الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

بعضی ها وقتش است که جواب خيلی سئوالها را بدهند
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بسم الله . تقریبا طیف کامل دوستان من ، می دانند که یکی از کسانی که بقولی به "کتاب اشکالات مداحان" تبیل شده ، من هستم . یادش بخیر که یک شخص محترم و معتبر و معروفی ، چند سال پیش ، موقعی که هنوز کسی به اشکالات مداحی در حد و حدودی که می گفتیم و وجود داشت ، قائل نبود و البته کار هم هنوز به این حد بیخ پیدا نکرده بود که رهبری هم موضع بگیرند و در مجلس خبرگان ، کسی مانند حضرت حجت الاسلام والمسلمین آسید احمد اقا خاتمی به موضوع بپردازند ، در باره آن سخنرانی کنند ، به من و امثال من بخاطر نقد این روش ها ، در حضور جمع توهین کرد . یادش بخیر که ما را دیوانه نامید که به ادعای او ، به جنگ "دستگاه امام حسین !" رفته ایم! من ، تا سرحد کتک خوردن از برخی رفقای برخی مداح ها ، پیش رفته ام و مطالب زیادی هم در باره آنها گفته و نوشته ام . پس بطور کل ، روشن باشد که اگر کسی در این متن ، احساس کند موضوع دفاع از یک مداح اشکال دار ، خصوصا یک آدم خاص است، به بیراهه رفته . بهترین شاهد این موضوع ، برادرم محمد است.

 

چند روزی است که بعضی از بچه ها در مورد یک قطعه فیلم 9 ثانیه ای ، که توسط یک سایت ضد انقلابی ، در اینترنت منتشر شده است به گفتگو می پردازند. در این فیلم کوتاه ، چهره ای شبیه یک پسر مداح ، در حال قلیان کشی ، در کنار فردی با شباهت به یک زن با هویت نامعلوم ، مشاهده می شود.

 

در خصوص این فیلم ، بعضی از دوستان ، با استناد به برخی نهادهای امنیتی ، ذکر می کنند که فیلم مذکور کاملا معتبر است. می گویند که این فیلم در دستگاههای امنیتی کشور موجود است. اما معلوم نمی کنند که این فیلم ، توسط گیرنده آن به دستگاه اطلاعاتی کشور داده شده ، یا دستگاه اطلاعاتی کشور از ضد انقلاب کشف کرده ، یا دستگاه اطلاعاتی کشور ، مانند من از اینترنت گرفته و مشاهده کرده ، این فیلم ، طولانی تر از این است یا نه و هزاران سئوال دیگر. اما بدون توجه به این پرسش های البته مهم ، من خودم چند نکته را مطرح می کنم . چیزهایی که ابتدا مورد به مورد ذکر می کنیم ، بعد هم با کمک آنها به یک ساختار منطقی می رسیم:

 

-       با تحقیق از چند نفر از دوستانی که بشدت به این پسر مداح نزدیک هستند ؛ مشخص شد قبلا چند مورد از مجالس قلیان کشی این آقا پسر در جمع دوستانش با علم و اختیار واطلاع خودش ، با موبایل توسط دوستانش فیلم برداری شده است.

-       برای خودم روشن بود که این حضرات "قلیان کش" هستند و آرام آرام در حال حرکت بسوی قبح زدایی آن هم پیش می روند. این چیزی نیست که نیاز به فیلم و سند و مدرک داشته باشد.

-       همه می دانیم که ضد انقلاب دلش برای دین و دیانت نسوخته و خودشان ، روزی نیست که از پای منقل ، پشت دوربین تلویزیونها و میکروفون رادیوها و کی بورد رایانه هایشان ننشینند.

-       همه می دانیم که ضد انقلاب برای زدن مبانی ارزشی و ریشه های اعتقادی نظام اسلامی ار فرصتی فروگذار نمی کند. حتی اگر لازم شد فیلم جعل می کند و سند می سازد.

 

من ، فیلم فوق را بیش از 20 بار ، از ابتدا تا انتها دیدم . در این فیلم ، چند چیز محل تامل بود :

 

-          آیا فرد مذکور در فیلم ، خود آن جوان مداح است ، یا فردی شبیه او ؟

-          فیلم بردار کیست ؟

-          فرد کناری ، کیست ؟

-          محل فیلم برداری ، کجاست ؟

 

شک ها و سئوالات فوق ، به دلیل بی شرفی ضد انقلاب ، و روش قدیمی اش در دروغگویی و نشر اکاذیب ، مطرح می شوند. ضد انقلاب اگر لا اله الا الله هم بگوید باید در آن شک کرد.

 

اگر از شک ها و سئوالات بالا بگذریم ، چند نکته دیگر مطرح می شود ؟

 

-       این فیلم ، چگونه بدست ضد انقلاب رسیده ؟ آیا نهاد اطلاعاتی ، به ضد انقلاب داده ، با ضد انقلاب ، به نهاد اطلاعاتی داده ؟ یا اینکه ضد انقلاب از اطرافیان این پسر پیدا کرده و نهاد اطلاعاتی هم ، از اینترنت گرفته ؟

-       فرد کناری کیست ؟ برخی از دوستان من ، هویت عمومی او را ذکر می کنند. اما می خواهم بدانم همین از کجا معلوم شده ؟ یا فرد فیلمبردار باید مطلع بوده باشد یا کسانی دیگر . چون من در سایت ضدانقلاب نیز چیزی در مورد هویت وی پیدا نکردم . اگر گفته شود که نهاد اطلاعاتی ، این را کشف کرده و در جریان است ، مسائل حتی پیچیده تر هم می شوند. نمی توانم قبول کنم ، نهاد اطلاعاتی پیرامون این پسر عوامل تا این حد قوی دارد. چون آنوقت باید قبول کنم این فیلم از درون آن نهاد به بیرون درز کرده . نهایتا می ماند اینکه ضد انقلاب از اطرافیان وی پیدا کرده و فیلم بهمراه اطلاعات پیرامونی آن ، به دست عوامل اطلاعاتی افتاده است .

-       همانطور که گفتم ، چیزی که در فیلم ، هیچ اثری از آن نیست ، دلیلی محکم برای تریاک کشی با قلیان توسط آن پسر و آن دختر است. دختر که در فیلم هم از قلیان هم استفاده نمی کند. اما پسر هم ، فقط قلیان می کشد.

-       یک موضوع مهم ، این است که برخی می خواهند تیپ خاصی از جوانها و مردان جامعه ما را ، به چیزهایی مانند زن دوم و سوم و چهارم و بیگیر برو تا انتها ، قلیان و دود و دم و پیپی و چیق و این را هم بگیرو برو تا انتها ، و حتی تریاک ، با این پوشش که نه تنها حرام نیست ، که مستحب هم هست !!! سوق دهند . روشن است که حتی حضرت امام (ره) که به حرمت تریاک حکم ندادند ، لیکن ماجرای مواد مخدر را توطئه استکبار برای کشتن روح جامعه می دانستند و حکم قاچاقچی مواد مخدر را حکم مبارزه کننده با ج.ا.ا می دانستند. این روشن است که همه چیز ، آنگونه که برخی می خواهند از متن دین برای خود دربیاورند از کار در نمی آید. چرا که فقه ، یک باب و دو باب ندارد و چیزهایی مثل قاعده نفی سبیل ، در حوزه های بسیاری ، اثر خود را نشان می دهد. به این معنا که شاید خیلی کارها ، "اشکال" نداشته باشد ، لیکن برای خیلی ها منع داشته باشد. مثل اینکه یک روحانی ، وسط خیابان نوشابه دستش بگیرد و سر بکشد.

-       شنیده ام ، یکی از مداحان معروف هم ، با مطلع شدن از ماجرای این فیلم ، گفته است که از این پس، کسی اطراف این آدم نرود و با او ارتباطی نداشته باشد. متاسفم که بگویم همان آقای مداح ، در تبلیغ و تطهیر این پسر ، از اشکالات عدیده و شدیده شرعی موجود در رفتارش نقش بسزایی داشت. و متاسفم که تا زمانی که فردی جنایت نکند ، دست از حمایت او بر نمی دارند. بگذریم که هنوز سوئالات من در مورد این مسائل بسیار برجاست.

 

حالا ، با گذر از تمامی آنچه که از ابتدای مطلب تا الان نوشته ام ، می خواهم بگویم :

 

ضد انقلاب ، نشان داده است که از رفتار نامناسب ، آهنگهای نامناسب و شعرهای بی محتوای این پسر مداح و برخی دیگر از مداح ها ، بسیار خرکیف هم شده و می شود. حتی اگر این پسر ، واقعا با آن زن ، رابطه ای غیر شرعی داشته باشد و جلسه هم جلسه تریاک کشی باشد ، شما فکر می کنید اگر وی بدون اینکه توبه کند ، خود را از جامعه حزب اللهی بیرون بکشد، چه کسی جز همین ضد انقلاب بی حیثیت ، فردا مثلا در بی.بی.سی یک بخش مداحی هم باز می کند تا جوانان از ایشان فیض ببرند ؟ من قول می دهم آنوقت بی.بی.سی یک یزیدیه ( به جای حسینیه ) هم باز کند و در مظلومیت بوش و بلر ، از زبان این جوان ، مرثیه بسراید. پس وقتی ضد انقلاب فیلمی از این موضوع را نشان می دهد و یا اشکالات مداحی او و رفقایش را خیلی قشنگ برای من و تو شرح می دهد ، دنبال اصلاح شدن و رفع آنها نیست ، بلکه دنبال چند چیز است که یکی ترویج و تبلیغ رفتارهای آنگونه ، دیگری قبح زدایی از آن ، دیگری طعنه به نظام و انقلاب بخاطر عدول این گونه از آدم ها ، از معیارهای فرهنگی او ، و دیگری هم ، تهمت و دروغ بستن به کل حاکمیت است.

 

من در این ماجرا ، چه کسی را مقصر می دانم ؟

 

من خود این آقا پسر ، و رفقایی از رفقایش که او را تایید و تشویق کنند را خیانت کار می دانم . و اگر فرض کنم که فیلم فعلی جعلی است – که متاسفانه زیاد این احتمال را نمی دهم - حتی آنکس که آن فیلم اول را که من می دانم واقعی است ، گرفته ، در ذهن دیگران راهکاری برای باور کردن این فیلم دوم ایجاد کرده و شاید اصولا این فیلم دوم ، نسخه مونتاژ شده فیلم اول باشد. رفقای این آقا و خودش ، بسیار خوب ماجرای درگیری های قبلیشان در مسائلی شبیه به این - که به کلانتری و غیره کشید و تقریبا فقط خواجه حافظ شیرازی از آن بی خبر ماند - را فراموش نکرده اند. پس این اقایان ، با رفتارهای قبلی شان ، راهکارهای تقویت باورهای مورد دلخواه  ضد انقلاب را فراهم می کنند.

 

حقیقتا ، من فکر می کنم ، ریشه فردی مانند این آدم ، باید از درون جریان مومنانه کنده شود. اما اولا نه به بهانه این فیلم و دوما نه با مشت و لگد. بلکه با یک جلسه قوی مناظره ، که در آن اولا : او مجبور باشد به سئوالات حتما پاسخ دهد دوما : حق نداشته باشد به کسی توهین کند سوما: به نتایج آن مناظره پایبند باشد چهارما : حق ترک صحنه مناظره را نداشته باشد. آنوقت است که صدها جوان مانند من و بسیار بسیار بسیار دانا تر از من ، مشتاق به له کردن این آدم زیر خروارها خروار کوه استدلال ، در رد رفتار و کردار غلط و آلوده او هستند.

 

اشکالات او و خیلی دیگر از رفقایش را شاید بتوان در این گروهها دسته بندی کرد :

 

1-       استفاده از آهنگ ها وتم های حرام ( ولی از نظر تریپ مهاجرانی جماعت ، مجاز ! و گاها حتی غیر مجاز! ) ، برای تنظیم شعرهای مداحی

2-       استفاده از متون بسیار سخیف و گاها توهین آمیز در اشعار پیرامون اهلبیت

3-       رفتار و حرکات خلاف شان مجلس اهلبیت ، در مجالس ، مثل همان چیزی که به دروغ اسمش را هروله گذاشته اند.

4-       ادامه دادن برنامه های مراسم عزادارای تا زمانی که رسما نماز صبح قضا می شود !

5-       بی توجهی به روضه خوانی و سخنرانی سخنرانان و علما و تلاش موذیانه برای کنار زدن علما

6-       کفر گویی و شرک گویی ( که در مورد شخص این جوان ، کمتر است یا لا اقل من کمتر مطلعم )

7-       درست کردن دار و دسته و تیم و داشتن تریب لباس ، مدل مو و ریش تابلو و خاص !

8-       حرکت های جمعی بی معنی ، مثل قرق کردن قهوه خانه و قلیان کشی دستجمعی !

9-       و ...

 

اینها چیزهایی است که چند سال است حضرات مرتکب آن هستند. کم مانده رهبری دسته عصایش را دور گردن این اقا و بعض رفقایش بیاندازد و بگوید آهــــای ! با تو ام ها ! و این هم بنظر من پایان کار نیست. آنجا است که ادعاهای این حضرات در مورد کانال ها واطلاعات آقا شروع می شود . گفته ام که اگر خداوند متعال هم در قرآن می آورد ، آقایان قبول نمی کردند !

 

و ختم کلام :

 

-       هدف ضد انقلاب ، انتساب حرکتی شنیع به بخشهای ولایت مدار حکومت است. مثل نهاد رهبری و مثل دکتر احمدی نژاد. ضد انقلاب کی دلش برای انقلاب سوخته و بهتر بگویم ، کی تابحال خودش به این چنین و بدتر از اینچنین ، آلوده نبوده که حالا مثلا بخواهد امر به معروف و نهی از منکر کند ؟ پس مواظب آب ریختن در آسیابش باشیم .  

-       شکی نیست که سکوت مراجع فرهنگی رسمی کشور در قبال آدم های اینچنینی و بازهم ، تریبون ساختن و این جوان و رفقایش را تریبون نشین کردن ، هرگز بخشودنی نیست. کاری که به قبح زدایی فعل آنها و تبلیغ روزافزون آنها می انجامد.

-       علت "گیر"دادن امثال من به این بابا ، نه این جور سندهای بی هویت ضد انقلاب است ، که آنچیزی است که خود می دانم . من تابحال به عمرم تاکنون ، محتاج حرف ضد انقلاب برای تایید گفته های خودم نبوده ام . ضد انقلاب عرض خود می برد و زحمت ما می دارد. ما گیرهایمان به اینها خیلی خیلی ریشه ای تر از این حرفها است. یادم نمی رود در سایت و وبلاگ یک ضد انقلاب از خدا بی خبر گوشه ای از مداحی همین بابا رو هم شنیدم و تمجید او از آن را هم خواندم ! اما ما کسی نیستیم که اگر چیز واقعی و سند و مدذرک حقیقی از تخلف حتی یک دوست مثلا مومن خود ، از خانه یک ضد انقلاب بیابیم ، بخاطر منفع حزبی و گروهی نداری ، یا ارتباط و رفاقت شخصی ، آن را انکار کنیم . اگر اثبات شود که این فیلم و ماجرای مطرح پیرامون آن صحت داشته باشد ، این دیگر مدعی العموم است که به نیایت از ملت مسلمان ایران ، یقه این آدم را بگیرد و حقش را محکم کف دستش بگذارد.

-       وقتی در عمرمان ، یک بار ، یک سند ضد انقلابی راتایید کنیم ، کاری خواهیم کرد که دیگر ضد انقلابها ، آتوی کافی در داد و فریاد پیرامون معتبر شدن خبرهایشان بپا کنند. ما که نباید یک سند ، ولو پوچ و یا از قول ضد انقلاب ، فقط چون با ذائقه ما یک جورایی "جور" می شود و آنکسی که ما دوست نداریم و ردش می کنیم ، می کوبد ، هماهنگ شویم ؟  ما باید دنبال دلائل خود باشیم و با دلائل خود آن را تایید کنیم .

-       و در پایان ، شک نیست که این پسر مداح  و رفقایش باید توضیح کاملی در خصوص این فیلم و ماجرا به جامعه حزب اللهی بدهند. همچنین باید تقاص این همه مدت ، چرند گویی و حرام خوانی به اسم مداحی را هم پس بدهند. اما نه با مشت و لگد ، که زبان بچه حزب اللهی باید از هزار شمشیر برنده تر باشد. با زبان استدلال ، باید روشن کرد که این جوانک ، انتسابی حقیقی به جامعه مومنان کشور ندارد. روزی نبود که وقتی به یک نفر که نوار حرامی را در خودروی کرایه گذاشته و بزور به خورد ما می داد ، اعتراض می کنیم ، جواب ما رااینگونه بدهد که آقاجان هلالی خودتون هم که از همینا می خونه و البته پاسخهای دندان شکنی بشوند که در عمرش نشنیده باشد !

-       دستگاههای امنیتی کشور هم لطفا خیلی دقیق جواب بدهند ، اگر واقعا این فیلم و محتوایی که در مورد آن ذکر می شود را تایید می کنند ، را تابحال این جوانک "آزاد" می گردد و دستگیر و تنبیه قانونی نشده ؟ به عبارتی صریحتر ، چه مرگشان است که مصالح جامعه اسلامی را نمی شناسند و یا چه چیزی مهمتر از آن را انتخاب کرده اند ؟ مسئولان فرهنگی هم باید جواب بدهند چرا تاکنون جلوی این جوانک را نگرفته اند و چرا جدیدا تریبون ها مهمتر از گذشته به او و امثالش می دهند ؟

-       الان ، روی سخنم با این جوان و رفاقای شفیقش است که اصلا "حرف" توی گوششان نمی رود. البته من شخثا هیچگاه از هیچکس جز خدا و آنکس که خدا گفت از او بترس ، نترسیدم و بنا دارم همینجور بمانم . اما اهل راه اندازی یک درگیری و جنگ خیابانی وریختن آب به آسیاب کفر هم نیستم . امثال ما ، نه می ترسند و نه می ترسانند. ما دعوت به حق و معروف می کنیم و از پلیدی و ناپاکی ، بازمی داریم . دوست داریم این جوان و دوستانش ، بعد از توبه و اعتراف به گذشته ناپاک ، بازگشته ، در آغوش جامعه مومنین ، باز حضور داشته باشند. دوست داریم تا دوباره رضا هلالی جوان را ببینم که با مداحی سنتی اش ، مجلس عزای امام حسین علیه السلام را میدان داری کند. اما تا آن وقت ، و تا رفع این فتنه ها ، هیچ رفاقتی بین هیچ مومنی و اینها نیست که همه می دانیم الفتنه اشد من القتل. باب بازگشت باز ، و آغوش ما نیز بازتر است. اما بدانند که کسی از هیبت اینها نترسیده و نخواهد ترسید که اگر می ترسیدیم که دیگر ادعا شیعگی بی معنا می شد.

-       در پایان ، خطاب به آن مداح پیر و سایر مداحانی که نه تنها این جوان را قبل از این تایبد می کردند ، بلکه آرام آرام خودشان هم همانگونه که اینها حرام خوانی می کردند ، آنها هم ، از کوچکتر آموختند بگویم که گناه تمام این ماجرا ، مستقیما بر دوش آنها است و اگر نبود حمایت آنها ، این بساط بی هویت ، سالها پیش جمع شده و این آسیب و زخم، درمان شده بود.


 
همراهی من با اسرائيل و آمريکا !
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بسم الله .

با دکتر بوترابی صحبتی می کردیم که به جاهای جالبی کشید.

یکی از بخشهای جالب و محل تامل آن این بود که آقای دکتر من و امثال من را هماهنگ با آمریکا و اسرائیل معرفی کردند ! علت را جویا شدیم ، فرمودند که دو گروه خواستار قطع اینترنت در ایران هستند ! یکی امثال شما و یکی اسرائیل و آمریکا.

می خواستم در این زمینه با آقای دکتر بیشتر صحبت کنیم . اما توفیق نبودو سرش خیلی شلوغ شد. اما کمی که فکر کردم از ماجرا خنده ام گرفت.

 

مواجه ما ایرانی ها و اینترنت و آمریکا چند وضع دارد که دو تای آن این است :  

1-     اینترنت در ایران بدون هرگونه سالم سازی گسترش یابد . نتیجه : آمریکا با وجود تحریم ایران ، بهترین تجهیزات زیرساختی اینترنت حتی با مارک سیسکو سیستمز را در قراردادهای حجیم بالای چند میلیاردتومانی ، به ایران می فروشد. جالب است بدانید از برخی تجهیزات زیرساختی شبکه مارک سیسکو در زیرساختهای ارتباطی ایران تا 15 عدد وجود دارد. لیکن عربستان فقط دو عدد از آنها را دارد. این می تواند نتیجه چند وضعیت باشد : یا ایران توانایی های مالی اش از عربستان بیشتر است !! یا ارتباط سیاسی اش بهتر !! یا شبکه اینترنتش مهمتربرای شاهراههای ارتباطی بین المللی و نتیجه سرمایه گذاری بین المللی !!! این یکی ! در این وضعیت آمریکا موافق صد درصد توسعه اینترنت در ایران و مدافع آنکسانی است که نام آنان را "فعالان اینترنتی ایرانی " نامیده است! همان کسانی که در حقیقت نسخه های غیرقانونی از روزنامه های صهیونیستی را در وب برای ما چاپ و پخش می کنند. گاهی هم نسخه هایی از آیات شیطانی ! گاهی هم نسخه هایی از مجله های مستجهن غربی ولی این بار به فارسی ! روشن است که من هم مخالف چنین اینترنتی خواهم بود. در این ماجرا ، آش اینقدر شور شد که دوستان حزبی برادرمان جناب آقای دکتر بوترابی ، اتوبوس مجهز به اینترنت ماهواره ای را به مناطق محرومی از کشور بردند که هنوز خانه بهداشت ، آب آشامیدنی سالم و کتاب درسی ملی نداشتند ! بردند تا بچه ها بتوانند راحت چت کنند ! اسمش هم طرح آی تی روستایی بود ! من با این اینترنت مخالفم ! ترس دارد مگر ! آقا من مخالفم !  

2-     اینترنت در ایران ، کنترل شود و برآیند فضای فعالیتهای آن به مثبت گرایش داشته باشد . نتیجه : آمریکا مخالف صد درصد فعالیت اینترنتی ایرانیان - یعنی همانهایی که نام آنها را تروریست می گذارد - خواهد بود. البته هنوز هم همان نورچشمی های بند بالا را مورد حمایت قرار خواهد داد. تحت همان نام قبلی ! یعنب تنها "آدم" اینترنت ایرانی ، همانها هستند ! آنوقت روزی نیست که سایتی مخالف آمریکا از روی هاستهای آنها down نشود. عمده سایتهای down  ، مخالف اسرائیل بوده اند ، اعم از هنری و سیاسی و خبری یا چیز دیگر . روشن است که من چنین اینترنتی را می خواهم . اینترنتی که برای کشور من حکم مرگ موش را نداشته باشد که اگر مفت باشد هم ، برداریم و بخوریم . حکم ابزار فرهنگی وتبلیغی مثبت را داشته باشد. ابزاری برای آنکه بتوانم از چهارچوبهای منافع ملی ام در آن دفاع کنم . ببینم ، یکی بمن بگوید ، اینترنتی که در کشور برای آن فقط طی طرحهایی مثل تکفا ، بیش از هزاران میلیارد تومان سرمایه گذاری فقط دولتی شده باشد، اگر نخواهد در خدمت منافع ملی من باشد پس به چه دردی می خورد ؟ من با اینترنت در خدمت منافع ملی کشورم صد در صد موافقم .  

جالب اینجاست : اینترنت در آمریکا وغرب ، از همه جای دنیا محکمتر کنترل می شود. همه می دانیم که دولت آمریکا 5 سال است که علنا و رسما مکاتبات مردمش ، تماسهای تلفنی ، ایمیل ها و همین اس.ام.اس ها را کنترل می کند تا به اطلاعاتی در مورد آنچه که آن را وجود یک جمع افراطی تروریست معرفی کرده دست یابد.  

نمی دانم می دانید یا نه ، ولی فیلترینگ ایرانی در مقابل فیلترینگی که در غرب پابرجاست و با ضمانتهای محکم قانونی از آن صیانت می شود ، قابل قیاس نیست. آنجا اگر یک موسسه ، فیلترینگ را نقض کند ، نه تنها از اینترنت محروم می شود، بلکه کل موسسه تعطیل می شود . وای به حال یک ISP  و یا ICP  متخلف. راستش بنظر من در آمریکا شما اصلا چیزی بنام ISP  و یا ICP  متخلف ندارید !  

در همه جای دنیا ، اول جاده می سازند و بعد ماشین می آورند. اول ریل می کشد بعد قطار می آورند. اول لوله می کشند بعد آب می آورند. اول زیرساخت می سازند بعد ساختار می آورند. اما در ایران ، اول اینترنت می آورند بعدا دنبال سیستم فیلترینگ می گردند ! اول جرائم رایانه ای ایجاد می شود بعد قانون می نویسند ! اول از حریم منافع ملی تخطی می شود بعد دنبال راه حل برخورد کشف و کنترل می گردند.  

هرکس نداند ، دیگر دکتر بوترابی که وضعیت وبلاگ من را همه جا بعنوان وبلاگ رنک 5 در پرشین ، مطرح می کند می داند که من و وبلاگم ، در عرصه وب موفق بوده ایم . من با تکنولوژی اگر مشکل داشتم حوزه تخصصی ام فنی نمی شد. من با تکنولوژی ای می جنگم که بخواهد منافع ملی کشور من را به چالش بگیرد. مگر دیوانه شده ایم که با خرج کردن پول خودمان منافع ملی بیگانه را پوشش دهیم ؟  

اگر دکتر بوترابی نمی داند ، بد نیست از رفقایشان در مورد سمینارهای اخیر IPAC بپرسد که در مورد گسترش اینترنت بدون فیلتر در آن چه تصمیماتی گرفته شده و قرار بود چه میزان و به چه شکلی در این راه هزینه شود! بد نیست در مورد هزینه هایی که طی پروژه FOIA در مورد ایجاد آنتی فیلتر توسط دفتر های I.B.B  و B.B.G وزارت امور خارجه آمریکا - تحت اشراف رایس - به شرکتهایی مانند ANONIMYZER PRIVACY پرداخت شده و سر به دهها میلیون دلار می زند ، در سایتهای معتبر فنی مانند SECURITY FOCUS دنبال مقالات آقای KEVIN POLSEN بگردد . ببیند که اتفاقا ، آمریکا خیلی هم موافق اینترنت است. اما اینترنت بدون فیلتر بی سانسور که بشود اسب تروای فرهنگ  وسیاست او ! هدیه غرب به معنای صلح و دوستی برای ما !  

چند وقت پیش دوستی از ماجرایی برایم چیزی تعریف کرد که مرا در آنچه می دانستم و فکر می کردم ، مصمم تر کرد ! می گفت نماینده یکی از شرکتهای خارجی که توسط بهائیان ایرانی ساکن آمریکا اداره می شود ، در یک جلسه داخل ایران گفته است که "ما اینترنت را به ایران ندادیم تا قسمتی را فیلتر کند و قسمتی را نکند. اینترنت یا همه اش و یا هیچی ! اگر کسی شما را فیلتر کرد بما بگویید تا به منافع اقتصادی و بین المللی اش همان ضربه را وارد کنیم ! " اینجوری ، من بهتر می فهمم جمهوری اسلامی خوب جایی زده!  

جمهوری اسلامی ایران ، قدر اینترنت را آرام آرام درک می کند. اگر این نبود ، سایتهای ایرانی اینقدر صهیونیست ها را نمی آزردند که یکی پس از دیگری آنها را DOWN  کنند ! ایران ، آرام آرام در حال حرکت سمت استفاده درست از اینترنت است . تدوین قانون در این زمینه ، برخورد جدی با جرائم اینترنتی ، طراحی دیتابیس و دیتاسنتر ملی ، طراحی اینترانت و اینترنت ملی ، طراحی سیستم فیلترینگ بومی و ... از ان جمله هستند. ایران آرام آرام ، دامهایی را که دشمن در اینترنت برای او چیده، خنثی می کند.  

بله!  

چرا که نه ؟  

من هیچ تعجب نخواهم کرد که آمریکا اینترنت ایران را دهه آینده قطع کند.

راست می گویند . اینترنت ارزان و تقریبا مفت و رو به ارزانی روزافزون ، به ایران داده نشده تا انقلاب اسلامی را ترویج کند ! داده شده تادست از انقلاب بردارد ! حال اگر این تز ، به آنتی تز مبدل شود چه باید کرد ؟

فکر می کنید غرب مثل ما است که وقتی می فهمد چیزی منافع منطقه ای یا فرامنطقه ای اش را به خطر می اندازد در سرکوب آن تردید کند ؟ مطمئنم اگر ما از اینترنت خوب استفاهد کنیم بدون شک آمریکا آن را از ما خواهد گرفت. در این شکی نیست. اما اگر ما از اینترنت خوب استفاده نکنیم چه ؟ اگر با آن منافع ملی خود را به بازی بگیریم چه ؟ من رک می گویم آن را مجانی می کند ! آمریکا اگر بفهمد ما "آب و غذا" را هم آنقدر خواهیم خورد که بمیریم ، آن ها را هم مفت می کند ! در این شکی نیست. اما اگر ببیند که با خوردن آن قوی و سرزنده می شویم و به جانش می افتیم ما را تحریم هم خواهد کرد. این که چیزی نیست ! از ما خواهد گرفت و نخواهد گذاشت از جای دیگر هم بدست بیاوریم . آنجا است که باید کاری مانند انرژی اتمی بکنیم . آنچنان بشکل بومی ، ICT را گسترش دهیم که دندانهایش را در معده اش بیابد.

 


 
ناگفته پيداست ... اين مدرن کردن دين !
ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

همایش دین ! و مدرنیته و نماز جماعت به امامت شیخ کدیور !

عکس ها مربوط به همان همایشی است که دکتر بوترابی به تبلیغ آن در سرویسش افتخار می کند.

تقدیم به آقای دکتر ودیگر دکترهای توی جلسه !

یعنی ما هم اگر دکترا بگیریم اینطوری میشیم ! خدا بدور !!

متخصصان در حال تخصص ورزیدن ! می دانی بعد از آن دو شیخ چه کسی نشسته باآستین کوتاه ؟ دیگر اشکوری را هم یادت نمی آید ؟!

روشن است که این همایش ، یک همایش کاملا دینی با حضور متخصصان علوم دینی و فلسفی ! بوده است


چه نمازی ! عجب امام و پیش نمازی و عجب تر چه ماموم و پس نمازی !

قبول باشد ! پیش نمازت را هم دعا کن ! 
عکس ها از  حیدر رضایی


 
چه کسانی ، باختند ؟
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

چندی پیش ، مناظره ای را در اینترنت دیدم ، بسیار محل تامل . شما هم بخوانید. طولانی است. اما بسیار تاثیر گذار. دونفر به نمایندگی از دو طیف تفکر ، با هم پیرامون موضوعی واحد ، سخن را آغاز کرده ، اما به موضوعات متعددی پرداخته اند. آدرسش این است : ASN.PERSIANBLOG.COM .

وقتی این مناظره را خواندم ، خصوصا چون آن را پس از پایان جنگ لبنان و پیروزی حزب الله می خواندم ، یک چیزی در ذهنم شروع به رشد کردن نمود. و آنهم این بود که ، بازنده ها ، در این میدان ، چه کسانی بودند ؟

 

ما برنده را شناختیم . هرچند او را از قبل می شناختیم . اما شناخت بازنده ها شاید مهمتر باشد. من فکر می کنم ، کسانی ، بدون آنکه در جنگ حضوری داشته باشند ، در حال نبرد با ملت لبنان بودند و هم آنها ، بیشترین ضربه را دریافت کردند. کسانی از جنس همان کسی که اولین نقد را وارد کرد و از نشستن خودش روی مبل قسطی ایطالیایی ، خبر می داد. اینها بازنده اصلی نبرد بودند. چون ، با چشمانی بسته ، از چیزی حمایت می کردند که به ضررشان بود و اگر که پیروز می شدند ، در حقیقت باخته بودند. اما امروز ، وقتی باختند ، خود نمی دانند که در حقیقت کشورشان و ملتشان پیروز شد، نمی دانند امتشان پیروز شد ، اما خود را شکست خورده می دانند. بگذریم . خیلی دلم بحالشان می سورند. در حقیقت ، بازنده اصلی میدان ، اینها بودند.


 
اعتکاف وبلاگ نويسان و يک بحث فنی !!
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان از همه وبلاگ نویسان مسلمان دعوت بعمل می آید با در مراسم اعتکاف که به همت دفتر توسعه وبلاگ دینی در برخی از شهرستانها جهت وبلاگ نویسان نیز برنامه ریزی شده است شرکت کنند .

فرم ثبت نام را در این آدرس می توانید مشاهده کنید. احتمالا بدلیل تکمیل ظرفیت سایر شهرستانها فقط امکان ثبت نام در تهران وجود دارد. http://www.diniblog.com/etekaf.aspx

از این موضوع که به سفارش محمد مسیح اینجا درج شد برویم سراغ بحث مهمی که می خواهم امروز بکنم . آیا آب ما و اسرائیل اصولا توی یک جوب می رود یا نمی رود. بازشکافی یک بحث مهم سیاسی با زبان تئوری های بنیادین برنامه نویسی .

شاید اینگونه نوشتن راحت تر باشد :

 

- ثابت ها (Constant) را برنامه نویس ها می شناسند. از مفاهیم اولیه برنامه نویسی است. وقتی برنامه می نویسی و یا حداقل می شود گفت می نوشتی باید اول ثابت ها را می نوشتی و مقدار دهی می کردی .

- از منظر تئوری ، ثابت ها بر اساس هدف شما و هویت برنامه شما تعیین می شوند. برنامه و هدفی دیگر و ثابتهایی دیگر با مقدارهایی متفاوت . می دانیم که ثابت ها  در طول برنامه غیر قابل تغییرند. مگر که ویروس... . برای تغییردادن ثابت باید علتی وجود داشته باشد. علت هرچه باشد اگر علتی موثر باشد ، منجر به بازنویسی کل برنامه و بقولی از اول نویسی آن می گردد. تغییرات در اهداف ، منجر به  رخداد و پیدایش علت نیاز برای تعییر ثابتها می شوند. بنابراین ، در تئوری منطقی نیاز به تغییر دادن ذاتی یک ثابت و در نتیجه بازنویسی برنامه ی پیدا نمی شود مگرآنکه اهداف و هویت برنامه هدف ، تغییرکرده باشد.

 

و حالا ...

- آنهنگام که می گوییم جمهوری اسلامی ایران ، آنهنگام است که می توانیم مولفه های متاثر از آن را فهرست کنیم . این مولفه ها تغییر نخواهند کرد مگر آنکه بجای جمهوری اسلامی ایران چیز دیگری بگوییم یا بخواهیم.

یک ثابت تغییر نمی کند مگر آنکه از اصولی عدول کرده باشیم . می دانیم که عدول از این اصول به این راحتی ممکن نیست. چون عدول از آنها اصل اهداف و برنامه ها را که منجر به شکل گیری جمهوری اسلامی است زیر سئوال می برد.

حالا با این حساب برحی واقعیت ها را فهرست می کنیم :

-       لبنان و فلسطین مرزهای امنیت ملی ما هستند. این یک ثابت است. انقلاب اسلامی نمودی ویژه از اسلام را به دنیا عرضه کرد که حتی در صورت عدم وجود اسرائیل ، غرب درمقابل آن احساسی ناخوشایند پیدا می کرد. روشن است که پیام اسلام انقلابی با منافع نامشروع جهان غرب در سرزمینهای دیگر ملل همخوانی ندارد و حالا که نمودی زشت از مخ ایدئولوژی غرب ، بر سرزمین فلسطین حکمرانی می کند ، روشن است که نوک تیز درگیری او ، بسمت ایران باشد.

-          لبنان و فلسطین ، تحت ظلم هستند. توجه به مظلوم تحت ظلمی که مظلومیت او و تحت ظلم بودنش محرز باشد یک واجب شرعی است.

-          لبنان و فلسطین مسلمانند. وجوب پاسخ دادن به ندای مسلمان روشن است.

-       از سوی دیگر ، اسرائیل بر مبنای غصب بوجود آمده و مثلا حتی به شکل یک کشور منطقی اما متجاوز هم نمی شود او را درک کرد. اصلا اسرائیل وجود حقوقی ندارد. فقط وجود جبری دارد.

-       تشکیل اسرائیل برای گسترش حوزه منافع ملی قدرتهای فرامنطقه ای بوده است. خصوصا اینکه اسرائیل حتی با تصمیم یهودیان فلسطبن شکل نگرفته . عمده اسرائیلیان غیر بومی هستند.

-          اسرائیل برای کنترل ملل مسلمان ثروتمند ساکن خاورمیانه ایجاد شده است. برای تلاش برای حذف حکومتهای آنان . با بهره گیری از طیف نامحدود ابزارها.

-       اسرائیل در روش و عملکرد ، نه لا اقل یک سیستم دموکرات واقعی ، بلکه مقیقا منطبق بر وضعیت سیستم های بالادستی غربی خود ، مبتنی بر  کثیف ترین دروغ های دموکراتیک است. درون اسرائیل یکی از چیزهایی که نیست موکراسی و حقوق بشر است. برای هیچگس . یعنی اگر یک اسرائیلی غیر بومی مثل وانانو هم پایش را از خطوط قرمز حکومت اسرئیل فراتر برد ، با وا هنمان رفتاری می شود که با همبن نوع آدمها در سایر مناطق غربی میشود. یعنی فورا به شهروندی درجه دو و سه الی بی نهایت تبدیل می شود.  

-       تنها بهانه شکل گیری اسرائیل زیر سئوال است. همان هولوکاست معروف ! شکی به بزرگی کل خاورمیانه بر روی هولوکاست سایه انداخته است. هنوز کسی آزادانه فرصت مطالعه روی این مسئله را پیدا نکرده . اما بررسیهای انفرادی برخی محققان بنیاد این احتمال تاریخی را به لرزه درآورده . جالب آنکه محققان به جرم " تحقیق در خصوص هولوکاست" و نه حتی "انتشار نتایج تحقیقاتشان بر اساس قوانین نامرئی نانوشته در غرب ، دچار محدودیت می شوندو پس از انتشار ، به زندان می افتند ! بدون توجه به هر نکته دیگر در این موضوع ، همین نکته برای درک مسئله و ماهیت آن می تواند کافی باشد.

-       اسرائیل حتی پس از شکل گیری هم سعی نکرده است از خود وجهه تشکیلاتی مطیع قوانین بین المللی به نایش گذارد. گذر از اینکه شورای امنیت با وجودی مهار بی هویتی بنام وتو ، اصولا حرکتی علیه اسرائیل نمی کند ؛ اسرائیل حتی قوانین و معاهدات جهانشمولی مانند ان.پی.تی و ژنو را نیز به رسمیت نمی شناسد.

 

 

 

با این حساب ، ما کدام نقطه مشترک منافع ملی با اسرائیل داریم ؟

 

می توان گفت ، پای ما ، روی دم اسرائیل آفریده شده . ندیدن این حقیقت شاید با بستن چشم ممکن شود اما امکان انکار منطقی این حقیقت وجود ندارد.

 

ما بر اساس ذات خود ، و اسراییل هم بر اساس ذات خود ، دشمن هستیم .

پاک کردن این دشمنی فقط با تغییر دات یکی از دو طرف ممکن است.

 

آن کسی که می گوید میتوانیم با اسرائیل روی هم بریزیم باید بداند بله ، ما زرنگ هستیم ، اما پدرسوخته که نیستیم !

 

**پی نوشت :

-       آنروزی که ژاک شیراک ( همان کسی که امروز ، بعد از 25 روز جنایت اسرائیل در لبنان پیش نویس قطعنامه ای را تهیه کرده که بقول نبیه بری رئیس مجلس لبنان ، آنچه در آن به اسرائیل داده شده بیش از درخواست خود اسرائیل است درحالیکه در صحنه منطقه شکست خورده و اگر اسرائیل پیروز میدان بود براستی در قطعنامه چه  امتیازی به او می دادند !! ، همان کسی که در کشورش پروفسور روژه گارودی فرانسوی ِ فرانسوی زاده را به جرم تحقیق در مورد هولوکاست اسرائیلی به شش بار مرگ با صندلی الکتریکی محکوم می کنند ، همان کشوری که مسلمان را به جرم روسری داشتن از محل تحصیل بیرون می کنند ، و در عین حال همان کشوری که مهد واقعی دموکراسی است ) محمد خاتمی را هنگام ورود به کاخ الیزه در آغوش کشید ، من از دوستی که کنارم نشسته بود پرسیدم شیراک کدام ایران را در آغوش می کشد ؟ ایران امام خمینی ؟ ایران خامنه ای یا ایران خاتمی ؟ معلوم بود که جواب چیست ؟ ایران خمینی و خامنه ای آن چیزی است که فرانسه برای تبدیل شدنش به تلی از خاکستر حتی به صدام هواپیما و موشک و هلی کوپتر قرض داد !! و حالا هم برای تبدیل شدنش از ایران خامنه ای به ایران خاتمی زور زیادی زده !

 

-       هرکس می گوید وقایع اخیر نشان داد که غرب در ادعای دموکرات بودن خود صادق نبود ، بداند که سخت در اشتباه است. من اینجا محکم می گویم اتفاقا غرب با حرکات اخیر خود دقیقا ثابت کرد که از اصول دموکراتیک خود هرگز کوتاه نخواهد آمد و حاضر است همه چیز را فدای دموکراسی کند. اما تعجب نکنید . تفاوت من وشما در این است که من دموکراسی را درست فهمیده ام  ورودربایستی ندارم و آنکس که فکر می کند دموکراسی چیز خوبی است که غرب ان را ندارد اما مدعی آن است ، در خطا در درک دموکراسی. دموکراسی حقیقی یعنی دقیقا همین چیزی که امروز در صحنه جهان در حال نمایش است. دموکراسی همین است و غرب هم کاملا دموکرات. در درک دموکراسی باید بیشتر دقت کنید. دموکراسی کلمه ای است شبیه لفظ استعمار که آنروز غرب می گفت به دلیل اینکه می خواهد سرزمینهای جهان را استعمار ( به معنای لفظی آبادشدن زمین من توسط دیگری بدون دخالت واراده من ) کند. آن روز ، این یک اهرم فشار روانی بود در دست غرب علیه ملل جهان و کاری با این اهرام نشد ، جز چپاول ملل جهان  و امروز ، به اسم دموکراسی ( به معنای لفظی حاکمیت مردم براراده خویش) کاری نمی کنند جز در اختیار گرفتن اراده ملت ها در چنگال خود یا عواملی که از میان ملتها انتخاب و تربیت کرده اند. دیروز ، لفظ استعمار ، بار روانی مثبت داشت و امروز تبدیل به یک فحش سیاسی شده  و امروز هم ، همین وضع برای لفظ دموکراسی برقرار است. دموکراسی ظلم امروز و فخش سیاسی آینده است. همان بارمفهومی لفظ  کشور "استعمارگر" برای لفظ کشور " دموکرات" قابل انطباق است. من در این شک ندارم .


 
به لبنان نگاه کن
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

پرتوي از رخ او

· به نقشه فلسطين اشغالي- كه چند ده سال است به دروغ آن را «اسرائيل» مي خوانند- نگاه كنيد. «خان يونس» واقع در غرب فلسطين اشغالي و كرانه درياي مديترانه و «اريحا» در شرق فلسطين و شمال بحرالميت، را در نظر بگيريد. حالا با يك «خط فرضي»، خان يونس را به اريحا متصل كنيد. اكنون فلسطين اشغالي را به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم كرده ايد. بخش شمالي منطقه اي خوش آب و هوا، سرسبز، پر آب، داراي مزارع، باغ ها، جنگل ها و تپه هاي پوشيده از درختان زيتون و... است. اما بخش جنوبي از مواهب و امتيازات مورد اشاره بهره كمتري دارد تا آنجا كه با بخش شمالي قابل مقايسه نيست.

o بخش اعظم شهرها و شهرك هاي صهيونيست نشين در فلسطين شمالي قرار دارد و اصلي ترين مراكز اقتصادي، اداري، نظامي، صنعتي، كشاورزي و... رژيم اشغالگر قدس نيز در اين منطقه مستقر است.

o اكنون به جنوب لبنان نگاه كنيد، اين منطقه نيز، سرسبز، آباد و... است. جنوب لبنان در شمال فلسطين اشغالي قرار داشته و با آن هم مرز است. منطقه جنوبي لبنان داراي ارتفاعات فراواني است كه بر تمامي فلسطين شمالي اشراف دارد. حزب الله لبنان اگرچه با قدرت و توانمندي اثبات شده در همه نقاط اين كشور حضور چشمگير و مقتدرانه اي دارد- و به قول يكي از فرماندهان اسرائيلي «گويي زير هر بوته اي در لبنان يك موشك آماده شليك، كارسازي شده است»- ولي از فراز ارتفاعات جنوبي تمامي شمال فلسطين اشغالي را زير آتش خود گرفته است. حيفا، ناصره، صفد، طبريه، عكا و... شايد چند روز ديگر، نتانيا، هرتسليا و تل آويو...

o امروز، جنگ چهارمين ارتش مجهز جهان كه از حمايت بي دريغ نظامي، اقتصادي و سياسي آمريكا و ساير قدرت هاي اروپايي برخوردار است، با حزب الله كه يك نهضت مقاومت اسلامي است و قلب هاي تمامي ملت هاي مسلمان و بسياري از ملت هاي غيرمسلمان ولي آزادانديش و عدالت خواه را با خود دارد، به هجدهمين روز خود رسيده است.

o برپايه محاسبات كلاسيك نظامي، سرنوشت اين جنگ بايستي حداكثر طي دو روز اوليه بعد از شروع به نفع اسرائيل خاتمه پيدا مي كرد. 39 سال قبل- ژوئن 1967- اسرائيل با چند كشور عربي كه هر يك از ارتشي منظم و مجهز به انواع تسليحات مدرن نظامي برخوردار بودند وارد جنگ شد و فقط 6 روز بعد همه چيز به نفع صهيونيست ها پايان يافت. اما، اين دفعه، ماجرا كاملا متفاوت است و با هيچيك از فرمول هاي كلاسيك نظامي همخواني ندارد. چرا...؟! اين بار، الگوي امام راحل ما (ره)، به صحنه آمده است. همان الگو كه جنبش آزادي بخش فلسطين را پس از دهها سال گدايي صلح از سازمان ملل، به انتفاضه تبديل كرد، مردم تحت حاكميت 60 ساله تركيه لائيك را به اسلام بازگرداند، درعراق اسلامگرايان را بر كرسي حاكميت نشاند، اردن را به بشكه باروت تبديل كرده است كه با يك جرقه به نفع جهان اسلام منفجر خواهد شد، عربستان را به حالتي از برانگيختگي كشانده است و...

· نزديك به يك هفته است كه ارتش اسرائيل با استعداد 3 لشگر زرهي و با برخورداري از آتش تهيه سنگين توپخانه هاي دوربرد و بمباران پي در پي خطوط دفاعي حزب الله در جنوب لبنان، براي اشغال مثلث بنت جبيل، مارون الرأس و يارون كه منطقه اي با فاصله اندك- زير چند كيلومتر- با مرز فلسطين است، تلاش مي كند ولي علي رغم تجهيزات فراوان، هر بار پاي نظاميان و شني تانك هاي اسرائيل به اين نقطه رسيده با تحمل تلفات سنگين مجبور به عقب نشيني شده اند. تا آنجا كه ديروز كابينه اسرائيل، ارتش اين رژيم وحشي را از به كارگيري نيروي زميني بازداشت و روزنامه اسرائيلي هاآرتص در حالي كه كينه فرو خورده از حزب الله در تك تك جملات گزارش اين روزنامه به چشم مي خورد، ارتش اسرائيل را به خاطر ناكامي در ورود به جنوب لبنان، «بي عرضه» ناميد و در فرازي از گزارش خود، اين ارتش را «بزرگ، اما احمق» ناميد.

o چرا چهارمين ارتش مجهز جهان در مصاف با نهضت مقاومت حزب الله تا اين اندازه خوار و زمين گير شده است؟ باز هم، پاسخ اين سؤال را بايد در الگوي الهي و كارسازي جستجو كرد كه امام راحل (ره) پيش روي ملت هاي مسلمان نهاده است... «ملتي كه شهادت دارد، اسارت ندارد»... او- رضوان الله تعالي عليه- پيش از اين اعلام فرموده بود كه؛ «من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مي كنم كه اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند ما در مقابل همه دنياي آنان خواهيم ايستاد و تا نابودي تمام آنان از پاي نخواهيم نشست. يا همه آزاد مي شويم و يا به آزادي بزرگتر كه شهادت است مي رسيم...»

· ديروز، «زئيف شيف» استراتژيست برجسته و معروف اسرائيلي خطاب به مقامات نظامي و سياسي رژيم صهيونيستي هشدار داد كه جنگ با حزب الله، برخلاف آنچه در ابتدا، به نظر مي رسيد، يك نبرد سرنوشت ساز است. زئيف شيف درباره علت اصلي برتري حزب الله بر ارتش مجهز اسرائيل مي گويد «حزب الله روحيه خود را مانند روزهاي نخستين جنگ حفظ كرده است. رزمندگان حزب الله نه فقط از مرگ نمي ترسند بلكه به دليل اعتقاد ديني خود- بخوانيد فيض شهادت- از مرگ در جنگ با ارتش اسرائيل، استقبال هم مي كنند.»... باز هم، همان الگو كه امام راحل- رضوان الله تعالي عليه- ارائه فرموده بود.

· روزنامه آمريكايي «نيوزويك» در شماره ديروز خود، سران شركت كننده در اجلاس رم را به باد انتقاد و اعتراض گرفته و آنان را سياستمداران فاقد درك و شعور كافي دانست. اين روزنامه معروف و اثرگذار آمريكايي با اشاره به اين كه، سران كشورهاي شركت كننده در اجلاس رم مي توانستند جنگ را به آتش بس بكشانند ولي با اين توهم كه اسرائيل در هنگام آتش بس، امتيازي - نظير اشغال جنوب لبنان- در دست داشته باشد، با آتش بس مخالفت كردند، مي نويسد؛ «سران شركت كننده در اجلاس رم از اين واقعيت بي خبرند كه حزب الله فقط يك گام با پيروزي فاصله دارد». نيوزويك در ادامه، روياي آمريكا براي پيروزي اسرائيل بر حزب الله لبنان را به مسخره گرفته و تاكيد مي كند «اصرار آمريكا براي اين كه آتش بس با دوام و پايدار باشد به معني آن است كه شعله هاي برافروخته در جنگ اخير، براي چند هفته ديگر نيز امنيت و ثبات اسرائيل را در آتش بسوزاند». نيوزويك در همين مقاله با اشاره به ماجراي عراق، پرونده هسته اي ايران و جنگ اخير در لبنان، جايگاه ابرقدرتي آمريكا را در اذهان عمومي جهانيان متزلزل ارزيابي كرده و از بي منطق بودن سران حاكم بر آمريكا به شدت ابراز نگراني مي كند.

o در همين حال «ديويد ولچ» معاون وزير خارجه آمريكا در امور خاورميانه تلويحا به ناتواني آمريكا در مقابله با حزب الله اشاره كرده و مي گويد؛ دولت آمريكا به اين نتيجه رسيده است كه اسرائيل نمي تواند بر حزب الله پيروز شود. از اين روي بايد دولت لبنان را تقويت كند و مقابله با حزب الله را به دولت لبنان بسپارد.

o خدا بر درجات امام راحل ما (ره) بيفزايد كه مي فرمود، آمريكا شير بي يال و دمي است كه پير شده و دندان هايش ريخته است. نعره مي كشد ولي نعره اش از ترس است و در همان حال چيزي هم از او صادر مي شود...!

o به اين جمله حضرت امام (ره) توجه كنيد. ايشان نزديك به 20 سال قبل خطاب به ملت هاي مسلمان مي فرمود : «مسلمانان از هياهو و طبل هاي توخالي تبليغات ظالمانه نهراسند كه كاخ ها و قدرت هاي نظامي و سياسي استكبار جهاني، همانند خانه عنكبوت سست و در حال فرو ريختن است».

o و امروز، سيدحسن نصرالله كه خود را مريد امام (ره) و خلف برحق او مي داند با اطمينان فرياد برمي آورد كه «به خدا سوگند، اسرائيل شبيه خانه عنكبوت است» و از قرآن شاهد مي آورد كه «سست ترين خانه ها، خانه عنكبوت است»... و

· امروز، جنگ حزب الله با اسرائيل وارد هجدهمين روز خود شده است و به قول «زئيف شيف»، مردان حزب الله برخلاف نظاميان اسرائيل از جنگ نمي هراسند و فرار نمي كنند و اما در سوي ديگر، با شليك هر موشك حزب الله، انبوهي از صهيونيست ها، خانه ها و مزارع و اماكني را كه به زور سرنيزه غصب كرده بودند وامي گذارند و مي گريزند و تازه به قول سيدحسن نصرالله، اين آغاز كار است... و روزهاي سخت تر صهيونيست هاي اشغالگر در راه است... و پيش بيني امام راحلمان (ره) در پيش كه؛

پرتوي از رخ او در دل منصور افتاد       اين همه ذكر اناالحق به سماوات رسيد

حسين شريعتمداري

 ------------------

و در پایان ( با تشکر از دوست خوبم امین هاشمی خالق این اثر کوتها اما زیبا ) :


 
سخنی ديگر ،‌ با شرق
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

اشك چه كساني درآمد؟

انتظار مي رفت روزنامه شرق ضمن ابراز ندامت از خطاي بزرگ خود از مردم ايران، لبنان و همه ملت هاي مسلمان درگير با رژيم صهيونيستي عذرخواهي كند اما ...

روز پنج شنبه 29/4/85 در ستون نكته كيهان برخي از مواضع روزنامه شرق در جريان جنگ لبنان مورد انتقاد قرار گرفته و انتظار مي رفت اين چند نمونه كه اندكي از بسيارها بود همكاران شرقي را به خود آورد. اما، «خود خطا بود آنچه مي پنداشتيم» و...

از جمله نمونه هاي مورد انتقاد تيتر اول روزنامه شرق بود با عنوان «اسرائيل وارد خاك لبنان شد» كه در اين باره آمده بود اين تيتر دروغ «درحالي انتخاب شده كه اولا؛ هيچيك از خبرگزاري ها به آن اشاره اي نداشته اند، ثانيا؛ رژيم اشغالگر قدس علي رغم تلاش فراوان براي ورود به خاك لبنان، به ناكامي خود اعتراف كرده است، ثالثا -كه مهمتر از دو مورد قبلي است- در متن خبر شرق نيز ناكامي ارتش اسرائيل در ورود به خاك لبنان تصريح شده است» و يادآوري شده بود درباره انتخاب اين تيتر دروغ، تنها مي توان گفت كه «آرزوي اسرائيل تيتر اول شرق شده است».

در بخش ديگري از نكته كيهان آمده بود؛

«روز 28 تيرماه درحالي كه تمامي منابع خبري از به هم ريختگي اسرائيل در پي مقاومت جانانه حزب الله و شليك موشك هاي رعد به حيفا و اعلام حالت فوق العاده در تل آويو خبر مي دادند و از تظاهرات عظيم و گسترده اي كه در تمامي شهرهاي بزرگ جهان اسلام به حمايت از حزب الله برپا شده بود و از جمله تظاهرات عظيم و گسترده مردم تهران گزارش مي فرستادند، تيتر اول شرق با چاپ يك عكس بزرگ 3ستوني و با ارتفاع نيم صفحه اي به فرونشستن زمين در ميدان امام خميني(ره) اختصاص يافته بود. ..«توپخانه فروريخت»... و دريغ از يك تيتر يك ستوني و يا يك سوتيتر ناقابل درباره تظاهرات عظيم روز گذشته تهران و ساير شهرهاي بزرگ جهان اسلام...»

در جوابيه از روزنامه شرق به عنوان يك روزنامه مستقل! ياد شده كه معلوم نيست منظورشان استقلال از چيست؟ استقلال از ملت؟... قبول است، استقلال از نظام اسلامي. اين هم قبول است. ولي ناهمخواني با قدرت هاي بزرگ خارجي قابل ترديد است

همانگونه كه ملاحظه مي شود انتقادات كيهان، مستند و خالي از ابهام بود و انتظار مي رفت روزنامه شرق ضمن ابراز ندامت از خطاي بزرگ خود از مردم ايران، لبنان و همه ملت هاي مسلمان درگير با رژيم صهيونيستي عذرخواهي كند ولي روزنامه شرق طي يادداشتي در شماره روز شنبه 31/4/85 تلاش كرد موضوع را -به زعم خود- دور بزند و با پيش كشيدن مسائل ديگر كه به برخي از آنها خواهيم پرداخت، از پاسخ طفره برود.

در يادداشت شرق نكات زير به چشم مي خورد؛

1- روزنامه شرق انتقاد منطقي و مستند كيهان را بي پاسخ گذاشته و كمترين اشاره اي به آن نكرده است كه اين خود نشانه درستي انتقاد كيهان است، چرا كه وقتي يك يادداشت در پاسخ به انتقاد كيهان نوشته مي شود حداقل انتظار آن است كه به انتقادها پاسخ داده شود وگرنه منظور از نوشتن آن چه مي تواند باشد؟شرق كه از يك سو قادر به نفي همخواني خود با تبليغات رژيم صهيونيستي نبوده و از سوي ديگر اعتراف به اين همخواني را رسواكننده مي داند، براي رد گم كردن به گونه اي ناشيانه از شگردهاي زرد ژورناليستي بهره گرفته كه عذر بدتر از گناه است. بخوانيد؛

2- شرق مي نويسد «يك هفته از هجوم اسرائيل به لبنان مي گذرد. در طول اين هفته از شش تيتر يك روزنامه شرق، چهار تيتر به حملات دولت صهيونيست اختصاص يافته و پنج سرمقاله روزنامه به اين موضوع پرداخته است و...»

سؤال اين نبوده و نيست كه چند تيتر و سرمقاله شرق به اين موضوع اختصاص يافته، بلكه سؤال اين است كه جهت گيري تيترها و مضمون و مفاد سرمقاله ها چه بوده است؟ وگرنه -و تا اندازه اي بلاتشبيه!- تيتر اول، سرمقاله ها و اكثر مطالب تمامي روزنامه هاي رژيم اشغالگر قدس هم

روزنامه شرق در جوابيه خود براي فرار از اصل ماجرا مي نويسد؛ «به ياد مي آورم كه خالد مشعل در ايران، تنها با شرق و روزنامه همشهري گفت وگوي اختصاصي انجام داد» و اين هم يك دروغ شاخدار ديگر است. چرا كه اولا؛ خالد مشعل يك هفته قبل از مصاحبه با شرق، مصاحبه اي اختصاصي و طولاني با كيهان داشت و تقريبا در تمامي سفرهاي خود به ايران، سري هم به كيهان مي زند و معلوم نيست روزنامه شرق با چه هدفي دروغ به اين بزرگي را كه به آساني قابل كشف است، بافته است؟!

به همين موضوع اختصاص داشته، اما با كدام جهت گيري؟! مثلا، ترديدي نيست كه تيتر «اسرائيل وارد خاك لبنان شد»! درباره حمله اسرائيل به لبنان است ولي كجاي اين تيتر «دروغ» به نفع اسرائيل نيست و كجاي آن به نفع مردم مظلوم لبنان است؟!و يا سرمقاله آقاي... كه خود به دريافت كمك مالي از آمريكا براي به چالش كشيدن نظام اسلامي در مطبوعات اعتراف دارد و اسناد آن نيز منتشر شده است درباره جنگ اخير نوشته شده ولي آيا مضمون آن در حمايت از مردم مظلوم لبنان و فلسطين است؟ و اساساً از اينگونه افراد مي توان چنين انتظاري داشت؟!

3- شرق در همين زمينه با افتخار مي نويسد؛ «مزيت شرق اعتماد نخبگان و فعالان مدني به آن است كه سبب مي شود بهمن كشاورز، رئيس كانون وكلا اعتراض خود را به اسرائيل از تريبون شرق بيان كند»! اما حرف آقاي بهمن كشاورز -نخبه موردنظر شرق- در سرمقاله يادشده چيست؟ ايشان ابتدا از علاقه شديد خود به يهوديان سخن  ميگويد و از سخن يهوديان به عنوان «بهترين نصيحت»! ياد مي فرمايند، تا آنجا كه با افتخار مي نويسد پدربزرگش در يزد چماقدار حامي يهوديان بوده است و...

خب! تا اينجاي سرمقاله اين نخبه شرقي كه قربان صدقه رفتن يهوديان است و البته فكر نكنيد كه ميان يهوديان و صهيونيست ها تفاوت چنداني قائل است. ايشان بارها تاكيد مي كند كه بسياري از همان دوستان يهودي او هم اكنون ساكن اسرائيل -شما بخوانيد فلسطين اشغالي- هستند و... اما بعد از اين همه تعريف و تمجيد از يهوديان اسرائيلي چه مي فرمايند؟ خودتان سرمقاله ايشان را بخوانيد و قضاوت كنيد. ايشان در يك كلمه مي نويسد؛ چرا اسرائيل به جاي قلع و قمع و قتل عام نيروي حزب الله، پل ها و ساختمان هاي لبنان را هدف قرار داده است؟! شما را به خدا، سرمقاله اين آقاي نخبه روزنامه شرق! در حمايت از اسرائيل نيست؟!... و آيا خنده دار نيست كه روزنامه شرق در پاسخ به انتقاد كيهان، از سرمقاله ايشان به عنوان شاهكار يك نخبه! در مقابله با اسرائيل ياد مي كند؟! به راستي كه اين روزنامه شرق «عجب نخبه پرور است»؟!

به مصاحبه خالد مشعل با شرق مراجعه بفرمائيد؛ مصاحبه گر شرق پي درپي اصرار مي ورزد كه حماس بايد شرايط كار سياسي را بپذيرد و از مقاومت مسلحانه دست بردارد و در مقابل، خالد مشعل همواره بر ضرورت مقاومت مسلحانه تاكيد ورزيده و مي گويد تمام موفقيت هاي حماس، محصول مقاومت بوده و اسرائيل زبان ديگر -بخوانيد زباني كه شرق توصيه مي كند- را نمي فهمد. 

4- شرق در جوابيه خود از گزارش ها و مقالات كارشناسانه درباره جنگ اخير ياد مي كند كه با توجه به چند نمونه فوق مي توان فهميد اين گزارش ها- نظير ورود اسرائيل به خاك لبنان- و اين سرمقاله ها -نظير سرمقاله آقاي بهمن كشاورز- تا چه اندازه كارشناسانه است. و عجيب آن كه كيهان را به گزارش هاي غيركارشناسانه متهم مي كند و اين درحالي است كه گزارش هاي كيهان مبتني بر اطلاعات بسيار دقيق از صحنه نبرد است كه تقريبا در دسترس هيچ رسانه ديگري در داخل ايران نيست تا آنجا كه بسياري از گزارش ها و تحليل هاي خبري كيهان بلافاصله بعد از انتشار از سوي خبرگزاري هاي بزرگ به عنوان اخباري كه در ساير رسانه ها نيست، مخابره مي شود البته آنها به اقتضاي خوي امپرياليستي خود، آن را تحريف هم مي كنند.

5- روزنامه شرق در جوابيه خود براي فرار از اصل ماجرا مي نويسد؛ «به ياد مي آورم كه خالد مشعل در ايران، تنها با شرق و روزنامه همشهري گفت وگوي اختصاصي انجام داد» و اين هم يك دروغ شاخدار ديگر است. چرا كه اولا؛ خالد مشعل يك هفته قبل از مصاحبه با شرق، مصاحبه اي اختصاصي و طولاني با كيهان داشت و تقريبا در تمامي سفرهاي خود به ايران، سري هم به كيهان مي زند و معلوم نيست روزنامه شرق با چه هدفي دروغ به اين بزرگي را كه به آساني قابل كشف است، بافته است؟! ثانيا؛ به مصاحبه خالد مشعل با شرق مراجعه بفرمائيد؛ مصاحبه گر شرق پي درپي اصرار مي ورزد كه حماس بايد شرايط كار سياسي را بپذيرد و از مقاومت مسلحانه دست بردارد و در مقابل، خالد مشعل همواره بر ضرورت مقاومت مسلحانه تاكيد ورزيده و مي گويد تمام موفقيت هاي حماس، محصول مقاومت بوده و اسرائيل زبان ديگر -بخوانيد زباني كه شرق توصيه مي كند- را نمي فهمد.

حالا خودتان قضاوت بفرمائيد كه آنچه شرق در مصاحبه با خالد مشعل از او مي خواهد با خواست اسرائيل از حماس چه تفاوتي دارد؟... و آيا شرق مي تواند با افتخار از اين مصاحبه به عنوان حمايت از مردم فلسطين ياد كند؟! جل الخالق!

6- شرق به تيتر كيهان با عنوان «اشك اسرائيل درآمد» انتقاد كرده و آن را تيتر ورزشي ناميده است كه بايد گفت؛

اولا؛ تيتر بايد واقعيت ملموس را نشان دهد حالا اگر به زعم شرق اين تيتر ورزشي باشد چه عيبي دارد؟

ثانيا؛ همان تيتر كيهان در تمامي تظاهرات سراسري ايران عليه اسرائيل، روي دست مردم بود. البته ممكن است شرق برخلاف ادعاي ظاهري، رويكرد گسترده مردم به تيتر كيهان را «پوپوليستي»! بداند كه اين نيز نمونه ديگري از صداقت شرق است! و ضمنا بايد يادآوري كرد كه همين -به قول شرق- پوپوليست ها انقلاب كرده اند، پوزه آمريكا و اسرائيل را به خاك ماليده اند... و نخبگان مورد نظر شرق كه چه عرض كنيم؟!

ثالثا؛ روزنامه شرق در انتقاد به تيتر كيهان تنها نيست. چرا كه همان شب راديو اسرائيل هم مانند شرق از تيتر كيهان «اشكش درآمده» و به كيهان بد و بيراه مي گفت.

و اما رابعاً؛ اگرچه قصد افشاي اين نكته را نداشتيم ولي چاره اي جز بيان آن نيست كه تيتر «اسرائيل وارد خاك لبنان شد» دقيقاً تيتر روز قبل روزنامه اسرائيلي «يديعوت آحارنوت» بود كه فرداي آن روز به ناچار خبر را بگونه اي تكذيب كرد و البته شرق هنوز اين جسارت را ندارد!

7- شرق در همان شماره كه به خيال خود به كيهان جواب داده است علاوه بر سرمقاله بهمن كشاورز كه به آن اشاره شد در صفحه 6 روزنامه خود نيز مقاله اي از «رابين رايت» با عنوان «تا اعماق ذهن حزب الله» چاپ كرده كه سراسر لاطائلات و اهانت به حزب الله است. بخوانيد و قضاوت كنيد.

اگرچه قصد افشاي اين نكته را نداشتيم ولي چاره اي جز بيان آن نيست كه تيتر «اسرائيل وارد خاك لبنان شد» روزنامه شرق ، دقيقاً تيتر روز قبل روزنامه اسرائيلي «يديعوت آحارنوت» بود كه فرداي آن روز به ناچار خبر را بگونه اي تكذيب كرد و البته شرق هنوز اين جسارت را ندارد!

8- اين نكته نيز گفتني است در همه جاي دنيا - صرفنظر از تفاوت فرهنگ ها - افراد نخبه به كساني گفته مي شود كه ويژگي مثبت و ارزشمند برجسته اي داشته باشند ولي ظاهراً از نگاه روزنامه شرق هر كس عليه نظام نق زده باشد، نخبه تلقي مي شود! و مهم نيست كه ميزان سواد، تحصيلات، درك اجتماعي، اثرگذاري مثبت فرهنگي و... او چه باشد؟! شرق از افرادي به عنوان نخبه ياد مي كند كه به لحاظ سطح دانش، ميزان تحصيلات، اثرگذاري اجتماعي و... با منتقدان خود حتي قابل مقايسه هم نيستند و شايد در آينده اي نه چند دور در اين باره فصل ويژه اي بگشاييم.

9- در جوابيه از روزنامه شرق به عنوان يك روزنامه مستقل! ياد شده كه معلوم نيست منظورشان استقلال از چيست؟ استقلال از ملت؟... قبول است، استقلال از نظام اسلامي. اين هم قبول است. ولي ناهمخواني با قدرت هاي بزرگ خارجي قابل ترديد است و در اين باره و منابع مالي شرق گفتني هاي مستند و غيرقابل انكاري هست كه در فرصتي ديگر به آن خواهيم پرداخت.


 
 
 
تبلیغ ویـژه