الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

راه فراری وجود ندارد. در بن بستی عجیب قرار دارید !
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

همین زیر مشخص است که در مطلبی ، وضعیتی شرم آور و خفت بار را به کادر ایرانی بی بی سی یادآوری کردم . نوشتم که شرم آورترین وضعیت برای کارکنان بی بی سی فارسی و بدترین روزها در عمر آنها شاید این روزها باشد.این روزها کارکنان بی بی سی فارسی شاید بدون عذاب وجدان نتوانند  حتی بحه دوربین نگاه کنند. 

محمد منظرپور و فرناز قاضی زاده( زن سینا مطلبی ) رسما به مردم لیبی لقب شورشی و به عناصر مزدور قذافی لقب نیروهای دولتی می دهند.

 

بلافاصله بعد از درج این مطلب ، که خصوصا تیتر انگلیسی هم برای آن انتخاب کرده بودم ، این کلمه از فضای تبلیغات خبری بی بی سی و صدای آمریکا حذف شد !

این امر دو علت داشت :

١- معرفی کردن اقدامات ملت لیبی بعنوان شورش ،‌ یعنی : الف : زیر سئوال بردن اهداف آنها ب : زیر سئوال بردن مکانیزم اقدام آنها. در نتیجه یعنی ج : داخلی قلمداد کردن امر مقابله با ملت لیبی ! بار سنگین منفی حیثیتی این امر هم معلوم است. تمام آزادگان دنیا به صفحه ی بی .بی سی و صدای آمریکا تف می اندازند !

٢- بارها توسط همین بی بی سی و توسط همین فرناز قاضی زاده ی لخت و پتی ، تلاش شد تا تحرکات احمقانه ی جنبش کپک کمرنگ رو به خاکستری ، در امتداد ماجرای مصر و لیبی و تونس قلمداد شود ! دومینوی کشورهای عربی مرتبط با آمریکا ،‌ بدون منطق ، مایه ی حرکت جنبش کپک معرفی شد. این درحالیست که سر کپک تمام موسوی ، بهمراه سرکپک دوم کروبی ، جریان کپک را الهام بخش به جنبشهای بیداری اسلامی منطقه معرفی کردند ! البته حتما یادمان هم رفته که جنبش کپکی اصولا از خرداد ٨٨ آغاز شده بود !

بهرحال ، در چنین وضعیتی ، داخلی کردن ماجرای لیبی ؛ آنوقت مسئله ایران را هم در ادبیات آنها باید داخلی کند که خوب تبعات استراتژیکی برای آنها دارد. آنها نمی خواهد چنین شود. در نتیجه :

خادمان رسانه ای دولت انگلیس به مسئولان آنها یادآوری و آنها را قانع نمودند که از طریق ابزارهای رسانه ای و به این عریــــــانی که نمی شود از قذافی حمایت کرد. حمایت باید مثلا به شکل موضعگیری بی طرفانه و عدم پوشش اخبار کشتارها باشد. اینگونه ، هم آن پوز دمکرات مآبانه حفظ می شود ، هم پوشش رسانه ای از ملتهای آزادیخواه مسلمان برداشته می شود. نگاه کنید که بی.بی.سی که روزی در میدان التحریر محمد خان منظرپور را کاشته بود امروز حاضر نیست خبرنگارانش را حتا به مرز لیبی وارد کند !

اهمیت حمایت از سفاکی های ضد بشری قذافی در بمباران مردم ، برای بی بی سی و صدای آمریکا یک جنبه استراتژیک دیگر هم دارد :

١- به رهبران ترسوی بزدل وابسته این پیغام را می دهد که بابا عرضه از خودتان نشان بدهید. یعنی حکومتتان از حکومت سرهنگ قذافی هم مسخره تر است ؟ بابا قذافی شترسوار توانست ! با کشتار ، بماند ! ، شماها هم بابا دیت بکار شوید .

٢- به رهبران جریانات معارضه : پیشنهادات حکومتها را بپذیرید وبه سطوحی از اصلاحات رضایت دهید. والا باید با مشت آهنین مواجه شوید ! رویتان را کم کنید. نمی گذاریم ماجرای مصر و تونس تکرار شود !

بر این اساس ، غرب اصولا ، نمی تواند از کنار قذافی جم بخورد ! آمریکایی ها بدو بدو می روند و همه چیز را هماهنگ می کنند که نیروهای رسمی بیگانه وارد بحرین شوند ، آنوقت وزیر امورخارجه شان در تریبون رسمی طرفین !!!! را به پرهیز از خشونت دعوت می کند !

نتبجه چه شد ؟

همانجا فورا نوشتم که :

( تذکر : *** یادآوری این وضعیت شرم آور ،‌ بی بی سی و صدای آمریکا را ، همزمان ، وادار کرده برای توصیف مردم از لفظ مخالفان حکومت استفاده کنند.

این خودش ادامه ی همان حمایت و البته باقی ماندن در دریای این وضعیت شرم آور و خفت بار است. چیزی فرق کرده ؟

شما یک هفته تمام و کمی بیشتر این کلمه را بارها بکار بردید. دائم بکار بردید. در یک گفتگو بیش از ده بار خودم دیدم !

حالا اگر این کلمه اینقدر بد است که امروز عوض می کنید ،‌ می شود بگویید از ابتدا چرا آن را بکار می بردید ؟ و اگر کلمه ی مهمی نبوده و دیدگاه رسمی دولت شماست ، چرا آن را عوض کردید؟! و اگر واقعا مشکلی در این کار نبوده چرا اینقدر بی سروصدا ؟!

سراپای بی.بی.سی فارسی وبلاگ نویس پر است. آنهم وبلاگ نویسهایی که کارشنان به رصد دائمی وبلاگهایی چون پاسداران کشیده ! فقط سیاوش اردلان؟ خیر. شما بارها وبلاگ پاسداران را در بی بی سی به نمایش گذاردید تا طیف رسانه هایی که به آنها توجه می کنید را متنوع و خود را لیبرال و معتدل نشان دهید - هرچند این ابزار را دیگر از شما گرفته ایم و شما چنین بازی سیاسی مزورانه ای را دیگر نمی توانید تکرار کنید و این قدرت از شما گرفته شده . خاصه اینکه مطلقا نمی توانید مواقعی که این وبلاگ مستقیما به خود شماها ، یعنی بی بی سی و سرنشینانش ! می پردازد ،‌ به محتوایش اشاره ای کنید. چقدر این خانه ی شما یعنی بی بی سی از ژله ساخته شده که چنین به لرزه می افتد ! 

با این حساب مطلقا روشن است که این کنش ها شما را به آن واکنش حذفی انداخته ! چه کسی نمی داند ؟ اما آیا فراموش کرده اید که شما در خدمت و نوکری شرم آور و خفت بار کدام دستگاه رسانه ای هستید‌؟ شما یک کلمه جواب من را بدهید ببینم اگر یکی تان دیدگاهی غیر از این داشته باشد در آن مجموعه ی خفقان یعنی بی بی سی جرات دارد آن را حتی به زبان شخصی و نه رسانه ای بیان کند؟‌! ***  )

به چه روزگاری افتاده اید بچه های بی بی سی ! سرتان را چگونه می توانید بالا بیاورید ؟ در چشم مردمان کجای دنیا می توانید با خیال راحت بنگرید ؟‌ عجب.


 
The Shameful situation for Iranian BBCPersian staff
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

شرم آورترین وضعیت برای کارکنان بی بی سی فارسی شاید این روزها باشد.

این روزها کارکنان بی بی سی فارسی شاید بدون عذاب وجدان نتوانند  حتی بحه دوربین نگاه کنند. 

محمد منظرپور و فرناز قاضی زاده( زن سینا مطلبی ) رسما به مردم لیبی لقب شورشی و به عناصر مزدور قذافی لقب نیروهای دولتی می دهند.

( تذکر : *** یادآوری این وضعیت شرم آور ،‌ بی بی سی و صدای آمریکا را ، همزمان ، وادار کرده برای توصیف مردم از لفظ مخالفان حکومت استفاده کنند.

این خودش ادامه ی همان حمایت و البته باقی ماندن در دریای این وضعیت شرم آور و خفت بار است. چیزی فرق کرده ؟

شما یک هفته تمام و کمی بیشتر این کلمه را بارها بکار بردید. دائم بکار بردید. در یک گفتگو بیش از ده بار خودم دیدم !

حالا اگر این کلمه اینقدر بد است که امروز عوض می کنید ،‌ می شود بگویید از ابتدا چرا آن را بکار می بردید ؟ و اگر کلمه ی مهمی نبوده و دیدگاه رسمی دولت شماست ، چرا آن را عوض کردید؟! و اگر واقعا مشکلی در این کار نبوده چرا اینقدر بی سروصدا ؟!

سراپای بی.بی.سی فارسی وبلاگ نویس پر است. آنهم وبلاگ نویسهایی که کارشنان به رصد دائمی وبلاگهایی چون پاسداران کشیده ! فقط سیاوش اردلان؟ خیر. شما بارها وبلاگ پاسداران را در بی بی سی به نمایش گذاردید تا طیف رسانه هایی که به آنها توجه می کنید را متنوع و خود را لیبرال و معتدل نشان دهید - هرچند این ابزار را دیگر از شما گرفته ایم و شما چنین بازی سیاسی مزورانه ای را دیگر نمی توانید تکرار کنید و این قدرت از شما گرفته شده . خاصه اینکه مطلقا نمی توانید مواقعی که این وبلاگ مستقیما به خود شماها ، یعنی بی بی سی و سرنشینانش ! می پردازد ،‌ به محتوایش اشاره ای کنید. چقدر این خانه ی شما یعنی بی بی سی از ژله ساخته شده که چنین به لرزه می افتد ! 

با این حساب مطلقا روشن است که این کنش ها شما را به آن واکنش حذفی انداخته ! چه کسی نمی داند ؟ اما آیا فراموش کرده اید که شما در خدمت و نوکری شرم آور و خفت بار کدام دستگاه رسانه ای هستید‌؟ شما یک کلمه جواب من را بدهید ببینم اگر یکی تان دیدگاهی غیر از این داشته باشد در آن مجموعه ی خفقان یعنی بی بی سی جرات دارد آن را حتی به زبان شخصی و نه رسانه ای بیان کند؟‌! ***  )

هفت نفر از نیروهای امنیتی انگلیس در شرق لیبی توسط نیروهای مردمی دستگیر شدند . این نیروها با یک هلی کوپتر به این کشور پنهانی تجاوز کردند و مجموعه ای از تجهیزات جاسوسی و رزم انفرادی را بهمراه داشتند.این افراد گذرنامه دیپلماتیک انگلیسی در اختیار داشتند و مدعی شدند برای مذاکره با نیروهای مردمی به لیبی وارد شده اند. نیروهای مردمی بدون مذاکره با این افراد آنها را از لیبی اخراج کرد.

وزارت امور خارجه انگلیس ماموریت دولتی این افراد را تایید ولی آنها را دیپلمات معرفی کرد !

ودرادامه،‌بخوانید این را:

نیروهای عملیات ویژه انگلیس در لیبی چه می کنند؟


انگلیس ، فرانسه و آلمان برای کاستن هزینه‌های تغییر رژیم لیبی برای غرب و همچنین برای جلوگیری از افزایش دامنه های سقوط حکومت های متحد آمریکا و غرب ؛ نیروهای عملیات ویژه خود را به لیبی فرستاده اند.

به گزارش مشرق، غرب برای کاستن از هزینه‌های تغییر رژیم در لیبی و همچنین جلوگیری از افزایش دامنه های سقوط حکومت های متحد آمریکا و غرب ؛ نیروهای عملیات ویژه خود را به لیبی فرستاده است.

به جز نیروهای مخصوص مصری معروف به «واحد 777»، تاکنون گزارش‌هایی پیرامون حضور نیروهای مخصوص فرانسوی جی–ای-جی-ان و کماندوهای جی-اس-جی-9 آلمان و نیروهای مخصوص هوابرد اس-آ-اس انگلیس و شرکت آنها در عملیات پنهانی در لیبی انتشار یافته است.در حالی که آغاز عملیات منظم نظامی خارجی علیه نیروهای قذافی ظاهراً همچنان در انتظار مصوبه شورای امنیت است، نیروهای مخصوص نظامی و اعضا واحدهای ضد جاسوسی کشورهای ذی نفع، از مدتی قبل عملیات پنهانی گسترده‌ای را در آن کشور آغاز کرده‌اند.

کماندوهای انگلیسی آمریکایی و مصری در لیبی


انتشار خبر دستگیری یک گروه هفت نفره از نیروهای ویژه هوابرد انگلیس معروف به اس-آ-اس در بنغازی، همراه با یک دیپلمات، بخشی از عملیات گسترده سری واحدهای ویژه خارجی در آن کشور را آشکار ساخت.

بعد از انتشار خبر دستگیری کماندوهای انگلیس در شرق لیبی که در رسانه‌های انگلیسی و پارلمان انگلیس انعکاس فوق‌العاده‌ای یافت و حتی موقعیت شغلی ویلیام هیگ وزیر خارجه را در خطر جدی قرار داد، گزارش‌های دیگری نیز حاکی از حضور نیروهای مخصوص سایر کشور های خارجی در لیبی بود.

بنا بر پاره‌ای از گزارش‌های تازه انتشار یافته، نیروهای عملیات ویژه اس-آ-اس و همچنین ام آی 6 (واحد ضد جاسوسی انگلیس ) نیز با اهداف متفاوتی در لیبی وارد عمل شده اند.

نیروهای هوابرد مخصوص انگلیس ، که در جریان جنگ دوم جهانی در قالب یک گردان نظامی با قابلیت‌های خاص، توسط دیوید استرلینگ تشکیل شد، خود را در ابتدا «خدمات تاکسیرانی لیبی» می‌خواندند. از این لحاظ حضور مجدد آنها در لیبی تکرار یک تجربه تاریخی است!
با وجود آنکه دخالت نیروهای خارجی در لیبی تاکنون مورد تأیید هیچ کشوری قرار نگرفته، ولی حضور و ادامه عملیات این نیروها در لیبی، تا تغییر کامل وضعیت سیاسی در آن کشور غیرقابل انکار است.

نیروهای انگلیسی دستگیر شده در بنغازی، همراه با پاسپورت‌های مختلف، تجهیزات جاسوسی، پول نقد و اسلحه، با هلیکوپتر از یک پایگاه هوایی در مالتا پرواز و در نقطه نامعلومی در شرق لیبی پیاده شده بودند.

ظاهراً بزرگترین نیروی خارجی حاضر در لیبی، «واحد 777» نیروهای مخصوص ارتش مصر است. این گردان از نیروهای مخصوص در اواخر دهه هفتاد تشکیل شده است. واحد یاد شده مرکب از حدود 300 کماندوی تعلیم دیده مسلط به عملیات هوابرد است که توسط نیروهای مخصوص دلتای آمریکا، اس-آ-اس انگلیس و نیروهای مخصوص آلمان تعلیم دیده‌اند.

با توجه به نقش عمده آمریکا در تحولات لیبی، باید انتظار داشت که نیروهای دلتا و خوک‌های دریایی آمریکا نیز در لیبی اجرای عملیات تازه‌ای را عهده‌دار شوند.
با توجه به پیچیدگی وضعیت جاری در لیبی، و اهمیتی که به عنوان یک تولیدکننده و صادرکننده بزرگ نفت دارا است، عملیات نیروهای ویژه در آن کشور در جهت ایجاد بستر سیاسی برای انتقال قدرت از قذافی به نیروهایی که مجدادا منافع غرب را تامین کنند، و همچنین کاستن از هزینه‌های تغییر رژیم برای غرب، از حساسیت فوق‌العاده برای آمریکا و کشورهای اروپایی برخوردار است.

غرب احتمال می دهد که با سرکوب لیبی چه از طریق جنگ منظم و لشکرکشی غرب و یا نیروهای ناتو به این کشور و چه از طرق جنگ نامنظم و غیر رسمی،  قیام های عدالتخواهانه مردمی در کشورهای منطقه فروکش کند.

***

امروز کارکنان ایرانی بی بی سی فارسی چنان درگیرخدمت به قتل انسانها هستند که شاید روزی فکرش را هم نمی کردند. من ، بشخصه ، نیما اکبرپور را می شناسم . مطلقا فکر نمی کنم اهل این بازیها بود. فکر نمی کنم . وضع شرم آوری است. امروز رسما بی.بی.سی در خدمت دیکتاتورهایی است که مردم خود را با هواپیماهای بمب افکن بمباران می کنند. آیا جز صدام ، این رفتار ، مسبوق به سابقه است ؟ بی.بی.سی در ٢٠١١ در حال حمایت از دیکتاتوری عریان و جنایت عریان علیه بشریت است.


 
از دست خبرنگار در رفت! :)
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

این بازیهای جناب آقای مهندس بقایی با کلمات را ببینید. با چند کلمه مانند ژانگولر بازها بازی می کند. لحظه ای یکی در دستش است. چند لحظه بعد دیگری. آن لحظه ی سوم ، دیگری. به ظاهر دائما در حال مستفاد کردن یک مفهوم است. اما خیر. با دقت از کلمات سود می برد.

بحث خبرنگار با او این است که در دولت ، جریانی برای اجیاد یک لاین موازی سیاست خارجی وجود دارد که بنا ندارد استراتژی سیاست خارجی خود را در دستگاه دیلماسی رسمی کشور تعقیب کند. این جریان فقط چون در مرکزیت دولت قرار دارد با بهره برداری از امکانات دیپلماتیک رسمی کشور امور اجرایی دیپلماتیک خود را هماهنگ و آن را عمل می کند.

حالا ،مهندس حمید بقایی که از این گفتگو مشخص می شود به او باید بسیار بیشتر از رئیس یک سازمان مسئول در مورد عتیقه و زیرخاکی های هخامنشی ها توجه شود ، چنان با کلمات بازی می کند که موضوع را گم کند.

لحظه ای می گوید : با رئیس جمهور همه چیز هماهنگ بوده . خب بر منکرش لعنت آقای مهندس که این کارها با رئیس جمهور هماهنگ شده است. این کارها توسط کسانی انجام می شود که توسط رئیس محترم جمهور برای انجام آنها مامور شده اند ! نهی رهبری معظم انقلاب اسلامی به آقای حمید بقایی یا شخص جناب آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی هم نبوده است. ایشان کل دولت را و در حقیقت رئیس محترم جمهور را از انجام این کارها برحذر داشتند. پس ادعای هماهنگی با رئیس جمهور یک سهل ممتنع بیش نیست.


لحظه ای می گوید : با اطلاع دستگاه امور خارجه بوده . ببخشید بر منکر این هم لعنت ! مگر رئیس دستگاه دیپلماسی معزول در وسط میز سنگال گفت که بی اطلاع ! بوده ؟ خیر. ایشان هم مطلع بوده و هم مسئول است هماهنگی های کنسولی را انجام دهد و انجام هم می داده و امور خارجه یکی از ماموریتهای عادی اش این است که اگر فرمانده ارتش هم خواست به کشوری برود ، با وجود آنکه جزئیات ماموریت ان مقام عالیرتبه نظامی به او مربوط نیست اما هملاهنگیهای کنسولی و پروتکلی را انجام دهد. مسئله این است که این تحرکات در چهارچوب سیاستها و استراتژیهای علنی و تدوین شده ی قابل ارزیابی درون دستگاه دیپلماسی برنامه ریزی و اجرا نمی شود. آقای بقایی بفرمایند ببینیم اگر سفر حمید بقایی به مصر ، در چهارچوب پیگیری ماموریتهای دیپلماتیک نبوده،‌ حتما در چهارچوب عتیقه جات اهرام مصر بوده ! و اگر ایشان قبول دارد که ماموریتی دیپلماتیک را بعهده داشته ، توضیح بدهد که این ماموریت آیا در چارت سازمانی امورخارجه تعریف شده بوده یا نبوده و اگر تعریف شده بوده ، آیا این همان موازی کاری نیست و اگر تعریف نشده بوده بفرمایند چرا مقام معظم رهبری فریاد موازی کاری سر دادند ؟

اینجا ایشان چگونه مدعی می شود نهی مقام معظم رهبری مصداق ندارد ؟ مصداق از این ساده تر ؟

ایشان با مغالطه مدعی می شوند نهی کسی از یک موضوع الزاما بخاطر ارتکاب قبلی نیست. جواب اسن است که ، شاید این تلازم برقرار نباشد. اما خلاف آن نیز نیست. یعنی عدم وجود این تلازم و نبود این قطعیت ، به منعای انکار آن هم نیست. اما احتمال تذکر بخاطر ارتکاب و احتمال وقوع خطر ، بیشتر است یا یک تذکر بشکل تیر مشقی هوایی و بی دلیل ؟ ایشان آیا در حال متهم نمودن رهبر معظم انقلاب به ارائه تذکری بی دلیل نیستند ؟‌ ایشان با این جمله مدعی می شوند : ما نه داشتیم کار بدی می کردیم، نه کار بدی کرده بودیم ، نه میخواستیم کار بدی کنیم ولی ما را تنبیه کردند !  جناب آقای مهندس حمید بقایی فکر نمی کنید کمی این مغلطه برای گرفتن بی رمغ است ؟

بر اینکه ، دستگاه دیپلماسی ما دستگاه خمود و بی حال و کرختی است شک نکنید. در اینکه تئوریهای لیبرال دموکراسی تا مغز استخوان آن رفته شک نکنید. همین چندروز پیش یا بهتر بگویم دیروز بود که از پنجره ی شبکه ۴ یعنی نخبگان سیما ! دیدم آقای دکتر ! علیخانی در حال زدن مخ برخی دیپلماتهای ما است که چی ؟‌بعله : اصلا در اسلام حمله نداریم ! همه اش در مقابل دفاع است. ! ما با همه دوستیم ! اصل بر گفتگواست‌!ما با فرعون هم به دستور قرآن دستور گفتگو داریم - یعنی اسرائیل و آمریکا از فرعون قرآن بدترند ؟ !!! :) - ما به همه عشق می ورزیم ! ما به تعهداتمان حتی اگر به ضررمان باشد باید پایبند باشیم . این سنگ بنای دیپلماسی است ! اسلام اینو میگه و ...

خب ،‌وقتی این مخدرها را به بدنه ی امورخارجه تزریق می کنی معلوم است که مفش را هم بزور بالا می کشد. اما این آیا ربطی دارد به راه اندازی این لاین موازی امور خارجه ؟ اگر صداقتی در کار است بروید و این جریان را در امورخارجه اصلاح کنید !

بلکه حقیقت این است که همانطور که گفتم ، جریانهای شرور در کشور ما کارشان شده بهانه کردن حرفهای درست ، برای اقدامات غلط ! این هم یک نمونه !


 
دو لبه ی یک قیچی!
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

دو جریان سیاسی که در کشور ما در ظاهر و قیافه گیری و بقول ما ، دعوای بروجردی و زرگری  در فضای عمومی بدجوری یقه ی یکدیگر را جر می دهند و خیلی ادعای مخالفت با هم را دارند و سرباز پیاده هاشان را به میدان کتک کاریبا هم زیاد می فرستند چه جالب که خیلی قشنگ کجاها که بشدت به هم نمی رسند !

این دو تیم سیاسی کلفت کشور ما که اتفاقا هر دو الگوی پدرخوانده سالاری و اقتدار خفقانی درون قوه مجریه و طالب سرکوب هر نوع انتقاد بخودند ، امروز هر دو در حیله ای رسوا ، روشی برابر را در عملیات روانی فریبکارانه خود استخدام کرده اند.

هر دو جریان ، چون مواجه با انتقادات و ردیات و انکارهای جریان اصیل ولایت فقیه مدار و حزب الله راستین و اصولگرای ذاتی و عملی هستند ، و برای آنکه از زیر تیغ پرفشار حزب الله فرار کنند ، تمامی انتقادها و جریانات مخالف خود را به جریان مقابل خود منتسب می کنند. جالب آنکه هر دوی این جریانها در میان جریانات اصولگرای حزب الله منفورند و جایگاه امروز یکی از اینها در اختلاف افکنی و دردسر داخلی بودن در جریان اصولگرای ولایت فقیهی ، جایگاه دیروز آن یکی است و چه عجب که این جدیدی ها ،‌از آن قدیمی های خود عبرتی نمی گیرند.

جریان جناب آقای بهرمانی تلاش می کند تا تمامـــــــــــــــــــــــی مخالفتهای شکل گرفته علیه خود را سازمان دهی شده ، و هدایت شده ، توسط جریان جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی جلوه می دهد و آن را از طرف مقابل ، به جریان حجتیه ! منتسب می کند. روشن است که قربانی این رویکرد ناجوانمردانه ، دکتر احمدی نژاد و امثال نیروهای حزب الله ای است که قصد دارند تا مسیر آلودگیهای این جریان را در چهارچوبی کاملا عقلانی و عادلانه به چالش بکشد و واضح آنکه اگر این صدای حزب الله فراگیر شود گوش فتنه کر می شود و چاره ای جز انکار این صدا ندارند.

جریان آقای اسفندیار رحیم مشایی نیز کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل مخالفان و منتقدان خود را در سه دسته تقسیم و معرفی می کند : ١- عناصر وابسته و مزدور جریان آقای بهرمانی که عمدا به او حمله می کنند و قصدی جز حمله به احمدی نژاد به بهانه ی مشایی ندارند ! ٢- جریان رقبای باصطلاح ! اصولگرای آقای احمدی نژاد مانند دوستان تیم ریاست مجلس که آنها نیز هدفی جز تخریب احمدی نژاد ندارندو   اسفندیار تنها بهانه ی آنهاست ٣- انسانهای مومن و مهربانی ! که گول فضاسازیهای این دو جریان قبلی را خورده اند و اگر آگاه شوند ! و اطلاع رسانی منصفانه برایشان صورت گیرد ، مشکلات آنها تمام می شود !

آیا هر دوی این اظهارات و رویکردها کاملا کذب است ؟

خیر !

هر دوی این رویکردها بخاطر آنکه جنبه هایی از حقیقت را در خود دارد می تواند کمی در جامعه فراگیر شود. اما حیله و فریب در تحدید کل ماجرا به این محدوده هاست.

یعنی : تردیدی نیست که جریان آقای اسفندیار رحیم مشایی در تلاش هستند تا نوعی از موضعگیریهای بشدت تند و فاقد محتوای عقلانی حزب اللهی را علیه آقای بهرمانی شکل دهند و خود را زیر پتوی مخالفت با ایشان پنهان کرده و با توجه به مخالفت عمومی جریان حزب الله با جناب آقای بهرمانی و دیدگاههای ایشان و جریان چسبناک متصل به ایشان ، خود را از تیغ انتقادها و توجهات حزب الله دور کند. بگذریم که باید دید و ارزیابی کرد که چنین کاری چه میزان برای جریان آقای بهرمانی سودمند خواهد بود !

همچنین ،‌تردیدی نیست که جریان آقای بهرمانی و دوستان فتنه گر نامحترم ایشان اصالتا آقای اسفندیار رحیم مشایی را چماقی بر سر حزب الله و برادر احمدی نژاد کرده و از زدن آقای اسفندیار رحیم مشایی هدفی جز کوبیدن احمدی نژاد و جریان ولایت فقیه و متهم کردن آنها به حجتیه بازی و حذف ولایت فقیه و امثال این اتهامات ندارند. بگذریم که باید دید آیا رسانه های این جریان ،‌اصولا تابحـــــال یکبار هم که شده برای رضای خدا اعمال آقای اسفندیار رحیم مشایی را دقیقا به چالش و نقد بکشند و وارد محتوای اعمال وی هم شده اند یا اینکه اصولا بین الگوی رفتار سیاسی و فرهنگی و مدیریتی و اقتصادی آقایان دو سر جوی ، تفاوتی نیست که اصولا قابل نقد ازسوی طرف مقابل باشد !

اما حقیقت چیست ؟

حقیقت این است که گفتمان مدیریتی ، ‌فرهنگی ،‌ سیاسی ،‌اقتصادی این دو طیف بظاهر درگیر ، کاملا یکسان است و جریان حزب الله به هر دو سوی این طیف البته در الگویی کاملا عقلانی و با کلامی سدید می تازد. اما هر دو سوی این دو طیف در تلاشند تا الگوی عمل حزب الله را کریه و زشت و بی هویت جلوه دهند. زین رو ؛ تمامی مخالفتها را سازماندهی شده از سوی طیف مقابل خود معرفیم ی کنند. طیفی که آن نیز مورد انتقاد جریان حزب الله است و وای از آن روز که هر یک از آنها در گوش هر جریانی از جریان اصیل حزب الله زمزمه کند که : دشمن دشمن تو دوست توست ! و اینگونه جامعه حزب الله را این دو جریان تکه پاره کنند و آن روز که پرده در افتد می بینی که این دو تیغ پاره کننده ی جامه حزب الله ،‌ دو لبه ی یک قیچی بوده اند. یادمان باشد که دو تیغه ی قیچی با هرکت ظاهری در خلاف جهت یکدیگر ،‌دشمنی مشترک را با هدایت دستی یگانه و محور وحدتی مشخص در مبدا ، می برند !

و در خاتمه بدنیست اشتراک رفتاری این دو جریان در یک مصداق را با هم مرور کنیم . هر دو ، رزمندگان راستین را می کوبند. هر دو مخالف حاج علی فضلی اند و هر دو ،‌ برای او نقشه می کشند. در ادامه ، مطلب سایت مشرق در این زمینه را می خوانیم .

 

برای کوبیدن سر فتنه خوارج نوظهور؛ تنها یک علی فضلی کافی است


شاید هنوز موعد در افتادن آشکار با این فرقه خوارج‌صفت نرسیده باشد که اگر آن موعد برسد آنگاه نظام ثابت کرده که برای کوبیدن سر فرقه‌ها و فتنه‌هایی از این دست تنها یک علی فضلی کافی است.

 

مشرق-

1- اظهار نظر درست سردار فضلی در خصوص باند تفرقه‌افکن و فتنه‌آفرین باعث شد تا این جماعت دست خود را رو کنند! حمله به سردار علی فضلی در برخی بنگاه‌های لجن‌پراکنی وابسته به این باند و متهم کردن این یادگار ماندگار سال‌های حماسه و شرافت ملت مسلمان ایران به سکوت در برابر فتنه و فتنه‌گران (آن هم به جرم یک اظهار نظر درست و عاقلانه!) نشان داد که این جماعت خوارج‌صفت چه کینه‌ای از امثال علی فضلی در دل دارند! و مگر می‌شود خوارج از سرداران بی‌ادعا اما مالک اشتر‌صفت دوران کینه‌ای به دل نداشته باشند؟

2- اینبار حاج علی فضلی هدف کینه‌ورزی و هتاکی این باند قدرت‌طلب قرار گرفت! باندی تفرقه‌افکن که ادعای حمایت از دولت را مانند پیراهن خلیفه سوم پرچم خود ساخته و به وسیله آن بر هر چهره روشن‌گر و دردمندی که در برابر این جریان انحرافی بایستد، چنگ می‌اندازند. اما بدون تردید هدف اصلی به حاشیه راندن و منزوی ساختن نهادی است که امثال علی فضلی به آن منتسب‌اند! هدف وادار ساختن سپاه به سکوت در برابر منحرفان و تفرقه‌افکنانی است که برای کوروش و مکتب‌ایرانی اسفندیار ساخته‌اش بیشتر ارزش قائلند تا انقلاب اسلامی و شهدا و ایثارگرانش! و چه خوب فهمیده‌اند که تا سپاه هست نمی‌توان مقابل رهبری نظام ایستاد! و خوب فهمیده‌اند که سپاه بازوی رهبری است! خوارج دوران همانند دوستان معاویه و طلحه صفتشان، سپاه و سرداران آن را هدف گرفته‌اند. این جماعت که برای رسیدن به قدرت و نواله‌های پیرامون آن از تبدیل رئیس جمهور به سنگر و سپس عبور از آن نیز ابایی ندارند، رهبری نظام را مهمترین مانع روبروی خود در تسلط کامل بر ساختار نظام می‌دانند و به تبع کارفرمای جاهل و منحرفشان که در تابستان سال گذشته سپاه و... را سرچشمه بی‌عدالتی‌ها خوانده و سخن از اصلاح در این دو عرصه رانده بود حمله را آغاز کرده‌اند و در اولین مرحله سپاه را هدف گرفته‌اند! مگر علی فضلی و امثال او هویت سپاه نیستند و مگر هویت سپاه چیزی جز بصیرت و جانبازی و آمادگی برای فداکاری در مسیر هدایت است؟

3- شاید هنوز موعد در افتادن اشکار با این فرقه خوارج‌صفت نرسیده باشد که اگر آن موعد برسد آنگاه نظام ثابت کرده که برای کوبیدن سر فرقه‌ها و فتنه‌هایی از این دست تنها یک علی فضلی کافی است! جمهوری اسلامی در مصاف با معاویه و طلحه و زبیر زمان کم نیاورده که در برابر مشتی خوارج مواجب‌بگیر کم بیاورد! صبر انقلابی و علی‌گونه در برابر این جماعت حد و مرزی دارد و زمانی.

4- نه حاج علی فضلی محتاج دفاع است و نه تهاجم و تهمت به این سرباز جانباز ولایت درد خوارج نوظهور را درمان می‌کند! اما در این دوران پرغبار شفاف‌سازی صفوف ضروری است! به این امید که برخی ساده لوحان و بازی خوردگان هر چه سریعتر از این جماعت فتنه‌گر و نفاق‌افکن فاصله بگیرند و این فتنه با کمترین هزینه سرکوب شود!


 
منقل و کباب ، واسه انقلاب !‌
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

این روایت طعنه آمیز پایگاه اینترنتی گویانیوز است که ارتباط کاری ویژه ای با سازمان سیا دارد و حتی آگهی های استخدام جاسوسی برای این سازمان را منتشر کرده است.

یکی از شبه اپوزیسیون های مقیم خارج به مبارزه بدون خشونت اشاره می کند و در گویا نیوز می نویسد: اگر یک کم به پر و پای خودمان بپیچم ناراحت می شوید؟ معلوم است که نمی شوید چرا که شما یک انسان مدرن و فرهیخته هستید که از ابتدای طفولیت با اینترنت و ماهواره سر و کار داشته اید و از فلسفه پوپر و هرمنوتیک گادامر بهره گرفته اید (حالا اگر معنی هرمنوتیک گادامر را نمی دانید چیزی نپرسید چون خود من هم نمی دانم. حقیقت اش به کار بردن این اسم به نوشته آدم کلاس می دهد).جون؟! چی می خوام بگم؟ یعنی چی چی می خوام بگم؟ خب دارم مبارزه بدون خشونت می کنم دیگه. من از جین شارپ انواع مبارزه مثل روش اسکناس و... را یاد گرفتم. بعد براساس همین آموزه ها دوشاخه اتو را کردم توی پریز و پدر حکومت را درآوردم. در فاز بعدی مبارزات ام رفتم سر چهارراه ولیعصر ساندویچ گاز زدم. این ها در مرحله عمل بود.

نویسنده گویانیوز ادامه می دهد: در مرحله نظر و تئوری آمدم جواب عطاءالله مهاجرانی را دادم. اومدم او را شیر کردم که مثل موسوی و کروبی برود جلو، یا در لندن ترورش کنند یا برگردد ایران بگیرندش و من بگویم جان تو، جان تو، اون تن بمیره اگه حکومت جرئت کنه تو را بگیره، ایران را قیامت می کنم. مگه ندیدی موسوی و کروبی را گرفتند چه قیامتی بر پا کردم؟ چقده این چند روزه تلفن زدم به مخالفان که شورای هماهنگی سبزها از شما دعوت می کند روز سه شنبه به خیابان بیایید (حالا این شورا چی هست و کی هست خودم نمی دونم.) داریم می ریم که از امام حسین تا آزادی را پر کنیم (تخفیف هم نمی دیم مثلا از انقلاب تا آزادی یا از امام حسین تا انقلاب! حالا دعوت بکنیم لابد تا خود سرخه حصار آدم جمع می شه!) جون؟ چی؟ چرا شاکی می شی عزیز، دارم مبارزه بدون خشونت می کنم دیگه، تو برو جلو، من از عقب هواتو دارم! حالا بچه ها! از امروز طرح داریم. همه می ریم خرید سبز بکنیم. ببینید من همین الان دارم می رم توی خیابون.

این رسانه ضدانقلاب آنگاه از قول مبارزان مجازی می نویسد: هوی خودنویس آدم فروش! آهای صاحب وبلاگ پارسانوشت که نشستی کانادا داری اپوزیسیون قهرمان و مبارز ایران- که من باشم و دوستای فیس بوکی ام- را مسخره می کنی. اوی مزدور! بس نیست این همه مخالفان ملت را دست انداختین؟ چه تونه شماها؟ مزد بگیر کیهان شدین؟ دارین تخم نفاق میان سبزها می کارین و کیهان راست و چپ نوشته های شما را منتشر می کنه؟ ما ده هزار تا کوکتل مولوتف درست می کنیم. می ریم خیابان (صنم جون الان می آم. دارم انقلاب می کنم. بذار این دو کلمه را هم بنویسم، اومدم. تا شما وسایل را بذارید تو ماشین من اومدم. سیخ کباب و منقل یادتون نره). بله. من الان دارم می رم خیابون. می رم که برنگردم. نامرده کسی که پای کامپیوتر نشسته باشه. زنده باد روز زن. زنده باد کلارا ستکین (این را از ویکی در آوردم. کی هست این یارو؟) پیش به سوی مبارزات خیابانی. (اومدم عزیز. اومدم خانم! آه. نمی ذارن انقلاب کنم.)

پی نوشت :

اینم سندش : http://www.google.com/search?hl=en&client=firefox-a&hs=goD&rls=org.mozilla%3Aen-US%3Aofficial&q=site%3Agooya.com++%D9%85%D9%86%D9%82%D9%84+%D9%83%D8%A8%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8A&aq=f&aqi=&aql=&oq=

 


 
دخترک در لباس پدر
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، شهید محمود کاوه ، فرمانده لشکر 155 ویژه شهدا، به سال 1340 در شهر مشهد به دنیا آمد. پدر محمود از کسبه مشهدی و اصلیتش از دهستان بیهود توابع قاین بود.

روزی که جنگ شروع شد، کاوه یک پاسدار 19 ساله بود اما 3سال بعد فرماندهی یکی از کلیدی ترین یگان های سپاه پاسداران در جبهه های غرب ، موسوم به تیپ ویژه شهدا به او واگذار شد. نگرش نظامی خارق العاده محمود کاوه ، چنان او را شاخص نمود که در مدت کوتاهی ، تیپ تحت امر وی به لشگر ارتقا پیدا کرد.

سرانجام کاوه به تاریخ 10 شهریور 1365 در منطقه عمومی حاج عمران برروی قله 2519 مورد اصابت ترکش گلوله خمپاره قرار گرفت و درسن 25 سالگی به شهادت رسید.

از محمود کاوه دختری 2 ساله  به نام «زهرا» به یادگار ماند که عکس زیر مربوط به او می باشد. زهرا کاوه لباس پدر را به تن کرده است تا نشان دهد راه پدرش را ادامه خواهد داد.

 


 
رسانه شمایید ؟ وای بحال رسانه !
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

به این اخبار دقت کنید :

صدای آمریکا فرق مجلس‌خبرگان و مجمع‌تشخیص را نمی‌داند

در شرایطی که رسانه های بیگانه و ضد انقلاب از ماه ها پیش تلاش های گسترده ای را برای تضعیف جایگاه غیرسیاسی و والای مجلس خبرگان بکار بسته اند، گاف بامزه "صدای آمریکا" عمق تحلیل و نگاه رسانه های غربی به مجلس خبرگان را روشن ساخت.

به گزارش شبکه ایران، رسانه دولتی صدای آمریکا دقایقی پیش در گزارشی پیرامون انتخابات صبح امروز مجلس خبرگان، این مجلس را مجمع تشخیص مصلحت نظام نامید و به تبیین وظایف جدید برای آن پرداخت!

 

(آدرس تصویر : http://www.inn.ir/iran_media/image/2011/03/552180311_orig.Png)

این سایت که از حامیان جدی جریان آشوبگر در ایران است، در گزارش خود نوشت: علی اکبر هاشمی رفسنجانی مقام خود را بعنوان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام از دست داده است!صدای آمریکا که هر روز تحلیل های مختلفی با نام "کارشناسان سیاسی" از رویدادهای ایران منتشر می کند، در ادامه گزارش جالب خود عنوان کرده است: تغییر ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، که انتخاب رهبر و نظارت بر فعالیت های او از جمله وظایف آن است، شکستی برای میانه روها و اصلاح طلبان در ایران تلقی می شود. تندروها از انتخاب کنی حمایت کرده بودند.

اشاره این سایت به انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان است که صبح امروز برگزار شد و در نتیجه آن آیت الله مهدوی کنی با رای 64 نفر از خبرگان ملت به عنوان رئیس انتخاب شد.

 این اقدام صدای آمریکا که فراتر از یک گاف و اشتباه خبری به نظر می رسد، این واقعیت را هم روشن می کند که تحلیل و اخبار رسانه های بیگانه و غربی درباره رویدادهای داخلی ایران از سوی کسانی نوشته می شود که حتی فرق ارکان اصلی جمهوری اسلامی را هم نمی دانند.

اعتراف رسمی بی‌بی‌سی به دروغ‌گویی

رسانه رژیم سلطنتی انگلیس پس از 3 هفته دروغگویی شبانه‌روزی، دقایقی پیش رسماً اعتراف کرد که درباره بازداشت موسوی و کروبی دروغ گفته است.

به گزارش فارس، رسانه‌ رژیم سلطنتی انگلیس(بی‌بی‌سی فارسی) که از جمله رسانه‌های اصلی حامی جریان فتنه و اغتشاشات در ایران محسوب می‌شود، اخیراً طی خبری مدعی شده بود که موسوی و کروبی به همراه همسرانشان به زندان حشمتیه تهران منتقل شده‌اند.

این رسانه فتنه‌گر متعلق به سرویس‌های جاسوسی رژیم سلطنتی انگلیس پس از انتشار این خبر دروغ خود، به صورت مکرر و شبانه‌روزی به انتشار تحلیل‌های فتنه‌گران خارج‌نشین در این باره پرداخته و با دستمایه قرار دادن این "دروغ " سعی کرد مردم کشورمان را به آشوب و اغتشاش فرابخواند.

بی‌بی‌سی فارسی در همین راستا از حدود 3 هفته پیش هر روز به نوعی به بازنشر این خبر به انحاء مختلف می‌پرداخت و مصاحبه‌ها و اخباری را نیز در این باره منتشر می‌کرد!

اما پس از آنکه رسانه استعمار پیر با بی‌اعتنایی محض مردم ایران نسبت به این "دروغ بزرگ " و حتی درخواست‌های مکرر مردم، دانشجویان و مسئولان کشورمان برای برخورد قضایی قاطع با سران فتنه مواجه شد، پس از 3 هفته‌ دروغگویی مکرر، مجبور شد اعتراف کند که این خبر اساساً دروغ بوده و موسوی و کروبی به زندان حشمتیه منتقل نشده‌اند.

لازم به ذکر است، رسانه رژیم سلطنتی انگلیس که از پایه‌گذاران "دروغ بزرگ تقلب " در انتخابات 22 خرداد 88 بود و پس از آن نیز مدام به دروغگویی درباره مسائل داخلی کشورمان روی آورد، اخیراً با مشاهده لو رفتن دروغگویی‌اش به جعل بیانیه‌ها و اطلاعیه‌ها از زبان دانشجویان و بخصوص تشکل باسابقه دفتر تحکیم وحدت روی آورده بود، که این تشکل بزرگ دانشجویی نیز امروز رسماً اعلام کرد که به خاطر "دروغگویی‌ و جعل‌عنوان‌ " از این رسانه استعمار پیر به مجامع بین‌المللی رسماً شکایت خواهد کرد.

سایت رسمی موسوی: دروغ گفتیم اما شما ببخشید!

شبکه ایران- پس از حتمی شدن شکست برنامه آشوب اسرائیلی روز 10 اسفند، رسانه های حامی آشوب از حدود 24 ساعت پیش از زمان قرار اعلام شده، با انتشار گسترده خبر انتقال موسوی و کروبی به زندان حشمتیه سعی در تحریک فتنه گران و لااقل زمینه سازی برای ایجاد آشوبی کوچک را داشتند.

در این راستا بود سایت رسمی میرحسین موسوی مدعی شد میرحسین موسوی و مهدی کروبی دستگیر و به زندان حشمتیه منتقل شده اند. این خبر بلافاصله با پوشش گسترده رسانه های ضد انقلاب و غربی همراه شد.

هرچند آشوبگران خبر دستگیری سران فتنه را عمیقا باور کرده بودند اما ناظران جز "خیابان های آرام تهران"، "مردم در حال خرید نوروزی" و البته چند تجمع 10، 20 نفره صحنه ای را مشاهده نکردند؛ واقعیتی که سومین شکست آشوب های اسرائیلی پس از 25 بهمن و اول اسفند را رقم زد.

در واقع روشن شد که تمام زور رسانه ای و خیابانی جریان فتنه در داخل و خارج از کشور آن هم با یقین به دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی، فقط تعدادی تجمع 10، 20 نفره بود؛ واقعیتی که برای آشوب طلبان داخلی و طراحان خارجی ناآرامی ها بسیار سنگین و زجرآور توصیف شد.

تکذیب دادستان ها: البته همان روز، حجت الاسلام اژه ای، دادستان کل کشور شایعه دستگیری و حبس سران ضدانقلاب فتنه در زندان حشمتیه را تکذیب کرد و گفت: این شایعه کذب محض است و این افراد در منازل خود هستند ولی محدودیت‌هایی در ارتباطات آنها اعمال شده است.

عصر امروز هم، دولت‌آبادی، دادستان تهران، در کنفرانسی خبری اش در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه پس از اظهارات دادستان تهران مبنی بر قطع ارتباط موسوی و کروبی و حضور آنها در خانه‌هایشان، خانواده آنها این موضوع را رد کرده‌اند و بار دیگر موضوع بازداشت آنها را مطرح کرده‌اند، گفت: رسانه‌ها باید به صحبتی که دادستان تهران مطرح می‌کند توجه کنند.

وی گفت: ادعای این افراد کذب محض است و آنها به همراه همسرانشان در خانه‌هایشان هستند.

اذعان به دروغگویی: اما با وجود اصرار چند روز جریان آشوبگر و محافل بیگانه بر این خبر کذب و سعی در بهره برداری تبلیغاتی از آن، سایت رسمی موسوی ساعتی پیش اذعان کرد که خبرش درباره زندانی شدن موسوی و کروبی دروغ بوده است.

کلمه در گزارشی نوشت: تحقیق و بررسی کلمه مشخص کرد آقای موسوی و خانم رهنورد در بازداشت خانگی به سر می برند.

این سایت در توجیه علت انتشار خبر کذب انتقال موسوی و کروبی و خانواده هایشان به زندان حشمتیه هم عنوان کرد: در روزهای گذشته با توجه به  انکار و ابهام  مسوولین در اطلاع رسانی، با پیگیری زیاد،  خبری به کلمه مبنی بر انتقال موسوی و رهنورد به  پادگان حشمتیه  رسید که بر  مبنای آن و نیز به دلیل برخی اخبار نگران کننده دیگر اقدام به اطلاع رسانی صورت گرفت. اما با  ادامه تحقیقات کلمه در روزهای اخیر  مشخص شد خانم رهنورد و آقای موسوی  تا لحظه تنظیم خبر در بازداشت خانگی  به سر می برند که  بدینوسیله خبر انتقال و از منزل به  بازداشتگاه تصحیح و از  مخاطبان محترم عذر خواهی می شود.

بهره ای که ما از این اخبار می گیریم چیه ؟ 

- آیا کسی ، کسی در میان این دهها !!! میلیون !!! جمعیت سبز !!! ،‌نبود ، به آقایان بگوید بابام جان ، خان دایی جان ، اصلا حشمتیه نمنه دی ؟ چرا. بود. اما مسئله اینه که برای کسی در این جمعیت صدهاااا !! میلیونی !!!‌سبززز ، صحت اخبار اهمیت نداره. مهم اینه که یک ادعا چقدر موج آفرین باشه . همین و بس. مخلص کلام ! . حالا تو بگو موش ، هاون صد منی خانه ی ما را جوید و خورد ! بجای آنکه بر فرق سرت بکوبد و دروغت را افشا کند ،‌تا وقتی با توست ،‌می گوید احسنت احسنت ! عجب مووووشی !

- بعد ،‌ حالا گیرم که بی بی سی و صدای آمریکا ، ارتباطاتشون با ایران ضعیفه و از دور نمی تونند به اخبار دسترسی پیدا کنند !‌البته اولا : اینها مدعی هستند دقیقا با مردم ایران در ارتباطند ثانیا مدعی هستند دقیقا می دونند در مورد چی حرف می زنند . ماجرای چال اسکندرون و شیر فرهاد تو تلویزونهای لس آنجلسی یادتونه ؟‌اونایی که یادشون رفته براشون بگم چند وقت پیش چندتا بچه حزب اللهی یه فاکس ورمیدارن می زنن به این تلویزیونهای لس آنجلسی که آقاااا ! چال اسکندرونه جمهوری اسلامی یارو کرده ! شیرفرهاده یارو کرده !‌حالا چال اسکندرون چیه ؟‌ تو اون برنامه ی مهران مدیری بود ،‌اسمش یادم نیست ،‌دعوای برره بالا و برره پایین رو نشون می داد ، یک چیزی داشتن به اسم چال اسکندرون ! یه چاله بود. واسه شون خیلی مهم بود آثار باستانی محسوب می شد ! یه بار تو برره خبر پیچید چال اسکندرونه دززززیدنه ! حالا بچه حزب اللهیا رفتن اینو عینا واسه اونا فاکس کردن . اونام با خیال جمع از سرقت آثار باستانی منطقه برره از جمله چال اسکندرون توسط جمهوری اسلامی در تلویزیوناشون صحبت کردن و مایه ی بهجت و فرح و شادمانی کل ملت ایران رو فراهم کردن ! شیرفرهادم مثلا یک آزاد اندیش بود تو برره ! که مثلا تحت تعقیب بود در رفته بود اومده بود برره ! اعلامیه ترحیمش بود نمی دونم یه چیزی درست کرده بودن فاکس کرده بودن واسه اینا ! اینام خوندن ! شکم ملت بود که از خنده به درد افتاده بود از هیچی ندانی اینها در مورد ایران!

حالا میگیم ، اونا سیاسی نیستن ،‌از اخبار ایرانم خبر ندارن . شماها که دیگه کلی ادعای اطلاعات دارین . به مردم هم وصل نیستید. دقیقا به همین عناصر ضد انقلاب داخلی وصلید. به همین جرسگ و کلومه وصلیدو نه کس دیگری. خب وقتی شما چاخان می کنی که اخوان المسلمین جواب فلانی رو داد ،‌اونها از روی شما می نویسند. وقتی این چاخان می کنه حشمتیه ،‌شما هم از رو دست او می نویسی. همینه دیگه . بیچــــــــــــــــــــــــــــــاره مخاطب شما!

حالا مهم تر اینکه : به نظر من بی.بی.سی از روز اول از دروغ بودن این خبر مطلع بوده . تو این مطلب قبلی ، نوشتم و عکسهاش رو گذاشتم که بی بی سی دائم میگه : به گزارش سایتهای نزدیک به فلان خره ، سایتهای مربوط به فلان گاوه ! از خودش نمیگه . میگه فلانی میگه ! به گزارش فلانی ! رای بی.بی.سی ماجرا روشن بود. اما شما بگو. اگه کلمه بیاد یه همچی گافی هوا کنه ،‌ تا موقعی که رسوایی درست نشه ،‌ مگه بی.بی.سی می تونه مثلا کنار بنشینه ؟ خب باید پوشش بده !

حالام که تشت رسوایی از بام افتاده !

اینه دیگه ! رسانه شماهایید !‌ رسانه شماهایید واقعــــن ؟ وای بحال اسم رسانه!  رسانه هم که اصلن جریان نجس لجنی نداره . اینه دیگه.


 
منبع حماقت را یاااافتم !
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

ای خــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا!

واقعا که با چه جماعت نادان و بی خبرو بی اطلاع و پیاده ای ما طرفیم !

سه سال بیشتر است که زندانی بنام زندان حشمتیه نداریم و وجود خارجی ندارد ، ساختمانش هم دیگر اصلا زندان نیست ، کاربری اش هم به جایی فرسنگها دورتر از محل قبلی منتقل شده ، آنوقت چو انداخته اند بین این بدبختهای بی نوای درمانده ، که چه نشسته ای ! لامپهای خانه ی میرحسین خاموش ََشده و در حشمتیه زندانی شده است !

یکی نیست بگوید ، آنکسی که به شما گفت لامپهای این خانه را می پاییده ، نگفت که چگونه این بازیچه های گناهکار را به زندان بردند که او ندیده ؟!

حالا من چقدر دنبال ریشه ی این ماجرا گشتم خدا می داند !

حالا بگویم که پیدا کردم !

آقا!

منبع اولیه ی این خبر احمقانه ، کودکانه ، بچه خر کننانه و چیچیانه ، جناب سایت وزین کلمه می باشد ! میگی نه ؟ نیگا کن : این آدرس سایت کلمه است که در ان این خبر مسخره و کودکانه را نوشته : http://www.kaleme.com/1389/12/09/klm-49729

آدرس این عکس هم از صفحه ی کلمه این است : http://s30.aks98.com/files/67259506174181037109.jpgمی توانید عکس را درشت ببینید .

فقط ببینید این دروغ شاخــــدار بین رسانه های اینها چگونه منتشر شده : http://www.google.com/search?q=+kaleme.org+%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86+%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA+%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87+%D8%A7%D8%B2+%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9+%D9%85%D9%88%D8%AB%D9%82+%D8%A8%D9%87+%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87%D8%8C+%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA+%D9%88&btnG=Search&hl=en&client=firefox-a&hs=Kl1&rls=org.mozilla%3Aen-US%3Aofficial&sa=2

آخه یارووو !

حشمتیه کجا بود ؟ چی می گی تو ؟ نکنه وسط اتوبان صیاد شیرازی زندانیش کردن ؟ رفتم براشون کامنت گذاشتم اینم عکس کامنتم :علامت قرمز کنار کامنت منه . آخرین کامنت روی این مطلب. آدرس تصویرشم اینه که بتونین واضح ببینینش : http://s30.aks98.com/files/70963713120763926929.jpg

نتیجه ؟

فوری مطلب را از صفحه اصلی کشیدند پایین !

خب ما هیچی. ما چیکار داریم روی صفحه اصلی شما چی هست چی نیست. مال بد بیخ ریش صاحابش ! اون بدبختهایی که به خاطر این خبر چاخـــــآن ،‌روز دهم اسفند چماق خورد در پشتشون ، اونا رو چیجوری میخواهید جواب بدید ؟ آهان . یعنی نمیخواید بهشون بگید گند زدید‌؟ یعنی اینجوریه ؟ :) ! :)

یه جوری متن رو هم نوشته هر بدبخت بی خبری بخونه میگه تمومه مو لا درزش نمیره ! عجب نامردایی هستید شما کلمه نشین ها که اینجوری با اونهایی که به شما اعتماد دارند بازی بازی می کنید ! ای عجب. ببین متن رو چه جوری نوشته ! آقا بخونین . بخونین . :

چکیده :طبق آخرین اطلاعات رسیده از منابع موثق به کلمه، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به همراه همسران خود، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، دستگیر شده و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده‌اند...

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به همراه همسران خود زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، دستگیر شده و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده‌اند.

طبق آخرین اطلاعات رسیده از منابع موثق به کلمه، بازداشت و انتقال آنها به زندان قطعی است اما زمان دقیق انتقال آنها همچنان مبهم است.

پیش از این و در دو هفته گذشته، مقامات کشور در مورد محدودیتها و نحوه‌ی حصر همراهان جنبش سبز سکوت اختیار کرده بودند. این مساله به مبهم شدن فضا و گمانه‌زنی‌ها دامن زده بود. دختران میرحسین نیز بارها با مراجعه به کوچه اختر، با پاسخ‌های مبهم و متناقض روبه‌رو شده بودند، و امکان هیچ‌گونه تماسی نیز برای ارتباط با پدر و مادرشان فراهم نشده بود. همچنین چراغ‌های خانه نیز در این چند روز خاموش بوده است. به نظر می رسد عدم اجازه تماس با  خانواده‌ی موسوی و کروبی برای مطلع نشدن آنها از مکان موسوی و کروبی بوده است. این  بی‌خبری و نیز مسئولیت‌ناپذیری مقامات در پاسخگویی، به برخی اخبار در روزهای گذشته دامن زده بود.

از سوی دیگر، سحام نیوز سایت نزدیک به مهدی کروبی نیز اظهارات یکی از همسایگان مهدی کروبی را نقل کرده بود که می‌گفت: نیمه شب پنج شنبه شاهد حضور هشت ماشین ون نیروهای امنیتی در مقابل ساختمان و ورودی پارکینگ منزل آقای کروبی بوده و پس از دقایقی همگی به همراه یک ماشین که از داخل پارکینگ درآمده محل را ترک کرده‌اند.

در این حال امروز و پس از اظهارات متناقض و مبهم دادستان کل کشور در مورد حصر و اعمال محدودیت بر آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان، آنچه مشخص شده، این است است که: نخست‌وزیر هشت سال دفاع مقدس و رییس دو دوره مجلس شورای اسلامی به همراه همسرانشان و به دستور مقامات عالی کشور بازداشت و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده اند.

حالا این از این . نگاه کنید :

١- اخبار تا وقتی بررسی نشود اطلاعات نمی شود. نوشته آخرین اطلاعات !

٢- نوشته زندانی شدن قطعی است ! رو رو برم !

٣- اینهمه اطلاعات ! موثقققققق !! دارن ، اونخت ساعت ندارن ! ای خدا. آخه کم ببند همیشه ببند !

۴- شماها که با سی سال انقلاب دائم ابراز مخالفت می کنین بفرمایین ببینم چطوری دم از دفاع مقدس و دو دوره ریاست مجلس می زنین ؟ بذارین حساب کنیم با هم : حدود یکسال که ملیا بودن و ضرتشون قمصور شد بدست خودشون سندرغیت خود را جر دادند. بعدشهم که منهای دولت شهید رجایی که شیشماه بیشتر نبود ، دوست عزیزشن حاجاقا بنی صدر تشریف گندشونو داشتن . بعدشم که منهای چند مقطع خیلی کوتاه ، حاجاقا میرحسینشون تشریف داشتن . بعدشم که حاجاقا اکبر بهرمانی تشریف داشتن . بعدشم که حاجاقا ممدآقای خاتمی تشریف داشتن . این سی سال سی سال که میگین چی بوده ؟

یعنی هر جک و جوونوری تو بگیا این خبر رو به نقل از کلمه ی لال مونی گرفته زده!

حالا کلمه رو داشتی ؟

بیا . بیا این ور بازار ،‌ببین روی این اوهن البیوت کلمه ، چه کاخ های دروغ و تحلیل آبکی که نساختند. بیا :

ایــــــــــــــــــــنو حال کن :

اینه دیگه . رسانه هاشون همین شماهایید که اینجوری میشه دیگه . همینه دیگه .

همینجوری پشت سرهم واسه خودش بااااااافته و بااااافته ها.

بابا! الو! یارو! حاجی! برادر! اخوی! عمو! دایی! ‌مشتی! اوهوی! یوهوی! پیشته! فیشته! اهم! مه هم!

نخیر! حواسش به ما نیست.عینا دار هاز رو دست بی.بی.سی می نویسه . متن متن بی. بی. سی فارسیه. 

بعد ببین بی.بی.سه چه می کنه وسط زمین! باریکللللا شماره ی ده !‌ رفته با کی مصاحبه کرده ؟ ای دل آدم درد می گیره از خنده !ای دل آدم درد می گیره از خنده !کسی که تو دوره مجلس ششم رفته از این زندان بازدید کرده ! یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارو !چه ربطی داره سال ٨٩ به سال مثلا ٧٨ و ٧٩ ؟ ای خدایا !

بخدا رسانه ندارن اینا : یه بی.بی.سی ناقابل . یه صدای آمریکای جمع و جور مستضعفی ! یه رادیو فردای خودمونی کوچول موچول !‌یه رادیو زمانه فسقل نقلی ! یه یورو نیوز ! یه رادیو اسرائیل !‌یه بالاترنی بی اهمیت ! یه جرس ! یه کلمه! یه فیسبوک! یه توئیتر ! یه فرندفید ! یه ! یه ! یه !

بی.بی.سی : + + + + + بازم لیست کنم یا بسه ؟


 
دقیقا به این دلائل...
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

من قائلم ،‌مقوله تخفیف و تحقیر و خجالت دادن و به سرشکستگی رساندن و در هم ریختن شبکه عصبی دشمن ، نه تنها مجاز بلکه لازم است. اما باید در ساده ترین وجه ، در قالب بیان صفات پست آنان باشد. نه در فحاشی.

ذکر برخی کلمات در این تخفبف و تحقیر ، خط قرمز اسلام است . همچنین ، بکارگیری حتی کلمات تحقیر و تخفیف در مورد بعضی موضوعات . مثلا دستور اسلام است که به مقدسات کفار توهین نکنید. چون انان مقابله به مثل می کنند و البته می دانیم که دشمن را نیز رگ گردنی و متحد می کند. و مثلا اسلام کاربرد کلماتی که ماهیت مجرمانه ای را در قاموس اسلام به کسی منتسب می کند منع کرده . مانند صفاتی که دال بر فساد اخلاقی فردی باشد. و خطوط قرمز مشابه . و روشن است که هدف اسلام از این تحدید حدود ، دقیقا برای به چالش کشیده نشدن جبهه مقاومت و وحدانیت است. نه العیاذ بالله نشانه ی ضعف نشان دادن و...

آقای امید حسینی آهستان ، در مطلبی ، در تفاوت دو کلمه ی "بی شعور" و "فاحشه"  مطلبی نوشته اند که هرچند چندان در امتداد تیتر نبود ،‌لیکن مطلب خوبی بود. گزاره هایی که ایشان با جمله ی "ما به نسبیت اخلاق معتقد نیستیم" شروع کرده ، تا آنجا که من خواندم گزاره هایی صحیح و قطعی است. اما اینجا من یک جمله را باید به انتهای این جملات و جمع بندی ایشان اضافه کنم و آن اینکه :

دقیقا با مجموعه مبانی و دلائلی که ما داریم و نتیجه اش گزاره های مطلب اخیر آقای حسینی است ، خصوصا عدم اعتقاد به ماکیاولیزم ، بروشنی اقدام فحاشی قبیح به فائزه بهرمانی را دقیقا عمل دشمن می دانیم . 

قدرت سازماندهی گروههای کوچک با اهداف خاص ، یقینا در بازوان این جریان سیاسی وجود دارد. گاهی حتی ، دست دشمن از یک عبا بیرون می آید تا حرکتی کند که بنام عبایی ها نوشته شود . از این چیزها در طول تاریخ این انقلاب کم دیده نشده و البته که این جریان سیاسی نیز از آن بی بهره نیست.

برای نمونه ، یکی از بزرگان در محفلی خصوصی تعریف کرده بود در دوران تبلیغات انتخاباتی دوره نهم ریاست جمهوری ، یکی از عناصر همین جریان سیاسی که متوجه تلاش مجموع نهادهای انقلابی و مردمی علیه خود می شوند ، با تماس مستقیم تلفنی با مسئول یکی از این نهادها ، آنها را تهدید به انواعی از عجیب ترین افشاگریهای قرن می کند ! این مسئول مملکتی هم در آرامشی مثال زدنی به وی می گوید : ببین آقای فلانی . این که میگی من فلان دارم و بهمان دارم ، بله ، شما داری. شما خیلی چیزهای دیگر هم داری. هرچی داری همین فردا رو کن ...

بله

دقیقا به این دلائل ، این کار ، کار نیروی حزب اللهی نیست. هرچند طوری طراحی شده باشد که نیروی حزب اللهی با آن همذات پنداری کند.

یادم نمی رود. یکی از مسئولان نهادها در جایی در سخنرانی اش گفت ، روزی که سعید حجاریان ترور شد ، یکی از دوستان کنار من بود. به او خبر را که دادند ،‌دست به آسمان برداشت و خدا را شکر کرد. گفتم چه شده ؟ گفت الحمد لله حجاریان ترور شد ! این مسئول درجه یک کشوری حزب اللهی تعریف می کرد من در کمال ناباوری این آقای رفیق ساده دل ، گفتم : بخدا که بعد از ترور شهید مطهری ، از این ترور ناراحت شدم !

رفیقم گفت : یعنی چی ؟ یعنی او اندازه شهید مطهری است‌؟ گفتم : ای ساده دل ! نه ! بخاطر اینکه این ترور علیه انقلاب است نه به نفع انقلاب. تعجب دوستم بیشتر شد. گفت چطور ؟ گفتم برای اینکه همین الان توی حزب اللهی فکر می کنی یک نیروی حزب اللهی این ترور را انجام داده ! مگر نه ؟

کم کم عقل رفیقم سر جایش آمد و ...

بگذریم. همه چیز معلوم است دیگر.


 
داستانهای پاسداران و فرفرستان اپوزیسیونی 2- روش جدید تظاهر به تظاهرات
ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

٢- این داستان : روش جدید تظاهر به تظاهرات!

می دونید روش جدید برای زرنگی در میان سبزها چیه ؟ بهرحال تو کلی به سبززز بودن بین دوستان و رفخا ! مشهوری دیگه. کلی هم قیاف میای چرند و پرند میگی کلی تو اینترنت کلیک کلیک مبارزه می کنی. حالا وقتی فراخوان میشه ، چه طوری الف : نری کتک بخوری و دستگیر نشی و ب : قیافه ی مبارز اپوزیسیونی ات حفظ بشه ؟

اینجاس که کمد آقای ووپی باز میشه ! یک راه حل جادویی ! مرحله به مرحله :

١- قبل از شروع زمان اغتشاش و خل بازی ، به دوستان میگی که داری می ری اونجا.

٢- موبایل رو خاموش می کنی و در جیب مبارک می گذاری.

٣- در منزل کنار خانواده محترم نشسته و کانالهای بی بی سی و ووآ رو مرور می کنی

۴- آخرین اخبار ادعایی از درگیری ها و شلوغی ها را از بی بی سی از بر حفظ می کنی

۵- گوشی رو روشن می کنی .

۶- وقتی رفقا پرسیدن چه خبر‌؟ تمام اونچه که حفظ کردی بیان می کنی.

یک نکته : گاهی زن و بچه ممکنه مچتو بگیرن و بگن که نه بابا کنار ما بوده جم نخورده . بنا بر این موقعی که کنار زن و بچه هستی اصلا در این زمینه صحبت نکن. بعدا می تونی بگی : زن و بچه خبر ندارن من مبارزم ! لو ندید !

پیش میاد دیگه :)

حالا گاهی یه رفیقی پیدا میشه که واقعا متوجه نمیشه تو چه کاری داری می کنی. او دائما مزاحم توست. دائم اسمس می زنه که مثلا : با زنت رو راست باش ! او داره گند می زنه به ماجرای تو . در نتیجه تو عصبانی میشی و بهش می فهمونی که به از نظر تو کمترین شعور و عقلی نداره . چی میشه ؟ این میشه :

پی نوشت :

حالا بلا ، اون با زنش رو راست باشه . تو چرا نرفتی بیرون بدونی کجاها چه خبر بوده ؟ یا اینکه از بس به الف : بی.بی.سی و اخبارش اعتماد ندارید می خواهید اخبارش را با هم چک کنید ببینید لا اقل یک نفر اینهایی که این میگه رو خودشم دیده ؟ ب : به همدیگر اعتماد ندارید می خواهید بدونید بالاخره واقعا رفته بیرون یا نرفته ؟


 
داستانهای پاسداران و فرفرستان اپوزیسیونی 1- داستان حشمتیه
ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

دیگه اینقدر این گافهای دوستان داره زیاد میشه ، ایمیل ما از ارسالی های بچه ها داره میترکه . گفتیم یک بخش راه بندازیم به این نام همه اینها رو بگذاریم اینجا.

داستان این شماره : ماجرای حشمتیه !

١- باور می کنید با وجود اونکه چیزی بنام زندان حشمتیه الان بیش از یکساله که وجود نداره و الان یکی از واحدهای اداری نیروهای مسلح آنجا را پر کرده ، حضرات از این دم می زنند که میر خل ملنگ و میرکروبک رو خانواده را به زندان حشمتیه برده اند؟

می گی نه ؟ خودت ببین :

عمو ! کلن دیگه چیزی بنام زندان حشمتیه نداریم . الانم هرکی قرارباشه بره به ماهیت قانونی اونجا ، می فرستنش یه جای دیگه که از این آدرسی که شما دادی لا اقل پنجاه کیلومتر فاصله داره ! :) چه رو نخشه ! مشخصصصص کرده یعنی دیگه اخر دقـقققــــت !


 
فرق خوک و مرغابی !
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

گفت: سایت ها و رادیوهای بیگانه بدجوری از اینکه دیروز در تهران خبری نبود، عصبانی و دمغ شده اند.
گفتم: سایت گویانیوز که وابستگی خود به «سیا» را انکار نمی کند؛ اراذل و اوباشی را که قرار بود دیروز به خیابان بیایند ولی نیامده اند را «بی شرف» و «بی غیرت» نامیده است.
گفت: ولی یکی از کاربران سایت گویانیوز خطاب به این سایت و VOA و بی بی سی که دیروز دعوت به راهپیمایی کرده بودند نوشته است اگر راست می گویید خودتان بیایید، نه اینکه در آمریکا و اروپا پشت کامپیوتر بنشینید و دستور صادر کنید.
گفتم: حیوونکی ها!
گفت: یک ضدانقلاب مقیم لس آنجلس هم در مصاحبه با یکی از تلویزیون های ماهواره ای فارسی زبان گفته است اتهام «بی شرف» و «بی غیرت» به هواداران سبز یک تهمت است!
گفتم: چه عرض کنم؟! یارو به شریکش گفت؛ تو آنقدر نفهم هستی که هنوز فرق «خوک» و مرغابی را نمی دانی و رفیقش با عصبانیت گفت؛ چرا نمی دونم؟ آیا تا به حال حتی یک بار شده که تو رو مرغابی صدا کنم؟


 
چند نکته و یک تجربه ی سایبری
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

نکته اول اینکه :

حالا هی من میگفتم این خانوم اقلیما پولادزاده کاره ای نیست و این موضوع فروش پرشین بلاگ هم ماهیت نداره و رئیس کماکان همین مهندس اموات خودمونه بعضیا می گفتن نه . مثلا همین خانوم پولادزاده که یک روزی با نوشتن یک مطلبی چنان از چشم آدم افتاد که نگو ،‌ ( جدی می گم. احترام خیلی زیادی برای ایشون قائل بودم ) همین ایشون مدعی بود که مهندس اموات رئیس نیست دیگه و  رئیس عوض شده !

حالام که با بهانه ی فروش دوباره آق مهدی رو نمایی می کنه :) بابا آقا مهدی ما با خودت راحت تریم .

نکته دوم :

یک بابایی قبل از روز ١٠ اسفند یه ایمیل پر از خزعبلات برای من فرستاد. منم جوابش رو اونچنون که حقش بود دادم . بعدش یه اتفاق جالب افتاد. یه هو دیدم میل باکسم پر شده از ایمیل.تعجب کردم . شروع کردم دونه دونه خوندن . حدود صد تا ایمیل بود. شروع کردم به خوندن دیدم خیلیاش عجبیه . از ایمیل وی پی ان فروشها تا ایمیل بی بی سی فارسیو  تلویزیون دویچه وله و امیر فرشاد ابراهیمی بگیر تا ایمیل روزنامه کیهان و یک عالمه آدم دیگه. هی نوشته بودن ایمیل شما دریافت شد بعدا جواب میدیم . پاسخهای اتوماتیک بود.

هی شروع کردم جواب دادن که من برای شما ایمیلی نفرستادم . جواب هم نمیخوام.

در ادامه دیدم تعدادی ایمیل مستقیم هست که توش حالگیری از ضد انقلاب خطاب به منه !

شصتم خبر دار شد :))

فهمیدم دوست زرت انقلاف آمده ایمیل مرا بعنوان Fake Mail استفاده کرده و برای N نفر همان محتوای ضد انقلایی که من جوابش را داده بودم فرستاده . 90 درصد پـاسخ ها کاملا حزب اللهی بود ! 5 درصد پاسخ های نا امیدانه ضد انقلابی. 2 درصد پاسخ های خنثی و یک درصد هم احتمالا بچه حزب اللهی سایبری مایبری فوضول که مثلا میخواستن با من کانال بزنن طرح رفاقت ضرت انقلافی بریزن :) داداش قبلش لا اقل شما که خیلی سایبری یی ، یه جستجویی بکن ببین خب این ایمیل کیه صاحبش کیه و اینا.

حالا نمونه هایی از پاسخ های بچه ها رو می ذارم . چه ضد انقلابی چه حزب اللهی .


 
آخرین اخبار واصله به بی بی سی فارسی
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

به گزارش برخی منابع ، از بس که از دیروز تا حالا تهرون قیآآآآآآمت بوده و تیر اندازی و اووووف کشتار و هییییح بزن بکش و وااااااوو تسخیر تمام مراکز نظام و سرنوگونی و اینا اتفاخ اوفتادح، وبلاگ پاسداران هم الان به تسخیر نیروهای سبززززز اوفتاده الان سیاوش اردلان داره به جای ابوذر منتظرالقائم توش می نویسه :))


 
تهران دیروز قیآآآآآمت بود ! :)
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

کی گفته ؟ بیا ببین !

اینا گفتن :)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

١- دوستان پای اینترنت و تلویزیون و رادیوی صدای آمریکا نشسته اند اونوقت همینجوری میشه که یه هو جمعیتشون میشه دهـــــهـــــاااااا میییــــــلیییــــونــــی دیگه !

٢- حالا دیگه مرکز استان را هم کردند یک شهر دور افتاده ی کوره راهی که اصلا رو نقشه هم نیست و کسی هم نمی دونه کجاست و بی اهمیته و فقط ٢ نفر جمعیت داره و اشتباهی اسمشو شهر گذاشتن و و و ! :) سنندج شد شهر کوچک غرب کشور ! :) حالا اگه تو این شهر کوچیک غرب کشور ، گنجیشگ خرابکاری بکنه اونوخت بیا ببین شهر کوچیکه یا مرکککککـــــززززز استـــــــــــان ن ن ن !

 


 
به گزارش رادیو تلویزیون آمریکاو انگلیس و آلمان و اسرائیل...
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

اووووف ! الان صداوسیما به دست جریان سبز سقوط کرد!

اوووووحححح ! به گزارش شاهد عینی الان تهران خالی از نیروهای حزب اللهی شده !

هیییییحححح ! الان حکومت سوقوط ! کرده !!!

جااااااااااااان ! الان حوکومت عوض شده دارن وزیرای جدید رای می گیرن :!!!!!! شاهد زنده میگه احمدی نژاد الان با خونوادحححح الان ونزوئلاسسسسس !

یک منبع اگاهم الان از بی.بی.سی فارسی از مشاهده شدن مشایی در خیمه قذافی خبر می دهد !

ایرانیان! مقیم خارجججججج نیز همسو و یکصدا ؟ دو صدا ؟ چند صدا؟ با هم وطنان داخل خودشان ، زیر لحاف دراز کشیدند ؟ نه ! کی گفته ؟ همه شان رفتند خرید عید ! :)


 
نترشید!
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

نتـتترشید

نتتترشید

ما همه با هم هشششتیم

:)

اینا رو کی می گه ؟ :)


 
چطور از دید دور ماند ؟
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

من تعجب می کنم از بسیاری از دوستان که دستی در تحلیل فیلمهای سینمایی و سریالهای غربی دارند که چطور متوجه این مفهوم نشدند.

 بله ، بسیار از تحلیلگران ما توانستند نمادشناسی کنند و بسیاری رموز نهفته در دل این محصولات ماشینهای صنعتی بزرگ بنام هالیوود و بالیوود را شناسایی و افشا کنند. اما به زعم اینجانب ، یک نکته ی استراتژیک در این تحلیلها از افشا در امان ماند.

 
ببینید :

درست است که ما در سه گانه ی ماتریکس ، به نمادشناسی گسترده ای موفق شدیم. بله . زایان ، صهیون است. چون اصلا این کلمه ی زایان به املای صهیون نگاشته می شود و هیچ مخفی کاری از سوی طراحان این فیلم در مخفی کردن نظرشان در این زمینه وجود نداشته .

 اما باید توجه کرد که چرا چنین آسکار سخن می گویند.

باید توجه کرد که آنها می گویند قلعه ی انسانیتی در کره خاکی جز قلعه ی زایان وجود ندارد و انسان اگر می خواهد در انسانیت خویش باقی باشد ، بایستی به این قلعه بپیوندد.انسانها یا تحت استعمار ماشین ها هستند و گول خورده ، یا نه ، آزاده و قیام گر و ثائر که اگر دومی هستند حتما اهل زایانند !

هر آنچه غیر زایان و زایان نشین است ، هرچند ظاهری انسانی دارد ، چیزی جز سخت افزار و نرم افزارهای رایانه ای و محیطهای شبیه سازی شده نیست و آنچه که در بیرون از زایان است ، انسان نیست. و اگر انسانی بیرون از زایان باشد ، حتما به تسخیر ماشینها در آمده است !

به این توجه کردید ؟

آیا اینها گزاره های مستقیمی نیست که ما از متن ماتریکس بیرون می کشیم ؟ سوء برداشت یا تفسیر به رای مغایر با نص در آن وجود دارد ؟ مشکلی در این برداشت مشاهده می شود ؟

روشن است که خیر. این ها مستقیم ترین گزاره هایی هستند که می توان از متن این فیلم بیرون کشید.

برای درک بیشتر ، به سکانسهایی هایی از ماتریکس توجه کنیم :

صحنه ای در ماتریکس ریلود ، کنسول با نئو به گفتگو می پردازد. این دو بهمراه هم به طبقه ی زیرین ماتریکس که محل استقرار تجهیزات سرمایش و گرمایش و تهویه و تولید آب و ... است می روند. در آنجا کنسول از نئو یک سئوال می پرسد :

What means the CONTROL ؟ -  کنترل به چه معناست ؟

نئو از وی می پرسد منظورت چیست ؟

می گوید : ببین . من می توانم هروقت اراده کنم تمامی این ماشین ها را خاموش کنم . اما اگر این کار را کنم ، دیگر آب و هوا نخواهیم داشت. بالاخره من اینها را در کنترل دارم یا آنها من را در کنترل خود گرفته اند ؟

چه منظوری پشت این سکانس نهفته است ؟ این سکانس میخواست چه چیزی بگوید ؟ حقیقتا و اصولا ، این سکانس وسط این فیلم چه می کند ؟

 اگر نتوانسته باشیم پیام اصلی ماتریکس را درک کنیم ، پیام و فلسفه ای که ماتریکس در حال مخابره به کل جهان صهیونیزم و غرب است را درنیابیم ، نخواهیم توانست کوچکترین فهمی از این سکانس بیابیم و این سکانس برایمان بی معنا خواهد بود.

 اگر درک نکرده باشیم که ماتریکس می گوید اصولا دعوا در جهان بین انسانها و خدم و حشم انسانها است و آنچه که غیر از جهان صهیونیزم است ، از درجه آدمیت ساقط و فقط برای خدمت به آنها ساخته شده ، نمی توانیم پیام این سکانس را بگیریم . در این سکانس ، با حرکت نئو و کنسول از طبقه اول به طبقه دوم هستیم . اصل ماتریکس در طبقه فوقانی و این ماشینهای خدمت گذار در طبقه تحتانی هستند. این به چه معناست؟

 این ، اشاره ای به جهان دو قطبی امروز است. دسته بندی شمال جنوب. خدا کند که متوجه باشیم که از انتهای قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم ، جهان سه قطبی وجود خارجی ندارد و چیزی بنام عقب مانده ، در حال توسعه و توسعه یافته و جهان اول ، جهان دوم و جهان سوم نیست. بلکه از منظزر غربی جهان به دو دسته ی توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم می شود والگوی توسعه ای برای حرکت جهان توسعه نیافته برای دستیابی به توسعه یافتگی ترسیم و ارائه شده است.

 در این سکانس ، نئو و ماتریکس بشکلی سمبلیک و نمادین ، از طریق آسانسور ، از جهان توسعه یافته و قبله ی توسعه ، به جهان در حال توسعه و قسمت متصل به غرب آن می روند. قسمتی که توسط غرب راه اندازی شده ، آن را در کنترل دارد و تامین کننده نیازهای ابتدایی جهان باصطلاح توسعه یافته است. لیکن کلن اختیار آن و ماهیت آن در دستان جهان باصطلاح شمال تعریف شده است. این اشاره ، اشاره ای صحیح به قدرتهای وابسته ی موجود در مناطق مختلف دنیا ، خصوصا خاورمیانه است. اشاره ی کنسول ، به حکومتهای وابسته ای است که توسط خود غرب در مناطق تمرکز انرژی و مواد خام تاسیس شده تا ضمن حفاظت از منافع غرب ، منابع مورد نیاز آنها را تامین نمایند.

روشن است که دوام ذاتی این حکومتهای وابسته ، در تناسب با سیاست های جهان غرب است و به محض قطع شدن اراده ی بیگانه ، این حکومتها برچیده می شوند و گاه خود غرب این اقدام را می کند ( منظورم انقلابات امروز خاورمیانه نیست- سناریست و نویسنده و طراح فلسفه ای این فیلم چنین انقلاباتی را در مخیله اش هم راه نمی داد! ) . اما به محض برچیده شدن این دولتهای دست ساز وابسته ، منافع غرب نیز در این مناطق تامین نخواهد شد. اشاره ی کنسول به این بود که درست است که ما از ماشین ها بدمان می آید . اما گاهی به آنها نیاز داریم  و این رابطه ی نیاز چنین وثیق و دوسویه می شود که نمی توانیم آنها را کاملا حذف کنیم .

 حال ، در میان این همه ماشین و روبات که در تعامل با نئو و زایان قراردارند ، روشن نیست که ین ماشین های خدمت گذار دقیقا کدامها هستند ؟

با دنبال کردن چند بخش دیگر از ماتریکس نیز مشخص می شود که دقیقا منظور اسلام است. آنها کلا اسلام را نرم افزار بیداری و خروج و انقلاب و عصیان علیه استثمار می دانند. اگر در فیلم ماتریکس دقت کرده باشید ، فرهنگ غربی حاکم بر زایان تلاش زیادی برای بهره برداری و ارتباط با فرهنگ کنفسیوسی دارد. چرا مورفیوس برگرفته از فرهنگ یونانی ، اینقدر با فرهنگ کنفسیوسی مدغم می گردد ؟

 جواب را باید در نظریات مشهور پایان تاریخ و برخورد تمدنها یافت. این نظریات مدعی هستند تاریخ با تسلط فرهنگ لیبرال دموکراسی به پایان خواهد رسید. هرچند بر اساس این تئوری نبرد نهایی بین تمدن اسلامی متحد با تمدن کنفسیوسی خواهد بود.

 در بدوامر، برخی از تحلیلگران، نظریه «پایان تاریخ » را نظریه بدیع و مهمی توصیف نمودند، لیکن تحولات سریع الوقوع در عرصه بین الملل بویژه بروز ناسیونالیسم افراطی،درگیریهای قومی، مذهبی و منطقه ای وحرکتهای اسلام خواهی در پاره ای ازکشورهای اسلامی، ارکان این نظریه را سست کرد و زمینه را برای طرح نظریه هشداردهنده هانتینگتون با عنوان «برخورد تمدنها»هموار ساخت.

 هانتینگتون در پاسخ به این پرسش که آیاجنگ سرد را می توان اتمام مناقشات سیاسی، استراتژیک و ایدئولوژیک تفسیرکرد نظریه «برخورد تمدنها» را مطرح می سازدکه فاقد خوشبینی نظریه «پایان تاریخ »فوکویاماست. هانتینگتون معتقد است که امروز جهانیان هرگونه تمایل به اصول اعتقادی اعم از کمونیسم، آنارشیسم یانژادپرستی را کنار گذاشته اند، اما قطع وابستگی آنان به ریشه های «تمدنی »شان امکان پذیرنیست. وی دنیا را به چهار حوزه تمدنی اصلی تقسیم می کند. تمدن غرب مسیحی، تمدن اسلامی، تمدن کنفوسیوسی و تمدن هندویی. دیگر تمدنهای کوچکتر ازنظر او عبارتند از: تمدن آمریکای لاتین،تمدن آفریقا سیاه، تمدن ارتدوکسی، تمدن بودایی و ژاپنی.

 
به اعتقاد هانتینگتون، تقابل تمدنها،سیاست غالب جهانی و آخرین مرحله تکامل درگیریهای عصر نو را شکل می دهد. خصومت هزار و چهارصد ساله اسلام و غرب در حال افزایش است و روابط میان دو تمدن اسلام وغرب آبستن بروز حوادثی خونین می شود.وی در کتابش، بیان می دارد تازمانی که اسلام، اسلام باقی بماند (که باقی خواهدماند) و تازمانی که غرب، غرب باقی بماند (چیزکه بعید به نظر می رسد) تنها عامل تعیین کننده روابط موجود میان این دو دایره فرهنگی عظیم و دو سبک متفاوت زندگی،کشمکش بنیادین میان آن دو خواهد بود. کشمکشی که 1400 سال تمام تعیین کننده روابط میان این دو فرهنگ بوده است.

هانتینگتون برای اثبات «خطر اسلام » نتایج نظر سنجی انجام شده در آمریکا را منتشرنمود. نظر سنجی که طی آن اکثریت پرسش شوندگان به این گمان بودند که خطری به نام خطر اسلام، وجود دارد. از زمان انتشار نتایج این نظر سنجی ظاهرا بسیاری از مردم بدان اعتقاد پیدا کرده اند. در پاسخ این سؤال آقای هانتینگتون که کدام کشور بزرگترین تهدیدبرای ایالات متحده محسوب می شود، سه کشور ایران، چین و عراق سه رتبه اول را به خود اختصاص داده اند.

هانتینگتون جهان امروز را به بخشهای فرهنگی متفاوتی تقسیم می کند و معتقد است آن قسمت از جهان که دارای فرهنگ اسلامی است، اصلی ترین دشمن احتمالی غرب خواهد بود؟!هانتینگتون ادعا می کند که غرب مسیحی -یهودی در سده 21 هم از نظر سیاسی و هم ازنظر اقتصادی قربانی مطامع امپریالیستی پیروان اسلام و کنفوسیونیسم خواهد شد.خلاصه این که کانون اصلی درگیریها در آینده،بین تمدن غرب و اتحاد جوامع کنفوسیوسی وجهان اسلام خواهد بود و درگیریهای تمدنی آخرین مرحله تکامل درگیری در جهان مدرن می باشد. هانتینگتون همچنان بردیدگاه بدبینانه خویش درباره آینده روابط بین تمدنها تاکید ورزیده و از شکست دولت - ملت به عنوان واحد اصلی روابط بین الملل،تشدید تنشهای ناسیونالیستی، گرایش فزاینده به درگیری، افزایش سلاحهای امحای جمعی و رشد بی نظمی در جهان سخن می گوید. سیاست داخلی، سیاست قومی و سیاست جهانی وجود خواهند داشت،اما همگی تابعی از «سیاست تمدنی » خواهندبود.

هانتینگتون همچنین تصریح می کند:

 «در دنیای بعد از جنگ سرد، کشورهای اصلی و مرکزی هر تمدن جای ابرقدرتهای دوران جنگ سرد را خواهند گرفت. «قدرت جهانی » دیگر معنا ندارد. شکل گیری دنیای آینده بر اساس تمدنها حتمی است و هیچ گریزی از آن وجود ندارد.»
 
هنری کیسینجر نیز معتقد است که:

«دردنیای بعد از جنگ سرد شش قدرت جهانی قدرتهای برتر خواهند بود که در واقع در درون پنج تمدن بزرگ هستند.»

وی گرچه تمام مسائل جهان را «در خطوط گسل (1) مورد نظرهانتینگتون متمرکز نمی داند، اما با تحلیل وی درباره وضعیت جهان بعد از جنگ سردموافق است.» میچل استرمر، رئیس انیستیتوی مطالعات روابط بین الملل آلمان در هنگام تشریح نتیجه آخرین تحقیقات این مؤسسه اعلام کرد که برخورد فرهنگها عامل خطرناک و بی ثبات کننده ای است که کشورهای ناتو در آینده با آن روبه رو خواهندشد.

آخرین بخش از نظریات هانتینگتون که واقعا خطرناک است، اشاره او به خطر اتحادبین تمدن اسلامی و کنفوسیوسی و تبانی آن دو برای غرب است. وی معتقد ا ست، تبانی سایر تمدنها مهم نیست ولی تبانی این دوتمدن می تواند غرب را از پای درآورد. در اینجا هانتینگتون اعلام خطر می کند که نزدیکی خیلی زیاد ایران و پاکستان و چین نوعی اتحاد بین این دو تمدن است. طبق تحلیل وی تمدن اسلامی نمی تواند زیاده روی وغارت ملل توسط تمدن غربی را تحمل کند،لذا این دو تمدن قطعا برخورد خواهند کرد.

 به نظر هانتینگتون، مسلمانان معتقدند که فرهنگ غربی، فرهنگی مادی و فاسد و درنهایت درجه از انحطاط و بی اخلاقی است ونیز معتقدند که در این تمدن فاسد ویژگیهایی است که با در نظر گرفتن آن ویژگیها باید برضرورت هرچه بیشتر مقاومت در برابرتغییراتی که این فرهنگ در طرز زندگی آنان پدید می آورد، تاکید کنند.

حال در این فیلم ، بارها متوجه می شویم که تلاش شده ، این فرهنگ غربی باشد که با فرهنگ کنفسیوسی درآمیخته و به وحدت رسیده است. بدون تعارف ، دیدگاههای مذکور رسما از سوی جهان غرب پذیرفته شده و بعنوان ایمان امروز تئوریسینهای بزرگ آنان مورد توجه قرار می گیرد. تذکرات نظریه پردازانی همچون فوکویاما و هانتینگتون است که کسی مانند جوزف نای را به تدوین و وضع تئوری نبرد نرم و سخت و تببین راه تقابل استراتژیک موثر با حوزه های تمدن اسلامی و کنفسیوسی وادار می کند.

 می ترسم این مطلب زیاد طولانی شده باشد. حرفهای زیادی هست که باید در ادامه با بررسی دو فیلم جزیره (2005) و ترمیناتور سلویشین 2009 باید به میان بیاید. باید نقد درون گفتمانی و غربی در مورد  فلسفه محوری ین فیلم ها را افشا و درک کنیم.


 
مرد این بحر طوفانی ایم
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

دقت کرده ای چه مواقعی من با این فونت و رنگ و اندازه می نویسم ؟

ما ، جیره خواران و مستمندان درگاه امیرالمومنین و وصی الرسول رب العالمین صلی الله علیه و آله و سلم ، علی ابن ابیطالب هستیم .

ما فدائیان بیت علوی هستیم ،‌ما،‌ خون و عرق در هم می آمیزیم و استخوانهای فتنه در هم می شکنیم ، ما ، همانها هستیم که ثابت کردیم ، در ره عشق جگردار تر از صدمردیم،‌

ما ، ماهی این بحریم،‌ شکافنده ی این طوفانها!


به مادر اطهر سادات قسم ،‌از حیله های دشمنان در حوزه فرهنگ، در همین ساعت چیزهایی کشف کرده ام ، که تا خون قبیله ی کفر را به دست عدالت علوی جاری نکنیم آرام نشویم .


یا منصور ،‌اَمِت !

یـالثارات الحسین!


سرهایتان را جلو بیاورید. شمشیرهایمان را کشیدیم . شمشیرهای برهنه ما را در مقابل خود ببینید.

حالا آماده باشید. فتنه ی فرهنگی را به کامتان چنان زهرآگین کنیم که بگویید نگفتی.



 
تشبیه بی منطق تریخی کار جریان سبز است یا ما ؟
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

نگاه کنید چی نوشته :

١- جمله بندی بی نهایت بچه گانه . کسی یعنی پیدا نمیشه به ایشون کمی انشاء یاد بده ؟

٢- بگذریم . ببین متنش منظورش چیه . میگه آقا نیایین تلاش کنین با گذاشتن دوتا عکس کنار هم یک منظور رو برسونین .

رو که نیست.

سنگ پای آریزونا !

صدهزارتا از این موارد رو فهرست کنم ؟

هزاران هزار عکس رو کنار هم نگذاشتند‌؟ مثلا عکسی بود احمدی نژاد عطسه کرده فلانی هم کرده . میگذاشتند کنار هم و فورا عمل پیوند گودرزی شقایقی. صدهزارتا از اینها رو فهرست کنیم الان اینجا ؟

حالا چیه ؟ یک بار پای آقاشون میرکروبی :دی شده عین پای آقاشون ابن زیاد. حالا چیه بجای خوشحالی و تبریک گفتن به کروبی ، ناراحتی داره ؟ :دی

 

 


 
فرق بین تحلیل بیمارگونه ی هدفدار و تحلیل شخصی معمولی
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
این نمونه ای از دو سبک تحلیل است که ذیل یک فید در شبکه اجتماعی فرندفید در ترکیبی شگفت انگیز و نادر ، کنار هم قرار گرفته وفرصت قضاوت و ارزشگذاری را به انسان می دهد .
نمونه اول ، مربوط به کاربر با کد روزبه است که سعی دارد بهرحال تحلیلی دقیق و موشکافانه و بدون کمترین سوگیری داشته باشد و تحلیل برجسته ی طیف مقابل که کاملا بیمارگونه و هدفگذاری شده ، محورهای مشخصی از عملیات روانی را القاء می کند.
بدون هیچ نیازی به توضیح ، متن را عینا بازنشر می کنم .
***
دیشب گزارشهای بی بی سی تناقض داشت. یک ساعت بعد از حکومت نظامی از محمد منظر پور پرسیدن آیا مردم به خونه هاشون رفتن؟ محمد منظر پور گفت: در مسیری که ما تا هتل به زحمت و از کوچه پس کوچه ها میومدیم مردم در حال دویدن برای رسیدن به خونه هاشون بودن و خیابونها خلوته. در صورتی که در گزارش دو ساعت بعد از اون و وقتی کاملا حکومت نظامی
شکست خورد گفت وقتی داشتم به هتل میومدم اثری از نیروهای امنیتی نبود و شهر در کنترل مردم بود. بی بی سی انگلیسی هم در یک ساعت اول بدون تاکید بر حضور مردم میگفت حکومت نظامی اجرا شده. - Roozb3h
درسته، من هم همین گزارش رو دیدم... منظرپور می گفت با سختی از در پشتی هتل خودمون رو به اینجا رسوندیم!!! - سیاوش - حامد نورمحمدی
آره سیاوش از دیروز دارم بهش فکر میکنم. خیلی تابلو بود و بدتر از اون هم اینکه حتی الجزیره هم نمیگفت مردم کنترل شهر رو در دست دارن اما پرس تی وی زیر نویس کرده بود که هزاران نفر در خیابونهای قاهره هستن! فحش رو بسته بودم به پرس تی وی! فکر میکردم داره دروغ میگه - Roozb3h
خوب به نظرت علتش چیه؟ - امیرو
خوب امیرو تنها چیزی که به ذهن آدم میرسه اینه که هیچکدوم از این رسانه ها علاقه ای به شکست حکومت نظامی نداشتن و در زمانی که اینترنت و موبایل قطع بوده این رسانه ها تعیین کننده ترین موارد برای اطلاع رسانی بودن ، اطلاع رسانی رو عامدانه درست انجام ندادن - Roozb3h
کامنتهای دیشب هم هست که گرین داو گفت : به نظرم محمد یهذره داره محافظه کار گزارش میکنه...خبرایی که 1 ساعت پیش اومده تازه اون مخابره میکنه --- در جواب من بهش گفتم : آره گرین جان به هر حال خبر غیر معتبر برای بی بی سی حکم فاجعه رو داره، چیزی که اگه کانال رو عوض کنی رو پرس تی وی میبینی. احتمالا محافظه کاری هم بابت همینه --- اما خبر غیر معتبر نبود چون محمد منظر پور دیده های خودش رو به دو صورت متفاوت ارائه داد! - Roozb3h
پاپتی حرف خودش رو عوض کرد این دیگه از غرض داشتن هم بدتره. تو جریان اتفاقات ابران هم البته کم این مدلی نبودن ولی خوب اونجا خبرنگار مستقیم نداشتن - Roozb3h
یک تناقض دیگه دیروز می گفت مردم بسیار متمدن هستند و هیچ اتفاقی و غارتی پیش نیومده..چند دقیقه بعد العربیه نشون داد ملت ریختن تو یک بیمارستان دارن تختاشو می دزدن :دی - میلاد آبادانی
شبکه خبر باحاله که همه چی رو 180 درجه می چرخونه بعدشم می خواد بگه اخوان المسلمین همه کاره این جریاناته, خیلی باحالن - Shahrouz
تخت بیمارستان.مثه اینکه العربیه اصلانمیخوادتغییری ایجاد بشه :)) - Roozb3h
خوب چون وابسته به سعودی هاست دیگه - Shahrouz
شهروز شبکه خبر که جوک رو رد کرده :)) یه مشکلی دارن دقیقا. شنیدم تو عربستان هم تظاهرات شده! - Roozb3h
آره اونجام تو جده به بهانه عدم مدیریت سیل مردم اعتراض کردن - Shahrouz
آره مثه اینکه، واقعا عربها هم مثه اینکه بیدار بودن ولی خودشونو به خواب زده بودن - Roozb3h
چی بگم. من که هرچی باشه ازشون متنفرم یه روزی قدرت داشتم حمله می کردم دهن این عربا رو سرویس می کردم - Shahrouz
بابا هیتلر بابا آشوویتس بابا چنگیز :)))) - Roozb3h
:))))) روزبه باورکن این عربا حقشونه انقد نامردن - Shahrouz
چیکار کردن باهات؟ کارگرهاشون رهن منو صاف کردن البته، یه مقدار هم بعضی از این مهندسای پتروشیمیهای بندر امام هم دهنمو مورد عنایت قرار دادن ولی نه در اون حد که بخوام نسل کشی راه بندازم - Roozb3h
با من کاری نکردن ولی چندبار برخورد و یه سری مسائل دیگه که دیدم و شنیدم بهم ثابت کرد خیلی عوضی هستن. همین عراقی ها رو ببین اون موقع که فکر می کردن 3سوت ایرانو می گیرن و راحت می یان اینجا حال می کنن پشت صدام بودن تا دیدن نه دارن تلفات می دن و از ایرانم خبری نیست چرخیدن بعد صدام هم تا به ایران نیاز داشتن دستمال زدن الان مردمش به ایران فحش می دن. باور کن این عربا به خون ما تشنن آرزوشونه ایران با خاک یکسان بشه می دونی یکی از کسایی که حمایت مالی سیاسی می کنه ایران تو این وضع بمونه همین پادشاه عربستانه - Shahrouz
اینایی که میگه درسته ولی من فکر میکنم اگه کشورهای منطقه نظام دموکراتیک پیدا کنن این فقر فرهنگی مردم هم تا حد زیادی رفع میشه - Roozb3h
یعنی به نظرت مثلا" این مردم ما تو همین جامعه خودمون که از هم نمی گذرن با تغییر نظام خوب می شن!؟ به نظر من فرهنگ 60% ذاتی هستش و 20% از خونواده و 20% از جامعه نشات می گیری کسی که صفر هست رو که نمی شه کردش 70-80 - Shahrouz
همون 10بشیم تا 100 سال آینده از سرمون زیادیه - Roozb3h
خوب دیگه همونم نمی شیم.بلا نسبت دم سگ رو گذاشتن تو قالب بعد 100 سال باز کردن بازم کج بود, خانه از پای بست ویرانست ربطی این چیزا نداره - Shahrouz
دقیقا همینطوره که میگی :( - Roozb3h
رونوشت به فاطیما که فک میکنه کار آمریکاییهاست. الجزیره و بى بى سى به کدوم کشور وصلن؟ - Pario from m.ctor.org
امریکا خیلی روراست تر از این حرفهاست pario - Roozb3h
یکی بره دست تابناک رو بگیره!بنده خدا تو دیوار میخوره الان میگه مبارک رفت هلند 2ساعت بعد میگه رفت عربستان بعد کانادا بعد شرم الشیخ و....روزنامه جمهوری اسلامی رو تو روزنامه فروشی دیدم دیروز زده بود مبارک سقوط کرد! - sina moosavi
***
پی نوشت :
١- از دوستانی که زحمت جمع آوری این نکات و ارسال آنها را برای بنده تقبل کرده اند بسیار متشکرم و از خداوند متعال برای آنها و مجموعه کاری شنا آرزوی توفیق دارم. مدتی است که از محصولات دوستان استفاده می کنم و یک تشکر و ذکر ،‌لازم بود.
٣- من مخاطب وبلاگ خودم را خیلی خیلی بصیرتر می دانم و می دانم خودش می تواند بدقت متوجه مبحث باشد. فقط من بقول معروف ولیپوینتها را مشخص کردم .
٢- من قبلا در مورد محمد منظرپور خبرنگار بی.بی.سی در مصر و عملیات روانی ناکامی که به آن مامور بود مشاهداتم را اینجا نوشته ام .

 
با نیما اکبرپور کاملا موافقم
ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

نیما اکبرپور ،‌ دوست سابق اینجانب و همکاری فعلی رسانه ی سازمان جاسوسی خارجی انگلیس یعنی MI6 ، در صفحه فرندفید خود نوشته است که :

خوب این کاملا تلقی درستی از وضع لیبی است. و اما وضع مردم تونس و مصر نیز از این بهتر نبوده است. با مقایسه کوچکترین حوادث در تهران که با هجوم دوربین های موبایل مواجه می شود ، و مقایسه تندترین حوادث در مصر و تونس که تک و توک در دست مردم موبایل در حال تصویربرداری می بینی باید درک درستی از این موضوع پیدا کرد.

وقتی در پایتخت مصر ، بخش مهمی از مردم ، شاید یک چهارم جمعیت ، در گورستانها زندگی کنند و درامد روزانه آنها کمتر از 2 دلار باشد ( و مخارج روزانه شان را آن وقت حساب کن ! ) معلوم است که ضریب نفوذ  اینترنت در این کشورها چقدر و میزان کاربری آن میان مردم چقدر است .

اصولا اینترنت ابزار اعمال سیاستهای معارض شده است و مصلحت غرب در گسترش این ابزارها در این کشورها نبوده است. تونس که مرکز برگزاری بسیاری از همایشها و سمینارهای بین المللی غربی در موضوعات مورد علاقه آنها مثل جامعه اطلاعاتی و موضوعات مشابه است ، در این زمینه در چه مرحله ای قرار دارد ؟

وقتی رئیس مجلس ایران می گوید آقای مبارک فکر کرده است با کنترل اینترنت و فیلترکردن سایتها کاری می تواند در مقابل براندازی از پیش ببرد ، برای این است که کاملا راست می گوید . و وقتی اپوزیسیون ایرانی مدعی می شود که همین گزینه در مورد ایران صادق است ، بخاطر همین بی مطالعه بودن که جزو فرهنگ ذاتی اپوزیسیون ایرانی است ، به خطا رفته است.

روشن است که کنترل اینترنت و رسانه های در اختیار جریان معارضه قطعا در فعالیت های آنها اختلال ایجاد خواهد نمود. دوستان اپوزیسیون لا اقل به داده های روشنی مثل آنچه که نیما نوشته است توجه کنند.


 
پاسخ رفرمیستهای ایرانی چیست؟
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

بازهم حتما خواهند گفت فوتوشاپ است.

ارتباط صفحه فیسبوک منسوب به فخری محتشمی همسر سید مصطفی تاجزاده به صفحه ی فردی با عنوان یک صهیونیست . لازم به ذکر است اعضای مرتد جبهه ملی نیز در این صفحه به همین شکل عضوند.

 آدرس صفحه فیسبوک منتسب به فخری محتشمی پور :

http://www.facebook.com/profile.php?id=100001619477657

لینک تصویر درشت : http://s29.aks98.com/files/06706818007139718474.bmp

 

آدرس فیسبوک یک صهیونیست : http://www.facebook.com/profile.php?id=1808743571

لینک تصویر درشت : http://s29.aks98.com/files/15045158186712557778.bmp

پی نوشت : بنظر من که ، چاره ای جز سکوت ندارند. البته بعید نیست این وضعیت را بهم بزنند و بعدا انکار کنند. اما ابتدا با بایکوت و سکوت کار را پیش خواهند برد. این آدمها را می شناسم . روششان همین است.


 
مگر همین پارسال نبود...
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 


 
صحنه مجروحیت سیدشهاب الدین واجدی
ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

فیلم صحنه مجروحیت سیدشهاب الدین واجدی به دستمان رسیده است.در اولین فرصت بهمراه عکس کسانی که ضمن حضور در اغتشاشات ٢۵ بهمن او را وحشایانه مجروح کردند برای شناسایی توسط امت حزب الله منتشر خواهیم کرد.

الا ان حزب الله هم الغالبون


 
لبخند بزن بسیجی. لبخند گل زیباست.
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 

این قله ی استواری ، لرزه ای بر اندام نحیف فتنه انداخته که تمرکز را از آنان گرفته

صدای فحاشی های آنان به لبخندت تمام فضای مجازی شان را پرکرده !

لبخند بزن بسیجی

لبخند گل زیباست :)

نامه ی سرگشاده ی همسر سیدشهاب الدین واجدی عکاس مسلمان :

شوهر و فرزندم فدای ولایت
ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۹ توسط سید شهاب الدین
یادداشت میهمان: به قلم همسر عکاس مسلمان


بسم الله.
آن شب که شهاب را خونین و بال و پر شکسته دیدم بدترین شب زندگی‏ام را گذراندم. این خیلی برای من سخت بود که همسرم را در چنین وضعیتی ببینم، ولی حالا افتخار من خونی است که همسرم برای دفاع از انفلاب اسلامی، آرمان‏های امام راحل ، راه سرخ شهدا و دفاع از حریم ولایت هدیه کرده است.

عکس شهاب در اورژانس
افتخار من جانبازی شهاب‏ الدین برای صیانت از جمهوری اسلامی است.

عکس شهاب در ماشین بعد از ضرب و شتم توسط منافقین

افتخار من این است که شوهرم یک هنرمند بسیجی است، یک عکاس بسیجی که پرونده‏ای در بسیج ندارد، اما تفکرش تفکر یک بسیجی است. همه ما که عاشق این انقلاب و ولایتیم بسیجی هستیم و تا آخر بسیجی می‏مانیم و تا آخرین قطره خونمان پای این انقلاب می‏ایستیم.

شهاب وقتی ماجرای آن غروب کذایی را برایم تعریف کرد، از آن موقع تاکنون مسببین آن را لعن و نفرین می‏کنم، آخر آن افراد منافق حرامزاده بی‏حیا بعد از جنایت‏شان، می‏خواستند شوهرم را لخت کنند و در کوچه‏ بن‏بستی که در آن آتش روشن کرده بودند بسوزانند. یقیناً اینها بویی از انسانیت نبرده‏اند. اینها یزیدیان دورانند که رخت عوض کرده و می‏خواهند حکومت اسلامیمان را از ما بستانند. اما کور خواندند.


اگر دستگاه قضایی ما اینبار هم در دستگیری سران فتنه و محاکمه آنها کوتاهی کند، به اجداد طاهرین فرزندم قسم می‏خورم که خون‏های به ناحق ریخته شده شهدا و جانبازان فتنه ۸۸ تا ۲۵ بهمن امسال، گریبان خود آنها را خواهد گرفت و در روز جزا به خاطر قطره قطره‏ی خون‏های شهدا باید تقاص پس دهند.

درد من از خانواده‏هایی است که فرزندان خود را برای راهی غیر از راه اسلام تربیت می‏کنند و به میدان می‏فرستند، که این عاقبتی بد برای آنها رقم می‏زند و مسئولیت خون‏های به زمین ریخته شده‏ی فرزندانشان، گریبان خود آنها را هم در این دنیا و هم در آخرت خواهد گرفت.

خوشحالم از اینکه سایه شوهرم را هنوز بر سر خود و فرزندم دارم تا خود او بتواند پسرش را برای این انقلاب مثل خودش تربیت کند تا هردو سرباز ولایت باشند و انشاءالله در رکاب حضرت ولی عصر (عج) سربازی کنند.


دوستان و دشمنان بدانند اگر از سرهایمان کوه‏ها بسازند، فرزندهایمان هرگز در کتاب تاریخ خود نخواهند خواند که:”خامنه‏ای را تنها گذاشتند”.

شوهرم، خودم و فرزندم فدای ولایت.


 
 
 
تبلیغ ویـژه