الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

قاتل فراری ، قهرمان آزادیخواهی؟!
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،ضد انقلاب ایرانی ،اسرائیل ،تاریخ انقلاب

بسم الله

بازخوانی پرونده مهاباد 

(حتما پی نوشت ها را هم بخوانید !)

 

اواخر تیرماه امسال، مهاباد شاهد آشوب طلبی عده ای به بهانه کشته شدن فرد شروری بود که به اتهام تجاوز، قتل، دهها فقره شرارت و اقدام بر علیه شهروندان، تحت تعقیب قرار داشت. آتش بیاران معرکه نیز رسانه‌ها‌ی ضد انقلاب بودند که با دستکاری و مونتاژ عکس‌ها‌یی موهوم برخی را اغفال کردند.   

«وقایع مهاباد همه را ناراحت کرده است... آیا شکستن شیشه، آتش زدن ماشین و خراب کردن اموال مردم کار درستی است؟... اگر نیروی انتظامی خویشتنداری نمی‏کرد خیلی اتفاقات احتمال داشت بیافتد... اینکه نیروی انتظامی فردی شرور را به هلاکت رساند، باید زندگی مردم مختل شود..!؟»

این بخشی از سخنان مولوی عادل سهرابی امام جمعه اهل تسنن شهرستان مهاباد است که در خطبه‌ها‌ی نماز جمعه 24 تیرماه این شهرستان ایراد شده است.

کمال اسفرم 24 ساله که تا پنجم ابتدایی درس خوانده، در تاریخ 17/5/82 به همراه یکی از دوستانش به اتهام تجاوز و قتل یک پسربچه 15 ساله در سقز دستگیر و پس ازمدتی با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است. او بعد از ارتکاب این عمل شنیع، کودک را خفه کرده و جسد او را سوزانده بود.

همانطور که از سخنان مولوی عادل بر می‌آید، اگر چه این ناآرامی‌ها‌ که در پی تحرکات، تبلیغات موهوم و موج سواری‌ها‌ی عوامل ضد انقلاب و به بهانه به هلاکت رسیدن یکی از اشرار بد سابقه مهاباد آغاز شده بود با خویشتنداری و اقدامات موثر نیروی انتظامی و دیگر دستگاه‌ها‌ی اجرایی کنترل گردیده است، اما بررسی و بازخوانی این وقایع از وجود دست‌ها‌ی پنهان و پیدایی در شکل گیری و ادامه این اعتشاشات حکایت می‌کند.

 

         نقش این دست‌ها‌ در تحریک احساسات وعواطف عمومی تا بدانجا پیش می‌رود که باتهیه تصاویری مونتاژی  ودستکاری شده از جنازه کالبد شکافی شده کمال اسفرم معروف به شوانه و القاء این دروغ که وی در زیر شکنجه ماموران کشته شده است، موفق می‌شوند عده اندکی از اهالی شهرستان مهاباد را به اعتراض به این امر موهوم وادار کنند.

 

البته دراین میان همزمانی این حادثه با سالمرگ قاسملو سرکرده معدوم حزب کومله و موج سواری رسانه ای  ضد انقلاب و تحرکات عوامل گروهکهای معاند باعث گسترش ناآرامی‌ها‌ می‌شود، اما این درحالی است که اهالی مهاباد و حتی اعضای خانواده شوانهازمدت‌ها‌ قبل نسبت به شرارت‌ها‌ی وی اظهار نگرانی و نارضایتی کرده و خواستار برخورد با او شده بودند. بطوری که حتی پس از به هلاکت رسیدن وی اهالی مهاباد در طوماری از این اقدام تشکر و حمایت کردند.        

         درطومار مردم مهاباد آمده است:«ما اهالی اصیل مهاباد که مدت‌ها‌ بود امنیت و آسایشی خود و خانواده یمان را به لحاظ شرارت‌ها‌ی شرور معروف، شوانه از دست داده و جانمان به لب رسیده بود بطوری که در فکر نقل و انتقال از مهاباد بودیم از عملکرد دولت و مسئولین در به هلاکت رساندن شرور مزبور تقدیر و تشکر نموده و رضایت کامل خود را از این موضوع اعلام می‌داریم

 

مولوی عادل سهرابی : وقایع مهاباد همه را ناراحت کرده است... آیا شکستن شیشه، آتش زدن ماشین و خراب کردن اموال مردم کار درستی است؟... اگر نیروی انتظامی خویشتنداری نمی‏کرد خیلی اتفاقات احتمال داشت بیافتد... اینکه نیروی انتظامی فردی شرور را به هلاکت رساند، باید زندگی مردم مختل شود..!؟»

شوانه، قهرمان یا قاتل متجاوز  و شرور؟!

         بررسی سوابق متعدد شرور مهاباد نشان می‌دهد که وی  از تاریخ  4/10/81 به علت فرار از خدمت سربازی تحت تعقیب قرار گرفته است. شوانه که دارای سوابق متعددی در کلانتری‌ها‌ و اداره آگاهی  مهاباد بوده به علت ارتکاب  جرائمی چون ایجاد رعب و وحشت برای شهروندان مهابادی و نزاع و تهدید به قتل، تحت تعقیب مقامات قضایی استان قرار داشت ، به طوری که حکم جلب وی طی چندین مرحله از طریق مقامات قضایی و بازپرسی شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب و همچنین دادسرای نظامی مهاباد صادر شده بود. 

         این درحالی است که با انتشار تصاویر مونتاژ شده و موهوم از جنازه کالبد شکافی شده شرورمهاباد توسط محافل ضد انقلاب وداغ شدن بازار شایعه و فریب دررسانه‌ها‌ی خارجی دشمنان مردم، در تبلیغات دروغین خود باکمال وقاحت از این جانی متجاوز را که در پرونده ننگین خود سابقه تجاوز و قتل یک پسر بچه را دارد به عنوان شهید؟! یادکردند.

 

         جالب است بدانیم، کمال اسفرم 24 ساله که تا پنجم ابتدایی درس خوانده، در تاریخ 17/5/82 به همراه یکی از دوستانش به اتهام تجاوز و قتل یک پسربچه 15 ساله در سقز دستگیر و پس ازمدتی با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است. او بعد از ارتکاب این عمل شنیع، کودک را خفه کرده و جسد او را سوزانده بود. وی پس از آزادی موقت از زندان با  تهدید و ارعاب خانواده کودک مقتول، آنهارا به عدم پیگیری پرونده وادار می‌کند. 

 

         به گفته رییس دادگستری استان آذربایجان غربی، کمال اسفرم درپی این ماجرا در پاییز سال 82 از کشور خارج شده و به گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب در عراق پناهنده می‌شود، اما وقتی سران گروهکی متوجه می‌شوند که شوانه از نظر سیاسی قابل بهره ‌برداری نیست، او را ازمیان خود طرد می‌کنند. شوانه نیز  پس از مدتی به علت درگیری و ناسازگاری با رده‌ها‌ی گروهکی خود به ایران بازگشته و به عنوان سرپل گروههای شرارت و قاچاق به فعالیت علیه شهروندان جمهوری اسلامی مشغول می‌شود.درواقع ضد انقلاب از جسد  این مهره سوخته و بد سابقه  بیشتر از خودش بهره برده اند. 

         این شرور که بنا به اظهارات مسوولان دارای سوابق و پرونده‌ها‌ی متعدد کیفری و امنیتی در سپاه، بسیج، نیروی انتظامی و دادسرای مهاباد بوده طی یکی از شرارتهای خود در جریان انتخابات ریاست جمهوری به همراه تعدادی از همدستان خود با قمه و شمشیر و کلت کمری به یکی از حوزه‌ها‌ی اخذ رای درمنطقه پشت تب مهاباد حمله ور شده و با ایجاد رعب و وحشت و حمله به مردم سعی کرده بود از حضور شهروندان در انتخابات جلوگیری کند. 

 

         درنهایت، شرارتها و رفتارهای غیر قانونی شوانه شرایط را به جایی می‌رساند که حتی پدر او درجلسه ای با مسوولان انتظامی اظهار می‌دارد: کار وی به جایی رسیده که حتی تهدید کرده سر مرا می‌برد، قانون هر تصمیمی بگیرد بنده راضی هستم و شرارتهای وی را قبول دارم و تمامی آبرویم در جامعه رفته است. (این اظهارات وی در صورتجلسه ایی به تاریخ 25/3/84 در بازرسی نیروی انتظامی مهاباد موجود است)

 

شوانه چگونه به هلاکت رسید؟

 

با ادامه موج شرارت‌ها‌ و خشونت‌ها‌ی شرور مهاباد و دستور قضایی ویژه برای دستگیری وی، ماموران انتظامی شهرستان مهاباد با پیگیری‌ها‌ی مستمر در تاریخ هیجدهم تیرماه موفق می‌شوند محل تجمع شوانه و چند نفر از همدستانش را که در منطقه ای واقع در جاده حمزه آباد، مشغول تفریح ومیگساری بوده اند، شناسایی کنند.

 

به این ترتیب در ساعت 19 و 30 دقیقه همان روز اکیپی از افسران مدیریت اطلاعات، آگاهی و یگان امداد فرماندهی انتظامی مهاباد، محل مورد نظر را محاصره می‌نمایند.شوانه و همدستانش به محض مشاهده ماموران سوار بر خودرو شده و به سمت منطقه حمزه آباد فرار می‌کنند.با توجه به این که جاده حمزه آباد از قبل توسط ماموران مسدود شده بود، ما شین اشرار از جاده اصلی خارج شده وارد جاده خاکی می‌شود. 

         باادامه تعقیب ماموران و افتادن خودروی اشرار در چاله، شوانه و همدستانش از خودرو پیاده و به شکل پراکنده به طرف تپه‌ها‌ی اطراف متواری می‌شوند.ماموران نیز به تعقیب افراد مذکور ادامه داده و پس از اخطارهای متعدد اقدام به شلیک هوایی می‌کنند و چون شوانه به اخطارهای داده شده توجه نمی‏کند، ماموران اولین گلوله را به پای او شلیک می‌کنند، وی در همین حال متوقف شده و سپس با قمه به اولین مامور تعقیب کننده حمله ور می‌گردد. در این حین تیر دوم جهت متوقف نمودن وی شلیک می‌شود و به خاطر سراشیبی محل، گلوله به سینه وی اصابت می‌کند . دراین حال ماموران وی را برای رساندن به مرکز درمانی، سوار خودرونموده و حرکت می‌کنند که او قبل از رسیدن به مرکز درمانی فوت می‌کند.


در پی این حادثه، آقای ظاهری، قاضی کشیک دادسرای مهاباد در بهداری نیروی انتظامی مهاباد حاضر شده و پس از بازدید جسد طی نامه ای برای مشخص شدن علت نامه مرگ درخواست اعزام جسد به مرکز پزشک قانونی استان برای کالبد شکافی را می‌کند. 

آغاز بلوا !

در این میان تجمع تحریک آمیز و جوسازی‌ها‌ی عده ای ازافراد فرصت طلب در مقابل بهداری انتظامی مهاباد که به تحریک همدستان شوانهانجام  شد،انتقال جسد به ارومیه را با چندین ساعت تاخیر روبرو کرد.

البته لازم به ذکر است، معمولا شش ساعت پس از فوت آثار نعشی در جناز ه نمایان می‌شود که  این تاخیردر افساد سریع جسد و بروز کبودی‌ها‌ و تورم‌ها‌یی که رسانه‌ها‌ی ضد انقلاب در دروغ پردازی‌ها‌ی خود آن را ناشی از شکنجه دانسته بودند تاثیر به سزایی داشته است. اما این ادعاها درحالی مطرح می‌شودکه در گزارش کالبد شکافی پزشکی قانونی استان آذربایجان غربی که دربیمارستان امام خمینی شهرستان ارومیه و توسط کارشناسان  انجام شده چنین آمده است: «... در معاینه ظاهری سر و صورت آثار ضرب و جرح و شکستگی جمجمه مشهود نیست،... در معاینه قفسه سینه محل ورود گلوله با حاشیه سوخته در ناحیه قدامی تحتانی نیم سینه چپ که محل خروج وجود ندارد.... در ناحیه قدامی سینه آثار خالکوبی در سینه مشهود است... پوست قفسه سینه و شکم برش داده شد. خونریزی وسیع در نیم سینه چپ همراه با آسیب احشایی وجود دارد... در معاینه شکم آثار ضرب و جرح مشهود نیست... در ناحیه پشت تنه آثار ضرب و جرح مشهود نیست....در معاینه اندام تحتانی، در ناحیه پشت ران پای راست محل ورودی گلوله با حاشیه سوخته وجود دارد... آثار شکستگی در رفتگی دراندام تحتانی مشهودنیست...».

 

 در خاتمه این گزارش، آمده است: «با توجه به معاینه جسد علت تامه فوت در زمینه اصابت گلوله به ناحیه قفسه سینه و خونریزی داخلی تعیین و جواز دفن به نام وی صادر گردید 

         البته در همین زمینه، دکتر فیروز محمدی سرپرست پزشکی قانونی آذربایجان غربی هم طی گفتگویی با خبرگزاری ایسنا دراین باره گفته است: در جسد شوانهفقط آثار دو گلوله وجود داشت که طبق معاینه‌ی جسد یک گلوله به قدام سینه‌ی چپ او اصابت کرده که از بدن خارج نشده و هم‌چنین گلوله‌ی دیگری به ناحیه‌ی پشت ران راست اصابت کرده بود که محل خروج آن نیز از قسمت داخلی ران راست بوده است. وی همچنین  درخصوص علت کالبد شکافی جسد یادآور گردیده: "برای تمامی افراد گلوله خورده، طبق دستور قضایی لازم است که گلوله جهت تحقیقات قضایی و تعیین نوع اسلحه از بدن فرد مصدوم خارج و تحویل مقام قضایی گردد و به همین منظور فرد مذکور نیز مورد کالبدگشایی طبق اصول پزشکی قانونی گرفته و محل برش به صورت مطلوب دوخته شده است. " 

         دکتر فیروز محمدی درخصوص وجود  آثاری ازجوشخوردگی بر برروی جسد شرور مهاباد می‌گوید: دربررسی‌های جسد، جوش‌گاه‌هایی ناشی از خودزنی در بدن او مشاهده شد که نشانگر تیپ شخصیتی فرد مذکور است. به هر حال پس ازانجام کالبد شکافی و صدور نظریه پزشکی قانونی جسد در ساعت 23 روز 19 تیرماه یعنی پس از گذشت چیزی حدود 27 ساعت از مرگ شوانه به اولیاء دم تحویل می‌شود.خانواده وی نیز تعهد می‌کنند که ازبروز هرگونه بی نظمی درجریان انجام مراسم کفن و دفن جلوگیری کنند. 

         ازسوی دیگر عناصر فرصت طلب و همدستان شوانه که از روز قبل از آن و در پی دستگیری وی  سعی در ایجاد اغتشاش بر هم زدن آرامش مهاباد داشته اند، با تهیه و پخش تصاویری موهوم وساختگی از جسد این فرد شرور و طرح شایعاتی مبنی بر شکنجه شوانه توسط پلیس، آتش تهیه ناآرامیها را فراهم می‌کنند. 

         از سوی دیگر نیز عناصرمطرود گروهکی به موازات جریان سازی رسانه‌ها‌ی ضد انقلاب به بر هم زدن آرامش شهر و گسترش ناآرامی اقدام می‌کنند. 

         در این میان فرماندهی انتظامی مهاباد در اولین گام، تحریکات عناصر آشوب طلب را که قصد ایجاد اغتشاش و درگیری در جریان کفن و دفن شوانه را  داشته اند، خنثی می‌کند. اما در ادامه معدود عناصر ضد انقلاب وآشوب طلبان فریب خورده، با به راه انداختن تجمعات 50 تا 100 نفره زمینه‌ها‌ی نا آرامی درمهاباد را فراهم می‌کنند.

 

         یکی از موضوعات قابل توجه در این ناآرامی‌ها‌  تدبیربه جای  نیروی انتظامی مهاباد درتاکید به عدم استفاده از سلاح گرم در مقابله با آشوب طلبان بود و حتی یک نفر از پرسنل نیروی انتظامی نیز با گلوله عناصر ضد انقلاب به شهادت رسید و 55 نفر دیگر از ماموران هم مجروح شدند.درمقابل، اقدامات عناصر ضد انقلاب در این ماجرا به جایی رسید که  حتی به شهروندان عادی نیز رحم نکرده و دو نفر از اهالی مهاباد را هدف گلوله قرار دادند.

 

          امانکته جالب توجه  دیگر آن است که بر خلاف ادعاهای دشمنان مردم، تحلیل آمارها و گزارش‌ها‌ی وقایع اخیر مهاباد بیانگر این است که تعداد عوامل فریب خورده و آشوب طلبی که دربزرگترین ناآرامی سالهای اخیر!!!!  [ البته به ادعای رسانه‌ها‌ی ضد انقلاب ] حضور داشته اند از 400 نفرهم تجاوز نمی‏کند و به عبارت دیگر چند صد نفرآدم‌ها‌ی فریب خورده و ساده اندیش به خاطر یک شرور متجاوز که خانواده اش نیز از دست اوعاصی شده بودند، آرامش چند ده هزار شهروند مهابادی را بر هم زده اند. 

 

و اما پی نوشت ها : 

 

قسمت اصلی این پی نوشت ، از متن همین پست است. یک جور خلاصه گیری : 

۱- امام حمعه محترم محترم مهاباد ، جناب عادل سهرابی ، امام جماعت اهل تسنن هستند . اما این موضوع مانع از آن نیست که خدای ناکرده حقیقت را وارونه جلوه دهند .  متن سخنان ایشان را مجدد می آورم : 

«وقایع مهاباد همه را ناراحت کرده است... آیا شکستن شیشه، آتش زدن ماشین و خراب کردن اموال مردم کار درستی است؟... اگر نیروی انتظامی خویشتنداری نمی‏کرد خیلی اتفاقات احتمال داشت بیافتد... اینکه نیروی انتظامی فردی شرور را به هلاکت رساند، باید زندگی مردم مختل شود..!؟»۲۴/۴/۱۳۸۴ در خطبه های نماز جمعه  

۲- وضعیت قضایی پرونده شرور معدوم ، کمال اسفرم :

کمال اسفرم 24 ساله که تا پنجم ابتدایی درس خوانده، در تاریخ 17/5/82 به همراه یکی از دوستانش به اتهام تجاوز و قتل یک پسربچه 15 ساله در سقز دستگیر و پس ازمدتی با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است. او بعد از ارتکاب این عمل شنیع، کودک را خفه کرده و جسد او را سوزانده بود. وی پس از آزادی موقت از زندان با  تهدید و ارعاب خانواده کودک مقتول، آنهارا به عدم پیگیری پرونده وادار می‌کند. 

۳- اظهارات پدر شرور معدوم ، کمال اسفرم :

کار وی به جایی رسیده که حتی تهدید کرده سر مرا می‌برد، قانون هر تصمیمی بگیرد بنده راضی هستم و شرارتهای وی را قبول دارم و تمامی آبرویم در جامعه رفته است. (این اظهارات وی در صورتجلسه ایی به تاریخ 25/3/84 در بازرسی نیروی انتظامی مهاباد موجود است)

۴- نگاه مردم مهاباد به شرور کمال اسفرم و از بین رفتن او :

اهالی مهاباد و حتی اعضای خانواده شوانه ازمدت‌ها‌ قبل نسبت به شرارت‌ها‌ی وی اظهار نگرانی و نارضایتی کرده و خواستار برخورد با او شده بودند. بطوری که حتی پس از به هلاکت رسیدن وی اهالی مهاباد در طوماری از این اقدام تشکر و حمایت کردند. 


 
از فرق سر تا نوک پا: خيلی بی سرو صدا
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله.

نمی دانم مطلع شديد يا نه ، که همچی خيلی بی سر و صدا ، جناب رجب خان ، همان يک کلومه فارسی هم که توی قسمت پيغام پس ار ارسال کامنت گذاشته بود که به مخاطب می گفت سيستم کامنتينگ وبلاگش نظارت استصوابی دارد ، پراند !

احتمالا فورا يادش آمده که من راست می گويم ، مخاطب وبلاگش عمدتا از سمت دوستان و آشنايان از ما بهترون است و زشت است کلمه ای بنويسد که به خط فارسی چشم و چار ايشان را بزند کور کند - ببخشيد ! - آزار دهد . پس مشکل را فورا حل فرموده است.

ضمنا من در وبلاگ ايشان به ذخائر ذيقيمتی !! :)) از عکس که می تواند ما را با نمايندگان مجلس ششم و اينکه در اين چند سال ، به چه امر مهمی ! در حوزه قانون گذاری مشغول بوده اند آشنا نمايد دست يافتم ! و آن ، آرشيو آن جناب از عکسهای سفر ملالک فخيمه خارجه و فرنگ است. البته فکر های خيلی بد بد نکنيد. اولا : تصاوير اصولا ، منطقا و هرچی ديگر که حساب کنيد کاملا پاستوريزه است. دوما : من کار بدی نکردم . لينک اين عکسا روی صفحه اصلی وبلاگ ايشان هست. هرچند اگر دوباره از زير زمين سايتشان - مثل احضاريه فرزند ايشان به اداره اماکن ناجا - هم در آورده بوديم باز ايشان هرگز سياست را فدای حيثيت خانوادگی و گير کردن در توجيه ، نمی کردند : !!) ( اصلا چه توجيهی دارد سياست فدای امور به اين کم اهميتی شود هان ؟! ) و مثل دفعه قبلی ، کماکان با افتخار بسيار ، پورت ۸۰ سايتشان باز بماند . يعنی که يعنی من اصلا وبلاگ پاسداران را نخوانده ام !

آنوقت اگر شما از ايشان بپرسيد که خب پس کلمه فارسيه تو کامنت ها کجا رفت ، من هم از دست شما می رنجم ها ! خدايی درست است به مردم گير الکی می دهيد ؟ :)

سرويس کامنت های مربوط به عکسها پر بود از فحاشی های بی دليل به ايشان که لابه لايش دو کلمه حرف حساب هم گه گاه پيدا می شد. بدجور اين فحش ها بودار می زد. شايد قرار است صاحبان آن حرفهای حساب ، فحاش بنظر بيايند. نمی دانم . ايشان در مورد اون عکسهای فخيمه و وضعيت کامنت دانی ، يک کامنتکی هم به اين مضمون از بنده دريافت کرد:

بسم الله . جالب است. چقدر شما دموکرات هستید ! کامنت های فحش را هم که تایید می کنید ! پس بفرمائید این سیستم نظارت استصوابی - نظارت پیش از انتشار کامنت ها - چرا روی کامنت ها نصب است؟! ديگر وقتی شما اينقدر دموکراتيد که ديگر بکارتان نمی آيد :) خدای ناکرده خدای ناکرده زبانم سال نشود :) اگر این کامنت ها را دوستان و آشنایان با هماهنگی قبلی و اجازات مربوطه و بعضا شاید هدایت و ارشادات ویژه ، درج کرده باشند ! :) خب یک نکته هم عرض شود و آن اینکه شما مثل اینکه در مدت سفر بیشتر در حال انتخاب لوکیشین بوده اید تا موضوعات کاری . البته اگر کاری اساسی در مجلس ششم در راستای منافع ملی - با تعریف حقیقی ، نه شخصی شما ! - انجام شده باشد ! :) البته مطابق منافع ملی دیگران هم خیر. مطابق منافع ملی خودمان . که البته بنده معتقدم این یکی -تطابق اقدامات مجلس ششم با منافع ملی و فرامنطقه ای بیگانگان - بروشنی رخ داد و خوشحالم که کم کم صراحت در گفتار دوستان ملی مشارکتی هم دارد پیدا می شود و این چیزها رادیگر انکار نمی کنید. کماکان به نهار احتمالی برسید.:)

جالب می شود ايشان دوباره کامنت های من را عين مرغ ، از هرگونه علامت اضافی دستوری مانند علامت سئوال و شکلک پاک پاک نمايند. شايد هم کل کامنت قربانی شود. از شما چه پنهان اقا رجب خيلی پيش بينی نشده رفتار می کند. :))


 
يا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .


 
مثل کودک
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

یک کم فکر کنید و ببینید نوشتن اين جور مطلب هاي کودکانه از چه کسي  بر مي آيد؟: 

 

هنوز هم مثل پارسال فکر مي‌‌کنم که بهترين راه مبارزه با فيلترينگ فشار آوردن به سرويس‌دهنده‌هاي عمده (ICP) است. نه براي اينکه آنها مقصرند، بلکه چون زور ما به حکومت نمي‌رسد ولي مال آنها مي‌رسد. پس بهتر است آنها را وسط بازي بيندازيم که قوي‌ترند و در ضمن خواه ‌ناخواه روابط مالي و سياسي هم با حکومت دارند. بنابراين اگر تحت فشار مصرف‌کننده قرار بگيرند و سرمايه‌شان در خطر بيفتد حاضرند هرفشاري به حکومت بياورند.

 

پيشنهاد مي‌کنم که از چند روز ديگر شروع کنيم و هفته‌اي يک بار کارهاي آزردهنده‌ي قانوني (يک جور مقاومت مدني) براي از کار انداختن سرويس آنها بکنيم. مثلا در يکي از شلوغ‌ترين ساعت‌هاي کاري‌شان به مدت يک ساعت تمام خطوط تلنفشان را اشغال کنيم. يعني مثلا به خطوط روتاري مودمشان با تلفن عادي زنگ بزنيم و وقتي وصل شدن قطع کنيم و دوباره. همزمان به بخش اشتراکشان هم زنگ بزنيم و با سوال‌هاي مسخره علافشان کنيم و خطهايشان را اشغال نگه داريم.

 

خوبي اين کار اين است که تقريبا هيچ خطري براي کساني که در آن شرکت مي‌کنند ندارد و در عين حال بيشترين ضرر را به آي.اس.پي‌ها مي‌زند و اگر دسته‌جمعي و با شدت تمام آن را هر چند وقت يک‌بار انجام دهيم واقعا تاثير دارد.

 

نظرتان چيست؟ حتما بنويسيد. حتي اگر موافقيد. چون معمولا مخالف‌ها کامنت مي‌گذارند.

 

درست است که کمتر کسي اينجوري واقعا کودکانه - و بقول محمد مسيح ، تاکسي اي ! - مي نويسد، اما خب بنظر من بايد فوري آدم ياد صاحبش بيفتد . چون ديگر اين بار دوز کودکي اش خيلي بالا بود و خب اين از کسي بر مي آيد که مي خواهد همه را مثل خودشک کودک بار بياورد و همه مثل خودش کودکانه فکر کنندو عقل انسانهاي ايراني در حد خواندن بي.بي.سي و سايت فرداي دفتر آي.بي.بي دولت آمريکا ( منظورم راديو فردا نيست. اما عين همان است ) باقي بماند . اين شما و اين هم جناب عقل کل ، حسين درخشان !

 

اولا : اين آقا نمی داند I.C.P اصلا سرويس دهنده نيستند ؟! وای بحال عمده و غير عمده بودن؟! آقا جان عوضی گرفتی ۱ فرق I.C.P و I.S.P در کلان و خرد بودن نيست ! I.S.P يعنی Internet Service Provider  - همان سرويس دهنده ! - و I.C.P يعنی Internet Connection Provider . هيچ معنای ارائه سرويس می دهد ؟!

 

دوما : مگر Internet Connection Provider ها اين Connection Providing را بوسيله خط تلفن و مودم ديال آپ ارائه می دهند؟ :)) مگر شماره ای که روی کارتها نوشته - چه خدمات پس از فروش ، چه کانکشن و چه پشتيبانی و ... - اصلا شماره های اين بقول ايشان سرويس دهنده های عمده !!! :)) است؟

 

سوما : ايشان نمی داند کارتهايی که دست مردمند عمدتا ربطی به کانکش پرووايدر ها ندارد ؟! عمده کارتها مال خريدهای کانکشن است که توسط آی .اس .پی ها از آی . سی .پی ها انجام شده و خودشان می فروشند يا اينکه آنها هم به ری سلر ها می فروشند وکارتی که دست مردم است عمدتا مال آنها است. مگر اينکه بخواهند اين کار را با کارتهايی که خود آی .سی.پی ها در بخشهای خرده فروشی شان توزيع کرده اند بکنند . خب مگر چند تا آي.سی .پی ) -آنهم عمده شان ۱! :))- داريم :)) ؟! خوب است خودش هم می گويد با اين کار - البته به خيال خودش - عمده ترين ضرر به آی.سی.پی-ICP- نمی رسد بلکه به آی.اس.پی-ISP- می خورد !!! 

 

چهارما : جدی حسين هيچ چيز از ايران نفهميده والا دست از خيلی کارها برمی داشت. مگر نمی داند که مزاحمت تلفنی جرم است و نه تنها تلفن طرف را قطع می کنند بلکه مجازات و جنبه جزايی هم دارد. مزاحمت تلنفی هم معنايش فقط مثلا فوت کردن نيست. هر تماس آزاردهنده غير دلخواه گيرنده از نظر قانون مزاحمت است. بد نيست به قانون تعزيرات حکومتی يک نگاهی بياندازد ! نکند واقعا همه اين کارها را که می کند نمی داند ما به ازای قانونی اش چه می شود؟! يکی از رفقايش به او رحم کند وبرايش قانون مجازات اسلامی و قانون تعزيرات حکومتی که هردو در زمان اتفاقا هاشمي تصويب شده اند را برايش بفرستد ! بهتر است اصل کتاب را بفرستيد فکر نکند گولش زده ايد !! ۲۰۰ - ۳۰۰ تومان هم بيشتر نيست. راستی کی دارد حسين را اينجوری گول می زند ؟

 

 

حالا ببينيد کامنت چي گرفته ؟  

 نظرات ديگران : 

احسان : فكر كنم اين بلا رو بايد اول از همه سر پارس آنلاين و داتك آورد. از همه بدترند. حتي ميشه يه نهضتي راه بندازيم كه تبليغ كنيم كسي كارتشون رو نخره. مثل جريان كانادا دراي قبل از انقلاب 

( دوستان شفيق و نزديک آقاي درخشان فرق کانادا دراي رااز اينترنت نمي فهمند ! وای بحال اين چيزهايی که حسين هم نمی فهمد :)) )  

 

s0rena : اي بدک نيست ولي اين وسط يه مشکلي هست ، هودر جان اين کاري که شما فرموديد به يک عده آدم علاف نياز داره ، البته چي بگم والا حرف هودرو که نميشه زمين انداخت ;)  

( اصولا حسين درخشان دل به علافها بسته است ! ) 

 

 

FP : فکر مي کنم مشکل فيلترينگ در ايران خيلي جدي تر و پيچيده تر از آن باشد که به سادگي با چنين مخالفت هايي که بيشتر حالت فانتزي دارند حل شود . نکته ي ديگر اينکه بايد توجه شود که علاوه بر حجم وسيع ملت ِ وبلاگ خوان و وبگرد ، خيلي از اين جماعت اينترنت دار عشق چت دارند و به همان هم راضي هستند . چرا خودشان را درگير کنند ؟ با همه ي اين حرف ها ايده ي بدي نيست و ارزش امتحان کردن دارد هدر جان . 

( بعضي هاشان مي دانند که اين حرف ، فقط از روي سادگي وبچگي مي تواند معناي منطقي پيدا کند و حالت فانتزی دارد :)) ،‌ اما باز مي خواند امتحانش کنند ! :) ) 

 

 

همولايتي : خوب اين کارو هم بکنيم! ملت ما که جنبه ندارند. دنبال يه راه براي سرگرم شدن با تلفنن و شما داري بهشون ياد مي دي که وقت و بي وقت و با دليل و بي دليل زنگ به زنن به آي اس پي ها و بي خودي مزاحم بشن و در واقع اگر به قول شما مبارزه اي هم مي خواد صورت بگيره در اين صورت اثر خودش رو از دست مي ده!!!! 

( اينها انگار اصلا تهران نيستند که بدانند با مزاحم تلفني چه مي کنند :)) )

 

 

Hesam : دلم را کباب کردي با اين جمله آخرت. گر چه خودت در اين قضيه کامنت هاي مخالف بي تقصير نيستي ولي ظاهراً گريه خودت هم در آمده. 

Mike : نه آقا جان اينطور نيست که مخالفين نظر بگزارند،‌ آنقدر حرفت مزخرف است که آدم بايد مغز خر خورده باشه که موافق باشد. آخر خرابکاري هم روش مخالفت است؟؟!!؟؟ 

( بدون شرح !!!) 

 

 

علي نوري : فکر بدي نيست ! بالاخره اگه ميخوايم از شر اين فيلترينگ خلاص بشيم بايد کاري بکنيم ! ولي موضوع اينجاست که اين کار حتماً حتماً بايد با هماهنگي انجام بشه و بصورت گروهي باشه ! مسلماً يه نفري و حتي 10 نفري اگه يه اي اس پي رو اشغال کنن بازم اتفاقي براي اون شرکت نميافته ! ضمناً يادمون نره که اونها در صورت مشکوک شدن و زنگ زدنهاي زياد ميتونن شماره تلفن ما رو به راحتي گير بيارن و... ! 

( اينقدر گرفتارند که "بايد کاري بکنند " ! اما خودشان هم مي دانند که "اتفاقي نمي افتد " ! :)) )

 

 

reader : what's with you and the ISPs? It looks like you have a personal problem with them, specially the bigger ones ... Has it ever occured to you that creating any sort of interuption or problem for ISPs would mean less effective and more expensive internet services for people who live in Iran ??? not to mention that like here most businesses in Iran rely on internet for day to day operation. Filtering is bad, but your soloutions are definately worse ... or I am afraid I should say childish and not smart. ...

 گرفتين چي نوشته ؟ مي گويد حسين درخشان با آي اس ي ها – خصوصا بزرگترينشان - احتمالا مشکل شخصي دارد و پيشنهادش کودکانه و غير دقيق بوده

 

من هم برایش این را فوری نوشتم :  

کامنت من :  

بسم الله . آنموقعی که وزارت اطلاعات پرشين بلاگ را راه می انداخت فکر همه چيز را کرده بود . تو هم جزو کوچکی از همين پروژه ای. در مورد کم خطری هم ، مگر در تهران نفهميدی همه تلفنهايشID Caller مربوط به سيگنالينگ شماره 7 دارد ؟! تازه ! اين وزارت اطلاعات خجالت نمی کشد در دعوايش با قوه قضائيه از روشها و رفتار منافقين در مقابله با پليس110  تقليد می کند ؟! دقيقا همين رفتار را منافقين به اعضايشان در مقابله با 110 پيشنهاد داده بودند :))  ! چقدرهم اين راه ، گرفت ! :)) (چقدر مثل تو خود بزرگ بين بودند!) تصديق می کنی که اين رفتار مال کسی است که ديگر دستش به هيچ جايي مطلقا نمی رسد. وضعيتتان اين جوری کاملا روشن است. عمر سياست حاکم فعلی در وزارت اطلاعاتي که مرتبط با همه دنيا بود بجز مردم خودش دارد تمام می شود. تو هم کم کم آرام آرام بايد بفکر خودت باشی. توصيه ام را جدي بگير. 

(سانسور هم کردی کردی من که حرفم را زدم ! :)) )


 
مقدم مولود کعبه مبارک
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .


 
آقا گرگه !
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .  

گفت: شوراي حكام در يكي از بندهاي قطعنامه اخير خود از ايران خواسته است كه هرچه زودتر، پروتكل الحاقي را به تصويب مجلس برساند.

گفتم: ولي مجلس هفتم که رسما موضع خودش را نسبت به ان.پی.تی در صورت ادامه نقض تعهدات توسط اروپا اعلام کرده !

گفت : شايد بنده های خدا خبر ندارند مجلس ششم و نماينده هايش مدتهاست جای خودشان را به مجلس هفتم داده اند !

گفتم: شده ماجرای آقا گرگه که رفت در خونه شنگول و منگول، زنگ زد.  يكي از توي خونه پرسيد كيه؟ آقا گرگه صداشو نازك كرد و گفت؛ منم مادرتون ! چند لحظه بعد، يك شير با زير پيراهنی در را باز كرد و گفت دادش ، شنگول و منگول چند ماه پيش اسباب كشي كردند و از اينجا رفتند، آقا گرگه پا به فرار گذاشت و شير داد زد، حالا كجا؟ بودی يه چايی قند پهلو !! :))


 
ارزيابی صحيح از قدرت ملی
ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

اگر کسی حاضر نباشد ، نتواند و قدرت اين را نداشته باشد که چتر آلوده خبری استکبار جهانی را بشکند و از مرزهای پروپاگاندای خبر و رسانهء استکبار بيرون برود نمی تواند به سادگی، در اين دنيای مالامال از اطلاعات مشکوک و بيمار ، مسير جرسان اصلی اطلاعات را پيدا کند. به سادگی ، در مورد فرد پيشنهادی برای وزارت علوم ، مطلب می نويسند و لينک می دهند. محتوای مطلب چيست ؟ جان عرض کند هيچی . فقط در مورد بند بيست و پنجم و بيست و  چهارم بيگورافی آقای زاهدی چيزی نوشته اند . حالا چرا بيست و خورده ای بند ناديده گرفته شده ، اين که معلوم است. باشد. خيلی دوست دارند ؟ ماهم بسادگی ، به همان منبعی که آنها استناد می کنند استناد می کنيم . سايت خدمت .

 

وزير پيشنهادي براي وزارت علوم و تحقيقات كيست؟

 

محمد مهدی زاهدی سال 1333 در كرمان متولد شده است وي مدرك ليسانس رياضي خود را سال 1358 از دانشگاه اصفهان ، مدرك فوق ليسانس رياضي خود را سال 1365از دانشگاه تربيت مدرس و مدرك دكتراي رياضي خود را سال 1369 از دانشگاه شهيد باهنر كرمان دريافت كرد.

 

بنابراين گزارش فعاليت ها و سوابق مدیریتی و اجرایی وي عبارتند از :

 

1- رئیس آموزش و پرورش شهرستان شهر بابک از سال 1361 تا 1362

2-  عضو شورای تحصیلات تکمیلی و پژوهشی دانشکده ریاضی

 

3- معاون پژوهشی و قائم مقام دانشگاه شهید باهنر کرمان از سال 1373 تا 1376

4- عضو اولین دوره شورای اسلامی شهر کرمان از سال 1378 تا 1382

5- عضو هیات منصفه مطبوعات استان کرمان از سال 1378 تا کنون

6- عضو و رئیس دومین دوره شورای اسلامی شهر کرمان از سال 1378 تاکنون

7- عضو هیات مدیره انجمن حمایت از زندانیان استان کرمان

8- عضو هیات مدیره ستاد دیه استان کرمان

9- عضو شورای کتابخانه های عمومی استان کرمان

 

شايان ذكر است فعاليت ها و سوابق علمی (آموزشی، پژوهشی و تحقیقاتی) وي عبارتند از :

 

1- عضو آموزش و پرورش بردسیر ، کرمان از سال 1358 تا 1361

2- عضو انجمن ریاضی ایران از سال 1362 تا کنون

3- مربی دانشگاه شهید باهنر کرمان از سال 1365 تا 1369

4- استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان از سال 1369 تا 1373

5- دانشیار دانشگاه شهید باهنر کرمان از سال 1373 تا 1378

6- استاد دانشگاه شهید باهنر کرمان 1378

7- عضو انجمن بین المللی سیستم های فازی از سال 1370 تا کنون

8- عضو انجمن ریاضی کشور ژاپن از سال 1374 تا کنون

9- عضو آکادمی علوم نیویورک از سال 1376 تا کنون

10- استاد راهنمای هفت رساله دکترای ریاضی و 23 رساله کارشناسی ارشد ریاضی

11- عضو هیات تحریریه مجله سیستمهای فازی ایران

12- عضو هیات تحریریه چند مجله علمی ریاضی بین المللی

13- عضو کمیته علمی کنفرانس های متعدد داخل و خارج از کشور

14-  عضو و رئیس انجمن سیستمهای فازی ایران

15-  ارائه بیش از صد مقاله در کنفرانسهای علمی داخلی و خارجی

16- چاپ بیش از 85 مقاله در مجلات علمی بین المللی

17- سخنرانی علمی در کشورهای آلمان اتریش ارمنستان اسلواک اکراین ایتالیا چک چین ژاپن سوریه کانادا کره جنوبی مجارستان یونان ترکیه پاکستان روسیه هند و

18- داوری مقالات علمی در مجلات معتبر بین المللی و مجلات معتبر داخل کشور

19- انجام بیش از 26 طرح تحقیقاتی از جمله دو طرح ملی که دریکی از این طرحها نظریه جدیدی ارائه شده که هم اکنون دانشمندانی در کشورهای ژاپن کره و چین روی آن نظریه کار می کنند.

20- پژوهشگر نمونه دانشگاه سالهای  1374تا 1377

21- پژوهشگر نمونه استان سالهای 1375 تا 1378 

22- استاد نمونه دانشگاههای کشور سال 1375

23- انتخاب رساله دوره دکترا به عنوان رساله برگزیده دکترای ریاضی کشور در اولین جشنواره ریاضی دانشگاه تهران

24- انتخاب به عنوان مرد علمی سال 1997 تا 1998 توسط مرکز بین المللی کمبریج

25- چاپ بیوگرافی در کتاب بیوگرافی بین المللی کمبریج سال 1378

26- انتخاب و معرفی در لیست برترین ریاضی دانان جهان توسط انجمن ریاضی آمریکا در سالهای 1998 تا 2002

27- پژوهشگر نمونه دانشکده ریاضی سالهای 1380 و 1382

 

 

::يک چيز جالب ديگر :                                                       

بنده خدايی ، حتی اسم رجب علی مزروعی را بلد نيست و آن را رجبعلی مزدوری نوشته - که هرچه دقت کردم ديدم ربطی به کنار هم بودن کليدها ندارد ! - و آمده و برای من نوشته که :

نويسنده: قلی الله

دوشنبه، 24 مرداد 1384، ساعت 5:2

درود. وجدانا در پست قبلی آن کامنتی که به رجب علی مزدوری کردی (کامنت یا نظر را می دهند، نمیکنند!) خودت هم می فهمی چی نوشتی؟ مثل اراجیف هذیان گونه و مکرر بود. باز خدا پدر و مادر رجب رو بیامرزه که کلا سانسورش نکرد. یا اهورا مزدا

E-mail:  وارد نشده است

URL:  www.delavaran.com

 

خب.

ايشان اگر لا اقل خودش فهميده که در کامنت چی نوشته و جمله بندی های صحيح چگونه است لطفا دوباره کامنت بنويسد و پيشنهاد می کنم اول اسم آقای مزروعی را درست ياد بگيرد و ايشان را مزدوری ننامد . نکند دوست دارد ايشان اوشان را به چهارميخ بکشد؟ :)) البته از اهورامزدايی ها و هخا جماعت بيشتر از اين کسی انتظاری ندارد . ما هم همينطور.

قسمت قشنگ ماجرا وب ايشان است. بد نيست برويد ببنيد بدتر از آقای مزروعی اصلا روت ايندکس ندارد :)) قلی اللهی و يا اهورايی و اين بساز وبی ، چقدر به هم می آيند :))

:: برآورد قدرت :                                                              

 

البته من هنوز متوجه نشده ام فاکتورهايی که با کمک آنها می توان قدرت يک کشور را ارزيابی کرد از نظر جريانات اصلاح!طلب دقيقا چيست . چون دقيقا هر روز يک چيزی می گويند .

حوزه امنيت داخلی تا مدتی از نظر ايشان در تبليغات سياسی حائز اهميت نشان داده می شد . چتر امنيتی ج.ا.ا که کامل شد رفتند سر کميت وکيفيت نظامی استراتژيک . اين موضوع که تثبيت شد رفتند سر موضوع مقبوليت مردمی. اين هم که روشن است . ديگر معلوم نيست معيار ارزيابی و برآورد قدرت دفاع ملی از نظر آقايان چيست. حالا همه اينها به کنار ببينيد دوستمان آقا آرش چه می فرمايند:  

نويسنده: آرش

سه شنبه، 25 مرداد 1384، ساعت 0:3

اينکه ادم براورد درستی از قدرت واقعی خودش نداشته باشه خيلی خطرناکه. کسی که خودش رو خيلی قوی تر از اون چيزی که واقعاْ هست ببينه دست به هر کار احمقانه و خطرناکی ممکنه بزنه و جون و سرمايه خودش و خيليايه ديگر رو به خطر بندازه. خدا به مردممون رحم کنه. معلوم نيست چقدر سرمايه مالی و جانی اين مملکت بايد به خاطر خود بزرگ بينی يک عده به فنا بره.

خوب مسلم است که صورت اين بحث ، درست است. اما نکته اينجا است که چرا طرف مقابل برای چند هزارمين بار مطابق ارزبابی های دقيق ! دوستان اقدام نمی کند ؟ - و اصولا چرا تا بجال يکبار ارزيابی های دوستان ملی مشارکتی درست از آب در نمی آيد ! -  تا بحال برای صدمين بار ايران تهديد به حمله نظامی شده . اما تا بجال يکبار هم رخ نداده . قبل از ماجرای اصفهان ، قرار بود به ايران حمله کنند. حالا که کار دارد به نطنز می کشد و از اصفهان هم عبور کرده ايم از خودشان رفتاری نشان می دهند که حتی در بهترين لحظات مذاکره با تيم قبلی مذاکره کننده ايرانی خبری از اين رفتار نبود. تيتر ها و ليدها و متن اخبار خارجی هم که جالب است : مثلا :

هفته نامه تايم با درج مطلبي از مواضع خصمانه بوش در جريان تحولات جديد پرونده هسته اي ايران و عدم استقبال از پيشنهادات اروپايي ها نوشت: با توجه به اينكه آمريكا تعداد زيادي از نيروهاي خود را در عراق و افغانستان مشغول كرده است و هم اكنون توانايي هاي انساني و لجستيكي ارتش خود را كاهش داده است، تهران مي تواند هرچه مي خواهد واشنگتن را بازي دهد.

تايم با اشاره به اظهارات بوش مبني بر آنكه در صورت لزوم به ايران حمله نظامي خواهد كرد، نوشت: همه مي دانند كه بوش اين تهديد را فقط از روي سياستي قديمي به نام «بلوف» مطرح كرد و تهران بهتر از همه مي داند كه اين يك بازي است و مي تواند هرچه مي خواهد از آمريكا و اروپا امتياز بگيرد.

اين هفته نامه با اشاره به اينكه متأسفانه بوش تهديدهاي تو خالي خود را كنار نمي گذارد، آورده است: گرهارد شرودر صدراعظم آلمان نخستين كسي بود كه به خوبي نشان داد اين تهديدها بي فايده است و اعلام كرد از حمله نظامي بر ضد ايران حمايت نمي كند.

 

تايم نوشت: حمله نظامي به ايران كاملاً غيرعاقلانه است.  هم اكنون با افزايش قيمت نفت ايراني ها در پول شنا مي كنند. در واقع مي توان گفت: جسارت و گستاخي تهران نيز به همين دليل است كه قيمت نفت بسيار بالا رفته است.

 

جرج بوش در مصاحبه با تلويزيون رژيم نژادپرست صهيونيستي گفته بود: ايالات متحده و اسرائيل در اين هدف مشترك هستند كه اطمينان حاصل شود ايران داراي سلاح اتمي نباشد.

 

«هاوارد دين» رئيس كميته ملي حزب دموكراتيك و نامزد سابق رياست جمهوري اين حزب «جرج بوش» را شخصيتي بي اعتبار خواند كه نمي تواند اين سخنان را بيان كند. وي افزود: مشكل اين است كه بوش اكنون 130 هزار نيروي نظامي را در عراق زمين گير كرده است. وي توانايي هيچ كاري عليه ايران را ندارد و همچنين فاقد حمايت بين المللي براي انجام هر اقدامي است كه دليل آن، اشتباه بزرگ وي در دفاع از آمريكاست. بوش نبايد حرفي را بيان كند كه قدرت عمل به آن را ندارد.


 
شوخی کردی يا جدی بود
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

گفت: اروپايي ها تهديد كرده بودند كه ايران نبايد فعاليت هسته اي در يو سي اف اصفهان را از سر بگيرد.

گفتم: ولي ايران اين فعاليت را از سر گرفته و قرار است غني سازي اورانيوم را هم آغاز كند.


گفت: چه عرض كنم!؟

گفتم: تازه، خبر ندارند كه قرار است تا چند سال ديگر سوخت اتمي هم صادر كنيم.

گفت: واكنش آمريكا و اروپا چيه؟!

گفتم: هيچ غلطي نمي توانند بكنند... يكي از اراذل و اوباش كه همواره براي آدم هاي ضعيف شاخ و شانه مي كشيد، روزي طبق عادت به شخصي كه فكر نمي كرد آدم قدرتمندي باشد، بد و بيراه گفت و طرف مقابل سيلي محكمي بيخ گوش او زد، يارو، كه دستپاچه شده بود و در ضمن نمي خواست خودش را از تك و تا بيندازد به طرف گفت شوخي كردي يا جدي بود؟ و آن شخص پاسخ داد جدي بود، يارو سرش را پايين انداخت و گفت خب، خيالم راحت شد، چون من با كسي شوخي ندارم!


 
حق دانستن ، از نظر رجب آقا
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

بسم الله .

 

دیگر مگر اینکه اینجوری گیر بدهیم !

 

کامنت من از سانسور در آمد. مبارکه. :)) حالا می بینید یک وبلاگ حزب اللهی چه قدرتی دارد؟ البته آقا رجب احتمالا خواهند فرمود که طبق روال عادی !! پس از انجام نظارت استصوابی نظر مندرج شده ! البته همانطور که می بینید کامنت من سانسور شده و از آن قسمت افشاگرانه اش حذف شده . متن کامنت را با آنچه که من درج کردم مقایسه کنید و ببینید که کامنت دوم را کاملا رجب خان حذف کرده .صد رحمت به نظارت استصوابی شورای نگهبان ! :

 

" بسم الله . جناب آقای مزروعی. نوشته اخیر شما در مورد صدا و سیما برای من نکاتی قابل تامل داشت که ضرورت میدیدم کامنت کنم . اما از آنجا که شما با نظارت استصوابی مخالفید و معتقید که مردم هرزمان و هرجا می توانند نظراتشان را در مورد هرچیز بیان کنند دیدم که راهی برای کامنت گذاری برای شما نسبت به موضوع فوق الذکر وود ندارد و لهذا مجبور به درج کامنت در صفحه ء فوقانی هستم . در چند کلمه ء کوتاه عرض شود مکتوب دیجیتال شما قطعا از سوی کسانی حداقلی از تایید را برخواهد انگیخت که هرروزه ، خود را در چنبره ء روزنامه ، فخبمه ء شرق یا اسلاف آن دیده باشند و بنا بر توصیه ء شما و با عینک شما جهان بینی خود را شکل داده باشند . همچنین است که اگر همین افراد نیز عین متن گفتگو و صدای شما را نیز نشنیده باشند و به موارد بالا نیز متوهم . در این صورت است که شما می توانید آرزوی حداقلها را در همراهی از این صفحه داشته باشید. بحث زیاد و حتما فرصت شما ::برای امثال من :: کما فی السابق محدود . به نهار احتمالی خود برسید چون ممکن است بعدا معلوم شود من هم موقع نهار ، مزاحم شما بوده ام !

 

جالب اينجا است ايشان حتی به غلط های تايپی نظر من دست نزده اما تمام علامت های موردکاربرد در خط فارسی را حذف مرموده اند .از جمله علامت های تعجب و سئوال را !! :))

 

 و اما مابقی قسمت های سانسور شدهء نظر من توسط رجب آقا  :

 

" ... این سند مخالفت شما با نظارت استصوابی که به زبان مادری تان و برای خوانندگان اصلی و کامنت گذاران همیشگی وبلاگتان - احتمالا ! - درج شده است را هم یادم باشد در وبلاگم درج کنم. شاید برای اطلاع دوستان شما مفید باشد : 

 

 Your comment has been received. To protect against malicious comments, I have enabled a feature that allows your comments to be held for approval the first time you post a comment. I'll approve your comment when convenient; there is no need to re-post your comment.  "

 

 می گم رجب آقا ! اينکاره ای ها ! نه ؟! :))


 
ضمنا !
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

ضمنا جهت استحضارررر ،

 

کامنت بنده در صفحه ء جناب رجبعلی خان مزروعی تا لحظه ء مخابره ء اين خبر :)) سانسور شده باقی مانده است. يحتمل جيک ثانيه ديگر از سانسور در آيد ( شايد هم نيايد :)) بچه دلت مثل اينکه فحاشی شنيدن و رکيک نوش جان کردن می خواهد نه !؟ ) . اما بهرحال ما (!) تصميم بر آن گرفتيم تا برای ايجاد شفافيت خبرنگاری وروزنامه پراکنی (!) يک چيزکی که حق مان دانستن بود اما ازمان مخفی کرده بودند وشايد قبلا به خوردمان داده بوده اند يا بعدا می خواستند بدهند به سمع ونظر دوستان و دشمنان (:)) ) برسانيم ! باشد که توفيقات جناب حاج رجب در سانسوريزم مخفی زياد همچه بالا نرود که برهمگان واضح و مبرهن است که ما هميشه مخالف سانسور وموافق نظارتيم ! ( اوهوی جيغ ويغ نکنين سايتمونو هک کرد ها ! پورت ۸۰ سايتتون باز بازه ! ناراحتی بپر از تو سی پانل چفت و بس بزن . شما که يک کامنت مردومو چش ندارين ببينين جخ يهو زيروبم سايتتون بيفته دس مردم :)) )

 

میگم امون از ما کیهون خونا ! چه کارایی بلتیم هــــا :)) نچ نچ نچ !

از من گفتن ! يه موقه کيهان نخونين ! را رفتن رو اعصاب معصاب ضد انقلاب جماعت می شه کار تخصصی تون :)) خدا رو خوش نمی آد (!) :))


 
مخالف سرسخت نظارت استصوابي، مجری پروپاقرص نظارت استصوابی !
ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

          در صفحه ء استشهادی جنبشی ، کار گرافيکی جالبی را ديدم که در صفحه ء حنيف مزروی درج شده بود. به آنجا رفتم وبا صفحه ء پدرش - علی مزروعی ، نماينده اسبق مردم اصفهان در مجلس ششم - آشنا شدم . جاب است بدانيد که ايشان هم مانند بسياری ديگر ، به آنچه که خود بد می داند ، مبتلا است و مرگ را به اصطلاح ايرانی، برای همسايه می پسندد :) اول اين که صداو سيما و اخبار ۸:۳۰ را بدقت مرور می کند و دوم اينکه بشدت مجری عملياتی نظارت استصوابی است ! .

 

          چند روز پيش اگر يادتان باشد اخباری از 8:30 پخش شد که هئيتی بنمايندگی؟! از سوی مطبوعات ايرانی در سفری بی سر و صدا ، با عبور از مرز ج.ا.ا به کشور عراق رفته و در مناطق فدرال عراق ، با عناصری از احزاب کرد ديدار کرده و مذاکراتی داشته است.

 

          علت اين سفر و محتوای مذاکرات از سوی مجريان آن ، هيچگاه منتشر نشد اما امروز می بينم که آقای مزورعی ، اين موضوع را - که ديگر حالا براثر خبر 8:30 تشت رسوايی اش از بام به حیاط افتاده -  يک سفر کاملا كاري ناميده که كه هيچ مطلب پنهاني هم نداشت و سندش را هم اين ذکرکرده که اخبار آن نيز كم و بيش در رسانه‌ها منعكس شد .

 

حالا اينجا چند سئوال پيش می آيد:

۱- اگر انتشار اخبار مربوط به اين موضوع ، کاملا عادی وبدون اهميت بود ، چرا آقای مزروعی جواب خبرنگار صدا وسيما را نمی دهد و - نقل به مضمون - می گويد ::مگر صداو سیما  نماينده مدعی العموم است که من مجبور باشم به او جواب بدهم ؟ ::

۲- اگر رسانه ها بعنوان نماينده افکار عمومی می توانند پرسش کنند ، حتما به اين معنا نيست که بايد پرسش های بيات شده و قديمی را بيرون بکشند و نبش قبر کنند ! - مانند رسانه های مطلوب آقای مزروعی ، که البته کاش همين اقدام هم به روش صحيح و معقولش انجام شود که نام آن مرور تاريخ می شود نه تحريف ! - و جذابيت خبر 8:30 هم عمدتا به همين بکر بودن سوژه ها و پنهان بودن زوايای بسياری از اخبار منتشره توسط آن مربوط است.

۳- آيا حتما بايد هر موضوعی که صدا و سيما می خواهد در مورد آن بعنوان نماينده افکار عمومی پرسش و سئوالی را مطرح کند ، قبلا از جناب آقای مزروعی سئوال کرده و اجازه نامه کتبی بگيرد که ايشان در جواب خبرنگار صداو سيما - نقل به مضمون - می گويد :: چطور ما که رئيس انجمنيم از اينکه افکار عمومی چنين سئوالی داشته باشند خبری نداريم ؟ :: مگر الزاما همه سئوالات را ايشان توليد می کنند که بايد ايشان خبر داشته باشند ؟!

۴- اينکه چرا افکار عمومی چنين سئوالی را - البته از نظر آقای مزروعی - مطرح نکرده اند بيشتر به اين بر می گردد که خب ايشان نمايندگی افکار عمومی را فقط در انحصار خود و دوستان می بينند و بر اثر همين توهم توخالی ، اگر سئوالی خارج از حوزه فکر و انديشه ايشان و دوستان مطرح شود آنرا به رسميت نمی شناسند وای بحال اينکه آن سئوال از سوی صدا و سيما ، بدتر آنکه در مورد خود ايشان و فاجعه آميز تر آنکه بدون هماهنگی ! و اجازه قبلی ! هم ، پرسيده شده باشد !!

۵- اگر اين موضوع موضوعی کم اهميت می بود ، آقای مزروعی از پرداخته شدن به آن توسط ۸:۳۰ اينگونه برافروخته نمی شدند و ضمنا قبل از آنکه صداو سيما خبری در مرود آن بزند در ساير رسانه ها مطلبی از آن درج می شد - که اگر درج شده بود ايشان نمی فرمودند که ما که در رسانه ها و اخبارو نظرات مردم در اين مورد خبری و سئوالی و پرسش نمی بينيم - . اين افروختگی ، عمده دليل خود را در گستردگی حوزه مخاطبان 8:30 می يابد. اين گستردگی علاوه بر برافروختن آقای مزروعی ، اثر مهم ديگری هم دارد و آن ، خنک کردن مطلب ايشان در ذهن مخاطب آقای مزروعی ايت . چرا که من هم حتی صدای آقای مزروعی را شنيدم و آنچه که ايشان در وبلاگشان ننوشتند شنيدم . اگر گزينشی پخش کردن صدا و درج مطلب ، به فرض وجود و اثبات ، اشکال دارد ، چرا حتی خود ايشان هم مرتکب آن شدند ؟

۷- آقای مزروعی حتما می داند که مطبوعات خصوصا بر اساس تعريفی که خود ايشان بعنوان رئبيس انجمن ! احتمالا ! آن را قبول دارند - چون معلوم نيست ايشان دقيقا چه چيزی را قبول دارندو چه چيزی را رد می کند ! - رکنی از ارکان دموکراسی و نظارت کننده بر با قدرتها و بی قدرتها هستند و لازم نيست فقط دنبال اخباری بگردند که همه می دانند و خبرنگار بايد آنچه که را که خیلی ها از خيلی ها - خصوصا مردم - مخفی می کنند بکاود و بررسی کند. حالا چرا يک مسئله که از نظر ايشان برای افکار عمومی پرسش نبوده - که ما هم قبول داريم چون مخفی کاری لازمه انجام شده بود - ، وقتی توسط صداو  سيما به پرسش عمومی تبديل می شود اينقدر برای ايشان ناراحت کننده است بايد از خودشان پرسيد تا يکجوری اين تناقضات را به وحدت نظر تبديل کنند :)) .

۸- من نمی خواهم از اين بپرسم که چرا آقای مزروعی و دوستان وقتی عراق در اشغال يک نيروی ضد آزرادی بيان است بقول خودشان به دعوت انجمن روزنامه نگاران ! به آنجا می روند و در سرزمينی حضور می يابند که امنيت جانی در آنجا فقط به اراده شخص اشغالگر تضمين می شود و خبرنگار و فيلمبردار . عکاس پشت خبرنگار وفيلمبردار وعکاس است که آنجا نيستو نابود و کشته و اسير می شود . اما شای اين برای ديگران سئوال باشد که خب حالا چرا اينقدر پاورچين پاورچين و بی سروصدا؟! که کار به صداو سيما بکشد ؟ اگر خبرها پخش شده بود ؟ جان من 8:30 سراغ موضوع می رفت ؟ 8:30 و خبر بيات و کهنه ؟! استغفرالله :)

۹-  و هزارتا سئوال ديگر که بايد با بيخيال شدن از کنار آن عبور کرد !

۱۰ - سعی کردم تا کامنتی برای ايشان درج و بنويسم که :

" بسم الله . جناب آقای مزروعی. نوشته اخیر شما در مورد صدا و سیما برای من نکاتی قابل تامل داشت که ضرورت می دیدم کامنت کنم . اما از آنجا که شما با نظارت استصوابی مخالفید و معتقدید که مردم هرزمان و هرجا می توانند نظراتشان را در مورد هرچیز بیان کنند دیدم که راهی برای کامنت گذاری برای شما نسبت به موضوع فوق الذکر وجود ندارد !!! و لهذا مجبور به درج کامنت در صفحهء فوقانی هستم . در چند کلمه ء کوتاه عرض شود مکتوب دیجیتال شما قطعا از سوی کسانی، حداقلی از تایید را برخواهد انگیخت که هرروزه ، خود را در چنبرهء روزنامهء فخبمهء شرق یا اسلاف آن دیده باشند و بنا بر توصیهء شما و با عینک شما جهان بینی خود را شکل داده باشند همچنین است که اگر همین افراد نیز عين متن گفتگو و صدای شما را نیز نشنیده باشندو  به موارد بالا نیز متوهم  . در این صورت است که شما می توانید آرزوی حداقلها را در همراهی ، از این صفحه داشته باشید. بحث زیاد و حتما فرصت شما ::برای امثال من :: کما فی السابق محدود . به نهار احتمالی ! خود برسید چون ممکن است بعدا معلوم شود من هم موقع نهار ، مزاحم شما بوده ام ! "

 

... که ديدم ماشاء الله هزار شمس الواعظين ، ايشان هم بر نظرات مخاطبان خود نظارت قبل از چاپ و در صورت لزوم سانسور بعد از چاپ و قبل از انتشار ! همراه کرده است .

 

چشمتان روز بد نبيند . ناگهان صحنه سخنرانی داغ جناب آقای مزروعی و عصبانيت ايشان و شور و حرارت و خوی تند و اعصاب آشفته ء ايشان موقعی که جناب آقای کروبی نامهء مقام معظم رهبری در مورد قانون مطبوعات را قرائت کردند جلوی چشمم آمد که می خواستند به رهبری اشکال شرعی هم بگيرند !! آنهم بخاطر آنچه که ايشان آنرا حمايت از نظارت استصوابی و به کاربستن اختيارات حکومتی ولی فقيه می ناميدند !

 

جداْ اين خيلی خوب است که آقای مزروعی دادستان تهران نيست تا بجای آقای مرتضوی حکم دهد نه؟ ، چون ايشان که در صفحهء شخصی اش اينچنين می کند اگر جای مرتضوی بود با اينهمه هرزنامه، يحتمل کل مخالفانش را از دم تيغ کينه می گذراند !

 

شما بوديد چه می کرديد ؟

 

من که کامنت ديگری را آماده کردم با همان متن قبلی و فقط اين چند خط را به آن اضافه کردم :

" ... این سند مخالفت شما با نظارت استصوابی که به زبان مادری تان و برای خوانندگان اصلی و کامنت گذاران همیشگی وبلاگتان - احتمالا ! - درج شده است را هم یادم باشد در وبلاگم درج کنم . شاید برای اطلاع دوستان شما مفید باشد :

با تشكر از نظر شما ،

Your comment has been received. To protect against malicious comments, I have enabled a feature that allows your comments to be held for approval the first time you post a comment. I'll approve your comment when convenient; there is no need to re-post your comment. بازگشت به صفحه نظرات "

 

شعار آقای مزروعی بالای صفحه ء وبلاگش ، جلب توجه می کرد:‌

 

متولد ماه مهر ، ماه مهرورزی ام !


 
کمی برای گمراهان بی خبر.
ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

کمي براي گمراهان بي خبر.

 

اولين هنري که دشمن سعي در بخرج دادن آن در حق جوانان ايران اسلامي دارد ، قطع نمودن آنان از تعلق و سوق پيدا کردن به مطالعه ء تاريخ خصوصا تاريخ معاصر است. تاريخ ، سراسر مملو از ظلم اجنبي به ايراني بوده است وايراني هرگاه با پيام دين همراهي نموده اين ظلم را چشيده است.

 

دومين هنري که استکبار خود پرست ، در حق جوانان ما بکار مي برد ، بازنويسي تاريخ بزبان خود است و اينگونه است که استحمار و بردگي ملتها ، استعمار نام مي گيرد و تاريخ نگاران مستقل مجبور مي شوند تا اين لفظ کاملا جا افتاده را تعبيري کاملا نا متناسب با مفهوم آن کنند. يعني استعمار که لفظي بمعناي اشتغال به عمران و آباداني است به معناي تخريب و غارت منابع مادي ومعنوي ملتها بکار گرفته شود و اينگونه است که براي ايران ، ايرانيکا مي نويسند بر وزن برتانيکا و متولي نوشتن تاريخ ايران خانداني مي شوند که خود عامل استعمار ملت ايران طي نيم قرن قبل از انقلاب 57 بوسيله انگليس و آمريکا بوده اند و هربار ، هر يک از پادشاهان اين سلسه هاي ظالم و جبار ، با اجراي عملياتي کثيف و ناجوانمردانه توسط يکي از اين استعمار گران برسرکار آمده است. رضا با کودتاي سيد ضياء تباه ! طبايي ( سيد ضياء طباطبايي عامل انگليس ) و محمد رضا با کودتاي زاهدي ( ارتشبد زاهدي عامل آمريکا )  مي شود .

 

اين نتيجه ء غارت کردن ثروت ملتها و استعمار ( عمران و آبادانی ! ) ناميدن اين غارت و چپاول ، توسط غارتگران – بخوانيد استعمار!گران ديروز و آزادی! خواهان امروز– است .

 

چندروز پيش داشتم کامنت هاي حاوي فحش هاي روي شکمي و با محتواي زير شکمي را که از ضد انقلاب دريافت کرده بوديم مي خواندم و پاک مي کردم که ديدم شهيد سيد حسن آيت ، فرزند محمد رضا را با مظفر بقايي فرزند ميرزا شهاب يکجا مي نويسند. حال اينکه چگونه دچار اين بيماري انحرافي تاريخي شده اند شايد به همان سادگي باشد که دچار انحرافات اخلاقي و جنسي مي شوند اين خود حديثي مفصل دارد که شايد براي وقتي ديگر...

 

مختصري از شهيد دکتر سيد حسن آيت

شهيد دکتر سيد حسن آيت ، فرزند محمد رضا از نوادگان مرحوم اقا سيد علي مجتهد در سوم تيرماه سال1317 شمسي در نجف آباد اصفهان پا به عرصهء وجود نهاد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در نجف آباد و اصفهان ادامه داد و در سال 1337 شمسي از دانشسراي عالي تربيت معلم تهران در رشته ادبيات فارسي کارشناسي گرفت . در سالهاي 1340تا 1345 به اخذ فوق ليسانس جامعه شناسي و ليسانس حقوق نائل آمد . وي همچنين تحصيلات حوزوي نيز داشت که بنا بر قول برخي منابع تا سطح خارج فقه واصول ادامه پيدا کرده بود. شهيد دکتر آيت قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 ، به کار تدريس در دبيرستان و دانشگاه اشتغال داشت و پس از پيروزي انقلاب علاوه بر تدريس در دانشگاه ، ابتدا به نمايندگي مردم اصفهان در مجلس خبرگان و سپس به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي از طراف مردم تهران ، ري و شميرانات انتخاب شد . وي قبل از انقلاب در مبارزات مقاومت ملي شرکت داشت و پس از کودتاي 28 مردد ( کودتاي ارتشبد ازهاري ) به مبارزه خود در خط آيت الله کاشاني ادامه داد و بعدها بکمک دوستان خود يک سازمان مخفي تشکيل داد که منتهي به نفوذ در اترش و موسسات حساس دولتي گرديد . دکتر آيت که از اعضاء شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي بود سرانجام در صبح روز جهاردهم مردادماه سال 60 در اوج ترورهاي فرزندان ملت بدست منافقين خلق در حالي که از خانه اش خارج مي شد هدف ترور سازمان مجاهدبن ( منافقين ) قرار گرفت وبشهادت رسيد.

 

حال چگونه اين مرد ، توسط ناآگاهان و يا مغرضان با عناصري مانند مظفر بقايي همراه نام برده مي شود موضوعي بسيار جذاب و مهم است. بدنيست به تفاوتهاي اين دو فرد نگاهي دقيقتر بياندازيم . اين کار را مي توان با مراجعه با سوابق مظفر بقايي انجام داد.

 

مختصري از مظفر بقايي

دکتر مظفر بقايي در سال 1291 هجري شمسي در کرمان متولد شد . پدرش ميرزا شهاب از رجال عصر مشروطه بود. مظفر پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و متوسطه به دارالفنون رفت و پس از پايان رساندن دارالفنون راهي پاريس شد و در رشتهء فلسفه در دانشگاه سوربون (همان دانشگاهي که دکتر شريعتي در آن تحصيل کرده بود ) تحصيل کرد.  وي در سال 1317 به ايران بازگشت و پس از خدمت نظام و با آغاز جنگ جهاني دوم در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران به تدريس مشغول شد . وي در سال 1323 شمسي رياست اداره فرهنگ کرمان را به عهده گرفت و با تشکيل حزب دمکرات توسط قوام السلطه به وي پيوست . بقايي در دوره ء پانزدهم مجلس شوراي ملي به مجلس راه يافت و وارد صحنهء سياست گرديد. وي در صحنه مبارزات ملي شدن صنعت نفت از ياران مصدق بود و در تشکيل جبهه ملي نقش فعال داشت . پس از مدتي وي بهمراه جمعي از انشعابيون حزب توده و خليل مکي ، حزب زحمتکشان را راه اندازي مي کند . وي طي سالهاي 1324 تا 1334 از جمله بازيگران معروف بازار سياست و چهره هاي مشکوک و وابسته به دربار پهلوي بود که سعي در گسترش اختلاف در ميان رهبران نهضت ملي شدن صنعت نفت را داشت و در اين راه نهايت خيانت به نهضت را از خود بروز داد. او در سال 1328 به اتهام توسئه عليه ارتش دستگير اما در همان سال آزاد شد و در دوره ء شانزدهم مجلس ملي نيز به مجلس راه يافت  . وي طي کودتاي 28 مرداد 1332 با ارتشبد ظاهري کنار آمد . ابتدا طي يک صحنه سازي بنا بر مصاحلي دستگير و به زاهدان تبعيد شد ولي در آذر 1334 به تهران بازگشت . 

 

 وي از مدافعان دائمي سياستهاي آمريکا در ايران و از مرتبطين فعال سفارت آمريکا در تهران بود بنا بر اسناد مکشوفه از سفارت آمريکا ، وي در سال 1339 از سوي لژ فراماسونري نيز مورد حمايت بوده است. وي پس از حزب بي رونق زحمتکشان حزب بي رونق ديگري بنام زحمتکشان را تاسيس نمود و اين حزب نيز تاثير و خاصيتي در مسير انقلاب اسلامي و مبارزات ملت مسلمان ايران نداشت. پس از انقلاب اسلامي ، وي هميشه سعي داشت در صف روحانيت حاضر شده و به تشتت و اختلافات دست يازد لسکن با هوشياري مردم و روحانيون ، توطئه هاي وي ناکام مي ماند. از جمله ، وي با طرح شعار "اجراي قانون اساسي حفظ ميراث مشروطيت و حفظ ميرات مملکت است "سعي در شکستن صفوف مبارزان عليه سلطنت پهلوي را داشت که چون وي فاقد هرگونه پايگاه سياسي واجتماعي در جامعه بود اين اقدام وي اثري نبحسيد. وي در سال 1359 ، دستگير و روانه ء زندان شد و با سپردن تعهد نسبت به عدم خروج از کشور آزاد گرديد .وي در سال 56 اقدام به عزيمت به آمريکا نموده و با مراکز سياسي در آنجا به مذاکره پرداخت که پس از بازگشت به کرمان ، دستگير و زنداني شد . در بازرسي از منزل وي ، مقادر زيادي اسناد بهمراه حجم زيادي اشياء و نشريات غيرمشروع از وي بدست آمد اما بدليل کهولت سن و بيماري ، آزاد و در بيمارستان بستري گرديد . وي يک ماه پس از آزادي ، در 26 آبان سال 66 بدليل عود بيماري سفليس درگذشت.


 
از شهادت‌طلبي شيعه تا عمليات انتحاري القاعده
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

دوست بزرگوارم جناب حجت الاسلام والمسلمين حاج احمد نجمی مدير وبلاگ منبرنت مطلب زيبايی نوشته بود که در صفحه بازتاب انعکاس يافته است.

از اين مطلب خبر نداشتم تا اينکه خودشان در مرود آن در صفحه ء خوئ يادداشتی گذاشته و دنبالک آن را ارائه کردند. بدون توضيح ديگری اين مطلب را می خوانيم :

--------------------------------------------

 

در دو دهه اخير و با گسترش مبارزه مردم فلسطين و ورود آن به عرصه جديدي از مقاومت، همچنين ظهور «القاعده» و تهاجم آمريکا به عراق، موضوع جهاد از سوي افکار و رسانه‌هاي غربي مورد توجه قرار گرفته است؛ چه آن که به خاطر عدم شناخت دقيق مباني ديني مسلمانان، مسئله جهاد، ترور و حملات انتحاري در يک رديف با باري کاملا منفي گنجانده شده است. در اين مقاله تلاش شده است به شکلي مختصر، تعريف کلي از جهاد و انواع آن و مرزهاي تفکيک اين فريضه ديني با مسئله ترور و حملات انتحاري تبيين شود.


هر چند بين مباني فقهي شيعه و اهل سنت تفاوت‌هاي زيادي وجود دارد، اما در اين مقاله، تنها به ارائه ديدگاه‌هاي فقه شيعه درخصوص بحث جهاد مي پردازيم. دليل اصلي آن به وجود آمدن فرقه‌هاي مختلف و تندرو در ميان اهل سنت است که عملا اجازه بيان «نظري مطلق» از سوي علماي اهل سنت را از بين برده است. نمونه بارز آن، فرقه وهابيت است که هجوم و کشتار و جنايات وحشيانه زيادي در کارنامه خود، از جمله حمله و قتل و غارت مردم و هتک حرمت عتبات عاليات را به ثبت رسانده و در دهه اخير، حمايت از طالبان و «القاعده» را يدک مي کشد. عجبا که هيچ آهي از نهاد علماي اهل سنت بر نخواسته است!

مقدمه:
«دين اگر دين جامعي باشد، بايد فكر آن روز را كرده باشد كه اگر مورد تجاوز قرار گرفتند و يا فرضا خود مورد تجاوز قرار نگرفته، مردم‏ ديگري مورد تجاوز قرار گرفتند، چه كند؟ براي اينجا بايد قانون جنگ و جهاد مقرر بكنند. مي‌گويند، صلح خوب است، ما هم قبول داريم که صلح خوب است‏، اما تسليم و ذلت چطور؟ تسليم و ذلت هم خوب است؟!
اگر قدرتي با يك قدرت ديگر برابر بشوند و طرفدار مسالمت باشند، هر كدام از اينها که بخواهند به اصطلاح‏ امروز، همزيستي مسالمت آميزی داشته باشند؛ نه اين بخواهند به آن تجاوز كند و نه آن بخواهد، به اين تجاوز كند، بلكه بخواهند با هم در حال آشتي باشند؛ با حقوق و احترام متقابل، نامش صلح است و خوب است و بايد باشد. اما گاه يك طرف، متجاوز است و طرف ديگر، به نام اين كه جنگ‏ بد است، در برابر او تسليم می شود؛ يعني ذلت تحمل زور را متحمل شود. اين‏ اسمش صلح و دوستي نيست، اين معنايش زير بار ذلت رفتن است، تسليم شدن‏ در مقابل زور كه نامش صلح نيست. اين مثل آن است كه شما در بيابان عبور مي‌كنيد، بعد يك دزد متجاوز مسلح مي آيد به شما مي‌گويد، فوري از اتومبيل پياده‏ شو، دستها بالا، هر چه هم داري بمن بده. شما هم تسليم بشويد و‏ بگوييد، من چون طرفدار صلحم، با جنگ مطلقا مخالفم، هر چه تو مي‌گويي،‏ قبول مي‏كنم و پول‌ها و اسباب و اثاثيه ام را در اختيارت قرار مي‌دهم، اتومبيلم را مي‌دهم، هر چه كه مي‌گويي اطاعت مي كنم‏، هر چه مي خواهي بگو تا بدهم، من طرفدار صلحم. اين طرفداري صلح نيست‏؛ اين تحمل ذلت است، در اينجا انسان تا آخرين جايِي كه امكان دارد، بايد دفاع كند؛ از مالش، از حيثيتش، مگر در وقتي كه بداند، اگر در مقام دفاع‏ برآيد، هم مالش از بين ميرود و هم خونش ريخته مي‌شود و اثري هم بر اين‏ خون بار نيست؛ يعني بعد هم اين خون لوث مي‌شود».(1)

جهاد ابتدايي:
جهاد عقيدتى و ابتدايى، جز با امر و اذن امام عادل جايز نيست; يعنى مسلمانان نمى‏توانند، خودسرانه به اين كار اقدام کنند، به تعبير ديگر، تا موقعى كه از جانب امام عادل، مصلحت انديشى صورت نگيرد و فرمانى صادر نشود، هيچ كس حق جهاد عليه كفار را نخواهد داشت.
فقه شيعه در ماهيت جهاد ابتدايى، ديدگاه ويژه‏اى دارد: اغلب قريب به اتفاق فقيهان شيعه، تقسيم‏بندى جهاد به دو نوع «ابتدايى» و «دفاعى» را همانند اهل سنّت پذيرفته‏اند، اما بر خلاف اهل سنّت، «جهاد ابتدايى» و به تعبير ديگر، «جهاد اصلى» را مشروط به امر امام معصوم مبسوط اليد دانسته‏اند.
صالحى نجف‏آبادى، درباره ديدگاه عمومى فقيهان شيعه مى‏نويسد: «عجيب است كه هيچ‏يك از فقهاى شيعه در اين كه جهاد اصلى، مشروط به امر امام معصوم مبسوط اليد است، ترديد نكرده‏اند.»(2)
اين مطلب در نظر علماى شيعه به قدرى مسلّم بوده است كه فيض كاشانى در كتاب الشافى مى‏گويد: «چون در زمان غيبت، جهاد حق تعطيل است، ما از ذكر آداب و شرايط آن خوددارى كرديم» (و لمّا كان الجهاد الحق ساقطا فى زمن الغيبة طوينا ذكر آدابه و شرائطه.)(3)
جنگ بدون وجود امام عادل واجب الاطاعة، حرام است؛ همانند حرمت مردار و خون و گوشت‏خوك. (4) و از طرفى، جهاد به همراه امام عادل واجب است. (5)
آنچه از اين شرط استنباط مى‏شود، اين است كه تا امام عادل دستور ندهد و مصالح اسلام و جامعه اسلامى را در جهاد نبيند، جهاد مجاز نخواهد بود.

جهاد دفاعى:
صاحب جواهر، موضوع جهاد دفاعى را دو چيز مى‏داند: اين كه مسلمانان مورد هجوم كفار قرار گيرند و اين هجوم (اولاً) اساس اسلام را تهديد كند و يا (ثانيا) اراده استيلا بر بلاد مسلمانان داشته باشند و اين، اسارت و آوارگى و اخذ اموال مسلمانان را در پى داشته باشد. در چنين شرايطى، بر همه مسلمانان، اعم از زن و مرد، سالم و بيمار، حتى كور و ناقص‏العضو، واجب است كه به هر نحو ممكن و در هر شرايطى، اقدام كنند و نيازى به اذن امام و ديگر شروط جهاد ابتدايى ندارند.(6) اين ديدگاه عينا در همه رساله‏هاى عملى امروز مراجع شيعه منعكس شده است.

وجوب و تحريم جهاد دفاعى:
صاحب جواهر در تحليل فقهى خود در باب جهاد دفاعى، وضعيتى فرضى در نظر مى‏گيرد كه وجوب جهاد دفاعى در اين شرايط، منع مى‏شود و حتى مى‏توان گفت كه حرام است. اشاره به اين فرض فقهى، از اين حيث اهميت دارد كه ناظر به موقعيت كنونى شيعه در عراق است و به درستى، معناى مزبور رفتار سياسى علما و شيعيان عراق را در شرايط مناقشه بين رژيم بعثى و مهاجمان آمريكايى تبيين مى‏كند.
شيخ محمد حسن نجفى مى‏نويسد: «جهاد اگر از ضروريات نباشد، از قطعيات مذهب شيعه است. بلى، گاهى وجوب آن منع مى‏شود، بلكه گاهى حرمت آن گفته مى‏شود؛ اگر كفّار حكومت جائر برخی از بلاد اسلامى يا همه سرزمين‏هاى اسلامى را در اين زمان‏ها از حيث سلطه سياسى تهديد و مداخله كنند، اما مسلمانان را در اقامه شعائر اسلامى ابقا کرده، آزاد بگذارند و به وجهى از وجوه در احكام آنان [مسلمين] تعرّض نكنند، [در اين صورت[ ضرورى است كه از وجوب جهاد منع كرده يا تحريم شود؛ زيرا تغرير [زيان] به نفس و آسيب‏ رساندن به جان بدون اذن شرعى جايز نيست، بلكه ظاهرا چنين فرضى ذيل نواهى از قتال در دوره غيبت قرار دارد، زيرا در حقيقت، اعانه به دولت باطل بر ضد باطلى مثل خود آن است.
اما اگر كفّار محو اسلام و اندراس شعائر آن و عدم ذكر محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و شريعت او را هدف خود قرار دهند، در اين صورت، در وجوب جهاد اشكالى نخواهد بود، حتى اگر مستلزم همراهى با حاكمى جائر باشد، لكن بايد به قصد دفع كافران از امحاى اسلام و شريعت اسلامى باشد و نه حمايت از سلطان جور.»(7)
صاحب جواهر براى چنين جهاد دفاعى، ادعاى هر دو نوع اجماع، اعم از منقول و محصَّل كرده است. به نظر او، نصوص شيعه، اين نوع دفاع را از اقسام جهاد تلقّى كرده و از حيث اهميت و نتايج، هم‏پايه جهاد ابتدايى دانسته‏اند.

وجه امتياز جهاد در اسلام:
در ارتباط با جهاد اسلامى، بايد گفت، چون هدف اسلام، هدايت مردم و به اهتزاز درآمدن پرچم توحيد، ديانت و حقيقت است، ‏به نكاتى توجه شده است كه جهاد اسلامى را از جنگ هاى ديگر ممتاز مى‏سازد. در اين مجال به چند مورد آن اشاره مى‏شود:
الف) در نگاه اسلام حتى در هنگام پيكار با كفار، سپاه اسلام حق ندارد از كسانى كه در پيكار مشاركت ندارند، سلب امنيت كند، بلكه موظف است،‏ حقوق آنات را به رسميت ‏بشناسد؛ چنان كه حق ندارد در جنگ، رفتار غير متعارف و خشن از خود نشان دهد.
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايند: وقتى كه رسول خدا لشكرى را گسيل مى‏كردند، دستور مى‏دادند كه آنان در برابرش بنشينند و به آنان اين گونه سفارش مى‏كرد: به نام خدا و به خاطر خدا و در راه خدا و بر آيين رسول خدا حركت كنيد، به دشمن شبيخون نزنيد و آنان را مثله (قطعه قطعه) نكنيد و كيد و خدعه نزنيد و پيران و كودكان و زنان را نكشيد و جز در حال اضطرار، درختى را قطع نكنيد. (8)
با عنايت به اين سفارش رسول اکرم (ص)، حرمت برخي از حملات به شهرهاي بي دفاع به بهانه مبارزه با دشمنان کاملا روشن است.
وقتى پيامبر فرماندهى براى جنگ تعيين مى‏نمودند، او را به تقواى الهى سفارش مى‏كردند، سپس مى‏فرمودند: به نام خدا و در راه خدا كارزار كنيد، خدعه، خيانت و مثله نكنيد و فرزندى را نكشيد، كسى كه به يك بلندى پناهنده شد به قتل نرسانيد، درختان را آتش نزنيد و به آب نبنديد و درختان به بار نشسته را نبريد، مزرعه را آتش نزنيد و حيوانات را نكشيد... (9)
امير مؤمنان فرمودند: پيامبر از به كارگيرى سم در شهرهاى مشركين نهى كرده است. (10)
پيامبر خدا از كشتن زنان و فرزندان در جنگ نهى كردند، مگر اين كه در كارزار مشاركت داشته باشند. (11)
ب) در نگاه اسلام، اگر در ميدان جنگ و معركه قتال، فردى از مسلمين به فرد يا افرادى از كفار امان دهد، بر همه مسلمين واجب است كه اين امان دادن را به رسميت‏ بشناسند.
امام صادق مى‏فرمايند: اگر سپاهى از مسلمين، گروهى از مشركان را محاصره كرد و شخصى از مشركان برخاست و تقاضاى امان كرد و يكى از مسلمانان - حتى يك نفر عادى - به آنان امان داد، بر همه آنان، حتى بر بزرگشان واجب است كه اين امان را رعايت كنند. (12)
در روايتى آمده است كه حضرت على عليه السلام، وقتى يكى از بردگان اسلام، به جمعى از كفار كه در قلعه‏اى پناه گرفته بودند امان داد، امان دادن او را به رسميت ‏شناخت و تنفيذ كرد. (13)
د) بر مسلمانان واجب است پيش از جنگ، كفار و مشركان را به اسلام دعوت كنند و حقيقت را براى آنان بازگو كنند تا پيش از اتمام حجت، جنگ صورت نگيرد.
اميرمؤمنان فرمودند: رسول خدا مرا به يمن اعزام كردند و فرمودند: يا على با هيچ كس مقاتله و كارزار نكن، مگر اين كه او را به اسلام دعوت كرده باشى. به خدا سوگند اگر خداوند به وسيله تو يك نفر را هدايت كند براى تو بهتر است از آنچه خورشيد بر آن طلوع و غروب مى‏كند. (14)
اگر قومى با شما نجنگيد، شما حق نداريد با آنان بجنگيد، مگر آن‌كه آنان را به اسلام دعوت كنيد. (15)

نکته قابل توجه:
از آيات قرآن كريم و سيره پيامبر اكرم ـ صلى‌الله‌عليه‌و‌آله ـ مى‏توان چنين استفاده كرد كه اگر امام عادل تشخيص دهد كه در شرايطى، جهاد عليه كفار اثر مفيد و مثبتى ندارد، مى‏تواند از جهاد خوددارى كند، به ويژه اگر گروه كفار، تقاضاى صلح و ترك مخاصمه و همزيستى مسالمت‏آميز داشته باشند و رفتارى كه حاكى از توطئه و فتنه‏گرى عليه مسلمين باشد از خود نشان ندهند. چنان كه پيامبر اكرم ـ صلى‌الله‌عليه‌و‌آله ـ در حديبيه با مشركان قريش، معاهده عدم تعرض به يكديگر را امضا و يا پيمان همزيستى مسالمت‏آميز و عدم تعرض را با يهوديان اطراف مدينه امضا كردند و تا زمانى كه آنان پيمان‏شكنى نكردند، نبى خاتم، اقدام به شكستن پيمان نكرد.
قرآن كريم به صراحت ‏به پيامبر مى‏فرمايد: «و ان جنجوا للسلم فاجنح لها و توكل على الله... و ان يريدوا ان يخدعوك فان حسبك الله هو الذى ايدك بنصره و بالمؤمنين.‏» (16)
يعنى: اگر (كفار) به صلح گراييدند، پس تو نيز بدان بگراى و بر خدا توكل كن... و اگر مى‏خواهند، با تو نيرنگ كنند، پس همانا خدا تو را كافى است. او كسى است كه تو را به نصرت خود و به وسيله مؤمنان تاييد كرد.
علامه طباطبايى در اين زمينه مى‏فرمايد: اگر دشمن به سوى صلح و روش مسالمت‏آميز رغبت كرد، تو نيز به سوى آن متمايل شو و به خدا توكل كن و مترس از اين كه مبادا امورى پشت پرده باشد و تو را غافل گير كند و تو به خاطر نداشتن آمادگى نتوانى مقاومت كنى، چه خداى تعالى، شنوا و داناست و هيچ امرى او را غافل گير نكرده و هيچ نقشه‏اى او را عاجز نمى‏سازد، بلكه او تو را يارى کرده و كفايت مى‏كند. (17)
«لا ينهاكم عن الذين لم يقاتلوكم فىالدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم او تقسطوا اليهم ان الله لا يحب المقسطين....» (18)
يعنى: خداوند متعال، شما را از دوستى و دادگرى نسبت‏ به همه كسانى كه با شما به سبب پاى‏بنديتان به دين جنگ نكرده و شما را از وطن‌هايتان نرانده‏اند، نهى نمى‏كند كه با آنان به عدالت و انصاف رفتار كنيد، چرا كه خداوند مردم عادل و دادگستر را دوست دارد. تنها از دوستى كسانى نهى كرده است كه با شما سر جنگ دارند و سر مساله دين با شما جنگيدند و شما را از ديارتان بيرون كردند و در بيرون كردنتان پشت‏ به پشت هم دادند، خدا شما را از اين كه آنان را دوست‏ بداريد، نهى فرموده و هر كس دوستشان بدارد، ستمكار است و ستمكار حقيقى هم همين گروهند.

سيره فقها در دفاع از سرزمين‌هاى اسلامى:
فقها اضافه بر اين كه در كتب فقهى، استدلالى به بيان احكام و مسائل جهاد و دفاع پرداخته‏اند، در مواقع لزوم كه سرزمين اسلامى يا عزت و استقلال مسلمين در معرض تجاوز بيگانگان قرار مى‏گرفت، با احساس مسؤوليت وارد ميدان شده، هم با بيان حكم خدا مردم را به دفاع و ايستادگى در برابر دشمن ترغيب مى‏كردند و هم خود، لباس رزم بر تن كرده و در ميدان جنگ حضور مى‏يافتند. به رغم آن كه با سلاطين و حاكمان جائر سرناسازگارى داشتند و آنان را غاصب منصب ولايت مى‏دانستند، هرگاه با هجوم متجاوزان به بلاد اسلامى روبه رو مى‏شدند، بنا بر قاعده دفع افسد به فاسد، مجوز همكارى با سلاطين جائر را صادر مى‏كردند، هم به آنان اذن تصدى امر دفاع را مى‏دادند تا در اين جنگ، امر و نهى و تصرفاتشان مشروع باشد و مردم به همكارى آنان رغبت کنند و هم مردم را به يارى و مساعدتشان فرا مى‏خواندند.
در دو سده اخير كه اوج هجوم دشمنان اسلام به بلاد اسلامى بوده و استعمارگران به دنبال شكستن اقتدار مسلمين و چپاول ثروت‌هاى آنان بودند، حضور حماسه آفرين فقيهان شيعه، ‏بسيار برجسته‏تر از مقاطع ديگر تاريخ فقه و فقهاست. هرچند حضور آنان در عرصه سياست و احساس مسؤوليت نسبت به سرنوشت مسلمين، بسيار فراتر از حضور در جبهه‏هاى دفاع از سرزمين‌هاى اسلامى است و مواردى را هم كه دشمنان با تحميل قراردادهاى اقتصادى و سياسى بر شؤون مسلمين تسلط پيدا مى‏كردند، شامل مى‏شود.
از آنجا كه حمله دشمن به سرزمين‌هاى اسلامى منحصر به هجوم نظامى و پياده كردن نيرو نيست، بلكه راه‌هاى به زنجير كشيدن ملت‌ها در موارد مختلف به صورت نامرئى و با نفوذ در اركان سياسى، اقتصادى و فرهنگى نيز انجام مى‏گيرد و بدون نياز به حضور نيروهاى مسلح با وابسته كردن مسلمين از نظر سياسى اقتصادى و فرهنگى بر شؤون مختلف جامعه اسلامى سلطه پيدا مى‏كنند، فقيهان با هوشيارى در اين‏گونه عرصه‏ها نيز نقش آفرينى كرده به مقابله با استعمارگران و دفاع از عزت و استقلال مسلمين پرداخته‏اند. مقابله با زياده‏خواهى‌هاى سفير روسيه در ايران - گريبايدوف - از سوى ميرزا مسيح مجتهد و ميرزاى قمى و صدور فتواى جهاد عليه روسيه و ايادى وى كه به مرگ او انجاميد، حكم تحريم تنباكو از سوى ميرزاى شيرازى در عهد ناصرى و قطع دست انگليس، رويارويى با دخالت و تجاوز روس و نفوذ استعمار انگليس در نهضت مشروطه از سوى علماى طراز اول نجف، تحريم كارهاى بيگانگان در برخی مقاطع، برای مقابله با سلطه اقتصادى آنان، مقابله سيد حسن مدرس با اولتيماتوم روسيه در دوران حاكميت رضاخان، ايستادگى آيت‏الله كاشانى در برابر نفوذ آمريكا در عصر محمدرضا پهلوى و سرانجام، قيام خونين ملت مسلمان ايران به رهبرى امام خمينى در برابر ابرقدرت‌هاى شرق و غرب و ايادى داخلى آنان، تنها چند نمونه از اين قبيل است.

تحريم ترور:
اشاره شد كه فقه شيعه غير از وضعيت دفاعى، اعم از شخصى و خوف نفس يا دفاع از كيان اسلام و موجوديت جامعه اسلامى، هرگونه تعرّض به غير مسلمانان را تحريم مى‏كند. منظور از «وضعيت دفاعى» كاملاً روشن است. فقه شيعه، دفاع شخص از نفس و جان را ذيل كتاب‏هاى «حدود» قرار داده، اما دفاع از كيان اسلام و هويّت جامعه اسلامى را در قالب «جهاد دفاعى» تشريح کرده است.
هرچند جهاد دفاعى، مستلزم هر اقدامى براى واكنش به تجاوز می باشد، تفكر شيعى توسّل به ترور را تحريم كرده است. مى‏توان گفت كه هيچ‏يك از منابع شيعه از مفهوم «ترور» به طور ايجابى سخن نگفته‏اند. بدين‏سان، ترور، از جمله اقدامات ممنوعى است كه فرهنگ دفاعى شيعه و ادبيات فقه دفاعى با آن مواجهه سلبى دارد.
انديشمندان شيعه، تحريم مطلق ترور را از روايت امام صادق عليه‏السلام استفاده مى‏كنند كه ايشان نيز از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل كرده است. روايت ناظر به داستانى خاص درباره حكم كسى است كه اميرالمؤمنين عليه‏السلام را سبّ كرده بود. بنابر انديشه اسلامى، سبّ ائمه اطهارـ عليهم‏السلام ـ همانند سبّ نبى ـ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ـ است. اما امام صادق ـ عليه‏السلام ـ از ترور سب‏كننده منع كرد. فقيهان مسلمان با استناد به اين رويداد، از آن‏رو كه عبارات روايت مطلق هستند، مطلق ترور را تحريم كرده‏اند.

ترور يا دفاع از کيان اسلام؟
شايد در اينجا پرسيده شود که صدور حکم اعدام سلمان رشدي از سوي حضرت امام خميني(ره) و يا کشتن حسن علي منصور توسط گروه فدائيان اسلام به چه صورت است؟ در پاسخ بايد گفت که مهم ترين معيار صدور حکم جهاد دفاعي از سوي ولي فقيه، هجوم کفار به مسلمانان برای از بين بردن اصل اسلام و به خطر انداختن اساس دين است. ممکن است در برهه اي از زمان، اين تهديد و استيلا، نه به شکل نظامي که به شکل فکري باشد و مهم تر آن که سکوت در برابر اين هجوم، زمينه ساز حملات بزرگ تري از سوي دشمنان است. در اين حال و با تشخيص موضوع و مصداق از سوي حاکم شرع جامع الشرايط، حکم اعدام صادر شده است. در خاطرات فدائيان اسلام بارها آمده است که اين گروه، در پي گرفتن وجوز ترور سران رژيم، ماهها با مراجع عظام تقليد بحث مي کردند و زماني اقدام به ترور حسنعلي منصور کردند که مجوز شرعي آن را از سوي يکي از مراجع مسلم تقليد دريافت نمودند.

گستره عمليات هاي شهادت طلبانه چقدر است؟
هرچند بحث عمليات شهادت‏طلبانه، به ويژه پس از مسائل فلسطين مطرح شده، اما تاكنون، بحث فقهى دقيقى در اين‏باره نشده است. بنابراين، مسئله‏اى مستحدثه است كه بيشتر در فتاواى فقهى و رعايت احتياطات لازم مطرح شده است. در اينجا می كوشيم با تحليل اين فتواها و اشاره به برخى منابع روايى آن‏ها در فقه شيعه، حدود و كيفيت تقريبى دفاع استشهادى در فرهنگ سياسى ـ دفاعى معاصر شيعه را ارزيابى كنيم:
در يكى از استفتائات آيت‏الله العظمي فاضل لنكرانى سؤال شده است: «آيا جايز است كه براى كشتن ديگران دست به انتحار بزنيم؛ مثل عمليات‏هاى انتحارى ملت فلسطين؟»
ايشان در پاسخ نوشته‏اند: «مسئله فلسطين، مسئله دفاع است و دفاع از خود و حريم و ناموس و كيان اسلام به هر نحوى كه باشد، جايز است.»(19)
آيت الله العظمي فاضل لنكرانى در جاى ديگرى توضيح بيشترى دارند. ايشان در جلد دوم جامع المسائل مى‏نويسند: «اگر انسان احتمال دهد يا بداند كه دفاع او از جان خود يا بستگان خود، منجر به كشته شدن خودش خواهد شد، باز هم دفاع جايز، بلكه واجب است. ولى نسبت به مال، اگر مى‏داند كه دفاع او از مال منجر به كشته شدن خودش مى‏شود، دفاع واجب نيست، بلكه احوط ترك است.»(20)
اشارات آيت الله العظمي فاضل لنكرانى نشان مى‏دهد كه ايشان، عمليات انتحارى فلسطينيان را ذيل شرايط عمومى وجوب دفاع از نفس يا اساس اسلام قرار مى‏دهند و تحت مقرّرات دفاع تعريف مى‏كنند. بدين‏سان، آيت‏الله فاضل لنكرانى، با درج برخى دفاع‏هاى انتحارى ذيل شرايط عمومى جهاد دفاعى، از تأييد آن دسته از عمليات انتحارى كه در فلسطين انجام شده و شهروندان غيرنظامى را هدف قرار داده‏اند، خودداری مى‏كنند.
به دليل آنكه اين بخش از فتاواى فقهى اهميت بسيارى از ديدگاه مقاله حاضر دارند، در ادامه، تفصيل استفتايى ديگر و پاسخ آيت‏الله العظمي فاضل لنكرانى را مىآوريم:
س 294: مدتى قبل يك فلسطينى در پاساژ اسرائيلى با انفجار خود دست به انتحار زد. آيا بنابر قوانين جهاد در اسلام، جايز است فردى دانسته زنان و كودكان را بكشد؟
ج 294: «اگر دزدى به حريم خانه كسى تجاوز كرد، با او مقابله مى‏كنند، اگر چه با زن و بچه خود آمده باشد. اما در مورد پرسش شما، بايد توجه داشته باشيم كه اين، اشغالگران صهيونيست هستند كه كودكان فلسطين را در آغوش مادرانشان شهيد و خانه آنان را بر سرشان خراب مى‏كنند... لكن از نظر اسلامى، لازم است مجاهدين فلسطين با نظاميان اسرائيلى و با غيرنظاميانى كه پشتيبانى و حمايت از صهيونيست‏ها مى‏كنند، مبارزه و جهاد كنند.»(21)
دو نكته اساسى در فتواى ايشان قابل توجه است:
نخست آن كه ايشان، عمليات و دفاع انتحارى را نه در جهت قتل شهروندان، بلكه فقط برای مقابله با نظاميان اسرائيلى و حاميان مستقيم و فعّال هجوم‏هاى نظامى اسرائيل تجويز مى‏كنند و اين امر را دقيقا ذيل ادلّه و موارد دفاع مشروع مى‏دانند.
دوم آنكه استفتاى مزبور با تكيه بر ادلّه فقهى شيعه در باب «دزد متجاوز» (لصّ محارب) پاسخ داده شده است.
برخى، گزارش‏ها و فتاواى معاصر دفاع انتحارى يا عمليات شهادت‏طلبانه را با تكيه بر چنين زمينه‏اى از فرهنگ دفاعى و با قيد «عدم تعرّض به غير نظاميان» تجويز كرده‏اند. با اين حال، ادبيات بحث، هنوز در تحقيقات شيعى معاصر، دارای غناى لازم براى داورى و درك قطعى نيست و به لحاظ تفاوت با اهل سنّت، نمى‏توان ادبيات موجود در فقه معاصر اهل سنّت را به جوامع شيعى تعميم داد. اما به نظر مى‏رسد، تحوّلات اخير در فلسطين اشغالى و به ويژه حوادث اخير عراق و يا برخي بمب گذاري ها در اروپا که مسلمانان را در معرض اتهام قرار داده است، زمينه لازم براى گسترش اين مباحث را آماده مى‏كنند. ظهور موج استفتائات از مراجع شيعه، به ويژه آيت‏الله العظمى سيستانى در عراق و نيز تأمّلات و اظهارات همراه با احتياط ايشان و خوددارى از خون‏ريزى بيشتر در عراق تا مرحله‏اى كه ناگزير بايد شيعيان از اقدامات بازدارنده‏ترى سخن بگويند، اين مباحث را در افكار عمومى شيعه زنده‏تر كرده است.

پاورقي‌ها:
1) کتاب جهاد. شهيد مطهري.
(2) نعمت الله صالحى نجف‏آبادى، جهاد در اسلام، ص 67.
(3) همان ص 66.
4) شيخ حر عاملى، باب دوازده، حديث يکم.
5) ) شيخ حر عاملى، حديث نهم و دهم.
(6) جواهر الكلام، ص 18 ـ 19.
(7) جواهر الكلام، ص47.
(8) شيخ حر عاملى، پيشين، ج 11، كتاب الجهاد، ابواب جهاد العدو، باب 15، حديث 2; فروع كافى، ج 1 ص 344.
(9)همان، حديث سوم.
10) همان، باب شانزدهم، حديث يکم.
11) همان، باب هجدهم، حديث يکم.
12) توبه/6.
13) سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج 9، صص 208 – 205.
14) شيخ حر عاملى، پيشين، باب 15، حديث 1....
15) انفال/62 - 61.
16) سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج 17، ص 183.
17) نساء/90.
18) سيد محمد حسين طباطبايى، پيشين، ج 17، ص 177.
19) www.Lankarani.org /Persian /Ahkam /new-estefta.html/ پرسش و پاسخ 812
20) محمد فاضل لكنرانى، جامع المسائل، ج دوم، باب «دفاع»، ص 481.
21) www.Lankarani.org /Persian /Ahkam /new-estefta.html/ پرسش و پاسخ 492

همچنين در تدوين اين مقاله از کتب و مقالات زير استفاده شده است:

کتاب «جهاد » شهيد مطهري،
مقاله «دفاع مشروع، ترور و عمليات شهادت طلبانه در مذهب شيعه» از دکتر داود فيرحى و
مقاله «مبانى فقهى دفاع از سرزمين‏هاى اسلامى » از سيدجواد ورعى.


 
من یتوکل علی الله فهو حسبه
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

انتخابات دور دوم شورای شهر تهران برگزار شد. در اين انتخابات ، با توجه به آنکه قانون برگزاری انتخابات شوراها توسط اکثريت ملی مشارکتی مجلس ششم تنظيم گرديده بود از حضور شورای نگهبان در بررسی صلاحيت ها جلوگيری شده بود. عجيب ترين عناصر ملی مشارکتی در اين انتخابات با فضاشکن ترين شعارها وارد شدند. شعارهايی همچون : فلسطين را رها کن فکری به حال ما کن : برای اولين بار بشکل رسمی از نامزدهای انتخاباتی شنيده می شد. در اين انتخابات، فهرستی جديد ، با عنوانی نا آشنا اما با عناصری قديمی و چهره آشنا از جريان اصولگرا، معرفی شدند. شرکت کنندگان در انتخابات ، اين فهرست را با اکثريت قاطع نسبت به کل شرکت کنندگان ، به شورای شهر فرستادند. نام اين فهرست ، فهرست آباگران بود. پس از انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری ایران اسلامی ، این دومین شگفتی پیش بینی نشده در مسیر انتخابات جمهوری اسلامی ایران بود که دور از محاسبات محافل سیاسی شکل گرفته بود.

 

دوره ء اول شورای شهر تهران ، درگيری های متعدد سياسی ای را شاهد بود که عمدتا بين خود اعضای شورهای شهر شکل گرفته بود. کار شورای شهر اول - که جريانات باصطلاح اصلاح!طلب از آن بعنوان نماد دموکراسی حقيقی و تجلی دخالت مردم در اداره کشور نام می بردند - با دخالت وزارت کشور و پايان دهی به فعاليت شورای اول به انتها رسيد . شايد به همين جهت ، انتخابات شورای شهر ، کمترين ميزان مشارکت عمومی و درصد مشارکت مردمی در ج.ا.ا در کل انتخاباتهای گذشته و نيز در ذهن واجدان شرايط کمترين اهميت را به خود اختصاص داده بود. در اين انتخابات ، جريانات اصلاح!طلب پس از اعلام نتايج انتخابات از چيزی بنام پيام ۱۹ اسفند نام بردند که بايستی به آن گوش داد  و آن را درک نمود .

 

پس از شروع بکار شورای شهر ، اين شورا اقدام به معرفی فردی بعنوان شهردار به وزارت کشور جهت تصدی مسئوليت شهرداری پايتخت نمود. ليکن صدور حکم مسئوليت ، که تنها وظيفه و اختيار وزارت کشور در مقابل فرد معرفی شده از سوی شورای شهر - مطابق آئين نامه تنظيمی توسط عناصر اصلاح! طلب در مجلس ششم - است بمدت ۴ هفته به تعويق افتاد. وزارت کشور ، علت تاخير را عدم صلاحيت آقای دکتر احمدی نزآد برای تصدی اين مسئوليت ذکر کرده و بر وظائف نامشخص خود برای واگذاری مسئوليت به عناصر واجد صلاحيت آنهم در حوزه پايتخت اصرار می ورزيد. اين در حاليست که حتی در گزينش اوليه اعضای خود شورای شهر نيز از حضور شورای نگهبان جلوگيری شده و گزينش کانديداها تنها به انتخاب مردم گذارده شده بود.

 

سابقه ء شهردری تهران در ذهن مردم این شهر ، چیزی جز افزایش قیمت زندگی در این شهر و زد و بندهای مسئولان این مجموعه با عناصر دخیل در ساخت و سازهای کلان شهری نبود. تخلفات گستردهء شهردار اسبق نيز پس از چندی منجر به برخوردهای قانونی با وی گشت . هرچند اولین درگیری خیابانی شهر تهران در دفاع از وی در مقابل درب جنوبی دانشگاه تهران شکل گرفت لیکن سراخر ، با افشاء تخلفات و آلودگیهای مالی و غیر مالی مختلف موجود در این سیستم ، مدافعان سرسخت وی نیز حداکثر قائل به برابری خدمات مورد ادعای خود با تخلفات وی شدند .

 

در این اتمسفر سیاسی ، دکتر احمدی نژاد مسئوليت شهرداری تهران را به عهده گرفت. سالهای پايانی دوران مسئوليت مجلس ششم و روزهای آغازين مجلس ششم با پرهيز شورای شهر و شهرداری تهران از تن در دادن به منازعات سياسی سپری شد و شورای شهر تهران توانست با فراغت از مجادلات سياسی ، بررسی وحل مشکلات بنيادين شهر تهران را در تمامی زوايا اعم از فرهنگی ، اجتماعی و مهندسی و مديريتی وجهه همت خود قرار داد.

 

جان دالتون سفیر انگلیس در جلسه تحلیف رئیس جمهور ششم ایران اسلامی gdfgسابقه ای که اکثریت مجلس ششم برای خود شکل داده بود ، سابقه ای کم کار در حوزه اقتصادی و زیر بنایی، وسابقه ای بسیار پرتنش و فعال، در حوزه سیاسی و تبدیل شدن مجلس به اتاق جنگ جریان اصلاح!طلب علیه حاکمیت و نهادهای مرتبط با رهبری بود. آنچنان که رادیوی مجلس ، رادیویی مملو از دعواها و مجادلات بسیار پر صدای سیاسی گردید و توجه جریان غرب نیز برای پیشبرد برنامه های تغییر و استحاله سیاسی از درون ج.ا.ا ،عمدتا متوجه اصلاح! طلبان متمرکز شده در مجلس گردیده بود. عدم توجه به مشکلات زیرساختی مديريت ، ‌صنعت و اقتصاد در کشور ، تصویب قوانین صد در صد مغایر با اسلام و قانون اساسی از جمله تصویب پیوستن ایران به کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض از زنان – که برای نمونه لازمهء پذیرفتن آن انکار 15 آیه صریح ازقرآن کریم و انکار بخش بزرگی از مقررات اسلامی در حوزه حقوق و حدود و اختیارات زن و مرد بود – و به فراموشی سپاردن مشکلات عمومی جامعه در حوزه های اقتصادی و اجتماعی ، فقر ، فساد سیستم اداری وتبعیضات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و  رواج رانتخواری وفساد اقتصادی بود از مشکلاتی بود که نه تنها مجلس ششم راه حلی جامعه برای حل آنها ارائه نمی داد بلکه عمدتا با تصویب قوانینی ناقص ، غیرکارشناسانه و بعضا سیاسی ، به آنها دامن زده و آنها را تشدید می کرد.

 

تبليغات انتخاباتی دور هفتم مجلس شورای اسلامی ، همراه با مجادلات بسيار گسترده در رد صلاحت تعداد زيادی از نمايندگان مجلس ششم برای حضور در گردونه ء انتخابت مجلس هفتم بود. نمایندگان رد صلاحیت شده ، اقدام به برگزاری تحصنی در مجلس نموده و ایجاد فشار بر شورای نگهبان برای تغيير تصميم خود را در دستور کار خود قرار دادند. از سوی دیگر ، رئیس جمهور و شخص رئیس مجلس ششم نیز شروع به انجام رایزنی های پشت پرده - مانند ليست افشاء شده ،‌۱۲۳ نفره منسوب به وزارت اطلاعات - با شورای نگهبان در حوزه سیاسی نمودند تا بتوانند با تقسیم غیر دموکراتیک حوزه های انتخابیه میان احزاب سیاسی ، از رد صلاحیت عناصر مردود جلوگیری نمایند که این امر با مقاومت شورای نگهبان مواجه شد .

 

دعوت تحصن کنندگان از مردم برای ایجاد تحمع در مقابل مجلس شورای اسلامی جهت تحصن از مجلسیان با اقبال عمومی مواجه نشد. اما همزمان ، در همین روزها معلمان سراسر کشور با موضوع عدم پرداخت معوقات خود در دوره های طولانی موجه شده و روزهای بسیار نگران کننده ای را سپری می نمودند . لیکن با تدبیر اتخاذ شده از سوی شورای شهر و شهرداری تهران ، بخش بزرگی از معوقات دولت به فرهنگیان با پرداختهای صورت گرفته توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به معلمان جبران گردید و امید عناصری که به تجمع و برخورد احتمالی حاکیمت بافرهنگیان دل بسته بودند ناامید گردید.

دولت تا پایان سال و پس از انتخابات نیز از پرداخت معوقات فرهنگان به بهانه هایی همچون کمبود بودجه طفره رفت .

 

عناصری از مجلس پنجم که بالاترين آراء از جمع اصلاح! طلبان در مجلس ششم را به خود اختصاص داده بودند –همچون رئیس مجلس ششم – با وجود تایید صلاحیت و حضور قوی در جریان انتخابات ، نیز نتوانستند حائز حداقل میزان آراء مورد نیاز جهت ورود به صحن مجلس شوند و از گردونه انتخابات مجلس خارج گردیدند. این بار نیز ، فهرست نام آشنای آبادگران ، عناصر خود در سطح کشور را به مردم معرفی نمود و اکثریت مردم حاضر شونده در انتخابات نیز این فهرست را بعنوان نمایندگان خود در مجلس هفتم به جهان معرفی نمودند. آنچنان که مشهور است ، نوع رفتار شورای شهر تهران و همچنین تحول نگاه مدیریتی در شهرداری تهران ، موجب خوشنامی فهرست آبادگران در سرار کشور را فراهم ساخته بود. این انتخاب ، دومین انتخابات پس از شورای شهر دوم تهران بود که در آن فهرست ابادگران حائز اکثریت اراء در رقابتهای انتخاباتی شده بود. از نظر میزان شرکت حائزان شرایط شرکت در انتخابات نیز ، منحنی درصد شرکت کنندگان در انتخابات بشکل آشکاری بالا رفته و پس از انتخابات شورای شهر دوم که عمدتا پس از دوم خرداد سیری نزولی داشت ، برای اولین بار سیر صعودی در پیش گرفت . آمار منتشره از سوی شورای نگهبان و وزارت کشور هر دو با وجود اختلافات کمیتی ، از نظر نسبت هر دو موید همین عنوان بود.

 

عملکرد مجلس هفتم در کاهش سطح منازعات سیاسی و پرداخت مستقیم به مقولات مدیریتی و اقتصادی در کشور ، اصلاح امتیازات و امکانات بی حد و حصر واگذار شده به نمایندگان مجلس در حوزه شخصی طی دوره ششم از جمله خودروی نمایندگی ، حقوق و حق مسکن و سایر موارد ، سئوال و استیضاح مسئولان و وزیران دولت بدلیل بی کفایتی و سوء مدیریت در مصرف بیت المال و اصراف در اموال عمومی مانند وزیر راه و ترابری – خرم – بدلیل صرف مبلغی نزدیک به 20 میلیارد ریال ( بنا به محاسبات دیوان محاسبات و مجلس و نزدیک به 10 میلیارد ریال به ادعای شخص وزیر ) صرفا برای برگزاری جشن گشایش فرودگاه امام (ره) و همچنین طرحهای متعدد تصویبی مجلس هفتم در رفع مشکلات معیشتی مردم و حل معضلات اقتصادی خانواده های محروم و مستضعف ، از چشم مردم دور نماند. همچنین ، طرح مجلس هفتم در کنترل قیمتهای کالاها و خدمات دولتی در سال 84 ، موجبات آسایس مردم از قسمتی از افزایشهای بی رویه و علت کالاها و خدمات دولتی وغیر دولتی را فراهم آورد لیکن در ابتدای سال 84 ، مجددا قیمت بخشی از کالاها و خدمات مانند میوه به دلائل مبهم و بعضا مشکوکی با جهش غیرمنتظره مواجه شد که گمانه زنی هایی در مورد انگیزه های سیاسی و پشت پرده برای بی اثر نمودن طرح کنتزل قیمتها زده شده و شواهدی نیز در رسانه ها و افکار عمومی در این زمینه منتشر گردید. لیکن این طرح ، خصوصا با کنترل قیمت خدمات و کالاهای دولتی توانست سهم بزرگی را در کاهش فشار به اقشار کم درآمد ومستضعف ایفا نماید.

 

دولت پنجم ، در روزهای پایانی خود قرار داشت و از عمر شورای شهر تهران و مجلس هفتم نیز آنچه که در ذهن عموم مرد م مانده بود ، دوری از مجادلات سیاسی ، پرداختن به حوزه های استراتژیک منافع ملی مانند انرژی اتمی و حل معضلات مستقیم جوانان در تهران در هزینه های اولیه تشکل زندگی و تهیه مسکن و مسائلی از این دست بود. این بار ، عرصهء انتخابی دیگر پیش رو قرار داشت و آن ، انتخبات ریایت جمهوری بود . عناصر مختلفی از فهرستهای مختلف بیرون آمدند و جریان اصولگرایی نیز که در ابتدا هیچ نامی از عناصر مورد نظر خود نمی برد کم کم با تراکم کاندیدا در فهرست خود مواجه گشته و آرام آرام بسمت ایجاد وحدت رویه و نزدیک کردن نامزدها پیش رفت. انتخابات در دور اول ، با برتری مطلق سبد آرای اصولگرایی و همچنین برتری نسبی کاندیدای اصلی رقیب جریان اصولگرایی برگزار شد. در دور دوم، پس از عبور از شرایطی بحرانی ، ملت ایران ، با نام فردی آشنا بعنوان رئیس جمهور مواجه گشت که حتی خوشبین ترین ناظران سیاسی نیز احتمال حضور وی در این انتخابات بعنوان پیروز نهایی را نمی داد و رقیب نیز از او بعنوان کوتولهء سیاسی نام برده بود. دکتر محمود احمدی نژاد ، بعنوان رئیس جمهور منتخب مردم ایران به جامعه معرفی شده بود.

 

امروز ، دکتر محمود احمدی نژاد

مراسم تحلیف خود بعنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران را انجام داد.

 


 
اظهار اخلاص رئيس جمهور به ولايت فقيه
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

تندر برای اولين بار و شايد خدای نکرده آخرين بار ! ( چون در جنگ کامنتی حالش بشدت پنچر شد :)) ) پيشنهاد خوبی داد و آن هم اينکه عکس رياست جمهوری هنگام بوسه زدن بر دست رهبری را بگذاريم و نشان بدهيم آن کسی که برای مردم صادقانه کار می کند همان کسی که است که به رهبری اخلاص دارد. البته بی.بی.سياه جان لندنی اين عکس را گذاشته بود. عين تندر خان - شايد هم تندر عين بی.بی.سی. :)) ) ! حساسيت داشته به موضوع ۱ :) اما من هم به اين دليل نبود که از اين عکس استفاده نکردم . علت اين بود که من متن خبر را به همراه عکسش زدم و چيزی را عوض نکردم. :)) اما انصافا چون پيشنهاد خوبی بود اجرايی می کنم . فلا دارم تو سايتها دنبال عکسه می گردم . اها راستی خود تندر لينکش را تو بازتاب داده بود. :))

افتادگی آموز اگر طالب فيضی .
هرگز نخورد آب زمينی که بلند است

جالا تندر هی کامنت بنويس. ملت رئيس جمهورشان را فرستادن در خيابان پاستور شماها هی بريد حالا راديو بسازید سايت بسازيد وبلاگ بسازيد تلويزيون بسازيد شبنامه بنويسيد و پول مول خرج مرج کنيد  !


 
آغاز دولت عدالت ، مهرورزی ، خدمتگذاری و پيشرفت
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

احمدي‌نژاد در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري:

دولت اسلامي بر چهار اصل عدالت ، مهرورزي ، خدمتگزاري و پيشرفت تاكيد خواهد داشت

خبرگزاري فارس: رئيس جمهوري اسلامي ايران در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي تاكيد كرد:دولت اسلامي بر چهار اصل بنيادين عدالت مهرورزي خدمتگزاري و پيشرفت تاكيد خواهد داشت.

 

به گزارش خبرگزاري فارس متن كامل سخنان محمود احمدي نژاد رئيس جمهور منتخب در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري كه صبح امروز چهارشنبه در حسينيه امام خميني برگزار شد،به اين شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحيم

اللهم عجل لوليك الفرج و النصر واجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه

حمد و ستايش خداي سبحان را كه تحول احوال و دگرگوني‌ دلها جز به اشارت او ميسر نيست.

درود خداوند بر پيامبر رحمت حضرت ختمي مرتبت و ائمه هدي عليهم‌السلام به ويژه قطب عالم امكان و واسطه غيب و شهود حضرت ولي عصر (عج) وارث همه انبياء و اولياء كه حكومت عدل را در زمين مستقر خواهد كرد.

رحمت و رضوان پروردگار نثار روح بلند و ملكوتي حضرت امام خميني كه با قيام خود دين را زنده كرد، گرد مظلوميت از سيماي تابناك اسلام زدود و عزت و شرف مسلمانان را به آنان بازگرداند.

و سلام بر شهيدان، جانبازان، آزادگان و رزمندگان سرافراز و خانواده‌هاي معزز آنان كه استقلال و آزادي و عزت امروز ايران مرهون جانفشاني و فداكاري آنان است. پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 57 سرآغاز زنجيره‌اي از اعجاب آفريني‌هاي مردمي بود كه به شهادت تاريخ هرگز در برابر حاكمان مستبد و دشمنان متجاوز ساكت ننشسته و تن به ذلت نداده‌اند. حوادث 27 سال گذشته ايران گوياي حيات، بيداري و هوشمندي ملتي است كه هر زمان به اقتضاي حال دست به كاري زده كه شگفتي و تحسين جهانيان برانگيخته است،همچنانكه حضور آگاهانه و پرمعناي خيل عظيم مرد و زن ايراني در دو مرحله انتخابات نهم رياست جمهوري باطل السحر همه توطئه‌ها و وسوسه‌هايي شد كه از جانب بدخواهان ملت ايران القا مي‌گردد.


مشاركت قريب 60 ميليون نفر در دو مرحله انتخابات نشان داد هيچ عاملي مانع از حضور پرصلابت مردم در دفاع از انقلاب ارزشها و نظام برآمده از اراده آنان نبوده و از اين پس نيز نخواهد بود. اينجانب اين حضور پرشور را ارج نهاده و ضمن حمد و ستايش پروردگار، خاضعانه و صميمانه از ملت عزيز ايران تشكر مي‌كنم. در محضر شريف رهبر بزرگوار و عزيزان حاضر در اين جمع به ملت بزرگ ايران عرض مي‌كنم كه دولت اسلامي برآمده از اراده مردم در اين دوره بر چهار اصل بنيادين كه تجلي پيام مردم در اين انتخابات است تاكيد خواهد داشت.

1 - اصل اول عدالت گستري
-----------------------------

اقامه عدل و قسط، اعلي مقصد انبيا و اوليا و آرزو و آرمان همه آزادگان جهان است. اگر عدالت بيايد ظلمت،بي‌عدالتي و تبعيض و ظلم رخت برخواهد بست. مردم با شهد عدالت كه محبوب خداست كام جانشان شيرين مي‌شود و با حقيقت پيوند مي‌خورد. راه گم كردگان با رايحه عدالت به راه حق برخواهند گشت.


اين دولت به تبعيت از فرهنگ ناب اسلامي و با توجه به مطالبات عمومي با همه توان در جهت بسط عدالت در همه عرصه‌ها خواهد كوشيد،عدالت در توزيع فرصتها و امكانات، تخصيص منابع براي مناطق مختلف به نسبت محروميتها و استعدادها و ظرفيتها، رفع فقر و مبارزه با تبعيض و فساد در سازمان اداري سرلوحه اقدامات دولت خواهد بود.
راهي پرفراز و فرود در پيش است كه توفيق آن در گرو قيام همگاني و تن دادن به لوازم اجراي عدالت است.


در عرصه بين‌المللي آنچه از منازعات و جنگها و تجاوزها و حق‌كشي‌ها ديده مي‌شود نتيجه بي‌عدالتي است. امروز كام جهان تشنه عدالت است. عدالت ضامن صلح پايدار است. با عدالت است كه حق ملتها، محرومان مستضعفان و مظلومان استيفا مي‌گردد.


تبعيض و برخوردهاي چندگانه در روابط خارجي و بين‌المللي، بستر هرگونه تفاهم و همكاري را از بين مي‌برد و ملتها چنين رفتاري را در مناسبات جهاني بر نمي تابند. اعمال استانداردهاي تبعيض‌آميز و برخوردهاي چندگانه با ملتها و برخورداري دولتهاي خاص از حقوق و امتيازات ويژه در اقتصاد، سياست، علم و فناوري و محروم كردن ديگر ملتها از اين حقوق، از مظاهر بي‌عدالتي است.


ايران اسلامي بدنبال دستيابي همه ملتها به صلح پايدار در سايه عدالت همه جانبه است. عدالت بايد ملاك و ميزان حاكم در روابط بين‌الملل باشد. از اين رو عناصر تهديد جهاني از قبيل سلاحهاي كشتار جمعي، شيميايي و ميكروبي كه امروز در دست نظام سلطه است بايد برچيده گردد.



2 - اصل دوم مهروزي با بندگان خدا
-------------------------------------

خداوند از رهگذار محبت بي‌منتهايش به محبوب خود حضرت ختمي مرتبت همه هستي را خلق فرمود.


اگر محبت و مهرورزي،مودت و برادري و احترام به حقوق يكديگر در جامعه پايدار شود،اختلافات،كينه‌ورزيها،بخل‌ها،حسادت‌ها، حق‌كشي‌ها و بي‌انصافي‌ها به طور كلي رخت برخواهد بست و خيرخواهي و ايثار و فداكاري جانشين آن خواهد شد.


چنين امري علاوه بر تاثيرات گسترده بر زندگي فردي و جمعي آحاد جامعه، پايه‌هاي وحدت و اقتدار ملي را نيز تقويت خواهد كرد. دولت با اتكا به فرهنگ ديني و ملي كه اساس آن بر عشق و محبت استوار است،تمام هم و غم خود را در ترويج روحيه برادري محبت و همبستگي بين اقشار مختلف مردم،صرف‌نظر از قوميت دين،مذهب و جغرافيا به كار خواهد بست.

3 - اصل سوم، خدمتگزاري به آحاد ملت
------------------------------------------

ما با اتكا به خداوند و با آرمان خدمتگزاري، كار خود را شروع مي‌كنيم و با به كارگيري همكاران مومن،شجاع،كارآمد و مردمي همه توان خويش را به كار خواهيم بست تا در اين دوره، خدمتگزاري بي‌منت و پرافتخار به فرهنگ و منش پايدار،دولت و مديران در همه رده‌ها و سازمانها تبديل شود.

4 - اصل چهارم، تعالي و پيشرفت مادي و معنوي كشور
----------------------------------------------------------
شايستگي‌ها و امتيازات ملت ايران، نظير پيشينه تاريخي،فرهنگ شكوهمند و پرافتخار،نشاط و اميد،شجاعت و هوشمندي از يك طرف و منابع عظيم انساني،ثروتهاي فراوان مادي و معنوي، موقعيت سياسي و جغرافيايي و دستاوردهاي علمي و فني از جانب ديگر،فرصتي كم نظير را فراهم آورده است.اميد است با مجاهدت،عزم،مشاركت و نظارت مستمر ملي و تلاش بي‌وقفه، عالمانه و شجاعانه مردم به خصوص جوانان عزيز و پشتيباني همه جانبه دولت خدمتگزار و ساير قوا،راه ترقي و تعالي به سرعت طي شود و قله‌هاي علم و معرفت و پيشرفت فتح گردد و ملت ما بر بام عزت جهاني بدرخشد.ملت ما شايستگي اين افتخار را دارد و به لطف خدا اين امري دست يافتني و شدني است.

اينجانب به عنوان خادم مردم همچنين خود را موظف مي‌دانم كه:

- حافظ استقلال و منافع ملي كشور و فرهنگ و آيين اسلام باشم.
- از حقوق شهروندي آحاد ملت ايران در داخل و خارج دفاع كنم.
- عرصه‌هاي فعاليت سالم را تقويت نموده و فرصت رشد و خلاقيت و تعالي را براي همه تا حد امكان فراهم آورم.
- رفع مشكلات موجود جوانان رشيد و عزيز و توجه جدي به محرومين و اقشار ضعيف را در اولويت برنامه‌هاي خود قرار دهم.
- از عزت و حقوق ملت ايران در عرصه‌هاي جهاني دفاع نمايم.
- در راه وحدت و همدلي ميان كشورهاي اسلامي و دفاع از كيان امت اسلام بكوشم.
- آرمان عدالتخواهي،صلح‌طلبي و تهديد زدايي ملت ايران را در عرصه بين‌المللي پي‌گيري كنم.


در اينجا لازم مي‌دانم مراتب احترام و ارادت خود را به حضور خلف شايسته روح‌خدا، پيشواي انقلاب حضرت آيت‌الله خامنه‌اي كه عبور كشور و ملت از عقبه‌هاي دشوار حوادث ساليان اخير، بدون رهنمودهاي راهگشاي ايشان ناممكن بود، اعلام دارم. اينك از جايگاه خادم جمهور و به عنوان قطره‌اي از اقيانوس بيكران ملت ايران و به شكرانه فرصتي كه براي خدمتگزاري فراهم آمده است، پيشاني سپاس به درگاه پروردگار بزرگ مي‌سايم و در پيشگاه رهبر فرزانه و ملت شريف پيمان مي‌بندم كه حق اعتماد و اميد چنين مردمي را با خدمت صادقانه به جاي آوردم و با احساس مسئوليت و پايبندي به اسلام و آرمانهاي امام و انقلاب و التزام به قانون اساسي،حق اين امانت بزرگ را ادا كنم. براي تحقق اين مهم به عنايت حق تعالي و توجهات اما حاضر حضرت ولي عصر (عج) و دعاي خير همه مردم و پشتيباني و هكاري همگان به ويژه علما،انديشمندان،محققان،نخبگان و اساتيد و معلمان كه چشم و چراغ ملتند و همه پيشرفتها و موفقيتها مرهون تلاش و مجاهدت ايشان است،توكل و توسل مي‌جويم و استمداد مي‌طلبم.
همچنين از زحمات روساي جمهور و دولتهاي گذشته كه دستاوردهاي امروز رهين زحمات و تلاشهاي بي‌وقفه آنان است، به ويژه جناب حجت‌الاسلام و المسلمين آقاي خاتمي و همكاران ايشان در دولت هشتم و نيز روسا و دست‌اندركاران محترم ساير قوا و فرماندهان محترم ارتش، سپاه، بسيج و نيروي انتظامي، به نام ملت تشكر و قدرداني مي‌كنم.
خدايا تو شاهدي كه جز براي اعتلاي دين تو و خدمت به بندگان تو قيام نكرده‌ايم،پس در اين راه پرخطر از آفات قدرت و خودخواهي و فزون طلبي مصونمان‌دار،خدايا ما را در راه خدمت صادقانه به ملت شريف ايران و ايفاي وظيفه و پاسداشت اين امانت بزرگ موفق بدارد.
خدا به ملت ما عزت،سعادت و سلامت و پيشرفت و تعالي كرامت بفرما و رهبر ما را در ظل عنايت خود حفظ كن.
خداوندا همه را مشمول ادعيه حضرت ولي عصر (عج) قرار بده
والسلام عليكم و رحمه‌الله


 
خدا نورش را زياد می کند
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

يريدون ليطفئوا نور الله بافوائهم ، و الله متهم نوره

رهبر معظم انقلاب در حكم تنفيذ احمدي‌نژاد:

رئيس جمهور جديد ايران شخصيتي انقلابي، دانشمند و مديري شايسته و كارآزموده است

 

خبرگزاري فارس: حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در حكم تنفيذ احمدي‌نژاد تاكيد كردند: ملت ما با اكثريتي قاطع شخصيتي انقلابي و دانشمند و مديري شايسته و كارآزموده و داراي سوابق مجاهدت صادقانه در صحنه هاي گوناگون را به رياست جمهوري برگزيده است

به گزارش خبرگزاري فارس متن كامل اين حكم كه امروز از توسط سيدمحمد خاتمي رئيس‌جمهور سابق ايران در حسينيه امام خميني(ره) قرائت شد، بدين شرح است:


بسم الله الرحمن الرحيم

خداي حكيم غدير را سپاس مي‌گويم كه با توفيق و هدايت خود ملت ايران را در آزمون شكوهمندي ديگر كامياب و مفتخر ساخت و نهمين انتخابات رياست جمهوري مايه عزت و افتخار ايران اسلامي گشت.

 

حماسه بزرگ ملت ما در انتخابات نهم پديده اي شگفت‌انگيز بود. حضور حداكثري مردم در عرصه انتخاب و نزديك به شصت ميليون راي را در دو مرحله به ميدان اين مسابقه پربركت آوردن، جهاد بزرگ اين ملت بود با مستكبران مداخله جو كه در محاسبه شيطاني خود مردم را بي‌تفاوت، جمهوري اسلامي را بي‌پشتوانه و انقلاب و امام (ره) را به غربت افتاده مي‌پنداشتند. ملت ايران اين خواب و خيال را باطل كرد.

 

انتخابات نهم سيلي ملت ايران بر گونه دشمناني بود كه مردم سالاري برخواسته از ايمان اسلامي را برهم زننده جادوي تبليغاتشان بر ضد اسلام مي‌دانند و درخشش اين ستاره را بر پيشاني نظام اسلامي بر نمي‌تابند.

 

ايران اسلامي، عزم و تصميم خود، نشاط و سرزندگي خود و حضور پر معنا و مبارك خود را يك بار ديگر به رخ مستكبران كشيد و شيطان بزرگ را يك بار ديگر ناكام ساخت. انتخابات نهم جلوه‌اي از اعتصام ملت ايران به حبل الله بود.

 

مردمسالاري اسلامي به بركت انقلاب و امام كبير ما، به ما آموخته است كه حضور مردمي در عرصه گزينش مديران كشور، عامل حراست از اقتدار ملي و حصاري مستحكم در برابر استيلا طلبي بيگانگان و دستاويزي مطمئن براي جلوگيري از لغزش و انحراف مديران است.

 

ملت ايران درس مردم سالاري را از اسلام فرا گرفته است و از بن دندان مومن و متعهد به آن است. موانع اين راه را با مجاهدت خويش هموار كرده و سند آن را با خون عزيزترين جوانانش به امضا رسانده است.

 

اكنون به بركت الطاف كريمانه حضرت حق، دعاي مستجاب حضرت ولي الله الاعظم روحي فدا و همت مردم عزيز، دور تازه‌اي از مديريت را در كشور ما رقم زده و ميدان را براي تلاشي نو و مديراني تازه نفس گشوده است.

 

ملت ما با اكثريتي قاطع، شخصيتي انقلابي و دانشمند و مديري شايسته و كارآزموده و داراي سوابق مجاهدت صادقانه در صحنه هاي گوناگون را به رياست جمهوري برگزيده است.

 

سخن صريح و قاطع و صادقانه ايشان در تعهد به خدمتگذاري و رفع محروميت و مبارزه با فساد و لحن افتخار آميز ايشان در پايبندي به اسلام و آرمان‌هاي انقلاب كه با منش مردمي و ساده زيستي همراه بود، دل‌ها و آراي مردم را متوجه ايشان كرد و مسووليت مهم رياست جمهوري را بر دوش ايشان نهاد.

 

اينجانب ضمن تبريك به ملت شريف و آزاده، راي آنان را تنفيذ و جناب آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد را به رياست جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌كنم.
بديهي است كه راي ملت و تنفيذ اينجانب تا هنگامي است كه ايشان به تعهد خود و صراط مستقيمي كه تاكنون در آن حركت كرده‌اند يعني راه اسلام و آرمان‌هاي نظام اسلامي و دفاع از حقوق ملت و ايستادگي در برابر مستكبران و زورگويان پايبند باشند كه به توفيق الهي همواره چنين خواهد بود. انشاالله

 

رييس جمهور محترم را به توكل به خداوند قادر و اغتنام فرصت زودگذر و اخلاص در عمل و به كارگيري همه توان خود و بهره گيري از ظرفيت عظيم انساني كشور در راه دستيابي به هدف هاي والايي كه اعلام كرده اند توصيه مي‌كنم و كمك و هدايت الهي را براي ايشان و همه مسوولان كشور مسئلت مي نمايم. 

 

والسلام  علكيم و رحمت الله

سيد علي خامنه‌اي

12 مرداد ماه يك هزار و سي صد و هشتاد و چهار


 
مرگ بر ضد ولايت فقيه
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله  

مرگ بر ضد ولايت فقيه

مرگ بر آمريکا

مرگ بر انگليس

مرگ بر اسرائيل

ح.د می گويد ته قلب ! اش زياد ناراحت نشده !

نامرد شرابخوارمگه تو قلب هم داری ؟

مگر تو همان کسی نيستی که نهضت بی غيرت کردن انسانها

را بخاطر نامزد کثيف انتخابات رياست جمهوری آمريکای

مورد علاقه ات جان کری راه نيانداختی

و می خواهی همه مردم دنيا همجنسبازی را به

رسميت بشناسند ؟ مگه تو جز تماس جنسی زن و مرد ،

يا مرد و  مرد و يا زن و زن، چيزی بعنوان

عشق می شناسی ؟

مگر توی نامرد ، به فاطمه ء زهرا توهين نکردی

و او را -العياذ بالله- با يک زن هرزه ء جنسی

مقايسه  نکردی ؟‌ بی حيثيت مگر تو همان کسی نيستی که

 چند سايت مبتذل و مستجهن حاوی عکس زن های

لخت و نميه لخت راه اندازی کرده ای ؟

کدام يکی از اين بچه وبلاگ نويسهای حتی غير مذهبی

و حتی سکولار ، اين غلط های اضافی که تو کرده

ای کرده اند ؟ خدايی تو اصلا قلب داری ؟

سنايی شاعر بزرگ ايرانی خوب گفت که آن چيزی

را که تو اسمش را قلب گذاشته ای :: رو ، پيش

سگان کوی ما بيانداز !::

تو اصلا می فهمی ق ل ب یعنی چه ؟ چند درصد

بچه وبلاگ نويسهای سکولار اگر بروند آرشيو

 وبلاگت را که مشحون از فحش به اسلام عزيز و

فاطمه ء زهرا سلام الله عليها و حضرت مهدی (عج) و بقيه

اهلبيت و امام راحل و ... است را ببيند باهات می مانند ؟

چند درصد ؟

اصلا بهتر بگويم

چند نفر ؟ هان ؟ چند نفر ؟

شير پاکتی ترسوی آواره ء ينگه دنيا ! برو و بمير که

قلب نداری که ناراحت شود. مشکلت بسيار جدی تر است.

تو اصلا قلب نداری.

من اصلا باورم نمی شود که تو ذره ای ناراحت شوی !

تو ارزش نداری که ناراحت شوی

برای شهيد ، آدم پاک ،غصه دار می شود

نه تو ! موجود بدون قلب !

مرگ بر منافق هرزه

مرگ بر آلوده ء جنسی سباسی مآب

مرگ بر شرابخوار بدبخت مفلوک آواره اين کشور و آن کشور

مرگ بر ضد انقلاب

مرگ بر ضد ولايت فقيه


 
حالا که به اسلحه روی آورديد خود می دانيد
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

حالا که به اسلحه روی آورديد ، نتيجه اش را هم خواهيد ديد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انا لله و انا اليه راجعون 

 ترور ناجوانمردانه يکي ديگر از مردان پاک دل و پاک زي خطه

خون وشهادت ، ايران اسلامي ، شهيد مسعود احمدي مقدس

قاضي پرونده ضد انقلاب منافق امروزين واطلاعاتي ديروز(اکبر

گنجي ) را به محضر حضرت صاحب الامر (عج) ، مقام معظم

رهبري ، خانواده معظم آن شهيد بزرگوار و امت خداجوي ايران

اسلامي تسليت عرض مي کنيم .

از خداوند متعال برای روح آن شهيد والامقام علو درجات و برای

خانواده آن شهيد بزرگوار صبر زيبا مسئلت داريم

 

از خداوند متعال می خواهيم تا مرتکب اين جنايت وحشيانه و

همدستان و دوستان وی و آنان که از اين اقدام سود می برند ،

ضمن اينکه در همين دنيا به چنگال عدالت گرفتار آيند

در روز جزا نيز با عذاب دردناک محاصره گردند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ما منتظــــريم که محرم گردد

هنگامهء امتحان ميسر گردد

ما می دانی وتيغ و حلقوم شما

يک موی اگر از سر علی کم گردد

(شاعر : مرحوم محمدرضا آغاسی)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهید مسعود احمدی مقدس

ترور قاضی پرونده اکبر گنجی


قاضی «مسعود مقدس»، سرپرست مجتمع قضائی ارشاد و قاضی پرونده اكبر گنجی عصر امروز توسط افراد ناشناسی ترور و به شهادت رسید. 


به گزارش خبرگزاری فارس، قاضی مقدس معاون دادستان تهران در مجتمع قضائی ارشاد بود كه عصر امروز در حالی كه از خیابان احمد قصیر عبور می‌كرد توسط دو نفر موتور سوار ترور شد.

قاضی مقدس پرونده‌های مهمی چون پرونده برلین و اكبر گنجی را مورد رسیدگی قرار داده و حكم زندان گنجی را صادر كرده بود.

 

دادسراي عمومي و انقلاب تهران، با صدور بيانيه‌اي، ترور قاضي مجتمع قضايي ارشاد را محكوم كرد. به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) متن بيانيه‌ي دادسراي عمومي و انقلاب تهران به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خداي شهيدان، به ياد سالار شهيدان و با درود بر كليه شهداي انقلاب اسلامي كه با نثار خوب خود نهال مقدس جمهوري اسلامي ايران را آبياري كردند. باز هم استكبار جهاني و صهيونيسم بين‌الملل و آنها كه داعيه مبارزه با تروريسم را دارند، دستشان به خون عزيز ديگري آغشته شد تا در پشت نقاب به ظاهر دموكراسي خواه، طينت پست و كريه‌شان را در مواجهه با اسلام و ايران عزيز نشان دهند.

بار ديگر دستي آلوده به نفاق و كفر يكي ديگر از فرزندان صادق و خدوم انقلاب را به خاك و خون كشيده و چهره پليد دشمنان قسم خورده‌ي ميهن اسلامي را آشكار نمود.

قاضي شجاع و متعهد حاج حسن مقدس معاون محترم دادستان عمومي و انقلاب تهران به هنگام خروج از محل كار خود عصر روز سه‌ شنبه مورخ ‌١١/٥/٨٤ در يك اقدام تروريستي كوركورانه هدف گلوله قرار گرفته و به شهادت رسيد روح ملكوتي وي به اعلي عليين پيوست و خون وي بر زمين جاري شد.

همكاران صديق اين شهيد بزرگوار پرچم مبارزه با فساد و نفاق و تبهكاري را بر دوش كشيده و راه اين شهيد عالي مقام را در اجراي عدالت و احقاق حق و پياده نمودن احكام الهي ادامه خواهند داد.

دادسراي عمومي و انقلاب تهران شهادت مظلومانه قاضي شجاع و متعهد حاج حسن مقدس را به پيشگاه امام زمان (عج)، محضر مقام معظم رهبري و رياست محترم قوه‌ي قضاييه و همچنين به همسر فداكار و فرزندان معصوم وي تبريك و تسليت عرض مي‌نمايد.


 
James Bond (جيمز باند) حقوق بشری!
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

به نقل از صفحه ء جنبشی استشهادی :

مثل اینکه دوستان آقای گنجی بیشتر از خودش میل به اعتصاب غدای ایشان دارند! کار به جایی رسیده که خانم حقوق بشر برای ترغیب ایشون به احتمالا ادامه ی اعتصاب غذا یا هر حماقت دیگر  از جیمز باند چیز یاد گرفته بخوانید شرح ماجرا را :

شيرين عبادي كه اين روزها به خاطر تلاش براي اغواي گنجي و ورود دزدانه به بيمارستان ميلاد در مظان اتهام است، مبادرت به تحريف محتواي خبرهاي مستند كيهان كرد.


وي در گفت وگو با راديو آلمان ادعا كرد روز جمعه همراه يوسف مولايي و همسرش به طور عادي به طبقه دوازدهم بيمارستان ميلاد مراجعه كرد و با كسي درگير نشد و صورتجلسه اي هم تنظيم نگرديد، و افزود: علت اين كه كيهان عنوان كرده بعداً نام همراه من آقاي سلطاني كشف شده، اين در حقيقت مقدمه اي است براي پرونده سازي عليه همكار محترم من آقاي عبدالفتاح سلطاني.
وي با تحريف خبرهاي كيهان اظهار داشت: «روزنامه كيهان در يك سناريوي مضحك بچگانه عنوان كرده كه من با شاه كليد از بالاي پشت بام طبقه دوازدهم ميلاد خودم را آويزان كرده ام و خواسته ام بروم ديدار آقاي گنجي كه دستگير شدم.» اين در حالي است كه در خبر كيهان چيزي درباره آويزان شدن شيرين عبادي از طبقه دوازدهم ميلاد نيامده بود.


برنده جايزه يك ميليارد توماني موسوم به صلح نوبل با تحريف خبر ديگر كيهان، به راديو آلمان گفت: عنوان كردند من از مقامات خارجي پول گرفتم كه به آقاي گنجي بدهم كه اعتصاب غذا كند كه بميرد و ايجاد بحران در جمهوري اسلامي شود. آقايان يك لحظه حساب نكردند كه گنجي پول بعد از مرگش به چه دردش مي خورد. اين ادعا آنقدر مسخره بود كه مورد تكذيب صريح آقاي گنجي و خانم ايشان قرار گرفت.


لازم به يادآوري است در خبر كيهان تصريح شده بود برخي از جمله وكيل اكبر گنجي در يك سناريوي طراحي شده و ديكته شده از خارج با تشويق اكبر گنجي به ادامه اعتصاب غذا در پي مرگ او هستند تا بتوانند از آن براي ايجاد فضاي تبليغي عليه جمهوري اسلامي استفاده كنند. پولي هم كه به بعضي ها داده شده، قطعاً چيزي از آن- و حتي خبرش- قرار نيست در اختيار اكبر گنجي قرار بگيرد. ضمن آن كه خانم وكيل معلوم نكرد موكلش كه در «قرنطينه كامل» بسر مي برد و دسترسي به روزنامه ها هم ندارد، چگونه توانسته خبر كيهان را تكذيب كند.

خاتمی: برای گنجی كاری نمی‌كنم

سید محمد خاتمی با تاكید بر اینكه برای اكبر گنجی كاری نخواهد كرد، رفتار وی را زمینه ساز مشكلاتش دانست.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان سید محمد خاتمی رئیس جمهوری كه یك شنبه شب در آئینی تحت نام «سلام بر خاتمی» در مراسم تجلیل نمایندگان عرصه‌های فرهنگ و اندیشه، نمایندگان گروه‌های اجتماعی، انجمن‌ها و نهاد‌های مدنی و علمی و اهل فرهنگ و هنر از وی در سالن وزارت كشور سخن می‌گفت، در میانه سخنان خود با واكنش فردی در حاضران كه از وی در مورد اكبر گنجی می‌پرسید روبرو شد.


این فرد در هنگام صحبت خاتمی در میان جمعیت فریاد زد: آقای خاتمی برای گنجی چه كار می‌كنی؟ که خاتمی در پاسخ گفت: «هیچی». فرد مزبور دوباره فریاد زد «گنجی». خاتمی جواب داد: «بیشتر مشكلات از ناحیه خود این آقاست.»


خاتمی در این سخنان همچنین با انتقاد از نقاط ضعف اطلاح طلبان گفت: بخشهایی از اصلاحات اصلاً وضعیت تاریخی را درك نكردند و دچار شعار زدگی افراطی شدند و روح قهرمان پرستی را دامن زده و توقعات مردم را بالا برده بسیاری از اصلاح طلبان می‌گفتند ما شعار می‌دهیم بروید بجنگید بعد كه مشكلات رفع شد ما به عرصه می‌آییم.


وی اضافه كرد: بخشهایی از اصلاحات از جامعه دینی دور شدند و مخالفان از این مساله استفاده كردند و كار به جایی رسید كه وقتی من گفتم كه جامعه مدنی ریشه در مدینةالنبی دارد، روشنفكران مرا مرتد اعلام كردند.


خاتمی در پایان تاكید كرد: برای دفاع از آزادی، مردم سالاری و حاكمیت مردم و ایجاد خاورمیانه بزرگ اسلامی كه نظام مترقی اسلام بر آن حاكم باشد باید تلاش كنیم تا بتوان، روشنفكران را بر روی چارچوبی همه پسند برای تامین پیشرفت و منعویت به توافق رساند.


 
اروپا دست به دامن مالزی شد
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

گزارش كيهان از آخرين تحولات در پرونده هسته اي
ايران تعليق را مي شكند،اروپا دست به دامن مالزي شد


به دنبال خلف وعده اروپا و عدم ارائه به موقع طرح جامعي كه حداقل هاي مورد انتظار ايران در زمينه فناوري توليد سوخت هسته اي در آن ديده شده باشد، جمهوري اسلامي ايران تمهيد مقدمات لازم براي از سرگيري فعاليت هاي به تعليق درآمده خود در كارخانه UCF اصفهان را آغاز كرد.

روزنامه آلماني «فرانكفورتر آلگماينه» نوشت: خاوير سولانا در نامه اي به مالزي از اين كشور خواسته است در زمينه متقاعد ساختن ايران به حفظ تعليق وساطت كند.

خبرگزاري مهر گزارش داد امروز دومين نامه كشورمان به مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي در يك هفته اخير، به طور رسمي در دبيرخانه آژانس ثبت مي شود. ايران در اين نامه آژانس را از عزم خود براي فك پلمپ تاسيسات اصفهان مطلع كرده است. يك مقام پرونده هسته اي كشورمان به اين خبرگزاري گفت: به محض تقديم نامه ايران به آژانس برنامه عزيمت بازرسان آژانس كه هم اكنون در تهران هستند به اصفهان براي نظارت بر فك پلمپ ها و تنظيم صورتجلسات متعارف فني، اجرا خواهد شد.

دكتر محمد سعيدي -معاون برنامه ريزي و امور بين الملل سازمان انرژي اتمي - نيز در گفت وگو با ايسنا از قطعيت تصميم ايران براي راه اندازي كارخانه اصفهان خبر داد. سعيدي گفت: با توجه به رويكرد فعلي اروپا، در گام اول تاسيسات فرآوري اورانيوم در اصفهان راه اندازي خواهد شد.

اروپا بهتر است پيش از اين كه ايران را به ارجاع به شوراي امنيت تهديد كند، تعهداتش را كه در بيانيه پاريس ذكر شده، برآورد.

وي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت را غيرممكن خواند و با اشاره به اظهارات اخير منتشر شده از جانب منابع ديپلماتيك مبني بر آن كه مسئله توليد سوخت در ايران در پيشنهاد آخر اروپا به كشورمان لحاظ نشده است، تاكيد كرد: اين با هيچ منطقي سازگار نيست كه ما فعاليت هاي هسته اي مان را دو سال به حال تعليق نگه داريم و بعد از آن، دانش و فن آوري هسته اي مان را از دست بدهيم، ايران پروتكل الحاقي را امضا و داوطلبانه اجرا كرد تا اين دانش حفظ شود.

سعيدي به طرف اروپايي توصيه كرد: اروپا بهتر است پيش از اين كه ايران را به ارجاع به شوراي امنيت تهديد كند، تعهداتش را كه در بيانيه پاريس ذكر شده، برآورد.

وي تاكيد كرد: از نظر ما طرحي كه ايران در اوايل سال جاري به اروپا ارايه داد، مجموعه كاملي از نقطه نظرات ايران و اروپا بود كه هم مي توانست نگراني هاي كشورهاي اروپايي را كاملا رفع نمايد و هم اين كه ايران را از دانش سوخت هسته اي و توليد سوخت هسته اي بهره مند نمايد.

... اين با هيچ منطقي سازگار نيست كه ما فعاليت هاي هسته اي مان را دو سال به حال تعليق نگه داريم و بعد از آن، دانش و فن آوري هسته اي مان را از دست بدهيم، ايران پروتكل الحاقي را امضا و داوطلبانه اجرا كرد تا اين دانش حفظ شود...

سعيدي خاطرنشان كرد: با وجود آن كه ايران با حفظ تعليق به رسيدن به توافق با اروپا اميد بسته بود، اما در حال حاضر به نظر مي رسد كه اين طرف حاضر نيست شرايط ايران را بپذيرد و خلاف آنچه در بيانيه اكتبر، توافق پاريس يا مذاكرات دسامبر گذشته در بروكسل و هم چنين مذاكرات اخير در ژنو يا لندن قول داده، عمل مي كند.

وي ادامه داد: طرف اروپايي در اين مقاطع قول داده بود طرحي را به ايران ارايه كند كه حقوق كشورمان در دارا بودن دانش و توليد سوخت هسته اي به رسميت شناخته شده و حفظ شود.
معاون امور بين الملل سازمان انرژي اتمي درباره راه اندازي تاسيسات فرآوري اورانيوم در اصفهان گفت: تمام كارشناسان سازمان انرژي اتمي براي راه اندازي مجدد تاسيسات آمادگي كامل دارند و اين مجموعه قادر است با ظرفيت كامل و همانند يك تاسيسات صنعتي هسته اي به انجام توليد روزانه اش بپردازد.

اين اقدام ايران نگراني شديد اتحاديه اروپا را برانگيخته است. در همين زمينه ايلنا به نقل از روزنامه آلماني «فرانكفورتر آلگماينه» نوشت: خاوير سولانا در نامه اي به مالزي از اين كشور خواسته است در زمينه متقاعد ساختن ايران به حفظ تعليق وساطت كند. اين روزنامه نوشت: نامه سولانا روز جمعه به مالزي تسليم شد.

تمام كارشناسان سازمان انرژي اتمي براي راه اندازي مجدد تاسيسات آمادگي كامل دارند و اين مجموعه قادر است با ظرفيت كامل و همانند يك تاسيسات صنعتي هسته اي به انجام توليد روزانه اش بپردازد.

ايران پيش از اين نيز از زبان سيدمحمد خاتمي و حسن روحاني با قاطعيت اعلام كرده بود كه هيچ مهلت جديدي در اختيار طرف اروپايي قرار نخواهد داد و حداكثر به گفته علي آقا محمدي- دبير كميته اطلاع رساني شوراي عالي امنيت ملي- تا ساعت 5 بعدازظهر روز يكشنبه 31 جولاي (12 و 30 دقيقه به وقت گرينويچ) منتظر دريافت پيشنهاد اروپاست. بعلاوه مقامات جمهوري اسلامي ايران تأكيد كرده بودند اگر در آنچه اروپا به ايران ارائه مي كند راه حلي براي موضوع چگونگي توليد سوخت در ايران در نظر گرفته نشده باشد، بدون هيچ ترديد آن را رد خواهد كرد.
سابقه ماجرا

سابقه موضوع مبادله طرح هاي جامع ميان ايران و اروپا به ماه مارس (فروردين 1384) باز مي گردد. در سوم فروردين ماه پس از آنكه جمهوري اسلامي ايران به اين نتيجه رسيد كه مذاكرات به حد كافي انجام شده و ديگر لزومي به ادامه آن به شكلي كه تا آن روز پيش رفته بود وجود ندارد، طرح جامعي به اروپا ارائه كرد كه نشان مي داد ايران چگونه مي تواند حقوق خود در زمينه توليد سوخت هسته اي را عملياتي كند و در ضمن آن اطمينان لازم درباره صلح آميز باقي ماندن اين فعاليت ها را براي دنيا فراهم بياورد. اروپايي ها پس از دريافت طرح ايران مدتي مهلت خواستند تا آن را مطالعه و موضع خود را در قبال آن بيان كنند. پس از برگزاري يك جلسه كارگروه هسته اي در اواخر ماه مارس، بالاخره اروپا مخالفت نهايي خود را با طرح پيشنهادي ايران در جلسه ماه آوريل كميته راهبري مذاكرات بيان داشت. پس از اين اعلام موضع اروپا و در حالي كه ايران بر مبناي تصميمي از پيش اتخاذ شده كاملاً آماده راه اندازي كارخانه تبديل اورانيوم در اصفهان بود، وزراي خارجه 3 كشور اروپايي و خاور سولانا، حسن روحاني را در اواخر ماه مي به ژنو دعوت كردند و مهلتي دوباره اين بار براي آنكه خود طرحي به ايران پيشنهاد كنند، درخواست كنند.

پس از مدتي كش و قوس زماني به اندازه 2 ماه (تا پايان ماه جولاي) در اختيار اروپا قرار گرفت تا براي چندمين بار ميزان صداقت و جديت اروپا براي دستيابي به راه حلي مرضي الطرفين با ايران سنجيده شود. روز گذشته اين مهلت آخر اروپا نيز به سر آمد و ايران اسلامي پس از آنكه به بهترين شكل ممكن حسن نيت خود را به جامعه جهاني ابراز داشت و هيچ راه نرفته اي را باقي نگذاشت، تصميم گرفت براي ايجاد وضعيتي متعادل در مذاكرات بخشي از فعاليت هاي معلق شده خود را در اصفهان از سر بگيرد.


اروپا با غني سازي اورانيوم در ايران مخالف است

خبرگزاري فرانسه گزارش داد يك ديپلمات اروپايي كه به نام وي اشاره اي نشده است همچنين گفت اگر ايران اقدام تحريك كننده از سرگيري تبديل را كه سنگ معدن اورانيوم به گاز يعني ماده اوليه غني سازي را عملي كند سه كشور اروپايي آمادگي دارند به روند مذاكرات پايان دهند و خواستار نشست فوري شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي شوند كه مي تواند منجر به ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد شود.

وي به خبرگزاري فرانسه گفت اگر ايران بپذيرد چرخه سوخت را پيگيري نكند مشوق هاي سودمندي مانند برنامه ايمن توليد برق هسته اي را پيشنهاد خواهند كرد.
بعلاوه حميدرضا آصفي هم گفت: «به نظر مي رسد در پيشنهاد اروپا غني سازي وجود ندارد.»
اروپايي ها چه مي گويند

اجرايي شدن تصميم ايران درباره راه اندازي كارخانه UCF اصفهان كه از زمان امضاي توافقنامه پاريس در ماه نوامبر 2004 معلق بوده است، واكنش هايي را از جانب مقامات و ديپلمات هاي اروپايي برانگيخته است.

در اولين واكنش ها يك ديپلمات اروپايي كه نخواست نامش فاش شود به خبرگزاري فرانسه گفت: تهديد جدي ايران براي از سرگيري فعاليت هاي غني سازي هسته اي در صورت عدم ارائه پيشنهادي سازنده از سوي اروپا، موجب نگراني شديد اروپا شده است.

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از خبرگزاري فرانسه، يك ديپلمات اروپايي نزديك به مذاكرات هسته اي ايران و اروپا تصريح كرد كه تصميم ايران براي از سرگيري غني سازي اورانيوم در صورت عدم وفاي به عهد اروپا در ارائه راه حلي سودمند به منظور راضي كردن ايران و تامين خواست هاي اروپا، «فشاري كاملا آشكار» بر اروپا خواهد بود.

ايران پيشتر نيز اعلام كرده بود در صورتي كه تا پايان وقت اداري ديروز (30:12به وقت گرينويچ) پيشنهاد اروپا به ايران با هدف پايان دادن به بن بست هسته اي بدست آنها نرسد، از امروز دوشنبه فعاليت هاي مرتبط با غني سازي اورانيوم را از سر خواهند گرفت.

اين ديپلمات اروپايي كه خواست نام وي فاش نشود در گفت وگو با خبرگزاري فرانسه گفت: «تهديد ايران فشار آشكاري بر اروپا است و باعث مي شود كه ما نگراني خود را از اين فشار بيان كنيم.»
وي مدعي شد سه كشور اروپايي درگير در پرونده هسته اي ايران در حال آماده كردن پيشنهادات خود در زمينه هاي تجاري، تكنولوژي و امنيتي، به عنوان انگيزه هايي در ازاي تضمين عيني صلح آميز بودن برنامه هاي هسته اي ايران، هستند.اين منبع ديپلماتيك اعلام كرد: «پيشنهاد اروپا تا پيش از 7 اوت (16مرداد) به ايران ارايه مي شود و ما از ايرانيان خواسته ايم اين پيشنهاد را مطالعه كرده و تا پيش از مطالعه آن هيچ اقدامي برخلاف قطعنامه پاريس انجام ندهند.»وزارت خارجه انگليس نيز از تلاش خود براي ارائه طرح جامع به ايران طي هفته جاري خبر داد.اين وزارتخانه اعلام كرد: سه كشور اروپايي طي هفته جاري پيشنهادشان را در خصوص مساله هسته اي به ايران ارايه خواهند داد.به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از پايگاه اينترنتي المحيط، وزارت امور خارجه انگليس در بيانيه اي آورده است: وزراي خارجه كشورهاي انگليس، آلمان و فرانسه و نماينده عالي اتحاديه اروپا، طي نامه اي به مذاكره كننده ارشد پرونده هسته اي ايران تاكيد كردند كه پيشنهاد آنها كامل و مفصل است و طي هفته جاري به ايران ارايه خواهد شد.


اين بيانيه افزود: اگر ايراني ها اصرار داشته باشند، به عنوان اولين گام مشورت هاي سريعي را با ساير اعضا در آژانس بين المللي انرژي اتمي آغاز خواهيم كرد.وزارت خارجه انگلستان همچنين روز يكشنبه با انتشار بيانيه اي از قول يكي از سخنگويان خود درباره احتمال از سرگيري فعاليت هاي هسته اي در ايران اطمينان داد.ايرنا از لندن گزارش داد: براساس رويه مرسوم، بيانيه هاي مهم وزارت خارجه انگليس از قول وزير خارجه و يا معاون امور خاورميانه اي وي منتشر مي شود. در اين بيانيه با اشاره به تهديد ايران در مورد از سرگيري فعاليت تبديل اورانيوم در پايگاه هسته اي اصفهان، هشدار داده شده است: اين اقدام يك گام غيرضروري و مخرب از سوي ايران محسوب مي شود.وزارت خارجه انگليس توقف فعاليت هسته اي در اصفهان را مبتني بر قطعنامه شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي و توافقنامه ماه نوامبر سال 2004 پاريس ارزيابي كرده است. وزارت خارجه انگليس در بيانيه خود تاكيد كرده است كه وزيران خارجه سه كشور اروپايي و نمايندگي عالي اتحاديه اروپا به تازگي در نامه اي به «حسن روحاني» دبير شوراي عالي امنيت ملي به وي اعلام كرده اند كه پيشنهادهاي جديد در عرض يك هفته به تهران ارايه خواهد شد.در اين بيانيه تصريح شده است: طرف هاي مذاكره با ايران به دنبال مشخص كردن مقصود تهران از تهديد براي از سرگيري فعاليت هاي هسته اي هستند.


وزارت خارجه انگليس هشدار داده است: ما به آنان (ايران) تصريح مي كنيم كه هيچ گام يك جانبه اي را كه مغاير توافقنامه پاريس باشد، برندارند (زيرا) چنين اقدامي ادامه مذاكرات ميان سه كشور اروپايي و ايران را بسيار مشكل خواهد كرد.در پايان اين بيانيه آمده است: چنانچه ايران پافشاري كند ما در نخستين قدم با شركاي خود در شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي رايزني خواهيم كرد.


 
کلاهمان را پس می گيريم که پولمان را پس بدهند
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

کلاهمان را پس می گيريم تا ديگر کسی جيبمان را نزند ! فکر می کرد که اگر کلاهمان را بردارد حواسمان از جيبی که زده منحرف می شود . نه !

ما کلاهمان را می خواهيم اما حواسمان به پولمان است. کلاهمان - يو سی اف - را پس می گيريم تا کسی ديگر جيبمان - چرخه سوخت - را نزند ! بعد از کلاه ، نوبت پولهای دزدی است که بايد رد کند بيايد !

در نامه ايران به آژانس تاكيد شد:

راه‌اندازي UCF اولين گام‎ آغاز دور جديد فعاليتهاي‎ صلح‎آميز هسته‎اي ايران است

خبرگزاري فارس: نامه‎‎ جديد ايران به مديركل‎ آژانس‎ بين‎ المللي‎انرژي‎‎ هسته‎‎اي براي راه‌اندازي تاسيسات هسته‌اي UCF اصفهان امروز دوشنبه در دبيرخانه‎ آژانس‎ ثبت‎ رسمي‎‎ مي‌شود.

 

به گزارش خبرگزاري فارس متن نامه‎‎ ايران‎‎ به آژانس بين‎ المللي‎انرژي‎‎ هسته‎‎اي كه امروز از سوي سيروس ناصري به آژانس ارائه مي‌شود، به اين شرح است‎: «ايران آژانس‎ بين‎المللي‎‎‎ انرژي‎ اتمي و قواعد حقوقي بين‎المللي‎ براي‎‎‎ منع‎ گسترش‎ سلاحهاي هسته‎اي را اصلي‎‎ترين‎‎ مرجع‎ در اين زمينه‎ مي‌شناسد و بر همين‎‎ اساس‎‎ با حضور كارشناسان آژانس فعاليت‎‎ تاسيسات هسته‎اي‎ اصفهان‎ را در اولين‎ گام‎ دور جديد فعاليتهاي‎ صلح‎آميز هسته‎اي‎ آغاز مي‌كند.»


در كارخانه فرآوري اورانيوم اصفهان چهار نوع سوخت اورانيوم طبيعي با غناي طبيعي، اورانيوم فلزي با غناي 7 و 19 درصد، پودر UO2 با غناي طبيعي و پودر UO2 با غناي 5 درصد و نيز محصول جانبي گاز UF6 با غناي طبيعي براي استفاده در راكتورهاي توليد انرژي هسته‌اي الكتريكي كشور توليد مي‌شود.


غير از مراحل خالص سازي اوليه كه در معدن انجام مي‌پذيرد و نيز غني سازي UF6، تمام مراحل مربوط به چرخه سوخت هسته‌اي Nuclear Fuel Cycle در كارخانه CUF Uranium Conversion Facility اصفهان انجام مي‌پذيرد.
اين‎‎‎ نامه‎‎‎ دومين نامه ايران بـه مديركل‎ آژانس‎ بين‎المللي‎ انرژي‎‎ هسته‎‎اي در يك‎ هفته اخير است‎ و بازرسان‎‎ آژانس‎ در تهران قرار است امروز‎ به‎ محض‎ تقديم اين‎ نامه‎‎ براي‎ نظارت‎ برفك‎ پلمپ‎ها و تنظيم‎ صورتجلسه‎ هاي‎ متعارف‎ فني‎ به‎ اصفهان‎ سفر كنند.


قرار است در ادامه آغاز دور جديد فعاليتهاي‎ صلح‎آميز هسته‎اي علاوه بر راه‌اندازي سايت‌هاي zpp و UCF اصفهان، بخشي از فعاليتهاي هسته اي ايران در سايت نطنز نيز به زودي آغاز شود.
در پي‎ تصميم‎ ايران‎ براي‎‎ از سرگيري بخشي‎ از فعاليت‌هاي‎‎ هسته‎ اي خود در اصفهان‎، بهاي‎ نفت‎ روز دوشنبه‎ از مرز 60 دلار در بشكه‎ فراتر رفت.


 
نگاهی از درون
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

بد نيست تا با هم ، نگاهی از درون بلوک غرب ، و خصوصا آمريکا بياندازيم به ادعاها و موضع گيری های رهبران آمريکا در خصوص تهديد ايران به درگيري نظامی. هنر گوياترين کلام و طنز ، ماندگار ترين هنرها است و زبان کاريکاتور از گوياترين و رساترين زبانهای هنری است.

منبع : سايت http://cagle.slate.msn.com/news/WarwithIran/

____________________________

GROUP: WAR WITH IRAN?

نظامی آمريکايی در حال فرورفتن در باتلاق عراق به ايران هشدار می دهد که هدف بعدی او است.

رهبر نظاميگرای آمريکا ، مردد از برداشتن يا گذاشتن گامهای قبلی وبعدی

خانم رايس ، به نمايندگی از تيم ميليتاريست کاخ سفيد به ايران هشتاد می دهد که بعدی او خواهد بود.

چوب خط تعداد کشته های آمريکايی روی بنده هواپيما !

______________________________________________

GROUP : WHERE`S OSAMA?

با برنده شدن بوش ، برای چهار سال ديگر در امنيت بسر خواهم برد !

- ... بله ، و بعد از اينکه بما حمله کردند ما هيچ انتخابی نداشتيم جز آنکه بياييم و بگيريمشان !
- عراقيها بشما حمله کردند ؟‌
- راستش ... نه دقيقا ، اما مهم نيست. مهم اينکه که ما الان اينجاييم و حالا حالا ها هم بيرون نمی ريم !
- انوقوت اسامه بن لادن چی می شه ؟
- کی ؟
- بن لادن ! همونی که لاغر و بلند قده  ولباس يکدست سفيد می پوشه ؟!
- آهان ! اون . ببين فعلا که منو اينجا ميخ کوب کردن و من نمی تونم پاشم دنبال اون بدوم !

 


 
UCF اصفهان بازگشايی شد.
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

فعاليت سايت هسته‌اي UCF اصفهان از اين هفته آغاز مي شود

خبرگزاري فارس: با ابلاغ نامه ايران به آژانس بين المللي انرژي اتمي و به دليل نقض توافقنامه پاريس از سوي اروپا فعاليت سايت هسته‌اي UCF اصفهان از اين هفته آغاز مي‌شود.

يك منبع اگاه با اعلام اين مطلب به خبرگزاري فارس گفت: بر اساس تصيميم مسئولان عالي رتبه كشور و با توجه به عدم همراهي اروپا جهت در نظر گفتن حداقل مسائل مورد نظر ايران در طرح پيشنهادي، با ابلاغ نامه ايران به آژانس بين المللي انرژي اتمي فعاليت سايت هسته‌اي UCF اصفهان قبل از پايان دوره دولت سيد محمد خاتمي آغاز مي شود.

وي افزود: در حال حاضر يكي از اعضاي تيم مذاكره كننده هسته‌ايران براي ابلاغ اين نامه به ژنو رفته و تصميم ايران درباره آغاز فعاليت UCF تا پايان هفته اجرايي خواهد شد.
اين منبع آگاه اضافه كرد: علاوه بر آغاز فعاليت هسته‌اي ايران در اصفهان، احتمالاً به زودي بخشي از فعاليتهاي هسته‌اي سايت نطنز نيز آغاز خواهد شد.

در حال حاضر يكي از اعضاي تيم مذاكره كننده هسته‌ايران براي ابلاغ اين نامه به ژنو رفته و تصميم ايران درباره آغاز فعاليت UCF تا پايان هفته اجرايي خواهد شد.

علي آقامحمدي مسول كميته اطلاع رساني شوراي عالي امنيت ملي امروز با اشاره به حضور سفيران سه كشور اروپايي در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي در تهران و درخواست آنان براي تعويق زمان ارائه طرح اروپا به ايران تا 16 مرداد گفته بود: بعد از بررسي‌ها مقرر شد ، از آنجا كه طبق قرار طرح اروپا مي‌بايست تا اول اوت (دهم مرداد) ارائه شود و از سوي ديگر طبق اطلاعات رسيده، در اين طرح حداقل خواسته هاي اصلي جمهوري اسلامي ايران كه طي پيام دكتر روحاني به اطلاع سه كشور اروپايي رسيده بود، وجود ندارد لذا به نظر مي‌رسد كه بدون تغيير در قرار قبلي ايران و اروپا، اول اوت آخرين فرصت اروپايي‌ها است تا طرح خود را كه حاوي حداقل خواسته هاي ايران است ارائه كنند.

سيد محمد خاتمي رئيس جمهور پيش از اين با اشاره به اينكه فعاليت‌هاي هسته اي در اصفهان مشمول تعليق فعاليت‌هاي غني سازي نيست، از راه انداري اين تاسيسات در آينده نزديك خبر داده بود.
علي لاريجاني نماينده مقام معظم رهبري در شوراي عالي امنيت ملي هفته گذشته از خاتمي خواسته بود تا قبل از پايان دوره دولت خود فعاليت هاي صلح آميز هسته‌اي ايران را كه در حال حاضر در تعليق به سر مي‌برد، از سر بگيرد.

 

 

ايران براي اروپا تا روز دوشنبه ضرب الاجل تعيين كرد

خبرگزاري فارس: يك مقام مذاكره كننده اتمي ايران با اتحاديه اروپا گفت، ايران براي اروپا تا روز دوشنبه ضرب الاجل تعيين كرد پيشنهادات خود را درباره برنامه اتمي ارائه كند.

به گزارش فارس، علي آقا محمدي سخنگوي شواري عالي امنيت ملي ايران به خبرگزاري فرانسه گفت :«ايران هيچ تاخيري را در ارائه پيشنهادات اروپا نمي پذيرد.»

ايران به اروپا تا دوشنبه فرصت داد، پيشنهادات هسته‌اي خود را ارائه كند

خبرگزاري فارس: سخنگوي شوراي عالي امنيت ملي ايران تاكيد كرد ايران براي اتحاديه اروپا تا روز دوشنبه ضرب‌الاجل تعيين كرد تا پيشنهادات هسته‌اي خود را ارائه كند.

به گزارش فارس ، علي آقامحمدي در گفت و گو با خبرگزاري فرانسه تصريح كرد:«ايران هيچ تاخيري را در ارائه اين پيشنهادات نمي‌پذيرد.»
نمايندگان سه كشور اروپايي در پيامي به وزارت امور خارجه ايران اعلام كردند اروپا تا هفتم آگوست پيشنهادات هسته‌اي خود را براي متقاعد ساختن ايران جهت توقف برنامه اتمي، ارائه خواهد كرد.
آقامحمدي افزود:«پس از بررسي اين پيام ، ايران به اين نتيجه رسيد پيشنهادات اروپا بايد تا اول آگوست ارائه شود.»
اتحاديه اروپا روز سه شنبه اعلام كرده بود پيشنهادات خود را پس از سوم آگوست يعني تفويض محمود احمدي نژاد رئيس جمهور منتخب ايران ارائه خواهد كرد.
جمهوري اسلامي ايران با تاكيد بر حق خود براي برخورداري از فن‌آوري صلح آميز هسته اي تصريح كرده است اگر در پيشنهاد اروپا اين حق لحاظ نشود،‌ آن را نخواهد پذيرفت.

ديپلماتهاي اروپايي:

ايران ممكن است به طور ناگهاني مذاكرات هسته‌اي با اروپا را قطع كند

خبرگزاري فارس: يك روزنامه انگليسي به نقل از ديپلماتهاي اروپايي نوشت: «ايران ممكن است با از سرگيري بخشهايي از برنامه هسته‌ايش در هفته جاري، به طور ناگهاني به مذاكرات هسته‌اي با اتحاديه اروپا خاتمه دهد.»

به گزارش فارس، «فايننشال‌تايمز» در شماره امروز خود افزود: «مقامات اتحاديه اروپا در حال كار بر جزئيات نهايي پيشنهاد كمك به ايران در زمينه‌هاي هسته‌اي، اقتصادي و سياسي تا زماني هستند كه اين كشور از فناوريهايي كه در ساخت سلاح هسته‌اي كاربرد دارد، رويگردان شود.» بنا بر اين گزارش، اما بيانيه‌هاي اخير ايران نگراني اروپاييها را در اين خصوص بر انگيخته است كه تهران ممكن است در آستانه از سرگيري فعاليت در نيروگاه تبديل اورانيومش باشد كه نقش اوليه در چرخه سوخت هسته‌اي دارد.

بر اساس گزارش فايننشال تايمز، محمد خاتمي، رييس جمهوري ايران هفته گذشته اعلام كرد ايران "قطعا" كار در نيروگاه اصفهان را بدون توجه به پيشنهادهاي فرانسه،‌ آلمان و انگليس از سر مي‌گيرد. اين در حالي است كه رييس جمهوري كشورمان روز چهار شنبه در جمع خبرنگاران داخلي و خارجي با بيان اينكه اگر توقف غني‌سازي در طرح اروپا باز هم مطرح شود از همين حالا مردود است، گفت: «قطعاً روزي و روزگاري مساله غني‌سازي طبق اصل مهم حق ملت ايران انجام خواهد شد.»

وي گفت: «پرونده هسته‌اي ايران بسيار روشن است و ايران به هيچ وجه از فعاليت‌ هسته‌اي صلح‌آميز دست بر نمي‌دارد و داشتن چرخه سوخت را حق مسلم خود مي‌داند و خوشبختانه به صورت رسمي اعلام كرده‌ايم كه در عين همكاري‌هاي داوطلبانه، هيچ انحرافي در اين فرآيند وجود ندارد.»
خاتمي تاكيد كرد: «به اروپايي‌ها اعلام كرده‌ايم كه نه تعليق دائمي است و نه توقف فعاليت‌هاي هسته‌اي كارخانه اصفهان تداوم خواهد يافت و بناي ما بر اين بود كه در جلسه‌اي كه دو سه ماه پيش برگزار شد پيشنهاد اروپايي‌ها را دريافت كنيم، ولي عملي نشد.»

خاتمي گفت: «اروپايي‌ها مطرح كردند كه نيازمند چهار ماه فرصت هستيم ولي قبول كردند تا پايان ژوئيه يا اوايل اوت، طرح جامع خود را به ايران ارائه دهند كه ما هم منتظر طرح پيشنهادي اروپا هستيم.»

رييس جمهوري خاطرنشان كرد: «ما به اروپايي‌ها گفته‌ايم اگر توقف غني‌سازي در طرح اروپا باز هم مطرح شود از همين حالا مردود است و ايران انتظار داشت و دارد كه حق مسلم ما براي راه‌اندازي اصفهان و فعاليت‌هاي آغازين كارخانه نطنز به رسميت شناخته شود كه با همكاري خود اروپا آن را عملي كنيم.» رييس شوراي عالي امنيت ملي تاكيد كرد: «ضرب الاجل توافق ما با آنها براي ابراز حسن نيت‌مان توقف فعاليت‌هاي اصفهان تا ارائه طرح از سوي اروپا بود كه منتظر آن بود، ولي اين فعاليت‌ها در اصفهان شروع مي‌شود زيرا هيچ مانعي نداشته در چارچوب طرح تعليق غني‌سازي براي ايجاد اورانيوم 5/3 درصد نيست.»

فايننشال تايمز در ادامه به نقل از يك سخنگوي انگليسي درباره تاكيد ايران به از سرگيري بخشي از فعاليت‌هاي هسته‌ايش نوشت: «چنين اقدامي نقض توافقنامه پاريس خواهد بود اما تا زماني كه اين اقدام انجام شود، هيچ اظهارنظري صورت نخواهد گرفت.» بر اساس اين گزارش، در چنين شرايطي اتحاديه اروپا پيشنهاد خود را مطرح نخواهد كرد كه قرار بود بزودي پس از مراسم تحليف محمود احمدي‌نژاد،‌ رييس جمهوري منتخب ايران اعلام شود.


اين روزنامه انگليسي نوشت: «ايران روز دوشنبه را به عنوان مهلت ارائه پيشنهادهاي اتحاديه اروپا مطرح كرده است.» به نوشته اين روزنامه، مخالفان تعليق غني‌سازي اورانيوم در ايران با تكيه بر پيروزي احمدي‌نژاد در انتخابات رياست جمهوري ايران به توافق اخير آمريكا براي فراهم كردن فناوري هسته‌اي به هند اشاره كرده‌اند كه خارج از قانون منع گسترش تسليحات هسته‌اي به توليد سلاح اتمي مبادرت كرده است.

بر اساس اين گزارش، انتظار گسترده اين است كه علي‌ لاريجاني، رييس سابق سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي به عنوان مذاكره‌كننده برجسته‌ هسته‌اي ايران برگزيده شود. لاريجاني گفته است ايران در صورت دست كشيدن از برنامه هسته‌ايش در ازاي امتيازات تجاري، «مرواريد را با آب‌نبات» معاوضه كرده است.

به نوشته فايننشال‌تايمز، پيشنهاد اروپا قرار است راه را براي دگرگوني روابط بين ايران و غرب باز كند. پيش از اين خبرگزاري رويترز در گزارشي اعلام كرده بود سه كشور قدرتمند اروپا قرار است هفته آينده پيشنهادهاي محدودي را شامل امتيازات هسته‌اي، اقتصادي و سياسي به ايران ارائه كنند.

بنابر اين گزارش، ديپلماتهاي اتحاديه اروپا گفتند پيشنهاد اروپا در صورتي ارائه مي‌شود كه ايران با تعليق قطعي غني‌سازي اورانيوم، بازفرآوري سوخت هسته‌اي و فعاليتهاي مربوطه موافقت كند. ايران فعاليتهاي چرخه سوخت هسته‌اي را به عنوان حق خود بر اساس پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته‌اي مي‌داند و اعلام كرده است قصد استفاده صلح‌آميز از اين انرژي را دارد.

به گفته مقامات، مذاكره‌كنندگان اروپايي اميدوارند ايران را ترغيب به خاتمه تلاشهايش براي توليد سوخت هسته‌اي در ازاي كمك بيشتر به اقتصاد اين كشور كنند. آنها گفتند پيشنهاد اتحاديه اروپا شامل سه بخش است:
1. ارائه سوخت تضمين‌شده به قيمت بازار براي نيروگاه هسته‌اي غيرنظامي در بوشهر كه در حال تكميل است و همچنين براي نيروگاههايي كه در آينده ساخته مي‌شوند.
2. همكاري گسترده اقتصادي شامل احتمالا اين مساله كه شركت‌هاي اروپايي فناوري هسته‌اي صلح‌آميز و هواپيما براي خطوط هوايي ملي فرسوده ايران فراهم كنند.
3. تعهد براي شركت دادن ايران در گفت‌وگوها در خصوص امنيت جهاني و منطقه‌اي شامل سياست‌هاي مربوط به همسايگانش در عراق و افغانستان.


 
وقتی خودتون اينجوری می گيد...
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

اين ها را کی نوشته ؟

کسی غير از حسين درخشان؟!

همه‌ی حرفها درست، یک نفر برای من توضیح بدهد اگر گنجی هنوز پس از چهل و سه روز در اعتصاب غذاست پس چطور می‌تواند راه به راه نامه های به اين بلندی بنویسد؟پس یا واقعا گنجی سوپرمن است و بدنی بیش از معمول قوی دارد (آدم‌های عادی پس از حدود سی و سه روز بیهوش می‌شوند)، یا اینکه کسی دیگر این نامه‌ها را برایش می‌نویسد. حالت سوم را هم نمی‌گویم که بیشتر از این فحش نخورم.

مثل تمام جريانات ضد انقلاب ، در حوزهء وبلاگ هم ، ضد انقلاب وقتی دو نفر است اختلاف می کند و وقتی ۳ نفر می شود ، انشعاب ! اصلا من کاری به بحثهای سبک و بی مغزشماها ندارم . می خواهم بپرسم اگر اين حرفها را از يک حزب اللهی می شنيديد چی می گفتيد ؟

 

گنجی که عمری را در مسئوليتهای مهمی در وزارت فخيمهء اطلاعات سپری کرده و در کنفرانس برلين هم خود ضد انقلاب نگذاشتند حرف بزند ، چون سابقه ء سپاه و وزارت اطلاعات داشت ، حالا شده کسی که برايش لوگو می سازند و نظام را تهديد می کنند !

بقول يکی از بچه ها خانم جيمزباند حقوق بشری هم از پشت بام بيمارستان ميلاد با کمک يک احتمالا سارق يا هر چيز ديگر بوسيلهء يک شاه کليد از راه پله های اظطراری بيمارستان می خواسته بالا ی سرش حاضر شود . خب يکی هم بمن بگويد چرا. چرا يواشکی ؟ چرا دور از چشم ماموران و مردم ؟ چرا وقتی دستگير شده چهرهء خود را پوشانده ؟

ماجرا چيست ؟ اين بنده خدا که زبون بسته اسم هم ندارد بجای اسم برای خودش ... را انتخاب کرده آمده و ما را در صورت مرگ گنجی ، تهديد می کند .

چه خبر است . خب اگر خبری هست زودتر بگوييد ! بازی ترور جديدی را شروع کرده ايد ؟ سعيد حجاريان دوم قرار است ساخته شود ؟ قتلهای زنجيره ای بعدی ؟...  مطوئنا خبری است . زودتر بگوييد که گوش ماها حسابی تيز شده .


 
عمليات مرصاد سند افتخار و پایداری
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

لحظه نگاري دفاع مقدس ،عمليات مرصاد

با تشکر از سايتهای شريف نيوز و شهيد آوينی

« سردار مقدم » در گفتگویی عنوان کردند : در شرايطي که منافقين تصور مي کردند از همه چيز عبور کرده اند و ديگر هيچ چيز پيشروي آنان را به سمت تهران مختل نمي کند، ناگهان خود را در کمينگاه نيروهاي اسلام ديدند

سردار مقدم يکي از فرماندهان عمليات مرصاد  در گفتگو با گروه دفاع مقدس خيرگزاري مهر پيرامون شرايط سياسي و اقتصادي ايران درهنگام پذيرش قطعنامه و پيش از عمليات مرصاد گفت:  شرايط براي کشور سخت شده بود و ما هيچ وامي در اختيار نداشتيم، وزير بازرگاني اعلام کرده بود که سيلوهاي ما فقط براي يک يا دو ماه بيشتر گندم ندارد و وزارت نفت اظهار داشته  بود ذخيره سوخت براي سه روز بيشتر باقي نمانده است. و اين در حالي بود که صدام و منافقين با وام هاي بي حساب وکتاب روبرو بودند.

 اين فرمانده درباره تشريح وضعيت جبهه هاي جنوب و غرب کشور گفت: در روزهاي قبل از عمليات مرصاد طبق تقسيم بندي فرماندهان دفاع مقدس، جبهه جنوب در اختيار سپاه ومنطقه عملياتي غرب دراختيار نيروهاي ارتش بود و همين ايام بود که حضرت امام (ره ) پذيرش قطعنامه را در دستور کار وزارت امور خارجه قرار داد .ومتاسفانه همه اينها در حالي صورت گرفت که صدام  موتور تبليغات خود را روشن ساخت و جار زد ما  خواهان صلح هستيم و قطعنامه را پذيرفته ايم و رژيم ايران جنگ طلب است واز سويي ديگر به ناگهان حملات وسيعي را شروع کرد و شهرهايي را مورد تهاجم قرار داد که  اول جنگ هم سقوط نکرده بود براي مثال شهر سر پل ذهاب طي اين تهاجمات مورد تصرف دشمن قرار گرفت. و در جنوب نيز از رود کارون گرفته تا منطقه فکه و حتي بخشي از جاده اهواز - خرمشهر هم ازآسيب دشمن در امان نماند.

 وي  افزود: خيلي شفاف نبود که عراق با اين حملات چه اهدافي دارد، تصور نظامي ما اين بود که عراق براي پوشش عفب نشيني اين کارها را انجام مي دهد . ولي حقيقت  اين بود که صدام  اهداف شومي را دنبال مي کرد . از آنجمله مي خواست با اين تهاجمات بر سهولت دستيابي منافقين به تهران انگشت گذارد.

درهممين اثنا،  منافقين با تمام توان رزمي و غير رزمي خود از خط عبور کردند و از تنگه پاتاق تا منطقه چهار زبر در 34 کيلومتري کرمانشاه را با سرعت خيلي زياد طي کردند .

سردار مقدم  درباره علل پيش روي منافقين تا منطقه چهار زبر گفت : تدبيري که در آن روزگار انديشه شد وجود يک برنامه ريزي  کاملا منظم بود. ماتصميم گرفتيم فرصت دهيم که  منافقين به جايي برسند که نيروهاي رزمنده کشورمان در آنجا برتري نسبي داشته باشند . و در شرايطي که منافقين تصور مي کردند که از همه چيز عبور کرده اند و ديگر هيچ چيز پيشروي آنان را مختل نمي کند، در منطقه (چهار زبر)34  کيلومتري کرمانشاه ،  با خاکريز و يک خط دفاعي مستحکم مواجه شدند.  با تدبير اين استراتژي نظامي نيروهاي خودي موفق شدند ضرباتي را به عقبه دشمن وارد سازند ودرنهايت آنان را منهدم کنند.

وي درباره علت نامگذاري اين عمليات با اين اسم خاطر نشان ساخت:  کلمه " مرصاد"  از همين قالب طراحي دفاع گرفته شده  زيرا منافقين در کمين برنامه ريزي شده رزمندگان اسلام گرفتار شدند و در منطقه چهار زبر به دام افتادند. اين عمليات سه روز به طول انجاميد که در روز اول هدف سد کردن هجوم منافقين بود . در روز دوم حرکت نيروي زميني صورت گرفت که با پشتيباني بسيار قوي نيروي هوايي و هوانيروز همراه شد و در روز سوم يگان هاي منافقين به کلي منهدم شد.

 وي درباره علل اينکه چرا در روز اول عمليات نيروي هوايي وارد عمل نشد گفت: در آن زمان پايگاه نوژه بمباران شده بود و انجام عمليات پاکسازي باند فرود قدري فرصت را از ما گرفت و به همين دليل نيروي هوايي با يک روز تاخير عمليات را ادامه داد. در آن زمان که اين تهاجم توسط منافقين و با حمايت صدام صورت پذيرفت ما بيشترين اعزام نيروي بيسجي را شاهد بوديم و نمونه آن هم در طول دوران دفاع مقدس هيچگاه اتفاق نيفتاد .

مرصاد ، جلوه ء پايداری

فرمانده هوانیروز كرمانشاه گفت: «منافقین بدانند تا روزی كه اسلحه به دست گرفته‌اند سرنوشتی جدا از دوستان خود در مرصاد نخواهند داشت.»

سرهنگ خلبان حمید جعفری روحی در گفت‌وگو با ایسنا، به تشریح ابعاد مختلف عملیات غرورآفرین مرصاد پرداخت و با گرامی‌داشت سالروز این عملیات، گفت: «در سال 67 و در عملیات مرصاد شاهد تحقق این آیه وحی بودیم كه خداوند در كمین‌گاه است و هیچ زمانی دشمنان را برای انجام اعمال پلیدشان آسوده نخواهد گذاشت.»

این فرمانده نظامی اظهار داشت: «ماجراجویی و قدرت‌طلبی صدام بعد از پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل در اواخر تیرماه سال 67 یك بار دیگر و این بار در قالب منافقین خود را نمایان ساخت و نیروهای منافق كه تا آن زمان از هیچ كوششی برای ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی كوتاهی نكرده بودند، در قالب بیش از 50 تیپ و وسعتی برابر جبهه‌های جنوب، غرب و شمال غرب كشور اقدام به عملیات آفندی گسترده‌ای كردند.»

وی با اشاره به حمایت و پشتیبانی ابرقدرتها از عراق و منافقین در طول جنگ و علیه ایران، تصریح كرد: «منافقین كه تنها اسم «مجاهدین خلق» را به دنبال خود یدك می‌كشیدند برای انجام این عملیات علیه ایران بر اساس فراخوانی كه انجام دادند مبادرت به جمع‌آوری نیروهای خود كردند و مورد حمایت مستقیم كشورهای مخالف ایران قرار داشتند به نحوی كه از ادوات و تجهیزات بر جا مانده، كشورهای حمایت‌كننده آنها كاملا مشخص شدند و یك بار دیگر به جهانیان اثبات شد كه ایران در جنگ با عراق فقط با این كشور درگیر نبود، بلكه تعداد زیادی از كشورهای جهان به سركردگی آمریكا انواع حمایتهای مادی و تسلیحاتی را از این كشور علیه ایران به عمل می‌آوردند.»

جعفری گفت: «نیروهای منافقین از سه محور تنگ پیشگام، قصرشیرین و مرز باویسی حركت خود را به داخل خاك ایران آغاز و بر اساس مداركی كه از آنها به دست آمد، حركت خود را در دو ستون از طرف قصرشیرین و سرپل‌ذهاب به طرف كرند غرب، اسلام‌آباد غرب و كرمانشاه آغاز كردند. بزرگترین اشتباه منافقین این بود كه در برآوردهای خود به این نتیجه رسیده بودند كه از سوی مردم ایران مورد استقبال قرار خواهند گرفت و با تكیه بر این دلایل نادرست، پیش‌بینی نفوذ به شهر كرمانشاه و حركت به سمت تهران را در اذهان خود پرورانده بودند، غافل از اینكه شیرانی دلیر در هوانیروز خوابیده و منتظر ورود و به هلاكت رساندن آنانند.»
وی ادامه داد: «در همان شب حمله منافقین، ستادی در پایگاه هوانیروز كرمانشاه با حضور حجت‌الاسلام‌والمسلمین هاشمی رفسنجانی، امیرشهید سپهبد صیاد شیرازی و تعدادی از فرماندهان و خلبانان غیور هوانیروز كرمانشاه تشكیل و تمهیدات لازم برای جلوگیری از نفوذ بیشتر دشمن اندیشیده شد.»

فرمانده پایگاه هوانیروز كرمانشاه با اشاره به نقش مهم و تأثیرگذار هوانیروز در انهدام و نابودی منافقین در این عملیات، افزود: «در آن شب 10 فروند هلیكوپتر شنوك مبادرت به انتقال نیروهای نظامی به پشت مواضع دشمن (كوههای كرند) كردند و خلبانان هلیكوپترهای شكاری نیز برای روشن شدن هوا لحظه‌شماری می‌كردند، تا اینكه در بامداد همان روز با پروازهای متعددی كه از پایگاه هوانیروز كرمانشاه صورت گرفت نیروهای منافق كه تا تنگه چهار زبر پیش آمده بودند در این تنگه زمین‌گر شدند و با توجه به حجم آتش‌بار نیروهای خودی از زمین و هوا، منافقین بسیاری از نیروها، ادوات و تمهیدات خود را از دست دادند و گروه به گروه به فكر فرار و خالی كردن عرصه افتادند.»

وی گفت: «البته باید توجه داشت كه در این علمیات همه نیروها تأثیرگذار بودند و همگی اعم از بسیج، سپاه، ارتش و مردم عادی با هم متحد شدند و با تمام توان و با غیرت مثال‌زدنی از مرز و بوم میهن اسلامی دفاع كردند... منافقین از این مطلب غافل بودند كه از بچه شیرخوار تا پیرمرد 90 ساله این كشور در مقابل هر دشمنی خواهند ایستاد و جان خود را در راه دفاع از میهن اهداء خواهند كرد و با توجه به خصوصیاتی كه مردم مكتبی ایران دارند هیچ دشمنی به راحتی نمی‌تواند بر آنها مسلط شود. منافقین تا روزی كه اسلحه به دست گرفته‌اند بدانند سرنوشتی جدا از دوستان خود در مرصاد نخواهند داشت، كه البته باید به این بعد مساله نیز توجه داشت كه بنا به دین مقدس اسلام توبه پذیرفتنی است و هر یك از افراد این گروه كه اغفال شده‌اند می‌توانند كه با انجام توبه به آغوش خانواده‌های خود بازگردند.»

فرمانده پایگاه هوانیروز كرمانشاه بر لزوم هوشیاری مردم و نیروهای مسلح در مقاطع مختلف تأكید كرد و در خصوص توان دفاعی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی گفت: «نیروهای مسلح ما از آمادگی كامل برخوردارند و با كمال اطمینان می‌توان گفت كه هیچ قدرتی نمی‌تواند به كشور ما سوء نیت داشته باشد.»


 
خوب ما فعلا برگشتيم و ...
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

برگشتيم از سفر اما چون نتيجه سفر قبلی فوق العاده مثبت بوده است فورا ژس از آنکه چهارتا کار را انجام بدهيم بايد برگرديم و البته به دو جا ديگر هم بايد برويم که بماند. فقط من مانده ام من هنوز از راه نرسيده گرد راه نريخته  وحتی هنوز دوش نگرفته اين محمدمسيح از کجا بو کشيد من اومده ام فرتی زنگ زد خونه ؟ اين به کنار جای شما خالی مصاحبه ام با همشهری در همشهری انعکاس داشته اما خودم خبر نداشتم . بخوانيد بد نيست. بعدا متن کامل حرفهايم را که به همشهری ها گفتم می نويسم .

با تشکر مجدد از خانم زهرا رفيعی خبرنگار محترم روزنامه همشهری برای انتقال سالم مطالب من

نگاهي به جايگاه، كاركردها و چشم اندازهاي وبلاگ  و وبلاگ نويسي در ايران
جوانان و فضاي مجازی

002436.jpg

چه مي خواهم بنويسم؟
ابوذر براي اولين بار در وبلاگش نوشت: «پس از مدت ها فكر كردن و بعد از اين كه موضوع را جدي ديدم و با تعدادي از بزرگان و دوستان هم مشورت كردم بالاخره خودم را راضي كردم تا در قالب وبلاگ  حضور پيدا كنم.چه مي خواهم بنويسم؟ البته حرف هاي مهمي وجود دارند. اما عمدتاً آنچه را كه در اطراف خودم ناگفته خواهم ديد مي گويم. آنچه كه از مردم و خصوصاً اهالي جامعه سايبرنتيكي پوشيده مانده است. من از ريشه ها و علل انقلاب اسلامي خواهم گفت. از اين كه امام خميني چه كسي بود و چرا و چگونه انقلاب كرد. از پهلوي ها بسيار خواهم گفت. از اين كه آنها كه بودند و حالا از جان ما چه مي خواهند. از آنچه كه نهايت آرزويم است، كسوت سبز سپاه و دوستاني از دوستانم كه در اين كسوت اند و درد دل آنها و از...»

اينها مطالبي هستند كه ابوذر در مورد خود در اولين نوشتار (Post) وبلاگش قرار داد. او در معرفي خود گفته است: «شديداً به نظام اسلامي معتقد هستم(البته مشكلات را مي بينم و انكار نمي كنم... معتقد به فرهنگي بسيجي هستم و مشتاق درك فرهنگ شهادت(اللهم ارزقنا) مواضع سياسي اصولگرايانه را مي پسندم و خودم هم از اين قماش هستم. البته عضويت در هيچ گروه سياسي مشخصي ندارم...»
فضايي به نام بلاگر
هشتمين ماه از سال ۱۹۹۹ بود كه يك شركت كوچك درسان فرانسيسكو به صورت مستقل از درون دات كام (۰com) بيرون آمده و مشغول كار شد. به وجود آورندگان اين شركت سه دوست بودند كه از طريق انجام پروژه هاي مختلف براي يك شركت بزرگتر با هم آشنا شده بودند. ارتباط آنها مجازي و ناشناس بود تا اين كه تلاش كردند فضايي را در اينترنت به دست آورند.
اين فضا نام بلاگر(blogger) را به خود گرفت و در طول دو سال توانست مسير طولاني را طي كند. به طوري كه توانست صدها هزار كاربر داشته باشد. زماني كه بودجه در نظر گرفته شده براي اين كار تمام شد، شركت گوگل (google) اين شركت كوچك ولي پركار را خريد و بدين وسيله امكاني فراهم شد تا همگان بتوانند صدا و اطلاعات خود را به جهانيان برسانند.از طريق وبلاگ،  شما قادر خواهيد بود تا نظرات خود را بدون محدوديت هاي موجود در دنياي واقعي در زمينه هاي مختلف به مخاطبان در سراسر دنيا بگوئيد و از نظرات آنها نيز برخوردار شويد. البته اين يكي از ابزار موجود براي اشتراك اطلاعات است.

وبلاگ  و كاركردها
«تيرماه سه سال پيش بود كه با وبلاگ  آشنا شدم. برايم خيلي جالب بود. روابط بچه ها و اين كه خيلي راحت مي نوشتند انگار حرف هاي همه آنهايي را كه در خيابان بي تفاوت از كنارشان مي گذري را بتواني از ذهنشان بخواني، حرف هايي كه سالهاي سال مي خواستند بزنند. خاطرات و تجربيات آدم هاي متفاوت.» اين حرف ها را ليلا نويسنده وبلاگ «...» مي گويد. او در مورد اين كه چرا وبلاگ  برايش جذاب است ادامه مي دهد: «در وبلاگ، افراد مي تواني از احساسات آدم هايي كه مي نويسند باخبر شوي. حرف هايي كه شايد آدم به يك دوست صميمي بگويد. خواندن وبلاگ  مثل اين است كه آدم ناگهان صميمي ترين دوست اين آدم ها شود. قيافه آنها را نمي شناسي اما مي داني از چه نوع كتابي خوششان مي آيد و از چه چيز بدشان مي آيد و يا حتي اين كه آنها چه آ رزويي دارند.» وي در مورد اين كه چقدر شخصيت هاي واقعي كه شخصيت مجازي را مي سازند نقش بازي مي كنند، مي گويد: ممكن است آدم ها در كوتاه مدت بتوانند نقش بازي كنند ولي اين براي مدت طولاني نمي تواند ادامه پيدا كند. نوشته هاي من مثل زندگي خود من است. بعضي وقت ها از لابه لاي نوشته هايم خيلي از عادت هايم را كشف مي كنم. اكثر آدم هايي كه وبلاگ  مي نويسند در وبلاگ شان خيلي راحت تر از خود واقعيت شان هستند. البته آدم هايي هم هستند كه مي خواهند توجه فرد يا افرادي را جلب كنند پس در وبلاگ شان يك فرد ايده آل را به تصوير مي كشند و اين موضوع به مرور زمان خود را نشان مي دهد.

وي از گروه بندي در وبلاگ نويس ها مي گويد: هر كس با هر گروهي مثل خودش جوش مي خورد. كسي كه در حوزه ادبيات مي نويسد با علاقه مندان به اين حوزه و... در واقع اين افراد دغدغه هاي مشترك دارند و حرف هاي هم را مي فهمند. «وي كه جزو اولين نفرهايي است كه بعد از ارائه راهنماي فارسي وبلاگ  ايجاد كرده در مورد بيشترين كاربران وبلاگ  مي گويد: از تعداد وبلاگ هايي كه من مي شناسم مي توانم بگويم كه محتواي درصد بالايي از وبلاگ ها را خاطرات شخصي به خود اختصاص داده است. البته آدم ها در نوشته هاي روزمره خود به موضوعاتي مختلف مانند سياست، اقتصاد، مسائل اجتماعي و... نيز مي پردازند.آن وبلاگ هايي كه صرفاً به يك موضوع خاص مي پردازند دوام چنداني نمي آورند. علت اين مسئله از نظر من اين است كه خواننده معمولي وبلاگ  جوان هاي بين ۳۰-۱۸ سال هستند كه به طور خاص در مورد اين موضوعات علاقه خاصي ندارند، يا اين كه وبلاگ  را به عنوان يك منبع علمي در مورد سياست  يا مسائل اجتماعي و... جدي نمي گيرند. در عوض خواندن تجربيات روزمره آدم هايي كاملاً معمولي بسيار جذاب تر است. براي كسب اطلاعاتي در مورد مسائل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و... اگر افراد تحصيل كرده باشند كه از سايت هاي خبري داخلي و خارجي استفاده مي كنند. اين گونه بحث ها در بيشتر وبلاگ ها نظر شخصي وبلاگ نويس است تا يك بحث علمي و مستند» .
هر روز ۱۰ هزار وبلاگ متولد مي شود

خيلي ها فكر مي كنند گرايش به«وبلاگ »يك تب زودگذر است و طي دو سال آينده فروكش خواهد كرد و پس از آن بايستي به فكر جايگزيني برايش بود. ولي گسترش روزافزون آن اين فكر را بعيد به نظر مي رساند. امروزه براساس تحقيقات به عمل آمده روزانه بيش از ۱۰ هزار وبلاگ در سراسر دنيا ساخته مي شود. نويسنده وبلاگ «...» نيز از اولين كساني است كه وبلاگ را براي بيان ديدگاههايش انتخاب كرده است. وقتي هيچ وبلاگي و حتي سايتي در مورد زنان وجود نداشت وبلاگي با اين موضوع به راه افتاد.

اين نويسنده در مورد اولين سالگرد وبلاگ نويسي در ايران مي گويد: نهم آبان سال ۸۱ اولين سالگرد وبلاگ نويسي در ايران بود. اين سالگرد به سال دوم نرسيد. همه دوست داشتند بدانند نويسنده فلان وبلاگ چه كسي است و چه قيافه اي دارد، اما پس از آن مراسم كم كم شخصي نويس ها جذابيت خود را از دست دادند. به نظر من سطح خواسته خواننده ها بالاتر رفته است من ديگر نمي توانم مطالب شخصي خودم را بنويسم دليل آن اين است كه ذره بين بر روي وبلاگ ها زياد شده است و بچه ها ترجيح مي دهند كمتر شناخته شوند.»وي در مورد كاركرد وبلاگ مي گويد: «انتخاب وبلاگ نشان دهنده يك جريان اجتماعي است چرا كه ابزاري را براي ارتباط گرفتن در اختيار جوانان قرار مي دهد. ما همه آدمهاي تنهايي هستيم نه ارتباط فاميلي مان به مانند قبل است و نه ارتباط دوستانه مان. وبلاگ جاي همه اينها را براي ما پر مي كند.
زن نوشت در مورد مخاطبان وبلاگ خبري خود مي گويد: بعضي وقتها داشتن مخاطب زياد آفت است. نويسندگان وبلاگهاي پرطرفدار گاهي اوقات درگير قضاوتهاي آدمهاي ديگر مي شوند و به آن راحتي قبل نمي توانند احساسات و عقايد خود را بروز دهند و به دنبال آن گاهي شخصيت مجازي ايجاد شده بر روي شخصيت واقعي نويسنده وبلاگ تأثير زيادي مي گذارد مثلاً براي من امكان تغيير شخصيت خيلي سخت است. «مزيت ديگر وبلاگ آشنايي با ديدگاههاي مختلف است كه چون در حد كلام و نوشتار است تمرين خوبي مي شود براي درست و مناسب حرف زدن؛ چيزي كه لازمه جامعه مدني است. در اين فضا امكان نقد سالم وجود دارد چيزي كه آدمهاي بزرگتر كمتر به آن تن مي دهند.

دختران برتر از پسران
نكته قابل توجه در مورد وبلاگها مسئله تفاوت و توجه به وبلاگهاي پسرانه است. تعداد دختراني كه در وبلاگهاي خود شخصي مي نويسند به مراتب بيشتر از پسران است. همچنين دختران بيشتر وبلاگهاي همديگر را مي خوانند تا پسران. اين مقدار تقريباً دو برابر است. به عبارت ديگر در وبلاگهاي دخترانه ارتباط دوستي و همدردي و ايجاد فضاي زنانه بسيار قوي تر است.به اعتقاد يكي از وبلاگ نويسان، آنها بيشتر از پسران هواي هم را دارند. اگر پسري در وبلاگ يك دختر ناسزايي بگويد دختران ديگر در مقام دفاع از وبلاگ  آن دختر برمي آيند.

ابوذر وبلاگ نويس ۲۵ ساله در مورد كاركردهاي وبلاگ مي گويد: در وبلاگ، مي توان كليه قابليت هاي وب را در مقياسي كوچكتر از سايت به خدمت گرفت و ضرورتي براي استفاده از سرويس هاي گران قيمت جانبي و موضوع هاستينگ نيست. من وبلاگ را براي انتشار اخبار و اطلاعاتي را كه در جريان پرتلاطم اخبار و اطلاعات راست و دروغ و همچنين سيل اطلاعات بي ارزش مانند محتويات مبتذل و مستهجن گم شده اند انتخاب كرده ام.من سعي در بازكردن باب گفت وگويي ميان اين دو سوي انديشه اي بودم تا تفاوتها و اختلافات را كمرنگ تر كنم و براي اولين بار، حرفهايي به گوش مخالفان و مهاجمان به انديشه ام، بخورد. اين بود كه آرام آرام، سعي كردم اين وبلاگ را به سمت هر روز بهتر شدن پيش ببرم. اين بود كه آرام آرام، وبلاگ پاسداران به سطح كنوني خود رسيد. آن چنان كه مي بينم، وبلاگ پاسداران به وبلاگي اثرگذار، پرمخاطب، از انواع مختلف طرز تفكرها و بينش ها و همچنين مطرح، تبديل شده است. حتي راديكال ترين طرز تفكرهاي مختلف، به سمت اين وبلاگ كه داراي دستمايه مذهبي و موافق و مدافع نظام اسلام است سر مي زنند و كامنت مي نويسند. وي در ادامه مي گويد: فكر مي كنم اگر يك وبلاگ نويس، اهداف خود را روز به روز بلندتر و پخته تر و عميق تر نكند، احتمالاً  يكي از دو اتفاق زير برايش مي افتد: اول اين كه بعد از مدتي به اهداف اوليه خود مي رسد و پس از مدتي ابراز رضايت از وضعيت موجود، فضايي كسل و خسته كننده به سراغ او مي آيد، خصوصاً  با اشكالاتي فني و آزار دهنده كه سرويس هاي فعلي وبلاگ دارند. يا با توجه به اين كه آن فرد نتوانسته به اهداف اوليه خود برسد و اهداف خود را اهدافي جدي نيز تصور نكرده، به راحتي از اهداف معمولي خود كوتاه مي آيد و هدف را از دست مي دهد و در هر دو صورت وبلاگ خود را تعطيل مي كند.

جوانان ۷۰ درصد نويسندگان را تشكيل مي دهند
وبلاگ مردمي ترين رسانه مدرن است. اين پديده در مقايسه با رسانه هاي ديگر چون وب سايت، شخصي محور تر است به طوري كه افراد غيرحرفه اي نيز مي توانند به آن روي آورند.
افرادي با سليقه هاي متفاوت و ديدگاههاي گوناگون چيزي حدود ۶۴ هزار وبلاگ در ايران درست كرده اند. مجيد پارسا، دبير انجمن صنفي ISPها در مورد محتواي وبلاگ ها مي گويد: بيش از ۷۰ درصد وبلاگ نويس ها به مانند كاربران اينترنت نسل جوان هستند. آنها به تناسب نقشي كه ايفا مي كنند و رويكردي كه نسبت به مسائل جامعه دارند وبلاگ هاي خود را به دفتر خاطرات، تريبون حزب ، محلي براي دوست يابي و تبليغ و ... اختصاص مي دهند. پنج موضوع بيشترين محتواي وبلاگها را شامل مي شود. به عقيده بسياري از محققين مسائل جاري و اتفاقات پيرامون يك وبلاگ نويس بيشترين بخش از محتواي وبلاگها را به خود اختصاص داده است. در مرحله دوم، نوشتن در مورد دنياي مجازي،  مشكلات اينترنت و كامپيوتر قرار دارد. در مرحله بعد نوشتن در مورد مسائل سياسي است و مسائل مذهبي و ديني مقام چهارم را دارد. آخرين حوزه اي كه بيشترين مطالب را وبلاگ نويسان در مورد آن مي نويسند مسائل هنر و ادبيات است.وي با اشاره به اين كه بسياري از وبلاگ نويس ها به صورت تخصصي موضوعات را دنبال نمي كنند مي گويد: اكثر وبلاگ نويس ها در مورد همه موضوعات فوق در فضاي شخصي خود مي نويسند.

ايران در مقام چهارم وبلاگ  نويسي دنيا
به اعتقاد مسرت اميرابراهيمي محقق و جامعه شناس، رويكرد هر جامعه به تكنولوژي و اينترنت نشان دهنده كمبودها و خواست هاي آن است. رويكرد جوانهاي ايراني با جوانهاي كشورهاي اروپايي و آمريكايي كه مثلا براي خريد و انجام امور بانكي و دسترسي به اخبار به اينترنت مراجعه مي كنند، متفاوت است. رويكرد ايراني ها رويكردي ارتباطي است رويكردي كه زماني در قالب چت و زماني در اوركات و وبلاگ خود را نشان داده است. براساس آخرين اخبار (منتشرشده در سال ۲۰۰۳) ايران در سايت اوركات سوم و در وبلاگ نويسي چهارمين كشور است. اين نشان دهنده مسأله مهمي است كه در آن جوان هاي ما تمايل دارند كه ارتباطات اجتماعي خود را افزايش دهند و جوامع مجازي جديدي را ايجاد كنند كه در آن احساس راحت تري دارند تا جايي اين مسأله را پيش مي برند كه قرار ملاقاتهاي رودررو به شكل واقعي در مي آيند و تبديل به جوامع واقعي مي شوند.وي در ادامه با تأكيد بر اين كه ورود ايراني ها به دنياي اينترنت جزيي از روح زمان است مي گويد: «اين روح زمانه در سراسر دنيا مرز نمي شناسد ما از جامعه جهاني صحبت مي كنيم كه امكان برقراري ارتباط (اينترنت و موبايل) بدون در نظر گرفتن مكان و زمان در آن وجود دارد. اين موضوع صرف نظر از ايدئولوژي، گذشته و ارزشهاي ما تأثير فراواني در برداشت ما از زمان و مكان مي گذارد.»

امير ابراهيمي در توضيح رويكرد ارتباطي جوانان ايراني مي گويد: «وقتي وبلاگ هاي جوانان ايراني را بررسي كنيد متوجه مي شويد كه دو مسأله نمود بيشتري دارد. اول اين كه اكثر آنها تلاش مي كنند تا يك روايتي از خود بدون توجه به اين كه آيا اين روايت برگرفته از هويت واقعي است يا نه، برجاي بگذارند. به عبارتي مي خواهند هويتي را بسازند كه خواننده هاي زيادي را جلب كند. و« من ايده آل »را ارائه كنند. به نظر من اين« من ايده آل » در ايران بيشتر به مني كه خودشان از خودشان انتظار دارند نزديك تر است، در صورتي كه در اروپا و آمريكا گرايش به ايجاد شخصيت تخيلي  و غيرواقعي  بيشتر است. دوم اين كه، جوانان ايراني وبلاگ نويس از طريق اين فضاي مجازي اعتماد به نفس به دست مي آورند. آنها در پي ساختن شبكه اي از دوستان قديم و جديد هستند كه در فضاي واقعي امكان آن به اين گستردگي وجود ندارد. هر نويسنده وبلاگ به هر حال دوست دارد كه خواننده بيشتري داشته باشد و اين موضوع از كامنت هاي هر مطلب  نشان داده مي شود. اين موضوع بيانگر اين است كه« من »جوانان« خود » نحيفي شده است.« خودي »كه مي خواهند كه در جامعه پذيرفته شود. وبلاگ  اعتماد به نفس به جوانان مي دهد كه احتمالاً  جامعه آن را به آنها نمي دهد. علت اين كه وبلاگ چنين نقشي ايفا مي كند، اين است كه ما در جامعه خيلي نقش بازي مي كنيم، نقشهاي سنتي جامعه سنتي و يا نقشهايي كه از طريق تصاويرماهواره  اي وارد جامعه مي شود. نقش هايي كه جوانان براي اين كه خود را به جامعه مورد نظر بقبولانند مجبور به ايفاي آن هستند.اين پژوهشگر با تأكيد بر اين كه اعتماد به نفس در وبلاگ نويسي خيلي مهم است مي گويد:» وبلاگ فضايي را ايجاد مي كند كه افراد ساده تر و راحت تر به سمت مسائلي بروند كه دوست دارند، ولي مسائل اجتماعي،  اقتصادي و فرهنگي اطرافشان مانع از ايجاد آن شده است. در وبلاگ نويسي چون هويت به صورت دقيق مي تواند وجود نداشته باشد، افراد مي توانند بدون شرم حضور، مسائل را مطرح كنند. «وي در ارزيابي حضور دختران در وبلاگ ها مي گويد: عدم حضور فيزيكي و هويت مجازي در وبلاگ ها باعث نمي شود كه مسائل اجتماعي از ياد برود و ما كماكان شاهد وجود بارهاي ارزشي فضاي واقعي در فضاهاي مجازي باشيم.
زن ها در اين فضا نيز محافظه كار تر برخورد مي كنند و در عين حال و به روايت از خود «نسبت به مردها قوي تر مي پردازند.»
وي در ادامه مي گويد: «توجه پسران به وبلاگ دختران و نظر دادن در وبلاگ آنها در راستاي مسائل واقعي است كه در جامعه هم شاهد آن هستيم. بر عكس به نظر مي رسد دخترها كمتر به وبلاگ پسران بروند و برايشان كامنت بگذارند مگر در شرايطي كه اعتماد به نفس چنين كاري را دارند و دچار خودسانسوري نمي شوند.
 
لينک مطلب در روزنامه همشهری :

 
شعوری که بعضيها ندارند و خيلی ها دارند.
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

متن پايين مثل دقيقا موضعی بود که ما در دوم خرداد سال ۷۶ گرفتيم . گرفتن اين موضع ، شعور بالايی می خواهد . شعوری که بسياری از آدمهايی که به احمدی نژاد رای ندادند ولی آدمهای بدی هم نيستند دارند. شعوری که بسياری از کسانی که به خاتمی رای ندادند داشتند والا کشور صد تکه می شد . وحدت ملی مهمترين چيز است.

از وبلاگ کانگورو :

تبریک!

تبریک به همه ی کسانی که آینده و سرنوشت ایران عزیزشان را بر منافع شخصی و علایق فردی شان ترجیح دادند و وجدان بیدارشان را درحافظه ی تاریخ ایرن زمین ثبت کردند.

تبریک!

تبریک به طرفداران آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور جدید کشورمان:

چه آنهایی که از درد فقر و رنج فاصله ی طبقاتی به او رای دادند

و چه آنها که از روی منافع شخصی و تکلیف شرعی این کار را کردند.

بنا بر هر تحلیلی شما اکثریت آرای ایران را به خود اختصای دادید، پیروزی بزرگی بود! امیدوارم به تمام خواسته های بحق خود برسید.

تبریک!  

تبریک به همه ی کسانی که به هاشمی رفسنجانی رای دادند:

جوانانی که می توانستند با تحریم و روشهای احمقانه ی لس آنجلسی فریادی برای آزادی بیشتر اجتماعی سر دهند، جوانانی که حاضرند جوانیشان را به خاطر فشارهای متحجران دینی و مذهبی از دست بدهند ولی وجبی از خاک عزیز کشورشان را آلوده به چکمه های متعفن اشغالگران خارجی نبینند.

روشنفکرانی که دشمنی با هاشمی را کنار گذاشتند و رنجهایی را که در سالهای ریاست جمهوری او کشیده بودند، به خاطر حفظ استقلال و جلوگیری از استبداد و فاشیسم فراموش کردند.

نویسندگانی که حاضرند قلمهایشان بدست مذهبیان تندرو شکسته شود ولی هیچ بیگانه ای اجازه ی تعرض به هموطنانشان را پیدا نکند.

سیاست مردان عزیزی که حاضرند زندانهای حکومت مذهبی را تحمل کنند ولی حتی همان مذهبی تندرو را در زندان هیچ اشغالگری نبینند.

عزیزانی که به هاشمی و هاشمی ها درس مردی و مردانگی دادند، آنها ثابت کردند برای استقلال و شرافت ایران عزیز حاضرند تمامی دردها ، کینه ها ، و بغض های فروخورده ی خویش را فراموش کنند.

 تبریک!

تبریک به هر ایرانی که با هر طرز فکری در انتخابات شرکت کرد.

 

تاسف!

تاسف برای تحریم کنندگانی که به ساده دلی و بی تفاوتی شان رنگ مبارزه زدند، آنهایی که متاسفانه حرفهایشان بوی مزخرفات تلویزیون های لس آنجلسی را می داد. بوی خیانت و حماقت. تفکری که هیچ اکثریتی را در انتخابات گذشته بدست نیاورد. آری! مردم ایران به شما نه!!! گفتند.

 

 تاسف!

تاسف برای ایرانیانی که هنوز بیشتر از مطالعه و تفکر، وقت خویش را صرف گوش کردن به دروغ های استودیوهای لس آنجلسی می کنند.

 تاسف!

تاسف برای شیرین عبادی (که دوستش میداشتم و دیگر ندارم)، عباس معروفی(برایم محترم بود)، سیمین بهبهانی، نيک آهنگ کوثر… که حرفهایشان همسوی خیانت کاران به ملت شد! (آنها را خیانت کار نمیدانم ولی …)

کاش!

کاش آنها هم نگرانیها و کینه هایشان را بخاطر مردم ایران زمین فراموش می کردند. بخاطر اکثریتی که روشهای دموکراتیک معقولانه را بر انقلاب ها و تحریم های سیاسی احساسی ترجیح میدهند.

تاسف! 

تاسف برای شورای غیر مردمی نگهبان!

تاسف! 

تاسف برای سپاه ، بسیج و عوامل گروه فشار که سوار بر احساسات پاک قشر مستضعف شده و به مقاصد شوم خود رسیدند.

 

تنفر و انزجار!

تنفر از استودیوهای متعفن لس آنجلسی که بوی تزویر و بلاهتشان مشمئز کننده شده. دیگر خیانت را به بالاترین حد خود رساندند.

تنفر! 

تنفر از بوش ، بلر ، هاوارد وهر غیر ایرانی که به خود اجازه ی دخالت در امور داخلی کشورم را می دهد. آنهایی که جنایتهایشان را در عراق و افغانستان به چشم دیدیم. 

تاسف!

تاسف برای شمایی که دل در گروی آزادی ایران به دست این حیوانات وحشی دارید. آنهايی که چشمهای حریصشان به نفت این خاک دوخته شده و بس. در حرفهايتان نوعی امید به شورش و انقلاب و یا دخالت آمریکا نهفته است.

تنفر و انزجار!

تنفر از ضیاء آتابای! مسعود و مریم رجوی! هخا، صوراسرافیل، سازگارا، میبدی و کشتگر و … همه ی رسوایان و خیانت پیشگان ایرانی. آنهایی که حاضرند خون و ناموس و شرافت تک تک ایرانی ها را به بهای ناچیزی و با شعار هایی دروغین و توخالی به تاراج بیگانگان بسپارند. و چه کودکانه وکثیف می اندیشند.

 

تامل و تفکر! 

تامل و تفکر بیشتر برای همه ی آنهایی که حالا بعد از رفتن خاتمی او را بیشتر دوست دارند و تازه خدمات او را بیاد آورده اند. براستی که بعضی از ما مرده پرستیم.

 

امید و آرزو!

امید و آرزو برای به حقیقت پیوستن تمامی شعارهای انتخاباتی آقای احمدی نژاد.

امیدوارم لااقل از درد فقر و تنگدستی آندسته از ایرانیان عزیز که همگی فراموش شان کرده بودیم کاسته شود.

امیدوارم بساط رشوه و باند بازی و ظلم اداری به دست ایشان برچیده شود.

امیدوارم همه ی این شعارها توخالی از آب درنیاید.

امیدوارم همه با هم -چه مایی که به احمدی نژاد رای ندادیم و چه شمایی که به او رای دادید- بتوانیم ایرانی سربلندتر از دیروز بسازیم.

 

احترام!

من احمدی نژاد را دوست ندارم. حتی او را ذره ای هم قبول ندارم، ولی به احترام هفده میلیون هموطن( با هر نوع طرز فکر ) زین پس اجازه ی بی احترامی به او را به خود نمی دهم.

اجازه!

اجازه ی انتقاد، مبارزه و اتحاد تا آخرین لحظه برای بدست آوردن آزادیهای مدنی و بحق تمامی ایرانیان عزیز را بخود می دهم.

و اجازه به هیچ کشور خارجی و بیگانه ای برای دخالت در این امور نمی دهم.

حالم هم از احمدی نژاد بهم بخورد اجازه ی بی احترامی بوش ها و بلر های تروریست و خیانت کار را به رییس جمهور منتخب مردم نمیدهم!

 

درد دل!

آقای احمدی نژاد دوستت ندارم، از تو می ترسم و اعتمادی هم به تو ندارم.

امیدوارم اعتمادم را به من برگردانید.

امیدوارم هرچه شنیدم دروغ باشد و تو از تبار مصدق ها و خاتمی ها شوی ( چقدر رویا پردازم!! ) …

 

نمي توان ونبايد از كنار ماجراجوييهاي سياسي و خطرات امنيت ملي وانزواي جهاني و تهديدهاي خارجي ايران به سادگي گذشت. خاک ديار ما گرانبهاست و برای همين چشم طمع بسياری در طول تاريخ بر آن بوده است! دوست دارم از آينده بنويسم. ترسیم آينده زيباتر است. ولی ما را از گذشته گريزی نيست. در هر قدم گذشته حرفی ست برای گفتن و در هر قدم آينده هزار حرف.

شب آرام آرام به پايان می رسد و روز ديگری برای ايران شروع می شود ... روز ديگری با هزاران اميد آرزو و هزاران چشم منتظر ... جان ما با يقين گرم می شود ... يقين به ايران و يقين به مردم!

 

سکوت! 

دقیقه ای سکوت به احترام:

 

ایران برای همه ی ایرانیان!


 
افشاگريها رو حسين کچل زياد شده !
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

توپ توپ سرم شلوخه ! :))

يک کلومه بگم : شارژ شارژم . چرا ؟ چون کار می کنه ! همين . جواب می ده . کار می کنه .

يک کلومه ديگه جون حاجی ! اين حسين کچل را داريد هواشو ؟ ديروزی نقد همين رفيق همپالکی اش خوابگرد در مورد ورود و خروج بی دردسرش به تهران را هم لينک داده بود و هم زيرش نوشته بود هوشمندانه ، حالا ببينيد چه فحشهايی که به روش خودش به همين رفيق خودش نمی دهد. بوی وزارتی می دهی حسين آقا بی برو برگرد ، کوتا بيا دادا ! يک چيز ديگه هم بگم . اگر يادتان باشه وزارت اطلاعات بنا بر آنچه که در اخبار منتشر شد در نظرسنجی ها بنفع هاشمی نظرسازی می کرد. اين را بگذاريد کنار نظرسازی حسين درخشان که مثل يک اطلاعاتی تيز بين ، قشنگ نوشته بود دوم خردادی ها ديگر پايه اجتماعی ندارند و چرخ پوپوليزم ديگر نمی چرخد و از سوی ديگر ، اگر خوب يادتان باشد اوهم در نظرسنجی ای که منتشر کرده بود به نفع هاشمی بوق زده بود. می گيرين که قضيه رو ؟

ولی می گما يک چيزی يادم افتاد. يادتونه پيش بينی حسين کچل در مورد انتخابات را‌؟ آخرش نگفتم که اينها هم فهميده اند که هيچ پايه ای ديگر در اجتماع ندارند ؟ ديديد تحليل من در مورد نظرسازی بودن نظرسنجی ای که اعلام کرده توپ توپ درست در آمد؟ ديديد گفتم می خواهند ما را به اين فکر بياندازند که از آقای هاشمی می خواهند حمايت کنند‌؟ آخرش هم البته اين يکی را نخوانده بودم که نخیر ، رسما ! و علنا خواهند آمدو صاف ، خجالت هم نخواهند کشيد و برای قدرت هم که شده ، از هاشمی حمايت خواهند کرد. ای ... البته گذشت ولی عجب روزهايی بود. به اميد فردای بهتر.

آقا ولی توپ توپ شارژم . تکنيک بيستيه اين .... هــــــــــــا ! يه نمه جلوتر بريم همه ء طيف را جواب خواهد داد . تا اينجاش هم توپ توپه ! همينش هم عاليه . ولی کل طيف را اگر برسيم چی ميشــــــــه وووووی ! می دونم انصافا جواب می ده . چشم بروبچ وزارت دفاع آمريکا در بياد نمی گم تا بميرند از فضولی ! به همچنين عزيزان گل گلاب ضد انقلاف ! چشتون کور . ولی خدايی کار می کنه آقا شارژ شارژم به کی بگم :)) مرديم از کيف و حال ! نتيجه شيشماه کار داره جواب می ده خب ! آقا من وختم ! تمومه. بريم بريم که کار داريم اساسی !

***

دو تا چيز زير اين لوگوی وبلاگم هست که يکيش چند وقتيه هست و ديگری را همين الان از پارسی بلاگ هديه گرفتم . دمشون گرم . خدايی کارشنا را بلدند. وبلاگ من در موعد اذان به افق تهران ، اذان خواهد گفت. اوقات شرعی را هم که می بينيد. دم همه بروبچ عزير پاری بلاگی گرم . خدا خيرشان بدهد که بچه مثبت های وبلاگستان هستند. روی اين خط اعلام ساعت تا اذان بعدی کليک کنيد تا متوجه ماجرا بشويد.

 

کد اين اذان را از صفحه وبلاگ آقای مهندس فخری مدير پارسی بلاگ هم می توانيد برداريد . هرکس دوست دارد وبلاگش مزين به اوقات شرعی شود و در موعد مقرر اذان هم بگويد ، کد را در قالب وبلاگش هرجا که دوست داشت قرار بدهد . همينطور که می بينيد مثل پست هم قرار می گيرد.


 
 
 
تبلیغ ویـژه