الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

فرمول استاندارد يک توطئه ء انگليسي-آمريکايی
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

يك مقام آگاه امنيتي در پي دستگيري عوامل بمب گذار حادثه تروريستي در زاهدان، ابعاد ديگري از توطئه‌ اخير آمريكا براي ايجاد فتنه قومي و مذهبي در كشور را افشا كرد.  

يك مقام آگاه امنيتي در گفت و گو با خبرگزاري فارس با اشاره به اعتراف عوامل تروريست بمب گذار در زاهدان اظهار كرد: اين افراد اجير شده بوده‌اند و هيچ‌گونه سازماندهي در داخل كشور و استان سيستان و بلوچستان نداشته‌اند. آنان افراد شروري بوده‌اند كه از سوي سرويس‌هاي اطلاعاتي و آموزشي خرابكاري ديده‌اند. در اين حادثه تروريستي كه صبح چهارشنبه انجام شد، يك اتوبوس حامل كارمندان سپاه پاسداران در ميدان ثارلله زاهدان منفجر گرديد كه بر اثر آن 12 تن شهيد و 24 نفر هم مجروح شدند. اين مقام آگاه افزود: در اعتراف يكي از عوامل بمب گذار اشاره شده كه افرادي كه به وي آموزش بمب گذاري و ترور داده‌اند با زبان انگليسي صحبت مي‌كرده‌اند و مترجمين احتمالاً از اعضاي منافقين بوده‌اند.  

اين منبع مطلع به علت اين اقدامات تروريستي اشاره كرد و گفت: در اعترافات افراد دستگير شده اشاره شده كه در راهپيمايي گسترده 22 بهمن، حضور اهل تسنن در كنار شيعيان باعث ناخرسندي آمريكا شده و براي بر هم زدن اين وحدت، همدلي و تابعيت از نظام و رهبري تصميم گرفتند كه چند اقدام خرابكاري در استان سيستان و بلوچستان انجام شود. اين مقام آگاه امنيتي در ادامه گفت و گو با فارس به نقل از دستگير شدگان تصريح كرد: اين افراد پس از بمب گذاري و به شهادت رساندن تعدادي از شهروندان شيعه و سني، قصد داشتند برخي از مولوي‌هاي اهل تسنن و سران طوايف در استان سيستان و بلوچستان را ترور كنند و از اين طريق فتنه قوي مذهبي در استان و حتي كشور ايجاد كنند.  

به گفته اين منبع مطلع، يكي از افراد دستگير شده نحوه دستگيري خود را اين گونه بيان كرده است: «من فكر نمي‌كردم كه مردم به ما حمله كنند؛ زيرا ما را توجيه كرده بودند كه مردم با شما هستند اما پس از انجام انفجار، مردم به سوي من حمله كردند و مرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و بعد از آن از سوي مامورين دستگير شدم.» افراد دستگير شده با اظهار ندامت و پشيماني از اقدام خود به اغفال خويش و دريافت وجوه كلان براي اقدامات تروريستي اشاره كرده‌اند.


 
داشت يادم می رفت...
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

به بازتابیون ، مورد حمایت قرار گرفتن از سوی ضد انقلاب خارج نشین و اپوزیسیون داخل نشین را تبریک می گویم . قبلا گفته بودم . ماجرا شفاف شده است. از این هم شفاف تر خواهد شد. شاید بعضی از بچه ها اگر جای من بودند تیتر می زدند :‌ بازتاب ، ‌الپر ، ‌درخشان ، پیوندتان مبارک ! اما من می گویم این پیوند ضروری نیست وجود بیرونی داشته باشد. عملا همکار بودند و حالا دیگر دارند آبشان را آرام آرام می برند توی یک جوب !

خوب.

صبر می کنیم تا عبور زمان ،‌همه چیز را بیشتر از پیش شفاف کند.

یک کلیپ هم درست کردم به مناسبت جنایت رخداده در زاهدان با عنوان : خط سرخ محرم .

از وبلاگ خواهید شنید :


 
گروهک تروريستی جندالله بشدت دچار ضربه شد
ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

عاملین انفجار امروز زاهدان به دنبال تفرقه اندازی بین شیعه و سنی و بحث قومیت ها در استان بوده اند و احتمال دارد اعترافات آنان امشب از شبکه استانی سیستان و بلوچستان پخش شود. 

سلطانعلی میر مدیرکل سیاسی استانداری سیستان وبلوچستان در گفتگو با خبرنگار مهر اعلام کرد: 5 نفر از عوامل بمبگذاری امروز صبح زاهدان دستگیر شدند که عامل اصلی این انفجار در بین آنهاست. وی ادامه داد: متاسفانه در این اقدام تروریستی 11 تن از هموطنانمان شهید و حدود 30 نفر زخمی شدند که حال برخی از آنان وخیم گزارش شده است. 

مدیرکل سیاسی استانداری سیستان وبلوچستان، با بیان اینکه برخی از افراد دستگیر شده دو روز قبل وارد ایران شده اند، گفت: این افراد از خارج از کشور وارد استان شده اند و این اقدام تروریستی بصورت حساب شده و جهت دار با برنامه ریزی قبلی انجام داده اند. وی افزود: با اعترافات این افراد مشخص شده است که آنها به دنبال تفرقه اندازی بین شیعه و سنی و بحث قومیت ها در استان بوده اند که احتمال دارد اعترافات آنان امشب از شبکه استانی سیستان و بلوچستان پخش شود. 

سلطانعلی میر تصریح کرد: این اقدام تروریستی از طرف علمای اهل سنت استان، محکوم شده است و روز جمعه ساعت 30/8 صبح مراسم تشییع پیکر این شهدا در شهرستان زاهدان برگزار خواهد شد.  مدیر کل سیاسی استانداری سیستان و بلوچستان در خاتمه از پیگیری این حادثه و به دست آمدن سرنخ های جدیدی از اقدامات تروریستی در این استان خبر داد. 

http://www.alef.ir/content/view/5192/

فرمانده قرارگاه عملياتي فتح انتظامي سيستان و بلوچستان اعلام كرد: با تلاش نيروهاي قرارگاه مشترك خانه تيمي با تجهيزات نظامي و جنگي متعلق به عوامل اصلي شرارت و بمب ‌گذاري زاهدان در اين شهر كشف شد. 

سردار سرتيپ دوم "محمد غفاري" روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرنگاران افزود: در پي ترور چهار نفر از ماموران انتظامي زاهدان، قرارگاه مشتركي متشكل از فرماندهي انتظامي استان، سپاه پاسداران و بسيج به مسووليت قرارگاه عملياتي فتح در زاهدان تشكيل و فعال شد. وي اضافه كرد: اين قرارگاه بلافاصله اقدام به تشديد فعاليت‌ها و كنترل دقيق تر گلوگاه ها و مبادي ورودي و خروجي شهرهايي كه احتمال داده مي‌شد، اشرار در آن اقدام به خرابكاري كنند، كرد. با بررسي‌هاي انجام شده اشرار و عوامل اصلي ناامني پس از ترور چهار مامور انتظامي در زاهدان قرار بود به يكي از كشورهاي همسايه متواري شوند اما به سبب حضور مقتدرانه نيروهاي قرارگاه يادشده، نتوانستند از شهر خارج شوند. 

غفاري گفت: از آنجايي كه اين افراد شرور از خارج كشور خط دهي مي‌شدند، قرار بود در فرصتي مناسب اقدام به بمب‌گذاري كنند اما چون فعاليت نيروهاي قرارگاه گسترده شد، به ناچار طبق دستور اربابان خود بايد ضمن كارگذاشتن بمب و انفجار آن به خارج از مرز متواري شوند. در پي انفجار بمب روز چهارشنبه در بلوار ثارالله زاهدان با هوشياري مردم يكي از عوامل اصلي بمب گذار به هلاكت رسيد و يك نفر ديگر نيز به همراه سلاح و نارنجك دستگير شد. وي افزود: اين شخص پيش از اين نيز در چند سرقت مسلحانه از بانك، گروگانگيري و راهبندي شركت داشته و فردي بي‌سواد است كه از طريق "جماعات تبليغي" به گروهك تروريستي جندالله ملحق شده بود. دو نفر ديگر از اشرار كه وظيفه پشتيباني و فراري دادن عاملان اصلي بمب‌گذاري ديروز را بر عهده داشتند نيز اقدام به تيراندازي به سمت مردم و فيلم برداري از صحنه كردند كه اين دو نفر نيز توسط مردم دستگير شدند. 

وي اضافه كرد: از اين افراد نيز يك دستگاه دوربين فيلم‌برداري كشف شد كه در آن از تمامي صحنه‌هاي شروع عمليات، نحوه جاسازي موادمنفجره، خارج شدن از خانه تيمي، حمله به اتوبوس كارمندان سپاه و غيره فيلم برداري شده بود. فرمانده قرارگاه فتح گفت: به دنبال اعترافهاي دستگيرشدگان با اقدام و عمليات سريع و به موقع شب گذشته تعدادي از اعضاي اصلي مرتبط با گروهك تروريستي جندالله دستگير شدند. همچنين شب گذشته يكي ديگر از اشرار در درگيري مسلحانه با ماموران به همراه مقداري سلاح و مهمات دستگير شد. 

غفاري گفت: صبح پنجشنبه نيز نيروهاي قرارگاه مشترك زاهدان خانه تيمي متعلق به اعضاي اصلي گروهك جندالله را شناسايي و اقدام به بازرسي آن كردند. در عمليات بازرسي از اين خانه تيمي هفت قبضه سلاح كلاشينكف، يك قبضه آرپي جي هفت با گلوله‌هاي مربوطه، ۸۰پوند "تي‌ان‌تي" آماده كار- گذاري در نقطه‌اي از شهر زاهدان، ۱۶قبضه نارنجك دستي و دست سازجنگي، تعدادي شمشير و قمه كشف شد. در رابطه با حادثه بمب‌گذاري روز گذشته زاهدان علاوه بر سه نفر عامل اصلي ۶۵نفر مظنون نيز دستگير شده‌اند. در بررسي فيلم كشف شده از اشرار، وابستگي كامل آنان به گروهكهاي مخالف نظام و سازمانهاي جاسوسي برخي كشورها نظير آمريكا و انگليس قطعي شده است. 

غفاري با قدرداني از همكاري بسيار خوب مردم گفت: اعضا اين گروهك از دو باب منزل استيجاري در شهر زاهدان استفاده مي‌كردند به طوري كه يكي از اين واحدها را ۹ماه قبل اجاره كرده و فقط شب قبل از حادثه براي جاسازي بمب از آن استفاده كرده بودند. وي گفت: موادمنفجره جاسازي شده در خودروي پيكان كه در مقابل اتوبوس حامل كاركنان سپاه منفجر شد، حدود ۱۰۰پوند وزن داشته است.

http://www.alef.ir/content/view/5230/

پي نوشت : منتظر باشيد آقاي عماد الدين باقي به اعدام اين حضرات اعتراض كند ! من نمي دونم چرا هر عامل ضد امنيتي را مي خواهند به درك واصل كنند سروكله آقاي عماد الدين باقي پيدا مي شود ! يادش بخير ، كتاب تاريخ دوره دبيرستان را اين حضرت آقا ديدم چنان دستكاري كرده بود كه شهادت حاج آقا مصطفي خميني به دست ساواك ، مرگ مشكوك معرفي شده بود ! 


 
بابا لا اقل با هم هماهنگ باشید !
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بسم الله .  

خدايا از هرچه ناشكري و نافرماني است بيزاريم و اميد توبه داريم . نعمتهاي تو را نمي توان شمرد و آنگاه كه رحمتت نازل مي شود به شكرانه اش نتوان كلامي گفت. پس تو را شكر مي كنيم بواسطه نعمتهاي بي شمارت.

راهپيمايي 22 بهمن را در حالي شركت كردم كه تازه از پله كان اتوبوس پياده شده بوديم . همراه با همسرم ، عازم سفر شده بوديم و در صبح روز 22 بهمن ، در مشهد مقدس بوديم . با كيف و چمدان چرخدار ، در خيابان منتهي به حرم كه از فلكه اي مشهور به زد رد مي شد ، لابلاي مردم ،‌مچاله مي شديم و پيش مي رفتيم . خيلي ها كه وضع دشوار ما را مي ديدند مي گفتند خوب خانم را بگوييد برود قسمت خانم ها . گفتم : همديگر را گم مي كنيم و هيچ كدام اهل مشهد نيستيم . گفتند : وب از كوچه و پس كوچه ها برويد برايتان بهتر است . گفتم : اينكه ديگر راهپيمايي نمي شود ! و وقتي متوجه قصد ما مي شدند ، با نگاهي ديگر ما را مي نگريستند... 

وقتي ديدم كه خانم ، از شدت ازدحام جمعيت ،‌سردرد گرفته ،‌در كنار نگراني ، كمي هم خنده ام گرفت ! پيش خودم گفتم : غلط نكنم اين بي.بي.سي حتي سردرد خانم مرا هم نخواهد ديد و با كمال ... ، مجددا ، برسم مالوف و هرساله ، دم از حضور "صدها هزار نفر ! " در راهپيمايي خواهد زد .  

***

اين ، ‌همان تظاهراتي بود كه راديو فردا كه از عناصري مانند من فارسي زبان و يحتمل، شناسنامه ايراني اي در جيب ،‌ زاده شده از پدر و مادري ايراني ،‌تشكيل شده ، آن را حضوري صدهزارنفري معرفي كرد !  

ديدي وقاحت را ؟ تو رويت مي ايستد و تو را انكار مي كند !

براي بيست و هشتمين بار ! :)

**

جالب آنجا بود كه 90 درصد رسانه هايي كه تاسال قبل ، با كمال وقاحت ،‌ ‌دست به تخفيف آمار جمعيت براي"كوچك كردن و القاء حقارت" به دل من و تو ، مي زدند ،‌ اين بار ،‌دو راه متفاوت را در پيش گرفتند. عمدتا كه ، اين حماقت خنده دار هرساله را تكرار نكردند و اصولا در خصوص جمعيت و ميران آن به بردن آبروي خود مشغول نشدند ، يا كل موضوع تظاهرات را سانسور كردند ! اين يكي ديگر خيلي .... است ! مي بيني ؟ البته شايد بتوان گفت فقط FOXNEWS از نوع دوم بود.  

آنوقت ، دوباره ، اين راديو فرداي پوست انداخته از جلد راديو آزاداي چكسلواكي ، كه از عناصري مانند من فارسي زبان و يحتمل، شناسنامه ايراني اي در جيب ،‌ زاده شده از پدر و مادري ايراني ،‌تشكيل شده ، آن را حضوري صدهزارنفري معرفي كرد ! 

بقول بچه ها ، ‌اين ديگر يعني ضرورت دادن استاندارد ايزو 14000 به اين راديو براي تملك و استفاده هرچه بهتر از سنك پاي قزوين! از رو نمي رود ! رو كه رو نيست ! سنگ پاي قزوين ! سائيده كه نمي شود ! 

قشنگ يادم هست كه وقتي حضور مردم و سردرد خانمم را ديدم ، گفتم دوباره اينها خواهند گفت "حضور صدها هزار نفري ! " 

در كشوري همچو لبنان با اقوام و جمعيتهايي متفرق كه زواياي تشديد شده سياسي بين اقوام قرار دارد و فقط به لطف حزب الله اين كشور پاره پاره نشده است ، در مركز كشور و در ميداني همچون ميدا شهداء اين شهر، سيد حسن بيش از يك و نيم ميليون نفر را جمع كرد ! درحاليكه جريان مارس ( بر وزن جريان خرداد ! ) 700 – 800 هزار نفري جمع كردند آنهم بزور خيرات همبرگرهاي مك دونالد ! آنوقت وقتي به يارو مي گويي عمووووو ! 7 -8 ميليون ،‌چيزي نيست براي اين خياباني كه يا اسمش دماوند است ،‌ يا انقلاب و يا آزادي ، با حماقتي ديدني و شنيدني ،‌ ناشي از بمباران فكري از راديويي كه از عناصري مانند... ( ولش كن ! ) توي چشمان تو زل مي زند و عين خواب زده ها و موج گرفته ها ذره ذرهء حماقتش را به رخ تو مي كشد و بتو مي گويد : انگار تابحال استاديوم آزادي نرفتي تا بفهمي 100 هزار نفر يعني چقدر !  

اينجاست كه دوست داري بروي و در مخش بنشيني و به مغزش مستقيما و بدون واسطه گوش و نورون هاي عصبي بگويي كه : پس معلوم مي شود تابحال راهپيمايي نرفته اي كه ديده باشي مردم وقتي روي صندلي ننشسته باشند و اتفاقا راه هم بروند و اتفاقا پاي هم را هم له كنندو از هم خرده هم نگيرند ، 10 ميلون كه سهل است ، سي ميليون هم اين خيابان دراز را كه اسمش يا دماوند است و يا انقلاب و يا آزادي را ، پر نخواهد كرد !  

***

حالا ، مي ماني كه به اين راديويي كه ... ( ولش كن بابا ! ) بگويي يا نگويي كه عموووو ! ما دم خروس اظهارات رئيس اسبق سيا را ببينيم كه درست بعد از راهپيمايي 22 بهمن هرچه آب پاكي بود بر دست كميته روابط خارجي ريخت كه :"‌نتوانستيم كه نتوانستيم " ، يا قسم حضرت عباس توي راديو فردا را !‌ 

لا اقل ، ‌يك كم با هم ، هماهنگ باشيد !

**

و شاهد از غیب رسید !

معلوم نیست اگر فقط صدها هزار نفر ، پس چرا لا اقل اینقدر عصبانی هستید ؟ حالا ، سیستم های امنیتی شان، کوفته و ناتوان و فرسوده و حرص خورده و عصبانی از ۲۲ بهمن ،‌ در زاهدان انتقامش را از اتوبوس اداری سپاه و مسافرانش می گیرند !:)  ! عموووو ! ! :) ! بدجایی زدید !‌ آنها که رفتند ، آرزویشان همین بود و آنها که ماندند ،‌ در آرزوی راه مانده ! این درسی است که از خمینی (ره) آموخته ایم ! : بکشید ما را ، که ملت بیدارتر می شود !


 
نقطه ء عطف تحليل
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

همه تحلیل ها را گفتیم  ونوشتیم .  

گفتیم که دشمن امروز ، خوارتر از همیشه ، بی آبروتر از گذشته – چه در میان دولت ها و چه در میان ملت ها و چه در میان روشنفکران – ، منفور تر از همیشه و تضعیف شده تراز همیشه است.   

گفتیم که صحنه عمل به هیچ وجه وضعیتی بیانگر آمادگی برای یک منازعه منجر به مزیت نسبی به نفع او را نشان نمی دهد. او اگر حماقتی کند ، ما را به زحمت خواهد انداخت اما ما را تقویت و خود را منهزم خواهد کرد. اینها همه از عقل بود. از محاسبه و مشهودات .  

اما بگذار بگویم :

اولین کسی که خانه و کاشانه و آب و نان و راحت و آسایش را رها کند و در مقدم ترین لشکرهای صف شکن سپاه اسلام ثبت نام کند و اگر راهش ندهند پاشنه درب را از جا در بیاورد و بدور از تمام مناصب شغلی و علمی و فنی ، مسلح به سلاح آتشین رزم، در خط مقدم نبرد ، خونفشانی کند ، خودم خواهم بود.  

تصویر حاج محمد ابراهیم همت روی میزم است. حاجی ، چنان به من زل زده که انگار بشدت و با روحیه ای شاد و خوشحال ، امیدوارانه مرا می بیند. حاجی بمن می گوید : من از تو همین را انتظار دارم .  

من ، دوست دارم در خانه دوست ، هم نشین حاج محمد ابراهیم همت باشم . عاشقش هستم . او را خواهم بویید. من او را می بینم . او را که در آستان علی ابن ابیطالب و حسین ابن علی و ابالفضل العباس حاضر است. من ، شاگرد کوچک مکتب محمد ابراهیم همت هستم . من سربازی از لشکر او هستم . من بسیجی کوچک گردان شهادت لشکر محمد رسول الله هستم.  

ما با اقتدار ، گردن دشمن را درهم خواهیم شکست. چشمان فتنه را کور خواهیم کرد و هزیمت را به دشمن بازهم پی در پی خواهیم چشاند. آنچنان که زهرطعم آن را نسل ها بیاد داشته باشد. دشمن زبون را نه تنها از مرزهای خودمان ، بلکه از مرزهای خودش هم عقب خواهیم راند و او را به همان جزیره پت و پهنی که از بومیانش غصب شده ، با سرافکندگی ، زخم های بی شمار و استخوانهای کوبیده شده ، باز خواهیم گرداند.  

ما ، سربازان کوچک ارتش محمد رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم - هستیم و تحت امر ولایت معظم امر ، و در رکاب او ، نه فقط تا مقام شهادت ، بلکه تا مقام اراده او ، می رانیم . اراده ء ما ، نصب پرچم اسلام در انتهای افق است.  

این ته دلم بود! باید می گفتم ! آن روی ما را ندیده اند.

فکر می کنند تا آخر عمر قرار است پشت میز بنشینیم !

نخیر عموووجان ! این خبرها نیییست.

من که تا استخوان پنجاه تا مستکبر احمق مخ پلاستیکی را در هم نشکنم و ذغال نکنم آرام نمی گیرم .  

22 بهمن همه باهم : مرگ بر آمریکا . مرگ بر انگلیس مرگ بر منافقین و کفار. مرگ بر اسرائیل .


 
خلیج فارس و اقیانوس هند ، ‌نا امن تر از همیشه ، برای شناورهای آمریکایی
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

رزمايش تخصصي رعد نيروي دريايي سپاه پاسداران با شليك موشكهاي كروز استراتژيك ساحل به درياي ssn4 (اس.اس.ان. فور) در آبهاي خليج فارس، درياي عمان و شمال اقيانوس هند آغاز شد.     

به گزارش روابط عمومي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، علي فدوي جانشين فرمانده نيروي دريايي سپاه با اعلام اين مطلب تصريح كرد: موشكهاي استراتژيك ضد ناو ssn4 با برد حداكثر 350 كيلومتر با قابليت انهدام ناوهاي بزرگ و ارتفاع كم پرواز قادرند سراسر پهنه خليج فارس، تنگه هرمز، درياي عمان و بخش عمده شمال اقيانوس هند را تحت پوشش قرار دهند. وي اظهار داشت: سيستم حركت پيشرفته موشكهاي كروز ssn4 با ارتفاع كم پرواز از سطح آب، اين موشكها را از جنگ الكترونيك مصون نگه مي‌دارد و سر جنگي 500 كيلويي اين موشكها قادر است ناوهاي جنگي بزرگ را مورد اصابت قرار داده و منهدم كند.

فدوي اضافه كرد: سامانه‌هاي شليك كننده متحرك اين موشكها و سامانه‌هاي هدف يابهاي متحرك كه قابليت استفاده تركيبي كاملي از موشكهاي ساحل به دريا را نيز در اختيار دارند به قدرت كشف اهداف با سرعت عمل بسيار بالا اين امكان را فراهم مي‌كنند تا نيروي دريايي سپاه در شرايط كم آسيب پذيري قرار گيرد.

جانشين فرمانده نيروي دريايي سپاه خاطرنشان كرد: رزمندگان دريا دل اين نيرو همچنين در رزمايش تخصصي دريايي رعد موشكهاي تاكتيكي fl10 , fl6 f با برد 15 تا 40 كيلومتر، موشكهاي HY2 با برد 85 كيلومتر و با سرجنگي پر قدرت، موشكهاي نور با برد 120 تا 180 كيلومتر و موشكهاي استراتژيك ssn4 با برد 350 كيلومتر را با موفقيت كامل آزمايش كردند و توان استراتژيك دفاعي و آمادگي دفاعي همه جانبه خود را بار ديگر به نمايش گذاشتند. وي افزود: در سال پيامبر اعظم (ص) انجام موفقيت آميز رزمايش پيامبر اعظم (ص) يك در اوائل سال، دومين رزمايش پيامبر اعظم (ص) در آذر ماه سالجاري و در حال حاضر هم رزمايش تخصصي موشكي رعد كه همه سيستم‌هاي بكار گيري شده با موفقيت كامل آزمايش شدند، سال بسيار با بركتي را براي سپاه پاسداران بويژه دريادلان نيروي دريايي سپاه رقم زد. 


 
کریستیان امانپور از دست خبرنگاران ایرانی به ستوه آمد !
ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

كريستين امانپور خبرنگار شبكه سي‌ان‌ان آمريكا صبح امروز جهت انجام يك مصاحبه خبري با رفعت بيات نماينده زنجان و عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس در طبقه هفتم ساختمان اداري مجلس حاضر شد كه پس از پايان مصاحبه خود در حلقه خبرنگاران امور مجلس قرار گرفت. اين خبرنگار سي‌ان‌ان كه به زبان فارسي مسلط است، هنگامي كه در حلقه خبرنگاران قرار گرفت، سعي كرد با صحبت به زبان انگليسي، از پاسخ دادن به سؤالات متعدد آنها طفره برود.  

اظهارات وي در جمع خبرنگاران شبيه يك سخنراني بود؛ چرا كه به جاي پاسخ به سؤالات خبرنگاران امور مجلس، تنها آنچه را كه خود دوست داشت، بيان كرد. خبرنگاري از وي درخصوص آزادي خبرنگاران در ايران و مقايسه آن با آمريكا از وي سؤال كرد كه وي در جواب با حالت تمسخر و با درآوردن صداهاي عجيب غريب همچون «ل‌لي ‌ل‌لي» اين سؤال را بي‌جواب گذاشت.  

خبرنگاري ديگر پرسيد آيا خبرنگاران ايراني مي‌توانند به راحتي در كنگره آمريكا حاضر شوند و با نمايندگان آن صحبت كنند كه وي در جواب با طفره روي گفت:‌ خيلي خوشحالم كه در ايران هستم. خيلي خوشحالم وقتي كه در ايران هستم، مي‌توانم مصاحبه كنم و مي‌توانم به همه جا بروم و با مردم صحبت كنيم.  خبرنگار شبكه سي‌ان‌ان در عين حال افزود: من به سؤالات سياسي پاسخ نمي‌دهم!  

وي در پاسخ به سؤال مكرر ديگر خبرنگاري كه نظر او را راجع به اين سؤال صنفي مبني بر اينكه آيا خبرنگاران براي تهيه خبر در آمريكا آزاد هستند، جويا شد كه امانپور گفت: راستش را بخواهيد نمي‌دانم. امانپور همچنين به جاي پاسخ به سؤالات خبرنگاران گفت: وقتي راجع به من در ايران دروغ مي‌گويند، پشيمان مي‌شوم. من حساس هستم كه راجع به من دروغ بنويسند. اصرار من اين است كه يك خبرنگار هر چه كه واقعيت است، بيان كند. اما وي در عين حال اين سؤالات را جواب نداد كه راجع به شما چه دروغهايي نوشته شد و چرا شما حقايق را كه آن گونه كه هست، بيان نمي‌كنيد؟ خبرنگار سي‌ان‌ان در پاسخ به اين سؤال كه چرا به سؤالات جواب نمي‌دهيد، گفت: من خبرنگارم و به سؤالات در اين راستا جواب مي‌دهم. وي در پاسخ به اين سؤال كه مگر مي‌شود يك خبرنگار سياسي نباشد و آيا شما خود را به عنوان خبرنگار سياسي قبول نداريد، گفت: نه.  

امانپور در پاسخ به اين سؤال كه پس چرا برنامه‌هاي شما محتواي سياسي دارد، گفت: ندارد.  وي در پاسخ به اينكه گفته مي‌شود عليه ايران و مردم ما جوسازي مي‌كنيد، گفت: شما كارهاي مرا نگاه كنيد و بعد اين گونه صحبت كنيد. در پايان مترجم امانپور اين خبرنگار آمريكايي را از حلقه خبرنگاران خارج كرد.


 
رهبر معظم انقلاب اسلامی : در صورت ضرورت بوش را هم بر سر عقل می آوريم .
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار فرماندهان و هزاران نفر از اعضای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، عملیات روانی دشمنان را برای تضعیف روحیه ملت ایران، نشانه ضعف و استیصال آنان خواندند و تأکید کردند: این ملت بزرگ، روز 22 بهمن گرمتر، پرشورتر و فعالتر از همیشه، در سراسر میهن عزیز، به میدان می آید و به جهانیان ثابت می کند که همچنان با هوشیاری و قدرت، به راه پرافتخار خود ادامه می دهد. 

در این دیدار که در سالروز بیعت تاریخی نیروی هوایی با امام خمینی (رض) در 19 بهمن 1357 برگزار شد، ایشان یکی از اهداف عملیات روانی دشمنان را کمرنگ کردن حضور مردم در راهپیمایی سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی دانستندو افزودند: روز 22 بهمن روز نگرانی و عصبانی شدن سرویسهای امنیتی و جاسوسی امریکا – اسرائیل و انگلیس است و مردم امسال نیز با حضور پرشکوه خود باعث می شوند این دشمنان به شدت حرص بخورند و ناامید شوند. 

ایشان، تهدید امریکا به تحریم ایران را، موضوعی تکراری خواندند و افزودند: امریکا و برخی کشورهای دیگر از سالها پیش جمهوری اسلامی ایران را تحریم کرده اند اما ملت ایران در همین فضای تحریم به پیشرفتهای درخشان علمی- فناوری و موفقیتهای فراوان رسیده است بنابراین این ملت بزرگ را از تحریم نترسانید چرا که وقتی ملتی بیدار شد و تواناییهای خود را کشف کرد هیچ چیز قادر نخواهد بود او را متوقف کند. 

حضرت آیت الله خامنه ای، تهدید و ترساندن را، شیوه قدیمی و همیشگی سلطه گران برای «تضعیف اراده و عزم ملتها و چپاول منابع کشورها» دانستند و افزودند: ترس و تسلیم در برابر دشمن، شیوه ملتها و مسئولان کشورهایی است که قدرت عزم و اراده ملی را درک نکرده اند اما ملت ایران با شکستن طلسم تهدید و ارعاب سلطه گران و با اتکا به تجربیات موفق 27 سال اخیر خود، در مقابل هر تهدیدی مقتدرانه می ایستد و مثل همیشه ثابت می کند که وعده الهی مبنی بر یاری ملتهای مؤمن، آزاده و عدالت خواه، وعده ای تخلف ناپذیر است. 

ایشان با اشاره به سخنان کسانی که می گویند قدرت دشمن را دستکم نگیرید افزودند: این حرف درستی است و در فرهنگ عمیق ملت ایران نیز مورد تأکید است اما آیا عاقلانه است که دشمن را دستکم نگیریم اما در مقابل، عظمت و تواناییهای ملت ایران را نادیده بگیریم؟ 

رهبر انقلاب اسلامی عملیات روانی و شایعه پراکنی اخیر دشمنان را نشانه ضعف و استیصال آنان دانستند و خاطرنشان کردند: دشمنان نظام اسلامی شایعات مختلفی درباره فوت و بیماری درست می کنند تا شاید چند روزی روحیه ملت ایران راتضعیف کنند اما آنها نمی دانند که در ایران با یک شخص روبرو نیستند بلکه با ملتی روبرو هستند که در پاسخ به توطئه ها و حیله های دشمن روز 22 بهمن در سراسر کشور به خیابانها می آید و با فریادهای پرشور، قدرت و هوشیاری و استقامت خود را در دفاع از اسلام و انقلاب و ایران نشان خواهد داد. 

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به شایعه حمله امریکا به ایران، تأکید کردند: ملت ایران را با این مسائل نترسانند زیرا مگر تا به حال امریکا به ایران حمله نکرده است ضمن آنکه، دشمنان خوب می دانند که هرگونه تعرض، عکس العمل همه جانبه ملت ایران را نسبت به متعرضان و منافع آنها در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت. 

ایشان در همین زمینه افزودند: معتقدیم هیچ کس، چنین بی عقلی و خطایی نخواهد کرد و کشور و منافع خود را به خطر نخواهد انداخت البته برخی می گویند رئیس جمهور امریکا، اهل محاسبه و در نظر گرفتن عواقب کارهایش نیست اما اینجور اشخاص را هم می توان سرعقل آورد و تحلیلگران و سیاست سازان امریکایی این را می فهمند که ملت ایران، هیچ تعرضی را بدون پاسخ نخواهد گذاشت. 

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان، پیشرفتهای سریع علمی و فناوری ایران را نشانه توان درونی این ملت برای اوج گیری علمی برشمردند و افزودند: ملت بزرگ و مؤمن ایران، در پرتو اسلام عزیز همچنان پیگیر اهداف بلندی همچون استقلال – آزادی از قید و سلطه زورگویان – رشد مادی و معنوی – سازندگی و پیشرفت اقتصادی – قدرت دفاع همه جانبه از حیثیت و امنیت کشور و برخورداری از اخلاق اسلامی و فضایل انسانی است و در این راه تاکنون نیز به موفیتهای چشمگیری دست یافته است. ایشان، همت عمومی و باور به توانایی های ملی را پشتوانه تحقق اهداف ملت خواندند و افزودند: هرکس در هر جا هست با همت بلند و عزم و اراده مستحکم، وظایف خویش را انجام دهد تا حرکت عمومی به سوی آینده درخشان میهن اسلامی شتاب بیشتری گیرد. 

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان هدف از اذعان رژیم صهیونیستی به داشتن بمب اتم را، ترساندن کشورهای اسلامی و ملتهای مسلمان دانستند و خاطرنشان کردند: ترس موریانه ای است که بنای حیات ملتها را از بین می برد و جهان اسلام باید در مقابل این حیله ها، هوشیار باشد.  

رهبر انقلاب اسلامی همچنین تعرض صهیونیستها به مسجدالاقصی را فاجعه دانستند و تأکید کردند: جهان اسلام و ملتهای مسلمان باید بیزاری و نفرت خود را از عاملان این حرکت شنیع نشان دهند. 

پی نوشت :  

* بگم خدا پرشین بلاگ را چی بدهد ،‌ که قاط زده و این پست را نتونستم زود ارسال کنم. این صحبتهای رهبری بشدت فضای رسانه ای بین المللی را تحت تاثیر قرار داده . واکنش ها را می توانید در رجانیوز بخوانید. ( مشکل هم بنظر من در طولی است که برای رشته عنوان مطلب در نظر رفته اند. )


 
 
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

نخیر... نمی فرسته... پنچره ... خرابه... کار نمی کنه...پرشین بلاگ خرابه...از دست این کد دزدی ! دریغ از ذره ای ابتکار ! دکمه را جابجا می کنند اما اصل انجین را بازنویسی نمی کنند !


 
با اين خطای پرشين بلاگ چکار کنم ؟
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

با این خطای پرشین بلاگ چه کنم ؟ نمی گذاره آپ دیت سنگین تر از حالت عادی بکنم !

Microsoft OLE DB Provider for SQL Server error '80040e57'
String or binary data would be truncated.
/simplepost.asp, line 226

این هم عکسش :

آقا ! کار داریم ! درست کنید این لکنته رو !


 
دريچه ای بسوی جهان آينده - وبلاگ دکتر محمدعلی رامين
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

دکتر محمد علی رامین استاد دانشگاه ، دبیر کنفرانس بین المللی هولوکاست و دبیرکل بنیاد جهانی هولوکاست هم بلاگ تاسیس کرده است. آخرین مطلب آقای دکتر رامین در خصوص حوادث اخیر مسد الاقصی و تلاش اسرائیل براب نابودی نمادهای تاریخی و مذهبی قدس شریف است.

با هم این مطلب را که برگرفته از وبلاگ ایشان با نام جهان آینده در آدرس http://www.maramin.ir است مطالعه می کنیم .

اماکن مقدسه، بمثابه نوامیس الهی - محمد علی رامین :

یکی از ویژگی های فطری انسانها، داشتن «غیرت» برای حفظ هویت انسانی خویش است.

تمام انسانها بطور طبیعی نسبت به حفظ مال و جان و ناموس خود «غیرتمند» هستند و این غیرتمندی به میزان رشد «خود آگاهی» آنها افزایش می یابد. بالاتر از این سطح از غیرت، خودآگاهی نسبت به همنوعان و انسان دوستی و «دیگر خواهی» است که برتر از خودخواهی است و آن داشتن غیرت نسبت به حفظ مال و جان و ناموس دیگران در برابر تجاوزگران و زورگویان جهان است.

اما برترین نوع خودآگاهی فطری انسان ها توجه به اصالت و ماهیت الهی خویش است که بالاترین سطح از غیرتمندی را موجب می شود و آن پاسداری از اموال و نوامیس الهی بر روی زمین است. آنچه به احکام و اوامر و نواهی شریعت بر می گردد و هر آنچه که به مقدسات دینی انسان ها مربوط می شود همانند حاکمیت دینی، ولایت اسلامی و اماکن مقدسه، تماما جزء نوامیس الهی هستند که برای حفظ و حراست آنها از آسیب و آزار اشرار در جهان، تمام انسانهای رسالت مدار و مسئولیت شناس باید همه هستی خود را غیرتمندانه سپر بلای نوامیس الهی سازند.

بیت المقدس و مسجد الاقصی همانند مکه و کعبه والاترین اماکن مقدس برای موحدان و بویژه امت بزرگ اسلامی هستند. تجاوز به حریم  این مقدسات به مفهوم تجاوز به نوامیس خداوند، مشروعیت ادامه حیات را از هر اوباش و هر گروه شرور سلب خواهد کرد. اگر مسلمانان نسبت به پاسداری از نوامیس الهی در برابر اشرار جهانی سهل انگاری کنند، جان و مال و ناموس خود آنها دیگر در هیچ جای جهان مصونیت نخواهد داشت.


 
منابع غربی : آمريکا ، بدنبال برگشت ايران به ۳۰ سال قبل !
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

never believe this six lies

یک فعال صلح‌طلب آمریکایی با اشاره به جنگ‌افروزی‌های آمریکا در منطقه بر مبنای ادعاهای کذب، شش دروغ دولتمردان آمریکا را برشمرد که به عقیده وی نباید درمورد ایران آن‌ها را باور کرد. خانم "رزا اشمیت" طی مقاله‌ای که در پایگاه اینترنتی "Opednews" منتشر شد ادعاهای کذب کاخ سفید علیه ایران را اینگونه برمی‌شمرد: 

دروغ شماره يك: تهدید مکرر رئیس جمهور ایران برای محو اسرائیل از روی نقشه جغرافیا! تکرار این ادعا در حالی صورت می‌گیرد که احمدی‌نژاد در سخنان خود تنها سیاست رسمی تهران را مبنی بر اینکه باید رژیم مبتنی بر صهیونیسم پایان یابد، تکرار کرده است و به کار رفتن لفظ "محو کردن" تنها یک خطای ترجمه‌ای بود.  

دروغ شماره دو: دولت ایران براساس شیوه دهه 1930 ( جنگ جهانی ! ) یهودی ستیزی می‌کند! این دروغ، که توسط روزنامه "نیویورک سیتی" منتشر شد، می‌گوید: «بهار سال گذشته پارلمان ایران قانونی را تصویب کرده که براساس آن یهودیان ایران باید یک علامت زرد به لبا‌سهای خود بدوزند.» چند روز بعد از انتشار این خبر، منبع نئومحافظه‌کار این خبر افشا گردید و این خبر نیز به کلی توسط یک روزنامه کانادایی تکذیب شد اما نیویورک سیتی هرگز به‌خاطر چاپ این خبر و تیتر درشت آن عذرخواهی نکرد. خانم اشمیت که بارها به ایران سفر کرده است، می‌افزاید: «زمانی که در ایران راجع به این علامت زرد سؤال می‌کردم، مردم متعجب می‌شدند چون این اتفاق هرگز رخ نداده بود.»  

دروغ شماره سه: ایران خواهان از بین رفتن یهودیان است! به نوشته این فعال صلح‌طلب، شاید آمریکایی‌ها باید کمی تواضع داشته باشند و به‌خاطر بیاورند که چگونه کشورشان در پذیرفتن پناهندگان یهودی گریخته از آلمان هیتلری در طول جنگ جهانی دوم عصاینگری کرد، اما ایران در این مورد سابقه و تاریخچه خوبی دارد و این کشور در زمان "سیروس کبیر" از یهودیان حمایت کرد. تاریخچه طولانی حضور یهودیان در ایران را می‌توان با اشاره به وجود مقبره "دانیال" پیامبر در جنوب ایران نشان داد.  

دروغ شماره چهار: ایران مشکلاتی را در عراق ایجاد کرده و کشورهای عرب را تهدید می‌کند! خانم اشمیت با اشاره به عملکرد آمریکا در عراق می‌نویسد: «همه باید شفاف عمل کنند. چه‌کسی در امور عراق دخالت می‌کند؟ چه‌کسی هزاران نفر را برای شلیک به مردم عراق به این کشور اعزام می‌کند؟ چه‌کسی به دیپلمات‌ها حمله کرده و غیر نظامیان را بازداشت می‌کند؟ و بالاخره چه‌کسی اعلام می‌کند از عملیات خرابکارانه در داخل کشورهای همسایه عراق حمایت می‌کند؟»  

دروغ شماره پنج: تلاش ایران برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای برای بشریت خطرناک است! اشمیت می‌نویسد: «نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای برعهده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است و این در حالی است که تاکنون آژانس اعلام کرده است ایران تسلیحات هسته‌ای نداشته و از معاهده "ان‌پی‌تی" نیز پیروی می‌کند.»  

دروغ شماره شش: ایرانی‌ها از آمریکا می‌خواهند برای آنها دموکراسی به ارمغان بیاورد همانطور که برای افغانستان و عراق آورد! در ارتباط با این مسأله نیز اشمیت می‌نویسد: «من به‌همراه خانواده‌ام به تهران سفر کرده‌ام، انتخابات، قوانین و سازمان‌های غیر دولتی در ایران وجود دارد و شما می‌توانید به‌راحتی به مقامات کشور دست یابید. بنابراین تردید دارم مردم ایران بخواهند که آمریکا روزگار "شاه" را به ایران بازگرداند!! » 


 
نگرانی جديد تحليگران نظامی صهيونيست !
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

يك پايگاه خبري صهيونيستي روز دوشنبه ادعا كرد: ايران درصدد توسعه توان نظامي هوايي خود براي انجام ماموريت هاي بمباران دوربرد است.

 

جوويش تلگراف اجنسي به نقل از يك هفته نامه دفاعي آمريكايي به نام جينز دیفنس ادعا كرد :نيروي هوايي ايران به تازگي به تمرين سوخت گيري در هوا دست زده تا بتواند خلبانان خود را براي پشتيباني پروازهاي جنگي در مسافت طولاني، آماده كند. به ادعاي اين پايگاه اينترنتي، تمرين هاي فوق براي آماده كردن خلبانان جنگي براي پروازهايي با برد زياد كه در صورت آغاز جنگ با آمريكا و اسراييل، كلاهك هسته اي حمل خواهند كرد، انجام مي شود.

 

جوويش تلگراف اجنسي به نقل از اين هفته نامه آمريكايي در ادامه افزود: موافقت نامه دفاعي اخير بين ايران و سوريه نيز اين امكان را به تهران مي دهد كه از آسمان سوريه براي انجام اين تمرينات استفاده كند. طبق ادعاي اين منبع، همچنين افزايش قدرت هوايي ايران باعث بيشتر شدن قدرت رزمايش راهبردي اين كشور شده و در نتيجه تهديدي جدي براي منافع آمريكا و رژيم صهيونيستي در خليج فارس به شمار مي آيد.

به گزارش جوويش تلگراف اجنسي، نگراني اصلي رژيم صهيونيستي در زمان حاضر، موشكهاي بالستيك شهاب ايران است در حالي كه آمريكا بيشتر به عمليات دريايي اين كشور در خليج فارس كه هر روز خصمانه تر مي شود، توجه دارد.


 
پيشنهاد دبيركل بنياد جهاني هولوكاست به كشورهاي اروپايي
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

 "محمدعلي رامين" دبيركل "بنياد جهاني هولوكاست" به دولتهاي اروپايي به ويژه آلمان، اتريش و لهستان پيشنهاد كرد همه مدارك و مستندات مربوط به پرونده قتل عام سازمان يافته يهوديان در جنگ دوم اروپا را در اختيار "كميته مستقل بين‌المللي حقيقت ياب" وابسته به بنياد جهاني هولوكاست، قرار دهند.

رامين روز سه‌شنبه در گفت و گو با خبرنگار سياسي ايرنا خاطرنشان كرد:
اين اقدام قطعا به سود همه خواهد بود زيرا باعث تنوير افكار عمومي جهان و برطرف شدن ترديدها در اين زمينه مي‌شود.

دبيركل بنياد جهاني هولوكاست گفت: همه بشريت، سرنشينان يك كشتي واحد هستند و هيچكس نبايد نسبت به سرنوشت هيچ گروهي از انسانها بي‌تفاوت باشد.

رامين با بيان اينكه "همه ما مسوول صلح و عدالت و امنيت جهاني هستيم و خود را دلنگران سعادت و نجات تمام بشريت مي‌بينيم"، تصريح كرد: اعتماد ميان ملتها و جوامع مختلف، يك ضرورت اجتناب ناپذير براي تامين صلح و امنيت جهاني بر اساس عدالت فراگير است.

دبيركل بنياد جهاني هولوكاست افزود: براي كسب اعتماد و احترام متقابل ميان ملتها، داشتن اطلاعات كافي و ضروري از حوادث تلخ و شيريني كه در روزگار ما اتفاق افتاده و مي‌افتد، امري بديهي است به همين دليل بنياد جهاني هولوكاست براي بررسي جامع و كامل پرونده هولوكاست به دولتهاي غربي پيشنهاد مي‌كند كه مدارك خود را در اين زمينه در اختيار "كميته مستقل بين‌المللي حقيقت ياب" كه زير مجموعه "بنياد جهاني هولوكاست" است، قرار دهند.


 
تهديدات نظامی ، واقعيت يا توهم ؟
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بخش اول مطلبی با همین نام از اینجانب که در ستون سرمقاله رجا نیوز منتشر شده است را با هم می خوانیم . بعلت اینکه تمام فرمت بندی ها حذف شده بود صلاح دیدم اینجا هم منتشر کنم .

موج جديد تبليغات و جنگ رواني بيگانگان در کنار جريان سازيهاي خبر و سياسي برخي عناصر سياسي داخلي، در حال تکميل پازلي از يک جنگ تمام عيار اطلاعاتي و عمليات رواني گسترده عليه منافع جمهوري اسلامي ايران و مولفه هاي اقتدار نظام اسلامي است. 

با کمال تاسف ، بايد اذعان کرد که اين بار نمي توان مجموعه جريان سازان داخلي پيوند خورده با عمليات رواني بيگانه را ذيل عنوان و تابلوي يک طيف سياسي شکست خورده و سرخورده از انقلاب و نظام اسلامي و اصول و ارزشهاي آن احصاء کرد بلکه اين بار عناصري به جمع گروه عمليات جنگ رواني عليه انقلاب اسلامي پيوسته است که بايستي در صف مدافعان و خنثي کنندگان اين تهديدات قرار گيرند.  

حضور عنصري مانند محسن رضايي از فرماندهان اسبق نيروهاي مسلح در ميان عناصري که به جنگ رواني و انتشار اطلاعات کاملا غلط از اهداف و شکل عمل نيروهاي بيگانه حاضر در منطقه پيوسته و بقولي هيزم زير ديگ جنگ رواني را تيز تر مي کند، تاسف فراوان و تعجب ناظران و تحليلگران هوشيار و معتقد به آرمانها و اهداف و مسير حرکت نظام اسلامي را برانگيخته است. 

چندي پيش محسن رضايي با شرکت در برنامه گفت و گوي ويژه خبري شبکه دوم سيما، به صراحت مدعي طرح و نقشه عمليات نظامي آمريکا عليه خاک جمهوري اسلامي ايران شد. وي در ادامه گفتگو، براي هرچه محتمل تر نشان دادن ادعاي خود، سعي نمود تا با طرح ادعاهاي کاملا کذب – که علم و آگاهي او به موضوعات آن يکي از مسلمات بوده و محرز است – فضاي رواني تصميم گيران و برنامه ريزان کلان آمريکايي را فضايي آکنده از غرور و نخوت پيروزي هاي پياپي در عراق و افغانستان جلوه داده و با فارغ البال نشان دادن آمريکا در عرصه عراق و کافي دانستن مجموعه سفرهاي رايس به منطقه براي هماهنگي با حکام مرتجع منطقه براي ايجاد زمينه هاي لازم براي اين اقدام، آمريکا را آماده حمله به ايران نشان دهد!  

محتواي گفتگوي مذکور و خصوصا زاويه نگاه و مدعيات محسن رضايي، براي کارشناس حاضر در اين گفتگو يعني آقاي عنادي سردبير گفتگوي ويژه خبري به حدي عجيب و به دور از نگاه علمي و منطبق بر واقعيات صحنه عمل مي نمود که وي با حالتي حاکي از ترديد نسبت به صحت مدعيات رضايي به وي مي گويد : "آقاي دکتر، مطمئنيد؟ ما يک ماه ديگر همينجا مي نشينيم و با هم گفتگو مي کنيم!" و رضايي متعجب از اين اظهارنظر، با حالتي که حاکي از پيش بيني نشده بودن چنين واکنشي از سوي کارشناس مذکور بود، در پاسخ وي گفت "باشد، خيلي خوب، اشکالي ندارد" . 

در سطور آتي سعي خواهم نمود تا با بيان واقعياتي از صحنه حوادث رخ داده در درگيري آمريکا در افغانستان و عراق – که شک ندارم آقاي رضايي از آنها مطلع است– اين نکته را روشن نمايم که اتفاقاً، برعکس مدعيات ايشان، اقدامات و اعمال عناصر سياسي کلاني همچون آقاي رضايي است که مي تواند پالسهاي آلوده و انحرافي را براي دست زدن به اقدامي سراسر حماقت به درون سيستمهاي نظريه پرداز وتصميم ساز محافظه کاران نسل جديد آمريکا ارسال کرده و ثانياً بخش مهمي از اطلاعات منتشره از سوي آقاي رضايي که پايه استدلالات ايشان در ترسيم يک فضاي "آرماني بدور از شکست، ناشي از پيروزي هاي پي در پي نظامي و اطلاعاتي و همچنين هماهنگيهاي منطقه اي و فرامنطقه اي" از ذهنيات مسئولان آمريکايي قرار گرفته است، اطلاعاتي صد در صد غلط و غير منطبق با واقعيات صحنه است.  

محسن رضايي چه گفت؟  يکي از مهمترين کدهايي که از لابلاي سخنان رضايي درک مي شد اين بود که وي با تاکيد بر آنکه آمريکا در جنگ با صدام و بن لادن در افغانستان و عراق، به نبردي واقعي شامل تمامي مولفه هاي يک نبرد اطلاعاتي و نظامي دچار شده و توانسته است با پيروزي کامل از آن خارج شود، پيروزي نظامي و اطلاعاتي رخ داده (؟!) را مولفه اي ثاثيرگذار بر وضعيت رواني و فکري نومحافظه کاران کاخ سفيد قلمداد کرده و آنها را فرورفته در ابرهاي توهم پيروزي و غرور و مستي ناشي از آن فتوحات نشان مي دهد و با اين استدلال، تاثير استدلالات عقلاني، مبني بر احتمال کم پيروزي آمريکا در نبرد نظامي با ايران را صفر، يا دست کم حداقلي نشان دهد.  

همچنين رضايي در سخنان خود بي توجهي کامل خويش به تاثير جدي و تعيين کننده فاکتور مهم وضعيت داخلي منطقه مورد هدف آمريکايي ها در شکل تصميم گيريهايشان در خصوص نحوه تعامل با منطقه هدف را نشان داده و سعي مي کند با طرح مفروضاتي از جمله فرض موفقيت دستگاه ديپلماسي آمريکا در هماهنگ و همراه کردن ساير عناصر سياسي منطقه با برنامه جديد آمريکا در منطقه، برنامه ريزي آنها براي درگيري نظامي با ايران را قطعي معرفي کند! و به بياني صريح تر نقش وضعيت داخلي مناطق مورد هدف آمريکاييان در برنامه ريزي هاي آنها را انکار نموده است.  

يکي ديگر از آيتمهاي انحرافي در مجموع مدعيات آقاي رضايي اين است که ايشان فضاي نظامي- سياسي اتمسفر منطقه و فرامنطقه را نيز براي اجراي يک عمليات نظامي عليه ايران هموار و همراه معرفي مي کند و به شکلي ادعا دارد که آمريکا به توفقي تقريبا اجماعي در اتمسفر بين المللي براي اقدام نظامي عليه ايران رسيده است و خصوصا اين ادعا را بر طرح نظامي جديد آمريکا در منطقه استوار مي کند! 

تحقيقات و گزارشات و مقالات مختلفي در خصوص کذب بودن ادعاي دولت و حکومت آمريکا، خصوصاً در رد گزارش کميسيون ويژه 11 سپتامبر کنگره ي آمريکا منتشر شده است و در اين خصوص محققان کشورمان نيز توانسته اند مجموعه بزرگي از نکات و ابهامات پيرامون اين حادثه و مسائل پيرامون آن را به فضاي افکار عمومي ارائه دهند. شايد اگر اين اتفاق – يعني تجديد نظر طلبي روي اين حادثه– در همين سالها يعني زماني نزديک به رخداد اين ماجرا، شکل نمي گرفت، در دهه 2050 يا 2100 با مدل ديگري از هولوکاست، اين بار طراحي شده در خاک آمريکا و مطرح شده بنام گروهکي محدود در سرزمين پشتونهاي افغانستان مواجه بوديم!

چگونه مي توان باور کرد که تمامي ادعاهاي مذکور ناشي از اطلاعات دقيق در اختيار آقاي رضايي يا در نگاهي خوش بينانه ناشي از کمبود و نقص اطلاعات در اختيار وي است؟ محسن رضايي يکي از فرماندهان عالي نظامي سابق و از نظريه پردازان نظامي مدعي کلان و جامع نگري در حوزه هاي استراتژيک -خصوصا ژئواستراتژيک و ژئوپلتيک- است پس چگونه مي توان تصور کرد وي با وجود آنکه اطلاعات فراواني دقيقاً در جهت خلاف مدعيات وي در دسترس همگان است – که به بخشي از آنها اشاره خواهد شد – استدلالات خود را بر گرده کدهايي تا اين حد نارس و ناقص استوار کند؟ شايد بررسي علت و ريشه اين اقدام آقاي رضايي از حوصله اين بحث خارج باشد ولي آنچه براي نگارنده مسلم است اينکه قطعاً و بدون ترديد آقاي رضايي خود به بي اعتباري مدعيات خود در برنامه گفتگوي خبري، واقف و آگاه است. همچنين نگارنده علاقمند به پردازش و تجزيه و تحليل احتمال عدم اطلاع آقاي رصايي از عدم صحت ادعاها و فروض طرح شده توسط خود وي در برنامه مذکور يا نتايج صحت چنين احتمالي نيست و احتمال مي دهم علت پرهيز از اين بررسي براي مخاطبان قابل درک و هضم باشد.   

زير بناي استدلالات رضايي چيست ؟ استدلالات رضايي زماني صحيح از آب در خواهد آمد که چند گزاره صحت داشته باشد :  

- ماجراي 11 سپتامبر حرکتي نه طراحي شده در دل سيستمهاي صهيونيستي و آمريکايي بلکه حرکتي رخ داده توسط بن لادن آنهم بدون اشاره و هماهنگي با لايه هاي پنهان و آشکار کاخ سفيد بوده است. اين گزاره در صورت صحت مي تواند پايه اي براي واقعيت داشتن قصد و نيت آمريکا براي گسترش حوزه امنيت ملي خود به حوزه فرامرزي صرفا با اهداف پدافندي –ولو پيشگيرانه– باشد. با اين حساب مي توان باور کرد که آمريکا واقعا در افغانستان و عراق با يک درگيري واقعي نظامي مستقر شد و حقيقتاً درگيري رخ داده، يک درگيري واقعي -نه تئاتري مضحک، براي مستقر شدن آمريکا در حوزه هاي استراتژيک جغرافيايي مورد علاقه اش– بوده است و آنگاه است که باور خواهيم کرد آمريکا مست غرور پيروزي در جنگي واقعي است!  

- آمريکا به محض فراهم آمدن امکانات نظامي و سياسي کافي براي يک حرکت نظامي کلاسيک، در صورت نياز فوراً به آن دست خواهد زد و صرفا وضعيت مولفه هاي خشک استراتژيک نظامي منطقه هدف، در محاسبات آنها موثر است! در صورتي که اين گزاره صحت داشته باشد، مي توان قبول کرد آمريکا بدون توجه به وضعيت سياسي، اقتصادي، امنيت داخلي و مشروعيت و مقبوليت حکومت مستقر در منطقه هدف و صرفاً با توجه به محاسبات استاندارد نظامي، دست به حمله به مناطق هدف خود مي زند و با اين حساب آمريکا تاکنون قبل از حمله به هيچ منطقه هدفي، ضرورتي براي اجراي عمليات رواني سنگين براي انهدام و يا کاهش سطح ساير مولفه هاي امنيت ملي از جمله مقبوليت مردمي حکومت مستقر، وحدت و يکپارچگي ملي، ايمان و شجاعت و سطح ايستادگي مردمي مناطق هدف نکرده و نمي کند و با اين حساب در خصوص ايران نيز بالا بودن تمامي مولفه هاي مذکور براي آمريکا اهميتي نداشته و بدون توجه به بهبود روزافزون تمامي اين مولفه ها، دست به طراحي و اجراي يک عمليات کلاسيک نظامي عليه ايران خواهد زد!  

- آمريکا در ميان متحدان سنتي و غير سنتي خود و همچنين فضاي منطقه اي، يکپارچگي، اتحاد، هماهنگي و پشتيباني کامل از عملياتها و برنامه هاي قبلي، فعلي و آتي خود در منطقه را مشاهده کرده و بر روي آنها سرمايه گذاري نموده است. درصورتيکه اين گزاره صحت داشته باشد مي توان باور کرد دولت بوش با وجود زير فشار بودن از حوزه ملي و فراملي خود براي خروج از تنگناي عراق و افغانستان، با توجه به هماهنگيهاي موجود با اميد به بهره برداري از پتانسيل هاي فراملي، طرح و اجراي عملياتي جديد با مقياسي بسيار سنگين تر و بزرگتر از مقياس جمع دو عمليات گذشته را در دستور کار دارد! براي باور پذيري حداکثري اين گزاره، همچنين بايد تصور کرد که آمريکا هيچگونه مشکلي حتي با رقباي (بخوانيد متحدان) سنتي خود در منطقه نداشته و دراتمسفري کاملا دوستانه با آنها قرار دارد.  

- آمريکا داراي امکانات و توان ترکيبي (به معناي جمع توان حوزه هاي سياسي، اقتصادي، نظامي، تبليغاتي و ...) کافي براي اقدام يکجانبه عليه ايران مي باشد. با اين حساب و با قبول کردن اين گزاره است که مي توانيم حتي بدون باور کردن گزاره قبلي، احتمال اقدامي جديد عليه هريک از همسايگان عراق از سوي آمريکا را در وضعيت فعلي منطقي بدانيم. مولفه حاضر به اين معنا است که آمريکا نفر، پول، لابي و همه نيازمنديهاي قبل، حين و بعد از اجراي يک عمليات فراگير واقعي نظامي کاملاً متفاوت و بسيار پرهزينه و بزرگ را نسبت به جمع نيازمنديهاي قبل، حين و پس از اجراي عمليات عليه افغانستان و عراق، به شکل خودکفا در اختيار دارد! واقعا مي خواهم بدانم حتي آقاي رضايي به چنين گزاره اي معتقد است و اگر آري (!!!) چگونه؟  

گزاره هاي مذکور شايد بخشي از زيربناهاي استدلالي آقاي رضايي باشد. اما مهمترين آنها که جنگ رواني و فکري مذکور بر روي محورهاي آن به حرکت در آمده، همين گزاره ها هستند.  

بخش مهمي از اين گزاره ها، گزاره هايي هستند که هر فعال و تحليل گر مسائل منطقه اي علاقمند به بررسي و مطالعه عملکرد آمريکا در چندسال اخير، به باطل بودن اطلاقي آنها اذعان دارد. ليکن در اين مقاله، به بررسي برخي کدهاي کاملا آشکار براي بطلان مجدد اين استدلالات مي پردازيم .  

چرا رضايي درست نمي گويد ؟ پس از فهرست کردن مباني استدلالي دبير محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام، به بررسي صحت و سقم اين مباني و ميزان اعتبار آنها خواهيم پرداخت. در اينجا بايد گفت نگارنده يقين دارد آقاي رضايي فردي نيست که از آنچه که در ادامه خواهد آمد بي اطلاع باشد و از ذکر مجدد اين نکات، تاسف خود را اعلام مي دارد اما نگراني آن است که عدم شفاف سازي اين مباحث –که تا اين حد موضوعاتي ابتدايي و سهل الابطال هستند– براي فضاي خبري و اطلاع رساني کشور، هزينه هاي زيادي را دربر داشته باشد.  

الف-يازده سپتامبر، افغانستان و عراق، اپيزودهايي از تئاتري جهاني : 

به تصريح تمام ناظران بي طرف بين المللي، کارشناسان و خبرنگاران مستقل غربي، آمريکايي و خصوصاً کارشناسان و آگاهان سياسي در ايران، رخداد حادثه 11 سپتامبر بدون انجام هماهنگي با لابي هاي دروني کاخ سفيد محال مي باشد. شکل و ماهيت و منطق اين حادثه به گونه اي بود که دست کم، اطلاع دولت آمريکا از اين موضوع، مدتها قبل از رخداد آن براي همه ناظران محرز است. دلائل و شواهد منطقي نيز بر اجراي اين عمليات به دست نسل جديد محافطه کاران آمريکايي دلالت دارد. پيوند علني ماجراي 11 سپتامبر با حوادث بعدي آن، طرح و برنامه جدي دولت آمريکا براي حمله به افغانستان و عراق قبل از ماجراي 11 سپتامبر و نکات اين چنيني ، موضوعاتي هستند که سعي داريم در ادامه مطلب بر آنها تاکيد گردد . اين بخش روشن مي نمايد که تا چه حد تصنعي بودن ماجراي درگيري آمريکا با القاعده و بن لادن و در امتداد آن با صدام ، براي افکار عمومي و خصوصا کارشناسان سياسي امري روشن و واضح است و طرح ادعاي پيروزي آمريکا در جنگي کاملا نظامي در عراق يا افغانستان تا چه حد بدور از واقعيت مي باشد.  

تحقيقات و گزارشات و مقالات مختلفي در خصوص کذب بودن ادعاي دولت و حکومت آمريکا، خصوصاً در رد گزارش کميسيون ويژه 11 سپتامبر کنگره ي آمريکا منتشر شده است و در اين خصوص محققان کشورمان نيز توانسته اند مجموعه بزرگي از نکات و ابهامات پيرامون اين حادثه و مسائل پيرامون آن را به فضاي افکار عمومي ارائه دهند. شايد اگر اين اتفاق – يعني تجديد نظر طلبي روي اين حادثه– در همين سالها يعني زماني نزديک به رخداد اين ماجرا، شکل نمي گرفت، در دهه 2050 يا 2100 با مدل ديگري از هولوکاست، اين بار طراحي شده در خاک آمريکا و مطرح شده بنام گروهکي محدود در سرزمين پشتونهاي افغانستان مواجه بوديم!  

نگارنده در آن زمان به خوبي بياد دارد که دقيقاً آمريکا در تلاش براي بهره برداري از حادثه مذکور در ابعاد يک هولوکاست ديگر بود و با دسته بندي جهان به دو قطب دوست آمريکا و دشمن آمريکا، دقيقاً قصد داشت تا باب هرگونه بررسي و تحقيق پيرامون موضوع را بسته و مستقيماً پاي درخت 11 سپتامبر رفته و ميوه ها را بدون مزاحمت ديگران بچيند. در آن زمان هم، عناصري همچون آقاي رضايي، با سکوت کامل خويش در اين موضوع که ناشي از فقر تحليل و قدرت مانور کلان سياسي بود کار را بجايي رساندند که در اولين نماز جمعه پس از آن حادثه، لفظ مرگ بر آمريکا از تکبير نمازگزاران حذف گرديد. اما خط شکني هميشگي رهبر و ولايت امر معظم، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالي) –محافظ و پاسدار حقيقي انقلاب اسلامي اين وديعه گرانبهاي الهي– با طرح اين زاويه که "ما نه با شمائيم و نه با آنها" جبهه مستقل ائتلاف براي صلح را در مقابل ائتلاف براي جنگ شکل داده و نفس تازه اي در گلوي تمامي گروههاي سياسي و کشورهاي قرار نگرفته در اين مرزبندي نشاندند.  

شايد بيان کدهاي رديه بر انتساب 11 سپتامبر به گروهک حقير طالبان، براي بسياري از مخاطبان خسته کننده و ملال آور باشد ليكن با اعتذار از حضور اين دسته از مخاطبان، براي حفظ سير مطلب و حفظ جامعيت آن، ذکر بخشي از آنان ضرورت دارد. اين کدها، بيشترکدهاي سياسي و خبري خواهند بود و مجموعه بزرگي از کدهاي علمي و فني منتهي به غيرممکن بودن فرو ريزش اين برجها بدليل برخورد صورت گرفته در 11 سپتامبر وجود دارد که از حوصله اين مجموعه خارج است.  

کمتر از 24 ساعت پس از رخداد اين حادثه، رسانه هاي وابسته به لابي صهيونيستي در آمريکا، بدون آنکه در آن زمان حتي گروهک طالبان نيز از خاک افغانستان مسئوليت اين حادثه را پذيرفته باشد و در حاليکه هنوز کسي نمي دانست که قضيه تصادفي است يا عملي، امکان مسئوليت اسامه بن لادن را مطرح ساختند. (1)  

ماجراي 11 سپتامبر خصوصا در لحظات اوليه به حدي در هم تنيده و گيج کننده بود که برخي از عناصر طالبان هم، امکان ارتباط داشتن آن به القاعده را منتفي دانستند در حاليکه در لحظات اوليه حادثه 11 سپتامبر رسانه هاي گروهي و نومحافظه کاران آمريکايي القاعده و طالبان را به اجراي اين عمليات متهم کردند، "عبدالحي مطمئن" از مقامات طالبان در گفتگو با رويتر اعلام کرد اسامه بن لادن ناراضي عربستان سعدوي نمي تواند انفجارهاي روز سه شنبه / 11 سپتامبر 2001/ آمريکا را انجام داده باشد. اين درحاليست که چند روز پس از حادثه "ابوعبيد قرشي" يکي از معاونان اصلي بن لادن، طي مقاله اي تحليلي مسئوليت حادثه 11 سپتامبر را برعهده گرفت !! (2)  

مطابق گزارشات دقيق امنيتي، شماري از کشورها بطور تلويحي از پيوندهاي ظريف بين حادثه 11 سپتامبر با چهره هاي سرشناس آمريکا پرده برداشتند، اختلافات زيادي در کاخ سفيد ايجاد شد. (3) طي گزارشهاي بعدي که در خصوص 11 سپتامبر منتشرشد، روشن شد که CIA و NSA از اين عمليات آگاه بوده اند. يکي از مسئولان هيئت تحقيق کنگره آمريکا تصريح مي کند CIA دست کم دو ماه قبل از برخورد هواپيماها به برجهاي نيويورک از آن آگاهي داشته است. (4)اين عمليات هنگامي شبهه برانگيزتر مي شود که بدانيم در روز حادثه هيچکدام از يهوديان شاغل در برجها برسرکار خود حاضر نشدند و تلفات آنها در اين روز صفر نفر بوده است !!... 11 سپتامبر يک سکانس رقت آور –مرحله چهارم– از سناريوي جنگ نفت است که با نوارهاي بن لادن بصورت سريالي از تيزرهاي تبليغاتي سياسي براي فريب جهانيان اجرا شد... (5)

مطابق گزارشات دقيق امنيتي، شماري از کشورها بطور تلويحي از پيوندهاي ظريف بين حادثه 11 سپتامبر با چهره هاي سرشناس آمريکا پرده برداشتند، اختلافات زيادي در کاخ سفيد ايجاد شد. (3) طي گزارشهاي بعدي که در خصوص 11 سپتامبر منتشرشد، روشن شد که CIA و NSA از اين عمليات آگاه بوده اند. يکي از مسئولان هيئت تحقيق کنگره آمريکا تصريح مي کند CIA دست کم دو ماه قبل از برخورد هواپيماها به برجهاي نيويورک از آن آگاهي داشته است. (4)اين عمليات هنگامي شبهه برانگيزتر مي شود که بدانيم در روز حادثه هيچکدام از يهوديان شاغل در برجها برسرکار خود حاضر نشدند و تلفات آنها در اين روز صفر نفر بوده است !!... 11 سپتامبر يک سکانس رقت آور –مرحله چهارم– از سناريوي جنگ نفت است که با نوارهاي بن لادن بصورت سريالي از تيزرهاي تبليغاتي سياسي براي فريب جهانيان اجرا شد... (5)

CNN با پخش شادي ده سال قبل فلسطينيان و الجزيره نيز با پخش نواري که صحت آن توسط سيا تاييد شده (!) و در آن بن لادن از حملات بعدي القاعده خبر مي داد، مسئوليت اين ماجرا را متوجه مسلمانان نمودند! بعد از آن نيز بوش تمام گرايشات اسلامي را به جنگ صليبي فراخواند (6)

فهرست هاي بسيار بزرگي از حيله ها و فريب هاي بکار رفته از زمان حادثه 11 سپتامبر تاکنون تهيه و افشا شده است. اما بنظر مي رسد براي رشن شدن بحث، اشاره به همين نکات کفايت کند.  

با توجه به نکات مذکور، روشن است که 11 سپتامبر پروژه اي بزرگ به عنوان حلقه اي از سناريوي بزرگ جنگ نفت است که توسط خود دولت آمريکا براي ترسيم جايگزين غول وحشت شوروري سابق در اذهان مردم آمريکا ايجاد شده است تا اين دولت بتواند در سايه ترس و وحشتي که خود از اين غول پنبه اي در دل مردم خود و ساير غربيان وغرب زدگان فراهم مي آورد ، اقدامات فرامنطقه اي و غيرقانوني براي غارت ثروت مناطق مختلف جهان و تسلط بر اراده هاي ملي مردم جهان را توجيه نمايد.  

با اين حساب، اين سناريو نبايد به ماجراي 11 سپتامبر محدود گردد. حلقه هاي بعدي اين سناريو چه خواهد بود؟ روشن است که 11 سپتامبر صرفاً حربه اي رواني، تبليغاتي و سياسي در اختيار دولت آمريکا براي اقدامات فراقانوني خود قرار داد. براين اساس، گامهاي اجرايي براي بهره برداري از زمينه ايجاد شده چه خواهند بود؟ بوش و ساير اعضاي تيم نومحافظه کار کاخ سفيد به سرعت به اين سئوال پاسخ داده اند. آنها فوراً افغانستان و عراق را مورد تهديد لفظي قرار داده و حمله به آنها را رسماً در دستور کار علني خود قرار مي دهند و اين يعني اجراي فاز بعدي از پروژه جنگ نفت.  

نکات بسيار روشني در مسير مطالعه توجه هر محقق دقيقي را به خود جلب مي کند که بي توجهي عناصر خاص سياسي در اظهار نظرهاي رسانه اي به آنها موجبات تعجب فراوان را فراهم مي کند. يکي از اين نکات، شباهت حداکثري جريان حزب بعث به جريان طالبان است. هر دو، جرياناتي شبه نظامي، با رويکردهاي سلفي بودند که در نهايت فلش هر دوي آنها به سمت مخالفت با جمهوري اسلامي ايران برگشته است. هردوي اين جريانات از روزهاي اول شکل گيري مباني حرکت خود در محيط زيست سياسي را مخالفت با نظام اسلامي ايران گذارده و هردو با هدايت دستان آمريکايي در منطقه پا گرفته و قدرت يافته اند. با اين حساب و با توجه به عناوين متعدد مشترک ميان اين دو جريان آمريکايي که هر دو نيز به نام اسلام در پي اجرا و پيگيري سياستهاي متجاوزانه و فزونخواهانه آمريکا بودند، عدم درک يکپارچگي نقشه آمريکا در حضور مستقيم نظامي در عراق و افغانستان از سوي عناصر سياسي محل تعجب است.  

توجه آمريکا به افغانستان از جهات مختلفي جلب گشته بود . مهمترين وجه اين توجه، موضوع اقتصاد نفت و گاز آسياي ميانه است. از آنجا که استقرار استيلاي نظامي در منطقه نفت و گاز خيز آسياي مرکزي و خليج فارس، همواره يکي از پايه هاي مهم و اساسي جهاني سازي آمريکايي و استقرار سلطه سياسي، اقتصادي و فرهنگي اين کشور بوده است، آمريکا پس از ناکامي در جنجال آفريني و کارشکني در مسير تعيين رژيم حقوقي درياي خزر و زمينه سازي براي استفاده از منابع انرژي آسياي مركزي، بدنبال نفوذ مستقيم و بدون واسطه در اين منطقه بود که انتخاب افغانستان با ظرفيت انتقال گاز و نفت به درياي آزاد نيز بعنوان يکي از اهداف سناريوي نظامي آتي آمريکا در منطقه خاورميانه تعيين گرديد .  

در واقع، هدف اصلي آمريکا از اشغال افغانستان، ايجاد پايگاهي نظامي در اين کشور براي کنترل اقتصاد منطقه خصوصاً ايران، چين و روسيه بود که فرايند جهاني سازي اقتصادي آمريکا را با کندي و دشواري مواجه ساخته بودند.(1-6)  

تسليحات انفرادي، تجهيزات سنگين و نيمه سنگين، موشکها و قبضه هاي آتشبار ارتش صدام، نو و سالم و به کارگيري نشده، زير اماکن مختلف و پلهاي بزرگ عراق رها شده بود. خبرهاي ويژه از جداسازي کامل و انبارشدن قطعات هواپيماهاي شکاري صدام در انبارهاي نيروهاي هوايي عراق حکايت داشت. از نيروهاي فدايي صدام، جيش الشعبي و ارتش قدس نير خبري نبود. آمريکا باز نسخه اي از سناريوي 11 سپتامبر را با حيله گري هرچه تمامتر به اجرا گذاشته بود و اين بار، بجاي بن لادن، اين صدام بود که بدون وجود او امکان اجراي اين سناريو ممکن نمي گشت.

در اين ميان، آمريکا با بهره برداري از نقش بن لادن، فرصت کافي را براي انتقال توان و قدرت و حرکت به منطقه خاورميانه بدست آورده و بن لادن در نقش يک ياغي ضد آمريکايي توجيهات لازم براي کاخ سفيد براي حمله نظامي به افغانستان را فراهم کرد. پس از ورود نيروهاي اشغالگر به افغانستان، موضوع بن لادن به بحث درجه دو و سه براي نيروهاي حاضر در اين کشور تبديل شده و نيروهاي چک، ترک، انگليس، CIA و نيروهاي ويژه انگليسي و آمريکايي به شکل تفرجي تحت عنوان تلاش براي دستگيري بن لادن و اعضاي طالبان و گروه القاعده به گشت در سراسر سرزمين افغانستان مشغول شده و هرزگاه هم خبري براي شبکه هاي خبري مطبوع خود مانند CNN ، NBC و BBC مخابره مي نمودند. ليکن هدف اصلي و عمده، نه سرکوبي طالبان، القاعده و دستگيري ملاعمر و بن لادن بلکه ساخت يک پايگاه نظامي در افغانستان براي حضور دائمي آمريکا در اين کشور و استفاده از آن بعنوان جاپاي اجراي گامهاي بعدي سناريوي حنگ نفت بود. (2-6) پس از جنگ افغانستان، مجدداً اخبار و گزارشهاي مختلفي از ارتباطات جدي ميان بن لادن و عناصر اصلي منطقه اي سازمان سيا در محافل ويژه خبري شنيده مي شد يکي از اين گزارشات ، به ديدار مخفي رئيس ايستگاه خاورميانه سازمان سيا با بن لادن ماهها پيش از عمليات آمريکا عليه افغانستان در يکي از کشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس اشاره داشت. در تاريخ مورد اشاره در اين گزارش، بن لادن به بهانه درمان يک بيماري داخلي، در يک بيمارستان دولتي اين کشور بستري شده بود!  

نيويورک تايمز در صفحه اول بخش اقتصادي روز 22 سپتامبر 2001 مي نويسد :  

هنگامي که بورس سهام نيويورک پس از حمله به برج هاي دوقلو دوباره آغاز به کار کرد سهام شرکتهاي اسلحه سازي آمريکا که پنتاگون مشتري اصلي آنها بود سر به فلک کشيد. يکي از مهمترين شرکتهايي که سهام آن در آن ايام بشدت ارتقاء يافت، شرکت Raytheon سازنده موشک تام هاوک کروز است.  

مقاله مذکور، نزديک به دو هفته قبل از حمله نظامي آمريکا به افغانستان نوشته شده است. دو هفته بعد از چاپ اين مقاله، موشکهاي آمريکايي ساخت شرکتهاي مختلف اسله سازي آمريکا شب و روز بر شهرها و دهات افغانستان فروريخته شد. (3-6)  

درحاليکه ناظران سياسي بي طرف دائماً يک گام عقب تر از لابي صهيونيست کاخ سفيد در حال بررسي خود 11 سپتامبر و حمله آمريکا به افغانستان هستند، کاخ سفيد در حال اجراي گام بعدي سناريوي خود براي تصرف چاههاي نفت منطقه و زمينه سازي يک درگيري گسترده وهمه جانبه اقتصادي با ايران است.  

رابرت فيسک تحليلگر غربي در اين زمينه مي گويد :  

"بوش به نفت عراق چشم دوخته است و انگيزه او فقط از حمله به عراق نفت است بسياري از اسرائيلي ها نيز همين عقيده را دارند. خود من هم همينگونه فکر مي کنم که اگر يک حكومت آمريکايي در عراق مستقر شود شرکتهاي آمريکايي به 112 ميليارد بشکه نفت دسترسي پيدا مي کنند. با توجه به ذخاير اثبات نشده، ما مي توانيم يک چهارم کل ذخاير جهاني را در کنترل خود داشته باشيم . (7)  

ادعاي رابرت فيسک فقط يک گمانه زني سياسي محتمل نيست بلکه نمايه اي از اهداف وسياست آمريکا در منطقه مي باشد. جيمز وولسي رئيس اسبق CIA نيز قبل از حمله آمريکا به عراق اظهار داشت:  

با تصرف عراق، نفت آن را به سرعت به دست مي گيريم و با سه ميليون بشکه توليد روزانه، عربستان را به زانو در مي آوريم، اوپک را منحل مي کنيم و ايران نيز همچون قطعه کيکي است که خوردن آن راحت است. (8)  

پل اونيل وزير دارايي مستعفي دولت بوش، پس از استعفا، فاش نمود که بوش سرنگوني صدام را قبل از حادثه 11 سپتامبر برنامه ريزي کرده بوده است . (9) در اين زمان، عمليات رواني و سياسي و درگيري لفظي ميان بغداد و کاخ سفيد به اوج خود رسيده و صدام نيز همچون بن لادن، چنگ و دندان هاي خود را به رخ مردم آمريکا مي کشيد. پيش از آغاز حمله آمريکا به عراق، صدام حسين ديکتاتور دست نشانده آمريکا در عراق، اعلام کرده بود که نيروهاي عراقي به ارتش متجاوز(!!) آمريکا همچون نيروهاي متجاوز مغول درس سختي خواهند داد. ديگر مقامات عراقي نيز اظهار داشته بودند که بغداد براي مدت 7 ماه آمادگي دفاعي خواهد داشت و جاي جاي عراق بويژه اطراف بغداد بمب و کمين گذاري شده و چندين کمربند امنيتي ايجاد شده است و نيروهاي فدايي صدام آماده هستند تا عليه نيروهاي متجاوز آمريکا دست به عمليات انتحاري بزنند. (10)  

اما، گام بعدي سناريوي جنگ نفت نيز همانند گام قبلي آن يعني 11 سپتامبر، با نکات جالب توجه و هوشيار کننده زيادي همراه است. جنگي که احتمال مي رفت بيش از شش ماه به طول بيانجامد و تبليغات رسمي دولت صدام و فضاسازي جهاني غربيان نيز به آن دامن مي زد، پس از توقفي کم مدت در مناطق جنوبي عراق بدليل مقاومت هاي پراکنده مردمي، در طول مدت سه هفته به پايان رسيد و ارتش اشغالگر با دور زدن مناطق جمعيتي و پرهيز از ورود اوليه به آنها، به سمت مرکز عراق به حرکت خود ادامه داد. ارتش صدام، طي سه هفته حمله نظامي آمريکا و انگليس به عراق، به معناي واقعي نجنگيد. هيچ پروازي از جنگنده هاي هوايي و بمب افکن ها و حتي بالگردهاي عراقي ديده نشد. بمب گذاريها نيز اتفاق نيفتاد و به جز دو مورد عمليات انتحاري که احتمالاً اقدام شخصي بود، عمليات ديگري ديده نشد. (11)  

ارتش صدام، مرحله به مرحله بدون انجام هرگونه عمليات مقاومت جدي، با دستور عقب نشيني به سمت عمق خاک عراق مواجه مي گشت و بالگردهاي ارتش اشغالگر بدون هرگونه مزاحمت و با آزادي کامل، بر مناطق مختلف عراق به پرواز درآمده و به هلي برن نيرو و تجهيزات مشغول بودند. از ارتش سنگين صدام که عمدتاً روي شانه هاي تجهيزات زرهي خود جابجا مي شد، کمتر از 200 دستگاه تانک منهدم شد. اين درحاليست که هيچ ارتشي در نصاب اندازه نيروي زميني صدام، با مورد هدف قرار گرفتن ده برابر اين تعداد از خودروهاي زرهي خويش، از کار نمي افتد. اخباري نيز دال بر اعدام فرمانده پدافند هوايي عراق به دست صدام، به گوش مي رسد. اينگونه گفته مي شد که وي قصد داشته است تا سيستمهاي پدافندي عراق را عليه اشغالگران به کارگيرد.  

سياست رسانه اي صدام به نحوي تنظيم شده بود که امکان هيچگونه اطلاع رساني از داخل عراق وتحولات واقعي صحنه نبرد جز اطلاع رساني وزير اطلاع رساني صدام، سرتيپ سعيد الصحاف -که به چوپان دروغگو در ميان منابع خبري ايراني مشهور شد– ممکن نبوده تا صحنه در اختيار رسانه هاي غربي قرار داشته باشد. خود صحاف نيز هميشه صحنه نبرد را بر اساس همان سناريو تعريف کرده و سيستمهاي خبري را به خود مشغول مي کرد تا کسي متوجه نمايشي بودن صحنه نگردد. اين امر در ديد ناظران خبري، به بي اطلاعي يا کم تجربگي دولت صدام در استفاده از قدرت رسانه ها براي به چالش کشيدن اشغالگران تعبير شد.(12) در حاليکه از ابتدا نيز بنا نبود چنين اتفاقي رخ دهد! از سوي ديگر، پنتاگون نيز با اعمال کنترل از نزديک روي منابع خبري، امکان کنترل و هدايت حداکثري اخبار در مسير از پيش تعيين شده را فراهم نمود و به عبارتي دفاتر خبري پنتاگون و دفتر وزير اطلاع رساني صدام دقيقاً در مسير سانسور و يکپارچه سازي خروجي خبرها در مسير مورد علاقه آمريکا حرکت مي کردند.  

و در پايان، شهر بغداد با کمترين مقاومت ممکن به تصرف نيروهاي اشغالگر در آمده و رسانه هاي خبري جهان زماني به خود آمدند که ارتش امريکا را در حال پايين کشيدن مجسمه صدام در بغداد مقابل دوربينهاي خود مشاهده نمودند. سعيد الصحاف خود را به نيروهاي آمريکايي معرفي کرد اما آنها از بازداشت وي خودداري کردند!! نماينده صدام در سازمان ملل متحد نيز با حالتي عصبي به دوربينهاي خبرنگاران مقابل منزل خود گفت: The Game was ended! . تسليحات انفرادي، تجهيزات سنگين و نيمه سنگين، موشکها و قبضه هاي آتشبار ارتش صدام، نو و سالم و به کارگيري نشده، زير اماکن مختلف و پلهاي بزرگ عراق رها شده بود. خبرهاي ويژه از جداسازي کامل و انبارشدن قطعات هواپيماهاي شکاري صدام در انبارهاي نيروهاي هوايي عراق حکايت داشت. از نيروهاي فدايي صدام، جيش الشعبي و ارتش قدس نير خبري نبود. آمريکا باز نسخه اي از سناريوي 11 سپتامبر را با حيله گري هرچه تمامتر به اجرا گذاشته بود و اين بار، بجاي بن لادن، اين صدام بود که بدون وجود او امکان اجراي اين سناريو ممکن نمي گشت. 

ادامه دارد


 
آمريکا خبر دارد که سر کار رفته ؟
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

زیاده عرضه نیست. عکس را ببینید

میگم آمریکا خبر داره چه جور رفته سر کار ؟


 
به اجازه چه کسی ملاقات کرديد ؟
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

سندی کوچک از سرسپردگی بزرگ پهلوی ، خارج شده از میان خروارها سند اینگونهء ساواک

خلاصه ء سند : با اجازه چه کسی ملاقات کردید ؟ حالتون رو جا می آرم !


 
خودافشايي اعضاي خانه عنكبوت : من اطلاعاتيم ، تو اطلاعاتيي ، اون اطلاعاتيه !
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

دعواهاي دروني جناح مدعي اصلاحات سبب شده تا عناصر اطلاعاتي آنها در خارج از كشور، طي اقداماتي انتحاري، سوابق اطلاعاتي و جاسوسي روزنامه نگاران اصلاح طلب را افشا كنند. چندي پيش ، حسين درخشان  كه مديريت فني روزنامه اينترنتي مشاركت با نام «روز آن لاين» را به عهده دارد، پرده از نقش جديد حسين باستاني (عضو سابق بولتن محرمانه رئيس جمهور سابق) با انجمن امنيتي «گويا» برداشت و افشا كرد كه اصلاح طلبان شركتي را زير نظر اين انجمن به نام «ايران گويا» در فرانسه ثبت كرده اند. در تازه ترين اختلافات دروني اصلاح طلبان، اين وبلاگ نويس كه اكنون براي دومين بار ميهمان روزنامه نگاران جاسوس در اسرائيل است، نوشته عناصر مدعي اصلاحات سايت «گذار» را تاسيس كرده اند. 

سايت گذار وابسته به سازمان خانه آزادي (Freedom House) است كه با بودجه مخفي مشترك وزارت خارجه آمريكا و هلند اداره مي شود. جيمز ولسلي رئيس سابق سازمان سيا، رئيس هيئت مديره خانه آزادي بوده است و ايرانيان فراري اي چون آذر نفيسي (از طرفداران جنگ آمريكا عليه ملت ايران) در هيئت مديره اين سازمان آمريكايي حضور دارند. طرح واره و طراحي وب سايت «گذار» نيز برگرفته از لوگو و گرافيك سايت خانه آزادي است و اولين مقاله آن هم ترجمه مقاله اي از سايت اين سازمان جاسوسي مي باشد كه در آن از انقلاب نارنجي اوكراين تجليل شده است. 

رويا طلوعي، عباس معروفي، سينا مطلبي و... از روزنامه نگاران فراري و همكار با سايت امنيتي «گذار» هستند و زير نظر شوراي سردبيري سايت «روز آنلاين» فعاليت مي كنند. شوراي سردبيري روزنامه اينترنتي اصلاح طلبان را عيسي سحرخيز، مصطفي تاج زاده ، احمد زيدآبادي ، نوشابه اميري، هوشنگ اسدي تشكيل مي دهند و حسين درخشان مديريت فني اين دو سايت را برعهده دارد. 

گفته مي شود افشاگري عناصر امنيتي اصلاح طلبان براي سهم خواهي بيشتر آنها پيرامون بودجه مخفي است كه وزارت خارجه كشورهاي آمريكا و هلند براي گسترش رسانه هاي برانداز و تحقق اهداف «ناتوي فرهنگي» اختصاص داده اند. اين رخدادها در حالي است كه ماشاالله شمس الواعظين (از گردانندگان حلقه منحله كيان) گفته است كه ما با استفاده از همه امكانات رسانه اي بايد تجديدحيات كنيم، اما عنصر فني- امنيتي آنها كه پول هاي كلان تري از اسرائيل و موسسه جاسوسي ممري (زير نظر ايگال كامرون، افسر سازمان موساد) براي پروژه اي دريافت كرده مي گويد كه سال هاي كار كردن مجاني براي مشاركت و... تمام شده و شماها بايد پول خرج كنيد و بودجه ها را براي عيش و نوش به جيب نزنيد. 

دبيركل حزب اصلاح طلبان كه ناظران سياسي آن را حزب وبلاگ نويسان مي دانند، چندي پيش گفته بود كه اصلاح طلبان اختلاف دروني ندارند و ما راه خود را در انتخابات شوراها پيدا كرديم. ناظران سياسي مي گويند مهمترين حزب مدعي اصلاحات با رويگرداني مردم از آنها، اكنون تنها هواداراني در ميان برخي وبلاگ نويسان دارد و حدش به جايي رسيده كه بلاگرهاي هرزه نگار جرات يافته اند تا روابط سياسي، امنيتي آنها را افشا كنند! 

گفتني است ، 3 سال قبل روزنامه كيهان طي يادداشتي با عنوان «خانه عنكبوت» از روابط پشت پرده اين شبكه و پيوندهاي داخلي و خارجي آنها پرده برداشته بود .


 
از اين گدا ، تا اون گدا !
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

«عليرضا جباري» از اعضاي سابق حزب منحله توده و «كانون نويسندگان ايران» در مقاله اي با عنوان «آسيب شناسي اتحاد»، با اعتراف به «شرايط بغرنج پراكندگي و واگرايي» فعالان سياسي اپوزيسيون، پيشنهاد داد كه براي «استحاله دروني نظام» و براندازي نرم جمهوري اسلامي ايران بايد از ظرفيت اصلاح طلبان، داخل كشور بهره گرفت. وي كه سال 2831 به سبب رسوايي اخلاقي و امنيتي از ايران گريخت، در هنگام تحمل كيفرش در زندان نمك گير هياهوي روزنامه ها و سايت هاي زنجيره اي اصلاح طلبان براي آزادي اش شد.  

اين عضو كانون نويسندگان كه سرانجام با وساطت عليرضا شيراني (برادر زنش) توانست در يك نشريه محلي در تورنتو كار گير بياورد، در تقسيم بندي خود از نيروهايي كه پتانسيل دگرگوني نظام را دارند، از جبهه دموكراسي و حقوق بشر كه زيرنظر يك كانديداي شكست خورده اصلاح طلب در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري است، به عنوان اصلي ترين احزاب در پروژه براندازي نظام ياد كرده است.  

گفتني است عليرضا جباري در ايران با همراهي برخي توده اي- ساواكي هاي سابق و اصلاح طلبان حاضر (همچون محمد باقر صميمي، مديرمسئول كنوني ماهنامه رونا) براي اغفال دختران و پسران تورهاي سياحتي- تفريحي به شهرهاي شمالي كشور برگزار مي كرد و به توصيه يكي از نويسندگان اينترنتي بنام اميد معماريان و عضو سابق شوراي سردبيري يكي از روزنامه هاي مدعي اصلاحات پس از تشكيل تيم ها و گروههايي مختلط و علاقمند كردن آنها به همديگر، از ميان آنان براي حلقه هاي اينترنتي و NGO ها عضوگيري مي نمود.


 
تئوريسين نئوكان آمريكايي : آمريكا منزوي تر از هميشه است
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

فرانسيس فوكوياما ، نئوكان آمريكايي : هزينه نظامی آمريکا در حال حاضر برابر است با هزينه نظامی کل جهان. بنابراين جای اين سوال وجود دارد که چرا چنين قدرتی نتوانسته بعد از چهار سال و هزينه کردن حدود پانصد ميليارد دلار و کشته شدن شمار زيادی از آمريکائيان، صلح ؟! را به کشوری کوچک مانند عراق بازگرداند و حتی آن را کمی به سوی دموکراسی ]البته از نوع آمريكايي !![ پيش ببرد؟ 

.

فرانسيس فوکوياما تئوريسين ژاپني الاصل امريكايي در كتاب "پس از نومحافظه كاران" كه چكيده اي از آن در روزنامه گاردين به چاپ رسيده است، به تشريح تحولات پديدآمده پس از حملات امريكا به افغانستان و عراق پرداخته و موقعيت فعلي ايران و امريكا و پاشنه آشيل هاي امريكا در حمله به ايران را بررسي مي نمايد. وي در پاسخ به پرسش فوق مي افزايد: يک پاسخ می تواند اين باشد که ماهيت سياست بين المللی در اولين دهه قرن بيست و يکم تغييرات مهمی کرده است.  

.

مکتب نظامی آمريکا تاکيد دارد که برای شکست دشمن بايد او را به طور ناگهانی و قاطعانه با اقدام بزرگ نظامی مواجه کرد. اما در دنيايی که شورشيان و شبه نظاميان به طور نامرئی در ميان مردم عادی مستقرند ] بخوانيد : همان مردم هستند ! [ ، استفاده از قدرت نظامی در ابعاد بزرگ تقريبا هرگز کارآيی ندارد - چون همان مردمی را فراری می دهد که قرار است مخالف شورشيان (!!)‌ باشند. ]اما حيف كه نيستند ![ .

 

در مقابل، مبارزه موفق مبارزه ای است که جايگاه اهداف سياسی را بالاتر از اهداف نظامی قرار می دهد و تاکيد آن بر تسخير احساس و اذهان مردم است و نه تسلط با تاکتيک های غافلگيرانه نظامی. جتتي ميگي ؟ مردم كه با شما موافق بودند چي شدي به مخشوري نياز پيدا كرديد ؟! [ 

.

دومين درس تحولات پنج سال گذشته اين بوده که استفاده از اقدامات نظامی پيشگيرانه نمی تواند الگويی دراز مدت برای ممانعت از گسترش جنگ افزارهای هسته ای باشد.جورج بوش، رييس جمهور آمريکا، با آغاز جنگ در عراق اين نظريه را دنبال می کرده که جنگ پيشگيرانه عليه عراق به کشورهايی که به مرز دستيابی به جنگ افزارهای هسته ای نزديک می شوند نشان می دهد اين گونه فعاليت ها چه هزينه ای دارد. اما، اجرای اين نظريه نتيجه ای برعکس برای آمريکا داشته: اين دست از کشورها متوجه شده اند که قدرت متعارف آمريکا تاثير کمی در جلوگيری از گسترش جنگ افزارهای هسته ای دارد و اگر کشوری بتواند از اين مرز عبور کند در واقع احتمال بروز جنگ پيشگيرانه کاهش می يابد.

.

آخرين درس از اقدام نظامی عليه عراق اين بوده که دولت کنونی آمريکا در اداره روز به روز سياست های خود در مورد عراق ناتوانی زيادی نشان داده است. يکی از اين ناتوانی ها ضعف دولت بوش در دنبال کردن اهداف بلندپروازانه اش بوده است.  در حاليکه آمريکا حدود سه سال پيش ( ژوئن 2004) با موفقيت توانست اختيارات حاکميت عراق را به يک دولت عراقی منتقل کند ]كدام اختيارات ؟![ و همچنين شش ماه بعد از آن انتخابات سراسری در اين کشور برگزار شد ]بدون توجه به كمك جدي ايران براي اين امر كه مورد اعتراف رئيس جمهور عراق هم قرار دارد ! – اين نوع سانسورگري واقعيات ، از اخلاقيات نئوكانهاي حاكم بر آمريكا است  [ ، در آموزش ارتش عراق، انتصاب سفرا و از همه مهم تر در بازخواست مقاماتی که در عراق بد عمل کرده اند، شکست خورده است.  

.

درک نکردن درسهايی که ذکر شد، در بحث های نومحافظه کاران آمريکا در مورد قدرت ايران در منطقه خاورميانه و برنامه هسته ای اين کشور، مشهود است.  ايران در حال حاضر چالشی بزرگ برای آمريکا و متحدانش در منطقه است. برخلاف القاعده، ايران نه يک شبکه بلکه يک کشور است که (برخلاف عراق) تاريخی پرقدمت دارد ] ايشان حتي با تاريخ خاورميانه و بي نالنهرين هم آشنايي ندارد آنوقت فرضيه پايان تاريخ را تدوين مي كند! بين النهرين ، عراق امروزين ، درست به اندازه ايران داراي قدمت تاريخي است [ و به خاطر افزايش قيمت نفت مملو از امکانات گوناگون است؛ حکومتی اسلامی و افراطی بر اين کشور حکومت می کند که - به ويژه پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد - خط مشی ناشکيبا و تهاجمی در پيش گرفته است. 

.

تقريبا واضح است که ايران عليرغم انکار اين موضوع، به دنبال جنگ افزارهای هسته ای است؛ ] اين هم يكي از ادعاهاي خسته كننده ، ملال آور و هميشگي نئوكان هاي كاخ سفيد [ کشوری که دارای يکی از بزرگترين ذخائر نفتی جهان است می گويد به انرژی هسته ای برای مصارف غيرنظامی نياز داردو اين گفته منطقی نيست. ]مگر آمريكا خودش نفت ندارد ؟[  آنچه منطقی است اين است که ايرانی ها تصور کنند در صورت داشتن بمب اتمی از امنيت بيشتری برخوردارند. ] ما بدون بمب اتم ، چه مشكلي پيدا كرده ايم كه براي حل آن به بمب اتم محتاج شده ايم ؟ آنهم مشكلي كه توسط بمب اتم قابل حل باشد! اين ، دقيقا يك نمونه واضح از ادبيات امنيتي آمريكا است. آمريكاييان حاكم بر كاخ سفيد همه را بمانند خود مي ببنند. جالب آنجا است كه شوروي ، امكانات اتمي بسيار بهتري نسبت به آمريكا داشت و بقول نيكسون از امكان اتمي ضربه پيدستانه اتمي در مقابل آمريكا برخوردار بود ، اما در جنگ فرهنگي وسياسي فروپاشي كرد [ 

 

برشمردن موانع بر سر راه مذاکرات هسته ای با ايران آسان است اما تعيين راهی ديگر برای حل اين بحران آسان نيست.  استفاده از اقدام نظامی عليه ايران جالب به نظر نمی رسد. آمريکا در وضعيتی نيست که به کشوری ديگر حمله نظامی و آن را اشغال کند، به خصوص کشوری که سه برابر عراق مساحت دارد. ] قابل توجه برادر سردار دكتر محسن رضايي [چنين حمله ای بايد از طريق هوا صورت بگيرد که به تغيير حکومت و نهايتا متوقف کردن برنامه تسليحات اتمی اين کشور نخواهد انجاميد. در همين حال، اطمينانی نيست که اطلاعات آمريکا در مورد تاسيسات هسته ای ايران بهتر از اطلاعات اين کشور در زمان حمله به عراق باشد. ] به عبارت ديگر ،آمريكا نمي داند به كجا بايد حمله كند ! شايد هم به اين معنا كه پس فردا دوباره از ما نپرسيد بگوييم پس كو سلاح اتمي ! [ حمله هوايی همچنين به احتمال زياد باعث افزايش حمايت از حکومت ايران خواهد شد نه سقوط آن و همچنين باعث تحريک حملات عليه اهداف آمريکايی و متحدانش در سراسر جهان خواهد شد . 

.

دولت آمريکا در حمله نظامی به ايران منزوی تر از زمانی خواهد شد که قصد داشت به عراق حمله کند و اسرائيل تنها کشوری خواهد بود که به يقين با آمريکا در اين تصميم متحد خواهد شد.  

.

با اين حال، هيچ يک از اين نگرانی ها و همين طور وضعيت در عراق نتوانسته نومحافظه کاران آمريکا را از حمايت از حمله نظامی به ايران منصرف کند. برخی از آنها اصرار دارند که ايران خطری بزرگتر از عراق است. آنها فراموش کرده اند که حمايت بی شائبه آنها از حمله به عراق علت کاهش اعتبار آمريکا و توانايی اين کشور در دست زدن به اقدامی شديد عليه ايران شده است.  

.

شايد همه آنچه در مورد حاکميت ايران گفته می شود درست باشد: احمدی نژاد هيتلر جديد باشد؛ ] نئوكان بازي افراطي آقاي فوكوياما ! احمدي ن‍ژاد هيتلر است وآمريكا هم ناجي جهان از هيتلر !!! :)) [ ايران در چنگال افراط گرايان مذهبی است؛ و "تمدن" غرب با خطر روبروست. ]...! [ اما، من فکر می کنم دلايلی وجود دارد که غرب بايد وحشت کمتری داشته باشد.  

.

هرچه باشد ايران دارايی هايی دارد که بايد از آنها دفاع کند؛ طبيعی است که قدرت بازدارندگی ساير کشورهای برخوردار از جنگ افزارهای اتمی بايد بتواند از خطرات احتمالی اين کشور جلوگيری کند؛ در عين حال ايران قدرتی منطقه ای و نه جهانی است؛ در گذشته اهداف ايدئولوژيکی افراط گرايانه ای را اعلام کرده اما وقتی منافع ملی اش در خطر بوده به ندرت در اين زمينه اقدام کرده است؛ و به نظر می رسد که روند سياست گذاری اين کشور نه يکپارچه است و نه کاملا در دست افراط گرايان. 

.

اما، آنچه من در باره نحوه استدلال نومحافظه کاران آمريکا در مورد ايران قابل توجه می دانم تفاوت کم آن با استدلال هايی است که آنها پيش از جنگ، عليه عراق به کار می بردند. نومحافظه کاران آمريکا عليرغم تحولات مهم پنج سال گذشته در عراق و ناکامی سياست های شان در اين کشور همچنان با همان لحن و فرضيات برای حمايت از اقدام نظامی عليه ايران استفاده می کنند. شايد تفاوتی که اين بار با گذشته دارد تمايل مردم آمريکا به گوش کردن به اين گونه استدلال ها باشد. ] راست مي گي ! خصوصا با هماهنگي وي‍ژه و جديدي كه ميان كاخ سفيد و كنگره در حال حاضر وجود دارد !!!! نه ؟!!! :)) [


 
چگونه یک جنگ راه بیاندازیم؟
ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
نگاهی از درون وبلاگستان آمریکایی به بوش و دولت او :
.
تصور کنید که می خواهید یک جنگ راه بیاندازید. مهم نیست که چرا می خواهید این کار را بکنید. شاید می خواهید توجه عمومی را از عملکرد فاجعه بارتان در مدیریت نبرد قبلی منحرف کنید. ممکن است تصمیم داشته باشید ماموریت الهی خود درباره تغییر شکل خاورمیانه و آغاز آخرالزمان را به اتمام برسانید. اصلا شاید شما یک کند ذهن باشید. مهم نیست. اما اگر قصد این کار را دارید، آیا می توانید گام هایی که برای شروع آن لازم است را بشمارید؟

با محکوم کردن مخالفتان به خاطر مشکلاتی که برای شما بوجود آمده است
چطورید؟ حتی اگر بدانید او به هیچ وجه یا در بیشتر موارد مسئول این مشکلات نیست.
 
صدور اجازه کشتار اتباع مخالفتان چطور است؟

به تجاوز به حریم دیپلماتیک او و به اسارت گرفتن مقامات رسمی که به دعوت دولت محلی در آنجا کار می کنند، فکر کرده اید؟

افزایش نیروهای نظامیتان در کنار دروازه های رقیب،
گسیل کشتی های جنگی بیشتر به آبهایش و تشدید ادبیات تنش زا را که فراموش نکرده اید؟

فکر می کنید این مقدمات کفایت کند؟ افراد زیادی چنین فکر می کنند. از جمله این افراد نخست وزیر عراق نوری مالکی است که از تبدیل عراق به محل منازعه تهران و واشینگتن
در هراس است :
"ما به آمریکایی ها و ایرانی ها گفته ایم: 'ما می دانیم شما با هم مشکلاتی دارید اما از شما می خواهیم که این مشکلات را بیرون از عراق حل کنید.
موارد ترسناک تری هم به چشم می خورد؛ صداهایی که از شروع جنگ ایران و آمریکا به خاطر حوادث کوچک صحبت می کنند. تعدادی از این صداها از داخل نیروهای ارتش آمریکا می آید:

"با تشدید لحن طرفین نسبت به همدیگر، یک مقام نظامی آمریکا در خلیج فارس اظهار می دارد که تنش ایران-آمریکا در حال حاضر شبیه وضعیت اروپا قبل از جنگ جهانی اول است؛ در آن زمان ترور یکی از شاهزادگان اتریشی جرقه جنگی را زد که یک قاره را در گرداب خود فرو برد. در حال حاضر نیز یک رویداد کوچک می تواند آن واقعه را تکرار کند".
 
باید متشکر باشیم که ایران چنین شاهزاده ای ندارد، اما ترس من از این است که دولت بوش در حل این مساله و پیدا کردن جایگزینی برای آن مشکلی نخواهد داشت. روند کنونی افزایش تنش ها می تواند به چیزی بسیار سخت تر و مرگبار تر از جنگی ختم شود که اکنون در عراق شاهدش هستیم.
.
به نقل از استاور، پالیتیکال کرتکس با تشکر از سایت الف .

 
اقتصاددانان مجلس هفتم : بودجه ۸۶ از بسياري جهات مثبت است.
ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

يك عضو كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي تأكيد كرد: خوشبختانه توجه به ايجاد اشتغال، مسكن روستاها، آب روستاها و اين‌كه بايد كاري كرد كه روستاها و شهرهاي كوچك دلگرم شوند و مسأله مهاجرت گسترش نيابد، در لايحه بودجه 86 ديده شده است. وي افزود: آنچه از طريق رييس جمهور تقديم شد؛ تغييرات مثبتي را در اعداد و ارقام نشان مي‌داد به گونه‌اي كه بودجه جاري را 35 هزار ميليارد ريال در نظر گرفته بودند كه 25 هزار ميليارد ريال هم از سقف بودجه جاري و هم نسبت به سال 1385 كاهش داشته است.  

مصباحي‌مقدم با بيان اين‌كه كاهش بودجه بايد به معناي انضباط مالي دولت و كاهش هزينه‌هاي غيرضروري باشد، گفت: تا اينجا اين ارقام مثبت تلقي مي‌شود و اميد مي‌رود كه طي سال‌هاي آتي هم اين روند استمرار يابد.  

اين عضو كميسيون اقتصادي با اشاره به بودجه عمراني، از اندك افزايش آن نسبت به سال گذشته خبر داد و گفت: اين روند نيز مثبت تلقي مي‌شود، زيرا نسبت بودجه عمراني به جاري همچون سال گذشته افزايش داشته است.  

وي با اشاره به گفت‌وگوهاي بين صاحبنظران مجلس شوراي اسلامي با وزراء و معاون اول رييس جمهور در خصوص كاهش رقم قيمت هر بشكه نفت از 45 دلار به 7/33 دلار گفت: اين كاهش اقدامي بسيار مثبت بود، چرا كه از نظر قيمت بين‌المللي نفت، اين قيمت را رو به كاهش و در عين‌حال طرح‌ها و نقشه‌هاي دشمن قسم خورده نظام جمهوري اسلامي ايران در راستاي كاهش قيمت بين‌المللي نفت براي تحت فشار قرار دادن ايران را نقش بر آب مي‌بينيم.  

مصباحي‌مقدم به افزايش حداقل دستمزدها با نرخ رشد بالاتر و افزايش حداكثر دستمزدها با نرخ بسيار كمتر در بودجه 86 نيز اشاره كرد و گفت: اين اقدام هم به سمت اجراي عدالت حركت مي‌كند. زيرا متأسفانه سقف دستمزدها نسبت به كف هم‌اكنون چند ده برابر است و نيازمند رفع فاصله سقف و كف است كه در لايحه مديريت خدمات كشوري نيز ديده شده است.  

به گفته‌ي وي، در لايحه پيشنهادي، دولت حداقل دستمزدها را با رشد بالاتري حدود 40 درصد افزايش داده و حداكثر دستمزدها را نيز كه بيش از 5/1 ميليون تومان است با نرخ كمتر و در مواردي هم ثابت گذاشته است. وي معتقد است كه اين نگاه، نگاهي عدالت‌محور است كه مي‌تواند حقوق‌هاي بالا را به ديگر افراد نيز اختصاص دهد. نماينده‌ي مردم تهران در پايان خاطرنشان كرد: لايحه بودجه 86 از بسياري جهات مثبت است اما اظهارنظر دقيق‌تر در خصوص بودجه نيازمند بررسي بيشتر در مجلس است.


 
قدرت نمايي نوری المالكي در عراق
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

تحولات امنيتي كربلا، نجف، كاظمين و بغداد كاملا نشان دهنده آن است كه دولت نوري مالكي برخلاف تبليغات غربي ها، آمادگي فراواني دارد تا از يك سو عليه گروه هاي تروريستي با قاطعيت وارد عمل شود و از سوي ديگر مي تواند امنيت تجمعات بزرگ حتي در حد تجمع 5/1 ميليون نفري عزاداران حسيني در كربلا را تامين نمايد. 

ارتش و پليس عراق كه تحت امر نوري مالكي نخست وزير عمل مي كند، بعد از آن كه اطلاعات لازم را در مورد اقدامات تروريست هاي بعثي و القاعده عليه شهرهاي مذهبي شيعه در روزهاي تاسوعا و عاشورا دريافت كرد وارد عمل شد و توانست در يك عمليات قاطع و غافلگيركننده حداقل 500 نفر از اين نيروها كه در اطراف شهر نجف اشرف موضع گرفته بودند را به دام بياندازد و در اين ميان 300 نفر از آنان را به هلاكت برساند و حداقل 200 تن را دستگير كند و سپس عمليات خانه به خانه در منطقه «الزرگه» نجف به قصد دست يافتن به بقاياي شبكه مزبور را آغاز نمايد. 

عبدالحسين عبطان معاون استاندار نجف روز گذشته در گفت وگو با شبكه خبري العالم از طراحي نقشه دقيق تروريست ها به منظور وارد آوردن ضربه اساسي به شيعيان عراق و تعميق شكاف ميان جامعه شيعه و سني عراق پرده برداشت.وي گفت گروه تروريستي «جندالسماء» كه از اعضاي القاعده و بقاياي حزب بعث تشكيل شده است با قصد تصرف شهر نجف اشرف، اهانت به حرم مطهر اميرالمومنين عليه السلام، به شهادت رساندن مراجع تقليد شيعه و به شهادت رساندن افراد كاروان عزاداران حسيني كه عازم كربلا بودند از آغاز محرم به تدريج در اطراف شهر نجف موضع گرفتند و در نظر داشتند عمليات خود را در روزهاي تاسوعا و عاشورا به انجام برسانند. وي اضافه كرد: اين تروريست ها داراي مليت عراقي، افغاني و بعضي از كشورهاي عرب منطقه هستند و از حمايت هاي بعضي از كشورهاي عرب منطقه برخوردار بودند. 

كه در روز تاسوعاي حسيني انفجار يك بمب در يك مسجد شيعه در شمال شرق بغداد به شهادت 23 سوگوار حسيني و زخمي شدن 57 نفر ديگر از آنان منجر شده است. اين اقدام در روستاي «دورمندلي» نزديك شهر بلدروز انجام گرفته است. در روز تاسوعا يك اقدام تروريستي ديگري عليه عزاداران حسيني كرد عراق به وقوع پيوست و طي آن 11 نفر از عزاداران ابي عبداله الحسين به شهادت رسيدند با وجود اين دو عمليات كه 44 شهيد را در پي داشته است، محرم عبطان افزود: نيروهاي امنيتي دولت نوري مالكي با نفوذ در اين شبكه تروريستي توانستند اهداف، توانايي ها و برنامه عملياتي اين گروه را شناسايي كرده و به موقع عليه آنان وارد عمل شوند به گونه اي كه در عمليات ضدتروريستي نيروهاي ارتش و پليس عراق در روز هشتم محرم 70 درصد از توانايي انساني تروريست ها را نابود كرد و بطور صددرصد بر امكانات نظامي آنان دست يافت اين در حالي است كه در اين عمليات فقط 3 نفر از نيروهاي ارتش كشته شده و حدود 30 پليس عراق زخمي شده اند.

در اين بين «احمد دعويل» سخنگوي استاندار نجف از بازرسي خانه به خانه پليس و ارتش عراق در منطقه الزرگه و مناطق اطراف آن به قصد دست يافتن به بقاياي تروريست ها خبر داد. وي با تأييد خبر زخمي شدن سرتيپ عبدالكريم مصطفي رئيس پليس شهر نجف گفت تور اطلاعاتي- امنيتي ارتش و پليس دولت نوري مالكي به مرور گسترده مي شود و امكان اقدام تروريست ها تا حد زيادي از بين خواهد رفت. 

يك خبر ديگر حكايت از آن دارد سال 1427 به نسبت محرم سال هاي قبل عراق از آرامش مناسبي برخوردار بوده است و خبرگزاري هاي اروپايي از آرام بودن عراق در محرم امسال خبر داده اند. يك گزارش حاكي است كه در سال گذشته حداقل 250 نفر از شيعيان در عمليات هاي مختلف در شهرهاي مذهبي عراق به شهادت رسيده اند كه به نسبت 44 نفر شهداي سال جاري از آرامش نسبي خبر مي دهند. 

شهر مذهبي كاظمين كه مدفن مطهر حضرت امام موسي بن جعفر- عليه السلام- مي باشد و حدود 60 تا 70 درصد ساكنان آن را شيعيان تشكيل مي دهند و در سال هاي گذشته شاهد اقدامات تروريستي مخالفان اهل بيت عليه عزاداران حسيني بود، امسال تاسوعا و عاشوراي آرامي را تجربه كرد. در همان حال «عقيل الخزعلي» استاندار كربلا در مصاحبه با خبرگزاري فرانسه از تمهيدات ويژه پليس كربلا براي بازگشت توام با آرامش و امنيت كاروان هاي عزادار حسيني كه از مناطق مختلف عازم كربلا شده اند، خبر داد. «رحمان مشاوي» سخنگوي پليس كربلا نيز اعلام كرد كه شهر كربلا به طور كامل در كنترل است و 10هزار پليس امنيت كربلا را تامين كرده اند. وي افزود: در روز عاشورا حداقل 500 دسته عزادار از شهرهاي مختلف عراق وارد حرم حضرت ابي عبدالله- عليه السلام- شده اند.


 
زندگی با محرم و فرزند حسین (ع)
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

به موازات تهدیدات توخالی آمریکا و شورای باصطلاح امنیت و سایر هم پیمانان ، پروژه انتشار شایعات روانی ، در موسسات ستاد پنتاگون و روزنامه های عرب زبان صهیونیست طراحی و کلید خورده و در سایتهای مختلف داخلی و خارجی اجرایی شده و هم اکنون نیز با جعل خبر ساختگی کسالت،‌ بیماری و فوت رهبر معظم انقلاب اسلامی ،‌ به اوج خود رسیده است 

به زعم شایعه سازان ،‌ شرایط لازم برای انتشار ،‌گستراندن و پذیرش احتمالی پیام آنان در داخل کشور تمهدید شده و روحیات ، گرایشات و روانشناسی مردم ایران به آن واکنش مثبت نشان خواهد داد ، ‌لذا قرار است از هم اکنون با اشاعه و القای اینگونه شایعات غم آلود ،‌ نگرانی و اضطراب ،‌ واهمه و ترس ،‌ قبل از هرگونه تهدیدی عملی ،‌ سراسر فضای روانی جامعه اسلامی را دربرگیرد و با تضعیف روحیه مردمی و کنار گذاردن محور انسجام ملی ، ‌آرزوهای دیرینه بداندیشان صورت تحقق یابد. 

زهی خیال باطل ! 

روشن است که در این میان از یک نکته اساسی و همیشگی ، غفلت شده است و آن اینکه ، ‌ملت ما ملت محرم است و شاگرد مکتب عاشورا و از شهادت در راه مکتب نه تنها نمی هراسد بلکه به شهادت در رکاب حسین و حرکت حسینی عشق می ورزد و بسان امروز ، بارش تیرهای زهرآگین شایعه نمی تواند توان حرکت بسوی آینده روشن را از او سلب کند.

و اینگونه است ، ‌تا محرم زنده است.
محرم زنده است ، ‌پس از هزار و چهارصد سال ،
و خیمه حسین نیز پابرجا و آنان ، ‌آرزوهای دیرینه را ، بازهم بگور خواهند برد

از وبلاگ سبوی شکسته بقلم : علی اشرف

در حاشیه :‌

تصاویر زیبای مراسم بیت رهبری شنبه را از دست ندهید . تا کورشود هرآنکه نتواند دید


 
نگاهی به اظهارات كارشناسي؛ از بودجه 85 تا بودجه 86
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بحث بر سر كارشناسي بودن يا غيركارشناسي بودن سياست‌گذاري ها و انتخاب هاي دولت نهم از بدو آغاز به كار آن از اصلي‌ترين اتهاماتي بود كه روزانه از سوي روزنامه‌ها و تريبونهاي مختلف تبليغ مي‌شد.  

جريان سياسي‌اي كه سعي مي‌كرد با زور تحركات و عمليات ژورناليستي، برچسب «غيركارشناسي بودن» را بر پيشاني دولت نهم بچسابند، پس از ارائه‌ي لايحه‌ي بودجه‌ي 85 از سوي دولت و ورود آن به معرض بحث هاي گسترده‌ي سياسي و اقتصادي در مجلس، جان تازه‌اي گرفت؛ از آن جا كه اين جريان سياسي رسانه‌اي وابسته به كانون هاي اصلي قدرت ـ ثروت است و بازوي رواني رأس اين كانون در جامعه را تشكيل مي‌دهد به سرعت توانست بحثهاي كارشناسي در مورد بودجه كه بنابر روال سالهاي گذشته در فضاي نقد اقتصادي صورت مي‌گرفت را به موضوع  سياسي روز تبديل كند و با تحريك نمايندگان و كارشناسان، گردابي از هجمات سياسي و نه نقد اقتصادي عليه دولت را ايجاد و آن را به بهانه‌ي غيركارشناسي بودن تا مرز برگداندن لايحه بودجه به دولت از سوي مجلس، مديريت كند.  

محور تمامي اظهارنظرهاي صورت گرفته در آن روزها، تورم‌زا بودن لايحه ي تقديمي دولت به مجلس بود. پيشنهاد دولت جهت افزايش بودجه‌ي عمراني طرحهاي نيمه تمام تا مرز 12500ميليارد تومان كه در قالب بند «واو» از تبصره‌ي لايحه‌ي بودجه ارائه شده بود به كانون اظهارنظر مخالفين تبديل شده بود.  

در اولين اظهارنظرها، صفدرحسيني وزيراقتصاد دولت خاتمي در اظهارنظري عجيب با توجه به لايحه‌ي بودجه ارائه شده، ادعا كرد که در شهريورماه! 85، نرخ رشد نقدينگي بي‌سابقه‌اي گريبان اقتصاد ايران را خواهد گرفت و تورم لجام گسيخته دامن‌گير اقتصاد داخلي خواهد شد.  

از سوي ديگر رجب مزروعي كه تا آن زمان تنها به اظهارنظر از جايگاه اپوزيسيون نظام مي‌پرداخت و سعي مي‌كرد كمتر درباره‌ي مسائل اقتصادي سخن به ميان‌آورد، در مصاحبه با يكي از سايتها، ‌پيش‌بيني كرد در صورت تصويب لايحه‌ي بودجه دولت، وابستگي دولت به درآمدهاي نفتي تا 90% افزايش يابد. نقدينگي رشد50درصد بيابد و تورم 30درصدي در انتظار اقتصاد ايران خواهدبود.  

اظهارنظرهاي سياسيون به رجب مزروعي متوقف نماند و سخنگوي سابق دولت، رمضانزاده،‌ در اظهارنظر مضحكي خبر از تورم 30 تا 40درصدي تا آخر فروردين(!) 85، در صورت تصويب لايحه بودجه دولت داد. وي با بيان اين نظريه كارشناسانه، به دولت نسبت به انجام كارهاي غيركارشناسي(!) هشدار داد.  

از سويي ديگر در ميان چهره هاي اقتصادي مجلس هفتم كه اغلب از جرگه‌ي اصولگرايان نيز بودند، انتقادات بسيار تندي به دولت به دليل ارائه اين لايحه‌ي بودجه صورت پذيرفت كه جريان رسانه‌اي وابسته به كانون هاي قدرت و ثروت نيز با بزرگنمايي آنها، سعي نمودند دولت را در برابر اجماعي از نظرات كارشناسي اقتصاددانان، سياسيون، رسانه‌ها و نمايندگان مجلس نشان دهند و دولت نهم را از حيث كار كارشناسي، دچار ضعف منحط و نزد كارشناسان منزوي نشان دهند.  

در اين ميان غلامرضا مصباحي مقدم در مصاحبه‌اي با بيان جملاتي بسيار تند، بودجه‌ي ارائه شده را به شدت تورم زا دانست و احتمال داد، نرخ تورم در سال 85 از 5/13 درصد به 5/33 درصد برسد.  

احمد توكلي، اقتصاددان و رئيس مركز پژوهشهاي مجلس- كه البته به اين واسطه انتظار مي‌رفت اظهارنظرهاي واقعي‌تري ارائه دهد- در سخنان خود در صحن علني، مدعي شد لايحه‌ي بودجه‌، ايران را همانند سال 52 به بعد، به سمت يك انفجارتورمي سوق مي‌دهد. وي با مقايسه‌ي وضعيت كشور در سال 85 با دوره‌ي گذار دهه‌ي چهل به پنجاه گفت كه ممكن است همانند همان دوره، نرخ تورم 4 تا 5 برابر! شود. وي در ادامه با اشاره به ريشه و نتايح بيماري هلندي در اقتصادهاي نفتي و گازي، مدعي شد كه لايحه‌ي بودجه‌ي 85 دولت به دليل افزايشي كه در بودجه‌ي عمراني دارد اولاً قابل جذب نيست و ثانياً موجب تورم شديد در كشور مي‌شود. همچنين مفتح، مخبر وقت كميسيون تلفيق در اظهارنظر جداگانه اي اعلام كرد كه كميسيون مذكور نگران وقوع تورم 30% در كشور است. 

در اين ميان البته رسانه‌هاي مكتوب و اينترنتي نيز به نوبه‌ي خود به اظهارنظرهايي در مورد آينده‌ي تورمي اقتصاد كشور پرداختند. مدير مسئول مستعفي يك سايت خبري كه خود را «كارشناسي اقتصادي» ناميده بود و تاكنون در طول 18 ماه فعاليت نهم، انواع تخريبها و تهمتها عليه شخص رئيس‌جمهور و دولت نهم را پشتيباني كرده است ادعاي اقتصادي جالبي كرد. نويسنده‌ي اين مطلب با اشاره به ادعاي كارشناسان اقتصادي طيف دوم خرداد كه معتقد بودند تورم در سال 85 با لايحه‌ي بودجه دولت به 70 درصد(!) مي‌رسد از سويي، و استناد به سخنان برخي كارشناسان طيف اصولگرايان مجلس كه تورم سال 85 را 30 درصد(!) دانسته بودند، به نتيجه‌گيري جالبي پرداخت: «بنابراين مي‌توان نرخ تورم را حدود 50درصد برآورد كرد...» 

نویسنده مذکور در ادامه با اشاره به تثبيت نرخ 15درصد تورم در سالهاي 83 و 84 پيش‌بيني كرد كه قيمتها در سال 85 با روندي مضاعف (2 برابر) افزايش قيمتها در سال 84، افزايش خواهد يافت. وي در ادامه نتيجه گرفت كه به همين علت، دولت نهم با كار غيركارشناسي خود (كه ف. ص آن را كشف كرده است) منابع كشور را به حراج گذاشته است، ركود بي‌سابقه‌اي در كشور ايجاد خواهد كرد و ...  

مدير مسئول مستعفي اين سايت مانند ساير اظهارنظرهاي كارشناسانه (!) خود، نتيجه‌ي جالب ديگري نيز گرفت: «از سال 63 تاكنون هيچ بودجه‌اي بيگانه‌‌تر از بودجه‌ي سال 85 با امنيت ملي و شرايط جهاني و منطقه‌اي كشور ارائه نشده است...». اين نويسنده كه عليرغم ادعاي كارشناسي اقتصاد در تمامي مسائل سياسي داخلي و خارجي هم به اظهارنظر كارشناسانه (!) مي‌پردازد همچنين پيش‌بيني كرد كه در سال 85 نرخ بهره بانكي به بالاي 20درصد افزايش خواهد يافت. 

اما از سوي ديگر كارشناسان دولتي نظر ديگري داشتند كه برآن پاي مي‌فشردند. آنان بيان مي‌كردند كه افزايش هزينه‌هاي عمراني برعكس اظهارنظر كارشناسان و سياسيون منتقد بودجه در جهت كاهش تورم و رشد توليد و تأمين همزمان دو دغدغه‌ي كاهش تورم و بيكاري است. استدلال كارشناسان دولتي بر اين اصل استوار بود كه يقيناً تبديل دارايي‌ها به طرح‌هاي عمراني و سرمايه‌هاي مولد هم بازده بيشتر خواهد داشت و هم ايمن‌تر و معقول‌تر از سپرده‌گذاري در بانكهاي خارجي است.  

تا آن زمان البته هنوز زمزمه‌ي تحريم برخي بانكهاي ايراني و مسدود شدن حسابهاي ايراني هاي مقيم خارج مطرح نشده بود. اما منظور كارشناسان باسابقه‌ي دولت از دارايي‌ها و تبديل آن به طرحهاي عمراني، لحاظ نمودن مقدار بيشتري از درآمد نفتي در بودجه در قالب تخصيص به طرحهاي عمراني بود. امري كه پس از گذشت چند روز با استقبال كميسيون عمران مجلس مواجه شد و اين كميسيون با پذيرش استدلال كارشناسان اقتصادي دولت پيشنهاد افزايش بند واو از تبصره‌ي 2 بودجه به ميزان دوهزارميليارد تومان را داد. اين پيشنهاد كه ابتدا در صحن علني هم تصويب شد، البته با اعتراض شديد و سنگين برخي نمايندگان، در نهايت تعديل شد. با اين وجود مبلغ مصوب بند «واو» تبصره‌ي 2 كه به بودجه‌ي طرحهاي نيمه‌تمام اختصاص داشت از پيشنهاد 12500 ميليارد توماني دولت به 13400 ميليارد تومان افزايش يافت. 

اكنون نزديك به 10 ماه از عملیاتي شدن بودجه‌ي 85 مي‌گذرد. امروز ديگر واقعيتهاي بودجه‌ي 85 بر خلاف 11 ماه پيش كه همگان واقعيت را محصور و منحصر در نظريات، فضاي ذهني تئوريك و سياسي خود مي ديدند، خود را در قالب آمار و ارقام نشان داده است . اين جمله بدان معني است كه امروز اين كارشناسان اقتصادي، سياسيون، رسانه‌ها، صاحبان تريبون و... هستند كه نظرات و البته متأسفانه در برخي موارد اغراض سياسي خود را بايد به محك واقعيت بگذارند. امروز در روزهاي پاياني دي‌ماه 85، اگرچه قيمت برخي مايحتاج زندگي مردم همچون مسكن به طور ويژه و برخي كالاهاي ديگر چون تخم‌مرغ، سيب‌زميني، و برخي صيفي‌جات، نوسانات و بعضاً افزايش‌هاي قابل توجهي را تجربه مي‌كند، اما شاخصهاي ارائه شده از سوي تمامي مراكز اقتصادي از جمله بانك مركزي (كه متولي ارائه اينگونه آمارها هستند و  مسئول و معاونين آن در دولت قبل همچنان سكاندار آن در دولت نهم هستند) حاكي است كه نرخ تورم در كشور نه تنها افزايش نيافته و به 70 درصد و 50 درصد و 33 درصد و 30 درصد نرسيده است بلكه نرخ تورم تا حدود 11درصد (9/10درصد) كاهش يافته است. 

گزارش هاي مراكز اقتصادي بين المللي و نشرياتي هم چون اكونوميست كه سابقه‌ي منفي در برخورد با واقعيتهاي اقتصادي جمهوري اسلامي ايران دارند نيز حاکي از كاهش تورم در اقتصاد ايران در طول 10 ماه گذشته بوده است. اگرچه اكونوميست تورم واقعي اقتصاد را در همين 10 ماهه، 15 درصد اعلام كرد.  

در اين ميان البته نبايد از نظر دور داشت كه تصميمات كارشناسانه دولت كه در طول 10 ماه گذشته موافقت مجلس هفتم را نيز به همراه داشته، تأثير بسزايي در كاهش تورم داشته است. اعمال سيساتهاي انقباضي هم جهت با افزايش كارآيي و توليد كه در صدور مجوزهاي توزيع اوراق مشاركت تبلور يافت و همچنين جلوگيري از افزايش قيمت سوخت در نتيجه موافقت با تأمين هزينه واردات تا پايان سال 85 و ... همه و همه يك فعاليت مشترك و همدلي اصولگرايانه ميان دولت نهم و مجلس هفتم بود كه البته در نهايت سود آن در قالب کاهش میزان تورم به جيب مردم رفت.

نویسنده : برادر محمد شفیع نژاد از رجا نیوز.

 

و در حاشیه :

آيت‌الله توسلي، از اعضای دفتر امام خميني(ره) خاطره مهم و ناشنيده‌اي را از امام خميني(ره) نقل كرده است. اين خاطره به رغم كوتاه بودن، بسيار درس‌آموز و سرنوشت‌ساز است. 

 

وي در پاسخ به يكي از سؤالات مي‌گويد: «امام هيچ‌گاه حركتي غير از حركت در راه خدا نداشت. حالا كه شما اين سؤال را كرديد، من هم يك نكته ناگفته را مي‌گويم. آقاي صانعي (آيت‌الله حاج شيخ حسن صانعي) نقل مي‌كند كه امام وقتي بعد از 14 سال از تبعيد به ايران بازگشت، در يك جلسه خصوصي رو كرد به آقاي صانعي گفت: يادت هست فلان روز (در بحبوحه قيام پانزده خرداد 1342) به من مي‌گفتي: «قدري آهسته‌تر حركت كنيد، كمي سكوت كنيد، ممكن است شما را دستگير كنند». من به شما گفتم: «نه خير، مردم با ما هستند. دولت نمي‌تواند ما را دستگير كند». يادت هست اين جمله را گفتي و من هم آن جواب را دادم. اين 14 سال تبعيد، كفاره گناه آن حرفي بود كه من زدم. من بايد مي‌گفتم، «ما خدا را داريم» اما من گفتم، «ما مردم را داريم». نتيجه اين حرف من بايد اين 14 سال تبعيد باشد. 14 سال تبعيد، نتيجه آن تخلفي بود كه من در غفلت از خدا كردم. اين اوج معرفت امام به خداوند، در عين ارتباط عميق ايشان با مردم بود».


 
واقعا که اين تحريم کمر اقتصاد ما را شکست !
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

مدتها قبل ، زماني كه ماجراي احتمال محكوم شدن ايران در شوراي امنيت سازمان ملل به اعمال تحريم اقتصادي ، براي برخي سياستمداران نوعي ترس مبهم را ايچاد كرده و آنها نيز عمدي و از روي خيانت ، يا سهوي واز روي خودباختگي اين موج را به درون جامعه پمپاژ مي كردند ، هنگامي كه در خيابانهاي تهران سوار تاكسي بودم ، بي سر و صدا تابوهاي تبليغاتي شركتهاي خارجي را بدقت مرور مي كردم .  

مي خواستم بدانم آنها وافعا مي خواهند چه چيزهايي را ديگر به ما ندهند كه قبلا مي دادند ‌؟

چشمم به آدامس اربيت ، خانواهد بزرگ بي.ام. او !! ، ساعت رادو ، سينك ظرفشويي فلان و لباس و كفش بهمان مي افتاد. پيش خودم مي گفتم واقعا كه اگر ما را تحرمي كنند بدجوري بدبخت مي شويم ! ديگر بدون اوربيت سفيد ، يا ساعت رادو ،‌چه كنيم ؟ احمدي ن‍ژاد  در دانشگاه امير كبير گفت : ماجراي تحريم ، مثل همان است كه وقتي دور است مثل ماست است ، هنگامي كه نزديك مي شود مثل دوغ است و آنهنگام كه مي خوري مثل آب است.  

حالا هم يك ورق از روش تحريم شدن ما توسط غرب به نقل از منابع غربی ! :  

علي رغم تلاش غرب براي تحريم ايران : 3/4 ميليارد دلار سرمايه گذاري جدید اروپايي ها در پارس جنوبي ! 

شركت هاي «رپسول اسپانيا» و «رويال داچ شل» انگلستان در آستانه امضاي قرارداد 3/4 ميليارد دلاري با ايران براي ساخت يك كارخانه و پايانه «ال.ان.جي» در حوزه گازي پارس جنوبي هستند. شركت هاي «رپسول» و «شل» اميدوارند طي روزهاي آينده قرارداد مقدماتي براي ساخت كارخانه و پايانه صادرات «ال.ان.جي» با ايران را در حوزه گازي پارس جنوبي منعقد سازند. 

به گفته منابع نزديك به اين دو شركت، هزينه ساخت كارخانه توليد «ال.ان.جي» 5/2ميليارد دلار و پايانه «ال.ان.جي» نيز 8/1 ميليارد دلار خواهد بود. در صورت انعقاد قرارداد فوق، كار ساخت اين پايانه و كارخانه توليد «ال.ان.جي» از اواخر سال 2007 يا اوايل سال 2008 آغاز خواهد شد.به گفته منابع نزديك به اين قرارداد، هنوز سهم «رپسول» و «شل» در اين پروژه مشخص نشده است، اما كار توليد از سال 2011 يا 2012 آغاز خواهد شد.با وجود فشارهاي واشنگتن به شركت هاي بين المللي براي عدم سرمايه گذاري در ايران، «رپسول» و «شل» علاقه زيادي براي حضور در بازار ايران دارند.رپسول و شل اميدوارند كه طي روزهاي آينده درخصوص اين پروژه به توافق نهايي دست يابند تا طي اين قرارداد در ميدان گازي پارس جنوبي به فعاليت بپردازند 

به گزارش خبرگزاري رويترز، اين قرارداد نشان دهنده بي اعتنايي شركت هاي نفتي به فشارهاي فزاينده واشنگتن مبني بر عدم انعقاد قراردادهاي نفتي با ايران بوده است.در همين حال پايگاه خبري بلومبرگ در گزارشي با اشاره به اين قرارداد نوشت: شركت رپسول اسپانيا كه تلاش مي كند ذخاير جديد انرژي كشف كند، تصميم دارد طي هفته جاري يك قرارداد چهار ميليارد و 300 ميليون دلاري براي كمك به توسعه بزرگترين ميدان گاز طبيعي جهان امضا كند.اين پايگاه خبري افزود: قرارداد اوليه به رپسول و رويال داچ شل اجازه خواهد داد كه ذخاير دو بلوك از ميدان گازي پارس جنوبي را توسعه دهند.گفتني است، گاز كشف شده به كارخانه 2.5 ميليارد دلاري نزديك آن منتقل خواهد شد.

و در حاشیه :

گفت: بسياري از سناتورهاي دموكرات و برخي از محافل آمريكايي از سخنان بوش در كنگره ابراز تاسف كرده اند.

گفتم: چرا...؟!

گفت: سناتورهاي دموكرات مي گويند جرج بوش در سخنان خود حرف حساب شده اي نداشت و فقط التماس مي كرد.

گفتم: آخه اين حيوون زبون بسته بد جوري توي هچل افتاده.

گفت: ولي سخنگوي كاخ سفيد سعي كرده كه اظهارات بوش در كنگره را تاريخي بداند و رايس و گيتس وزراي خارجه و دفاع نيز با هزار اما و اگر از سخنان بوش ابراز رضايت كرده اند.

گفتم: كاش مي دونستيم تو دلش چي ميگذره! ... شخصي از اربابش تعريف مي كرد و مي گفت؛ نگاهش مثل عقاب است، دويدنش مثل اسب است، پريدنش مثل پلنگ است و... به او گفتند، خجالت نمي كشي از اين آدم پخمه بي لياقت اينجوري تعريف مي كني؟... و يارو جواب داد؛ منظورم اين است كه هيچ چيز او مثل آدم نيست!


 
کيسينجر : قوه نظامی صرفا مشوق ديپلماسی است
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

هنری كسینجر وزیر امورخارجه اسبق آمریكا خواستار مذاكره واشنگتن با ایران و سوریه و مشاركت دادن هند، پاكستان و اندونزی برای ایجاد ثبات در عراق شد.  

كسینجر در مقاله ای كه روز یكشنبه در روزنامه واشنگتن پست منتشر شد، با اشاره به درخواست‌ها‌ی فزاینده در آمریكا برای خروج نیروها از عراق گفت:«می توان از ابزارهای نظامی رها شد و بر ابزارهای كاملاً سیاسی اتكا كرد. جدا كردن دیپلماسی (از قوه نظامی) منجر به این می‌شود كه قوه نظامی فاقد جهت گیری و دیپلماسی فاقد مشوق و انگیزه باشد.» كسینجر كه درباره تصمیم جورج بوش، رئیس جمهور آمریكا درباره افزایش 21 هزار نفری نیروها در عراق اظهارنظر می‌كرد، پیشنهاد داد دو سطح از تلاش‌های دیپلماتیك برای كنترل اوضاع در عراق در پیش گرفته شود. وی در توضیح این مساله نوشت نخست ایجاد یك گروه تماس از كشورهای همسایه عراق كه منافعشان بطور مستقیم تحت تاثیر اوضاع این كشور است و به حمایت آمریكا متكی هستند كه شامل تركیه، عربستان سعودی، مصر و اردن خواهد بود. عملكرد این گروه باید پایان دادن به مناقشات داخلی در عراق و ایجاد جبهه متحدی علیه تسلط كشورهای خارجی باشد. كسینجر به موازات تشكیل چنین گروه كاری، مذاكره با كشورهای سوریه و ایران و دادن فرصتی به آنان برای مشاركت در نظم منطقه ای صلح آمیز را توصیه می‌كند.  

وی در ادامه می‌نویسد:«هر دو سطح مشاوره‌ها‌ باید منتهی به برگزاری كنفرانسی بین المللی با شركت كلیه كشورهایی شود كه نقشی در برقراری ثبات در عراق ایفا خواهند كرد بخصوص اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل و نیز كشورهایی مانند اندونزی، هند و پاكستان.» وزیر امورخارجه اسبق آمریكا همچنین توصیه می‌كند كه در راهبرد جدید عراق باید پیشرفت در حل مسئله فلسطین نیز تضمین شود و می‌گوید آمریكا نمی‏تواند بصورت نامحدود بار نظامی و سیاسی را در عراق به دوش بكشد و سایر كشورها باید برای برقراری صلح در منطقه، مسئولیت‌هایی را به عهده گیرند. كسینجر برخی متحدان آمریكا و طرف‌ها‌ی دخیل در عراق را به فرار از تحولات اطرافشان با جدا كردن خود از آمریكا متهم كرد و افزود:«همانطور كه آمریكا نمی‏تواند بصورت یكجانبه رفتار كند، دیر یا زود تلاشی مشترك برای ایجاد نظمی بین المللی بر كلیه طرف‌ها‌ی محتمل اعمال خواهد شد.»


 
شدت يافتن حجم عمليات روانی بيگانه
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

خبر مهم 

بسيار دقت كنيد.  

اينقدر موضوع مهم شد كه مجبور شدم همين الان پست كنم... 

تا همين الان ، سه تا شايعه خفن به من دوستانم از طريق اس ام اس و حضوري در موضوعات مختلف رساندند. خيلي احتياز كنيد. اين جنگ رواني ها را بدرون سيستم خودي منتقل نكنيد. من هيچ ي از اين شايعات را حتي براي يك نفر ديگر نقل نمي كنم . پدافند در مقابل عمليات رواني اينگونه است. من الان آژير قرمز عمليات رواني را به صدا در مي آورم . راهكار مقابله : نقل نكردن شايعه. توجه داشته باشيد. روش مقابله با شايعه صرفا نقل نكردن آن است. سعي كنيد به متن شايعه ها دقت كنيد و خودتان سرنخ آلودگي خبري را بيابيد. وقتي خوب فكر مي كنيد از شدت نخ نما بودن ماجرا خنده تان مي گيرد. توجه داشته بياشيد كليد شناخت اين شايعه ها ،‌تناسب داشتن آن با جنگ رواني اخير آمريكا در حوزه نظامي است .  

* شايعه ها اصلا قديمي يا تكراري نيستند. زياد خودتان را اذيت نكنيد ! حتي آن شايعه اي كه فكر مي كنيد را نمي گويم !

 - این یکی از اون شایعه ها بود !‌


 
وزير دفاع آمريکا : در شرايط فعلی فقط می توانيم التماس کنيم
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

وزير دفاع امريكا پشت پرده استراتژي جديد رئيس جمهور كشورش درباره عراق و نحوه تعامل با ايران را فاش كرد. 

دو خبرگزاري فرانسه و رويترز گزارش دادند، «رابرت گيتس» كه در خاورميانه به سر مي برد روز پنج شنبه درجمع خبرنگاران در منامه پايتخت بحرين گفت: «امريكا بايد ابتدا موضعش را تقويت كند و سپس با ايران وارد گفت وگو شود». وي اضافه كرد: «به صراحت مي گويم كه اكنون ايران هيچ نيازي به مذاكره با ما ندارد. بنابراين در هرگونه مذاكره اي در شرايط كنوني، امريكا طرف التماس كننده خواهد بود و تنها از ايران خواهد خواست از انجامx ،y ياz خودداري كند».

پس از اعلام استراتژي جديد بوش درباره كنترل بحران عراق در هفته گذشته كه در آن تأكيد شده بود از اين پس نيروهاي امريكايي در عراق به افراد و شبكه هاي ايراني حمله خواهند كرد، برخي تحليلگران در داخل و خارج چنين نتيجه گيري كردند كه بوش قصد دارد با ايران درگير شود. افزايش شمار نظاميان و تقويت ناوگان دريايي امريكا در خليج فارس نيز بر شدت اين گمان مي افزود، اما در همان ايام نيز كارشناساني در داخل ايران از اين ديدگاه دفاع مي كردند كه امريكا درواقع تواني براي رويارويي با ايران نداردو استراتژي جديد درباره عراق هم بيش از آنكه واقعيت داشته باشد، يك ژست است. از ديد اين تحليلگران هدف نهايي امريكا مذاكره با ايران است اما پيش از ورود به آن ابتدا مي خواهد موضع تضعيف شده خود در مقابل تهران را تقويت كند. اظهارات جديد وزير دفاع تازه كار امريكا اين ديدگاه را به طور كامل تأييد مي كند.

رابرت گيتس  وزير دفاع آمريكا : امريكا بايد ابتدا موضعش را تقويت كند و سپس با ايران وارد گفت وگو شود ...به صراحت مي گويم كه اكنون ايران هيچ نيازي به مذاكره با ما ندارد. بنابراين در هرگونه مذاكره اي در شرايط كنوني، امريكا طرف التماس كننده خواهد بود و تنها از ايران خواهد خواست از انجامx ،y ياz خودداري كند

«رابرت گيتس» در ادامه گفت وگوي خود با خبرنگاران با نقل جمله اي از «فردريس بزرگ» گفت: «مذاكرات بدون اسلحه مانند نت بدون ابزار موسيقي است». وي درعين حال خاطرنشان كرد: «آمريكا خواستار جنگ با ايران نيست. راهكارهاي بسياري وجود دارند كه نياز به استفاده از زور را منتفي مي كنند. نيازي به استفاده از اين گزينه نيست.»گيتس تأكيد كرد: «من گمان نمي كنم كسي در منطقه خواستار جنگ ديگري باشد. اما نگراني هاي روشني درباره مقاصد ايران وجود دارد. آنها از آمريكا انتظار دارند كه در جلوگيري از اين مقاصد كاري بكند». 

وي همچنين نقش ايران را در منطقه تهاجمي توصيف كردو گفت: «ايراني ها گمان مي كنند امريكا به خاطر وضع عراق دچار ضعف هايي است». به گزارش رويترز، گيتس در اين گفت وگوي خبري تصريح كرد: «در حال حاضر دلايل اندكي براي مذاكره ايران و امريكا وجود دارد زيرا دولت تهران هيچ چيزي از واشنگتن نمي خواهد». «رابرت گيتس» پس از ديدار با امير قطر به بحرين رفت و روز چهارشنبه نيز با امير عبدالله پادشاه عربستان ديدار كرد. 

اظهارات رايس :وزير امور خارجه آمريكا گفت اكنون زمان مناسبي براي گفت وگو بين تهران و واشنگتن نيست. به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، كاندوليزارايس روز پنج شنبه در برلين تصريح كرد ايران ظاهراً آماده پذيرش پيشنهاد مشروط آمريكا براي پيوستن به مذاكرات اروپا درباره مسئله هسته ايش نيست.  

وزير خارجه آمريكا اظهار داشت: «به دلايلي كه احتمالاً ايرانيها درك مي كنند، آنها نتوانستند اين پيشنهاد را بپذيرند زيرا آنچه جامعه بين الملل برآن تأكيد دارد را رد كرده اند.» وي در يك كنفرانس خبري مشترك با «فرانك- والتر اشتاين ماير»، وزير خارجه آلمان افزود: «اكنون زمان شكستن سياست درازمدت آمريكا درباره عدم تعامل دوجانبه با ايراني ها نيست.» 

محدوديت جديد كنگره براي بوش: جمعي از قانونگذاران آمريكايي با وجود تكذيب اخبار مربوط به احتمال حمله آمريكا به ايران از سوي مقامات دولتي واشنگتن، از رئيس جمهوري اين كشور خواستند قبل از هرگونه اقدامي موافقت كنگره را كسب كند. درخواست روز پنج شنبه اعضاي مجلس نمايندگان آمريكا از بوش براي كسب مجوز كنگره قبل از حمله نظامي احتمالي به ايران در زماني مطرح مي شود كه «رابرت گيتس» وزير دفاع جديد اين كشور در سفر منطقه اي خود به سر مي برد. سفري كه از آن به عنوان تلاش براي كسب حمايت هاي اعراب عليه تهران ياد مي شود. 

بنابراين گزارش، در لايحه اي كه از سوي شش نماينده دموكرات و جمهوريخواه در مجلس نمايندگان مطرح شد تلاش شده است كه مانع ورود آمريكا در جنگ لجوجانه ديگري به مانند عراق شوند.«مارتين ميهان» نماينده دموكرات كه در تدوين اين لايحه نقش داشته، تصريح كرد: «كنگره دست روي دست نخواهد گذاشت. اين نهاد جاده اي براي حمله اي ديگر نخواهد شد. جنگي كه آمريكا و دنيا را ناامن تر خواهد كرد.» 

تحليل تايم از رويارويي ايران و آمريكا:هفته نامه آمريكايي تايم در گزارشي نوشته است: دولت بوش كه گويي با هيچ چالش جدي براي ايجاد امنيت در عراق و مقابله با شورشيان و درگيري هاي فرقه اي مواجه نبوده، اكنون مهار ايران رانيز به فهرست خود اضافه كرده است.تايم روز پنجشنبه با اشاره به آدم ربايي آمريكايي ها در اربيل عراق مي نويسد: حمله آمريكا به كنسولگري ايران در اربيل و دستگيري پنج مقام ايراني، نشان دهنده اقدامات جدي آمريكا براي مقابله با نفوذ ايرانيان در عراق است كه البته اين كار تنها باعث ناراحتي ايرانيان نشده است. 

به نوشته اين هفته نامه، جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا در سخنراني اخير خود در مورد طرح جديد واشنگتن در قبال عراق هشدار داده بود بدون «توجه» به ايران نمي توان در عراق ثبات ايجاد كرد البته برخي اقدامات بوش حاكي از آن است كه منظورش از «توجه» به ايران تعامل ديپلماتيك با اين كشور نيست كه گروه تحقيقات عراق نيز خواستار آن شده بود. تايم مي نويسد: برخلاف همراهي مقام هاي آمريكايي با رهبران سني عراقي و برخي حكومت هاي همسايه آن كشور در زدن اتهام مداخله ايران در امور عراق، احزاب شيعه و كرد عراق كه بخش عمده دولت عراق را در اختيار دارند چنين ديدگاهي نسبت به تهران ندارند و هر دو طي سال ها تبعيد و جنگ با حكومت صدام رابطه اي بسيار نزديك با ايران ايجاد كرده اند. 

به نوشته اين هفته نامه، بنابر اين اصلاً نبايد تعجب آور باشد كه كردها با خشم بسيار زيادي نسبت به حمله آمريكا به دفتر ايرانيان در منطقه خود اعتراض كنند. اين هفته نامه تصريح دارد: واكنش هايي كه مقامات عراقي نسبت به حمله آمريكا به اربيل نشان داده اند مي تواند نشان دهنده واكنش هايي باشد كه آمريكا در صورت تشديد عمليات خود عليه ايران در خاك عراق، با آن مواجه مي گردد.«تاريخ اخير نيز نشان دهنده آن است كه دليل اندكي وجود دارد كه كردها و شيعيان عراق از اقدامات آمريكا عليه نفوذ ايرانيان درعراق حمايت كنند. همانگونه كه هوشيار زيباري وزير امور خارجه عراق گفته است رهبران عراق مي دانند كه بايد براي هميشه در كنار ايران زندگي كنند ولي براي آمريكا حضور در عراق موقتي است.»تايم مي نويسد: «واشنگتن هيچگاه نوميدي خود را از دولت هاي منتخب عراق مخفي نكرده اما با افزايش فشارهايش به ايران در عراق، اين نوميدي ها بيشتر هم خواهد شد.


 
 
 
تبلیغ ویـژه