الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

سکوت کنم ؟
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

در حدیثی در وسائل الشیعه امام رضا علیه السلام می فرماید ... دجالی که عبور از فریب او تنها راه رسیدن به فر است خطر فتنه آخرالزمان از دجال برای جامعه شیعی بیشتر است...

دجال عموم مردم را فریب می دهد. این فتنه جامعه شیعی را می خواهد فریب دهد...

مهمترین مشخصه این فتنه چیست‌؟ دوستی کردن با دشمنان اهلبیت و دشمنی کردن با دوستان اهلبیت...

معمولا در روایت ، امر یعنی ولایت. یعنی یک کاری می کنند که در ولایت تشکیک بکنند. ولایت به عهده کیست... در فتنه های آخرالزمان برای شیعیان گروههای زیادی از شیعیان ریزش می کنند...

ریزش در زمان ظهور یک مسئله جدی است... من و شما چرا نباید جزو آن گروه از شیعیان باشمی که ریزش بکنیم ؟ خیلی هوشیاری می خواهد. خیلی تقوای دل می خواهد...

هر موقع دشمن را را تایید کرد معلوم می شود ما وضعمان خراب است... من تمایل دشمن در ایشان دیدم ... من عداوت نسبت به دوستان در ایشان دیدم... بوی تمایل به دشمن می آید.

امید صهیونیست ها شده است... فتنه شدیتر از دجال است و بعید است این فتنه به این سهولت خاموش شود... تو الان مورد علاقه دشمنی... تمام شد. چرا می روید به سمت یهود و نصارا ؟ اگر کسی به آنها تمایل پیدا کند جزو آنهاست... کسی که در دلش مرض دارد سرعتی به سمت آنها دارد...

کلیدی ترین اختلاف مقام معظم رهبری با کلیدی ترین مسئولان نظام سر همین مفهوم بود. نبرد اصلی در این قصه است...

این فتنه انتهایش یک روحیه سازشکارانه است... کی باید این حرفها را باید بزند ؟ بمن می گویند حاج آقا سیاسی حرف نزن وجهه ات را از دست می دهی!

خاک بر سر آن وجهه ای که ...وجهه ما امام زمانس است ، آنوقت خیانت کنم به  امام زمان با سکوت در مقابل این رجاله های کثیف که استعداد قتل اباعبدالله الحسین از شراره های چشمهای کثیفشان می بارد؟‌... امام زمان نمی آید چون ٣١٣ نفر نداریم که از آبرویشان نترسند !


 
رد صلاحیت شدی ؟!
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

حجت الاسلام منصور غفوری امام جماعت مسجد ولیعصر (عج) شهرک شهید محلاتی ، عضو هیئت نظارت بر انتخابات مجلس ششم در تهران بود. بر اساس اطلاعات وی ، تاجزاده رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور آقای خاتمی ، در دادگاه بخاطر تقلب در انتخابات مجلس ششم محاکمه و به انفصال از خدمات دولتی محکوم شد.

ایشان در رابطه با اظهارات جواد اطاعت سردبیر روزنامه اعتماد ملی ( ارگان مطبوعاتی حزب آقای کروبی ) ، این مطلب را برای فارس نیوز ارسال کرده است که با هم می خوانیم :

اخیراً صدا وسیمای جمهوری اسلامی در حرکتی ارزشمند که یکی از تدابیر رهبر حکیم انقلاب در خطبه نماز جمعه معروف بود اقدام به برگزاری مناظراتی در برنامه بسوی فردا نموده است ، اگر چه در خصوص زمان ، مجری ، مهمانان و ... هر کدام جداگانه باید بحث نمود اما اجمالا می توان تشکر نمود و یاد آوری کرد که یکبار دیگر عیوب مناظرات زمان انتخابات در نگاه رهبر معظم انقلاب را مرور کرده و با حذف آنها و مراقبت از ابتلا به آن عیوب این کار خداپسندانه را ادامه دهید ، اما آنچه در مناظره آقایان ((زاکانی و اطاعت)) خیلی پیام داشت این بود که آقای اطاعت نتوانست از تاکتیک بخشی از اصلاح طلبان یعنی (( دروغ گویی)) فاصله بگیرد و به قول معروف در این مناظره دم خروس پیدا شد . 

قضیه این است که در پی اظهارات احساسی آقای اطاعت ، عدم اقبال مردمی را، به رد صلاحیت نامزدهای آنان در مجلس هشتم مرتبط نمود. وقتی که مجری مناظره از آقای اطاعت پرسید (( آیا شما هم رد صلاحیت شده بودید؟))ایشان فرمود، ((بله)).

خوب برای بینندگان عمومی برنامه اصلاً این ((دروغ گفتن)) مشخص نیست ، و برادر خوبم آقای دکتر زاکانی و مجری برنامه هم به هر دلیلی این ((دروغ گویی )) را فاش نساختند،اما آقای اطاعت و تمامی دوستان ایشان بدانند که دلسوزان نظام اسلامی که چند ماه است اتهام ((دروغ گویی)) به نظام را با خون دل و صبورانه تحمل کردند برای اثبات دروغ گویی شماها اسناد فراوانی دارند ولی چون شماها، بنای بر لج بازی دارید چاره ای جز صبر ندارند تا اینکه دست شما رو شود .

خدا را شکر که آقای اطاعت اولین سند دروغ گویی خود و بسیاری از همفکرانش را لو داد؛ آری ، ملت رشید ایران انتخابات 24 اسفند سال 86 را فراموش نکرده اند، رقابت اصولگرایان و ائتلاف اصلاح طلبان در کشور فراموش نشدنی است ، لیست ائتلاف اصلاح طلبان در تهران که در اندازه های مختلف توزیع شده بود و جمله بزرگ ((به یاران خاتمی رای می دهیم )) را نباید فراموش کرد. 

همان لیستی که نفر اول آن آقای سید محمد صدر با کد انتخاباتی 56 ب 232 بوده و نفر آخر آن آقای وحید محمودی با کد انتخاباتی 64 ج 346 بوده و نفر 25 آن لیست آقای جواد اطاعت با کد انتخاباتی 59 الف 457 می باشد . 

آقای اطاعت چرا راست حرف نمی زنی؟ چرا نمی گویی به ماها و من در تهران رای نداده اند چرا دروغ می گویی؟ چرا می گویی مرا رد صلاحیت کرده اند؟ آیا شما را مردم سالاری دینی از گردونه نمایندگی مجلس هشتم خارج نساخت؟ چرا با خود و مردم و جامعه و قانون رو راست نیستید؟ چرا خجالت نمی کشید؟ گلایه ما از شورای نگهبان است که چرا شما دروغ گویان را تایید صلاحیت نموده است؟ آقای اطاعت در همان مسجد شیراز که در مناظره نامبردید شرکت فرمایید و از آقای دستغیب در خصوص دروغ بستن به نظام و حکومت سئوال کن و بعد توبه و به دیگران هم بگو که مصداق ((ضلوا و اضلوا ))نباشید. 

منصور غفوری امام جماعت مسجد حضرت ولی عصر(عج)
شهرک شهید محلاتی

لازم به ذکر است جواد اطاعت در انتخابات مجلس هشتم برای انتخاب سی نفر نماینده، نفر ۴۵ تهران شد !

جواد اطاعت عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم با عدم التزام تشکیلاتی، علی‌رغم معرفی کروبی به‌عنوان کاندیدای رسمی حزب، جزء حامیان موسوی بود، پنج‌شنبه شب در برنامه "رو به فردا" موارد متعدد و پراکنده‌ای را در جریان مناظره با علیرضا زاکانی بیان کرد که در موارد زیادی خلاف واقعیت بود.

اگرچه برخی از این موارد مانند تصمیم دولت خاتمی برای افزایش یک‌باره قیمت بنزین به حدود 400 تومان براساس ماده 3 برنامه چهارم توسعه در همان مناطره و در حالی که اطاعت سعی داشت، بگوید این تصمیم ده‌ساله بوده، نه یک‌ساله، افشا شد اما برخی دیگر از موارد نیز بدون پاسخ ماند.

اطاعت در حالی حضور خود در میان متحصنین مجلس ششم را تکذیب کرد که نام وی در اخبار مربوط به این تحصن در سال 82 وجود دارد.

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8611020757

همچنین وی در حالی طی این برنامه به متهم کردن جمهوری اسلامی به عدم برگزاری انتخابات آزاد و رد صلاحیت‌های گسترده متهم کرد که ترجیح داد توضیح ندهد چرا علی‌رغم تأیید صلاحیت وی در انتخابات مجلس هشتم و قرار گرفتن نام او در هر دو لیست حزب مشارکت و اعتمادملی، آن‌هم در شرایطی که اسامی مشترک این دولیست کمتر از 10 نفر بود، وی نتوانست جایگاهی بهتر از چهل‌وپنجمی با ١٨۵۵۵٣ رأی، در میان کاندیداهای تهران کسب کند و حتی به نزدیکی‌های لیست 30 نفره نمایندگان تهران هم راه نیافت.

اما سخنان جواد اطاعت در برنامه زنده رو به فردا واکنش هایی را هم در استان فارس به همراه داشت.

استاندار سابق فارس نیز نسبت به اظهارات اطاعت در برنامه دیشب رو به فردای سیما اعتراض کرد.

رضازاده با اشاره به سخنان اطاعت در خصوص راه آهن شیراز- اصفهان گفت: این طرح عظیم در دولت نهم به پایان رسید وبی انصافی است که به علت نگاه سیاسی حجم فعالیت های بزرگ را به زیرسوال ببرند.

وی افزود: طرح راه آهن شیراز اصفهان بیش از 500‏ کیلومتر طول دارد و در طول این طرح بیش از 1700‏ پل به طول ‏26‏ کیلومتر احداث شده است، پل ایزدخواست به طول ‏485‏ متر جزمنحصر به فردترین پل های ایران است که در این طرح اجرا شده است.

رضازاده گفت: در این طرح، ‏21‏ تونل به طول 13،5‏ کیلومتر همچنین 60‏ میلیون مترمکعب عملیات خاکریزی و خاک‌برداری در این طرح انجام شده است.

استاندار سابق فارس خاطر نشان کرد: نباید به این راحتی این زحمات زیاد نیروهای متعهد و متخصص را طی این چند سال زیر سوال ببریم.

رضازاده با اشاره به اینکه از سال های قبل از ‏75‏ بحث راه آهن شیراز اصفهان به عنوان یک آرزو در دل مردم استان فارس مطرح بوده و سال ‏75‏ زمان آقای هاشمی رفسنجانی کلنگ این طرح زده شد، گفت: تا پایان سال ‏83‏ که شروع فعالیت دولت نهم بوده است، کل اعتبار تخصیص یافته این طرح ‏18‏ میلیارد تومان بود.

رضازاده گفت: در طی چند سال دولت نهم تا آخر سال ‏87‏ بیش از ‏650 میلیارد تومان در این طرح هزینه شده است و پیشرفت فیزیکی این طرح تا قبل از آغاز دولت نهم 6،6 درصد بود.

نماینده دولت نهم در فارس افزود: آنان که می گویند در قسمتی از این طرح بدون اجرای پل، خاکریزی کردند، بیایند یک نقطه را نشان دهند. چنین مطلبی کذب محض است و در هیچ نقطه ای به‌جای پل، خاکریزی نشده است.

رضازاده افزود: عکسی از یک تراورز ترک خورده را نشان داده اند و گفته اند این طرح شکست خورده است، در حالی که در هر نیم متر مسیر ریل گذاری یک تراورز کار شده است که با احتساب طول 500 کیلومتری راه آهن حداقل یک میلیون تراورز کارشده و این بی انصافی است که این فعالیت ها نادیده گرفته شود.

استاندار فارس در دولت نهم همچنین با اشاره به اظهارات اطاعت در خصوص شهرستان های زرین دشت و داراب گفت: یکی از سیاست هایی که دولت نهم داشت، بنگاه های زودبازده بود، فقط در شهرستان داراب در طول این مدت با توجه به ‏4‏ هزار تقاضا به 2400‏ طرح ‏28‏ میلیارد تومان تسهیلات پرداخت شده است.

وی اضافه کرد تاکنون 900‏ طرح از این طرح‌ها در داراب به بهره برداری رسیده که تسهیلات واگذاری حدود 15،7 میلیارد تومان است.

رضازاده گفت: در زرین دشت هم حدود ‏13‏ میلیارد تومان به بنگاه های زودبازده پرداخت شده است که این فعالیت ها حکایت از تلاش بی وقفه دولت نهم دارد.

وی افزود: سد رودبال تا سال ‏83‏ فقط ‏15‏ درصد پیشرفت فیزیکی داشت، درحالی که هم اکنون با 80 درصد پیشرفت فیزیکی تا پایان امسال آب‌گیری می شود.

استاندار سابق فارس گفت: بیمارستان زرین دشت که پس از گذشت ‏18‏ سال از شروع ساختش به یک اثر تاریخی تبدیل شده بود، در دولت نهم با تخصیص اعتبار مناسب امسال به بهره برداری می رسد.

نماینده مردم داراب و زرین دشت درمجلس شورای اسلامی با رد اظهارات جواد اطاعت مبنی بر اینکه در دولت نهم و دهم هیچ کاری نشده است، به تشریح اقدامات دولت پرداخت و گفت در ‏2‏ تا ‏3‏ سال گذشته، طرح‌‌های عمرانی فراوانی در داراب و زرین دشت اجرا و یا به اتمام رسیده است.

افشاری اتمام ساختمان سد رودبال و تصویب طرح آب‌رسانی به داراب و زرین دشت در کمیسیون ماده ‏32‏ قانون برنامه چهارم، احداث جاده شیراز، فسا، داراب، بندرعباس، جاده داراب شیراز، تبدیل بیمارستان ‏94‏ تختخوابی داراب به ‏204‏ تختی با پیشرفت 50 درصدی و اتمام ساخت بیمارستان زرین دشت را از جمله این طرح ها عنوان کرد.

وی در خصوص سخنان اطاعت که در طرح پتروشیمی داراب هیچ کاری نشده است، افزود: مجتمع های پتروشیمی داراب فسا و جهرم یک پکیج بسته است و از خط اتیلن پارسیان که حدود ‏500 کیلومتر فاصله دارد، باید تغذیه شود. بنابراین با توجه به مسافت زیاد و عظمت آن، این طرح به سرعت به اتمام نمی رسد و دولت در بودجه سال ‏89‏ نیز ‏20 میلیارد تومان برای اجرای این طرح در نظر گرفته است.

همچنین سرپرست راه آهن فارس نیز خبر خروج قطار از ریل را که اطاعت مدعی آن شد، تکذیب کرد و گفت: این خبرها سیاسی بود که در همان زمان نیز تکذیب شد.

تاکی تصریح کرد: قطار شیراز- اصفهان سیزدهم خرداد امسال با سفر خانواده شهدا به حرم مطهر امام خمینی آغاز شد و تا آبان امسال هر دو هفته یک‌بار صورت می گرفت که از آذر برنامه حرکت قطار به صورت هفتگی شد و در چند روز اخیر نیز به دلیل کمبود مسافر، این قطار به طور موقت تعطیل شده است و دوباره از ‏8‏ بهمن این برنامه برقرار خواهد شد.

فرماندار شهرستان زرین دشت هم رد صلاحیت جواد اطاعت را در انتخابات مجلس تکذیب کرد و گفت وی در دور قبل نامزد نمایندگی از حوزه تهران بود که رأی هم نیاورد.

خوشبخت با اشاره به برخی از سخنان پنج‌شنبه شب اطاعت گفت: آقای اطاعت که این همه دم از دموکراسی می‌زند، لازم است یادآور شوم که بعد از زلزله سال 82 در این شهرستان که من رئیس شورای شهر زرین دشت بودم و برای تهیه مایحتاج مردم به فرمانداری رفتم که آقای اطاعت هم حضور داشت و اظهار کرد که دموکراسی چرت است و چون شما با دولت نیستید، ما هیچ کمکی نمی‌کنیم.

فرماندار زرین دشت با اشاره به بهره‌برداری سد خسویه در دولت نهم گفت: آقای اطاعت و دوستانش در دولت اصلاحات قول دادند که این سد بعد از 14 ماه به بهره‌برداری می‌رسد که این اتفاق نیفتاد.

خوشبخت همچنین با بیان اینکه بیمارستان این شهرستان بعد از گذشت 20 سال از زمان آغاز فعالیت اجراییش با 17 درصد پیشرفت فیزیکی رها شد، افزود: اما در سال 84 و با روی کار آمدن دولت نهم عملیات اجرایی آن از سر گرفته شده است و به زودی افتتاح می‌شود.

فرماندار زرین دشت با اشاره به مستنداتی گفت: در زمان اصلاحات به جاده زرین دشت ـ لار فقط 10 میلیون تومان اختصاص می‌یافت، در حالیکه در دولت نهم تاکنون بیش از 5 میلیارد تومان به آن اختصاص یافته و این طرح در حال ساخت است.

خوشبخت خطاب به اطاعت افزود: شما که به تاخیر دو ساله ساخت پتروشیمی داراب معترضید در خصوص کارخانه کنستانتره که 14 سال قبل با حضور شما و کروبی کلنگ‌زنی شد و 200 هکتار به تصرف درآمد و تا به حال رها شده است، چه می‌گویید.

فرماندار زرین دشت گفت: آقای اطاعت به زرین دشت بیایند و در حضور مردم اظهار نظر کنند تا واکنش مردم را از نزدیک مشاهده کنند. وی در پایان ضمن تشکر از صدا و سیما از برپایی این مناظره‌ها گفت: از دیشب تاکنون صدها تلفن و پیامک زده شده و نسبت به سخنان اطاعت اعتراض کرده‌اند.

جمعی از نمازگزاران جمعه شهرستان زرین دشت نیز بعد از اقامه نماز به اظهارات اطاعت اعتراض کردند.یکی از اهالی روستای خلیل آباد این شهرستان گفت: تعجب می کنم آقای اطاعت که خود معروف به این لقب کذاب است، دیگران را دروغگو معرفی می کند. وی از صدا وسیما خواست از افراد واقع‌بین حتی مخالف در چنین برنامه هایی دعوت شود.

همچنین یکی دیگر از مصاحبه شوندگان ضمن تشکر از برگزاری مناظره ها گفت نمی توان خدمات دولت نهم را در این منطقه نادیده گرفت و مناظره ها هم جنبه مثبت دارد و هم منفی. یکی از اهالی روستای خسویه هم گفت: تعجب می کنم که می گوید در این منطقه کاری نشده است، او خودش را نماینده مردم می دانست اما مردم او را به‌عنوان نماینده قبول نداشتند.

نماینده سابق مردم داراب و زرین دشت در مجلس نیز در واکنش به اظهارات اطاعت گفت بیش از 80 درصد مطالب وی کذب محض است.

حجت الاسلام رستاد نماینده دور پنجم و هفتم مجلس گفت: بنده که سال ‏75‏ نماینده مردم حوزه انتخابیه داراب و زرین دشت بودم، کارخانه سیمان در ان زمان پیگیری و تصویب شد و در سال 80، با حضور جهانگیری وزیر وقت صنایع و معادن افتتاح شد، در حالی که اطاعت در نیمه دوم سال ‏80 به مجلس راه یافت و افتتاح کاخانه سیمان هیچ ربطی به او نداشت.

وی افزود: در خصوص بیمارستان داراب هم که در سال ‏81‏ پزشکیان وزیر وقت بهداشت آن را افتتاح کرد، در دور پنجم مجلس پیگیری کردم و در آن زمان، 700 میلیون تومان اعتبار برای آن تخصیص یافته بود.

نماینده دوره پنجم و هفتم مردم داراب و زرین دشت در مجلس با اشاره به سد رودبال داراب گفت: این سد در سال ‏75‏ کدگذاری و دربودجه سالانه دارای ردیف شد. مطالعات آن یک‌سال و نیم به‌طول انجامید و در زمان نمایندگی من 20‏ درصد پیشرفت فیزیکی داشت، در صورتی که در ‏3‏ سال نمایندگی اطاعت، فقط ‏5‏ درصد پیشرفت فیزیکی داشت.

حجت الاسلام رستاد افزود: در دور هفتم که مجددا نماینده مردم داراب و زرین دشت شدم، در زمان دولت آقای احمدی نژاد تا سال ‏87‏ پیشرفت سد رودبال به 60‏ درصد رسید و تا پایان امسال آب‌گیری می شود.

وی با اعتراض به اینکه چرا چنین افرادی که کاملاً با نظام مخالف هستند، به برنامه های صدا و سیما دعوت می شوند، افزود: چرا افراد متعادل دعوت نمی شوند؟

نماینده سابق مردم داراب و زرین دشت در مجلس گفت: آقای اطاعت در داراب به جواد کذاب معروف می باشد و صحبت‌های دیشب وی در خصوص داراب و زری ن دشت کذب محض است.

جواد اطاعت در دوره ششم مجلس شورای اسلامی نماینده مردم داراب و زرین دشت در مجلس بود.

این خبرها هم خیلی جالبه :

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=43009

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=42959

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=42946

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=42986


 
چه کسانی جماران را بی نظم کردند ؟
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

دانیال ایـمانی در داداشی نوشت :

چه کسانی عزاداری در جماران را به هم ریختند؟
سخنرانی رئیس دولت اصلاحات در حسینیه جماران ناتمام ماند * ، در حقیقت این اولین سخنرانی خاتمی در یک جلسه (نسبتا) عمومی بود و او که پیش از این به دلیل واهمه از واکنش مردم از سخنرانی در شب قدرانصراف داده بود، در تمام این ماه ها فقط در جلسات یاران نزدیکش و به اصطلاح خودی ها ظاهر شده بود و این بار هم در اولین تجربه حضور عمومی مردم، با واکنش برخی حاظرین جلسه روبرو شد.

در پی این اتفاق بود که رسانه های اصلاح طلب در هماهنگی تامل برانگیزی با رسانه های ضد انقلاب مدعی شدند که “ظالمان و یزیدیان زمان به حسینیه امام حمله کرده اند” ، “چماق دارن با قمه و چاقو جلسه خاتمی را به هم ریخته اند” ، “حمله لباس شخصی های سازمان یافته از قسمت زنان شروع شد” ، “مزدوران . . . قصد حمله به خاتمی را داشته اند که با حلقه مردم در اطراف خاتمی، از کار خود بازماندند.”

سابقه بد این رسانه ها از یک سو و انتساب اعمال خودشان به دیگران که رویه معمول آنان است و در تمام این سال ها و حتی روز عاشورای امسال از آنان سر زده است، مرا به تامل و تردید جدی در این زمینه فرو برد. خوشبختانه اخبار و اطلاعاتی که از ابتدای این ماجرا بر خروجی های آنان قرار گرفت، کمک موثری در جواب این سؤال نمود.

با این توضیح که اگر مستندات جدید و مشخصی ارائه شود، ممکن است؛ جواب ارائه شده در اینجا تغییر کند و تمام مواردی که در این نوشته به آن استناد می شود، رسانه های حامی خاتمی و موسوی هستند به ادامه مطلب می پردازیم.
 

فضای حسینیه و اطراف آن
 

هر چند این مراسم، ظاهرا عمومی بود، اما تبلیغاتی وسیعی ای از سوی رسانه های اصلاح طلبان صورت گرفته بود تا این مراسم با خودی های این جریان پر شود و انتظامات و دست اندرکاران این مراسم نیز از فعالان شورش سبز بودند (+) و حتی فیلم رسمی مراسم تنها ساعتی پس از این مراسم بر روی خروجی های آنان قرار گرفت.

پیش از مراسم ”با شعارهایی علیه رهبری و دیکتاتوری” داده می شد به طوری که“ یک جوری همه متعجب بودند که درست وسط بیت بنیانگذار نظام شعارهای سبز داده می شود.” مبالغه ای که در این خبرها وجود دارد، قابل توجه است؛ اما از آن ها هم می توان به فضای موجود در حسینیه و اطراف آن پی پی برد.

در این شرایط پرالتهاب، نوبت به سخنرانی خاتمی می رسد. او قاعدتا آنقدر تجربه دارد که اگر واقعا به دنبال آرامش است، با سخنانش بر التهاب این جمع نیفزاید و همان طور که به او تذکر داده شده است از موقعیتی که نظام به او داده، استفاده کند و از ساختارشکنی پرهیز کند؛ اما او این موضوع را بر نمی تابد و همان طور که حامیان او گفته اند (+) با رسیدن به این جملات، تشنج به حدنهایت خود می رسد:

«قیام امام حسین(ع) به این خاطر بود که جانش را در راه آزادی بدهد و با کسانی مقابله کرد که می خواستند به اسم دین بر جامعه حکومت کنند و آزادی مردم را بگیرند»

کلیدواژه های خاصی که خاتمی به کار می گیرد و تندی و التهاب چنین جملاتی را خود شما بهتر از من می دانید.

اگر این التهاب آفرینی  را هواداران احمدی نژاد انجام داده بودند و او با سخنانش بر آتش آن می افزود، چه کسی را به عنوان متهم معرفی می کردند؟!
و آیا به مانند ماجرای
دروغ خس و خاشاک، آن را وسیله ای برای توبیخ احمدی نژاد قرار نمی دادند؟!
پس چرا حالا معیارها فرق کرده است؟!
 
 

کدام درگیری، کدام آشوب؟!

 

بهترین نکته ای که در مورد این ماجرا وجود دارد این است که فیلم رسمی این مراسم توسط حامیان آقای خاتمی منتشر شده است (کیفیت پایین با حجم 33 مگابایت و کیفیت بالا با حجم 77 مگابایت) و به همین دلیل نه تنها می توان مستقلا صحت ادعایی نظیر “ظالمان و یزیدیان زمان به حسینیه امام حمله کرده اند” ، “چماق دارن با قمه و چاقو جلسه خاتمی را به هم ریخته اند” ، “حمله لباس شخصی های سازمان یافته از قسمت زنان شروع شد” ، “مزدوران . . . قصد حمله به خاتمی را داشته اند که با حلقه مردم در اطراف خاتمی، از کار خود بازماندند.” که از سوی رسانه های اصلاح طلب مطرح شده اند، پی برد و عیار صداقت این رسانه ها را سنجید.

دیدن این فیلم مشخص می کند که در تمام طول این فیلم که از استقرار خاتمی در محل سخنرانی آغاز می شود و تا خروج مردم از حسینیه ادامه دارد، هیچ درگیری خاصی پیش نمی آید و به جز شعارهایی که طرفین می دهند و از بسیاری جلسات مشابه هم آرامتر است، اتفاق خاصی رخ نداده است.

تنها صحنه ای که در فیلم وجود دارد و اصلاح طلبان، پیش از این با پخش همین تکه مقطع از فیلم، آن را به عنوان درگیری جلسه نام برده اند در زمان 25:49 فیلم اتفاق می افتد و 5-6 نفر از افراد (احتمالا متعلق به هر دو طرف) وارد جلسه می شوند که با با توجه به ازدحامی که هواداران خاتمی (+ و +) از پشت در حسینیه تعریف می کنند، کاملا طبیعی است و در مراسم هایی از این دست معمول است و بر خلاف ادعاهای سایت های با صداقتی!! نظیر آینده مشخص می شود که به “چوب و چماق” هم مجهز نیستند! و کسی حمله ای شروع نمی کند تا از قسمت زنانه باشد یا جای دیگر، هیچ حمله و حتی حرکتی به سمت خاتمی هم صورت نمی گیرد تا جان خاتمی در خطر باشد و طبق خبر رسانه های اصلاح طلب، مردم بخواهند حول او حلقه بزنند!

این فیلم، هیچ توصیفی از ماجراهای بیرون از حسینیه ندارد و به همین دلیل نمی توان در مورد آن قضاوت کرد، اما نکته مهم در این است که اخبار تمام رسانه های اصلاح طلب و ضدانقلاب به همین داخل حسینیه برمی گردد و با انتشار همین فیلم به میزان دروغ پردازی اخباری از این دست می توان پی برد و نتیجه گرفت که تمام اخبار آن ها در این ماجرا دروغ است.

“ظالمان و یزیدیان زمان به حسینیه امام حمله کرده اند” ، “چماق دارن با قمه و چاقو جلسه خاتمی را به هم ریخته اند” ، “حمله لباس شخصی های سازمان یافته از قسمت زنان شروع شد” ، “مزدوران . . . قصد حمله به خاتمی را داشته اند که با حلقه مردم در اطراف خاتمی، از کار خود بازماندند.”

خود این فیلم، بهترین محک برای میزان اعتمادی است که به رسانه های مذکور می توان انجام داد.

آن هایی که التهاب آفرینی کردند

هر چند تکلیف این ماجرا و اخبار رسانه های اصلاح طلب تا همین جا هم مشخص شده است، اما دقت در فیلم مورد نظر، نکات دیگری را در مورد یاران  خاتمی نشان می دهد.

غیر از شعارهای تحریک کننده ای که هواداران خاتمی می دهند و در فیلم هم به خوبی مشخص است و باعث آزردگی ملت مسلمان ایران و معترضان به خاتمی می شود، چند صحنه دیگر نیز وجود دارند که به روشنی نشان می دهند که چه اقداماتی برای افزودن بر التهاب جلسه انجام می شود:

1) زمان 24:08 در فیلم را ببینید، در این موقع دختر کوچکی را کنار خاتمی قرار می دهند تا علامت شورش سبز را که محسن سازگارا و بقیه ضدانقلاب های خارج نشین معرفی کرده اند، رو به جمعیت (و مشخصا جمعیت معترض به خاتمی) نشان دهد. این نماد ضدانقلاب ها آن هم در شرایط چنین جلسه ای، مفهومی جز التهاب آفرینی یاران خاتمی و اغتشاش دارد؟!

2) زمان 26:03 در فیلم را ببینید، جوانی در کنار خاتمی می ایستند و با شدت رو به جعیت شعار می دهد که با همراهی هواداران خاتمی، همراه می گردد، آیا این نشانه دیگری از التهاب آفرینان نیست؟!

3) زمان 20:35 در فیلم را ببینید، فردی به سوی مردم معترض به خاتمی می آید و مشخصا چیزی به آن ها می گوید که باعث برخورد جزئی می شود. این در حالی است که  مردم به حالت عادی نشسته بودند، بدیهی است که چنین اقدامی اگر هم نقشه ای از سوی هواداران خاتمی نبوده، ناشی از بی تدبیری آن ها در به التهاب کشیدن جلسه است.

4) غیر از فضایی که در ابتدای نوشته از زبان سایت های هوادار خاتمی از حسینیه جماران و اطراف آن وصف شد و شعارهای ضدانقلاب در آن تکرار می گردید، فضای جلسه نیز مملو از شعار “مرگ بر دیکتاتور” از سوی این افراد است که جهت و سمت آن به اندازه کافی برای همه مشخص است.


تاسف آور آنکه خاتمی که همواره ادعا می کرد، با شعار “مرگ بر . . .” مخالف است، هیچ واکنشی نشان نمی دهد، به نظر می رسد که خاتمی فقط در حالتی که شعار “مرگ بر . . .” علیه آمریکا و دوستان او داده شود، تاسف می خورد و نگران شهید آبراهام لینکلن می گردد! و گرنه در مراسم های انتخاباتی امسال هم بارها در حضور خاتمی، به طور مستقیم و غیرمستقیم بر علیه دولت و مردم هوادار دولت شعار “مرگ بر  . . . ” داده شد، اما  ایشان تاسف نخوردند!

اهانت آشکاری که این شعارها دارند، علاوه بر آنکه باعث جریحه دار شدن احساسات مردم می گردد، عامل بسیار موثری در التهاب این جلسه هستند که از سوی خاتمی و هواداران او، اجرا شدند.

این در حالی است که در سوی دیگر ماجرا، شعارها حالت متخصمانه ندارند و طرف دیگر را نشانه نگرفته اند. شعارهایی نظیر “ابوالفضل علمدار، خامنه ای را نگه دار” ، “خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست” جنبه ای رو درون دارند و کاری به طرف مقایل ندارند.
قاعدتا این شعارهای بی آزار، از سوی کسانی داده می شود که هیچ علاقه ای به تشویش فضای جامعه و این جلسه ندارند.

با این شرایط روشن، به نظر شما چه کسانی جلسه را بر هم زدند و چه کسی سعی در حفظ آرامش داشتند؟
آن ها که به دنبال آرامش بودند

همان طور که دقت در این فیلم، نکات جالبی را درباره التهاب آفرینان واقعی روشن کرد، دقت در رفتار مردم مومن و به معترض به خاتمی نیز نکات جالب توجهی را روشن می کند.

1) اگر شما قصد شعار دادن داشته باشید، نشسته شعار می دهید؟! بدیهی است که جواب شما به این سؤال “خیر” می باشد. حالا اگر قصد بر هم ریختن جلسه را هم داشته باشید، چه طور؟

آیا در ردیف های عقب مستقر می شوید و به صورت نشسته شعار می دهید؟! بدیهی است که جواب چنین سؤالی باز هم “خیر” و این بار با تاکید بیشتر می باشد.

این اتفاقا حال مردم معترض به خاتمی در این جلسه است، معدود افرادی که از پس سازماندهی یاران خاتمی، برای پر کردن جلسه از یاران خودی به درون آن راه یافتند، نه تنها اقدامی برای التهاب جلسه نکرده اند، بلکه در ابتدا به صورت نشسته شعار می دهند (برای مثال زمان 19.00 فیلم را ببینید) من این موضوع را نکته ای کلیدی در روانکاوی این افراد می دانم، چرا که گروهی که قصد التهاب آفرینی و به هم ریختن جلسه را دارند، هیچ گاه چنین رفتار صلح طلبانه ای را از خود نشان نمی دهند، بلکه با حالت تهاجمی (این گروه حتی از جای خود هم حرکت نکردند و در پاره ای از اوقات حتی در حال شعار دادن هم بر زمین نشسته بودند) و شعارهای تهاجمی (شعارهای این گروه، بر خلاف طرفداران خاتمی، اصلا چنین خصوصیتی نداشت) به سخنران جلسه حمله می کنند؛ یعنی دقیقا همان رفتاری که طرفداران موسوی در جلسات این چند ماهه صفار هرندی و حمید رسایی در دانشگاه های مختلف، انجام دادند و با هو کشیدن و انواع صداهای متعارف و نامتعارف دیگر، سعی می کنند که حتی مانع شروع سخنرانی بشوند و با پرتاب کفش به سوی مردم و سخنران یا پشت کردن به جمعیت و شعارهای توهین آمیز به سخنران و بسیجی ها و دیگر مردم، اخلال ایجاد می کنند.

حالا مشخص نیست که اصلاح طلبان با چنین رفتارهای آشوبگرانه  و اخلال در جلسات مختلف، چگونه به امت حزب الله حاضر در جلسه با رفتاری متفاوت و کاملا صلح طلبانه تهمت اخلال در جلسه را می زنند؟!!


اگر می خواهید به هم ریختن جلسات و حمله به مردم و دانشجویان را ببینید، پیشنهاد می کنم که حتما سری به سخنرانی های آقای صفار هرندی و حمید رسایی بزنید و گزارشات آنان و شعارهای واقعا هتاکانه آن ها و پرتب کفش و باقی رفتار حامیان موسوی و خاتمی را ببینید یا حتی پیش از انتخابات، رفتار خشونت آمیز آن ها و حمله به منتقدین را حتی در حضور موسوی، مشاهده کنید.

کجای رفتار مردم معترض به خاتمی و حاظر در جلسه به این رفتار اصلاح طلبان و آشوب طلبی آنان شباهت دارد؟!

متاسفانه کیش شخصیت اصلاح طلبان، تمامی ندارد و موسوی هم، چند روز پیش اغتشاشات هوادارانش را به مردم نیست داد و به جای مردم عزادار ایران، حامیان خودش را عزاداران امام حسین (ع) اعلام کرد!

علاوه بر موارد فوق در رفتار شناسی حامیان و معترضان حاضر در جلسه خاتمی که بسیار هم تعیین کننده هستند، به موارد دیگری نیز می توان اشاره کرد، از جمله اینکه:

2) معترضان به خاتمی (زمان 29:00 فیلم) در حالی که در حال پاسخ به شعارهای طرف مقابل هستند، با شنیدن درخواست مجری برای صلوات فرستادن، اجابت می کنند و صلوات می فرستادند و به در آرامش کار همراهی می کنند. آخر این رفتاری جز رفتار  آرامش طلبان است که با شنیدن طلب صلوات آرام می شوند و ناآرامی ایجاد نمی کنند؟!

اغتشاشگر و برهم زننده جلسه آن است که مانند برخی گروه های خاص! حتی در هنگام تلاوت قرآن و صلوات فرستادن هم دست از کار خود بر نمی دارند و با حرمت شکنی به قرآن و ائمه، پیگیر بر هم زدن جلسه می شوند و حتی در صورت نیاز، کفش هم پرتاب می کنند و ناسزا هم می گویند.

3) معترضان خاتمی، با وجود همه این توهین ها و شعار ها و التهاب آفرینی های که بر علیه آنان صورت گرفت (موارد 1 تا 4 قسمت قبل)، صبر خوبی از خود نشان دادند و حتی واکاوی رفتار آن ها نشان داد که تا چه میزان زیادی به دنبال آرامش در جلسه بوده اند (همین مورد 1 و 2 بالا را بخوانید) حالا باید از دوستان حامی خاتمی و موسوی پرسید که شماها چرا شماها چنین رفتاری از خود نشان نمی دهید؟ و بلکه در جلسات مختلف (که بارزترین نمونه آن در دانشگاه ها اتفاق می افتد) سعی در آشوب دارید و همه تلاشتان را می کنید تا سخنرانی که حرف هایش به مذاق شما خوش نمی آید از جلسه بیرون کنید؟
از یک طرف چنین رفتاری از خود را با افتخار در سایت هایتان نقل می کنید و از طرف دیگر، خبر (هر چند دروغ) به هم ریختن جلسه خاتمی را به عنوان عیب طرف مقابل بیان می کنید؟!

 

باید از آقای هاشمی هم که چندی پیش در مشهد، با اشاره به همین برهم زدن جلسات دولت منتخب مردم، آن را به عنوان نقطه ضعف دولت برشمرده بود؛ پرسید که آیا امروز هم این ضعف خاتمی را ناشی از عیب او می دانید یا اینکه این بار هم این عیب را به دولت نسبت می دهید؟!

بار دیگر تاکید می کنم که تمام موارد فوق با ارجاع به فیلم منتشر شده از سوی هواداران خاتمی و موسوی استخراج شده است و همان طور که آدرس دقیق تک تک موارد بیان شده، مشخص می کند؛ قابل دسترسی برای همگان است و بار دیگر، دروغ بافی رسانه های اصلاح طلب و از آن مهم تر کیش شخصیت تاسف آور در اخلاق و رفتار آنان را نشان داد.

 

پ.ن 1 : از آنجایی که اصل ماجرا، اهمیت داشت به سراغ بررسی صحت آن رفتم و کاری به تناقضات موجود در رسانه های آن ها که برای مثال، یکی از ده ها اتوبوسی که لباس شخصی ها را آورده سخن می گوید! و دیگری که از حاظران (؟) در جلسه است، ابتدا (به قول خودش) لباس شخصی ها را بسیار زیاد اعلام می کند و بعد که فیلم منتشر می شود و همه می بینند که حدود 50 نفر، بوده اند این حاضر در جلسه هم به صرافت می افتد که همان 50 تا بیشتر نبودند! (به شگردهای همیشگی آن ها که اتهام آوردن اتوبوسی مردم، لباس شخصی، چماق و چاقو و . . . و دروغ بودن آن ها دقت کنید)

تناقضاتی از این دست در رسانه های اصلاح طلب و ضدانقلاب به وفور یافت می شود و به همان نکته کلیدی که “بی اعتبار بودن” و “دروغگویی” آنان است؛ برمی گردد.

پ.ن 2 : از آنجایی که در ابتدای مطلب قول داده بودم تا فقط به رسانه های حامی موسوی و خاتمی استناد کنم، از لینک دادن به بقیه سایت ها خودداری کردم، اما در اینجا نگاهی به گزارش رجانیوز و جهان نیوز در این ماجرا هم خالی از لطف نیست، به ویژه آنکه از یاد نبریم که ماجرای تولد گرفتن امسال خاتمی در شب شهادت امام صادق(ع) و مراسم دوم خرداد سال 77  که مصادف با شهادت امام سجاد(ع) بود و با حواشی نامناسب هواداران خاتمی همراه بود، هنوز از یادها نرفته است.

پیش از توهین به امام حسین (ع)، توهین های متعددی به امام (ره) صورت گرفته بود که اصلاح طلبان سعی در تحریف آن داشتند و حتی بدون هیچ مدرکی، پاره کردن عکس امام (ره) را به دیگران نسبت می دادند، اما رفتارهای آنان در پیش از انتخابات که با شادمانی هوادارنشان در هنگام پخش خبر رحلت امام (ره) در یک کلیپ انتخاباتی صورت گرفت و خودشان نیز به آن معترفتند، جای هیچ و شک و شبهه ای در  نسبت واقعی آن ها با امام (ره) و ائمه اطهار باقی نمی گذارد.

پ.ن 3 : برای دیدن چند نمونه از ادب و صلح جویی اصلاح طلبان شما را به دیدن این چند لینک دعوت می کنم.

اینقدر نگویید قانون؛ ما قانون را قبول نداریم

ادب مرد به ز دولت اوست

طلبه ای که قصد سؤال از موسوی را داشت، مضروب و روانه بیمارستان شد (پیش از انتخابات)

برنانیوز هم پیش از این فیلمی از حمله هواداران موسوی به جسله حامیان احمدی نژاد پیش از انتخابات گذاشته بود که به نظر می رسد با تغییر و تحولات این سایت حذف شده است. اما شاید دوستان لینک دیگری از آن داشته باشند و اینجا قرار دهند تا بقیه هم مطلع شوند.

اگر هم می خواهید با آشوب طلبان واقعی آشنا شوید، این آخرین موردی است که تنها ساعتی پیش اتفاق افتاد و بار دیگر حریم دانشگاه را شکستند و آن را به صحنه جسارت های خود تبدیل کرده اند و البته این حرمت شکنی ها از نظر آنان اشکالی ندارد.

 

پ.ن 4 : چند روز پیش که داشتم مطلبی در مورد یک شایعه می نوشتم، سایت جهان همزمان با بنده، مطلبی در مورد آن منتشر کرد. امروز هم که در حال اتمام این مطلب بودم، سایت الف مطلبی در این مورد به نقل از یکی از نزدیکان او منتشر کرد که برخلاف استناد مطلب بنده به فیلم منتشری، ماجرا را از دید این اصلاح طلب نزدیک به خاتمی (و البته با پیازداغ هایی بسیار کمتر از آنچه پیش از این در رسانه های صادق اصلاح طلب منتشر شده بود) روایت کرده است، امیدوارم سایت الف و رسانه های مشابه، با انتشار نوشتاری از سوی طرف دیگر ماجرا، حقیقت این واقعه را که مورد سواستفاده زیادی واقع شد و جنجال سازی رسانه های اغتشاشگر در مورد آن، به نوعی زمینه ساز حوادث تاسف آور روز عاشورا هم بود؛ روشن کنند و اگر التهاب آفرینی عمدی از سوی خاتمی و رسانه های او در این باره صورت گرفته است، با آنان برخورد شود.

پ.ن 5: اصلاح طلبان با این خبر خودساحته، بهانه ای یافتند تا به جای واکنش به هتک حرمت روز عاشورا و عزداران امام حسین (ع)، نسبت به تعرض (؟!) به خاتمی واکنش نشان دهند ( + و  + و +)! جدا از اینکه اگر این خبر راست هم بود، تفاوت ارزش امام حسین (ع) و خاتمی را در نظر اینان مشخص می کرد؛ با مشخص شدن دروغگویی در مورد این خبر، خجالت آنان بیش از گذشته شد.

این بنده خدا هم که از حاظران در جلسه بوده، از این همه داستان پردازی رسانه های اصلاح طلب در مورد این ماجرا، به شدت متعجب شده است.

پی نوشت های پاسداران :

- والا تا‌انجا که من در فیلمی که خود سایت کلمه اختصاصا منتشر کرده می بینم ، خاتمی روضه اش را هم می خواند. دیگر قرار بوده چه بگوید که نیمه تمام بماند ؟

- مطلب آقای ایمانی در سایت الف هم منتشر شده که مطالعه واکنش مخاطبان در این سایت خیلی توصیه میشه :)  یکی از طرفداران آقای خاتمی در همین واکنش ها چیزهایی را ادعا کرده که با مرور همین فیلم سایت کلمه بدیهی است هیچ کدامش ذره ای صحت نداره . البته تو همین واکنش ها بقیه به ایشون جواب داده اند.

-طرفداران جریان سبز با آمدن خاتمی شعاری سر می دهند که ما تا عمر داشته ایم جایی نشنیده بودیم که بگویند :"صل علی محمد ، روح!!! خمینی آمد!" :) راستی این حضرات چقدر به خمینی اعتقاد دارند ؟ این حضرات تو عمرشان چندبار راه جماران را طی کرده اند ؟ :)


 
من عذر می خواهم :)
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

من ، ‌به طرفیت از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران ، وحید یامین پور عنصر رسانه ای خوشفکر و آوانگارد انقلاب اسلامی ، نیروهای ارزشی و ولایتمدار حاضرشده در برنامه رو به فردا و خصوصا اصلاح (!) طلبان حاضر در این برنامه از لیست زیر عذرخواهی می کنم:

1- منشه امیر پیرمرد رادیو صدای رژیم صهیونیستی
2- جمشید چالنگی پیرمرد صدای آمریکا
3- مهدی اردلان جوون تلویزیون دولتی انگلیس (بی بی سی) ( کسی بنام سیاوش اردلان در بی بی سی هم وجود ندارد. سیاوش اسم اصلیش مهدی است . چرا با نام مستعار برنامه اجرا می کنی ؟ )
4- مسئولان نامحترم دفتر دیپلماسی عمومی وزارت امورخارجه آمریکا
5- مسئولان نامحترم دفتر امور ایران وزارت امورخارجه آمریکا
6- اعضای نامحترم لابی اسرائیل در آمریکا (آی پک بروزن آیس پک !)

حالا چرا ؟

بالاخره وحید کلّی مشتری پرانده ! خب ما که می دانیم ، این حضرات و البته بسیاری دیگر از دوستانشان هم می دانند ، از خدا هم که پنهان نیست از شما چه پنهان که این آقا وحید ما ، این چند وقته کاسه کوزه برای این نادوستان بجا نگذارده ..

جمشید چالنگی پیرمرد صدای آمریکا در کنار جوان احمد باطلبی گوگل را تا زیر گروه دهم و بیشتر رفتم ، هنوز 80 درصد مطالب موجود ، بدون آنکه نام فارسی برنامه رو به فردا را در Qoute قرار دهم، مربوط به این برنامه بود.

ضد انقلاب و ضرت انقلاف ( با هم فرق دارند ! ) و حزب اللهی ، همه مشتری اند. شدیدا غریبا ! بابا ملت خب دوست دارند ببینند اینها که همه اش ادعا می کنند ما حرف داریم و حرفهایمان جواب ندارد ، چرا در گفتگوها که حاضر می شوند ، ضرتشان قمصوور ، یا قم سور ( املای صحیحش را نمی دانم ) می شود ! :)

...

می دانید چرا اول از منشه امیر عذرخواهی کردم؟ اخه بنظرمیاد ایشون از بقیه خیـــلی بدتر  و بیشتر ناراحت است. مطالبی که ایشون بعد از برنامه کواکبیان گفته خیلی خیلی صریحه و با لحنی بسیار تند و  ناراحت و عصبی تهیه شده :) بدجوری ایشون آزار دیده . برای همین مصیبت عظما که به ایشون وارد شده لازم دیدم اول ایشون رو از عزا در بیارم ... حالا تا اینکه تا وقتی این کارها هست ، اصلا منشه امیر از عزا در بیاد یا نه ، بخودش مربوطه...

منشه امیر گفته کواکبیان نماینده جریان سبز نیست . گفته گناه پایان جریان سبز گردن امثال کواکبیانه . گفته کواکبیان نماینده خودشه . اعتراض کرده به تصریح کواکبیان به غلط بودن اغتشاشات ، صحت ولایت مطلقه فقیه ، غلط بودن عدم مرزبندی و ...

البته تا اونجا که من یادمه ، آقای حجتی کرمانی رو هم روزنامه صبح امروز سعید حجارینا کلی باد تو استینش کرد رفت تلویزیون جلوی عمامه مصباح که کم آورد ، سعید حجاریان نوشت ایشون نماینده ما نبوده . اصلا کی گفته ایشون بره اونجا ؟ :))

حالا امروز که آقای جواد اطاعت هم به این روز افتــاد ، یحتمل ایشون هم نماینده کسی نیست. جالبش اینجاست خود این حضرات هم ، همون موقعی که شروع می کنند به بحث ، همین رو تاکید شدید می کنند. چرا ؟ چون می دونند مجبورند به خیـــلی چیزها اعتراف کنند ، خیلی چیزها رو بپذیرند ، خیلی چیزها رو انکار کنند و قس علی هذا .

اما چه فایده...

مردم دارند می بینند...

هر کسی از اینها می آید ، نماینده اینها نیست. پس کی نماینده هست ؟ اصولا این جریان هیچ وقت هیچکسش هیچ کجا نماینده هیچ کس نیست هیچ وقت هم هیچ چیز را محکوم نمی کنند مسئولیت هیچ چیز را هم به عهده نمی گیرند از هیچ چیزی هم راضی نیستند :)) البته خب اینم اشکالی نداره و طبیعیه . اینها اون موقعی هم که هم دولت و هم مجلس دستشون بود شروع کرده بودند بهتراشیدن سر همدیگه :)) معلومه که با هم دیگه هم نمی تونن توافق کنند.

در حاشیه...

تعداد کامنت های وبلاگ من به ازای حدود هشتصد پست از ده هزار عدد گذشت... فکر می کنید چرا ؟ :)


 
بالاخره سناریوی "کشف حجاب" کار کی بود؟ :)
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

مدتی قبل ، چند روز تمام ، طرفداران جنبش سبز جمهوری اسلامی را به راه اندازی برنامه ای بنام مبارزه با حجاب اجباری تهدید کردند. قرار بود برنامه شان را در روز 17 دی اجرا کنند. دیوار نویسی ها و ایمیل ها و مطالب مختلف بود که از سر و روی صفحات اینترنتی شان میبارید. توجیهات مفصل و مرکبی را هم برایش داشتند، اما یادشان رفته بود که رضاشاه پهلوی ، دقیقا در همین روز ، با سرنیزه ، بشکل اجباری ، چادر از سر زنان مسلمان برگرفته بود.

شروع تبلیغ برای این روز ، مربوط به قبل از روز 9 دی بود. اما با ارزیابی آنچه که در 9 دی به سرشان آمد ، تبلیغ برای برگزاری این برنامه را کنار گذاردند و شروع به اجرای سناریوی ننگین و رنگین دیگری کردند.

یکی از پایگاههای اینترنتی این جریان مدعی شد قرار است چیزی بنام "کارناوال کشف حجاب" توسط جمهوری اسلامی برای بدنام کردن این جنبش بوجود بیاید. بعد هم که این پایگاه دروغ پراکن فیلتر شد ، پایگاه اصلی این جنبش فریبکار ، ادعا کرد فیلتر شدن این پایگاه بخاطرافشای این سناریو بوده است!

با کمک تصاویر و اطلاعات ارسالی یکی از دوستان انقلابی بنام آقای محبعلی که در یکی از شبکه های اجتماعی سبزها عضویت دارد ، روشن می گردد که این عناصر ، خود از قبل این برنامه ضد انقلابی را تبلیغ و بعدا بخاطر محاسبه های جدید ، از قبول مسئولیت برگزاری این حرکت تبری جستند :

یکی از عناصر حامی این جریان با کد کاربری عین الله که در صفحات پایگاه اینترنتی فرندفید پرچمی از ایران آغشته به خون را نماد گرافیکی خود قرار داده است ، مانند بقیه دوستان سبز خودش چند روز تمام اقدام به تبلیغ ماجرای کشف حجاب روز 17 دی می نماید.

پس از تکذیب این ماجرا توسط سایت راه سبز ، برادر دانشجوی انقلابی و مذهبی مان آقای افشین محبعلی ، تصاویر تبلیغات قبلی این حضرات را در همین سایت منتشر می نماید و این نتیجه گیری طنز که "قاعدتا بر اساس اعلام سایت راه سبز ، آقای عین الله باید عامل نظام اسلامی باشد " را اعلام می کند.  کاربر کد عین الله پس از آن با "مسدود کردن" دسترسی آقای محبعلی ، گفتگو با وی را کامل قطع و مطالب خود را از دید وی پنهان و اصطلاحات آنها را "خصوصی" می کند .

آقای محبعلی این تصاویر را برای بنده ارسال کرده اند . حالا سایت راه سبز توضیح دهد با اثبات کذب بودن ادعای قبلیش ، بالاخره سناریوی "کارناوال کشف حجاب" کار کی بوده و علت فیلترینگ وبسایت دوستشان چه بوده است؟ :)

***

حضرات ضرت انقلاف ! یک کم مرد باشید. خب ؟

نمی میرید. تضمین می کنم . تازه زنده می شوید.


 
بوی خوش شهادت - استاد علیمحمدی ترور شد
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

این همه را در متن تاریخ بنگر ،‌مبادا غافل شوی..

زمان بر هیچکس وفا نمی کند ، اما با این همه ، زمان بر عاشورا مانده است...

استاد علیمحمدی به قافله شهدا پیوست

به گزارش حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس، بر اساس اطلاعات اولیه استاد محمدی هنگام خروج از منزلش در منطقه قیطریه تهران در انفجار یک بمب کنترل از راه دور کشته شد. دستگاه‌های امنیتی و انتظامی بررسی این حادثه تروریستی و شناسایی عوامل آن را آغاز کرده‌اند. محمدی استاد فیزیک بود که در پی بمب گذاری در یک موتور سیکلت مقابل منزلش ترور شد.


 
حزب الله ! بگوش ! فرمان از فرماندهی کل رسید !
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

حزب الله ! بگوش باش. امر از فرماندهی کل قوا رسید !

هیچ کس ، هیچ کجا ، هیچ اقدام یا حضور بدون ماموریت یا سمت قانونی نداشته باشد. همه، آماده ، با گوشهای یتیز و سینه هایی با جوش و خروش.

حجت بر همه تمام شد.

آماده باشید

دستور فرماندهی معظم کل قوا صادر شد. حجت بر همه تمام شد.

مسئولان سه قوه دریافته اند که مردم در چه جهتی حرکت می کنند.

تمام شد.

از حالا دیگر فقط باید منتظر بود. منتظر عمل مسئولان به تکالیف قانونی.

حواستان باشد.

هیچ اقدام خودسرانه ای را اجازه وجود ندهید. هر حرکت خودسرانه ای پیشگیری و خنثی کنید.

تکلیف مشخص است.

همه ، آماده باشند. دستگاه قضایی قرار است به تمامی تکالیف قانونی خود منطبق بر مر قانون عمل کند. مابقی مسئولان هرکس هم مسئولیت خود را انجام دهد.


 
واسه بیعت با جون و دل اومدم
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:


 
اوج حماقت، در جعل سبز! ( بنقل از بچه های قلم )
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

ذلت، حقارت و درماندگی جریان نفاق سبز به جایی رسیده که برای فضاسازی، شانتاژ و تحریک افکار عمومی، دست به جعل اسناد نظامی می‌زنند! آن‌هم چه جعلی؛ بسیار احمقانه، ناشیانه و مضحک.

و اما اصل ماجرا؛

در طول چند روز گذشته از طرف طرفداران جنبش! سبز، ایمیلی‌هایی برای اشخاص، سایت‌ها و گروه‌های اینترنتی ارسال می‌شود با این عنوان [یا عناوین مشابه]:

"افشای یک سند محرمانه: درخواست نیروی انتظامی از سپاه، برای جاگزینی نیروهای ضد شورش به دلیل شرایط نامتعادل روحی".

ضمیمه ایمیل هم تصویری است از آن سند محرمانه!

[این تصویر سند محرمانه‌ای!!! است که سبزک‌ها در اینترنت منتشر کرده‌اند.] - [تصویری از یکی از سایت‌های سبز! منتشر کننده این نامه محرمانه و سرّی!!!]

هر شخصی که خدمت سربازی رفته باشد [در هر یک از نیروهای نظامی و انتظامی] یا یکی از سربرگ‌های نیروی انتظامی را دیده باشد، با یک نگاه ساده به این به اصطلاح سند محرمانه!!! متوجه جعلی بودن و البته جعل ناشیانه آن می‌شود.

این نامه به قدری مضحک طراحی شده که نشان می دهد طراح یا طراحان آن، هیچ‌گونه اطلاعاتی در رابطه با نوع نامه‌نگاری اداری [نظامی، کلمات مورد استفاده در نامه نگاری‌های اداری معمولی! و حتی شکل سربرگ‌ها ندارند!!!

برای نمونه تنها به برخی از سوتی‌های به شدت مضحکانه این جماعت منطقی، قانون‌مدار و حرفه‌ای! در مورد نامه مورد نظر، اشاره می کنم [بر اساس تصویر نامه].

1- در هیچ سربرگ اداری در ج.ا.ایران، 2 بار از آرم الله استفاده نمی‌شود و البته جای آرم نیروی انتظامی در سربرگ‌های رسمی‌اش سمت راست نیست!

2- رنگ زمینه آرم نیروی انتظامی، با رنگ کاغذی که روی آن چاپ می‌شود یکی است! زیرا در طراحی آرم، این بخش بدون رنگ در نظر گرفته شده است. [آرم از جای دیگری به این برگه منتقل شده است].

3- از [نویسنده] و به [مخاطب] نامه بسیار ناشیانه انتخاب شده‌اند. این دو رده نظامی، بر اساس قوانین نظامی امکان ارسال نامه مستقیم به یکدیگر را ندارند!

4- مهر "شخصاً مفتوح فرمایید" روی متن نامه خورده است!!! یعنی وقتی نامه از پاکت خارج شده و آن را باز می‌کنید! تازه متوجه می‌شوید که شخصاً باید مفتوح می‌کردید!!!

5- جاعل یا جاعلین ناشی این نامه نمی‌دانسته‌اند که در ساختار انتظامی و نظامی و در کل، نیروهای مسلح ج.ا.ایران هیچ بخشی با پیشوند یا پسوند "گارد!" وجود ندارد و به احتمال زیاد این کلمه را از عنوان "گارد جاویدان" حکومت پهلوی کپی‌برداری کرده و یا این‌که از شنیده‌های کوچه بازاری و سبزکی! خود استفاده نموده است!

6- جاعل یا جاعلین سبز این سند محرمانه! نمی‌دانسته‌اند که عبارات و الفاظ عامیانه و شخصی در نامه‌های رسمی وجود نداشته و تخلف محسوب می‌‌شود، مگر در مواردی که قرار باشد عین یک عبارت یا کلمه‌ای را به نقل از شخصی بیاورند.

7- هیچ‌یک از مقامات نیروی انتظامی برای امضاء نامه‌های رسمی و ستادی از عنوان "بسیجی" استفاده نمی‌کنند و تنها مجاز به استفاده از عنوان و درجه ابلاغی هستند.

8- مهر در نامه‌های اداری باید زیر یا بر روی امضاء و در سمت چپ نامه بخورد نه در یک گوشه نامه، آن‌هم سمت راست!!!

9- مهر محرمانه بر روی پاکت نامه می‌خورد! و اگر قرار باشد روی نامه درج شود، در بالای نامه و قبل‌از متن نامه قرار می‌گیرد.

10- قسمت‌هایی از نامه که  سیاه شده است را با دقت نگاه کنید. اگر متن را بخوانید متوجه می‌شوید که در اکثر این قسمت‌ها از نظر دستور زبان و عبارت‌های نامه، هیچ کلمه‌ای نباید باشد و جاعل ناشی جاهای خالی بخش‌هایی از نامه را سیاه کرده که نه عبارت مهمی در آن بوده و یا این‌که کلمه‌ای در آن بخش وجود نداشته.

11- به کادرهای جدا کننده بخش‌های نامه توجه کنید. هیچ‌یک از سربرگ‌های نظامی، دارای کادرهای ساده و بدون طراحی یا رنگ بندی متمایز کننده نیستند! جاعل بی‌سواد، به وسیله یک نرم‌افزار گرافیکی ساده اقدام به کادرکشی و قرار دادن بخش‌های مختلف این جعل حرفه‌ای!!! نموده است.

اوج حماقت در این جعل ناشیانه از آن‌جایی مشخص می‌شود که جاعل ساده‌ی ما! نمی‌دانسته که وقتی طرحی را با یک نرم‌افزار گرافیکی ایجاد کرده و از آن یک خروجی نهایی می‌گیرد، نرم‌افزار به صورت پیش‌فرض، نام سیستم سخت‌افزاری و شماره سریال سیستم عامل اجرایی (در اینجا ویندوز) و همچنین شماره سریال یکتای آن ورژنی از نرم‌افزار (در اینجا Photoshop) را در قالب تصویر و در بخش اطلاعات تصویر ذخیره می‌کند! اطلاعاتی که بخشی از آن‌ها به راحتی و حتی برای کاربران آماتور و بخشی دیگر (جزئیات) توسط نرم‌افزارهای خاصی قابل دسترسی است.

و در پایان باید گفت: زنده باد Photoshop!

مطالب مرتبط:
.: ما بی‌شماریم؛ اگر فتوشاپ بگذارد! +
.: تصاویر فتوشاپی جدید از نوع سبز! +
.: رسوایی در دست‌کاری عکس مراسم روز قدس. +

پی نوشت های پاسداران :

با توجه به اینکه من اطلاعات بیشتری در حوزه مکاتبات اداری و نظامی دارم چند نکته هم من اضافه می کنم :

١- نه در ارتش ، نه در وزارت دفاع ، نه در بسیج و نه در سپاه ، حفاظت اطلاعات رده نظامی دارای "فرماندهی" محسوب نمی شود . بلکه سازمان نظامی  است و مسئول آن "رئیس" این سازمان می باشد و با همین عنوان مکاتبه انجام می شود. پس درج عنوان "فرماندهی حفاظت اطلاعات..." هم یک سوتی بزرگ دیگر.

٢- درج عنوان سرتیپ بسیجی به این دلیل بوده که طراح این گاف ، یا از زمان مسئولیت سردار نقدی ( که عضویتش بسیجی ویژه است ) - بیش از هشتسال پیش - دیگر در جریان تحولات کشور قرار ندارد و فکر می کند ایشان هنوز همانجا مشغول است ،‌یا اینکه می خواهد روی ذهن کسانی کار کند که چنین مشکلی دارند و فکر می کنند ایشان همانجا مشغول است. هرچند سردار نقدی هم آنزمان از لفظ سرتیپ بسیجی استفاده نمی کرد و با لباس خود ناجا مشغول به خدمت بود. عکس های ایشان در مطبوعات دوم خردادی و غیر دوم خردادی با البسه خود ناجا همه جا پخش است. حالا خوب است اسم ایشان را ذیل آن ننوشته اند !

٣- وقتی کسی می خواهد یک نامه خاص را "افشا" کند ،‌ بخشهایی از آن را که می تواند منجر به روشن شدن محل درز آن باشد "سیاه" می کند. این سیاه کردنها برای القای این نکته است که این نامه حقیقی است و افشا شده . در عین حال ، سیاه کردن نقاطی که حالا حاوی اطلاعات مهم باشند یا نباشند ، اما ربطی به شناسایی محل درزرفت اطلاعات نداشته باشند ، بچه بازی است.

۴- از کی تاحالا از "دفتر" فرماندهی یک رده وقتی با کسی مکاتبه می شود ،‌خود فرمانده آن رده آن را امضاء‌می کند ؟ این هم تناقضی بین بالا و پایین همین نامه.

۵- نامه ای که کل مطلب آن تمام شده و در متن آن هم به هیچ پیوستی اشاره نشده ، چرا در صدر نامه کنار شماره نامه نوشته : "پیوست دارد" ؟

۶- وقتی در ناجا ، آجا و ودجا ، چیزی بنام نمایندگی ولی فقیه وجود ندارد و بجای آن ، "سازمان عقیدتی سیاسی" وجود دارد و این نام مختص سپاه و بسیج ( رده های نظامی "نهادی" ) است ، چرا این نامه ی ناجا در رونوشت درون سازمانی برای نماینده ولی فقیه  آن رونوشت شده ؟

٧- اصولا هرگز رده های نظامی ، هنگام مکاتبه های اداری بین هم ،‌نامه ها را مهر نمی کنند. چه رسد به اینکه حالا مهر مسخره و غیرمنطقی هم زیر آن بخورد یا نخورد . این مهر فقط برای افزایش ضریب القاء زیر این نامه آمده است. مگر مواردی که مکاتبات تعهد آور باشد یا در شرایط خاصی باشند. مثل نامه سنوات بسیج که تحویل فرد می شود. یا احکام ماموریت که تحویل افراد می شود. یا مکاتبات اسناد مالی و امثالهم... . در ارتباط بین این رده ها ،‌امضاء‌مقام مجاز به امضاء طی مکاتبه ای توسط رده مافوق به اطلاع گیرندگان مکاتباتی می رسد و امضاء‌و نام کافیست.

٨- مهر طبقه بندی درج شده روی این نامه جدا از آنکه با متن مورد ادعا تناسب ندارد و باید در حد سری می بود ،‌ کنارمحل امضاء ضرب شده است ! که کاملا با الگوی مکاتبات نیروهای مسلح تفاوت دارد. حضرات اگر نمی دانند بدانند نیروهای مسلح برای نگارش مکاتباتشان و الگوی ارسال ودریافت نامه از آئین نامه های سخت گیرانه ای تبعیت می کنند که خب البته موجب مسخره شدن جعلیاتی اینگونه می گردد.

٩- جالب است در محل امضاء‌ ، جایگاه شغلی و درجه ی ادعا شده مشخص است. اما نام را سیاه کرده ! یعنی الان مخفی کرده کی نامه را امضاء کرده !

البته ، بنظر من بیشتر این سوتیهایی که ما در این موضوع می شماریم ، بیشتر از این که واقعا گاف طراح و آدم فوتوشاپ باشد ، بدلیل تاکید و قصد طراح برای تاثیرگذاری بر ذهن مخاطب عوام ، انجام شده . والا ،‌برای انسان عادی و با اطلاعات در حد یک سرباز صفر ،‌ کودکانه بودن آن ، محرز است.


 
برغم مدعیان
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

برغم مدعیانی که منع عشق کنند

جمال چهـره ی تو حجت موجه مااست


 
می شنوند ،‌اما گویی معنا را نمی فهمند
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:


 
صدای مرا به میر حسین برسان
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

متن زیر نامه ای است خواندنی ، از استاد سید محمد روحانی نویسنده ی کتاب ارزشمند ایستاده در باد، در جواب یکی از شاگردان شان که بیانیه ی هفدهم موسوی و نامه ی رضایی را برایشان ارسال کرده بود.

یکی از دوستان برایم فوروارد کرده بود. شما هم ببینید.

بسم الله الرحمن الرحیم
 
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک؛ اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله؛
اللهم العنهم جمیعا.

سلام مهدی عزیزم.

ایمیلت را که شامل بیانیة آقای موسوی و نامة آقای رضایی بود خواندم. از زحمتی که کشیدی ممنونم اما نفهمیدم چرا آنها را برای من فرستادی. اگر منظورت این بود که مرا از محتوای این بیانیه و آن نامه مطلع نمایی، باید عرض کنم که قبل از ایمیل شما آنها را خوانده بودم. اما اگر منظورت این بوده که نظر مرا بدانی، اجازه بده چند سطری برایت بنویسم و گفتگوی مفصل‌تر را موکول کنیم به دیدار حضوری در سر کلاس حلقة مطالعات.


 
تا کمتر از یکماه دیگر...
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

ایران تولید خواهد کرد


 
استراگیجـی ضد انقلابی :))
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

قابل درکه.

میرحسین که با بیانیه دومش ، به خون هرچی شهید ( :)) ) جنش خودشون خیانت فرمود و اعتراف به قانونی بودن دولت کرد

از فریدام هاوس آمریکایی هم که فرمان انتقال رهبری ظاهری جریان به خارج از مرزها صادر شده

بیانیه ها هم که دیگر از لندن صادر میشود

آبرویی هم که برای این ماجرا نمانده و حتی مراجعی که نظاره گر بودند هم به میدان آمده اند

حق دارید.

به این وضع می گویند استرا گیجی .

وقتی استراتژی نداشته باشی ، استراگیجی می گیری.

...

مثل اینکه آنچه که من بر اساس ادراک و شناخت شخصی خودم نوشته بودم ، بسیار برای این حضرات استراگیجیست ضد انقلاب خیلی گران تمام شده . چند نکته را از خلال مطالبشان می توان یافت :

1- اصرار فراوانی بر دروغگو معرفی کردن پلیس دارند. یعنی هزاربار هم بگویی اصولا پلیس فقط در مورد حادثه خیابان خوش و انقلاب که یک دستگاه خودروی شخصی بوده   - اما سرقتی- اظهار نظر کرده ، دست بر نمی دارند. این بار نام احمدی مقدم را می اورند. در حالیکه هم سردار احمدی مقدم فرمانده کل ناجا و هم سردار احمدرضا رادان جانشین فرمانده ناجا فقط در مورد ماجرای خیابان خوش اظهار نظر کرده اند. کلید واژه ای که اینجا افشا کننده است ، اشاره پلیس به کشته شدن دو نفر است. در حالیکه حضرات اپوزیسیون زور زده فقط نام یک نفر را اعلام کرده اند.

2- متوسل به فحاشی اند. فحش. فحش. همین . استدلالی در رد مطالب اقامه نمی کنند. باز البته خدا پدر و مادر یکی دوتاشان را بیامرزد لابلای فحاشی سعی کردند کمی ادعاهایی بکنند. کامنت ها را ببینید. ازشان تشکر کردم و جوابهایی دادم .

3- بجز یکی دو دوست خیرخواه ، از دیوار یک خطای تایپی و یک عدم توافق بر سر املای یکی از خطوط آویزانند. اگر راست می گویند به اصل مطلب برسند.

اما در آخر ، عکسی جدید را ارسال کرده اند که سوژه این مطلب جدید من شده . در ادامه آن را هم با هم می خوانیم...


 
خودروی پلیس مردم را زیر گرفت ؟
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

چند روز است که ضد انقلاب حیله ای عجیب را عملی کرده است. این حیله از دو قسمت اصلی تشکیل می شود که قصد دارم هر دو قسمت را بازخوانی کنیم .

ماجرا ، انتشار فیلمی در یوتیوب و منابع ضد انقلاب است که طی ان ادعای زیر گرفته شدن "یک نفر" از اغتشاشگران توسط خودروی پلیس مطرح شده است. حتما از این ادعای جدید ضد انقلاب با خبر هستید. من از زمانی که با این خبر مواجه شدم بشدت بدنبال فیلم مذکور گشتم و توانستم دو قطعه فیلم مربوط به این ادعا را در یوتیوب پیدا و بررسی کنم .

دو قطعه فیلمی که من پیدا کردم ، هر دو متعلق به ضد انقلاب است. اما دو فیلم با هم تفاوتهایی در تدوین دارند که به کشف ذات ماجرا برای من ، کمک زیادی کرد.

فیلم اول ، در ابعاد کوچکتر ، از صحنه ورود دو خودرو ، تا لحظه خروج یکی از آنها از ضلع شمالی "میدان ولیعصر" ادامه دارد. فیلم دوم ، در ابعاد بزرگتر ، با سخنان سردار سرتیپ پاسدار حاج احمد رادان آغاز و از صحنه دنده عقب گرفتن یکی از این دو خودروی موجود در این ماجرا ، شروع می شود و با پرشی محسوس ، به روی فردی که فیلم وی را مجروح این ماجرا معرفی کند می رود و به پایان می رسد...


 
تا مبارزه هست ...
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:


 
یادتان هست که احساس خطر می کردید؟
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

یادتان هست که احساس خطر می کردید؟
از کلامی که دروغش خواندید،
از جماران و کلام پیرش که تو فریاد زدی گم شده است.

این خطر چیست؟ کدامین احساس؟
انعکاس رخ چون آینه روح خدا و آتش؟
هر کلامش که بریدید و به دلخواه از آن راه بجویید، خطر می دانی؟

هلهله در غم سالار شهیدان، آتش دامن غمبار سیاهی عزا هم خطری آیا هست؟
آتش و صفحه قرآن را چه؟
سنگباران عزادار حسین بن علی را تو خطر می دانی؟

با توام مرد! که انگار به خواب ابدی مهمانی.
یادتان هست؟! تبارت به همان خیمه تنهای غم انگیزترین لحظه تاریخ شباهت دارد؟
یادتان هست چرا چادر خاکی؟ در و دیوار؟ کبودی بر چشم؟

یادتان هست که صفین، که قرآن، نیزه؟
یادتان هست که کربی و بلایی بودست؟
یادتان هست که لعنت کردند، تا دم صبح ابد، هر که را «حاربهم» تیغ کشیدست و "ولی" گم کرده است؟

تو اگر یادت نیست، یادمان هست که چندین فرسنگ مانده تا داغ ترین هرم عطش، فتنه را بن بکنیم، خولی و شمر و یزید و عمر سعد، نه که در کرب و بلا، بلکه قبل از حکمیت، ما به عمار، به مالک بسپاریم و علی، پور علی، شاد کنیم.

تو اگر یادت نیست، این به خاطر بسپار.


 
یک بار برای همیشه...
ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

کسی بیاد و زن خودش رو ببره هی با خودش این ور و اونور جلوی این دوربین اون دوربین ، بعدم عکس زن خودشو در ابعاد سه در چهار متری ، تمام رنگی، درب ستادهای انتخاباتیش نصب کنه ، بعدم نسخه های آ چهار از عکس خودش و زنش رو بین طرفدارای خودش پخش کنه ، اسمش میشه "ناموس پرست" و "غیرتی" ، اونوقت اگه طرف مقابل ، عکس سیاه و سفید و سه در چهار سانتیمتری کپی مدرک تحصیلی زن همین یاروی اول رو به خود این یارو نشون بده ، کار بی ناموسی کرده ؟

 

...

 

خجالت بکشین بابا ! ،

خجالت بکشین!

یک کم مختونو بذارین کار کنه !


 
جماعت ضد دروغ ! بازم دروغ ؟ آخه بازم دروغ ؟
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان ، سایت رسمی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با انتشار تصویر دختری با سر و روی خونین، ادعا کرد که وی در ناآرامی‌های روز عاشورای تهران به این حال و روز افتاده است و در کنار آن ، پیام حمایت مریم قجر عضدانلو ( مریم رجوی ) از هتک حرمت روز عاشورا را نیز درج کرده است !

جالب آنکه برای بالابردن ضریب القاء این دروغ مسخره ، روی چشمهای این دختر نوار سیاه رنگ گذارده اند تا مخاطب فکر کند این کار برای حمایت از وی است تا وی قابل شناسایی و دستگیری توسط جمهوری اسلامی نباشد !

این

در حالی است که عکس یاد شده تصویری معروف از یک دختر عرب تبار در حال قمه‌زنی است که از چند سال پیش در سایت‌های شیعی و ضدشیعی بازتاب گسترده‌ای داشته است. با اندکی دقت در اصل تصویر می‌توان دریافت که گروهک منافقین برای سوء استفاده از این تصویر که به لحاظ زمانی و مکانی هیچ سنخیتی با حوادث اخیر ندارد، حاشیه‌های آن را که نوشته‌هایی به زبان عربی در آن مشهود است، حذف کرده است. تصویر اصلی، دختری را به همراه عده‌ای دیگر نشان می‌دهد که در شهر نبطیه در جنوب لبنان مشغول قمه‌زنی هستند.

تابلوی مؤسسه بیت الهدی ـ مرکز فروش لوازم حجاج در شهر نبطیه ـ و تابلوهای دیگر به زبان عربی نیز در زمینه تصویر کاملاً مشهود است.

جعل تصاویر از شیوه‌های قدیمی منافقین برای فریب افکار بوده است. پیش از این، گروهک تروریستی منافقین برای تحریک احساسات مردم و توجیه جمع‌آوری کمک‌های مالی در اروپا ـ که از سوی خود منافقین «گدایی شرافتمندانه» خوانده می‌شود ـ با جعل عکس‌هایی از کتاب «کودک، ایمان، رهایی»، مدعی شده بود که والدین این کودکان به دست حکومت ایران اعدام شده‌اند. این در حالی است که کتاب یاد شده در بردارنده شکار لحظاتی از زندگی کودکان نقاط مختلف ایران توسط عکاسان صاحب نام کشورمان است که از سوی هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است. برخی عکس‌های این کتاب، پیش از آن در نشریات کشور از جمله روی جلد مجله «اطلاعات هفتگی» نیز به چاپ رسیده بود.

چند سال پیش نیز گروهک منافقین با انتشار گسترده عکس بازدید سید محمد خاتمی ـ رییس‌جمهور وقت کشورمان ـ از موزه عبرت در سایت‌های عربی، صحنه‌های بازسازی شده شکنجه نیروهای انقلابی توسط ساواک را شکنجه اسرای عراقی در ایران عنوان کرده بود. جالب آنکه خبرسازیهای سازمان منافقین در رسانه های رسمی غربی بعنوان خبر قطعی پوشش داده می شود که از جمله خبرگزاریهایی که در این مورد خبر سازمان منافقین را پوشش دادند ، می توان به خبرگزاری فرانس 24 متعلق به فرانسه اشاره نمود.


 
شناسایی کنید
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ضمن تسلیت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) و یاران با وفایش و اعلام انزجار از حرمت شکنی عناصر مجرم و هنجار شکن که در روز عاشورای حسینی(ع) به هیات های مذهبی حمله و نسب به تخریب اموال عمومی و توهین به مقدسات و شعایر اسلامی اقدام نمودند، از عموم مردم عزیز درخواست می شود در صورت شناسایی تصاویر درج شده در پایگاه اطلاع رسانی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به نشانیhttp://news.police.ir/هرگونه اطلاعات ومستندات مربوط به وقایع یاد شده بالا را از طریق تلفن های زیر اعلام دارند.

شماره های تماس : 88889704 – 88889705 ،شماره نمابر 22225544 و صندوق پستی : 331 - 14565

پلیس اطلاعات وامنیت عمومی نیروی انتظامی


 
و بازهم ...
ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

این مطلب رو باید همین الان هم روی صفحه اول وبلاگ بتونید بخونید. چند تا دختر از این سبزها که مثلن چادرین دارن پرچم ایران رو پاره می کنن که قسمت سبزشو دستشون بگیرن ...

فکر نمی کردم مثل ماجرای مجید توکلی که با چادر در رفت و گرفتنش و بعد پسرای اینا شروع کردن به چادر سر کردن ! :)) ، این ماجرای پرچم پاره کردن رو هم به سمبل مبارزاتی خودشون تبدیل کنن ، این عکسو یکی از بچه ها برام فرستاده ، کنار این عکسای قبلی میگذارمش همه ببینن ...

عکس خیلی بزرگه . سیوش کنید تا بتونید درشت ببینیدش ...پرچم های پاره شده از همون نوعی که دست این دو تا دختره پایینی هست رو می بینید ؟ قشنگ پرچم رو پاره کردن فقط قسمت سبزش دستشونه . اینها از ایران فقط ان قسمت که همزبان اینها باشد را می خواهند و حتی در ملی گرایی هم بشدت دروغگو هستند...

یادتونه در مورد حجاب فریبکارانه و سراسر ریا و منافقانه ی اینا چی نوشتم ؟

نوشتم : "...این چادری هایشان است. به این حجاب ها اعتماد نکنید.همانطور که می بینید ، از حجاب متعارف مانتویی ها هم بسیار بیشتر پوشیده است و البته البسه هم کاملا دمده است. این ، تیپ عناصر سازمان منافقین خلق است. همینطور که می بینید، در حال پاره کردن پرچم جمهوری اسلامی ایران و جدا کردن نوار سبزرنگ هستند... توضیح بیشتری لازم نیست. خدا کند بیدار کننده باشد..."

حالا این خبر را هم با هم بخوانیم:

در حالی که اغتشاشگران در یک برنامه سازماندهی شده، تلاش دارند تا با حضور در تیپ‌‌ها و قیافه‌های مختلف، از جمله استفاده از پوشش چادر و قرار گرفتن در مقابل دوربین‌های رسانه های غربی، حاضرین در آشوب‌های تهران را از همه اقشار مردم معرفی کنند، بررسی‌های رجانیوز ابعاد جدیدی از این ظاهرسازی را فاش کرد.

به گزارش رجانیوز، در حالی که حامیان موسوی، در روز عاشورا با هتک حرمت مقدساتی که حتی هموطنان غیر مسلمان ایرانی نیز احترام آنرا رعایت می‌کنند، خون ملت ایران را به جوش آوردند، انتشار تصاویری از این جماعت بی‌دین با پوشش چادر آنهم در حال هتک حرمت و شادی در روز عاشورای حسینی، مایه تعجب افکار عمومی شده است. با این حال، بررسی‌های رجانیوز و مراجعه به صفحات بلاگ های شخصی این آشوب طلبان نشان داد، که استفاده از این نوع پوشش ظاهرسازی بوده و این افراد، نه تنها اهل استفاده از پوشش چادر نیستند، بلکه به اولیات شرعی نیز پایبند نیستند.

برای نمونه، بهاره که به همراه یکی از دوستانش به عنوان دو زن محجبه با پوشش چادر در مراسم تشییع منتظری حاضر شده و عکس‌های خود را در اینترنت نیز منتشر کرده‌اند، در صفحه شخصی خود در وبسایت یاهو در کنار تصاویر خود با پوشش چادر در این مراسم، اقدام به انتشار تصاویر مبتذل و زننده خود در شهر دوبی نیز نموده است. این در حالی است که پیش از این نیز عکس هایی از حضور برخی زنان با پوشش چادر و به گونه ای بسیار مضحک در این تجمعات منتشر شده بود.

حالا ،‌این رو من می نویسم :

این دو خبر رو داشتید‌؟ حالا میخوام حتی نوع حجاب ظاهرسازی شده ی این عناصر منافق صفت رو ، با "مردم" واقعی ، نشون بدم :

این دو تصویر از خانوم های با حجاب پوشیده !! یا چادری !!! این جمعیت روباه صفت در روز عاشوراست : به بی اعتقادی این افراد به اصل حجاب دقت کنید و تضادش را با نوع پوششی که به تن کرده اند ببینید :

دستهای لخت ! موهای پوشیده ! واقعا حجاب کامل است. نتیجه حجاب مصلحتی!

حالا ، این منافق های روباه صفت با حجاب مصلحتی ! رو با مردم واقعی و بقول معروف چادری های همیشگی مقایسه می کنیم :

حرفی برای گفتن باقی نمانده ، روز عاشورا ، با انتحار سیاسی ضد انقلاب که ناشی از حماقت آنان است ، صحنه برای مردم یک طرفه شد. مرگ منافقین فرا رسیده.


 
حجاب یا بکینی؟ گناه زن آمریکایی!!
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

حجاب یا بکینی؟ گناه زن آمریکایی!! این عنوان مقاله ای است به قلم دکتر «هنری ماکوو». نویسنده در این مقاله دربرابر «حیا» به عنوان ویژگی دختر جوان مسلمان سر تعظیم فرود می آورد، چنانکه احترامش را نسبت به زن مسلمان مخفی نمی کند، زیرا زن مسلمان زندگی خود را برای خانواده، تربیت و رشد فرزاندان متمرکز کرده است. در نقطۀ مقابل ناخوشنودی خود را از پیامدهای انحطاط ارزشها و هیجان های جنسی در زندگی دختران آمریکایی، ابراز می نماید.

دکتر هنری ماکووو استاد دانشگاه، مخترع بازی معروف «Scruples»، نویسنده و پژوهشگر در مسایل زنان و جنبش های آزادی بخش است.

با وجود تفاوت در گرایش ها و اختلاف ایدئولوژیک، این مقاله میزان شگفت زدگی برخی آزادی خواهان منصف جهان غرب را نسبت به ارزش های اسلامی ما، نشان می دهد. مقالۀ دکتر هنری، عکس العمل های مثبت و منفی زیادی را در جامعۀ آمریکا داشته است.

دو چهرۀ متفاوت
دکتر هنری در این مقاله می نویسد: «روی دیوار دفترم دو عکس چسبانده ام: عکس اول تصویر زنی مسلمان و با حجاب است و در کنارش، تصویر زنی آمریکایی قرار دارد که در مسابقۀ ملکۀ زیبایی شرکت کرده و چیزی جز یک بکینی بر تن ندارد. زن نخست کاملا پوشیده است و دیگری کاملا عریان!» جمله های از مقدمه این مقاله و درآمدی بود برای نمایش دو نمونۀ متفاوت در گرایش و رفتار.»

جنگی با هدف گوناگون
نویسنده به انگیزه های پنهان غرب در جنگ علیه امت اسلامی و عربی اشاره می کند و توضیح می دهد این جنگ دارای ابعاد سیاسی، فرهنگی و اخلاقی است، زیرا به دنبال ثروت ها و ذخیره های امت اسلامی هستند، به اضافۀ این که ارزشمندترین دارایی مسلمانان را یعنی: دین و گنجینه های فرهنگی و اخلاقی را هدف گرفته اند. در زمینۀ مسایل زنان جایگزین کردن حجاب با بکینی، کنایه ای است از عریانی و فساد اخلاقی. نویسنده می گوید: «نقش زن در عمق هر فرهنگ نهفته است، جنگ خاورمیانه علاوه بر دزدی نفت مسلمانان، به دنبال گسست آنان از دین و فرهنگشان و جایگزین کردن حجاب با بکینی است»!!

دفاع از ارزش ها
دکتر هنری ارزشهای اخلاقی حجاب و پوشش زن مسلمان را می ستاید و می گوید: «من کارشناس مسایل زنان مسلمان نیستم. من زیبایی زنان را دوست دارم، به همین دلیل اینجا، انگیزه ای برای دفاع از حجاب ندارم ولی از برخی ارزشهایی که حجاب گویای آن است دفاع می کنم» او اضافه می کند: «حجاب از نظر من به این معناست که زن خود را برای همسر و خانواده اش متمرکز کند. تنها کسانی هستند که زن مسلمان را بدون حجاب می بینند، خانوادۀ او هستند و این مساله تأکیدی بر ویژه بودن زن مسلمان است»

زن مسلمان مربی نسل ها
نویسنده، از وظیفه و آرمان زن مسلمان و توجه و حرص او به سلامت خانواده و تربیت نسلی صالح تقدیر می کند و می گوید: «تمرکز زن مسلمان بر خانۀ خویش است: فرزندان را به دنیا می آورد و تربیتشان می کند. زن مسلمان تولید کننده ای محلی است. ریشه ای است که زندگی و روح خانواده را استمرار می بخشد... فرزندان را تربیت می کند و زندگی می آموزد و یاریگر همسر و پناهگاه اوست».

اما زن آمریکایی...
بعد از شرح تصویر نخست دیوار دفترش یعنی عکس زن مسلمان، دکتر هنری عکس دوم را تفسیر می کند و می نویسد: «در نقطۀ مقابل ملکۀ زیبایی آمریکایی است. بکینی به تن کرده و شبه عریان، در برابر میلیون ها نفر در صفحات تلویزیون، عشوه گری می کند. او ملکه ای عمومی است! بدنش را در مزایده همگانی به بالاترین قیمت عرضه کرده و هر روز در مزایدۀ علنی خود فروشی می کند! » او اضافه می کند: «در آمریکا معیار ارزش فرهنگی زن، جذّابیت اوست. بر اساس این معیارها، ارزش زن به سرعت کاسته می شود چون خود و اعصاب و روانش را برای خودنمایی به کار ی گیرد.»

مسایل جنسی و عواطف پوچ
دکتر هنری از انحراف دختران نوجوان آمریکایی در دوران بلوغ، عریانی و روابط نامشروع آنان انتقاد می کند و می نویسد: «الگوی دختران نوجوان آمریکایی، «پریتنی اسپیرز» است. او آوازه خوانی شبه عریان است. پرینتی به تو می آموزد که تنها وقتی محبوب هستی که روابط نامشروع داشته باشی! و این گونه است که وابستگی به عواطف پوچ را جایگزین روابط خانوادگی، محبت حقیقی و صبر می کنند.»

دختران پسرنما!!
سپس نویسنده به توضیح پیامدهای زندگی دیوانه وار دختران جوان آمریکایی منتقل می شود و می گوید: «پیش از ازدواج ده ها پسر با او مرتبط هستند. پاکی خود را که بخشی از جذابیتش است، از دست داده. تبدیل به انسانی جامد و حیله گر می شود که توان محبّت ورزیدن نخواهد داشت.» او اشاره می کند: «زن در جامعۀ آمریکا، خود را مجبور به پیروی از زندگی مردان می بیند. همین مساله باعث شد زنان آمریکایی، پرخاشگر و مضطرب باشند، شایستۀ همسر و مادر شدن نباشند. تنها به ابزاری برای کامیابی جنسی تبدیل شوند نه انسانی که عشق و مادر شدن را پیشه کرده است.»

نظم نوین جهانی و انزوا
دکتر هنری از سیستم زندگی در دنیای معاصر انتقاد می کند زیرا انسان را گوشه گیر و از جمع جدا می کند. او می نویسد: «پدر بودن قلّۀ پیشرفت انسان است. مرحلۀ رهایی از غرق شدن در شهوت هاست تا انسان بنده خدا گردد، تربیتی نو و زندگی جدید است» او اضافه می کند: «نظم نوین جهانی نمی خواهد ما به این سطح از رشد برسیم. قصد دارد ما را فردگرا و گوشه گیر کند. می خواهد تشنۀ روابط نامشروع باشیم و تصاویر مستهجن را به جای ازدواج به ما عرضه می کند».

دروغی به نام آزاد سازی زن!
دکتر هنری دروغ بودن، شعار آزادی سازی زن را افشا می کند. هنری این واژه را «فریبی سنگدلانه» توصیف کرده، می گوید: «آزادسازی زن، فریبی از فریب های نظم نوین جهانی است. فریبی سنگدلانه که زنان آمریکایی را اغوا نموده و تمدن غرب را ویران کرده است.» نویسنده تأکید می کند: «آزاد سازی زن تهدیدی برای مسلمانان به شمار می رود» و می گوید: «این مساله میلیون ها نفر را تباه کرده و تهدید بزرگی برای مسلمانان است.»

در پایان دکتر هنری می نویسد: «من از حجاب دفاع نمی کنم ولی تا اندازه ای طرفدار ارزش هایی هستم که حجاب گویای آن است. به شکل ویژه وقتی زن خود را وقف همسر و خانواده اش می کند، وقتی زن با وقار و تواضع رفتار می کند، باید چنین موضعی نسبت به او داشته باشم.»

مقاله به زبان اصلی در ادامه است.


 
مثل یک شطرنج باز ماهر...
ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

در خلال شلوغیها...

پادکستی دیگر در تبیین حوادث اخیر، از دفتر مقام معظم رهبری(مدظله)

 


 
 
 
تبلیغ ویـژه