الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

هنوز دشمن می خواهد خود را مخفی کند
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بسم الله .

به این عکس ، خوب نگاه کنید. حرفهای بسیار مهمی این عکس با ما دارد.

اولین نگاه و فکر ، ما را به این فکر می اندازد که دانشجویی، در حال اعتراض به تکرار الفاظی توهین آمیز علیه خود و هم صنف های خودش است. امضای دانشجویان دانشکده هنر زیر این برگه هم می خواهد بر آن تاکید کند. خوب روی این عکس فکر کنید. به مطلبی دیگر خواهم پرداخت  تا هم ذهن شما برای پی بردن به عمق پنهان این تصویر آماده شود و هم حرف من را بهتر متوجه شوید.  

خبر عجیبی را در کیهان خواندم . خبر این بود. روزنامه مردمسالاری به همراهی گروهکهای برانداز و محارب با جریان دوم خرداد و حضور این طیف ها در جریان دوم خرداد و هم طیف بودن آنها در دوران خاتمی اعتراف کرده است. متن خبر را بخوانید.  

روزنامه کیهان 29/9/86 نوشت :  

روزنامه مردمسالاري در شماره ديروز خود طي مطلبي كه در ستون ايستگاه، جمعي از مدعيان اصلاح طلبي كه با خاتمي همراهي مي نمودند را «برانداز» خواند و چنين نوشت: «در جريان اصلاحات دوم خرداد كساني به توهم اين كه خاتمي مي خواهد براندازي كند او را همراهي نمودند، اما ديدند كه چنين نبود و آن زمان هم نخواستند بپذيرند كه خاتمي چنين پنداري در سر ندارد. اما باز گفتند و گفتند تا بالاخره ثمره اش را در آخرين مراسم 16 آذر در دوران رياست جمهوري خاتمي ديدند!» 

مردمسالاري در ادامه تحليل خود بخشي ديگر از همراهان خاتمي را كه در «ابتدا برانداز نبودند اما بعداً برانداز شدند» چنين توصيف كرده است:«برخي ديگر از ترس اين كه شرايط سخت تري پيش نيايد اصلاحات را همراهي كردند. برخي از اين دوستان با حمله آمريكا به عراق و افغانستان ترسشان ريخت و به تضاد خويش پايان دادند و به كسوت براندازان درآمدند! البته اين دو جريان با يكديگر ارتباطاتي دارند اما اهميت اين ارتباطات در آن حدي نيست كه نتوان به تفكيك آنها اقدام نمود، چرا كه اتفاقاً نتايج حاصل از اين تفكيك دقيق تر خواهد بود. به نظر مي رسد جريان اصلاحات بار ديگر در جريان باز توليد و ثمردهي جديد اين دو جريان قرار گرفته است.» 

حالا چی فکر می کنید ؟  

این را بگذارید کنار اظهار علنی میزان دقیق حمایتهای مالی آمریکا از اپوزیسیون ایرانی ، (خصوصا آنکه توسط خود کاخ سفید هم اعلام شد) و بیائیم به این فکر کنیم که چند سال پیش ، حضرات هرچه به وجود عناصر برانداز در لایه های دوم خردادی اعتراض می شد ، آن را نتیجه توهم توطئه و دشمن تراسی و هیچ کس را دوست ندانستن جز خود اعلام می کردند ، و همچنین هروقت از حمایت علنی و رسمی و پرحجم مالی آمریکا از ایشان صحبت می شد و از جیره خواری آنها از جیب دشمن فریادی بر می آمد، باب تمسخر و انکار و اختفاء را می گشودند . یادمان بیاید هنگامی که حضرت آیت الله مصباح ، در نماز جمعه ، از توزیع حجم کلانی دلار بین اپوزیسیون ایرانی پرده برداشت ، ابراهیم نبوی باب تمسخر را گشوده و برذای تمسخر ، شکایت نامه ای خطاب به سازمان سیا در مطبوعه متبوعه خود چاپ کرده از دست شمس الواعظین برای نرساندن پولها شکایت کرد که بعله ، سهم ما رو نداده !  

حالا چی ؟  

...

. 

بر می گردیم به اون عکس.

خوب تر نگاه می کنیم .

حالا چی ؟ انکار چی ؟ انکار کی ؟ آیا اظهارات سخنگوی کاخ سفید را هم منکر می شوند ؟ آیا مطالب روزنامه مردمسالاری را هم منکر می شوند ؟ چه خبر است در درون این دوم خردادیها ؟ چرا تکلیفشان را برای همیشه با خودشان معلوم نمی کنند ؟ اینجوری می خواهند دوباره سکاندار شوند؟  

اما آن چیزی که من ، در عمق پنهان این عکس می بینم چیز دیگری است.

جریانی خودفروختهء روشنفکر نما ، جاسوس و مخل امنیت عمومی و گاها ناآگاه فریب خورده و عامل آشوبهای اجتماعی دست آویز بیگانه ، برای آنکه بتواند کماکان خود را زیر عنوان "دانشجو" مخفی کند ، ضمن آنکه این الفاظ را به دانشجو نسبت می دهد، خود را نیز دانشجو معرفی می کند. پنهان این عکس ، این است. نظر تو چیست ؟ 


 
حربه جدید سازمان سیا : عروسک دست سازی بنام چپ دانشجویی
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

چند وقت پیش در مناظره وبلاگی با مدیر یک وبلاگ مدعی چپ بودن ، بصراحت ، از این موضوع پرداه برداشته شد که آنچه که امروز به نام "چپ" در ادبیات سیاسی جریان دانشجویی مخالف خوان ، ظهور کرده ، تنها یک پوسته بسیار تنگ و ناساز ، برای هیکل خپل و گنده و تابلوی راست گرایی افراطی آمریکایی است.   

روشن شد که تمامی کدها ، ادبیات ، شاخص ها ، محورها و دیدگاههای جریان مدعی امروزین چپ گرایی ، دقیقا معادل با تمامی کدهای مورد نظر نظام سلطه است و رنگ قرمز و سیاه مورد استفاده در فضاسازی های رسانه ای جریان چپ دست ساز آمریکایی تنها مولفه شبیه ساز آن با چپ ژنریک کمونیست است.  

امروز می خواهم با صراحت از این "مهره های دست یکهزارم" غرب بپرسم ، مگر نمی بینند که علت بکارگیری آنها ، این است که جریان راستگرای افراطی مدعی "اصلاح طلبی" ، دیگر آنها را با محورهای قبلی کارآمد نمی بیند و فاتحه آنها را در قالب گذشته بارها خوانده و با توجه به رخوت کامل و بی تحرکی جریان راست افراطی در دانشگاهها ، سعی می کند تا این پتانسیل را در پوشش چپ ، اما با همان جهت وفلش و محتوای راست گرایانه ، فعال کند.  

در اینجا ، روشن کنم که مفهوم چپ و راست مورد استفاده در این متن ، چپ و راست جهانی است ، نه چپ و راست مصطلح ایرانی. زیرا که مفاهیم اینگونه اصولا در ایران معنا نمی دهد.  

جالب آنجا است ، هنگامی که جریان چپ ، با ماهیت ژنریک خود با هدایت از حزب توده و عناصر اینگونه به فعالیت می پرداخت ، بازهم در مبارزه با انقلاب اسلامی ، بهن فصل مشترکی کاملا آشکار با جریان راست امپریالیستی می رسید ، وای بحال حالا که جریان راست ، رسما امروزه بخاطر متولی بین المللی نداشتن جریان چپ جهانی ، از خلاء بوجود آمده پس از فروپاشی اردوگاه چپ بین المللی استفاده کرده و سرباز پیاده های خود را با لباس جریان چپ به میدان می فرستند ! و در این وضعیت است که با این راستگرایی عمیق عملی ، در پوشش شعارها و پرچم ها و بیدقهای سرخ ، مواجه می شویم !  

جالب آنکه ، این چپ دست ساز آمریکایی و آن راست ژنریک آمریکایی ، هردو ، با نزدیک شدن به مواعدی همچون شانزده آذر ، با فرورفتن در یک فراموشی و انکار زشت و بی معنا ، دو چیز را ( یعنی 1- ذات ، ساخت ، ماهیت ، پارادایم ، جهت و سوگیری کاملی آمریکایی و امپریالیستی خودشان 2- دات ، ماهیت و محتوای کاملا ضد آمریکایی حادثه 16 آذر ! )  فراموش کرده و بسمت مصادره چنین حرکت ضد امپریالیستی تاریخی در راستای برنامه ها و اهداف کاملا آمریکایی خود می روند . آخر چگونه ؟ آیا این منطقا ممکن است؟  

بد نیست به این نکات توجه کنیم که برخی از مهمترین عناصر این جریان دانشجویی ، امروز در مرکز حاکمیت نظام سلطه ، میهمان سازمان جاسوسی آمریکا هستند و بنا بر افشاگریهای منتشره از سوی تعدادی از عناصر همین طیف ، حتی به لطفا کمکهای کنگره آمریکا خانه دار شده اند و به مشاوره مستقیم به کاخ سفید و همکاری در پروژه های براندازانه علیه انقلاب اسلامی مشغولند . همچنین ، موضعگیری های این جریانات مدعی حرکت و فعالیت ضد امپریالیستی ، در حمایت از گروهک جنایتکار از بن فاسد منافقین خلق که تبدیل به آلت دست نظامیان اشغالگر آمریکایی در عراق شده و در زمان صدام نیز نقش یک بازوی امنیتی برای عملیات خارج از کشور را بازی کرده و بنا بر اخبار متعدد منتشره از منابع آزاد عراقی ، در کشتار مردم عراق نیز در کنار استخبارات عراق فعال بوده اند. خنده دار تر از آن ، وضع رقت بار سایت های اینترنتی حامی این جریان است که برای نمونه ، یکی از آنها در مسیر تبلیغ و پیگیری مسیر سیاستهای سازمان مرکزی جاسوسی ایالات متحده ، به سیم آخر زده و رسما سازمان سیا را در صفحه اول خود به زبان انگلیسی تبلیغ می کند !  

حالا ، با توجه به این نکات باید دعا کرد که زنگ خطری هرچند دیرهنگام برای سرباز پیاده های این جریان کندزهن بصدا در آمده و تناقض عیان شعارها و ذات جریانی که در آ نغوطه ورند را به چشم خود دیده و برای نجات خود از این گردبا سقوط فکری کنند.


 
شیرزاد و فراموشکاری های مصلحتی !
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

برخلاف ادعاي آقاي شيرزاد، تقدير دولت اسرائيل از سخنان ايشان روي سايت رسمي وزارت خارجه رژيم صهيونيستي قرار دارد. بنابراين آن گونه كه آقاي شيرزاد قلمداد مي كند، گردانندگان سايت و هويت آن نامعلوم نيست.

احمد شيرزاد عضو شوراي مركزي حزب مشاركت و نماينده مجلس ششم در واكنش به خبر ويژه كيهان 86.9.10 با عنوان «قدرداني وزارت خارجه اسرائيل از عضو مركزي حزب مشاركت» جوابيه اي به کیهان فرستاده و كوشيده است موضوع را به گونه اي رفع و رجوع كند. متن جوابيه آقاي شيرزاد و سپس پاسخ كيهان را مي خوانيد: 

روزنامه كيهان ! خواهشمند است وفق ماده 23 قانون مطبوعات در پاسخ به مطالبي كه در صفحه دوم روزنامه مورخ 86.9.10 در دو بخش به همراه تيتر صفحه اول مطرح كرده ايد، جوابيه زير را با همان حروف و در همان محل درج فرماييد. 

1- به نقل از يك سايت فارسي زبان كه عنوان وزارت خارجه اسرائيل بر آن نقش بسته و هويت آن روشن نيست، جملاتي نقل شده است كه نسبتي با گفته هاي بنده ندارد. گردانندگان نامعلوم اين سايت قبل از نقل خبر سخنراني بنده در يزد (به نقل از سايت هاي ديگر) برداشت ها و نظرات خودشان را نوشته اند كه ربطي به نظرات من ندارد. تيتر مغرضانه و تعجب برانگيز كيهان در صفحه اول كه مطالب آن سايت را «قدرداني وزارت خارجه اسرائيل» از بنده ذكر كرده القاگر موضع گيري رسمي وزارت خارجه اسرائيل و خلاف واقع است.  

2- من ضمن داشتن انتقادهايي به برنامه هسته اي ايران يك صلح طلب ضد سلاح هاي هسته اي هستم. براين مبنا نسبت به رژيم تجاوزگر اسرائيل كه با توليد سلاح هاي هسته اي و عدم پيوستن به پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي امنيت منطقه را به خطر انداخته است موضع دارم و آنها را شايسته اظهارنظر در مورد برنامه هسته اي ايران نمي دانم.  

3- روزنامه كيهان مدعي است كه من لاطائلات صهيونيست ها را تأييد كرده ام. در حالي كه خود اين روزنامه با استناد به «لاطائلات صهيونيست ها» عليه من تيتر و مطلب زده است. اگر گفته هاي آنان لاطائلات است چرا به آن استناد مي كنيد؟ شما با اين كار خود عملاً ذهن ها را به سايت مجهول الهويه و بي خاصيتي كه هيچ ايراني رغبت سرزدن به آن را ندارد متوجه كرده ايد؟  

4- اين جمله كه «ايران 19 سال به دنيا دروغ گفته است» هرگز ادعاي من نبوده است. من در سخنراني سال 82 در مجلس چنين مضموني را به نقل از روزنامه هاي آن زمان اروپا نقل كردم و آن را مورد بررسي و تحليل قرار دادم.  

شما را هشدار مي دهم كه روز جزايي هست كه بايد در مقابل خداوند بزرگ پاسخگو باشيد.

كروبي با عصبانيت خطاب به شیرزاد  گفت: «آقاي شيرزاد شما همين جا بايستيد من يك سؤال از جنابعالي دارم. اگر راديو اسرائيل بگويد همين چيزها را تندتر از شما مي گويد؟ شما جواب بدهيد؛ 19 سال ما به مردم دروغ گفتيم و به دنيا هم دروغ گفتيم؟! شما كل نظام را زير سؤال برديد اين را همين جا جواب بدهيد كه مردم بفهمند.»

والسلام- احمد شيرزاد

 

86.9.11 

و اما ، درباره جوابيه آقاي شيرزاد بايد گفت:  

1- برخلاف ادعاي آقاي شيرزاد، تقدير دولت اسرائيل از سخنان ايشان روي سايت رسمي وزارت خارجه رژيم صهيونيستي قرار دارد. بنابراين آن گونه كه آقاي شيرزاد قلمداد مي كند، گردانندگان سايت و هويت آن نامعلوم نيست.  

2- عضو شوراي مركزي حزب مشاركت ادعا كرده كه سايت وزارت خارجه اسرائيل برداشت هاي خود از سخنان ايشان را نوشته است و حال آن كه بخشي از مطلب مورد اشاره، دقيقاً همان سخناني است كه آقاي شيرزاد در يزد ايراد كرده و متن آن روي سايت هاي وابسته به حزب مشاركت هم آمده است و بخش ديگر تجليل و تقدير وزارت خارجه اسرائيل از آقاي شيرزاد است.

آقای شیرازد فراموش کرده است که ... آقاي مجيد انصاري به شدت نسبت به اظهارات موهن ایشان  اعتراض كرده و از آقاي كروبي به خاطر موضع برحق و منطقي كه علیه وی گرفته بود قدرداني كرد و آقاي ابوالفضل شكوري وی را وطن فروش ناميد و با اعتراض به سخنان شیرزاد  فرياد زد «آي وطن فروش ها نبايد مزدور آمريكا و اسرائيل شويد»

3- فرموده اند كه «من يك صلح طلب ضد سلاح هاي هسته اي هستم» و «نسبت به رژيم تجاوزگر اسرائيل موضع دارم» كه بايد گفت جنابعالي هر كه هستيد اطلاعات و ديدگاهي كه اخيراً در يزد مطرح كرده قبلاً در مجلس ششم طي نطق پيش از دستور اعلام كرده بوديد دقيقاً همان مواضع اسرائيل است و به همين علت وزارت خارجه اسرائيل بر خود لازم ديده است كه از جنابعالي قدرداني و تشكر كند! 

4- نوشته ايد «روزنامه كيهان مدعي است كه من لاطائلات صهيونيست ها را تأييد كرده ام در حالي كه خود اين روزنامه با استناد به لاطائلات صهيونيست ها عليه من تيتر و مطلب زده است» اين بخش از جوابيه آقاي شيرزاد كاملاً صحت دارد زيرا هم اسرائيل و هم ايشان درباره فعاليت هسته اي ايران لاطائلات گفته اند.  

5- ادعا كرده اند كه اظهارات ايشان در مجلس ششم كه گفته بودند «ايران 19 سال درباره فعاليت هسته اي خود به دنيا دروغ گفته است» به نقل از يك روزنامه اروپايي بوده است كه فراموشكاري -البته عمدي- ايشان تعجب آور است. ايشان در آن نطق پيش از دستور با نقل مطلب فوق از روزنامه هاي اروپايي گفته بود مدارك و مستندات آنها نشان مي دهد كه درست مي گويند و گفتني است كه بعد از اظهارات وي در مجلس ششم آقاي كروبي به عنوان رئيس مجلس با عصبانيت خطاب به او گفت: «آقاي شيرزاد شما همين جا بايستيد من يك سؤال از جنابعالي دارم. اگر راديو اسرائيل بگويد همين چيزها را تندتر از شما مي گويد؟ شما جواب بدهيد؛ 19 سال ما به مردم دروغ گفتيم و به دنيا هم دروغ گفتيم؟! شما كل نظام را زير سؤال برديد اين را همين جا جواب بدهيد كه مردم بفهمند.» و سپس عده فراوان ديگري از نمايندگان اكثريت و اقليت مجلس ششم ايشان را به خاطر همنوايي با اسرائيل مورد سرزنش قرار دادند، از جمله آقاي مجيد انصاري به شدت نسبت به اظهارات موهن ایشان  اعتراض كرده و از آقاي كروبي به خاطر موضع برحق و منطقي كه علیه وی گرفته بود قدرداني كرد و آقاي ابوالفضل شكوري وی را وطن فروش ناميد و با اعتراض به سخنان شیرزاد  فرياد زد «اي وطن فروش ها نبايد مزدور آمريكا و اسرائيل شويد» و...  

6- آقاي شيرزاد در پايان جوابيه خود كيهان را نصيحت كرده كه «روز جزايي هست كه بايد در مقابل خداوند بزرگ پاسخگو باشيد» و توضيح نداده آيا كساني كه با اسرائيل جنايتكار و قاتل زن و كودك مظلوم فلسطيني همزباني مي كنند نبايد در مقابل خداوند بزرگ پاسخگو باشند؟ اگر همزباني با رژيم صهيونيستي را جرم مي دانيد- كه جرم بزرگي است- بفرماييد در برابر خداوند بزرگ چه پاسخي داريد؟!  

7- و بالاخره كاش آقاي شيرزاد به جاي اينهمه آسمان و ريسمان كردن، در چند كلمه از هموطنان خود پوزش مي خواست و قول مي داد كه ديگر هيچگاه سخني بر زبان نياورد كه اسرائيل آن را قابل تقدير بداند.


 
کدام توهین ، خطاب به چه کسی ؟
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

کامنتی از یک آدم خیلی خاص زیر پست "این آقا باید پیاده شود" درج شده بود. عجیب داشتم دنبال این آقا می گشتم که بلافاصله آمد و برایم کامنت گذاشت . در جشنواره مطبوعات ، هنگامی که در غرفه چلچراغ داشتم با نیما اکبرپور صحبت می کردم این آقا که من را می شناخت آمد و شروع کرد با صدای هوار گونه ، مثلا دست به افشاگری زدن در مورد من زد و با داد و هوار ، مدعی شد که بنده ، مثل آقای شریعتمداری ادمی هستم که در مطالبم به افرادی که خوشم از ایشان نیاید توهین می کنم !

وقتی که از ایشان درخواست کردم که مثلا کدام توهین ، ایشان مدهی شد که به آن آقای استاد دانشگاه شیراز منتسب به آقای طالقانی توهین کرده ام !  

ببینم ، مهرزاد بروجردی از اینکه سردبیر کنکاش معرفی شده ناراحت شده ؟ از اینکه کنکاش ضد انقلابی معرفی شده ناراحت شده ؟ از اینکه گفته شده از بنیاد بیوه پهلوی معدوم جایزه گرفته ؟ یا اینکه از اینکه گفته شده مقالاتش در روزنامه های دوم خردادی بسرعت چاپ می شود؟

هرچی به ایشون گفتم کدام توهین ، شروع کرد فضایل آن اقا را کماکان با صدای بلـــــــند بر شمردن ! هرچی میگم آقای فلانی، نگفتی توهین ما چی بود ؟ ایشون چیزی بما نگفت. گفتم حضرت آقا ، بیا بریم دم غرفه معاونت مطبوعاتب که اینترنت هست ، همین الان وبلاگم رو ببینیم شما محل توهین رو بمن نشون بدی ! ایشون در جواب همون بازی همیشگی ترس از اومدن مدل دوم خردادی رو در آورد. واقعا من این دوستان دوم خردادی رو بااین همه دل و جیگرررررر تحسین می کنم ! آخرش هم که رفت.  

حالا نمی دونم موقع نوشتن اون پست چی شد که به این بنده خدا فکر می کردم . پیش خودم گفتم که کاش جوری بود که می شد گیرش بیارم بپرسم حالا نگفتی اون توهین ما چی بود ...  

حالا امروز اومده و برای این پست اخیر ( همین قبلی ) ، کامنت گذاشته و چشمتون روز بد نبینه ، همون بازی توهین رو تکرار کرده.  

آقلای فلانی ! خدا رو می بينی ؟ دقيقا داشتم هنگام نوشتن اين پست به اين فکر می کردم که کاش گيرت می آوردم ازت می پرسيدم قرار بود بمن بگی به اون استاد دانشگاه مرتبط با مرحوم طالقانی چه توهينی کرده ام ؟  

تنها چيزی که در سرتاسر پست من موجود است منتسب دانستن نامبرده به ائتلاف غیر قانونی ملی مذهبی است. این که یک واقعیت است. حالا اگر اين توهين است ،‌ خب برويد و مشکل را حل کنيد. اگر دروغ است هم خب تکذيب کنيد.  

شده ماجرای توهين های ادعايی امروزت . ببینم . عضویت ولی نصر در کاخ سياه و مشاوره دادن به رئيس حکومت شر ، و عضویت وی در شورای روابط خارجی آمریکا و تدریسش در دانشکده نیروی دریایی دولت شر برایش یک ‌توهين است‌؟ بفرمائيد برويد مشکل را حل کنيد. وگر اینکه بگویید دروغ است ! خب لطفا تکذیب کنید. :) 

یا اینکه پدرش حسین نثر است برای او توهین آمیز است ؟ خب بروید و یکجوری مشکل را حل کنید.  نکند اينکه پدرش حسين نصر است دروغ است ؟ خب تکذيب کنيد !:)) ‌ آيا اینکه پدرش مشاور بيوه پهلوی است توهین است ؟ خب اینکه واقعیت است ! بروید و مشکل را از بیخ حل کنید. اگر دروغ است خب تکذيب کنيد !  

شاید منظور شما این است که ذکر اینکه امام خمینی (ره) اینها را بخاطر تظاهرشان به اسلام ، از منافق ها هم برای اسلام خطرناکتر می داند برایشان ناراحت کننده است ؟ ها ؟ خب چه کنیم . این امام است و این هم نهضت آزادی ! نکند دروغ است ؟ خب چرا تکذیب نمی کنند؟

یا شاید طرح این که وی در روزنامه های مورد علاقه ات دائم مقاله می نویسد برای آنها توهین آمیز است ؟ خب چه کنیم . می بروید و مشکل را حل کنید. دروغ است ؟ تکذیب کنید ! نفهمیدم شاید اینکه گفته ایم این روزنامه ها خود را مدعی دفاع از خاتمی وهاشمی و کروبی می دانند برایشان توهین آمیز است ؟ شاید هم انتساب این روزنامه های معلوم الحال به این سه نفربرای آنها کسر شان داشته . ما که نفهمیدیم . شما بگو . اگر توهین است ، خب بروید و مشکل را حل کنید که دیگر تکرار نشود. چی؟ دروغ است ؟ خب چرا تکذیب نمی کنید ؟  

ببینم ، نکند ابراهیم یزدی از اینکه به او بگویید دبیرکل گروهک غیرقانونی نهضت باصطلاح آزادی ناراحت می شود ؟ خب چه کنیم. خودش می گوید هست. نکند این هم دروغ است ! خب چرا تکذیب نمی شود ؟ آها. شاید منظور شما این است که ذکر اینکه امام خمینی (ره) اینها را بخاطر تظاهرشان به اسلام ، از منافق ها هم برای اسلام خطرناکتر می داند برایشان ناراحت کننده است ؟ ها ؟ خب چه کنیم . این امام است و این هم نهضت آزادی ! نکند دروغ است ؟ خب چرا تکذیب نمی کنند ؟ ها ، شاید اینکه موضع ضد هاشمی و ضد کروبی ابراهیم یزدی یادآوری شده ناراحت کننده بوده ؟ اما برای چه کسی ؟ برای ابراهیم یزدی ؟ یا کروبی و هاشمی ؟ خب برای هرکس که بوده ، خب برود و مشکل را حل کند. آیا این هم دروغ است ؟ خب تکذیبش کنید.  

ببینم اقای ع.ع از اینکه متن مصاحبه اش با مجله آلمانی مجددا منتشر شده ناراحت شده  ؟ خب چه کنیم . مشکل را حل کند. فعلا که مصاحبه اش همه جا موجود است. آنوقت که در مصاحبه از اینکه "در ایران هنوز خدا نمرده است" ابراز نراحتی کرده و آن را مشکل جامعه ایران معرفی کرده بود باید خجالت می کشید وناراحت می شد. حالا چه فایده . نکند از اینکه گفته شده ایشان مدعی حمایت از کروبی و هاشمی و خاتمی است بدش آمده ؟ شاید این سه نفر از انتساب او به خودشان رنجیده اند . درست است ؟ آها، می گویید دروغ است. خب تکذیب کنید. چرا بررر و برررر من راتماشا می کنی ؟  

ببینم ، مهرزاد بروجردی از اینکه سردبیر کنکاش معرفی شده ناراحت شده ؟ از اینکه کنکاش ضد انقلابی معرفی شده ناراحت شده ؟ از اینکه گفته شده از بنیاد بیوه پهلوی معدوم جایزه گرفته ؟ یا اینکه از اینکه گفته شده مقالاتش در روزنامه های دوم خردادی بسرعت چاپ می شود ؟ یا اینکه روزنامه های دوم خردادی از اینکه گفته شده مقالات این حضرت آقا آنجا چاپ می شود ناراحت شده اند؟ یا اینکه به اسن سه نفر و حمایت از آنها منتسب شده  ؟ آیا از اینکه خبر ارتباطش با محافل صهیونیستی درج شده بدش آمده ؟ شاید هم این سه نفر از انتساب به او ؟ کدام ؟  خب چه کنیم. اینها که هست.مشکل را حل کنید. نکند می گویید دروغ است! خب تکذیب کنید !  

آیا از اینکه درج شد یکی از وبلاگ نویسان هم طیف تو ، مخالفان حمله آمریکا را بیمار روانی نامیده بدت آمده ؟ شاید از اینکه گفته شده چنین فردی مسئول تهیه صفحه سیاسی یکی از روزنامه های دوم خردادی است حالت بد شده ؟  

تو از این ناراحت شده ای که گفته ایم فلانی ، بر ضرورت براندازی جمهوری اسلامی تکیه کرده  وهر حرکتی برای براندازی ایران بدون کمک آمریکا را آب در هاون کوبیدن می داند ؟ از اینکه گفته ایم مقالات سیاسی یکی از روزنامه های دوم خردادی مدعی اصلاحات را تهیه می کند ؟ از چه چیزش ؟ خب چرا مشکل را حل نمی کنید. آها می گویید دروغ است؟  کدامش دروغ است ؟ هرکدام دروغاست چرا تکذیب نمی کنید ؟ شاید هم حمایت این روزنامه را از این سه نفر تکذیب می کنی؟ یا از انتساب این روزنامه به ایشنا می رنجی . معلوم کن مشکلت با چیست. چرا تکذیب نمی کنی ؟  

تو از این ناراحت شده ای که گفته ایم فلانی ، بر ضرورت براندازی جمهوری اسلامی تکیه کرده  وهر حرکتی برای براندازی ایران بدون کمک آمریکا را آب در هاون کوبیدن می داند ؟ از اینکه گفته ایم مقالات سیاسی یکی از روزنامه های دوم خردادی مدعی اصلاحات را تهیه می کند ؟ از چه چیزش ؟

ها ! نکند سحابی از اینکه او را به گروهکهای ملی و مذهبی مربوط دانسته و او را از سرکردگان آنها دانسته ایم رنجیده !  یا اینکه گفته ایم در دروان دفاع مقدس این گروهکها رزمندگان را حیوانات وحشی نامیدند ؟ یا از ذکر اینکه ایشان عصمت معصومین (علیهم صلوات الله ، اجمعین ) را انکار کرده دردش گرفته ؟ آیا ایشان از اینکه یادآوری کرده ایم ایشان مجامع و هیئت های مذهبی را ریشه خشونت در جامعه می داند بدش آمده ؟ یااینکه مظاهر دین ، مانند حجاب و حیای زن را نماد تحجر و عقب ماندگی معرفی میکند ؟ کدام ؟ چه ؟ مشکلت چیست ؟ پس چرا تکذیب نمی کنید ؟ دقیقا چه چیزی اشتباه است ؟ توهین کجاست ؟  

نخیر حضرت آقا !  

اینها که نوشتیم جزئیات رفتار سیاسی این حضرات است. آیا اگر بمن بگویند کیهان خوان است ، من باید قیافه در هم بکشم و خلق تنگ کنم ؟ خب اگر خیلی ناراحت می شوم ، خب دیگر این کار را نکنم ! نمی شود که ماجرا شود ماجرای آن فردی که از کنار کلیسایی عبور و کرد و بدمستی رادر کلیسا دید. به آنجا رفته و تفی بر زمین انداخت و گفت تف بر این روزگار که کلیسا نیز از شر شماها دیگر در امان نیست و حرمت ندارد ! مست برخواست و دست و او را گرفت و گفت صبرکن تا به پلیس تحویلت بدهم . در کلیسا تف انداختی؟ چرا حرمت کلیسا را نگه نمی داری ؟  

آقایان از اینکه اعمال خودشان ، گفتار خودشان و محافل مرتبطشان اینجا فهرست شده ناراحت شده اند ؟ خب بیرون بیایند. نکنند. نگویند. والا اگر کردندو گفتند ، دیگر چرا از بازتاب آن می رنجند ؟ نکند می گویند دروغ است ؟ خب چرا تکذیب نمی کنند.  

برو برادر. حنای شما دیگر جایی نیست که رنگ داشته باشد.

برای تکمیل کلام ، بخش پایانی مطلب قبل را دوباره می آورم... 

اکنون روی سخن با آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و کروبی است و بیان این نکته ؛ که باور بفرمائید طیف مورد اشاره نه فقط کمترین ارادتی به شما ندارند، بلکه بسیاری از آنان- اگر نگوئیم همه- از شما بیزار نیز هستند و هرگاه احساس فرصت کرده اند از اعلام این دشمنی دریغ نکرده اند. بنابراین شایسته نیست در آستانه انتخابات، باز هم این طیف آزمون داده و رفوزه شده، خود را میدان دار حمایت از شما قلمداد کنند و در پوشش این حمایت دروغین با قلم های ناشایسته و زبان های یاوه گوی خود به ارزش های اسلامی و انقلابی بتازند. نگارنده بر این باور است و برای باور خود نه فقط شواهد و قرائن، بلکه اسناد غیرقابل انکار فراوانی دارد که یکی از اهداف این جماعت در ادعای نزدیکی به شما و لاف حمایت از شما مخدوش کردن شخصیت اسلامی و انقلابی شماست و این خسارتی بزرگ است، نه فقط برای شما که برای انقلاب و دوستداران واقعی شما.  

خدا بر درجات امام راحل ما (ره) بیفزاید که صبح روز ۱۲ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ وقتی به اتفاق فرزندشان مرحوم حاج احمد آقا در اتومبیلی که حامل ایشان از فرودگاه به بهشت زهرا (س) بود نشستند و متوجه حضور شخص دیگری از قماش طیف مورد اشاره در خودرو شدند با صراحت دستور دادند مشارالیه از خودرو پیاده شود و درباره علت این تصمیم فرمودند: «مسئله می شود»…


 
این آقا باید پیاده شود
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

این آقا، ولی نصر ، مشاور جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا در امور مربوط به اسلام و مسلمانان و مخصوصاً شیعیان است!!

او فرزند حسین نصر مشاور فرح پهلوی است که با حمایت پدرش به کاخ سفید راه یافته است. ولی نصر عضو شورای روابط خارجی آمریکا نیز هست و در مدرسه عالی نیروی دریایی آمریکا هم به تدریس مشغول است. این آقا به طور منظم در برخی از روزنامه های مدعی اصلاحات مقاله می نویسد و مصاحبه می کند. این روزنامه ها خود را مدافع آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و کروبی می دانند و بر این نکته اصرار می ورزند که در عرصه سیاسی کشور، راه این سه بزرگوار را دنبال می کنند و… 

این آقا، ابراهیم یزدی ، دبیرکل یک گروه سیاسی غیر قانونی است.

این گروه را حضرت امام(ره) غیرقانونی اعلام کرده و درباره آن فرموده است «پرونده این نهضت و همین طور عملکرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت می دهد که نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکاست و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است… به حسب این پرونده قطور و نیز ملاقات های مکرر اعضای نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمریکا و به حسب آنچه من مشاهده کردم از انحرافات آنها… و به حسب امور بسیار دیگر، نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضائی را ندارند و…» چند سال پیش، اواخر دهه ۷۰، دبیرکل این گروه غیرقانونی در حالی که احساس می کرد، مدعیان اصلاحات، کار نظام را تمام کرده! و به آخرین مرحله از مأموریت خود نزدیک شده اند، با صراحت اعلام کرد «دوران هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی تمام شده است»! آقای دکتر یزدی دبیرکل نهضت آزادی در آن هنگام هنوز مصلحت نمی دید که آنچه درباره آقای خاتمی در نهانخانه خویش دارد برملا کند. امروزه همین آقای دکتر یزدی و دار و دسته اش، رفیق گرمابه و گلستان گروه های مدعی اصلاحات هستند و در حمایت از آقایان هاشمی و خاتمی و کروبی چنان زبان در کام چرخانده و قلم بر کاغذ می رانند که انگار این سه بزرگوار در میان تمامی مردم ایران، مدافعی سینه چاک تر از آقای دکتر یزدی و گروهش ندارند! 

این آقا، از گردانندگان روزنامه های دوم خردادی است. مدعی اصلاحات و سینه چاک مدرنیته. آقای «ع-ع». او در مصاحبه با یک مجله آلمانی در پاسخ به این سؤال که اصلی ترین مانع اصلاحات در ایران چیست؟ گفته بود «مشکل اصلی ما این است که در ایران هنوز خدا نمرده است»! این روزها آقای «ع-ع» از مدعیان سینه چاک حمایت از آقایان هاشمی رفسنجانی، کروبی و خاتمی است. 

این آقا، مهرزاد بروجردی ، سردبیر مجله ضد انقلابی کنکاش- چاپ خارج کشور- است. او به دلیل خوش خدمتی های فراوانش به گروه های ضد انقلاب و حفظ ارتباط با برخی از گروه های داخل کشور، از بنیاد اشرف پهلوی جایزه بهترین پایان نامه ها را دریافت کرد. مهرزاد بروجردی روابط نزدیک و شناخته شده ای با محافل صهیونیستی در آمریکا دارد. برخی از روزنامه های مدعی اصلاحات که ادعای حمایت آنها از آقایان هاشمی و خاتمی و کروبی گوش فلک را کر می کند مقاله های او را با آب و تاب پوشش می دهند. 

این آقا، که برانگیخته برخی محافل سایه نشین است در وبلاگ شخصی خود از حمله آمریکا به عراق و افغانستان دفاع می کند و مخالفان آمریکا را افرادی «مریض»، دیوانه و «روان پریش» معرفی می کند. او به اتفاق چند تن دیگر از همفکرانش مسئولیت تهیه صفحه سیاسی یکی از روزنامه های مدعی اصلاحات را برعهده دارد. 

این آقا، که او نیز پیاده نظام یک محفل سایه نشین مرتبط با سرویس های اطلاعاتی بیگانه است در یادداشتی از ضرورت تلاش برای براندازی جمهوری اسلامی سخن می گوید و تصریح می کند که همه گروه های اپوزیسیون نظام بایستی برای براندازی جمهوری اسلامی ایران به کمک ها و حمایت های آمریکا تکیه کنند! و می نویسد اگر گروه های اپوزیسیون برای براندازی نظام به نقش و موقعیت دولت آمریکا توجه نکنند، حرکت آنها چیزی شبیه «آب در هاون کوبیدن» است. خب! این آقا، کجاست؟ زیاد به خودتان زحمت ندهید. مسئولیت ایشان، تهیه و تدوین مقالات سیاسی برای یکی از روزنامه های مدعی اصلاحات است، روزنامه ای که هر از چندگاه، با چاپ عکس های بزرگ از آقایان خاتمی، رفسنجانی و کروبی به دفاع از آنان می پردازد و معتقد است - بخوانید ادعا می کند- که طرفدار سینه چاک این آقایان است! 

این آقا، رامین جهانبگلو، با صراحت به همکاری خود با سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل اعتراف کرده است و اگر اعتراف هم نمی کرد، اسناد غیرقابل انکاری از این رابطه حکایت می کرد. اسنادی که کیهان ۷ سال قبل آنها را منتشر کرده بود و به زودی رد پای او را در جبهه اصلاحات با تکیه بر اسناد آشکار فاش خواهد کرد تا بر همگان آشکار شود آنهمه پلشتی که در این جبهه علیه اسلام و نظام و مردم وجود داشت از کجا سرچشمه می گرفت. او بعد از بازداشت و پس از آزادی نیز برای برخی از روزنامه های مدعی اصلاحات مقاله می نویسد، مصاحبه می کند و… یعنی همان روزنامه ها که ادعای- دروغین- دفاع از هاشمی و خاتمی و کروبی از قلمشان نمی افتد و… 

این آقا، عزت الله سحابی ، از سردمداران گروه های به اصطلاح «ملی- مذهبی» است، گروه هایی که بارها به هنگام دفاع از میهن، نشان داده اند، «ملی» نیستند و در بحبوحه دفاع از دین، راه خود را به آن سوی دین کج کرده اند. او که چند سال قبل با صراحت می گفت و می نوشت «حتی معصومین علیهم السلام خود به خود، بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند»! امروزه خود را در شمار مدافعان دلسوخته! آقایان کروبی، هاشمی و خاتمی می داند. این آقا، معتقد است «هیئت های مذهبی منشأ خشونت هستند و بسیجی ها اعضای تشکیل دهنده این هسته ها می باشند»! آن آقا اعلام می کند «مظاهر دینی چون حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است»… 

این آقا، آن آقا، این خانم و… که فهرست کردن سوابق آنها نیز به درازا می کشد، امروزه از اعضای اصلی برخی از گروه های جبهه اصلاحات هستند و در روزنامه های مدعی اصلاحات و محافل و همایش ها و میتینگ های حزبی، از آقایان هاشمی رفسنجانی، کروبی و خاتمی به عنوان رهبران سیاسی خود یاد می کنند و در این باره چه سخن ها که نمی گویند و چه مقاله ها که نمی نویسند! 

در این جملات نیز دقت کنید؛ 

«باید به این نکته توجه داشته باشیم که جامعه ما هنوز که هنوز است متدین است و جامعه ای دینی است. جامعه ای که هم به لحاظ عقیدتی، احساسی و عاطفی و هم به لحاظ عملی دلمشغول دین و مذهب است. از سوی دیگر وقتی قصد داریم تا موجودی را تعلیم و تربیت کنیم و به مجرای خاص سوق دهیم باید میزان فهم و قبول مخاطب را در نظر بگیریم و چون مخاطبان ما مسلمان هستند طبعا باید با آنها با ترمینولوژی دینی سخن گفت به همین دلیل روشنفکری دینی از روشنفکری غیردینی موفق تر و تاثیرگذارتر خواهد بود. به حدی که به نظرم می آید اگر کسانی باطناً لائیک و غیردینی هستند باید تا حد فراوانی مثل روشنفکران دینی و با ترمینولوژی روشنفکران دینی سخن بگویند. و الا توفیق و کارآیی نخواهند داشت.»  

آیا می دانید این آقا که با صراحت- ماهنامه آفتاب.آذرماه ۱۳۸۰- به اعوان و انصار اصلاح طلب خود درس نفاق می دهد کیست؟ راه دوری نروید، ایشان آقای «م-م» یکی از به اصطلاح نظریه پردازان جبهه اصلاحات است که این روزها در مطبوعات و همایش ها و میتینگ های احزاب و گروه های مدعی حمایت از آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی یقه چاک می دهد و… 

اکنون روی سخن با حضرات آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و کروبی است و بیان این نکته خطاب به آن عزیزان در میان است؛ که باور بفرمائید طیف مورد اشاره نه فقط کمترین ارادتی به شما ندارند، بلکه بسیاری از آنان- اگر نگوئیم همه- از شما بیزار نیز هستند و هرگاه احساس فرصت کرده اند از اعلام این دشمنی دریغ نکرده اند. بنابراین شایسته نیست در آستانه انتخابات، باز هم این طیف آزمون داده و رفوزه شده، خود را میدان دار حمایت از شما قلمداد کنند و در پوشش این حمایت دروغین با قلم های ناشایسته و زبان های یاوه گوی خود به ارزش های اسلامی و انقلابی بتازند. 

نگارنده بر این باور است و برای باور خود نه فقط شواهد و قرائن، بلکه اسناد غیرقابل انکار فراوانی دارد که یکی از اهداف این جماعت در ادعای نزدیکی به شما و لاف حمایت از شما مخدوش کردن شخصیت اسلامی و انقلابی شماست و این خسارتی بزرگ است، نه فقط برای شما که برای انقلاب و دوستداران واقعی شما. 

خدا بر درجات امام راحل ما (ره) بیفزاید که صبح روز ۱۲ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ وقتی به اتفاق فرزندشان مرحوم حاج احمد آقا در اتومبیلی که حامل ایشان از فرودگاه به بهشت زهرا (س) بود نشستند و متوجه حضور شخص دیگری از قماش طیف مورد اشاره در خودرو شدند با صراحت دستور دادند مشارالیه از خودرو پیاده شود و درباره علت این تصمیم فرمودند: «مسئله می شود»…

پی نوشت :

عکس ها را تعمدا جابجا زدم . اگه زرنگی بگو کی کیه . :)


 
 
 
تبلیغ ویـژه