| برای راهیان سرزمین نور... |
| ساعت ٥:۱٤ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ |
|
گوشه ای از خاطرات مقام معظم رهبری از دوران دفاع مقدس این فایل ها یا کیفیت بسیار خوب کار شده و آماده چاپ است.
کلمات کلیدی: کشور جمهوری اسلامی ایران
|
|
| در مقابل امام قدعلم نمی کرد |
| ساعت ٥:٠٩ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ |
|
|
|
| من متوجه این توطئه بودم! |
| ساعت ٤:٥۳ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ |
|
پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، به مناسبت فرارسیدن ایام ارتحال یادگار حضرت امام (ره) با انتشار خاطرات منتشر نشده محمد نبی حبیبی دبیر کل موتلفه از مرحوم سید احمد خمینی، از نحوه تعامل و برخورد آن مرحوم با فتنه گرانی که سعی در القا اختلاف بین ایشان و رهبر معظم انقلاب داشته اند پرداخته است. به گزارش جهان، یادگار حضرت امام دراین سخنان با اشاره به توطئه برخی اطرافیان به برخود قاطع خود با ایشان اشاره کرده و از نحوه مدیریت کشور توسط مقام معظم رهبری ابراز شادمانی نموده است. ایشان پرسیدند کدام جمله؟ عرض کردم جملهی شما این بود که "هرکس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیتالله خامنهای است، در خط آمریکاست."
حاج احمد آقا فرمودند: "آقای حبیبی! من این جمله را با اعتقاد کامل به آن، بیان کردم و جداً معتقدم، هرکس این تفاوت را قائل باشد، بخواهد یا نخواهد در خط آمریکا است."و اضافه نمودند: "یکی از موارد شگفتی من این است که حضرت آیتالله خامنهای در این حدود نوزده ماه، چگونه توانستهاند تعادل و توازن در کشور را مدیریت کنند؟ چون عوامل مهمی برای برهم زدن این تعادل و توازن و ایجاد بحران وجود دارد." حاج احمد آقا در ادامه گفتند: "آنهایی [تعبیری به کار بردند] که میگویند آیتالله خامنهای نه! پس میگویند چه کسی؟ مثلاً میگویند فلانی! او خانهی خودش را هم نمیتواند اداره کند." [البته مرحوم حاج احمد آقا اسم بردند] ایشان اضافه کردند: "عدهای خاص بعد از رحلت حضرت امام(ره)و انتخاب حضرت آیتالله خامنهای بهعنوان رهبر انقلاب، آمدند اطراف مرا گرفتند که شاید به زعم خویش مرا در مقابل ایشان بتراشند. من متوجه این توطئه بودم و توی دهن آنها زدم و معتقدم کسی که میتواند بعد از رحلت حضرت امام(ره) بار این مسؤولیت را به خوبی به دوش بکشد، حضرت آیتالله خامنهای هستند." حضرت امام(ره) به شما (حاج احمد آقا) فرموده بودند که این آقا (حضرت آیتالله خامنهای) شایستگی رهبری را دارا هستند. اما سؤال اینجانب از جنابعالی این است که شما خاطرهی دیگری که حضرت امام(ره) اشارهی صریح به شایستگی حضرت آیتالله خامنهای بعد از خودشان داشته باشند، دارید؟ ایشان پاسخ مثبت دادند و چنین بیان نمودند: "در سال 1365 در روزی که سران قوای سهگانهی کشور به اتفاق نخستوزیر در یکی از اتاقهای بیت حضرت امام در جماران، با حضور اینجانب جلسه داشتند. آیتالله منتظری هم تقریباً همزمان با حضرت امام(ره) ملاقات داشتند. در مقطعی از جلسهی سران سه قوه، امام(ره) وارد اتاق شدند، درحالیکه از ملاقات آیتالله منتظری عصبانی بودند. بدون مقدمه گفتند که "من از اول هم با رهبری آقای منتظری بعد از خودم مخالف بودم، ولی مجلس خبرگان کاری کرده بود و من هم مصلحت را در سکوت دیدم. اما حالا در جمع شما میگویم که با رهبری آقای منتظری مخالفم."
با این مطلبی که فرمودند، سکوت سنگینی بر جلسه حاکم شد و پس از این سکوت آیتالله خامنهای سکوت راشکستند و به امام عرض کردند که احترام ما به آقای منتظری بهخاطر این است که شاگرد شما بودهاند، سابقه مبارزه دارند و... اما حالا اگر آقای منتظری نه، پس چه کسی؟ امام بدون لحظهای تأمل دستشان را به طرف آیتالله خامنهای نشانه گرفتند و فرمودند: "خود شما، به چه دلیل شما نمیتوانید رهبر انقلاب باشید؟" بعد از این بیان صریح امام، سکوت مجددی بر جلسه حاکم شد و مجدداً آیتالله خامنهای به حضرت امام عرض کردند که "من یک تقاضا دارم که حکم بفرمایید تا موضوع مورد بحث امروز جنابعالی را هیچکس از افراد جلسه، حق بیان ندارند و راجع به آقای منتظری هروقت جنابعالی صلاح دانستید، خودتان مطلب را بیان بفرمایید." امام فرمودند: "آقایان حق ندارند در زمانحیات من که مطلبی را که امروز بیان کردم در جایی نقل کنند و لازم است این منع را بهعنوان حکم تلقی کنند." |
|
| احوال ما و آنها در آینه کاریکاتور |
| ساعت ۱٠:٠٢ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ |
|
عباس آقای گودرزی این بار به موضوع کوهنوردی گیر داده
باتوجه به نتایج چهارشنبه سوری ، این کاریکاتور دوباره مناسبت پیدا کرد :)
|
|
| حامی فرقه سبز، دروغ "جرس" را برملا کرد |
| ساعت ٩:٤٢ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ |
|
به گزارش شبکه ایران، سایت "جرس" که توسط برخی از حامیان آقای موسوی نظیر عطاالله مهاجرانی، محسن کدیور و فاطمه حقیقت جو و از خارج کشور اداره می شود، چندی پیش مدعی شد یکی از ماموران اطلاعاتی شاغل در بند امنیتی 240 زندان اوین، لیست دستنویس اسامی تعدادی از زندانیان سیاسی که در زندان اوین به سر می برند را در اختیار این رسانه قرار داده است.در این لیست، بدون استناد به مدارک و شواهد قابل اتکا، نام، نام خانوادگی و اسم پدر چندین نفر ارائه شده است که نام فردی به نام "علیرضا رضایی" فرزند احمد، نیز به عنوان یکی از زندانیان در بند به چشم می خورد. وی که یکی از طنزنویسان حامی موسوی محسوب می شود، در واکنش به درج نامش در لیست منتشر شده سایت جرس، در مطلبی طنز و کنایه آلود با عنوان «آقای جرس! علیرضا رضایی فرزند احمد منم!» که در وبلاگ شخصی اش منتشر شده است، ضمن تکذیب زندانی بودن خود، نوشت: "ما دیروز اعلام کردیم که از کشور خارج شدهایم و سایت جرس امروز اسم ما و پدرمان را به عنوان چهل و هفتمین اسم فاش شده و زندانی بند 240 اوین به تمام جهان اعلام کرده است!"
رضایی در این مطلب تصریح کرده است: "من دو ماه است که از کشور بصورت قاچاقی و از طریق کوهستان متواری شده ام و سایت جرس درباره زندانی بودن من دروغ می گوید". |
|
| جنبش فوتوشاپ سبز به روزنامه های دوم خردادی کشید ! |
| ساعت ٩:۳٩ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ |
|
روز سه شنبه روزنامه اصلاح طلب بهار در حرکتی عجیب و خارج از اصول حرفه ای عکس صفحه آخر خود را با فتوشاپ تغییر داد.
روزنامه رفرمیست بهار که در تصویر صفحه آخر خود تصویری از روی آتش پریدن چند جوان را نشان می دهد، در حالی این عکس را منتشر کرد که در اصل تصویر مچ بند جوان، به رنگ قرمز و اصل عکس مربوط به سال 84 بوده است. این روزنامه مچ بند قرمز جوان را با فتوشاپ به رنگ سبز در آورده است تا بار دیگر بر توهم و فتوشاپی بودن به اصطلاح جنبش سبز صحه بگذارد. همچنین روزنامه اعتماد، خلف روزنامه بهار چندی پیش در انتشار روز قدس پس از آنکه نتوانست جمعیت معترض حامی میرحسین موسوی موسوم به جریان سبز را علیرغم تبلیغات بسیار به خیابانها بکشاند در شماره پس از این روز عکسی را منتشر کرده بود که در آن با استفاده از فتوشاپ قصد داشت تا جمعیت سبز حاضر در این راهپیمایی را پرشمار نشان دهد.برای همین منظور این روزنامه تصاویر بادکنکها و پارچههای سبزرنگی را در میان راهپیمایان حاضر در خیابان کریم خان زند به تصویر اصلی اضافه کرده بود.این اقدام ناشیانه روزنامه اعتماد هنگامی مشخص شد که این تغییرات در تصویر منتشر شده در روزنامه اعمال شده بود اما در تصویر منتشر شده در نسخه اینترنتی این روزنامه تغییراتی اعمال نشده بود. |
|
| اسرائیل هم نا امید است ! |
| ساعت ۱٢:۳۸ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۸ |
|
وی افزود: «روسیه و چین برای متوقف کردن اراده و خواست آمریکاییها و اروپائیان در خصوص اعمال اقدامات سریع به منظور بازداشتن تهران از ادامه فعالیتهای غنیسازی اورانیوم خود، هر کاری انجام میدهند.» روسیه و چین با اعمال هرگونه تحریم علیه ایران مخالفند و بر حل دیپلماتیک مسئله هستهای ایران تأکید دارند. سفیر رژیم صهیونیستی در ادامه تصریح کرد: «چین و روسیه هنوز معتقدند که جای بیشتری برای دیپلماسی وجود دارد و به نظر میرسد از این پس نیز بخواهند همچنان به راه خود ادامه داده و به دنبال حل مسئله هستهای ایران از مسیر دیپلماتیک باشند.» بنا بر این گزارش، دیپلماتهای غربی که امیدوار بودند قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در خصوص اعمال تحریمهای جدید علیه ایران ماه آینده به تصویب برسد، از این پس این برنامه را غیرقابل تحقق و غیرعملی میدانند. ایران همواره اتهامات غرب مبنی بر تلاش برای تجهیز به سلاح هستهای را رد میکند و بارها اعلام کرده که فعالیتهای هستهای آن صلحآمیز است. تهران تأکید کرده است که باب مذاکرات همچنان باز است اما آمریکا و برخی از کشورهای غربی قصد دارند با پیششرط موضع خود را بر ایران تحمیل کنند. سفیر رژیم صهیونیستی در ادامه گفت: «ابتدا به نظر میرسید روسیه از ایده اعمال تدابیر تازه تنبیهی علیه تهران حمایت میکند، اما هم اکنون دیگر این طور به نظر نمیرسد و شانس این که تحریمها فلجکننده باشد در حال حاضر بسیار ضعیف و کم است.» شالو همچنین در ادعایی اعلام کرد: «در صورت شکست قطعنامه جدید در سازمان ملل، اسرائیل امیدوار است که آمریکا، اتحادیه اروپا و سایر کشورها تحریمهای خاص خود را اعمال کنند. موضع شمار زیادی از اعضای غیردائم شورای امنیت شامل ترکیه، برزیل و بوسنی با اعمال تحریمهای جدید علیه ایران هنوز مرموز است.» بنا بر اعلام دیپلماتها، ترکیه، برزیل و لبنان با اعمال تحریمهای جدید علیه ایران مخالفند. این مسئله توسط خبرگزاریهای مخاتلف غربی نیز بازتاب داشته است . ----
Israel: Outlook for tough U.N. steps on Iran "grim"
UNITED NATIONS (Reuters) - The outlook for imposing tough new U.N. sanctions on Iran is increasingly grim, as Russia and China work to slow down a U.S. and European drive for swift action, Israel's U.N. envoy said on Tuesday. The United States, Britain, France and Germany have agreed on a watered-down proposal for a fourth round of U.N. sanctions against Iran over its nuclear program and given it to Russia and China for comments. Russia's initial reaction has been negative and China has not reacted, Western diplomats say. "It now seems that Russia and China are still dragging their legs and they are still looking to the diplomatic track," Israel's U.N. Ambassador Gabriela Shalev told reporters at U.N. headquarters. "We are more than suspicious because these diplomatic overtures took over the last years and the Iranians are mocking them," she said. Western diplomats say they had hoped to get a sanctions resolution through the Security Council next month but that timeframe is now looking increasingly unrealistic. Iran denies Western allegations that its nuclear program is a covert quest to develop the capability to produce atomic weapons and has resisted international calls to curtail it. Tehran says the program is for electricity, not bombs. Shalev said that Russia had initially appeared supportive of efforts to impose a new punitive measures against the Islamic Republic for defying five U.N. Security Council resolutions demanding that it halt nuclear enrichment. But Moscow does not appear very supportive, she said. "The chances now seem grim regarding sanctions that will be crippling," she said. Shalev defined "crippling" sanctions as steps that would not hurt the Iranian people but Iran's Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) and key firms and individuals. Three earlier sanctions resolutions imposed travel bans and asset freezes on a small group of Iranians and Iranian companies and one bank. MILITARY OPTION "ON THE TABLE" She reiterated that if the 15-nation Security Council fails to agree on sanctions, or passes weak measures that are more symbolic than painful, Israel hopes the United States, European Union and others will impose their own sanctions on Iran. Shalev added that non-permanent council members Turkey, Brazil, Bosnia-Herzegovina and others remained "mysterious," adding that Israel was lobbying all of them to support new sanctions. Diplomats say Turkey, Brazil and Lebanon do not support new steps against Iran and might abstain or vote no. Originally the United States, Britain, France and Germany had hoped to persuade Russia and China to agree to a U.N. blacklisting of Iran's central bank. But the latest draft, written to make it more palatable to Moscow and Beijing, only urges states to be "vigilant" regarding Iran's central bank. The proposal also includes no sanctions against Iran's oil and gas sectors, as France had pushed for. It does, however, call for restrictions on new Iranian banks abroad, a full arms embargo, a crackdown on insurance and reinsurance for cargo coming in and out of Iran, and a black listing of at least one shipping firm. It would also include a new focus on the IRGC and firms controlled by it. Shalev made clear that the military option remained "on the table" as a means of dealing with Iran's nuclear program. However, she added that a military solution, like allowing Iran to press ahead with its nuclear program, was a "bad option." Still, she said that the military option was a focus of discussion between the United States and Israel, though she declined to say whether the administration of President Barack Obama was arguing for or against it. |
|
| ابوطالب در چنگال آمریکا |
| ساعت ۱٠:٤٢ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۸ |
|
نزدیکیهای مترو شهدا بود که دیدمش، از دور نشناختم، خیلی آشنا به نظر میرسید، تندتر قدم برداشتم تا اینکه دقیقا جلوی پله برقی به هم رسیدیم. ابوطالب بود از نوع سعیدش، همان که روزگاری رای ما را برای نمایندگی مجلس هفتم داشت و هر روز که میگذشت هزار بار از خداوند طلب مغفرت میکردیم برای این خبط عظیم. نمیدانستم بعد از این همه مدت که ندیده بودمش از کجا شروع کنم، فقط میدانم که دو اسم میرحسین و احمدینژاد زیاد لابهلای حرفهایمان شنیده میشد. خدا را شکر هم مسیر بودیم تا هفت تیر. از هفت تیر میخواست برود صدا و سیما و من هم روزنامه. به ابوطالب گفتم : شما که رفتی در ستاد موسوی سینه چاک کردی چرا بعدش حاج سعید قصه که انگار به در و دیوار خورده باشد آنقدر با این حرفش خود را دور از انقلاب نشان داد که دلم به حرفهای سهیل کریمی گواهی پیدا کرد، ابوطالب گفت: بله من حتی معتقدم که در همان انتخابات معروف با ۹۸ درصد آری به جمهوری اسلامی هم تقلب شده است!... دلم سوخت برای این همه انحراف از خمینی، از انقلاب، از شهدا.مگر چند روز در بند آمریکایی ها بود که تا آخر عمر در بند افکار آنها ماند؟ پی نوشت : چیزهای زیادی سهیل در رابطه با این سعیدخان و اوضاعش در عراق خصوصا ، به من خصوصی گفته است که مجوزی برای نشر آنها به من نداده . من هم خاطره ی تلخی از این سعید ابوطالب دارم . سربسته بگویم که بواسطه شغل و مسئولیت نمایندگی مجلس وی در جلسه ای با حضور وی شرکت داشتم که واکنش های بسیار مثبت وی به محتوای جلسه و واکنش های بسیار منفی رسانه ای وی به محتوای ان جلسه ابروهای من را تا موهای سرم از تعجب بالا برد ! این ماجرا مال زمان نمایندگی مجلس وی است و اصولا مبنا و خلقیات و روحیات این آدم را کف دست من گذاشت. تلاش مضاعف وی برای راه اندازی یک جریان شکاف ساز در درون اصولگرایی خصوصا در دوران انتخابات دور سوم شورای شهر تهران برای آنها که تحولات صحنه را بیاد دارند ، ماندگار است. |
|
| پشتیبانی SONY جواب ایمیل را فرستاد . |
| ساعت ٤:۳۳ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸ |
|
بی.بی.سی نشین ها بروند از سونی یاد بگیرند. سه سوت رفتند روی موضوع کار کردند جواب را فرستادند. کدوم موضوع ؟ این . اینم جوابشون : from : CISC, Service <Service.CISC at am.sony.com> subj : Follow up regarding your request Dear Abouzar Montazerolghaem, به نیما اکبرپورم گفتم . میگه : |
|
| کلیپ این عمار جدید... از دست ندیدا |
| ساعت ٦:٤٦ ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ |
|
اشکم را جاری کرد...
|
|
| میرحسین موسوی خود را توبیخ می کند |
| ساعت ٦:٤٢ ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ |
|
بدون شرح
|
|
| چگونه بصراحت شخصیت تخریب می کنند |
| ساعت ٦:۳٦ ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ |
|
بدون شرح
|
|
| وحید در بیمارستان بالای سر پیام |
| ساعت ٦:۳۱ ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ |
|
دکتر وحید یامین پور در اورژانس بقیت الله در مورد حادثه ترور ناموفق پیام فضلی نژاد چه گفت ؟
این هم صحبت های خود پیام فضلی نژاد:
|
|
| کی میگه جلبکها به انقلاب ضربه زدند ؟ :) |
| ساعت ٦:٢٧ ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ |
|
هرکی فکر می کنه جلبک ها با انقلاب با مخالفند با اسلام مخالفند نوکر حلقه به گوش آمریکاند از تعصب چشمان و گوشهایشان کر و کور شده فریب کامل اخبار و القائات غربی را خورده اند و به ضرر این انقلاب کار کرده اند در اشتباهه ! :) اینها کلی هم برای انقلاب ما کار کرده اند. میگی نه ؟ خودت ببین : :)
|
|
| مقام معظم رهبری در ناوشکن جماران |
| ساعت ٦:٢٤ ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ |
|
فیلمی از حضور مقام معظم رهبری در ناوشکن بسیار مجهز جماران و ادای توضیحات فرماندهان و متخصصان ایرانی در خصوص مشخصات و توانمندیهای ویژه این ناوشکن که تمام جزئیات آن تولید متخصصان داخلی می باشد.
|
|
| نمی توانستم از اعتقاداتم بگذرم |
| ساعت ٥:۱٥ ب.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸ |
|
|
|
| دستخوش نوکری ، نقدی پرداخت شد |
| ساعت ٩:٢۳ ب.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸ |
|
ملنی ورویر نماینده وزارت خارجه آمریکا، شادی صدر را در کنار چند زن قبرسی، دومنکینی، افغانی، کنیایی، کره ای، سری لانکایی، سوری و زیمبابوه ای در شمار 10 زن شجاع در سال 2010 معرفی کرده است. صدر چند ماه پیش نیز همراه رویا و لادن برومند جایزه مسمابه لخ والسا (مهره آمریکا) را دریافت کرده بود.
آنچه در این میان جالب است این که عموم عناصر نشان شده از سوی آمریکا هرگز به خود جرئت و اجازه نمی دهند که نسبت به جنایت های بی سابقه و نقض گسترده حقوق بشر از سوی این دولت استکباری کوچک ترین اعتراضی بکنند، درست به همان دلیل که چاقو دسته خود را نمی برد. |
|
| بوش پس از نابودی توهم سبز! |
| ساعت ٥:۳۱ ب.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸ |
|
|
|
| سایت اصلی SONY رایانه شما را به تروجان آلوده می کند + پاسخ شرکت سونی |
| ساعت ۱:٠٦ ق.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸ |
|
بدون شرح ! تصاویر کاملا گویاست ! ***
*** برای آنها که متوجه نشدند ! : *** در حال داونلود درایورهای Windows Seven Ultimate 32bit از سایت سونی برای لپتاپ مدل VGN-FW290N از آدرس اینترنتی: http://esupport.sony.com/US/perl/swu-list.pl?mdl=VGNFW290N&SelectOS=48 مربوط به شرکت سونی بودم که متوجه شدم این فایل : ftp://download.sony.com/US/pc/INDVID-70205984-32.EXE و این فایل : ftp://download.sony.com/US/pc/ATDVID-70206343-32.EXE به تروجان Trojan.Heur.VB.cm1@dyvhSNn آلوده است ضد ویروس نورمن و کاسپر فایل را تایید کردند اما بیت دیفندر متوجه تروجان شد ! پاسخ شرکت سونی : من این موضوع را به شرکت سونی نیز اطلاع دادم : --- Hi , ---
براساس بررسی تیم پشتیبانی سونی ، این مشکل از ضد ویروس بیت دینفدر است و آنها هم با همین نکته مواجه شده اند. جالب است همین بیت دینفدر اگر همان فایل را باز کنی این ارور را نمی دهد : from : CISC, Service <Service.CISC at am.sony.com> subj : Follow up regarding your request Dear Abouzar Montazerolghaem, اینم پاسخ من : Hello |
|
| فائزه هاشمی و لکنت زبان سیاسی :)) |
| ساعت ٤:۳٥ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ |
|
فائزه رفسنجانی که پس از شرکت در اغتشاشات در دانشگاه آزاد ( واحد علوم و تحقیقات ) در حال خروج از دانشگاه بود عرضه و جربزه جواب دادن به سئوالات و حضور در یک تریبون آزاد را ندارد و فقط موقع دنده عقب گرفتن وفرار کردن زبانش باز می شود و جمله ای حرف پرت می کند و الفراررر :)) ببینید و لذت ببرید :) این از گنده هایشان :)) اگه این همه دوربین موبایل روش زوم نشده بود فردا این بچه ها رو به جرم حمله !! و کتک زددن و فحاشی و تخریب خودروی خانواده آقای رفسنجانی دادگاهی می کردند :)) |
|
| و حالا ، مازیار بیژنی |
| ساعت ٦:٢٥ ب.ظ روز سهشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ |
|
آقا مازیار بیژنی چند وقتی است که - حالا خودش می گوید به درخواست من - وبلاگش را راه انداخته و آثارش اول در وبلاگش منتشر می شوند. من یادم هست که این بزرگوار را در حضور دوم مجمع وبلاگ نویسان مسلمان در نمایشگاه رسانه دیجیتال دعوت به وبلاگ نویسی و عضویت در مجمع وبلاگ نویسان مسلمان کردیم که با خوشرویی هرچه تمامتر پذیرفت اما خبر نداشتم جدی جدی به درخواست ما وبلاگش رو باز کرده که خدا خیرش بده . با این رفیق شفیق چند وقت پیش تلفنی می صحبتیدیم بهش گفتم لینک به ما نداده رفت فوری لینک داد ! والا من فکر می کردم خودم لینک دادم والا تا حالا حتما لینک می دادم . تو لینک دادن سیاست من اینه که به کسی که دوست داشته باشم لینک می دم چه به من لینک بده چه نده . خیلیام به من لینک دادن من خوشم نمی اومد بهشون لینک بدم ندادم. اما آقا مازیار که ما بشدت مخلص ایشون که هستیم . حالا یه چندتا از کارهای تاریخیش رو هم میگذارم .
تو وبلاگش الان آقار قشنگش رو داره منتشر می کنه. اینم بعضیاش :)
|
|
| ایران دخت ، دختر ترشیده |
| ساعت ۱٢:٠٧ ق.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۸ |
|
وقتی ، گاهی ، دختری اینقدر بی تربیت ، شرور و بی منطق می شود که هیچ خواستگاری از درب منزل پدربزرگش هم رد نمی شود ، معمولا در فرهنگ عامه به دختر ترشیده مشهور می شود. حالا اگر یک مجله که قرار است در صفحاتش مشروح منطق باشد و صفحه صفحه آن مملو از خطوط استدلال ، از یک دختر ترشیده و عصبانی هم بی ادب تر و بی منطق تر شود و بجای منطق گرایش به هجو و هزل در آن بیشتر باشد دیگر چه باید کرد ؟ وحید ، گوشه ای از منطق گهربار ! و ادبیات درسان ماهنامه تایران دخت پیرامون خودش را برایم اس ام اس کرد : " طنز ایران دخت : اگر پورحسین فداکارای کرد به نظر شما یامین پور چکار کرد؟ 1- از روی مین رد شد 2- هاراگیری کرد 3- مثلث عشقی ایجاد کرد 4 - ضربه عشقی خورد. " من گزینه ها را خوب وارسی کردم . دیدم که گزینه اول موقعی به یامین پور ربط پیدا می کند که: 1- نویسنده تفاوت میان "مین" موجود در فامیلی وجید را از مین نظامی که دوستانش کماکان تولید و مصرف می کنند اما بر خلاف مقررات بین المللی است را نفهمد ، 2- نویسنده ، مناظره های اجرا شده توسط دکتر پور حسین و مناظرات اجرا شده توسط دکتر یامین پور را به مثابه میدان جنگ یافته و بیخود نیست که او و دوستانش از آن ها فراری اند و خیلی هایشان هم اصولا دنبال خرید خدمت 3- از روی مین "رد شدن" در ادبیات نویسنده و دوستانش کلی فداکاری است و نداند آن که فداکاری است ، نه از روی مین "رد" شدن ، بلکه روی مین دراز کشیدن و استشهاد است 4- اصولا نویسنده و دوستانش بجای منطق و گفتمان فقط متخصص مشتمان و جنگ و دعوا باشند و مطالب خود را از زبان زباله دانهای مملو از زباله ی پایتخت بیان کنند ! این از گزینه اول ! من که گیر کردم مگر چیزی جز این موارد ( یا همه این موارد ! ) است ؟ گزینه دوم را دید زدم . دیدم هنگامی گزینه دوم می تواند برای نویسنده این طنزنامه ! به کلمه ای کمکی برای پرکردن گزینه ها بدل شود که : 1- صحنه مناظره اینقدر برای نویسنده صحنه ای خارجی و عجیب غریب بنظر برسد که آن را با صحنه فیلم شین گن و آخرین سامورایی و اصولا بزن بکش های جاپونی ! عوضی گرفته باشد . خصوصا آن سکانسهایی که سامورایی بدجوری به مخمصه می افتد ! 2- اصولا شرکت در عرصه و میدان مناظره برای نویسنده و دوستانش در حد هاراگیری و خودکشی سیاسی باشد و بیخود نباشد که فرت و فرت صندلیهایشان در میادین مناظره خالی بماند و بدل بشود به منابر افشاگری علیهشان ! 3- اصولا گفتگوی زنده خصوصا در حضور یک نفر مخالف امری مضر در حد سیگار که چه عرض کنم در حد چکاندن ماشه در کله و فرو کردن شمشیر در شیکم ! ارزیابی شود چه رسد به مناظره 4- گزینه ی دیگری نمی یابم . آخر چرا باید یک نفر مناظره را با هاراگیری در ذهنش یکجا قراردهد ! چه گزینه ی عجیبی بود این گزینه دوم . گزینه سوم حال عجیبی دارد.گزینه سوم را که می خواندم احساس کردم : 1- نویسنده علاوه بر نویسندگی متون طنز سیاسی دستی هم در کار نگارش سناریوی فیلم های آبدوغ خیاری مد شده در دوران دوم خرداد که مملو از مثلث و مربع و پنج ظلعی و دایره عشقی دارد بطوریکه از نصف فیلم نامه ، عاشق یادگرفتن طرز راه رفتن سر چارلز چپلین است و نصف دیگر عاشق یادگرفتن روابط چندضلعی انسان گمشده در شهوات غربی. 2- نویسنده اصولا همان نویسنده فیلم نامه های سینمای فیلمفارسی دهه 70 و 80 ایران است که چون نویسنده ایران دخت دستش درد می کرده بجای او نوشته . برای همین "گیشه" مهمتر از "محتوا" شده ! 3- اصولا ایران دخت خودش یک پا مثنوی هفتادمن کاغذ مثلث عشقی آمریکا و صهیونیزم و روشفنکری بیمار ایرانی شده ! 3- نویسنده بجای مشاهده شبکه سه در حال مشاهده سی دی و دی وی دی بوده و معاشقه هایی که دیده را مناظره فرض کرده ! 4- اصولا نویسنده پای ماهواره و کانال کوفت مرض زهر مار بوده ! و بلافاصله دست به قلم شده ! اوضاع این گزینه آخر خیلی قمر در عقرب بود. می شود گفت با خواندن گزینه چهارم کمی نگران حال نویسنده این طنزنامه شدم ! وقتی می توان بین یامین پور ، مناظره ، سیاست و "شکست عشقی" ! رابطه ای ایجاد کرد که 1- نویسنده خودش شکست عشقی خورده حالش خوب نیست همه جا همین را می نویسد ! 2- نویسنده خبر ندارد یامین پور مجری برنامه سیاسی است نه کاراکتر فیلم سینمایی ! 3- نویسنده اصولا هنگام خواستگاری به مناظره با خانواده عروس پرداخته ، در نتیجه مثل مابقی السلف ، منطقش آنقدر گیرا از کار در آمده که خانواده عروس اول دسته گل و بعد خواستگار را از درب منزل بروشی غیر متمدنانه به خیابان هدایت ! کرده اند ! 4- نویسنده صحنه غیبت خود و دوستانش را در مناظره از ذهن خود سانسور کرده و فقط متوجه تبدیل شدن صحنه مناظره به مباحثه و افشاگری پیرامون خود و دوستانش شده فلذا نسبت به دوستان خودش دچار قطع رابطه ایدئولوژیک و شکست عشقی سیاسی شده ! ... چرا ، کسی دست به قلم می گیرد که کسی را هجو کند ، اما هجوش کارگر که نمی افتد که هیچ ، سوژه اصلی هجونامه اش ، هجو او در مورد خودش را برای دوستانش بعنوان جوک جدید ، اس ام اس می کند ؟ احتمالا : 1- ... ... چنین دختری ، روی دست مادر می ماند... حتی اگر جهازش را شهرام جزائری یا فائزه و فاطمه و محسن و مهدی و هرچه هاشمی است تقبل کرده باشند ! از ما گفتن . بیخود نبود که یکی از این دخترها ، از آرای باطله خواستگار کمتر داشت ، دیگری وقتی دید در بازشماری رایی به نعفش جابجا نشد ، پی نوشت : نویسنده ی آن طنز خنک که دستمایه ی اس ام اس طنز وحید یامین پور و این مطلب من شد ، کلی توهمات در مورد من در اینجا بافته . من هم جوابش را اینجا دادم :) |
|
| دو سه عکس زیبا... |
| ساعت ٤:٥٤ ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ |
|
دو سه عکس زیبای دیگر از ناوشکن پیشرفته جماران و حضور فرمانده معظم کل قوا در مراسم افتتاح و آغاز ماموریتهای آن
|
|
| بی آبرویی جدید منتظر جریان سبز |
| ساعت ٤:٤٩ ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ |
|
در صورت آتش گرفتن منزل ، خودرو ، آسیب دیدن اهت و عیال منزل و یا هر گرفتاری دیگر، به دفاتر جنبش سبز مراجعه نمایید :)
|
|
| و باز هم گافی دیگر از جریان کپک سبز ! |
| ساعت ٤:٤٥ ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ |
|
|
|
| گر ترا نیست کیش بت پرستی... |
| ساعت ٤:۱۱ ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ |
|
کمی. اگر حقیقتا هیچ ارتباطی میان جنبش کپک سبز و جنایتکاران بی حیثیتی مانند ریگی و اربابان آمریکایی آنها نیست ، چرا باید چنین کاریکاتوری را در سایت جرس ( راه سبز ) مشاهده کنیم؟ این کاریکاتور در حال بیان این معناست که دستگیری ریگی برای ترساندن آنها انجام شده و نظام با این عمل قصد قدرت نمایی به جرسان سبز دارد ! واقعا اگر ارتباطی میان شماها نیست ، چرا این دستگیری را بخود می گیرید ؟ ! ما می دانیم . شما هم می دانید. ارتباط برقرار است. باید هم به خود بگیرید. بگذریم از اینکه ، این دستگیری چنانتان کرده ، که دیگر ادبیات فارسی را هم گم کرده و جملات با فعل و فعال درهم ریخته می نویسید :) |
|
| سی ان ان از نا امیدی کپک ها دلخور است |
| ساعت ۱٠:٥۸ ق.ظ روز پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ |
|
سیانان تأکید کرد: با ضعیف شدن جنبش مخالفان در ایران بسیاری از هوادران این جنبش مایوس و سرخورده شده اند. این شبکه با اشاره به کمتحرکی آشکار سایتها و وبلاگهایی که در جریان حوادث پس از انتخابات، نقش عمدهای در تحریک به آشوبها ایفا کردند، گفت: پایگاه های اطلاع رسانی و وبلاگ های حامی مخالفان در ایران به صورت فزاینده ای نقش رهبران مدافع اصلاحات را مورد انتقاد قرار می دهند.
این شبکه تلویزیونی در ادامه ادعای خود افزود: سید حسن خمینی به عنوان هوادار مخالفان شناخته می شود. سیانان با اذعان به شکست بزرگ فتنهگران در مراسم سالگرد 22 بهمن اضافه کرد: در ایران گروه مخالف پس از مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی کاملاً دلسرد شده است. اعتراف به موج ناامیدی و ریزش در حالی از سوی رسانههای غربی قابل چشمپوشی نیست که این رسانهها طی ماههای گذشته تمام توان خود را برای القای ناآرامیهای گسترده در ایران بهکار بسته و کوچکترین حوادث را نیز با ترفندهای تبلیغاتی برجستهسازی میکردند.
|
|
| اهل سنت : عبدالمالک ریگی را اعدام کنید |
| ساعت ۱۱:٠٠ ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸ |
|
"عبدالمالک ریگی" واجب القتل است. به گزارش روابط عمومی دانشگاه زابل، مولوی "در واخ" در جمع دانشجویان، اساتید و کارکنان این دانشگاه افزود: هر انسانی که در این دنیا جنایت کند دچار خشم الهی خواهد شد. او ادامه داد: عبدالمالک جنایتکار است و امثال وی نمی توانند در مقابل اقتدار کنونی نظام جمهوری اسلامی ایستادگی کنند. وی اظهار داشت: استکبار بداند که ح مولوی درواخ خاطر نشان کرد: کسانی مانند عبدالمالک افراد آشوبگری هستند که باید شناسایی و اشد مجازات برای آنان در نظر گرفته شود. دانشگاه زابل همچنین طی بیانیه ای که نسخه ای از آن به رجانیوز نمابر شد، دستگیری عبدالمالک ریگی، شرور و مزدور آمریکا و انگلیس را همزمان با آغاز امامت امام زمان (عج) به ملت ایران بویژه مردم سیستان و بلوچستان تبریک گفت.
این بیانیه افزوده است: ملت ایران ثابت می کنند از هر قوم و مذهبی که باشند، به ولایت فقیه پایبند هستند و از خط رهبری هرگز دور نخواهند شد و این اتحاد و انسجام در هفته وحدت مستحکم می شود. لازم به ذکر است درحالیکه دست ریگی بشدت به خون اهل سنت بلوجستان نیز رنگین است او را رهبر یک گروه سنی مسلح مخالف حکومت ایران معرفی می کنند . |
|
| ریگی جزئی از جریان کپک سبز است |
| ساعت ۱٠:٤۱ ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸ |
|
چند روز پیش دادگاه مطبوعاتی روزنامه کیهان بود. مدیر مسئول کیهان از سوی یکی از حامیان ریگی مورد اتهام واقع شده بود.چقدر این دستگیری ریگی با این ماجرا از نظر زمانی جور شده :) . دفاعیان حسین شریعتمداری مربوط به عبدالمالک ریگی در دادگاه مطبوعات را با هم مرور می کنیم : دفاعیه در قبال شکایت عماد الدین باقی : ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه
ایشان می فرمایند که اینجانب برای تفهیم اتهام در جلسات بازپرسی حاضر نشده ام! این در حالی است که طی چند ماه اخیر تقریبا همه هفته و به طور مکرر برای تفهیم اتهام به دادگاه احضار شده و به پرسش های دادیاران محترم درباره بیش از 70 مورد شکایت شاکیان، مانند مهندس موسوی، خاتمی، کدیور، شیرین عبادی، رحیم مشایی، دادستانی، مهرانگیز کار، جلایی پور، لطیف صفری، روزنامه های زنجیره ای...و از جمله موکل ایشان یعنی آقای عمادالدین باقی، پاسخ داده ام که تماما در پرونده های مربوطه موجود است. البته بنده مانند آقایان نیستم که قبل از احضار و حین احضار و بعد از احضار بلافاصله با رادیو آمریکا، رادیو فردا، بی بی سی و سایت های صهیونیستی و ضدانقلاب مصاحبه کنم و مانند آنچه در پرونده موکل ایشان آمده و به آن اشاره خواهم کرد با عجز و ذلت مورد حمایت بیگانگان قرار گیرم. آن گونه که کاخ سفید با صدور بیانیه ای رسمی خواستار منع تعقیب آقای عمادالدین باقی و دیگران در پرونده های ضدامنیتی شده است. قبل از شروع دفاعیات خویش بیان این نکته را نیز ضروری می دانم که بسیاری از شاکیان با هماهنگی قبلی علیه کیهان دست به شکایت زده اند و تعدد شکایات می تواند این توهم را به ذهن متبادر کند که بالاخره، برخی از آنها باید وارد باشد. یعنی بهره گیری از شگرد تکرار ادعا که «گوبلز» واضع آن بوده است. بنابراین مصرانه از ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه تقاضا می کنم که هر یک از پرونده ها را به طور مستقل بررسی فرمایند تا ترفند یاد شده مانع از حقیقت جویی نشود.
ریاست محترم دادگاه و اعضای گرامی هیئت منصفه!
در سال های 84 و 85 تعداد فراوانی از پاسداران انقلاب و مردم عادی در جریان چند عملیات تروریستی در شهرهای زاهدان و اهواز به شهادت می رسند. مدتی بعد شماری از تروریست ها دستگیر شده و با اعتراف به جنایاتی که مرتکب شده اند و اسناد غیرقابل انکاری نیز از آن حکایت می کرد محکوم به اعدام می شوند.
این تمامی داستان است. این قصه اگرچه سر دراز دارد و شرح آن مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد بود ولی در چند بند جداگانه به ابعادی از آن اشاره می کنم. امید آن که عبرت انگیز و درس آموز باشد. 1- خبر ویژه کیهان که مورد شکایت عمادالدین باقی است به شرح زیر است؛ *** ستاد تبلیغاتی تروریست های اهواز برخی انجمن های سیاسی داخل کشور در اجرای جنگ روانی غرب علیه مردم کشور خود، گوی سبقت از اربابان غربی خویش ربوده اند. در حالی که رسوایی امنیتی حادثه تروریستی اهواز برای سرویس های امنیتی بیگانه چنان بود که حتی شورای امنیت سازمان ملل متحد در اقدامی بی سابقه شهادت اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را محکوم کرد، گروه های داخلی مدعی هواداری از حقوق بشر، حتی بدون اظهار تأسف و تألمی تشریفاتی مبنی بر از بین رفتن جان چندین انسان در اقدامی تروریستی، رویکرد حمایت مطلق از تروریست ها را برگزیده اند. پس از حمایت کانون غیرقانونی ]مستقل از[ نویسندگان ایران از تروریست ها و تقاضای عدم مجازات آنها، اکنون نیز سخنگوی گروهی از مدعیان اصلاح طلبی که اتفاقاً خود را مسلمان هم می دانند، بدون محکوم کردن حادثه تروریستی اهواز، در دفاع از تروریست ها گفته است: «ما به ماهیت اتهام و جرائم انتسابی زندانیان کاری نداریم(!)»
البته سخنگوی عمادالدین باقی نگفته است که چگونه این اطلاعات دقیق امنیتی از فعالیت تروریست ها را بدست آورده است و توضیح نداده که چگونه می شود فردی «اسلحه و مهمات» داشته باشد و در حادثه ای «تروریستی» حضور بیابد و عده ای را به قتل برساند، اما «نوعاً» دست به عمل «خشونت آمیزی» نزده باشد و با «هیچ یک از گروههای مسلح» ارتباط «ارگانیک» هم نداشته باشد!!! پیش از این گروههای مدعی اصلاح طلبی اتهامات روشن تروریست ها را به بهانه حمایت از آنها رد نمی کردند، اما اکنون با اتخاذ رویه ای نوین، با تطهیر تروریست ها برای گرفتن حکم برائت آنان به در و دیوار می زنند. البته این به ظاهر منتقدان خشونت در داستان پردازی های خود، از چیدن دراماتیک ابتدایی ترین روابط علت و معلولی عاجزند و بنا دارند القاء کنند چند گنگستر مستقل و بی آزار! در حال قدم زدن در حوالی اتوبوس حامل اعضای سپاه پاسداران بوده اند که ناگهان این اتوبوس به وسیله افرادی ناشناس! منفجر شده است و عده زیادی از بازداشت شدگان بی گناهند! گروه یاد شده که دبیر آن (عضو شورای سردبیری نشریات زنجیره ای و از نفی کنندگان احکام فقه اسلامی همچون اعدام و قصاص) بوده است از جمله دریافت کنندگان بودجه اختصاصی آمریکا هستند و ... *** ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه! اکنون این پرسش مطرح است که آیا می توان در حمایت شاکیان از تروریست ها کمترین تردیدی کرد؟ چندین انفجار در اماکن عمومی صورت گرفته، در چند مورد به اتوبوس حامل سپاهیان و مردم عادی حمله مسلحانه شده است، چند نفر را سر بریده اند، دهها نفر را به خاک و خون کشیده اند و آقایان مدعی حقوق بشر! از یکسو می فرمایند «البته ما به ماهیت اتهام و جرائم انتسابی آنها کاری نداریم»! و از سوی دیگر چنانکه گویی از نزدیک و بی واسطه در تمامی عملیات تروریستی شرکت داشته اند، درباره تروریست هایی که حین عملیات تروریستی دستگیر شده و به جنایات خود نیز اعتراف کرده اند، می گویند و می نویسند: «عده ای هستند که علی رغم این که ممکن است اسلحه و مواد منفجره داشته باشند، اما با توجه به این که نوعا دست به هیچ عمل خشونت آمیزی نزده و...»! و اما، قبل از پرداختن به مصاحبه حمایتی شاکیان از تروریست های زاهدان و اهواز، فقط به اعتراف یکی از تروریست های عضو گروه ریگی که در حین عملیات تروریستی در زاهدان دستگیر شده است اشاره می کنم؛ لطفا دقت بفرمائید: «در ادامه جلسه دادگاه، قاضی دادگاه انقلاب از متهم خواست ضمن معرفی خود در مورد نحوه جذب شدنش به این گروه و عملیات هایی را که انجام داده توضیح دهد که وی گفت: «من نصرالله شنبه زهی، فرزند فقیر محمد صادره از خاش هستم.» متهم افزود: «دوسال پیش با همدستی چند نفر، از بانک رفاه کارگران زاهدان پول نقد زیادی سرقت کردیم و پس از آن به پاکستان گریختم و در آنجا مغازه کوچکی باز کردم. روزی حسین ریگی با نام مستعار یاسر به من مراجعه کرد و گفت بیا با ما کار کن خرجی زن و بچه ات را می دهیم و قرار شد ماهی 5 هزار روپیه بابت کرایه منزل، 12 هزار روپیه خرجی زن و بچه و 3 هزار روپیه پول آب و برق، از گروه عبدالمالک دریافت کنم و از حدود 45 روز پیش همکاری من با این گروه شروع شد.»
این تروریست ادامه داد: سر چهارراه بلوار معلم و بزرگمهر وقتی ماشین نیروی انتظامی را دیدیم، 4 نفری از پیکان پیاده شده و به سمت ماموران شلیک کردیم بعد هم اسلحه آنها را برداشته و از محل فرار کردیم. عبدالمنان هم از صحنه درگیری فیلمبرداری کرد، پس از آن خودرو سرقتی را در کوچه ای رها کرده و با پیکان خودمان که پشت سر ما بود به منزل رفتیم و یکی از همدستانم به نام حسین (معروف به یاسر) خبر عملیات را با گوشی ماهواره ای به عبدالمالک داد. وی در تشریح بمب گذاری وانت پیکان در مسیر اتوبوس سپاه گفت: طراحی عملیات علیه اتوبوس سپاه حدود 4 تا 5 روز طول کشید و پس از جمع آوری اطلاعات لازم در مورد زمان و مسیر تردد اتوبوس، قرار شد عملیات روزشنبه 28 بهمن انجام شود اما در تماس گروه با عبدالمالک او عملیات را جلو انداخت و قرار شد صبح چهارشنبه 25 بهمن انجام شود. متهم یادآور شد: برای اجرای عملیات وانت پیکان را با 80 تا 90 کیلو مواد منفجره بمب گذاری کردیم و در مسیر تردد اتوبوس قرار دادیم و 4 نفر عضو گروه با یک دستگاه پیکان و یک دستگاه موتورسیکلت ما را پشتیبانی کرد تا به نزدیک محل رفتیم و خودمان را پشت تپه مقابل آنجا مخفی کردیم. زمانی که اتوبوس به وانت نزدیک شد من که وظیفه فیلمبرداری را به عهده داشتم قبل از انفجار دوربین را روشن کردم تا آماده فیلمبرداری از صحنه انفجار باشم در ضمن 2 نارنجک و یک کلت «مگاروف» نیز در اختیارم بود تا اگر مردم خواستند مرا دستگیر کنند از آنها استفاده کنم. از لحظه انفجار کار فیلمبرداری از صحنه را انجام دادم اما خواستم سوار موتور شوم که موتور از دست همدستم افتاد بعد از آن دوربین از دست من افتاد و خواستم فرار کنم که یک نفر به من حمله کرد و من چند گلوله به او شلیک کردم تا مرا نگیرد و 5 گلوله هم به سمت مردم شلیک کردم. دوباره سوار موتور شدیم تا فرار کنیم ولی مردم اجازه ندادند و مرا گرفتند، همراهانم نیز به سمت مردم تیراندازی کردند و نارنجک انداختند. در زمان درگیری نیروهای انتظامی آمدند در محل دور زدند ولی به سمت ما تیراندازی نکردند شاید به این علت که مردم جمع شده بودند. ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه! و اما براساس اسناد آشکار- تاکید می کنم اسناد آشکار و نه پنهان و طبقه بندی شده- عبدالمالک ریگی، سرکرده تروریست های یاد شده با سازمان های اطلاعاتی «سیا» و «موساد» ارتباطی نزدیک و ارگانیک دارد تا آنجا که بعد از بازداشت رامین جهانبگلو جاسوس اعتراف کرده سازمان «سیا»، عبدالمالک ریگی در مصاحبه با رادیو آمریکا اعلام کرد آماده است در قبال آزادی رامین جهانبگلو، تعدادی از پرسنل سپاه و نیروی انتظامی را که به گروگان گرفته بود آزاد کند. از سوی دیگر عمادالدین باقی نیز به داشتن روابط نزدیک با محافل آمریکائی و برخی از کانون های بیگانه متهم است. اکنون جای این پرسش است که آیا حمایت شتابزده آقایان عمادالدین باقی و صالح نیکبخت از تروریست های مورد اشاره برای ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه سؤال برانگیز نیست؟ چرا که آقایان از جنایات اثبات شده تروریست ها و میزان نفرت و انزجار عمومی نسبت به آنان مطلع بوده و از روابط اعلام شده عبدالمالک ریگی با سازمان «سیا» نیز خبر داشته اند، بنابراین به خوبی می دانسته اند برای حمایت از تروریست های قاتلی که خون دهها انسان بی گناه را بر زمین ریخته و افرادی را برای اخاذی از خانواده های آنان به گروگان گرفته و سپس سر بریده و به دار آویخته اند باید هزینه اجتماعی و حیثیتی سنگینی را تحمل کنند، ریاست محترم دادگاه! آیا این حمایت پرهزینه با توجه به این که آقایان در میان دوستان خود نیز به افراد مرفه و خوشگذران معروفند و به کنایه از آنها با عنوان «بی خیال دموکرات»! یاد می شود، سؤال برانگیز نیست؟ و آیا این حمایت غیر از «ماموریت» می تواند انگیزه و علت دیگری داشته باشد؟! ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه! اینجانب از توضیح بیشتر درباره هویت افرادی نظیر آقای عمادالدین باقی و ماموریتی که به نفع بیگانگان انجام داده و می دهند خودداری می کنم، چرا که امروزه و در جریان فتنه اخیر که موهبتی الهی بود، بسیاری از پرده ها کنار رفته است و برای چیزی که «عیان» است حاجتی به «بیان» نیست و در خاتمه تنها این پرسش در میان است که آیا در این دادگاه جای شاکی و متهم عوض نشده است؟ بد نیست به این مطلب هم برای روشن تر شدن بیشتر ماجرا توجه کنید : ماجرای حمایت ریگی از فتنه سبز سرکرده گروهک تروریستی ریگی که دیروز توسط سربازان گمنام امام زمان «عج» به دام افتاد در کنار جنایت های بیشماری که طی سالهای گذشته مرتکب شده است، همانند مسعود رجوی سرکرده گروهک تروریستی منافقین حمایت از آشوبگران و جریان فتنه سبز در حوادث پس از انتخابات ایران را نیز در کارنامه خود دارد.گروهک تروریستی ریگی در بیانیه های متعدد بارها حمایت خود را از جنبش به اصطلاح سبز و آشوبگران خیابانی اعلام کرده اند.
این گروهک تروریستی که وابستگی آشکاری به سازمان های جاسوسی آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای منطقه دارد پیش از این نیز در پایگاه اطلاع رسانی خود اخبار جنبش سبز و رهبران فتنه را لحظه به لحظه اطلاع رسانی می کرده و نقش تبلیغاتی برای این جریان آشوب طلب داشته است. گروهک تروریستی ریگی همچنین در زمان آشوب های خیابانی در تهران در اطلاعیه ای خواستار اقدامات مسلحانه از سوی اغتشاشگران علیه مسئولان نظام شده بود. در بخشی از اطلاعیه این گروهک تروریستی با حمایت آشکار از سران جریان فتنه آمده بود، «موسوی و کروبی باید درس عبرت بگیرند و بدانند که اگر راه مکر و فریب را برگزینند این ملت در برابر آنها هم خواهد ایستاد!» سکوت سران جریان فتنه در مقابل حمایت ریگی از جریان حامی آنها یکی از ابهامات اساسی حوادث پس از انتخابات بود. سکوتی که پس از حمایت منافقین و سلطنت طلبان و حتی رسانه های صهیونیستی هم اتفاق افتاد و انتقادهای بسیاری را از سوی مردم به سران فتنه وارد ساخت. |
|
| عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک جنایتکار جندالله ( جند الشیطان ) دستگیر شد |
| ساعت ۳:٥٢ ب.ظ روز سهشنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸ |
|
عبدالمالک ریگی در حال ورود به کشور در کنترل نیروهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران:
بدجوری دمغ می باشد :)) آدم دلش براش کباب میخواد :))
د زشته اینقده دمغ و پنچـرشدنم که دیگه خیلی زایس :))
رئیس طایفه ریگی:عبدالمالک لکه ننگی برای ما بود رئیس طایفه ریگی در سیستان و بلوچستان گفت: عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی لکه ننگی بر طایفه ریگی بود که خوشبختانه در چنگال قانون گرفتار شد و قلب خانواده های داغدیده از جنایات این جانی شاد شد. "بشیر احمد ریگی" روز سه شنبه در گفت وگوی اختصاصی با ایرنا بیان کرد: از لحظه شنیدن خبر دستگیری عبدالمالک در پوست خودم نمی گنجم زیرا یک جانی بی هویت که تعداد زیادی از انسان های بی گناه اعم از کودک، نوجوان، جوان و سالخورده را به خاک و خون کشیده بود، با اقتدار توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد.
رئیس طایفه ریگی اظهار داشت: امیدوارم مسوولان امر، این جرثومه فساد را به سزای اعمال ننگینش برسانند. وی گفت: چند سال پیش با هماهنگی مسوولان دست اندرکار استان به اتفاق 22نفر از ریش سفیدان طایفه به محل استقرار عبدالمالک در پاکستان رفتیم و در نشستی با وی اعلام کردم راهی که در پیش گرفته ای بسیار اشتباه و خطاست و باید از این مسیر خلاف دست بکشی و به دامان کشور بازگردی. بشیر احمد ریگی افزود: با وجود پیشنهادها و راهنمایی های که به عبدالمالک ارائه کردیم اما وی مسایل پیش پا افتاده ای را مطرح می کرد. او ادامه داد: یکی از همراهان ما که از ریش سفیدان طوایف پاکستانی بود نیز خطاب به عبدالمالک گفت تمام مایحتاج مردم مرزنشین مناطق مرزی پاکستان از ایران تامین می شود و حرکات و اقدام های شما باعث شده که ایران مرزهای خود را بناچار مستحکم کند و به همین سبب مردم با مشکلات زیادی رو به رو شده اند. ریگی بیان کرد: این ریش سفیدان پاکستانی خطاب به عبدالمالک ادامه داد حرکات گروه شما موجب شده مردم محروم منطقه برای تامین مایحتاج زندگی خود در مضیقه قرار گیرند و چنانچه دست از این اقدام ها بردارید و تسلیم شوید بسیاری از مشکلات مردم رفع می شود. رئیس طایفه ریگی اظهار داشت: عبدالمالک ریگی در پاسخ به اظهارات ریش سفیدان طوایف گفت "شما چقدر سست عنصر هستید، من تا چندی پیش برای تکه ای نان محتاج بودم ولی اکنون آمریکا آنقدر پول برایم ریخته که نمی توانم جمع کنم". بشیر احمد ریگی افزود: سخنان عبدالمالک بخوبی نشان می داد که وی مزدور و سگ قلاده به دست دیگران است. وی تصریح کرد: از مسوولان دستگاههای دست اندرکار و امنیتی درخواست می کنم پیش از آنکه این جرثومه فساد را به سزای اعمال ننگنیش برسانند، باید کاملا او را وادار به بیان حقایق کنند تا برای مردم مشخص شود این جنایتکار از جانب چه اشخاص، گروهها، سازمان ها و کشورهایی حمایت می شده است. رئیس طایفه ریگی گفت: این طایفه از گذشته های دور تا کنون خدمتگزار کشور و نظام بوده است، ما ایرانی هستیم و به هیچکس اجازه نمی دهیم به ایران و ایرانی اهانت و ظلم و ستم روا دارد. وی در پایان از سربازان گمنام امام زمان (عج) برای دستگیری مقتدارانه این جنایتکار تقدیر کرد. تقدیر 208 نماینده مجلس از دستگیری ریگی دویست وهشت نماینده مجلس شورای اسلامی با امضای بیانیه ای خبر دستگیری عبدالمالک ریگی را به محضر رهبر معظم انقلاب تبریک گفتند. به گزارش واحد مرکزی خبر، متن کامل این بیانیه که در جلسه علنی امروز مجلس قرائت شد به این شرح است: محضر مبارک رهبر معظم انقلاب و فرماندهی کل قوا خبر مسرت بخش و غرورآفرین دستگیری عبدالمالک ریگی از سرسپردگان استکبار که نقش محوری در انجام جنایات متعدد و در ایجاد ناامنی در مناطق مرزهای شرقی کشور از سوی دستگاه های جاسوسی آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای منطقه را به عهده داشت مایه مباهات و سرافرازی دستگاه امنیتی، نظامی و اطلاعاتی کشور در مقابله با تهاجم و توطئه دشمنان ایران اسلامی است. شکی نیست که همکاری بسیار دقیق اطلاعاتی و عملیاتی سربازان گمنام امام زمان(عج)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروی انتظامی در مواجهه با هرگونه تهدید علیه جمهوری اسلامی و خنثی سازی آن که در عملیات پیچیده دستگیری عبدالمالک ریگی به اثبات رسید قبل از هر چیز مایه دلگرمی و سرافرازی ملت قهرمان ایران و اعتلای همه مسلمانان جهان که به اقتدار ایران اسلامی چشم امید دوخته اند خواهد بود. از طرف دیگر این اقدام به دشمنان انقلاب نیز بار دیگر می فهماند که جمهوری اسلامی ایران همانطور که در هشت سال دفاع مقدس با اقتدار از مرز و بوم سرزمینی و معنوی خود دفاع کرد امروز نیز با همه قدرت برابر توطئه مشترک استکبار تمام قد ایستاده است. ما خادمان مردم در خانه ملت باردیگر این همایش اقتدار را به رهبری معظم انقلاب و فرماندهی کل قوا و ملت قهرمان ایران تبریک می گوییم و سپاسگزاری خود را از همه نیروهای اطلاعاتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران اعلام می داریم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. تصاویر دلخراش از جنایات ریگی
این بی شرف منافق ، جلوی دوربین ریش می گذارد و دم از اسلام می زند اما مخفیانه تریب آمریکایی می زند و با آنها نرد عشق می بازد ! در عکس بالا مشغول مزخرف گویی در ظاهری اسلامی ! و جهادی ! است. جای دو سر اون هلال چقدر جالب در اومده ! :)) شخ شده براش :)) و حالا در عکس پایین که مربوط به حدود یکی دو روز اخیر وبقولی داغ و تازه است ،...
در حال چاق سلامتی با همکاران آمریکایی خود است. آمریکاییه اون پشت رو می بینید؟ این آقا وقتی این ارازل کپک سبز دستگیر می شدند کشور را تهدید به انتقام کرد ! :)) تازه قرار بود تو گروه سازمان منافقین و گروه این خنگ خان ، ادغام بشوند در چیزی بنام سازمان نیروهای مسلح مجاهدین یا چیزی شبیه این که دیگه ، مهلت پیدا نکرد و ماه عسل بهم خورد :)) چقدر کارهای این دو تا گروه شبیه همه . آدم فقط یاد رجوی می افته وقتی صحنه های جنایات ریگی رو مرور می کنه ! ...
قضیه این راننده تاکسی می دونین چیه ؟ آدمای ریگی ماشینش رو می دزدن بعد بهش میگن نمیخوایم بکشیمت . میخوایم از خونوادت پول بگیریم . همکاری کن میخایم ازت فیلم الکی بگیریم و خونوادتو تهدید کنیم . بیچاره تو فیلم دست و پا نمی زنه شلوغ نمی کنه می برنش بالای دار ، بعد که تا آخر فیلم ، چارپایه رو از زیر پاش می کشن می کشنش بعدشم تاکسیشو بمب می ذارن - حدود ٩٠ کیلو - بعد می ذارن کنار اتوبوس بچه های سپاه تو زاهدان منفجر می کنن. فیلم بردار و همراهش دستگیر شدن قبلن.
بدتر از سازمان بی شرف مستقر در اشرف یعنی سازمان منافقین ، اینها هم از این فتوحات بدر و حنین خودشون فیلم و عکس می گرفتن پخش می کردن. بر اساس این الگو من حس مس کنم فیلم جنایات امریکاییها در ابوغریب و اینها هم با هماهنگی خود حکومتشون برای ترسوندن مخاطب فیلم برداری و پخش شده
بیچاره اهل تسنن ایران که آمریکا زور می زنه این بی شرف رو به اونها بچسبونه ! نیگا کنین که یاهو چی نوشته : گروه نظامی سنی؟!!
کاری نداریم حالا که عکس شیرینک خانوم رو بجای این خنگول اندخته . چون بنظر من بیشتر عبدالمالک از این جریانها خط می گیره . اما نوشته گروه نظامی. نه تروریستی. یعنی مثلا یه گروه نظامی مثل مثلا گروه باسک که هرکی هستن اما رو در رو می جنگن یا هر گروه دیگه . نه یک گروه که کارش بمب گذاری و ترور و جیم شدنه !! بیچاره اهل سنت ایران ! بازم این خل ملنگ رو چسبوندن به این بنده های خدا. اینم کارت شناسایی ملی !این خنگول خان تو پاکستان :))
|
|
| تسلیت به جریان سبز ! |
| ساعت ٩:۱۸ ق.ظ روز سهشنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸ |
|
از همین الان ، اعدام جنایتکار مشعور عبدالاکل ریغو با نام شناسنامه ای عبدالمالک ریگی ، شهید !! راست راستی آینده جریان سبز را به این جریان کثیف تسلیت فراووان عرض می کنم . بهرحال جریان سبز حامی به این جنایتکاری و کثیفی ونجسی کمتر گیرش میاد . واقعا ضربه بزرگیه براتون. تسلیت :) دستگیر شده . برید ببینید. خبرش عالم رو ورداشت :)) |
|
| یک مقایسه... |
| ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ روز یکشنبه ٢ اسفند ۱۳۸۸ |
|
سایت خبری دکتر احمدی توکلی - سایت الف ، تصویری از اتاق محل کار آقای سید حسن خمینی درج کرده...
سایت جماران متعلق به آقای سید حسن خمینی هم عکس هایی از زندگی امام راحل درج کرده.
روحانیت شیعه ، عریان کردن سر را در سلک روحانیت جوانمردی و مروت نمی دانند . امام در خصوصی ترین لحظات ، اینگونه بود... زندگی و اتاق و محل کار زیبا وساده و مرتب و معنوی امام ، برای همه الگو بود... |
|
| از باب تقیه بوده ! |
| ساعت ٩:٥٧ ق.ظ روز یکشنبه ٢ اسفند ۱۳۸۸ |
|
۲۲بهمن که خیطی بالا آوردیم ولی همزمان با پریدن من از روی آتش در روز چهارشنبه سوری، جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد!
به گزارش خبرگزاری چیزنا «آقای چیز» ضمن بیان مطلب فوق گفت: یکی از رنگ های پرچم جمهوری اسلامی، «سبز» است و این نشان دهنده بی شمار بودن فرقه سبز است. وی که در جمع اعضای خانواده سخن می گفت، ادامه داد: همه ملتی که در روز پنج شنبه آمدند راهپیمایی، طرفدار سبزها بودند و البته چرا به سران فتنه، بد و بیراه می گفتند، این از آن عجایب تاریخ است. وی در تشریح جمله خود افزود: این ملتی که آمدند راهپیمایی با ما سبزها بودند اما برای تقیه کردن(!) روی تصاویر ما «ضربدر» کشیده بودند!! آقای چیز در پاسخ به عیال مربوطه که پرسید «اگر همه آنها که 22بهمن به خیابان آمده بودند، طرفداران سبز بودند دیگر تقیه چه معنایی داشت»؟ گفت؛ بر پدرومادر کسی لعنت که در این مکان، یعنی وسط فرمایشات ما چیز بریزد، یعنی آشغال بریزد. آقای چیز در ادامه ابراز امیدواری کرد: جمهوری اسلامی در روز چهارشنبه سوری، اگر نشد در روز سیزده بدر، سقوط خواهد کرد! وی آنگاه از موضع اولیه خود کوتاه آمد و در تحلیلی دیگر گفت: یک سوم پرچم ایران به رنگ سبز است و این نشان می دهد حداقل یک سوم جمعیت راهپیمایی 22بهمن با سبزها بودند. مدیرعامل خبرگزاری چیزنا در پاسخ به سؤال پسرش «چیز کوچولو» که از وی پرسیده بود: «اگر یک سوم راهپیمایی با سبزها بودند، پس چرا موسوی و خاتمی و کروبی از بین مردم، در رفتند و فرار را بر قرار ترجیح دادند؟» یک کشیده محکم در گوش «چیز کوچولو» خواباند. وی آنگاه گوش این پسر را گرفت و وی را از خانه بیرون انداخت. آقای چیز سپس با سوء استفاده از فضای فراهم شده، به مصرف مواد افیونی و سرطان زا پرداخت و در دلش گفت: خاک بر سر هواداران ما که به جای راهپیمایی، رفتند مسافرت! نالوطی های لوس ما را فروختند به «جاده چالوس». «آرملیا- خبرنگار چیزنا» توضیح ضروری: کاراکتر "آقای چیز" اول بار در سال ۱۳۸۱ در "کیهان" به وسیله بنده نوشته شد در ستونی به نام "تلخند" که همان زمان هم نماد یک مخالف نظام بود. لذا این نام اگر چه ممکن است در نقش هر اپوزیسیونی ظاهر شود اما لزوما ارتباطی به شخص خاصی به ویژه فتنه گری که زیاد "چیز" می گوید، ندارد. در ادامه ، این رو هم داشته باشید :
|
|
| چگونه محجبه شدم |
| ساعت ٩:٤٧ ق.ظ روز یکشنبه ٢ اسفند ۱۳۸۸ |
|
ظاهرم همیشه عادی و معمولی بود ، البته حجابم کامل نبود . به خصوص حالا که فکر می کنم می بینم اصلا کامل نبود (خیلی خجالت می کشم وقتی عکسهای گذشته را می بینم ) .همیشه یک مانتوی معمولی می پوشیدم با یک مقنعه شل و کوتاه که همیشه مقداری از موهام از جلوش زده بود بیرون . گرچه از نظر خیلی ها عادی بود . آرایش هم نمی کردم مگر در مهمونی یا عروسی که اون هم خیلی کم . خانواده ما معمولی بود ولی هیچکس محجبه نبود حتی تو مهمونی های خانوادگی هم کسی حتی یه روسری هم سر نمی کرد .تو گوئی که انگار مقوله حجاب در خاندان ما محلی از اعراب نداشت . اواخر اردیبهشت 78 (ترم آخر تحصیلم) به یک اردوی فرهنگی – دانشجوئی رفتیم . حال و هوای اون اردو جوری بود که همه دخترها می بایست چادرسر می کردند . البته می شد که سر نکرد اما حکایت،گر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ، اجازه نمی داد که با همون تیپ همیشگی برم.اصل قضیه رفتنم هم به خاطر علی رضا بود(همسر علی رضا دانشجوی ارشد بود ویه جورائی با هم دوست بودیم. البته نه مثل دوستی های این روزها.ظاهر ساده ای داشت، قد بلند و خوش برخورد. مدتی بود که اصرار می کرد بیاد خواستگاریم و من هم در واقع داشتم ناز می کردم . به هر حال با چادر مشکی یکی از دوستام که برام بلند بود و مدام تو پام می پیچید رفتم اردو اونم تو اون هوای گرم . شاید باورتون نشه اما داستان تحول زندگی من از همون جا شروع شد . در اردو می خندیدیم و چادر و ظاهرمون را مسخره می کردیم . اما وقتی برگشتم یک حس عجیبی داشتم انگار که دلم نمی اومد چادر از سر بردارم . یک حس آرامش و راحتی باهاش داشتم . ولی خوب حتی فکر کردن به اینکه یک روزی چادری بشم هم غیر ممکن بود ، پائیز همون سال علیرضا اومد خواستگاریم و نامزد شدیم . قرار شد سال دیگه که درسش تموم میشد تو تابستون 79 ازدواج کنیم . اولین بار که خانوادش را دیدم برام جالب بود که مادرش و خواهرش محجبه بودند آخه بهش نمی اومد که چنین خانواده ای داشته باشه . هر از گاهی که با مامانم یا زن داداشم تنها بودیم شوخی می کردم که چادر بهم میاد نه؟!! یا مثلا گوشه روسریم را پیچ می دادم ببینم واکنش اونها چیه . اما حتی بهم نمیخندیدند . انگار اصلا متصور نبودند که فاطمه هم می تونه محجبه باشه یا شاید دلش می خواد . یه چند ماهی این شده بود دغدغه ذهنم و از بد روزگار با کسی هم نمی تونستم در این مورد حرف بزنم چون همه دوستام سر و وضعشون بد تر از من بود . تازه به من می گفتند که تو چرا به خودت نمی رسی . خلاصه کنم ، به هر حال این گذشت تا بهار 79 که دیگه خونه خاله و عمو وغیره می ر حیوونکی گفت که به خدا من منظوری نداشتم و ... شروع کرد به عذرخواهی . حرفش را قطع کردم و گفتم همین که گفتم ، من چادر سر می کنم و تو هم باید پشت من باشی و هوامو نگه داری . خداحافظی کردم و رفتم خونه . اون شب انگار شوک بودم ، نمی تونستم حرف بزنم . دیگه نمی خواستم به واکنش خانواده فکر کنم . دل زدم به دریا و فرداش رفتم پارچه خریدم و دادم خیاطی برام یک چادر مشکی بدوزه و مقنعه چانه دار بلند و یه مانتو گشاد مشکی تا مچ پا . می خواستم حالا که قراره با سر برم تو آتیش یکهو و کامل برم . به مامان گفتم که برای مهمونی لباس سفارش دادم ولی هیچ چیزی در این مورد که چیه نگفتم ، اونهم خوشحال شد . یکهفته گذشت تا شب مهمونی رسید . همه حاضر بودند و منتظر من که بریم . حتی داداشم و زنش هم اومده بودند خونه ما که همه با هم بریم .
|
|
| از هر دیواری آویزان می شوند |
| ساعت ٩:٤۱ ق.ظ روز یکشنبه ٢ اسفند ۱۳۸۸ |
|
این خیلی سیاه رویی و بی آبروییست که بخاطر عقده ی کور و حقارت بلار سیاسی ، به هر دری بزنی تا افتخارات ملتت را هم تحقیر کنی. ببینید رفته اند عکسی از مراسم افتتاح ناوشکن مجهز و پیشرفته جماران را گیر آورده اند و روی آن چه نوشته اند :
درحالیکه از کمتری ناطلاعات دریایی بی بهره اند و نمی دانند دکل مذکور مربوط به جرثقیل حمل بار است و اصولا و از ریشه بی ارتباط با یک ناوشکن رزمی !
بعد که ضایع بودن ماجرا بالا گرفت ، اینجوری می شود :
آبروتون رفت. |
|
| از جوشن تا جماران - نگاهی به دو حضور رهبر انقلاب در خلیج فارس |
| ساعت ٥:٤۳ ب.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸ |
|
قطعا هیچ کدام از آمریکاییهایی که به فرماندهی کلنل «چارلز بکویث» وارد ایران شده بودند، هیچ وقت صحنهی نابود شدن هواپیماها و هلیکوپترهایشان در صحرای طبس را فراموش نمیکنند؛ وقتی که امداد غیبی ذرات شن را چون پتکی بر سر متجاوزین آمریکایی فرود آورد و بالگردهای RH-53D و هواپیماهای غولپیکر C-130 آمریکایی را به زمین زد و ابهت پوشالی آمریکا را فرو ریخت. البته این اولین و آخرین تهدید نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران نبود. سابقهی تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران به روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر میگردد؛ علاقهی برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، به استفاده از نیروی نظامی بر علیه ملت ایران تازگی نداشت. در روزهای نزدیک به 22 بهمن 57 هم آمریکا در نظر داشت برای انقلاب اسلامی ایران همانند 28 مرداد 1332، نسخهی کودتا و بازگرداندن شاه بپیچد؛ بر این اساس «ژنرال هایزر» توسط «برژینسکی» به ایران فرستاده شد تا با کمک گارد شاه، کودتایی نظامی را سامان دهد که راه به جایی نبرد. با اینکه در سالهای اول پیروزی انقلاب این رویارویی نظامی بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده هیچگاه محقق نشد، اما در روزهایی که جنگ ایران و عراق در جریان بود آمریکا به طور غیر مستقیم به صحنهی جنگ و رویارویی با ایران وارد شد و کمکهای تسلیحاتی فراوانی از بالگردهای شرکت "بل" گرفته تا انواع موشکها و تانکها را در اختیار ارتش بعث عراق گذاشت و این در حالی بود که همواره کمک به عراق را تکذیب میکرد؛ در دهم شهریورماه 1364 «بنیاد تحقیقاتی هریتیج» طی گزارشی در مورد ایران، خواستار حمله نظامی و عملیات انتقامی علیه ایران شد. در حالیکه «جیمی کارتر»، رئیسجمهور وقت آمریکا در اول مردادماه همان سال ضمن دیدار از آنکارا و در جریان مذاکرات خود با مقامات عالیرتبهی ترکیه، خواستار میانجیگری آنکارا میان تهران و واشنگتن شده بود. این اظهار نظرهای دو پهلو، فضای مبهمی را در منطقه ایجاد کرد که تماما به سود طرف عراقی بود و منافع جمهوری اسلامی ایران هر روز بیشتر تهدید میشد. از آنجا که یکی از اصلیترین راههای ارتباطی رژیم عراق با غرب از طریق دریا و خلیج فارس بود، جمهوری اسلامی هم تصمیم گرفت برای کاستن از میزان کمکهای آمریکا و دیگر کشورهای غربی به عراق و تحت فشار گذاشتن این رژیم کشتیهای عبوری از خلیج فارس و آب راه تنگهی هرمز را که مطابق قوانین بین المللی جزء آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی محسوب میشد، بازرسی کند تا حامل محمولههای نظامی برای عراق نباشند. این کار پس از مصوبه شورای عالی دفاع، کم کم عملی شد. علاوه بر این جمهوری اسلامی ایران تهدید کرد در صورتی که کمکها به عراق ادامه یابد و یا در راه صدور نفت ایران از سوی دول غربی و نیروهای عراقی که از فضا و امکانات دول عربی حاشیهی خلیج فارس هم استفاده میکردند، خللی به وجود آید، تنگهی هرمز را خواهد بست. در سیام خرداد 1364 کشتی کویتی المحراق با 10500 تن محموله، توسط نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی توقیف شد و پس از سه هفته بدنبال تخلیه محمولههای آن که بطور غیرمستقیم توان رزمی ارتش عراق را میتوانست افزایش دهد، آزاد گردید. مقامات نیروی دریایی ایران اظهار داشتند که پس از بازرسی کشتی المحراق و ملاحظه بارنامهی آن، آنچه را که دقیقا در بارنامه به عنوان عراق مشخص شده بود همراه با بخشی از کالاهایی که بارنامههایشان مشکوک تشخیص داده شد، تخلیه گردید و کشتی المحراق با کالاهای باقیمانده به مقصد کویت حرکت کرد. «دیوید بد فورد» ناخدای کشتی المحراق قبل از ترک آبهای ایران، طی بیانیهای ضمن شرح چگونگی کنترل کشتی که به مقصد عراق بارگیری شده بود و اشاره به اینکه بخشی از محمولات کشتی بنا به ماهیت آنها و تشخیص مقامات ایرانی در زمره کالاهایی قرار میگیرد که بطور مستقیم و غیرمستقیم به توانایی جنگی عراق کمک میکند، اعلام کرد در خلال عملیات بازرسی من خود را موظف به همکاری با مقامات نیروی دریابی ایران دانسته و در جهت اجرای حق قانونی بازرسی و حفظ محموله کشتی از هیچگونه کمکی مضایقه نکردم.
آیتالله خامنهای در حالی که نه ساعت از آغاز این تمرین عظیم نظامی میگذشت در مصاحبهای که بر عرشه ناوشکن البرز انجام دادند، مطالب جالب توجهی را بیان کردند. رئیس شورای عای دفاع در پاسخ به سوالی درباره توان ایران در بستن تنگهی هرمز گفتند: ما حتى اگر کمتر از این مقدار هم قدرت داشته باشیم آن تهدیدى که کردیم براى ما عملى است. بستن تنگهى هرمز با همان مفهومى که این کلمه دارد، یک چیزى است که براى آن کسى که این همه ساحل در دو طرف تنگه دارد و آن اشراف و تسلطى که بر تنگه دارد این چیزى است ممکن. ایشان افزودند: «به علاوه مقصود ما قطع صدور نفت خواهد بود در آن روزى که در کار صدور نفت ما یک اختلال کلى بوجود بیاید، و آن به هر جورى که انجام بگیرد اسمش بستن تنگهى هرمز خواهد بود ... ولى خب بههرحال یک احتمالى است که هست، ولو پنج درصد، ده درصد هم احتمال باشد ما باید آمادگى خودمان را داشته باشیم براى اینکه آن تهدید را عملى کنیم، آن تهدید جدى است و با برآورد و درک درست موقعیت جمهورى اسلامى آن تهدید انجام گرفته. امروز هم بنده هر چى که به ابزارها و انسانها و همتها نگاه کردم بیشتر معتقد شدم که این تهدید را خیلى به جا کردیم، و انشاءاللَّه، البته انشاءاللَّه که مىگویم امیدوارم که چنین روزى پیش نیاید، اما اگر پیش بیاید ما توانایى کامل براى انجام این تهدید را خواهیم داشت.» ایشان همچنین در پاسخ به سوالی درباره ناتوانی عراق در حمله به ناوهای شرکت کننده در آن مانور و به خصوص ناوشکن البرز افزودند: «حملهى به یک تجهیزات با این عظمت کار آسانى نیست، یعنى بعید است که یک چنین گستاخىاى را خلبانهاى عراقى یا نیروى هوایى عراقى داشته باشند که بخواهند بیایند اینجا و با این همه ناو و هواپیما حمله کنند. یقیناً کسى که بیاید، آمدنش در اختیار خودش است اما برگشتنش بعید است که برگردد!» مداخله و مشارکت آمریکا در جنگ با ایران، با دعوت کویت از قدرتهای بزرگ به خصوص آمریکا برای محافظت از نفتکشها، شکل علنیتری به خود گرفت و ابعاد گستردهتری یافت. در 30 تیر 1366، ایالات متحده به بهانهی حفظ جریان آزاد نفت و تامین نیازهای رشد صنعتی غرب، ناوگان دریایی خود را به ظرفیت 35 کشتی جنگی و بیش از 12 کشتی کمکی با مجموع 20 هزار نیروی نظامی در منطقه گرد آورد که بعدا به بزرگترین ناوگان دریایی این کشور پس از جنگ جهانی دوم تبدیل شد و در نهایت نیز به حدود 50 فروند کشتی جنگی رسید. با ورود ناوگان دریایی آمریکا، خلیج فارس به انباری از سلاحهای آمریکایی تبدیل شد که با دلالی آمریکاییها به کشورهای جنوبی خلیج فارس فروخته میشدند. البته نکتهی جالب توجه آن بود که مطابق آمار رسمی، با حضور آمریکاییها، تعداد حملات به کشتیها در خلیج فارس بهشدت افزایش یافت و تشنج بیشتر شد. به عبارت بهتر تنها نتیجه حضور امریکاییها در خلیج فارس این بود که جبههای دیگر به وسعت 2000 کیلومتر از بندر جاسک در دریای عمان تا خور عبدالله در انتهای خلیج فارس بر علیه ایران گشوده شد. از این پس جنگ نفتکشها صحنه نبرد مستقیم ایران و آمریکا میشود که با تبلیغات فراوان در مورد قدرت نظامیشان به خلیج فارس وارد شدهاند. اما این تبلیغات اندک زمانی بیشتر به کار آمریکاییها نیامد و سه ناو آمریکایی که برای اسکورت نفتکشها به خلیج فارس آمده بودند، در اثر برخود با مینهای نیروی دریایی ایران آسیب جدی دیدند. آمریکاییها که از این ضربه مهلک و مواجهه با نیروی دریایی ایران در چندین مرحله شکست خورده بودند، در نهایت به سکوی نفتی رشادت ایران حمله میکنند و رئیس جمهور آمریکا هم به دروغ اعلام میکند آمریکا یک سکوی نظامی ایران را مورد حمله قرار داده است. ایران نیز با حمله به ناوهای آمریکایی پاسخ دندان شکنی به این حمله میدهد. در ساعت 30/8 صبح 29 فرودین 1367 نیروی دریایی ایران به کارکنان شرکت نفت در سکوهای نفتی سلمان، نصر و مبارک اعلام میکند سکوها را ترک کنند. مهاجمان آمریکایی در اولین حمله خود به این سکوها ناکام میمانند و با مقاومت نیروی دریایی ایران مجبور به عقب نشینی میشوند. مرحله دوم تهاجم آمریکاییها با به کارگیری سه رزم ناو، شش فروند هواپیما و چند فروند بالگرد آغاز میشود. جنگی نابرابر آغاز میشود؛ ناوچه جوشن در یک طرف قرار دارد و سه رزم ناو آمریکایی در طرف دیگر. نیروهای قهرمان ناوچه جوشن، 45 دقیقه در مقابل موشکهای هاریون و 300 گلوله توپ شلیک شده از سوی ناوها و متجاوزان آمریکایی مقاومت میکنند و سرانجام این نبرد ناعادلانه با شهادت 11 نفر از رزمندگان ناوچه جوشن و زخمی شدن 33 نفر دیگر و غرق شدن ناوچه پایان مییابد. نیروهای آمریکایی سکوهای نفتی سلمان، نصر و مبارک را اشغال و به آتش میکشند و به سوی سکوهای نفتی دیگر ایران در جنوب خلیج فارس حرکت میکنند. ناوشکنهای سهند و سبلان از طرف ایران مأموریت مییابند که جلو پیشروی نیروهای آمریکایی را بگیرند. درگیری دو ناوشکن ایرانی با ناوها، هواپیماها و بالگردهای آمریکایی چند ساعت به طول میانجامد. آمریکاییها مجبور به عقب نشینی میشوند و از فاصله 120 کیلومتری و با استفاده از موشکهای لیزری از طریق ناوها و هواپیماهای فوق مدرن به ادامه نبرد میپردازند و خساراتی را به ناوچه سهند ایران وارد میکنند. ساعاتی پس از این حملات، قایقهای توپدار سپاه به سکوهای نفتی اجارهایی آمریکا در خلیج فارس حمله میکنند و آنها را به آتش میکشند. کشتی آمریکایی «ویلتی یاند» و کشتی انگلیسی به نام «یورک مارین» مورد حمله سپاه پاسداران قرار میگیرند و منهدم میشوند. پس از این حملات یک ناو لجستیکی انگلیس و یک بالگرد جنگی آمریکایی هم مورد حمله قرار میگیرند و به آتش کشیده میشوند. فضا در خلیج فارس به شدت ملتهب شده بود. در این شرایط جمهوری اسلامی برای نشان دادن ابهت نظامی و سیاسی خود در منطقه خلیج فارس مانور "ذوالفقار سه" را در منطقه عمومی خلیج فارس و دریای عمان برگزار میکند. این مانور بزرگ در تاریخ 31 اردیبهشت 67 آغاز شد و نیروی دریایی و هوایی ایران مشترکا تمرینهایی را برای حمله به دشمن فرضی و پاسداری از مرزهای دریای و هوایی کشورمان انجام دادند. این عملیات که در تاریخ سالهای بعد از انقلاب از نظر وسعت و تعداد یگانهای شرکت کننده بینظیر بود، با حضور بیش از 90 ناو و ناوچه و همراهی نیروهای هوایی و زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران برگزار شد، اهمیت به سزایی در تعدیل فضای امنیتی بر علیه جمهوری اسلامی در خلیج فارس بر جای گذاشت. آیت الله خامنهای رئیس جمهور و رئیس شورای عالی دفاع، در روز چهارم خرداد با سفر به چابهار و حضور بر عرشهی ناو خارک، یکی از مراحل این مانور را از نزدیک به نظاره نشستند. سفر عالیترین مقام اجرایی کشور و رئیس شورای عالی دفاع و حضور ایشان بر عرشه یکی از ناوهای حاضر در منطقهای که هر لحظه امکان درگیری نظامی با طرف آمریکایی و عراقی وجود داشت، بسیار جالب توجه بود. آیتالله خامنهای در سخنانی که بر عرشه این ناو ایراد کردند، به تحلیل اوضاع منطقه و بررسی وضعیت جمهوری اسلامی پرداخته و در نهایت تاکید کردند: «ما در یک دورهى تاریخى حساسى هستیم و این دورهى تاریخى ممکن است چند سال طول بکشد همچنان که از اول انقلاب تا حال ممکن است یک سال دیگر، دو سال دیگر پنج سال دیگه باید این دوران حساس را بگذرانیم به فضل الهى جمهورى اسلامى در حدى قرار خواهد گرفت که دیگر هیچ گونه قدرتى در جهان حتى به مغزش هم خطور نکند که مىتواند به ما صدمهاى وارد کند آن وقت است که سازندگى کشور با شتاب تندى شروع خواهد شد.» نگاه استراتژیک
نه این مانور آخرین مانور بزرگ نیروهای نظامی ایران بود و نه این حضور، آخرین حضور آیتالله خامنهای در مناطق ژئواستراتژیک کشور در مواقع حساس. پیشرفتهای نظامی جمهوری اسلامی و دستیابی به فناوریهای روز دنیا در سالهای بعد نیز ادامه یافت که دستیابی به موشکهای دور برد و ماهوارهبرها، هواپیماهای جنگنده و هلیکوپترها، زیردریاییها و ناوچههای مختلف تنها نمونهای از این پیشرفتها در زمینهی فناوریهای نظامی است که آخرین نمونهی این پیشرفتهای دفاعی، ناوشکن جماران است.
در این سالها رهبر انقلاب، هم در مانورهای مختلف و مناطق استراتژیک کشور حضور یافتهاند و هم حضور مستقیمی در پیش برد صنایع دفاعی و فناوری در کشور داشتهاند. مانورهای بزرگ ولایت و طریق القدس در سالهای 75 و 76، پایگاه هوایی کنارک در سیستان، سفر کردستان و حضور در آبیدر و سفر به نوشهر و بازدید از پایگاه دریایی این شهر، تنها نمونههایی از این حضور نظامی رهبر انقلاب در سالهای اخیر هست |
|
| جزئیات ساخت ناوشکن جماران |
| ساعت ٥:٤٠ ب.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸ |
جزئیات ساخت ناوشکن جمارانگفتگو با فرماندهی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به مناسبت الحاق ناوشکن جماران به ناوگان نیروی دریایی به طور کلی ساخت ناوشکن در نیروی دریایی از وضعیت خاصی برخوردار است. ناوشکن در نیروی دریایی جزء عناصر تجهیزات محور محسوب میشود؛ یعنی باید تجهیزات مناسب در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم برای ساخت آن اقدام کرده ودر دریاها حضور داشته باشیم. البته این به معنای بیتوجهی به نیروی انسانی نیست، چرا که اگر شما بهترین تجهیزات را هم داشته باشید ولی نیروی انسانی کارآمد نداشته باشید از کارایی خوبی برخوردار نخواهید بود. حال اگر تجهیزاتتان تولید داخل باشد و در کنار آن نیروی انسانی کارآمد و خوبی هم داشته باشید، میتوانید بهترین بهره رااز آن ببرید. با همهی این تفاسیر نیروی دریایی تجهیزات محور است و باید تجهیزات لازم را داشته باشد تا بتواند روی سطح آب و یا زیر آب حضور جدی داشته باشد و بتواند از منافع مملکت دفاع کند. خب برای اینکه تجهیزات داشته باشیم باید چه کنیم؟ در طول سالیان قبل از انقلاب ما نیروی دریایی قدرتمندی نداشتیم؛ علت آن هم این بود که توان تولید در داخل مملکت را نداشتیم که بتوانیم تجهیزات را خودمان بسازیم و استفاده کنیم. در آن سالها اگر تجهیزات دریایی هم در اختیار داشتیم، همهاش ساختهی دست دیگران بوده است. نکته مهم اینجاست که تعمیر و نگهداری آن را هم خودشان انجام میدادند و نرمافزارش هم در اختیار خودشان بوده است. ما به عنوان یک کاربر معمولی از این تجهیزات استفاده میکردیم و بیشتر از این هم اجازه نداشتیم؛ ضمن اینکه در نهایت مأموریتی هم که انجام میگرفته است در خط و زنجیرهی خواستهی دیگران بوده است.
بعد از اینکه انقلاب پیروز میشود ما کاملاً مستقل عمل میکنیم و خواستههایی هم که از سوی بیگانگان به ما تحمیل میشد همه از بین میرود. تعمیر، نگهداری و نرمافزار تجهیزاتی هم که در اختیار داشتیم همه در دست دیگران بود. حالا ببینید ما در آن زمان چه وضعیتی داشتیم. برای اینکه بتوانیم از تجهیزات موجود استفاده کنیم با مشکلات زیادی رو به رو بودیم. ولی با همان درس خودباوری و خوداتکایی که از انقلاب یاد گرفته بودیم، خیلی سریع بر تجهیزات موجود تسلط پیدا کردیم و از آن به بهترین نحو ممکن استفاده کردیم و توانستیم در عرصهی دریا در همان 67 روز اول جنگ دشمنمان را شکست دهیم. در واقع به خاطر اعتماد به نفس و خودباوری که در کارکنان نیروی دریایی به وجود آمده بود، توانستیم به این موفقیت دست پیدا کنیم. در مورد ویژگیهای این ناوشکن نیز اگر نکتهای وجود دارد، بفرمایید
|
|
| 1300 کیلومتر دورتر از پایتخت ، در جماران |
| ساعت ٥:۳٧ ب.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸ |
|
شامگاه روز بیست و نهم بهمن 1388 برای ناوگان دریایی آمریکا و دو ناو اسرائیلی دیگری که بهتازگی در خلیج فارس به جمع این ناوگان پیوسته بودند آبستن اخبار ناامیدکنندهای بود. رهبر ایران خود را آماده میکرد تا سحرگاه روز بعد راهی بندرعباس در جنوب ایران شود. جایی که سالها پیش در آن ایستادن بر عرشهی ناوشکنهای جنگی نیروی دریایی ارتش ایران و تماشای مانور قایقهای کوچک سپاه پاسداران را تجربه کرده بود. همان قایقهایی که طی دو سال نبرد تمامعیار دریایی ایران در سالهای 1366 و 1367، ناوهای پیشرفتهی نیروی دریایی آمریکا را در خلیج فارس کلافه کردند. آن زمان این قایقها علیرغم جثهی کوچک، با مجهز شدن به مینیکاتیوشا و مسلسلهای کالیبر بزرگ و بسیجیان شهادتطلب، ناوگان پیچیدهی آمریکا را در دردسری بزرگ گرفتار کرده بودند. اما این بار رهبر ایران هزار و سیصد کیلومتر از پایتخت دور نمیشد تا بار دیگر مانور این قایقهای کوچک را ببیند یا شبش را در کابین ناوهای چهلسالهی ساخت انگلیس و آمریکا صبح کند: او در این سفر میخواست بر عرشهی ناوشکنی بایستد که بعد از سالها تلاش، به دست متخصصان علوم مختلف الکترونیک و نظامی کشورش ساخته شده بود. ناوشکنی که از پیشرفتهترین سیستمهای جنگ الکترونیک روز دنیا برخوردار بود و در عین حال نیروی دریایی ارتش ایران را از مزایای چند ناوشکن قدیمی بهرهمند میکرد. تفاوت عمده این ناوشکن با ناوشکنهای دیگر ارتش ایران تنها در تجهیزات پیشرفته یا تسلیحاتی نبود که روی آن سوار شده بود، بلکه در اینجا بود که ناوشکن جدید ایران از سینه تا پاشنه صددرصد ایرانی بود. بیست و نه سال پیش، زمانی که صدام حملهاش را علیه ایران شروع کرد هجدهماهی از تحریم همهجانبهی نیروی هوایی و دریایی ایران از سوی آمریکا میگذشت. تسلیحات ارتش ایران عمدتاً آمریکایی بود و با رفتن آمریکاییها سیستم تغذیهی رایانهای آنها مختل و حفظ سیستم سنسور و تسلیحات آن هم مشکل شده بود، اما علیرغم این مشکلات و تحریمها، نیروی دریایی ایران با داشتن یازده فروند رزمناو اصلی شامل ناوشکن فریگت و و نوزده رزمناو کوچک شامل شناورهای گشتزنی و هجومی، جنگ دریاییاش با عراق را با تسلط کامل شروع کرد. طوری که هنوز شصت و هفت روز از جنگ نگذشته، توانست نیروی دریایی عراق را تا پایان جنگ فلج کند. اما با ادامهی جنگ و بخصوص دخالت ناوگان دریایی آمریکا در خلیج فارس در سالهای پایانی جنگ، نیروی دریایی ارتش با خسارت عظیم ناشی از نبرد رودرروی دریایی و غرق شدن چند شناورش روبهرو شد. بعد از جنگ رهبری فرمان جهاد خودکفایی را صادر کرد. با صدور این فرمان عملیات بازسازی ناوهای آسیبدیده آغاز شد. عملیاتی که اولین مشتری آن ناوشکن سبلان بود. کار با ساخت قطعات کوچک مورد نیاز آغاز شد و رفتهرفته به طراحی و ساخت سیستمهای مختلف مستقر بر این ناوها ادامه یافت. با اینهمه تعداد این ناوها به هیچوجه کفاف حراست از مرزهای آبی گستردهی ایران را نمیداد. بنابراین ایران به انگلستان و روسیه پیشنهاد همکاری در زمینهی ساخت ناوهایی جدید داد.پیشنهادی که با پاسخ سرد هر دو کشور روبهرو شد. روسیه به بهانهی رعایت پیمان چرنوبردین از همکاری طفره رفت و انگلیس هم تقاضای ایران را بهشدت رد کرد. به این ترتیب ایران در میان حلقهی ناوهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس که تهدیدی دائمی برای ایران به حساب میآمدند تنها ماند. تصور همهی این کشورها این بود که ایران هیچگاه توانایی ساخت ناو نخواهد یافت و با پیشرفتهشدن سیستمهای جنگ دریایی به طور طبیعی به زانو در خواهد آمد. اما چنین نشد.
رهبر ایران فرمان ساخت ناوشکنی صد در صدبا قابلیت فرود هلیکوپتر و توانایی دفاع موشکی را صادر کرد. متخصصان موشکی، جنگ الکترونیک، صنایع دریایی و دانشمندان علوم آکادمیک دانشگاههای مطرح کشور بیش از سیزده سال با مهندسی معکوس ناوشکنهای الوند ساخت انگلیس که در سالهای 1971 و 1972 وارد خدمت نیروی دریایی ارتش ایران شده بود کار را شروع کردند. در طول پروژه هرگاه به کمک نخبگان علمی نیاز بود صبح با پرواز خود را به بندرعباس میرساندند و عصر به دانشگاههای خود، صنعتی شریف و مالک اشتر برمیگشتند. سفری که گاه چند بار در هفته تکرار میشد. رهآورد این تلاش چندساله آن شد که بالاخره در روز بیست و نهم بهمن 1388 رهبر ایران بر عرشهی این ناو تماماً ایرانی بایستد و تجسم رؤیای سالیان پیشش را پیش روی خود ببیند. ناوشکن موج که اکنون به «جماران» تغییر نام داده است، کارش را در آبهای خلیج فارس آغاز خواهد کرد. |
|
| افتخاری برای همه |
| ساعت ٤:٤٥ ب.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸ |
|
پس از فتح بزرگ بیست و دوم بهمن ، چه شیرین بود و عزت بخش و غرور آفرین ، این برنامه ی زیبای افتتاح ناوشکن جماران. به همه همکاران ، مهندسین توانمند ، برادران افتخار آفرین خودم در جهاد خودکفایی نداجا خسته نباشید جانانه و تبریک عرض می کنم و به آب انداختن این شناور عظیم و مجهز و پیشرفته را به کلیه کادر عزیز و سرافراز نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، کل ارتش جمهوری اسلامی ایران ، کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و ملت عزتمند و غیور ایران اسلامی ، مقام معظم رهبری و فرماندهی معظم کل قوا و حضرت حجت ابن الحسن العسکری ارواحنا له الفدا تبریک عرض می کنم و شکر الطاف الهی در این توفیق را بجا می آوریم . انشاالله
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| نویسنده وبلاگ |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|



این گفتگو در تاریخ 1374/03/11 و توسط حجتالاسلام مسیح بروجردی* صورت گرفته است.







فردی که نام او به عنوان یکی از بازداشت شدگان توسط سایت جنبش راه سبز منتشر شده بود، اعلام کرد که در ایران نیست و اصلا خارج از کشور زندگی می کند!
"نظر به اینکه ما دیروز اعلام کردیم که از کشور خارج شدهایم و سایت جرس امروز اسم ما و پدرمان را بعنوان چهل و هفتیمن اسم فاش شده و زندانی بند 240 اوین به تمام جهان اعلام کرد و این اصلاً نشاندهنده هیچ چیزی از هیچ جائی نیست لذا جهت رفع سوء تفاهمها و محض خنده خوشحالی مصاحبهای با خودمان ترتیب دادیم که برای اوین بار بعد از عقد پیامبر با عایشه در زیر میآید..."
گابریلا شالو " سفیر رژیم صهیونیستی در سازمان ملل اعلام کرد: «چشمانداز اعمال تحریمهای جدید و شدید علیه ایران بیش از بیش تیره و ناامیدکننده شده است.»
http://www.reuters.com/article/idUSTRE62901B20100310
دوست خوب نادیده ، 












آزاده اسدنژاد دانش آموز گلستانی چندی پیش برنده مدال طلای جشنواره مخترعین کشور کره جنوبی به همراه سه تن از دوستان خود شد.
وزارت خارجه آمریکا با کنار گذاشتن احتیاط های اولیه در حمایت علنی از عناصر دخیل در فتنه پس از انتخابات، رسماً اعلام کرد به یکی از این افراد- در پوشش فعال مدنی- جایزه می دهد.
وزارت خارجه آمریکا از زمان دولت بوش (سال 2007) جایزه ای را در پوشش فعالیت مدنی به عناصر نشان شده خود در کشورهای مختلف و اغلب کشورهایی که با آمریکا در تعارض هستند اعطا می کند.
آمریکایی ها با این جایزه های تحقیرآمیز تلاش می کنند از افراد کم مایه و گمنام چهره سازی کنند و به همین دلیل هم بود که به عنوان مثال یک مجله آمریکایی چندی پیش، زهرا رهنورد را سومین زن متفکر بزرگ دنیا جا زد اما پس از چند روز مجبور شد توضیح دهد که این کار، رفتاری صرفاً سیاسی برای اثرگذاری در افکارعمومی ایران و حوادث پس از انتخابات بوده است.


































سایت جرس که متعلق به مهاجرانی عضو اتاق فکر میرحسین موسوی بوده و شهرت و عادت به گاف دادن دارد ادعا می کند یکی از سازمان های اطلاعاتی خارجی ریگی را به ایران تحویل داده است و دلیل ادعای خود را این می داند که تا کنون هیچ شرکت هوایی خارجی از وادار شدن هواپیمای خود به فرود اجباری در ایران گزارشی مخابره نکرده است؛
این خبرگزاری افزود "روز 23 فوریه، هواپیما بهنگام پرواز دوبی به بیشکک در یکی از شهرهای ایران فرود آمد. نیروهای امنیتی ایران دو مسافر را پیاده کردند که تبعه قرقیزستان نبودند"(تصویر روبرو) هنوز مشخص نیست حامیان خارج نشین موسوی چه منفعتی از تخطئه نظام و واروونه جلوه دادن این فتح بزرگ سربازان گمنام امام زمان (عج) می برند . گفتنی است سایتهای وابسته به گروه تروریستی جندالله به سرکردگی ریگی در ایام انتخابات بیانیه های بسیاری را در حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی منتشر کرده بودند که خودزنی مذکور ، در راستای خدمت متقابل جریان سبز به جریان ریگی قابل ارزیابی است !
کمی فکر کنیم...
شبکه تلویزیونی سیانان در گزارشی از موج سرخوردگی و ریزش در جریان فتنه که این شبکه از آن بهعنوان جریان مخالفان در ایران نام میبرد، یاد کرد و افزود: این گروه مخالفان بهویژه پس از مراسم 22 بهمن کاملاً دلسرد شدهاند.
سیانان که خود در جریان این حوادث، با انتشار تصاویر آشوبها نقش مهمی در ناآرامیهای ایران ایفا کرده و بهنظر میرسد اکنون از توقف این روند و ریزش شدید در جریان فتنه ناراضی است، ادعا کرد: وبلاگهای مخالفان در ایران همچنین به احتمال و توانایی بعهده گرفتن نقش رهبری در جنبش مخالفان از سوی نوه بزرگ آیتالله خمینی رهبر فقید ایران اشاره می کنند.
امام جمعه اهل سنت شهرک "کهک" شهرستان زابل با ابراز خرسندی از دستگیری شرور و تروریست جنوب شرق کشور گفت:
ساب اهل سنت با ادعاهای عبدالمالک ریگی جداست چرا که نظام و حکومت ما اسلام است و آزادی فعلی در کشور، بهترین نوع آزادی در جهان به شمار می رود.
در بخشی از این بیانیه آمده است:
ابتدا باید به اظهارات کذب و فضاسازی جهت دار وکیل مدافع محترم آقای باقی اشاره کنم.
و اما، درباره شکایت آقای عمادالدین باقی و موضوع شکایت ایشان، قبل از هر چیز بر خود لازم می دانم به جای دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران و مخصوصاً به جای جناب دادیار اظهارنظر دادسرای ویژه کارکنان دولت،
به یقین گردش کار این پرونده و محتویات آن را مطالعه فرموده اید، بنابراین نمی توانید با اینجانب هم عقیده نباشید که
در این هنگام یعنی اسفندماه سال 85، عمادالدین باقی به عنوان «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» - که انجمنی خود ساخته و بیگانه پرداخته است- و افراد دیگری از همین دست نظیر آقای صالح نیکبخت که سخنگویی این به اصطلاح انجمن را برعهده دارد، از تروریست ها حمایت کرده و ضمن مخالفت با حکم اعدام جنایتکارانی که عامل قتل عام و شهادت دهها انسان بی گناه بوده اند، از تروریست ها با عنوان «انسان هایی که اگرچه اسلحه و مواد منفجره داشته اند ولی دست به هیچ عمل خشونت آمیزی نزده اند»! یاد می کنند.
روزنامه کیهان در همان هنگام با درج خبری در ستون اخبار ویژه روز دوشنبه 14 اسفندماه 1385 به اقدام نفرت انگیز عمادالدین باقی و صالح نیکبخت در حمایت از تروریست ها اعتراض می کند و این اعتراض کیهان با شکایت وی روبرو شده و دادیار محترم نیز شکایت را وارد دانسته و به دادگاه می کشاند. 
وی در تشریح اقدامات ددمنشانه و تروریستی اخیر خود و همدستانش در زاهدان گفت:
پس از اقدام وقیحانه آشوبگران در روز عاشورای امسال، این گروهک با صدور اطلاعیه ای ضمن حمایت از آشوبگران اعلام آمادگی کرده بود تا آموزش های لازم برای انجام عملیات های تروریستی را در اختیار اغتشاشگران حامی جنبش سبز قرار دهد.



























این ، شرح واقعی زندگی خواهر فاطمه نویسنده
عزیزم که یک سال بعدش ازدواج کردیم) .
سرم گیج می رفت وقتی بهش فکر می کردم . به هر حال همه چیز از فرداش مثل قبل ادامه یافت . من هم با همون تیپ همیشگی بودم ولی انگار از اون روز یک چیزی کم بود، انگار لخت بودم یا اینکه یه چیزی یادم رفته که بردارم . جالبه که بدونید یک سال طول کشید تا اینکه برای همیشه چادر سر کردم و محجبه شدم . این یکسال خیلی پیچیده بود و سختی زیاد کشیدم . اما تلاش می کنم خیلی خلاصه تعریف کنم که چه جوری اون دختر بد حجاب در اون خانواده بی توجه به حجاب ، محجبه شد .
فتیم با خانواده علیرضا که اونها هم با هم آشنا شن . یه هفته قبل از شبی که قرار بود همه خونه عمه بزرگم جمع شیم با علیرضا بیرون که بودیم ، با کلی مکث و خجالت برگشت گفت که چقدر دلش می خواسته زن آیندش چادری باشه . بیچاره کلی سرخ و سفید شد تا اینو گفت . حرفش را هنوز تمام نکرده گفت که البته اصلا براش مهم نیست که من چه جوری هستم و همینطوری اینو گفته . انگار یک بمبی تو دلم ترکیده بود ، اونقدر ذوق کرده بودم که دلم می خواست همونجا یه چیزی بگم اما ساکت موندم تا رسیدیم نزدیکی های خونه ما . بدون مقدمه بهش گفتم که من چادر سر می کنم ولی تو باید یه هزینه ای پرداخت کنی اگر که دلت می خواد زنت چادری باشه . اونم اینه که به همه میگم به خاطر تو چادر سر میکنم .
یک ساعت بود که من تو اتاقم حاضر بودم اما نمی دونستم چه جوری باید با اونا رو در رو شم . طفلکی مامانم که نگران شده بود می گفت فاطمه جان چرا حاضر نمیشی . میگفتم الان میام مامان . احساس میکردم فشارم افتاده . به هر حال چشمامو بستم و اومدم بیرون . تصور کنید فاطمه برای اولین بار در 25 سالگی با مقنعه چونه دار و چادر مشکی و ساق دست و کلاه زیر مقنعه جلوی همه اونا سر تا پا مشکی واستاده بود . گفتم بریم من حاضرم . کسی چیزی نمی گفت . همه انگار شوک شده باشن در حالیکه ایستاده بودند فقط به من نگاه می کردند . مامانم با یک لبخند سرداومد جلو و آروم تو گوشم گفت : "این چیه !؟" . بی اختیار داد زدم که من می خوام اینجوری باشم تو رو خدا اذیتم نکنید . یادم اومد که قرار بود همه چیزو بندازم گردن علیرضا . بی اختیار گفتم علیرضا اینجوری می خواد منم قراره زنش شم . کار بدی که نکردم . انگار برق همه را گرفته بود . هیچ کس چیزی نمی گفت . تو راه بابا گفت فاطمه مطمئنی که می خوای ..... وسط حرفش گفتم خواهش میکنم هیچی نگید ، هیچوقت . من این جوری می خوام و این طوری خوشحالم . در سکوت مطلق رسیدیم خونه عمه .
از اینجا دیگه خلاصه میکنم چون اگه بخوام همه اون چیزی که اتفاق افتاد رو بگم مثنوی هفتاد من میشه . فقط اینو بگم کهاون شب دو بار به بهونه دستشوئی رفتم گریه کردم . همه جور حرفی شنیدم حتی نگاهها بدتر از حرفها بود . حیوونکی علیرضا و مادرش که همه کاسه کوزه ها سرشون شکسته بود ، حالشون از من هم بدتر بود . بدتر از همه حرفها و نگاهها اینکه توجه همه فقط به من بود و بس . انگاری کار دیگه ای نداشتند . من هم که لجم گرفته بود ، حتی چادر از سرم بر نداشتم و تا آخر با چادر نشستم . یکی از دختر عمه هام که فهمیده بود چه حالی دارم ، دم گوشم آروم گفت : چادرت را که میتونی برداری . گفتم نه عزیزم می خوام سرم باشه این جوری راحتترم . با همه اون جو سنگین انگار تنها پناهم چادرم بود . تازه آرزو می کردم که ای کاش روبنده هم داشتم که راحت زیرش گریه می کردم و صورت سرخ از خجالتم را کسی نمیدید .
به هر حال الان نه سال و چند ماه از اون شب میگذزه و من حتی یکبار هم بدون چادر و مقنعه مشکی از در خونه بیرون نرفتم .(خودمونیما ، تازه اگه تو ایران جا افتاده بود ، پوشیه هم می بستم . اصلا کاشکی اجباری میشد. شوخی کردما نگید حالا که ارتجاعی یا طالبانی هستم ) . واقعا از صمیم دل میگم که از تصمیم خودم راضی هستم. خیلی از دوستامو از دست دادم . حتی هنوز هم حرفهای تند میشنوم . جالبه ها ! من هیچ وقت به کسی نمیگم چه جوری لباس بپوشه ولی خیلی ها در مورد من نظر میدن . به نظر من قشنگه که هر کسی یه سلیقه ای داشته باشه اما قرار نیست که این سلیقه را به هم تحمیل کنیم که (البته رعایت حدود شرعی و عرف واجبه) .




















بسم الله. سلام به رفیق سابق و فراری امروز. خوبی؟ رهبر معظم انقلاب چون امثال بزرگوارانی همچونی جنابعالی را میشناختند از همان اول دستور داده بودند همه جا که این کلمه بکار میرود فتحه گذارده شده و دو کلمه از هم جدا کدا گذارده شوند. :) دیگه بقول معروف نیش نیما نه از ره کین است. اقتضای طبیعتش این است. ضمنن. سایت اف تی پی سونی ویروسیه. مستنداتش رو برای خودشون و رونوشتی هم برای تو فرستادم. ایمیلتو چک کن :))
راستی نیما. من این ایمیل رو برای تنها ایمیلی که از سونی داشتم - مسئول نظارت بر کپی رایتشون - فرستادم. ایمیل کسی که این موضوع بهش مربوطه تو سونی بی زحمت برام بفرست. ضمنن. سوژه خوبی برای برنامت جور شد. سئوال دیگه اینکه: من برای اینکه شکایتم از ارسال توهین به خانواده ام توسط کارکنان بی.بی.سی از طریق اینترنت اختصاصی بی.بی.سی رسیدگی بشه ، به کجا باید ایمیل میزدم؟ شنیدم تو وبلاگ شهاب واجدی هم همین فحش نوشتن خطاب به خانوادهاش توسط کادر بی.بی.سی انجام شده و فقط یه ایمیل بهش زدن که فورن رسیدگی میکنیم و یک ساله که هیچ جوابی بهش ندادن. چی کار باید بکنیم که رسیدگی بکنن و پاسخگو باشن؟ تو هم نمیدونی چطوری میشه بی.بی.سی رو پاسخگو کرد؟
نیما: سلام رفیق :) رهبر معظم که دستور دادن این نامگذاری انجام نشه. در واقع به نظر میاد دوستانی که این نام رو انتخاب کردن، چندان به فتحهگذاریش دقت نکرده بودن. در ضمن دوست گل من، ما رو کردی عقرب اشکال نداره اما نیشگون با نیش فرق داره. گاهی لازمه. ایمیلت رو دیدم. فلعاً در مسافرتم اما به محض این که برگردم با یه کامپیوتر مجهز چک میکنمش. میدونی که باید برای کلیک کردن خیلی احتیاط کرد :)) البته مطمئنم که منظورت از فراری، فِراری بود. بیشتر مشکلات ما از همین سوءتفاهمهای اعراب شکل میگیره. البته منظورم اِعراب بود.
نیما: درباره موضوع سونی که چشم... برگشتم لندن پیگیری می کنم تا ببینم ایمیل مناسبی برای این کار ازشون پیدا میکنم یا نه. درباره موضوع بیبیسی فکر میکنم همون جایی که باید ایمیل میزدی، زدی. چرا توی وبلاگ سردبیران بیبیسی این موضوع رو مطرح نمیکنی که رؤسا پاسخ بدن؟
تی فدا
بسم الله . سلام رفیق Ferrari:)) این بروبچز سونی بابا خیلی فعالن . خودشون ایمیلو به پشتیبانی دایورت کردن . پشتیبانیشونم مردونه افتاده دنبال کار جواب داده . برات میفرستم . سوژه خوبی شدا حدی میگم . الان تقصیرا افتاده گردن بیت دیفندر. یه نود نرم افزای را بنداز این ماجرا ظرفیتشو داره .
در مورد بی.بی.سی ، بابا وقتی بی.بی.سی برا آبرو خودش هیچ ارزشی قائل نیست برا من مهم نیست من که به اندازه کافی و وافی کولی بازی مورد نیاز را بعمل آوردم و حیثیت برا بی.بی.سی باقی نگذاشتم . برای آبروشون ارزش قائل بودن خودشون جواب می دادن :) از "سونی" یاد بگیرن که چقدر زود جواب "شیعه ها" رو می ده ؛) برات می میلم قضیه رو .