و حرفش را از زبان يک اپوزيسيون بلاگر ::يک لا قبا !:: ميزند ؟

*...با ورود احمدی‌نژاد احتمالش زیاد است که وزارت اطلاعات به دست تندروهای بی‌سواد بیفتد...*

نمی دانستم آقای درخشان علاوه بر وبلاگ نويسی کارشناس مسائل سياسی و اطلاعاتی - امنيتی هم هستند! :))

...اگر برایتان سوال است که چرا بلایی که سر سیگارچی یا نسب‌‌عبدالهی و بقیه آمد سر من نیامده باید از شما تشکر کنم. لابد خیلی خوشحال می‌شدید اگر آش و لاشم می‌کردند و ضد جن و انس ازم اعتراف می‌گرفتند.

مطمئن است که فردا بيرون نمی آيد که بگويد شکنجه سفيد شدم و مطالب وبلاگ مال من نيست و ... !؟ مطمئنی تا بحال هيچ بندی را آب نداده ای و قول همکاری در هيج زمينه ای به هيچ بنی بشری نداده ای ؟ احتمالا قسم هم می خوری نه ؟ قسم دروغگوی ۱۳ با ::بجان بی.بی.سی ::‌شروع می شود !

حالا يکی بگويد با اين تناقض فاحش چه کنيم ؟‌ آخر ، روزهای ! ترسناکی بود يا اينکه

...همه چیز خیلی خبوب پیش رفت و صحیح و سالم برگشتم...

؟!!

...


البته و صد البته شکی نيست که کل اين فيلمنامه تا اينجا خوب پيش رفته . اما به آن جنابی که اين متن را عين يک دفاعيه از وزارت اطلاعات تنظيم کرده بايد گفت که افراطش خيلی زننده بود ! چون حتی کامنت های ايشان هم خيلی جالب شده بود !

اما اين آخری !

حسين درخشان رهبر انقلاب را با عنوان کامل نام می برد يا اينکه با اسم شخصی ، يا حداکثر با لفظ رهبر ؟ بله. من هم اگر جای کارشناس محترم بودم جرات نداشتم در آن دستگاه عريض و طويل باشم و چيز ديگری بنويسم ! البته شايد بعدا لازم شود دو خطی هم به رهبری بپرند ! اينها چرا نمی فهمند ما در سال ۸۴ زندگی می کنيم ؟

و حالا پايان بخش اول اين تئاتر يخ !

حسين درخشان ، صاحب وبلاگ خود بزرگ بينی ِ صاحب وبلاگ سردبير خودم ، کسی که در فتوبلاگش صدی ۹۹ تا از عکسها فقط ژرترهء شخصی اش است ، کسی که با يک مدرک اخراج از دانشگاه ، به خارج رفته و هيچ تريبونی برای اظهار وجود را از دست نمی دهد و اتفاقا هم در همين صفحه هم می گويد که :

...من هم پاسپورت کانادایی دارم و هم به اندازه‌ی کافی اسمم این طرف و آن طرف هست...

بيايد و بگويد :

کمتر نگران نوشته‌ها و آمدن و رفتنچهارتا آدم یک لا قبا و بی‌خطر مثل من باشد

!!!

ببخشيد بچه ها . من بايد در اعطای نشان سنگ پای پنج ستاره يک اصلاحی بکنم و آن را به کارشناس محترم نويسنده ء اين مطلب دو دستی تقديم کنم ! البته در کنار زرشک زرين بمناسبت فيلمنامه ضعيف و بازيگری بسيار ضعيفتر حاج آقا درخشان !

يک سری هم بزنيم به معدن کامنت های حسين آقا که عادت شکن شده و تعداد ۷۷ تا - تا آخرين باری که شمردم - از کامنت ها را تاييد کرده ! از فحش فضيحت بگير تا تاييد مجدد وزارت فخيمهء اطلاعات ! جالب است . سايتهای نقد هاشمی فيلتر می شوند. حسين درخشان هاشمی را تبليغ می کند. وزارت اطلاعات به نفع هاشمی نظرسازی می کند حسين درخشان خالی می بندد ... واقعا جالب است. ( ای بابا ! چرا ۹ تا از کامنت هايش پريده ؟ :)) !

سارا : فکر میکنی ملت خرند؟

( کامنت محمد رضا طاهری مدير صفحه راهرو و مدرسه وب و برگزار کننده اولين جشنواره وبلاگ و مدير غرفه ۱۵۰ متری وبلاگ در نمايشگاه بين المللی تهران : )

WWW Schools : تهران بودنت را در فلیکر دنبال می کردم. مطلبی هم در مورد آن نوشتم و به جوانان و نوجوانان وبلاگ نویس توصیه کردم که فرق خود را با تو بیشتر درک کنند . اینکه با همه تند روی ها و مطالب توهین آمیز " البته از نظر مقامات قضائی ایران" قابل پیگیری بودی ولی از ورود تو به ایران جلوگیری نشده است و اینکه وزارت اطلاعات آنقدر گیج است که صرف ننوشتن مطلب فارسی تو را دستگیر نکند، دروغی بیش نیست. هرگز آرزوی دستگیر شدن تو را نداشتم و ندارم ولی بهتر است شفاف تر در این مورد بنویسی و انگیزه خودت و اطلاعات ایران را برای آمدنت بنویسی. این طوری خیلی ها که می خواهند ادای تو را در بیاورند و مطلب سیاسی تند بنویسند فرق خودشان را با تو می فهمند. این که تا خانه ابطحی می روی ولی کسی با تو کاری ندارد! اینکه در بطن تجمع اعتراض آمیز زنان در حلقه ضد اطلا عات هستی و کسی نمی شناست! اینکه ....

Babak : Hossy jan,Happy to see you are back safe! but why they should even bother you ??? You were asking everyone to vote for election and you say you do not want the regime to be changed, you are khodi !!

عمو عباس : پارتی تراشیدی ولت کردن ناقلا؟ اگر واسه چهارتا لاگ گوش این جوجه وبلاگ نویس های وطنی رو اونجوری پیچاندند و همه کس و کارش را گرفتند، با این سابقه کاری که تو داری باید الان بوی جوجه کباب میدادی. پس این ملت راست میگن رفیق های کاربالایی تو ایران داری!

کاوه : خبر جدیدی نبود! تو وبلاگ انگلیسیت که نوشته بودی که ایرانی...

iedawebmaster : همون موقع که تهرون بودی بی بی سی ورلد نشونت داد و باهات حرف هم زد!! (یکی دو روز قبل از دور اول). من پای تلوزیون لمیده بودم یدفه دندونام ریخت! چه جراتی داری پسر! دقیقا حدث زدم برای امنیت اعلام نکردی، ولی فکر نمیکنی نباید با بی بی سی حرف میزدی؟؟!!

barbod : سلام گويا اينهارو نديدي http://www.flickr.com/photos/rshoraka/19573733

کيان : آقای سردبير ما, نه من که خرم! تو که راست می گی !؟ خوشم می آيد اخلاقت هم مثل صاحبات شده فکر می کنی همه خلايق خرند!

آرش : حسين جان، خيلي خوشحال شدم که سالم برگشتي. من همانطور که در ميدان هفت تير هم بهت گفتم، ازت خيلي ممنونم که در يکي از بحراني ترين روزهاي تاريخ کشورمان... !

مهدی : وقتی اسم تو را در بین اسامی تجمع حامیان معین در یکی از میدانهای تهران دیدم تعجب کردم و فکر کردم شاید یک حسین درخشان دیگر باشد. ولی ظاهرا که واقعیت داشته است.

پانته آ : مطمئنا خوشحالم که دستگیرت نکردن. اما خواهشا به شعور ماها هم توهین نکن. خوب حالا فرض کن تو وبلاگ انگلیسیت نوشته ای که رفتی ایران...یعنی میخواهی باور کنیم که فقط به همین خاطر وزارت اطلاعات از نگه داشتنت صرف نظر میکنه؟ یعنی اینا انقدر نجیب بودن و ما نمیدونستیم؟ به قول اون دوست بالایی، تو رو به خدا کاری نکن که بخواهی سیاسی نویسی رو ساده جلوه بدی و بقیه رو به دردسر بندازی.

كيوان : مرتيكه احمق فكر كردي ملت خرند ؟

: كلنگ! اسمت رو كه تو فهرست روزنامه نگارهايي كه در ميادين تهران رفته بودند كه داده بودی (...) [فحش بدی بود. به پدرش بر می گشت. حذف کردم]
 
: خوب به هر حال سفرتون به سلامت. اما فکر نمیکنید ادم وقتی خودش برنامشو اعلام می کنه دیگه فارسیو انگلیسی نداره. در هر صورت یه عده متوجه میشدن.

مرتضي : می دونی داستانت کجا به اوج می رسه: اینجا بود که وافعا فهمیدم که اگر خاتمی یک کار درست در این هشت سال کرده باشد، اصلاحات اساسی در وزارت اطلاعات بود. وگرنه من واقعا الان معلوم نبود کجا بودم. [عجب . مخاطب صفحه حسين هم دقيقا مغز ماجرا را گرفته ! ]

Behruz : you write like a stupid person. What a shame that you live in Canada. What a pitty

تلالو : مثل اینکه دوستان عزیز در روزنامه اقبال زیر آبت رو زدن. اسمت توی لیست اشخاص حاضر در همایش سه شنبه قبل از انتخابات بود . یه نیگا بکن.

کوزه : هيچ از اين متنت خوشم نيومد... اينطوری نيست که فکر کنی يه عده دوست جون جونيتن و باقی هم دشمن خونی... ما همه نگرانت بوديم که رفته بودی ايران... فکر کردی از کجا ميدونستيم رفتی و از کجا ميدونستيم که برگشتی؟ از وبلاگ انگليسی خودت و عکسهای متعددی که ازت اينور و اونور گذاشتن و اسمت که تو ليست پوستر پخش کن های ميدون هفت تير بود... واقعا به فهم و شعور ما توهين ميکنی با اين نوشتنت... همين که تو تونستی برگردی نشون ميده که پارتی داشتی... نه که پارتی داشتن اصلا چيز بدی باشه ها! تو اون مملکت وامونده بايد هم برای همه چی پارتی داشت. ولی هرکی تعجب ميکنه که تو سالم و سلامت برگشت دعا نميکرده که کاش بلايی به سرت بيارن. ولی حداقل بنويس که عوامل غيبی هم کمکت کردن!

Hasan : I feel terribly sorry for you kido. What a shame that you are a so-called blogger.

اين هم جناب سيگارچی ! :

آرش سیگارچی : سلام . دوست عزیز نمی دونم منظورت از "چرا بلایی که سر سیگارچی یا نسب‌‌عبدالهی و بقیه آمد سر من نیامده " چیست اما بهتر است که اینقدر ساده لوحانه همه چیز را به يک چشم نبینی و البته مطمئنم که نمبینی . سعی می کنم در فرصتی مناسب چیزی برایت بنویسم ....

Ali : It's a good job the Sharq newspaper was there to help you prove to everyone that you've actually visited Iran. Or else no one would have believed you.

ممل : والا اگه خانواده‌ي من هم هم‌پياله‌ي رژيم بود، و تلفات هم داده بود، مثل تو رفتار مي‌کردم. ولي ديگه قيف نيا داداش! [اشارهء اين ضد انقلاب کوچولو ، ‌به شهيد درخشان انفجار ۷۲ تن است که عمو يا دايی درخشان محسوب می شود ]

و حالا ، يواش يواش دارند صريح تر می شوند !

ali : Who knows. There is a good chance that you are working for the ministry of information.Never trust the intellectual especially those with Islamic background .This guy went to a seminary type school in Iran. Who knows?

اين يکی که اصلا بهش می گويد ملا حسين !

kourosh : Mullah Hosein Your story is like malakoti's( emam jomeye tabriz). hich speech was always in turkish. however once he said that he was going to give the speech in Persian so that USA would understand. You were writing in English about your trip to make show no Iranian official would find out where you were)))). You are supporting Islamic theocracy in Iran. I am sure you are very well appreciated among mullahs in persian so that USA will undrstand

مهدی : قبل از همه، این سیبیل طلا بود که خبرت را توی وبلاگش گذاشت. حالا روی چه حسابی میگی اون دو-سه تا «شیطنت» کردند و حرفی از سیبیل طلا نمیاری نمیدونم چه حسابی داره. ضمنا وقتی شترسوارمیشی و میری روی منار، دیگه انتظار نداشته باش که هیچ کس حرفی نزنه که فکر کنی با جانت بازی کرده. اسمت را هم که داده بوده ای جزو طرفداران معین توی روزنامه ها که خواننده خیلی بیشتری از وبلاگ مثلا نیکان دارن ، بعد هم رفته ای توی میدان هفت تیر وایساده ای با مردم حرف زدن، اونوقت میخواستی هیچکس هم نفهمه؟ آخه کی را خر حساب کرده ای؟ من تمام داستانت را قبول می کنم و قبول می کنم که به دلیل تغییرات اساسی وزارت اطلاعات (به اضافه چاشنی امدادهای غیبی و پاسپورت کانادایی) کسی باهات کاری نداشته، ولی دیگه بقیه را متهم نکن که چرا چیزی را که خودت همه جا جار زده ای را یه گوشه توی وبلاگشون اعلام کرده اند. اقلا اون بنده خدا که عکست را گرفت، میخواستی یک کلمه بهش بگی منتشرش نکنه. اشکال ازخودته، کاش می دیدی. ولی خوب چون مغزت آخوندیه، کاریش نمیشه کرد.

جالبه ايشان هم از خر حساب شدن ناراحت می شود هم کل داستان حسين را قبول می کند ! هر دو تا کار را يک تنه می کند ! :))

makhfi : هی ببینم تو که به دیگران انگ زدی که بدجنسی کردند و سفرت و وجودت را لو دادند؟ خنگه نکنه فکر می کنی فقط خودت انگلیسی بلدی بنویسی و بخونی ؟؟ آدم خل تو اگر می خواستی سفرت مخفی بمونه چه دلیلی داشت به انگلیسیش را بنویسی؟ راستش را بگو گزارش ماموریت را به وزارت اطلاعات دادی خوششان آمد یا نه؟! از هر دو آخور خوب می خوری . شامه تیزی داری ( ببخشید که نشد مودبانه تر بنویسم کلمات دیگری بودند ولی حیف بودند )

ardeshir : بابا صفاي دولت!!!! بابا جوهر!!! د مت!!؟ ايول.. خوب يه مكه هم مي رفتي تكميل مي شدي!! با اطلا عاتي ها مي پري؟ بابا شكلا تي!! آب نبا تي!! ا سكنا سي !! آخر دو صفر هفتي!! تر شي بايد بندازنت!! آخه حيفي بخدا!!

و اين هم بند ج : يعنی مطالب يک وبلاگ همسويش در مورد همين موضوع :

6/28/2005

سخنی با آقای درخشان

وقتی شنيدم که آرش سيگارچی و مجتبی سميعی نژاد به جرم توهين به مقدسات، تشويش اذهان عمومی، مصاحبه با رادیوهای بيگانه، توهين به رهبری، نشر اکاذيب و دهها جرم من درآوردی ديگر بازداشت شده اند و برای يکی 14 سال حبس بريدند و برای ديگری حکم ارتداد بافتند؛ وقتی که ماجرای دستگيری اميد معماريان و حنيف مزروعی و چند نفر ديگر را خواندم و شنيدم که تنها به صرف همکاری با سايت های وابسته به حزب مشارکت چه بلاهايي در زندان بر سرشان آمد؛ وقتی وبلاگهای ما را با ذره بين برای يافتن يک خط مدرک گناه زير و رو می کنند؛ وقتی جرآت نمی کنيم با اسم و مشخصات کامل، از اين و آن انتقاد کنيم و مجبوريم با درماندگی تمام دست به خودسانسوری مطلق - که بدترين درد هر وبلاگ نويسی است - بزنيم؛ وقتی از ترس زندان رفتن و حبس کشيدن و پرونده سازی و محروميت از حقوق مدنی و اجتماعی نمی توانيم حرف دلمان را بزنيم؛
 
... چگونه باور کنم که تو به اين راحتی به وطنت سفر می کنی و با مشاور رئيس جمهور آزادانه هم صحبت می شوی و در انتخابات به آسودگی خيال شرکت می کنی و هی مدام از ستاد معين به دفتر روزنامه شرق سرک می کشی و در خيابان ها آزادانه قدم می زنی ، به راحتی در اجتماعات شرکت می کنی، در حالی که بيشترين توهين ها را به رهبری داشتی، بدترين طنزها را برای ائمه ساختی، با راديو و تلويزيون های مختلف همکلام شدی، مسئولين قضايي مملکت را آماج بيشترين انتقادها کردی، با سايت های مختلف خبری خارج از کشور همکاری داشتی و وقتی به خاطر نوشته هايت حتی وبلاگ انگليسی ات را نيز فيلتر کرده اند، چگونه باور کنم آقای درخشان که تو به اين راحتی به ايران بيايي و به اين راحتی هم بروی و حتی در بازجويي هم به قول خودت خيلی محترمانه با تو برخورد کرده باشند در حالی که باز به قول خودت نسخه پرينت شده از تمام صفحات و نوشته های وبلاگ در اختيارشان بوده؟،
 
آقای درخشان، قطعا خبر شنيدن دستگيری تو - برای من وبلاگ نويس - و بازجويي و محاکمه و احيانا حکم حبس يا ارتداد يا اعدامت اصلا خوشايند نيست.اما به من حق بدهيد وقتی تمام اين معادلات را کنار هم می چينم از اين معمای پيچيده سر در نياورم!

 
خيلی خلاصه ... وزارت اطلاعات در کانادا ؟!
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

خيلی خلاصه بگويم ، صرف نظر از همه مطالبی که هودر در صفحه اش می نويسد ، چيز عجيبی در آن می بينم و آنهم اينکه بشدت دقيقا سياست خارجی و امنيتی وزارت اطلاعات دولت آقای خاتمی را دروبلاگش تعقيب می کند.

همه ما وزارت اطلاعات و سليقه ونوع نگاهش را می شناسيم و در حوزه سياست خارجی و داخلی ذائقه وخط مشی آن را درک می کنيم و خصوصا می توانيم وضعيت حاضر وزارت اطلاعات را نيز در فضای سياسی معاصر درک کنيم ، اما نمی توانم بفهمم چطوری وزارت اطلاعات می تواند با يک ناصبی ، که فاطمه زهرا سلام الله عليها را با آلوده ترين زنهای هرزه ء مستهجن العياذ بالله مقايسه کرده ، قرآن را به تمسخر می گيرد ، همجنسبازی را خودش وزنش هردو قبح زدايی می کنند و همجنس بازها را آدمهای بدی نمی دانند و بارها از ماجراهای ميگساری و مشروبخواری اش تعريف می کند و عليه امام و رهبری و تمام نظام موضعگيری می کند و... کنار بيايد؟

البته ، و صد البته ، وقتی دو تا چيز يادم می آيد ، کمی برايم اين موضع قابل هضم تر می شود. اينکه درخشان آدم بی.بی.سی بوده و هست و از آنطرف بی.بی.سی هم ، وزارت اطلاعات دولت جناب خاتمی را شفاف ترين سيستم اطلاعاتی جهان می داند !

ول کن ! تروخدا ببين اطلاعاتی های ممکت ما کی ها شده اند ! بيچاره لفظ سرباز گمنام ! من که قبلا حالم از اين وزارت اطلاعات اين تيپی بد می شد وای بحال حالا !


 
پس لرزه های تسونامی احمدی نژاد
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

کامنت های جالب و محل تاملی دارد اين روزها برای بچه بسيجی ها می رود. قشنگ ترين آنها که شايسته ء جايزه ء سنگ پای پنج ستاره بوده و از سوی من به آن اعطا می شود اين بود. خدايی ببينيد چی می گويد . عينا از روی آخرين افاضات آقای رامسفلد کپی شده است :

۷۰ درصد مردم انتخابات رو تحريم کردندو پروژه تحريم کاملا موفق بود. وقتی عده زيادی در نهادهای اجرايی انتخابات بجرم تقلب دستگير می شوند و آمارهای اعلام شده از شورای نگهبان و وزارت کشور با اختلافات و تغییرات ناگهانی و چند میلیونی در ظرف چند دقیقه مواجه می شود و حوزه های رای گيری در مقايسه با انتخابات سال ۸۰ بسیار خلوت تر می نمايد، چيزی جز تقلب محض و رای سازی های ميليونی بجای نمی گذارد. تمام انتخابات تقلب و رای سازی بود و اين حقيقتی است که امروز در اتوبوس و تاکسی دهان به دهان می گردد .

رامسفلد هم همين حرف را می گفت !

گفت مردم ايران احمدی نژاد را نمی خواهند . اما شرودر آلمانی گفت ما بايد به خواست مردم ايران گردن بنهيم و اروپا بايد به روشنی مشخص کند که با خواست مشروع ايران در استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای موافق است.

آن چيزی است که در اتوبوس و تاکسی دهان به دهان می گردد اين است که احمدی نژاد اگر از جان خودش نگذشته باشد پيروز و موفق نمی شد و در ادامه هم نخواهد شد . تهمت ، حربه ای زنگ زده عليه بچه مسلمانها است. يادتان رفته تهمت تير خلاص زن را ؟ اين حرفها تازه اولش است.

اگر شماها می دانستيد که در اتوبوسها و تاکسيها دهان به دهان چه چيزی واقعا دارد می گردد که اينقدر در خصوص انتخابات دچار آچمز نمی شديد ! احمد شيرزاد در شرق نوشته بود دستشان زير ساطور رفته و قطع شده اما اين ضربه آنقدر شديد و ناگهانی بوده که هنوز نفهميده اند چه بلايی سرشان آمده . بالاخره مردم ايران به شما يک نکته را حالــی کردند و آن اينکه اگر بخواهيد با دماسنج غربی وضعيت ايران را درک کنيد ، فقط می توانيد وضع هوا را پيش بينی کنيد - بقول بی بی سی . - و می گويم که اگر روالتان همين باشد ، بايد منتظر شوکهای بعدی هم باشيد.

شما ضد انقلابها در عمرتان تا بحال نتيجه يک انتخابات را شده که بالاخره قبول کنيد تا اين بار ، بگوييم رد کرديد ؟ تا بحال يک انتخابات نبود که محتوايی که نپسنديد داشته باشد و بعد هم شما سنگ پای قزوين بودن - با کمال عذرخواهی از هموطنـان آن خطه - را کنار بگذاريد و نتيجه را قبول کنيد ؟ رفراندومی هم که خيلی عشقش را هم داريد از اين قاعده مستثنی نيست و شما عمراْ نتيجه ای را که دوست نداشته باشيد به رسميت بشناسيد.

می رويم سراغ کامنت بعدی که او هم همين نشان سنگ پــای پنج ستاره را از من دريافت کرد:

ابوذر کجايی؟ هرچی به حاج حسن زنگ زدم جواب نداد. شمام معلوم نيست کجايی. من ۷۸ تا شناسنامه دارم که هنوز رای نخوردن. می ترسم نرسم همه اش رو رای بدم. با من يه تماس بگير . اين پيغام رو هم زودتر پاک کن.

اين کامنت ، همان بوی گندی را می دهد که کامنت قبلی می داد . يعنی دامن زدن به شايعه تقلب در انتخابات و سند سازی برای آن... همه اسنـاد شما در مورد موضوع مد نظرتان همين مدلی است ؟ قسمت بسيار توپش اينجاست : اين پيغام رو هم زودتر پاک کن ! چيچی رو پاک کن ؟ سوتی به اين باحالی ؟ خدا پدر و مادر پرشين بلاگ را در اين يک مورد بشدت بيامرزد که کامنتی را که نوشتی خودت نمی توانی پاک کنی ! حالا حالا ها با اين پيغامت کار دارم . پاک کنم چيکار ؟ يکی نيست بگه مردم عادی برای دادن يک دونه رای حدود چهل دقيقه وقت لازم داشتند اونوقت هرنفر بخواهد حدود ۸۰ رای با ۸۰ شناسنامه بدهد چقدر وقت لازم است ؟ يک کمی هم برويم تو نخ تناقض های کامنت پنج ستارهء بالايی با اين يکی پنج ستاره ، ماجرا چاپلينی تر هم می شود !

اين ها را ول کنيد.

ببينيد اين تندر چقدر از دستگيری بمب گذارها ناراحت است - آقا راستی چی شد ؟ جدی جدی گرفته اند اينها را؟ ای ول ! :)) -

چی شد ابوذر خان؟! نگفتی چرا جلو قاچاق فروشان مواد مخدر رو نمیگیرند؟ وقتی کمتر از یک روز بمبگذاران رو شناسایی میکنند چطور نمیتونن این قاچاقفروشایی رو که علنا و جلوی روی همه مردم (مثلا میدان انقلاب و ولیعصر و پل سید خندان و ...) مواد مخدر میفروشند بگیرند؟

اولا وزارت اطلاعات دولت اصلاحات ! بايد جواب بدهد اصلا چرا اين بمب گذاريها انجام شد . دوما بايدجواب بدهد چطور به اين زودی دستگير شدند. بعد هم بايد بگويد اگر دستگير شدند چرا ضدانقلاب خبر دارد و بچه مذهبی ها نه . و بعد هم ، آقا اصلا راست می گه. پس وزارت اطلاعات دولت اصلاحات چرا جلوی مفاسدی مثل فساد و فحشاء و باند بازی و رانت خواری و مفساد اقتصادی و اعتياد را نمی گيرد. يک حرفی زد اين تندر باز پاچه ء وزارت اطلاعاتی به تيغ گير کرد که بی.بی.سی او را شفاف ترين سيستم امنيتی ناميده است ! بدبخت وزارت اطلاعات ما که مرود تاييد بی.بی.سی قرار بگيرد ! ديدی تندر خان ؟ حرف می زنی برای خودتان دوباره مسئوليت می سازی ؟ راستی تندرخان . از اعضاء آن شبکه محترم چاپ شبنامه به نام دکتر احمدی نژآد که در اصفهان دستگير شدند چه خبر ؟ شما که اخبار پشت پرده ات خوب است. اين را هم بريز بيرون خب. :))

و اما با بچه حزب اللهی ها.

مواظب گوهر گرانبهای انتخابات باشيد. طعم شيرين شصت ميليون رای در کام مردم نبايد تلخ شود. اين امر رهبر معظم انقلاب و مقتدايمان است. ضمنا : هرکس را هم که ديديد به اصل انتخابات حمله می کند به هيچ وجه ازش نگذريد. بسيار مودبانه ،‌با  آرامش ، با دريايی از استدلال غرقش کنيد تا مردم خودشان بانگاههايشان او را محاکمه کنند . من خودم هربار يکی از اينها گيرم می آيد و براحتی جواب می گيرد نگاهها و احساس مردم در خصوص او را به خوبی متوجه می شوم . مردم فوری ياد موقع انتخابات و نوع تبليغات عليه احمدی نژاد می افتند.

همين . استدلال کنيد و با آرامش جواب بدهيد. مردم بقيه اش را استادند. :))
(اگر راننده تاکسی طرف را قيمه قرمه نکند خوب است. :) )

ضد انقلاب هم مثل آقای احمد شیــرزاد منتظر پس لرزها هی تسونامی احمدی نژاد در دستگاههای نفتی ،‌ اقتصادی ، فرهنگی و سياسی و حملهء موج اعتدال برای حذف برنامه زيری های غير علمی و عناصر رانتخوار و مفسد باشد . بيادتان باشد پس لرزه ء پس از زلزله بسيار مخرب تر از خود زلزله است.


 
 
 
تبلیغ ویـژه