| حسين (ع) کشته شد ! |
| ساعت ٥:٤۸ ب.ظ روز شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦ |
|
بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی مله رسول الله . یک پرسش. چرا حسین ابن علی علیه السلام ، حتی برای مدعی ترین و مذهبی ترین های مدعی اصلاح طلبی در ایران امروز الگو نیست ؟ حسین ، اصلاحگر حقیقی ، همان که قیام نکرد مگر آنکه کژیها و ناراستی های پدیدآمده در قوم و امت پیامبر اسلام را با فریادی نمادین افشا کرده و درمان کند و در این راه چیزی از دنیا نبود که فدا نکرد ، چرا الگوی آنانی نیست که در کشور ما نیز امروز مدعی اصلاح اند ؟ چه جوابهای روشنی دارد این سئوال. اصلا لازمه من بگم ؟ لازم بود بگید ! |
|
| فتو طنز مشارکت گونه ! |
| ساعت ۳:۱٦ ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٦ |
|
عکسهای یکی از جلسات درونی حزب مشارکت رو گیر آوردم . کمی باقریحه طنز به این عکسها نیگاه ردم . ببینید چیا دیدم . اسم جلسه موضوع اعتراض به واگذاری بخشی از خاک ایران است ! پروفسور فلانی : یک خاطره ای در همین زمینه میخواستم براتان تعریف کنم ... یک روز در خانه نشسته بیدم داشتم تخمه میخوردم یکهو دیدم تیلیفینم زنگ زد. تلیفینه برداشتم گفتم کیسته ؟ گفت که بوش هسته ! گفتم که ها چطوری جورجی خوبستی چطورستی چکارمیکنی؟گفت ای بدبخت این همه ازت و رفقات همایت در وکنم اینهمه پول مفرستم آخرشم باید همیجور راحت بشینی منه نگا کنی ؟ گفتم مگه چی شده مثکه خیلی ناراحت استی ؟ گفت چرا که نباشم خب مگه نمی بینی هرچی کشور این دور و ور دریای خزر به ایییین بزرگی هسته رفتن تهران جلسه دارن دور منه خی مکشن ؟ گفتم خب من چه کنم ؟ گفت فووری یه طیاره اسکورت دربست وگیر بیا اینجا تا بشت وگم چکککار وکنی. منم فوری گوشی را گذاشتم طیاره دربست گرفتم...
جمع حضار در کف خاطرات گوینده عمیقا فرو رفته اند ! همه منتظرند ایشان برود سر اصل مطلب !
... تا رسیدم بالای کاخ سفید ، یک هو با چتر نجات پریدم پایین دیدم جورجی تو حیات کاخ سفید داره با رایس گرگم به هوا بازی مکنه !... ( مخاطبان : پس این کی میخواد بره سر اصل قضیه ؟ )
کولایی : این عجب این حرررفه ای خالی می بنده ! نکات مثبت زیادی داره ! بدردمون میخوره . خصوصا اون موقع که میخوایم رای بخریم . اما چرا نمی ره سر اصل مطلب؟! بابا همه منتظرن ! ( مخاطب در فکر : حالا درست که ما با آمریکا آره ، اما دیگه نه اینقد که. فکر نمی کنم بوش ما رو اینقدرا تحویل بگیره . فقط قرار بود براش کار بکنیم پولمونو بفرسته .یعنی با چتر میذاره بریم تو کاخ سفید؟ یه امتحانی باید بکنم...)
(مخاطب در فکر : یعنی اگه با چتر پریده پایین طوریش نشده ؟ پس چرا پدافند نزدتش ؟ نکنه گوله تو مخش خورده ما خبر نداریم ؟ ولی جدی چه حالی میده ها. منم باید امتحان کنم ... )
بالاخره صدای یکی از مخاطبان در آمد : مرد حسابی این چیزا چیه میگی ؟چرا نمی ری سر اصل قضیه ؟ چرا در مورد آب سنگین اراک - ای ببخشید منظورم زمین ایران چرا صحبت نمی کنی ؟ اینا چیه میگی مردم بهت می خندن ؟ مگه میشه که بوش و رایس با هم گرگم به هوا بازی کنن اونم تو این هوای سرد ؟
رمضان زاده در فکر و عصبانیت : چه غلطی کردم این پسره رو آوردما ! تا فردا صبح میخواد برامون خاطره بگه. خوب شد یکی بهش گیر داد. الانه که آبرو برام نذاره !
پروفسور فلان خطاب به مخاطب معترض : شما که اعتراض می کنی ، هپ ! برو فعلان اون بنزتو از جلو اون در وردار برو بیرون کارت دارن پلیس الان میخواسته جریمت کنه ها ! هپ !
رمضان زاده خطاب به پروفسور فلان : دبگه صدامو درآوردیا اگه همین درو میگی که فقط ۲۰۶ من پارکه بنز دم در نیست. چرا نمی ری سر بحث کیک زرد و آب سنگین اراک... آخ منظورم همون زمین ایران بود ؟!
|
|
| بیگانه پرستی افراطی و وطن پرستی نمایشی ! |
| ساعت ۱۱:۳۱ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦ |
|
حالا این موضوع بماند برای داد وبیداد ، یک چیز دیگری یادم آمد که استخوانم درد گرفت. یادتون هست ، سر ماجرای نشنال جئوگرافی ( که ای ملت آی دنیا ای مسلمونا ای ایرانیا بخدا یه نشریه انگلیسی یود نه عربی ! ) و استفاده از نام بی پشتوانه و مسخره و کاملا سیاسی بنام خلیج عربی توسط این مجموعه انگلیسی درمورد خلیج همیشه فارس ، بعضیا چه دستک تمبکی کردند ؟ یادتونه چند تا کلیپ ضد عرب ( از سر حماقت دردشمن شناسی ، یا دقیقا از سر هماهنگی با مرجع صدور خطا !) ساختند؟ یادتونه به تنها چیزی که اعتراض نشد ، انگلیس بود ؟ یادتونه همه فحش هارفت روی کلمه عرب ؟ این رو یادتونه ؟ حالا چقدر هم حضرات به کل مملکت فخر فروختند که اره ، ما از نام ایران حمایت کردیم ! چرا دروغ میگید ! شما حامی نام ایرانید ؟ زکی ! چرا دروغ می گید. شماها یا از رگ ضد عربی تون ، یا از رگ انگلیس پرستی تون این کار رو کردید. والا چرا باید من حسنقلی رو برای این کتکت بزنم که حسینقلی اسم او رو روی درب خونه من نوشته ؟ گیرم که حسن قلی هم کمی قلقلکش شده که بدرک ! اما کسی که این کار رو کرده چی ؟ خب اون حسینقلی که این کار رو کرده ، هم خبر داشته که حسنقلی از سر حماقت یک کم قلقلکش میشه ، هم می دونسته من هم بجای اینکه یخه خودشو بگیرم ، می رم یخه حسنقلی رو می گیرم و بعدشم یک دست مشمان و فحشمان حسابی برقرار میشه ! یادتونه خدایی این ماجرا رو ؟ حلا یک نیگا کنید ببینید سر قضیه یاهو چی شد ؟ چرا تکون نخوردن ؟ چرا جم نخوردن ؟ چرا لال شدن ؟ چرا یک حرکت جدی ای تو وجودشون جمع نشد؟ چیه راز ماجرا چی حقیقت چیه پشت پرده که تو یک موضوع واحد اوضاع فرق می کنه. تازه ، اگه اونموقع نام فارس رو از روی خلیج فارس – که همه اش مال ایران نیست اما بنام فلات ایران و فارس نام گرفته – مثلا عوض کردن ، این بار کل کشور ایران رو حذف کردن ! حالا ، یک چیزی دیگه هم من اضافه کنم . فکر کردین بغیر از یاهو دیگه چه شرکتها و موسسات آی.تی دیگه اومدن و نام ایران رو حذف کردن ؟ آخه اگه بگم که آبرو برای حضرات پان ایرانیست افراطی که نمی مونه که ! چون این دفعه دیگه عربستانی نیست که یخه کنند. کویتی نیست که فحش بدن . اماراتی نیست که ذوق زده شه . برای همین ، حضرات نامرد شبکه وابسته آی تی ایرانی هم که دمشون عمیقا با دم گروهکهای نجس وابسته به غرب و شرق تو کشور ما گره خورده ، چیزی برای دستک و تمبک کردن ندارند. بنا براین ، با رفتاری که اینا می کنند معلوم شد که بعله ، اگه چیزی بود ما باهاش یه جوری بزنیم تو سر عرب که بعدش مثلا بخوره تو سر اسلام - که این هم حماقته . چون فقط عرب به معنای اسلام نیست- ، می زنیم . اما اگه نبود ، اگه یه درب کمپوت بازکنی بندازی دور کله این حضرات ، چیزی که توش می بینی چیه ؟ می بینی با اسپری قرمز ، بزرگ رو دیفال عقل حضرات نوشته شده : ایران و ایرانی سیخی چند ! حضرات وابسته ، میگین نه ؟ میگین نه ؟ بابا عجب رویی دارین ! خب چرا شترسواری دولا دولا ! حالا که میگین نه ، بیا. این هم یک مورد دیگه من اضافه می کنم . یک جایی هم هست که اگه واقعا حاضرید همه چیز را فدای نام ایران کنید ( جون عمه تون ارواح شیکمتون ) بفرمائید ببینم چه غلطی می کنید. دیروز به آقا مهدی بوترابی هم گفتم . مایکروسافت هم ایران را جدیدا بلد نیست کجای دنیاست! ببینید عکس رو . از صفحه جهانی مایکروسافت گرفتم . حالا ببینم چه غلطی می کنند بی شرف های بی وطنی که دائم نام ایران رو می گند اما پشت پرده فقط با دشمن ایران پیوند خورده اند. موقع منافع ملی ایران مثل انرژی اتمی که می شود ، می شوند یک پا صهیونیست دو آتیشه نجس خور و عین یک عضو گروهک جانی بی آبروی بین المللی منافقین . موقع انتخابات که می شود ، بعد از گرفتن سرخط حمله از رادیو اسرائیل در مورد سلامت انتخابات !!!! نگران سلامت میشن . اما شرف که ندارن یک لحظه که جواب بدن پس کجا تابحال شما یک موضعگیری داشتین که منافع ملی توش رعایت شده باشه ؟ باز بگین جیره خور نیستیم ! بابا سند جیره خوریتون رو هم که خود کاخ سفید همی چند وخ پیش منتشر کرد. پس دیگه چی میگین ؟ آخ یادم نبود دیگه از نظر شما پول اچجنبی از شیر ننه هاتون هم گوارا تره ! حالا برگردیم به مطلب بچه های قلم ! از اون طرف اونا این طوری می کنن از این طرف ما تنش زدایی !!! :)) می ترسیم با مقابله ، منافع ملی مان به خطر بیفتد ؟ عموووو منافع ملی ما به خطر افتااااد ! دیر اومدی ! یه تکونی به اون مخت بده ! |
|
| ای منکران ! بشنويد صدای مردم ايران را |
| ساعت ۸:٢۸ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٦ |
|
چهارشنبه 12 دي ماه 1386 است. سرانجام درخواست ها، نامه ها و تلاش مردم يزد براي ديدار با رهبر خويش در ساعت 10 امروز به پايان رسيد و اكنون، اين نوشته روايتي كوتاه از آغاز اين سفر است. * از زمان حضور در يزد، هر مسافري احساس خواهد كرد كه قرار است مردم اين شهر براي مراسمي ويژه آماده شوند. از پلاكارد و دست نوشته ها گرفته تا تصاوير و آذين ها همه نشان از اين اهميت اين رخداد براي مردم دارد. از آن ايستگاههاي صلواتي مناطق محروم شهر كه روزها و شب هاي بسياري را به شوق حضور مهمان عزيزشان فعاليت ميكردند، ديدن كرديم و آن، هم ميهن زرتشتي اهل يزد را ديديم كه با چه شوقي از حضور رهبر همه مردم ايران در اين شهر سخن ميگفت؛ روزهاي خوبي را در دارالعباده شاهد هستيم. * يزديها از ذوق خود براي تزئين و آماده سازي شهر استفاده كرده بودند و به همين منظور از شعارها و جمله هاي خوش آمدگويي تا نوع تزئيناتشان بسيار زيبا و با سليقه است. دهها نوع جمله و خوش آمدگويي از رسمي تا خودماني به چشم ميخورد يا به قول خودشان: " صحبت از آمدن يار به اين استان بود". گل نيز از جمله ملزومات استقبال است و تصويربرداران نيز از اين گلباران مسير ورود رهبر انقلاب، سوژه هاي خود را صيد ميكردند. * واقعاً ميشد مصداق "هر كسي از ظن خود شد يار من" را اينجا ديد. ورزشكاران براي خوش آمدگويي نوشته بودند: رخصت ديدار بده آقا !، رزمنده ها از جمله "امير كشور عشق" براي توصيف رهبرشان سود برده بودند، هيئت هاي مذهبي نوشته بودند: حب علي (ع) و فاطمه (س) در نگاه توست، يك مركز اقتصادي پلاكارد زده بود كه "ولايت فقيه سرمايه انقلاب است"، حوزه هاي علميه از بيانات مقام معظم رهبري در مورد ايمان و اعتقاد عميق مردم يزد بهره گرفته بودند و البته جملاتي ديگر در مورد آمادگي دفاع از نظام و انقلاب به كرات نصب شده بود. * ساعتهاي ابتدايي صبح بود و محل قرار، ميدان امير چخماق. ميداني كه به چشم بر هم زدني پر شده بود و خيابانهاي محل سخنراني نيز به مرور ديگر جاي حركت نداشتند. هوا سرد بود و شايد ميشد آنرا بهانهاي كرد و نيامد. اما با اين وجود همه سعي كرده بودند زودتر بيايند تا محل نزديكتري به سخنراني را پيدا كنند. خب طبيعي هم بود. وقتي آن همه براي استقبال تدارك ببيني، دوست داري قريب ترين مكان را براي ديدنش داشته باشي. از ميدان ماركار و خيابان امام (ره) تا چهارراه دولت آباد ميشد فوج فوج جمعيت استقبال كننده را به وضوح ديد و آن مردمي كه رهبر انقلاب اسلامي به شهرشان نميرفت نيز خود را به يزد رسانده بودند تا در اين حضور صدها هزار نفري، شريك باشند ؛ قطره درياست اگر با درياست ... * حوالي ساعت 10 بود كه جنب و جوش خيابانهاي اطراف اميرچخماق بيشتر و بيشتر شد. ميني بوس آقا كه از دور نمايان شد، ديگر همه مطمئن شدند كه هواي نامساعد تهران نيز نتوانسته مانع تحقق اين آرزوي چند ساله مردم يزد شود. اكنون رهبر انقلاب اسلامي در ديار قنات و قنوت و قناعت است. اكنون آيت الله خامنهاي قدم بر زمين آنجايي گذاشته كه مردمان اردكانش به خاطر ديدن زيراندازهاي خود در حسينيه امام خميني (ره)، همواره به خود مي بالند. * از استقبال پرشور مردم بسيار بايد گفت. از سليقه آنها كه مسير حضور رهبر انقلاب اسلامي تا ميدان امير چخماق را گل چيده بودند، زياد بايد نوشت. از آن جانبازي كه ساعتها مردم را به فرستادن صلوات براي سلامتي مقام معظم رهبري دعوت مي كرد بسيار بايد سخن گفت و از آن دو كودكي كه دستهاي همديگر را محكم گرفته بودند تا در اين جمعيت گم نشوند و البته با استفاده از جثه كوچك خود توانستند تا نزديكي جايگاه بروند، خيلي سخن ها قابل گفتن است. * حوالي ساعت 11، رهبر انقلاب اسلامي به تكيه امير چخماق رسيدند. چند نوجوان در حاليكه كه اسپند دود كرده و شعري را در خير مقدم حضور ايشان مي خواندند، گل هاي نرگس را تقديم مي كنند و از تفقد آقا لبخند بر لب آنها مي نشيند. * به محض ورود رهبري به محل سخنراني، سرما فراموش ميشود و شعارها جان تازهاي ميگيرد. چند دقيقهاي كه "صل علي محمد، نايب مهدي (عج) آمد"،"ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند" و "دسته گل محمدي، به يزد ما خوش آمدي" سر داده شد، خيالها راحت ميشود كه بالاخره زمان انتظار به پايان رسيده است و آن پيرزني كه تمام وسعش يك بسته خرما بود هم بلند صلوات مي فرستد و قربان صدقه آقا ميرود. * پس از سخنراني صدوقي نماينده ولي فقيه در استان يزد، رهبر انقلاب اسلامي بيانات خويش را آغاز مي كند و از علاقه طولاني شان براي سفر به يزد سخن مي گويد و يزد را ديار كار و ابتكار، علم و عمل، ايمان و شور، تهذيب و هنر و نجابت و قناعت ميخوانند . * مثال و خاطره زيباي ايشان از سفر به عراق هم براي مردم بسيار جالب و زيبا بود. آقا تعريف كردند كه سالها پيش، باغستانهايي را در بيابانهاي بين كربلا و نجف مشاهده كردند كه مردم آن مناطق ميگفتند حاصل تلاش و زحمات مردماني از يزد است و اين نشان از حضور پرثمر آنها در هر منطقه دارد. * اشراف رهبر انقلاب اسلامي از نيازهاي استان باعث تحسين مردم و مسئولان شد. ايشان با اشاره به مشكل آب در يزد، اضافه كردند كه البته بر اساس نظرسنجي ها مشكل بيكاري در صدر خواسته هاي مردم است. * در ادامه نيز در خصوص موضوع مهم انتخابات و ضرورت اعتماد به نفس در ميان مسئولان و ملت نيز نكاتي را گوشزد كردند. * ساعت 12 و زمان نماز ظهر را نشان ميدهد . پايان سخنان رهبري. * صدايت به آن جلوها نميرسد اما باز هم دوست داري فرياد بزني؛ آقا خوش آمدي ! دوستت داريم و سرباز مطيع تو خواهيم بود ! حس قشنگي است كه اينقدر مطمئن باشي صداي تو، تأثيرش را خواهد گذاشت. * راستي! چند روز ديگر نيز رهبر انقلاب اسلامي مهمان مردمان سرزمين سختكوشي و ايمان هستند. |
|
| مخاطب عجیب ! + ای ول ای ول داش محسنو ای ول ! |
| ساعت ۱٠:۱٦ ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٦ |
|
توجه توجه !
. . اینم به جهت دمت گرم و ای ول به برادر محسن جان خودم : » وبگذر با طراحی و امکانات جدید (86/9/27)
|
|
| پيامبر جديد روشنفکران وطنی |
| ساعت ٥:٢٠ ب.ظ روز جمعه ٧ دی ۱۳۸٦ |
|
متن زیر را در وبلاگی دیدم که هیچ تناسبی با آن نداشت. این متن معنای گزنده و جالبی برای بعضی ها !! دارد. پیشا پیش از ادبیات قبیح نویسنده عذرمیخواهم . لینک وبلاگ را هم بدلیل ادبیات زشت و محتوای منفی اش نمی گذارم تا چند کلیکی از اینجا نصیبش نشود.
در زير اصول و آموزههای دین خود را بر میشمارم، اگر مایل بودید به دین من ایمان بیاورید.
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| نویسنده وبلاگ |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|










مطلب وبلاگ بچه های قلم
رهبر انقلاب اسلامي مهمان مردمان ديار قنات و قنوت و قناعت است. اكنون آيت الله خامنه اي قدم بر زمين آنجايي گذاشته كه مردمان اردكانش به خاطر ديدن زير اندازهاي خود در حسينيه امام خميني (ره)، همواره به خود مي بالند. 
مخاطبی عجیب و غریب ، با استفاده از اینترنت شرکت 


