الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

یک معادله ء بی نهایت سخت
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بسم الله 

این معادله بی نهایت سخت را با هم مرور می کنیم ! 

بمن بگویید بدانم که آیا ، در شرایطی که   :

۱- روابط شیعه و سنی در جهان اسلام در حال بهبود روز افزون است .

۲- ضریب هوشیاری و وحدت شیعه و سنی در عراق و انزجار همه آنها از اشغالگران رو به افزایش است .

۳- دشمن مستکبر تلاش فراوانی را برای ایجاد گسست های قومی و مذهبی متمرکز کرده است و تحرکات تروریستی با رویکردهای قومی و مذهبی در تمامی مناطق مسلمان نشین از سوی دشمن آنان در حال برنامه ریزی و اجراء بوده و به یک برنامه کاملا لو رفته تبدیل شده است .

۴- دشمن مستکبر تا بحال بارها دست به تاسیس گروهکهای مختلف دست ساز افرازی برای تامین اهدافش تحت پوشش های ناسیونالیستی و عقیدتی زده است .

۵- تابحال به هیچ یک از اماکن متبرکه مذهبی در مناطق تحت اختیار مردم عراق تاکنون آسیب جدی تروریستی وارد نشده اشت.

۶- حرم امامان عسکری برای بار دوم و با فراغ خاطر مورد هجوم تروریست ها قرار می گیرد .

۷- عناصر انگلیسی دخیل در برخی تحرکات تروریستی که توسط پلیس عراق دستگیر شده بودند با یورش ارتش انگلیس به مقر پلیس عراق و کشتن پرسنل دستگیر کننده فراری داده می شوند .

۸- همین امروز ارتش آمریکا به متحصنین در یک مسجد حمله و آنها را بیرون کرده و مسجد را آتش می زند .

۹- امنیت مناطقی مانند کاظمین و سامرا در عراق صرفا بر عهده اشغالگران است واشغالگران مسئولیت تامین امنیت آنها را به مردم واگذار نمی کنند .

۱۰- بمب گذاری حرم امامان عسکری از ساعت 3 صبح آغاز و به مدت 6 ساعت به طول کشیده و طی آن 500 پوند مواد منفجره کارگذاشته شده و در ساعت 9 صبح منفجر می شود !!

...

...

...

انجام انفجار اخیر سامرا ،

"بدون هماهنگی قطعی و مطلق با اشغالگران ، و با نظر قطعی آنها و اصولا بدون هدایت آنها"

محال نیست ؟  

واقعا خیلی معادله سختی است. نه ؟!


 
نترسید ، نترسانید ، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بسم الله .  

اولین بار ، از طریق آفلاین یکی از بچه ها متوجه شدم که البرادعی آن جمله مخصوص در مورد پرونده هسته ای ایران را در گفتگو با شبکه هار بی.بی.سی گفته و آنهایی را که راه حل همه مسائل را در جنگ می بینند دیوانگان جنگ پرست توصیف کرده و البته گفته که منظورش بوش نیست. رایس هم مثلا عصبانی شده که " اوا این حرفها چیه می زنی ؟ یعنی ما مخ پنجیم که داریم برنامه ریزی می کنیم حمله کنیم ؟ اگه بوش نیست حتما منم دیگه "  اما وقتی من این آفلاین رو گرفتم ، یک جواب بیشتر نفرستادم . یادمه به فرستنده گفتم تروخدا بذار بیان . جون من بذار جنگ بشه تو رو جون هرکی دوست داری بگو حمله کنن. انگار ما وای میسسیم نیگاشون می کینم . یه چشمی ازشون دربیاریم تاریخی !  این را برای این نوشته بودم که بوی گند هماهنگ شده بودن این موضعگیریهای ضد جنگ دماغم را می آزرد. وقتی می بینم که البرادعی این را هم گفته که : من هر روز که بیدار می شود می بینم که صد شهروند بی گنها عراقی می میرند ؛ برایم روشن ایت که او دارد در مرتبه اول ،‌زور می زند که مردم را بترساند !

قبلا به برخی از بچه ها گفته بودم که این بازی مخالفت با جنگ با ایران که توسط بخش مهمی از اپوزیسیون براه افتاده چند علت فرعی دارد و یک علت اصلی.  

علت های فرعی را خودشان هم می گویند. علت اصلی را من علنی می کنم .  

آنها می گویند :

-          حمله به ایران به جمهوری اسلامی فرصت رادیکالیزم کامل می دهد.

-          آمریکا توان انجام کامل عملیات را ندارد وصرفا ضربات بر آمریکا شدیدتر خواهد شد

-          در این درگیری بجای حاکمان ، مردم مورد هدف قرار می گیرند!

-          منابع مالی وانسانی هدر می رود اما هدف تامین نمی شود

-          و ... !

اما هدف اصلی ، یک چیز بیشتر نیست. من این تابلو های No War on iran را در دستان اپوزیسیون خیابان گرد ایرانی در خارج ، بجای آنکه بالاگرفته شده مقابل دولتهای غربی ببینم ، بالاگرفته شده در صورت مردم و دولت ایران می بینم . این تابلو ها بسوی ماست نه آنها. به این معنا که "خطر حمله جدی است. اینها می خواهند حمله کنند و ماهم فهمیدیم و حالا تظاهرات می کنیم تا بشما حمله نکنند. علت هم عملکرد شماست ! عملکرد خود را تصحیح و دست از مقاومت بردارید و تسلیم شوید " و به عبارتی گویاتر ، "کاری را که آنها می خواهند شمارا با زور اسحله به آن مجبور کنند ، شما خودتان بشکل مسالمت آمیز انجام دهید و .... !"  

حالا ، من توجه حضرات اپوزیسیون بی وجود ایرانی را به نظرسنجی اخیر زاگبی دعوت می کنم .  

زاگبی را نمی شناسید ؟

زاگبی اگر یادتان باشد همان موسسه ای است که در کنار گالوپ و چند موسسه دیگر ، با همکاری حضرات دوم خردادی در کشور دست به جمع آوری اطلاعات محرمانه برای دستگاه امنیتی و سیاست خارجی آمریکا زد و البته نتیجه اش این بود که سخنگوی کاخ سفید اعتراف کرد نتایج نظرسنجی نشان می دهد آمریکا باید تلاش بیشتری برای بهبود وجهه خود در خاورمیانه انجام بدهد.  

حالا همان موسسه ، از طریق – احتمالا – یک گفتگو و نظرسنجی تلفنی ، برای جلوگیری از تلفات مانند دفعه قبلی ! – آمده یک نظرسنجی کرده که چند آیتمش را برایتان نقل قول می کنم   

-          بیش از نیمی از مردم قائلند خاورمیانه باید توسط مردم آنها اداره شود ، هم از نظر سیاسی هم نظامی .

-          بجز کمتر از 10 درصد پرسش شوندگان ، مابقی معتقد بودند رژیم اشغالگر قدس غیرقانونی است و باید از بین برود.

-          حدود شصت الی 70 درصد مردم معتقدند هیچ درگیری نظامی بین ایران و آمریکا حداقل در دو دهه آینده واقع نخواهد شد.

-          صرفا یک ششم افراد شرکت کننده در پرسش ، قائل بودند که ایران در اعمال تحریم ها مقصر است.  

البته من قائلم نتایج این نظرسنجی بشدت بودار است. اما به همین اعترافات جان زاگبی و همکارانش هم می شود در بی اثر و اعتبار بودن بخش مهمی از تبلیغات غرب ، استناد کرد.  

بازهم این جمله امام راحل –ره- را با هم تکرار می کنیم . نترسید ، نترسانید ، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.


 
آمريکا پشت دستش را داغ خواهد کرد
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بسم الله .  

یادم نمی رود زمانی که حضرت آیت الله مصباح در نماز جمعه از توزیع چمدانهای دلار بین فعالان سیاسی اپوزیسیون خبر داد ، آقای ابراهیم نبوی در مطبی مثلا طنز ، به شکایت از – احتمالا- شمس الوعظین به سازمان CIA پرداخته بود که "آقا پول ما را بدستمان نرسانده ، هپلی هپو فرموده اند"  

آن موقع شاید جای این سئوال از آق ابرام بود که بپرسیم "از کجا فهمیدی به تو هم باید می دادند ؟ از کجا فهمدیدی آیت الله مصباح آن پول را هم میگه ! " اما آن چیزی که برایم مثل روز روشن است اینکه آقای اوشان ، فکرش را هم نکرده بود که روزی ، اینقدر ماجرای پول گرفتن آنها از آمریکا و هلند و انگلیس و آلمان و یه دوجین ارازل واوباش دیگه اینقدر علنی شود که مجبور شوند التماس کنند ، دادا یه چیزی منتشر کن ما را تبرئه کن !  

عجب !  

اینها که تا دیروز صفحات وبلاگها و وبسایتهایشان پر بود از توجیهات در خصوص پول گرفتن از دشمن و اندر مزایا و صحت این عمل شنیع غیرقابل توجیه فصلی بپرداختند و از آمریکا هم می خواستند که " بابا جان ، اصلا بیا علنی ریز پرداختها رو بده ، اسم ها رو هم منتشر کن . مگه چیه ؟ حالا پول گرفتیم که پول گرفتیم ، دزدی که نکردیم ! اندازه پول ، کار می کنیم . حلال ، طیب و طاهر ! پول عرق ریخته از شیر مادر حلال تره ! "، حالا آمده اند و دیده اند که نع ، مثل اینکه نگرفت ! حالا باید یک جوری از زیر کل ماجرا در بروند و آمریکا و مابقی رفقا باید یکجوری ماجرا را صافمالی کنند ، رادیو دویچه وله آلمان یک مصاحبه کرده با رامین احمدی و او ( که از حرفهایش معلوم است جیبش از دلارها ورم کرده ) می گوید که فعالان سیاسی حق دارند که منابع خود را مخفی کنند و با درخواست علنی شدن کمکهای مالی آمریکا مخالفت کردند! حالا این آقای احمدی ، چیز دیگه هم میگه خیلی جالب و محل تامل ! میگه : " بابا ، مخفی کردن شبکه فعالان و سمپاتها هم حق مسلم ماست ! " این یعنی چی جون دایی ؟ یعنی اینکه این پول تا اون پایین مائینها هم توزیع شده ! گرفتی چی شد ؟ بابا بخدا حق دارند دیگه ! مثل اینکه دیگه با این پول دارند بچه هاشون رو هم عروس و داماد می کنند ، ریز هزینه ها خیلی مفصل شده و شبکه هواداران گروهها رو هم در بر گرفته !!! 

حالا ، در همین حیث و بیص ، که بین احمدی - بعنوان مخالف لو دادن اسامی- و عمادالدین باقی – بعنوان طرفدار افشاگری و بیشرفی با کمال پررویی ، در رادیو دویچه وله دعوا بالا گرفته و کار به افشای پتهء اطلاعاتی امنیتی سابق آقای عماد الدین باقی رسیده و آقای احمدی هم میگه آقای عماد الدین باقی داره به نمایندگی از سیستم های امنیتی جمهوری اسلامی این درخواست رو مطرح می کنه – چون دیده صاف مالی اثر نداره ! – ناگهان در این میان ، آمریکا می زنه یه لیستی رو منتشر می کنه که یه جوری بین موضوع رو با سبیل قرمزی ( بر وزن ریش سفیدی ! ) حل کنه و از یک طرف کلیات سرفصل های مصرف بودجه ها رو بگه و از یک طرف دیگه ، اسم ها رو منتشر نکنه.  

حالا ، حضرات موندن با این لیست منتشره محترمه چه کنند !  

از آنجا که از روی این اطلاعات کلی هم که منتشر شده ، کاملا معلومه که مثلا فلان بودجه که داره میگه ، از این طریق آخرش به دست کیا رسیده هرچند تو متن اسم اونها نیست. چون مثلا از فعالان اینترنتی اپوزیسیون دم می زنه و مثلا از جریانات حقوق بشری در ایران و جریانات فمینیستی ( خب اینها که معلومه کی هستند ! :) ) اینها بدجوری گرفتار شده اند.  

اگر منکر لیست بشوند که چند تا اتفاق می تونه بیفته . اولش اینکه ممکنه عمو سام کفری بشه بگه : " مرتیکه حالا دیگه پول رو می خوری تا قرون آخر بعد هم منکر میشی ؟"  چون بالاخره آمریکا به وجهه داخلی یا خارجی یا در بین صهیونیست ها هم نیازر دارد تا به آنها نشان بدهد حتی برای براندازی ایران بودجه تصویب کرده و به دست عناصر برانداز فرهنگی و سیاسی داخلی هم رسونده . حالا اینها اگه انکار کنند ، خیلی بدفرم و دردناک ممکنه اوضاع فیمابین ارباب و نوکر خراب بشه که خب البته خیلی نافرمه و حتی امکان تست کردنش برای حضرات نیست. جون دایی ریسکش خیلی بالاس ! دوم اینکه مشکل اطلاعاتشون حل نشده باقی می مونه و بازهم امثال ما زبونمون دراز می مونه که : " بیا ! اینقدر خیطه که مجبورید انکارش کنید! "  چون واقعا با وجود کلی گویی ، کاملا شفاف است. یعنی ماجرایی که بود حل نشده باقی می مونه و یک وضعی پیش میاد که اگر آمریکا این لیست رو از بیخ منتشر نمی کرد بیشتر به نفع اپوزیسیون می بود چون می تونستند از همون بازیهای ابراهیم نبوی ای در بیارند. 

و اگر تایید کنند که ، خب هیچی ، مثل الان ، خودشون قبر خودشون رو کنده اند ! خب وقتی بصراحت نوشته فعالیتهای اینترنتی، یا نوشته فعالان حقوق بشر ، یا نوشته فعالان فمینیستی ، خب ببخشین اینها که معلومه کیان و کی ها خط و جهتشون هم جوریه که با تبلیغات بین المللی آمریکایی هدایت شده توسط BBG هم همخونی داره، اونوقت ، همینی میشه که الان هست و حالا دیگه قیافه ابرام خان نبوی دیدنی است که حالا باز باباشمل بازی در بیار و تئاتر رو حوضی اجرا کن که بعله پول ما رو ندادن و بالا کشیدن و اینا ! :) 

حالا از این صریح تر هم تو متن هست.

به متن اطلاعیه نگاه کنید :  

دفتر سخنگوی وزارت امور خارجه دولت آمریکا روز گذشته (۴ ژوئن) در گزارشی که در اختیار خبرنگاران قرار داد، اقلام مخارج مربوط به پروژه‌های گسترش دمکراسی در دو کشور ایران و سوریه را در سال مالی ۲۰۰۶ به اطلاع عموم رسانید. 

طبق این اطلاعیه، در سال مالی گذشته، کنگره آمریکا در وهله اول مبلغ شش میلیون و پانصدهزار دلار را به عنوان «صندوق  دمکراسی» (Democracy Funds) برای ایران و سوریه اختصاص داد. سپس در مرحله بعد تقاضاکرد که مبلغ ده میلیون دلار دیگر توسط وزارت امور خارجه صرف برنامه‌های مربوط به دمکراسی و حقوق بشر در ایران گردد.   

جدا از این دو مورد، خانم کاندولیزا رایس وزیر امورخارجه آمریکا از کنگره مبلغ ۷۵ ملیون دلار به  عنوان «متمم اضطراری» (Emergency Supplement) برای ایران تقاضا کرد. در پاسخ، کنگره آمریکا تنها مبلغ ۶۶ میلیون و صدهزار دلار را برای این منظور تصویب کرد. این مبلغ شامل اقلام زیر می شود:  

۳۶ میلیون و صدهزار دلار برای هیأت کارفرمایان پخش [رادیو تلویزیونی] (Broadcasting Board of Governors) یا BBG. این بودجه شامل هزینه‌های صدای آمریکا به فارسی، رادیو فردا و رادیو اروپای آزاد / رادیو آزادی (PFE/RL) می گردد. 

۲۰ میلیون دلار برای برنامه‌های دمکراسی در ایران از طریق برنامه «اقدام برای همکاری در خاور میانه» (Middle East Partnership Initiative) در «دفتر امور خاورنزدیک».

این مبلغ شامل تلاش در پشتیبانی از فعالانی است که در ایران خواهان آزادی‌های ابتدایی مدنی نظیر حق بیشتر بیان و حقوق بیشتر برای زنان هستند:  

۵ میلیون دلار برای فعالیت های اینترنتی و نظایر آنها. 

۵ میلیون دلار برای اقدامات آموزشی و مراودات فرهنگی، از طریق «دفتر امور آموزشی و فرهنگی».  

تقاضای رئیس جمهور از کنگره برای سال مالی ۲۰۰۸ مبلغ ۱۰۸ میلیون و بیست و یک هزار دلار است. این بودجه دربرگیرنده ۷۵ میلیون دلار  کمک اقتصادی (Economic Support Funds) است که قرار است صرف گسترش برنامه‌های دمکراسی در ایران بشود.  ۲۸ میلیون و بیست و یکهزار دلار به برنامه‌های رادیو تلویزیونی (BBG) یعنی صدای آمریکا به فارسی و رادیو فردا اختصاص دارد. پنج میلیون دلار باقیمانده برای «برنامه دیپلوماتیک و سفارتخانه ای» (Diplomatic and Consular Program) صرف خواهد شد. کنگره آمریکا تا این تاریخ هنوز این بودجه را تصویب نکرده است. 

نوشته رادیو فردا و رادیو آزادی و فعالیتهای اینترنتی و امثالهم . خب اینها هم که معلومه کدوم اپوزیسیون ایرانی توش کار می کنه. دیگه رسما یعنی کارمند وزارت امورخارجه آمریکا شده اند. حالا گیرم شناسنامه شون ایرانی باشه  .مثل منافقین  که رسما در چارت سازمانی استخبارات ( وزارت اطلاعات عراق ) تعریف شده بودند. این حضرات هم الان معلوم شد در چارت وزارت امورخارجه آمریکا و دفتر تبلیغات بین المللی آمریکا (BBG) قشنگ تعریف شده اند !  

من حتم دارم که آمریکا پشت دستش را داغ خواهد کرد !

اپوزیسیون نگران نشوند. :)

نه از پول دادن ، که آن را چاره ای نیست ! :) پشت دستش را داغ خواهد کرد که که دیگر از این سند مند ها منتشر نکنه . هم اپوزیسیون رو دچار هزار تا مشکل جدید کرد ، هم مشکلات قبلی خودش رو که حل نکرد بلکه خرابتر هم کرد !


 
راديو زمانه ، نمونه رسانه مردم نهاد مستقل ضد سانسور
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

مهدی جامی در وبلاگش ، اخیرا طی مطلبی ادعا کرده است که او ، در حال اداره نوع جدیدی از رسانه است که او ترجیها هویت رسانه مردم نهاد را برای آن ترسیم می کند و مدعی است که دوران رسانه های دولت نهاد گذشته ورسانه امروز رسانه ای است که از مردم برای مردم می گوید و سانسور نمی کند!  

حالا مشکل کجاست وچرا آقای جامی به چنین ورطه ای افتاده که مجبور است قسم بخورد که به هیچ دولتی وصل نیست و بر اساس خط مشی چیج دولتی کار نمی کند و یقینا هم پول از هیچ دولتی نگرفته و اگر هم گرفته، دلوت مزبور قربتاً الی الله و فقط  بخاطر اینکه عاشق چشم و ابروی مردم ایران ( که نه ، چشم ابروی حضرات آقایان و خانم ها ی اپوزیسیون خارج نشین ! )  بوده ، پولهای مذکور را دو دستی تقدیم کرده، باید بگویم که مشکل ، از کش پیدا کردن موضوع اقدامات این حضرات - طی کنسرسیومی بین المللی ، با عنوان سیاسی هلندی و پول آمریکایی و نیروی انسانی تامین شده توسط انگلیس ، برای تامین آنچه که توسط آنان ، راه اندازی رسانه های مستقل ( از کی ؟ ) آب می خورد و مشکل این است که مسئله ء این حضرات به این راحتی وبا نوشتن چند جوک نامه فحش آلود، توسط ابراهیم نبوی حل نمی شود.  

اما عجب رسانه مستقلی !

عجب رسانه ضد سانسوری !  

بله ، حضرات واقعا ضد سانسورند . درست همانجا که می آیند و از میان یک پست طولانی وبلاگ من ، فقط یک پاراگراف را نقل قول می کنند و جالب است که یادآوری کنم ، از میان آن پاراگراف هم ، نیمی از کلمات آن را سانسور کردند.  

این از ضدیت با سانسور و از مردم برای مردم نوشتن !  

اما بشنوید از استقلال حضرات !  

این را بگویم تا استقلال جهت و رویکرد هم معلوم شود. کاش سانسور و رویکرد مدیریت بر محتوا ، به سمتی معقول برود. اما می دانید کجای متن آن پاراگراف سانسور شده بود ؟ شاید خنده تان بگیرد اگر بگویم از این پاراگراف ، درست آن قسمت که به افشاگری پیرامون حزب کارگر انگلیس و شخص تونی بلر پرداخته شده بود سانسور شده بود. برای یادآوری ، آن متن و قسمت سانسور شده اش را دوباره می آورم تا یادمان بیاید منظور حضرات از رسانه مردم نهاد ضد سانسور چیست !  

من اینو نوشته بودم : " ...البته از بیگانه پرستان ایرانی مشغول به خدمت (!) در دستگاه رسمی دیپلماسی رسانه ای دولت کارگری انگلیس که مشهور است از صدر تا ذیل آن ، به همان "بالاتر از بی حجابی" مورد اشاره آقای جامی که چه عرض شود ، بالاتر از جرمی که در شرع اسلام نامش زنا است ، مرتکب اند و اخیراً هم حضور این قماش آدم (؟!) در ارتش فخیمه سلطنتی انگلیس هم قانونی ، و ازدواجشان هم توسط کلیسا (!!) ی انگلیس محترم شمارده شده و رسما زن و شوهر (؟!) یا زن و زن (؟!) و مرد و مرد (!!) اعلام می شوند ، چه جای تعجب از نوشتن چنین جملاتی و فشاندن چنین درهای گرانبهایی !..."  

حضرات این رو نوشتن از این پاراگراف ! :) : "...از بیگانه پرستان ایرانی مشغول به خدمت در دستگاه رسمی دیپلماسی رسانه ای دولت کارگری انگلیس که مشهور است از صدر تا ذیل آن، به همان "بالاتر از بی حجابی" مورد اشاره آقای جامی، چه جای تعجب از نوشتن چنین جملاتی و فشاندن چنین درهای گرانبهایی..." یعنی قسمت های قرمز رنگ ، هوتوتو شده ! اینجا ماجرا رو توضیح داده ام : http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=pasdaran.persianblog.ir&postid=6758450 

خب .  

بنظر شما چه جوری میشه این رو توجیه کرد ؟  

بنظر اینجانب ، هیچ جوری !  

چرا ؟ چون قالبی برای توجیه این حرکت در اختیار این حضرات وجود ندارد. چون اگر بگویند که بخاطر جلوگیری از توهین و تحقیر و تخفیف - و هرچی دیگه بر وزن تفعیل بگی ! :) – نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی بوده ، شرمنده ، جواب نمیده . چون رادیو زمونه مشحون از توهین به اشخاص مختلف حقیقی و حقوقی ای است که از نظر رادیو زمانه خونشان حلال (طبق فتوای آیت الله!!! کاظمینی بروجردی مفتی اعظم رادیو زمانه !) است !  

پس چی داداش ؟ راه حل یک کلومه است ! قربون سانسور می ره آقای مهدی جامی ! همانطور که مطلب من رو هم سانسور کرد ، افشای ارتباطات بین رادیو زمانه و حزب وی وی دی و حزب سبزها ( حامی منافقین و منتقل کننده مواد شیمیایی مورد نیاز صدام برای تولید سلاحهای شیمیایی ) توسط محمد مسیح را هم سانسور کرد.  

حالا فمهیدید که چرا میگم رادیو زمانه مردم نهادترین و ضد سانسور ترین و مستقل ترین رسانه است ؟ مخصوصا رادیو زمانه کاملا مطلبق با میل طبقه حاکم بر رسانه های غرب است. خب اینها هرچی باشه یه چند تا خونواده هستن دیگه ، خب اینها هم مردمن دیگه ! ضد سانسور هم هست ، چون برهنگی رو سانسور نمی کنه و البته مرکز توضیح منطق پوچ برهنگی و عریانی است. مستقل هم که هست. چون توسط هیچ جریان واقعی مردمی هدایت نمیشه ، منافعش با منافع هیچ یک از "ملت" ها هم همخوانی نداره ، خصوصا منافعش دقیقا مخالف منافع ملت ایران هم هست. خب این هم استقلال دیگه. :)

بخدا راست داره میگه مهدی جامی . اینقدر تکذیبش نکنین :)


 
تقديم به محمد و بابايش
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بله ، و این ، جنگ است ، جنگ! جنگی تمام عیار و کامل . اما نه جنگی جدید ، بلکه عملیاتی در امتداد جنگ ما ، جنگی که نه از 30 شهریور شصت، بلکه از لحظه نزول قرآن بر سینهء پیامبر حق ، آغاز شده و ما نیز ، قطره ای در میان دیگر قطره های خون ، که تاریخ بیرحمانه و با صداقت ، نوشته است که خون بر شمشیر پیروز است

من از کل آنچه که محمد در پستش نوشته بود ، تنها چشمم روی یک جمله مانده بود. ریه های پدرم... آنهنگام که متن مقاله محمد در رجانیوز را می خواندم هم ، چشمانم ، بجای آنکه متن مقاله را ببیند ، همچنان محو در آن جمله بود... 

محمد های زیادی در سراسر این سرزمین پراکنده اند. مهدی جامی این را نمی فهمد. نمی داند که گیرم که حالا شما 300 هزار شهید و چیزی در همین حدود جانباز به این مردم دادید ، اما نمی دانید که حداقل حلقه ای انسانی با بعدی 5 برابر اطراف این قطره های خون شکل گرفت که تا خدا خدایی می کند ، شما ها را می شناسد.  

و برای محمد می گویم که محمدم ، بداند ، این جنگی که او دیده و به سربازی و دیده بانی آن پیوسته است ، امتداد خونین همان جنگی است که پدرش در آن سرسختانه و عاشقانه جنگیده و چیزی که اینجا رخ داده این که به این جبهه ، پسر در کنار پدر پیوسته است. برای محمد بگویم که در حلقه و زنجیرهء ممتدی که شناسایی کرده است ، چیزی مهمتر نیز نهفته است و آن، اثبات امتداد راه انقلاب اسلامی است. زیرا نه دشمن عوض شده و نه دلیل دشمنی اش. اما دیروز اگر دشمن، گلوله های سربی و خردلی و سیانید سیانوژن را برای زدن پدرش انتخاب می کرد از این سر بود که پدرش را در میدان فکر دیده بودند و می دانستند که دانشجویان مسلمان خط امام ، چه دماری از نوچه هایشان در دانشگاهها ، در گیرو دار مبارزات فکری و عقیدتی درآورده اند و من ، بگویم که مسیر را عیناً تکرار تاریخ می بینم و محمد هم بداند که این دشمن غدار ، بازهم می خواهد تا بار دیگر بخت خود را در عرصه ء فکر و اندیشه محک بزند و من به عینه می بینم که تاریخ تکرار می شود و بازهم ، سفره لودگی رادیو زمانه و رادیو زمانه ها جمع خواهد شد .  

بله ، و این ، جنگ است ، جنگ!

جنگی تمام عیار و کامل .  

اما نه جنگی جدید ، بلکه عملیاتی در امتداد جنگ ما ، جنگی که نه از 30 شهریور شصت، بلکه از لحظه نزول قرآن بر سینهء پیامبر حق ، آغاز شده و ما نیز ، قطره ای در میان دیگر قطره های خون ، که تاریخ بیرحمانه و با صداقت ، نوشته است که خون بر شمشیر پیروز است 

مهدی جامی این را نمی فهمد. نمی داند که گیرم که حالا شما 300 هزار شهید و چیزی در همین حدود جانباز به این مردم دادید ، اما نمی دانید که حداقل حلقه ای انسانی با بعدی 5 برابر اطراف این قطره های خون شکل گرفت که تا خدا خدایی می کند ، شما ها را می شناسد.

اینکه نام کسانی که به کارخانه های عروسک خیمه شب بازی آمریکا در منطقه ، مواد شیمیایی برای مجروح کردن باباهای محمدها صادر می کردند ، همان نامهایی است که امروز ، موشکهای فرهنگی می سازند و در تکمیل پازل سناریوی ناتوی فرهنگی ، یگانهای خونخوار و بی رحم خود را در مصافی نابرابر ، مقابل وبلاگهای انفرادی ما می چینند ، چیز عجیبی نیست. آن عجیب خواهد بود که کسی این جنگ را نبیند . 

ما ، این جنگ را می بینیم .  

ما درک می کنیم ،  

بله ،  

درک می کنیم که چرا سمینار لابی آی پک ( همان لابی ای که شوهر هاله اسفندیاری هم یکی از مهره های آن است ) با موضوع ایران و لبنان ، به عرصه کشمکش و دعوا بر سر تلاش هر روزه برای گسترش ضریب نفود اینترنت ، یعنی اسب تروای جنگ فرهنگی ناتوی بی فرهنگ ، تبدیل می شود. زیرا جنگ امروز ، سلاح امروزی می خواهد و گلوله امروزی .  

درک می کنیم که چرا همان آدمها و گروهها و حزب ها و کشورها ، آرام آرام ، مانند گذشه و همانگونه علنی و بی پروا ، به میدان رزم فرهنگی آمده اند. زیرا پدرهای محمدها ، آنها را در میدان رزم نظامی ، به حقیقت ، به زانو درآوردند و چشمان فتنه را به اشاره پیر جماران، کور کردند.  

درک می کنیم که چرا ، امروز حمله بر سرباز مقدم جبهه حق ، یعنی محمود احمدی نژاد متمرکز شده است. چرا که اوست که ضریب پیوستگی دولت( به معنای حاکمیت ) –ملت را چنان بالا برده که خواب دشمن پریشان شده . دشمنی که از دشمنی فرهنگی دو هدف بیش ندارد. یا مردم را در قبال بریده شدن شاخه ها و ساقه درختی که خود کاشتند و با خون جوانان خود آبیاری کردند، بی تفاوت کند و یا تیغ و تیشه را به دست خودشان بسپارد تا خود ، تیشه بر ریشه این نهال جوان بزنند ، اما امروز، این خاک است که بر سر دشمن شده است، ولو کره المنافقون و المشرکون .  

محمد ،

محمد ، بشنو ،

آنهنگامی که می نویسم ، این کلیپ موسیقی را می شنوم . تو هم بشنو .

پی نوشت :

مطلب محمد در وبلاگش : از آمستردام تا تل آویو ، همه دشمن ما هستند.

مطلب محمد در رجا نیوز : واکاوی اجزاء ‌ناتوی فرهنگی - گام اول : تولد رادیو زمانه


 
اين حاج آقای آخر وبلاگ نویس را می شناسيد
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

من فکر نمی کنم کسی باشد که این روحانی جوان و آرام طبع ، اما خوش صحبت و نکته دان را نشناسد. او را در برنامه های تلویزیونی مکررا دیده اید ودائما هم خواهید دید. ایشان ، همانطوری که روی عکسش هم نوشته و بطور حتم بیشترتان میشناسید، حجت الاسلام و المسلمین حاج شهاب مرادی است.

همه باید با کلیات اخلاقش آشنا باشید . به روز بودنش ، نکته دان بودن و منطق نافذ و البته گیرا و زیبایش را باید درک کرده باشید. اما آیا می دانستید که ایشان ، در گوشه ای از این فضای درهم و برهم اینترنت ، وبلاگ می نویسد ؟

اگر از شما بپرسند چند روحانی وبلاگ نویس نام ببرید ، چه اسمهایی را بیاد می آورید ؟ من فکر می کنم مثل خود من ، شاید شما از مشاهیر ،  یکی را بشناسید ( البته شما را نمی دانم ، پیش داوری نکنم بهتر است. ) که الیته خدا کند همان یکی که من حدس می زنم نباشد که آبرویی نه برای لباسش گذاشته و نه برای اسمش . این آدم همان بهتر برود با آی دی دخترانه چت کند ! اما گذشته از روحانی های زیاد اینترنتی که من می شناسم ، از مشاهیر آنها ، حاج آقا مرادی را هم باید اضافه کنید.

حاج آقا را حضوراً جشنواره ملی رسانه های دیجیتال زیارت کردم . چقدر خوشحال شدم و چون روحیاتش تقریبا دستم بود ، و از طرفی دیگر حدس نمی زدم که اینقدر جلو باشد ، گفتم که بیائیم و صواب کنیم و یک جایی درست کنیم تا بچه های مردم یک رحانی دوست داشتنی دیگر را گیر بیاورند و بتوانند راحت حرفهایشان را برایش بفرستند و اگر می خواهند نظر روحانیت اصیل را در موضوعات خاصی بدانند که مثلا در جامعه ایجاد حساسیت می کند ، یکی دیگر را هم داشته باشند.

اما با کمال تعجب ، حاج آقا آمد پشت اینترنت وایرلس و با ضرب فوری چند کلید ، یک وبلاگ باحال خوش آب و رنگ با چهارچوبی مخاطب پسند و تروتمیز و از نظر فنی ، سبک و با برنامه نویسی و گرافیک مناسب را بالا آورد که نام و عکس خودش کنار ان نقش بسته بود.

اول فکر کردم صرفا یک سایت شخصی راه انداخته و راهی برای ارتباط دوسویه با مخاطب باز نکرده . اما دیدم که نه ، واقعا این ، وبلاگ شخصی حاج آقا است ! نمی دانید چقدر خوشحال شدم ! به خودش هم گفتم ! گفتم خیالم را راحت کردی .دو ساعت می خواستم برایت روضه بخوانم تا یک همچی کاری را راه بیاندازی. شما که خودت این کاره ای !

بگذریم . صحبت زیاد کردیم و فیضش را هم بردیم . قول داده بودم که به همه خبر بدهیم که حاجی وبلاگ دارد و داشت یواش یواش خلف وعده می شد ! یک چیز دیگر بگویم ! وبلاگ ایشان در طول 4 ماه که از تاسیسش می گذرد ، 74 هزار بازدید داشته است. می شود بگویید کدام وبلاگی را می شناسید که اینگونه باشد ؟ وبلاگ من با اینهمه مطرح بودن در زاویه سیاسی ، الان دارد به 200 هزار بازدید می رسد ، آنوقت حاج آقا با چهارماه وبلاگ نویسی ، ! بابا دمت گرم حاج آقا ، خدا قوت . انصافا خسته نباشی. جالب آنجاست من که ژای تلویزیون برنامه های شی را زیاد دنبال کرده بودم ، تابحال ندیده بودم که تبلیغی از وبلاگش بکند. بدون تبلیغ یا لینکی که کسی بدهد،‌ انصافا خیلی عالی است.

در نمایشگاه ، هرچه برگه تبلیغ وبلاگش در جیبش بود ( که کاغذهایی با کیفیت بالا و بافت دار و طرح دار اما در ابعاد جالب تقریباً 1 سانت در 5 سانت بود ) را گرفتم و در طول زمان نمایشگاه ، پخش کردیم . طوری که حتی یکی برایم نماند. اما حالا، لینکش را هم کنار وبلاگم می گذارم که ببینید.

به حاج اقا گفتم که اگر خدا قبول کند ، یک بزرگوار دیگری از علمای جوان ( که همه تان اگر نامش را بشنوید که انشاء الله وبلاگ نویس خواهد شد ، از خوشحالی غش می کنید ) را هم می خواهیم بیاریم توی گود وبلاگ نویسی . انشاء الله که سایتش را دیدید همه تان خوشحال می شوید . شروع کنید از همین الان حدس زدن و پیش بینی. اما از من چیزی نخواهید شنید. بقول قدیمی ها مزه اش می رود .

راستی تا یادم نرفته : زمان و مکان و ساعت تمام برنامه های حاج آقا مرادی را می توانید از روی سایتش بدست بیاورید.

 با هم پست کوتاه و موجز آخر حاج شیخ شهاب مرادی را که در مورد بی بی دو عالم ، ام ابیها خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها نوشته شده است را می خوانیم :  

تجسم تمام خوبی ها :

اگر میشد تمام زیبایی وحُـسن در یک شخص جمع شود که تمام خوبی ها ،زیبایی ها ونیکویی ها را در خود می داشت ، حتما آن شخص کسی جز فاطمه دختر پیامبر اکرم نبود.این ترجمه یک حدیث از رسول خدا در شأن فاطمه(سلام الله علیها) است که مرحوم حجه الاسلام رحمانی همدانی در کتاب معروف خود از فرائد السمطین نقل کرده است .خدا اورا رحمت کند . ::ولو کان الحُسنُ شخصاً لکانَ فاطمه بل  هی اعظم، ان فاطمه ابنتی خیر اهل الارض عنصرا وشرفا وکرما.::


 
فرياد بلند روح خدا بر سر مدافعان ليبرال جنايتکاران خونخوار
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بسم الله .

فبما نقضهم میثاقهم لعناهم وجعلنا قلوبهم قاسیة یحرفون الکلم عن مواضعه – سوره مائده آیه 13

اگر من بیایم و برای شما ادعا کنم که قرآن حکم کرده که به نماز حتی نزدیک هم نشوید و خصوصا این دستور را به مومنان داده است ، شما خنده تان نمی گیرد ؟ 

چرا ؟  

چون می دانید القاء چنین مفهومی از تعلیمات قرآن بدور است. چون شما قرآن را می شناسید و بدون آنکه مجتهد باشید می دانید چنین کلامی بر خلاف هدایت الهی و امر دائم او به نماز - حتی در حالت سختی - است.  

آیات قرآن به حکم خود قرآن کریم بر دو دسته اند. محکم و متشابه و خود قرآن می فرماید آنان که بیماردلند ، محکمات را رها می کنند و متشابهات را می چسبند. اما کاش در مثالی که زدم ، موضوع این بود. این جمله دقیقا در متن قرآن کریم وجود دارد. هر چند همین آیه ، خود از آیات متشابه است. اما برداشتی که من الان از این جمله نوشتم ، فقط موقعی ممکن است که شما به خواننده حتی کلمهء بعدی آیه را نگویید و در واقع ، آیه قرآن را به او بشکلی ناقص برسانید.  

آیه ای که در آن چنین جمله ای وجود دارد ، آیه 42 از سوره نساء است. بدین شرح : " یا ایها الذین آمنوا لا تقربوا الصلاة وانتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون ولا جنبا الا عابری سبیل حتی تغتسلوا وان کنتم مرضی او علی سفر او جاء احد منکم من الغآئط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتیمموا صعیدا طیبا فامسحوا بوجوهکم وایدیکم ان الله کان عفوا غفورا" . بدین شرح ، آیا نباید توجه شود که بعد از جمله ای که نوشته شده است به نماز نزدیک نشوید ، علت و وضعیت را هم شرح داده و آیا نباید توجه کرد که قرآن کریم حالت "مستی و سکر " را مانعی برای نماز می داند ؟  

از این اتفاقات و عملکردها و تحریم کلام قرآن کریم ، توسط عناصر مختلف و به اهداف مختلف بارها رخ می دهد. این ها کار کسانی است که یا نمی توانند و یا جرات ندارند مفاهیم قرآن را کامل عرضه کنند. زیرا یا خود در فهم دین ناتوان بوده اند یا اینکه متن تعالیم دینی با روح تحرکات و منافع آنها در تضاد آشکار بوده ، فلذا چاره جز تحریف برایشان نمی ماند. مانند منافقین خلق که روی تانکهایی که با آن از روی جنازه های مردم مظلوم ایران و عراق رژه رفته اند آیات قرآن کریم را اسپری کرده بودند که "فضل الله مجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما ! " در حالیکه صفات مجاهدینی که چنین برتری ای را دارند در آیه ماقبل توضیح داده شده است : " لا یستوی القاعدون من المومنین غیر اولی الضرر و المجاهدون فی سبیل الله باموالهم و انفسهم فضل الله المجاهدین باموالهم وانفسهم علی القاعدین درجة وکلا وعد الله الحسنی و فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما" (سوره مبارکه نساء – آیه 95 ) . جهاد در راه خدا ! - نه در راه شیطان و آمریکا و اسرائیل و انگلیس ! - و جهاد با تمام جان و مال ! نه قتل و کشتار برای مال و اموال ! این است اشارهء قرآن .  

تا فردا صبح می شود از این نوع مثالها زد.

البته این نوع این تحریف و دستکاری ، فقط منحصر به قرآن کریم نیست. بارها من و شما با تحریف یا تقطیع یا جابجایی یا مانند همین مثال قرآنی ، عدم امتداد جمله و یا قطع کردن جمله از ماقبل و مابعد ان مواجه شده ایم .  

حالا می خواهم بگویم ، نمونه این ماجرا را در اقدام عباس فخر آور در حق جملات حضرت امام(ره) در وبلاگ فخر آور می شود دید. جملات حضرت امام با حذف ابتدا و انتهای آن آورده شده و ماهیت آن به شکلی شده است که هیچ شباهتی دیگر با کلام امام راحل ندارد. این رفتار فخر آور منجر به کامنت من و پست قبلی برای او شد. ( بگذریم که کامنت اول من را سانسور کرد چون ریچارد پرل را افشا کرده بودم . ) البته من آرام ننشستم . هم در اینترنت بدنبال ریشه موضوع گشتم تا مطمئن شوم ، هم بسرعت نرم افزار صحیفه نور را تهیه کرده و متوجه حیلهء عباس فخر آور شدم .  

عباس فخر آوز - که در حقیقت برای دوستانش و خودش چیزی جز عباس زجر آور نیست – از میان یک سخنرانی طولانی حضرت امام (ره) که در اعتراض به آزادکردن جنایتکاران تروریست ها و بمبگذاران سازمان منافقین خلق صورت گرفته ، صرفا آن قسمت که حضرت امام بصراحت نظر خود را دال بر عدم ضرورت آزادسازی آنها و ضرورت قطعی اعدام قانونی آنها اعلام می کند گرفته و حتی از درج کلماتی ( ولو در پرانتز ) لابلای کلمات امام هم پرهیز نکرده .  

یادمان نرفته ، آنهنگام که سازمان منافقین با اعترافات تکاندهنده عناصر مرکزیت خود و فعالان اصلی شاخه نظامی اش در مورد جزئیات و نحوه شکنجه آن سه پاسدار جوان کمیته مرکزی تهران - در نحوه کندن پوست بدن آنها ، کشیدن اتو بر بدنهای آنها برای صاف کردن چین و چروک کمر آنها ! ، کندن ناخنهای آنها و سوراخ کردن بدن آنها و ریختن آب جوش بر بدن آنها - مواجه شد ، در بیانیه ای برای اعضای سازمان خود گفت : ما شکنجه می کنیم تا شکنجه نباشد!  

من الان کل قسمت اصلی سخنرانی حضرت امام (ره) را که در آن جنایات منافقین و گروهکها را یادآوری می کند را هم می آورم تا سیه رو شود هرکه در او غش باشد .  

بیانات امام خمینی در جمع شورای عالی قضایی – 29/4/1359

ما با بی تحربگی آن کارهای انقلابی که باید در اول انقلاب بشود با مسامحه گذراندیم و همان مسامحه هم موجب شد که این گرفتاری ها را تا حالا پیدا کردیم و از این به بعد هم داریم.

بسم الله الرحمن الرحیم . من هر روزی که از این انقلاب می گذرد توجه به این معنا بیشتر پیدا می کنم که ملت ما انقلابی عمل کردند و ما نکردیم .ما یا مقصریم یا قاصر و در هر دو جهت آن ، در پیشگاه ملت جواب باید بدهیم . مردم ریختند همانطور که می دانید این جرثومهء فساد را بیرون کردند و به پیروزی نسبی رسیدند . وقتی که امر دست ماها افتاد ، هیچ کدام انقلابی عمل نکردیم و اگر چنانچه ما تجربه داشتیم یعنی یک انقلابی کرده بودیم و از بین رفته بودیم و یک انقلاب دیگر کرده بودیم ، اینطور عمل نمی کردیم. ما با بی تجربگی این انقلاب را ایجاد کردیم یعنی ملت ما کرد و ما با بی تحربگی آن کارهای انقلابی که باید در اول انقلاب بشود با مسامحه گذراندیم و همان مسامحه هم موجب شد که این گرفتاری ها را تا حالا پیدا کردیم و از این به بعد هم داریم .  

مدتها است یا عزای عمومی اعلام می کنیم یا تشییع جنازه می رویم یا راهپیمایی می کنیم برای کشتارهایی که شده است ، یا مجلس عزا منعقد می کنیم . کار ما این شده است که در این مملکت ، پاسدارهای ما اینطور قتل عام می شوند واینطور کشته می شوند و این برای این است که ما انقلاب را آنطور که باید راه نبرده ایم

مگر اینکه انقلابی جبران کنیم . ما ملاحظه می فرمائید ، الان که مدتها است یا عزای عمومی اعلام می کنیم یا تشییع جنازه می رویم یا راهپیمایی می کنیم برای کشتارهایی که شده است ، یا مجلس عزا منعقد می کنیم . کار ما این شده است که در این مملکت ، پاسدارهای ما اینطور قتل عام می شوند واینطور کشته می شوند و این برای این است که ما انقلاب را آنطور که باید راه نبرده ایم .  

اگر راه برده بودیم ، اگر آن روزی که می خواستند در کردستان بروند برای مذاکره، من به آنها تذکر دادم که اگر بخواهید مذاکره ، باید با موضع قدرت بروید ، اول باید ارتش و پاسدارها و اینها احاطه کنند آنها را ، محاط قرار بدهند ، بعد شما بروید صحبت کنید . مسامحه شد، این اسباب این شد که آن گرفتاری طولانی برای ما پیش آمد و آنقدر ضایعه واقع شد و الان هم می بینید که ضایعه پیش سر ضایعه . همین چند روز چقدر جمعیت از پاسداران شهید شدند و این همه اش برای این بود که ما دو دسته بودیم . یک دسته مان از مدرسه آمده بودیم وارد شده بودیم و یک دسته مان از خارج آمده بودیم و وارد شده بودیم . نه ما آن تجربه انقلابی را داتیم و نه آنها آن روح انقلابی را و لهذا از اول هم که ما به حسب الزامی که من تصور می کردم ، دولت موقت را قرار دادیم ، خطا کردیم . از اول باید یک دولتی که قاطع باشد و جوان باشد ، قاطع باشد ، بتواند مملکترا اداره کند ، نه یک دولتی که نتواند ، منتها آنوقت ما نداشتیم فردی را که بتوانیم ، آشنا نبودیم بتوانیم انتخاب کنیم . انتخاب شد و خطا شد و حالا هم که دولت می خواهد در مجلس شورا ایجاد بشود ، حالا ما باید این مطلب را به مجلس شورا اعلام کنیم که باید یک دولت متدین تمام ، صد در صد اسلامی و قاطع ، یک نفر وزیر اگر مثل بعضی از این وزرا که الان هستند باشد ، اینها نپذیرند. تمام وزرا یکی یکی باید بررسی بشود. وزیر متدین صد در صد انقلابی ،مکتبی و قاطع . اگر چنانچه ما دولتمان باز مثل سابق باشد و آنطور وضع و آنطور دید را داشته باشد ، ما باید عزای این نهضت را بگیریم و پیروزی ما امکان ندارد و لهذا ما باید این اشتباهات سابق را جبران کنیم . ما اگر آن خطا را نکرده بودیم که هی آمدند به من گفتند ، هی گفتند هی گفتند این مصلحت اندیشان که "اینهایی که ، سازمانهایی که نکشته اند آدم و چه نکرده اند ، این عفو بشود " این عفو بر خطا واقع شد و اینها ریختند مشغول توطئه شدند . یک جمعیتی که در دست ما بودند رها کردیم ، یک دسته ای را که باید بگیریم دیگر نگرفتیم .  

هی گفتند این مصلحت اندیشان که "اینهایی که ، سازمانهایی که نکشته اند آدم و چه نکرده اند ، این عفو بشود " این عفو بر خطا واقع شد و اینها ریختند مشغول توطئه شدند . یک جمعیتی که در دست ما بودند رها کردیم ، یک دسته ای را که باید بگیریم دیگر نگرفتیم .

ما اگر مثل آن انقلابهایی که در دنیا واقع می شود از اول عمل کرده بودیم که به مجرد اینکه پیروزی حاصل شد تمام درها را ببندیم و تمام رفت و آمدها را منقطع کنیم و تمام این گروهها را خفه کنیم یا کنار بگذاریم و منحل کنیم ، تمام این گروههایی که بودند و با شدت عمل کنیم با آنها ، این گرفتاری ها برای ما پیدا نمی شد که ما هر روز عزا بگیریم ، هر روز شهید داشته باشیم و این از دست ما گذشت و در دربارگاه خدا ما استغفار می کنیم .  

از این به بعد نباید این تکرار بشود . باید دولت قاطع باشد. باید مجلس قاطع باشد. اگر در مجلس اشخاصی هستند که باز اینها همان طبل را می زنند و همان حرفها را می زنند ، به اینها نباید گوش بدهند. باید مجلس یک مجلسی باشد که با قاطعیت عمل کند و دولت هم اگر بخواهد یک قدم کنار بگذارد ، با قاطعیت بخواند آن را ردش کنند و از اول هم که می خواهند قرار بدهند یک دولتی را ، تصویب کنند یک دولتی را یک دولتی باید باشد تمام افرادش ، وزرایش تمامشان اشخاصی باشدن که بفهمند چه شده است. بفهمند که ما در چه حالی واقع هستیم . بفهمند که اسلام چه جور باید در ایران پیاده بشود. اینها بسیارشان اصلا توجهی به این مسائل ندارند. وزارتخانه ها الان هیچ کدام یک وزارتخانه صحیح نیست. هر روز تقریبا از خارج به ما اطلاع می دهند که سفارتخانه کجا و چه جور است. سفارتخانه کجا ، اموال ایران در سفارتخانه ها دارد از بین می رود ، میلیاردها اموال ایران در آنجا هست. میلیاردها خانه هایی که ساخته شده اند ، قیمت دارند ، دارند از بین می روند و کسی نیست که به اینها رسیدگی کند . ما نداریم کسی که رسیدگی کند . الفاظ زیاداست. هی می آیند "همه جا درست شد ، همه چیزشد " لیکن واقعیت ندارد . باید یک هیئتی از طرف مجلس تعیین شود از اشخاص قاطع . راه بیفتد دور ممالکی که سفارتخانه داریم ، سفارتخانه ها را اصلاح کنند ، این اشخاص سازمانی ، این اشخاص فاسد را کنار بگذارند که سفارتخانه یک سفارتخانه انسانی بشود.  

اسلام ، در عین حالی که تربیت است ، یک مکتب تربیت است ، لکن آن روزی که فهمیت قابل تربیت نیست، هفتصد نفرشان را در یک جا، یهود بنی قریضه را در حضور رسول الله می کشند گردن می زنند

سفارتخانه ها حالا در هر جا که دست رویش می گذارند فاسد است، هر جا که دست می گذارند ، جز خوردن و خوراک و جز تفریح و فحشاء چیزی در آن نیست. اینها باید اصلاح شود. این نمی شود که تقریباً دو سال است که می گوییم جمهوری اسلامی ، هیچ چیز اسلامی نباشد . هرجای آن دست بگذاریم می بینیم خراب است، اینجا هم وزارتخانه اش همینطور . این نمی تواند دوام پیدا بکند. ما نمی توانیم تحمل کنیم این مطلبی را که آقایان می خواهند با آن مغزهایی که در اروپا تربیت شده است درست بکنند. می خواهیم اسلام را چه بکنیم ؟ یکی از اینها آمده بود گریه می کرد که چرا بعضی از اینها را می کشند. نه این آخری ها را ، آنهایی که آقای خلخالی مثلا می کشتند ] احتمالا منظور حضرت امام ، اعدام سران حکومت پهلوی است [ اینها باز توجه ندارند که اسلام ، در عین حالی که تربیت است ، یک مکتب تربیت است ، لکن آن روزی که فهمیت قابل تربیت نیست ، هفتصد نفرشان را در یک جا ، یهود بنی قریضه را در حضور رسول الله می کشند گردن می زنند به امر رسول الله . اینها همین حرفهای غربی را می زنند که ما باید اصلاح کنیم . اول همه را اصلاح کنید بعد حد بزنید . این عجیب است که اول ما باید این مملکت را ، همه را ، هدایت کنیم که همه تربیت بشوند، بعد حد بزنیم ! اگر یک کسی حالا شرب خمر کرد ، حالا حدش نزنیم ، اول چیزش بکنیم تا مغزش اصلاح بشود . ایناه یک حرفهای غلطی است ، باید حدود جاری بشود ، باید وزارتخانه ها اصلاح بشود.  

تا کی ما عزا بگیریم ؟ تا کی ما مجلس عزا بگیریم ؟ تا کی این جوانهای بیچاره ما تلف بشوند و بازهم قدردانی از آنها نشود و توسری بخورند، هی کشته بدهند و هی تکذیب بشوند . تا کی ما باید اینها را تحمل بکنیم؟

مجلس امروز رسمیت پیدا کرد. با رسمیت مجلس ، دیگر باید تمام امور را مجلس اصلاح بکند. یعنی با تمام قدرت ، دولتی که تعیین می کند ، دولت صد در صد اسلامی باشد و کارهایی را که می کند دولت ، همین طور کارهایی که در استانها می شود ، همه تحت نظر باشد و مجلس بازخواست کند از اینها ، بخواهد اینها را و استیضاح کند اگر یک وقت خطا کردند ، کار را درست انجام بدهند. اگر ارتش ما کارش را درست انجام داده بود که ما حالا باز گرفتار بلوچستان نبودیم ، گرفتار کردستان نبودیم . اینها کارها را درست انجام نمی دهند . زحمت کشیده اند البته من نمی خواهم تقدیر نکنم از زحمت هایی که کشیده شده است . لیکن مسامحه دارد می شود. رها می کنند دنبالش را. باید استیضاح بشود که چرا این 14 نفر آدم در آنجا کشته شده اند ، با چه وضع اینجا کشته شده اند ، چرا باید اینطور بشود ؟ اینهایی که در این کوهستان می رفتند و برای خودشان چیز کرده اند ، چرا رهایشان کرده اند ؟ چرا نمی روند پاکسازی کنند ؟ همه این حرفها برای این است که ما نه روسای ارتشمان یک اشخاصی هستند انقلابی و نه وزارتخانه هایمان اینطورند و نه یک دولت انقلابی ما داریم و نه هیچ کداممان . انقلابی نیستیم ما و صدمه خواهیم خورد و صدمه خوردیم . تا کی ما عزا بگیریم ؟ تا کی ما مجلس عزا بگیریم ؟ تا کی این جوانهای بیچاره ما تلف بشوند و بازهم قدردانی از آنها نشود و توسری بخورند، هی کشته بدهند و هی تکذیب بشوند . تا کی ما باید اینها را تحمل بکنیم ؟  

باید این کارها اصلاح بشود. از جمله اصلاحات همین اصلاحات قضاوت است. قضاوت در اسلام نمی شود در دست اینها باشد. دست این جمعیتی که حالا هست. کدام یکی اینها قاضی اسلامی است ؟ کدام اینها ، شما تشخیص می دهید که اینها قضاوت به آن ترتیبی که اسلام گفته قضاوت ، قضاوت بکنند ؟ حالا ما می گذریم از اینکه خیر ، مجتهد جامع الشرائط ما به اندازه این قضات نداریم . به اندازهء احتیاج ، نداریم . اما اشخاصی باشند که توجه داشته باشند به قضاوت اسلامی ، بتوانند بفهمند این مقدار ولو از روی فرض کنید تقلید ، بتوانند بفهمند که قضاوت چه است ، وضع قضاوت اسلامی چیست . اگر ما بخواهیم مسامحه کنیم در قضاوتش ، در ، عرض می کنم ، پاکسازی آنجا مسامحه بکنیم ، تا آخر ما گرفتار هستیم . قضاوتمان گرفتار است. عرض می کنم که ، ارتشمان هست ، همینطور همه سازمان ما هست . ما باید از حالا به بعد این طور رفتار نکنیم که تا حالا کردیم ، تا حالا خطا کردیم . این خطا را باید جبران بکنیم و باید با کمال قدرت تمام این کارها عمل بشود و ما با هیچ کس قوم و خویشی نداریم . ما با اسلام ، مطیع اسلام هستیم و احکام اسلامی را می خواهیم جاری بکنیم . اگر در وزارتخانه ای ، اگر در جایی احکام اسلامی بخواهد جاری نشود ، ما در وزارتخانه را می بندیم . وزارتخانه ای که ضرر داشته باشد برای اسلام ، برای حکومت اسلامی ، به چه درد ما می خورد ؟ بودجه را تصویب می کند شورا ، آقای مثلا وزیر بودجه نمی دهد ، آنجا به هم می خورد . آن وضع به هم می خورد . وضع اینطوری است که اشخاصی هستند افکارشان افکار انقلابی نیست. افکاری است که می گویند نه، ما باید حالا با مسامحه ، با چه ، رفتار کنیم .  

در زمان آن کسی که اینهمه از آن تعریف می کنند ، چه سیلی به ما زد آن آدم ؛ من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان ، همانطور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوانهایی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند رفتیم و اطباء جرات نمی کردند بنویسند این زحمی شده است

این اشخاصی که انقلابی نیستند باید در راس وزارتخانه ها نباشند و آقای بنی صدر باید امثال اینها را معرفی به مجلس نکند و اگر کرد ، مجلس رد بکند و هیچ اعتنا نکند الا اینکهع وزیری باشد که کارآمد باشد ، اسلامی باشد ، مسامحه کار نباشد ، انقلابی باشد تا یک مملکتی ما دستمان باشد. اگر بنا باشد اینطوری باشد باید ما عزای اصل جمهوری را بگیریم . عزای اصل همه مسائل را بگیریم . آقایان سر یک ملی شدن چیز ، امروز دیدید که التماس می کنند که بگذارید قدری بگذرد یک قدری بگذرد ببینیم ملی چطور است. ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم . من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت ، در زمان آن کسی که اینهمه از آن تعریف می کنند ، چه سیلی به ما زد آن آدم ؛ من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان ، همانطور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوانهایی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند رفتیم و اطباء جرات نمی کردند بنویسند این زخمی شده است. بروند کنار اینها ، بروند گم بشوند اینها ، اینها منحل باید باشند . ما نمی توانیم تحمل کنیم به این که هرکس هرجوری دلش می خواهد ، "خیر من دلم می خواهد که حالا دموکرات باشد ، من دلم می خواهد که ملی باشد ، من دلم می خواهد که ملی و اسلامی باشد !" من از اینها ضربه دیده ایم . ما اسلام را می خواهیم . غیر اسلام را نمی خواهیم . مجلس باید اسلامی باشد ، مجلس باید افکارش افکار اسلامی باشد تا ما بتوانیم چه بکنیم . من نمی توانم تحمل بکنم که اینقدر ما جوانهایمان از بین بروند برای اینکه ما داریم مسامحه می کنیم . مسامحه ها ازکار باید بروند و باید حالا که مجلس تاسیس شد و مجلس رسمیت پیدا کرد ، همه امور باید بر نظارت مجلس به روال خودش بگذرد و با جدیت و با قاطعیت و بدون مسامحه ، هرکس خلاف کرد بخواهند او را و اگر خلافی واقعاً کرده بدهند او را دست دادگاهها و دادگاهها محاکمه اش کنند.  

از این جهت حالا عرض می کنم تمام کمیته ها در سرتاسر مملکت باید به قدرت خودش باقی باشد ، تمام سپاه پاسداران در سرتاسر مملکت باید به قدرت خودش باقی باشد . باید دادگاهها با همان قدرت باشند منتها بر شماها ست ، بر آقایان است که اگر چنانچه یک قاضی نمی تواند قضاوت بکند یا منحرف است عوضش بکنید اما اینها باید این نهادهای انقلابی تمامش باید بدون اینکه دستی به آنها زده شود تمام اینها باید سرجای خودش باشد و کارها به طور انقلابی بگذرد. ما نمی توانیم کارها را به آنطوری که فرض کنید که حالا دادگستری سابق می خواسته بگذراند ، بگذرانیم . این انقلاب است. انقلاب غیر آنطوری است و ما خطا کردیم ، انصافا خطا کردیم که اینطور عمل کردیم . از این به بعد باید این خطا نشود و عمل شود ، به طور قدرت عمل بشود، به طور قاطعیت عمل بشود . این حرفی است که من عرض می کنم ، آقایان هم البته موافقند با این حرف ، از اول هم موافق بودید و باید از این به بعد هم این عمل همین طور باشد. 


 
عباس فخر آور و راديو جوان و بوترابی و کسروی و ...
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

چند تکه پاره :  

1- دیدم امیر عباس فخر آور روی وبلاگش از امام جملاتی نقل کرده که حتی ترکیبش با کلمات امام (ره ) نمی خونه. دقت کردم، دیدم نه تاریخ داره ، نه موضوع ، نه ابتدا ، نه انتها ، نه مخاطبش معلومه ، نه مکان ایرادش معلومه . خبر حمله آمریکا به ایران را هم زیرش نوشته بود. براش ذیل مطلب حمله آمریکا اینو کامنت کردم :  

احمد کسروی ، نسخه مدل پایین پسر خالی بند. ایشون به خدا حرف نسبت میداد پسر خالی بند به روح خدا ! به هم میان ! عکس پسر خالی بند ! البته ایشان برای خودش نام پسر گستاخ را انتخاب کرده . قضاوت با خواننده  بسم الله . برخی نوشته اند دروغ 13 ! من می گویم دروغ همیشگی. حضرات که منعی برای دروغگویی در ایدئولوژی شان ندارند ! ریچارد پرل عشق حضرت آقا دفتر انتشار اخبار دروغ را اوایل حمله 2003 به عراق تاسیس کرد. آقای فخرآور هم که الحمد لله با ایشان توفیری ندارد. همچنین از نظر ایدئولوژیک ایشان هیچ توجیهی در رد دروغگویی ندارد. نگاه کنید به جملات دروغ منتسب به امام خمینی که اینگونه روی وب گذاشته ! حتی ادبیات این جملات هم به امام نمی خورد !!! حتی نمی توانند درست سند جعل کنند ! سند حرف من نمونه ها است. دروغ ، برای این جماعت، ابزار کار است. 

آقای فخر آور ، این شما و این آرشیو کل بیانات امام امت خمینی روح خدا. بفرما نشانم بده ببینم . ماجرای امثال ما با امثال شما ، ماجرای کسروی است و نواب شهید . آنجا که کسروی در مناظره دیگر کم آورد و دست به جعل آیه زد و به شهید نواب صفوی گفت : مگر نخوانده ای در قرآن که " ولا تکرموا امواتکم ! " شهید نواب صفوی بلافاصله یک قرآن کوچک که همیشه همراه داشت بیرون آورد و گفت : "نشانم بده ببینم کجای قرآن است ؟ " 

این آدرس را هم بعنوان آدرس مرجع کلمات حضرت امام برایش فرستادم :

http://www.ghadeer.org/imam_rah/SAH_ENGH/f_sah_n.html

البته خبر بامزه اینکه وبلاگ رفیق ریچارد پرل هم نظارت استصوابی روی کامنت هایش دارد ! البته بی سروصدا ! :) ایشون یه جوری که به رفقاش بر نخوره بی سروصدا به افشاگریهای زیادی علیه رفقاش مثل اقای علی افشاری و دیگران دست زده و البته اینطور که بنظر میاد ، از اینکه از توزیع دلار آمریکایی سهمی بهش نرسیده ، خیلی شاکیه . شما اینجوری فکر کنید. اما بد نیست رفیق ریچارد پرل توضیح بدهد که چطور درست زمانی که از ایران خارج شده بود ریجارد پرل هم بطور کاملا تصادفی !!! در آنجا بود و او را به آمریکا دعوت کرد و بگوید خب بالاخره این هیئت مدیره ایرانی ، پول موسسه خوش نام ضد ایران خود را از کجا در می آورند ؟ حتما کار و تلاش صادقانه دیگه ! شما بازهم اینجوری باور کنید !  

2- یک بزرگواری با اسم نازنین برای پست قبلی کامنت گذاشته که چرا برای آقای بوترابی کاری نمی کنید. من هم اینو براش نوشته ام   

بسم الله . خانم نازنين . سلام . چرا کاری نمی کنيم ؟ آخه شايد از کارهايی که می تونيم براش بکنيم نه خودش ونه شما خيلی خوشحال نشويد ! مثلا بياييم فهرست کل تخلفات پرشين بلاگ در حوزه محتوا را منتشر کنيم و برای ايشان مشکل بيشتر ايجاد کنيم يا مثلا از تخلفات ديگر سايتهای ايشان مطلب منتشر کنيم يا کمی در مرود علت فيلترينگ سايتهای دائم الفيلتر اين حضرت آقا چيزی بگوييم يا در مورد شنيده هايمان در خصوص داخل آريا گستر حرف بزنيم يا در مرود وضعيت تجارت آقای بوترابی و برادران !! در استراليا و کشورهای حاشيه خليج و کشورهای جنوب شرق آسيا ! يا شايد... می خواهيد بازهم برايش کاری بکنيم يا همين مقدار بسه ؟ بهرحال هروقت لازم شد ما کاری بکنيم ما را خبر کنيد. خيلی مشتاقيم حتما کاری ! بکنيم ! :) خانم عزيز نه ما و نه شما از پرونده اصلی ايشان خبری نداريم . می خواهيد چکار کنيم ؟ اگه بازهم منظورتان همين کارها است خبرمان کنيد. اما اگه خبرهايی بشما رسيده که احتمالا برای شما و دوستان بشدت مضر بوده و می خواهيد آرام آرام يه کاراييی !!! بکنيد که جلوی ضرر را از هرجا که بشود بگيريد ، خب مواظب خودتان باشيد که يه موقع ما هم دست بکار نشويم که يه کارايييی !! بکنيم از همين کاراييييييی !! که نوشتم . حالا خود دانيد !  

3- یکی از بچه های رادیو جوان ، آقای وحید یامین پور ، مدیر گروه اندیشه رادیو جوان ، در آخرین پست وبلاگش این رو نوشته:  

آبروریزی های مکرر ما!  :  http://cafeandisheh.blogfa.com/

روز سوم خرداد شماره یکی از سرداران با سابقه و مشهور دفاع مقدس را به سردبیر برنامه قرارشبانه دادم تا به مناسبت فتح خرمشهر با او مصاحبه کنند. چند دقیقه بعد سردبیر بی نوا با رنگ و روی پریده برگشت و گفت ما چکار کرده ایم که باید تا این اندازه چوب بخوریم! ماجرا از این قرار است که آن سردار مشهور پس از شنیدن اسم شبکه جوان حرفهای جالبی نثارمان کرده بود از قبیل: «شما عمله آقای... هستید- شما منافقید- مگه من ... که با شما مصاحبه کنم- الان مصاحبه با رادیو جوان مثل مصاحبه با رادیو امریکاست و ...».  

این بار اول نیست که برای ارتباط برقرار کردن با چهره های ارزشی و وفادار به انقلاب با این مشکلات مواجه می شویم. آبرو ریزی های مکرر ما در شبکه جوان بسیاری را نسبت به ما بدبین کرده است. جالب آنکه وقتی نسبت به این وضعیت معترض می شویم به جوانی و تندروی متهم می شویم. آیا بازی با ارزشها و تمسخر آنها و ببار آوردن فجایع سیاسی و فرهنگی نظیر آنچه در هفته گذشته در مصاحبه اعلمی با رادیو جوان رخ داد اینقدر کم اهمیت است که با مماشات و سهل انگاری از کنار آن بگذریم. دوستی مرانصیحت می کرد که صدا و سیما زیر نظر آقاست و تو لازم نیست تا به این اندازه اعتراض کنی این حرف همان عقیده ایست که تا بحال سرمایه های گرانقدر و غیر قابل بازگشتی را از دستمان برده و منافقان فرصت طلب چقدر از این حرف خوششان می آید. ظاهرا فراموش کرده اند که آقا بارها صیانت از آرمانها و دستاوردهای انقلاب را بر دوش همین مردم و بویژه جوانان و بطور خاصتر برعهده دانشجویان گذاشته اند.  

مسوولان محترم یکبار هم که شده بجای اینکه ما را به تندروی(که تنها مستمسکشان است) متهم کنند به میزان غیرت انقلابی در وجود خودشان شک کنند.  

ما همچنان سرافکنده ی آبروریزی های مکرر رفقایمان در شبکه ی جوان هستیم. امیدوارم برای ادامه کار رمقی مانده باشد و امیدوارترم آنانکه برایمان تجلی غیرت انقلابیند ما را هم خودی بدانند.  

{بر اساس آخرین نظرات ما وصله ناجور رادیو جوان تشخیص داده شدیم! ۵/۳/۸۶}  

آقا وحید در معرفی خودش در وبلاگش نوشته :   

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چند رادیو برای من فرصتی استثنائیه که شنیده بشم ولی دوست دارم علاوه بر اون خونده هم بشم.

من وحید یامین پور متولد 59 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرمشناسی ومدیر گروه اندیشه رادیو جوان هستم. کافه اندیشه اسم یه برنامه است که پنجشنبه ها و جمعه ها ساعت 30/11 تا 30/12 از شبکه جوان پخش میشه.


 
سردار رضا رادان با شما سخن می گوید
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

درست از يك روز پس از اعلام اجراي مرحله اول طرح ارتقاي امنيت اجتماعي شهروندان كه آن را تعالي امنيت اخلاقي نام نهاده ايم، بسياري از صاحبان قلم و بيان، و انديشمندان و محققان مختلف به داوري پيرامون آن پرداختند و نقد و واكاوي آن را وجهه همت خويش قرار دادند. برخي از آنان اجراي طرح را خوش‌آمد گفتند و خواهان استمرار و گسترش دامنه تحول آن در سراسر كشور شدند. اينان كه تعدادشان بسي بيش از مخالفان طرح بود، در نوشتارها و گفتارهاي خويش رهنمودها و راهكارهايي عرضه نمودند كه به زعم آن به كار بستن آنها موجب بسط، تعميق و استمرار آرامش و امنيت عمومي و اخلاقي جامعه مي شود.

به ويژه اين گروه به درستي تأكيد ورزيدند كه امنيت اخلاقي به صورت عام و پوشش به صورت خاص يك پديده چند بعدي و چند وجهي است و لاجرم براي ايجاد و استمرار آن نهادهاي فرهنگي، آموزشي و اطلاع رساني نيز بايد به ياري پليس بشتابند و ما نيز هنگامي كه تدوين استراتژي گسترش امنيت اجتماعي را وجهه همت خويش قرار داديم و به توفيق و تصريح اهداف، سياست‌ها و روش‌هاي خود در اين قلمرو همت گماشتيم از اين واقعيت آگاه بوديم.  

از همين روي از همان آغاز اجراي طرح ، به رايزني و گفت‌وگو با متوليان نهادهاي فرهنگي، آموزش و اطلاع رساني پرداختيم و از آنان درخواست نموديم تا ارتقاي امنيت اجتماعي را به منزله يك پروژه دائمي، و نه يك اقدام فصلي و موسمي، سرلوحه كار خويش قرار دهند. از آن گذشته، ما بخش‌هاي پژوهشي و اجتماعي پليس تهران بزرگ را مأمور نموديم تا به كنكاش نظام مند پيرامون ابعاد مختلف اين پديده بپردازند، و در راستاي اقدامات پيشگيرانه ناجا، ساز و كارها و روش‌هايي كه آموزشي و فرهنگي مداخله در اين پديده را شناسايي و معرفي نمايند.

اما گروهي از صاحبان قلم ، سخنرانان و سخن‌وران نيز به مخالفت با اجراي طرح امنيت اجتماعي و اخلاقي پرداختند.

گرچه تعداد اين گروه بسيار قليل‌تر از گروه اول (موافقان طرح) بود اما باورها آراء و نظرات مخالفان نيز در خور تأمل و البته تقدير است. به همين دليل ما نظرات و نقادي‌هاي اين گروه را كه اغلب نشان از دلسوزي و احساس مسئوليت آنان در برابر پديده‌هاي اجتماعي دارد مورد مداقه و امعان نظر قرار داده‌ايم.

تأمل در نظرات مخالفان آشكار مي سازد كه آنان به چند دليل به مخالفت با طرح ارتقاي امنيت اخلاقي پرداخته‌اند برخي از آنان اذعان داشته اند كه نيروي انتظامي بيشتر نيز چنين طرح هايي را به مرحله اجرا گذاشته است. آنان ادعا كرده‌اند كه ناجا با اجراي طرح هاي پيشين خود نتوانسته است مشكل پوشش نابهنجار را به كل از ميان ببرند به همين سبب اجراي دوباره چنان طرح‌هايي را خطا تلقي كرده‌اند.  

در پاسخ اين گروه لازم است چنانكه يادآور شدم كه طرح‌هاي پيشين ناجا نيز به موفقيت‌هايي دست يافته‌اند. چه، اگر غير از آن بود اينك ميزان شيوع ناامني اخلاقي بسيار بيش از وضع كنوني بود . دوم آنكه در داوري پيرامون اثر بخش بودن يا غيراثر بخش بودن يك طرح بايد شرايط و جغرافياي فرهنگي و اجتماعي اجراي آن را مطمع نظر قرار داد .

گروهي ديگر از مخالفان اذعان داشته‌اند كه با برخوردهاي تند و خشن نمي‌توان به مقابله با يك پديده فرهنگي اجتماعي پرداخت.

در جواب اين گروه لازم است از آنان بپرسيم كه چه كسي ادعا كرده است كه باتندخويي و خشونت مي توان نا امني اخلاقي را زدود؟ از آن گذشته نيروي انتظامي بارها با واژگان سليس فارسي و با صراحت و شفافيت كامل اذعان داشته است كه در مقابله با افراد بد پوشش هرگز متوسل به خشونت و تندخويي نخواهد شد و از رنجاندن شهروندان محترم نيز به شدت اجتناب خواهد ورزيد. تجربه يك ماه اخير نيز درستي چنين ادعايي را نمايان كرده است. چه در بررسي نظرات كساني كه در اين مدت به مراكز مشاوره نيروي انتظامي ارجاع داده شده‌اند، مشخص شد كه هيچ يك از آنان از شيوه رفتار و برخورد كاركنان عمل كننده ناخرسند و ناراضي نيستند. آشكار است كه اين نه بدان معناست كه آنان از دستگير شدن راضي و خرسندند بلكه بدان معنا است كه افراد پليس از هر نوع بدرفتاري و تندخويي با آنان اجتناب ورزيده‌اند.

سومين دليلي كه مخالفان اجراي طرح امنيت اخلاقي در مخالفت خود با اين طرح بيان نموده‌اند، در اولويت بودن ساير آسيب‌ها و كژ رفتاري‌ها و كژسازگاري‌هاي اجتماعي است.اينان معتقدند: "در شرايط كنوني كه جامعه ما با آسيب‌هايي نظير اعتياد، تعدي به اموال و نواميس مردم، وجود اراذل و اوباش، توزيع مواد مخدر و سرقت اموال مردم توسط سارقان، دست به گريبان است، چه ضرورتي به مبارزه با پوشش ناهنجار و كژتابي‌هاي اخلاقي است."

در پاسخ اين عده لازم است تأكيد كنم كه به شهادت آمار و ارقام و اطلاعاتي كه پيوسته منتشر مي شود و به اطلاع همگان مي رسد، نيروي انتظامي به ويژه پليس تهران بزرگ هرگز مقابله با اين آسيب‌ها را متوقف نساخته است. ثانيا بررسي‌ها و مطالعات نظام مند و مستمر ما نشان داد كه بسياري از شهروندان عادي و كارشناسان و نخبگان جامعه بر اين باورند كه پوشش نابهنجار زمينه وقوع برخي كژروي‌ها و آسيب‌هاي اجتماعي ديگر را فراهم مي سازد. از همين رو با از ميان برداشتن آن هم مي‌توان ميزان شيوع برخي جرايم و آسيب‌ها را تقليل داد و هم مي توان بستر مقابله شديدتر و گسترده تر با ساير آسيب‌ها را فراهم نمود.

گروهي ديگر از صاحبان قلم و نظر از آن رو با اجراي مرحله اول طرح ارتقاي امنيت اجتماعي به مخالفت برخاسته‌اند كه چنين اقدامي را فاقد مبناي تئوريك دانسته‌اند. آنان اذعان داشته‌اند كه "هيچ شاهد علمي دقيقي در دست نيست كه آشكار سازد با تغيير رفتار مي‌توان زمينه را براي تغيير نگرش و نظرات شهروندان فراهم ساخت."

بنده ،اين گروه از نويسندگان را به كار پژوهشي عميق و ژرف انگلهارت ارجاع مي دهم. اين نويسنده محقق در مطالعات و پژوهش‌هاي فراگير خود نشان داده است كه در دنياي امروز پيش از آنكه تغيير نگرش صورت گيرد تغيير رفتار محقق مي شود. او در تبيين يافته‌هاي پژوهشي خويش از دو نظريه "ناهماهنگي شناختي فستينگر" و "خبرپردازي" بهره گرفته است. بنابراين ما نيز بر اين باوريم كه اگر بتوانيم با بهره جستن از شيوه‌هاي مطلوب و عاطفي افراد بدپوشش را ترغيب به اصلاح پوشش خود نماييم، حتما در بلندمدت نظرات و نگرش‌هاي آنان پيرامون پوشش بهبود خواهد يافت.

سرانجام گروهي از مخالفان طرح به مخالفت با نظرسنجي‌هاي صورت گرفته پيرامون پديده امنيت اخلاقي به ويژه پوشش پرداخته‌اند. آنان اذعان داشتند كه اگر بدپوششي يك رفتار غيرقانوني است كه برابر اصل 638 قانون مجازات اسلامي است ديگر چه لزومي به سنجش نظرات شهروندان در خصوص ضرورت اجراي اين طرح است.

اين مخالفان خود به ارائه نظر در خصوص مقابله با بدحجابي پرداخته‌اند و اذعان داشته‌اند كه گرچه لازم است با بدپوششي مقابله شود، اما در حال حاضر انجام چنين اقدامي فاقد اولويت است بهتر است پس از مقابله با ساير آسيب‌هاي اجتماعي به اجراي آن پرداخت. لازم است به اطلاع اين گروه از نويسندگان محترم برسانيم كه ما در نظرسنجي خود چگونگي اجراي طرح و اولويت داشتن يا نداشتن آن در شرايط كنوني را به نظرسنجي گذاشته ايم و همانگونه كه ما پيشتر نيز اعلام كرديم 87درصد پاسخ دهندگان اذعان داشتند كه در حال حاضر اجراي چنين طرحي ضروري است، در حالي كه 13 درصد آنها همانند مخالفاني كه در سطور بالا از آنان ياد شده بر اين باور بودند كه در شرايط كنوني اجراي آن فاقد اولويت است.  

حاصل كلام!  

اجراي طرح امنيت اجتماعي از چنان اهميتي برخوردار است كه بسياري از صاحبان فكر و قلم را برانگيخته است تا در موافقت يا مخالفت با آن به موضع‌گيري بپردازند. از نظر ما چنين موضع گيري‌هايي اعم از اينكه در موافقت با اقدامات ما اتخاذ شده باشند و يا در مخالفت باطرح ها و اقدامات‌مان نشان از دلسوزي، تعهد و احساس مسئوليت اصحاب جرايد و صاحبان قلم دارد. از همين روي از آنان درخواست مي‌كنيم تا در ادامه راه همچنان به داوري پيرامون اقدامات ما بنشينند.

به ويژه به باور ما در مراحل بعدي اجراي طرح امنيت اجتماعي كه ساير آسيب‌هاي اجتماعي نيز همراه با بدپوششي آماج اقدامات پليس قرار مي گيرند، نظرات مشفقانه و نقادي‌هاي عالمانه اهل قلم و نظر بيش از گذشته ياريگرمان خواهد بود.


 
بازدید حضرت آقا از دستاوردهای جدید علمی و فناوری صنایع مختلف وزارت دفاع
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

امروز ، وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ، میهماندار امیر قافله صبح بود. خبرش را برایتان از سایتهای رسمی می گذارم تا بخوانید . مقام معظم رهبری در محل گروه آیت الله شهید محلاتی از دستاوردهای جدید سربازان انقلاب اسلامی در حوزه تحقیقات دفاعی بازدید کردند.

 

همزمان با سوم خرداد سالروز حماسه فتح خرمشهر رهبر انقلاب اسلامي روز پنجشنبه به مدت چهار ساعت از نمايشگاه «جلوه‌هاي خودباوري و اقتدار دفاعي» وزارت دفاع در محل مجتمع گروه صنايع شهيد محلاتي ديدن کردند.  

فرمانده کل قوا در بازديد از اين نمايشگاه، از نزديک در جريان آخرين دستاوردهاي صنايع دفاعي و طرح هاي تحقيقاتي وزارت دفاع در بخش‌هاي هوا فضا، موشکي، دريايي، هوايي، جنگ الکترونيک، اپتيک و ليزر، زرهي و ضدزره، انواع توپخانه و مهمات، پدافند غيرعامل و نقشه‌برداري و مهندسي قرار گرفتند. 

در ابتداي ورود آيت‌الله خامنه‌اي به نمايشگاه جلوه‌هاي خودباوري و اقتدار دفاعي که رييس ستادکل نيروهاي مسلح و فرماندهان کل ارتش و سپاه و فرماندهان نيروهاي سه گانه ارتش و سپاه و بسيج و مسوولان وزارت دفاع حضور داشتند، وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح از آخرين دستاوردها و طرح‌هاي عمده دفاعي و همچنين عملکرد اين وزارتخانه در بخش‌هاي پشتيبانيِ رفاهي کارکنان نيروهاي مسلح و پشتيباني دفاعي و عمراني و همچنين طرح‌هاي تحقيقاتي و موفقيت‌هاي وزارت دفاع در جشنوراه‌هاي علمي، گزارش داد.  

فرمانده کل قوا در ابتداي ورود به مجتمع گروه صنايع شهيد محلاتي با حضور در محل يادمان شهدا، ضمن قرائت فاتحه به مقام شامخ شهيدان دفاع مقدس اداي احترام کردند. رهبر انقلاب اسلامي همچنين در جمع فرماندهان ارشد نيروهاي مسلح و مسوولان وزارت دفاع، پيشرفت‌هاي کنوني در بخش‌هاي مختلف کشور از جمله صنايع دفاعي و پشتيباني را خوب ارزيابي کردند و افزودند: اگر چه اين پيشرفت‌ها خوب است اما در واقع جبران عقب ماندگي تاريخي کشور است و نبايد به اين پيشرفت‌ها قانع شد.  

آيت‌الله خامنه‌اي با تاکيد بر لزوم انجام کارهاي نو و جديد و غيرمسبوق به سابقه خاطرنشان کردند: بايد مرزهاي دانش شکسته شود و ايراني ثابت کرده که مي‌تواند اين کار را انجام دهد. ايشان تحقيقات را ريشه حرکت و پيشرفت علمي دانستند و تاکيد کردند: همه بخش‌هاي دانشگاهي، توليدي، صنعتي و دفاعي بايد ضمن آن‌که به تحقيقات توجه جدي مي‌نمايند از نيروهاي با استعداد جوان و داراي توانايي‌هاي علمي بالا در بخش‌هاي مختلف استفاده کنند و خود را در تحقيقات و استفاده از ظرفيت‌هاي علمي محدود نکنند.  

رهبر انقلاب اسلامي توجه به کيفيت را در توليدات بخش‌هاي مختلف به ويژه صنايع دفاعي مورد تاکيد قرار دادند. در پايان بازديد آيت‌الله خامنه‌اي از نمايشگاه توانمندي‌هاي دفاعي، تحقيقاتي و پشتيباني وزارت دفاع، نماز جماعت ظهر و عصر به امامت ايشان در محل نمازخانه گروه صنايع شهيد محلاتي اقامه شد.  

رهبر انقلاب اسلامي در سخنان کوتاهي در جمع کارکنان صنايع دفاع و پشتيباني وزارت دفاع با گراميداشت سالروز فتح خرمشهر، عامل اصلي پيشرفت‌هاي کنوني کشور در عرصه‌هاي مختلف به ويژه بخش دفاعي را همان جوهره فتح خرمشهر دانستند و افزودند: امروز حرکت، پويايي و عزم راسخ براي ادامه مسير پيشرفت در همه بخش‌هاي کشور مشاهده مي‌شود و آينده ملت ايران، آينده‌اي روشن است. 


 
 
 
تبلیغ ویـژه