| افشاگری های متوالی شریعتمداری علیه شیرین عبادی :) |
| ساعت ۸:٢۸ ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩ |
|
در ابتدای این جلسه صالح نیکبخت بی آن که در پرونده سمتی داشته باشد و به روالی غیرعادی با عنوان وکیل «انجمن دفاع از زندانیان سیاسی» پشت تریبون رفت و نزدیک به یک ساعت به فحاشی و ناسزاگویی های بعضا رکیک علیه مدیر مسئول کیهان پرداخت که با تذکرات پی درپی رئیس دادگاه و اعضای هیئت منصفه روبرو شد. رئیس دادگاه بارها از وی خواست به طرح شکایت خود بپردازد و از فحاشی علیه مدیر مسئول کیهان خودداری کند که شریعتمداری با اجازه از رئیس دادگاه گفت؛ ملاحظه می فرمائید که ایشان به شدت از عصبانیت می لرزند. من برای سلامتی ایشان نگرانم ضمن آن که در ناسزاهای آقای صالح نیکبخت به بنده هیچ فحش جدیدی که قبلا از سوی رادیوهای بیگانه و گروه های ضد انقلاب علیه بنده مطرح نشده باشد وجود ندارد و من به ناسزا شنیدن از اینگونه افراد و جریانات عادت دارم! بعد از سخنان صالح نیکبخت که می کوشید اسناد مربوط به حمایت خود از تروریست ها و مخصوصا گروهک عبدالمالک ریگی- که در جلسه قبلی دادگاه از سوی حسین شریعتمداری با ذکر مأخذ ارائه شده بود- را انکار کند. رئیس دادگاه از مدیر مسئول کیهان خواست به دفاعیات خود در مقابل شکایت های عدیده شیرین عبادی بپردازد. شریعتمداری در آغاز سخن با اشاره به اظهارات صالح نیکبخت گفت، اجازه می دهید فقط به چند جمله ای که ایشان درباره پرونده گفت پاسخ دهم، ضمن آن که ابدا به فحاشی های وی نمی پردازم.
شریعتمداری در ادامه به دفاعیات خود درباره شکایات شیرین عبادی پرداخت و اسناد تکان دهنده ای از همکاری شیرین عبادی با صهیونیست ها و علت اصلی اعطای جایزه صلح نوبل به وی ارائه کرد.
بعد از چند دقیقه دیگر، وقتی مدیر مسئول کیهان اسناد همکاری آشکار شیرین عبادی با مراکز صهیونیستی را ارائه می کرد یکی از وکلای وی با قطع سخنان مدیر مسئول کیهان گفت؛ این مطالب قبلا در کیهان چاپ شده است که شریعتمداری در پاسخ گفت؛ اگر در کیهان چاپ نشده بود که شکایت نمی کردید. من به همه اظهارات شما با سکوت کامل گوش کردم. چرا شما از سخنان من به اضطراب افتاده اید؟ باید مردم بدانند خانم شیرین عبادی که صهیونیست ها و آمریکایی ها او را «بانوی صلح ایران»! می نامند، چه کاره است؟
یکی دیگر از بندهای مورد شکایت عبادی، افشای حمایت وی از «همجنس گرایی» بود. شریعتمداری در دفاعیات خود به ماجرای اعطای جایزه به اصطلاح صلح نوبل به عبادی در سال 2003 اشاره کرد. در این سال عبادی و پاپ بر سر تصاحب این جایزه رقابت داشتند اما به اعتراف سخنگوی سوئدی هیئت انتخاب کننده برندگان جایزه صلح نوبل، مزیت عبادی نسبت به پاپ این بوده که وی برخلاف پاپ، همجنس گرایی را به رسمیت می شناسد و از روابط نامشروع و پیش از ازدواج زنان حمایت می کند. مدیرمسئول کیهان در این زمینه اسناد دیگری از جمله مصاحبه عبادی با سی ان ان در سال 2003 و گفت وگوی وی با روزنامه ایندیپندنت را مورد اشاره قرار داد که در هر دوی آنها خود وی آشکارا به حمایتش از همجنس گرایی اعتراف می کند. نکته جالب دیگر در این میان توجیه عبادی بود که همجنس گرایی را مسئله ای ژنتیک می داند و معتقد است کسی را برای یک اقدام ژنتیکی نمی توان مجازات کرد! شریعتمداری با اشاره به این استدلال سخیف، در دفاعیه خود اعلام کرد؛ کاش این نظریه علمی! و مشعشع در زمان قوم لوط ارائه می شد تا آن قوم فلک زده به خاطر اعمال زشت و شنیع خود دچار عذاب الهی نمی شدند! از دیگر موارد شکایت عبادی علیه کیهان مسئله حمایت وی از حزب صهیونیستی بهائیت بود.
مدیرمسئول کیهان در ادامه به برخی از اظهارات رسمی عبادی در مجامع و رسانه های خارجی در دفاع از این حزب صهیونیستی اشاره کرد و حمایت عبادی از بهائیت را چنان واضح و آشکار خواند که «بیت العدل»- مرکز بهائیان واقع در شهر حیفای فلسطین اشغالی بیانیه ای در دفاع از عبادی صادر کرده و او را به خاطر شجاعتش در دفاع از بهائیت ستود! مدیرمسئول کیهان در مورد «وطن فروشی» عبادی به مجموعه ای از اظهارات ضدایرانی و ضدمردمی وی در صحنه جهانی اشاره کرد و از دادگاه پرسید به راستی اگر اینها «وطن فروشی» نیست، پس چیست؟ شریعتمداری در این بخش به برخی از سخنان عبادی اشاره کرد که طی آنها از آمریکا و سایر کشورهای زورگو می خواهد فشار بیشتری به ایران وارد کنند، تحریم ها را شدت ببخشند، دارایی های ایران را بلوکه و روابط سیاسی خود را کاملاً قطع کنند و... مدیرمسئول کیهان در ادامه افزود، غلظت این اظهارات ضدایرانی تا جایی است که حتی خارجی ها را به تعجب وا می دارد.
گفتنی است که تمامی اسناد ارائه شده از سوی مدیر مسئول کیهان برگرفته از اظهارات خود شیرین عبادی و محافل خارجی همسو و حامی وی بود. لازم به توضیح است متن کامل دفاعیات حسین شریعتمداری طی روزهای آینده و در چند شماره منتشر خواهد شد. |
|
| درگذشت برادر مجاهد شهید حسین علم الهدی |
| ساعت ۳:٤٤ ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩ |
|
|
|
| طنز تصویری ! |
| ساعت ٥:٠٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩ |
|
حاج آقا رساله تونو از کجا میشه تهیه کرد؟ :))
سبزهای تشنه ی ساندیس :))
|
|
| گافهای مکرر VOA در ویژه برنامه هولوکاست ! |
| ساعت ۱۱:۳٧ ق.ظ روز جمعه ٢٧ فروردین ۱۳۸٩ |
|
این استاد دانشگاه در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر اینکه آیا ادعای احمدینژاد درباره نبود آزادی بیان در غرب به خاطر عدم اجازه به افراد برای تحقیق در مورد هولوکاست، ادعای پوچی نیست؟ در کمال ناباوری مجری گفت: البته در برخی از کشورهای اروپایی تکذیب هولوکاست جرم به حساب میآید و به نظر من این موضوع، پدیدهای بر ضد دموکراسی است.مجری برنامه با قطع صحبت مهمان حاضر در برنامه تصریح کرد: پس صحبتهای احمدینژاد دروغ است که گفته اظهار نظر درباره هولوکاست جرم است. بلکه در واقع فقط انکار یا تکذیب آن در کشورهای اروپایی جرم به حساب میآید و صحبت در مورد تایید آن جرمی محسوب نمیشود! شاهور بیتوجه به هدف صدای آمریکا از دعوت وی به این برنامه، در پاسخ به مجری ادامه داد: البته در برخی از کشورها حتی اظهار نظر در مورد هولوکاست هم جرم به حساب میآید. مجری نیز در اظهارنظری جالب، اظهارات این استاد دانشگاه را اینگونه توضیح داد که البته این امر به این دلیل است که فضایی ایجاد نشود تا دوباره نازیستها روی کار بیایند و در این صورت اگر دقت کنیم میبینیم که این حرکت، ضد دموکراسی نیست!
گاف بعدی صدای آمریکا هنگامی رخ داد که مجری در بخشی از برنامه، با بیان این ادعا که صحبتهای احمدینژاد احساسات یهودیان را جریحهدار کرده است، اظهار داشت: یهودیان میگویند هولوکاست یک اعتقاد است و احمدینژاد به اعتقادات آنها توهین کرده است. اما در همین لحظه تصاویر دیدار احمدینژاد با یهودیان ضد صهیونیست پخش میشد که نشان میداد یهودیان به خاطر اعتراض شجاعانه رییسجمهور ایران به سران رژیم صهیونیستی که آبروی یهودیان را در سراسر جهان خدشهدار کردهاند، از وی قدردانی میکنند.در همین هنگام مجری برنامه پرسید آیا در قبال این توهین احمدینژاد به یهودیان، تاکنون یک بار هم شاهد بودهایم که اسراییل به اعتقادات مسلمانان توهین کند؟ و استاد ایرانی-اسراییلی نیز در پاسخ گفت : بله! وی اینطور ادامه داد که در اسراییل هم کسانی هستند که به مسلمانها توهین میکنند و در ادامه ادعا کرد که البته الان کمتر شده است. در ادامه گافهای پی در پی این ویژهبرنامه صدای آمریکا در حمایت از هولوکاست، مجری تلویزیونی از شاهور پرسید آیا میشود دانشجویان ایرانی به صورت گروهی به اسراییل بیایند تا بتوانند کورههایی را که در آن یهودیان را سوزاندهاند و الان به عنوان یک سند موجود است را ببینند تا دروغ بودن اظهارات آقای احمدینژاد بیش از پیش مشخص شود؟! این استاد دانشگاه که از اطلاعات ناقص مجری برنامه متعجب شده بود، در جواب گفت: در اسراییل کورهای وجود ندارد. در واقع مسئله کورههای آدمسوزی مسئلهای مربوط به جنگهای جهانی است و مکان کورهها هم در آلمان و لهستان است. مجری دوباره سریعاً با قطع صحبتهای مهمان برنامه گفت پس میشود آنها به این کشورها بروند تا اسناد را ببینند؟! |
|
| چرخش زمان |
| ساعت ۱۱:٢٩ ق.ظ روز جمعه ٢٧ فروردین ۱۳۸٩ |
|
امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم.
امروز... با اعزام مردم به خصوص جوانان به مناطق جنگی، برخی مسیحیان نیز به آنجا رفتند. در طلاییه ، مسابقه ای با عنوان درد و دل با یک عکس شهید در سال 1380 ترتیب داده شده بود. |
|
| دیر آمدی ، ایران دخت روی دست مادرش "ماند !" |
| ساعت ٦:٠٥ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩ |
|
حالا کی باشند ایشون ؟ چه می دونم . رفتیم ببینیم ماجرا چی می باشد ، دیدیم بعله ایشون نویسنده همون باصطلاح طنزی در روزنامه اعتماد ملی شان است که از افتادن رفقا در چنبره ی موضوع مناظره ، عصبانی از دست دکتر یامین پور و رفقا ، وی را هجویده بود و منجر شده بود که وحید ماجرا را برای من اسمس کنم و در نتیجه ما هم ایشان را جویده ( هـ عمدا افتاد ! :) ) و در وبلاگ منتشر کنیم . حالا کاری ندارم به اینکه عین مطلب مرا منتشر کرده . جالب آنجاست که ایشان در وبلاگش همچی اعتمادی - ولو در حد تیم ملی ! - به مخاطبش ندارد و پی نوشت ها را اول مطلب می زند و اول به مخاطب مجموعه ای نگاه تزریق کرده به شعور او توهین می کند و بعدا مطلب را برای فکر کردن در اختیار او می گذارد. حالا ایشان یکی از ان تزریقاتش چه بوده؟ یکی این بوده که نویسنده ی فلان وبلاگ ( بنده را می گوید ) هویتش نامشخص است و در وبلاگش فقط نام کوچکش هست !!!!!! :))
چند ساله با اسم ومشخصات کاملا معلوم ! داریم این وبلاگ رو می نویسیم و مجمع وبلاگ نویسان مسلمان رو می گردونیم . شما لا اقل یه سرچی چیزی می کردی اینجوری آبروت نره . لا اقل برای اینکه کمی بهت کمک بشه این لینک رو می دم بخونی. حالا ما که نه ادعای ادبیاتمون میشه نه ظنز ونه هنر ببین با این حضرات مدعی هنر وادبیات ناب و متخصصانه چه کرده ایم که کار این بنده ی خدا به اینجا کشیده ! بعد هم می گوید عدم رعایت قواعد نگارشی به گردن صاحب وبلاگ پاسداران ! خب وقتی نمی دونی که در وبلاگستان خیلی این قواعد کلیدی نیست و فضای وبلاگ تابع برخی پارامترهای دیگر است ، دیگه ما چه گناهی کرده ایم ؟ :) حالا مثلا شما یا روزنامه اعتماد چیچی تشریف دارید که حالا ما خیلی قواعدی رو به خودمون در نوشتن پیرامون شماها تحمیل کنیم ؟
گناه دویوم ! ما این بوده که ایشون نمی دونسته که این طنز مربوطه ی ما ، برای خوشایند چه کسی نوشته شده ! خب بگذارید مشکل ایشون رو حل کنیم : واسه خوشایند خوننده ی وبلاگ :) حله ؟ :) گناه سیم ! ما چی بوده ؟ گناه سیم ما این بوده که گفتیم وحید برای ما ماجرا رو اس ام اس کرده ! بابا عجب گناه و ذنب لا یغفری ! ببین گناه من سنگین تره . ما دو تا ارتباط حضوری با هم هم داریم ! خیلی دیگه پرونده و گناه من سنگین شد :)) پی نوشت : بیخود نیست این روزنامه های دوم خردادی هر چندوقت یکبار پنچر میشن . چنین راننده هایی چنین رانندگیهایی هم بدنبال داره :)) |
|
| ابتذال ذهن را مشوش می کند یا خطبه ی انتقادی؟ |
| ساعت ٤:۱٤ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩ |
|
آنچه که شما از این خطبه در اختیار دارید یا متکی به آن چیزی است که به شما گفته اند ، یا متکی به اخبار رسمی رسانه ها است. جهان نیوز که متن نامه شما را نیز منتشر کرده است . فارس نیوز نیز انتقادات ایشان به فضای سینمایی کشور را چنین منتشر نموده: خطیب جمعه مشهد خطاب به برخی مسئولان که میخواهند یک سری از فیلمهای ممنوعه را آزاد و اکران کنند، گفت: فکر نکنید با این عملتان به هنر خدمت خواهید کرد، بلکه این کار شما جنایت در حق هنر است.وی با بیان اینکه شما با این فیلم ابزار آموزش دخترربایی و ترویج فساد و سوءاخلاق را در کشور قرار میدهید، گفت: رهبری در زمینه عدم انجام این کار تاکید کردند و شما آنقدر در عمل فاسد خود اصرار دارید که میخواهید در برخی شهرستانهای دیگر اکران کرده و عواقبش را برگردن شورای فرهنگ عمومی آنها بیندازید اما مردم ما شیطنت را خوب میفهمند. علمالهدی گفت: این کار شما از بین بردن شخصیت هنرمندان است که یک کارگردان پولپرست که هنرش را زیر پای شهوت مردم ریخته تا پول جمع کند به بهانه تشویق هنرمندان به روی آوردن به هنر دینی با این کار بخواهید تشویق کنید.وی ادامه داد: اگر نیت شما فاسد نیست، اما عملتان فاسد است پس مراقب کارتان باشید.
لابلای این کلمات ، من که ندیدم ایشان بفرمایند از کسی چیزی شنیده و بر اساس آن قضاوت کرده اند. اما در متن نامه شما خواندم که قضاوت شما بر اساس شنیده های شما از محتوای این خطبه است. اگر اتکاء به شنیده ها در مورد یک موضوع غلط است و صرفا موجب ابطال اظهارنظر ، شما که خو گر شما مدعی بودید آنچه که ایشان فرموده است ربطی به سیاستهای شما ندارد و چنان سیاستهایی در ارشاد وجود ندارد ، مرا مجبور به اثبات صحت می کردید ، اما با چه رویی در حالیکه رسما اعلام می کنید آنچه که مورد انتقاد صریح ایشان واقع شده ، " بعضی سیاستهای سینمایی و وقتی یک متخصصص صاحب نظر علوم دینی ( یعنی روحانی مجتهد ) بخشی از سیاستهای علنی شما – که در آثار مجوز یافته متبلور است و نیازی به برگزاری جلسات محرمانه و ملاقاتهای خصوصی برای بیان و فهرست کردن آنها نیست – را غیر اسلامی می داند ، شما با کدام ویژگی علمی و فقهی به این نتیجه رسیدید که آنگونه نیست؟ البته خدا را شکر ، در اینکه آنچه که مورد انتقاد و بقول شما حمله آتشین ایشان قرار گرفته ، سیاستهای خود شما است ، با هم هم نظریم ! حال بفرمایید ببینم بر اساس کدام بند از وظائف خود ، اجازه یافته اید فیلمی را که بر اساس تمام اسناد بالادستی که چهارچوبه ی اعمال و سیاستگذاریهای شما را در حوزه وزارت ارشاد – نه شورایعالی امنیت ملی ، نه وزارت اطلاعات ، نه مجمع تشخیص مصحلت نظام یا هر مجموعه امنیتی مصلحت شناس کشور –مشخص می کند ، مردود است ، جواز اکران بدهید ؟!
شما در نامه تند خود به حضور ایشان آورده اید : "...چگونه است حضرتعالی بدون آن که درصدد شنیدن استدلالات و توضیحات و مستندات اتخاذ تصمیمات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص رفع توقیف از بعضی فیلمها بر آیید صرفاً بر اساس گزارشات و نظرات مخالفان این تصمیمات برکرسی قضاوت نشستهاید" مستند شما برای این ادعا چیست ؟ چگونه توانسته اید ادعا کنید آنچه که ایشان را به این موضعگیری رسانده است ، نظرات مخالفان است ؟ من نمی توانم تصور کنم که منظور شما از مخالفان ، کسانی جز مخالفان انقلاب اسلامی ، مخالفین نظام اسلامی یا در ضعیف ترین وضع ، مخالفین دولت و ریاست محترم جمهور است ! زیرا اگر معیار ارتداد انتقاد یک فرد ، مخالفت او با شخص شما یا رئیس شما یا مرئوس شما باشد که حجت رد استدلال نخواهد بود ! مطمئنم نظر شما چنین نبوده است ( که اگر غیر از این است بگویید تا تکلیف خود را دانسته و موضعگیری متناسب را اتخاذ کنیم ! ) . بر این اساس ، من تعجب می کنم شما چگونه به این ذهیت رسیده اید که اولا : مخالفنا انقلاب و نظام اسلامی و ویژگیهای مثبت دولت نهم ، با فیلمهای مبتذل و پوچ که چه عرض کنم ، خطرناک و مهمی که شما مجاز نموده اید کوچکترین مشکلی دارند و ثانیا : این افراد مورد اعتماد و وثوق مجتهد عالمی همچون آقای علم الهدی قرارگرفته ، ایشان از سوی آنها کانالیزه شده و موضعگیریهای خود را بر اساس داده های مخالفان نظام و انقلاب و ویژگیهای مثبت دولت تنظیم می نماید ؟! پی نوشت : |
|
| علامه جعفری و امتحان عشق به امیرالمومنین علی علیه السلام |
| ساعت ۱۱:٥٧ ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩ |
|
پی نوشت : من این ماجرا را از لسان خود این علامه بزرگوار از تلویزیون شنیدم . ایشان گفتند که گفتگویی بین حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و ایشان اتفاق می افتد و امیرالمومنین به ایشان بخظر موضعگیری اش تشکر می کندو می فرماید : رفیقای تو همه نامردند ! :) |
|
| بنگاه تعلیمات اسلامی یا جعبه جادویی؟ |
| ساعت ۱٢:٥٦ ق.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩ |
|
نویسنده وبلاگ باران در وبلاگش در مورد سریالهای نوروزی اینگونه نگاشته است: شهید آوینی:"در این سوی زمین، ما با تلویزیون همچون جعبه جادویی که خیلی کارها از آن بر می آید ولی ما شیوه های استفاده از آن را در خدمت اهدافمان نمی دانیم، روبه رو شده ایم. "آینه جادو/ج3/ص237"
و... همه ی آنها که دغدغه ی فرهنگ ایرانی و اسلامی دارند بخوانند... سخنم را با جمله ی ارزشمندی از امام راحل آغاز می کنم: "تلویزیون باید بنگاه تعلیمات اسلامی باشد." 31/2/1359 طی چند سال گذشت شاید بتوان گفت رسانه ی ملی امسال از هر جهت سنگ تمام گذاشته بود و بر خلاف مناسبتهای گذشته همچون ماه محرم و دهه فجر و ماه مبارک رمضان که تقریبا دست خالی بود ، با دستی پر به استقبال بهار آمد. این یک تعریف نیست یک واقعیت است. شاید پخش نکردن فیلم های سینمایی تکراری را بتوان گام بلندی در رسانه ملی دانست. یا هماهنگی در پخش سریال ها و تخصیص دادن ساعت مناسب جهت پخش آن ها. پخش مستند های زیبا و ... هم از نکات مثبت رسانه ملی در نوروز امسال بود. اما سخن اینجانب در اینجا نوشابه باز کردن و کارت پستال فرستادن برای جناب ضرغامی نیست . این ها را گفتم تا ایشان ملتفت شوند که چشم دیدن خوبی ها را نیز دارم . سخن بنده بر سر محتوا و مضمون و نقاط ضعف سریال های نوروزی است. سریال هایی که فردای اتمام پخش آن، رسانه ملی راه می افتد و برای نظر سنجی از مردم در مورد آن ها چند ین گزارش مفصل تهیه می کند و مکرر در قسمت های مختلف خبر! انعکاس می دهد. بعد از دو روز هم خودشان از خودشان تقدیر و تشکر به عمل می آورند . و دریغ از یک برنامه ی نقد و بررسی! و شهید آوینی دغدغه ی من را چه جالب بیان کرده است:
شهید آوینی/آینه جادو/ ج3/ص202" واقعا وظیفه رسانه ملی چیست؟ آقای ضرغامی کاش می توانستید از اعتماد رهبر ی در خصوص انتخاب مجدد شما بهتر استفاده کنید. چرا مخاطب را حقیر و عامی تصور می کنید و انتظار دارید به علت خندیدن های مقطعی و زود گذر به شما به به و چه چه بگوید. مگر نمی گویند رسانه دانشگاه است. شما در سر کلاس درس ملی ، به شعور مخاطب توهین می کنید و سطح سواد و ادب و فرهنگ او را از آنچه بوده به کمترین حد ممکن تنزل می دهید. تلویزیون یک دستگاه سرگرم کننده نیست، یک دستگاه آموزنده است. مقام معظم رهبری 15/9/68 از شما می پرسم ، آیا شما به اتفاق اعضاء خانواده ی خود پای این سریال ها نشسته اید؟ آیا دیالوگ های زننده و زشت و بی ادبانه ی سریال زن بابا، دروغ های مکرر و دغل بازی های نادر در سریال چار دیواری، و کارکترهای طولانی و لوده گی های بی مزه ی سریال دارا و ندار شما را به خنده واداشته است؟ شاید بد نباشد جملات مقام معظم رهبری را بار دیگر مرور کنید: هویت حقیقى جامعه، هویت اخلاقى آنهاست؛ یعنى در واقع سازهى اصلى براى یک اجتماع، شاکلهى اخلاقى آن جامعه است و همه چیز بر محور آن شکل مىگیرد. ما باید به اخلاق خیلى اهمیت بدهیم. صدا و سیما در زمینهى پرورش و گسترش و تفهیم و تبیین فضیلتهاى اخلاقى باید برنامهریزى کند؛ یکى از اهداف صدا و سیما در همهى برنامهها باید این باشد. اینها خلقیات و فضایل اخلاقى ماست. صدا و سیما خودش را متکفل گسترش این خلقیات بداند. شما در هر برنامهیى که مىسازید، در هر سریال تلویزیونى، در هر محاوره، در هر میزگرد، در هر گفتگوى تلفنى و در هر گزارش، متوجه باشید که این فضایل تقویت شود؛ این چیزها نقض و زیر پا انداخته نشود بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383 قرار نیست ما به بهانه ی پر کردن اوقات فراغت و و یا خنداندن مردم و ... هر مطلب هجو و مبتذل و ضد اخلاقی را در رسانه ی ملی نمایش دهیم. در زمینه ی سریال زن با با حرف بسیار است. اول آنکه این سریال با دست گرفتن یک موضوع تکراری سعی کرد به هر نحو می تواند مبتذل ترین دیالوگ ها را از زبان بازیگران جاری سازد. متاسفانه کودکانی که تا آن زمان تحت مراقبت والدین از گفتن کلمات زشت بر حذر می شدند از این به بعد به راحتی کلمات رکیک ( سوری ) خانم را به زبان می آورند و کسی هم جلودارشان نیست. دانشگاه ملی آموزش داده است ! فریاد کشیدن ، دروغ گفتن ، بی احترامی به بزگتر ها، و... تنها موارد کوچک از ضعف های بزرگ این سریال است. سریال ها دارای ساختاری ضعیف با موضوعاتی پیش پا افتاده و تکراری بودند. سریال جناب ده نمکی که خیلی ها انتظارش را می کشیدند آنقدر پر بازیگر بود که حوصله یبیننده را سر می برد. سریال به طور شعار گونه ای قصد القاء برخی مطالب را داشت که متاسفانه نه تنها بیننده را جذب نمی کرد بلکه بیشتر آن مطالب اخلاقی و مفید ،به سخره گرفته می شد. از جناب ده نمکی انتظار می رفت با نساختن سریالی با فیلم نامه ای ضعیف ،سابقه ی فیلم سازی خود را خراب نکند. انتخاب بازیگران ناشی و بی تجربه در زمینه ی طنز ، دیالوگ های طولانی ، استفاده از طنز به طور مستقیم و به صورت تکراری در جای جای سریال( مانند استفاده ی نادرست از لغات لاتین ) ، و... از نفاط ضعف فاحش سریال دارا و ندارا بود. در سریال چار دیواری - که شاید بتوان گفت از نظر ساختار کمی قوی تر از دیگر سریال ها بود- باید گفت متاسفانه ما همچنان شاهد آن هستیم که بازیگر شخص اول ، با همه ی دغل کاری ها و دروغ ها و فریب هایی که به همه و حتی پدر و مادر خود می دهد، در نهایت خوشبخت می شود و به خوبی و خوشی به خانه بخت می رود و نه تنها به هیچ عقوبتی دچار نمی شود بلکه تمامی رفتارهایش توجیه شده، منطقی و مستدل به نظر می رسد، تا جائیکه بیننده همواره آرزو دارد بازیگر نقش اول- نادر- دستش پیش کسی رو نشده و به اهداف خود برسد. چرا ما باید مفاهیم ضد اخلاقی را در جامعه به همین راحتی اخلاقی و توجیه پذیر به تصویر در آوریم. چرا در سریال ها همه خیلی راحت به هم دروغ می گویند. سر پدر و مادر خود کلاه می گذارند و در نهایت اسم اش را می گذارند زیرکی و زرنگی! باز هم جناب ضرغامی را به بازخوانی فرمایشات مقام معظم رهبری دعوت می کنم: یکى از مقولههاى بسیار مهم و یقینا یکى از ضرورتهاى جامعه، لبخند است. لبخند یکى از نیازهاى زندگى انسان است. زندگى بىشادى و بىلبخند، زندگى دوزخى است. زندگى بهشتى، زندگى با لبخند است. حضرت على فرمود: «المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه»؛ اگر غصهیى دارید، باید در دلتان نگه دارید؛ مؤمن اینطورى است. لبخند و شادى مؤمن در چهرهى اوست. اصلا چهرهها باید شاد باشد. اگر با چهرهى خودتان مىتوانید به جامعه شادى بدهید، باید این کار را بکنید. ... مراقب باشید شادى در مردم با لودگى و ابتذال و بىبندوبارى همراه نشود؛ از این طریق به مردم شادى داده نشود. همهجور مىشود به مردم شادى داد؛ از نوع صحیح آن شادى داده شود. گاهى اوقات یک لطیفه یا یک تعبیر بجا مخاطب را شاد و خوشحال مىکند؛ گاهى هم ممکن است یک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آنطور شادى را ایجاد کند. شادى کردن و شادى دادن به مردم، بهمعناى لودگى نیست. بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383 متاسفانه صدا و سیما در دام رقابت با رسانه های بیگانه دچار سردر گمی محتوایی و مضمونی شده است. گویی هیچ فیلم نامه ای قبل از ساخت تله فیلم ها و سریال ها ، توسط صاحب نظران مطالعه نمی گردد. صدا و سیما هدفش از سطح کیفی به سطح کمی تنزل یافته است . مدام هم در زیر نویس های تلویزیونی از بینندگان خواسته می شود که سوژه بدهند تا آنها فیلم بسازند. اگر قرار است در جنگ نرمی که با ابزار رسانه به راه افتاده است پیروز شویم تنها راه ، جذب مخاطب به هر وسیله ای نیست. افزایش تعداد بینندگان بدون رساندن پیام به آنها شاید بتواند در مقطع کوچکی برگ برنده باشد اما در مدت طولانی جواب نمی دهد. ... تأثیر برنامه را در مخاطب درنظر بگیرید، نه فقط افزایش بیننده را. البته یکى از سیاستهاى درست صدا و سیما این است که بینندگان خود را افزایش دهد، که خوشبختانه موفق هم شده و آمارها نشان مىدهد که هم درصد بینندگان تلویزیون و هم درصد شنوندگان رادیو در این چند سال خیلى خوب افزایش پیدا کرده است؛ این سیاست درست و صحیحى است؛ همهى رسانههاى دنیا هم هدفشان این است و شما هم مىتوانید با این کار حتى قصد قربت کنید؛ منتها فقط این کار نباید هدف باشد، بلکه باید ببینید تأثیر این برنامه در مخاطب چیست. گاهى اوقات افزایش مخاطب به قیمتى است که نمىارزد. آنها جذب مىشوند، اما به چه جذب شدهاند؟ به چیزى که یا منفى است و یا خنثى. بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383 در مورد بیانات آقا باید گفت: جانا سخن از زبان ما می گویی .... اما کو گوش شنوا! از آنجایی که نقد سازنده باید همواره در کنار خود پیشنهاد سازنده ای هم داشته باشد در این راستا پیشنهاد خود را ارائه می کنم. از جناب آقای ضرغامی می خواهم که با تشکیل گروهی تحت عنوان(( گروه ساخت سریال های مناسبتی)) به طور ویژه و خاص به این مقوله بپردازند. چه خوب است اگر 4 الی 5 ماه قبل از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان یا دهه محرم و یا هر مناسبت دیگری ،طی یک فراخوان ، از صاحبان اندیشه، نویسندگان و فیلم نامه نویسان و کارگردانان دعوت کنند تا موضوعات خود را ارائه دهند . -البته می تواند این فراخوان برای افزایش رقابت ،به صورت جشنواره یا مسابقه نیز برگزار شود.- سپس بهترین ها از میان آثار رسیده انتخاب شده و تولید گردند. در ضمن به نظر بنده باید از متولیان فیلم سازی در خصوص اعتمادی که رسانه به آنها کرده است تعهد ی گرفته شود تا در صورت رها کردن نیمه کاره ی سریال ،یا عمل نمودن بر خلاف ضوابط و مقررات و کم و کاستی های عمدی ، تمام خسارات ناشی از ساخت سریال را به عهده بگیرند . در کنار این تعهد لازم است تا تسهیلات و امتیاز های فوق العاده ی برای دست اندر کاران ساخت سریال در نظر گرفته شود تا به ادامه ی کار تشویق گردند. زیاده سخن راندم، اما چه کنم که دغدغه هایم بی شمار است. عفو بفرمایید. سخن آخر: کسی با ایجاد تفنن و سرگرمی برای مردم، به طور محدود و حتی المقدور با غایات کمال طلبانه مخالفتی ندارد، اما جذب انسان ها به سوی اهدافی که با حیات طیبه انسانی مخالفت دارد، ظلمی است غیر قابل بخشش . شهید آوینی "آینه جادو/ج1/ص15" |
|
| اجبار اقتضائات در برابر اختیارپنداری آرمانها (دارا و ندار) |
| ساعت ۱٢:٤۸ ق.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩ |
|
تاملی بر دارا و ندار: که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
اگرچه شاید یادآوری مجدد را اهل ادب ناپسند بدانند، اما بی ادبی من را ببخشید و بگذارید چند مثال ساده بزنم: زنی که با شکم برجسته در فیلم ظاهر شده تا با حرکاتش و بعضا حرفهایی که عمدتا با اشاره دست به شکم همراه است، مخاطب را بخنداند. بحث بسیار شیرین آفتابه که نزدیک به ده دقیقه به درازها می انجامد و سرانجام با اهن و اوهونهای داخل دستشویی خاتمه می یابد، استفاده از الفاظی که شاید حرمت شرعی نداشته باشند اما دست کم در بین اهل ادب، حرمت عرفی دارند: همچون چلغوز، یا تکرار عمدی برخی کلمات انگلیسی که تلفظ آنها در پارسی دور از ادب است همچون: go to room و... بحث رقصهای مجلس عروسی هم که بماند؛ همیشه ترسیم مراسم عروسی در صداو سیما و قبلترها در سینما برایم خنده دار بود: از یک سو علاقه مفرط بازیگران و کارگردان برای به تصویر کشیدن رقص و از دیگر سو، ممنوعیتها و خطوط قرمز. همیشه ترکیب خنده داری حاصل می شد: رقصهای برره ای یا رقصهای ناقص مردان به همراه رقص یک دختربچه یا پسربچه در میان صحنه که چون به سن تکلیف نرسیده لابد بر او حرجی نیست! (از بحث لهجه و زبانهای قومی ایران نیز که به روال متعارف دست مایه طنز قرار گرفته و باز هم به روال متعارف صاحبان لهجه ها را آزرده است نیز گذر می کنیم!) خوب خداراشکر که همه این موارد در فیلم ده نمکی وجود داشت تا خواننده بدون خنده برنخیرد! تنها تفاوت با سایر طنزسازان یکی در کمیت بود که اندکی کمرنگ شده بود و دیگری در پیام فیلم. یعنی فیلم در پایان می کوشید درد ندارها از نداری و درد داراها از دارایی را همزمان به تصویر بکشد که با لحاظ این نکته پایانی البته بر سریالهای دیگر طنزسازان رجحان داشت، بدون آنکه سرشت و ماهیت طنز دگرگون شده باشد و به تعبیر شهید آوینی فاقد تسخیر ذات بود. البته انصافا در همین حد هم جای بسی تشکر و تقدیر است که فرمود فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما. این سریال تنها مورد از کوششهای ناکام نبوده است، و در تداوم سلسله کوششهای بسیاری قرار دارد که از سوی آرمان گرایان صورت می پذیرد. قطعا اگر ده نمکی را پیش از آنی که به فیلم سازی وارد شود، می دیدیم، با فهرست عریض و طویلی از آرمانهای بلند روبرو می شدیم که در قالب شعارهای دهن پرکن و نقد تند پیشنیان بیان می شد، و اگر از او می پرسیدیم که سریال نهایی شما سریالی خواهد بود مشتمل بر برخی حرفهای ناپسند، شکم برجسته یک زن حامله و... به شدت انکار می کرد اما اکنون..... و این چرخه ای است که تقریبا تمام نیروهای ارزشی می پیمایند، نمونه های بسیاری را سراغ دارم چه در مجلس، چه در صداوسیما و چه در وزارتخانه ها.... اسم این را گذاشته ام: اجبار اقتضائات در برابر اختیارپنداری آرمانها. منظورم آن است که گمان می کنیم آرمانها بدان گونه که پنداشته ایم و تخیل کرده ایم دست یافتنی هستند اما وقتی که در صحنه عمل وارد می شویم، اقتضائات بالاجبار ما را به پذیرش وادار می کنند. به قول حافظ "که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها" اما گفتن این حرف پیش از آغاز نیز متاسفانه نماد وادادگی و تسلیم است پس نمی گوییم و به ما نمی گویند و بسان مسافری می مانیم که بدون تمهید وسایل مناسب به دل بیابان زده و در گردابی چنین هائل وامانده می شویم. در حالی که اگر از همان آغاز با ترسیم دقیق واقعیت و تمهید امکانات حرکت آغاز می شد، سرانجام بهتری متصور می بود. این چندروز که بیکار بودم گشتی در وبلاگها زدم، جوانان ارزشی بسیاری در وب خود، صداوسیما و یا دیگر مسئولین را نقد کرده بودند، یقین دارم همینان اگر بر جای همانانی که الان مورد عتاب هستند، تکیه بزنند، اگر بدتر نکنند در بهترین حالت در حد اینان عمل می کنند، چه بسیار مثالهایی که از دوره دانشجویی در ذهنم موج می زند از کسانی که چه ها می گفتند و در عمل چه ها کردند!! نسل دوم این چرخه را در مورد نسل اول تکرار کرد، اکنون نوبت نسل سوم است که وارد همین سیکل شود! شاید بتوان گفت بزرگترین نقدی که به دولت احمدی نژاد وارد است نیز همین باشد: اختیار پنداری آرمانها و در نتیجه دست کم گرفتن و سهل گرفتن مشکلات بزرگ، غفلت از راه و رسم منزلها و سرانجام، گرفتار شدن در چنبره اقتضائاتی که بدون تمهید مناسب به قعر آنها فروافتاده ایم. همانگونه که اکنون با قلدری و بی توجهی به پیران مغانِ اقتصادی، اقتضائات هدفمندی یارانه ها را نادیده انگاشته و در برابر قانون مجلس و اقتصاد دانان ایستاده است! توصیه حافظ به این جور آدمها اینه که: به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید / که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل / کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر / نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها پی نوشت: جالبه وقتی میخواستم برای وبلاگ عکس بگذارم، نتیجه بیشتر جستجوها، عکس داراهای سریاله نه ندارهاشون! به خصوص عکس خود آقای ده نمکی با داراها! |
|
| آوینی ،امام راحل (ره) ، رهبر معظم انقلاب ، تلویزیون، رسانه |
| ساعت ۱٢:۳۸ ق.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩ |
|
وقتی نظر غالب دست اندرکاران صاحب تصمیم در ارگان ها و رسانه های فرهنگی جمهوری اسلامی این است که سینما و تلویزیون وظیفه ای جز پر کردن ساعات فراغت مردم با تفنن و تفریح ندارد؛ دیگر چگونه می توان امیدوار بود که ذائقه بیمار تماشاگران سینما و تلویزیون معالجه شود؟ شهید آوینی/آینه جادو/ ج3/ص202 تلویزیون یک دستگاه سرگرم کننده نیست، یک دستگاه آموزنده است. مقام معظم رهبری 15/9/68 هویت حقیقى جامعه، هویت اخلاقى آنهاست؛ یعنى در واقع سازهى اصلى براى یک اجتماع، شاکلهى اخلاقى آن جامعه است و همه چیز بر محور آن شکل مىگیرد. ما باید به اخلاق خیلى اهمیت بدهیم. صدا و سیما در زمینهى پرورش و گسترش و تفهیم و تبیین فضیلتهاى اخلاقى باید برنامهریزى کند؛ یکى از اهداف صدا و سیما در همهى برنامهها باید این باشد.اینها خلقیات و فضایل اخلاقى ماست. صدا و سیما خودش را متکفل گسترش این خلقیات بداند. شما در هر برنامهیى که مىسازید، در هر سریال تلویزیونى، در هر محاوره، در هر میزگرد، در هر گفتگوى تلفنى و در هر گزارش، متوجه باشید که این فضایل تقویت شود؛ این چیزها نقض و زیر پا انداخته نشود بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383 یکى از مقولههاى بسیار مهم و یقینا یکى از ضرورتهاى جامعه، لبخند است. لبخند یکى از نیازهاى زندگى انسان است. زندگى بىشادى و بىلبخند، زندگى دوزخى است. زندگى بهشتى، زندگى با لبخند است. حضرت على فرمود: «المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه»؛ اگر غصهیى دارید، باید در دلتان نگه دارید؛ مؤمن اینطورى است. لبخند و شادى مؤمن در چهرهى اوست. اصلا چهرهها باید شاد باشد. اگر با چهرهى خودتان مىتوانید به جامعه شادى بدهید، باید این کار را بکنید. ... مراقب باشید شادى در مردم با لودگى و ابتذال و بىبندوبارى همراه نشود؛ از این طریق به مردم شادى داده نشود. همهجور مىشود به مردم شادى داد؛ از نوع صحیح آن شادى داده شود. گاهى اوقات یک لطیفه یا یک تعبیر بجا مخاطب را شاد و خوشحال مىکند؛ گاهى هم ممکن است یک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آنطور شادى را ایجاد کند. شادى کردن و شادى دادن به مردم، بهمعناى لودگى نیست. بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383 ... تأثیر برنامه را در مخاطب درنظر بگیرید، نه فقط افزایش بیننده را. البته یکى از سیاستهاى درست صدا و سیما این است که بینندگان خود را افزایش دهد، که خوشبختانه موفق هم شده و آمارها نشان مىدهد که هم درصد بینندگان تلویزیون و هم درصد شنوندگان رادیو در این چند سال خیلى خوب افزایش پیدا کرده است؛ این سیاست درست و صحیحى است؛ همهى رسانههاى دنیا هم هدفشان این است و شما هم مىتوانید با این کار حتى قصد قربت کنید؛ منتها فقط این کار نباید هدف باشد، بلکه باید ببینید تأثیر این برنامه در مخاطب چیست. گاهى اوقات افزایش مخاطب به قیمتى است که نمىارزد. آنها جذب مىشوند، اما به چه جذب شدهاند؟ به چیزى که یا منفى است و یا خنثى. بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383 کسی با ایجاد تفنن و سرگرمی برای مردم، به طور محدود و حتی المقدور با غایات کمال طلبانه مخالفتی ندارد، اما جذب انسان ها به سوی اهدافی که با حیات طیبه انسانی مخالفت دارد، ظلمی است غیر قابل بخشش . شهید آوینی "آینه جادو/ج1/ص15" |
|
| آقا مسعود شما از چه چیزی عصبانی هستی ؟ |
| ساعت ۱٢:۱٢ ق.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩ |
|
محتوا و متنش بماند بین من و خودش. ولی وقتی مسعود دهنمکی قدر دو منتقد با انصاف و خوش نیت و مودب و بزرگوار چون آقای رسایی و استاد فهیم را نمی داند و چنان در جلسه ای با حضور این دوستان سروصدا می کند و دست وبال تکان می دهد و حرصش از چیزهای سایتها و وبلاگهای شاید ضد انقلاب ودوم خردادی را سر وبلاگها ووبسایتهای انقلابی مانند وبلاگ من که با دغدغه ی انقلاب اسلامی تمام سریالهای نوروزی و نه فقط برنامه ی او را نقد کرده اند خالی می کند و همه را با هم جمع زده و کلن کل نقدهای وارده - منهای برخی ! - را متعلق به رسانه های دوم خردادی و یا وابسته به آنها معرفی می کند ، دیگر نمی دانم چه بگویم . نکند آقا مسعود فکر می کند چون چند سال سابقه دفاع مقدس دارد و در شناسنامه اش مهر تاریخ تولد زودتر از ما زده اند و چندسال شلمچه را گردانده و بعد هم جبهه ، حالا دیگر کسی جز ایشان مجوز نگرانی برای حوزه فرهنگ عمومی از منظر انقلاب اسلامی را ندارد که اینگونه به اقای رسایی - که دلسوزانه آن سکانس خاص را سکانسی مثبت اما غیرهنرمدانه می داند- تصریح می کند که تشخیص هنرمندانه بودن را به ایشان - که جدیدا هنرمند شده - بسپارد و خودش هم به منبرش ! برسد. لاجرم من هم باید به سر کار صنعتی خودم برگردم و موشکم ! را تولید کنم و بیخیال حوزه فرهنگ و انقلاب اسلامی و خرده فرهنگهای حساس آن شوم ! مسعود دهنمکی است دیگر. |
|
| صدا و سیمای آفتابی یا رسانه آفتابه ای؟! |
| ساعت ٥:٥۸ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩ |
|
دانشگاه عمومی یا توالت عمومی!؟ * آقامرتضی که دچار اسهال شدیدی است، نادر را در بیمارستان می بیند و فورا با پدر نادر تماس می گیرد تا او را در بیمارستان گیر بیاندازد. همسر قلابی نادر متوجه قضیه می شود و سر فرصت وقتی آقامرتضی از شدت اسهال وارد توالت می شود در آن دستشویی را از بیرون می بندد و آقامرتضی از شدت بوی گند درحال خفه شدن است.
حرکات جواد رضویان، مهران مدیری و سیامک انصاری را پشت در دستشویی در سریال پاورچین فراموش نمی کنیم. فراموش نمی کنیم که رضا عطاران در بزنگاه آن قدر با دستشویی شوخی کرد که برخی پیشنهادکردند اسم این سریال را بگذارید آبریزگاه! درهمین سریال بزنگاه وقاحت به حدی رسید که رضا عطاران درحالیکه در دستشویی قرارداشت خطاب به خانواده اش گفت: "اینجا بوی بابا رو میده"! تیم سیکا که مخفف سیفون و کاسه توالت بود در سریال مرد دوهزار چهره یکی دیگر از شیرین کاری های رسانه ملی در این رابطه بود. "دانشگاه عمومی" آرمانی بود که امام خمینی(ره) برای رادیو-تلویزیون تعریف کرده بود اما کجایی ای امام که این دانشگاه عمومی تا سطح یک توالت عمومی تنزل یافته است! هر روز که می گذرد بیشتر و بیشتر به فلسفه این واکنش امام خامنه ای(روحی فداه) که در اقدامی بی سابقه برای انتصاب یکی از مدیرانش ضرب الاجل یکساله تعیین فرمودند، پی می برم. * همین جا از تمام سایتهای مربوط به ضدانقلاب و خواص خائن، ترسو، دوپهلو، سه پهلو اعم از حضرت استوانه و سردار سابق و دکتر خلبان و شیخ دکتر و آقای در غلتان و... که بخواهند از این مطلب سو استفاده کنند ابراز برائت می کنم. * علاوه بر این، نقد دیگری نیز به آقامسعود ده نمکی دارم. آقای ده نمکی! ملاک حق و باطل دارایی و نداری نیست دارایی به همراه زهد اتفاقا بسیار پسندیده است و سیره امیرالمومنین نیز به همین منوال بوده است. ماجرای درآمد امیرالمومنین از فروش خرمای نخلستانهایشان را که خوانده اید و البته نداری به همراه عدم مناعت به هیچ وجه پسندیده نیست. من از امثال رشیدپور و فلاحیان بیزارم و جهت انتقادهای آنها را کاملا سیاسی و شخصی می دانم. لکن مراقب باشید بددهنی و حرکات وقیحانه و همچنین ملاک شدن دارایی و نداری، تبدیل به یک جریان در فیلمسازی شما نشود کما اینکه متاسفانه تاکنون این امر اتفاق افتاده است. پی نوشت پاسداران : ١- در سریال آقای دهنمکی موضوع توالت فراتر از این یک نکته بود. آقای فتل خان که تمام تماسهایش را باید از درون توالت برقرار کند و آقای شمالی اهل کمربندی هم که آفتابه را برای فتل به ارث می گذارد ! بزن و برقص را هم که فراموش نمی کنیم و همراهی آقای دهنمکی در این محورها با مابقی حضرات را ارج ! می نهیم ! ٢- یکی از برنامه های تخصصی سینمایی در شبکه چهار فیلمی تقریبا بی معنا و کسل کننده را در قالب بررسی فیلم های پیشکسوتان طنز سینما به نمایش گذارد که در نریشین فارسی ، تاکید کرد درک این فیلم برای مخاطب عادی بسیار سخت خواهد بود. در این فیلم ، من چیز عجیبی احساس کردم . بنظر من این فیلم فقط بخاطر یک نکته پخش شده بود و آن ، لخت بودن پای تمامی - بلا استثناء - زنان حاضر در فیلم تا تقریبا زانو و برخی ها بیشتر بود. جالب آنکه این فیمل مطابق داستان خود تعداد زیادی زن در صحنه داشت . این همان صداوسیمایی است که متظاهرانه برخی عریانی های بسیار کمتر از این در ناحیه ی پا را با روتوش دیجیتال می پوشاند ( که البته کار درستی است اما مشکل در ریای مبنای آن و عدم یکدستی سیاستها در این رسانه است ) . ٣- تمرکز انحصاری بر سریالهای داخلی و یا فقط برخی فیلم های خارجی نمایش داده شده کار غلطی است. بیاد داشته باشید که تعداد زیادی از عناصر ضد انقلاب سابقه فعالیت در صدواسیما دارند و یادمان نرفته که آن پسرک بی تربیت زیر ابرو در رفته ی فارغ التحصیل دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در رشته مهندسی ! در تلویزیون ، بلنگوی فریادهای ضد انقلاب علیه سردار رادان شده بود ! من خودم با چشمان خودم حضور کاریکاتوریست اپوزیسیونی مثل بزرگمهر حسین پور و برخی دیگر از عناصر رسانه ای و غیر رسانه ای اپوزیسیون در صداوسیما به بهانه اجرای یک برنامه تخصصی را شاهد بوده ام . جریان معارضه با مبانی انقلاب اسلامی و عملیات منفی نرم علیه انقلاب در این سازمان یک ماجرای عمیق و ساخت یافته است که منحصر در سریالها و فیلم ها نیست و در بافت و ذات صداوسیما نضج یافته و فقط تا حدودی معاونت سیاسی این سازمان از آن دور مانده است. این جدا از کج فهمی ها و بدفهمی ها و نفهمی های فرهنگی عادی است که یخه ی لشکر بزرگ عناصر فرهنگی ! مشغول به کار در مصادر فرهنگی را گرفته است. |
|
| مرگ طنز و اوج هجویات در صداوسیما |
| ساعت ٥:٤٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩ |
|
قبل از عید وقتی دیدم تلویزیون تاریخ پخش فیلم "زن بابا" رو زیرنویس کرده یک لحظه ناراحت شدم ، احساس کردم قرار است دوباره بحث ازدواح مورد تمسخر و ملعبه بشه . همینطور هم شد . جدای از این، گله ی من در این نوشتار گله از بی حرمتی به مردم و از بین بردن حرمت مسائل جنسی است . سعی کردم هر شب فیلم زن بابا رو ببینم و لیستی از بی حرمتی هاش رو جمع کنم . اما بعضی از قسمت هاش رو نتونستم ببینم . طی این 15 شب که این سریال پخش می شد به طور متوسط هر قسمت دو بار سخیفانه با مسائل جنسی شوخی کردند . بین خانواده ی ما و حتی فامیل به راحتی نمی تونستیم بشینیم کنار هم و تلویزیون ببینیم . آهنگ و رقص تیتراژ ابتدایی سریال زن بابا که بحث زیادی داره . ولی من می خوام فقط به چند مورد از تیکه ها و شوخی های شرم آور این سریال اشاره کنم .من واقعا از طرح چنین مسائلی معذرت می خوام. -در سریال زن بابا دو بار به کودکی عزیزآقا اشاره شده که در کودکی شخصی در تاریکی با عزیزاقا کارهایی کرده و این خاطره بدی براش شده و برای همین از تاریکی می ترسه ... من واقعا نمی دونم چی بگم . تنزل دادن بحث ازدواج به شوخی ها و روابط پایین تنه بدترین نوع جنگ نرم رسانه امروزه که متاسفانه صداوسیما رسما وارد این گرداب شده. بین خانواده و فامیل ما رسم نیست اینجوری شوخی کنند. چه کنیم ایرانی ها مذهبی هستند . آقای ضرغامی که فرمودید امسال پای سریال ها می نشینید و نگاه می کنید . بگید ببینم شما تو خونه با پسر و دختر و همسرتون شوخی های پایین تنه می کنید که پس از بازبینی شخصی این فیلم ها اجازه پخش می دید ؟
سالهاست ما ساکت نشستیم و مثل سینما ، تلویزیون رو هم اختصاصی کردند برای عده ای اونوقت این جنبش سبز با فائزه هاشمی باید بروند صداوسیما رو تسخیر کنند؟ اونی که به صداوسیما ایراد داره ما هستیم . برید وبلاگ ها رو بخونید . اونوقت به دهنمکی که تا به حال تجربه سریال نداشته برای انتقام گرفتن میگن بیا برای شبکه 5 فیلم بساز. باز هم به ده نمکی که نشون داد با ، بازی کردن با لغات و بدون استفاده از شوخی های زشت میشه کار طنز کرد. شبکه یک با تقی تاکسی ترک و شبکه سه با سوری خانم ترک بار ها آذری زبان ها رو مسخره می کنه . حالا ما با فامیل نشستیم دور هم داریم این سریال ها رو می بینیم من هرچی نگاه می کنم می بینم یکی از نزدیکان ما که ترک هست یک ذره به این فیلم نمی خنده من هم خجالت کشیدم به بقیه گفتم حرمت نگه دارید نخندید . واقعا متاسفم برای این رسانه ی ملی!!! |
|
| پشتپرده هتک حرمت مقبره آیتالله خاتمی |
| ساعت ۳:٠٤ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩ |
|
...پس از مخالفت شورای تامین استان یزد با برگزاری همایش نماینده اصلاحطلب این استان، برخی از افراد وابسته به طیف اصلاحات برای مظلومنمایی و ایجاد فضای روانی جدید، تصمیم به هتک حرمت مقبره پدر رئیس دولت اصلاحات گرفتند... هدف از برگزاری مراسم دعا این منبع با بیان اینکه "در چند روز گذشته مسئولین اصلاحطلب این استان که از اعضای ستادهای انتخاباتی یکی از کاندیداهای این طیف در استان یزد بودهاند"، اظهار داشت: با ارسال پیامکهایی به یکدیگر تحت عنوان برگزاری دعای توسل بر مزار آیتالله خاتمی، قصد دارند تا سران اصلاحات را در کنار یکدیگر جمع کنند. دستگیری فرد هتاک بنابر گفته فرماندار اردکان فرد هتاک به مقبره آیتالله خاتمی، در ساعات ابتدایی هتک حرمت مقبره آیت الله خاتمی دستگیر شده است. |
|
| چند طرح بسیار زیبا و با کیفیت نوروزی |
| ساعت ٢:٥٦ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩ |
|
|
|
| چند طرح تاثیرگذار وزیبای گرافیکی |
| ساعت ٢:٥٢ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩ |
|
|
|
| ریشه کنی مبانی اخلاقی فرهنگ عمومی در نوروز |
| ساعت ٥:٢۱ ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ |
|
چند نکته قوت و چند نقطه ضعف را در این برنامه ها توانستم رصد کنم . از نقاط قوت می توان به این نکته اشاره داشت که برنامه های -بهرحال- جذاب نوروزی بشکلی برنامه ریزی شده بودند که با یکدیگر تلاقی نکنند و انرژی و توان برنامه ریزی و طراحی شده بر اثر تلاقی انها به هدر نرود. همچنین ، دست برداشتن شبکه های تلویزیونی از رقابت با تفکر بخشی و همپوشانی مثبتی که با تبلیغ برنامه های شاخص یکدیگر انجام دادند به این امر اضافه شد. همچنین ، برای اولین بارها در صدوسیما شاهد تکیه روی مفاهیمی همچون نجس و پاکی، حلال و حرام و گناه و امثال ذلک بودیم . البته واقعا این درد است که چرا ما با دیدن این مفاهیم بدیهی در صداوسیما چشمانمان مثل گردو گرد می شود. اما بهرحال خدا را شکر که بهرحال پای مفاهیم مذهبی هم به میان برنامه های تلویزیونی باز شد. و اما نقاط ضعف. دقیقا چند مولفه مورد اشاره در مطلب دوست بزرگوار آقای الله کرم مشتاقی مورد اشاره من بود و اولین فرصت را برای بیان آنها جویا بودم . از خواندن مطلب ایشان بسیار متعجب شدم و فهمیدم این موضوعات به چشم همه آمده . اگر توجه کرده باشید ، محور هر دو سریالی که به نحوی به سعید آقاخانی مربوط شد ، "دروغ" بود. دروغ ، "شاکله ، محور ، ابزار و اجراء" شکل گیری داستان ها را برقرار می کرد. لحظه ای در این فیلم ها نیست که شما شاهد دروغگویی مکرر و بی درد وجدان کاراکتر ها نباشید. همه به هم دروغ می گویند و البته که پشت سر هم و دروغهایی هم که گفته می شود ، در فیلم مجاز شمارده شده و برای آنها توجیهات اجتماعی و مقبولیت هم تراشیده می شود و مخاطب با فرد دروغگو همزات پنداری کرده و در ذهن خود وی را به ذکر آن همه دروغ مجاز و ناچار حس می کند. راه راستگویی و عبور از مسیر دروغگویی های تو در تو هم چنان صعب و دشوار و تلخ تصویر می شود که مخاطب هم در آن فضا به خود چنان جراتی برای راستگویی نخواهد دید. مولفه ی دیگر ، این سوژه ی دستشویی است ! یعنی داستان نویس و کارگردان ، از پرداختن به این لوکیشین احساس حقارت نمی کند ؟ وارد کننده این لوکیشین و زاویه به سناریوها و سریالهای طنز ، مهران مدیری است. چرخیدن وی حول این قسمت از بدن محدود به موضوعت لوکیشین دستشویی نیست و وی از "نشیمن گز ! " تا وارد شدن ضربه به نواحی حساس بدن هم محملی برای رسیدن به نواحی مربوطه استفاده می کرد. اما آیا این حقارت و پستی محتوای ارائه شده ، موجب عبرت و خجالت دیگر حضرات و اساتید این حرفه و فن نشده که دست از آن بردارند ؟ من در مجلس عروسی یک خانواده طبقه پایین حضور داشتم و دیدم یکی از اقوام همین خانواده با استفاده از یک عینک تغییر چهره و دستمایه قراردادن همین نواحی بدن چه طنزی را برای سرگرمی حضار براه انداخته بود. اما حضرات مدعی تسلط بر الف تا یاء طنز ، چیز بیشتری در چنته از آن فرد عامی نداشتند؟ بحث مهم بعدی تمرکز روی رقص است. به طرز توهین آمیز و نگران کننده ای موضوع رقص دسته جمعی خصوصا با محمل رقص در عروسی با فشار هرچه تمامتر و دست زدن به تاکتیک تکرار ، در حال تزریق شدن به لایه های زندگانی مردم است و چنان این عمل با شدت و حدت در عید امسال مشاهده شد که انگار رقص جزء لاینفک زندگی ایرانی است و اگر ایرانی به ازای هر دامپ و دومپ یک تکانی به این کمر و گردن و دست خود ندهد ، علیل و افلیج از دنیا می رود ! از آن برنامه ای که در یک مدرسه عروسی گرفتند و همه ی اقوام و گروهها و دسته جات ایرانی را به رقص آوردند بگیر تا عروسی آقای نادرخان و حتی آقامسعود دهنمکی در دارا و ندارش . حیرت ویژه من آن زمانی برانگیخته شد که در برنامه های کمدی کلاسیک پخش شده در شبکه ی - احتمالا ۴ - با تمرکز روی بخشها و سکانسهایی از کمدی های چارلی چاپلین مواجه شدم که در آن وی یا با شورت و یا با مایو به ایفای نقش می پردازد. من حقیقتا بوی بسیار بدی از لابلای این موضوعات حس می کنم . بویی که اگر مسئولان صداوسیما آن را متوجه نشوند صلاحیت چراندن یک دسته بز فرهنگی را هم از دست خواهند داد. پی نوشت : - اینقد مطلب جا افتاده و پرمحتوا زیاد در این چند روز منتشر شده که حیرت کردم . حتما بخوانید. مثلا : آقای داوود آبادی اشاره ای به سریال دارا و ندار آقای دهنمکی کرده است . مطلبی هم با محتوای مرتبط به آن بحث باربی و همین بحث صداوسیما خواندم که توصیه به مطالعه می کنم . جناب آقای باقری قمی هم در مورد سریالهای ایرانی نوروزی تاملاتی داشته اند که جای خواندن و توجه دارد. این هم نکته ای اختصاصا در مورد فیلم چهاردیواری بقلم آقای صابر عجم . این هم توجهی دیگر به کلیات فضای رسانه ملی در نوروز ٨٩ . |
|
| 50 سال فریب کودکان ، با سلاح عروسک باربی |
| ساعت ٤:٤٢ ب.ظ روز دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩ |
|
در سال 2001 عروسک باربی در اولین فیلم کامپیوتری خود به نام باربی در فندق شکن ظاهر شد، از آن پس تا کنون تعداد قابل توجهی فیلم کامپیوتری، انیمیشن، فیلم سینمایی و مستهجن با حضور باربی تولید شده است. تربیت دوران کودکی توأم با بهره گیری از الگوهای خاص و ویژه ی این دوران است. طبیعی است که الگوهای دوران کودکی به طور عمده از مؤلفه های عاطفی به جای گزاره های عقلانی بهره می برند. لذا رمز و رازهای موجود در خیال پردازی های کودکانه، جایگزین گزاره های واقع گرایانه در تربیت بزرگسالان می شود. مبتنی بر این اصل، استفاده از نماد حیوانات به صورت فانتزی در انتقال مفاهیم آموزشی و تربیتی به کودکان همواره مد نظر بوده است. به گونه ای که امروزه بیشترین حجم تولیدات فرهنگی مربوط به کودکان در زمینه انیمیشن، کتاب، داستان و اسباب بازی به استفاده از نماد گرایی از حیوانات محدود می شود. در این میان دختر بچه ها انحصارا به عروسک علاقه مند هستند. این علاقه نشأت گرفته از عاطفه ویژه دختر بچه ها و همچنین به دلیل قدرت برتر عروسک در ایجاد حس همزاد پنداری و تفاهم خیالی با کودک است. عروسک، بالاترین نقش تربیتی را بویژه در شکل دهی و پایه ریزی شخصیت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آینده ی هر ملت هستند و برای انحطاط هر ملت بایستی دختران و زنان آن ملت را منحط تربیت نمود. همانگونه که برای اعتلای هر ملت، بایستی دختران و زنان آن ملت را متعالی تربیت کرد. از این منظر، نقش عروسک در تهاجم فرهنگی نقش بسیار برجسته ای است. پدیده ی عروسک باربی کمی در مورد کمپانی متل: کمپانی متل در سال 1945 توسط زوج هندلر و مت در ایالت کالیفرنیای جنوبی آمریکا تأسیس شد این شرکت، ابتدا قاب عکس تولید می کرد و سپس به ساخت مبلمان خانه، و در نهایت به تولید اسباب بازی روی آورد. متل و میکی ماوس: کمپانی متل در 1955 با کلوپ میکی ماوس برای تبلیغ اسباب بازیها به همکاری در نمایش های تلویزیونی پرداخت که موجب دگرگونی ساختاری در تجارت اسباب بازی شد. در 1960 شرکت متل سهام خود را به فروش رساند وبه سهامی عام تبدیل شد. از 1963 تا سال 1965 ثروت کمپانی متل از 100 میلیون دلار به 500 میلیون دلار افزایش یافت. جهت گیری در عروسک سازی: در 1959 به دلیل علاقه ی دختر هندلر به عروسک های کاغذی، طرح ساخت عروسک را دنبال کردند که منجر به عقد قرارداد برای دریافت امتیاز عروسک آلمانی لی لی شد. عروسک لی لی در واقع بر گرفته از شخصیت و اندام و چهره ی یک زن خیابان گرد آلمانی به همین نام بود عروسک آلمانی لی لی به عنوان یک قطعه کلکسیونی فقط به بزرگسالان به ویژه به کلکسیونرهای اسباب بازی فروخته می شد. کمپانی متل امتیاز عروسک لی لی را از آلمان خرید، و پس از تغییراتی، صورت بندی نژادی آن را به نژاد "آنگلوساکسون " همانند کرد و به تولید انبوه آن در آمریکا اقدام نمود. تولد باربی: این عروسک تغییر نژاد یافته (به نژاد آمریکایی - انگلیسی آنگلوساکسون) باربی لقب گرفت. باربی اسم خلاصه شده ی باربارا دختر کوچک رییس کمپانی متل یعنی آقای هندلر بود. باربی به زودی در صف اول اسباب بازی دختران در غرب قرار گرفت. در سال 1959 هر عروسک باربی به قیمت سه دلار فروخته می شد. اما اکنون هر عروسک باربی اصل ساخت کمپانی متل تا 4500 دلار قیمت دارد. از طراحی موشک ضد هوایی تا طراحی عروسک باربی: طراح تغییرات باربی در آمریکا در کمپانی متل، جک رایان است. وی قبل از آن در پنتاگون (وزارت جنگ آمریکا) طراح موشک های اسپارو و هاوک بود. شرکت متل او را بخاطر تخصص و استعداش در شناخت فرم هیکل زنان استخدام کرد. در سال 1961، کمپانی متل عروسک «کن» را تولید کرد. این عروسک پسری بود با لباس های شیک و موهای قهوه ای با نامی برگرفته از نام پسر آقای هندلر؛ رئیس کمپانی متل. به این ترتیب عروسک باربی صاحب یک دوست پسر شد. باربی برای یک مدت طولانی بدون اینکه با کن ازدواج نماید، دوستی و رفاقت خود را با او ادامه داد و بدینوسیله تبلیغ و ترویج دوستی با پسران نیز در دستور کار باربی قرار گرفت. دوستی نامشروع و درازمدت باربی با کِن، موهای افشان، لباس های دو تکه و نیمه عریان، آرایش های غلیظ، خودنمایی های حریصانه، رقص های عمومی، سکس و بی بندوباری از مصادیق اخلاق جنسی غرب است که باربی عهده دار ترویج آنها می باشد. بعدها در سال 1963، عروسک «میچ» و در سال 1965، عروسک اسکیپر به جمع «کن» و «باربی» پیوستند.پس از تولید کن (دوست پسر باربی) در سال 1963 عروسک میچ و در سال 1965 عروسک اسکیپر ( بعنوان خواهر کوچک باربی ) به جمع کن و باربی پیوستند. دوستان زرد و سیاه باربی: در سال 1968 کمپانی متل برای اینکه به باربی یک شخصیت تربیتی جهانی ببخشد اقدام به ساخت و فروش عروسک های سیاه و زردی نمود که هیکل و اندام آنها کاملا همانند اندام باربی، ولی رنگ پوست و چهره آنها متفاوت است. عروسک دو رگه آفریقایی آمریکایی برای کودکان سیاه پوست در آمریکا و آفریقا که به باربی سیاهان معروف شد با نام کریستین توسط کمپانی متل به بازار آمد. این تمام مسئله نبود، چرا که بازار بیش از یک میلیاردی زرد پوستان در آسیا و همچنین تربیت غربی دختران آنان ضرورت نگاه فرهنگ غربی به آن عرصه را جدی ساخته و در سال 1990 کی یرا معروف به باربی ژاپنی ها و چینی ها را ساخته و روانه بازار کرد. در کنار این دوست زرد پوست باربی دو سال قبل از آن (1988) ترزای آمریکای لاتین به جمع دوستان باربی پیوسته بود. گسترش فعالیت های کمپانی متل: از 1965 کمپانی متل در راستای تبلیغ و ترویج باربی به ساخت و فروش اسباب بازی های جنبی و تکمیلی آن پرداخت: اسباب بازی "ببین و بگو " در مهد کودک ها، خودروهای مسابقه احتراقی، اسباب بازی های الکترونیکی، سرگرمی های ویدئویی خانگی، پازل ها و ... . اساسنامه کودکان: در سال 1978 متأثر از شعار حقوق بشر رییس چمهور وقت آمریکا جیمی کارتر مبنی بر بسط حقوق بشر در چهان، کمپانی متل با دید بشر دوستانه!!؟ اساسنامه جهانی کودکان را تنظیم نمود که به شکل قابل توجهی، شرکایی را به صورت غیر انتفاعی در اتحادیه ای پیرامون اساسنامه مذبور (از سراسر جهان) گرد آورد. متل کمپانی چند ملیتی: کمپانی آمریکایی متل برای ترویج باربی در سال 1986 شرکت هنگ کنگی اراکو را تأسیس کرد در سال 1988 با کمپانی والت دیسنی در جهت تولید و بازاریابی اسباب بازی ها و فیلم های شخصیت های عروسکی و کارتونی معروف والت دیسنی در سراسر جهان قرارداد همکاری منعقد نمود. همچنین در سال 1988 کمپانی متل کل سهام شرکت اسباب بازی سازی فرانسوی "اس، ای " را خرید. و در سال 1989 شرکت "کورجی تویز " انگلیسی را تأسیس کرد. با توجه به گسترش نفوذ باربی، کمپانی متل در 1991 شرکت آویوا تولید کننده اسباب بازی های ورزشی را تأسیس کرد. از این پس به ترتیب: کمپانی متل و هری پاتر: در سال 2000 کمپانی متل امتیاز مجموعه بازی ها و فعالیت های سرگرم کننده پیرامون داستانهای هری پاتر شامل؛ عروسک ها، پازل ها، خودروها، بازهای کامپیوتری و فیلم های مربوط را (با همکاری کمپانی سینمایی وارنر) خریداری نمود. معاهده جهانی تی. اچ. کیو: در سال 2001 کمپانی متل به معاهده جهانی چاپ و انتشارات تی اچ کیو برای گسترش و نشر بازی های آموزشی و نرم افزارهای تولیدی خود با توجه به ذخایر کمپانی متل شامل باربی، هاتوی، دختر آمریکایی، مچ باکس و فشیر پرایز وارد شد. فیلم های باربی: دوباره سازی باربی: در طی سالیان گذشته باربی بیش از 500 بار در نقش ها و شخصیت های متفاوت عرضه شده است از آن جمله: پرستار، افسر پلیس، آموزگار، پزشک، دندانپزشک، دامپزشک، خواننده موسیقی راک، ژیمناست، کارآگاه، افسر نیروی دریایی، افسر خلبان، میهماندار هواپیما، دزد، گدا و.... که این شخصیت پردازی ها، برای کارکردهای تربیتی این عروسک است.
در طول 40 سال گذشته عروسک باربی فعال عرصه سیاست در آمریکا بوده است. در طول انتخابات ایالتی و ملتی، باربی بسیار فعال است. در طول جنگ ویتنام، گرانادا، پاناما و در انتهای جنگ سرد باربی نقش های متفاوتی ایفا کرد. در طول جنگ عراق و آمریکا در سال 1990 عروسک باربی با پوشش یونیفورم نظامی آمریکایی به تهییج افکار عمومی مردم آمریکا پرداخت. پس از واقعه 11 سپتامبر نیز باربی با پوشیدن یونیفورم نیروهای نظامی ضد تروریست با ایفای نقش جدید خود به تهییج افکار عمومی پرداخت. تیتر آگهی های تبلیغاتی باربی برای نبرد ضد تروریسم این بود: باربی روح آمریکایی. باربی و تعلیم و تربیت: خانم روت هندلر همسر رییس کمپانی متل دریافته بود که همچنان که فرزندش باربارا رشد می کند به شخصیت سازی و تقلید از بزرگسالان در رفتار با عروسکهای کاغذی می پردازد، بنابر این طرح ایده ابداع عروسک واقعی (سه بعدی) به ذهن او خطور کرد. پس از ساخت باربی تصمیم بر این شد تا مدل های گوناگونی از لباسها در اختیار کودکان قرار گیرد تا آنان بتوانند شخصیت دلخواه خود را در مدل های مختلف به باربی ببخشند. به مرور زمان باربی کارکرد مهمی یافت، باربی به دختران آموزش می داد که جامعه مدرن از آنها به عنوان یک زن چه انتظاری دارد. کمر باریک و اندام کشیده باربی باعث شده است تا دختران نوجوان در غرب و سایر کشورها برای اینکه اندامشان شبیه باربی شود یا از الگوی باربی خیلی فاصله نداشته باشند از خوردن غذا به اندازه کافی در سن رشد خود پرهیز کنند. لذا آمار حیرت آور سازمانهای بهداشتی غرب از سوء تغذیه دختران غربی خبر می دهد. طرح این ذهنیت که ترکیب اندام باربی هیچگاه به هم نخواهد خورد، در تربیت دختران برای اینکه در سنین بزرگسالی هیچگاه آبستن نشوند (که مبادا فرم اندامشان به هم بخورد) بسیار مؤثر بود. در دهه 90 میلادی به دلیل کاهش نرخ تولید مثل در غرب بویژه در آمریکا، باربی برای تربیت دختران در آن زمینه وارد صحنه شد و در 1995 این عروسک با یک جنین در شکم خود به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربی به دست خود اشتیاق مادر شدن بیابند. امروزه اسکیپر که خواهر کوچک باربی محسوب می شود بخشی از پاسخ به درخواست سیاست گذاران فرهنگی برای بچه دار بودن باربی است. نگاهی به تحول لباسها و شخصیت باربی بیانگر آن تحول اجتماعی است که باربی در آن آفریده شده است. امروزه عروسک بزرگ باربی در هیکل یک دختر جوان حقیقی برای مقاصد مستهجن در فروشگاه های غربی خرید و فروش می شود. تعداد زیادی از هنرپیشه ها و خوانندگان زن غربی با صرف هزینه های زیاد اندام و چهره خود را همچون باربی می سازند تا مورد توجه عموم واقع شوند. امروزه باربی بر روی تمای وسایل مورد استفاده کودکان و نوجوانان اعم از لوازم التحریر، لوازم بهداشتی و آرایشی، پوشاک، اسباب بازی، لوزام تزیینی و ... حک شده است و حتی خوردنی های فانتزی کودکان مانند آدامس و شکلات نیز از حضور باربی بی نصیب نیستند. چه اینکه دخترها در سراسر جهان بایستی حضور مدل و الگوی غربی خود (باربی) را همواره در پیرامون خود حس کنند. مادران غربی می پرسند؛ چرا دختران ما زودتر از آنچه که باید بالغ می شوند؟ دلیل این بلوغ زودرس جنسی دختران ما در چیست؟ استراتژی فرهنگی آمریکا و باربی: از آنجا که بنیان دکترین فرهنگی آمریکا بر امانیسم افراطی و هدونیسم (لذت محوری) است، طبیعی است که سیاستمدران و استراتژیست های فرهنگی آمریکا تلاش نمایند تا از طریق شیوه ها و راهکارهای مختلف بنیان فرهنگی خود را تقویت، و آن را در آمریکا و سراسر جهان بسط و تسری دهند. یکی از این شیوه ها، تربیت دختران آمریکا و سراسر جهان با گزاره های فرهنگ آمریکایی است. لذا به عنوان بهترین و کارآمدترین راه، اگر دختران سایر ملتها با "ارزش "های آمریکایی تربیت شوند، این دختران، نقش همسران و مادران را در جوامع خودشان عهده دار می شوند، لذا مبتنی بر ارزش های آمریکایی، جامعه شان را اداره می کنند. و این مهمترین کارکرد تهاجمی یک فرهنگ مهاجم است که شهروندان دیگر ممالک را با ارزش های خود بپروراند. اینگونه است که باربی، در استراتژی فرهنگی آمریکا واجد بالاترین تأثیرها و ارزش گذاری هاست. و در عرصه پدافند در برابر تهاجم فرهنگی عروسک باربی، مهمترین اقدام در گام نخست تبیین مخاطرات تربیتی و فرهنگی این عروسک است. لذا هشدار و بصیرت بخشی در صدر این اقدامات است. مکانیزم تربیتی عروسک باربی: در روش های تعلیم و تربیت، مهمترین و کلیدی ترین عامل "بحث " الگوسازی است. هر سن و هر جنس الگوی خاص خود را برمی تابد که در این میان مهمترین سن، دوران کودکی است. عروسک باربی بر خلاف سایر عروسکها که تداعی کننده کودک بوده و دارای چهره ای معصومانه می باشند، یک زن بیست ساله آمریکایی با تمام مشخصات اندامی آن است که با دفت فراوان طراحی و ساخته می شود و با حضور تصاویرش در اکثر ما یحتاج و ملزومات ضروری کودکان و نوجوانان از قبیل لوازم التحریر، کیف، کفش، شکلات ها، ظروف، البسه، ساعت، وسایل شخصی و ... که به بیش از دهها هزار مورد موجود در بازار (حتی داخلی) می رسد ملکه ذهنی کودکان و نوجوانان گردیده و خود را به آنان تحمیل و موجب خرید عروسک می گردد. خریداران باربی با خرید یک عروسک کارشان تمام نشده بلکه مجبورند تمام وسایل مکمل آن را از قبیل لباس خواب، وسایل حمام، مایوی شنا، لباس میهمانی، وسایل آرایش و... را که همه ساله در چندین نوبت نیز تغییر مد داده و بازسازی و تولید می شوند تهیه و همواره آن را به روز نمایند. بدیهی است مدل لباس باربی و تمام آنچه که تحت عنوان متعلقات عروسک عرضه می شود مدل لباس و سایر وسایل مورد نیاز دختران و زنان قرار گرفته و بدین صورت دختران مأنوس با این عروسک با سلیقه باربی (یا بقول دقیقتر با سلیقه و خواست یک زن آمریکایی) بزرگ شده و در زمانی که به سن انتخاب می رسند دقیقا دارای سلیقه ای همانند باربی (یا یک زن آمریکایی) می باشند. بنابر این هر آنچه در تمدن غرب برای انحطاط بشر تولید و عرضه می شوند قبلا ذایقه و احساس نیاز به آنرا با هزینه مصرف کنندگان بوجود آورده اند که پدیده "باربی بیس " یکی از نمودهای عینی در داخل کشور است که متخصصان تربیتی و تغذیه داخلی با نگرانی فراوان از طریق رسانه های جمعی در جستجوی راه حلی برای آن و اطلاع رسانی به خانواده های ایرانی برای پیشگیری و جلوگیری از گسترش آن هستند. در شرایطی که در صفحه نیازمندیهای روزنامه های صبح و عصر آگهی های بسیار فریبنده ای با عبارات اغفال کننده ای دختران این مرز و بوم را با وعده وعید فراوان به باربی شدن دعوت می نمایند.!!! نباید فراموش کرد که تا این لحظه، هیچ کشور و ملتی نتوانسته است در برابر باربی رقیبی ماندگار و جدی بتراشد و در این عرصه کاملا شکست نخورده باشد که از جمله آن "عروسک سندی " در انگلیس می باشد. |
|
| پژوهشی در عروسک آمریکایی باربی |
| ساعت ٤:۱۳ ب.ظ روز دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩ |
|
"...اخلاق جنسی غرب به مثابه بمب های جنسی عمل می کند. یعنی با شعله ور کردن آتش میان جنسی ،افراد را ناخواسته به فساد و تباهی رهنمون می سازد؛ضمن اینکه این اخلاق برای انسان، ارزشی جز تن و جسم او قایل نیست. در دوره رژیم منحوس پهلوی که حاکمیت اخلاق جنسی غرب را ترویج می کرد، برخی دختران آگهی هایی با این مضمون در مجلات رسمی کشور منتشر می کردند: دوشیزه ای هستم 29 ساله!قد... سانتی متر،دور کمر... سانتی متر،دور ران ها... سانتی متر ،درآمد...تومان در ماه،علاقه مند به موسیقی و رقص و گردش و تفریح و پیک نیک! خواهان ازدواج با مردی سبزه و گندم گون که طول قامتش... سانتی متر و دور کمرش...سانتی متر و خوش تیپ و خوش آهنگ و خوش برخورد و خوش رو و خوش حرف باشد. درآمد مطرح نیست!...(1)" مطالبی که خواندید قسمتهایی از کتاب "باربی ـ پژوهشی در عروسک آمریکایی باربی" نوشتۀ اکبر مظفری بود که در مورد چگونگی به وجود آمدن عروسک باربی، سازندگان آن، پیشرفت ساخت و طراحی این عروسک در طول زمان، شباهت این اسباب بازی با اسب تروا، زیبایی این عروسک، رابطۀ باربی با عشق و معنویت، آزادی، غرب گرایی و مطالبی از این دست صحبت می کند که البته در آخر کتاب توضیحات مختصری را در مورد دارا و سارا، عروسکهای ایرانی مطرح می کند. این کتاب توسط انتشارات دفتر نشر معارف چاپ شده و تاکنون سه بار تجدید چاپ شده است. یکی از علتهای جذابیت این اثر علاوه بر پرده برداری از عوامل و علل ساخت این عروسکها، نشان دادن عکسهای عروسکهای باربی در طول زمان و انواع این عروسکها و عکس و تشریح ماهیت عروسکی به نام کن (دوست پسر باربی) می باشد. ...انتخاب ملکۀ زیبایی علاوه بر نهادینه کردن سلیقۀ آمریکایی، نقش مؤثری در عادی سازی انحرافات اخلاقی و تغییر ارزشها بازی می کند. از این رو به تازگی تمهیداتی اندیشیده شده است تا دختران مسلمان شانس بیشتری برای کسب مقام ملکۀ زیبایی داشته باشند(2). نویسندۀ این کتاب، اثر خود را به دختران نجیب و پاکدامن ایران اسلامی که زیر بمباران تهاجم فرهنگی قرار گرفته اند، تقدیم کرده است. ما مطالعۀ این کتاب را به همۀ شما عزیزان، چه دختر و چه پسران ایران زمین پیشنهاد می کنیم تا با شرایط و رویکرد جوامع غربی به مسلمانان، خصوصاً ایرانیها آشنا شوید. پی نوشت: 1ـ مشکلات جنسی جوانان، آیت الله مکارم شیرازی،ص119ـ118 به نقل از باربی،ص125ـ124؛ 2ـ انتخاب یک دختر ایرانی الاصل مقیم کانادا به عنوان مقام دوم ملکۀ زیبایی دنیا در سال2005 و طرح کاندیداتوری یک دختر افغانی الاصل آمریکایی، همزمان با اشغال افغانستان توسط آمریکا، رویکردی از این سنخ است. باربی ــ پژوهشی در عروسک آمریکایی باربی |
|
| نخست وزیر رژیم صهیونیستی جریان سبز را "تایید" کرد :) |
| ساعت ۱:۱٥ ب.ظ روز پنجشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٩ |
|
"کاسپین ماکان " نامزد "ندا آقا سلطان " خانمی که در حوادث پس از انتخابات با همکاری انگلیس و دیگر سرویسهای اطلاعاتی کشورهای بیگانه به صورت مشکوکی کشته شد، در جریان سفر به سرزمین اشغالی و دیدار با چند نفر از نمایندگان کنست این رژیم، روز دوشنبه با "شیمون پرز " رئیس رژیمصهیونیستی دیدار کرد. روزنامه صهیونیستی "معاریو " در گزارشی نوشت که ماکان در این دیدار به پرز گفت: ندا یک روشنفکر بود، یک مبارز برای آزادی و کسی که هیچ چیزی برای او از آزادی مهمتر نبود. نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز در پاسخ اظهار داشت : مشاهدات و احساس من نسبت به اردوگاه مخالفین و مبارزین در ایران این است که این مبارزات اخلاقی و معنوی است و ندا به عنوان یک سرباز شجاع در این مبارزات شناخته میشود. پرز در این دیدار همچنین گفت: من میدانم که شما برای رسیدن به این جا با چه مشکلاتی روبرو شدهاید و در حال حاضر به دلیل از دست دادن نامزد خود ناراحت هستید، ولی من با شما اظهار همدردی میکنم و به شما میگویم که شما میتوانید به راحتی در اسرائیل دوستان بسیاری پیدا کنید. ماکان نیز در جواب به رئیس رژیمصهیونیستی مدعی شد: من نسبت به صحبتهای شما حسن ظن دارم و احترام به آزادی و حقوق شهروندی را در اسرائیل به خوبی میبینم و این نوع برخورد شما با مردم و احترام به آنها، اساسا با احترام به مردم در ایران متفاوت است زیرا در ایران اصلا چنین برخوردی وجود ندارد. |
|
| آقای دکتر حسینی در وزارت ارشاد" باربی" مجاز است؟ |
| ساعت ٢:٠٦ ب.ظ روز دوشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٩ |
|
مطلبی بسیار طولانی آماده کرده بودم تا ارسال کنم . اما حقیقتا اینقدر ناراحت و نگران هستم و بصراحت بگویم که عصبانی هستم که واقعا امکان وارد کردن این حجم داده ی ذهنی آماده شده را ندارم . فکر می کنم گذاشتن این تصاویر کافی باشد...
Title: Barbie In the 12 Dancing Princesses PC DVD Game ERSA RATING : + 7 Publisher : Pardis game - Website : www.Pardisgame.com Price : 50000 Rials
Support Phone number : 021-66916804 Hologram : Ircg.ir 36B79 خدا را شکر در این محصول نسخه موبایل هم ذخیره شده که ملت در سفر هم حالش را ببرند ! بر سر چه کسی فریاد بکشم ؟
واقعا بر سر چه کسی باید داد بزنم ؟
یکی بمن بگوید در این وانفسای فرهنگی که رئیس جمهور با طرح امنیت اجتماعی مخالفت می کند و البته فرهنگ را هم متری می سنجد چه باید یکی بمن بگوید بر سر چه کسی داد بزنیم ؟ همان کسی که مسئول دفترش جای خالی علما در تربیت انسانها و دعوت به توحید را حس کرده و آمده با مدرک لیسانس الکترونیک همه را به توحید بخواند و بعد می رود با خواننده ها و بازیگرها جلسه می گیرد و بعد هم همه چیز را انکار می کند ؟ یکی بگوید الان اگر سر احمدی نژاد و حسینی داد نزم ، چگونه این جگر زخمم را آرام کنم . تکلیف من چیست ؟ چگونه باید تکلیفم را ادا کنم ؟
بابا ! آقای احمدی نژاد، دکتر جان ، حاج محمود! رهبر معظم انقلاب می فرمایند ما اگر اقتدار فرهنگی نداشته باشیم هیچ اقتداری نداریم . آنوقت شما برای همه چیز از دزدی و رانتخواری و فساد سیاسی و امنیتی تا ویراژ دادن و بدرانندگی کردن قائل به ضمانت اجرای قوی هستید اما به حوزه فرهنگ و اخلاق عمومی که می رسد گوسفند را به دهان گرگ می پسندید ؟ به اینجا که می رسد باید تحریر الوسیله را تعطیل کنیم ؟ آقای احمدی نژاد بی حجابی صدای مراجع را تعداد ! حجم . کیلو . متر. جفت. دوجین ! ای خدا. آقای احمدی نژاد. دکتر. یادت هست درست یک هفته مانده به انتصابت به شهرداری تهران ، در نمازجمعه همدیگر را دیدیم و فکر کنم که تنها هم بودیم ؟ یادت هست به شما چند چیز را گفتم که همیشه یادتان باشد ؟ یادتان هست اول انکار کردید و گفتید که نه به بار است و نه به دار ، من گفتم دکتر جان . خبر دارم . بگذریم تا برسیم به اصل بحث ؟ نگفتم نماز جمعه یادت نرود ؟ نگفتم جامعه مبدات یادت نرود ؟ نگفتم سنگ از آسمان آمد نماز جمعه بیا ؟ نگفتم اگر برای مردم خوب کار کنیم روی انتخابات هفتم مجلس هم اثر می گذارد و شما گفتی ما برای رای کار نمی کنیم و من هم گفتم این درست است. اما اثر وضعی خوب کار کردن که هست ؟و گفتید درست است ؟
ولی دکتر جان . من یک حرفی زدم که ناقص زدم . من می خواهم آن حرفم را اینجا تصحیح کنم .
بله این حرف درست است. اما نه موقعی که وزارت ارشاد شما ، بازهم کتابهای پائولو کوئیلو را چاپ مجدد کند تا فلسفه عالم وجود را در عشق جنسی بین زن و مرد خلاصه کند و البته از آن هم یک تعریف شفاف ارائه ندهد. کتابهایی را مجددا نشر کند که آرش حجازی قاتل ندا آقا سلطان درکشور بار اول ترجمعه و نشر کرد . نشر کاروان را می گویم . نه موقعی وزارت ارشاد شما با فیلمهایی مثل کتاب قانون و خروجس جنگی و امثال این گونه ارازل و اوباش که توفیق رویت جمال کریه آنها را داشته ام ، هرچه جنایت فرهنگی است مرتکب شوند به اسم فیلم طنز سطحی ! اما وقتی خوب نگاه کنی آنها را تانک بسیار پیشرفته فرهنگی مخربی را ببینی که روی عرق های پیشانی آقا روح الله برای تغییر فضای عمومی فرهنگی این جعمه رژه می روند ! آقا روح اللهی که فرمود اصلاح ممکلت از اصلاح فرهنگ شروع می شود. آقا روح اللهی که ریشه انقلاب اسلامی مردم ما را در خود فراموشی دینی مردمش واکاوی کرد.
معلوم نیست وقتی آقای مینایی در سایت اینترنتی مجموعه اش نوشته :"...با توجه به این مسائل گروههای سنی در هشت معیار گفتار نامناسب، تبعیض، ترس، خشونت، قمار و شرط بندی، مسائل جنسی، مواد مخدر ، مشروبات الکلی و دخانیات، نقض ارزشها مورد بررسی قرار میگیرد." منظورش این بوده که الان مثلا باربی هیچ مشکلی با ارزشهای ایران ندارد ؟ پس حتما شورایعالی انقلاب فرهنگی هم غلط می کند باربی را ممنوع کرده ! نه آقای مینایی ؟ آقای مینایی . پروژه سارا ودارا در مقابل کدام کالای ویژه و استراتژیک فرهنگی دشمن - که اول اسمش باربی است ! - مصوب و اجرایی شده ؟
من از آقا عزت الله اصلا توقع ندارم . حالا که عید نشسته پای تلویزیون ، اینگونه است. اگر نمی نشست ، چگونه می شد ! ای خدا. بر سر چه کسی فریاد بکشم ؟ رونوشت : - استادان عزیزم دکتر رامین و دکتر الهام جهت استحضار. شما بگویید چه کنیم؟ |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| نویسنده وبلاگ |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|
دادگاه رسیدگی به شکایات شیرین عبادی علیه روزنامه کیهان صبح روز یکشنبه 29/1/89- دیروز- در دادگاه کیفری 76 به ریاست قاضی مدیر خراسانی و با حضور اعضای هیئت منصفه، برگزار شد.
رئیس دادگاه از شریعتمداری خواست که به شکایات شیرین عبادی بپردازد و پاسخگویی به اظهارات صالح نیکبخت را به جلسه بعدی موکول کرد. مدیر مسئول کیهان گفت پس اجازه بدهید بگویم که ب
وقتی مدیر مسئول کیهان، اسناد یاد شده را به ترتیب و با ذکر مأخذ ارائه می کرد، چند تن از وکلای مدافع شیرین عبادی و برخی شاکیان دیگر در اقدامی که تأمل برانگیز به نظر می رسید سعی در پیشگیری از ارائه این اسناد داشتند. ابتدا ی
در طول دفاعیات مدیر مسئول کیهان وکلای مدافع عبادی، باقی و مشایی بارها سخنان وی را قطع کردند که شریعتمداری با خونسردی گفت؛ اگر قصد دارید از ارائه اسناد جلوگیری کنید، مطمئن باشید که آنها را ارائه خواهم کرد و اگر قصد دارید عرایض بنده را قطع کنید، من از هر جا که قطع کرده اید شروع می کنم.
شریعتمداری در این باره دادگاه را به بیانیه رسمی کمیته صلح نوبل درباره جایزه عبادی ارجاع داد که متن کامل آن در سایت مؤسسه نوبل موجود است. در این بیانیه به صراحت یکی از دلایل برنده شدن عبادی، حمایت آشکار و خاص وی از بهائیان عنوان شده است.
مدیرمسئول کیهان در ادامه دفاعیات خود به سیاست صهیونیستی اعطای جایزه نوبل اشاره کرد و اینکه این جایزه به طور سیستماتیک به افرادی اعطا می شود که در راستای منافع آمریکایی-صهیونیستی گام بردارند و شیرین عبادی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
حاج کاظمی، از نسل حاج کاظمهای بیادعا از میان ما رفت. وی که ولایتمداری از ویژگیهایش بود، در زمان جنگ در بشتر مواقع در نشستهای ستاد تصمیمگیری حضور فعال داشت، پس از پایان جنگ نیز با حضوری فعال در ستاد بازسازی، مخلصانه و در عین گمنامی، تلاش بسیاری برای زدودن آثار و خرابیهای زمان جنگ انجام داد و هیچگاه راضی به طرح اسم و رسم خویش نبود.



شبکه تلویزیونی صدای آمریکا در ویژهبرنامهای با هدف حمایت از هولوکاست، دچار گافهای متعددی شد که آن را از یک برنامه با موضوعی تکراری و خستهکننده، به ویژهبرنامهای سرگرمکننده تبدیل کرد!
* من هم معتقدم برخورد غرب با منتقدان هولوکاست ضد دموکراسی است!
بیست سال پیش ...
همچی کمی تا قسمتی تصادفی رفتیم کانتر وبلاگ را ورق می زدیم که دیدیم یه بابایی که اسمش چس یود ؟ پوریا علامی ؟ عالمی ؟ همون.
خب بنده خدا ، اگه قد و قواره جنابعالی در وبلاگستان همینقدره که از پس شمشادهای به این کوتاهی رو هم نمی تونی ببینی و فاصله ای دورتر از صفحه روزنامه اعتماد در دیدت هم قرار نمی گیره مشکل ما چیه؟
حالا یک موقع است آدم می خواهد برای مرکز تحقیقات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری بنویسد ، یا برای رجانیوز یادداست روز یا مقاله ای بدهد ، یک چیزی. شما مورچه ات چیست که فانسقه ببندند .
در دستان حضرت آیت الله مهدوی کنی است آشنا هستید. پس حواستان باشد چه می گویید و چه می کنید.
د به آن رسما اعتراف کرده و مبتلائید. اما من در سخنان ایشان چنین ندیدم. و اگر خیر ، چرا از این زوایه به ایشان تاخته اید ؟
معاون شما ، آقای سجادپور ، در برنامه زنده مناظره ی با اجرای دکتر یامین پور ، بصراحت "اعتراف" کرد که محتوای آنچه "مجاز" کرده اید ، حتی از سوی وی و شما نیز نه تنها قابل دفاع نیست که مورد رد هم هست و سر آخر مجبور شد از دیوار "سیاستهای محرمانه" ای آویزان شود که کسی اجازه ندارد آنها را بداند چرا که می سوزد !
آقای شمقدری !
از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟!
با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد .
: این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».
آقای ضرغامی بخواند
وقتی نظر غالب دست اندرکاران صاحب تصمیم در ارگان ها و رسانه های فرهنگی جمهوری اسلامی این است که سینما و تلویزیون وظیفه ای جز پر کردن ساعات فراغت مردم با تفنن و تفریح ندارد؛ دیگر چگونه می توان امیدوار بود که ذائقه بیمار تماشاگران سینما و تلویزیون معالجه شود؟
حمید نجف آبادی در وبلاگش
خنداندن مخاطب، بنیانی ترین ویژگیِ هویت بخش یک برنامه طنز است.
پس از برنامه امشب شبکه پنج با حضور حاج آقای رسایی و استاد فهیم و برادر مسعود و آقای دو اس ام اس برای آقا مسعود دهنمکی ارسال کردم .
سید مصطفی میرمحمدی اشاره ها و
پاراگرافهای بالا محتوای سکانس هایی است که فقط درطول دیشب 89/1/8 از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. اولی مربوط به سریال چاردیواری 
امین هاشمی در وبلاگش در مورد سریالهای نوروزی اینگونه نوشته است :
من واقعا برای خودمون متاسفم . 








در تمام نوروز منتظر بودم فرصتی پیش آید تا نکاتی که در ذهنم پیرامون فیلم ها و برنامه های نوروزی رژه می رفت را ثبت کنم .
باربی و سیاست:
دارای
محصول فرهنگی ای که ورود اصل محصول آن به این کشور جرم است ، پایگاه اینترنتی اش فیلتر است و هدف تولید و انتشار آن توسط دنیای غرب هم کاملا پیچیده و عمیق و سیاستگذاری شده است ، در کشور جمهوری اسلامی ایران مجوز توزیع برای افراد بالای 7 سال دارد و با مجوز وزارت فخیمه فرهنگ و ارشاد اسلامی در فروشگاههای این کشور توزیع می شود. 
بر سر چه کسی داد بزنم ؟ بر سر همان وزارت ارشادی که خروس جنگی را مجوز اکران داد ؟ بر سر همان وزارت ارشادی که آقای سجادپورش فقط بلد است بیاید و جلوی وحید یامین پور بنشیند وحرافی کند و منتقدان حزب اللهی که گاه برای دفاع از رهبر معظم انقلاب واحمدی نژاد کتک هم خورده اند را انگ سیاسی بزند وبرود و مجموعه ای از حرفهایی را که در دوران اکبر آقا هم شنیده بودیم تحویلمان بدهد ؟ یا بر سر صداوسیمایی که همین فیلم را برای ما پخش کرد ؟ یا همان صداوسیمایی که آن فیلم غربی "فلانی ستاره شرقی" را گذارد تا گفتگوی بین آن مرد و آن دختر تمام سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را انگ غیر مدرن بودن بزند ؟
بکنیم ؟ با دولتی که وزیر کشورش جانشین فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی است ولی بر خلاف دستور و نظر موکلش جلوی اجرای طرح امنیت اجتماعی را می گیرد ؟ رئیس جمهوری که صدای علنی و فریاد رهبرش را احتمالا نشنیده که در حضور تمامی ارکان نیروی انتظامی و مقابل دوربین صداوسیما فرمود : طرح امنیت اجتماعی با تمام قدرت تا رسیدن به اهدان آن باید ادامه پیدا کند ؟ 


من گفتم : اگر برای مردم خوب کار کنید ، حتی آن دختر بدحجاب هم از کنار کار شما رد می شود و می گوید این احمدی نژاد به چه مرامی است که این جور برای مردم کار می کند ؟ و بعد به مرام شما ایمان می آورد و حتی او هم چادری می شود ؟ 

