الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

اين سريـــــــــال صورتی کوچولو ادامه دارد ...
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

کرکر –Cracker- خوش ذوق محترم ، کماکان در حال ادامه دادن ، از همان سایت است. اما این بار ، لطف کرده است و سیستمی را که با آن کار می کند عوض کرده .

 

اگر وقتی من در ساعت حددو 12.20 الی 12.30 امروز ، ایمیل هایی را دریافت کردم که مهر ساعت 2.48 را گرفته ، پس اگر ایمیلی دریافت کنم از همان سرور ، که مهر ساعت 11.40 را دریافت کرده ، یعنی این ایمیل ، 9 ساعت پس از آن ایمیل قبلی ارسال شده یعنی در ساعت 21.10 الی 21.45 امشب ، از پای سیستم های این آی .اس.پی یا اکانتهای این ای .اس.پی ارسال شده است. بنا بر این ، فرستنده سخت کوش این تروجانها ، بطریقی ، در ساعات خارج از ساعت اداری نیز به امکانات اینترنتی این دانشگاه دسترسی دارد. بررسی ایمیل هایی که فردا ایشان با کمال حوصله برایم ارسال خواهد کرد ، کاملا روشن خواهد کرد که آیا وی از طریق اکانت دیال آپ ( مودم ) و مثلا از مکانی بغیر از مکان دانشگاه به این سیستم دسترسی دارد و الزما از مسئولین این سایت نیست ، یا اینکه بعلت استاتیک – ثابت (static) بودن و  ولید - معتبر (Valid) بودن آی پی ، حتما از مسئولین این دانشگاه و سایت بوده و رسما به دلایلی به سایت در ساعات دیر وقت هم دسترسی دارد.

 

اما گذشته از این مسئله ، باید جهت تقویت روحیه و پشتکار این حاجی / حاجیه گرامی ، چند تا چیز را با هم بررسی کنیم و ببینیم امید ایشان و اعتماد به نفسش است که ما را کشته !

 

اين تصوير ها را با هم می بينيم :

 

الف - تصوير اين باکس سرور ياهو مربوط به ايميل من .

 

به چهار نکته توجه کنيد . لطفا جلوی خنده خودتان را بگيريد !

 

۱- جناب کرکر سخت کوش محترم ، احتمالا جايی خوانده است که بهتر است با آدرسی برای ‌برای گيرنده ، ايميل بزنيد که مورد اعتماد او باشد ! و ايشان رفته و مورداعتماد ترين آدرس ايميل برای من ، يعنی ايميل خود من را برداشته  وبرای من ايميل می زند ! و من هم قرار است ايميل هايی را که خودم برای خودم زده ام و خبر ندارم ، آنهم از يک صندوق ميل به يک صندوق ديگر ، بازکنم و تازه ويروسی هم بشوم !

 

۲- جناب کرکر سخت کوش محترم ، نه تنها با mask آدرس ايميل خود من برايم ايميل می زند ، بلکه برايم سابجکت های مستجهن هم می گذارد ! يعنی من برای خودم با سابجکت مستهجن تصوير فرستاده ام . به حق اعتماد به نفس های زيادی قوی !

 

۳- کرکر محترم ، اينقدر عجله برای بازکردن ايميل من دارد که بنده خدا روزی تقريبا بيست ايميل آلوده برای من می فرستند ! جالبه سه شيفت هم کار می کنه بنده خدا ! صبح ، ظهر و شب ! :)) حتی نمی ذاره سرور بدبخت نفس بکشه ! پشت سر هم رديففف !

 

۴- کرکر محترم ، اصلا توجهی هم به حجم غيرعادی ايميلهای خالی از متنش هم نمی کند که قرار است صرفا حاوی چند عکس باشند. خدا قبول کند اين پشتکار و روحيه را !!!! :))

 

و اما تصاوير بعدی :

 

ب : تصوير ديتايل از اطلاعات ارسال کننده ايميل ويروسی - ارسال شده حدود ساعت ۱۲ و نيم ظهر امروز :

 

شماره ۱ : آی پی فرستده ايميل ، که اتفاقا بررسی کردم و VALID IP است. يکی به اين بنده خدا نگفته آخه با چنين آی پی ای آدم همچين کاری می کنه ؟ مثل اين می مونه با ماشين شخصی خودت ، بری دزدی !

شماره ۲ : آدرس ايميل ايشان ) که متاسفانه آدرس ايميل خود بنده است ! :))

شماره ۳ : نام سيستم ايشان در کنار قيد مجدد آی پی که نشان از همان VALID IP  بودن است. نشانه های ديگری هم بود.

شماره ۴ : درج مجدد ساعت دريافت ثبت شده ،‌ که در ايران ، حدود ۱۲و نيم بود. من موقع دريافت ايميل ، آنلاين بودم .

 

ج : تصوير ديتايل از اطلاعات ارسال کننده ايميل ويروسی ، ارسال شده  حدود ساعت ۲۱ و نيم امشب :             به توضيحات (**) توجه کنيد :

 

اينجا فقط يک شماره ۵ اضافه شده و همه چيز مانند قبلی ها است. در شماره ۵ ، استفاده از پروتکل smtp رسما قيد شده .

 

برادر / خواهر گرامی ، خسته نباشيد عرض می کنم ! می دانستيد اين ايميل ، اصلا مال وبلاگ من نيست‌؟ نهايتا اگر باز هم بشود ، حتما ايميل ثانويه وبلاگ من هم نيست؟‌ حتی از طريق ايميل اصلی‌؟  

 

فردا نتيجه گيری اصلی را می کنيم تا معلوم شود اين بنده خدا از درون مجموعه اين کارها را می کند يا از جايی بيرون .

 

(**) : طی تماسی که با ادمين سرور دانشگاه علوم پزشکی داشتم و دارم ، ايشان گوشزد کردند که آی پی رنج ۸۱.۹ مربوط به دانشگاه نيست . اما ساير موارد را پيگيری می کنند. درست می گويند. اما طرف کماکان دارد از سيستم های دانشگاه استفاده می کند. دsystem name  ها هنوز بسيار شبيهند. رفته سراغ سيستمس که احتمالا مودم دارد بررسی اش کار سختی نبايد باشد. در تصوير دوم از جزئيات ، اگر توجه کنيد ، آی پی ارسال کننده اين بار با ۸۱ شروع می شود. يک بررسی لوگ فايلها روی آی پی قبلی همه چيز را حل می کند. :)

 

معلوم شد طرف ترسيده ! :))

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

بچه های شرکت آريانيک برايم اين ايميل را زدند. اين هم جواب من زير ايميل ايشان :

 

sabt rayegan domain ekhtesasi .org baraye www.pasdaran.persianblog.ir ta tarikh 1385/3/7

 

کوپن 10000 توماني جهت ثبت رايگان دامين با پسوند org

شماره کوپن : HIDED

مهلت ثبت رايگان دامين با پسوند org فقط تا تاريخ 7/3/1385 مي باشد.

 

 

با سلام و احترام خدمت مدير وبلاگ  http://www.pasdaran.persianblog.ir

 

شرکت آريانيک تصميم دارد در ازای قرار گرفتن لينک سايت http://www.aryanic.com در وبلاگ شما، يک عدد دامين با پسوند org به ارزش 10000 تومان ، به صورت رايگان برای شما ثبت نمايد .در اينصورت از اين پس با جای اينکه بازديد کنندگان وبلاگ شما ، جهت بازديد آن،  آدرس http://www.pasdaran.persianblog.ir را در مرورگر وب وارد نمايند، از آدرس دامين اختصاصي شما که paasdaran.org مي باشد استفاده خواهند کرد.

 

جهت ثبت دامنه فوق روی لينک زير کليک کنيد :

 

http://news.aryanic.com(HIDED)

 

و يا به آدرس http://news.aryanic.com/request.asp مراجعه و شماره کوپن 10000 توماني خود را که در ابتدای ايميل ذکر شده است را وارد نمائيد .

 

با تشکر ،

شرکت آريانيک

بخش فروش

 

شماره تماس : 66424812 021

 

اين هم جواب من :

 

بسم الله .
با سلام و تقدیم احترام متقابل خدمت مدیران محترم شرکت آریانیک
ضمن تشکر و قدردانی از توجه مدیران محترم آن مجموعه ، نکات ذیل را معروض می دارم :
 
1- از آنجا که وبلاگ اینجانب ، یک وبلاگ سیاسی مطرح و مورد توجه طیف های مختلف سیاسی و اجتماعی از نقاط مختلف جهان و حتی عبری زبانان است، مقوله امنیت آن و جلوگیری از انهدام فنی آن را برای خود واجب می دانم . بر این اساس اینجانب ساب دامین و کل فضا را از پرشین بلاگ گرفته و هیچ سعیی در تغییر وضع موجود را بصلاح نمی دانم .زیرا در حال حاضر ، تامین کل امینیت وبلاگ اینجانب ، پس از مقوله حفاظت ار کدهای عبور که وظیفه خود اینجانب است ، مسئولیت پرشین بلاگ و شخص آقای دکتر بوترابی و مدیران آن مجموعه است. این درحالیست که حتی می توان ( مانند کاری که بچه های گروه آشیانه کرده اند ) حتی آدرس یاهو را نیز در اختیار گرفت.
 
2- اینجانب ، کماکان ، علاقمند باقی ماندن در فضای وبلاگی بوده و سعی می کنم تا از ابزارهای غیر رایگان بهره نبرم تا به همه دوستان وهمفکران خود نشان دهم بایستی با بهره برداری حداکثری از امکانات و سرویسهای رایگان اینترنت ، به اهداف سیاسی و فرامرزی گروههای هدف صاحب این تکنولوژی ضربه زد. از این بابت است که البته ضرف نمودن هزینه ای در حد و اندازه حتی ده میلون ریالی نیز برای اینجانب مشکل خاصی ندارد . لیکن مسئله ، حفظ وضع موجود است.
 
3- اگر نگاهی به فهرست وبلاگها و سایتهایی یی که به من لینک داده اند و فهرست لینک های وبلاگ بنده بیاندازید ، متوجه می شوید که این دو فهرست ، برابر نیستند . اینجانب ، صرفا به کسی لینک بدهم ، که جرات کنم در قبال محتویات وبلاگ او ، که به کاربر دیگری توصیه می کنم ، احساس آرامش کنم . این درحالیست که شرکت محترم آریانیک یک شرکت فنی است و رسالتی در حوزه های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی واخلاقی برای خود متوصر نیست و به هر کسی که قوانین عادی تجارت را رعایت کند ( خصوصا با توجه به جو دروغینی که جا انداخته قانونی برای تخلفات سایبرنتیک در ایران وجود ندارد ) سرویس می دهد. بنا بر این اینجانب نمی توانم مسئولیت اقدامات شاید از نظر مسئولان آریانیک، بی اشکال این شرکت را بپذیرم . قبول کنیم که محدوده تعهد هایی که باید رعایت کنیم ، بسیار وسیع تر از مسئولیت ها و تعهداتی است که رعایت می کنیم ! .
 
4- بدون توجه به تمامی این نکات ، همچنین این باصطلاح توافق نامه نیز کمی مبهم است. مثلا معلوم نیست در ازای این دامین 10 هزار تومانی ، لینک این شرکت محترم به چه مدتی باید در وبلاگ اینجانب قرار گیرد ؟ یا اینکه مالکیت رسمی دامین و مدت اعتبار آن چگونه است. آیا مالکیت دامین بطور کامل منتقل می شود ؟ مدت اعتبار آن چگونه است ؟ آیا مدت اعتبار ارتباط مستقیم با مدت استقرار لینک دارد ؟ هر پله از اعتبار ، چقدر مدت دارد ؟ و ....
 
5- علی هذا ، اینجانب بهرحال از پذیرفتن پیشنهاد بزرگواران آن شرکت محترم معذور بوده و با کمال احترام و تشکر مجدد از توجه آن شرکت محترم ، خود را از پذیرش آن معذور می دانم . لیکن ، برای قدردانی از توجه آن شرکت محترم ، اینجانب متن ایمیل آن شرکت محترم که حاوی لینک صفحه اول آریانیک خواهد بود را در یک پست روی وبلاگ گذاشته و این پست احتمالا حدود یک ماه ، در صفحه اول ، قابل مشاهده خواهد بود و پس از آن نیز درون آرشیو قابل مشاهده است.
در پایان ، با آرزوی توفیق و بهروزی برای ان شرکت محترم ، از خداوند متعال ، برای همه مان ، توفیق در راه پیشرفت کشور و سرزمین زیبای خودمان ، ایران اسلامی عزیز را آرزومندم
 
با تشکر
و من الله التوفیق
مدیر وبلاگ پاسداران
ابوذر منتظرالقائم - 31/2/85

 
هکر کلاه صورتی از درون دانشگاه علوم پزشکی !‌
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

من اینجا امروز  آمده ام تا در محضر اصحاب مطبوعات و رسانه های ارتباطات جمعی ، یک آدم دیوانه ای را تشویق کنم ! :)) بنده خدایی ، که توی کافی نت دانشگاه علوم پزشکی نشسته و برای من با کمک پروتکل SMTP ، با MASK  کردن نام ایمیل من در جی میل ، در میل من در یاهو ، تروجان می ریزد !

 

خدا قوت اخوی ! ( یا حاج خانوم ! ) :))

 

اما حواست باشه که سرورهای دریافت کننده ایمیل ها ، تو header ایمیل ها چیزهای زیادی می نویسد که تو را نگران می کند ! از جمله این که آی پی سیستمت : 194.225.61.8  و name  سیستمت هم HELO rahbari-14e9fad باشه و از شانس بدت درست موقع ارسال ایمیلت ، من هم آنلاين باشم وساعت وتاریخ را یادداشت کنم و برای ادمین آی اس پی دانشگاه بفرستم .

 

ولی واقعا پشت کارت خوبه . ادامه بده. تو میتونی ! حدود 20 تروجان در روز ! راستی فکر نکردی مردم به ایمیل های خالی ، که 170 کیلوبایت حجمشان باشه اعتماد نمی کنند وای بحال من ؟ و آنوقت ، تو فکر کردی من ایمیل های دارای سابجکت مستهجن را باز می کنم ؟

 

دیگه جدا خدا قوت ! :)) ! 

ضمنا !

مطلب عضو بریده منافقین توسط برادر خوبم ، حاج حامد طالبی بسفارش مهر نیوز  تهیه شده بود . انگار منافقین به این مطلب واکنش نشان داده اند. می توانید واکنش را هم بخوانید : خیلی جالب شد ! :))

 

مهر نیوز :

پس از افشای آخرین وضعیت گروهک تروریستی منافقین صورت گرفت؛

 

واکنش مذبوحانه منافقین به گزارشات "مهر" از روند فروپاشی سازمانی

 

گروهک منافقین با انتشار اطلاعیه ای به گزارشات و مصاحبه های "مهر" با اعضای جدا شده این گروهک تروریستی، واکنشی سراسر پرخاشگرانه و تهدید کننده بروز داد. به گزارش خبرنگار سیاسی "مهر"، پس از انتشار مصاحبه افشاگرانه با "مرضیه قرصی" جدیدترین عضو جداشده از گروهک منافقین که به همراه "روناک" و "مرضیه" دو عضو با سابقه دیگر، نه تنها تابوی دشواری جداشدن از این گروهک را شکستند، بلکه ضربات مهلکی نیز بر پیکره نیمه جان منافقین وارد آوردند، یکی از پایگاههای اطلاع رسانی این گروهک به شدت نسبت به این مصاحبه واکنش نشان داد و سعی کرد تا به معدود اعضای خود آرامش بخشد.

 

بخشی از سخنان این عضو بریده از گروهک منافقین،همچون آنجایی که مرضیه "شستشوی مغزی، ترساندن وشکنجه را ازجمله ابزارهایی عنوان می کند که منافقین برای جلوگیری از جدایی روزافزون اعضایشان به کار می گیرند و اظهار می دارد : به من می گفتند اگر به ایران برگردی دیگر بچه ات را به تو باز نمی گردانند، تو را به زنجیر می کشند و به تو غذا نمی دهند" یا "زنها در آنجا دیگر مثل قبل نیستند و انگیزه ای در بین اعضاء وجود ندارد و می توانم اینگونه بگویم که حدود 80 درصد نیروها دیگر نمی خواهند در این گروهک تروریستی بمانند"، به شدت از سوی این پایگاه مورد هجمه قرار گرفته و این بخش ازاظهار نظر  نامبرده القائات خبرنگار "مهر" نامیده شده است.

 

گروهک منافقین در اطلاعیه خود سعی کرده است فرار مریم و مسعود رجوی از قرارگاه اشرف را که در سخنان عضو با سابقه این گروهک باعث "متوجه شدن اعضا به پوچ و بی هویت بودن ادعاهای سرکردگان منافقین" عنوان شده را برای کمک رسانی به دیگر اعضا وانمود کند.

 

در ادامه این پایگاه اطلاع رسانی وابسته به منافقین سعی کرده است با پرخاش و حمله به گفت و گوی "مهر" با این زن که سالهای سال در جمع منافقین حضورداشته، سخنان و مباحث مطرح شده توسط وی را با انواع برچسب ها واتهامات مخدوش جلوه دهد اما از ارائه حتی یک دلیل در این میان عاجز است.

 

اما بخش پایانی گفت و گو با مرضیه یعنی آنجایی که اعلام می شود: "خبرنگار سیاسی مهر زمانی با مرضیه به گفت وگو نشست که او پس از 10 سال، سعید طفل شیرخواره اش را که برای پیوستن به منافقین 10 سال رهایش کرده بود دوباره درآغوش گرفت و دیگرحتی لحظه ای حاضربه جداکردن او از خودش نبود، موجب شد تا این گروهک ضمن محکومیت استفاده ابزاری(!) از پسر مرضیه برای مصاحبه با وی، خواستار برخورد با این رسانه شود. و در پایان نیز گفته مرضیه قرصی مبنی بر اینکه "منافقین یک گام دیگر به فروپاشی نهایی نزدیک تر می شود" را عقده گشایی وی پس از اخراج از جمع این یاران و عزیزان(!) توصیف می کند.

 

به گزارش مهر، طی چند ماه گذشته بخش قابل توجهی از اعضای گروهک تروریستی منافقین از آنها جدا شده و این گروهک به هر ابزاری برای جلوگیری از اشاعه تفکر آزادیخواهانه اعضای خود و تصمیم گیری مستقل آنها به منظور جلوگیری از فروپاشی کامل متوسل شده است.


 
يک چيز عجيب و بسيار جالب !
ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

چند روز بود توی Persianstat با اسم يک وبلاگی مواجه می شدم که فيلتر بود اما از صفحه اولش بمن لينک داده بود ! تا اينکه امروز ، به زور و بدبختی ، به سورسش دسترسی پيدا کردم و بازش کردم و توی کد سورسش ديدم که نوشته :

 

-          اگه دق و دلی دارین از کسی و یا اینکه پدر کشتگی با کسی پیدا کردین و نمیدونین عصبانیت و عقده خودتونو سر کی خالی کنین و زورتون هم توی بازو قلمبه شده و شدیدن احساس قدرت میکنن , برین به این سایت و هر چی فحش خوار مادر دلتون میخواد اونجا بنویسین و حواله رهبر و اعضای اون بکنین و خودتونو سبک کنین . اتفاقن امام کاذب هم گفته که کلی ثواب داره و در اون دنیا به نامتون یه ویلا با جکوزی سند میزنن و شاید حوری و قلمان هم سیبتون شد : http://pasdaran.persianblog.ir

غلط های املایی تو این مطلب قرمزه روشن است که از من نیست ! مثلا نوشتن نصیب با س و نبودن حرف " ن "سر جای خودش !

 

اين وبلاگ يک وبلاگ با مطالب مهوع ضد دينی بود !

اينقدر هم احساس خود بزرگ بينی و مهم بودن و جريانساز بودن بهش دست پيدا کرده بود که نگووو !

 

چند تا چیز مهم روشن شد :

 

1-       منبع بسیاری از فحاشی های جنسی ! خیلی از این کسانی که در وبلاگ من فحش های اخلاقی لایق و مخصوص خانواده خودشان را به اهلبیت عصمت وطهارت و خانواده من نسبت می دهند معلوم شد از وبلاگ این بنده خدا می آیند ! :))

2-       این وبلاگ ، وبلاگی است که بشدت ، ادعای بحث و قوی بودن استدلال در مبارزه با اسلام دارد !  بسیار ادعای هل من مبارزش میشود . اونوقت داشته باشید روش مبارزه اش با مطالب وبلاگ من را ! :))

3-       جالب تر اینکه ایشان به تنهایی حریف نشده و زیر فشارترین قشر از خوانندگان وبلاگش را به همراهی با خودش دعوت کرده ! :))

4-       و از همه جالب تر اینکه ، کسانی را به وبلاگ من می فرستد که از جای دیگری دق و دلی دارند ، پدر کشتگی با کسی دیگر دارند ، نمی دانند عصبانیت خود از جای دیگر را کجا خالی کنند ، زورشان را هم نمی توانند به کسی برسانند ولی شدیدا احساس قدرت می کنند !!! :)) یعنی کسانی که حتی آدرس وبلاگ من را هم بلد نیستند ! وای بحال اینکه از من هم چیزی به دل داشته باشند ! خیلی باحال شد ! :))

 

برود خدایی ، بمیرد ! :))

آخه این هم شد روش مبارزه با نظام ؟ میگم این روزها ضد انقلاب بودن هم خیلی سخت شده و باید سختی کار بگیرند همینه دیگه ! می رند وبلاگ باز می کنند اینجوری ، فکر می کنند این شد ضد انقلاب بودن ! صد بار بیشتر نگفتم این فقط اسمش ضرت انقلاف بودن است ؟ با این کارها اسم کسی را ضد انقلاب نمی گذارند!  بمبی، جنایتی، قتلی، کشتاری ، دزدی ای، هیزی ای ، بی ناموسی ای ، بی شرفی ای ، جنایتی ، شبیخونی ، چیزی لازمه تا به آدم بگن یه کم ضد انقلاب ! نظام اینجوری است که هر روز محکم تر می شه .

 

البته با اونهایی که الکی تحریک شده اند و حتی به من توهينی هم کرده اند کاری ندارم . خدا انشاء الله مشکلشان را حل کند . خدا برای هیچ بنده خدایی هم روز بد نیاورد. مشکل همه را آرزو دارم خدا حل کند. روی صحبت و خنده ام با صاحب آن وبلاگ بود ! 


 
فردوسی زدايی ، مقدمه ايران زدايی
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

صفار هرندي: فردوسي‌زدايي مقدمه ايران‌زدايی

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران در همايش پژوهشي در آثار و احوال فردوسي گفت: فردوسي‌زدايي مقدمه ايران‌زدايي و حماسه‌زدايي از اين سرزمين و ملت است. حسين صفارهرندي در مراسم آغازين اين همايش در دانشگاه فردوسي افزود: دولتهاي زورمدار و سلطه‌گر زماني كه قصد كشوري را مي‌كنند، بايد پيش از آن ارزش‌هاي اخلاقي و بايد و نبايدهاي آن را بزدايند و روح حماسي را در آنان بميرانند تا راحت به مقاصد خود دست يابند. وي گفت: مخالفت با ايدئولوژي، زدودن ارزش‌ها و رها كردن جامعه در هرزگي از جمله مقدمات پيروزي آنان است، زيرا اگر افراد روح حماسي، دشمن ستيزي و دلاوري، اعتقاد به خدا و معيارهاي ارزشي را داشته باشند اجازه نمي‌دهند به راحتي دشمن بر سرزمينشان چنگ اندازد.  او افزود: دشمن هم در رسيدن به هدف خود در چنين شرايطي دچار آسيبهاي جدي مي‌شود.  وي با بيان به برخي اقدامات عليه مفاخر و بزرگان اين سرزمين طي ۱۰۰ سال گذشته گفت: آن زمان به منظور از بين بردن اين ارزش‌ها و معيارها عده‌اي اقدام به تحقير بزرگان علم و ادب و فرهيختگان اين سرزمين كردند. 

 

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی حمله كردن و فحش و ناسزا دادن به فردوسي را نمونه‌اي از چنين اقدامات دانست و افزود: اقدام عليه اين شخصيت برجسته ادبي ايران زمين مقدمه‌اي بود براي آنكه كشور را به دشمن بسپاريم. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: عقبه فكري، تاريخي، فرهنگي، اعتقادي و ريشه‌هاي تمدني ما طي قرنها و نيز امروز بلاي جاي دشمنان شده است، چنانكه دشمن توان عرض اندام در برابر اين ملت را ندارد. وي ادامه داد: حمله به فردوسي در واقع حمله به همان پشتوانه‌هاي غني اعتقاد ملي و هجمه عليه كسي است كه در تمامي صفحات و جاي جاي اثر بي‌نظيرش (شاهنامه) ياد و نام خدا موج مي‌زند. 

او فردوسي و شاهنامه را نمادي بارز از دشمن ستيزي و ظلم ستيزي و نفرت از بديها و جانبداري از خوبيها دانست و گفت: او به يك سري از ارزشهاي دايمي معتقد است كه دشمن با وجود اين ارزشها در هر جامعه‌اي توان تهاجم به آن را ندارد.  وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود: فردسي مردي با ايماني عميق، مسلمان و شيعي مسلك معتقد بود كه روح حماسي او در اشعارش بارز و بي‌بديل است. 

 

صفار هرندي گفت: حماسه در خون فردوسي است و تا فردوسي در ميان مردم ما است روح حماسي او در ميان ايرانيان موج مي‌زند و بايد اين روح را در جامعه روز به روز تقويت كرد.


 
وضعیت درونی : وصل : ترین گروهک ضد ایرانی - قابل توجه عاشقان وصال به آمریکا
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،ضد انقلاب ایرانی ،تاریخ انقلاب ،کشور جمهوری اسلامی ایران

جدیدترین عضو جداشده از گروهک منافقین :

 

منافقین اعضای خواهان جدایی را به وسیله خانواده اش شکنجه می کنند / می گفتند اگر به ایران برگردی به زنجیرت می کشند

 

مرضیه قرصی جدیدترین عضو جداشده از گروهک منافقین است. جداشدن او از این گروهک بیشتر از آن جهت اهمیت دارد که جدایی زن ها از این گروهک بسیار دشوار به نظر می رسد، اما جداشدن روناک و مرضیه که سال گذشته از منافقین بریدند، نه تنها تابوی دشواری جداشدن از این گروهک را شکست، بلکه ضربات مهلکی نیز بر پیکره نیمه جان منافقین وارد آورد.

 

جریان زندگی مرضیه قرصی که 10 سال سابقه عضویت در این گروهک را داشته، چیز متفاوتی است. همسر مرضیه، او و فرزند شیرخواره اش را در سال 75 به بهانه سفر به خارج از کشور به قرارگاه اشرف می برد تا به منافقین بپیوندند. آنان به عضویت این گروهک درمی آیند اما سران منافقین اعلام می کنند که حاضر به نگهداری کودک در قرارگاهشان نیستند که شوهر مرضیه، سعید شیرخواره را به ایران آورده و به مادر مرضیه می سپارد.

 

اما ادامه زندگی مرضیه که اکنون جوانی خود را به هدر رفته می بیند، حکایتی تلخ دارد که خود او برای ما تعریف می کند. مرضیه می گوید در اولین ساعات حضورشان در این قرارگاه منافقین آنان را از هم جدا می کنند اما به این نیز اکتفا نکرده و آنان را مجبور به طلاق نیز می کنند.

 

او ادامه می دهد : 5 ساعت با من صحبت کردند و مرا مجبور کردند که طلاق نامه را امضا کنم و می گفتند شما را از لحاظ فیزیکی جدا کردیم اما از لحظ ایدئولوژی حتی در ذهن خود نیز نباید با او زندگی کنی.

 

5 ساعت با من صحبت کردند و مرا مجبور کردند که طلاق نامه را امضا کنم و می گفتند شما را از لحاظ فیزیکی جدا کردیم اما از لحظ ایدئولوژی حتی در ذهن خود نیز نباید با او زندگی کنی.

این عضو جداشده از گروهک منافقین با تاکید بر اینکه از همان روزهای اول قصد کرده از این گروهک جدا شود اما این اجازه را به او نمی دادند، گفت : همسرم چند بار درخواست ملاقات با من را کرده بود که این اجازه به او داده نشد اما فقط یک بار این اجازه را دادند و آن هم به این خاطر بود که می خواستند من را مجبور کنند تا اورا مجاب کنم که نباید از مجاهدین (گروهک منافقین) جدا شود.

 

وی شستشوی مغزی، ترساندن و شکنجه را از جمله ابزارهایی عنوان می کند که منافقین برای جلوگیری از جدایی روزافزون اعضایشان به کار می گیرند و اظهار داشت : به من می گفتند اگر به ایران برگردی دیگر بچه ات را به تو باز نمی گردانند، تو را به زنجیر می کشند و به تو غذا نمی دهند، اما من تصمیمم را گرفته بودم.

 

مرضیه افزود : زنها در آنجا دیگر مثل قبل نیستند و انگیزه ای در بین اعضاء وجود ندارد و می توانم اینگونه بگویم که حدود 80 درصد نیروها دیگر نمی خواهند در این گروهک تروریستی بمانند. این عضو جداشده منافقین، از حاکم شدن روح مردگی در قرارگاه اشرف که خود منافقین آن را پایگاه مرکزی مبارزه علیه ایران می نامیدند، خبر داد و گفت : مژگان (یکی از سرکردگان منافقین) هر کسی که از آنجا (قراگاه اشرف) می رفت را خائن می نامید و الان فکر می کنم به خیال خودشان برای من هم پرونده تشکیل دادند.

 

اوج داستان غم انگیز زندگی مرضیه آنجا بود که به ما گفت من به نوعی گروگان منافقین بودم و زمانی که علت این مساله را پرسیدیم گفت : وقتی منافقین پس از جدا کردن اجباری من و همسرم از یکدیگر اصرار ما را برای ملاقات با هم دیدند، به شوهرم گفتند که اگر در عملیاتی که به او سپرده اند تا در ایران انجام دهد، موفق شود، به او اجازه خواهند داد که با من ملاقات کند اما رفتن شوهرم بی بازگشت بود چون شوهرم در آن عملیات کشته شد.

مرضیه را در ماه های آخر به زندان انداخته بودند تا نتواند به حقیقت یعنی جدایی از منافقین دست یابد و آنگونه که می گوید 7 ساعت مستمر او را که یک روز کامل هیچ غذایی نخورده بود مورد شکنجه روحی قرار داده اند تا از تصمیمش منصرف شود.  اخیرا در قرارگاه اشرف اقدامات فراوانی را برای برگرداندن روحیه نیروها در دستور کار گذاشته بودند و ادعا می کردند زندان ندارند و شکنجه نمی کنند اما واقعا دروغ می گفتند چون خودم دیدم که یکی از دخترهای عضو را که می خواست از آنان جدا شود به بهانه مریضی از بین ما جدا کردند و بعدها اعلام کردند که پزشکان موفق به درمانش نشده اند و فوت کرده است درحالی که ما بر اساس قرائن یقین داشتیم او را کشته اند و به این ترتیب اگر بتوانند هر کس را که خواهان جدایی از آنان باشد سر به نیست می کنند.

 

وی فرار مریم و مسعود رجوی از قرارگاه اشرف را نیز از جمله عواملی دانست که اعضای گروهک را متوجه پوچ و بی هویت بودن ادعاهای سرکردگان منافقین کرد و افزود : مجاهدین (منافقین) به هر بهانه ای به دنبال این هستند تا اعضایشان را حفظ کنند و حتی تا آنجا پیش رفته اند که اعضای خواهان جدایی را با تحریک به دست سایر اعضای خانواده اش که در مقر هستند می سپارند تا شکنجه شان کنند.

 

این عضو جداشده منافقین، همچنین از محدویت های شدید اطلاع رسانی یعنی جلوگیری از دسترسی اعضاء به رسانه ها و اخبار واقعی و همچنین ارتباط بی واسطه با خانواده شان خبر داد و اظهار داشت : چندین زن دیگر هم به همراه من می خواستند از منافقین جدا شوند، اما آنها را آنقدر شستشوی مغزی دادند که نتوانستند برگردند.

 

مرضیه با بیان اینکه وقتی از بین آنان بیرون آمدم به بسیاری از دروغ هایی که در مورد ایران می گفتند پی بردم، گفت : فکر می کردم اگر به ایران بگردم من را به زندان می اندازند و شکنجه ام می کنند ولی هرگز اینگونه نبود و چنین برخورد خوبی هرگز برای من قابل پیش بینس نبود.

 

اوج داستان غم انگیز زندگی مرضیه آنجا بود که به ما گفت من به نوعی گروگان منافقین بودم و زمانی که علت این مساله را پرسیدیم گفت : وقتی منافقین پس از جدا کردن اجباری من و همسرم از یکدیگر اصرار ما را برای ملاقات با هم دیدند، به شوهرم گفتند که اگر در عملیاتی که به او سپرده اند تا در ایران انجام دهد، موفق شود، به او اجازه خواهند داد که با من ملاقات کند اما رفتن شوهرم بی بازگشت بود چون شوهرم در آن عملیات کشته شد.

 

مرضیه پس از 10 سال، سعید طفل شیرخواره اش را که برای پیوستن به منافقین 10 سال رهایش کرده بود دوباره در آغوش گرفت و دیگر حتی لحظه ای حاضر به جداکردن او از خودش نبود. او باور نمی کرد که بتواند دوباره فرزندش را ببیند اما او اکنون علاوه بر آنکه دوباره سعیدش را به دست آورده است بلکه با جدایی خود از گروهک منافقین توانسته ضربه ای مهلک بر این گروهک تروریستی وارد آورده و آنان را یک گام دیگر به فروپاشی نهایی نزدیک تر سازد.


 
ضمنا !
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

هوررررررررا !

پروژه کارشناسی ارشد من از نظر فنی تمام شد !

همين !

:))


 
يه عالمه خبر مهم !
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

یک سری خبر فوری ! متنش را خودتان بخوانید.

 

جانیان امنیتی شرق کشور ، این بار لباس پلیس پوشیدند ! http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8502240042

 

نکات بیشتری از حادثه تروریستی اخیر بم : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8502240071 و http://sharifnews.ir/?18288 و http://sharifnews.ir/?18282

 

تروریست ها ، قاتل مردم ، نه مخالف حکومت  ! http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8502240072

 

مجلس هم پیگیری می کند : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8502240062

 

تعقیب و گریز با جانیان  : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8502240269

 

کشف بیش از هزار کیلو مواد مخدر و بیش از صد قبضه سلاح ! http://www.baztab.com/news/39077.php

 

نیوزویک : آمریکا مقصر افزایش قیمت نفت http://sharifnews.ir/?18310

 

C.N.N. : ایران حمایت جهان اسلام را پشت سر خود دارد http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8502240029

 

گوشه ای از فرهنگ زیبای ارتش سلطنتی ! http://www.baztab.com/news/39065.php

 

بلر : بخدا همین تابستان می روم ! http://www.baztab.com/news/39086.php

 

جاسوس نمی تواند خبرنگار باشد ؟ http://sharifnews.ir/?18263

 

سربازان آمريکايی در عراق ، بيچاره ترین انسانهای جهان http://sharifnews.ir/?18307

 

دولت آمریکا حتی به کنگره آمریکا رسما دروغ می گوید ! : http://sharifnews.ir/?18308

 

رسانه های غربی : ایران تحمل نمی کند http://sharifnews.ir/?18305

 

موساد ، همیشه فضول ! http://sharifnews.ir/?18283

 

شاهد C در دادگاه  http://sharifnews.ir/?18281

 

یک عقب نشینی اروپایی ! http://sharifnews.ir/?18278

 

درگیری لفظی وزیر امورخارجه آمریکا با همتای روسی : http://sharifnews.ir/?18303

 

اردبیلی ها از شارون تندیس می سازند ! : http://sharifnews.ir/?18299

 

http://www.ghavanin.com/بانک کل قوانين کشور  


 
وقتی بلندگو ، التماس می کند !
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

پس از انتقادات شديد به رسانه متعلق به گروهي از روزنامه‌نگاران ليبرال، به دليل تبديل شدن به بلندگوي يك گروه تروريستي، نويسنده مصاحبه با سركرده تروريست‌ها ، << مريم کاشانی >>در مطلب جديدي، تلاش كرد، اقدام ضدبشري خود را توجيه كند.

همچنين يكي از مديران اين رسانه در مطلبي با اظهار اين مطلب كه رسانه مذكور «تحت اشراف» وي نيست، از انتشار مصاحبه با رهبر يك گروه تروريستي به شدت انتقاد كرد. فردي كه در مصاحبه با سركرده گروه تروريستي «جندالله» تلاش كرده بود از اين آدمكش حرفه‌اي، چهره‌اي ميهن‌پرست، دمكراسي‌خواه، متدين و مظلوم بسازد، در چرخشي عجيب، تلاش كرده است تا بر اقدام خود، سرپوش بگذارد.اين در حالي است كه به نظر مي‌رسد، در صورت نبود اعتراضات ايرانيان ميهن‌دوست كه قرباني تروريسم هستند، مراودات اين روزنامه‌نگاران ليبرال با باند آدمكش‌هاي حرفه‌اي روز به روز نزديك‌تر مي‌شد.

اين خانم خبرنگار كه در خبر پيشين «بازتاب» از فعاليت آزادانه وي در مجلس شوراي اسلامي در تهران انتقاد شده بود، اين بار با بيان داستاني جالب از تفاوت ساعت‌ها، كوشيد تا اثبات كند در اروپا زندگي مي‌كند!گفتني است، در پي انتشار اين گزارش، بسياري از بينندگان «بازتاب»، از كم‌كاري نهادهاي امنيتي و فعاليت آزادانه مصاحبه‌كننده با «ريگي» در مجلس انتقاد كرده بودند. براي آگاهي بينندگان از چرخش عجيب اين رسانه، بخش‌هايي از مصاحبه نخست و نيز متن توجيهات تنظيم‌كننده آن از نگاه خوانندگان مي‌گذرد.

گفت‌وگو با عبدالمالك ريكي و گروگانش:

با عبدالمالک ريگي، آفريننده حادثه تاسوکي، تلفني گفت‌وگو کرديم. صدايش، رنگي از کوه‌هاي بلوچستان داشت، قهوه‌اي، خسته و خشمگين. به آرامي پرسيدم: مي‌توانم با گروگان‌ها هم صحبت کنم. بعد از سکوت کوتاهي گفت: بله. 6 ساعت ديگر تلفن کنيد.

گفت‌وگوي 6 ساعت بعد...[صدايش مي‌لرزد]

الان در چه وضعيتي هستيد؟

از نظر روحي خيلي خوب هستم. برخورد برادران با ما خيلي خوب است. غذايي که درست مي‌کنند اول براي ما مي‌آورند، بعد خودشان صرف مي‌کنند. ما خيلي راضي هستيم. خدا را شکر. برخوردشان با ما خيلي خوب است و از اين بابت هيچ نگراني نداريم.

از چه بابت نگراني داريد؟

[بغض در صدا پيدا مي‌شود] ما مي‌خواهيم برگرديم پيش خانواده خودمان. اگر درخواست اين برادران را انجام دهند ما هم بر مي‌گرديم پيش زن و بچه‌مان.

اگر الان مسئولان صدايتان را مي‌شنيدند، به آنها چه مي‌گفتيد؟

[صدا رنگ التماس مي‌گيرد] عاجزانه درخواست مي‌کنم مشکل برادران جندالله را حل کنند....

توجيهات خبرنگار:

يك اتفاق ساده: مصاحبه

خيلي ساده اتفاق افتاد. يک مصاحبه بود. تلفنم در اين کشور دوردست اروپايي زنگ زد. يک روزنامه از من مي‌خواست چون زبان فارسي بلدم براي روزنامه آنها با عبدالمالک ريگي مصاحبه کنم. پرسيدم: مگر او زنده است؟ آخر کيهان تهران با تيتر خيلي درشت در صفحه اول از هلاکت او خبر داده بود. جواب داد: ريگي زنده است. «بي.بي.سي» هم با او مصاحبه کرده است. شماره‌اش را هم داد.

روي سايت «بي.بي.سي» مصاحبه با عبدالمالک ريگي را که ديدم، فکر کردم عجب کار حرفه‌اي. به همين سادگي؟ چند شماره را مي‌گيرم و مردي که جلو دوربين آدم کشته است، و ياغي است و فرمانده اشرار و در کوه و کمر و يک پاي در افغانستان و يک پاي در پاکستان و ... گوشي را بر مي‌دارد؟ شايد همين افکار بود که موجب شد، موضوع را جدي نگيرم. راستش بعد هم شماره‌ها را گم کردم، شايد چون عبدالمالک ريگي چندان هم برايم در دسترس نمي‌رسيد.

تا خبر از کشته شدن دومين گروگان رسيد و خبرهاي ضد و نقيضي که روي سايت‌ها مي‌آيد. از ديدن صحنه‌هاي قتل که از عراق الگو گرفته بود، قلبم فرو ريخت. اشگم درآمد.

دوباره شماره را گرفتم به قصد زنگ زدن. با کارت. صدايي به انگليسي گفت: خطوط ما در اين نقطه جواب نمي دهد. مستقيم گرفتم. بعد از بوق‌هاي مکرر، تلفن روي پيغام گير رفت. و باز صدايي به انگليسي گفت: تماس با اين مشترک ممکن نيست. لطفا دوباره امتحان کنيد؛ و در ادامه صداي ديگري به عربي. تنها کلمه سهل‌الوصول را فهميدم و لابد به همين معنا که تماس با مشترک مورد نظر ممکن نيست.

اينطوري بود که وسوسه مصاحبه با ريگي در من قوت گرفت. اين صدا از کجا مي‌آمد؟ دوباره و دوباره گرفتم و بالاخره صدايي که به لهجه بلوچي مي‌گفت: بفرماييد. او عبدالمالک نبود. بايد صبح زنگ مي‌زدم و با احتساب سه ساعت اختلاف آن نقطه با اين کشور اروپايي، که فعلا مسکن من است، 9 صبح؛ که مي‌شد 12 به وقت آنجا. گوشي را نگذاشته تلفن زنگ زد. همان شماره روي دستگاه بود. مي‌خواست مطمئن باشد که از ايران نيست، لابد. نبود خب.

ساعت 9 صبح روز بعد زنگ زدم. صدا همان صدا بود، شايد همان رنگ و همان سن صدايي، اما اين بار ريگي بود. حاصل مصاحبه‌اي شد که در بخش اول گفت و گو آمد. و من همه در اين فکر که گروگان‌ها کجا هستند؟ پيشنهاد گفت و گو با گروگان‌ها، گفتنش آسان نبود. اما عجيب آنکه پذيرفتنش آسان نمود. 6 ساعت ديگر. درست 6 ساعت ديگر. و 6 ساعت ديگر که زنگ زدم، ريگي بلافاصله گوشي را برداشت؛ و تنها گفت: بيا با اين يکي حرف بزن.

و آن صدا چه صداي شکسته اي بود. مثل همه صداهاي ديگري که در حضور ناظراني از جنس ريگي، التماس کرده اند، اشگ ريخته اندو تعريف کرده اند، هم از زندان و هم از زندانبان: برادران خوبند. غذا خوب است. جاي نگراني نيست... چه کليشه دهشتناکي.

و من همه هراسم اينکه، چيزي نپرسم که پاسخ آن از دهان آن صداي دربند در برود و تنبيه در پي داشته باشد. در آن لحظه ديگر، من روزنامه نگار نبودم. در ناله‌هاي آن مرد شکسته، من فرو ريختن انسان را مي‌ديدم، و اينکه گرگ انسان، انسان است. و دلم مي‌خواست آن عجز و التماس، از ريگي‌ها نيز بگذرد. نخواستم بگويم: مي‌دانم که نه زندانت خوب است و نه زندانبانت. اين را که همه مي‌دانيم. زندان‌هايي از اين دست و زندانباناني از اين دست، خوب نبوده اند هرگز. در هيچ کجاي تاريخ. اما فکر مي‌کردم شايد در اعماق قلب سخت هر ريگي هم هنوز مانده باشد نمي از آدميت. سؤال تکراري مي‌پرسيدم، و تنها براي اينکه "امير هراتي" دمي بيشتر، نزديک به دنيايي بماند که از آن دورش نگاهداشته اند. و دمي دورتر از آن دنيايي که در آن به بندش کشيده اند. دلم مي‌خواست با همان تلفن، او را به جهاني مي‌بردم که رنگ خانه داشت. جايي که هم مادر هست و فرزند. نمي شد اما. نمي شد.

و فقط در دل مي‌گفتم: آقاي امير هراتي! کاش به خانه ات برگردي. کاش همبندانت هم برگردند. و آن روز اگر توانستي بر سر خاک هم بندان ديگرت که قرباني نفرت شدند، گل سرخي بگذار به يادگار از سوي من. قيمتش را حساب مي‌کنيم يک روز هموطن.

اينجا بود که ريگي گوشي را گرفت. به او گفتم اين کارها آدمکشي است، و از دموکراسي که او از آن دم مي‌زند، دور. اصرارکردم که هدفشان تجزيه ايران است. گفتم که ميهن ما به خون و مرگ نياز ندارد. او هم حرف خودش را زد. روزنامه‌نويس که بازجو نيست. مقام امنيتي نيست. سردار نيست. روزنامه نويس کارش خبر است. مصاحبه است.

با اين همه مصاحبه ام رابه آن روزنامه ندادم. سرو ته اش را مي‌زدند و چيزي در مي‌آوردند که مي‌توانست به سود ميهن ما نباشد. و مصاحبه را دادم به روز. مسعود بهنود هم اصلا در جريان نبود آن شب.

بعد مصاحبه چاپ شد. همين . به همين سادگي. اتفاقي ساده که روزانه هزاران بار در سراسر جهان آزاد تکرار مي‌شود. مي‌گوئيد نه؟ بازجوياني که روزنامه‌نويس شده‌ايد، سرداراني که کت و شلوار پوشيده و سايت راه انداخته ايد. پيدا کردن اين شماره‌ها براي شما نبايد سخت باشد. روزنامه نگاري با کار امنيتي فرق دارد. منبع خبر فقط مقامات مطلوب ما نيستند. لجن پراکني و پرونده سازي کار روزنامه نگار نيست. بجايش مي‌شود کار خلاق کرد. به حقيقت وفاداربود. به انسان فکر کرد.


 
رابطه کيهان و بازداشت جهانبگلو توسط شريعتمداری افشا شد !
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

رابطه کیهان با بازداشت جهانبگلو

 

شریعتمداری در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا هر بار پیش از برخورد با روشنفکران کیهان مقالاتی در مورد آنها به چاپ می رساند، گفت: اگر اکبر گنجی از من به عنوان "حسین بازجو" یاد کرده به این عنوان که من از او بازجویی کرده باشم این صحت ندارد، ایشان در سطحی نیست که اگر من بازجو باشم از وی بازجویی کنم و افراد دم دستی برای ایشان کافی است و ایشان شخص برجسته ای نیست و در سطح من نیست.

 

من بسیار متاسفم که ثواب بازجویی در کشور جمهوری اسلامی ایران که کشور امام زمان (عج) است در نامه اعمال من ثبت نشده است . این مسئله که من در برخی از زندان ها با برخی از افراد صحبت می کرده ام، چیزی عادی است و اتفاقا کسانی من را به زندان دعوت می کردند که بعدا جزو اصلاح طلبان شده و خودشان هم بعدا اعتراف کردند که از من دعوت کرده اند.من با احسان طبری مدتها نشستم و صحبت کردم و بحث ما اصلا بازجویی نبود اما من اصلا در جریان قتل های زنجیره ای از اصلاح طلبان بازجویی نکردم و آنها دم دستی تر از این هستند که من از آنها بازجویی کنم و اگر قرار باشد من از آنها بازجویی کنم آنها باید من را بشناسند، چه کسی تا کنون پیدا شده که بگوید من از او بازجویی کرده ام؟ 

 

در مورد رامین جهانبگلو، "فرج سرکوهی" پانزده سال قبل در هفته نامه "آدینه" می نویسد: رامین جهانبگلو رابط سفارتخانه های خارجی در ایران است. این را که من نمی گویم فرج سرکوهی می گوید آنها که جرات گفتنش را ندارند آلوده اند.


 
از :شرف: ی که ندارند !
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بعد از دروغهایی که روز به نقل از دوستم محمد صالح مفتاح نوشت ، چشممان به این یکی روشن . اینها موقعی رخ می دهد که بی شرفی اوج بگیرد!

 

رسانه جدید تروریست‌های جنایتکار

 

نشریه اینترنتی «روز»، وابسته به روزنامه‌نگاران لیبرال مقیم اروپا، به رسانه تروریست‌های وهابی تبدیل شده است.

به گزارش «شریف نیوز»، این نشریه كه خبرنگاران آن در داخل كشور فعالیت می‌كنند و توسط گروهی از روزنامه‌نگاران لیبرال نقل مكان كرده به اروپا، اداره می‌شود، در مصاحبه‌ای با «عبدالمالك ریگی»، سركرده تروریست‌های تاسوكی، كه بیش از بیست نفر از هموطنان بی‌گناه را به قتل رسانده، گفت‌وگو و تلاش كرده است تا از این تروریست وهابی، انسانی جوانمرد، متدین و مدافع آزادی بسازد!

در ابتدای این گفت‌وگو آمده است: «با عبدالمالک ریگی، آفریننده حادثه تاسوکی، تلفنی گفت‌وگو کردیم. صدایش، رنگی از کوه‌های بلوچستان داشت، قهوه ای، خسته و خشمگین. به آرامی پرسیدم: می‌توانم با گروگان‌ها‌ هم صحبت کنم. بعد از سکوت کوتاهی گفت: بله.»

 

رسانه مذكور همچنین با انتشار مصاحبه یكی از گروگان‌های ایرانی كه جانش در تهدید تروریست‌های مذكور است، از زبان او خواستار حل مشكل «برادران جندالله!» و آزاد كردن اعضای این باند شده است.گروگان مذکور که مشخص است تحت فشار قرار دارد، در حالی كه ساعاتی پیش از آن یکی از گروگان‌ها کشته شده است، به خانم خبرنگار می‌گوید: «از نظر روحی خیلی خوب هستم. برخورد برادران با ما خیلی خوب است. غذایی که درست می‌کنند اول برای ما می‌آورند، بعد خودشان صرف می‌کنند. ما خیلی راضی هستیم. خدا را شکر. برخوردشان با ما خیلی خوب است و از این بابت هیچ نگرانی نداریم!»

به گزارش منابع خبری، گزارش یادشده توسط خانمی تنظیم شده كه آزادانه در مجلس شورای اسلامی حضور یافته و با نمایندگان آن مصاحبه انجام می‌دهد.


 
گپ بسيار باحال و پر از خنده ، در نمايشگاه کتاب !
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بسم الله .

با این درگیری زمانی وفشردگی کارها ، نمایشگاه بین المللی کتاب هم رفتم !

جالبه که نمایشگاه مطبوعات هم رفتم !! :))

 

چیزهای جالب اتفاق می افتاد ، از جمله اتفاقاتی که در غرفه گزارش افتاد ، از جمله اتفاقاتی که کنار غرفه مجله اینترنت افتاد و از همه جالب تر ، اتفاقاتی که کنار غرفه ایسنا افتاد.

 

جناب آقا رجبکنار غرفه ایسنا در حال صحبت با یکی از مسئولین ایسنا ، در مورد گروه "نگاهی به وبلاگها" ی ایسنا و رویکردهای آن بودیم که از دیدن جناب رجعبعلی مزروعی بسسار مشعوف شدیم و ایشان را مشاهده فرمودیم .

 

بخشی از گفتگویمان را برایتان تعریف می کنم . بعد از سلام و احوالپرسی و چاق سلامتی ، گفتم :

 

       -          آقای مزروعی ، بعضا کامنت برایتان می گذاریم و جواب نمی دید ! ؟ ( و از این صحبتها ... )

          -          با چه اسمی برای من کامنت گذاشته اید ؟

          -          وبلاگ پاسداران !

          -          همچین کامنتی برای من اصلا گذاشته نشده !

          -          من با اسم و مشخصات کامل ، می نویسم .چطور نیامده ؟ می نویسم ابوذر منتظرالقائم مدیر وبلاگ پاسداران ، تازه شما بعضی از کامنت های من را جواب داده اید !

            -          اصلا ، همچین کامنتی برای من گذاشته نشده .

            -          همین الان می خواهید یکWAP CONNECTION   درست کنم ، کامنت هایم را بهتان نشان بدهم ؟

-          خب شاید باشد ، نمی دانم !!

-          خب الحمد لله ، توی چند جمله و ۳۰ ثانيه ، حرفتان تعدیل شد و اصلاح شد و عوض شد ، خدا را شکر ! :)

-          کجای حرفم عوض شد ؟ این چه طرز گفتگویی است که شما دارید ؟

-          چه اشکالی دارد ؟ هر دو داریم می خندیم و خیلی شاد و سرحال در حال گفتگو هستیم و حال می کنیم و بحث می کنیم ؟ این جای حرفتان ، که اول محکم گفتید هرگز همچین کامنتی برای من ثبت نشده و با علم و اطلاع گفتید چنن کامنتی با این اسم ، نبوده که حالا من جواب بدهم یا ندهم ، ولی حالا می گویید شاید باشد. تازه جالبه بعضی کامنت های من رو جواب هم داده اید ! ( یعنی یقینا می دونست دقیقا با همین اسم کامنت گذاتشته ام !!! )

-          من ضرورتی ندارد که به همه سئوالها و پرسش های تو ی وبلاگم جواب بدهم !

-          چرا  ؟!!

-          چون من اونجا را برای دل خودم باز کرده ام و لازم نیست به همه چی چوابگو باشم !

-          حتی در مورد آنچه که خودتان می نویسید و در مورد آنچه که شما و همفکرانتان مثل اکبر گنجی و ... انجام می دهند هم نمی خواهید بنویسید ؟

-          نه ، همفکران من چه ربطی به من دارند ؟

-          عجب ! خب بد نیست شما این ها رو تو وبلاگتون بنویسید همه بدانند !!!

-          لازم نیست که ما همه چیز را در وبلاگمان بنویسیم که !

-          عجب عجب ! دیگه خیلی جالب شد ، شما لطف کنید این را هم حتما بنویسید تو وبلاگتان ! راستی کسی قرار نیست در مقابل همفکرانش و تز آنها و خط مشترکشان جوابگو باشد ، چرا تا  احمدی نژاد تکان می خورد می روید سراغ حسین شریعتمداری و تا حسی شریعتمداری تکان می خورد می روید سراغ احمدی نژاد ؟

-          نه ! ما همچه کاری نکرده ایم ، همچین کاری هم نمی کنیم !

-          بابا آقای مزروعی ، خیلی اینها جالب شد ، اینها را حتما در وبلاگتان بنویسید همه بدانند!

-          حرف حساب شما چی است اصلا ؟

-          حرف من این است که نسخه ای که برای همه می پیچید ، خودتان هم عمل کنید !

-          کدام نسخه ؟

-          این که دانستن حق مردم است و همه باید پاسخگوی اعمال خودشان و هم طیف هایشان باشند و باید به پرسشهای جوانان پاسخ داد و نباید از سئوال فرار کرد و وبلاگ مهم است و وبلاگ نویسان مهم اند و باید به حرفهای آنها گوش داد و جواب حرفها و سئوالات آنها را داد و پاسخ مخاطب را باید داد و کامنت ها و یادداشتهای مخازبان مهم اند و ... !

-          ما کی این نسخه را برای کسی پیچییم ؟

-          بابـــــا ! اقای مزروعی ، این را هم در وبلاگتان بنویسید بخدا مردم آگاه شوند یه کمی !

-          ...

-          ... 

بـــــــــُــــــلـــٍـــــــه .... 

 

و تقریبا این بحث بسیار شیرین که در بین آن ، هم بنده بسیار سرحال و خوشحال بودم هم آقا رجب خان ، تقریبا اینگونه به پایان رسید. می گم احتمالا چون قرار نیست اساسا من و شما نسبت به کارهای خودمان پاسخگو باشیم ، احتمالا نباید خودتان را زیاد اذیت کنید و در صحفه آقا رجب علی خان مزروعی ، دنبال این ماجرا بگرديد ، چون ممکنه موقع ناهار باشه مزاحم ایشان بشوید و خلاصه ایشان هم حال و حوصله نداشته باشند و عجله داشته باشند و وقتشان مهم تر ای این باشد که برای وبلاگ نویسان یه لا قبای مزاحم سیاسیون ! تلف ! کنند !

 

فعلا تا بعد !‌


 
پست آش شعله قلمکار !‌ نتيجه فشار کاری و لحظات پايانی پروژه کارشناسی ارشد !
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بسم الله .

اين پست ، آش شعله قلمکار است ! :)

 

خیلی وقت پیش باید بهتان معرفی می کردم :

(البته برخی هاش رو می شناسید و معرفی کرده ام)

 

1-       وبسایت دانشگاه امام صادق (علیه السلام ) . http://www.isu.ac.ir/

2-       وبلاگ انجمن وبلاگ نویسان دانشگاه امام صادق ( علیه السلام ) http://isu.blogfa.com

3-       وبلاگ شخصی حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حسام الدین آشنا ، استاد کرسی ارتباطات و معارف اسلامی . http://ashna1343.persianblog.ir/

4-       وبلاگ شخصی آقای حسن عابدینی ، مدیرکل اخبار شبکه العالم . http://abedini85.persianblog.ir/

5-       سایت ارتباطات ، فرهنگ و دین دانشگاه امام صادق (بسیار مفید برای پژوهشگران حوزه ارتباطات). http://ccr.isu.ac.ir/

6-       وبلاگ کلاسی درس روانشناسی اجتماعی ( دوره دوم معارف اسلامی و ارتباطات ) . http://socialpsycology.blogfa.com/

7-       سایت هفت قفل ( بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام ) http://www.7ghofl.com/

این هم وبلاگ رئیس فرهنگسرای دانشجو ، محمد آقای سرشار ، نویسنده مقاله ای که این پایین میخونید در مورد اشلون: http://www.tardid.com

 

و البته این را هم داشته باشید :

 

-          «بي.بي.سي»، عرب‌تر از امير قطر : به رغم پيگيري‌ها و فشارهاي ديپلماتيكي كه مسئولان جمهوري اسلامي در ساليان متمادي در زمينه احقاق حق خود مبني بر مالكيت بر جزاير سه‌گانه و خليج فارس انجام داده‌اند، بسياري از رسانه‌‌ها و مطبوعات، با خط‌گيري‌هاي مشكوك، بر نقض اين حق پافشاري مي‌كنند. سايت «بي.بي.سي» عربي، از مدت‌ها پيش، در خبرهاي خاورميانه‌اي خود، واژه «خليج» را به جاي «خليج فارس» به كار مي‌برد.

 

***

 

جاسوسان هرزه | درباره پروژه جاسوسي «اشلون»

از محمد سرشار – tardid.ir

 

مردم آمريكا سالهاست به نگاههاي بي پروايانه ميليونها ابزار جاسوسي در زندگي خصوصيشان عادت كرده اند. آمريكاييها سالهاست كه مي دانند اگر كتابهاي فهرست سياه اف بي آي را از كتابخانه اي امانت بگيرند يا از كتابفروشي اي بخرند، نام و مشخصات آنها، خود به خود، در اولويتهاي حساسيت برانگيز اف بي آي قرار مي گيرد.

اما مردم جهان هم از اين حضور ناخوانده آمريكاييها در حريم خصوصيشان آزرده خاطرند. در 23 فوريه سال 2000 ميلادي، پارلمان اروپا گزارش تكان دهنده اي را منتشر ساخت كه جهانيان را در هاله اي از حيرت فرو برد. در اين روز، به دنبال اختلافات تجاري اتحاديه اروپا با آمريكا، پس از شصت سال، پروژه جاسوسي سري «اشلون» (ECHELON) فاش شد.

 

اشلون نام رمز يك سيستم جاسوسي جهاني است كه آژانس امنيت ملي آمريكا (NSA) آن را طراحي كرده است و علاوه بر آمريكا، كشورهاي انگليس، كانادا، استراليا و نيوزيلند در آن شركت دارند.

 

طبق آخرين گزارشها، سيستم جاسوسي اشلون از 120 ماهواره ارتباطاتي، اكتشافي و نظارتي تشكيل شده كه در مدارهاي ثابتي دور زمين مي گردند. علاوه بر اين ماهواره ها، تعداد بسيار زيادي گيرنده هاي زميني، در نقاط مختلف دنيا نصب شده است تا نقاط كور ماهواره ها را پوشش دهند.

 

اين ماهواره ها و گيرنده ها وظيفه دارند روزانه حدود سه ميليارد تماس تلفني، فاكس و ايميل را ذخيره كرده، به رايانه هاي مادري كه در اين پنج كشور وجود دارند، انتقال دهند. اين اطلاعات پس از ترجمه خودكار به زبان انگليسي، تحت يك پردازش محتوايي دقيق قرار مي گيرد. نرم افزارهاي قدرتمند اشلون به فهرستي از واژه هاي كليدي مجهزند كه در صورت يافت شدن هريك از آن واژه ها در متن گفتگوهاي تلفني يا فاكس و ايميل، پرونده ويژه اي براي آن اطلاعات تشكيل مي شود و با تحليل محتواي بقيه مطالب آن پرونده، ميزان اهميت خبر ذخيره شده مشخص مي شود و به آژانس اطلاعات امنيت ملي آمريكا ارسال مي گردد تا اقدامات جاسوسي بعدي درباره آن صورت گيرد.

 

بيشترين توجه سيستم اشلون به كشورهاي اروپايي است. شكل ابتداي اين سيستم جاسوسي، در سال 1948 ميلادي شكل گرفته است.در آن سال، پنج كشور آمريكا، انگليس، كانادا، استراليا و نيوزيلند تصميم مي گيرند براي مبارزه با نفوذ شوروي، پيمان جاسوسي «اوكوسا» (UKUSA) را به امضا برسانند. سيستم جاسوسي جهاني اشلون فرزند اين پيمان محرمانه شصت ساله است.هيچيك از مقامات آمريكايي حاضر نشدند با فرستادگان ويژه پارلمان اروپا ديدار كنند و درباره سيستم اشلون، توضيحات بيشتري بدهند.

 

نكته جالبتر اينجاست كه يكي از اهداف مهم اين سيستم بسيار پيچيده جاسوسي، يافتن اسامه بن لادن بوده است. پروژه اي كه بيش از چهار سال است، به شكست انجاميده.

 

پايگاه اينترنتي http://fly.hiwaay.net/~pspoole/echres.html مقالات جالبي را به زبان انگليسي و درباره پروژه جاسوسي «اشلون» منتشر كرده است.

 

پی نوشت من : هرچند من هیچ اعتقادی به وجود یک وجود اپوزیسیونی خاص ، به نام "بن لادن " و اذنابش در جهان ، در مقابل استکبار ندارم و او را اتفاقا بسیار "پوزیسیون " در مقابل غرب می دانم ، با این حال ، همین ادعای عدم شناسایی اختفای او ، برای سیستم بسیار پرسروصدا و گنده گوی غرب ، مایه کمال خجلت است. یه چیزهایی هم خودم در مورد اشلون نوشته ام . یک بخشش رو فرستادم رو وب. بخشهای دیگه اش را دعا کنید وقت کنم ! :)


 
خوش گفت آن دوست !
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

از وبلاگ هلوع :  http://www.haloa.persianblog.ir

دوشنبه، 18 اردىبهشت، 1385

خيلي كم پيش مياد يه نظريه پرداز سياسي (مثل برژينسكي !) يا يك شخصيت سياسي (مثل احمدي نژاد!) يه حرفي رو بزنن و بعد از چند صباحي پيش بيني اشون درست از آب در بياد !!

 

آخه ، از بس تو اين وادي (سياست و سياسي كاري!) دغل و حقه بازي فراوانه كه خيلي ها سياست را مترادف با پدر سوخته بازي و ... مي دونند .

 

اما ؛ يه جاهايي هم هست كه پيش گويي برخي از مردان اين وادي ، كف هر چي آدم را مي بُره ! ..

 

وقتي احمدي نژاد در دومين مصاحبه مطبوعاتي اش ، در پاسخ به گزارشگر شبكه العربیه گفته بود : اين كه دوسه قدرت مرتب بگويند بحران و تنش و خطرناك و التهاب ست ، اين كه حرف است (شايد منظور ايشان اين بود كه اين حرف ها كشك است ! يا يه چيزهايي تو اين مايه ها !) ... به مخيله خيلی از آدم های هلوع هم ! نمی رسيد كه اين دو سه قدرت ( كه همواره بحران و تنش و التهاب را برای ديگران می خواهند ! ) بناگاه تو يك فاصله زمانی خودشان دچار بحران و تنش های داخلی و التهابات سياسی بشوند!!

 

·          بيكباره در آمريكا ، سخنگوی مطبوعاتی كاخ سفيد ، رئيس سازمان سيا (سومين رئيس اين سازمان پس از يازده سپتامبر !) استعفا دُونده می شوند ! و بوش مجبور ! به يك خانه تكانی در كابينه اش می شود (كه البته همه اينها نوعی مهندسی تغييرات است و حاكی از اوج دمكراسی در درون هئيت حاكمه !) ..

·          در انگليس ، سخنگوی دولت بلر ، و وزير امورخارجه انگليس و .. استعفا دُونده می شوند و ..

·          و در فرانسه ، مخالفان سياسی ژاك شيراك در پارلمان خواستار كناره گيری وی از قدرت می شوند ! و..

 

اگر هر كدوم از اين وقايع ( كه من هنوز نمی دونم چگونه بطور اتفاقی ! مقارنت زمانی يافته اند ؟!! ) در كشوری مثل ايران اسلامی اتفاق می افتاد چه اَلم شنگه هايی كه در خبر پراكنی های ! بد خواهان و تنگ نظران براه نمی افتاد.

 

احمدي نژاد در ادامه آن سخنان گفته بود : تنش ميان كسانى است كه براى خودشان مشكل درست مى كنند بعد نمى توانند حلش كنند . اين يك نكته اى است حالا از من داشته باشيد . ( اين قسمت آخر حرف ايشان را واقعا ! داشته باشيد!)  

به دو سه تا كشور كه خودشان بر اساس بعضى از منافعى شخصى ، گروهى و حزبى شان مشكل درست مى كنند ، بعد در حل آن مى مانند ، نصيحت مى كنم ، چرا مشكل درست مى كنيد كه در حل آن بمانيد ؟ بى جهت آمده ايد و مى خواهيد مقابل ملت ايران بايستيد ؛ خب نايستيد . چرا مى ايستيد كه كار پيچيده بشود و نمى توانيد حل كنيد ؟ دائم فرياد مى زنيد ، آقا التهاب و بحران است . كجا بحران است ؟ شما بحران داريد كه نمى توانيد مشكل خود ساخته را حل كنيد .

 

راستی ! از اعجازهای افرادی چون برژينسكی ، بعدا بيشتر خواهم گفت


 
چند خبر محل تامل !
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بازداشت يك عامل بيگانه در پرونده ای امنيتـی .

سايت اينترنتي بي بي سي و چند سايت ديگر از بازداشت رامين جهانبگلو در ايران خبر دادند و سايت بي بي سي اعلام كرد تاكنون هيچ مقام رسمي در جمهوري اسلامي ايران اين خبر را تاييد نكرده است. اين در حالي است كه امروز دستگاه قضايي خبر دستگيري وي را اعلام كرد. رامين جهانبگلو بعد از پيروزي انقلاب به غرب گريخته و چند سال قبل به ايران بازگشته بود، با گروه هاي جبهه موسوم به اصلاحات همكاري مي كرد و در ميزگردها و همايش هاي مدعيان اصلاحات حضور چشمگيري داشت.

 

جهانبگلو، همكاري فراوان و آشكاري با محافل سلطنت طلب فراري و ساير گروه هاي ضدانقلاب داشت و اين وابستگي به اندازه اي آشكار بود كه مجله آدينه به سردبيري فرج سركوهي-كه هم اكنون فراري است- در شماره نوروز 74 خود از وي به عنوان يك عامل وابسته به بيگانگان ياد كرده كه مدتي از سوي محافل اروپايي در قالب نويسنده و متفكر به مردم كشورمان معرفي و پس از انجام مأموريت به دنبال كار ديگري فرستاده مي شوند.

 

جهانبگلو از امضاكنندگان بيانيه ها و اطلاعيه هايي بود كه گروه هاي ضدانقلاب خارج نشين عليه اسلام و انقلاب صادر مي كردند. وي از جمله امضاءكنندگان بيانيه اي است كه شماري از صهيونيست ها-از جمله داريوش همايون و...- در تقدير از محكوميت ايران توسط پارلمان اروپا منتشر كرده بودند. در بخشي از بيانيه مزبور آمده بود؛ «جاي خوشحالي است كه اكثريت مهمي از نمايندگان پارلمان اروپا قطعنامه اي را امضاء كرده اند كه در آن رژيم قرون وسطايي و تروريست تهران محكوم شده است»!

پی نوشت من : اهميت جهانبگلو ، برای جريان رسانه ای و سياسی امنيتی فارسی زبان آمريکا در ايران برای کسی مخفی نيست. حتی وابسته امنيتی سفارت انگليس و دفتر نخست وزيری رژيم صهيونيستی و کنگره آمريکا در جريان وبلاگ نويسی ايران - حسين درخشان - هم از اين بازداشت اظهار نگرانی کرده است!. وی با نوشتن اين جمله که ::وزارت اطلاعات خاتمی را لولو برد :: ، بر وابستگی خودش به وزارت اطلاعات ، در دوران خاتمی و باقيماندگان آن دوران در اين دستگاه امنيتی در دوران حاضر ، صحه گذاشت ! قابل توجه دوستان ايشان ! معمولا حرفهای امثال من و کيهان ،‌کمی با تاخير ، فقط کمی ، ، بدست خودتان ثابت می شود. به صفحه يادداشتهای الپر ،‌ذيل مطلبی که ابتدائا در مورد علی افشاری نوشته بود ، برويد. اينقدر از هم افشا کردند که بقول خودشان ، کيهان در طول ای چند سال افشا نکرده بود. ربطی به مطلب اصلی الژر ندارد. طرفين ،‌در کامنت ها همديگر را ضايع کردند و تمام آنچه که کيهان از ابتدا تا کنون در مورد اينها ، از فساد اخلاقی ، وابستگی های مالی ،‌رانتخواری ، بی توجهی به خواست ملت و ... نوشته بود ،‌به يک باره اثبات کردند. مشارکتی ها تحريمی ها را تا انتها افشا کردند و آنها هم مشارکت را. چيزی بر جا نگذاشتند و بقول قديمی ها خالی برای خالو باقی نماند. ضمنا ! قبلا گفته بودم گوگل بی طرف نيست ! هرچه دلتان می خواهد با String های مختلف در مورد جهانبگلو جستجو کنيد. چيزی از خبرگزاريهای رسمی داخل ايران مثل فارس نيوز و مهرنيوز و شريف نيوز و ... نخواهيد يافت که در خبری کوتاه و شفاف ، رک و روشن ، با کمال صراحت، هم بازداشت او و اقامتش در اوين را اعلام می کنندو هم بصراحت پرونده او را کاملا امنيتی می دانند .اما تا دلتان بخواهد گويا نيوز ، حسين درخشان نیوز  ، راديو فردا و بی.بی.سی ! . گوگل بی طرف نيست. روش است. به زمان بندی خبرها هم دقت کردم . موضوع روشن است. اين هم لينک خبر فارس ، که منبع تمام خبرهای فارسی اينترنت در اين موضوع است و گوگل انگار که اصلا آن را نديده . http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8502130481

 

***

 

امید میلانی

omid.khushe.ir

مصلحتِ دموکراسی

مجمعِ تشخیصِ مصلحتِ نظام نهادی انتصابی است، ولی مجلس و دولت انتخابی هستند؛ به همین دلیل گفته می‌شود دادن اختیارِ نظارت بر این دو قوه به مجمع اقدامی ضدِدموکراتیک است. دوستان فراموش می‌کنند خبر را کامل بخوانند، چنین اختیاری به مجمع «داده» نشده، بلکه «واگذار» شده است. حقی که پیشتر در اختیارِ «فرد»ِ رهبر بود، اکنون در اختیارِ «مجمعِ»ِ تشخیصِ مصلحت قرار گرفته است. قدرت، هرچه در میانِ افرادِ بیشتری پراکنده شود، دموکراتیک‌تر خواهد بود، بنابراین این «واگذاریِ اختیار» نیز مطمئناً اقدامی دموکراتیک است.

حتی اگر بحثِ «انتقالِ اختیار» نیز مطرح نبود، باز ضدِدموکراتیک‌نامیدن این اتفاق، خصوصاً درباره‌یِ دولت، چندان آسان نمی‌نمود، و جای بحث داشت. به عنوانِ مثال قوه‌یِ قضائیه در هیچ جایِ دنیا انتخابی نیست، ولی همه‌جا بر دولت نظارت دارد، و اگر تصمیم بگیرد که جایی در دولت کسی اشتباهی کرده، همه موظف خواهند بود به تصمیم‌اش گردن نهند؛ آیا چنین اختیاری ضدِدموکراتیک است؟

مسئله‌یِ اصلیِ نظارت، ناظر نیست، بلکه معیار است. اینجا معیار سیاست‌هایِ کلانِ نظام، و برنامه‌یِ بیست‌ساله است. می‌توان درباره‌یِ اصلِ وجودِ سیاست‌هایی کلان‌تر از مجلس و دولت، و تدوینِ برنامه‌هایِ توسعه‌ای توسطِ نهادهایِ انتخابی بحث کرد، ولی مطمئناً تاوقتی اصلِ وجودِ چنین برنامه‌هایی واقعاً کنار گذاشته نشده، چه در تدوین و چه در اجرا بهتر است مجمع اختیاردارِشان باشد تا یک فردِ تنها 

 

پی نوشت من : حقيقتا شماها هنوز تکليف خودتان را با خودتان نميدانيد که دقيقا بالاخره نظرتان چيست... چرا نمی رويد اول با هم يک هم انديشی و همفکری کنيد بعد بياييد با نظام بحث کنيد؟

 

***

به محض تعلیق بخشی از فعالیتهای هسته ای وارد مذاکره با ایران خواهیم شد

رئیس کمیسیون سیاست خارجی پارلمان آلمان با اعلام اینکه از نظر وی "اروپا و آمریکا درباره موضوع هسته ای ایران توافق دارند" گفت: به محض تعلیق بخشی از فعالیتهای هسته ای وارد مذاکره با ایران خواهیم شد. "روپرشت پولنتس" رئیس کمیسیون سیاست خارجی پارلمان آلمان در آغاز کنفرانس مطبوعاتی خود در محل سفارت جمهوری فدرال آلمان در تهران در پاسخ به سوال خبرنگار بین الملل "مهر" مبنی بر اینکه تفاوت راهکار آمریکا و اروپا در بحث هسته ای ایران چیست، گفت: درباره فعالیتهای هسته ای ایران میان آمریکا و اروپا توافق وجود دارد . وی اشاره ای به جزئیات این توافق نکرد.

 

رئیس کمیسیون سیاست خارجی پارلمان آلمان در پاسخ به سوال دیگر "مهر" درباره اینکه تحلیلگران معتقدند که نقش آفرینی سازمان ملل درباره موضوع هسته ای ایران به نوعی شکست سه کشور اروپایی درگفتگوها با ایران بوده است، شما چه نظری دارید؟اظهار داشت : من معتقدم که ایران در برخی موارد به یکجانبه گرایی دست زده است. "پولنتس" بدون اشاره به اقدامات یکجانبه گرایانه آمریکا و اروپا در تعامل با موضوع هسته ای ایران و تنش آفرینی های مستمر درباره این مسئله افزود: پس از آنکه ایران در اقدامی یکجانبه گرایانه، فعالیتهای اصفهان و نطنز را از سر گرفت راه دیگری جز ارجاع گزارش هسته ای این کشور به شورای امنیت سازمان ملل باقی نماند .

 

وی همچنین ادامه داد : در آن زمان کشورهای اروپایی اعلام کردند که ما صبر کرده و با ایران مذاکره می کنیم، شاید در چارچوب شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی راه حلی در این زمینه پیدا کنیم.  رئیس کمیسیون سیاست خارجی پارلمان آلمان در ادامه اظهار داشت : پیشرفتهایی هم در این باره به وجود آمد. ابتدا در تهران و سپس در پاریس توافقهایی به دست آمد. ایران پذیرفت که در مدت مذاکره غنی سازی را به حالت تعلیق در آورد، اما زمانی که فعالیتهای نطنز از سر گرفته شد، اروپا نمی توانست به گونه ای عمل کند که ایران چیزی را نقض نکرده است .

"پولنتس" در پایان اظهار داشت : ما می توانیم به محض تعلیق برخی از فعالیتهای هسته ای ایران مذاکره با این کشور را از سر گیریم 

 

پی نوشت من :  تقليل مکرر سطح انتظار غربی ها از ايران ، اين بار در حد تعليق بخشی از فعاليتها ، سه چيز را به خوبی و روشنی مشخص می کند . اول اينکه هيچ چيز توافق شده نهایی ، بين اين کشورها وجود ندارد. دوم اينکه هيچ مبنای قانونی و يا سياسی روشنی برای هرمرحله از درخواستهای غرب از ايران وجود ندارد. سوم اينکه عدم وجود پشتوانه سياسی ، امنيتی و اقتصادی برای غرب برای تحميل خواست خود به ايران ، باعث کاهش روز افزون سطح انتظارات آنها از ايران است . البته چيزهای ديگری هم روشن می شود. از جمله اينکه مقاومت در مقابل خواست آنها ، کار را تا اين مرحله پيش برده  و دوم اينکه ، به محض اينکه بخشی از درخواستهای اينها پاسخ داده شود ، بسرعت درخواستهای خود را گسترده خواهند کرد. دقيقا مطابق روشی که سه سال بود اعمال می کردند وامروز چرخه ، بخاطر عوض شدن نحوه تعامل ما با آنها ، برخلاف ميل و جهت آنها می چرخد . همچنين ، روشن است که همانطور که اينهادر عقب نشينی ، مرزی ندارند ، اگر بهشان رو داده شود ، در پيشروی هم ، مرزی نمی شناسند. لا اقل بايد از خودشان بياموزيم که با اينها چگونه تعامل کنيم

 

مجله آمریکایی تایم :

استراتژی ظریف حریف ایرانی !

 

هفته نامه آمریکایی تایم در تحلیلی نوشت برخلاف آنچه آمریکا تصور می کند در پشت اظهارات ایران یک استراتژی دیپلماتیک ظریف وجود دارد .در حالی که اعضای دائم شورای امنیت و آلمان پاریس گردهم جمع شدند تا درباره برنامه هسته ای ایران گفتگو کنند و ایران نیز بارها به انجام مانور نظامی در ماههای گذشته پرداخت و اعلام کردند اسرائیل اولین هدف ایران است، اما در پشت چنین سخنان شعله وری، ایران یک استراتژی ظریف دیپلماتیک در آستین دارد.

 

این مجله آمریکایی نوشت: برخلاف همه آن چیزی که آمریکا تصور می کند، ایران در میان تمام فشارهایی که آمریکا با کمک کشورهای دیگر به تهران وارد می سازد، اما وضعیت ثابتی را برای خود حفظ کرده است. ایران از سوی دیگر مدام تلاش می کند روابط دیپلماتیک خود را توسعه دهد. ایران اعلام کرد حق آژانس بین المللی انرژی اتمی برای بازرسی از سایت های هسته ای را به رسمیت می شناسد و همه اینها نکات مثبتی برای تهران به حساب می آید.

 

به نوشته تایم در واقع ایران به خوبی درحال انجام نوعی بازی با آمریکا است و در حالی که تلاش های دیپلماتیک خود را انجام می دهد سبب شده است آمریکا و متحدان اروپایی این کشور دچار اختلاف های متعددی باشند. این هفته نامه با تقل اتفاقاتی که روز گذشته در پاریس رخ داد، نوشت: آمریکا هنوز به ایران بدگمان است و مدام از راه تحریم وارد می شود اما رهبران ایران با زبانی آرام بارها تاکید کردندکه برنامه هسته ای خود را برای اهداف صلح آمیز ادامه می دهند

 

***

 

روزنامه های USA Today , NewYork times , Washington post سخت گيری های آمريکا را عامل اصلی به شکست کشيده شدن تلاشهايش عليه ايران دانستند .

 

واشنگتن پست : اقدام تحريک آميز ، نتيجه عکس می دهد .

 

روزنامه واشنگتن پست به نقل از يک مقام ارشد آمريکايی اعلام کرد : واشنگتن در تلاش است تا به همراه هم پيمانان اروپايی خود پيش نويس قطعنامه ای را برای برنامه هسته ای ايران تهيه کند که طی آن از ايران خواسته خواهد شد تا فورا فعاليتهای مربوط به برنامه هسته ای خود را متوقف کند و انتظار دارد در صورت عدم موافقت ايران ، تحريم های اقتصادی وديلماتيک بر اين کشور اعمال شود. اين درحاليست که برخی تحليل گران اروپايی می گويند که سياستهای سخت عليه تهران ، آمريکا وهمپيمانانش را به اهداف اصلی خود نمی رساند ، بلکه اوضاع را برای آنها بدتر می کند.

پس از نشست روز گذشته شش کشور چين ،‌روسيه ، فرانسه ، انگليس ، آلمان و آمريکا در پاريس ، يک ديپلمات عضو شورای امنيت سازمان ملل متحد ، اظهار داشت در اين نشست ، روسها با پيشنهاد در مرود صدور قطعنامه جديد که به فصل ۷فتم منشور ملل متحد  اشاره می کند و اجازه اقدامات سخت را می دهد ، مخالفت کردند. فرانسيس هيزبورگ ، تحليل گر نظامی فرانسوی هم گفت : سئوالی که مطرح می شود اين است که آيا آمريکا خصوصا با افزايش زياد بهای نفت ، آماده واکنشهای شديد اعمال تحريم عليه ايران هست يانه . تنها تحريم ممکن ، جلوگيری از صدور نفت ايران است. اما وقتی آمريکايی ها از بهای ۳ دلار در هر گالن گاز ناراضی و ناراحت هستند ،‌از بهای ۶ دلار در هر گالن گاز ، خوشحال خواهند شد ؟ وی همچنين اضافه کرد : مقابله نظامی آمريکا با ايران نيز ، تاثير ويران کننده ای بر نفوذ باقی مانده آمريکا در منطقه خليج فارس خواهد داشت و منجر به درگيری بين تمدنها بين شورهای مسيحی و مسلمان می گردد.

برخی از کارشناسان سياسی مرکز ملی تحقيقات علوم پاريس نيز معتقدند سياست به انزوا کشيدن ايران ،‌تنها باعث افزايش محبوبيت بين المللی ايران خصوصا در جهان اسلام شده است.

 

 

يو اس آ تودی : ايران عراق نيست .

 

روزنامه يو اس آ تودی نوشت : واشنگتن و همپيمانان آن در تلاشند تا حمايت چين و روسيه را در مورد اعمال تحريم عليه ايران جلب کنند. اما اين کشورها روابط مستحکمی با ايران دارند و در قبال صدور قطعنامه در مورد ايران بسيار محطاتانه عمل می کنند.

جيمز فيليپس ، کارشناس امور خاورميانه در موسسه مطالعتی هرينچ آمريکا می گويد : به نظر من ، همراه کردن چين و  روسيه ، بسيار سخت خواهد بود. بر خلاف عراق که برای آن ، تحريم های نفتی اعمال شد ، در مورد ايران هيچگونه صحبتی در اين زمينه وجود ندارد. چين يکی از مشتريان بزرگ نفت ايران است و توقف صادرات نفت ايران ، موج عظيمی براه می اندازد که به بهای بسيار بالای نفت ، منجر می گردد.

همچنين ، رئيس مرکز برنامه خاورميانه در مرکز مطالعات استراتژيک آمريکا می گويد : اجماعی در شکست خوردن ديپلماسی وجود ندارد . وی ادامه می دهد : چين و روسيه نيز در مورد برنامه های اتمی ايران ابراز نگرانی می کنند، اما هيچ اعتقاد منسجمی مبنی بر لزوم حرکت آرام و خزنده ، بسمت تحريم ها شکل نگرفته است. وی خاطر نشان کرد اگر ما خيلی زود ، بسمت تحريم ها حرکت کنيم ، ممکن است از اهداف خود بسيار دور شويم .

لی فينستين ، يکی از اعضای شورای روابط خارجی آمريکا نيز می گويد ، هرچه شما در مورد اعمال تحريم ها عليه ايران صحبت کنيد ، شورای امنيت دوست ندارد چيزی در اين مورد بشوند. خصوصا اينکه اگر در جواب تحريم ها ، احمدی نژاد دست به اقدامی بزند ، دست شما برای پاسخگويی به او خالی خواهد ماند.

 

 

نيويورک تايمز : چين و روسيه مخالفند.

 

روزنامه نيويورک تايمز نيز به نقل از برخی مقامات حاضر در نشست پاريس نوشت : چين و روسيه ، در مقابل تهيه پيش نويس تهيه شده توسط آمريکا ، انگليس و فرانسه ، که در آن از ايران خواسته شده است فعاليتهای هسته ای حساس خود را متوقف کند مقاومت می کنند. اين بن بست در حال ظهور در مقابل مسير آمريکايی مذاکرات ، نشانه آغاز يک رويارويی و صف بندی جديد است که انتظار می رود هفته ها مذاکرات بين اين کشورها را به دارازا بکشاند. حتی ممکن است اين مذاکرات نيز منجر به نتيجه ای روشن در شورای امنيت عليه ايران نگردد.

نيويورک تاميز نوشت : حتی متن قطعنامه غير علنی آمريکا ، انگليس و فرانسه نيز در شکل حاضر آن ، حاوی نوعی ضرب الاجل برای پايبندی ، يا ظرح تهديدی خاص در صورت اقدام عليه ايران در صورت عدم تعهد به قطعنامه را شامل نمی شود.

بر اساس اين گزارش ، روسها و چينی ها معتقدند که اقدام آمريکايی ها و اروپايی ها برای مجازات ايران در شورای امنيت سازمان ملل فاقد نقطه هدف استراتژيک است و صرفا اوضاع را تشديد می کند.

 

پی نوشت من : ادبيات مشابه ، اطلاعات تقريبا هم جهت و تحليل های تقريبا برابر در دو سوی آتلانتيک وجود مبنی بر عدم کارآيی هرگونه تهديد و تحريم برای پيشرفت اهداف و برنامه های اروپا و آمريکا وجود دارد . جالب آنجا است که سطح قابل اجماع در بين آمريکا و اروپا در مورد سطح انتظار از ايران نيز تا سطح تعليق پروژه هايی که از نظر آنها حساس معرفی شده ،‌ تقليل يافته است. - صورت حسين درخشان پس از انتشار خبر عدم اجماع در سازمان ملل عليه ايران ديدنی خواهد بود. -


 
نبردی بسيار افتخار آفرين در پيش است
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

تهدید ناوهای آمریكایی و پاسخ نیروهای ایرانی 

در جریان رزمایش بزرگ پیامبر اعظم که فروردین ماه امسال در منطقه عمومی خلیج فارس و دریای عمان برگزار شد، آنچه بیش از تسلیحات پیشرفته آزمایش شده باعث وحشت ناظران خارجی گردید، سرعت عمل نیروهای ایرانی بود. ه گزارش خبرنگار «شریف‌نیوز» به نقل از یك فرمانده عالی‌رتبه نیروی دریایی، در جریان این رزمایش عظیم، نیروهای ایرانی در پاسخ به تهدید صورت گرفته توسط نیروهای خارجی حاضر در منطقه عمومی رزمایش، طی عملیاتی كه تنها دو ساعت به طول انجامید، پرچم جمهوری اسلامی ایران را در سواحل یكی از كشورهای حوزه خلیج‌فارس كه مقر نیروهای تهدید كننده در آنجا قرار داشت، برافراشتند و بلافاصله منطقه را ترك كردند. این عملیات نیروهای ایرانی، سردرگمی نیروهای خارجی را برانگیخت و باعث عقب‌نشینی نیروهای تهدیدكننده از منطقه رزمایش گردید.بر اساس این گزارش،‌ همچنین نیروهای ایرانی توانسته‌اند در این رزمایش، یك بیمارستان صحرایی را با تمام امكانات در عرض چهار ساعت برپاكنند كه این ركوردی بسیار خوب در این زمینه محسوب می‌شود.


 
تنگنای آمريکايی ، دربازار انرژی ، سياست و قدرت
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

آمریكا: قیمت نفت تا سه سال آینده روند صعودی دارد

 

وزیر انرژی آمریكا تاكید كرد، افزایش فزاینده قیمت جهانی نفت طی سه سال آینده ادامه خواهد یافت و كشورهای بزرگ مصرف كننده انرژی در این بین متحمل بیشترین خسارتهای اقتصادی خواهند شد.  

 

ساموئل بودمن افزود: افزایش تقاضای انرژی از سوی چین و هند یكی از مهمترین علل رشد قیمت نفت طی سالهای آینده خواهد بود.

 

وی تصریح كرد: كشورهای تولید كننده نفت طی سه سال آینده كنترل بر بازار انرزی را از دست خواهند داد و تقاضا به شدت بر عرضه جهانی نفت پیشی خواهد گرفت.

وی افزود: به نظر من كشورهای بزرگ تولید كننده نفت، تا سه سال آینده نخواهند توانست كنترل بازار انرژی را در دست بگیرند و این مساله موجب گسترش بی ثباتی در بازار و نوسانات شدید قیمت نفت خواهد شد.

 

كاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریكا نیز گفت: روند صعودی قیمت نفت در كوتاه مدت متوقف نخواهد شد. دولت آمریكا به جای اینكه به فكر كاهش قیمت نفت باشد، باید میزان وابستگی كشور به واردات انرژی را كاهش دهد.

 

وی در مصاحبه با شبكه تلویزیونی ای بی سی نیوز گفت: دولت آمریكا همواره از كشورهای تولید كننده نفت می‌خواهد میزان تولید خود را افزایش دهند ولی به نظر من راه حل اصلی، كاهش وابستگی كشور به واردات انرژی است.

 

 

نگرانی ژنرال های آمریکایی در مورد حمله به ایران:

 

مدیر برنامه‌ریزی ستاد مشترك ارتش آمریكا ، سرتیپ «ویكتور رنارت» : " اقدام نظامی علیه ایران با خطر زیادی همراه است و واكنش‌هایی منفی بیشماری را در منطقه در پی دارد ... هرگونه اقدام نظامی علیه ایران از نظر پیامدها برای آمریکا بسیار پیچیده است ... هر اقدام نظامی، تاثیرات زیادی در پی دارد و همین مسئله، دلیل خوبی برای ادامه روند دیپلماتیك و تلاش برای كارایی آن است..."

 

نقش ایران در منطقه خلیج فارس و امکان این کشور در کنترل شریان انرژی جهان و همچنین توان تاثیرگذاری در عراق متشنج فعلی كه آمریكا در كنترل شرایط آن ناكام مانده است، فکر دولتمردان آمریکایی را به خود مشغول داشته است.

کشور ایران به تنهایی با در اختیار داشتن ۹.۹ درصد از ذخایر نفت جهان در رتبه سوم کشورهای دارای ذخایر نفتی قرار دارد و از این طریق می‏تواند سهم تعیین کننده‌ای در بازار نفت داشته باشد. ایران همچنین با حاكمیت بر تنگه هرمز و جزایر سه گانه خلیج فارس، می‌تواند بر عبور بیش از ۴۰ درصد از نفت مصرفی جهان و ۱۶ هزار كشتی نفت‌كش و اقیانس پیمای غول پیكر كه در خلیج فارس تردد دارند، موثر باشد.كشورهای عربستان سعودی با ۲۰.۴ درصد از ذخایر جهانی، عراق با ۸.۹، امارات متحده عربی با ۷.۵ و كویت با ۷.۹ درصد از ذخایر شناخته شده جهانی نفت، به همراه ایران مجموعا ۵۴.۶ درصد از ذخایر جهانی را در اختیار دارند كه از این مقدار، بیش ۴۰ درصد از نفت مصرفی جهان از خلیج فارس عبور می‌كند. به همین خاطر است كه دولتمردان آمریكایی با تامل بسیار در مورد حمله نظامی به ایران سخن می‌گویند و به این نكته ایمان دارند هرگونه تنش‌آفرینی در این منطقه اقتصاد جهانی را با چالش مواجه خواهد كرد.

 

مدیر برنامه‌ریزی ستاد مشترك ارتش آمریكا در اظهار نظری عجیب برای یكی از ژنرال‌های بلند پایه آمریكایی که به جنگ‌طلبی شهرت دارند، گفته است: «اقدام نظامی علیه ایران با خطر زیادی همراه است و واكنش‌هایی منفی بیشماری را در منطقه در پی دارد.»  
سرتیپ «ویكتور رنارت» در گفت‌وگو با روزنامه «دیلی تلگراف» تصریح كرده که «هرگونه اقدام نظامی علیه ایران از نظر پیامدها برای آمریکا بسیار پیچیده است.»

وی افزوده است: «هر اقدام نظامی، تاثیرات زیادی در پی دارد و همین مسئله، دلیل خوبی برای ادامه روند دیپلماتیك و تلاش برای كارایی آن است.»

 

به نوشته دیلی تلگراف اظهارات وی را می‌توان یك بیانیه بسیار كمیاب و منحصر به فرد دانست كه از سوی ارتش آمریكا درباره مهمترین مسئله بین‌المللی روز منتشر شده است. این روزنامه در ادامه نوشت: «این هشدار به عنوان درك تهدیدی است كه تهران می‌تواند در عبور و مرور كشتی‌ها در خلیج فارس ایجاد كند و همچنین تهدیدی است كه متوجه آمریكا و متحدانش در عراق در صورت حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران می‌شود.»این اظهار نظر از سوی یك مقام ارشد ارتش آمریكا در حالی مطرح می‌شود كه دیپلمات‌های آمریكایی برای نشست امروز با دیپلمات‌های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی،‌ چینی و روس به منظور بحث درباره مساله هسته‌ای ایران آماده می‌شوند. آمریكا خواستار آن است كه شورای امنیت سازمان ملل فشار خود بر ایران را افزایش دهد اما با مخالفت از سوی پكن و مسكو روبرو شده است.

 

روزنامه روسی: آمریكا به خوبی می‌داند، در نشست پاریس تنها است

 

یك روزنامه روسی نوشت : آمریكا در نشست امروز پاریس برای بحث درباره برنامه هسته‌ای ایران تنها است . 

 

اعضای دائم شورای امنیت و آلمان امروز در نشستی در پاریس، خصوص پرونده هسته‌ای ایران تصمیم گیری خواهند كرد. به گزارش روزنامه دولتی «راسیسكایا گازیه تا» روسیه، كاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریكا هشدار داد ایالات متحده آمادگی دارد در خارج از چارچوب شورای امنیت سازمان ملل دست به اقدام بزند تا ایران را وادار كند از برنامه‌های هسته‌ای خود دست بردارد.

 

این در حالی است كه امروز روز سرنوشت سازی برای ایران است. وزرای امور خارجه پنج كشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد بعلاوه آلمان در پاریس گردهم جمع میشوند تا در خصوص گزارش البرداعی تصمیم گیری كنند. امروز مشخص خواهد شد كه پرونده هسته‌ای ایران در سطح شورای امنیت مورد بررسی قرار گیرد كه در واقع سناریویی است كه مورد نظر آمریكا است و یا طبق نظر ایران در سطح آژانس باقی بماند. به نوشته این روزنامه، اظهارات خانم رایس را می‌توان بیانگر این دانست كه دولت آمریكا به خوبی میداند كه با وجود مخالفت روسیه و چین با اعمال تحریمها در شورای امنیت هم برای متقاعد ساختن سایر اعضا برای حمایت از طرحهای خود با مشكل مواجه خواهد بود. وزیر خارجه آمریكا با آگاهی از این مسئله و ترس از به درازا كشده شدن بررسی مسئله ایران، خطر این كار را بسیار میداند .

 

«راسیسكایا گازیه تا» می‌نویسد، ایران اعلام داشته كه در صورت تصمیم شورای امنیت برای اعمال تحریم، تحت فشارهای آمریكا، هم قصد ندارد دست روی دست بگذارد و اقدامات مناسبی را در پاسخ به این اقدام در نظر خواهد گرفت. به نوشته این روزنامه، البته از سوی دیگر ایران خود را برای حمله احتمالی آمریكا هم آماده كرده و از هم اكنون دست به كار شده است. ایران طی نامه ای به كوفی عنان، دبیر كل سازمان ملل متحد، از این مساله شكایت كرده كه این خطر وجود دارد كه دولت آمریكا قصد حمله نظامی به خاك ایران را دارد و این اقدام بر خلاف موازین و ضوابط بین المللی است و سازمان ملل میبایست در جهت رفع این خطر و تجاوز آشكار اقدام مناسبی بعمل آورد.

 

«راسیسكایا گازیه تا» می‌افزاید، در حال حاضر وضعیت پیچیده ای بوجود آمده است. دیگر نمی‏توان تصور كرد كه بحران هسته ای ایران به كجا خاتمه پیدا خواهد نمود. البته به نظر نمی‏رسد كه این قضیه هم تاثیری بر مواضع سازش ناپذیر ایران داشته باشد .


 
هولوکاست ، بی آبرو ، حتی در آلمان !
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

عدم استقبال مردم آلمان از مراسم بزرگداشت هولوكاست

با وجود تبليغات وسيع در خصوص بزرگداشت روز هولوكاست در آلمان و تاكيد دولت اين كشور بر اهميت يادبود آن، مراسم بزرگداشت اين روز در مقابل بناهاي يادبود يهوديان با استقبال مواجه نشد و حدود 40 تا 50 نفر در اين مراسم شركت كردند .    

 

ويژگي خاصي كه روز هولوكاست در سال جاري در آلمان داشت اين بود كه برخي از سياستمداران آلماني و گروه‌هاي يهودي اين كشور قصد داشتند به بهانه اظهارات ضد صهيونيستي رئيس جمهور ايران، مراسم امسال را به شكلي وسيع‌تر برگزار نموده و از آن به منظور تحريك فضاي سياسي عليه ايران و سازماندهي اعتراضات نسبت به اظهارات احمدي نژاد بهره‌برداري نمايند . بر اساس اين گزارش، در همين راستا حتي گروه‌هاي مخالف جمهوري اسلامي ايران نيز قصد داشتند با استفاده از مراسم مذكور به تظاهرات عليه نظام جمهوري اسلامي ايران بپردازند . ضمن اينكه در روز برگزاري اين تجمع، اشاراتي در انتقاد از اظهارات رياست جمهور كشورمان نيز داشتند

 

علي‌رغم تمهيدات فوق مراسم مذكور با عدم استقبال عمومي مواجه شد تا جايي كه پاول اشپيگل رئيس شوراي مركزي يهوديان كه از سردمداران اصلي برگزاري اين مراسم بود با اظهار ناخشنودي از عدم استقبال عمومي از اين مراسم تاكيد نمود كه لازم است افكار عمومي در اين خصوص ترغيب و انگيزه لازم در اين رابطه ايجاد شود

 

اين گزارش حاكي است، علي‌رغم تمهيدات قبلي تبليغاتي در رسانه‌هاي مختلف آلمان در خصوص اين مراسم، شبكه‌هاي راديو و تلويزيوني و جرايد آلمان با توجه به اين موضوع نسبت به پوشش خبري نحوه برگزاري اين مراسم تقريبا سكوت اختيار كردند . بر اساس اين گزارش، مراسم بزرگداشت روز هولوكاست به جلسه پارلمان محدود گرديد و افكار عمومي در اين مسئله غايب بودند.


 
دايره گوشه ندارد
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

شریعتمداری: دایره گوشه ندارد

سرمقاله امروز روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری

 

حسین شریعتمداری

 

8ماه قبل- 21 شهریورماه 84- و در حالی كه مسئولان محترم كشورمان با خوشبینی به تعامل با آژانس می‌نگریستند، طی یادداشتی با عنوان «پروژه پلكانی حریف و تكلیف ما» ضمن ارائه چند شاهد و قرینه، پیش بینی كرده بودیم كه شورای حكام پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل می‌فرستد و با اشاره به یك پروژه پلكانی كه آمریكا و متحدانش تدارك دیده اند، تأكید داشتیم كه مقصود آنها از ارجاع پرونده به شورای امنیت، تحریم و یا مجازات‌ها‌ی دیگر علیه جمهوری اسلامی ایران نیست، بلكه اولین «پله» از این پروژه آن است كه شورای امنیت با صدور قطعنامه ای، به آژانس اختیاراتی فراتر از قوانین جاری داده و مجدداً پرونده را برای تأمین نظر شورای امنیت و مفاد قطعنامه ای كه صادر خواهد كرد به آژانس برگرداند، چرا كه در این حالت، جمهوری اسلامی ایران به جای آژانس كه ضوابط حقوقی و فنی تعریف شده ای دارد، با شورای امنیت روبرو خواهد بود و باید نظر و خواست شورای امنیت سازمان ملل را كه در قطعنامه می‌آید و فراتر از اختیارات قانونی آژانس است، تأمین كند.

 

امروزه، پیش بینی 8 ماه قبل كیهان به طور كامل تحقق یافته و آمریكا و اتحادیه اروپا، پله‌ها‌ی آن طرح پلكانی را كه از آن خبر داده بودیم، یكی پس از دیگری طی كرده و اكنون در همان نقطه ای كه پیش بینی شده بود قرار داریم.

 

در آن روزها-8ماه قبل- مجلس شورای اسلامی با ارائه یك طرح سه فوریتی دولت را موظف كرده بود كه در صورت ارجاع پرونده هسته ای ایران به هر سازمان و مركز بین المللی دیگر -غیر از آژانس- باید ظرف یك هفته با اعلام رسمی به آژانس، اجرای داوطلبانه پروتكل الحاقی را به طور كامل متوقف كند و كیهان در یادداشت مورد اشاره ضمن تقدیر از حساسیت مجلس هفتم، این مصوبه را ناكافی دانسته و تأكید كرده بود كه مجلس باید طی مصوبه ای دولت را مكلف كند در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل، بلافاصله و بدون درنگ از معاهده NPT خارج شود و استدلال كرده بود كه «اگر ایران با اجرای پروژه مورد اشاره، ملزم به تبعیت از قطعنامه شورای امنیت باشد، دیگر چه نیاز و الزامی به ادامه عضویت خود در معاهده NPT دارد.»

 

و اما درباره گزارش اخیر البرادعی كه همزمان به شورای حكام و شورای امنیت سازمان ملل ارائه شده و نقطه ای كه امروز در آن ایستاده ایم گفتنی‌ها‌یی هست: 

1-گزارش اخیر مدیركل آژانس را می‌توان و باید آخرین میخی تلقی كرد كه بر تابوت معاهدهNPT كوبیده شده و تعجب آور است كه علی رغم مرگ این معاهده، هنوز مسئولان محترم هسته ای كشورمان، آن را «زنده» تلقی كرده و در مجلس ختم این معاهده برای سلامتی آن دعا می‌كنند! آقای البرادعی در بخش پایانی گزارش اخیر خود و در فصل «ارزیابی كلی كنونیCURRENT OVERALL ASSESSMENT» آورده است «...اگر قرار است آژانس درك كاملی از 20 سال فعالیت هسته ای اعلام نشده(!) ایران داشته باشد، هر پیشرفتی در این خصوص به شفافیت و همكاری فعال ایران نیاز دارد. شفافیتی كه فراتر از معیارهای تشریح شده در موافقتنامه پادمان و پروتكل الحاقی باشد.»

 

همانگونه كه ملاحظه می‌شود مدیركل آژانس در این گزارش با صراحت اعلام می‌كند كه قوانین و ضوابط آژانس یعنی معاهده، پادمان، پروتكل الحاقی و... برای ارزیابی فعالیت هسته ای ایران كافی نیست و آژانس برای این بررسی به قوانین فراتر از آن نیاز دارد.ترجمان صریح و بدون كمترین ابهام این بند از گزارش البرادعی آن است كه معاهده NPT لغو شده است. چرا؟... وقتی معاهده ای كه مقصود و فلسفه وجودی آن، ارزیابی فعالیت هسته ای كشورهای عضو است، قابلیت این ارزیابی را نداشته باشد، به طور قطعی، لغو شده تلقی خواهد شد. آیا غیر از این است؟

 

2- البته، این معاهده علی رغم همه كاستی‌ها‌ و ظالمانه بودن برخی از مفاد آن، ظرفیت و قابلیت لازم برای ارزیابی فعالیت هسته ای كشورهای عضو و راستی آزماییVERIFICATION را دارد ولی از آنجا كه مطابق تمامی مفاد آن، فعالیت هسته ای ایران كاملا قانونی است، آمریكا و متحدانش به جای تأیید فعالیت هسته ای ایران، در پی تغییر مفاد معاهده و دادن اختیارات جدیدی به آژانس هستند تا محروم كردن كشورمان از داشتن چرخه تولید سوخت هسته ای -بخوانید فن آوری هسته ای- را باصطلاح «قانونی»! قلمداد كنند. و این اولین پله از همان پروژه پلكانی است كه كیهان 8 ماه قبل پیش بینی كرده و نسبت به آن هشدار داده بود.

 

3- مدیركل آژانس در این بخش از گزارش خود ترفند قابل ملامت و ناپسند دیگری نیز به كار گرفته و مفادNPT، پادمان و پروتكل الحاقی را منحصراً برای ارزیابی فعالیت هسته ای ایران ناكافی دانسته است و حال آن كه، اگر این قوانین و ضوابط ناكافی و ناكارآمد است باید برای همه كشورهای عضو باشد و اشاره انحصاری به ایران تنها می‌تواند با این انگیزه صورت گرفته باشد كه فعالیت هسته ای كشورمان را نامتعارف و باصطلاح یك مورد استثنایی معرفی كند و از این طریق برای قطعنامه و اقدام خصمانه احتمالی شورای امنیت علیه ایران اسلامی، زمینه سازی كرده باشد.

 

4- و اما، اگر آنگونه كه مدیركل در گزارش رسمی خود آورده است، معاهده NPT ناكارآمد است، مطابق ماده 39 از كنوانسیون 1969 وین -كه به اساسنامه معاهدات معروف است- راه حل قانونی آن ارائه «اصلاحیه» و دعوت از همه كشورهای عضو برای تصویب و پذیرش آن است. ولی آژانس بین المللی -بخوانید آمریكا و اتحادیه اروپا- بدون هیچ توجیه قانونی و حقوقی، مورد ایران را «استثناء» كرده و راه حل- یعنی كسب اختیارات بیشتر- را از شورای امنیت سازمان ملل خواسته اند. و این نقض آشكار اساسنامه آژانس، معاهدهNPT و قوانین تعریف شده حقوق معاهدات بین المللی است. در این زمینه باید یادآور شد كه مطابق بند 4 از ماده 40 كنوانسیون 1969 وین، كشورهای عضو یك معاهده در پذیرش یا عدم پذیرش اصلاحیه ای كه برای الحاق به یك معاهده پیشنهاد می‌شود كاملا آزاد و مختار هستند و در تبصره «B» از بند 5 همان ماده، آمده است «هریك از طرف‌ها‌ی یك معاهده بین المللی كه به موافقتنامه اصلاحی نپیوسته باشند، طرف معاهده اصلاح نشده به شمار می‌آیند».

 

5- از سوی دیگر، ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت اساسا غیرقانونی بوده است، توضیح آن كه شورای حكام در ارسال پرونده به ماده C12 اساسنامه آژانس استناد كرده و حال آنكه مطابق این ماده بایستی اولا؛ عدم پایبندی-NON COMPLIANCE- در جریان بازرسی از تأسیسات هسته ای كشور عضو به اثبات رسیده باشد و بازرسان آژانس در گزارش رسمی خود برآن تأكید ورزیده باشند -كه این عدم پایبندی در گزارش بازرسان نیامده- ثانیاً؛ در گزارش رسمی مدیركل به شورای حكام آمده باشد -كه نیامده- بنابراین شورای حكام در ارسال پرونده كشورمان به شورای امنیت، فقط یك تصمیم سیاسی گرفته است -كه مجاز نبوده- و به موارد حقوقی و فنی استناد نكرده كه موردی برای استناد نداشته است.

و اما از سوی دیگر، مطابق ماده C12 اساسنامه آژانس، در صورتی كه عدم پایبندی كشور عضو به اثبات برسد، آژانس به عنوان تنبیه، ارسال تجهیزات هسته ای به كشور عضو را متوقف می‌كند -كه اساساً تجهیزاتی به ایران نداده اند كه ارسال آن را متوقف كنند و نیز، مواد هسته ای كه به كشور عضو فرستاده اند را پس می‌گیرند كه موادی هم نفرستاده اند- همان طور كه ملاحظه می‌شود، تمامی گردش كار آژانس در ارسال پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل، غیر قانونی و بیرون از بستر معاهدهNPT و ملحقات آن صورت پذیرفته است، و این، علاوه بر آن كه از غیر قانونی بودن اقدام شورای حكام در ارسال پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل حكایت می‌كند، دلیل قاطع و غیرقابل تردید دیگری بر لغو معاهدهNPT است.

گفتنی است كه آقای البرادعی در سفر اخیر خود به ایران و در ملاقات با آقای آقازاده، رئیس سازمان انرژی اتمی كشورمان اعتراف كرده است كه پرونده هسته ای ایران با استناد به قوانین آژانس به شورای امنیت نرفته، بلكه ارسال این پرونده یك تصمیم سیاسی از سوی 4 كشور -آمریكا، فرانسه، انگلیس و آلمان- بوده است. ولی چرا آقای البرادعی اعترافی با این اهمیت را در جلسه خصوصی وبه صورت در گوشی، می‌كند... بخش دیگری از بازی مسخره حریف با پرونده هسته ای كشورمان است كه...

 

6- درباره تناقضات قانونی و حقوقی گزارش اخیر البرادعی و قانون شكنی‌ها‌ی شورای حكام و شورای امنیت، گفتنی‌ها‌ی فراوان دیگری نیز هست كه در این محدوده، مجال پرداختن به آنها نیست، اما آنچه گفتنی است این كه، ادامه حضور كشورمان در معاهده NPT كمترین توجیه منطقی ندارد، بنابراین لازم است؛

الف: با استناد به ماده 10 معاهده NPT كه در صورت نقض حاكمیت ملی كشورهای عضو، خروج آنها را از NPT مجاز می‌شمارد كاری كه باید چند سال قبل انجام می‌دادیم را به انجام رسانده و بی درنگ خروج خود از این معاهده را اعلام كنیم، چرا كه براساس شواهد موجود، شورای امنیت با دادن اختیارات فراقانونی به شورای حكام، پرونده ایران را به این شورا بازمی گرداند و باز هم، مجبوریم در گردش دایره ای و بی حاصل شورای حكام، سرگردان باشیم. راستی آیا «دایره» گوشه ای دارد كه در آن قرار بگیریم؟!

 

ب: باید به صراحت و بدون كمترین ابهام، اعلام كنیم در صورت صدور قطعنامه شورای امنیت، هیچیك از مفاد آن را كه با منافع ملی و حق قانونی ما در تناقض باشد، نمی‏پذیریم و براین دیدگاه در نظر و عمل اصرار ورزیم، زیرا، شواهد و قرائن موجود و تجربه چند سال اخیر نشان می‌دهد كه چنانچه قصد پافشاری بر حق مسلم خود را داشته باشیم، بالاخره در یك نقطه باید مقابل شورای امنیت بایستیم. بنابراین چرا، اكنون كه از پشتیبانی گسترده مردم، اجماع ملت‌ها‌ی مسلمان و پراكندگی در اردوی حریف برخورداریم، ایستادگی نكنیم؟ مخصوصاً آن كه كمترین كوتاهی و نرمش در مقابل باج خواهی آمریكا و متحدانش، می‌تواند مردم ایران و سایر ملت‌ها‌ی مسلمان و آزاده جهان را نسبت به مقاومت و ایستادگی ما دچار تردید كند و سپس در نقطه دیگری كه قصد ایستادگی داریم، از این اهرم قدرتمند بی بهره یا، كم بهره باشیم.


 
يکی ديگر از دسته گلهای ارتش ۶۰ ٪ فاسد !
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

تجاوز 35 سرباز صهیونیست به یك دختر 11 ساله

 

در اقدامی كه به بزرگترین رسوایی تاریخ ارتش رژیم صهیونیستی تفسیر شده است، 35 سرباز صهیونیست، به تجاوز به یك دختر 11 ساله متهم شده‌اند. بنا یه گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس از بیت المقدس ، در این پرونده كه بزرگترین رسوایی جنسی ارتش اسرائیل محسوب می‌شود، 35 سرباز ارتش، ‌متهم به تجاوز به دختری 11 ساله هستند كه به همراه خانواده‌اش در یك پایگاه نیروی هوایی در جنوب اسرائیل زندگی می‌كرد.

 

در همین حال وكلای مدافع این سربازان مدعی شده‌اند این دختر درباره سن خود به سربازان دروغ گفته است و به انجام این رابطه رضایت داشته است. حتی در صورت صحت این مطلب نیز این سربازان بر اساس قوانین اسرائیل به تجاوز جنسی متهم خواهند شد.

بر اساس جزئیات محدودی كه توسط ارتش اسرائیل منتشر شده است، حداقل 17 سرباز نیروی هوایی اسرائیل تا به حال بازجویی شده‌اند و افراد دیگری نیز به زودی بازجویی خواهند شد.

 

به گفته ارتش این دختر به همراه پدر خود كه راننده ارتش بود در پایگاه نیروی هوایی زندگی می‌كرد اما پس از این حادثه پایگاه را ترك كرده و اكنون نیز تحت درمان روانشناسی است. برخی از سربازان دخیل در این ماجرا به بازجویان گفته‌اند این دختر مدعی بوده است 16 سال دارد.


 
مرامنامهء مجمع وبلاگ نويسان مسلمان
ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

 

بسم الله تعالی

  

آن چه گردآمدگان در مجمع وبلاگ نویسان مسلمان ، به عنوان میثاق وعهد خویش با خود و سایر اعضای مجمع به طور قطع و یقین پذیرفته اند از این قرار است :

 

 

 

1.       قلم ، به عنوان ابزاری برای ارائه فکر و اندیشه و وسیله ای برای ارتقاء سطح فکری و اعتقادی نوع بشر ، متعهد است به ایمان و عمل صالح . (اعضای مجمع معتقدند که تا وقتی حریت وآزادگی تفکر انسان تحت تاثیر امسال غیر الهی قرار نگرفته است ، می تواند در خدمت اسلام و آرمانهای الهی باشد(

2.       ملاک اصلی پذیرش اعضاء در این مجمع ، پذیرش قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد و در مورد افرادی که خارج از مرزهای جغرافیایی ایران اسلامی قرار دارند ، عدم اثبات مخالفت با اصول موضوعه این قانون ملاک خواهد بود.

3.       اتحاد و همبستگی و وجه مشترک اعضای مجمع ، بر عدم پذیرش اوضاع کنونی جهان حقیقی و مجازی و سرپیچی از فرامین امپراطوران خبری و رسانه ای و اربابان زر و زور و تزویر می باشد و تمام تلاش خود را می کنند تا شهروند مطیعی برای دهکدهء چهانی آمریکایی نباشند و در برهم زدن توازن این دنیا ، منافع ملل مسلمان و مستضعفان جهان اولویت خواهد داشت و صدور اندیشه انقلابی حضرت امام خمینی (ره) و نگاه دین مدارانه به آینده ، مد نظرخواهد بود.

4.       اعضای این مجمع ، اهل هرگونه تضارب آراء و نقد ونظر در حوزه فکری و نوشتاری هستند و از هر درگیری و تضارب فیزیکی برائت می جویند. حقیقت آنچنان بدیهی و مسلم است که برای اثبات آن ، نیازی به رویارویی فیزیکی نیست.

 

 

 

با اتفاق آراء ، در روز هشتم از ماه دوم سال پیامبر اعظم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ، (8/2/85 ) و به برکت نام مبارک پیامبر عظیم الشان اسلام ، توسط پنج عضو هیئت موسس ، تصویب گردید .

 

·          امین هاشمی

·          سید شهاب الدین واجدی

·          محمد مسیح مهدوی

·          ابوذر منتظرالقائم

·          سید صالح نوری


 
خواهد رسيد هنگامه نبرد
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

نقل به مضمون هایی از سید مصطفی و سید مرتضی :

 

- هر وقت آمریکا بداند که این قلب حسین است که در سینه ء مامی تپد ، می فمهد که الان ، ما تمرین شهادت می کنیم، هنگامه نبرد که فرا رسد ، ( که می رسد و مشتاقیم )، شما که از تمرین ما می ترسید ، باشد که نبرد ما را نظاره کنید.

 

- هنگامه نبرد است که مردان و نامردان از یکدیگر باز شناخته می شود ، پس ای شیپورها بنوازید و ای طبل ها به صدا در آیید.

 

پی نوشت : یعنی میشه ؟ ای خدا ! یعنی میشه ؟ ...


 
اعتراف پشت اعتراف- نتايج اطلاعات جاسوسی
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

نيوزويک اعتراف کرد :

اطلاعات جاسوسي آمريكا نشان مي‌دهد ايراني‌ها نظام خود را دوست دارند

 

مجله "نيوزويك" در شماره اين هفته خود نوشت: «برخي از فعالان نومحافظه‌كار آمريكا خواستار افزايش فشارهاي واشنگتن براي توقف برنامه هسته‌اي ايران شده‌اند.» "مايكل لدين" يكي از كارشناسان موسسه مطالعاتي "آمريكن اينترپرايز" در گفتگو با نيوزويك مدعي شده بود كه مردم ايران از نظام متنفرند و انقلابي در راه است.

 

اما اين مجله در واكنش به اين گزارش تصريح كرد: «بنا بر گفته 6 نفر از مقامات آمريكايي آشنا به تحليل‌هاي رسمي درباره ايران كه خواسته‌اند بخاطر حساسيت موضوع نامشان فاش نشود، آژانس‌هاي اطلاعاتي آمريكا مخالف نظر اين كارشناسان هستند.» اين منابع به نيوزويك گفتند، با وجود آن كه در ميان اقليت‌هاي ايران ناآرامي وجود دارد اما نشانه‌اي از ناآرامي در ميان اكثريت فارس‌هاي ايران مشاهده نمي‌شود.

 

اين گزارش حاكي است، "جان نگروپونته" مدير اطلاعات ملي آمريکا NSA- در گزارش اوايل سال جاري به كنگره آمريكا گفت: «اصول‌گراها بار ديگر كنترل را در ايران در دست گرفتند.»

 

وي مدعي شد: «دولت اين كشور بطور موثرتري آزادي مختصري كه در اوايل دهه ارايه شده بود، سركوب مي‌كند.» يكي از منابع وابسته به پنتاگون (وزارت دفاع آمريكا) نيز به نيوزويك گفت: «همه تلاش‌ها براي بوجود ‌آوردن انقلاب در ايران به شكست انجاميده است.» اين مجله گزارش داد: «آژانس‌هاي اطلاعاتي آمريكا همچنين اعتقاد دارند كه برنامه هسته‌اي ايران در ميان مردم و افكار عمومي اين كشور محبوبيت دارد و اين حس حتي در ميان آن دسته از افرادي كه با سياست‌هاي نظام موافق نيستند، نيز وجود دارد.»

 

بنا بر اين گزارش به نقل از اين منبع وابسته به پنتاگون،‌ ايراني‌ها از هر طيف و دسته‌اي اعتقاد دارند كه توان هسته‌اي مي‌تواند به كشورشان شكوه و جلال دهد. به همين دليل به گفته دو نفر ديگر از منابع اطلاعاتي، هر گونه تلاش آمريكا و اسرائيل براي بمباران تاسيسات هسته‌اي ايران تنها حمايت‌ها از اين برنامه را افزايش خواهد داد.

 

اين مجله در نهايت تصريح كرد: «چندين منبع اطلاعاتي توافق كردند ارزيابي اطلاعاتي آن است كه اگر آمريكا هر اقدامي عليه حكومت اين كشور انجام دهد اقدامات ضدآمريكايي از سوي ايران با استفاده از نيروهاي حزب‌الله لبنان و گروه‌هاي شهادت‌طلب بيشتر خواهد شد. » به نوشته نيوزويك، اين اطلاعات جاسوسي در اختيار مقامات ارشد كشوري قرار گرفته است و اكنون تصميم با آنها است كه چه تصميمي اتخاذ كنند.

 

پی نوشت :

 * بيوگرافی رئيس سازمان امنيت ملی آمريکا - جان ديميتری نگروپونته :

http://www.derechos.org/nizkor/negroponte/eng.html


 
آشنايی مسرت بخش و خبری مهم
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

از پیدا کردن این وبلاگ ، در آدرس http://www.air-university.blogspot.com/ که متعلق به بچه های دانشجوی دانشکده علوم و فنون هوایی شهید ستاری ( فرماندهی آموزشهای هوایی نهاجا ) است بسیار خوشحال شدم . ارادت قلبی خود را به تمامی خداجویان دشمن شکن ارتش جمهوری اسلامی ایران تقدیم می کنم و برای ایشان آرزوی توفیق روزافزون در تمامی مراحل زندگی و تلاش را دارم .

 

حالا که اينطوری شد ، تا بحال از اين دانشگاه چی می دونستيد ؟ بريد ببينيد اصلا چيزی می دونيد ؟

 

چيز جالب ديگری هم پيدا کردم  : سايت دوربين های مدار بسته ترافيکی تهران که تصاوير آن هر ۲ دقيقه يکبار بروز می شود. اين سايت ، متعلق به فرماندی پليس راهنمايی و رانندگی ناجا است. از اين سايت استفاده کنيد. سايت بسيار جالبی است.

 

به يمن اين آشنايی ، خبری مندرج در وبلاگ بچه های نهاجا را برای شما درج می کنم :

 

آزمايش موشك فجر3 خون آمريكاييها را به جوش آورده است

موشک "رادارگريز" توسط ايران که به گفته مقام های ايرانی قادر به "هدف قرار دادن چند هدف به طور همزمان است"، وزارت خارجه آمريکا می گويد اين آزمايش نشانگر آن است که ايران درحال دنبال کردن "يک برنامه نظامی پرخاشگرانه" است. روز جمعه سردار حسين سلامی، فرمانده نيروی هوايی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران، در جريان برگزاری يک مانور دريايی، اعلام کرد که ايران اين موشک جديد را که "فجر 3" نام دارد با موفقيت آزمايش کرده است.

 

وی گفت: "اين موشک به طور همزمان می ‌تواند چند هدف را مورد اصابت قرار دهد و از كمند موشک ‌های ضد موشک هر دشمنی با دقت بالا عبور كند. اين فناوری بر مبنای گريز از سيستم‌های دفاع ضد موشک و گريز از رادار‌ طراحی شده است."

آدام ارلی، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا گفت اين حرکت "نشان می دهد که ايران يک برنامه نظامی خيلی فعال و پرخاشگرانه را دنبال می کند."وی افزود "برنامه آنها شامل تلاش برای توسعه سلاح های کشتار جمعی و همچنين سيستم های پرتاب آنهاست". 

ايران هم اکنون به خاطر برنامه جنجال آفرين اتمی خود که اصرار دارد صرفا با مقاصد صلح آميز توسعه داده می شود تحت فشار جامعه بين المللی است.شورای امنيت سازمان ملل روز چهارشنبه بيانيه ای در مورد پرونده اتمی ايران که يک ماه قبل به اين شورا فرستاده شده بود صادر کرد و در آن از ايران خواست غنی سازی اورانيوم را معلق سازد.

آقای ارلی گفت: "فکر می کنم موضعگيری نظامی ايران، تلاش هايش برای توسعه نظامی، باعث نگرانی جامعه بين المللی است، همانطور که شواهد آن را در اجماعی که در مورد برنامه اتمی اين کشور و همچنين ساير نگرانی های عدم گسترش تسليحاتی شاهد هستيد می بينيم."

 

قابليت تقسيم :

حسين سلامی، فرمانده نيروی هوايی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران، درباره مشخصات و قابليت های موشک فجر 3 گفت: "كلاهک اين موشک قادر است روی هر موشكی با هر برد متغيری نصب شود و محدوديتی در بر ندارد و چون برد آن متغير است، به نحوی كه موشک بعد از جدايی از كلاهک به چند موشک كوچکتر تبديل می شود، قادر است در آن واحد چند هدف متحرک را مورد اصابت قرار دهد."نيروهای نظامی ايران در حال حاضر مشغول انجام يک مانور دريايی به نام " پيامبر اعظم(ص)" در محدوده خليج فارس تا چابهار هستند.

 

سردار سلامی به تلويزيون دولتی ايران گفته است که اين موشک "ساخت صنايع دفاعی کشور" است. ايران در سالهای اخير چند موشک را با موفقيت آزمايش کرده است، از جمله موشک "شهاب 3".مقامات ايرانی می گويند "شهاب 3" به طور کامل در ايران ساخته شده اما ايالات متحده آمريکا می گويد اين موشک بر پايه طراحی کره شمالی ساخته شده است.

 

بنابه گزارش ها اين موشک همچنين قادر به حمل کلاهکی هزار کيلوگرمی است و به راحتی به خاک اسرائيل می رسد.مقامات نظامی ايرانی پيشتر تاکيد کردند که برای مقابله با کوششهای اسرائيل برای افزايش توان موشکی آن کشور، ايران نيز سرگرم بهبود سيستم موشکی خود است.آزمايش موشک "شهاب 3" حدود دوهفته پس از انجام آزمايش يک موشک از سوی اسراييل انجام گرفت.

بنابه گزارش ها اسرائيل در اواخر ژوييه سال 2004 ميلادی سيستم ضدموشکی خود موسوم به "ارو 2" را آزمايش کرده بود.


 
آمريکا آرام آرام ، با ايران هسته ای کنار می آيد
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

روزنامه دست راستی آمریکایی نيويورك تايمز:

زندگي كردن با ايران هسته‌اي بهتر از جنگ است .

 

 

نيويورك تايمز در گزارشي با اشاره به اينكه بين ايران هسته‌اي يا حمله به تاسيسات هسته‌اي تهران كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟، نوشت: تا زماني كه "جورج بوش" به همراه تيم امنيت ملي خود و "دونالد رامسفلد" وزير دفاع او تصميم به چنين كاري داشته باشند، ترجيح مي‌دهيم با ايران مسلح به تسليحات هسته‌اي زندگي كنيم.

 

نويسنده "نيويورك تايمز" در گزارش روز چهارشنبه‌خود در پايگاه اينترنتي اين روزنامه تصريح كرد كه هرچند مي‌دانم كارصحيح اين است كه تمامي گزينه‌ها را مد نظر قرار دهيم ولي گذشته از پيامدهاي نظامي و ديپلماتيك، هيچ اطميناني به توانايي دولت بوش براي مديريت يك حمله نظامي پيچيده به ايران وجود ندارد

 

"توماس فریدمن" مي‌نويسد به عنوان كسي كه به اهميت اصلاح وضعيت عراق اعتقاد دارم، ميزان ناشايستگي كه دولت بوش در عراق از خود نشان داده است و از اعتراف به اشتباهات يا كنار گذاشتن افرادي كه مرتكب اين اشتباهات شده‌اند خودداري كرده است، حمايت از دولت براي آغاز هرگونه حمله نظامي عليه ايران كاملا غيرممكن است

 

وي در ادامه با اشاره به اينكه اگر سيستم حكومتي آمريكا يك دمكراسي براساس راي مجلس بود، تمامي دولت بوش تاكنون از قدرت كنار گذاشته شده بودند، مي‌نويسد: ولي باتوجه به اينكه حكومت ما اينگونه نيست و حتي اگر برخي از ما فكر كنيم كه كار اين دولت تمام شده است، اينگونه نيست.  فردمن تاكيد دارد، دونالد رامسفلد خود را وزيري مسوول مي‌داند كه حاضر است هر ميزان نيرويي كه ژنرال‌هاي اين كشور در عراق درخواست كنند ، در اختيار آنها قرار دهد ولي مساله اينجا است كه به گفته رامسفلد آنها هرگز تقاضاي نيروي بيشتر نكردندنيويورك تايمز مي‌نويسد: هرچند اين اظهارات كاملا بي‌معني است ولي حتي اگر ژنرال‌هاي ارتش آمريكا تقاضاي نيروهاي بيشتري نكردند، رامسفلد بايد آنها را مورد سووال قرار مي‌داد و بخاطر غارت ها، تحت كنترل نبودن مرز عراق با سوريه، بي‌محافظ بودن انبارهاي تسليحاتي صدام و بي‌ثباتي در عراق از آنها سووال مي‌كرد.  البته رامسفلد هرگز اين سووال‌ها را مطرح نكرد چون نمي‌خواست نيروهاي بيشتري به عراق اعزام كند زيرا او تصور مي‌كرد كه رژيم صدام را از بين خواهد برد و از اين كشور خارج خواهد شد

 

وي ادامه مي‌دهد: بنابراين، اگر گزينه ما يك عمليات عليه ايران باشد يا اينكه اجازه دهيم ايران به تسليحات هسته‌اي دست يابد و از طريق كلاسيك به مقابله با آن بپردازيم، گزينه دوم را ترجيح مي‌دهيم.

 

به نوشته فريدمن، تنها ارسال يك يادداشت ديپلماتيك به ايران كافي است. در متن اين يادداشت بايد گفته شود كه اگر شما زماني از تسليحات هسته اي استفاده كنيد، يا آن را در اختيار گروه‌هاي تروريستي قرار دهيد، ما تمامي تاسيسات هسته‌اي شما را با تسليحات هسته‌اي تاكتيكي خود نابود خواهيم كرد

 

وي تصريح كرد، هرچند من اميدوار بودم كه گزينه سومي نيز وجود داشت، ولي تنها راه حل سوم به چالش كشيدن ايران از طريق مذاكره رو در رو با تهران در مورد مسائل مورد اختلاف يعني عراق، تحريم‌ها و بمب هسته‌اي خواهد بود كه البته چنين ديپلماسي نيازمند دو چيز است : نخست اينكه دولت بوش بايد تصميم خود را بگيرد كه آيا به دنبال تغيير رژيم در ايران است يا تغيير رفتار؟ اگر هدف آن تغيير رژيم است، ديپلماسي هيچ شانسي نخواهد داشت و ايرانيان هرگز مذاكره نخواهند كرد 

 

نويسنده نيويورك تايمز مي‌نويسد: مورد دوم اينكه اگر دولت بوش آماده است تا با تغييرات در رفتار ايران كنار بيايد، آنگاه ديپلماسي از شانس برخوردار است. البته در صورتي كه متحداني نيز داشته باشد و يك قواي تهديدي براي مجبور كردن ايران به جدي گرفتن مذاكرات در اختيار داشته باشد زيرا تنها راهي كه ايران با معامله كردن با آمريكا موافقت خواهد كرد، اين است كه تصور كند آمريكا هم در داخل و هم در خارج از اين كشور براي حمله به ايران از حمايت برخوردار است. به نوشته وي ، "دليل اصلي كه رامسفلد بايد از سمت خود كناره‌گيري كند، اين است كه ما درمقابله با ايران ، ازيك گزينه ديپلماتيك يا نظامي معتبر برخوردار نيستيم، لذا شايد كنار آمدن با ايران هسته‌اي عاقلانه‌ترين كار تحت هر شرايطي باشد .


 
کاملا بدون شرح . بعضی ها حتما بخوانند.
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

دستور رییس‌جمهور به علی‌آبادی برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها‌

دكتر محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهور به رییس سازمان تربیت بدنی دستور داد با برنامه‌ریزی صحیح و مقتضی شئون بانوان، بخشی از مرغوب‌ترین مكان‌های تماشاگران در ورزشگاه‌هایی كه مسابقات فوتبال ملی و مهم برگزار می‌شود، به طور ویژه به بانوان و خانواده‌ها اختصاص یابد.  

متن كامل نامه‌ی رییس‌جمهور به رییس سازمان تربیت بدنی به این شرح است:  

 

جناب آقای مهندس علی‌آبادی

معاون محترم رییس‌جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی

 

سلام علیكم

 

همان گونه كه مطلعید مسابقات فوتبال جاذبه‌های فراوانی دارد و به‌ویژه در موارد حساس ملی و برجسته‌ی باشگاهی میلیون‌ها نفر به تماشا می‌نشینند و ده‌ها هزار نفر از جمله‌ی خانواده‌های فراوانی هستند كه علاقه‌مند و مشتاقند به اتفاق و از نزدیك و در محل ورزشگاه این مسابقات را مشاهده كنند.

 

بر خلاف تصور و تبلیغ عده‌ای، تجربه نشان داده است كه حضور انبوه خانواده‌ها و بانوان در محیط‌های عمومی، سلامت، اخلاق و عفاف را در آن محیط‌ها حاكم كرده است.

جامعه‌ی زنان در تمامی صحنه‌های حماسه‌ساز دهه‌های اخیر در خط مقدم قرار داشته‌اند و امروز نیز طلایه‌دار حضور سازنده و با نشاط همراه با حفظ ارزش‌ها و قداست‌ها و مسوولیت‌های ویژه‌ی زن متعالی در عرصه‌های گوناگون هستند. از این رو ضرورت دارد با همكاری وزارت كشور و با برنامه‌ریزی صحیح و مقتضی شئون بانوان محترم، بخشی از مرغوب‌ترین مكان‌های تماشاگران در مسابقات فوتبال ملی و مهم به طور ویژه به بانوان و خانواده‌ها اختصاص یابد.

 

مطمئن هستیم بانوان عزیز ما كه پاسدار عفاف و كرامت زنان هستند و در تمام مراحل یار و یاور انقلاب اسلامی بوده‌اند، امروز نیز پرچمدار ایجاد محیط سالم و امن اجتماعی خواهند بود.

 

محمود احمدی‌نژاد

رییس جمهوری اسلامی ایران

 


 

اين را هم داشته باشيد. .:.

( جان نثاری ، محمد زاده و اکبرزاده هم بدوند زنبيل بگذارند برای ما هم اگر شد جا بگيريد ! :))  )

 

پذیرش دانشجو در مقطع دکتری ارتباطات دانشگاه تهران

 

دانشگاه تهران با موافقت وزارت علوم برای اولین بار در مقطع دکتری رشته ارتباطات دانشجو می‏پذیرد. با موافقت شورای گسترش آموزش عالی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از سال 1386 در رشته علوم ارتباطات دانشجوی دکتری می‏پذیرد.دانشگاه تهران در سال جاری در 130 رشته دانشجوی دکتری می‏پذیرد. در سال جاری 10رشته جدید به رشته‌ها‌ی این دانشگاه افزوده می‏شود. رشته‌ها‌ی نانوتکنولوژی، سم شناسی و دامپزشکی از جمله رشته‌ها‌ی جدید دانشگاه تهران به حساب می‏آید.


 
کسی حجاب را باز زور ، ترويج نمی کند.دستگاه فرهنگی وانتظامی منفعل نشوند.
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

احمدی‌نژاد: ترویج حجاب، آمرانه نیست

 

رئیس‌جمهور، حجاب اسلامی را انتخاب تاریخی زنان ایرانی دانست و گفت: ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه ما به برخوردهای آمرانه نیاز ندارد.

 

به گزارش دفتر امور رسانه‌ای ریاست جمهوری، محمود احمدی‌نژاد، عصر یكشنبه در جلسه هیأت وزیران حجاب اسلامی را انتخاب تاریخی زنان ایرانی و دارای ریشه چند هزارساله عنوان كرد و گفت: بانوان ایرانی بدلیل عظمت روحی،‌ فهم،‌ بزرگواری، بزرگ منشی، ایمان و اعتقادات خود همواره بهترین‌ها از جمله پوشش و حجاب اسلامی را انتخاب كرده‌اند. وی با بیان این‌كه زنان و بانوان ایرانی همواره در صحنه‌های مختلف تاریخی و بخصوص انقلاب اسلامی پیشتاز بوده‌اند، گفت: امروز نیز بار اصلی ترویج فرهنگ اسلامی و عفاف بر عهده مادران مومن و برومند ایرانی است كه هزاران هزار انسان عالم، مومن،‌فداكار و ارزشمند را در دامان خود پرورانده و تربیت كرده‌اند.

 

رئیس‌جمهور با انتقاد از برخی سخنان سخیفی كه اخیرا به بهانه مقابله با بدحجابی عنوان شده است،‌ تصریح كرد: ‌حجاب و عفاف بسیار مهم و اصلی خدشه ناپذیر و تضمین كننده سلامت حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی است ولی این‌كه هرگاه صحبت از فساد و ناهنجاری می‌شود برخی منشاء و عامل آن را زنان عنوان می‌كنند،‌ نگرشی بسیار غلط، ظلم و جفایی بزرگ است.

 

احمدی‌نژاد حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی بر اساس معیارهای اسلامی را موجب ارتقای سلامت اجتماعی دانست و گفت: نباید رفتار عده‌ای قلیل از آقایان و بانوان كه معیارها را نادیده می‌گیرند، مبنای داوری قرار گیرد و این گروه اندك باید دقت داشته باشند كه محیط اجتماعی،تاثیرگذار بر همه آحاد جامعه است و همه باید به معیارهای قانونی و اخلاقی اجتماع پایبند باشند. وی تاكید كرد: دستگاه‌های فرهنگی بخصوص سازمان صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نباید با این پدیده فرهنگی منفعل برخورد كنند و همه باید از اندیشمندان و صاحب نظران امین و آگاه به اصول مترقی اسلام برای تبیین صحیح مساله حجاب استفاده كنند.

 

رئیس‌جمهور افزود: برخی افراد بدون توجه به آرمان‌های امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری، با استفاده از تریبون‌های عمومی سخنانی مطرح می‌كنند كه ارتباطی با اسلام ناب ندارد و وانمود می‌كنند كه جامعه اسلامی و متدین ایران دست به گریبان مشكلی خانمان برانداز شده است. احمدی‌نژاد با یادآوری ناكارآمدی شیوه‌هایی كه در گذشته برای جلوگیری از بدحجابی به كار گرفته شده، به تبعات منفی برخوردهای مستقیم در مسائل فرهنگی اشاره كرد و گفت: مسائل فرهنگی یك شبه حل نمی‌شود و نباید بر اساس جوسازی‌ها و جنجال‌ها، دستگاه‌های فرهنگی و انتظامی دچار انفعال شوند و در فضایی گرفتار شوند كه مشخص نیست مدیریت آن بر عهده كیست و تنها برخی فرصت طلب‌ها از آن بهره می‌برند.

 

وی علاقه وافر و اعتقاد زنان و مردان ایرانی به حجاب اسلامی را خاطرنشان كرد و افزود: دستگاه‌های حكومتی و اجرایی باید زمینه‌ها و بستر لازم از جمله امكان عرضه لباس‌های متناسب با فرهنگ، دین، اخلاق و عرف جامعه و در عین حال تامین كننده ذائقه نوگرایی و تنوع خواهی جوانان را فراهم كنند بطوری كه افراد به راحتی قدرت انتخاب لباس‌های مناسب شأن زن و مرد مسلمان را داشته باشند.

 

رئیس‌جمهور با تاكید بر استفاده از نظرات علمای بزرگ و صاحب نظران حوزوی و دانشگاهی برای ترویج فرهنگ حجاب و عفاف گفت: متاسفانه برخی‌ها طوری صحبت می‌كنند كه گویی تنها راه حل مشكل،‌برخورد فیزیكی و دیوار كشیدن در خیابان‌هاست و برخی دیگر نیز جوانان فرهیخته و متعهد ایرانی را ناسازگار توصیف می‌كنند در حالی كه در امور فرهنگی باید به شدت از برخوردهای حساب نشده جلوگیری كرده و اجازه نداد مباحث و پدیده‌های فرهنگی به بحث‌های سیاسی و دعواهای گروهی تبدیل شود.

احمدی‌نژاد با تاكید بر این‌كه راه حل پدیده‌های اجتماعی باید آمیخته با متانت و تدبیر باشد، افزود: در عین حال باید با دقت، ظرافت و خیرخواهی و دوستی، كسانی را كه قصد نادیده گرفتن هنجارهای جامعه را دارند برحذر داشت،‌زیرا ما با انسان‌های دارای شخصیت و كرامت مواجه‌ایم كه در عمق وجود خود دین مدار هستند.


 
بررسی يک پرونده : کتاب مقدس براندازان - از وبلاگ مقالات سياسی
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بازخواني يک پرونده

بخشهايي از مقاله " كتاب مقدس براندازان "

منبع : وبلاگ مقالات سیاسی

5.persianblog.ir

 

 

ساموئل هانتينگتون (Samuel P Huntington) استاد برجسته كرسي «حكومت» و مدير مؤسسه مطالعات استراتژيك دانشگاه هاروارد آمريكا است و سابقاً رئيس جامعه علوم سياسي آمريكا و از مؤسسان مجله سياست خارجي بوده است.

 

شهرت جهاني او بيشتر به خاطر نظريه  برخوردتمدنها است (اين نظريه ابتدا در نشريه Foreign Affairs توسط هانتينگتون مطرح شد و انعكاسي جهاني يافت). اما مقاله حاضر، به اين نظريه مشهور نمي پردازد بلكه موضوع آن كتابي از اين نظريه پرداز آمريكايي است كه براندازان و تجديدنظرطلبان و يا به تعبير خود او «اصلاح طلبان» آن را «كتاب مقدس» خود مي دانند؛ كتابي كه چهره حقيقي هانتينگتون را هرچه بيشتر نمايان مي كند.

 

او در پس اين چهره علمي، فعاليتهاي سياسي خود را همراه با هنري كيسينجر، برژينسكي و استانلي هافمن در شوراي روابط خارجي امريكا آغاز كرد كه اصلي ترين نهاد رهبري سياست خارجي آمريكا است. او همچنين سمتهاي سياسي، امنيتي و اطلاعاتي متعددي را از سال 1969 تا كنون عهده دار بوده است:

 

-          هماهنگ كننده امنيتي شوراي عالی امنيت ملي در كاخ سفيد

-          عضو كميسيون تدوين سياستهاي دراز مدت استراتژيك آمريكا

-          عضو كميسيون حفاظت از اسناد سري آمريكا

-          عضو ارشد يگان نظامي مستقل براي توسعه بين المللي در كاخ سفيد.

 

اين مقام ارشد امريكايي، ايران را كشوري اقتدارگرا و غير دمكراتيك معرفي مي كند كه مانند ساير كشورهاي اين چنيني بايد شيوه حكومت آن تغيير يابد و به سمت دموكراسي شدن و ليبرالي شدن گام بردارد. لذا در كتاب خود با نام The Third Wave به ارائه دستورالعمل هايي براي سرنگوني و يا تغيير شكل چنين حكومتهايي مي پردازد:

 

در رهنمودهاي هانتينگتون جهت فروپاشي چنين مي خوانيم:

1.       مراقب عدم مشروعيت يا مشروعيت سست و آشفته رژيم اقتدارگرا باش. اين يكي از نقاط بسيار آسيب پذير است. رژيم را در مسائلي كه مورد توجه عام است مانند فساد و خشونت مورد حمله قرار بده. هر گاه رژيم در اقداماتش موفق بود (به خصوص در بخش اقتصادي) اين نوع حملات بي تأثير مي ماند. هنگامي كه در كارهايش لغزش و سستي روي داد (بايد هم چنين بشود) در آن حال مهمترين اهرم فشار براي فروكشيدن آن از سرير قدرت، بزرگ كردن و نماياندن عدم مشروعيت آن خواهد بود

2.       فرمانروايان اقتدارگرا هم مانند حاكمان دمكراتيك، با گذشت زمان، از حاميان پيشين خود فاصله مي گيرند و جدا مي شوند. اين گروههاي دل سرد و آزرده را تشويق كن تا از دمكراسي به عنوان بهترين جانشين رژيم حاضر، حمايت كنند. كوشا باش كه به خصوص سران مخالف، كارشناسان طبقه متوسط، پيشوايان ديني و رهبران احزاب سياسي را كه چه بسا اغلب آنها در ايجاد نظام اقتدارگرا دست داشتند، به سوي خود جلب كني. گروه مخالفان هر قدر "محترم تر" و "مسئول تر" به چشم بيايند، گردآوري حاميان آسانتر خواهد بود .

3.       ژنرالها را آماده و با خود همراه كن. در آخرين مرحله، بقا و فناي رژيم به اين بستگي دارد كه آنها از رژيم حمايت كنند يا نه. در مخالفت، به آنها بپيوند يا در صف آنها خود را جاي بده. وقتي بحران فرامي رسد حمايت نظاميان مي تواند سودمند باشد، اما تنها چيزي كه تو نياز داري اين است كه نظاميان به دفاع از رژيم علاقه اي نشان ندهند.

4.       عدم خشونت را تبليغ ولي خود بدان عمل كن. . .

5.        از هر فرصتي براي نشان دادن مخالفت با رژيم استفاده كن ...

6.        با رسانه هاي جهان، سازمانهاي حقوق بشر خارجي و تشكيلات فرامليتي مانند كليساها ارتباط برقرار كن و بخصوص سعي كن در ايالات متحده براي خود حامياني بيابي.

 

هانتينگتون، به دانشجويان، به چشم افرادي مي نگرد كه در هر كجا باشند با هر حكومتي مخالفت خواهند كرد و معتقد است به همين خاطر"اصلاح طلبان" نيازي به استفاده از ترفندهاي پيچيده براي همراه كردن دانشجويان با خود ندارند. "دانشجويان، مخالفان جهاني هستند؛ آنها با هرگونه رژيمي در جامعه خود مخالفند. اما قادر به سرنگوني رژيم نيستند." چرا كه "از حمايت ديگر گروهها در ميان مردم برخوردار نيستند".

 

راه چاره اي كه هانتينگتون براي همراه كردن مردم در نارضايتي نسبت به حكومت ارائه مي كند بروز «واقعه اي ناگهاني» است. او در چند جاي كتاب بر لزوم تحقق واقعه اي ناگهاني كه خشم و نارضايتي را برانگيزد و آنها را نسبت به حكومت بدبين كند، تأكيد مي كند. براي مثال راجع به طرح فروپاشي شوروي و "معضل" عدم همراهي مردم در اين طرح مي نويسد: "واقعه اي ناگهاني لازم بود كه اين نارضايتي را تبلور بخشد و علني سازد"

 

سؤالي كه در اين جا ذهن خواننده ايراني را به خود مشغول مي كند اين است كه آيا قرار نبوده است قتلهاي زنجيره اي و يا حادثه كوي دانشگاه و بسياري از اين قبيل حوادث، واقعه ناگهاني پروژه براندازي در ايران باشد؟ روشن شدن اين موضوع بررسي دقيق مراجع قضايي و اطلاعاتي را مي طلبد ...

 

در صفحه 213 كتاب «موج سوم دمكراسي» هانتينگتون، توضيح داده است كه چگونه خشونتهاي كنتراها (اپوزيسيون) توانست ساندينستها را - كه به تازگي توانسته بودند با سرنگون كردن ديكتاتور «سوموزا» حكومت را در نيكاراگوئه به دست بگيرند- سرنگون كند. اقدامات خشونت آميز كنتراها طوري سازماندهي شده بود كه افكار عمومي ساندينستها را مسئول اين فجايع تلقي مي كردند. بعدها روزنامه هاي آمريكايي با استناد به يك سند سري كاخ سفيد، فاش ساختند كه كنتراها ساخته و پرداخته سازمان CIA بوده اند. اين افشاگري رسوايي بزرگي را براي رئيس جمهور وقت آمريكا به دنبال داشت ...

 

پی نوشت :

خیلی از توصیه های هانتینگتون برای ما آشنا بنظر می آیند . غیر از این است ؟ این سئوالی است که ما را به جوابهای زیباییمی رساند. از جمله اینکه آیا آنچه که الپر در وبلاگش نوشت ، انفجاری از شدت وقوع رخدادهای مرتبط با رهنمودهای هانتینگتون بود یا صرفا یک افشاگری کوتاه و مقطعی ؟


 
اذعان به دخالت انگليس در جنايات اخير اهواز ، از منابع عربی
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

هیكل: انگلیس در انفجارهای اهواز دست داشت 

محمد حسنین هیكل، نویسنده و روزنامه نگار مصری گفت: انگلیس اموالی را هزینه كرده و عناصری را به داخل ایران فرستاد كه مساله انفجارهای اهواز یك نمونه آن است.

 

هیكل روز شنبه در گفت وگو با شبكه تلویزیونی الجزیره قطر افزود: نظر انگلیس این است كه بهتر است از داخل نظام را بر هم بزند. در این زمینه قبل ازجنجال درباره مساله هسته‌ای ایران، وضعیت داخلی ایران چندان مناسب نبود اما پس از بروز این جنجال‌ها‌، وحدت داخلی در ایران منسجم تر و مستحكم تر شد.

 

مجری الجزیره پرسید: به نظر شما آیا ایران به خوبی از وقت استفاده كرد زیرا در افغانستان و عراق با آمریكا همكاری كرد تا بتواند در زمینه هسته‌ای از عامل زمان استفاده و پس از آن سركشی را آغاز كند. وی در پاسخ گفت: شاید با شما كمی اختلاف نظر داشته باشم. ایران هرگز راغب نبود كه آمریكا، عراق را اشغال كند و مایل نبود در همسایگی خود نیروهای آمریكایی را ببیند. ما بودیم كه به آمریكا پایگاه دادیم تا این گونه وارد عراق شود نه ایران و تركیه. این دو كشور با حمله به عراق مخالف بودند در حالی كه همه كشورهای عربی موافق این حمله بودند و به نحوی با آمریكا همكاری كردند. ایران هرگز با آمریكا در این زمینه همكاری نكرد.

 

این نویسنده مصری درادامه گفت:زمانی كه ایران نیروهای آمریكایی رادرهمسایگی خود دید طبیعی بود كه با این مساله به نحوی كه منافع خود را تامین كند، برخورد كند. و قدرت آمریكا در عراق را به راحتی مورد هدف قرار دهد.

وی گفت: در سیاست بین‌المللی اشتباهاتی رخ می‌دهد و شما از این اشتباهات استفاده می‌كنید این بدان معنا نیست كه شما برای اشتباهات دیگران برنامه ریزی می‌كنید بلكه از رخ دادن چنین اشتباهاتی به نفع خود استفاده می‌كنید. اكنون آنچه حاصل شده بهره ‌برداری از این اشتباهات است.

 

هیكل در پاسخ به سوال مجری الجزیره درباره نفوذ ایران در عراق گفت: طبیعی است كه در میان كشورهای همسایه مرزهای سیاسی و مرزهای امنیتی و نفوذ وجود دارد. عراق با این اعتقاد كه ایران می‌تواند بر وضعیت داخلی آن تاثیر بگذارد علیه ایران وارد جنگ شد پس این تاثیرات بین كشورهای همسایه، امری طبیعی است.

به اعتقاد هیكل،ایران بگونه‌ای حركت می‌كندكه دردنیای امروز قابل قبول است. «آیا ما در مصر می‌توانیم چشم خود را بر روی آنچه در سودان روی می‌دهد ببندیم؟ به هر حال هر كشوری بر كشور دیگر دارای تاثیرات متقابل است.»
این روزنامه نگار برجسته مصری تاكید كرد كه آمریكا در عراق دچار معضل شده و باید گفت كه طرح خاورمیانه بزرگ آمریكا دچار وقفه شده است.

 

«آمریكا با روحیه غرور و ابرقدرتی وارد عراق شد تا كل منطقه را تغییر دهد اما با سنگ عراق برخورد كرد. البته آنچه دچار سقوط شد سیاست آمریكا بود نه قدرت این كشور.»«نو محافظه كاران آمریكا كه طرح خاورمیانه بزرگ را به بوش ارائه دادند این مساله را مطرح كردند كه فتح بزرگی نصیب آمریكا می‌شود ولی در همان مرحله اول در عراق متوقف شد.»«اكنون بوش در یك وضع بحرانی قرار دارد و نو محافظه كاران عقب نشینی می‌كنند.»به گفته هیكل، اقدام اسرائیل در تحریك آمریكا علیه عراق هم دچار بحران شده است و اسرائیل نگران آن است كه مساله ایران سنگ دیگری باشد برای سقوط آمریكا و اینكه مساله ایران، انگیزه بزرگتری باشد و منجر به درگیری بزرگتری در مقایسه با حمله به عراق شود.


 
سه تکته از تاريخ ، درس امروز ما
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

به این خبرها دقت کنید :

-          ...شرکت انونیمایزر و دفتر IBB وزارت امورخارجه آمریکا طی قراردادی ، تاسیس آنتی فیلتر را در برنامه کاری خود قرار داده اند. طرفین از افشای حجم مالی قرار داد امتناع می کنند . اما منابع مطلع ، میزان آن را حداقل در حدود 50 میلیون دلار برآورد میکنند.

-          ...تعدادی از عناصر باصطلاح جنبش باصطلاح دانشجویی دفتر تحکیم وحدت ، به آمریکا می روند و آرام آرام ، زمینه های مصرف نیم میلیون دلار اعتبارات کنگره آمریکا و دریافت هفتصد هزار دلار اعتبار دیگر را فراهم می کنند. این جابجایی مالی ، خصوصا از سوی گیرندگان ، انکار میشود. ولی منابع دیگر نزدیک به آنان ، آن راتایید و بر آن تاکید می کنند.

-          ...یک سایت اینترنتی فارسی ، انتشار آنتی فیلترهای تولید شده توسط انونیمایزر به سفارش صدای آمریکا (تریبون رسمی وزارت امورخارجه آمریکا (دفتر IBB )) را اطلاع رسانی می کندو آن را تبلیغ می کند.

-          ...همین سایت اینترنتی ، منابع افشا کننده منابع مالی گروههای باصطلاح دانشجویی متمایل به آمریکا تامین شده از سوی دولت آمریکا را ، توطئه گر می نامد.

 

چی فکر می کنید ؟

ماجرا بسیار گسترده تر از یک مطلب است که کسی افشا کند یا نه . این فقط ، یک چشمه بود. حقیقت چیست ؟

کامنت هایی که ذیل مطلب یک بنده خدایی رفت ، بسیار مهم تر از مطلب بود.

 

دو طیف در کامنت های وبلاگ این فرد ، کامنت گذاردند. البته هر کدام ، انواعی مانند متعدل و خشن داشتند . اما از دو طیف خارج نبودند. دوستان مشارکتی الپر ، دوستان تحریمی علی افشاری. آن چیزهایی که در صفحه کامنت الپر طی نزدیک به 300 کامنت (بعضا تکراری ، با حجم حقیقی در حدود 150 نظر) منتشر شد ، از کل افشاگریهای کیهان علیه مشارکت ، بیشتر بود. برای سرکوب یک افشاگری سنگین ، کل وابستگی ها و پیوستگی های او را افشا کردند . آنچنان در این موضوع سنگ تمام گذاستند که تعدادی از خودشان هم شرمنده شدند. از آن سو ، دوستان الپر هم ، آنچنان ، زیر یک خم تحریمی ها و کنگره آمریکایی ها رفتند که حقیقتا تاکنون افشا نشده بود. شما از افشای روابط خاص (!) افشاری با دختر داووی مهاجر و خودش بگیر ، تا خانه هایی که برای افشاری در ایران و آمریکا خریده اند و ...  این دعوا با حداکثر خشونت شکل گرفت.

من به هیچ وجه قائل نیستم این ماجرا از یاد خود اینها برود . خصوصا یک روزهایی در آینده ، بیشتر بیاد این روزها می افتند. روزهايی که تمام اين مسائل را حل کنند ورسما به آن بپردازند. برای اين الپر هم همه چيز عادی خواهد شد. همه شان سر چهل و پنجاه سالگی بيادشان خواهد آمد اين روزها . روزهایی را که برای انکار یک آلودگی از یک نفر ، آلودگی ای از مخالف او را افشا کردند. ماجرای اخیر اینها ، شبیه وضعیت تلویزیونهای ماهواره ای شده است که همدیگر را مدتی به پول گرفتن از آمریکا و فساد اخلاقی با ناموس مردم ( چه ناموس پرستند !!) متهم کردند و بعد ، خودشان  با هم ، همگی اعتراف کردند که اینها چیزهایی طبیعی و منطقی !! است و محدود به اینها هم نیست و محدود به این نوع از آلودگی نیست و اصولا از بیخ اینها که آلودگی نیست!

 

چه چیزهای در این کامنت ها بود؟

اونچيزی که برای من مهم بود :: بعضی ها واقعا دغدغه های تجدید نظر در رفتار داشته اند. و نگران گسترش اعمالی از جنس بی حیثیت گیری هایی که علی افشاری در آورد. غرب و خصوصا آمریکا فکر کرده بودند همه چیز حل شده . حل حل حل ! حتی موضوع سرزمین مادری هم دیگر معنا ندارد. من قبلا گفته بودم در مورد مفهوم جدید ملی گرایی اینها و تعریف جهان وطنی که اینها امروز برای خود ارائه می کنند. جالب است که همین بقول خودشان "حل کردن موضوع وطن " هم برایشان لو رفته و به آن هم واکنش نشان دادند. و و و و و و و ! ولش کن/.

 

اصلا مسئله اینجاست که اگر ، این چیزهایی که الپر نوشته دروغ است ، پس بقیه چیزهایی که تو کامنت ها علیه هم نوشتند چه می شود ؟ آیا این گفتگوی طولانی درون سیستمی جریانات مختلف باصطلاح اصلاح طلب با هم ، سرتاسر دروغ بود ؟ و سئوال مهم تر اینکه ، اگر حرفهای الپر راست است و مهم ، این همه اطلاعات دیگر درون سیستمی که از آلودگیهای همدیگر افشا کردند اهمیت ندارد ؟ چرا اینها ، و حتی خود الپر که می گوید چیزهای دیگری از اینها می داند و آنها هم می گویند چیزهای دیگری از الپر می دانند و ... تا جبال به غیرتشان بر نخورده بود که خودسان را حقیقتا درست کنند ؟

 

راست ماجرا این است که وقتی آدم ، یک چیزهایی را برای خودش حل کرد ، از بعضی چیزها گذشت ، چیزهای دیگری را هم برایش حل می کنند. می دانم که الودگیهایی هست ، که اگر آدم به آن دچار شود ، دیگر روی رستگاری را نخواهد دید. اتفاقا ، ظاهر ساده ای هم دارند اما بلایی سر آدم می آورند که آدم را تا مرز حسین کشی و حتی شراکت در آن پیش می برد.

 

سه تکه از تاریخ:

1-       شریک بن عبدالله نخعی ، از دانشمندان معروف قرن دوم هجری ، به علم و تقوی معروف بود . مهدی بن منصور خلیفهء عباسی ، علاقه فراوان داشت که منصب قضا را به او واگذار کند. ولی شریک بن عبدالله ، برای آن که خود را از دستگاه ظلم دور نگهدارد ، زیر این بار نمی رفت. همچنین ، خلیفه علاقمند بود که شریک را معلم خصوصی فرزندان خود قرار دهد تا به آنها علم حدیث را بیاموزد. شریک این کار را نیز قبول نمی کرد و به همان زندگی آزاد و فقیرانه ای که داشت ، قانع بود. روزی خلیفه او را طلبید و گفت : باید امروز یکی از این سه کار را قبول کنی  . یا عهده دار منصب قضا بشوی ، یا کار تعلیم و تربیت فرزندان مرا قبول کنی یا آنکه همین امروز ، نهاز با ما باشی و بر سر سفره ما بنشینی .شریک با خود فکری کرد و گفت : حالا که اجبار و اضطرار است ، البته از این سه کار، سومی بر من آسانتر است و سومی را قبول کرد. خلیفه به مطبخ دستور داد که امروز ، لذیذ ترین غذاها را برای شریک تهیه کن ! غذاهای رنگارنگ ، از مغز استخوان آمیخته به نبات و عسل تهیه کردند و بر سر سفره آوردند .شریف که تا آن موقع ، همچو غذایی نخورده و ندیده بود ، با اشتهای کامل خورد. خوانسالار ، آهسته در گوش خلیفه گفت : به خدا قسم که این مرد ، روی رستگاری را نخواهد دید...طولی نکشید که دیدند ، شریک ، هم عهده دار تعلیم  وتربیت فرزندان خلیفه شده و هم منصب قضا را قبول کرده و برایش از بیت المال مقرری نیز تعیین شد.

2-       روزی شریک ، با متصدی پرداخت حقوق ، حرفش شد. متصدی به او گفت : تو که گندم به ما نفروخته ای که این قدر سماجت میکنی ! شریک گفت : چیزی از گندم بهتر به شما فروخته ام ، من دین خود را فروخته ام ...

3-       امام حسین علیه السلام ، در روز عاشورا در پاسخ به فرزند دلبندش امام سجاد علیه السلام که می پرسید چرا سخنان و رهنمودهای شما در اهل کوفه تاثیر گذار نیست فرمود : برای اینکه باطن آنها از لقمه حام ، آکنده شده است.

 

مواظب خودمان باشیم .


 
حل معما...
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

حل معما : مطالبی که خواندید ، نوشته آقای حمیدرضا علاقبند نویسنده وبلاگ گردباد است که اتفاقا بعضی ها او را معتدل !!! می دانند!

اين را هم ببينيد : http://www.abootaleb.com/barma%20.asp


 
 
 
تبلیغ ویـژه