الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

امپراتوری شرارت گاردين ، جواب گرفت
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

پاسخ محقق ایرانی به «امپراتوری شرارت» گاردین

 

عباس علیزاده، باستان‌شناس و محقق ایرانی که در موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو کار می‌کند، به مقاله جاناتان جونز، نویسنده روزنامه انگلیسی گاردین، با عنوان «امپراتوری شرارت» پاسخ داد.

با خواندن مقاله جاناتان جونز با عنوان «امپراتوری شرارت» در روزنامه وزین شما این احساس به آدم دست می‌دهد که او هیچ آگاهی و اطلاعاتی از تاریخ و تاریخ هنر و باستان‌شناسی ندارد.

 

عباس علیزاده، باستان‌شناس و محقق ایرانی که سال‌هاست در موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو کار می‌کند، به مقاله جاناتان جونز، نویسنده روزنامه انگلیسی گاردین، با عنوان «امپراتوری شرارت» که نزدیک به دو هفته پیش در آغاز نمایشگاه «امپراتوری فراموش‌شده» موزه بریتانیا در این روزنامه به چاپ رسید پاسخ داد.


به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، علیزاده در نامه خود که در ساعات پایانی روز دوشنبه منتشر شد نوشته است:

«با خواندن مقاله جاناتان جونز با عنوان «امپراتوری شرارت» در روزنامه وزین شما این احساس به آدم دست می‌دهد که او هیچ آگاهی و اطلاعاتی از تاریخ و تاریخ هنر و باستان‌شناسی ندارد. در واقع همان طور که از عنوان مقاله او برمی‌آید، او از همان بند اول نوشته‌اش نیت سیاسی خود را آشکار می‌کند و در نقد ضعیف خود از نمایشگاه موزه بریتانیا با عنوان «امپراتوری فراموش‌شده: جهان ایران باستان» که هم‌اکنون در این موزه در جریان است به وراجی‌های سیاسی خود ادامه می‌دهد. جالب این که برای آن که خوانندگان دچار اشتباه نشوند، او بارها به آنها یادآوری می‌کند که پارس همان ایران امروزی است.

 

نوشتن چنین مقاله‌ای باعث تأسف است، چرا که در این برهه حیاتی از تاریخ که دنیا در حال قطب‌بندی‌های جدید و خطرناک است، مقاله جونز فقط هیزمی خواهد بود برای آتشی که باتلاق ژئوپلتیکی امروز را ایجاد کرده است. ظاهراً اولین منبع اطلاعات جونز برای تاختن به هخامنشی‌ها و از این رهگذر به شرق ، هرودوت بوده است. اول این که بر خلاف ادعای جونز ، یونانی‌ها مبتکر تاریخ نبوده‌اند. تاریخ اختراع کسی نیست، یک فرایند است. هرودوت در کتاب سترگ خود با عنوان «جنگ‌های پارسی» روایاتی تاریخی به هم بافت و تلاش کرد رخدادهای تاریخی را با توسل به خدایان و همین طور منطق توضیح دهد.

 

زمانی که داریوش اول با احداث جاده، به راه انداختن سیستم پست، زدن کانالی که رود نیل را به دریای سرخ متصل می‌کرد، و تثبیت سیستم اندازه‌گیری برای تسهیل تجارت در حال تقویت زیرساخت‌های امپراتوری خود بود، اسکندر هیچ کاری نمی‌کرد جز آن که کشورهای دیگر را به خاک و خون بکشد و آنها را زیر سلطه بگیرد

این نکته مهم را به خاطر داشت که هرودوت بخش اعظم عمر خود را در آتن گذراند، و کتابش را برای یونانیان نوشت، و مطمئناً نسبت به آتن و اهالی این شهر تعصب داشت. درست است که کتاب هرودوت ارزش تاریخی دارد، اما نباید فراموش کرد که او بخش اعظم روایتش را بر اساس اخبار افواهی نوشته است. از نظر یونانیان آن زمان، همه بربر و وحشی بودند، از جمله اهالی مقدونیه و رهبران آنها، فیلیپ و پسرش اسکندر که یونان را به خاک و خون کشید، آزادی یونانیان را از آنها گرفت، و از پیشرفت تمدن آنها جلوگیری کرد.

 

تا میانه قرن پنجم پیش از میلاد، قلب دستاوردهای فکری و معنوی یونان نه در خود این کشور، بلکه در مستعمرات آن در شرق ساحل مدیترانه می‌تپید. این مستعمرات بخش غربی امپراتوری هخامنشی را دربر می‌گرفتند. در آن زمان کدام ابرقدرت دیگر می‌توانست ادعا کند که تمدنی شگرف زیر نظرش بالیده است؟ در اینجا قصد حمایت از استعمارگری را ندارم که در طول تاریخ و به ویژه از قرن هفدهم تا قرن بیستم باعث ریخته شدن خون‌های بسیاری در سراسر جهان شد و ازادی بسیاری را از آنها سلب کرد. فلسفه و ریاضیات و هندسه در یونان شکوفا شد، چون هخامنشیان ایران باستان، همان اشرار آقای جونز، ملتی مسامحه‌کار و متمدن بودند که می‌توانستند به فرهنگ‌ها و مللِ غیر خود احترام بگذارند.

 

زمانی که داریوش اول با احداث جاده، به راه انداختن سیستم پست، زدن کانالی که رود نیل را به دریای سرخ متصل می‌کرد، و تثبیت سیستم اندازه‌گیری برای تسهیل تجارت در حال تقویت زیرساخت‌های امپراتوری خود بود، اسکندر هیچ کاری نمی‌کرد جز آن که کشورهای دیگر را به خاک و خون بکشد و آنها را زیر سلطه بگیرد.


اما بزرگ‌ترین کمک هخامنشیان به تمدن بشری حفاظت و گسترش دادن تمدن خاور نزدیک بود که چندین هزاره عمر داشت. از اینجا به نقد کودکانه جونز از هنر رسمی ایران باستان می‌رسیم. جونز این را نمی‌داند که هنر باستانی خاور نزدیک بر اساس قواعدی تعریف می‌شود که هر یک در طول هزاران سال صیقل خورده‌اند و پالوده شده‌اند، و ایرانی‌ها فقط از آنها حفاظت کرده و آنها را بسط داده‌اند. حرکت و تصویرگری بر خلاف ادعای جونز آن قدر

قصد حمایت از استعمارگری را ندارم که در طول تاریخ و به ویژه از قرن هفدهم تا قرن بیستم باعث ریخته شدن خون‌های بسیاری در سراسر جهان شد و ازادی بسیاری را از آنها سلب کرد

معیارهای محکمی نیستند که بتوان بر اساس آنها هنر و معماری رسمی را نقد کرد. با این حال همین خصوصیات را می‌توان در آثار هنری کوچک هخامنشیان مخصوصاً در کارهای آنها با طلا یافت.

در حالی که موزه بریتانیا به شکلی تحسین‌آمیز تلاش کرده است دستاوردهای گذشته ملتی مدرن را به رسمیت بشناسد و از این طریق راه حسن نیت را به روی همه بگشاید، جونز با دیدگاهش چشم به روی دستاوردهای امپراتوری‌ای که 2500 سال پیش وجود داشته بسته است و آنها را انکار می‌کند. او از سوی دیگر بر اساس خط مشی سیاسی‌اش به ملتی باستانی و درنتیجه به ملت امروزی ایران توهین کرده است.»


 
يادداشتهای من در صفحه ء اينترنتی روزنامه گاردين
ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

 مطلبی در خصوص موضوع فیلترینگ در ایران با عنوان Publish and be banned  که با نگاه به وضعیت فیلترینگ ایرانی و محیط وبلاگ نویسی و با توجه به زاویه و دید سیاسی حسین درخشان در روزنامه گاردین نگارش یافته بود توسط خود درخشان آدرس دهی و معرفی شد. از سوی دیگر ، وی با این آدرس دهی اقدام به بقول خودش نوعي شلوغ بازی بین المللی مصنوعی در خصوص این موضوع نمود .

 

البته این آدرس دهی من را هم بسمت مطالعه ء مقاله مزبور جلب کرد و لازم شد تا مطالب روال همیشگی نظر خودم در خصوص موضوع را منتشر کنم.

نکته زیبایی در سیستم انتشاراتی گاردین دیدم و آن اینکه برای درج کامنت هیچگونه نظارت قبل از انتشاری برقرار نکرده بلکه نوعی نظارت پس از انتشار برقرار نموده است که اگر کسی یک یادداشت را غیر محترمانه ، غیر مودبانه و ناراحت کننده و همچنین نامناسب تشخیص داد به ادمین گاردین اطلاع می دهد .

 

من مطالب خودم را بشرح ذیل در این صفحه با آدرس :

http://blogs.guardian.co.uk/news/archives/2005/09/14/publish_and_be_banned.html

درج کردم :

 

EVERY COUNTRY Proportional with

IT'S cultural Politics IN propagandation AND media politics runs a filtering system in internet and all other media's. It's very Comic and strange that some body try to hide this fact.

بسم الله الرحمن الرحیم

کنترل و نظارت بر اینترنت مطابق با سیاستهای رسانه ای و فرهنگی ملی ، در تمام دنیا معمول است وهر کشوری مطابق سیاستهای رسانه ای ، تبلیغاتی و فرهنگی خود اقدام به راه اندازی یک سیستم فیلترینگ می نماید و سعی بعضی افراد در کتمان و مخفی نگاه داشتن این حقیقت ، بسیار خنده دار و عجیب است. آیا کشوری می شناسید که فیلترینگ نداشته باشد ؟ اگر در غرب سایتهای پورنوگرافی فیلتر نیستند - که حتی برای این گروه از وبسایتها نیز در غرب سیاست فیلترینگ خاصی وجود دارد - آیا پس چیزی جز سایتهای سیاسی و یا ضد امنیتی ( برای فیلتر شدن ) باقی می ماند ؟ همه می دانند که فرانسه حتی پایگاههای تلویزیونی که با منافع خود همسو نباشد را با وجود ادعای مهد لیبرالیزم بودن ، غیر فعال می کند . از جمله انعکاس امواج شبکه تلویزیونی المنار. خوب انکار این ، چگونه ممکن است ؟ در آمریکا اینترنت نه تنها فیلتر می شود بلکه همانند نازیها کنترل و رصد می شود. این جمله" یعنی کنترل اینترنت در امریکا مانند نازیها "، از کلمات مندرج توسط یک آمریکایی بعنوان نامه به مجله هکری 2600 - یکی از معتبرترین ژورنالهای فنی جهان- نقل می گردد. سیاستهای فرهنگی و تبلیغاتی نظام جمهوری اسلامی نیز مانند سراسر دنیا مطابق با چهارچوب قوانین و مقررات این کشور است. در تمام دنیا نیز اینگونه است. مگر اینکه اعتراضی به چهارچوبها وجود داشته باشد. والا برقراری نظارت محتوایی بر ساه در تمام دنیا کاملا معمول است. فرانسه ، آلمان ، انگلیس ، ایتالیا ، بلژیک ، نروژ ، سوئد ، پرتقال ، اسپانیا، استرالیا ، کانادا و آمریکا و هیچ کشور قرار گرفته در دسته بندی "شمال " سیاسی از این قاعده مستثنی نیستند.

Posted by پاسداران on September 19, 2005 01:34 PM.

 

موضوع به اینجا نیز ختم نمی شود ! باید پرسید مگر محتوایی که در اینترنت فیلتر شده است چه بوده که کشورهای بیگانه در صددمقابله با فیلترینگ بر آمده اند ؟ بنا به گزارش آقای Kevin Poulsen از SecurityFocus ، دفتر تبلیغات بین المللی دولت آمریکا IBB و شرکت انونیمایزر قراردادی را برای راه اندازی سرویس های آنتی فیلتر در سال 2003 امضاء کرده بودند که هیچ کدام از دو طرف حاضر به افشای حجم مالی قرارداد نیسند !! ناظران آگاه از حجمی در حدود حداقل 50 میلیون دلار برای این قرار داد خبر می دهند . این دوبرابر و نیم بودجه ای است که کنگره آمریکا برای براندازی رسمی ج.ا.ا اختصاص داده بود !! روشن است که هیچ کشور هیچ اقدامی خصوصا اقدامات بین المللی را بدون توجیه در راستای منافع ملی انجام نمی دهد !

 

کد مقاله آقای پالسن بدین شرح است :

http://www.securityfocus.com/news/6807

 

خوب. بد نیست به  یادداشتهای ساکنین آمریکا وکانادا و فرانسه وآلمان ذیل این مقاله  توجهی بکنیم :

Let's give anonymity (and freedom of learning the "American Dream") only to the rich (and of course politically powerful) Iranian population ! In the other side, let's continue to limit the freedom of any American citizen, imposing new limitative laws!...

 

دولت آمریکا در حال محدود سازی هر روزه آزادی در درون مرزهای خود است. بنا بر این هدف آمریکا در این اقدام ، نباید حمایت از آزادی ! باشد !! بد نیست با کمک یادداشتهای همین مقاله ، پاسخ اصلی سئوال خود را بیابیم :

The government sponsors free speech in other places while it works to keep people from talking with-in our own borders ........

 

جمهوری اسلامی ایران با برقراری فیلترینگ صرفا اقدامی در چهارچوب منافع و امنیت فرهنگی و اخلاقی ملی خود انجام داده . اما اقدام دولت آمریکا در حالیکه شاهد محدودیت روزانه آزادی بیان در مرزهای آن هستیم ، اقدامی مداخله جویانه در امورات داخلی دیگر کشورها است. چرا آمریکا همین سرویس را برای سایر کشورها (مثلا بلوک غرب ) برقرار نمی کند ؟ چون محتویات مبتذل و مطالب ضد دین اسلام در این کشورها فیلتر نشده و اتفاقا این کشورها محوای اسلامی را مطابق مصالح ملی خود نیز فیلتر می کنند. برای پیدا کردن پاسخ دقیق سئوال خود ، نگاهی به این کامنت می اندازیم:

Is it me or did anyone else question why we are paying for these people to have "unsensored" internet access. The only good reason I can see this could be good for is for them to access "our side of the story" news. I still think it may be a waste of taxpayer's money....

 

 دولت آمریکا با کاهش بودجه های عمومی و رفاه ملی همچون بهداشت ، اشتغال و بهزیستی این اقدامات را صورت می دهد و انجام این هزینه در کنار هزینه های بزرگ جنگ علیه ملت عراق و افغانستان ، مورد اعتراض مردم آمریکا و مالیات دهندگان این کشور واقع شده است :

$50 million to supply free internet to foreign nationals?!?! What school, homeless child, jobless person, etc., is being deprived to support this B.S.?!When the hell are the taxpayers of this country going to start forcing those dicks in Washington to start improving the state of this country...

 

بنظر می رسد لازم باشد دولتهای بزرگی چون دولت چین اقدام به مبارزه ای برای آزادی بیان !! در آمریکا کنند و سرویس های آنتی فیلتر علیه آمریکا را راه اندازی و حمایت کننده !

 

 Great! So when can Americans take advantage of this new freedom--seeing as how we seem to have our own blacklist (DeCSS and other 'illegal' stuff)...now all we need is China doing the same for us poor Americans!...

 

البته این پیشنهاد من ، مورد توجه یکی دیگر از کامنت گذاران غربی نیز قرار گرفته است :

 

 Can you imagin what would happen is some government tried to do some thing like this to the US itself, ohhhhh talk about double standards. Gits!...

 

در خاتمه ، من تصور نمی کنم دولتها و رسانه های غربی مانند گاردین تا پایان عمر خودیش هرگز سعی نمایند تا بجای توجه و نظر از دریچه تنگ نظرانه اپوزیسیونی به کشورهایی همچون ایران ، با بررسی نظر اصلی مردم ایران ، به شرق و خصوصا ایران شناسی بپردازند. اصولا ، شنیدن صدای موافق راحت تر از شنیدن صدای موافق است. تا وقتی از دریچه نگاه ا÷وزیسیون کم سواد وکم تجربه ای مانند hosein derakhshan  به مسائل ایران نگاه می کنید ، منتظر اتفاقات باور نکردنی متعددی همچون انتخابات شورای شهر دوم تهران ، انتخابات مجلس هفتم ، و انتخابات بسیار باور نکردنی و شگفت انگیز ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد با حجم رایی در حدود 60 میلیون نفر در ایران باشید. تا وقتی مبانی نگاه  استراتژیک خود را اصلاح نکنید ، خطا در محاسبات شما ادامه خواهد یافت و منافع ملی و منطقه ای خود را با خطر و هرز رفت مواجه می کنید. البته این همیشه یک فرصت برای جمهوری اسلامی ایران بوده ، هست و خواهد بود. از معصوم علیه السلام روایت است که فرمود : الحمد لله الذی جعل عدونا من الحمقاء.

 

والسلام . ابوذر دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد یکی از رشته ها در یکی از دانشگاهها!! و مالک و مدیر وبلاگ پاسداران در سرویس پرشین بلاگ .

* مطالب قرمز رنگ را الان اضافه کردم . غلط های املایی را هم الان گرفتم .


 
مختصری از سابقه ء فيلترينگ در جهان
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

در حال حاضر همگام با فراگير شدن اينترنت و رشد روز افزون كاربران در سراسر جهان، مباحث مرتبط با آن نيز مثل فيلترينگ و محدودسازى دسترسى به سايت‌ها, به دغدغه بسيارى از حكومت‌ها و دولت‌ها اعم از توسعه يافته و در حاى توسعه (البته با رويكردهاى مختلف) تبديل شده است.

 

امروزه سازمان‌ها, شركت‌ها و موسسات بسيارى در دنيا وجود دارند كه برحسب ماموريت‌ها و حيطه كارى خود به دنباى محدودسازى دسترسى به اينترنت هستند; به عنوان مثاى, شركتى براى افزايش بهره‌ورى كارمندانش, سايت‌هاى، سرگرمى را بلوكه مى‌كند يا كتابخانه‌ها و مدارس به منظور عدم دسترسى كودكان به مطالب غيراخلاقى, اين گونه وب سايت‌ها را فيلتر مى‌كنند.

 

پس از حوادث يازدهم سپتامبر 2001, پاى دولت‌ها و حكومت‌هاى فراوانى به حيطه فيلترينگ باز شد و در اين ميان, نقش كشورهاى اروپايى و به ويژه ايالات متحده, پر رنگ‌تر از سايرين بود. ايالات متحده به عنوان پيشروترين كشور دنيا هم در زمينه به كارگيرى و توسعه تجهيزات اينترنت و هم در زمينه توليد محتواى اينترنتى, پس از حملات 11 سپتامبر, با چالش جدى در مواجهه با اينترنت رو به رو شد و دولت اين كشور, قوانين محكمى را در اين مورد وضع كرد تا جايى كه حاميان حريم شخصى و آزادى‌هاى مدنى به اعتراضات گسترده‌اى عليه دولت بوش دست زدند.

 

آمريكا كه با بيش از 200 ميليون كاربر اينترنتى, از اين حيث در جهان ركورددار است، در تاريخ 24 اكتبر 2001, قانونى تحت عنوان Patriot Act را تصويب كرد كه به موجب آن, كنترى و نظارت بر تبادى داده‌هاى online كاربران, رنگ قانونى به خود مى‌گرفت; اين قانون كه در قالب مبارزه با تروريسم به تصويب رسيده بود, موجى ازمخالفت‌ و اعتراض را هم در ميان جمهورى خواهان و هم در بين دموكرات‌ها برانگيخت. پياده‌سازى Patriot Act كه به شدت از سوى دادستانى امريكا دنباى مى‌شود, در نوامبر 2003 با اعطاى اختيارات بيشتر به پليس امريكا-FBI  - از اين نيرو خواست تا كليه اطلاعات مربوط به كاربران اينترنتى را, حتى براى تحقيقات غيررسمى, جمع‌آورى كند. از سوى ديگر, برخى ايالت‌هاى امريكا مثل پنسيلوانيا قوانين مخصوص به خود را براى فيلتر كردن محتواى اينترنتى دارند.

 

علاوه بر اين، در سال 2000 نيز كليه كتابخانه‌هاى امريكا موظف شدند براى انجام
فعاليت‌هاى اينترنتى, فيلترهاى مربوط به تصاوير غير اخلاقى را در كامپيوترهاى خود نصب كنند. اجراى نامناسب اين قانون با عنوان و فيلتر شدن اشتباهى بعضى از سايت‌ها باعث شد تا برخى گروه‌هاى مدافع حقوق مدنى در سال 2002 به دولت بوش اعتراض كنند 

 

اما قصه فيلترينگ در اروپا و كشورهاى عضو اتحاديه اروپا, داستان ديگرى دارد; فرانسه به عنوان كشورى با تمدن و فرهنگ كهن, براى حفظ ارزش‌هاى فرهنگى خود, نتايج موتورهاى جست‌وجوى اينترنتى از جمله گوگلGoogle) ) را دستكارى كرده و به زعم خود, آن را بومى مى كند. علاوه بر اين, با وجودى كه تصميمات اصلى و عمده پيرامون آزادى بيان در اينترنت و حفظ حريم خصوصى افراد در اين عرصه, توسط اتحاديه اروپا اتخاذ مى‌شود, اما كشور فرانسه يكى از معدود اعضاى اين اتحاديه است كه در پذيرش آنها مقاومت زيادى كرده و سعى دارد قوانين خود را اجرا كند.

 

در بحث نظارتى نيز، كشور فرانسه با تصويب قانون LSQ در ساى 2001, كليه ISPهاى اين كشور را موظف كرد تا فعاليت‌هاى اينترنتى و پيام‌هاى پست‌الكترونيك مشتريان خود را حداقل به مدت يك سال, ذخيره و نگهدارى كنند. همچنين اين قانون به قضات و پليس اين كشور اجازه مى‌داد تا در پيام‌هاى شخصى كاربران به منظور كشف يا اثبات جرم, به تفحص بپردازند

 

منبع : ماهنامهء وب  .


 
شکست کامـل .
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله

 

 

منابع خبري گزارش مي دهند آمريكا نتوانسته است اعضاي قدرتمند شوراي حكام آژانس بين المللي را نسبت به لزوم ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد قانع كند و لذا ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت در اجلاس روز 19 سپتامبر (دوشنبه، 28 شهريور) به شوراي امنيت تقريباً به طور كامل منتفي است.


پيش از اين منابع خبري از مقاومت سرسختانه روسيه، چين، هند، آفريقاي جنوبي و برزيل در مقابل درخواست اروپا و آمريكا براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت خبر داده بودند اما موفقيت اين مقاومت و پذيرش شكست از جانب غرب زماني آشكار شد كه كاندوليزارايس به صراحت اعلام كرد آمريكا موفق به جلب حمايت جناح قدرتمندي از شوراي حكام نشده است و «احتمالاً بايد روي اين موضوع بيشتر كار شود.» وزيرخارجه آمريكا در گفت وگو با هفته نامه نيوزويك (كه روز 25 شهريور انجام شد) همچنين اعتراف كرد آمريكا و اروپا حتي قادر به جلب نظر «اكثريت» شوراي حكام هم نشده اند.


پيش از اين بحث بر سر اين بود كه غربي ها در پي دستيابي به اجماع در شوراي حكام هستند اما اكنون با سخنان رايس مشخص شده است اين كشورها نه فقط موفق به ايجاد اجماع نشده اند بلكه در جلب نظر اكثريت نيز ناكام بوده اند.


راديو صداي آمريكا روز گذشته در اين باره گزارش داد: آمريكا و متحدان اروپائي اش نتوانستند حمايت لازم براي ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد را كسب كنند.


خبرنگار اين راديو از وزارت خارجه آمريكا گزارش داد: در پي ملاقات كونداليزا رايس وزير امورخارجه آمريكا با نخست وزير هند در حاشيه اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك نيكولاس برنز معاون وزارت خارجه آمريكا به نقل از نخست وزير هند گفت كه دهلي نو نمي خواهد كه ايران به يك كشور صاحب سلاح هسته اي تبديل شود، اما از حقوق هسته اي صلح آميز ايران دفاع مي كند. ديپلماتهاي آمريكايي و خارجي گفته اند كه ايالات متحده آمريكا نتوانست هندوستان را به حمايت از استراتژي آمريكا در قبال ايران متقاعد سازد. جمهوري خلق چين نيز حاضر نشده است كه خود را به حمايت از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت متعهد كند.

 

به گزارش اين راديو «روز گذشته در كاخ سفيد پرزيدنت بوش با ولاديمير پوتين ملاقات و گفتگو كرد و مسئله ايران نيز در دستور كار گفتگوها قرار داشت. در اين مذاكرات معلوم شد پيش بيني ها در اين باره كه روسيه نيز تمايلي به ارجاع پرونده به شوراي امنيت ندارد درست بوده است 

 

دیلی تلگراف : شکست کامل تلاشهای غرب

منابع خبري ديگر نيز شكست تلاش هاي اروپا و آمريكا در ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت را تاييد مي كنند. ديلي تلگراف روز گذشته از «شكست كامل» تلاش هاي غرب براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت خبر داد. اكونوميست هم با انتشار تحليلي مشابه به نقل از يك ديپلمات اروپايي نوشت: ما گمان نمي كنيم تحريم ها عليه ايران اثر داشته باشد. بي بي سي در اين باره به نقل از بعضي ديپلمات ها نوشت احتمالاً ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت 3 الي 4 هفته به تاخير خواهد افتاد.


بعضي رسانه هاي غربي تلاش مي كنند اينگونه وانمود كنند كه اين مهلت به خاطر تماسي كه ميان البرادعي و رايس برقرار شده به ايران داده مي شود. در حالي كه كارشناسان عقيده دارند اين توجيهي بيش نيست و اصل قضيه از آنجا آب مي خورد كه آمريكا و اروپا موفق به جلب همراهي بسياري از كشورهاي عضو شوراي حكام نشده اند.


روزنامه ايتاليايي: احمدي نژاد غرب را با مشكل مواجه ساخته است

يك روزنامه ايتاليا با درج اخبار مربوط به نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك ضمن موفقيت آميز خواندن ديپلماسي ايران نوشت: وضعيت براي احمدي نژاد رئيس جمهور ايران خوب پيش مي رود.

روزنامه كوريره دلاسرا با اعلام اين مطلب كه ايران براي جلوگيري از تحريم خود تلاش مي كند، مي نويسد: ورود احمدي نژاد به صحنه بين المللي و اجلاس سران كشورهاي جهان در سازمان ملل، چهره ايران را تغيير داده و آن را به كشوري مطمئن به خود تبديل كرده است، ايراني كه مدت ها بود اينگونه ديده نمي شد.


كوريره دلاسرا مي افزايد: درباره برنامه هسته اي ايران به نظر مي رسد كه آمريكا و اتحاديه اروپا با مشكل روبرو شده اند.


مثل اينكه خود ايراني ها از همه راغب ترند!

روزنامه «كورير» چاپ اتريش نوشت: روند تحولات روزهاي اخير نشان مي دهد كه اكنون مسير ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل سخت تر شده است. اين روزنامه در شماره روز شنبه خود به نقل از برخي ديپلمات هاي غربي در وين نوشت: براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل، نياز به تصميم جمعي شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي است و گمان نمي رود كه اين تصميم اتخاذ شود.


كورير به نقل از اين ديپلمات ها كه نامشان ذكر نشده است، مي نويسد: تنها كشوري كه مي خواهد اين مسئله به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع داده شود، تنها خود ايران است. اين روزنامه با درج اين مطلب كه اكنون ادامه مذاكرات تنها راه موجود از سوي آمريكا و اتحاديه اروپا است، مي نويسد: تهديدهاي غرب براي چشم پوشي ايران از فعاليت هاي اتمي، چندان موثر نبوده است.

 

رايس: موضعمان تغيير كرده است

وزير خارجه آمريكا گفت با اعلام اينكه موضع دولت اين كشور در مخالفت با احداث نيروگاه هسته اي در ايران تغيير كرده، گفت: آمريكا نمي خواهد وانمود كند مخالف كسب فناوري هاي پيشرفته از سوي ايران است.


«كاندوليزا رايس» در گفت وگو با روزنامه «نيويورك پست» كه متن آن روز جمعه از سوي وزارت خارجه آمريكا منتشر شد افزود: نمي خواهيم وانمود شود كه با تبديل ايران به كشور داراي فناوري هاي پيشرفته و پيچيده مخالفيم به همين دليل درباره نيروگاه هسته اي ايران صحبتي نمي كنيم.


رايس كه ناكامي تلاش هاي آمريكا براي ارجاع پرونده اتمي ايران به شوراي امنيت را رسما اعلام كرده، اظهار داشت: موضع دولت آمريكا در گذشته اين بود كه تهران هيچگاه نبايد نيروگاه هسته اي داشته باشد، ولي «بوش» چند روز پيش گفت «با توجه به منابع عظيم نفت و گاز در ايران معتقديم اين كشور به انرژي هسته اي نياز ندارد، ولي در عين حال هر كشوري حق داشتن اين نوع انرژي را دارد.»


نيويورك تايمز:باورمان نمي شود!

روزنامه نيويورك تايمز روز گذشته از ناكامي آمريكا در رايزني با ديگر كشورها كه سران آنها هم اكنون در مقر سازمان ملل حضور دارند خبر داد و به نقل از يك ديپلمات نوشت: ديپلماسي هميشه آنطور كه انسان دلش مي خواهد پيش نمي رود. ما هرگز فكر نمي كرديم كه تلاش هاي دولت آمريكا در مورد دو مسئله اصلاحات در سازمان ملل و ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت اينچنين با شكست روبه رو شود. اين ديپلمات همچنين از اين نگراني آمريكا خبر داد كه احتمال دارد بعضي كشورها در شوراي امنيت تصميمات آمريكا را وتو كنند. اين در حالي است كه به گزارش خبرگزاري فرانسه بوش و پوتين در ديدار با يكديگر بر سر موضوع ايران به شدت اختلاف نظر داشته اند.


 
وبلاگ يا گروه فشار؟
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

چند کلمه با خودمان :

آقایان بچه حزب اللهی ، بسیجی ، و برادرها و خواهرهای ایمانی .

فکر نمی کنید باید یواش یواش یک خانه تکانی اساسی بکنیم ؟

 

کجا را ؟ خانه دل را!

می پرسید چرا ؟ فکر نمی کنید جنگ است ؟

کدام جنگ ؟ نه ! جنگ فیزیکی نه . جنگ واقعی! جنگ واقعی.


هرچی فکر می کنم می بینم هیچ چیزی جلودار من حزب اللهی و بسیجی نخواهد بود در این که بخواهم به جنگ دشمن بروم . در هر حوزه ای می خواهد باشد. رزم فیزیکی باشد یا رزم الکترونیک یا رزم علمی . هیچ فرقی نمی کند. چرا ؟ چون همه این حوزه ها سختی خودشان را دارند . با یک ادعا ، کسی رزمنده نمی شود. این ادعا بسیار هم مسئولیت آدم را سنگین می کند. چه می خواهی در حوزه سایبرنتیزم به جنگ دشمن بروی چه در حوزه جهاد فیزیکی ، چه جهاد علمی و جنبش نرم افزاری . باید بدانی که درگیر جنگ می شوی و طرف مقابل نمی ایستد و بر وبر نگاهت کند.

 

درست است که حالا ، بازی عوض شده و حالا آنها هستند که مورد مله ما واقع شده اند و رفته اند تا کمی خودشان را جمع و جور کنند و با زور و خصوصا پررویی و دروغگویی بیشتر ، به میدان بیایند . اما خب درک این نکته باید باعث شود که بفهمیم تک های بعدی سنگین تر خواهد بود.

خوب ، لازمه ء این جنگ و جهاد چیست ؟ چیست ؟

چیزی جز خودسازی است ؟

 

جایی شنیدم که حضرت آیت الله جوادی آملی می فرمودند اگر در جنگ و جهاد اکبر پیروز شدید، به اعتبارآنکه اولا این جهاد ، جهاد اکبر بود و خصوصا دشمن هم دشمن اکبر ، حتما در جبهه و جهاد اصغر هم پیروزید.

 

اما اگر در جبهه و جهاد اکبر شکست بخورید ، دیگر شکست خواهید خورد. چون مبارزه در میدان معیارهای دنیایی ، با کم و کیف دنیایی ، پیروزی با آنکس است که عده و عده دنیایی بیشتری جمع کرده باشدو ما در میدان جنگ هشتساله بدون این معیارها پیروز شدیم .

 

پس خودسازی لازم است. تقوا ، دقت در هزار تا مسئله ، خورد و ریز ، تا درشت و کلان .

هیچ کاری را برای خودتان توجیه نکنید. از هیچ ارتکاب حرامی به راحتی عبور نکنید. باید آماده شویم . نبرد سخت تر خواهد شد. تا اینجا که امت اسلام دست بالا داشته و آنچه که خواسته به انجام رسانده . زندگی جاده ای است که در سرتاسرش تابلوی توقف ممنوع نصب است. حالا یا بسمت کمال یا بسمت افول . میسر را باید انتخاب کرد. والا قطار زندگی متوقف نمی شود. اینجا باید آموزه های آوینی را بکار بست. آوینی می گوید در دهکدهء مک لوهان ، خانه را در کوهپایهء آتشفشان بسازیم و در عصر انفجار اطلاعات به میانهء میدان برویم . اما همان که گفتم ، ابزار این میدان ، شمشیر تقوایی است که در میدان جهاد اکبر آبدیده شده باشد.

 

اندر معنای تهِ دل حضرات ضرت انقلاف !

چند وقت پیش اندر باب دل ِ ضد انقلاب ، چیزهایی نوشتم . در این مورد که آیا اصلا ضد انقلاب می فهمد دل یعنی چه و آنوقتی که ضد انقلاب می گوید دلم یعنی منظورش دقیقا یعنی کجای بدنش؟ آیا او اصلا مفهوم دل را که مفهومی آسمانی است می فهمد ؟ آنوقت با این تفاسیر ، دیگر تهِ دل این عزیزان دیگر چه معجونی می شود. مصداقمان هم که روشن بود. حسین کچل ، گفته بود که ته دلش از ترور شدن شهید مقدس همچه ناراحت نشده .

با این گرایی که ما از دل هودر کجل پیدا کردیم ، بعید نمی دانستیم توی این مردابی که اسمش شده دل ، تهش یک همچه چیزهایی گیر بیاید. از یک موسس چهارتا سایت مبتذل و مستهجن چه انتظاری داریم ؟ اما چیز جالبی امروز دیدم . امروز دیدم ته دل ایشان چیزهای ویژه تری هم غرق شده ! مثلا چی ؟ بفرما :

 

مثل اینکه نماینده‌ی رهبری در کاخ ریاست جمهوری، برادر احمدی‌نژاد، این شنبه یا یکشنبه یک میهمانی دارد که تعدادی از ایرانی‌های نیویورک را به آن دعوت کرده است. دارم ببینم می‌شود راهی به آن پیدا کرد یا نه. بالاخره دیدن آقایان از نزدیک و حرف زدن با آنها جالب خواهد بود. هرچند که من گفته‌ام که او را به عنوان رییس‌جمهور قبول ندارم. ولی مثل این خل و چل‌های مجاهدین خلق هم نیستم که بروم و جلوی سازمان ملل شلوغ کنم. (البته شاید برای اولین بار ته دلم با کارشان مخالف نیستم.)

 

عجب جایی است این ته دل حسین کچل ، که یک روزی درش همدلی با قاتل و جانی آدمکش مجری عملیات ترور شهیدی را می توانی پیدا کنی ، امروز هم ، هم نوایی با خل و چل های منافقین خلقی را . حالا من جای همه دوستان باشم ،یک نتیجه دقیق می گیرم . می گویم این دلی که ته اش اینجور محارب مسلح است ، دیگر حکما کلش هم با همهء ارازش واوباش جور جور است. البته وقتی می بینم که این دل ، چه جوری به سوزش افتاده که می بیند نمی تواند انطباق آرزوی مردم را با خواست رهبری انکار کند و می گوید دکتر احمدی نژاد نماینده رهبری هم هست ، همچی می بینم محاسبهء بعیدی هم نکرده ام .

 

هودرک ما ، شاید یادش رفته - خب ما یادش می اندازیم که این اولین باری نیست که هودر با منافقین خلق ، ته - که چه عرض کنم ، سرتاپای - دلش جور بوده . منافقین با کل نظام مسئله دارند، خب این بابا هم دارد. منافقین هم با هیچکس به اندازه رهبر انقلاب دشمن نیستند ، خب این هم همینطور است. منافقین هم ای همچی یه قند اساسی تو دلشان با شهادت شهید مقدس آب شد ، خب این بابا هم همینطور . منافقین هم ، این هم . منافقین هم ، این هم ....

تا صبح فردا می شود شمرد.

 

هودرجان ، کچل بابا ! جون هرکی دوست داری اینقدر در مورد این ته دلت زیاد صحبت نکن. آزاردهنده میشود. نه صحبت کردن ها! این ته دلت را می گویم . اونهم خودش نه. بوی بد محتویاتش. دیگه خود دانی !

 

فکر کنم هودر اطلاعاتی به میهمانی احمدی نژاد نرود بهتر است !:))

راستی !

هودر خان !

با دکتر احمدی نژاد و همه دولتش که می شود عین آب خوردن حرف زد و دیدشان . با تو چه جوری می شود حرف زد و مستقیم دیدت ؟ دکتر احمدی نژاد که دیگر اینقدر نماز جمعه آمد و جاهای دیگر هم قاتی مردم بود که دیگر تکراری شده:)) مردم خیلی دیگر تا کاری چیزی ندارند جز به سلامی وابراز اشتیاقی و دست تکان دادنی ، بهش گیر نمی دهند همینجوری هم اینقدر مردم دورش جمع می شوند که عرق از سر و رویش می ریزد. وزرایش هم انگار قرض نماز جمعه خورده اند اینها هم بدتر از او . اتوماتیک مردم روی وزرای دکتر هم همینجوری شده اند. شما بهتر است جواب ما را بدهی که تو را چه جوری می شود گیر آورد ؟ همینجوری اونجا نشستی ، به ریش وزارت اطلاعات می خندی و برای خودت پپسی می ترکونی که ای ول به خودم . هم از توبره می خورم و هم از آخور ؟ بچه جون تا وزرای دکتر بعضاً مثل وزیر کشاورزی ، شماره موبایلشان را هم انداختند وسط گود. شما چی ؟ :)) بابا از شما ها خبری نیست. هرشب هم که این ور ، اونور ، با این واون ، یا با اون و این ، در حال مجالست و تصمیمات اساسی ودکترینال گرفتن خصوصا مثلا درمورد اینکه از فردا چه نوع مشروبی را بخریم حالش را ببریم :)) یا از این دست تصمیمات اساسی بنیادین! خب شما کجایی ؟ چی جوری میشه با شوما گپ زد ؟ بدجوری تو قرنطینه امنیتی فرو رفته ای نکند حالا یک دوره ای بچه های وزارت دارند دور و ورت می پلکند ، واقعا باور کرده ای اطلاعاتی هستی ؟ :)) بابا کوتا بیا یک تلفنی تماسی آدرسی چیزی ، اینجوری که ضایع است در یک وبلاگ سانسور کننده کامنت نشستن و ادعای دموکراسی کردن ؟ بعد هم دنبال دولت پاسخگو گشتن ! تو که یک وبلاگ داری داری اینهمه اطلاعاتی بازی در میاری ، دیگه از بقیه چه انتظاری ؟

 

عجب حرف درستی !

دیروز به یکی از بچه های پایگاه بسیج محلمان که اتفاقا خیر ، کاملا عمداً ، در دادگستری کل استان تهران بعنوان دادیار کار می کند داشتم در مورد این بندهء خدا سیف زاده ( راستی او هم کچل است ؟ اگر هست بگویید از قلم نیفتد :)) ) صحبت می فرمودیم . بهش یک چیزی گفتم که بداند. البته برایش جالب بود. البته ایشان خودش هم الحمد لله ملتفت کلیت ماجرا بود اما این یکی مصداق را خبر نداشت.

موضوع چی بود ؟ این بود که سیف زاده رسما در وبلاگ خودش نوشته که در دادگاه یکی از وکلایش به رئیس دادگاه چه دروغی گفته. آنوقت چرا شماها به خود این آقا تذکر قانونی نمی دهید ؟

گفت قضیه چیه ؟ گفتم ایشان گفته است در دادگاه گفتم از آنجایی که وبلاگ مانند دفترچه خاطرات خصوصی است ، ورود به آن و مشاهده محتویات آن ، نیازمند داشتن رمز عبور (Password ) است !!! و جالب اینکه این مطالب را در وبلاگش نوشته .

پرسید : اگر وبلاگ را نمی توان خواند جز با رمز عبور ، پس تو چه جوری در وبلاگش مطلب را دیدی ؟ گفتم نکته همینجا است. اصلا خواندن وبلاگ رمز عبور نمی خواهد. این ایجاد تغییر در وبلاگش است که رمز می خواهد. خواندن و دسترسی به محتوای وبلاگ رمز نمی خواهد. از من پرسید : حالا یعنی سیف زاده این را نمی داند؟ گفتم شما چه فکر می کنی؟ شما فکر می کنی نمی داند ؟ گفت : شاید چون تخصصی در زمینه رایانه ندارد طبعا نمی داند و این بیشتر به یک اظهار فضل شبیه است . گفتم : اگر خودش وبلاگ نداشت شاید. البته این احتمال وجود داردکه اصلا سیف زاده هیچ آشنایی ای با وبلاگ نداشته باشد و محتوای مد نظرش را به کس دیگری می دهد تا برایش به اینترنت وارد کند. اما در حال حاضر ، این موضوع نه تنها از نظر فنی " یک خطا " بنظر می رسد ، بلکه از نظر قانونی نیز "دروغ "است. چون به هرحال سیف زاده مطلب را طوری تنظیم کرده که هر خواننده ای خود را مخاطب آن می بیند ، نه کسی که با رمز وارد شده و مطلب را مخصوص خود بداند. این رفیق ما گفت : من باید خودم ببینم . فکر نمی کنم دروغ به این بزرگی را رسما در وبلاگ خودش نوشته باشد ! گفتم اشکال ندارد . برو و ببین . ادرس وبلاگ آقای سیف را که نمی دانم کچل هست یا نه به او دادم و امروز بود که گفت : خودم هم دیدم . ضمنا گفت که به چند خبرنگار که به مراسم چهلم شهیدمقدس آمده بودند هم این مطلب را گفته است.

 

خیلی جالب است نه ؟

حالا من منظورم از آن حرف درست ، کدام حرف بود ؟

آن حرف درست را نمی توانید در وبلاگ سیف زاده گیر بیاورید. مگر - احتمالا این قماش کچل ها حرف درست هم بلدند بزنند ؟ آن حرفی که من با آن صد در صد موافقم را باید در وبلاگ یکی دیگر از دوستان هودر کچل که اتفاقا کاملا نوشته های هودر، به طاسی سرش هم می آید! بخوانید. این وبلاگ ، وبلاگ قبلی آقای حمید ضیایی پرور است. البته من از میزان رفاقت حمید آقا با هودر کچل خبر ندارم . اما من همیشه ملاکم برای دوستی ودشمنی ، عامل و افکار آدمها است. نه رنگ پوست وقد و هیکل و حتی کچلی تا پرمویی :)) . بر این اساس چون دیدم جناب هودر خیلی از مطلب ایشان سر ذوق آمده اند دوستی ایشان با اوشان را پیش فرض گرفتم .

 

اما برویم سراغ آن حرف درست. من فکر می کنم سیف زاده هم دقیقا یکی از مسادیق مطلبی است که همین آقا نوشته . ایشان ذیل مطلبی در مورد گاه ایسنا به وبلاگ نوشته :

 

1-   خیلی از کسانی که به عنوان استاد دانشگاه در مورد وبلاگ نظر می دهند فرق وبلاگ را با هندوانه نمی دانند

2-  خیلی از منابع مذکور چون خود با فقر مخاطب مواجه هستند به کل فضای وبلاگ نویسی با همین دید نگاه می کنند مثل همان مورچه و آب در خوابگه

3-  ما اصولا هنوز محقق و صاحب نظر در زمینه وبلاگ نویسی نداریم هر یک از این آقایان که به عنوان صاحب نظر در باره وبلاگها نظر می دهند بگویند تا حالا چند تا وبلاگ دیده اند ؟ چند تا وبلاگ را بررسی و تحلیل محتوا کرده اند؟ از کجا به این نتایج درخشان رسیده اند؟

 

حالا چقدر ما با این نظر ایشان موافقم بماند . اما بنظر من خیلی در خصوص آدمهایی مثل آقا سیف خان ، راست می گوید ! ایشان اینهمه ادعای بروز بودن و چه و چه و خصوصا وکیل حاذق بودن دارد ، آنوقت راست راست رفته چنین حرف غلط بزرگی را به خورد دادگاه داده. آنوقت نمی دانم چرا نمی گوید " ...و نمی دانم چرا ناگهان رئیس دادگاه پس از شنیدن این اظهارات من ، دستور بازداشت من به جرم  اظهارات کذب و دروغگویی رسمی در محضر دادگاه را صادر کرد ... ! " و فقط خالی می بندد بخاطر بستن کراوات دستگیر شده ! :))

 

جناب وکیلی که حتی در مورد موضوع وکالت ، اینقدر گاف اساسی می دهد ، چه وکالتی را دارد در حق موکلش انجام می دهد ؟ وکیلی که مثلا وبلاگ دارد اما یا همه مخاطبان وبلاگش را ببخشید دانکی حساب کرده یا نمی دانم دیگر به چه دلیل دیگر ، دروغ به این بزرگی را در وبلاگش نوشته!

 

سیف زاده :

چند نکته ظریف :

1-   اتهامات مجتبی سمیع نژاد بر مبنای وبلاگ وی بود که پس از دستگیری password آنرا بزور از موکل گرفته و با استخراج مقالات ایشان چنین اتهاماتی برای او میسازند در هر سه دادگاه بعد فنی قضیه تشریح گردید که وبلاگ دفترچه خاطرات خصوصی افراد است که با دسترسی به password  میتوان مطالب آنرا مطالعه و ملاحظه نمود . بدون داشتن آن کلید رمز امکان دسترسی به آن مقالات وجود نداشت ، لذا در صورتیکه اکثر جرایم فوق در وبلاگ محقق میگردید رکن مادی حقیقی جرم یعنی نشر وانتشار اصولا واقع نشده تا بتوان متهمی را تحت تعقیب قرار داد . این موضوع را در دادگاه بدوی شعبه 13 و 1084 و شعبه 36 دادگاه تجدید نظر مطلقا به آن توجهی نکرده و شعبه 78 این دفاع را قبول نمود ، چه پس از دسترسی دادسرا به رمز مقالات و مجتبی سمیع نژاد در معرض دید و مطالعه و بعضا تغییر و تحریف قرار گرفته است .

 

واقعا نوبر وکیل است این عمو سیف !

آن حرفی از حرفهای جناب ضیایی پرور که فکر کنم  در مرود سیف زاده بشدت حرف درستی است همین است :

خیلی از کسانی که به عنوان استاد دانشگاه در مورد وبلاگ نظر می دهند فرق وبلاگ را با هندوانه نمی دانند

یک چیز باحال دیگر ! این عقل کل می دانید وکالت چند تا پرونده یک میلیون درصد سیاسی را بر عهده دارد ؟

-              یکی از وکلای ماجرای زهرا کاظمی !

-              یکی از وکلای پرونده وبلاگ نویسان !!!

-              وکیل یکی از هرزنگاران اینترنتی مجتبی سمیع نژاد !!

-              وکیل جناب وکیل سلطانی ! بمصداق ضرب المثل ایرانی کوری عصاکش کور دیگر ! 

-              عضو موسس کانون مدافعان حقوق بشررررررر !!

-              و ... !

عجب پرونده هایییییییی !

عجب وکیلی !!

عجب کانونی !!!

 

من مطمئنم سیف زاده این مطالب را از وبلاگش یا پاک می کند یا ویرایش و تحریف می کند . لینک دائم مطلب سیف زاده را ذخیره می کنم .

 

ما که از دفاعیات جناب وکیل در دادگاه خبر نداشتیم تا بدانیم اولا متن نظر دادستان در مرود متهم  چی بوده و دفاعیات ارزشمند ! و گرانبها !ی جناب وکیل چی چی . اما اینجوری چند تا چیز تابلوست :

1-    جناب وکیل ، اصل مجرمانه بودن محتوای موجود در وبلاگ سیمع نژاد  را پذیرفته . بر این اساس ادعا می کند که این محتوای مجرمانه  ، در اینترنت انتشار پیدا نکرده . یعنی اگر محتوا منتشر می شد به جرم معترض نمی بود ؟ چرا . آنجا هم حرفهای روزمره سیاسی اش را می زد. نمی دانم اگر منِ وبلاگ نویس اگر در جلسه دادگاه می بودم با شنیدن این حرف آقای وکیل چه جوری می خواستم جلوی انفجار خنده ام را بگیرم ! البته این هم موضوع جالبی است که آقای سیف زاده قبول دارد مقالات آقای متهم هرزه نگار ، حاوی محتوای بسیار بدی بوده که در صورت انتشار رسما موضوع عنصر مادی جرم است ، اما نمی دانم این سخنان گهربار را از کجا فکر کرده بگوید که : "نخیر ! اینها منتشر نشده ! خواندن آنها رمز می خواهد ! "

2-    انصافا عجب وکیلی است ایشان خدا وکیلی ! اینجوری اینهمه ادعای یکی را به دو تا پاره کردن دارد؟ خداییش باید جریان  دادگاهها را علنی کنند تا برویم در دادگاه بنشینیم ببینیم واقعا قضیه چیست . نمی دانم واقعا شعبه 78 دادگاه تجدید نظر حاضر است شهادت بدهد که این دفاع آقای سیف زاده را عقلانی و موجه دانسته و رای بر اساس آن صادر شده یا نه. ولی آنچه که مسلم است این است که ماها خیلی دوست داریم در جلسه های دادگاها بنشینیم ببینم واقعا در این دادگاه ها چه خبر است ؟ انصافا اگر دادگاهها رای به علنی بودن جلسه بدهند چقدر امثال ماها خوشحال و ممنون خواهیم شد !

3-    همه را ول کنید آن آیه هایی را بچسبید که ایشان انتهای مطلبش نوشته ! در وکالت تبحر ندارد ، رفته در فقاهت هم وارد شده . خدا بخیر کند عاقبت کار این وکیل های همه کاره  و هیچ کاره را

 

یک چیز خیلی تابلو !

یک لینک این هودر کچل ما داده از سایت روز و زیرش نوشته روز از مرخصی در آمده و تا فیلتر نشده بروید و با ایمیل عضو شوید. خیلی دوست دارم بدانم ایشان از کجا می داند قرار است سایت روز فیلتر شود ؟ شاید بگوییم بخاطر محتوای روز. خب اگر محتوای روز طوری است که باید فیلتر شود، این محتوا که چیز جدیدی نباید باشد. ضمنا روز هم که یک سایت سیاسی است. مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی می گوید یک کمیته ای مرکب از نماینده های چند نهاد و وزارتخانه به مسئولیت وزیر اطلاعات مسئول تشخیص مصادیق فیلترینگ هستند. دو حال بیشتر ندارد. یا روز قبلا موضوع فیلترینگ نبوده و قرار است حسین کچل و رفقا به همراه سیا ساکتی وبروبچ ، البته سیا ساکتی که داره کم کم بچه مثبت می زنه :)) احتمالا چند تا بامبول دیگه سوار کنند برای کشور و حتما کار به اونجا می کشه . یا اینکه برادر حسین بشدت مملو از اخبار جدید است و آمار گرفته قراره روز فیلتر شه ! دیگه چه احتمال دیگه ای وجود داره ؟ تازه جالب اینجاست دادستانی تهران هم هیچ وظیفه ای در فیلترینگ سایتهای سیاسی نداره . خب باز هم که رفتیم سر خانه اول که ؟ کدام خانه ؟ این خانه : بابا حسین اطلاعات !! :)) :)) :)) خدا انشاء الله نجات بدهد وزارت فخیمه اطلاعات را از دست این جمع برو بچز مخلص ! هم نان وزارت را می خورند و هم پز اپوزیسیونی را حفظ می کنند! :)) عجب حالی می دهد سر هردوطرف شیره بمالی ! :)) جالب است این برادر حسین  ورفقا عجب پولتیکی الان دارم فکر می کنم بهش سوار کرده اند! اول اینکه با این کار، روز یک سایت اپوزیسیونی فیلتر شهد معرفی می شود . دوم اینکه محتوایش با ایمیل به خورد مخاطبان محترم عقل کل و معزز اپوزیسیون ایرانی می رود . انصافا نقشه توپی است. خدایی دیگه . نه غلام ؟! :))

 

چند روایت معتبر از ایسنا !! :

من فکر می کنم این تیترهایی که جناب ضایی پرور به نقل ایسنا نوشته هیچ اشکالی نداشته باشند . اما به نظرم عده حتما سعی خواهند کرد دهان مجموعه هایی مثل ایسنا را ببندند .به هر نحو ممکن. چون حقیقتا این مطالب صحیح است و بادکنکی که اینها هر روز با پول نفت و فشار تکفا و تزریق بی حساب و کتاب پول بی زبان تکفا در پروژه های وبلاگی بزرگش کرده اند چند سوراخ اساسی دارد وبادش بشدت در حال خالی شدن است :

 

وبلاگ‌هاي فارسي رشد نكرده و عقيم مانده‌اند

وبلاگ‌ها به عنوان يك مرجع معتبر در بين نخبگان مطرح نيستند

رعايت آيين نگارشي در وبلاگ‌ها مثل سواد اول دبستان است

اكثر وبلاگ‌نويسان با بحران سوژه روبرو هستند

در وبلاگ‌ها به شدت با فقر مخاطب روبرو هستيم

 

کدام وبلاگ نویسی است که نداند اینها در مورد عمده وبلاگ ها مطلب صحیحی است. یک نگاه حتی سرسری به فضای عمومی وبلاگ نویسی موید همین ها است. غیر از این اگر بود ، چرا سرویس پرشین می گوید حدود یکصد هزار وبلاگ کاملا غیر فعال دارد ، آنقدر که به خود اجازه خواهد داد تا آنها را حذف کند ؟!  اگر غیر این بود چطور وبلاگ نویسی زرد معنا و مفهوم پیدا می کند ؟ اینها واقعیت است. اما وقتی ما بخواهیم از وبلاگ بعنوان گروه فشار استفاده کنیم ، خوب معلوم است که بشدت با انتشار این واقعیت ها مخالفت خواهیم کرد . 


 
ما بعد الپژاکیه :))
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی: تاریخ انقلاب ،فناوری ایرانی ،تحریف تاریخ ،it-ict

بسم الله .

 

خب !

چند روز دوری از وبلاگ جالب بود. اما کار ، جالب تر است. حالا هم کمی با دوستان وبلاگی بودن مزه دارد.


می خواهم یک چیزی بگویم که خیلی دشمن را می آزارد . من هم که خوب از بچگی دشمن آزار بدنیا آمدم ! .

 

برجک پرانی تکنولوژیک!

 ببینید در جمهوری اسلامی خود باوری چه می کند . شاید یک روز در سال پنجاه و سه برای ما تصمیم می گرفتید که مثلا فقط یک نیروگاه آب سنگین بما بدهید یا ندهید. اما امروز صاحب تکنولوژی تولید سوخت و جزو تنها کشورهای دارای چرخه کامل سوخت هسته ای از زمان استخراج اکسید از زمین تا مرحله چرخهء مستمر بازیافت هستیم .

 

محققان کشورمان به فن‌آوری پیشرفته محیط مولکولی ذخیره اطلاعات دست یافتند که از آن به عنوان پایه نسل بعدی رایانه‌ها (رایانه‌های مولکولی) و انقلابی در زمینه ذخیره و مبادله حجم کلانی از اطلاعات یاد می‌شود.

 

مهندس ایمان مرادی، کارشناس ارشد نانوفن‌اوری و مجری این طرح، در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: فن‌آوری MERI یا محیط مولکولی ذخیره اطلاعات - به عنوان نسل جدیدی از محیط‌های ذخیره اطلاعات - یک پروژه مادر بوده و خود شامل چند بخش با کاربردهای مختلف است. اساس ساختمانی MERI را ماکرومولکول‌های DNA تشکیل می‌دهد.

 

وی خاطرنشان کرد: محیط مولکولی ذخیره اطلاعات بعد از انتخاب ساختار مولکولی بر اساس سیستم «باینری» توسط دستگاه DNA ساخته می‌شود. MERI توسط  دستگاه DNA قابل بازخوانی ساختار مولکولی و در نهایت بازخوانی اطلاعات می‌باشد. از ویژگی‌های بسیار مهمی که MERI را به یک محیط ذخیره اطلاعات منحصر به فرد بدل کرده است می‌توان به ظرفیت‌های بالای ذخیره‌سازی اطلاعات در واحد سطح آن معادل 10 کیلو بایت در سانتی متر مربع، ابعاد بسیار کوچک و میکروسکوپیک آن در حدود نانومتر و نیز پایداری آن که بعد از تولید در شرایط معمولی بسیار طولانی مدت (میلیون‌ها سال) می‌باشد اشاره کرد.

 

مرادی تصریح کرد: در این سیستم با توجه به فاصله کم میان اجزای مولکول DNA و ظرفیت بالای آن برای ذخیره اطلاعات، طی پروسه‌ای اطلاعات را به صورت مولکولی معادل سازی می‌شود تا به ظرفیتی حدود چند میلیون برابر CD برسیم.

 

وی با اشاره به مشکلات کنونی در زمینه ذخیره اطلاعات گفت: در عصر حاضر که با انبوه اطلاعات روبرو هستیم با ذخیره اطلاعات روی فلاپی، CD و DVD پس از گذشت زمان با آرشیو بزرگی از محیط‌های ذخیره اطلاعات روبرو می‌شویم که امکان صدمه دیدن آنها در میدان‌های مغناطیسی نیز وجود دارد که با ذخیره اطلاعات روی ماکرومولکول‌ها به خصوص DNAها، ظرفیت اطلاعاتی در حد فوق‌العاده‌ای افزایش می‌یابد.

 

مدیرعامل موسسه پژوهشی سیناپویش افزود: در مولکول DNA به دلیل واحدهای سازنده نوکلئوتیدی و ابعاد نانومتری فاصله نقاطی که تمرکز اطلاعات روی آنها صورت می‌گیرد بسیار کم است که در نتیجه ظرفیت اطلاعات را تا حد بسیار زیادی افزایش می‌دهد.


مهندس مرادی در بیان پروسه ذخیره اطلاعات و بازخوانی آنها گفت: پس از وارد کردن کلمات مورد نظر در نرم‌افزار تهیه شده، یک مولکول DNA معادل آن را طراحی کرده و پس از معادل سازی کلمات، الگوی مولکولی را به دستگاه سازنده DNA منتقل کرده و در این حالت با چند میلیون زنجیره مولکولی مواجه هستیم.

 

وی افزود: چون این زنجیره در حالت محلول، پایداری زیادی ندارند، آنها را توسط سانتریفوژهای خلاء دار خشک می‌کنیم که در شرایط عادی آزمایشگاهی پایداری طولانی مدتی خواهند داشت.

وی اظهار داشت: پس از ذخیره اطلاعات مولکول‌ها را روی پلیت‌ها و دیسکت‌های خاصی قرار می‌دهیم که با تعیین توالی زنجیره DNA مجددا با نرم افزار اولیه اطلاعات را از حالت مولکولی به صفر و یک و بعد به حروف الفبا تبدیل می‌کنیم که این کار توسط دستگاه بازخوانی DNA انجام می‌شود.

 

مهندس مرادی در ادامه با اشاره به این‌که فن‌آوری محیط مولکولی ذخیره اطلاعات در بزرگترین مراکز تحقیقات رایانه‌یی جهان و شرکت‌هایی نظیر IBM در مرحله تحقیقات است و ایده رایانه‌های مولکولی که در ساختار‌ها‌رد آن‌ها از مولکول‌های پروتیین استفاده می‌شود عملا تا سال 2008 محقق نمی‌شود، اظهار داشت: براساس تحقیقات ما که از چند سال پیش آغاز شده، در حال حاضر و برای اولین بار در خاورمیانه امکان ذخیره و بازخوانی اطلاعات بر روی DNA در حجم بسیار اندک در کشور فراهم شده که البته با توجه به سطح فن‌آوری کشور و گران بودن این سیستم زمینه استفاده عملی و اقتصادی آن فراهم نشده است.

 

به گفته این پژوهشگر یکی از زمینه‌های کاربری مقرون به صرفه این فن‌آوری پیشرفته و پرهزینه در حال حاضر، انتقال پیام‌ها‌ی رمز است. در حال حاضر پیام‌ها‌ی رمز یا توسط سیستم‌های مخابراتی، مخابره می‌شوند که به راحتی در اختیار بیگانگان قرار می‌گیرد و یا روی CD وDVD ذخیره می‌شوند که در بازرسی‌های فیزیکی، کشف می‌شوند. در حالی که ذخیره این اطلاعات در مولکول‌های فوق العاده کوچک، ضریب امنیتی را بالا می‌برد به طوری که کلید سیستم رمز را می‌توان در اندازه‌ای حدود 50 نانومتر (50 میلیونیم میلیمتر) ذخیره کرد.

 

وی، خاطر نشان کرد: این تکنولوژی در حال حاضر کاربرد وسیعی در سطح دنیا ندارد، اما در نسل بعدی کامپیوتر‌ها (کامپیوترهای مولکولی) جایگاه مناسبی را با کاربرد فراوان پیدا خواهد کرد.

مهندس مرادی در پایان با اشاره به این که با دستیابی به این تکنولوژی ایران به عنوان اولین کشور از خاورمیانه به عضویت انجمن بین‌المللی نانو تکنولوژی در آمریکا در آمده است، افزود: با پیشرفت این تکنولوژی و استفاده از زنجیره‌های خام DNA و نیز ایجاد تغییرات اپتیکی در آن می‌توان هزینه‌های تولید را کاهش داد که این امر بستگی به درخواست‌ها‌ی تولیدی دارد.

 

ما با خودباوری کارهای زیادی کرده ایم و می کنیم . تمام فکرمان هم استقلال کشورمان ، و مشکلات مردممان اشت. دلمان می خواهد به آنجا که شایسته مردم خودمان است برسیم . ایران اسلامی ، قطب علم منطقه است و در دوره ای کوتاه قطب علمی قاره و سپس جهان می شود. این علم باید برای مردم ما تولید رفاه کند و ما اینجا هستیم تا همین رخ دهد . اینجا نوشتم تا آیندگان بیایند وبخوانند. ما می توانیم .

 

آویزان شدن ضد انقلاب به وبلاگهای مذهبی برای جلب مشتری  !

 یک چیز جالب !


یکبار گفتم ، اما تکذیب می کردند. حالا دیگر دیگر اینقدر مسئله جدی شده که با کمال جسارت انجام می دهند و به روی خودشان هم نمی اورند. رسما وعلنا دارند از کامنت های وبلاگ من برای جذب مخاطب بسمت وبلاگهای خودشا استفاده می کنند. البته محتوا بسیار محتوای بچه گانه ای است. نمی دانم چه سطح و بقول اونوری ها level از مخاطب ، آنجا باقی می ماند. اما چیزی که روشن است ، این که نمی توانند من را به واکنش نشان دادن به محتوای وبلاگشان بکشانند. من خیلی رک هستم .می گویم که برنامه شان این است که من را به زمینی بکشانند که در آن ، تعیین کننده موضوع دعوا آنها هستند . خب صد البته که خوابش را خواهند دید. البته بگویم که نام "تاریکی عمیق " برای یکی از این وبلاگها حقیقتا گویا است. کلمه ای بهتر نمی توانست موضوع را اینقدر روشن کند.

 

خود گویی و خود خندی ؟ عجب مرد هنرمندی !

 من و شمای بچه مذهبی همدیگر را خوب می شناسیم .


می دانیم که کی هستیم و به چه چیزی فکر می کنیم .


این فهم عمیق را ، با خود مرور هم می کنیم . چون تکرار موجب حفظ و استمرار موجب دوام است.


حالا یکی از آن چیزهایی که می دانیم را مرور می کنیم :


بچه ها فکر می کنید هدف کسانی که مطالب راجع به مثلا مسخ شدن و دفورمیته فیزیک بدنی کسی بخاطر مثلا توهین به قرآن را منتشر می کنند یا مثلا عکسی را منتشر می کنند که در آسمان لفظ الله - جل جلاله در قالب یک ابر نمایش داده شده یا اینکه عکس جنگلی که شاخه هایش ذکر عظیم لا اله اله الله را شبیه سازی کرده و یا هزار مورد شبیه آن ، چیست؟


بله .


چند هدف در لحظه اول ، به ذهن من و شما می رسد.


اول اینکه بعضی از این اخبار زرد ، هدف نفی ولایت را تعقیب می کنند. ماجرای انار را که شهید کافی نقل می کند شنیده اید. ماجرای آن اناری که لا اله الا الله و اسم خلفای راشدین روی آن بود ولی نام امیر مومنان علی علیه السلام رویش نبود. و یا ماجراهای مختلف دیگری که می شناسیم .


دوم ، این است که مبانی و استدلالات قوی اسلام را در ثبوت حقانیت خود به فراموشخانه بفرستند و در دنیا اینگونه جا بیاندازند که بله ، مسلمانها برای اثبات دین خودشان صرفا چنین استدلالات تصویری !! دارند. در حالیکه اسلام بر پای منطق انسانی پایه گذاری شده و با وجود یا عدم چنین استدلالهای تصویری ، چیزی از اسلام کم ، یا به آن اضافه نمی شود.

 

حالا بعضی وقتها هم هست که دو سوی این ماجرا بسرعت به هم می رسد. خیلی خیلی هم شفاف بهم می رسد.


یک کسی با هویت نامعلوم ، ولی به هدفی در لیست همن نوع اهدافی که گفتایم و به ذهن همه مان می رسد ، می آیند و تصویری را مثلا جعل و مونتاژ می کنند. که چی ؟ بله مثلا فلان یارو ، بدلیل جسارت به قرآن وضعیت جسمی دگرگون شده یافته است. بعد ، تیغه ، دوم همان قیچی ، می آید و این را علم می کند و می گوید ، ببینید این مسلمانها برای ترساندن ماها از اسلام به چه خرافاتی دست یازیده اند!! :)

 

من فکر می کنم مخالفان اسلام ، در صد و شاید دویست سال قبل زندگی می کنند که این ترفند ها را موثر فرض کرده اند ! اگر این طرفندها موثر بود که اسلام ، با این حجم دشمنی هایی که با او شده ، تا امام دوازدهمش امتداد پیدا نمی کرد و در همان روزهای اول که پیامبرش را ساحر و دروغگو و شاعر و کذاب نامیدند بساطش جمع می شد. از اینها چند تا چیز را باید پرسید :


الف : در کدام جمع علمی یا استدلالی ، یا در کدام مناظره دینی ، دیده اید که حتی یکبار ، کسی از علما و یا محققین اسلامی ، به چیزی از این جنس چیزها برای اثبات حقانیت اسلام استدلال کند ؟! حضرت آقای جوادی آملی می فرمودند در کنفرانس هزاره ادیان که در نیویورک تشیل شد ، تیم ایرانی ، برای اثبات گزاره های دنی مد نظر خودش ، یک آیه از قرآن ، یک جمله از نهج البلاغه یا یک جمله از صحیفه کامل سجادیه را استناد می کرد و قضیه عقلی مد نظررا ثابت می کرد و اینجاست که آدم درک می کند چرا امام خمینی رحمه الله علیه در وصیتنامه شریفش ، به اینکه نهج البلاغه و صحیفه کامله سجادیه متعلق به امامان شیعه است ، افتخار می کند با این وضع ، چگونه شما این شکلک های مسخره را یکی از اقدامات طرفداران اسلام قلمداد می کنید؟

 

ب : وقتی می خواهند در مورد اصل یک موضوع بحث کنند ، می روند سراغ دو متخصص خبرهء دارای ادعا ، یا اینکه می روند سراغ دو تا بچه دبستانی ؟! من فکر نمی کنم اگر دو تا بچه دبستانی این جور چیزها را حتی برای خودشان سند کنند ، یا چهارتا آدم کم اطلاع بی سواد ، و یادشان برود که منطق اسلام چه قدرتی دارد ، کسی حق داشته باشد اینها را ملاک بگیرد ! تازه آنجا هم مشکل این است که فرد خوب سراغ آسنایی با دین نرفته ، نه اینکه نتیجه عمق آشنایی او با دین ، خرافه پرستی باشد .

 

ج : منظور شما از نوشتن این جملات چیست ؟ یعنی می خواهید با توجه به پوچ بودن این نوع استدلالات تصویری که همه به پوچی ومسخرگی آن اذعان دارند اسلام را مثلا خرافی ذکر کنید ؟ خب چرا از اول همین را با صراحت نمی گویید ! خب بگویید دیگر. چرا ریا می کنید. بگویید. بگویید که چرا در یک وبلاگ سیاسی ، عقده تان را بر سر اسلام خالی می کنید. چون ، دقیقا همانطور که نظر شما هم دقیقا همین است ، این نظام دقیقا اسلامی است و برای ضربه زدن به این نظام ، چاره ای جز تضعیف اراده و باور مردم نسبت به اسلام ندارید. خب البته از شما این مسئله عیب نیست. ، اما خب چرا ریا می کنید ؟ از اول همین را بگویید و تکلیف همه را با خودتان روشن کنید.

د : می دانید منبع اصلی این خبر کجا بوده ؟ اولا : سایت آفتاب ( متعلق به کاندیدای جریان اصلاحات در دور دوم و در حال حاضر یکی از مهمترین سایتهای جریان اصلاح ! طلب ! ) و در نهایت هم یک سایت ترکیه ای !!! این هم آدرس سایت ترکیه ای و این هم کد خبر در سایت دوستان اصلاح طلب !!! حتی اگر این سایت ترکیه ای مال مسلمانها باشد ، در این موضوع ، هیچ ملاک می شود ؟ !! منظورتان از اصلاحات اینجا معلوم می شود ! تحمیق ملت ها .

 

http://www.tutkufm.com/index.php

http://www.aftabnews.ir/vdcjoimeuqe8.html

 

راست ماجرا می دانید چی است ؟ خیلی خیلی رک بگویم می خواهند تز کارل مارکس را که الان تو زباله دان تاریخ است جا بیاندازند ! تز یکصد سال پیش را !می خواهند بگویند دین افیون توده ها است !


من ، مدتی پیش به وبلاگی که این چیزهای مسخره را به اسلام منتسب کرده بود رفته بودم . البته قبل از درج این مطلب. اما این دومین بار که رفتم ، دیدم عجب ! سرتاسر پر شده از همین جنس حرف های بچه گانه ! آنوقت آدم می فهمد حتی جعل همان تصویر کار چه کسی بوده ! کسی که در عکس های سمی کشوری دست می برد ، خب اولین متهم سایر جعلیاتی است که در صفحه اش گیر می آید ! جالب است. خوداتن تصویر علیه اسلام می سازند ، خودشان در اینترنت پخش می کنند ، خودشان به اسلام منتسب می کنند وخودشان هم موضع می گیرند ! شده ماجرای آن جنگجوی مغول ! او روی اسبش هنگام جنگ فریادهای مهیبی  می کشید . هنگام فریاد کشیدن از او صدایی هم صادر می شد. یکی از او پرسید ، چرا فریاد می کشی ؟ گفت برای ترساندن دشمن . گفتند پس ماجرای این صدای زائد چیست ؟گفت آخر خودم هم می ترسم ! مثل کسی که خودش برای خودش لطیفه می گفت و خودش هم می خندید. ! به او گفتند خود گویی و خود خندی ! عجب مرد هنرمندی ! ولی انصافا چقدر سطح نگاه مخاطب دذر وبلاگهای ضد اسلام و انقلاب پایین است ! آن از حسین درخشان که از رفقایش می خواهد تلفن آی.سی.پی ها را اشغال کنند ! تا اکانت فروشی آنها با اشغال مواجه شود !!!! انگار اصلا آی سی پی اکانت فروش است ! و آنهم از این وبلاگهای دوزاری ! خدا شفا بدهد صاحب این وبلاگها را ( هرچند به سرطان مغز زیاد امیدی نیست) و نجات بدهد مخاطب آنها را :))

 

مگر شما ماشین هستید ؟

 خبر ملاقات آقای قالیباف و هاشمی پس از دور اول را که شنیدید . موقعی که دیگر حذف شدن قالیباف از دور رقابتها قطعی شد . اگر خبر ندارید برایتان بیاورم . منابع ما ، مثل ضد انقلاب ، یک منبع دوست لیتری نیست :)) ! منبع ، سایت شریف نیوز است که تا مجموعه اصلی ، آدرس دفتر و شماره تلفنش را در همین سایت می توانید پیدا کنید.

 

پس از مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری، محمدباقر قالیباف با‌ها‌شمی رفسنجانی دیدار کرد. درباره این ملاقات که قبل از مرحله دوم انتخابات صورت گرفته، گفته مى‏شود آقایان محمد‌ها‌شمى، مهدى‌ها‌شمى، حسین مرعشى و عیسى کلانترى با تماس‏هاى مکرر پیگیر ملاقات شده بودند.


به گزارش خبرنگار «شریف نیوز»، قالیباف در این ملاقات ضمن ابراز گلایه گفته است، هیچ کس به اندازه حزب کارگزاران مرا تخریب نکرد. این تخریب‏ها اخلاقى نبود که آقاى‌ها‌شمى رفسنجانى در جواب می‌گوید: همه شما را تخریب کردند، تنها نامزدى بودید که همه شما را تخریب کردند . قالیباف دوباره تاکید می‌کند، ستاد شما و خصوصا «مهدى» به صورت ویژه مرا تخریب کرد. «مهدى» خیلى در حق من بدى کرد .

 

در این جلسه، آقاى‌ها‌شمى «مهدى» را صدا می‌کند و به وى تذکر می‌دهد که شما بى‌خود کرده‏اید که این اقدامات را علیه آقاى قالیباف انجام داده‏اید. و خطاب به قالیباف می‌گوید: این موضوعات را چرا همان موقع به من نگفتید.

 

قالیباف: من به مرعشى گفتم، من رعایت حال شما را کردم، به خاطر احترام شما هیچ نگفتم.  وى همچنین در انتقاد به آقاى‌ها‌شمى گفته است: مگر ریاست جمهورى چقدر ارزش داشت که شما به خاطر راى گریه کردید. مگر ریاست جمهورى چقدر ماندگارى داد. یک مشت... دور شما جمع شدند و من به حال شما گریه کردم. من در خیابان فرشته و برخى خیابان‌هاى دیگر یک مشت... را دیدم که مى‏رقصیدند. مگر شما ماشین هستید که نوشته بودند‌ها‌شمى مدل 2005. چرا چنین کارى را کردند چرا کارناوال راه انداختند؛ که آقاى‌ها‌شمى می‌گوید: اینها دوستهاى یاسر بودند.


بنا بر این گزارش، هنگامى که قالیباف قصد بیرون رفتن داشته است، مهدى‌ها‌شمى تا دم در او را همراهى می‏کند و مرتب از اقداماتى که انجام داده بود از قالیباف عذرخواهى ‏کرده است.

 

مد روز : ایرانی کشی

خب بالاخره خوانده اید انشاء الله که یکی از این دوستان گل منگلی که در وبلاگ ما هرچند وقتکی یک کامنتکی چیزی می پراند ، پس از آنکه دیگر اروپا + کانادا + آمریکا را مصداق غرب نمی داند ، بصراحت از حرفش عدول کرد و فقط مثلا کانادا را مثال زد . نمی دانم خبر دار شدید که قاتل کیوان تابش را کانادایی ها در دادگاه تبرئه کردند ! یادتان اگر باشد کیوان تابش را بدون دستور ایست ، با دوازده گلوله ، جناب پلیس لباس شخصی به قتل رسانده بود . اما دادگاه گفته هنگام صدور حکم تبرئه گفته کاش آقای پلیس خودش را بهتر معرفی می کرد . شاید منظورش این بودکه که باید چند گلوله دیگر هم شلیک می کرده . چقدر راحت یا ماجرای ناو وینسن ، هواپیمای مسافربری ایرانی غرق شده و مدالی که به کاپیتانش دادند می افتم .


اینها را داشتید ، این را هم داشته باشید :

 

روز سه شنبه ششم سپتامبر تورنتو شاهد یکی دیگر از جنایات هولناک خود بود.

به گزارش نشریه تورنتوسای، مرتضی خراسانی راننده تاکسی 42 ساله در ساعت 3:43 بامداد توسط یک جوان 18 ساله در کانادا به ضرب چاقو به قتل رسید. وی که دارای دو فرزند 10 ساله و 4 ماهه است در حال اتمام آخرین ساعات نوبت کاری خود بود.

 

قاتل که ظاهرا مسافر تاکسی وی بوده است احتمالا به خاطر پرداخت نکردن کرایه تاکسی با چاقو به نامبرده حمله و جراحات عمیقی را در ناحیه گردن وی ایجاد می‌کند. قاتل حوالی ساعت 1 بعدازظهر همان روز توسط پلیس دستگیر شد.

 

مرتضی خراسانی از 20 سال پیش همراه همسرش به کانادا مهاجرت کرده بود و مدت 15 سال بود که به شغل رانندگی تاکسی اشتغال داشت. بسیاری از رانندگان تاکسی تورنتو بخاطر ازدحام نسبتا زیاد تاکسی در این شهر مجبور به فعالیت در هنگام شب هستند.

 

قابل ذکر است، پیش از این نیز، در نخستین روز مرداد سال 82 کیوان تابش، تبعه ایرانی مقیم کانادا، پس از آنکه از سوی پلیس شهر ونکوور کانادا مورد حمله قرار گرفت به ضرب گلوله کشته شد و دادگاه جنایی عمومی کانادا پس از حدود 10ماه رسیدگی به پرونده قتل این تبعه 18ساله ایرانی رأی به برائت پلیس ضارب کیوان تابش داد و اعلام کرد که هیچگونه اتهامی علیه ضارب پلیس وجود ندارد.


حالا از خودمان بپرسیم که چرا اینهمه نوکرهای آمریکا که در تونتو یا کل کانادا و آمریکا مشغول جوسازی در حوزه حقوق بشر علیه کشور خودشانند ، در اینهمه بوق و تلویزیون و وبلاگی که دارند، اصلا صدای ماجرای قتل یک هموطن خودشان را هم در نیاوردند ، چیزی رخ نمی دهد جز روسیاهی که برایشان بجا می ماند.


حالا این را شما بگذارید کنار متن این کامنت از این رفیق گل منگی اصلاح ! طلب ! عشق غرب ما ما :


...میدانی که امروزه در کشوری مثل کانادا اگر از کسی بپرسی کجایی هستی و یا مذهبت چیست جرم دارد؟ میدانی که در کشورهای اروپایی با هموطنان آواره ما که بدانجا پناهنده شده اند دقیقا مانند شهروندان خودشان رفتار میکنند؟ ما در یک کشور با تعداد معدودی دین و مذهب و لهجه و زبان و نژاد مشترک اینهمه با هم مشکل داریم ولی در آن کشورها مردم با ادیان و نژادهای مختلف با صلح و صفا در کنار یکدیگر زندگی میکنند...

 

منهای چیزهایی که ایشان در مورد اقلیت های محترم ایرانی گفت که انگار دارد در مورد فضا حرف می زند ، در مورد دروغی که در مورد سئوال در کانادا پیرامون مذهب ایشون فرمودند چیزی نمی گیم . اما من یک جایی از بحث ، با حرفهای این رفق باحالمون موافقم . راست می گه. اونجا کسی کار کسی در مورد این چیزا سئوالی نمی کنه. - این هم خودش خوبه دیگه. مصرف بهینه زمان ! -  فورا با اسلحه کار را تمام می کنند و با حرف زدن الکی زمان را نمی کشند !


 
پژاک علیه پژاک !
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی: ضد انقلاب ایرانی ،تحریف تاریخ ،آمریکا ،کشورهای همسایه

بسم الله .  

خب. امروز دیگه دیدم داره دیر می شه و باید یکسری جوابهای ضروری را ضد انقلاب پیر پژاککی! بگیرند . اول : افشای دروغگویی پژاک و بعد هم افشای دوستان پژاک بوسیله پژاک ! چه شود . نه؟!

 

پژاک علیه پژاک !

 

اول : اگر یادتان باشد من کل اخبار مربوط به این جانی آدمکش معدوم ، کمال اصفرم ( یا همان شوانه قادری ) را درج کردم . از جمله اینکه نه تنها نیروی انتظامی ج.ا.ا بلکه دادگستری و پزشکی قانونی می گوید عامل مرگ این موجود پست ، گلوله های نیروی انتظامی است که به او شلیک شده و اتفاقا بسیار هم به این موضوع افتخار می کنیم که یک قاتل فراری جنایتکار پست را با گلوله مقدس جمهوری مقدس اسلامی به جهنم واصل کردیم.

 

جالب اینجا است که اصلا جناب قاتل معدوم ، عمرش حتی به زندان هم کفاف نمی دهد که بعد حالا زنده بماند و یا نماند و بازجویی بشود و یا نشود و شکنجه بشود یا نشود ! اما وبلاگی که در میهن بلاگ باز شده و نام خودش را هم پژاک گذاشته و شعارش را هم "مرگ بر احمدی نژاد "! قرار داده و دم از این می زند که دادگستری معتقد است مرگ این موجود بی حیثیت، بر اثر خودزنی بوده !

 

منبع خبری این آدم گیج معلوم نیست کجاست. اما اگر دوست دارد بهتر است به شریف نیوز سری بزند. در شریف نیوز هنوز خبر مربوط به مهاباد در صفحه اصلی قراردارد. این هم لینک ثابت این خبر : http://sharifnews.ir/?8953

 

من هم تقریبا کلمه به کلمه همین خبرها را منتقل کردم . گفتم که اتفاقا علت اصلی مرگ، گلوله هایی است که به سینه و پای او اصابت کرده . اما در بدن او از شکنجه خبری نیست. تنها یک مورد آسیب موجود است که نشانگر خودزنی است اما در مرگ وی موثر نبوده . مرگ وی را پزشکی قانونی رسما بر اثر گلوله های شلیک شده اعلام کرد .

 

برای کی مطلب می نویسند ؟

 

برای یک عده آدم ساده خوش باور تو خارج ؟! که جمعا در هر شهر مهم خارجی به بیست نفر نمی رسند ؟ ( بد نیست بروید آرشیو عکسهای سایت اصلی پژاک را ببینید که مثلا از تجمع های پژاک در ساسر دنا عکس گذاشته . بعضی جاها تعداد نفرات زیر 10 تا و مابقی زیر 20 تا است ! این هم آدرس آرشیو عکس در سایت رسمی پژاک !: http://www.pjak.com/default.asp?p=gallery_so&lang=SO

 

خب اگر برای ایران می نویسید که کسی نیست که بگوید کمال اصفرم را نیروی انتظامی به درک واصل نکرده . هم امام جمعه اهل تسنن مهاباد می گوید ، هم مردم می گویند ، هم دادگستری ، هم خود پلیس.


خب واقعا پس برای کی می نویسند ! بعد اینجوری دم از جنبش و وول خوردن هم می زنند ! خب وول بخورید ببینیم چه جوری وول می خورید ؟

 

آنوقت با کمک ادمهایی که اینجوری تحریکشان کرده اند می آیند می گویند می خواهیم انقلاف کنیم دو خط بعد می گویند آره چون این نظام و انقلابش آدمکش است کسی جرات ندارد در خیابان بیاید. ما که نفهمیدیم تکلیف شما را . آخر ادعای جرات دارید یا ندارید . تکلیف خودتان را روشن کنید که بالاخره انقلاف ! می کنید یا نمی کنید. بارها گفتم . انقلافی ! که بخواهد شعارها و فرکانس ماهواره ها و تلویزیونهایش پشت درب توالتها نوشته شود ، بگذار هرکاری می خواهد بکند. این انقلاف نمی تواند جلوی انقلابی که از مسجد و مدرسه و دانشگاه شروع شد را بگیرد.

 

خبر اول را که داشتید. این از افشا شدن خود پژاک .

 

حالا مورد دوم افشای پژاک بوسیلهء پژاک :

 

اگر یادتان باشد 4 نفر از نیروهای رسمی انتظامی بوسیله پژاک به اسارت گرفته شدند که با تعقیب شدن توسط نیروی زمینی سپاه در حدود مرز عراق ، گروگانها را رها کردند و به عمق خاک عراق فرار کردند . حالا ببینید پژاکی ها در توجیه فرار ، و آزادی گروگانها چه می گویند ! می گویند چون سرباز بودند ، و سرباز چاره ای ندارد ، آزادشان کردیم !

 

دیگر فرق لباس سرباز و رسمی را هم دیگر نمی دانند! اگر سرباز بودند و بی تقصیر ، چرا گرفتیدشان ! حتما آنموقع لباسهایشان را عوش کرده بودند و شکل رسمی ها بودند نه ؟! حالا که فهمیدید سربازند ولشان کردید ؟ یادتان رفته اسلافتان در کردستان با بچه سربازهای ج.ا.ا در ارتش و سپاه در همین کردستنا چه کردند ؟! سرباز و بسیجی و پاسدار و ارتشی را سرمی بریدید تا بقول خودتان عبرت شود برای سایرین ؟! چهارتا گروگان از ج.ا.ا بگیرید بعد هم ول کنید به سبیل مبارک بر نمی خورد؟!

 

دیگر دروغ است و ضد انقلاب . رابطه جدا ناشدنی دارند. دروغ اول را که می گویند باید دروغ دوم و سوم و چهارم و .... الی آخر را هم بگویند !

 

و حالا نوبت افشای پژاکی جماعت بدست سایت پژاک است !

 

و اما برسیم به ادعای دوستان پیر پژاککی که می آیند تو این وبلاگ و ادعا می کنند تصویری که من در وبلاگم گذاشته ام و روی سینه ء آدم کش قاتل معدوم ، اثر اسکلت و جمجمه را نشان می دهد ، خیالی و دستکاری فتوشاپ است ومن با فتوشاپ روی سینه او این را گذاشته ام!

 

ببین بندهء مفلوک خدا !

کاش یک سر به سایت اصلی پژاک می زدی ، خبر مربوط به این آدمکش جنایتکار فراری معدوم را می خواندی بعد عکسی را هم که خود اینها چهره را تغییر داده اند می دیدی و آنوقت دو سه تا چز برایت روشن می شد :

اولا : طرف حساب شما آثار شکنجه ندارد. ( وقت کردی از هر دکتری بپرس آثار مرگ برای هرکس روی بدنش چگونه ظاهر می شود تا تفاوت آنها را از هرنوع آثار شکنجه بفهمی . به آثار مرگ می گویند آثار نعشی . )

دوما : روی سینه اش علامت اسکلت و جمجمه کاملا معلوم است. این هم عین عکس سایت پژاک که اگر سواد داشته باشید می بینید عینا از روی هاست خود این گروهک آشغال آدرس دهی شده . مثل عکسی که از سایت مزروعی آدرس دادم . لازم باشد جدا هم عکس را آپلود می کنم . اما الان می خواهم حال آن تنبل هایی را که حال ندارند دو تا سایت سیاسی را بخوانند و فقط جزع وفزع می کنند جا بیاورم . والا هرکس سایت پژاک را ببیند این عکس را می تواند پیدا کند. این هم لینک ثابت خبر و عکس در سایت پژاک : http://www.pjak.com/default.asp?p=youth_so

 

یک سئوال :

حالا چرا اینقدر اصرار دارند نام اصلی و کردی این آدمکش معدوم فراری کشته شده بوسیله نیروهای ناجا را مخفی کنند ؟ چرا اینقدر اسم اصلی اش را نمی گویند و او را به اسم شوانه قادری می خوانند ؟ یک دلیل بیشتر ندارد. دلیلش هم خیلی خیلی ساده است. برای این است که اسم اصلی فراموش شود وکسی نتواند دستش به اسم اصلی برسد تا بتواند کمی تحقیق کند. چون تمام سوابق جنایی و قضایی او به اسم کمال اسفرم اسم اصلی اش ثبت شده و شوانه قادری فقط یک اسم من در آوردی برای او است. اینجوری کسی نمی تواند دستش به سوابق این شهید بچه دزد اینها برسد ! تا بتوانند تا جای که می توانند کماکان یک آدم بچه دزد را که در فرار و گریز از دست پلیس با دو گلوله به جهنم واصل شده را شهید بنامند !

 

خب باشد. !

خلایق هرچه لابق !

 

لااقل انها که نمی دانند خواهند فهمید منظور شما از کلمه "شهید" چیست. تکلیف شهدا! ی قبلی و بعدیتان را هم برایشان با این مورد روشن کردید !


 
 
 
تبلیغ ویـژه