ببینید وقتی یک باصطلاح فعال سیاسی دوم خردادی که ادعای مطبوعاتی بودن را هم یدک می کشد و روزی از سازمان سیا و وزارت امورخارجه آمریکا هم درخواست همکاری کرده بود ، در حوزه رو در رو با یک مذهبی و اصولگرا قرار می گیرد ، چه پرده ی تزوریر و ریا را فرو می افکند ، طوری که چگونه از بازگو شدن آن برای دیگران واهمه دارد...
آنچه که در ادامه می آید ، متن گفتگوی چند دقیقه پیش من و آقای هادی نیلی است. بارها با امثال این اقا از این گونه اتفاقات افتاده ... الان آرشیو ایمیلهای وبلاگ من پر است از مکاتبات مستقیمی که هنگامی که فریاد انتشار ورساندن به اطلاع عمومی را سردادم به گریه ای اینچنینی یا بدتر افتادند. البته کارهایی هم کرده اند بدتر از این آقا تو مایه های توهین به مقدسات و ... که بماند.
چند تا چیز را این دوستان ،خوب شفاف کردند این چند وقته . کلماتی همچون صداقت و دروغ ، قانون و بی قانونی، آرامش و خشونت ،مدارا و بی تحملی ، گفتگو و فرار از گفتگو ،اعتقاد به آزادی بیان و مطبوعات و سانسور.
با هم بخوانیم. عجب ماجرایی شد.