الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

وگرنه چی ؟ پيچ پيچی ! وگرنه همين که می بينی !
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

آقای کروبی  ! روش روزنامه حزب شما بيشتر به روش «اعتماد اپوزيسيون » پهلو مي زند، نه «اعتماد ملي»! انشاءالله كه اين رويكرد را شما نمي پسنديد و ما هم مشتاقانه در انتظار مرزبندي شفاف شما با نسبت هاي ناصوابي هستيم كه حزب «اعتماد ملي» با دشمنان اين ملك و ملت يافته است...

کیهان امروز در پاسخ به یادداشت تند اعتماد ملی که با عنوان "و گرنه چی؟"  منتشر شده بود نوشت:  

روزنامه «اعتماد ملي» مورخه26/1/86 در پاسخ به هشدارها و انذارهاي «كيهان» پيرامون اصالت ها و ارزش هاي انقلابي و كيفيت رويارويي با رخدادهاي جاري كشور به جاي ابراز شرمندگي و پوزش از مردم و ساحت مقدس حضرت امام«ره» به پاك كردن صورت مسئله و ادامه روال پيشين روي آورده است. روز شنبه (25 فروردين ماه) روزنامه «كيهان» از شيوه خبرسازي و تحليل ارگان مطبوعاتي حزب «اعتماد ملي» در گزارش «به دنبال بازداشت ملوانان انگليسي در ايران؛ تمام تورهاي مسافرتي به ايران تا سال 2009 لغو شد!» انتقاد كرده بود و با استناد به مواردي از همان گزارش، مجعول بودن اصل خبر اين روزنامه و آناليز زيباشناسي ادبي! گزارش مذكور، از اصل ديدگاهي كه «بهاري شدن سرزمين ايران را و همه شور و طرب مؤمنانه در بهار ايراني را در گرو سفر عده اي از شهروندان غربي به ايران مي داند» انتقاد كرد.

از ديگر سو مديرمسئول روزنامه «كيهان» با توجه به بدعتي كه روزنامه «اعتماد ملي» از ماههاي گذشته در عرصه تحليل هاي سياسي و فرهنگي نهاده، ضرورت ديد تا با ذكر يك نمونه تاريخي از گروه هاي تفرقه افكن در روزهاي مبارزات انقلابي مردم ايران عليه استبداد ستم شاهي و بازخواني روش هاي منسوخ آنان، در مقام منتقدي ناصح به آقاي مهدي كروبي كه امتياز روزنامه و حزب اعتماد ملي از آن ايشان است، انذار دهد كه روش كنوني «اعتماد ملي» نه تنها كمترين نسبتي با آموزه هاي اسلام انقلابي و آرمان هاي امام«ره» ندارد بلكه نمايانگر انحراف از مواضع و اصالت هاي اسلامي و انقلابي است.

شگفت انگيز است حزبي كه سخن از «حقوق منتقدان و مخالفان» و بلكه دم از «حقوق معاندان» مي زند، در برابر هشدار و انذار روزنامه كيهان، كه رويكرد آن در بطن آموزه هاي اسلامي و ترقي خواهانه تنيده شده، چنان به كف آستانه تحمل رسيده است كه در پاسخ به منتقدان خود از واژگان خارج از حوزه «ادبيات رسانه اي» و تعابيري كه بيشتر پهلو به «ادبيات پشت وانتي» مي زند، بهره مي جويد.

جدال هاي ادبي لمپن و تشبث به انواع تعابير دون شأن روزنامه نگاران به حوزه واژگان رسانه اي حرفه اي راه نمي يابد و خصوصاً از جريده اي كه يك روحاني آن را مديريت مي كند، انتظار آدابي خاص و ادبي فراتر مي رود؛ اما اينكه چه مي شود تا توهين به جاي نقد و پاسخ مي نشيند، ريشه در صورتبندي فكري مديران مياني و بدنه اين حزب و روزنامه دارد كه با بازخواني سوابق يكي از آنان- كه اتفاقاً در به اصطلاح پاسخ روزنامه اعتماد ملي به كيهان از وي به شدت دفاع شده- آن رگ و ريشه ها پديدار خواهد شد.

مدير كيهان از دبيركل «حزب اعتمادملي» پرسيده بود: «آيا حضرتعالي دستور فرموده ايد كه آقاي حسن كريم زاده در روزنامه حزب شما ستون داشته باشد؟! شخصي كه به دليل كشيدن كاريكاتوري زشت عليه حضرت امام خميني«ره» محكوم شده بود و اخيراً به همين علت از سوي كميته ارتباطات سازمان ملل متحد جايزه دريافت كرده است؟!» و روزنامه آقاي كروبي پاسخ ميدهد:

«اما در مورد همكارمان جناب آقاي ]حضرت![ حسن كريم زاده كه ظاهراً چاپ آثار او در «اعتماد ملي» موجب تكدر خاطر و رنجش احساسات روح لطيف مديران كيهان شده، لازم است بگوييم كه بر فرض صحت تمامي آنچه درباره كريم زاده مي گوييد آيا مگر كسي كه يك بار مرتكب لغزش شد و تاوان آن را پرداخت، قرار است براي هميشه از ادامه كار و حيات محروم شود؟!... كريم زاده در آن زمان (اواخر دهه 60) تنها 17 سال سن داشت و هرچند هنوز درباره اين كه در طرح او دست برده بودند، شك و شبهه جدي وجود دارد(!)، اما پس از تحمل مجازات و طي يك دوره سخت به شرايط عادي زندگي(!) بازگشت، اما ظاهرا در قاموس شما هرگز نمي توان از لغزش يك نوجوان هفده ساله مسلمان و ايراني(؟!) چشم پوشي كرد.»

جهت اطلاع آقاي كروبي كه در گفت وگوي ديروز خود با ايسنا نيز اعتراض كيهان به حضور كاريكاتوريست هتاك را «هتاكي و بي حرمتي»! خوانده اند، ذكر چند نكته آگاهي بخش است:

 كاريكاتوريست اهانت كننده به حضرت امام بعد از اهانت به آن بزرگوار، پله هاي ترقي را زير نظر كاريكاتوريست هاي اسرائيلي به سرعت طي كرد. چگونه؟! 

آقای کروبی ! دفاع راسخ از انقلاب و نظام نسبتي با گردهمايي مشترك صهيونيست ها و پيكاري ها در «اعتماد ملي» ندارد، نسبتي با لحن آشتي جويانه دبير سياسي اين حزب با رژيم اشغالگر قدس ندارد، نسبتي با گفتار فياض زاهد (نگاه كنيد به يادداشت 62 فروردين وي در صفحه آخر اعتماد ملي) كه آمريكا را مهد دموكراسي و حقوق بشر مي خواند و شكنجه هاي جسمي و روحي جلال شرفي را كار گروه هاي خودسر مي داند، ندارد و...

1- سايت رسمي سازمان ملل متحد در بخش كارتونيست هاي سياسي خود كه زير نفوذ رسمي «رانان لوري» (Ranan Lurie) (كاريكاتوريست روزنامه «يديعوت آهارنوت» (Yedioth Aharonoth) در اسرائيل و صاحب بيست ودو جايزه اسرائيلي و بين المللي در حوزه كاريكاتورهاي سياسي) اداره مي شود، از حسن كريم زاده به عنوان كاريكاتوريست صبوري كه جرات كرده است به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران اهانت كند ياد كرده و اين جسارت(!) او را ستوده است! 

2- آقاي كروبي توجه فرمائيد! صهيونيست هاي ياد شده آقاي كريم زاده را به خاطر كتابي با عنوان حقوق بشر كه حاوي كاريكاتورهايي عليه ايران اسلامي است نيز مورد ستايش قرار داده اند.

حسن کریم زاده طراح کاریکاتور موهن علیه امام خمینی (ره) مشغول بکار در اعتماد ملی ! 3- جايزه كميته ارتباطات سازمان ملل به كاريكاتوريست هتاك به امام (ره) و مورد تقدير حجت الاسلام كروبي! از سوي لابي صهيونيست ها و صرفا به عنوان تقدير از اهانت وي به حضرت امام(ره) اعطا شده است. جناب كروبي! آيا هنوز هم تقدير حزب شما از دشمنان تابلودار امام (ره) باعث شرمندگي نيست؟!

4- پروفايل سازي و به تبع آن شخصيت سازي مجعول براي حسن كريم زاده با تكيه بر دو عنصر جسارت وي به امام خميني (ره) و نشر كتاب كاريكاتورهاي مربوط به «حقوق بشر» با چه انگيزه اي صورت گرفته است؟! چنانچه حضور اين كاريكاتوريست در جمع افرادي چون Baha Bokhari (كاريكاتوريست اسرائيلي كه مجامع هنري بر نقش اطلاعاتي او در فلسطين اتفاق نظر دارند)، Garsten Grabaek (كاريكاتوريست دانماركي كه طراح كاريكاتور موهن عليه ساحت مقدس پيامبر عظيم الشأن اسلام بوده، اما به دلايل امنيتي و به سبب حفظ جان وي از سوي دولت دانمارك معرفي نشد) و Michel Kichka (كاريكاتوريست اسرائيلي) بررسي گردد، آن انگيزه پنهان پروفايل سازي و شخصيت سازي مجعول براي كريم زاده مشخص مي شود.ايشان با حضور در سمينار كاريكاتوريست هاي سياسي ملل متحد، بارها با Raran Lurie ديدار داشته و براساس اعلام سايت هاي رسمي كاريكاتوريست هاي ملل متحد، به همراه اين كاريكاتوريست صهيونيست در «تور صلح» ملل متحد با حضور كاريكاتوريست هاي صلح طلب! بناي سفر به كشورهاي گوناگون دنيا را دارد.

5- اما «رانان لوري» (Ranan Lurie) كه باني اهداء جايزه سازمان ملل به حسن كريم زاده و حامي حضور اين كاريكاتوريست ايراني در محافل صهيونيستي- همچون سمينار مذكور است- كيست؟

«راران لوري» كه تاكنون يازده هزار كاريكاتور كشيده، سردبير سابق بخش كاريكاتور پرتيراژترين روزنامه اسرائيل به نام «يديعوت آهارنوت» Yedioth Ahaonoth بوده و مجله اينترنتي «خبر كاريكاتور» را مديريت كرده، بيست و دو جايزه اسرائيلي و بين المللي دريافت كرده و از نزديكان اسحاق رابين (نخست وزير سابق اسرائيل) محسوب مي شود. وي در سال 2002 كانديداي جايزه صلح نوبل بوده و جايزه اي هم به نام اين صهيونيست در سازمان ملل به كاريكاتوريست ها اهدا مي شود كه جايزه كاريكاتوريست مورد تجليل حزب اعتماد ملي از جمله همين جوايز است. «راران لوري» از بنيانگذاران جايزه «دوستي» است كه سازمان ملل متحد از سوي كميته ارتباطات و رسانه هاي خود به امثال آقاي «كريم زاده» اهدا مي كند. براساس اطلاعات رسمي وب سايت سازمان ملل (UN) اين صهيونيست كهنه كار در زمره حاميان مالي جايزه كارتونيست هاي سياسي است. 

راران لوري تنها يك كاريكاتوريست و روزنامه نگار نيست. او پژوهشگر ارشد در مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي واشنگتن دي سي است و با نئومحافظه كاران آمريكايي كه سياست براندازي نرم جمهوري اسلامي ايران را با بودجه 57 ميليون دلاري كنگره آمريكا راهبري مي كنند، رابطه و دوستي نزديك دارد. 

روزنامه «كيهان» با اطلاع از حضور «حسن كريم زاده» در جمع كاريكاتوريست هاي صهيونيست و علي رغم آگاهي از حضور كاريكاتوريست دانماركي كه به ساحت پيامبر عظيم الشان اسلام توهين كرده بود، از نشر اين اطلاعات صرفا به خاطر حفظ حرمت آقاي كروبي خودداري كرد با اين تصور كه آقاي كروبي نشانه هاي موجود در هشدار مدير مسئول «كيهان» را بجويد و خود، مصلحانه و دغدغه مندانه، اين عنصر در خدمت كارتونيست هاي صهيونيست را از گردونه خود كنار بگذارد. ولي، ظاهرا «غلط بود آنچه مي پنداشتيم.»! 

اما در حالي كه مديران رسانه اي حزب «اعتماد ملي» با توجه به شناختي كه از هويت برخي از آنان داريم قاعدتا بايستي از اين سوابق، فعاليت ها و نشست و برخاست هاي عضوشان با آن پدر كارتونيست هاي اسرائيل و اين هتاك دانماركي به ساحت پيامبر اعظم(ص) اطلاع مي داشتند- در حالي كه اين اطلاعات در وب سايت رسمي سازمان ملل متحد و سايت اينترنتي «كاريكاتور براي صلح» حاضر و واضح در اختيار ناظران رسانه اي است- و حتما مي دانند نمي توان باپول جايزه هاي صهيونيستي، درد انقلاب كه هيچ، درد اسلام كه هيچ، حتي درد وطن و مردم خود را داشت، آيا در گزارش خود به دبيركل حزب متبوعشان پيرامون انتقادات روزنامه «كيهان»، اين سوابق آقاي حسن كريم زاده را كه ديگر مربوط به گذشته نيست، بلكه حاصل جد و جهدهاي كنوني ايشان است، ارائه كرده اند؟! 

6- آقاي كروبي در گفت وگوي خود پيرامون انتقادات «كيهان» با خبرگزاري ايسنا، خود را همواره راسخ در «دفاع از نظام و انقلاب» خوانده اند. كه بايد گفت، ما هم آرزو داريم چنين باشد و ايشان با آن سوابق درخشان آلت دست دشمنان امام«ره» و انقلاب نباشند كه انشاءالله نباشند. اما، دفاع راسخ از انقلاب و نظام نسبتي با گردهمايي مشترك صهيونيست ها و پيكاري ها در «اعتماد ملي» ندارد، نسبتي با لحن آشتي جويانه دبير سياسي اين حزب با رژيم اشغالگر قدس ندارد، نسبتي با گفتار فياض زاهد (نگاه كنيد به يادداشت 62 فروردين وي در صفحه آخر اعتماد ملي) كه آمريكا را مهد دموكراسي و حقوق بشر مي خواند و شكنجه هاي جسمي و روحي جلال شرفي را كار گروه هاي خودسر مي داند، ندارد و...

آقاي كروبي! هتاكي و بي حرمتي اي كه به «كيهان» نسبت مي دهيد، عين نقد علمي و انذار دلسوزانه بوده است و اگر ما هتاك هستيم، پس نويسندگان «اعتماد ملي» مستحق چه وصفي هستند؟! روش روزنامه حزب شما بيشتر به روش «اعتماد اپوزيسيون » پهلو مي زند، نه «اعتماد ملي»! انشاءالله كه اين رويكرد را شما نمي پسنديد و ما هم مشتاقانه در انتظار مرزبندي شفاف شما با نسبت هاي ناصوابي هستيم كه حزب «اعتماد ملي» با دشمنان اين ملك و ملت يافته است.

7- روزنامه اعتماد ملي در واكنش به مرثيه خواني خود براي نظاميان متجاوز انگليسي كه مورد اعتراض كيهان بود نيز به توجيه مسخره و دروغ خنده داري متوسل شده و كوشيده است صورت مسئله را عوض كند، چرا؟! براي اين كه نمي دانست دستش رو مي شود و پته حمايت اين روزنامه از انگليس و آمريكا - بعد از حمايت از صهيونيست ها- روي آب مي افتد. بنابراين ابتدا طوري وانمود كرده كه انگار روزنامه اعتماد ملي خواستار ادامه بازداشت نظاميان متجاوز بوده است و كيهان طرفدار آزادي آنها؟! و بعد از اين تغيير در صورت مسئله، به رجزخواني انقلابي كه از اعتماد ملي هيچگاه و از آقاي كروبي با مواضع سال هاي اخير ايشان بسيار بعيد به نظر مي رسد، پرداخته است. و حال آن كه حرف، دو كلمه بيشتر نبود و آن اين كه چرا براي آقاي كروبي برخورداري از چندرغازي كه توريست هاي چشم آبي مي آورند از حفظ استقلال كشور و قدرت نمايي ايران اسلامي در برابر تجاوز به حريم وطن ارزش بيشتري دارد؟! مي دانيم براي حزب آقاي كروبي پاسخ به اين سؤال دشوار است ولي چرا صورت مسئله را تغيير مي دهيد؟ و چرا با شجاعت- اگر داريد- از مردم و ساحت مقدس حضرت امام (ره) پوزش نمي خواهيد؟!

8- از بي ادبي و هتاكي هاي پشت وانتي حزب اعتماد ملي به كيهان مي گذريم زيرا مي دانيم بسيارند كساني كه وقتي جرات رويارويي با استدلال را ندارند به فحاشي روي مي آورند.

خب! جناب آقاي كروبي! آيا لازم مي دانيد كه باز هم درباره ماهيت برخي از گردانندگان حزب و روزنامه شما بگوييم؟! قبلاً هشدار داده بوديم كه هرچه را تحمل كنيم كمترين جسارت به ساحت مقدس حضرت امام (ره) و نظام برخاسته از آن را از سوي هيچكس برنمي تابيم و هنوز هم گفتني هاي زيادي داريم كه چنانچه موافق باشيد باز هم به طور مستند براي اطلاع بيشتر جنابعالي- اگر مطلع نيستيد- بازگو خواهيم كرد. اين بود پاسخ آن «وگرنه...؟!»


 
آيا مورد تاييد کروبی و خاتمی و امثالهم بودن يعنی مورد تاييد انقلاب بودن ؟
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بسم الله .

یادم می آید ، در گفتگویی که در رادیو گفتگو داشتیم ، خانم حسینی که از طرف روزنامه اطلاعات به جلسه آمده بود ، مدعی شد هیچ کس با اصل موضوعاتی همچون ساماندهی و فیلترینگ و امثالهم مشکلی ندارد و تنها مشکلی که از نظر او وجود دارد، به زعم وی اعمال سلیقه های مختلف در درون حاکمیت روی موضوعات واحد است.  

وقتی سعی می کنم این موضوع را ریشه یابی کنم و البته در ادامه هم ، نظر و رویکرد خودم را (و آنچه به آن فکر می کنم) بیان کنم ، این نکته به ذهنم خطور می کند که یحتمل منظور این خانم ، رضایت عناصری همچون آقایان دعایی ، خاتمی ، کروبی و امثالهم از مطالبی است که بعضا در برخی سایتها و وبلاگهای مصداق بلندگوی جریان سازی علیه باورهای بنیادین انقلاب اسلامی منتشر می شود.  

اینجا چند نکته را باید از نو بازشناسی کرد.  

اولین نکته این است که اصولا انقلاب اسلامی ، انقلابی عمیقا برخوردار از یک عمق فرهنگی و اعتقادی است و مبانی بسیار روشن ایدئولوژیک سیاسی و فرهنگی دارد. بنا بر این ، معیار "انقلابی" بودن یا نبودن هرکس ، نسبت او با این آرمانها و ایدئولوژیها و بنیانهای فکری است. بنا بر این ، با وجود آنکه می توان برای عناصری که در فعالیتها و اجزاء سخت افزاری نتیجه گیری این انقلاب در مرحله اول حرکت آن ، یعنی انجام "انقلاب" و براندازی حکومت از بن فاسد  پهلوی سهیم بودن اند ، ارج و اعتبار مخصوص و مشخصی در نظر گرفته و حقیقتا برابر با شأن و اهمیت و رتبه و اهمیتی که در این جریان داشته اند ، تقدیر نمود، لیکن ملاک اتصال به این نظام ، "انقلابی بودن" نیست .بلکه "انقلابی ماندن"  ملاک این بررسی و گزینش است و انقلابی بودن نیز جز از طریق اتصال دائمی با آرمانهای انقلابی ممکن نخواهد بود.  

اینجاست که امام راحل (قدس سره ) تاکید می کند که ملاک قضاوت ، حال فعلی افراد است و آنچه که در گذشته انجام داده اند، نفیا و یا اثباتا ( در صورت عدم امتداد ) ملاک قطعی برای اظهار نظر در خصوص هویت فرد یا افراد و مجموعه ها نیست . 

نکته دیگر اینکه ، بریدن از مفاهیم و آرمانها و بنیانهای فکری انقلاب اسلامی در یک مقطع خاص ، منجر به عدم همراهی با سیستم های سخت افزاری نظام اسلامی و فعالیتهای ادامه دار مسیر انقلاب اسلامی برای دستیابی به مرحله دولت اسلامی در ادامه ، حکومت اسلامی و در نهایت ، جهان اسلام ، خواهد شد. بنابراین ، کسانی که از مبانی زیرساختی نهال انقلاب اسلامی بریده اند ، نه تنها در ادامه مسیر انقلاب اسلامی ، با انقلابیون حقیقی همراه نخواهند بود ، بلکه در مسیر آن مانع تراشی نیز خواهند کرد و خود ، به عناصری رویگردان از آن مبانی و در حقیقت برانداز انقلاب اسلامی تبدیل خواهند شد.  

شاید در ادامه ، مباحثی تکراری ، در موضوع ملاک و معیار ارزیابی وتناسب سنجی آرمانهای افراد با آرمانهای انقلاب اسلامی و پلورالیزم معرفتی در این زمینه صحبت شود.

در این باره باید گفت

اولا : محتوای گفتمان انقلابی اسلامی به حدی شفاف است که کار به زاویه های انحرافی در تفاسیر وتاویل نمی کشد و در همان سطح اولیه از مقایسه ، همه چیز روشن می شود . بهترین دلیل بر این مدعا ، فرار مدعیان ، از مقایسه شدن با آرمان و اندیشه های امام و انقلاب اسلامی است.

دوما : بسیاری از این عناصر با صراحتی مثال زدنی، بریدگی خود از این مفاهیم و آرمانها را فریاد کرده اند. بدین لحاظ نیز ، موضوع اصلا تا مرز مقایسه نیز نخواهد رفت. وای بحال ورود به مباحث پلورالیستیک

سوما : گفتمان پلورالیستی یک گفتمان مسلط و بدون جواب نیست و نمی توان با تمسک به آن از زیر بار حقایق فرار کرد. با روشن شدن مصادیق مورد گفتگو ، براحتی می توان از حقه و فریب پلورالیزم پرده برداشت. تنها عامل مورد نیاز ، شروع این گفتگو ها است. حالیا فرار مکرر مدعیان از این مقایسه نشانگر روشن بودن نتیجه ء این ارزیابی در افق نگاه خود ایشان است. بدین جهت است که ایشان اصولا مبانی این مقایسه را بزیر سئوال برده و نفی می کنند . چون نتیجه ورود به آن برایشان روشن و شفاف است.  

با توجه به نکته ای که در لزوم حفظ ارتباط و پیوستگی با مفاهیم بنیادین انقلاب اسلامی برای باقی ماندن در خط نظام انقلب اسلامی ذکر شد ، یادآوری این نکته ضروری است که برخی از عناصری که از نظر نرم افزاری و منطقی دیگر هیچگونه پیوندی با این انقلاب و نظام اسلامی آن ندارند ، کماکان در صحنه های سیاسی کشور با بهره گیری از سوابق گذشته حاضر بوده و در این میدان ، با مراجعه دادن مخاطبان به سوابق گذشته در صدد کسب وجهه و میدان داری و عوامفریبی بر می آیند. حاضر شدن این عناصر در چهارچوب ساختارهای قدرت در نظام سیاسی ، به هیچ وجه نمی تواند به معنای "درون حاکمیتی" بودن رویکرد ها و تفکرات و سلایق این افراد باشد. چه ، آنچنان که گفته شد ، تنها ملاک و معیار و نشان درون حاکمیتی یا بیرون حاکمیتی بودن رویکرد یک فرد یا گروه و جریان ، صرفا عملکرد او و تناسب آن با آرمانهای انقلاب و نظام اسلامی و منافع ایران و اسلام عزیز است که او را "خودی" یا "غیرخودی" معرفی می نماید. بصراحت باید گفت رد این گزارهء کاملا منطقی ، بسیار تمسخر آمیز خواهد بود!  

نظر به آنچه که تاکنون گفته شد ، شاید روشن باشد که مورد علاقه بودن عملکرد اشخاص از سوی گروهها و جریاناتی که بدلائل انتصابی یا انتخابی ، بخشی از مصادر دولتی را در دوره ای در اختیار داشته و حتی در حال حاضر ، آن مصادر را نیز در پنجه ندارند، به هیچ وجه ، به معنای مورد قبول بودن این رویکرد در تناسب و ارزیابی با معیارهای انقلاب اسلامی و نظام اسلامی نیست . بنا بر این در هیچ چهارچوبهء مفهومی نمی توان اعمال حاکمیت و قانون در قبال عملکردهای مجرمانه برخی عناصر سیاسی و غیر سیاسی که از سوی برخی گروههای سابقا "اپوزیسیون در قدرت" و در حال حاضر "اپوزیسیون بیرون از قدرت" مورد حمایت قرار گرفته اند را اعمال سلیقه های مختلف ! نام داد.


 
آرزوهای يک بسيجی عاشق سپاه
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

آقای عباس حسین نژاد صاحب صندلی ، اومده تو چند پست قبلش منو به یه چیزی دعوت کرده ، اما نیومده به خودم بگه ! اگه از منظر تئوری توطئه نگاه کنیم بک کاریکاتور جالبی می رسیم و ماجرا ، برنامه کودکی و بامزه می شود. اما چون الان از منظر توطئه ( :) ) تنها چیزی که مشاهده می شود کارتون سراندی پیتی و کنا است ، از این منظر عدول می کنیم ! :)

ایشون فرمودن ، آرزو افشا کنیم ! :) خب افشا می کنیم ! کاری داره مگه ؟ فقط مثل اون بار هم که اومدیم و به روش پاسدارانی خاطره افشا کردیم، این دفعه هم به روش خودمون آرزو نویسی می کنیم . 

1-     آدم باید خیلی پر رو باشه که همه گناهانش را در مقابل دیدگان اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام انجام بدهد ، صاحب الزمان (عجل الل تعالی فرجه الشریف ) را علنا بیآزارد و چلوی چشم خدا هرکاری که دل شیطان می خواهد انجام بدهد ، اما از نوشتن این آرزوی شریف تعجیل در فرج حضرت حجت ابن الحسن العسکری – خصوصا به کوری دیدگان سازمان فاقد مشروعیت مجاهدین خلق ( آخ بابا اون نه ! منظورم مجاهدین ضد انقلاب بود ! آخ ای داد . ببخشید منظورم همون مجاهدین انقلاب بود ! چه کنم هی به اینا فکر می کنم ذهنم می ره اونوری ! ) – را علنی ننویسد. بابا نهایتا ما میشیم مانع ظهور . خود حضرت حجت بیاید و از ما هم عبور کند. اما بیاید . ای غایب از نظر به خدا می سپارمت . جانی و بجان دوست می دارمت.

2-     دلم می خواهد میوه های درخت عدالت و معنویت ، در کام مردم شیرین شود و ریشه های نفاق از دل همه کنده شود. دلم می خواهد بیماردلان عرصه مطبوعات ، از شب زدگی رها شوند و بیماریهای روحی خود را با قلم سیاه خود به دل مردم تسری ندهند. دلم می خواهد آلوده های دنیا با تابش بارقه های نور ایمان ، کنج غارها را رها کنند و با روشنایی روز آشتی. دلم می خواهد همه توبه کنیم . برگردیم . حتی برخی از ماها از عبادتهایمان توبه کنیم . العلم هو الحجاب الاکبر.

3-     آرزوی دیگرم این است که برای توبه کردن ، خدا توفیق بدهد و برای قبولی توبه هم رحمت بیاورد. و توبه مان توبه نصوج باشد که برگردیم بسمت خودش و دیگر جای دیگری نرویم . گر تو ننوازی به که رو می کنیم ؟

4-     رو که رو نیست، سنگ پای قزوین ! آقا آرزوی شهادت داریم . دوست دارم با شهادت ، راه را روشن تر کنیم . شهادت یعنی فریاد کردن حقانیت حسین ابن علی (ع) در صحرای کربلا. یعنی فریاد کردن ندای علی در چهاردیواری مسجد کوفه . یعنی خون گریه کردن در رثای فاطمهء مجروح بین درب و دیوار.

5-     حالا مرگ که در نر ما جز شهادت خیلی حال گیریه ، اما دلم می خواد تا شهید نشده ایم ، یه حال اساسی اساسی از کل جریان شیطان بزرگ بگیریم خودش بگه ای ول. حالا توی کار اگه شد در حوزه صنعت ، تو وبلاگ در حوزه خبر و رسانه .  

اینم از این .  

جناب صاحب صندلی، خوب شد ؟

حالا من ، حسین درخشان ، علی پیرحسینلو ، محمد علی ابطحی ، نیک آهنگ کوثر ، و از همه احتمالا با نمک تر ، رجب علی خـــــــــان مزروعی را دعوت به انجام چنین عملی ! ( یه جوری گفتم خودم هم ترسیددددم !  :) ) می کنم .


 
روز آنلاينی ها را بهتر بشناسيم
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

درپي افشاگري پيرامون ارتزاق مادي و سياسي وب سايت ها و نهادهاي شبه مدني مدعي اصلاح طلبي از بودجه پانزده ميليون يورويي دولت هلند، كه براساس پيشنهاد پارلمان اين كشور، تحت عنوان «پلوراليزم رسانه اي در ايران» تصويب شده است، موسسه هلندي «هيفوس» كه مهم ترين منبع پشتيباني مالي موسساتي چون «راهي» (متعلق به شادي صدر)، «كارورزي سازمان هاي جامعه مدني» (متعلق به محبوبه عباسقلي زاده)، «كنشگران داوطلب» (متعلق به سهراب رزاقي)، «ايران گويا» (به مديرعاملي «حسين باستاني»، عضو ارشد حزب مشاركت ايران)، «مركز فرهنگي زنان»، «كانون زنان ايران» و روزنامه اينترنتي «روزآنلاين» و... محسوب مي شود در اقدامي شگفت انگيز صفحه برخي از اين موسسات تحت حمايت خود را از روي وب سايتش حذف و به عبارتي سانسور كرد! 

شايان ذكر است بيشترين كمك موسسه «هيفوس» به موسسه ايران گويا (داراي وب سايت اينترنتي روز آن لاين) بوده است كه بالغ بر 730هزار يورو مي باشد و موسسات فعال در حوزه زنان كه «كمپين يك ميليون امضاء» را راه اندازي كرده اند، برحسب برآوردهاي رسمي، مجموعا تا يك ميليون يورو از بودجه براندازي نرم دولت هلند بهره مند شده اند. 

افشاي كمك مالي دولت هلند از طريق موسسات واسطي چون «هيفوس»، «بنياد دخترك»، «فريدوم هاوس»، «پرس ناو» و... به مدعيان اصلاح طلبي در داخل كشور در حالي صورت گرفت كه اين رسوايي و تناقضات گفتاري آنها پيرامون استقلال چنين موسساتي سرگشتگي فكري هواداران اندك آنها را سبب شده و اعتراضات درون گروهي را پديد آورده است. 

«حسين باستاني»، عضو ارشد حزب مشاركت و از دبيران بولتن محرمانه دفتر رياست جمهوري در دوران آقاي خاتمي، پس از خروج از ايران به سبب مديريت «موسسه ايران گويا» (كه در فرانسه به ثبت رسيده) مبلغ 730 هزار يورو- معادل 876 ميليون تومان- از بودجه دولت هلند براي اجراي سياست «پلوراليزم رسانه اي در ايران» دريافت كرده و عليرغم اين باز هم در سايت «روز آن لاين» از مخاطبان خود درخواست كمك مي كند و پيشنهاد داده مردم! كمك هاي خود را براي پيشبرد امور اين روزنامه الكترونيك به شماره حسابي در بانك SOCIETE GENERAL فرانسه واريز كنند.    

گفتني است در سال 83  به پيشنهاد فرح كريمي نماينده ايراني‌تبار پارلمان هلند كه عضو حزب سبزها است، الحاقيه اي بر بودجه سال 2005 وزارت خارجه اين كشور تصويب شد كه طي آن دولت هلند موظف مي شد تا با از حمايت برخي روزنامه نگاران مقيم اروپا، تاسيس يك شبكه تلوزيوني ماهواره اي فارسي زبان، را در دستور كار خود قرار دهد. اما وزارت خارجه هلند پس از فشار ديپلماتيك جمهوري اسلامي، با ارائه تفسيري متفاوت، حاضر به برنامه ريزي جهت تاسيس اين شبكه ماهواره اي نشد. اما در عوض اين مبلغ كلان را به سوي راديو زمانه و سايت هاي اينترنتي و برخي سازمان هاي غير دولتي داخل كشور كانال كشي كرد.

فرح كريمي، نماينده ايراني تبار مجلس هلند، عضو حزب سبزهاست، كه اين حزب آشكارا به صهيونيست‌ها تمايل دارد و هيچ‌كس نمي‌تواند بدون ابراز وفاداري به صهيونيست‌ها به اين حزب راه يابد. در اروپا به حرب سبزها، حزب صهيونيست‌ها نيز گفته مي‌شود. وي در اوايل انقلاب از كارهاي اصلي و رده بالاي سازمان منافقين بود كه پس از 30 خرداد سال 60 به فعاليت‌هاي مخفي و عليه جمهوري اسلامي روي آورد و در خانه هاي تيمي منافقين مستقر شد. او بيشتر مدت همكاري‌اش با منافقين در واحد تبليغات بوده و از مقاله‌نويسان نشريه مجاهد بوده است. 

درباره فرح كريمي گفته مي‌شود، وي در سال هاي 60 و 61 در بخش نظامي منافقين نيز همكاري داشته است.فرح كريمي در اوايل سال 62 به طرز مخفيانه و غيرقانوني از طريق مرز كردستان از ايران خارج شد و به اروپا رفت. او پس از اقامت در اروپا، به دليل بروز مسائلي از سازمان منافقين خارج شد و يك سازمان غير دولتي براي كمك به ديگر پناهندگاني كه از منافقين جدا مي شدند، تاسيس كرد.گفته مي شود، فرح كريمي در اين دوره كمك‌هاي مالي از سفارت جمهوري اسلامي در آمستردام دريافت كرده است. 

فرح كريمي در سال هاي پاياني دهه 90 به حزب سبزها پيوست و سپس در انتخابات پارلماني هلند با كمك اين حزب به پارلمان هلند راه يافت. 

گفتني است كشور هلند در ميان كشورهاي اروپايي، به پايتخت اروپايي اسرائيل معروف شده است و صهيونيست‌ها نفوذ فوق العاده در اين كشور دارند. 

فرح كريمي تاكنون چندين بار به ايران سفر كرده است، كه چند بار آن به دعوت كمسيون امنيت مجلس ششم به رياست محسن ميردامادي بوده است. فرح كريمي آخرين بار در ارديبهشت 84 به دعوت ستاد انتخاباتي مصطفي معين به ايران سفر كرد و در تهران با معين، ميردامادي، الهه كولايي و تعدادي از روزنامه نگاران ليبرال ديدار كرد. وي به دليل اظهارات و اقدامات ضد امنيتي، هنگام بازگشت در فرودگاه مهرآباد توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شد و تحت بازجويي قرار گرفت.


 
من که تعجب نکردم . چه کسی کرده است ؟
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

چند روز پس از دستگیری نظامیان انگلیسی در آبهای ایران ، فیلم های مختلفی از اعترافات نظامیان مذکور در خصوص نحوه انجام ماموریت در آبهای ایران و شکل و چگونگی و محل دستگیری آنها منتشر شد. عمده این فیلم ها توسط ایرانیان و خارجی ها روی سرویسهای مختلف ویدئویی اینترنت نیز منتشر شد. برخی از این سرویسها که امکان درج نظرسنجی ذیل فیلمها را برقرار کرده اند ، به محل مباحثات زیبا و مهمی پیرامون موضوعات مختلف سیاسی در فضایی کاملا باز شده و نتیجه این بود که به وضوح ، بی آبرویی دولت انگلیس و آمریکا و عدم اعتبار این حکومت ها در نزد افکار عمومی جهانی ، حتی افکار عمومی کشور انگلیس هویدا بود. تا جایی که برخی از نظردهندگان بصراحت تاکید کرده بودند که اظهارات مقامات ایرانی برای آنها معتبر تر از سران کشورهای خودشان است. شباهت زیادی میان این وضعیت و وضعیت ساکنان سرزمینهای اشغالی فلسطین وجود دارد. اینان نیز هنگامی که سید حسن نصرالله به آنها وعده موشکباران دقیق مناطق مشخصی را می داد ، بدون توجه به تلاش شدید رژیم صهیونیستی اشغالگر قدس ، اقدام به ترک مناطق هدف می نمودند و در نظرسنجی های مکرر تاکید می کردند اعتماد آنها به آنچه که سید حسن نصرالله می گوید ، از نخست وزیر رژیم صهیونیستی بسیار بیشتر است. چون نصرالله همیشه به وعده هایش عمل می کند.  

امروز خبرهای جالبی روی تلکس برخی سایتها و خبرگزاریهای رسمی دولتهای غربی رفت. خبرهایی که نشان می داد برخی از 15 نفر نظامی متجاوز به خاکهای ایران که مورد عفو نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و در سالروز تولد پیامبر عظیم الشان اسلام و عید مسیحی ، به کشورشان فرستاده شدند ، در کنفرانسی مطبوعاتی ادعا کرده اند که در زندان ، مورد فشار قرار گرفته و حتی لخت شده اند و بر این اساس مجبور به اعتراف شده اند ! 

.

آیا لحظه ای در احتمال وقوع چنین ماجرای تردید داشتیم ؟ شما از شنیدن چنین خبری تعجب کردید ؟

.

شاید این خبر ، خیلی خبر شیرینی نبود. اما به هیچ وجه غیر منتظره نبود. شنیدن این خبر ، ذهن جامعه ایرانی را نسبت به حکومت انگلیس از هر روز تیره و تار تر کرد. هنگامی که نخست وزیر انگلیس کتبا نامه عذرخواهی نوشت ، شخصا فکر می کردم که او بروشنی ، باخت در این لحظه به ایران را قبول کرده است و برایم روشن بود که او برای زمانی که بازی در زمین خودش آغاز شود برنامه ای دارد. این ذهنیت زمانی آرام آرام جدی شد که خبرها از انتقال فوری این نظامیان بوسیله هلی کوپتر به پایگاه نظامی چیونور در دیوون شمالی و جلوگیری از مصاحبه خبرنگاران با آنها در فرودگاه انگلیس خبر داد. اما روشن بود که سناریو ، کمی قبل از آزادسازی آنان کلید خورده است. شبکه اسکای نیوز در هماهنگی جدی با محافل امنیتی انگلیسی، در فرودگاه ایران فرصت یافته است تا شبیه همین اعترافات را از این عناصر اخذ نماید. هماهنگ کردن این فرصت و بدست آوردن آن و گرفتن این مصاحبه در فرصت فوری بوی هماهنگی انگلیسی شدیدی دارد که مشام همه را می آزارد. ( اینجای مطلب یک تصحیح لازم دارد که پایین صفحه نوشته ام . )

.

اما این موضوع ، باعث شد تا من هم به میان مباحثات پیرامون موضوع وارد شوم و نکاتی در این موضوع را ذکر کنم .  

1-     مبادی سیاسی و تبلیغاتی انگلیسی مکررا ادعا کردند که منابع ایرانی در ابتدای امر به آنها موقعبت جغرافیایی دستگیری نیروهای انگلیسی را در آب عراق اعلام کرده اند و پس از اعتراض آنها به این امر ، موقعیت را در آبهای ایران اعلام کرده اند . البته انگلیسی ها عاجز از سوار کردن هر نوع سناریو بر روی این موضوع هستند . اما صرفا آن را تکرارمی کنند. در این خصوص باید گفت :

a.     تصاویر مندرج در سایت رسمی تفنگداران دریایی روی سرور وزارت دفاع انگلیس گویای این نکته است که نقاط مذکور که از سوی انگلیسی ها به نقاط "اولیه" و اصلاحی معروف شده اند ، صرفا در طول جغرافیایی با یکدیگر تفاوت دارند. بشکلی که نقطه اولیه سمت چپ خط تالوگ و نقطه اصلاحی سمت راست قرار گرفته . لیکن این تغییر صرفا با  تغییر یک رقم در طول جغرافیایی دو نقطه رخ داده است. روشن است که این ، یک خطای ساده تایپی است. والا چه علت دیگری می تواند این کار را توجیه کند ؟

b.     همان تصاویر گویای این نکته است که نقطه اولیه ، انطباقی با نقطه مورد ادعای انگلیسی ها نیز ندارد. این موضوع نیز ، خطا و سهوی بودن موضوع را روشنتر می کند.

c.     از آنجا که نقطه اصلاحی و اولیه روی یک طول جغرافیایی قرار دارند ، روشن است که صرفا ، یک رقم در جزء دقیقهء گرای مذکور و در محور طول ، دارای خطا بوده است و مابقی ارقام نقطه اصلاحی دقیقا برابر با نقطه اولیه است. این نیز نکته دیگری است که اتفاقا از روی تصاویری که توسط خود انگلیسی ها منتشر شده ثابت می شود.

2-     تنها چیزی که انگلیسی ها می توانستند به آن مستندا اشاره کنند ، همین نکته بود که حکمت آن همانطور که گفته شد کاملا روشن است. اما روی سایت انگلیسی ها ادعا شده است که وزارت امورخارجه عراق نیز موضوع دستگیری انگلیسی ها در آبهای عراق را تایید کرده است .باید گفت که تنها کسی که در دولت عراق ادعای انگلیسی ها را تایید کرده است ، معاون وزیر امورخارجه عراق است. لیکن موضع رسمی دولت عراق در این زمینه توسط شخص وزیر دفاع عراق رسماً اعلام شده و اتفاقا این ژنرال عراقی علاوه بر تایید دستگیر شدن انگلیسی ها در آبهای ایران ، از علت حضور نیروهای انگلیسی در آبهای ایران ابراز تعجب و شگفتی نیز کرده است.

3-       به عنوان نکته سوم مندرج در روی سایت انگلیسی ها باید گفت که آنها مدعی هستند کشتی مورد بازرسی نیز ادعای انگلیسی ها را تایید می کند.

a.     سئوال من این است که می خواهم بدانم کشتی ای که بلافاصله پس از خروج از آبهای ایران در روز دوم دستگیری انگلیسی ها ، توسط ناوگان دریایی انگلیس توقیف شده و تا حال حاضر در توقیف نیروهای انگلیسی است کجا و چگونه فرصت یافته و توانسته است چنین ادعایی را بکند؟ آیا منظور اینگلیسی ها این است که در بازجوی نیروهای انگلیسی چنین ادعایی را کرد یا در مصاحبه مطبوعاتی و یا اظهار نظر رسمی و حقوقی ؟

b.     گیرم که چنین ادعایی در خصوص نظامیان انگلیسی از دهان کاپیتان گشتی شنیده شود. کاپیتان این کشتی در خصوص موقعیت استقرار خود در چند روز قبل از توقیف چه توضیحی دارد ؟ ایشان می تواند بگوید خودش در کجا توقیف داشته است ؟

c.     کاپیتان این کشتی می تواند توضیح دهد پس از حرکت ، در کدام نقطه توسط نیروهای انگلیسی توقیف شده ؟ آیا در آبهای عراق ؟ پس باید بدون آنکه حرکت کرده باشد توقیف شده باشد و اگر حرکت کرده است ، از کجا به کجا ؟ این روشن می کند که وی پس از خروج از آبهای ایران توقیف شده است.

d.       اصلا این جناب کاپیتان الان کجاست ؟

4-     وقتی سربازان اشغالگر در خاج عراق رسما به مبادی رسمی سیاسی حمله می کنند و دیپلماتهایی را که مدعی هستند عضو نیروهای نظامی ایران هستند می ربایند ( و البته بعدا هم تصویر کارت شناسایی نظامی ای را منتشر می کنند که تاریخ آن با ارقام فارسی لیکن با سیستم تاریخ نگاری آمریکایی – و نه حتی انگلیسی ! - درج شده است! ) چگونه مدعی می شوند که ایرانی ها رسما با قایق به داخل آبهای سرزمیین عراق وارد شدند و در مقابل دیدگان سایر نظامیان اشغالگر و در برد و دید وتیر ناو F99 انگلیسی دو قایق تند روی انگلیسی را به همراه 15 نفر سرنشین توقیف کردند و هیچ مشکلی هم پیدا نکردند ؟

5-     در خصوص آزادسازی انگلیسی ها ، بسیاری شتابزده ، موضوع را با آزادسازی آقای جلال شرفی دبیر دوم سفارت ایران در عراق مرتبط می دانند. در این زمینه باید گفت :

a.     آقای جلال شرفی ، توسط نیروهای غیر رسمی که بخشی از آنها توسط پلیس محلی عراق دستگیر شده اند ، در بازارهای عراق ربایش می شود ( نه توقیف رسمی و علنی و قانونی!) و آزادسازیوی با تلاش دولت عراق صورت گرفته است نه هیچ نیروی اشغالگر حاضر در صحنه عراق. پس ایران نیازی به معاوضه کسی برای آزادسازی ایرنا نداشته است. در حالیکه ایران 15 نظامی را در حین ارتکاب جرم تعرض به آبهای سرزمینی ایران بازداشت نموده و در صورتیکه انگلیس مسیر عذرخواهی را طی نمی کرد ، باید آنها را در محاکمه علنی در دادگاههای نظامی ایران مشاهده می نمود.

b.     در صورتیکه ایران علاقه ای به باز شدن بحث معاوضه از خود نشان می داد ، قطعا بایستی موضوع این معاوضه ، نه "یک" دیپلمات ربوده شده توسط عناصری با هویت غیر رسمی، و فاقد ارتباط رسمی با دولتهای اشغالگر عراق ،بلکه دهها عنصر دیپلمات ربوده شده توسط آمریکا در نقاط مختلف جهان از جمله از کنسولگری ایران در اربیل عراق می بود . چرا که آنها با هویت مشخص و توسط نیروهای با هوبت معلوم اشغالگر از محل سفارت خارج شده و دولت اشغالگر نیز مسئولیت این امر را پذیرفته و علیه آنها نیز ادعاهایی را مطرح کرده است.

c.     همچنین در صورتیکه موضوع از باب بده  وبستان سیاسی حل شده بود ، انگلیس علاقه فراوانی به ارائه امتیازات بسیار متنوع در قبال آزادی بی سروصدای این نظامیان انگلیسی داشت و قطعا ایران نیز می توانست با توجه به دست پر خویش از منظر حقوقی و سیاسی ، بشدت جیب انگلیسی ها را بقول خودمان "بتکاند" !

d.     پنج شش روز قبل از آزاد سازی این عناصر و در اوج تنش ، آقای لاریجانی در گفتگو با خبرنگار صداو  سیما تاکید کرده بود که ایران در این موضوع دو مسیر را فراهم می بیند. یکی مسیر حقوقی و محاکمه ویکی از طریق مبادی دیپلماتیک . چند روز بعد هم ، آقای لاریجانی تاکید کرد ما الزما مایل به زندانی کردن و محاکمه اینها نیستیم و از بررسی موضوع از طریق مبادی دیپلماتیک استقبال می کنیم. دولت بلر با امضای شخص نخست وزیر نیز نامه ای با محتوای تعهد به عدم تکرار این موضوع به تهران فرستاد و موانع آزادسازی آنها را رفع کرد. دولت ایران نیز در موقعیتی مناسب و با توجه به جمیع شرایط حداکثر بهره برداری را از موضوع بعمل آورده و آنها را بسمت خانه های خود روان کرد.

e.     آخرش هم اینکه بقول دکتر احمدی نژاد اگه می خواستیم معاوضه کنیم ، با کمتر از صد هزار تا معاوضه نمی کردیم . اینها با هم قابل مقایسه و قیاس نیستند. :))

6-     یک چیز دیگر هم بگم ! اینها گفتند ما را لخت کردند و جدا جدا نگه داشتند و تهدید کردند که ما را بشکل طولانی مدت در زندان نگه می دارند . حالا هی میشه چونه رد که این کار نشده و اینها و بگویم که اگر مدعی ادعایی دارد باید ثابت کند. اما یک کلمه بگم که یعنی انگلیسی ها با زبان خودشان دارند اعتراف می کنند هرکس هر نظامی ما را بگیرد و فقط این کارها را با او بکند ( و لازم نیست مانند انگلیسی ها به بدن زندانی سیم برق وصل کند ، سگ به سمت او رها کند ، بدن او را به فضله خودش آغشته کند ، یا لو را لخت مادرزاد کند و از او عکس و فیلم بگیرد ) می تواند هر آنچه که می خواهد از زبان او بشنود . عجب نیروهای تفنگدار شجاع شکست ناپذیر قهرمان خستگی ناپذیر سوپرمنی! :)) راستی ، می دانید وقتی از اینها در همین کنفرانس خبری در انگلیس پرسیدند که بدترین کاری که ایرانیها در طول مدت بازداشت با شما کردند چه بوده ، چه گفته است ؟ در جواب گفته است : " ما را در اتاقهای مجزا نگهداری کردند ! " جالب است که کم سن  وسالترین آنها در همان مصاحبه و گفتگوی خبری در انگلیس به رفتار خوب ایرانیها اشاره کرد.

           7-     هیچ دقت کرده اید این حضرات حرفهایشان را از روی کاغذ می خواندند ؟ از یکی بودن متن تمام کاغذها خبر داشتید؟ می دانستید شش نفر از آنها در کنفرانس حاضر بودند؟ چرایش را از خودشان باید بپرسیم ! :) عکسهایشان را دیدم . دارم می بینم که خودشان هم می دانند دروغ بزرگی را می خواهند بگویند !  

کلام آخر هم اینکه ، کاش ما هم فرصت پیدا می کردیم تا یک کنفرانس خبری با این نظامیان انگلیسی داشته باشیم . چند تا سئوال بی ضرر امثال من ، آنها را نخواهد کشت ! :)) 

* پی نوشت : انگلیس عملیات نظامی خود در خلیج فارس را تا اطلاع ثانوی تعطیل کرده است ! وزیر دفاع دولت در سایه انگلیس می گوید ایران در بیرون کردن نیروهای انگلیسی از منطقه موفق بوده است.

* اصلاح : بله. پیاده رو خاطرات درست می گوید . فیلم گفتگوی اسکای نیوز مال قبل از دستگیری بوده است. تصحیح می شود ! :)


 
شما را نمی دانم اما ، من يکی خيلی نگرانم .
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

نمی دونم با وبلاگ ظنزهای حاج کاظم که کنار صفحه لینکش هست چقدر آشنا هستید. ولی بد نیست آشنا شوید و فیض ببرید. من از طریق وبلاگ ایشان و کامنت های اخیر با چهار پنج وبلاگ خیلی خوب آشنا شده ام . آنها را هم معرفی خواهم کرد. این یکی از مطالب اخیر وبلاگ نزهای حاج کاظم قبل از عفو انگلیسی ها است . بهتر است با هم بخوانیم :

حاج کاظم : راستش شما را نمیدانم ، اما من یکی خیلی نگرانم . این حکومت ما اصلا به عاقبت کارهایی که میکند توجهی ندارد . مثلا همین دسته گلی که اخیرا به آب داده است را در نظر بگیرید . همین دستگیری 15 ملوان و تفنگدار بیگناه انگلیسی را . برای آنکه عمق نگرانیم از این فاجعه عظمی روشن شود  ، چند نکته را ناچارم ذکر کنم : 

1 -  انگلیس یکی از اربابان دنیاست که بویژه در منطقه ما حق آب و گل دارد . بیخود که به این بابا لقب " روباه پیر استعمار " نداده اند . ملکه ای دارد که در وان شیر حمام میکند . جاسوسانی دارد که در " موساد " و " سیا " کرسی استادی دارند . مستشارانی میفرستد به کشورهای منطقه که با اشاره سر انگشت مبارکشان حکومتها عوض میشود . از همه اینها گذشته یک زبان چرب و نرمی دارد به نام " بی بی سی " که سالیانه بیش از سه میلیارد پوند از حکومتش میگیرد تا با معجون استرلیزه  لطایف الحیلش ،  مغز تمام روشنفکران مدعی  دنیا و خصوصا جهان سوم را شستشو دهد و علیه دین و ارزشهای فرهنگیشان بشوراند . آنوقت این حکومت بی مبالات ما الکی الکی میاید 15 نفر از بهترین عزیزان این بلاد فخیمه را بازداشت میکند که چه ؟ که به آبهای سرزمین ایران تجاوز کرده اند . کسی نیست به حکومت بی فکر ما بگوید آخر مگر اینها بار اولشان است که تجاوز میکنند ؟  آخر مگر میشود اسمشان متجاوز باشد و تجاوز نکنند ؟ آخر اگر تجاوز نبود ، چطور اینهمه حکومتهای ولد الزنای نامشروع در منطقه متولد میشدند ؟  جل الخالق . عجب حرفهایی میزنند این سردمداران حکومت آخوندی ! 

2 -  تا حالا هر وقت صحبت از " انرژی هسته ای حق مسلم ماست " میشد ،  گروه 1 + 5 ،  یعنی 5 عضو دائم شورای امنیت باضافه نخودی آلمان ،  دور هم مینشستند و برای ما شاخ و شانه میکشیدند . حالا با کمی هوش و حواس جمع غیر هپروتی ،  و ارتباط بر قرار کردن بین عدد 15 انگلیسیهای شریف دستگیر شده  و عدد 15 تعداد کل اعضای شورای امنیت ،  بدیهی است تعداد شاخ و شانه کش ها از همان اول بدون نیاز  به رشوه دادن و تهدید آمریکا میشود 15 تا ،  از این گذشته چون یکی از این از این بازداشت شدگان ، علیا مخدره است ، حالا حکایت میشود اجلاس 1 + 14 .     گرفتید ؟ 

3 -  من کاری ندارم به آنهائی که مته به خشخاش اخلاقیات میگذارند  و ایراد بیخودی میگیرند که چطور یک زن و چهارده مرد . . .  نچ نچ .  نگرانی من از چیز دیگریست . و آن اینکه تا حالا این شبه مردان " فیمینیست " ، زورکی ریش و سبیل گرو میگذاشتند برای حقوق برابر زنان با مردان  و  دنبال " کمپین " یک میلیون امضایی (!)  بودند ، در حال حاضر وقتی میبینند یک زن از پس چهارده مرد بر میاید ، خب طبیعی است من نگران شوم که به حقوق برابر هم رضایت ندهند  و چهارده  برابر حقوق مردان را برای موکلینشان مطالبه کنند .   حالا " بوش "  را بیاور و باقالی بار کن .  

4 -  یک نگرانی جدی دیگر من این است که تکلیف تئوریهای  پر محتوای محققین گرانقدری  چون  " هنفر " و " روبرت دریفوس " و سایرین چه میشود . این بیچاره ها تمام عمر شریفشان را بلانسبت سگ دو زده اند و آسمان و ریسمان تاریخ را به هم بافته اند  تا با دلایلی که مو  لای درزشان نمیرود ثابت کنند روحانیون اسلام و بخصوص شیعه ،  نمک پرورده ها و جاسوسها و آب به آسیاب ریزندگان انگلیس هستند و الحق هم که درمأموریت محوله توفیق عظیمی کسب کرده و توانسته بودند حتی بسیاری تحصیلکرده های این مملکت را با لاطائلات خودشان بفریبند .  اما حالا دستگیری ملوانان و تفنگداران همین ارباب بلا منازع انگلیس توسط حکومتی که بوسیله همین روحانیون شیعه اداره میشود تا حدود زیادی رشته های این عزیزان و مریدانشان را پنبه کرده و بیچاره ها باید حالا چقدر خودشان را جر دهند تا به مدعیان منور الفکری تو دهنی خورده وطنی دوباره خرفهم ، ببخشید شیر فهم کنند که بابا همین دستگیری هم به دستور خود ملکه عجوزه بلاد وقیحه صورت گرفته است  و حزب اللهی های دگم اندیش کور ذهن نمیتوانند این مطلب پیش پا افتاده بسیار ساده را بفهمند که به قول مرحوم جنت مکان دائی جان ناپلئون ، کار ، کار خود انگلیسیهاست ! ! ! 

5 -  اما آخرین و بزرگترین نگرانی من ،  احوالات پریشان این روزهای " دکتر علیرضا نوری زاده " عزیزخودمان است . آخر حکومت آخوندی ما چرا چنین اقدامات خود سرانه ای انجام میدهد و ذره ای هم به این بیچاره فلک زده فکر نمیکند ؟  این انگلیسی مادر مرده که در خاک فتنه خیز انگلیس دفتر و دستکی در اختیارش گذاشته اند و حقوق و مزایای کلانی میگیرد تا در تخریب ایران و تشیع نقش " روبرت دریفوس ثانی " را به زبان شیرین فارسی ایفا کند ، یک تفریح البته بسیار کوچک و مختصر دوپینگی هم دارد که با این اقدام خودسرانه حکومت ما واقعا در معرض آسیب جدی قرار میگیرد . شما تصورش را بفرمائید اگر آنطور که آگاهان خبر داده اند دولت وقیحه بریتانیای کبری ، شعارهای با مصرف داخلیش را ناچار شود عملی کند و رابطه و مراوده اش با ایران قطع بشود ، جیره ماده اولیه " فور " این پیرمرد زپرتی هم نقصان فاحش پیدا میکند ، و در آن صورت چه به روز این روزی نامه نگار ، تحلیلگر و فعال سیاسی بخت برگشته میاید ؟ شما این روزها کمی به حال این بدبخت عنایت کنید که علیرغم ناخوش احوالی ، خواب و خوراک ندارد و مرتب به chanel one  ،  VoA  ،  رادیو فردا و بی بی سی و هر جای دیگر که صدایش کنند  میرود ، باور بفرمائید دل سنگ کباب میشود به حال نزار این مظلوم بینوا که با لبهای کبود ، چشمان گود افتاده و آب بینی تازه بالا کشیده شده ، چه تلاش جگر سوزی میکند تا در عین خارش طاقت فرسای تن و بدن خمار ، آرامشش را حفظ کند و از تمام زرت و زورت های پامنقلی سیاسیش بهره بگیرد و توی کله ناباور مستمعین این بوقهای تبلیغاتی فرو کند که به تمام مقدسات قسم این ۱۵ناوی نجیب انگلیسی که فرستادگان تام الاختیار ولی نعمت من هستند در محدوده آبهای ایران نبوده اند و دستگیریشان غیر قانونی ،  گروگانگیری و ناشی از ندانم کاریهای طبق معمول محمود احمدی نژاد است ؟ البته خدا خیرشان بدهد آقایان صفا حائری ، علی افشاری ، شایان سمیعی ، ناصر محمدی ، محسن سازگارا ، رامین کامران و بقیه  وطن فروشان دیگر هم سعی میکنند کمکش کنند و لی لی به لا لا یش بگذارند اما نه بگمانم درد واقعی این بیچاره را بتوانند درک کنند . خداوند هیچ جانداری را نگران روزی اش نکند ، آمین یا رب العالمین ! 


 
نکته جالب ! اصلا اين کيه ؟
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

یه چیزی بگم از خنده روده بر شوید ؟ حالا دیگه آمریکا و انگلیس می گویند اون فرمانده نظامی انگلیسی که دقیق روی نقشه توضیح داد که داشتند چه زمانی کجا چکار می کردند که دستگیر شدند ، اصلا ناشناس است و نمی دانند کیه ! میگید نه ؟ بروید همین الان سی ان ان سایتش را چک کنید. البته من ازش عکس گرفتم فردا زرنگی نکنند !:)) واقعا دارند ضایع می شوند ها ! نگاه کنید :  

می ترسم این بنده خدا را اصلا به بهانه اینکه تو را نمی شناسیم و انگلیسی نیستی نگذارند به انگلیس برود. دروغ که کنتور نمی اندازد ! خدایی ها ! جدی میگم !

یادتان اگر باشد ،‌ آمریکا و بقیه اتحادیه اروپا در هماهنگی با انگلیس بدون آنکه نیازی به دیدن اسناد ایران حس کنند ،‌ حضور نظامیان انگلیسی در آبهای ایران را تکذیب کردند ! حالااینجا چیز عجیبی می بینیم . بجای اینکه دوت انگلیس بگوید که کسی از این عناصر نظامی را نمی شناسد یا می شناسد ،‌  CNN می گوید که فلانی که دیده شد ، شناسایی نشده است ! اونوقت روی سایت رسمی بنگاه خبری دولت انگلیس چه چیزی می بینی ؟ BBC می گوید نه تنها او را می شناسد بلکه مشخصات ودرجه اش را هم تایید می کند !

حالا ،‌یک نکته دیگر می ماند و آن اینکه کسی می تواند در دام اطلاعات آلوده ای که این سایت ها و موسسات وابسته به قدرت در دنیا مخابره می کنند نیفتد که اولا : اصل را - مثل بدبخت های دوم خردادی درون کشور خودمان - بر صحت هرآنچه که آنها می گویند نگذاشته باشد و دوما : اطلاعات منتشره توسط اینها را حداثل با یکدیگر دائما مقایسه کند تا تناقضت را همینجور پشت سر هم ببیند ! مقایسه کردن با رسانه های ج.ا.ا پیش کش !

و نکته آخر هم اینکه ، اون کسانی که حمایت از خلیج فارس را برای خودشان امتیاز می کنند و همه جا هم مطرح می کنند ، چرا الان ساکت نشسته اند ؟ سایت بی.بی.سی بیشتر از چهارصد بار از لفظ خلیج عربی استفاده کرده ! حتی وبلاگ فارسی ای که دست اندرکاران بی.بی.سی فارسی راه انداخته اند ، از لفظ خلیج عربی استفاده می کند ! چی شد ؟ چرا ماندید ؟ حالا که منافع غرب قرار است له شوند مانده اید ؟ ما که می دانیم همه اینها برای این بود که ادعا کنید ما کسی هستیم . والاچرا سایتی که حدود ۱۵۰ هزار نفر به آن در سراسر اینترنت در بیش از ۵۰ کشور جهان به آن لینک می دهند و می خواهند رتبه گوگل آن را بالا بیاورند اصلا بالا نمی آید اما با لینک دادن کمتر از چهار صد پانصد وبلاگ ( که قطعا به همان هم شک دارم ) یکهو رنک بمب گوگلی لگوفیش رفت رو سطح ۵ که مثل وبلاگ من در سرچ رتبه اول باشد ؟

راستش را می خواهید بدانید ؟

دست آدم های ایرانی غرب در رسانه های فارسی و خصوصا اینترنت ، مدتها است که برای ما رو شده است.


 
خبر فوری ، بلر سکته کرد !
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

خبر فوری : انفجار دو بمب قوی دفتر بلر را به لرزه در آورد. :)) 

هر دوی این بمب ها که از سوی دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور متفکر ایرانی طراحی و به بدفتر بلر از کانال تمامی رسانه های جهان پست شد ، ساعاتی پیش دفتر بلر را به لرزه در آورد.  

بمب اول ، خبر اعطای نشان درجه سوم کشوری شجاعت به فرمانده یگان گاردساحلی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که متجاوزان نظامی انگلیسی را هنگام تجاوز به حریم دریایی ایران دستگیر کرده بود و بمب دوم ،خبر بخشش و آزادی تمامی ۱۵ نظامی متجاوز انگلیسی به میمنت تولد پیامبر اعظم و رسول ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم ) بود . صدای انفجار این بمب ها به حدی بلند بود که تمامی خبرنگاران خارجی حاضر در جلسه ، سناریوهای قبلی خبری و سیاسی خود را از دست داده و کاملا به چالش و پرسش در زمینه مسائل فعلی پرداختند.  

سخنان و عملکرد احمدی نژاد در حوزه داخلی هم نشان می دهد دولت احمدی نژاد در حال حاضر تقریبا بر امور مسلط شده و بسمت حرکت شتابان بسمت تحقق اهداف اعلامی خود پیش می رود. گزارش موسسه بین المللی اقتصادی لوگو نشانگر جذب حدود شش میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی در عرض سه ماهه اول سال ۲۰۰۷ میلادی توسط دولت ایران است. تلاش جدی دولت در جهت اجرای طرح ساماندهی مشاغل ،‌کاهش نرخ سود بانکی ، کاهش برداشتهای برنامه ریزی شده از صندوق ذخیره ارزی و هدایت منابع بانکی بسمت تولید و تهیه و تدوین و طراحی نظام بودجه ای با رویکرد انقباضی در حوزه های غیر ضروری و مصرفی و از سوی دیگر ، تلاش برای عدم افزایش و جهت قیمت کالاها و خدمات ، نمونه ای از نشانه های این رویکرد و جهت و تحق اهداف می باشد.  

افزایش توانمندیهای نیروهای دفاعی و نظامی کشور و دستگیری متجاوزان به حریم آبهای ساحلی ایران به عنوان شاخص ان ، همچنین اشراف و تسلط امنیتی رو به بهبود وزارت اطلاعات در حوزه تحرکات و فعالیتهای ضد امنیتی داخلی و انتشار خبر دستگیری شهرام جزایری عرب و ، به عنوان شاخص بهبود و افزایش و گسترش روزافزون چتر امنیتی جمهوری اسلامی ایران بر تحرکات و فعالیتهای عناصر به مخاطره اندازنده مولفه های مختلف امنیت ملی نیز از نتیجه بخش بودن سیاستهای دولت نهم در حوزه امنیت ملی خبر می دهد.  

در حوزه بین المللی و روابط خارجی ، گسترش حوزه ارتباطات سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران با طیف گستزده ای از کشورهایی که بعلت ترافیک ارتباطات با کشورهای بلوک غرب ،‌ از دید و نگاه سیاسی فرصت محور بدور مانده بودند ، همچنین بهبود روابط و ارتباطات میان ایران و کشورهای همسایه و تقویت روزافزون ارتباطات با کشورهای مسلمان ، از نشانه های موفقیت ویژه دولت نهم در تحقق سیاست خارجی فعال است.  

همه این اتفاقات در حالی رخ داده است که تلاشهای قدرتهای بیگانه و عوامل تابلودار داخلی آنها برای جلوگیری از اهداف بلند و مهم دولت برای ارتقاء مولفه های مختلف قدرت ملی - از جمله اقتصاد ، سیاست و حوزه دفاعی و نظامی و امنیتی - بشکل روزافزون افزایش یافته و با در نظر گرفتن این عامل شاخصه های مختلف اقتصادی و سیاسی عملکرد دولت نهم ، در مقایسه با دولتهای قبل بشدت بهبود یافته است.  

شاید دولت نهم ، یکی از تاریخی ترین موقعیت های سیاسی برای عوامل سیاسی بیگانه و رهبران کشورهای غربیبرای بازشناسی توان ملی و اراده انقلابی مردم ایران اسلامی برای اداره سرزمین پاک ایران اسلامی تحت رهبری و زعامت اطلاقی ولایت فقیه ، و حرکت روز افزون بسمت رفاه و استقلال و پیشرفت ملی به رغم تمامی تلاشهای بدخواهان باشد.  باشد که درس عبرت گیرند.

پی نوشت :

فرياد شادي تفنگداران انگليسي : خبرگزاري فارس: 15 تفنگدار انگليسي كه به طور مستقيم كنفرانس خبري رئيس جمهور را مشاهده مي‌كردند، با شنيدن خبر آزادي خود فرياد شادي سر دادند. نظاميان انگليسي با شنيدن سخنان احمدي‌نژاد در باره اقتدار و رأفت ملت ايران و عفو اين 15 نفر، به شدت ابراز احساسات كردند. اين كنفرانس خبري براي نظاميان انگليسي ترجمه مي شد. هنگامي كه رئيس جمهور خطاب به توني بلراز اعزام يك مادر انگليسي به منطقه جنگي انتقاد كرد، چشمان «فاي ترني» نظامي زن انگليسي بازداشت شده پر از اشك شد.  منابع آگاه تاکید می کنند قیــــــــافهء بلر بعد از انفجار این دو بمب دیدنی خواهد بود ! :))


 
دینامیت ؟ کبريت بی خطر هم نيست ! فقط اکوی صدای راديو خارجيه !
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بسم الله . چند روز پیش مقاله ای در رجا نیوز از اینجانب منتشر شد – و در حال حاضر هم بعنوان سرمقاله رجا نیوز روی صفحه اول آن وجود دارد-  که در آن ، بروشنی ، به منابع اطلاعاتی مورد توجه غرب در خصوص وضعیت ایران و کیفیت و نوع نگاه آنها اشاره شده بود. در این مقاله ، به غرب توصیه شده بود تا از تکیه بر منابع سنتی خود – که همانا عناصر غرب زده داخل و خارج کشور هستند – دست برداشته  و خود را از گرفتاری در مسیر پر پیچ و تاب تسلسل خطا در محاسبات استراتژیک برهاند. زیرا این منابع، تنها آن چیزی را به غرب منعکس خواهند کرد که خود ، از بلندگوهای تبلیغاتی غرب شنیده ، درونی کرده و تبلیغ کرده اند. بنا بر این غرب از این کانال ، صرفا یک "اکو" از صدای خود را دریافت می کند . نه طنین واقعی کوه را !  

اولین بار این مقاله را درست یازده ماه قبل از نگارش جدید آن در وبلاگم منتر کرده بودم . اما نمی دانستم که ممکن است در کوتاهترین فاصله زمانی ممکن ، گزاره های موجود در این سرمقاله دقیقا توسط عناصری که موضوع آن هستند ثابت شود!  

مسخره است ! شاید هم ، بسیار مسخره . اما آدم از تلخی این حقیقت - که محققاً ، اپوزیسیون ایرانی ، عینا و بدون تحریف و اسقاط حتی یک "واو" ، همان چیزی را بلغور می کنند که رسانه های بیگانه می گویند -  حتی نمی تواند بخندد !  

روی صفحه اول وبلاگ الپر ، چند جمله پشت سر هم ردیف شده است. این جملات اینها هستند :  

1. از جاده چالوس که به کرج می رسید، در طول خیابانی که شما را از ورودی شهر به خروجی اتوبان تهران- کرج می رساند، دهها تابلو را می بینید که در آنها بر مضامین حماسی- تخیلی- توهمی- احمدی نژادی تأکید شده است. روی یکی از آنها نوشته بود: «تحریم مان کنید، خودمان می سازیم» ولی هرچه گشتم ندیدم گفته باشند چی می سازیم! 

2. قطعنامه دوم تحریم ایران تصویب شد. صلوات! شماره 1747 را به خاطر بسپارید. البته نامردها نگذاشتند احمدی نژاد برود. ورگرنه با هواپیما می رفت توی شکم ساختمان سازمان ملل و شورای امنیت را روی سرشان خراب می کرد.  

3. بی قانونی می کنم. بی قانونی می کنی. بی قانونی می کند. بی قانونی می کنیم. بی قانونی می کنید. بی قانونی می کننزج! امروز خواهر زاده ام می گفت: دایی اگه قانون رو رعایت نکنی جریمه ت می کنم ها. 

4. نمی دانم چرا بعضی از برنامه های طنز عید امسال شده مثل برنامه هایی که بعضی سالها در بچگی های ما می ساختند، با تم مسخره انقلابی و ضد امپریالیستی. مبارزه آدمک های اسلامی و انقلابی با آدمک های آمریکا و اسرائیل و ... 

5. تحریم اقتصادی ایران. ادامه اعتراضات صنفی معلمان و کارگران. رشد تورم. اوج گیری خرده تنش های نظامی با انگلیس و آمریکا. جنگ لفظی با روسیه بعد از قطع همکاری درباره نیروگاه بوشهر. عود کردن دوباره سندروم گرانی مسکن. پیگرد مقامات ایرانی توسط اینترپل. بحران اجتماعی ناشی از دونرخی شدن بنزین و قیمت بنزین آزاد. اعترافات احتمالا تکان دهنده عسگری معاون سابق وزیر دفاع ... 

جلسه وبلاگ نویسان با معین ! دایره ها آدمهای خواب را نشان می دهد. دایره قرمزه الپر است و شیرزاد هم کنارش خوابیده ! ببینید چند نفر خوابند چند نفر دارند می خورند چند نفر هم دارند گوش می دهند ! :))این جملات ، علیه تمامی ساحت های منافع سیاسی و رسانه ای ملی روابط بین الملل نگاشته شده است. در این جملات ، علیه حوزه اتمی ، علیه خودباوری ملی در تولید و خودکفایی ، علیه نگاه ملی در عدم تاثیر جدی قطعنامه های اروپایی ( که اتفاقا بدلیل افتادن آنها در دام اکوی صدای خودشان ، تصویب می شود ! ) ، علیه حراست از منافع ملی در کلام رهبری معظم انقلاب اسلامی ، همسو با تبلیغات بین المللی درخوص ربایش یک ایرانی تاجز سابق مسئول در وزارت دفاع ، علیه رویکرد امپریالیزم ستیزی و مشی انقلابی و همسو با تحرکات ضد امنیت ملی در داخل مرزها ، نوشته شده است.  

این ها جملاتی تکراری اند که بارها از رسانه های بیگانه شنیده می شوند. اما چرا این بار یک عنصر باشناسنامه ایرانی و زاده شده ( احتمالا البته ! ) از پدر و مادری ایرانی اینها را تکرار می کند ؟  

جواب بی نهایت ساده است !

چون خودش هم آنها را باور کرده !  

شنیدم پنج شنبه ها در جبهه ، نهار بچه ها مخلوطی از تمام چیزهایی بود که درطول هفته پخته شده بود ! برای همین به آن گزارش هفتگی می گفتند. وبلاگ الپر هم الان در نقش گزارش هفتگی چهار پنج رادیوی رسمی چند دولت خارجی عمل کرده !  

یکی از واکنش ها به مطلب الپر اینگونه بود :  

پیر حسینلو ٬کاشکی بوش و بلیر فارسی بلد بودند !حتما با خواندن این مطلبت زیر ... هایت اسفند دود میکردند!! چون خلاقیت ترا برو بچه های بی بی سی و رادیو فردا هم نداره ٬ اما بخاطر اینکه لکنت زبان نگگیری !؟ این مطلب را یک حزب الهی جمکران برو نمی نویسه که باد بغبغب دانشگاه رفتنت بیاندازی که خیلی حالیته !!آرش دوست بسیار انقلابیت نوشته کاشکی احمدی نژاد چند سالی در غرب زندگی میگرد تا....بآرش نوشتم بیست و اندی سالست در کانادا زندگی میکنم و اصلا هم اداب و رسوم اسلامی نداشته و ندارم اما قبل از پرسیدن نام من اول اسم کشورم را میپرسند !؟ و دیگر تمام ... پیر حسین لو با دینامیت قلمش ....از دست بوس میل بپا بوس کرده ایی ٬خاکت بسر ترقی معکوس کرده ایی


 
هم تجهیزات و هم نفرات انگلیسی ،‌معترف به تجاوز و تخلف !
ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

متجاوزان ، به نقض حریم دریایی ایران معترفند.  

معاون فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد كل نيروهاي مسلح از وجود مدارك مستدل در خصوص علت دستگيري نيروهاي انگليسي در آبهاي ايران خبر داد.   به گزارش فارس به نقل از ستاد كل نيروهاي مسلح، سردار عليرضا افشار معاون فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد كل نيروهاي مسلح طي گفت‌وگوئي، خبر دستگيري 15 نفر از نيروهاي انگليسي توسط نيروهاي دريايي سپاه در محدوده آبهاي ايران در روز جمعه سوم فروردين را تائيد كرد و افزود: افراد فوق تحت بازجوئي هستند و به تجاوز به آبهاي جمهوري اسلامي ايران اعتراف كردند.  

وي با تاكيد بر هوشياري مرزداران جمهوري اسلامي ايران اظهار داشت: حادثه دستگيري نيروهاي متجاوز انگليسي در آبهاي ايران نشان داد نيروهاي مسلح كشورمان در همه ايام از آمادگي كامل براي دفاع از كشور برخوردارند.  

سردار افشار تهديدات مكرر دشمنان را موجب رشد و ارتقاي توانمنديهاي دفاعي كشور دانست و افزود: آمريكا و هم پيمانان او مي‌دانند كه اگر در محاسبه و تهاجم به ايران اسلامي اشتباه كنند، قادر به كنترل ابعاد آن و محدود نمودن زمان جنگ نخواهند بود. آمريكا در حمايت از رژيم صدام اميد داشت جنگ تحميلي طي 6 روز به انجام برسد اما 8 سال طول كشيد و نهايتا با وجود حمايتهاي همه جانبه‌اي كه به عمل آورد كمترين موفقيت هم برايشان حاصل نشد و با مقاومت ملت ايران صدام ناكام ماند و شكست خورد.  

تجهیزات متجاوزان ، ورود آنان به آبهای ایران را نشان می دهد.  

نظاميان انگليسي كه هم اكنون در اختيار ايران هستند كاملا به حضور خود در آب هاي ايران واقف بودند و اطلاعات دستگاههاي ثبت جغرافيايي شناورهاي انگليسي نيز اين مسئله را تاييد مي‌كند. يك مقام آگاه در گفت و گو با فارس با اشاره به ورود غيرقانوني 15 نفر از نيروهاي نظامي انگليسي به آب‌هاي سرزميني ايران در روز جمعه اظهار داشت: اين افراد در منطقه شمال غرب خليج فارس اقدام به بازرسي از شناورها مي كردند و كاملا در آب هاي سرزميني ايران قرار داشتند كه به خاطر عدم توجه به مرزهاي كشورمان و ورود غيرقانوني، توسط مرزبانان جمهوري اسلامي ايران دستگير و براي ارائه توضيحات پيرامون اين اقدام متجاوزانه خود، به ساحل منتقل مي‌شوند. 

وي با رد برخي اظهارات مبني بر اينكه نظاميان انگليسي شامل 8 ملوان و 7 تفنگدار دريايي موسوم به نيروهاي «رويال مارينز»، تجاوزي به آب‌هاي ايران نداشتند، گفت: علاوه بر توضيحات نظاميان انگليسي، نمايشگرها و دستگاههاي ثبت كننده اطلاعات جغرافيايي كه بر روي شناورهاي توقيف شده موجود است، نشان مي‌دهد كه آنها با اطلاع از اينكه وارد آب‌هاي سرزميني ايران شده‌اند، در اين محدوده باقي ماندند و مرزبانان ايراني به وظيفه خود در قبال اين تجاوز عمل كردند.

اين مقام آگاه در پايان از مسئولان انگليسي خواست به جاي آنكه دائما بر بيگناهي نظاميان متجاوز انگليسي تاكيد كنند، به آنها اهميت احترام به مرزهاي بين‌المللي و نيز توجه كافي به اطلاعات دستگاههاي جغرافيايي را يادآوري كنند تا هيچگاه مجبور به توجيه اين اقدامات غيرقانوني نشوند. 

به گزارش فارس، پيش از اين نيز 8 تفنگدار دريايي انگليسي در تيرماه سال 84 ، به خاطر عدم توجه به مرزهاي بين‌المللي و حضور غيرقانوني در آب‌هاي كشورمان، به دست نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران دستگير و پس از عذرخواهي كشور انگليس و تقاضاي مكرر اين كشور، مورد بخشش قرار گرفتند. 

تجمع دانشجویی در حمایت از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران  

بيش از 500 دانشجو با تجمع در مقابل اروندكنار، خواستار برخورد محكم و مقتدرانه مسئولان كشورمان با نظاميان متجاوز انگليسي شدند. به گزارش فارس، جمع كثيري از دانشجويان دانشگاههاي مختلف كشور همچون آذربايجان شرقي، تهران، فارس و گلستان به همراه تعدادي از زائران سرزمين‌هاي نور، ظهر امروز در اعتراض به تجاوز نيروهاي انگليسي به آب‌هاي سرزميني ايران در مقابل اروندكنار تجمعي خودجوش برگزار كردند.  

اين دانشجويان پس از آنكه يكي از اعضاي كاروانهاي راهيان نور به ذكر چگونگي تجاوز اين 15 نظامي انگليسي به آب‌هاي ايران پرداخت، با سردادن شعارهايي چون "مرگ بر انگليس" و "مرگ بر آمريكا" خواستار برخورد محكم و مقتدرانه مسئولان كشورمان با اين افراد شدند و تاكيد كردند كه در زمان دستگيري 8 نظامي انگليسي در سال 84 نيز، نيروهاي ارزشي كشور موافق آزادي بدين نحو نبودند چون اطمينان داشتند كه خوي تجاوزكارانه انگليسي‌ها، اقداماتي مثل ورود غيرقانوني روز گذشته نظاميان انگليسي را رقم خواهد زد.  

تصویر آرشیوی است :)دانشجويان همچنين از تلاش‌ها و مراقبت شبانه روزي مرزبانان كشورمان در حراست از آب‌هاي ايران تقدير كردند و خواستار تشويق عاملان دستگيري متجاوزين انگليسي شدند. 

همچنين جمعي ديگر از كاروانهاي راهيان نور نيز در حين تردد در آب‌هاي اروندكنار، اقدام به سردادن فريادهاي الله اكبر و شعار مرگ بر انگليس از روي عرشه كشتي كردند. 

بیانیه دانشجویی در حمایت از محاکمه متجاوزان :  

برخي تشکل‌هاي دانشجويي درمورد دستگيري متجاوزين انگليسي بيانيه‌اي صادر كردند. به گزارش ايسنا در اين بيانيه آمده است:   

متجاوزان آمريکايي و انگليسي دفعات متعدد به آب‌هاي کشور تجاوز کرده‌اند و قصد اخلال در امنيت کشور داشته‌اند و در موارد مشابه اقدام به جاسوسي نيز نموده‌اند. لذا متجاوزان بايد سريعا به مراجع قضايي تحويل شده و محاکمه شوند. هرگونه گفت‌وگو در مورد آزادسازي آن‌ها پس از محاکمه و اجراي حکم صورت بپذيرد.  

بار ديگر رژيم سفاک انگليس اقدام به تجاوز به حريم آبي ايران نمود و تلاش کرد تا حريم آب‌هاي جمهوري اسلامي را ناامن کند. اين بار غيورمردان مرزبان اقدام به مرزباني از حريم کشور کرده و متجاوزين را دستگير نمودند. بار ديگر هيمنه‌ي نيروهاي استکبار شکست و به تمام جهان ثابت شد تبليغات شکست ناپذيري نيروهاي اشغال گران طبل تو خالي‌اي بيش نيست.  

اين واقعه در زماني رخ مي‌دهد که چند ماه است ديپلمات‌هاي ايراني در اربيل و معاون سابق وزارت دفاع در ترکيه به دست نيروهاي نظامي و امنيتي اشغال‌گران ربوده شده‌اند و از سوي آمريکا و انگليس و فرانسه قصد شيطنت در پرونده‌ي هسته‌يي صلح‌آميز کشور دارند.  

اما عمل دلاورانه‌ي مرزبانان بار ديگر نشان داد که انقلاب تسليم فشارهاي جهاني نمي‌شود.  

لذا جنبش دانشجويي انقلاب اسلامي صريحا از مسوولان مي‌خواهد:  

1- متجاوزان آمريکايي و انگليسي دفعات متعدد به آب‌هاي کشور تجاوز کرده‌اند و قصد اخلال در امنيت کشور داشته‌اند و در موارد مشابه اقدام به جاسوسي نيز نموده‌اند. لذا متجاوزان بايد سريعا به مراجع قضايي تحويل شده و محاکمه شوند.

2- هرگونه گفت‌وگو در مورد آزادسازي آن‌ها پس از محاکمه و اجراي حکم صورت بپذيرد.

3- هرگونه گفت‌وگو و مذاکره در مورد آزادسازي آن‌ها بايد منوط به تحقق اين سه شرط باشد: الف) آزادي ديپلمات‌هاي اسير شده در اربيل، ب) آزادسازي معاون سابق وزارت دفاع، ج) خارج شدن پيش نويس قطعنامه از دستور کار شوراي امنيت  

طبيعي است جنبش دانشجويي انقلاب اسلامي ، صريحا اين خواسته‌ها پيگيري مي‌نمايد و اقدام بعدي خود را پي خواهد گرفت.   

بسيج دانشجويي دانشکده داروسازي دانشگاه تهران

بسيج دانشجويي دانشکده ادبيات دانشگاه تهران

بسيج دانشجويي دانشکده فني دانشگاه تهران

مجمع دانشجويان حزب الله دانشگاه علم و صنعت ايران

بسيج دانشجويي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران 

انتقال متجاوزان به تهران 

نيروهاي انگليسي متجاوز به آب‌هاي سرزميني ايران به تهران منتقل شدند. به گزارش فارس، 15 نظامي انگليسي كه روز گذشته به خاطر عدم توجه به مرزهاي بين المللي و ورود غيرقانوني به آب‌هاي سرزميني جمهوري اسلامي ايران، توسط مرزبانان كشورمان در محدوده شمال غربي دستگير شده بودند، ظهر امروز براي ارائه توضيحات نسبت به اين اقدام متجاوزانه خود به تهران منتقل شدند.   

نظاميان ياد شده شامل 8 ملوان و 7 نفر از نيروهاي موسوم به "رويال مارينز" و از نيروهاي زيرمجموعه‌ ناو كورناوال هستند كه با تجهيزات كامل نظامي و دستگاههاي پيشرفته جغرافيايي، دستگير شدند كه در ميان اين نظاميان انگليسي، ناوي‌ زن نيز ديده مي‌شود.

این عکس را ذخیره و دوباره مشاهده کنید. عکس از صفحه اول سایت بی.بی.سی .** قابل توجه کسانی که علیه بقیه مسلمانها در خصوص موضوع خلیج فارس اقامه دعوا کردند و مرتکب اصلی را فراموش کردند ! سایت بی.بی.سی الان محل دستگیری - اما به قول خودش دزدیده شدن و ربایش ! - این حضرات را خلیج نامیده و نام خلیج فارس را حذف کرده ! برای اینکه عکس را خوب ببینید ، ذخیره کنید و دوباره ببینید . اینها خیلی بی شرف هستند. ممکن است سریع مت نرابردارند. ولی مثل اینکه خیلی به حقارت دچار شده اند که اینگونه عقده گشایی می کنند !


 
ديگه چی بگم ؟ چقدر بگم ؟ اين همون براندازی نرم است
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

§          اونوقت بگید دلیلت چیه ؟  

دلیلم واسه چی ؟ هزار بار گفتم ، این هم یکباردیگر روی دفعات قبلی که :  

1-     من مخلص وزارت محترم اطلاعات هم هستم . خصوصا حالا که چهارچوب ها و سیاستها کاملا جهت مثبت دارند. اما اصلا از اینکه یه لایه ء ملی مشارکتی از درون وزارت اطلاعات ، بدون توجه به منافع ملی داره با درخشان کار می کنه کوتاه نمیام. اینها به هم ربطی نداره.

.

2-     دلائل قبلی را یادت باشد ، اینهم دلیل ! از این چی بیشتر می خواهید ! تعدادی از امت حزب الشیطان اینترنتی رفته اند در حرکتی خودجوش و مردمی (؟!) برای عزیز دل حزب الشیطان ، نا حسین نا درخشان ! سایت دات آی آر ثبت کرده اند . اینکه اصلا چطوری این سایت تونسته ثبت بسه تو فیزیک نطری به کنار ، اینکه چرا تا الان فیلتر نشده ، درحالیکه مدتها از تاسیسش می گذره و چرا وزارت اطلاعات یک گوش کوچولو از جنابالوهایی که فکر می کنند اطلاعات اشتب توی whois نوشته اند نمی گیرد هم سئوال اساسی من است. همون می دونیم که سایت سرخورد دات آی آر را آقای حمید علاقبند و پرشین تولزی های وصل به چپگراهای عزل شده از دولت ، تاسیس کرده اند. حالا از این دلائل محکمتر ؟

3-       وقتی میگم سیاستهای این آدم و آن لابی ، هیچ انطباقی با منافع ملی نداره ، به این چند تا چیز اشاره می کنم :

a.     بروید عکسهایی که من در فلیکر درخشان دیده ام یه جوری ببینید. یک لباس سبز زاقارتی روز تبلیغات میدان هفتم تیرش پوشیده بوده که سرت سوت می کشه ! وقتی کسی میاد با نیک آهنگ کوثر دعوا می کنه که چرا تو اومدی اون چیزی که خودم به انگلیسی نوشته بودم رو به فارسی هم نوشتی ، دیگه این کار توجیه نشدنی میشه که ! اما حقیقت چیه ؟ حقیقت اینه که این بازیا برای مظلوم نمایی به نفع معین و بعدش هم هاشمی درست شده بود که دستگاه قضایی بیاد این کچل رو روز روشن وسط خیابون با اون لباس زاقارت سبز فسفری تو میدن هفتم تیر بگیره ، بعد هم مابقی کارها رو روزنامه های محترم(؟) چپگرا انجام بدن ! اگر این اتفاق می افتاد دیگه کسی ازشون نمی پرسید که حالا این آقا چطوری اومد تو مرز و اینها که حالا دستگاه قضایی بگیره . اگه کسی هم بفهمه نمی تونه بگه ، چون متهم به جریانسازی علیه خاتمی می شد.

b.     حالا این را بگذارید کنار این تابیل بازیهای رفقای تهران این آقا ! پرشین تولزی که بشکل سنتی بالایه های امنیتی دوستان خاتمی ارتباط داشت و داره ، و عده خدمات هاستینگ حضرات را هم انجام داده ، اومده سایت راه انداخته برای حضرت کچل بزرگ ! حضرات اسماهی حقیقی خودشون رو هم نوشته اند اما مثل خود درخشان ، بازی نعل وارونه در آورده اند. مثل خودش که میره انگلیسی می نویسه تا دستگاه قضایی بخونه و بعد می ره تو فارسی تکذیب می کنه تا وجهه پنهان بودن ماجرا را حفظ کنه ، حالا رفقاش هم اومدن اسم خودشون رو نوشته اند و بعد هم آدرس الکی ، که بگن آره ، ماجرا مخفیه ! کی رو مسخره می کنید ؟ هان ؟ تابلوئه ! دنبال یه بامبول دیگه اید که دست حکومت بدید !

c.     می بینید که حضراتی حسین درخشانی ، خیلی مدعی مخالفت با براندازی نرم و نیمه نرم و سخت ایرانند ! آره جون خودشون ! یکی نیست بگه شما اگر مخالف براندازی نرم هستید ، اصلا چرا هستید ؟ وجود شما با ضرورت براندازی نرم گره خورده ! اما همهء براندازی هم سخت نیست و همه برندازی نرم هم تظاهرات و کارهای پارلمانتاریستی نیست. محور اصلی براندازی نرم ، فروپاشی از درون براثر استحاله ارزشهای مبنایی است. این اون کاریه که دارید می کنید. تهی کردن جامعه از مضامین ارزشی و دینی و ناگه ارزشمدار به حکومت دینی و جمهوری اسلامی ، سست شدن ارزشها و معیارهای اخلاقی و دینی اسلامی و چزهایی از آن دست. تا وقتی اینها در جامعه رخ ندهد ، نمی توانید حسی نرا به مسلخ کربلا ببرید. این مخالفتتان با براندازی نرم هم ، بخاطر بی آبرو شدن انواع و اقسام براندازی است. والا ، شما اگر واقعا با قسمی از براندازی مخالف باشید ، آن براندازی سخت و آنهم بشدت مقطعی است و در حال حاضر آن را تجویز نمی کنید. نه اینکه اصولا از آن بدتان می آید. علت عدم تجویزتان هم ، این نیست که به اینجا نرسیده اید که تنها راه ، براندازی سخت و مسلحانه است ، بلکه می گویید براندازی نرم در حلقهء انتهایی باید به سخت وصل شود .

d.     من به خیلی از دوستان پیشنهاد می کنم فیلم های مطرح غربی را حتما ببینند . ولو اینکه در موضوع ، به من و شما هیچ اشاره ای نکند. غفلت خیلی ها این است که تا فیلمی مثل سیصد علنا اسم ایران را نیاره جم نمی خوردند - و خب بنظر من اگر کسی اینگونه باشد حتما احمق است.- فیلم علیه اسلام و خاورمیانه هم می سازند و خیلی ها جم نمی خورند . ماجرای این تیپ آدمها ماجرا آن سه پرنده ای است که روی سیم تلفن نشسته بوند و یک شکارچی اولی را می زند ! دومی به سومی می گوید : دیدی ؟ تا سومی می آید جواب بدهد ، شکارچی دومی را هم شکار می کند ! و وقتی شکار می کند ، سومی می گوید : دیدم! و این جا است که شکارچی او را هم می زند ! حتما برخی باید بایستند تا هالیوود رسما بگوید ایران ! خب چرا گذاشتید تا اینجا بیایند بعد هوار هوار کنید ؟ برای نمونه این فیلم ها ، من توصیه جدی می کنم به دیدم فیلم های کنستانتین ، سفر به جزیره ، ماتریکس – هر سه اپیزود در کنار هم – و ویرانگر خصوصا نسخه 2 . – الان هم می گویم برای نمونه، حتما فیلم ( خطر حاضر و آماده ) با بازی هریسون فورد را هم ببینید.  این فیلم یکی از نشانه های درک این موضوع است که چرا در درون و بیرون آمریکا هم عده ای برای دقیقا حفظ جهت وسمت و محتوای سیاست کلان آمریکا حاضرند چهارتا فحش هم شده به رئیس جمهور آمریکا بدهند. اما سمت و سوی سیاستهای آمریکا را حفظ کنند و کلی هم به نفع آمریکا و تمام لابی های درونش شود ! محتوای این فیلم کاملا مطابق با سیاست خارجی آمریکا است. در این فیلم هم، ظاهرا ذات حکومت آمریکا با دخالت نظامی و لشگر کشی سخت به این ور و اونور ولو در قالب عملیات محدود مخالف نشان داده می شود و به ادعای فیلم ، اگر کسی هم این کارها را می کند ، چارتا منفعت طلب ولو در مناصب مهم هستند ! نه حکومت آمریکا و نه حتی جریان اصلی سیستمهای امنیتی این کشور ! آنوقت پولهای مجلس و سنا باید صرف چی شود ؟ خودتان بگویید ! معلومه دیگه ! براندازی نرم .

e.     اینجا است که درک این نکته برای خیلی ها باید بهتر شود که ضد انقلاب عاقل ، برای این با براندازی سخت – در این مقطع – مخالفت می کند که باباجان ! اصولا کسی که از راه براندازی سخت جمهوری اسلامی ایران پیش برود : الف : ایرانیها را رادیکال می کند و تمام دعاوی داخلی آنها را از بین می برد. ب : براندازی سخت گران تمام می شود و الزاما هم عملی بنظر نمی رسد ج : خیلی با کثیف کاری و با برجا گذاشتن حجم زیادی از مدارک در خصوص دست خارجی پیش می رود وبی آبرو است. ج : باعث نثار کلی فحش بین اللملی به کل هیکل لیبرال دموکراسی می شود ! هیچ تضمینی هم نیست درست جواب بده !

f.      پس این جریان دنبال تئوریزه و کانالیزه کردن همه جریانات برانداز به براندازی نوین ، یعنی نرم هستند. دروغ می گویند که حتی براندازی نرم را قبول ندارند. مگر براندازی نرم یعنی چی ؟ یعنی تهی کردن نظام از محتوا. چند بخش و شاخه داردو بسیار پیچیده تر و مدرن تر از براندازی سخت است. برای همین خیلی آبروریزی ندارد و می توان در پوست دموکراتیک هم آنرا گنجاند. لازم شد هم می شود آخرش یک کمی براندازی سخت هم برای اتمام کار چسباند. تازه ، اگر همان تهی شدن نظام از محتوا رخ دهد که دیگر آمریکا با ایران مشکلی نخواهد داشت ! حتی با کل آدمهای سیاسی و غیره . همچی مسالمت آمیز (!؟!) کنارمان زندگی کنه که بگی ای ول !

اگه تونستید بگید لباسی که تن سحابیه چیه ؟ g.     اون روزی که رفقای عزت سحابی بهش گیر دادند که تو چرا با وزارت اطلاعات همکاری کردی که بتونه دوربینشو بیاره تو کنفرانس برلین ، می دونین چی جواب داد ؟ گفت شماها نمی دونین من ازشون در ازای این کار چی گرفتم . گفتند چی گرفتی که ارزشش رو داشته ؟ گفت مجوز یک نشریه ! اون نشریه نشریه ای جز ایران فردا نیست که من از دوم خرداد اون رو می خوندم و می دونستم چی می گن و چیکار می کنن. حالا وقتی می بینید حسین درخشان تونسته یک دامین دات آی آر تو ایران بگیره ، خودتون بخونید تا ته ماجرا رو . اما حماقت از اون کسی است که چه به سحابی و چه به درخشان چنین امکانی را می دهد. یعنی گام برداشتن در مسیر براندازی نرم.

* جناب آقایی اومده کامنت نوشته بعد گفته کو سندت ؟ مستند حرف بزن ؟ جور بی خبری امثال این آقا را کی باید بکشه ؟‌من ؟ باید بروم به این سایت مزخرف لینک بدهم تا ایشون مشکلش حل شه ؟‌چجرا قبل از اینکه دست رو کی برد برای کامنت نویسی ببرند یک لحظه از ابر توهم بیرون نمی آیند و این ایده را کنار نمی گذارند که هرچی امثال من بگم غلطه و هرچی امثال خودشون بگن درسته ؟ خب بنده خدا یک کم سرچ کن یک کم از دیگران بپرس . واقعا که ! اونقت این گیر عالمانه ! را دستمایه حمله به احمدی نژاد کرده ! برو بابا خدا روزی ات رو جا دیگه حواله کنه !


 
کجا بودی عزيزززم ؟ :))
ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بسم الله .  

§          این هم از داداش شهرام !  

آخی... :))

البته مثل اینکه موقع دستگیری یه کم یحتمل تعارف داشته و ماموران –احتمالا دولت خارجی دستگیر کننده- هم یه کم اصرار کرده اند و تعارفات هم به درازا کشیده و چک و چونه و پاچش داش شهرام آثار این تعارفات را رو خودش داره ! موقعی که حرف می زد شده بود عین این ننه مرده ها . یقینا فکککرشم نمی کرده بیان کجااا ؟ خارج اونم تو یه ده کوره ، گوششو بگیرن بیارنش خونه ! همچی شاخش شیکسسه بود دل آدم براش کباب میخواست.

حالا بره خودشو برای 122 میلیون دلار جریمه و 60-70 میلیون دلار استرداد عین مال بسرقت رفته و ده دواز ده سال زندان و ده دوازده سال انفصال و رسیدگی به پرونده جیم شدگی اش و جعل اسناد منجر به فرارش و –ماشششالا ! ، آدم کم میاره از تعدد عناوین مجرمانه ! - ... آماده کنه !

اما من به ماجرا از زاویه دیگری هم نگاه می کنم .  

در ماجرای شهرام جزایری ، دولت کمترین نقش را در برخورد با وی از نظر قانونی بر عهده داشت ، اما دستگاه اطلاعاتی به محض فرار او ، بشکل اتوماتیک فعال شده و پس از اینکه خاطیان و قاصران با سرافکندگی و شرمندگی از وزارت اطلاعات درخواست کردند تا به پرونده وارد شود ، در فاصله زمانی کوتاهی برای اینگونه اقدامات ، فراری را شناسایی و تحویل می دهد. 

این شهرام کجا ، اون شهرام کجا ! :))این درحالیست که کشورهای خارجی ، حتی از حضور او در خاک کشور خودشان اطلاع نداشتند ، اما این ، امکانات و تحولات سیستم امنیتی جمهوری اسلامی ایران است که به او اجازه می دهد ، نه تنها از جزئیات تحرکات تمامی عناصر تحت تعقیب ، اطلاع داشته باشد ، بلکه در صورت لزوم برای گرفتن گوش نامبردگان و عودت به منزل ! ، زحمت زیادی هم متحمل نشود !  

با ورود به سال 86 ، آرام آرام به نیمه دوم طول خدمت دکتر احمدی نژاد در مسئولیت ریاست جمهوری نزدیک می شویم و فکر می کنم ، این یکی از نشانه های آشکارشدن میوه های درخت خدمتگذاری صادقانه و پیگیرانه است. وقتی کاری را به تمامه به حوزه مسئولیتی دولت واگذار کنند و نه تنها از دخالت و ورود در آن به هر نحو خودداری کرده ، بلکه سرافکنده از سستی واهمال و قصور خویش ، از دولت بخواهند تا وارد ماجرا شود ، نتایجی شبیه آنچه که در دستگیری شهرام دیدیم رخ می دهد. همچنین ، این دستگیری ، نشان از آن دارد که احمدی نژاد در بهسازی درونی سیستم های مختلف کشور  نیز ، گامهای موثر و موفی را برداشته که شیرینی و میوه این تلاشها و اقدامات ، آرام آرام در نیمه دوم فعالیتهای دولت آشکار خواهد شد.

خبر دستگیری شهرام ، بهترین خبری بود که می شد به ملت ایران داد. ملتی که اگر الان شهرام را در خیابان ول کنی دیگر نمی توانی پیدایش کنی ! تیکه بزرگش گوششه !


 
 
 
تبلیغ ویـژه