الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

اهای اردلان ! بداد خودت برس !
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

بابا این کیه داره به اسم سیاوش اردلان با هرجور IP  انگلیسی ( آی پی بی.بی.سی و غیره ! ) واسه من کامنت میذاره ؟

بهش بگین !


 
تصویر پرمعنا...
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

این دو تصویر دریایی حرف دارند... اما بی شرح می گذارم ...

به هم ،‌خیلی مستقیما ربط ندارند. اما هرکدام کلی منطق و نکته دارند.

بخدا کلی حرف هست ... ولش کن کافیه.

العاقل یکفیه الاشاره!

 


 
آقاتهرانی برای نصیحت سید حسن رفته بود نه اظهار تأسف
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

دروغگویی سایت جماران با طرح ادعای : اظهار تأسف حجت‌الاسلام آقاتهرانی درباره اعتراض مردم به سید حسن مصطفوی در روز 14 خرداد.

خبرنگاران پارلمانی حاضر در مجلس نظر آقاتهرانی را جویا شدند که وی ضمن انتقاد از دفتر سید حسن مصطفوی و سایت جماران در خصوص انتشار خبر این دیدار و نقض تعهد قبلی مبنی بر رسانه‌ای نشدن آن، هدف از دیدار خود را نصیحت مصطفوی اعلام کرد و از خبرنگاران خواست که به این موضوع دامن نزنند.

صبح روز سه‌شنبه گذشته ، سایت جماران که با مسئولیت محمدعلی انصاری اداره می‌شود،‌ نوشت عصر روز دوشنبه حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، با حضور در منزل یادگار امام در قم، با حجت الاسلام و المسلیمن سیدحسن خمینی دیدار و گفت‌وگو کرد. این سایت در ادامه ادعا کرد که در این دیدار، نماینده مردم تهران در مجلس، مراتب تاسف خود را از اهانت‌های صورت گرفته به یادگار امام ابراز داشت و حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی نیز با تشکر از وی، بر ضرورت همدلی و وحدت بین نیروهای سیاسی کشور تاکید کرد.

در واکنش به این مطلب، خبرنگاران پارلمانی حاضر در مجلس نظر آقاتهرانی را جویا شدند که وی ضمن انتقاد از دفتر سید حسن مصطفوی و سایت جماران در خصوص انتشار خبر این دیدار و نقض تعهد قبلی مبنی بر رسانه‌ای نشدن آن، هدف از دیدار خود را نصیحت مصطفوی اعلام کرد و از خبرنگاران خواست که به این موضوع دامن نزنند.

همچنین حجت‌الاسلام حمید رسایی نیز در این زمینه به ایسنا گفت: «دیدار آقاتهرانی با سید حسن خمینی از سوی فراکسیون انقلاب اسلامی نبوده است.» عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس اظهار داشت: «بنده از آقای آقاتهرانی در رابطه با دیدارشان با سیدحسن خمینی سوال کردم که ایشان در پاسخ بیان کرد که از آنجا که قبلا آقای سیدحسن خمینی به منزل‌شان رفته و بازدید داشته است، در پاسخ به این دیدار، آقاتهرانی نیز به منزل سید حسن خمینی رفته است.»

وی ادامه داد:« هم‌چنین آقای آقاتهرانی بیان کردند که بنا نبود آمدن سیدحسن خمینی به منزل‌شان و یا رفتن‌شان به منزل ایشان خبری شود و در این رابطه توافقی نیز حاصل شده بود.»

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی یادآور شد: «همچنین آقای آقاتهرانی تاکید کردند که در هنگام مراجعت به منزل حاج سیدحسن خمینی ایشان را نسبت به مواضع‌شان نصیحت کرده و گفته‌اند که مواضع خوبی اتخاذ نکرده است.»

رسایی در پایان گفت:« القای این موضوع که آقای آقاتهرانی برای دلجویی از رفتارهای مردم در 14 خرداد به منزل سیدحسن خمینی رفته و اعلام ناراحتی کرده است، خبر درستی نیست.»

تلاش به‌منظور مشروعیت سازی برای سید حسن مصطفوی در طی روزهای اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. این در حالی است که روز 14 خرداد جمعیت میلیونی حاضر در مرقد مطهر امام(ره)، یک‌صدا به همسویی سید حسن مصطفوی از فتنه‌گران و سکوت وی در قبال اهانت به ساحت امام راحل اعتراض کردند و از او خواستند که به وصیت‌نامه پدر خود در پیروی از ولایت عمل کند.

پی نوشت :

١- کسی هنوز هست که از فقدان هر علامت احترامی کنار نام امام راحل(ره) در  لودینگ سایت جماران تعحب کند؟

٢- پایگاه اطلاع رسانی جماران که در مورد هتک حرمت اندیشه ولایت فقیه، حرکت علیه اصل انقلاب اسلامی و دین در طول سالیان اخیر سکوت کرده حتی در هتک حرمت تصویر امام راحل (ره) ساکت ماند و در مقابل نامه قبیح کدیور به سید حسن مصطفوی هم مانند گنگ ها وامانده است و توجیهی عجیب برای این کار خود می آورد که ما حزب و تشکیلات سیاسی نیستیم که به مسائل روز واکنش نشان بدهیم و کار ما جمع آوری آثار امام است ، توجیهش برای این پردازش تمام رنگی ! به جریانات سیاسی ! اخیر چیست ؟

انگار نه انگار که همین الان ، در همین صفحه وبی که همین تصویر روبرو قابل مشاهده است ، فقط کمی پایین تر سمت روبرو ، این یکی تصویر هم قابل مشاهده است ! این که دیگر جمع آوری اظهارات و مسائل خانواده امام است نه امام . مگر اینکه بگوییم چون مدعی هستیم ماجرا به امام مربوط است آورده اند. خوب پس دیگر آن استدلال پوچ می شود. چون ماجرا که سیاسی بود و البته مربوط به امام . پس این همه ماجرای دیگر مربوط به امام را چگونه با عنوان مربوط نبودن به ماموریت موسسه حذف می کنند ؟

حالا البته جای این پرسش باقیست که مگر فقط احزاب و نهادهای سیاسی نسبت به مسائل روز جامعه موضعگیری می کنند ؟ آیا شخصیت های سیاسی و افراد موثر در جامعه اینگونه نبایند باشند و مردم باید آنها را ساکت ببنید ؟ یا حقیقت این است که نه تنها اگر این دوستان موضعگیری کنند ، نوع موضعشان تعجب همه را بخاطر تباین آشکار با اندیشه امام بر می انگیزد ، بلکه این سکوت موثر ، خود یک موضعگیری روشن سیاسی است تا دست حضرات برای ادامه دادن خرج از جیب نام امام راحل (ره) باز بماند !

این را بگذارید کنار این که ، آیا این همه جسارت مستقیم به اندیشه حضرت امام (ره) ، مربوط به امام (ره) نبود که حالا ماجرای 14 خرداد مربوط به امام تلقی شود ؟

آقای انصاری. بابا. همه می دانند. بیخیال. این چیزها را آنجا می نویسی ، اوضاع برایتان بدتذرمی شود. و السلام .


 
آقای توکلی ، "جمهوری دوم" را تورق کنید !
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

هرگز از یادم نمی رود زمانی که تبلیغات انتخاباتی دکتر توکلی را در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری محمد خاتمی مطالعه می کردم ، رگه های روشن همفکری او با دیدگاههای امروزین دکتر احمدی نژاد در حوزه حجاب و روابط اجتماعی را بوضوح دیده بودم .

یادم نمی رود که هنگامی که به همراه پدر بزرگوارم به پای صندوق رای می رفتیم تا به آقای دکتر رای بدهم ، به ایشان گفتم : حاج آقا من از این دکتر توکلی شما می ترسم . پدرم فرمودند : چرا‌؟ گفتم : ضد بسیج و ضد امر به معروف و نهی از منکر است. ویژه نامه جمهوری دومش اش بوی همراهی با سانتی مانتالها می دهد...

با وجود آنکه خیلی آن روزها سن و سال زیادی هم نداشتیم،‌ تا مدتها پس اتمام انتخابات دوم خرداد و انتخابات بعدی خاتمی ، تبلیغات انتخاباتی آن روزها را در کشوی تخت خوابم نگهداشته بودم . ویژه نامه ی جمهوری دوم آقای توکلی که در قطع روزنامه ای مثل کیهان چاپ می شد را تا مدتها داشتم و مرور می کردم و هنوز ذره ای در انطباق دیدگاه شخصی اقای دکتر توکلی در این حوزه با دکتر احمدی نژاد تردید ندارم.

دیدگاه امروز دکتر احمدی نژاد دیدگاهی است که ایشان بارها بیان کرده است. اولین بار در برنامه تلویزیونی کاندیداها در دور اول و به مراتب در دفعات و روزهای بعد. اصلا فراموش نمی کنم از ثانیه ی اول روی کار آمدن دکتر که همه ی نیروهای مومن از نیروی انتظامی انتظار داشتند که حالا که فضای برای تو مساعد تر شده به وظیفه ی قانونی ات که تا حالا در اجرای ان سستی کرده ای - بدون توجیه واقعی - عمل کن ، جریانی آمد و این ماجرا را انگ سیاسی زد والبته که ما هم باور کردیم که توطئه ای علیه دکتر در جریان بوده تا او را زمین بزند و تا به این لحاظ سکوت کردیم .

بارها اظهار نظرهای مختلف دکتر در این حوزه را شنیدیم و روزی نبود که نقد و رد نکنیم .

همین وبلاگ من پر است از بارها موضعگیری من که گاه با الفاظ بسیار تند نگاشته شده، اما می شود آقای دکتر توکلی و سایت الف بفرمایند چطور شد بعد از گذر پنجسال از عمر دولت دکتر احمدی نژاد فهمیدند که باید چه موضعی در این موضوع بگیرند ؟

من بصراحت می گویم دیدگاههای کسی که با این سن و سال وهیبت و عنوان به "نماز جمعه" شهرستان محل تولد خودش هم با آستین کوتاه می رود ، دیدگاهش هیچ تفاوتی با دیدگاه دکتر احمدی نژاد در این موضوع ندارد و پرداختن وی به این موضوع از دو حیث اول : ایجاد فشار سیاسی و دو : عقب نماندن از قافله ی جریان عمومی است.

آقای دکتر توکلی !

شما بروید و لطفا ویژه نامه ی جمهوری دوم را تورق کنید !

بروید و ببینید سالها قبل از آنکه دکتر احمدی نژاد این دیدگاه غلط خود در مورد حجاب و جامعه را بیان کند ، چه کسی تند تر وصریح تر آن را لابلای جریان مذهبی و حزب اللهی تزریق می کرد. پرداخت سیاسی امثال شما به این ماجرای مهم ، موجب می شود امثال حضرات پرنفوذ در دولت ، کماکان در گوش دکتر احمدی نژاد لالایی سیاسی بودن این رویکردها را بخوانند. حقیقتا که شما و آن افراد دو لبه ی یک قیچی شده اید.

راه دور نرویم. شما روشن کنید از ابتدا چه موضعی در مورد اجرای طرح امنیت اجتماعی داشتید و چقدر از نیروی انتظامی در زمان اجرای طرجی که احمدی نژاد جلوی آن را گرفته حمایت کردید ، آنوقت ما کمی این همراهی شما با خودمان در دغدغه مندی را باور کنیم .

گفته باشم . برخی تحلیل های مندرج در الف در مورد نقد این رویکرد دکتر احمدی نژاد بسیار پرمحتوا و قابل استفاده است. این موضع من ربطی به انکار ارزش محتوای برخی از این مقالات ندارد و معنا و منظور من کاملا شفاف است. هرچند آنچه که من از الف شناخته ام و شکاله کلی عمل سیاس الف می دانم ، تلاش برای وسط ماندن - ‌نه معتدل ماندن ! میان این دو زمین تا آسمان فرق است - است ولو به این قیمت که در دعوای شفاف بین حق و باطل ،‌ وسط باشی! نه این طرف و نه آن طرف ! ( نرفتن طرف حق ، پیوستن به باطل است. ولو با سکوت ! ) این نخبه نمایی رفتار عمومی الف است که او را عمدتا در جریانات سیاسی اینگونه که هست کرده . مگر آنکه باد چنان -مثل الان ! - به سمتی شدید بوزد که دکتر توکلی هم دیدگاههای گذشته خود را فراموش کند !


 
تزویر انگلیسی ، در قالب تشویق تخصصی !
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

دوستان بمن خبر جالبی را از فیس بوک سیاوش (مهدی) اردلان داده اند. مثل اینکه صفحه فیس بوک ایشون شده دفترچه خاطرات ایشون در مورد وبلاگ نویسان مطرح اصولگرا و حالا پس از من ، این نوبت برادر وحید یامین پور است که در صفحه فیس بوک این آقا مهدی اصلی و سیاوش جعلی کیسه کشیده شود.

بگوشم رسیده که اردلان در فیس بوکش در مورد وحید نوشته : ...بعضی ها فکر می کنند فقط یک خبرنگار یا مجری بی طرف حرفه ای هست. لزوما نه. یک خبرنگار یا مجری می تونه خیلی هم جانبدارانه عمل کنه و حتی مدافع یک جریان فکری مشخص هم باشه اما در همون کاری که میکنه مهارت و هنر داشته باشه. وحید یامین پور جزو همین دسته هست. یک مصاحبه گری قوی و مجری مسلط با چهره ای دلنشین. جریان فکری دست راستی حکومت باید خوشحال باشه که از استعدادش استفاده میبره. می تونم به معادل های آمریکائی یامین پور در بین یکی دو مجری متبحر شبکه فاکس نیوز مثل بیل اورایلی و گلن بلک فکر کنم...

آقای اردلان ، عزیزم ، بچه شدی ؟

دست راست ؟

گاهی آدم از گفتن برخی حرفها باید حیا کند ! اولا : تعریف دست راستی و دست چپی مگر اصلا ما به ازای بیرونی در اتمسفر سیاسی ایران دارد ؟ اگر راست در معیار جهانی به معنای محافظه کاری از یکسو و رادیکالیزم از سوی دیگر است  ( تناقض را ببین ! ) ، جریان مورد اشاره در ایران که برچسب راست بر پیشانی اش خورده واجد هیچ یک از این دو وصف نیست و ایضا جریانی که در ایران مهر عنوان چپ دریافت کرده . خاصه اینکه اگر بخواهیم این دو جریان را به گرایشات بین المللی نتیچه این تقسیم بندی هم ببندیم که دیگر کاریکاتور می شود !

ثانیا : اگر آنچه که منظور شما از جریان راست است ، با آنچه که در ایران از این جریان می شناسیم معارض نیست ، منظور شما از جریان راست ، تیم آقایان هاشمی ، ناطق نوری و مجموعه متصلین و متوسلین(  :)  ) خواهد بود.

ببینم ، چه نسبتی میان برادر یامین پور و اصولا جریان اصولگرای انقلابی و متعهد و این عناصر وجود دارد ؟ حقیقتا که روشن است این انتساب زیرکانه و عامدانه بوده است و اگر نیست ، خودت بیا و تصحیح کن :)  . چون آنقدر که ما با جریان راست مصطلح درگیر شدیم ، با جریان دیگری درگیر نبودیم و راستش را بخواهی اینها بودند که کشور را از اصولگرایی به ورطه لیبرالیزم سوق دادند و از درون دستان آنها بود که کارگزارانی پدید آمد که شد پدر مشارکت و البته حامی فرزند خود نیز بود.

و اما در مورد هنر و استعداد :

بنظر من ، برنامه ی وحید یامین پور تحقیقا بخاطر اخلاصش ویزه شده است. والا من در حرکات وحید در برنامه ها و اجراهای تلویزیونی ، هیچ حیله گری ، تلون یا ارتکاب انواع مختلف ژورنالیزم و پروپاگاندای سیاسی مزورانه ندیدم . اتفاقا من قائلم وحید ، اولین بیننده ی برنامه ها خود است و در همان برنامه ها بسیاری چیزها می آموزد و می بیند و این را به خود حاج سعید قاسمی هم گفتم که وقتی وحید به شما می گوید دارم چیز یاد می گیرم ، راست می گوید و به زعم من با کمال صداقت مثل یکی از خیل تمام بینندگان برنامه در حال نشستن پای منبر میهمانان خود است. با این تفاوت که فرصت حرف زدن و پریدن وسط حرف وی و سئوال کردن را هم دارد. روشن است که این توضیح ربطی به تسلط وحید در اجرا و شخصیت شکل یافته و اجرای منظم وی که عمدتا ناشی از دانش آموختگی در فضای دانشگاه امام صادق (علیه السلام ) است ندارد و منکر آن نخواهد بود. بلکه در توضیح جذابیت و آوانگاردی این برنامه ارائه شد. وحید نان تقوا و صداقتش را می خورد و باید این را خوب حفظ کند. اتفاقا یکی از مولفه های فاصله میان این جریان و امثال وحید ، همین صداقت و تقوا و اصولگرایی عملی است . نگاه باید کرد که برنامه ی وحید نه فقط مغضوب جریان ورشکسته ی دوم خرداد ، که بدتر ، منفور جریان پرادعای مصطلح به راست است و نمونه آن را می توان در اظهارات آقای عسگری نماینده سابق مشهد در برنامه یامین پور یافت.

در  باب استقلال و بیطرفی رسانه ای :

البته این اعتراف سنگینی است که سیاوش اردلان می کند : یعنی اعتراف می کند که الزاما رسانه ها بی طرف نیستند . اما حقیقت چیست ؟ سیاوش اردلان انسان لفظ شناسی است . میداند که نباید جوری جمله را بنگارد که بصراحت یک اعتراف بزرگ از لابلای آن بیرون بجهد! البته حقیقت این است آنچه که اردلان از تصریح و اعتراف مستقیم به آن پرهیز دارد ، یک اصل بدیهی علم رسانه و دنیای سیاست است و آن چیزی نیست جز این که : رسانه ی بی طرف وجود خارجی ندارد.   

بی.بی.سی نماد رسانه ای است که می کوشد شکل و فیگور بیطرفی را از دست ندهد. اما امروز دیگر روزی نیست که این ماسک ، موثر باشد. و یکی از مهمترین عناصری که در این فیگوراسیون نقش محوری دارند همین برادر حاج مهدی اردلان است ! بد نیست خروجیهای رفتاری او و خصوصا سایر مجری های برنامه تخصصی او را بررسی کنید تا این تلاش وافر را مشاهده کنید. اردلان تایید می کند آنها که حرفه ای اند الزاما مستقل نیستند. در این مورد به نکته ای که یکی از دوم خردادیها تعریف می کرد می پردازم . او می گفت عبدالله نوری قائل بود : حزب اللهی ها از ما ولایتمدار تر و ما از آنها آزادیخواه تر نیستیم . من می گویم : اعتراف یک فرد در خصوص خودش مسموع است و در مورد دیگران فاقد اثر مستقیم . بدنیست آقای اردلان این گزینه را در مورد بی.بی.سی تصریح کند.

در حقیقت ، سیاوش ( مهدی ) اردلان هیچ حمایت و تشویقی برای وحید یامین پور در فیس بوکش بکار نبرده . بلکه سعی کرده تا بر حرکت وحید یامین پور و به یقین جذابیت برنامه او که حتی در جامعه مخاطبان سیاوش اردلان موثر بوده اثر بگذارد.

اردلان تلاش کرده تا چند ضربه را به وجهه یامین پور وارد کند :

1- القاء وابستگی به جریان سیاسی مشخص

2- القاء اعمال وابستگی به جریان سیاسی در خروجی رسانه ای

3- القاء تحرک رسانه ای مبتنی بر بهره برداری جریان سیاسی از وی

4- القاء  جانبداری شدید و غیرمنطقی کاملا سیاسی از یک جریان سیاسی و پنهان کردن این اقدام لابلای توانمندی هنری و استعدادهای ذاتی.

این است گوشه ای از استعدادهای سیاسی سیاوش ( مهدی ) اردلان ، این جوان خوش استعداد ایرانی و مهره ی ناب بی.بی.سی انگلیس و کارمند سابق رادیو فردا . من به اردلان این نخبگی و استعدادش را تبریک می گویم و از اینکه این استعداد در دستان دشمنان قسم خورده این ملت قرار گرفته متاسفم.


 
فقط یک کلمه
ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

خنده دار نیست بخدا ؟

یکسال گذشت و ما هنوز منتظر شنیدن دلائل وقوع تقلب از زبان متوهم کبیریم . نزدیک به بیست بیانیه داده اما یکی شان حاوی دلائل نقلب نبود. یکسال گذشته... یکسال. چی شد پس مهنــنــس ؟


 
طنز سبز !
ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

چرا از خواندن رسانه های سبز غافل شویم ؟ آنهم در روزهایی مثل امروز و دیروز که عجیب در قافیه ی جفنگ گرفتارند...

جوک اول : مردم هلند دیروز در حمایت از اینها راهپیمایی کرده اند! مردم هلند در مسائل سیاسی خودشان هم راهپیمایی نمی کنند و حساسیتهای سیاسی شان اینگونه است ، حالا برای اینها راهپیمایی کرده اند ؟ رمز ماجرا چیست ؟ کاری ندارد. کافی است ایرانی باشی ، بروی خارج . شف حجاب کنی و انگلیسی یا هلندی صحبت کنی. آن وقت هلندی می شوی ! . نماینده پارلمان هلند هم بین شان بوده ؟ این رمزش چیست ؟ کاری ندارد. عضو سازمان منافقین خلق باش. از ایران برو به عراق. بعد برو به هلند . 9 سال آنجا کار کن . اول مسئول دفتر باش. بعد یه ذره یه ذره برو بالا. شهروندی بگیر. طبق قانونش خارجی های شهروند هم می توانند در مجلس حضور پیدا کنند. عضو حزب مرتبط با سازمان منافقین - سبزها - بشو . به مجلس راه پیدا کن. می شوی نماینده ملت هلند ! بعد هرجا خواستی برو به نمایندگی از ملت هلند ، از ملت ! ایران حمایت کن !

حتی اگر پدرت از خوانین سابق کردستان باشد و اسمت فرح ( فرحناز ) کریمی باشد و عضو حزب سبزها باشی و بعد بروی عضو پارلمان اروپا بشوی و بعد بشوی نماینده سازمان ملل در امور افغانستان ! حتی اگر خودت و شوهرت عضو رسمی سازمان منافقین باشند و تو و آقای فرانتس فان بالن ( به نمایندگی از حزب لیبرال دموکرات ) با هم پروژه مدیا دایورسیتی را به مجلس هلند با نمایندگان آنچنانی مثل خودت برده باشی و بعد این طرح بدون حتی یک نفر ممتنع و با رای اجماعی تصویب شود تا از جیب مردم هلند ( واقعا ؟ یا پول آمریکا که توسط خانم دیک چنی - دختر آقای چنی - از دفتر امور ایران واقع در دوبی و لاهه به هلند منتقل - و در حقیقت پولشویی - شده ؟ ) 17 میلیون یورو و بعدن خیلی بیشتر که دیگر صدایش را در نیاوردید ، خرج تنوع رسانه ای ! در ایران شود !  تا شهرزاد نیوزی به مدیریت یکی از اعضای گروهک تروریستی چریک فدایی تاسیس شود تا بشود نماینده مردم ایران !

جوک دوم : علیه مردم ! گلوله بکار بردند. گلوله هایشان تمام شد. اما فریاد مردم تمام نشد ! از اینجا به بعد را با فونت اصفهانی نوشته ام. با همین فونت بخوانید : دادا شوما که شومایی ، رفقاتونم که با یک پخ در می رن . گوله سی چی مصرف کنیم . من این ور جوب تو اون ور جوب فوش بده فوش بسون ! گوله حیفی شوماس. البته ، حنجره هم حیفس . شوما خودت تنها تنها داد بزن . اینقده داد بزن خروسک بیگیری :)) البته مثکه توئم از خودمونیا . بلدی . میگی میخی با سکوت داد بزنی. ای بابا این روزا همه اصفهانی شدن دادا :))

حالا بریم سروقت جرسگ ! نه همون منظورم جرس بود. نوشته : ... هم چنین صدها تن از موتورسواران در اقدامی خشونت آمیز با رفتن به پیاده‌روهای و معابر عبور شهروندان اقدام به ضرب و شتم و فحاشی و سر دادن شعارهای تحریک آمیز کردند. این نیروها اقدام به شکستن تلفن های عمومی و تخریب کامل باجه‌های تلفن کردند تا از خبررسانی شهروندان به نقاط دیگر جلوگیری کنند.

گاهی جوک های اینها این شکلی می شود. بنده خدا. حالا دیگه تلفن شکستن رو هم میندازی گردن حاکمیت ؟ :)) چه توجیه قشنگی . برای قطع ارتباط و چی رسانی ؟ اطلاع ! بنده خدا. اگه حاکمیت میخواسته چی رسانی ؟ آهان . اطلاع رسانی رو قطع کنه ، چرا نرفته از مرکز مخابرات باز چند تا کلیک ماوس ، این کار رو بکنه ؟ بیاد باجه بشکنه که آثار شکستنش باقی بمونه برای شماها ؟ :)) نمردیم و جوک روز رو هم دیدیم ! :)

حالا اون رو دیدید ؟ جوک بعدی جرسگ ( منظورم همون جرسه ) رو با هم ببینیم ! : میگه پلیس آجر پرت کرده .

ببینم ، پلیس وسیله قحطی آورده بوده که آجر پرت کنه ؟ بی آبرویی آجر پرت کردنهایتان در سال گذشته شما را به این رسانده که این بی آبرویی را به پلیس نسبت بدهید ؟ یادتان رفته در خیابان کریمخان روبروی داروخانه سیزده آبان نرسیده به هفتم تیر به شکل عمودی سنگ را به بالا پرت می کردید تا به درون جمعیت بیاید و سرکله بشکند تا جنازه زیاد شود ؟ اینها را یادمان رفته ؟ لطفا صفات لایقه ی خود را به کسی دیگر حواله ندهید. پلیس باوتم دارت خوشگل ! که تا حالا هم بسیــــــــار کارآمد بوده و کاری با جمعیت شماها کرده که اونی ازش مونده که نگم و خودت بهتر می دونی ! سنگ میخاد چیکار ! :)))

 


 
بر شاخ نشسته ،‌بن می برید !
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

بنده اطلاعی از درج موضعگیری موهن زهرا اشراقی در سایت جماران نداشتم ، والا استدلالم در نقد مواضع آقای سیدحسن مصطفوی قوی تر می شد. همانگونه که گفتم ایشان هنوز در دایره تلاش رهبری برای جذب قرار دارد. مگر آنکه خودشان تلاشی برای بیرون رفتن از این دایره کنند. همانگونه که باز در گفتگوی تلفنی به جنابعالی اطلاع دادم ، پایگاه اینترنتی جماران جزو مجموعه موسسه تنظیم است که آن نیز تحت مدیریت کلی آقای انصاری و زیر مجموعه آقای سید حسن مصطفوی اداره می شود، نه کسی دیگر که محتوای غلط و آلوده ی آن را بپای نظام بنویسیم و از دوگانگی رفتار نظام دم بزنیم !

آقای محمد مهدی ابراهیمی در جواب مطلب قبلی من که پاسخی به کامنت های ایشان بود ، این کامنت ها را درج کرده اند :
 
****
 
بسم الله النور
اول سلام.
 
گفته بودم که به پست های بلند جواب نمیدم چون ابعاد گسترده زیادی داره و من نمی تونم به تمام ابعاد اون اشراف داشته باشم. اما تنها دلیلی که ترغیب شدم جواب بدم احترامی بود که برای خودت قائل بودم و اینکه وقت گذاشتی برای این مسئله و از همه مهمتر فکر میکردم اگر بدونی اشتباه کردی قبول میکنی.
 
قبل از اینکه به مطالب پاسخ بدم ذکر چند نکته رو ضروری میدونم :
اول اینکه من کاملا قبول دارم که فردی با جایگاه سید حسن خمینی می بایست خطوط اصلی خودش رو با جریان فتنه مشخص کنه و باعث ایجاد سوء نظر نشه و به قولی مومن نباید خودش رو در مظان اتهام قرار بده. دوم در تمامی موارد نظر نهایی بنده همان دیدگاه مقام معظم رهبری است. البته امیدوارم خداوند توان فهم دقیق بیانات معظم له را به بنده عطا فرماید.
سوم قصده اطاله کلام ندارم. لب کلام من در این کامنت و کامنت قبلی این بود و هست که چرا احترام سید حسن خمینی رو در انظار عمومی جهانیان اینطور شکستند؟ چهارم سعی می کنم تمام مطالب رو با استفاده از مطالب خودت نقل به مضمون جواب بدم.

 

١- من اصراری ندارم. اما تو باز هم نخواستی سید حسن را خمینی صدا بزنی. بگذریم.

٢- نظرات زهرا اشراقی رو مورد استناد قرار دادی و در کنار اون به مواضع سیدحسن خمینی اشاره کردی. اینکه زهرا اشراقی نظرات شخصی خودش رو در مورد دیدگاه های امام راحل بیان میکنه و توسط سایت جماران وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار اما(ره) منتشر میشه! چه ربطی به حرکت شنیع عده ای خاص در برابر سید حسن خمینی داشت؟ در ثانی بر اساس خاطرات خود همین خانم اشراقی در موارد متعددی حضرت امام حتی با شیوه پوشش ایشون موافقت کامل نداشتند. من نمی دونم چه اصراری برای یکی کردن حساب این گونه افراد با کسی مثل سید حسن خمینی داری؟ به قول خودت فقط نسبت فامیلی؟

٣- در رابطه با "محتوای سخنرانی انجام نشده و ابترمانده سید حسن"! اصلا سخنرانی در کار نبوده که به قول تو ابتر مونده باشه. طبق همون خبرگزاری مورد استناد شما(فارس) قرار بود فقط خوش آمد گویی داشته باشه و از مردم بخاطر حضورشون تشکر کنه. همین

۴- گفتی که "روند اقدامات آقای سید حسن مصطفی به سمتی رفته است که واکنش های شکل گرفته علیه وی در صحنه سخنرانی بروز کرده" باز هم میگم هرچقدر هم که برخی افراد نسبت به اقدامات سیدحسن خمینی ناراضی باشند، در حرم امام و در روز رحلت امام و جلوی هزاران بیننده خارجی کوچک کردن نوه امام به شدت زشت و زننده بود. و کاملا مشخص بود که عده خاصی رهبری این شعارزدگی رو بعهده داشتند.

۵- عزیزم من ماه رو نشون میدم تو به نوک انگشت من نگاه میکنی!؟ من گفتم "عده ای از نظر سیاسی با سید حسن خمینی اختلاف نظر دیدگاهی دارند نه اساسی". و منظورم کاملا پیداست و نیازی به تفسیر نداره. چهارچوب اساسی مواضع سیدحسن خمینی در زمینه قبول اصل ولایت فقیه و انقلاب اسلامی با کسانی که علیه سیدحسن خمینی شعار دادند یکیه و ما بقی اختلافات بر میگرده به نظرات شخصی افراد، که به اونها میگن اختلاف نظر دیدگاهی. مسلما هر دو مورد جزو مواضع سیاسی طبقه بندی میشه و باز هم به قول خودت، مهم حجم و درجه اختلافه. ولی متأسفانه شما حرف من رو تفسیر برأی کردی و از اون نوع اختلاف رو بیرون کشیدی. حتما منظور نظر من اختلاف نظر اقتصادی فرهنگی هنری نبوده!

۶- گفتی "اینکه لابلای سخنان وی بشکل ممتد شعارهای همیشگی ملت ایران سرداده شده و دو سه شعار اختصاصی نیز به خود وی داده شود، توهین نیست" و در ادامه "اینکه مسئول دفتر همین آقای سید حسن مصطفوی رسما کنار سخنران طراز اول کشوری (یعنی مدیر درج یک اجرایی کشور یعنی رئیس جمهور) رفته و دائما به او بگوید سخنرانی ات را تمام کن و کار را به مسیرهای علنا زشت بکشاند توهین است" در این مورد دو تا نکته قابل توجهه.

می گویند روزی مردی به مسجدی رفت و با صحنه ای قبیح در حیاط مسجد مواجه شد. عصبانی شده و بر زمین مسجد تف کرده و گفت : تف به این روزگار که مسجد را نیز صحنه ی فجایع خود کرده اند ! فرد قباحت کار ، از جا برخاسته ، دست مردم معترض گرفت و گفت : باش تا به پیش محتسب رویم . حرمت خانه خدا نگه نداشته ، در حیاط آن تف می کنی ؟! می گویم مردم عصبانی اند از این که چرا نوه ی امام خط امام را خط می زند و کتابش را لگد می کند ، هنوز می گویی چرا مردم به نوه امام بی محلی کردند و نگذاشتند حرف بزند ؟ بقول معروف بر سر شاخ نشسته ،  بن می برید !

 

اول. اگر عده ای در میان سخنان فرد سخنران با شعارهای پی در پی مانع ایراد سخنان وی شوند مصداق بارز بی حرمتی و توهین نیست؟ سخنران هرکه می خواهد باشد چه رئیس جمهور چه سیدحسن خمینی و چه حتی مقام معظم رهبری؟ به نظرم بیان روایت امیرالمونین علی علیه السلام خالی از لطف نیست. آن زمانی که فردی سخنان علی(ع) را با سوال بیجای خویش قطع کرد و مانع ادامه درد دلهای امیرمومنان با کوفیان شد.

دوم. اصلا درست نیست که کار بد رو با کار بد توجیه کنی. به علاوه من که ندیدم کار به مسیرهای علنا زشت بکشد! که اگر بود تمام خبرگزاری های وابسته به دولت این مصیبت عظمی رو تو بوق و کرنا میکردند.

٧- شما به زیرکی از سوال من طفره رفتی. من پرسیده بودم"چرا اینقدر یکجانبه موضوع رو مطرح کردی و چرا در ادامه پست ننوشتی بعد از این واقعه، رهبر معظم انقلاب بر پیشانی نوه امام راحل بوسه زدند؟" البته در مورد پیشانی حق با تو بود من کاملا دقت نکردم اما فکر نمیکنم در سوال من تغییر اساسی ایجاد کرده باشه!؟ حق نبود در ادامه مطلب این نکته رو هم اضافه میکردی؟

٨- خود شما گفتی که " آقای سید حسن مصطفوی و متصلین حضرت امام در دایره جذب علوی رهبر معظم انقلاب و ولایت امر قرار دارند و نباید هرگز ارزش این حرکت رهبر معظم انقلاب را فراموش کنند" و جالب اینجاست که در ادامه اشاره به این مطلب میکنی که "بنظر می رسد ضد انقلاب ضمن آنکه می فهمد در حقیقت، ماجرای نقد وارده به سید حسن مصطفوی نقد جریان سیاسی ضد انقلاب مدعی خط امام است، سعی می کند این امر را به پیوستگی روزافزون بین سید حسن و این جریان تبدیل کند." با توجه به اذعان خودت در این مورد فقط یک سوال پیش میاد و اون اینکه پس چرا از این حرکت شنیع در تخریب سید حسن خمینی حمایت میکنی؟ جریان دافعه و جاذبه مقام معظم رهبری کجا رفت؟ طبق تصریح خودت B.B.C همین رو پیرهن عثمون کرده. چرا بهونه دست دشمن میدین؟ چرا همه رو با یه چوب می رونید؟ چرا باید در کنار شعارهای به قول تو متوجه کننده برای سید حسن شعارهای ضد منافقین داده بشه. خواهش میکنم یه کم از منبر یکسو نگری پائین بیا و مهر تایید بر همه چیز نزن!

٩- باز طبق تصریح خودت بنده رو فردی متعهد و متصل به مجموعه عناصر مذهبی می دونی، به نظرم حسن ظن در بیان احساس نگرانی از یک موضوع بسیار بهتر از سوء ظن باشه. اینطور نیست؟ اما پاسخ شما در بیان "ابراز تاسف برای بنده جهت کم اطلاعی از احکام فقهی و شرعی نماز جمعه و رفتار تبلیغی مقام معظم رهبری"؛ با اشراف کامل نسبت به اصل سفارش و توصیه تقوا در خطبه های نماز جمعه توسط خطیب جمعه، طبق گفته خودت من متن بیانات مقام معظم رهبری رو از پایگاه اطلاع رسانی گرفتم. نکته قابل توجه در این باره اینه که در کنار توصیه و دعوت همیشگی آحاد مردم به تقوای الهی، این بار به خصوص مردم رو به تقوای در رفتار و گفتار دعوت میکنن و چند بار هم این نکته رو تکرار  میکنن که دلیل بر اهمیت و ارتباط با اتفاقیست که رخ داده. عین بیانات "همه‌ى برادران و خواهران عزیز نمازگزار را توصیه می کنم به رعایت تقوا؛ که خداى متعال میفرماید: «یا ایّها الّذین امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سدیدا. یصلح لکم اعمالکم و یغفر لکم ذنوبکم و من یطع اللَّه و رسوله فقد فاز فوزا عظیما». تقواى الهى را در رفتار، در گفتار، حتّى در پندار خود باید رعایت کنیم؛ یعنى مراقب باشیم در رفتار خود، در کردار خود، در گفتار خود، ذره‌اى از رضاى الهى و حق، تعدى و تجاوز نکنیم." در قرآن کریم بسیاری آیات مردم رو به تقوی الهی دعوت میکنه. چرا مقام معظم رهبری آیه ای رو انتخاب کردند که خداوند خطاب به مردم میفرماید«قولوا قولا سدیدا»؟ چرا مقام معظم رهبری می فرماید در رفتار و گفتار خود ذره ای از حق تجاوز نکنید؟ اگر این نکته رو در نظر داشته باشیم که تمام بیانات مقام معظم رهبری از سر تفکر و با دقت بیان می شود.

١٠-  از من خواستی که "روشن کنید که کجای شعارهای مردم، از چهارچوب سیاست علوی جذب حداکثری و دفع حداقلی مقام معظم رهبری بیرون افتاده است" به نظر تو شعارهایی ازجمله «مرگ بر ضد ولایت فقیه» و «مرگ بر منافق» در شان سید حسن خمینی و در چهارچوب سیاست علوی جذب حداکثری و دفع حداقلی مقام معظم رهبری قرار داره؟

١١- در پایان و در پاسخ به حرف تو مبنی بر اینکه " خدا را شاهد بگیرید و بگویید، چند کلمه از اصل سخنرانی امروز مقام معظم رهبری را مورد توجه خویش قرار دادید. "خدا را شاهد میگیرم و میگویم عین بیانات مقام معظم رهبری رو به صورت زنده از شبکه خبر مورد توجه قرار دادم. و تاکید میکنم که شما هم عینک بدبینی ات رو کنار بگذاری و اینقدر پیش داوری غلط نکنی تا راحت تر حرف هم رو بفهمیم!

 

والعاقبه للمتقین. یاعلی.

محمد مهدی ابراهیمی .

***

 

 

بسم الله .

سلام .

 

انتشار ادامه ی این گفتگو های اینترنتی را برای همه مفید می دانم و می دانم که بر افزایش بصیرت و کاهش ابهامات موثر است.

 

1-   چند تفاهم مبایی و اصولی در کلام من و شما هست که باید همه آن را بدانند و ارزش انتشار این گفتگوها ، علنی شدن این تفاهم ها و روشن شدن نقاط تفاوت دیدگاهی و ریشه یابی آنها و حرکت مجدد بسمت وحدت کلمه است. این اشتراکات معانی را فهرست می کنم :

a.    همانگونه که اینجا نوشته اید و در گفتگوی تلفنی هم گفته شد ، اصل اعمال و موضعگیری ها و تحرکات آقای سید حسن مصطفوی از نظر شما نیز مردود است و همانگونه که اینجا نوشته اید ، از ایشان بطور طبیعی موضعگیری علیه جریان فتنه و مشخص کردن دقیق خطوط فاصله مطالبه ای طبیعی و منطقی است.

b.       اظهارات خانم زهرا اشراقی اظهاراتی انحرافی است و قابلیت دفاع ندارد .

c.       اتفاق افتاده برای سید حسن مصطفوی ، اتفاقی خوشایند و مطلوب نبود .

2-   در ذکر نام خانوادگی مصطفوی برای اقای سید حسن ، استدلالی داشتم که معارضی پیدا نکرد. من در آقای سید حسن خمینی کمرنگ شدن سیره ی امام خمینی را می بینم و دلیلی نمی بینم که تا وضع بدینگونه است و نشانه ای از خمینی را مشاهده نکرده ام ، شهرت امام را به یکی از اقوامش بدهم. البته عرض شد که این رفتار ، سمبلیک است. هرچند نام شناسنامه ای ایشان ، همین مصطفوی است.

3-   همانگونه که تلفنی عرض کردم ، بنده اطلاعی از درج موضعگیری موهن زهرا اشراقی در سایت جماران نداشتم ، والا استدلالم در نقد مواضع آقای سیدحسن مصطفوی قوی تر می شد. همانگونه که گفتم ایشان هنوز در دایره تلاش رهبری برای جذب قرار دارد. مگر آنکه خودشان تلاشی برای بیرون رفتن از این دایره کنند. همانگونه که باز در گفتگوی تلفنی به جنابعالی اطلاع دادم ، پایگاه اینترنتی جماران جزو مجموعه موسسه تنظیم است که آن نیز تحت مدیریت کلی آقای انصاری و زیر مجموعه آقای سید حسن مصطفوی اداره می شود. نه کسی دیگر که محتوای غلط و آلوده ی آن را بپای نظام بنویسیم و از دوگانگی رفتار نظام دم بزنیم ! ثانیا محتوای آلوده و غلط این پایگاه اینترنتی محدود به این مورد نبوده و بارها مواضع سران فتنه و شبهات و غلط گوییهای آنها در این پایگاه به خورد تمام جهان داده شده است. همانگونه که گفتم ، اصولا مشکل تنها انتساب قومی و فامیلی نیست. بدنیست به این فهرست نگاه کنید تا مشخص شود اصولا چه خبر است : زهرا اشراقی نوه ی دختری امام راحل همسر آقای محمدرضا خاتمی رئیس مجلس ششم رفرمیست و برادر محمد خاتمی رئیس دولت رفرمیست ایران است. سید حسین خمینی نوه ی دیگر پسر شهید امام راحل (ره) ، دارای مواضعی کاملا ضد انقلابی است . مواضع آقای موسوی بجنوردی نیز مواضعی کاملا مشخص است. قرارگرفتن طیف منتسبان و متصلان به نام امام راحل (ره) در جریانات فعلی ناهمسو با مسیر ولایت مطلقه فقیه کاملا مشخص است. ضمن آنکه همانگونه که عرض شد ، دیدگاههای این جریانات ناهمسو از طریق ابزارهای دراختیار این مجموعه از جمله سایت جماران بشکل دائمی در حال مخابره به جهان است.

4-   کاش کمی با معنای دقیق کلمه شنیع آشنا باشی تا نام شعاردادن علیه ضد انقلاب و نهایتا رد کردن و بقول شما توهین به آقای مصطفوی اقدما شنیع گذارده نمی شد. اما وقتی نکات مردود بودن خانم زهرا اشراقی را بر می شمردی ، توجه داشته باش که سلوک و دیدگاههای ایشان کاملا مورد تایید سایت جماران و البته مجموعه جریانات رفرمیست قرار دارد. ایشان اشکالاتش در این حد محدود نیست . اما حوصله بحث در خصوص این خانم همینقدر است ! .

5-   حالا من از اینکه برنامه ی سخنرانی آقای سید حسن چه بوده خبر ندارم . فقط می دانم که نظم برنامه بهم می ریزد و تا انجا که من می دانم ، ابتدا قرار بوده آقای سید حسن بعنوان اولین فرد ، فقط خیرمقدم گفته و تشکر کند که وضع عوض شده و احمدی نژاد صحبت کرده و بعد سید حسن به سخنرانی وارد می شود. اما این موضوع مطلقا همانگونه که تلفنی هم عرض شد در بحث اثری ندارد و مهم نیست . آنچه که من گفتم این است که اعمال قبل از این تاریخ ایشان از سخنرانی یا خیر مقدم ایشان مهم تر و موثر تر بوده و تاثیر اینگونه بر ذهن و نگاه مردم داشته و دارد.

6-   وقتی خودتان هم اقدمات و موضعگیری های سید حسن را مطابق خط امام و رهبری ارزیابی نمی کنید چرا مخالفت مردم با حرکت هرکس خلاف خط انقلاب را مخالفت "عده ای" نام می دهید ؟ اما اینکه چرا این موضعگیری مقابل دیدگان بین المللی انجام شد باید بگویم اگر شما نگران انعکاس جهان آن هستید ، بایستی توجه کنید که این ماجرا هرکجا و در هر زمانی صورت می گرفت ، واکنشهای جهانی متوجه آن می شد و البته که همین موضعگیری ها هم آن جا قابل طرح است و با عوض کردن زمان و مکان این اشکال رفع نمی شود. ثانیا اینکه تحولات ایران همیشه در رصد دیدگان جهانی هست و البته که جریان فتنه بارها همراهی آقای مصطفوی با خود را به جهان مخابره کرده و البته که عکسهای مراسم عروسی فرزند آقای میردامادی را هم فارس نیوز منتشر نکرده است ! سایت جماران نیز که مورد مراجعه عموم علاقمندان آن امام از سراسر جهان است همیشه در حال موضعگیری های اینگونه است . و در اخر آنکه ما در یک مسئله داخلی ، ملاحظات درجه یک ملی خود را از اولویت تبلیغاتی آن بالاتر می دانیم و آن ضرورت روشن شدن نقاط انحراف و شناخت است.

7-   بارها گفتم باید با مشاهده ی درد بفکر درمان افتاد و علت را شناخت. مقام معظم رهبری در سخنرانی خود تاکید کردند عدول از خط امام با دادن شعار خط امام تناسب ندارد و ملتاین موضوع را متوجه می شوند و تکبیر ملت نیز با این جمله ی ایشان همراه شد. کوچک شدن آقای مصطفوی بعلت عدم همراهی ایشان با شعار علیه منافقین بود. والا کسی ایشان را منافق نپنداشت. اشکال رهبری ، ما و همه مردم ، همراهی ایشان و حمایت و همدلی ایشان از منافقین قدیم و جدید است. واضح است حل این مسئله در ید خود آقای سید حسن است ، نه کسی دیگر.

8-   بازهم می گویم ، اختلاف سیاسی ، اختلاف غیر اساسی قابل قیاس با اختلافات غیر اساسی سلیقه ای نیست. اختلاف در موضعگیری علیه سران فتنه یک موضوع اساسی است. البته حتی شخص مهدی کروبی ، شخص میرحسین موسوی ، شخص محمد خاتمی و البته آقای هاشیم رفسنجانی هرگز مدعی نیستند که علیه اصل ولایت مطلقه فقیه موضع دارند ! البته دقیقا این افراد حتی مدعی ارادت به شخص مقام معظم رهبری و حتی بالاتر ، تبعیت ! از ایشان هم هستند. آنچه که مهم است ، اعمال و خصوصیات رفتاری امروز افراد است. موضوعاتی اساسی ، که کوچکترین آن مندرجات سایت جماران است. حضور محمد خاتمی در جماران در تاسوعای سال گذشته و سخنرانی تحریک آمیز و فتنه گرانه وی ، تلاش برای تولید یک فتنه و طرح ادعای " به خاک و خون کشیده شدن جماران !!!! " در آن مراسم و همچنین قرار گرفتن نسخه HD فیلم مراسم مذکور ( که نشانگر حضور فائزه هاشمی در سمت خاص تریبون سخنرانی بود ! )  نمونه ای از محورهای مهم سیاسی اختلاف است. چگونه این موضوعات موضوعاتی درجه دو شده اند ؟

9-   قبلا این نظر را بطور کلی نداشتم اما تصحیح و تصریح می کنم ، احترام مد نظر برای جایگاه سید حسن مصطفوی ، وقتی نتوانست سخنرانی خود را انجام بدهد ، رعایت نشد. اما بین اینکه به کسی بفرما نگویند ، تا به وی بتمرگ بگویند فاصله است. توهین طی اقدامی سخیف، با منع از سخنرانی با شعار علیه فتنه گران ( نه شعار علیه حسن مصطفوی ! ) فاصله فراوان دارد. بروشنی من قائلم این ماجرا برای سید حسن مصطفوی کسر شان و اعتبار و  ضربه حیثیتی بود و برای او توهین آمیز است. این اتفاقی دردناک است که البته مدتهاست ما را آزار می دهد. این یعنی دور شدن تدریجی اما محسوس این منتسبین امام راحل (ره) از خط امام (ره) ، بشکلی که دیگر مورد اعتراض مردم هم واقع شود. مگر سخنان خانم زهرا اشراقی علیه حجاب و چادر ، مربوط به امروز است؟ مگر همراهی این حضرات با عناصر فتنه امری اخیر است ؟ خیر برادرم . همانگونه که گفتم مدتهاست ما آزار می بینیم . آنموقع که تیتر مقالات روزنامه های آمریکایی ، جمله ی " نوه ی خمینی با چادر مبارزه می کند " قرار گرفت ، اولین زخم های ما سر باز کرد.

10-  یاد مثال جالبی که جزو ادبیات بومی من و شماست می افتم . می گویند روزی مردی به مسجدی رفت و با صحنه ای قبیح در حیاط مسجد مواجه شد. عصبانی شده و بر زمین مسجد تف کرده و گفت : تف به این روزگار که مسجد را نیز صحنه ی فجایع خود کرده اند ! فرد قباحت کار ، از جا برخاسته ، دست مردم معترض گرفت و گفت : باش تا به پیش محتسب رویم . حرمت خانه خدا را نگه نداشته و در حیاط آن تف می کنی ؟ می گویم مردم عصبانی اند از این که چرا نوه ی امام خط امام را خط می زند و کتابش را لگد می کند ، هنوز می گویی چرا مردم به نوه امام بی محلی کردند و نگذاشتند حرف بزند ؟ بقول معروف بر سر شاخ نشسته ،  بن می برید !

11-  اینکه رهبر معظم انقلاب بر اساس الگوی جذب حداکثری تلاش می کنند تا سید حسن مصطفوی و متصلین او را در سمت و سوی انقلاب اسلامی حفظ و آنها را از اردوگاه فتنه دور کنند ، همچنین این که دشمن دقیقا تلاشی در جهت مقابل را در دستور کار خود قرار داده ، ربطی به بصیرت و هوشیاری عمومی مردمی و شعارهای آنها علیه سران فتنه که به مذاق حسن مصطفوی خوش نیامد ، ندارد. مرد م از بی تعهدی سید حسن مصطفوی برای حفظ مرز با دشمنان انقلاب – که مورد انتقاد  شما هم هست - نگرانند و به آن اعتراض می کنند . من نگفتم بی.بی.سی اعتراض مردم را بهانه کرده . بلکه گفتم آنچه که شما بدون ذکر منبع ، ادعا کردی ( سردادن دادن شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه و مرگ بر منافق ، علیه سید حسن مصطفوی ) ؛ نص ادعای بازهم بی منبع و البته سیاسی بی.بی.سی است. نوشته ام همینجا و قابل رویت است. موضوع ، بهانه دهی به دشمن نیست. موضوع، همسو شدن نظر شما با ادعای سیاسی بی.بی.سی است . دشمن اگر روی دستهایمان هم راه برویم کار خود را می کند. مشکل ، خط گیری از جهتی است که نفع دشمن در آن است. آنچه که بی.بی.سی نمی پسندد ، موضع امروز شما و بنده است که اولا : ماجرای دور شدن بیت امام از خط امام دردناک و ناپسند است و مشاهده صحنه مخالفت مردم با این افراد دردناکتر و ثانیا : قائلیم سید حسن مصطفوی باید بشکل کاملا محسوس و قابل درک برای همه از اردوگاه فتنه فاصله بگیرد . این موضعی است که باید می گرفتیم و گرفتیم .

12-  همانگونه که گفته شد ، شعارهای ضد منافقین ، ضد امریکا ، ضد اسرائیل و شعارهای کوبنده دیگر ، در حضور احمدی نژاد و رهبری هم سرداده شد و کسی هم آنها را به خود نگرفت. این شعارهای هم علیه سید حسن سرداده نشد. لطفا خط بی.بی.سی را تکرار نکن . این شعارها علیه جریان فتنه بود و به سید حسن نیز شعار سید حسن بصیرت داده شد. یعنی نگاه مردم این است. آگاه باش و خود را از این اردوگاه شر دور کن .

13-  البته رفتار زشت آقای انصاری ، همه جا درج شده و شما ندیده اید ، مایه تعجب است ! عکس آن را که در وبلاگ گذاشته ام . عکس مندرج در وبلاگ مرا هم ندیدید ؟!

14-  در مورد شعارها روشن کردم که شعارها علیه جریان فتنه است . والا در حضور دیگران هم داده شد. شعار اختصاصی در مورد وی را نیز بارها نوشتم .

15-  روشن است ، هیچ کار بدی با هیچ کار بدی توجیه شدنی نیست. کار بدی هم بنظر من رخ نداد. مسئله موضعی بود که مردم علیه آقای مصطفوی گرفتند و خوب این موجب کسر شان ایشان است. ماجرا خطبه ی شقشقیه امیرالمومنین چه ربطی به اینجا داشت ؟ در ان ماجرا ، امیرالمومنین خطاب به مردم کرده و فرمود از من آنچه نمی دانید بپرسید تا مرا از دست نداده اید. فردی بلند شد و تعداد موهای سر خود را از آن امام پرسید. امام سخن خود را قطع کرده و ناراحت شد . پس از اصرار همه که آقا ادامه بده ، فرمود : هیجان سینه ی شتری بود که بلند شد و آرام گرفت ! شقشقیه هدرت ثم سکنت ! حال نفهمیدم ، بالاخره اگر ما مردم را بخاطر اعتراض تند به نوه امام بخاطر دور شدم از خط امام ، توبیخ و تنبیه می کنیم ، آیا برای تنبیه این نوه ی دور شده از خط پدربزرگ هم چیزی در نظر گرفته ایم ، یا این آقازاده ی مطرح ، کماکان اجازه ی خط خطی کردن و جردادن دفتر پدربزرگ را دارد؟

16-  تلفنی از شما پرسیدم آیا دو میلیون انسان ایرانی ، مردم ایران نیستند ؟ گفتید چرا . اما عده ای آنها را تحریک کردند. پس قبول داری کل مردم در حال شعار دادن بودند. بروشنی قبول دارید که این جمله سید حسن مصطفوی که فقط عده ای قلیل شعار می دهند هم پس اینجا بی معناست. در ادامه هم عرض شد که همه ی مردم کل شعارها و گفتگوی سید حسن با مردم را می شنیدند و اگر نامناسب می دیدند ، از شعارها دست بر می داشتند. مگر اینکه ادعا کنی کسی ، دو میلیون انسان هماهنگ شده آنجا آورده بود که خب این را هم غیر عقلی می دانی. عرض شد که حداقل چند ده هزار نفر ( نشمرم بدانم دقیقا چقدر ! ) مستقیما خود در حال مشاهده مستقیم ماجرا و شعار دادن بودند. اگر فقط مشکل، ندیدن بود ، آنها چرا از شعار دادن دست بر نداشتند ؟ چه کسی و چگونه - جز خود آقای سید حسن مصطفوی و رفتار وی - این همه ملت را هماهنگ کرده ؟

17-  ذکر اولیه ی کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی ، دقیقا مطابق عرف و وظیفه خطبای جمعه است. با مقایسه ی عین کلمات ایشان ( که آوردم ) در سالهای متمادی ، می توانید عبارات کم و بیش مشابه را بیابید. اما تذکر بسیار دقیقتر وصریح تر ایشان به خارج نشدن از حدود حق در اظهار نظر علیه فرد منحرف ، با ذکر خاطره ای از رهبر معظم انقلاب در مورد اظهار نظر امام راحل در مورد فردی از مشاهیر جهان اسلام باید مورد توجه همه ما باشد. منظور رهبر معظم انقلاب این است که ما هنر کنیم ، به آنچه که علنی و دقیق است ، اکتفا کنیم . نه آنچه که مورد احتمال و در حد شایعه است. حرفی را بزنیم که روز قیامت بتوانیم برای آنها استدلال داشته باشیم و از آن دفاع کنیم . این چه ربطی به شعار علیه مخالفان ولایت فقیه یا شعار علیه فتنه گران یا شعار برای سیدن حسن برای دعوت به بصیرت دارد؟

18-  از روی کلمات الان شما و مذاکرات تلفنی و ابراز تنفر شما از سران فتنه همچون موسوی و کروبی و نقد روشن شما به سید حسن مصطفوی برایم محرز است که کلام اخیر رخبر معظم انقلاب را خوب شنیده و همراه هستید که خدا را شکر کرده و از شما هم تشکر می کنم . این همان وحدت دشمن شکن بی.بی.سی آزاری است که ایجاد آن وظیفه ی همه ماست.

 

در جمع بندی نهایی ، باز هم عرض می کنم مهمترین وجه این گفتگو ، نقاط مشترک است که دشمن شکن است. خدا را بر این نقاط مشترک شاکریم و برای گسترش دریچه همفکری و وحدت دعا می کنیم . انتشار این گفتگوها با هدف گسترش بصیرت در جامعه صورت گرفته و انشاء الله که همین اثر را نیز بگذارد.

 

موفق باشی.

 

تذکر :

- من یادم نمی آید تاکنون آقای ابراهیمی را دعوت به واکنش به مطالبی در وبلاگم کرده باشم که حالا قبلا ایشان به من گفته باشد من جواب مطالب بلند یا کوتاه یا گرد یا مستطیلی یا لوزی شکل را نمی دهد یا می دهد که حالا ایشان یاد آوری کنند ! :)

 

- در تعجبم از آقای محمد مهدی ابراهیمی که خوب می داند بنده چقدر مشغول کارم و چقدر محدودیت زمانی دارم و در نتیچه تعجب می کنم از آنچه که الان در وبلاگ ایشان به من نسبت داده شده است. این مطلب ، بیش از دو سه روز است که آماده است. این مطلب ، همان موقعی آماده شد که کامنت های سری دوم درج شده بود. اما من آن شب مهمان هم داشتم . فرصتی برای صفحه بندی و انتشار نیافتم . امروز مطلع شدم این دوست گرامی کامنت های تندی برایم گذاشته . آن کامنت ها را خواندم و جواب دادم . فایل پاسخ ها ( حاوی همین متن ) را در منزل داشتم . به منزل آمدم و در حال ویرایش و صفحه بندی و آماده سازی برای ارسال هستم . اما در همین حال متوجه شدم ایشان بی انصافیهایی هم در متن وبلاگش در حقم کرده که چیز زیاد مهمی نیست. هرچند در کامنتهای ایشان مطالبی دیدم که حتما انشاء الله به آنجا رفته و جوابها را خواهم نوشت.این در گذر از آن است که به بسیاری از آنچه که من در متن نوشتم پاسخی داده نشد...

 

- من حیث المجموع و در نهایت ، من از این خوشحالم که الحمد لله ، اگر کسی خود را وابسته و پیوسته ی خط امام و رهبری بداند ، نمی تواند انکار کند دور شدن عناصر بیت امام از خط امام عامل تحریک مردم است . حال گاه آن را به یک اختلاف نظر سیاسی تقلیل می دهند . همچنین خوشحالم که عملکرد غلط سید حسن در عدم ترسیم مرز با ضد انقلاب ، مشهود همه است. این آن چیزی است که امثال آقا مهدی (سیاوش ) اردلان را خوب فلفلی می کند. خب بکند. البت ، من خوشم نمی آید مهدی اردلان فلفلی بشود. اما اگر صنم دولتشاهی فلفلی بشود خیلی مناسب تر است ! :)


 
مهندس ، بازهم مهندسی ؟
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

میرحسین موسوی ، کاندیدای ورشکسته و درمانده ی انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران اسلامی ، که یکسال پیش شکست تمامی طیف های ضد انقلابی و تجدیدنظر طلب در آرمانها و خط انقلابی اسلامی را بدنبال داشت ، پس از مخالفت ( البته دردناک ) مردم با سخنرانی سید حسن مصطفوی ، کسی که با همراه کردن انتساب معنوی و مادی به حضرت روح الله برای خود ، بشکل طبیعی می توانست مورد استقبال آنان قرار بگیرد ، مجددا دست به قلم و دوات برده و حیرت آور آنکه مجددا از مهندسی شدن نظرات مردم دم زده است !

جناب آقای موسوی !

فکر نمی کنید این بازی ، مدتی است که کپک زده و تاریخ مصرف آن گذشته است ؟

یادت نرفته انشاء الله ، که جنابعالی ، یکسال پیش در چنین روزهایی ، گیج و تلوتلو خوران از ضربه ای که دقیقا در نقطه مقابل ترسیمات دوستان و رفقا و حواریون حزبی و غیر حزبی تان ، شما را در سکوی بازنده عرصه کسب اعتماد ملت ایران اسلامی نشاند ، فریاد زنان و دوان دوان ، از وقوع یک مهندسی آشکار در آراء مردم دم زدی و این در حالی بود که هنوز انتخابات در حال برگزاری بود !

 

یادت نرفته انشاء الله ، که جنابعالی ، یکسال پیش در چنین روزهایی ، گیج و تلوتلو خوران از ضربه ای که دقیقا در نقطه مقابل ترسیمات دوستان و رفقا و حواریون حزبی و غیر حزبی تان ، شما را در سکوی بازنده عرصه کسب اعتماد ملت ایران اسلامی نشاند ، فریاد زنان و دوان دوان ، از وقوع یک مهندسی آشکار در آراء مردم دم زدی و این در حالی بود که هنوز انتخابات در حال برگزاری بود !

فکر می کنم که از آن ماجرای عبرت ساز ، یکسال گذشته است. و فکر می کنم ، همانند من و تمامی افرادی که ذره ای درد انقلاب و اسلام دارند ، بسیاری از کسانی که آن روز ، در جو آن رقص منگ و گیج شما در میانه ی میدان ، به دست و اشاره شما در عرصه ای قرار گرفتند که پشیمانی و خسران دوچندان آنان را در پی داشت ، امروز از این نظام ، مطالبه ء محاکمه ی شما را دارند ! آن صحنه ی غبارآلود فتنه ، درسی سخت و عبرتی سنگین را برای همه ما بهمراه داشت و گذشت. اما ،

اما انگار ، تنها کسی که هرگز قرار نیست از خواب بیدار شود ، شخص شمایید !

آقای موسوی ، عزیزم ، صبح شده . یکســـال گذشت !

آیا نمی خواهید به خود تکانی دهید ؟ هنوز هم در همان کف و گرد و خاک یکسال پیش هستید ؟ چه جالب که شما مصداقی از اشارات مولای متقیانید که فرمود ما اکثر العبر و اقل الاعتبار. چه بسیار است محل عبرت گیری و چه کم است عبرت های گرفته شده !

جناب مهندس ، من حقیقتا از شما تعحب می کنم .

آقای موسوی . یکسال گذشت . و ملت ایران در غم و فراق دیدن یک برگ آ 5 از همان کوه و دریای سندی که یکسال پیش بابت ادعای مهندسی شدن آراء مردم از آن دم می زدید سوخت. می شود بگویید ، اسناد این ادعای دوم مهندسی را چه زمان خواهید داد ؟  البته ، راستش را بخواهی، مطالبه ی اسناد ادعای دومتان پیش کش. مهندس جان . همان مهندسی اول را ثابت کن. ارائه اسناد مهندسی دوم پیش کش!

 

البته نه از بابت اینکه بازهم بدنبال مهندسی شدن آراء مردم می گردید . ( و آیا واقعا می گردید ؟ ) بلکه از آن جهت که بی اعتبار بودن اینگونه – بقول معروف – فیگورها نزد ملت را درک نمی کنید.

آخر چرا ؟

خب برادر عزیز. مهندس گرامی. این نتیجه ی دخالت غیر متخصص در امور تخصصی است. وقتی با فوق لیسانس معماری ، استاد راهنمای پایان نامه های دکترای سیاسی می شوید ، نتیجه اش همین است که اصولا لو می رود سیاست را بلد نیستید. مرحوم شهید آیت الله سید حسن مدرس چه زیبا در مورد آقایی صحبت کرد که امام راحل در موردش گفته بود :"  اینها همه در زمان او بود که به او افتخار می کنند. در زمان او سگی را عینک زدند و مقابل مجلس براه انداختند و نامش را آیت الله گذاردند. او مسلم نبود" و مدرس چه گفته بود ؟ شهید عزیز ما ، که به دست یک قلدر سکولاریست بنام رضاخان میرپنج بشهادت رسید ، در مورد مصدق فرموده بود : " سیاست کلاس های مختلف دارد و کلاس اول آن ، کلک و حقه و ریاکاری است و اینجانب سید حسن مدرس ، در کمال صحت عقل و سلامت روح گواهی می دهم ، آقای مصدق از کلاس اول ، به کلاس دوم نخواهد رفت ! "

بله ،

آقای مهندس جان .

شما الان از کلاس اول ، به کلاس دوم رفته اید ؟

آقای موسوی . یکسال گذشت . و کشور و ملت ایران در غم و فراق دیدن یک برگ آ 5 از همان کوه و دریای سندی که یکسال پیش بابت ادعای مهندسی شدن آراء مردم از آن دم می زدید سوخت، در حالیکه ستاد شما مملو از وزیر کشورها و روسای ستادهای انتخاباتی گذشته کشور بود. درحالیکه از وجود اسناد پرحجم دم زده بودید و در حالی بود که روی سایت کلمه فراخوان جمع آوری اسناد را درج کردید. می شود بگویید ، اسناد این ادعای دوم مهندسی را چه زمان خواهید داد ؟ آخر شنیده ام که در آخر ، رفقای شما این ور و آن ور در توجیه این بی سندی ،‌ادعا کردند که " سند داریم . نمی دیم ! شماها صلاحیت ندارید ! "‌...

البته ،

راستش را بخواهی، مطالبه ی اسناد ادعای دومتان پیش کش. مهندس جان . همان مهندسی اول را ثابت کن . ارائه اسناد مهندسی دوم پیش کش!


 
نسبت امام خمینی ، انقلاب ، خانواده و خط فکری او
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

یکی از دوستان خوبم ، محمد مهدی ابراهیمی ، کامنت هایی ذیل مطلب قبلی نوشته است. این متن کامل کامنت های ایشان و پاسخ های من است :

اول سلام

واقعا برام عجیبه که حتی در عنوان پست هم نخواستی بنویسی سید حسن خمینی!
عزیزم این یک افتضاح است نه یک افتخار!

اولا که صحبت های سید حسن خمینی "با اشاره به تقارن سالروز میلاد حضرت زهرا(س) و میلاد حضرت امام(ره) و سالروز رحلت ایشان مبنی بر تقارن این دو روز و اینکه خداوند امام را در شرایطی به جامعه ارزانی داشت که جامعه مشمول ویژگی های متفاوتی بود. همچنین سالها و دهه‌های پایانی قرن گذشته ویژگی‌هایی داشت که امام(ره) در آن ویژگی ها رشد و نمو یافت و در آن فضا توانست به موقعیت ممتاز برسد".دقیقا منطبق با ارزش های نظام و انقلاب بود. و این مسئله نشون میده که شعارهای هدفمند علیه سید حسن خمینی واکنشی فی البداهه نبود بلکه برنامه ای از پیش تعیین شده بود که با شعار یک عده و تهییج عده ای دیگه شکل گرفت . به هرصورت هیچ عذری نمیتونه این حرکت از پیش تعیین شده رو موجه کند.
--
در ثانی اگر عده ای از نظر سیاسی با سید حسن خمینی اختلاف نظر دیدگاهی دارن[نه اساسی!] این اختلاف دیدگاه های سیاسی، نمی تونه دلیل موجهی برای اهانت باشه. این که برخی برای نیل به منویات جناحی خودشون، حتی حاضرند حرمت حرم امام راحل رو هم بشکنند خیلی خطرناکه!

تو رو خدا اینقدر ساده با این مسئله برخورد نکن

سوم. متاسفانه فعلاً سیاست بازی بر همه چیز مقدم است.حرم امام ، قطعاً جای مناسبی برای تنش زایی نیست. چرا باید کارو به جایی برسونن که سید حسن خمینی در واکنش به برخی شعارها با بغض به اون جماعت بگه «آقایان، هنوز 20 سال از رحلت امام(ره) نگذشته است. شان سالگرد مراسم امام(ره) چنین نیست که برخی چنین انجام می دهند، من از همه معذرت میخواهم و از خدا می خواهم ما را با اماممان محشور کند.»
--
چهارم. سید حسن خمینی در یک سال گذشته با تکیه بر روش و منش امام راحل، با وجود برخی دلخوری ها، راه هرگونه سوء استفاده از جایگاه خود و بیت امام رو بست.
حرف آخر؛ خیلی برای خودم تاسف خوردم که دوست عزیزم اینقدر یکجانبه موضوع رو مطرح میکنه! چرا در ادامه پست ننوشتی بعد از سخنرانی نیمه تمام سید حسن خمینی، رهبر معظم انقلاب در ابتدای ورود به جایگاه بر پیشانی نوه امام راحل بوسه زدند و سخنرانی خود را با تاکید بیشتر و توجه دادن مردم به رعایت تقوا در گفتار و رفتار آغاز کردند. و به این مضمون افزودند "اگر شخصی مرتکب اشتباهی شده از مسیر حق خارج نشوید و در همان حد از وی انتقاد کنید". به نظر تو شعار مرگ بر منافق، مرگ بر ضد ولایت فقیه، نواده روح الله سید حسن نصرالله و شعارهایی از این دست شایسته سید حسن خمینی بود؟


و این هم پاسخ های من :

بسم الله . سلام .
1-    عبور از نسبت جسمانی حضرت امام راحل (ره) و توجه دادن سمبلیک به این موضوع که مطابق سیره دینی و سنت الهی ، اگر کسی ارتباط خود با منش و ایدئولوژی و اعمال پدر فاضل خود قطع نماید دیگر اتصال جسمانی او به آن پدر برای او امتیازی محسوب نخواهد شد، نکته ی نهفته در این اشاره به نام شناسنامه ای سید حسن مصطفوی است. روشن است که وقوع چنین حادثه ای افتخار نیست و البته درد آور و منزجر کننده است. اما بدنیست تا ریشه ی درد را یافته و آن را درمان کنیم نه آنکه به اختفای آن بپردازیم که نتیجه ای جز گسترش بیماری و مرگ در پی نخواهد داشت.  هرچند احساس کردن این درد خود علامت مثبت و نشانه آغاز حرکت درمانی است. شما با اصول اولیه درمان آشنایید که هنگام مشاهده درد ، نباید با درد مبارزه کرد بلکه باید بیماری را ردیابی و شناخت. آنچه که نا موجه است ، بیماری است . نه علامتهای آن . درد ، نشانه ی بیماری است. ریشه ی بیماری را باید شناخت و درمان کرد. نه آنکه درد و تظاهرات آ ن بیماری را محکوم و مخفی کنیم .


2-    اینکه کار بجایی برسد که نوه ی دختری امام راحل ، با تکیه بر دیدگاههای فرج دباغ ( منکر قران ، عصمت ، قرآن ، وحی و خاتمیت ) مدعی گردد که دیدگاههای دهه 60 امام برای سال 80 قابل استفاده نیست و اگر امام در دهه 80 بود بسیاری از دیدگاههایش متحول می شد ، اینکه نوه پسری حضرت امام راحل ، با وجود عبور نزدیک به یکساله از جریانی فتنه انگیز علیه تمامیت نظام اسلامی که به تصریح بسیاری از طیف ها - حتی افرادی که تا دیروز محاسبات دقیقی در جریان فتنه نداشتند -  مستقیما متوجه عمود خیمه انقلاب اسلامی یعنی ولایت مطلقه فقیه و رهبری معظم انقلاب شده بود ، کماکان با عناصر حلثه مرکزی فتنه ، همراهی و همدردی می نماید و در یک طیف و دسته سیاسی با آنها قرار می گیرد ، مسلماً دردناک و بسیار منزجر کننده است و روشن است که آنچه که در شعارهای مردم – که قطعا واکنش فی البداهه نیز نبوده است – تبلور یافت، ناشی از همین انزجار و ابراز درد است . خاصه آنکه شعارهای متوجه شخص سید حسن مصطفوی ( یعنی : "نواده روح الله سید حسن نصرالله " و سید حسن بصیرت بصیرت ) و شعارهای متوجه طیف و دسته کلی جریان فتنه گر منافق نیز دقیقا متوجه همین منظر است.

3-    محتوای سخنرانی انجام نشده و ابترمانده سید حسن ، به اندازه اظهارنظرها ، اعمال و اقدامات آشکار و نهان او اهمیت ندارد. موضعگیریهای سیاسی دو پهلو که بارها از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی نفی و مورد انکار قرار گرفته است ، همراهی رسمی و علنی با جریان فتنه انگیز زیاده خواه و مجرم ، حضور در منزل زندانیان عضو جریان فتنه و استمالت جویی از آنان و مجموعه بزرگی از این دست ، تصویری از سید حسن مصطفوی در ذهن مردم ایجاد نموده است که بروشنی قبل از انجام هرگونه سخنرانی ذهنیت مخاطبان را از مدتها قبل شکل داده و بنظر می رسد سید حسن پس از این مجموعه اقدامات و رفتار مسئله دار ، هرکجای دیگر در مواجهه مستقیم با مردم عموم علاقمندان واقعی به امام راحل ( و نه مثلا آن 30 نفر زن چادری با مانتوی سبز تجمع کننده در ضلع جنوب شرقی حرم با تصاویر سید حسن مصطفوی در دست ! ) قرار بگیرد ، پس خور اینگونه اعمال خود را مشاهده می نمود.


4-    اگر براستی و حقیقتا ارزش  سخنرانی یک عنصر سیاسی ، با ملاک و مناط دوری و نزدیکی و انطباق و عدم انطباق محتوای ان با ارزشهای انقلاب و نظام اسلامی سنجیده می شود ، با مرور عملکرد همان فرد و مشاهده فاصله موجود میان آن و تمامی ارزشهای انقلاب و نظام اسلامی ، چه قضاوت و رفتاری را در ارزشگذاری بر اعمال او باید انجام داد و براستی آیا می توان اعمال او را بی ارزش وبدور از ملاکها و معیارهای ارزشگذاری در دستگاه انقلاب اسلامی دانست و در مقابل چنین فردی چه باید کرد و آیا دسته بندی ها و نسبت های سببی و نسبی ، موجب انکار حقایق از سوی ما می شود و یا پاسخ آن است که بله ، این ملاک و معیار ، ملاک و معیار قضاوت دائمی روی تمامی وجوه مختلف زندگی و تحرکات سیاسی یک عنصر سیاسی و اجتماعی است و محدوده گفتار ، اعمال و ارتباطات و فعالیتها و تحرکات او را نیز در بر می گیرد و اصولا ملاک و معیار دوستی ودشمنی و تبرا و تولا ، ارزشیابی و نمره دهی به فعالیتهای افراد با همین معیار است ؟

5-    بدون شک ، روند اقدامات آقای سید حسن مصطفی و به سمتی رفته است که واکنش های شکل گرفته علیه وی فی البداهه و ناگهانی نباشد. مگر در صحنه سخنرانی، از سوی وی چه حرکتی سرزده بود که کسی بخواهد ادعا کند این واکنش های مردم ، فی البداهه و در واکنش به آن صحنه ی خاص بوده است ؟ روشن است که واکنشهای صورت گرفته ، به اعمال و فعالیتها و تحرکات سیاسی این بزرگوار در طول زمان بوده است و رد کردن ادعای مطرح نشده ( فی البداهه بودن واکنش مردم ) ، ارزش و وجهی ندارد.

6-    براستی آیا ما نگران سیره و منش و الگوی سیاسی و اجتماعی و اخلاقی و دینی ارائه شده از سوی حضرت امام راحل (قدس سره الشریف ) - یعنی ولایت مطلقه فقیه – هستیم ، یا نگران فقط بعضی افراد منتسب به ایشان ، آنهم فارغ از دغدغه مذکور ؟ موضعگیری ورفتار امام راحل و سیره ایشان در برخورد با افرادی دقیقادر همین سطوح و جایگاه ، هنگامی که عدول و عبور آنها از ارزشها و آرمانها و خطوط قرمز انقلاب اسلامی محرز گشت ، چه بود ؟ البته اینجانب معتقدم هنور یکی کردن آقای سید حسن مصطفوی فرزند مرحوم حاج سید احمد خمینی ، با آقای سید حسین مصطفوی فرزند مرحوم شهید حاحج سید مصطفی خمینی امری غلط است . لیکن ایستادن سید حسن مصطفوی در ابتدای جاده ای که سید حسین مصطفوی در انتهای آن قرار دارد ، فریاد همه را درآورده و واکنش های دعوت گرانه به بصیرت سیاسی برای وی از همین باب است.

7-    براستی چرا خانم زهرا اشراقی نوه دختری حضرت امام راحل (قدس سره الشریف ) براحتی مدعی می گردد اگر امام راحل (ره) در دهه هشتاد حضور می داشت رویکردهای دهه شصت خود را به گوشه ای می نهاد ؟ این نکته چه معانی مهمی در بر دارد ؟ مسئله از دید اینجانب بسیار بسیار ساده و البته در مسیر بصیرت سازی ، بسیار مهم و معنا دار است . مسئله این است که یک جریان و طیف سیاسی ، امروز دیگر دفاعی در مقابل عدول خود از تمامی دیدگاههای رسمی و اصلی امام راحل که مبنای تشکیل نظام و انقلاب اسلامی قرار گرفته ، ندارد و بصراحت خود آن را قبول دارد و رسما اعلام می کنند که دیگر در اتمسفر دیدگاههای امامی که در دهه 60 به رحمت خداوندی پیوسته است زندگی نمی کند و البته مدعیست با توجه به مقتضیات دهه هشتاد ، دچار تحول دیدگاهی شده و ادعا می کند که اگر شخص امام راحل نیز زنده بود ، چنین می بود. بر این اساس این جریان رسما قبول می کند که عدم انطباق اعمال و رفتار آنها با آموزه های مکتوب و اصلی فرهنگ ولایت مطلقه فقیه و خط فکری و سیاسی امام راحل ، قطعی و یقینی است . این دیدگاه ، در رفتار عناصر سیاسی و رسانه ای ایران ، کجا سابقه دارد ؟ مسئله اینجا نیز روشن است. این دیدگاه بسیار به دیدگاه مشهور قبض و بسط تئوریک شریعت آقای عبدالکریم سروش شبیه و شاید وابسته است. آنجا که وی تمامیت قرآن و خاتمیت پیامبر اسلام و جهانشمولی همه زمانی و همه مکانی قرآن کریم را منکر شده و مدعی می گردد احکام و آیات قرآنی با توجه به شرایط زندگی و حیات پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) صادر شده و دایره اثر و ارزش آن محدود به همان زمان و همان مکان است و اگر مثلا – العیاذ بالله – پیامبر اسلام دوبرابر عمر می داشتند ، حجم قرآن کریم نیز دوبرابر می شد. همچنین در مرحله های پیچیده تر ، این تز قائل است که اصولا قران ، تجربه شخصی و حسی نبوی است و ارتباطی به دیگر مسلمانان ندارد ! منتظر خواهیم بود تا این تز و دیدگاه را نیز در اظهار نظرها و اعمال عناصر سیاسی مرتزق از این آبشخور فکری مشاهده کنیم . اما آنچه در این رهگذر مهم است ، اعتراف این جریان به عبور آنها از خط خمینی ظهور کرده در دهه 50 الی 60 ایران اسلامی است. عبوری که آنها ارتکاب آن را به خود حضرت امام (ره) نیز نسبت می دهند!

8-    منظور از اختلاف نظر سیاسی چیست ؟ مگر آنچه که در رفتار کل عناصر ضد انقلاب اسلامی علیه انقلاب اسلامی از ابتدا تا اکنون و خصوصا صحنه فتنه گری اخیر ، حادث شده است ، جز در عرصه ای جز سیاست نمود دارد ؟ اختلاف نظر سیاسی ، گاه در حد مخالفت با اعمال یک نفر از زیر مجموعه یک مدیر است و در این ابعاد قرار می گیرد ، و گاه در حد موافقت یا مخالفت با اصل واساس انقلاب اسلامی است. بر این اساس ، با صرف قلمداد نمودن یک اختلاف در چهارچوب سیاسی نمی توان ارزش و اهمیت آن را منکر شد. دقیقا مشکل آنجاست که عملکرد و رویکردهای یک فرد ، از چهارچوب و مرزهای خودی فرا رفته و در جبهه غیر خودی معنا پیدا کرده است. آیا این یک اختلاف سیاسی محدود است یا امری ریشه ای ، حیاتی و دارای اهمیت درجه اول ؟ پس نمی توان ، قراردادن اختلاف ها در گروه سیاسی را باعث غیر اساسی بودن آنها دانست. در غیر اینصورت باید پرسیدپس آیا کدام اختلاف ، اختلاف اساسی است ؟ اختلافات اقتصادی ؟ فرهنگی و هنری ؟ مسئله ، مسئله ی حجم و درجه ی اختلاف است. نه نوع آن . اختلاف سیاسی و عقیدتی مهمترین نوع اختلاف و متفاوت کننده مرز خیر و شر است و غیر اساسی دانستن کل اختلافات سیاسی وجه مقبولی ندارد.

9-    اهانت به سید حسن  ؟ ! کدام ؟ اینکه لابلای سخنان وی بشکل ممتد شعارهای همیشکی ملت ایران سرداده شده و دو سه شعار اختصاصی نیز به خود وی داده شود ، توهین است ؟ یا اینکه مسئول دفتر همین آقای سید حسن مصطفوی رسما کنار سخنران طراز اول کشوری ( یعنی مدیر درج یک اجرایی کشور یعنی رئیس جمهور ) رفته و دائما به او بگوید سخنرانی ات را تمام کن و کار را به مسیرهای علنا زشت بکشاند ؟

10-    البته متاسفانه عده ای از افرادی که رسما و علنا مورد حمایت آقای سید حسن مصطفوی قرار گرفتند بشدت اهل شکستن حرمت امام و اندیشه و راه و منش و عملکرد وی هستند و البته که حرم امام هم ، مانعی در مقابل حرمت شکنی های آنان نیست . برخی از این افراد اصلا اعتقادی به معاد ندارند که اصولا امام راحل (ره) را در همه زمانها و مکانها بخصوص حرم خود حاضر و ناظر دیده و در مقابل او شرم کرده و دست از تیشه زنی به ریشه ی انقلاب اسلامی بردارند. اما اگر شما از شعارهای مردم توهین به امام راحل (ره) را برداشت کرده اید ، چون مطلقا هیچ وجهی از آن در ذهن اینجانب موجه نیست ، محتاج طرح و اثباتید و ادعای طرح و ثابت نشده را نمی توان پایه استدلال قرار داد. آیا شعارهای مردم علیه منافقین و جریان فتنه ، به تعبیری ، یک اختلاف سیاسی بین دو جناج کشور است یا اختلاف بین انقلاب اسلامی و طیف مقابل ؟ این انحراف خطرناک سیاسی از کجا شروع می شود و به کجا می رسد ؟ داخل نظام تصور کردن جریانی که رسما مرگ بر اصل ولایت فقیه را فریاد می زند و مورد حمایت افرادی کاملا مشخص نیز قرار می گیرد ، بسیار خطرناک و سمی مهلک است. اینجا مطلقا دعوا میان دو جناح نظام نیست . اینجا ، مخالفان با تئوری امام راحل در موضوع ولایت مطلقه فقیه را یک جناج نظام تصور کردن ، آغاز تمامی مشکلات و فتنه انگیزی هاست. می ترسم که دشمنان و مخالفان علی علیه السلام در ماجرای ولایت نیز ، جناحی از درون حکوم اسلامی و انتساب برخی از آنان به بیت رسول خدا (ص) نیز مایه مصونیت آنان تلقی و مکر بنی ساعده تکرار شود .

11-    جریانی که در دوران انتخابات دور دهم ریاست جمهوری پای تنش زایی تا سرحد براندازی انقلاب و نظام اسلامی پیش رفته بود ، امروز چون خود را در آستانه زدوده شدن از صحنه سیاسی دیده و مرگ سیاسی را مقابل چشمان خود تصویر شده می بیند ، امروز داعیه دار حوزه تنش زدایی گشته است و هرگونه اظهار نظر و موضعگیری و ابراز مخالفت صریح و شفاف را به تنش زدایی منتسب می کند. اما آیا تنش اصولا امری مثبت است یا منفی ؟ تنش و جنگ بین خیر و شر آیا از جمله مسائلی است که باید حذف شده و به کنار گذارده شود ؟ حرکت بطئی عالم به کدام سمت است ؟ آیا اعتقاد به ایجاد صلح میان خیر و شر و به کنار گذاردن تنش ها منطقی است یا با آرمان الهی و اهداف پیامبران ناسازگاری دارد ؟ این یک رویکرد کلی به موضوع تنش و تنش زایی و تنش زدایی بود و به معناس استقبال از هر تنشی (البته پس از اثبات وجود آن) نخواهد بود. اما همانگونه که گفته شد ، بایستی ریشه ها را شناخته و در صورت درک مسئله ، آن را حل کرد. اگر کسی یک بیماری را اصولا بیماری ندانسته و حتی آن را حسن تلقی کند ، حتما تظاهرات دردگونه ی آن را منکر شده وتقبیح می کند . یک پزشک حاذق در وهله اول ، بیمارشناس است و می داند یک درد ، علامت کدام خطر برای کالبد وجود است.

12-    حقیقتا ، بازی گرفتن "سیاست" خود یک خطر بزرگ است. سیاست ، ابزار بازی نیست و تنها کسانی در صحنه سیاست ، نه انجام تکلیف ، بلکه بازی می کنند که سازوکار عمل سیاسی آنها دینی نباشد. در رفتار سیاسی مبتی بر اموزه های دینی ، چیزی بنام بازی کردن با سیاست معنا ندارد.


13-    باید بر اثر نگرانی مان برای شان مراسم امام که مهم هم هست ، به امر اهم ، یعنی نگرانی برای اندیشه امام برسیم . سئوال ما اینجاست که : چرا نمی رسیم ؟ آیا تمام امام (ره) ، مراسمش بود؟ خشت و گل حسینه ای بود که در آنجا سخرانی می کرد ؟ فامیل و اقوام و پسرها و دخترها و نوه ها و نتیجه هایش بود ؟ روشن است که امام به ما آموخته است که اینچنین نبود. پس این سئوال مطرح است که چرا ما برای اندیشه ی امام که اینگونه در مسلخ و به قدیمی بودن و غیر امروزی و بقولی دهه هشتادی بودن متهم شده ، دل نسوزانده و نگران نیستیم ؟ یعنی واقعا دیگر اندیشه امام را نمی خواهیم ؟ اگر اندیشه امام را نمی خواهیم ، ماجرای ارزش گذاری روی وابستگان امام چیست ؟ یعنی وابستگان امام ، منهای اتصال به اندیشه او ، از ارزش سیاسی دیگری هم می توانند برخوردار باشند ؟

14-    نوشته اید : سید حسن خمینی در یک سال گذشته با تکیه بر روش و منش امام راحل، با وجود برخی دلخوری ها، راه هرگونه سوء استفاده از جایگاه خود و بیت امام رو بست . دوست دارم حتی یک نمونه از این اقدامات سید حسن را بیان و تشریح کنید تا بدانیم چطور سید حسن ، دست کسانی را که قصد داشتند تا از جایگاه بیت امام و نزدیکان ایشان علیه نظام و انقلاب اسلامی سوء استفاده کنند ، بسته است ؟ البته در طیف مقابل ، اینجانب متاسفانه مصادیق متعددی از گشودن راه این سوء استفاده و یا لا اقل ، نبستن این راه از سوی وی ، سراغ دارم که برخی از آنها ، مخالفت رسمی و آشکار با مجموعه ی شاخص پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران ، حضور آشکارانه در مجالس و محافل ضد انقلاب ، حضور در منازل زندانیان و ضد انقلاب دستگیر شده و اموری از این دست است.

15-    نوشته اید : "چرا در ادامه پست ننوشتی بعد از سخنرانی نیمه تمام سید حسن خمینی، رهبر معظم انقلاب در ابتدای ورود به جایگاه بر پیشانی نوه امام راحل بوسه زدند ؟ " اینجانب بشکل رادیویی در جریان مراسم قرار داشتم و تصویر مراسم را نمی دیدم و آنچه که شنیدم ، حاوی این نکته نبود. از سخنرانی سید حسن نیز منهای انچه که خود متوجه شدم نتوانسته است سخنرانی کند ، در رسانه ها خواندم . در پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری هنوز متن بیانات معظم له آماده نشده است. فایل صوتی با کیفیت کم این بیانات حدود ٢٠ مگابات حجم دارد که موفق به دریافت نشدم. پلیر فلش این پایگاه نتوانست بشکل آنلاین صدا را برای اینجانب پخش نماید. تلاش کردم که بیانات مقام معظم رهبری را در اخبار ساعت 9 مشاهده کنم که در برنامه مربوط به نمازجمعه در حدود ساعت 22 شب موفق به شنیدن و ضیبط کل فرمایشات ایشان شدم . در این خصوص ذکر چند نکته ضروری است :


أ‌-    مشخص شد یا شما هم برنامه تلویزیونی را اصلا ندیده اید ، یا اینکه دقت نکرده اید. مقام معظم رهبری با آقای سید حسن مصطفوی مصاحفه کرده و گونه سمت راست ایشان را بوسیدند. همین الان در حال ضبط فیلم سخنرانی از شبکه یکم سیما هستم. پیشانی بوسیدن معنانی مشخصی دارد که اینجا حاصل نشد.

ب‌-    ارج و قربی که مقام معظم رهبری برای آقای سید حسن مصطفوی و متصلین به حضرت روح الله ( قدس الله نفسه الزکیه ) قائل است ، مثال زدنی و بی بدیل است. چرا برخی قدر این ارزشگذاری و محبت و ارج نهادن را درک نمی کنند؟

ت‌-    سیاست و عملکرد علوی مقام معظم رهبری در جذب حداکثری و دفع حداقلی روشنی همه جا بروز و ظهور داشته است. مسلما آنها که از نگاه مقام معظم رهبری خارج از حلقه نظام دیده می شوند نیز ، خود به دست خویش از این حلقه خارج شدند و کانه دنبال این بودند که نظام آنها را بیرون کند. بروشنی آقای سید حسن مصطفوی و متصلین حضرت امام با وضوح هرچه تمامتر در دایره جذب علوی رهبر معظم انقلاب و ولایت امر قرار دارند و نباید هرگز ارزش این حرکت رهبر معظم انقلاب را فراموش کنند.

ث‌-    سیاست و ممشای رهبر معظم انقلاب اسلامی در حوزه جاذبه و دافعه سیاسی ، منطبق بر ممشا و طریق امام راحل (ره) است که آن نیز منطبق بر سیره ی علوی و نبوی است. در این مسیر ، هرگز جاذبه ، نافی نقد و تصریح و مشخص کردن مسیر حق نبوده است. این سیره ی رهبر معظم انقلاب در همین سخنرانی ایشان کاملا بارز است. به جرات ، این سخنرانی یکی از صریح اللهجه ترین سخنرانیهای معظم له بوده است. تمام آنچه که در باب بازخوانی خط امام (ره) و بازخوانی اندیشه نورانی ایشان در سخنرانی ایشان ارائه شد نقد صریح دیدگاهها و خط سیاسی جریان سیاسی است که آقای سید حسن مصطفوی و جریان موسوم و مدعی خط امام بودن ، در آن طیف محاسبه شده یا به آنان متصل هستند.

ج‌-    متاسفم که می بینم ، موضعگیری مردم علیه جریان فتنه ، به عنوان موضعگیری مردم علیه شخص سید حسن مصطفوی جلوه داده شده است. البته این نکته خود تامل برانگیز است و بنظر می رسد ضد انقلاب ضمن آنکه می فهمد در حقیقت ، ماجرای نقد وارده به سید حسن مصطفوی ، نقد جریان سیاسی ضد انقلاب مدعی خط امام است ، سعی می کند این امر را به پیوستگی روزافزون بین سید حسن و این جریان تبدیل کند که البته سیاست جذب و دفعی رهبر معظم انقلاب اسلامی در سمت و سوی خنثی نمودن این سیاست تعریف می گردد. در این بخش باید باطلاع برسانم  : این دیدگاه خطرناک یعنی تخصیص کل شعارهای مردم علیه جریان فتنه به شخص سید حسن ، خط رسمی ضد انقلاب است که دقیقا امروز BBC آن را پیگیری نموده است. بنظر من جریان فتنه می خواهد حساب خود را با حساب سید حسن یکی کند . جالب آن است بدانی اینجا بیاد آن لطیفه ی معروف ما سه نفر را کجا می بری افتادم ! البته من یقین دارم دیدگاه شما متاثر از بی.بی.سی نیست. اما جریان منتشر کننده این دیدگاه در داخل کشور ، قسمتی از ماشین رسانه ای استکبارند که گوشه دیگر آن بی.بی.سی  است.

ح‌-    متاسفم از اینکه حس می کنم شما با دو چیز آشنایی کمی دارید : یکی چهارچوبهای فقهی و شرعی نماز جمعه و دیگری رفتار تبلیغی مقام معظم رهبری. در این موضوع باید عرض کنم اولا : توصیه به تقوای الهی ضرورت فقهی شکل گیری خطبه های نماز جمعه است. برخی ائمه محترم جمعه مثل آیت الله امامی کاشانی گاهی این تذکر را به آخر خطبه برده و برخی مانند مقام معظم رهبری ، این نکته همیشه در ابتدای خطبه ها انجام می شود. برای روشن شدن این ماجرا شما را به این آدرسها که مربوط به متن خطبات مقام معظم رهبری در نمازهای جمعه سالهای   88  (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8033  : " ...برادران و خواهران عزیز نمازگزار را توصیه میکنم به تقواى الهى. این ماه، ماه تقواست. و امروز که روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان است، روز تقواى مجسم است؛ امیرالمؤمنین تقواى مجسم بود. درس بگیریم؛ تقوا را توشه‌‌‌‌‌ى دنیا و آخرت خود قرار بدهیم..." ، http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7190   ) : "... همه‌ى برادران و خواهران عزیز را توصیه میکنم و دعوت میکنم به رعایت تقواى الهى و توجه به خداى متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهى در همه حال. اگر ما تقواى خدا را پیشه کنیم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه کنیم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از یاد نبریم - که معناى حقیقى تقوا همین است - یقیناً برکات الهى، رحمت الهى، کمک الهى شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعه‌ى هر هفته دلهاى نمازگزار و متوجه به خداوند متعال باید این حقیقت را، این معناى شگفت‌انگیز را با خود مرور کند؛ تقوا را به خود تلقین کند..." ،  87 (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3813   )  : "...روز جمعه و شب قدر، آن هم در ماه رمضان و حالت روزه‏دارىِ برادران و خواهران عزیز فرصت بسیار مغتنمى است براى اینکه در این دقائق معدودى که میتوان پیش از نماز جمعه سخن گفت، دلهاى خودمان را با منبع رحمت و فضل الهى آشنا کنیم، نزدیک کنیم و ان‏شاءاللَّه زمینه‏ى پرورش نهال تقوا را در دل خودمان فراهم بیاوریم..." ،    86 (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3401   )  : "...همه‏ى برادران و خواهران نمازگزار و عزیز را و خودم را توصیه میکنم به رعایت تقواى الهى، که برترین محصول و نتیجه‏ى این ماه مبارک است..." ، 85 (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3356   ) : "...روز نوزدهم ماه مبارک رمضان، روز قدر و روز ضربت خوردن مولا و سرور پرهیزگاران عالم، امیرالمؤمنین(علیه‏الصّلاة والسّلام) است. در آغاز عرایض، همه‏ى شما برادران و خواهران و خودم را به ذکر الهى، یاد خداوند و رعایت تقواى الهى توصیه میکنم. روزه‏ى این ماه، عبادات این ماه، اعمال شبهاى قدر در این ماه و تلاوت قرآن، یکى از مهمترین آثارشان، این است که دل ما، دلهاى پرهیزگار و با تقوا بشود..." ،   84  (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3316  : "...همه‏ ى برادران و خواهران عزیز را که در این نماز پُرشکوه شرکت کرده‏اید و همچنین خودم را به حفظ تقوا و پرهیزگارى دعوت و توصیه مى‏کنم؛ که هدف از روزه‏ى ماه رمضان، بنا بر تصریح آیه‏ى قرآن، عبارت است از تقوا و افزایش این ذخیره‏ى معنوى در وجود انسان... " ،  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3302   )  : "... همه‏ى برادران و خواهران عزیز و خود را به تقواى الهى، پرهیزگارى و مراقبت از خویشتن دعوت مى‏کنم. هم ماه مبارک رجب است و ایام البیضِ متبرک این ماه، و هم روز بزرگ ولادت امیرالمؤمنین و امام المتقین است...و  83  (  http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3258    )  : "...همه‏ى برادران و خواهران نمازگزار و خودم را به رعایت تقواى الهى توصیه مى‏کنم. از آغاز اولین خطبه‏ى نمازجمعه، به دل و جان خود تقوا و پرهیزگارى را تلقین کنیم و از روزه‏ى ماه رمضان و فضاى معنوى و صفاى روحانى این ماه استفاده کنیم؛ بلکه دل ما به خصلت بزرگ تقوا تمایل و گرایش پیدا کند و بتوانیم به معناى حقیقى کلمه پرهیزگار و متقى باشیم..."  ارجاع می دهم و فکر می کنم ارجاعات اینجانب کفایت کند و در صورت نیاز می توانید این مطالعه را در پایگاه اطلاع رسانی ایشان بسط دهید. بر این اساس ، واجب شرعی ارشاد نمازگذاران توسط امام جمعه به تقوای الهی که همیشه در افعال ائمه جمعه جاری است ، ربطی اختصاصا به ادعای جنابعالی ندارد و کمی مطالعه و اگاهی با موضوع نمازجمعه می توانست مانع این سوء تعبیر گردد.


خ‌-    تذکر عمومی و مهم به رعایت حق در نقد و ابراز مخالفت سیاسی ، حرف حسابی است که مقام معظم رهبری همیشه مد نظر داشته اند و این دقیقا در همان چهارچوب حق گویی رویکرد تکلیف گرایی مقام معظم رهبری و از سوی دیگر در چهارچوب همان سیاست علوی جذب حداکثری و دفع حداقلی قابل محاسبه است. روشن کنید که کجای شعارهای مردم ، از این چهارچوب بیرون افتاده است.

د‌-    خدا را شاهد و ناظر اعمال و موضعگیری های خود بگیریم و از خود بپرسیم این پناهنده شدن مزورانه جریانات ضد انقلاب به بخشهایی از کلام مقام معظم رهبری وتغییر دادن محل بوسه ی ایشان (!) از چه روی صورت می گیرد. آیا با قصد موجه کردن بواسطه نورانیت ولایت است یا بواسطه نیت ایجادشکاف و نقار میان نیروهای مومن و حزب اللهی معتقد به راه و خط امام و رهبری ؟ آیا این جریان همان جریانی نیست که بی ادبی های خجالتبار و شرم آوری را دقیقا یکسال پیش بخاطر سخنرانی مقام معظم رهبری در همین موعد و در همین مکان در بازخوانی اندیشه امام راحل (ره) ، آنچه که ایشنا همه ساله همینجا انجام می دهند ، نسبت دادند ؟ آن دم خروس باور پذیرتر است یا این قسم جلاله و حضرت عباس ؟

ذ‌-    سید حسن نصرالله و سایر فرزندان امام راحل (ره) ، نسبت خود با امام راحل را بواسطه پیوستگی به خط و منش و ممشای وی یافته اند و از این راه ، من و شما نیز فرزندان روح الله هستیم و هرآنکس که از این راه دوری جوید ، حتی اگر فرزند سید مصطفی خمینی رحمت الله علیه یا سید احمد خمینی رحمت الله علیه باشد ، این نسب را از دست می دهد . از این بالاتر در کلام و عمل امام راحل قابل رصد است که به آن موضوع تکیه به حال افراد را باید مورد توجه قرار داد.

ر‌-    و در پایان اینکه : خدا را شاهد بگیرید و بگویید ، چند کلمه از اصل سخنرانی امروز مقام معظم رهبری را مورد توجه خویش قرار دادید. من شما را فردی متصل به مجموعه عناصر مذهبی می دانم . چطور باور کنم کپی برابر اصل پارادایم آنها را باید در کامنت شما ببینم آنهم پارادایمی که اینقدر بسادگی رد می شود ! ؟ آیا بازخوانی سطر سطر کلام امروز رهبر معظم انقلاب ، موجب نخواهد شد تا تهمتهایی که به مردم زده شد ، این بار به رهبر معظم انقلاب زده شود ؟ چرا این تهمت ها این بار زده نشد ؟ چون می خواهند با آویزان شدن دروغین از دیوار کلمات رهبر معظم انقلاب اسلامی ، دروغی را در جامعه ترویج دهند. از شما می خواهم یک بار عین سخنرانی را کاملا مطالعه کنید. من همین حالا کل سخنرانی را از ابتدا برای شما روی یک DVD آماده کرده ام . موفق و موید باشید. یا حق.

پی نوشت :

١- نماینده مردم تهران در مجلس  : حمایت سیدحسن از فتنه‌گران ‌موجب اعتراضات مردمی شد.

٢- تلاش بی.بی.سی برای به حاشیه بردن خطبه های مقام معظم رهبری .

٣- عضو هیئت رئیسه مجلس : مردم به سید حسن هشدار دادند .

۴-  حاشیه نگاری نماز جمعه امروز .

۵-  بسیجیان برای وبلاگ نویسی حقوق میلیونی می گیرند

۶- واکنش رئیس جمهور به شعار علیه سران فتنه .

٧- زهرا اشراقی : اگر امام دهه ٨٠ بود کلی تغییر می کرد !‌

٨- متن سخنرانی مقام معظم رهبری در ٨٩/٣/١۴ روی سایت دفتر معظم له قرار گرفت

٩- کلیپ صوتی میزان : دفتر مقام معظم رهبری . (اصول انقلاب امور سلیقه‌‌‌‌‌اى نیست که هر که از یک گوشه‌‌‌‌‌اى در بیاید، سنگ اصول را به سینه بزند؛ بعد که سراغ این اصول میرویم، مى‌‌‌‌‌بینیم بیگانه‌‌‌‌‌ى از انقلاب است. اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسى است؛ رهنمودهاى امام است؛ وصیت‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌ى امام است؛ سیاستهاى کلى نظام است که در قانون اساسى معین شده است که این سیاستهاى کلى بایست تدوین بشود؛ رهنمودهاى امام است؛ وصیت‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌ى امام است. [بخشی از بیانات در نماز جمعه بیستم شهریورماه هشتاد و هشت])


 
سید حسن مصطفوی : بگذارید چند دقیقه سخنرانی کنم !
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، پیش از آغاز خطبه‌های نماز جمعه امروز تهران که هم‌اکنون توسط حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در مرقد مطهر امام خمینی ایراد می‌شود، سید‌حسن خمینی در جایگاه سخنرانی حاضر شد تا برای مردم سخنرانی کند.


در ابتدای سخنرانی سیدحسن خمینی مردم شعارهایی ازجمله «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «مرگ بر موسوی»، «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده»، «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست»، «ما اهل کوفه نیستیم، علی(ع) تنها بماند، نواده روح الله سید حسن نصرالله، ای یادگار امام رهبر ما خامنه ای والسلام، بصیرت حاج احمد هدیه به بستگانش... و شعارهایی نیز علیه سران فتنه و در حمایت از رهبر فرزانه انقلاب سر دادند.

سیدحسن خمینی در مواجهه با جمعیت کم‌نظیر مردم که شعار "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند " سرمی‌دادند ‌تأکید کرد: قطعاً همینطور است. مردم همچنان خطاب به سید حسن خمینی شعارهای "بصیرت، بصیرت " سردادند و این درحالی بود که شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هنگام سردادن شعارها، صدای مراسم را قطع و وصل می‌کرد.

سیدحسن خمینی که به دلیل شعارهای گسترده مردم نمی‌توانست آنگونه که می‌خواهد سخنرانی کند، گفت: اگر دوستان بنای شعار دارند، بهتر است اجازه دهند من چند دقیقه‌ای صحبت کنم، وقتی که رهبری معظم انقلاب تشریف آوردند و در جایگاه قرار گرفتند، طبیعتاً نسبت به آن بزگوار ابراز احساسات می‌کنند. شدت شعارهای مردم به حدی بود که سید حسن خمینی نتواند به سخنان خود ادامه دهد. وی در ادامه و در حالی که مردم هنوز شعار می‌دادند، با بیان اینکه روز گذشته روز ولادت حضرت زهرا(س) بود و امروز نیز روز رحلت امام عظیم‌الشأن انقلاب است، به تقارن ولادت حضرت زهرا(س) و میلاد امام راحل ‌اشاره کرد.

سیدحسن خمینی تقارن این روز را به نوعی مبین یک ویژگی بزرگ دانست و افزود: امام بزرگوار در دیروز یعنی روز ولادت زهرای اطهر به دنیا آمد و در 14 خرداد از میان ما رفتند.

وی این تقارن را زمینه سخن خود قرار داد و با اشاره به ویژگی‌های سال‌ها و دهه‌های پایانی قرن گذشته یادآور شد: امام خمینی(ره) در آن ویژگی‌ها و شرایط رشد و نمو کرد و با زندگی و رشد در آن فضا و جامعه توانست به موقعیت ممتازی که می‌بینیم و می‌شناسیم و امروز در جامعه با آن مواجهیم، برسد که آن شرایط بسیار ممتاز و متفاوتی است.

سید‌حسن خمینی که به دلیل شعارهای گسترده مردم علیه فتنه‌گران و اعتراض به سکوت وی در برابر اقدامات فتنه‌گران علیه آرمان‌های امام خمینی(ره) اعم از ولایت فقیه و قدس و ... نمی‌توانست به سخنرانی خود ادامه دهد، با ناراحتی خطاب به مردم گفت که هنوز 20 سال از رحلت امام(ره) نگذشته است. وی برای آرام کردن مردم و جلوگیری از شعار دادن آنها، سه بار خواستار ذکر صلوات از سوی حاضرین در مراسم شد ولی مردم از سر دادن شعار علیه سران فتنه دست بردار نبودند.سید حسن خمینی در ادامه گفت که انشاالله عزاداری مقبول باشد.سیدحسن خمینی در حالی‌که همه مردم یک صدا و یکپارچه در داخل و بیرون حرم علیه فتنه‌گران شعار می‌دادند، گفت: مردم از گروه اندکی که شلوغ می‌کنند، بیزارند و مردمی ‌که بیرون صحن حضور دارند، علاقمند به امام خمینی(ره) هستند.

وی سپس افزود: اجازه بدهید چند دقیقه صحبت کنم، چراکه شأن مراسم سالگرد امام(ره) چنین نیست که برخی اندک این‌چنین انجام می‌دهند.

سیدحسن خمینی ‌بارها در میان شعارهای حاضرین خواستار قطع شعارهای مردمی و ادامه سخنرانی خود شد که مردم حاضر در مراسم به دلیل سکوت وی در فتنه‌های اخیر در برابر اقدامات فتنه‌گران در مقابله با آرمان‌های امام(ره)، شعارهای خود را ادامه دادند.

وی که در مواجهه با این شعارها ‌نتوانست سخنرانی خود را آنگونه که می‌خواهد به پایان برساند، گفت: من معذرت می‌خواهم و از خدا می‌خواهم ما را با امام راحل محشور کند.

سیدحسن خمینی که چندبار سعی کرد مانع شعار دادن مردم علیه فتنه‌گران شود اما موفق به این کار نشد با بیان اینکه مانعی ندارد و انشاالله خداوند همه ما را غریق رحمت و لطف خود کند، خواستار قرائت فاتحه‌ای برای شادی روح امام(ره)، فرزندان ایشان و شهدا شد و سپس سخنرانی خود را نیمه تمام به پایان رساند.

به گزارش فارس،‌ مجری برنامه پس از پایان یافتن سخنان سید حسن خمینی، خطاب به حاضرین در مراسم گفت با یک صلوات سکوت کنید، چرا که رهبر معظم انقلاب برای سخنرانی تا لحظاتی دیگر وارد جایگاه خواهند شد که این سخن مجری موجب شد مردم با ذکر یک صلوات، به طور کامل سکوت کرده و آماده ورود رهبر انقلاب شوند.

مردم با ورود رهبر انقلاب، پس از دقایقی سر دادن شعار در حمایت از ایشان، به طور کامل سکوت کردند و مشغول گوش فرادادن به خطبه‌های مقام معظم رهبری در این مراسم کم‌نظیر شدند.


 
کلام تی وی کیست و چیست ؟
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

باید کمی بیشتر در موردش بخوانم و ببینم...

هنوز خودم هم جوابی دقیق برایش ندارم . از چند وقت پیش نامش را می دانستم . حالا از کجا ، یادم نیست. احساسم می گوید ربطی به ماجرای پروژه ی مدیا دایورسیتی ( به معنای تنوع رسانه ای ) دولت هلند در حوزه رسانه های ایرانی دارد. چون در آن ماجرا ، غربی ها پس از افتضاحاتی که پیش امد چند موضوع را دیگر رعایت کردند :

1- نام و اسامی عناصر ایرانی خصوصا اپوزیسیون درگیر پروژه را افشا نکردند.

2- میزان حجم مالی پروژه ها را مخفی کردند.

3- ارتباط علنی پروژه با دولتهای غربی را مخفی کردند.

فعلا که بر اساس مندرجات سایت عقبه  ، مدیر اجرایی پروژه آقایی بنام حسین جلالی است که لا اقل من یکی سابقه ذهنی از ایشان ندارم . نه فنی و نه سیاسی. بد نیست ایشان بجای آنکه بقیه را در وبلاگش بکوبد ، خودش بیاید و کمی در مورد خودش و پروژه خدمت رسانی اش (!) اش توضیح دهد. این که ماجرای توجه یک شرکت انگلیسی به حوزه رسانه های تصویری و اینترنتی فارسی ، عربی و اردو چیست.اینجوری شایه ها هم می خوابد. آخر فعلا که هیچ گربه ای برای قربتا الی الله در غرب در مورد ایران به موشگیری نپرداخته . اصولا حالت عادی و اصلی این است. خلافش باید ثابت شود. بد نیست آدم نگاهی هم به مقاله ها و آدمهای شرکت کننده در این دومین همایش شهروند الکترونیک هم بکند ببیند چیزی دستگیرش می شود یا نه .

( ادامه ی بررسی هایم نشان می دهد آقای حسین جلالی در یک شبکه تلویزیونی عربی بنام الان تی وی ( al aan tv  ) مشغول بکار است و کلام تی وی را بعنوان یک پروژه شهروند خبرنگاری راه اندازی کرده . چقدر دارد بوی سیاسی اش زیاد می شود. جالب اینکه در این شبکه تلویزیونی ، ایرانی زیاد مشغول بکار است. یادمان نرود دوبی همانجایی است که دختر آقای چنی دفتر ارتباط با ایران را از سوی وزارت امورخارجه آمریکا تاسیس کرده و اداره می کند. )

ضمنا جالبی اش اینجاست که حتی یک ایمیل در سایت ایشان ، یا اقلا یک فیدبک فرم هم در این سایت شخصی ایشان وجود ندارد که بشود با ایشان تماس گرفت. جالبه نه؟

یعنی شما بعد از سال 2008 دیگر چیزی در مورد پروژه های درون آن مدیا دایورسیتی دیگر نمی شنوید. در حالیکه آن پروژه ها هنوز فعالند و بلکه گسترش یافته اند. اما دیگر سروصدا کردن بضررشان است.

یکی از خبرنگاران خارجی شاغل در یکی از روزنامه های هلندی مقاله ای نوشتن بود بنام " در ایران بهتر است زیر زمینی کار کنید" یا یک تیتری شبیه این . کل ماجرا این بود که ایشون با جمع بندی نظرات اپوزیسونی که رسما از دولتهای غربی در پروژه های براندازی نرم - مثل رادیو زمانه ، مثل روز آنلاین - پول گرفته بودند تا سیاستهای استراتژیک آنها در حوزه فرهنگ و سیاست را در فضای رسانه ای و خبری و فرهنگی ایران تعقیب کنند ، گفته بود که یا اصلا پول ندهید ( :)) ) یا اگر می دهید بابا چرا در بوق و کرنا می کنید ؟

حالا باید از خودمان بپرسیم که اگر این ها پروژه هایی ضد انقلابی و در واقع ضد امنیتی هستند پس چرا از اول مشخصات آنها اعلام شد ؟

خب این که جوابش ساده است. ماجرا این است که اینها دنبال حساسیت زدایی بودند. اصلا رادیو زمانه هم روزهای اول میاید و سعی می کند تا در ایران دفتر تاسیس کند. می روند و سعی می کنند با وزارت ارشاد وارد گفتگو شوند که خب نمی شود - خدا را شکر ! -. حتی یکی دو پروژه خیلی مهمتر شبکه سازی اجتماعی شان ، رسما سعی می کند تا در روابطی نزدیک با مثلا وزارت کشور کار خودش را پیش ببرد ! این برای بدست آوردن مصونیت بود. اما خب وقتی این کلک نمی گیرد و بهارحال ماهیت و هدفگذاری غربیها در خروجیها آشکار می شود ، این بازی را کنار گذاشتند.

حالا ماجرا ، ماجرای این کلام تی وی است.

شرکت عقبه اش انگلیسی است . برخلاف بعضی که فکر کرده اند ، شرکت عقبه ، همان طراح و دیزاینر است ( که پیمانکار فنی است نه بیشتر ) . رویکردهای محتوایی اش که در درباره ی ما ی این سایت درج شده ، خیلی بو می دهد. آدم از همان خطوط اولش بوی هلند به دماغش می خورد. مدیا دایورسیتی... مدیا دایورسیتی ...بوی وب 2 هم که می دهد که فعلا در استخدام براندازی نرم است. شبکه سازی اجتماعی هم که گل بود و به سبزه نیز آراسته شد... تمام ویژگیهای رسانه فتنه را دارد...

حالا اینها را داشته باش...

من یک مشکلی با برخی نخبه نماها دارم. این نخبه نماها ، سعی می کنند اولا متفاوت! باشند به هر قیمتی. یعنی به محض اینکه چیزی در نگاه اول نو و جدید آمد تا خرخره توش شیرجه می زنند. ثانیا ، گاه از عوام هم در تشخیص عقب می مانند ...

 

نگاه ساده ای به محتوای کلام تی وی نشان می دهد سایتی - حداقل - مبتذل است. مبتذل در حدی که حقیقتا مصداق فیلترینگ است. آرام آرام دارد راه یوتیوب را می رود. همان رویکردهای مجوز به محتوای اروتیک تا سرحد پورنوگرافی را دارد.  از نظر سیاسی هم الان نگاه کردم دارد راه میفتد فعلا در حال تاتی تای کردن مشغول اپوزییسون بازی است. فعلا گیر داده به چیزی به اسم سوتی های صداوسیما ( راش های سوخته را که کسی اصلا پخش نکرده ، بعنوان سوتی های پخش شده دارد جا می زند. ) . گزارشهای کریستین امانپور از انتخابات ایران رو هم که قبلا کار کرده . ..منتظر باشید که فردا با همان منطق وب دو بیایند و بگویند ما دخالتی در تعیین سیاست برای محتوا نداریم و بازیهای یوتیوبی انگلیسی در بیاورند از خودشان ...

حالا فکر کن ، یک سایت نخبه نمای این کشور ، رفته ویدئویی را مستقیما از این سایت لینک داده . خدا انشاء الله این روشنفکر نماهای کشور ما را ... که ما از از دست آنها و آنها را از دست ما خلاص کند !

فعلا همین .

پی نوشت :

١- سایت کلام تی وی مدعیست می خواهد در فریم مقررات ایران فعالیت کند. نظرش در مورد این( لینک نمی دهم . ترویج است ) ویدئوها چیست‌؟مگر قوانین ایران چیست که اینها در آن می گنجد ؟‌ تمام موسیقی های غیر مجاز ایرانی اینجا قابل نشر است حتی با کلیپ . چرا‌؟ اینه قوانین ایران ؟‌ یا این همون تلاش برای تغییر فضای داخل ایران از درون و با سازوکار فرهنگی است‌؟

٢- ابتدا می خواستند به ایران وارد شوند جلوجلو چیا رو فرستادند ؟ مک دونالد ؟ کوکاکولا ؟ شوخی می کنی؟ :)) کلام تی وی هم که داره غیر مستقیم همونا رو تبلیغ می کنه ... چرا ؟:))

٣- این سایت کاتگوری سیاسی را هم به رسمیت می شناسد ! این ویدئوی توهین آمیز علیه دفاع مقدس و کاملا ضد انقلابی با ریتم رپ هم در این کاتگوری آپلود شده ! کل ویدئوهای این گروه را ببینید . در صفحه ی اول ، سخنرانیها و پیامهای میرحسین موسوی آن بالا. پیام چی باما ؟ او با ما ، این پایین ، خالی نبودن عریضه ، یک چیزکی از محمود و رهبر معظم انقلاب هم گذاشته . در حالیکه خودش مدعیست ویدئوی احمدی نژاد  3837 بار کلیک خورده ، گذاشته آن پایین ! آن وقت مابقی مخلفات سبز با کلیک های بسیار کم + این ویدئوی توهین آمیز با 33 کلیک رفته آن بالا. چرا ؟ :))

۴- درجه عصبی این سایتها کاملا مشابه هم است. به بچه های تیم هدف و فور ویزیت پیشنهاد می کنم درجه عصبی این سایت را هم مشابه یوتیوب اندازه بگیرند. نتایجش قابل حدس است :) .


 
بیداری اسلامی و عزت ایرانی ،‌ آنچنان که روح الله آموخت...
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

برادر محمد صالح مفتاح طی "موج وبلاگی چهارده خرداد " مرا به نوشتن مطلبی در باره امام راحل دعوت کرده است. آنچه در ادامه می آید ، پاسخ من به این نکته است.

چهاردهم خرداد یادآور مصیبت فقدان پدر عظیم‏ الشأن این ملت است .

امیدوارم خداوند متعال به همه‏ى ما توفیق عنایت کند که بتوانیم با تکرار خاطره‏ ى این بزرگمرد تاریخ اسلام توشه‏هائى براى حرکت خودمان، حرکت ملت ایران و حرکت امت اسلامى برگیریم.

در جمع‏بندىِ توصیه‏ها، شعارها و مطالباتى که امام راحل (ره) از مردم، از مسئولان، از آحاد مسلمانان جهان داشته‏اند، دو پرچم برافراشته را در دست امام قابل ملاحظه است:

پرچم اول پرچم احیاء اسلام؛ یعنی به عرصه آوردن این قدرت عظیم و لایتناهى‏ و پرچم دوم، پرچم عزت و سربلندى ایران و ایرانى  است.

در توصیف پرچم اول که یک بعد از دعوت امام و نهضت امام است، باید گفت این پرچم ، مربوط به امت بزرگ اسلامى است. پرچم دوم هم اگرچه که مربوط به ملت ایران و ایرانى است، اما چون یک تجربه‏ى عملى از تحرک حیات‏بخش اسلام است، براى امت اسلامى امیدآفرین و حرکت‏ساز است. چون این نهضت بزرگ در ایران تجربه‏ى عملىِ بیدارى اسلام و تحقق اسلام بود، بنابراین اگرچه که به طور مستقیم مربوط به ایران و ایرانى است، اما نتیجه‏ى آن باز براى امت اسلام داراى ارزش و اهمیت است

بعد اول دعوت و تبلیغ امام راحل که از آن به پرچم یاد شد ، موجب گشت تا مسلمانان در همه‏ ى جاى دنیا احساس هویت و شخصیت کردند . بعد از کوشش های صورت گرفته در طول سالهاى متمادى برای خرد و له کردن  هویت اسلامى ، بوجود آمدن انقلاب اسلامی و پدیدار شدن قامت برافراشته ی روح خدا در منظر ملتهای مسلمان جهان ، موجب گشت تا همه ی مسلمانان عالم احساس هویت، شخصیت، و اصالت را در خود دیدند. این خود موجب گشت که در شرق و غرب دنیاى اسلام نشانه‏هاى بیدارى مسلمانان پدیدار گردد : ملت فلسطین بعد از ده‏ها سال ناکامى جان گرفت و جوانان کشورهاى عربى که بعد از شکستِ در سه جنگ دولتهای عرب با رژیم صهیونیستى دلمرده و مأیوس بودند، دوباره روحیه گرفتند

این مسائل مخصوص به ایران نیست ، این امور مربوط به دنیاى اسلام است؛ - رژیم صهیونیستى ، غده‏ى سرطانى در دل کشورهاى اسلامى ، که  تا زمان ظهور انقلاب اسلامی چهره‏ى  یک قدرت شکست‏ ناپذیر را از خود ترسیم کرده بود و  بسیاری در جهان اسلام نیز به این باور رسیده بودند که رژیم صهیونیستى شکست ‏ناپذیر است ، از دست جوانان مسلمان سیلى های محکمی خورد؛ انتفاضه‏هاى فلسطینى آغاز گشت و ضربه‏هاى پیاپى چه در انتفاضه‏ى اول، چه در انتفاضه‏ى اقصى‏، چه در شکست و عقب‏نشینىِ نه سال قبل از لبنان، چه در جنگ سى و سه روزه و چه در سال گذشته در جنگ بیست و دو روزه‏ى با مردم مظلوم غزه بر رژیم غاصب وارد شد. این در حالى است که در آغاز دوران پیروزى انقلاب اسلامى ، رژیم صهیونیستى از نظر دولتهاى مسلمان و ملتهاى مسلمان، بخصوص ملتهاى عرب، یک رژیم شکست‏ناپذیر به حساب مى‏آمد. این موجب شد که رژیم صهیونیستى عجالتاً شعار از نیل تا فرات را کنار گذاشته و به دست فراموشى بسپرد.  از سوی دیگر ، ملتهاى مسلمان - از آفریقا تا شرق آسیا - به فکر ایجاد نظام اسلامى و حکومت اسلامى ( بعه معنای حاکمیت اسلام بر کشورشان اما با فرمولهاى گوناگون؛ نه لزوماً با همان فرمول نظام جمهورى اسلامى) افتادند. در این مسیر، بعضى از کشورها موفق هم شدند و بعضى هم آینده‏ى نویدبخشى در انتظارشان هست .

حرکت امام راحل موجب گشت تا روشنفکران در دنیاى اسلام با امید تازه‏اى به میدان آمدند؛ همان شاعران و هنرمندان و نویسندگانى که با یأس سخن گفته و احساس شکست میکردند، بعد از پیروزى انقلاب اسلامى و پس از حرکت عظیم امام بزرگوار و ایستادگى‏ هاى این ملت، روحیه‏ ، لحن کلام ،  شعر و قلمشان تغییر پیدا کرد و رنگ امید به خود گرفت. و این رشته سر دراز دارد.

نرمتر شدن امروزی لحن دنیاى غرب در برابر ملتهای مسلمان ، در نتیجه‏ى همین بیدارى عمومى و ایستادگى در دنیاى اسلام است. وعده‏ ى بى‏تخلف خداوند که پیروزى مؤمنان را وعده کرده است، تحقق پیدا نمیکند، مگر در صورتى که مؤمنان ایستادگى ، پافشارى و جانفشانى کنند. همان مقدارى که این ایستادگى دیده شد، ورق برگشت و دنیاى اسلام در مقابل غرب از آن حالت تحقیرشدگى خارج شد.

در گذشته، دنیاى سلطه و قدرتمندان سلطه‏گر نسبت به کشورهاى اسلامى آنگونه که مورد خواست خود بود تصمیم گیری میکردند؛ و کوچکترین توجهی به نظر ملتها و دولتهاى اسلامى  نداشتند.  این ملت ها اگر نفت داشتند، بخاطر نفتشان و اگر بازار مصرف خوب و بزرگی داشتند، براى بازارشان برنامه‏ریزى می کردند و  تصمیم میگرفتند . با بیدارى دنیاى اسلام این وضعیت تا حد زیادى تغییر پیدا کرد . ملتهای مسلمان باید این تجربه را در همه‏ى دنیاى اسلام به عنوان یک تجربه‏ى موفق ، مغتنم دانسته و راه خودشان را بر اساس او تنظیم کنند و بایستی بدانند که  آنچه ملتها را عزیز و سربلند میکند، ایستادگى آنهاست.

این موضوع در خصوص دولتهای مختلف آمریکا و خصوصا دولت جدید آن نیز صادق است. حتّى این دولت نیز سعى دارد تا چهره‏ى جدیدى را از دولت ایالات متحده براى مردم این منطقه ترسیم کند. البته این امر طبیعی است. زیرا دولت قبلىِ آمریکا چهره‏ ای زشت ، منفور و خشنى از دولت ایالات متحده در نزد ملتهاى این منطقه به وجود آورده است. ملتهاى منطقه‏ ى خاورمیانه، منطقه‏ى اسلامى و شمال آفریقا عمیقا از آمریکا متنفرند؛ چون در طول سالهاى متمادى آمریکا در این منطقه دست به خشونت ، دخالت نظامى ، حق‏کشى ، تبعیض و مداخله‏هاى زورمدارانه زده است . ملتهای این منطقه از دست رفتنِ حقوق خودشان را به وسیله‏ى دولتهاى زورگوى آمریکائى در طول سالهاى گذشته مشاهده کردند و بر این اساس ، از حکومت آمریکا تنفر دارند. در نتیجه دولت جدید آمریکا درصدد است این چهره را متحول کرده و چهره‏ى جدیدى از آمریکا در این منطقه ترسیم کند. البته روشن است که این تحول، با حرف و نطق و شعار به دست نخواهد آمد. اقدامات و آمریکا عمیقاً ملتهاى این منطقه را آزرده و به آنها ضربه وارد کرده است .

دولت  آمریکا از دمکراسى و اعتبار رأى ملتها سخن می گوید ؛ اما در فلسطین، آراء مردم که یک دولتى را انتخاب کرده بودند، ندیده و به هیچ گرفت و به آن اعتنائى به آن نکرد. نتیجه این اقدام در ذهن مردم منطقه چه خواهد بود ؟

آمریکا نه فقط نسبت به حقوق ملت فلسطین، یعنى ملتى که ده‏ها سال است از خانه‏ى و میهن خود با روشهای خشونت‏آمیز و ظالمانه رانده شده است کوچکترین توجه و حمایتى نکرد، بلکه بعکس، از رژیم غاصب صهیونیستی صددرصد حمایت کرد ، و اگر فلسطینى ‏هاى مظلوم قصد انجام کوچکترین اعتراضی را نمودند آن اعتراض را "اخلالگرى" و "اقدامات شریرانه "معرفى کرد که نمونه ان را می توان در ماجرای کاروان دریایی صلح نیز مشاهده نمود. آیا اینگونه وجهه آمریکا در منطقه ترمیم خواهد شد ؟

حق‏کشى‏ هاى آمریکا در این منطقه محدود به موارد خاص نمی شود. در مورد جمهوری اسلامی و در پرونده هسته‏اى بارها اقدام به کتمان حقیقت ، خلاف واقع و دروغ گویی نموده و همیشه با خواسته‏ى طبیعی و مشروع این ملت که خود به دست آورده و آن را می طلبد مقابله کردند. ملت ما ایران بارها اعلام کرده است که می خواهد تا به صنعت هسته‏ ى دست پیدا کرده و از انرژى هسته‏اى در مسائل گوناگون زندگى صلح‏آمیز استفاده کند اما ، آمریکاییها در پاسخ ملت ایران مدعی می شوند که ملت ایران به دنبال بمب هسته‏اى است!

علت این دروغگویی چیست ؟ چرا دروغ میگویند؟ چرا ملت ایران را با این حرفها اینجور از خودشان عمیقاً متنفر میکنند؟ دولت آمریکا این گونه رفتارهاو اقدامات را در این سالهاى گذشته بارها و بارها تکرار کرده است. بارها ملت ایران و مسئولان اعلام کرده‏اند که ما نیازی به صلاح هسته ای نداشته و سلاح هسته‏اى را نمیخواهیم و در سلسله‏ى نیازها و نظام تسلیحاتى ما اصلاً نیاز اتمی وجود ندارد. ایران بارها اعلام کرده است که استفاده‏ى از سلاحهاى هسته‏اى از نظر اسلام حرام و ممنوع است و نگهداری و انباشت آن ایجاد یک خطر و دردسر بزرگ است و ملت ما بدنبال آن نیست و به آن نیازی نداریم و حتی اگر هزینه ی ساخت سلاح هسته نیز به ایران پرداخت شود و و بگویند بمب هسته ای بسازید ، ملت و مسئولین ایران علاقه ای به سلاح هسته ای ندارد . اما در عین حال در این تبلیغات چند ساله‏ى مخالفین و غربى‏ها، براى اینکه حرف باطل و زور خود را موجه جلوه بدهند، به جاى اینکه اعلام کنند که ایران به دنبال انرژى صلح‏آمیز هسته‏اى است و ما با آن مخالفیم ، میگویند ایران به دنبال بمب هسته‏اى است! آیا این حق‏کشى نیست؟

دولتهاى آمریکا و بخصوص رئیس جمهور نابخردِ قبلىِ آمریکا در طول این سالهاى گذشته به عنوان مبارزه‏ى با تروریسم به اشغال دو کشور اسلامى یعنى عراق و افغانستان دست زد . هواپیماهاى جنگىِ آمریکائى در افغانستان مردم را، صد نفر، صد و پنجاه نفر ، دهها بار  در طول این چند سال مرتب بمباران کرده و به قتل میرسانند. آیا اقدام معنایی دیگر جز تروریزم دارد ؟ مگر تروریستها چه اقدامی را انجام می دهند ؟ آیا این همین کارى نیست که تروریستها انجام می دهند ؟ منتها تروریستها یک نفر، دو نفر، ده نفر را میکشند، اما هوامپیمای رسمی و جنگی دولت آمریکا صد هانفر را یکجا میکشد. این چه نوع مبارزه‏ى با تروریسم است که در عراق ، عناصر تروریستِ بعثى را - طبق اطلاعات مسلّم جمهوری اسلامی ایران  - ( در حالى که شعار مبارزه‏ى با تروریسم میدادند! ) پشتیبانى و همراهى کردند؟

این اقدامات موجب تنفر ملتهای منطقه از از آمریکا است و چهره‏ ى آمریکا را سیاه و مخدوش کرده است. اگر رئیس جمهورِ تازه‏ى آمریکا میخواهد این چهره را عوض کند، این اقدامات باید بکنار گذاشته شده و عوض شود و این اصلاحات ؛ با نطق و با شعار حاصل نمی گردد . ملتهاى مسلمان نیز میدانند که صداقت دولتمردان آمریکا آن وقتى مشخص میشود که در عمل دست به تغییر واقعی سیاستها بزنند؛ والّا اگر در عمل تغییری انجام نشود ، صد تا نطق و اظهارات شیرین و زیبا هم اثرى در تغییر وجهه دولت آمریکا نزد افکار عمومی جهان نخواهد کردو تغییرى به وجود نخواهد آمد.

آنچه که در بیداری ملت اسلام در مقابل جهان استکبار گفته شد ، وجه اول از حرکت عظیم امام بزرگوار ما است .

وجه دوم حرکت عظیم امام بزرگوار ما مربوط به عزت ایران و ایرانى است. اولین و مهمترین کارى که امام راحل در این بخش انجام داد، زدودن احساس حقارت از روح ملت ایران بود . ملت ایران از یک قرن قبل از حضور و بروز انقلاب اسلامی ، بر اثر عوامل گوناگون، در خود احساس حقارت و خودکم‏بینى احساس میکرد؛ این امر از جنگهاى دوران قاجار و شکستهاى سخت و از دست دادن شهرهاى مختلف در زمان قاجار، تا بعد در دوران پهلوى و زمان رضاخان، آن دیکتاتورى و سرکوب سخت ملت، که مجال نفس کشیدن در آن به کسى داده نمیشد؛ تا در دوران بعد از پهلوى اول، زمان محمدرضا، با حضور آمریکائیها، با ایجاد سازمان امنیت و ساواک و رفتار خشنى که ساواک با مردم داشت ، مردم احساس میکردند که هیچ توانى دیگر برایشان نمانده است. در چند مسئله‏ى مهم مانند قضیه‏ى مشروطه تا تا قضیه‏ى نهضت ملى و دیکتاتورى سخت از سال 33 تا سال 57 ، ملت ایران احساس شکست کرد؛

از طرف دیگر  روشنفکران غرب‏زده که بسیاری از آنها در نظام حکومت ظالم حضور داشتند، با گفتار و عمل خود به مردم اینجور القاء نموده بودند که ملت ایران عرضه هیچ کارى را ندارد و باید تقلید کند. تقلید در علم ، در صنعت ، در فرهنگ ، در لباس، در خوراک و در حرف زدن. حتّى کار را به جائى رسید که یک وقتى روشنفکران غربزده ی ایران ادعا کردند  باید خط فارسى ( که هزار سال میراث علمى ما با آن نوشته شده است ) را تغییر دهیم!  چقدر یک ملت باید از استقلال و عزت نفس خود دور شده باشد که کسانی از درون آن جرأت کنند بگویند خطّ خود را باید تغییر بدهد و خط اروپائى‏ها را آورده و حتی در شکل نوشتن و مکاتبه از آنها تقلید کنیم . امام خمینی (ره) این روح حقارت را از ملت ایران زدود و در طول پانزده سال نهضت وی تا پیروزى انقلاب ، و از روز پیروزى انقلاب به نحو دیگرى تا ده سال عمر بابرکت آن بزرگوار، بشکل دائم ، روح خودباورى را در این ملت دمید: شما میتوانید، ما میتوانیم، شما قادرید، شما بزرگید، شما قدرتمندید.

خودباورى و اعتماد به نفس ملى یکى از دو رکن اساسى پیشرفت هر کشور است. امکانات مادى یکی از ارکان پیشرفت است اما شرط کافى نیست. یک ملت ممکن است از امکانات مادى زیادى هم برخوردار باشد، اما به رشد و ترقى و تعالى نرسد و نتواند ملتی عزیز و قدرتمند باشد . در دوران قبل از انقلاب ، ایران همین نفت و گاز و معادن عظیم فلزات ذى‏قیمت و همین استعدادهاى درخشان و نیروى انسانىِ بااستعداد را داشته است ؛ اما در عین حال یک ملت توسرى‏خور قدرتهاى بزرگ ، دست سوم و گمنام در دنیا ، زیر یوغ یک حکومت فاسد دست‏نشانده متصل به دشمنان ملت بود، اما نتوانسته بود حداقل نشانه های رشد وبالندگی واقعی را از خود بروز دهد.

این بیانگر آن است که امکانات مادى برای رشد و ترقی یک ملت امر کافى نیست و مؤلفه‏هاى دیگرى لازم است؛ یعنی مؤلفه‏هاى معنوى. یکى از مهمترین این مؤلفه‏ها، خودباورى و اعتماد به نفس است، و اینکه یک ملت بداند و باور کند که میتواند. امام راحل (قدس سره ) ملت ما را به این باور رساند که میتواند بایستاد؛ میتواند مقاومت کند؛ میتواند کشور خود را آزاد کند؛ نظامى را که خود به وجود آورده است، با کمال قدرت حفظ کند؛ در دنیا، در سیاستهاى بین‏الملل اثر بگذارد، که البته این امور به واقعیت نیز پیوست. این همان عزت ملى است که رهبر معظم اتنقلاب اسلامی در بهار سال 1388 در سنندج در بین برادران کُرد آن را مطرح کردند . عزت ملى براى یک کشور بسیار مهم است. این عزت ملى ترجمه‏ى عملى در همه‏ى عرصه‏ هاى زندگى ما دارد و صرفا مجموعه ای ادعا در عرصه سخن پردازی نیست.

عزت ملى در مدیریت کشور به این معناست که یک دولت و یک نظام، به ملت و مردم خود متکى باشد. عزت ملى در مسائل اقتصادى به این معناست که کشور به قدرت خودکفائى برسدو بتواند در مقابل رفع یک نیاز خود از بازارهای جهانی ، نیازهایی از جهان را در قالب صادرات تامین نماید و در صحنه اقتصاد مغلوب و مقهور نباشد.

عزت ملى در عرصه‏ ى علم اینگونه معنا می گردد که عالمِ محقق ، جوان پژوهشگر و دانشجوى این ملت ، سعى کند مرزهاى علم را درنوردد . این همان ترجمان عملی موضوع نهضت نرم‏افزارى و تولید علم است که رهبر معظم انقلاب اسلامی از آن یاد کرده اند. باید بیادداشت انسانهایی که در جهان ، دانش بشری را به این نقطه از رشد رساندند، انسانهائى بودند که از لحاظ متوسط استعداد اگر از ملت ایران عقب‏تر نبودند، جلوتر نیز نبودند. ملت ایران قرنها سابقه‏ى درخشان علمى در تاریخ دارد و امروز نیز باید بتواند علم را بسازد ، به وجود بیاورد ، کشف کند و در بناى علمى دنیا سهم عمده‏اى داشته باشد. ؛ این است معنای عزت .


 عزت یک ملت در سیاستهاى گوناگون و در تعامل با کشورهاى دیگر و دولتها و قدرتها این است که از استقلالِ رأى برخوردار باشد. یعنی یک دولت، یک نظام در مقابل قدرتها آنچنان ظهور کند که نتوانند در هیچ مسئله‏اى اراده‏ى خود را اراده او تحمیل کنند.

 عزت ملى در عرصه‏ى فرهنگ به این شکل بروز خواهد داشت که یک ملت به سنتهاى خود اهمیت بدهد، احترام بگذارد، افتخار کند و به اینکه دیگران بگویند آقا شما مرتجعید، اعتناء نکند، براى آنها ارج و اهمیت قائل بوده و مقلد فرهنگهاى بیگانه و مهاجم نشود. این چیزى است که متأسفانه کشور ما در مقابل این طوفان و این موج ویران‏گر فرهنگ غرب، قبل از انقلاب در طول صد سال یا بیشتر غرق شد و  رنجهای آن هنوز هم ملت ما را می آزارد . امروز بعضى از کشورهاى اروپائى اقداماتی را عرف نموده اند ( مثل گاوبازی ، جشن گوجه فرنگی ، جشن نبرد با بالش و اقدامات بهت آور دیگر ) که که اگر آنها را در مقابل یک آدم عاقلِ متعارف بگذارید، جز خنده‏ى تمسخرآمیز کارى نمیکند. وقتی از دولتهای غربی در این مورد سئوال می شود و میگوئیم چرا چنین میکنید؟ میگویند: این سنت ماست! این فرهنگهای مهاجم ، به سنتهاى خودشان پایبندند؛ سنتهاىی به غایت کهنه و پوسیده، اما اگر ملتهاى دیگر به سنتهاى خودشان احترام گذاشته و به آنها پایبند باشند، آنها را طعن و تمسخر میکنند . این خودباختگى مخالف با عزت ملى است. عزت ملى آن است که یک ملت در مقابل فرهنگ دیگران خودباخته نباشد؛ این عزت ملى است. در همه‏ى عرصه‏هاى زندگى عزت ملى ترجمه میشود، معنا و مصداق دارد.

در نحوه‏ ى اداره‏ ى کشور و ارتباط با انسانها، عزت ملى به این است که تک تک انسانها در یک جامعه مورد احترام قرار بگیرند. «امّا اخ لک فى الدّین و امّا نظیر لک فى الخلق» اگر هم‏دین شماست، مورد احترام است؛ اگر هم‏دین شما هم نیست، مورد احترام است. در جامعه هرکه انسان است، مورد احترام است؛ مورد تکریم است؛ این ایجاد عزت ملى میکند. اینها ابعاد گوناگ

ون عزت ملى است که رهنمود امام راحل و انگشت اشاره‏ى امام همیشه بدانها متوجه بود.

 نظام اسلامى نیز در این سى سال که از عمر با برکت آن می گذرد ، با همین اعتماد به نفس پیش رفته است . البته در این مسیر فراز و نشیب و افت و خیز هایی نیز داشته اما توقف نکرده است  . این عزت ملت ما امروز در دنیا نیز  منعکس است. فرهنگ امام و بازخوانی اندیشه او بما می آموزد تا دست رد بر سینه افرادی بزنیم که تصور میکنند ملت ما به خاطر پایبندى به مبانى و اصول خود، در دنیا خوار شده و از چشم افتاده است؛ این مطلقا غلط است.

 علت این امر روشن است . ملت ما دشمنان مشخصی دارد. دشمنان ما یک جبهه‏ى متحد متشکل از قدرتهاى مداخله‏گر و زورگوى عالم هستند . دشمنان ملت ما وقتى با این وضع مواجه می شود که کشورى از مدار آنها خارج شده – از میان کشورهائى مثل کشور ایران که با انقلاب اسلامى از مدار آنها خارج شد و آنها به عنوان اقمار خود در مدار خود نگه داشته بودند - سعى میکنند با او مقابله کرده ، بکوبند و تحقیر کنند و در این میان از وسائل تبلیغاتی پرحجم خود نیز استفاده می کند . این تبلیغات رسانه ای سنگین دشمن که در واکنش به حرکت بر خلاف مدار بندگی آنها صورت می پذیرد ، بدین معنا نیست که ما عزت خودمان را از دست داده ایم. حقیقت این است که در اعماق دل همان کسانى که دشمن اسلام و دشمن جمهورى اسلامى هستند، احترام امام و ملت ایران رسوخ یافته است .

 راه این ملت بزرگ ما که پرورده‏ ى بیانات امام و هدایتهاى امام است، براى رسیدن به اوج اعتلاء و پیشرفت عبارت است از حفظ این عزت ملى در همه‏ى عرصه‏ها. ملت ما میتواند به اوج اعتلاء برسد. وقتى یک ملت قوى شدو اعتلاء مادى و معنوى پیدا کرد، امنیت او نیز کامل خواهد شد. یعنى آسیب‏پذیرى او از بین خواهد رفت و دشمنان دیگر به آن طمع نمیکنند. اگر ملت ما میخواهد به امنیت کامل برسد و دوست دارد و میخواهد که دشمنان دیگر جرأت تهدید او را پیدا نکنند، باید همین راه را طی کند . اگر ملت ایران پیشرفت و عدالت را میخواهد، همین راه را باید برود. خطر بزرگ براى کشور ما جدا شدن از مردم و ارزشهاى اسلامى و جدا شدن از خط مبارک امام است؛ این امور براى کشور ما خطر است.

اگر این استخوان‏بندى محکم که انقلاب به وجود آورد حفظ گردد ، بسیاری از مشکلات در گوشه و کنار در طول زمان ترمیم خواهد شد.نباید بگذاریم این استخوان‏بندى محکم شکسته بشود، که اگر شکسته شد، هیچ زخمى هم دیگر درمان پیدا نخواهد کرد و هیچ گوشه‏ى خرابى هم دیگر ترمیم نخواهد شد. استخوان‏بندى مستحکم نظام اسلامى‏اى را که امام آن را به ما یاد داده است، باید حفظ کرد .

بسیار جای شکر دارد که در طول این سى سال، ملت ایران و مسئولین کشور توانستند به قدر وسع خودشان این راه را دنبال و تعقیب بکنند. البته کم و زیاد داشته و افت و خیز هایی بوده است . در یک دوره بهتر و در یک دوره کمتر در این سمت حرکت داشته ایم ، اما این حرکت تا امروز به طور مستمر ادامه پیدا کرده است و به توفیق الهى به همت همه مردم، بخصوص به همت جمعیت جوان کشور ، این راه همچنان تا پیروزى نهائى ادامه پیدا خواهد کرد.

پی نوشت :

با تکال کامل به سخنرانی مقام معظم رهبری در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی قدس سره در سال ١٣٨٨


 
در این رگبار سهمگین...
ساعت ٥:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

در این رگبار سهمگین ، چتر حجاب را فراموش نکن


 
این اسامی را بخاطر بسپارید !
ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

"طرح وقف اموال دانشگاه آزاد " که طراحان این طرح آن را "طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی " می‌نامند، امروز نیز پس امضای 62 تن از نمایندگان با قید دوفوریت در دستورکار صحن علنی قرار گرفت و پس از صحبت‌های مخالفان و موافقان، دوفوریت آن به رأی نمایندگان گذاشته شد که رأی نیاورد از این رو یک فوریت طرح مذکور با 129 رأی موافق، 69 رأی مخالف و 2 رأی ممتنع از مجموع 207 نماینده حاضر در صحن علنی مجلس به تصویب نمایندگان رسید.
به گزارش خبرگزاری فارس، طرح وقف اموال دانشگاه آزاد به عنوان "طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی " با قید دوفویت از روز گذشته در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفت که 23 تن از نمایندگان آن را امضاء کرده بودند اما پس از تذکرات تعدادی از وکلای ملت مبنی بر غیرقانونی بودن این طرح، 9 تن از امضاءکنندگان طرح مذکور امضای خود را پس گرفتند و از آنجایی که تعداد نمایندگان امضاءکننده طرح به 14 نفر رسید، به علت مغایرت با آیین‌نامه داخلی مجلس این طرح از دستورکار پارلمان خارج شد.
در این زمینه لازم به یادآوری است که طبق آیین‌نامه داخلی مجلس اگر نمایندگان بخواهند طرحی را ارائه دهند باید حداقل 15 امضاء داشته باشد.

بر این اساس، "طرح وقف اموال دانشگاه آزاد " که طراحان این طرح آن را "طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی " می‌نامند، امروز نیز پس امضای 62 تن از نمایندگان با قید دوفوریت در دستورکار صحن علنی قرار گرفت و پس از صحبت‌های مخالفان و موافقان، دوفوریت آن به رأی نمایندگان گذاشته شد که رأی نیاورد از این رو یک فوریت طرح مذکور با 129 رأی موافق، 69 رأی مخالف و 2 رأی ممتنع از مجموع 207 نماینده حاضر در صحن علنی مجلس به تصویب نمایندگان رسید.

اسامی نمایندگان امضاء کننده طرح مذکور بدین شرح است:

1- علی عباسپورتهرانی نماینده تهران
2- مجید نصیرپور نماینده سراب
3- کاظم دلخوش نماینده صومعه سرا
4- مهرداد لاهوتی نماینده لنگرود
5- سید مهدی صادق نماینده آستانه اشرفیه
6- ابوالقاسم رحمانی نماینده اقلید                           
7- علی‌اصغر یوسف‌نژاد نماینده ساری
8- محمدمهدی شهریاری نماینده بجنورد
9- حسینعلی شهریاری نماینده زاهدان
10- محمدحسن دوگانی‌آغچغلو نماینده فسا
11- حمید سعادت نماینده نجف‌آباد
12- علی ادیانی‌راد نماینده قائم‌شهر
13- اقبال محمدی نماینده مریوان و سرو آباد
14- احمد ناطق‌نوری نماینده نور و محمود آباد
15- عباسعلی نورا نماینده زابل و زهک
16- محمدقسیم عثمانی نماینده بوکان
17- علیرضا منادی‌سفیدان نماینده تبریز
18- حسن ونایی نماینده ملایر
19- محسن نریمان نماینده بابل
20- جمشید انصاری نماینده زنجان و طارم
21- حسین گروسی نماینده شهریار
22- احمدعلی کیخا نماینده زابل و زهک
23- هادی قوامی نماینده اسفراین
24- سید رمضان شجاعی‌کیاسری نماینده ساری
25- بهمن محمدی نماینده فریدن، فریدون شهر و چادگان
26- داود محمدجانی نماینده آباده، بوانات و خرم‌بید
27- سید عماد حسینی نماینده قروه
28- عبدالله رستگار نماینده گنبد کاووس
29- محمدرضا سجادیان نماینده خواف و رشتخوار
30- محمدحسین‌ نژادفلاح نماینده ساوجبلاغ، طالقان و نظر آباد
31- بهمن مراد‌نیا نماینده بیجار
32- امین شعبانی نماینده سنندج، دیوان دره و کامیاران
33- فخرالدین حیدری نماینده سقز و بانه
34- کاظم فرهمند نماینده مهریز، بافق، ابرکوه و خاتم
35- سید حسین هاشمی نماینده میانه
36- مصطفی رضا‌حسینی نماینده شهر بابک
37- نصرالله کمالیان نماینده قوچان و فاروج
38- سید یونس موسوی‌سرچشمه نماینده فیروز آباد، کارزین و فراشبند
39- شهریار طاهر‌پور نماینده تویسرکان
40- محمد‌علی حیاتی نماینده لامرد و مهر
41- نصر‌الله ترابی‌قهفرخی نماینده شهرکرد
42- عبد‌الرضا ترابی نماینده گرمسار
43- مهدی مهدی‌زاده نماینده گناباد
44- حشمت‌الله فلاحت‌پیشه نماینده اسلام آباد‌غرب
45- یونس اسدی نماینده مشکین شهر
46- سید ‌جلال یحیی‌زاده نماینده تفت و میبد
47- عزت‌الله اکبری‌تالارپشتی نماینده قائم‌شهر و سواد کوه و جویبار
48- غلامحسین مسعودی‌ریحان نماینده اهر و هریس
49- قدرت‌الله علیخانی نماینده قزوین
50- محمد‌رضا خباز نماینده کاشمر
51- بهمن اخوان نماینده تفرش

52- عبدالله کعبی نماینده آبادان
53- امیر طاهر‌خانی نماینده تاکستان
54- سیروس سازدار نماینده مرند و جلفا
55- سید ‌مصطفی طباطبایی نژاد نماینده اردستان
56- مصطفی کواکبیان نماینده سمنان
57- حسین امیری‌خامکانی نماینده زرند و کوهبنان
58- حسین هاشمیان نماینده رفسنجان
59- علی اسلامی‌پناه نماینده جیرفت و عنبر آباد
60- علی‌اکبر اولیاء نماینده یزد و صدوق
61- انوشیروان محسنی‌بند‌پی نماینده نوشهر و چالوس
62- محمد ضابطی‌طرقی نماینده نطنز و قمصر

به گزارش فارس، متن کامل "طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی " نیز در ذیل می‌آید:

مقدمه:
1- به منظور فراهم کردن شرایط امکان نظارت بر درآمد و هزینه مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی از طریق سازمان اوقاف در حفظ مصلحت نسل‌های آینده و فراهم شدن امکانات مالی و ترویج توسعه امور خیریه برای نیازمندان و جوانان و نخبگان

2- به منظور جلوگیری فرصت دخل و تصرف افراد غیر در اموال غیردولتی غیرانتفاعی و حفظ منافع و دارایی‌های مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی در تأمین منظور و هدف مؤسسین و اشاعه و ترویج آن در جامعه به فراهم کردن امکان مالی پایدار و مستمر در بخش غیردولتی با استفاده از سنت نبوی برای نسل‌های آینده و حفظ این ثروت از امکان استفاده خصوصی و جلوگیری از تضییع و تفریط آن و اعمال نظارت مستمر شرعی بر تامین و مصرف منافع حاصله از دارایی‌های موجود این مؤسسات در جهت مصرف بهینه برای نیل به اهداف خیرخواهانه مؤسسین.

3- به منظور جلوگیری از استفاده خصوصی از مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی فراهم شدن موجبات برخورداری عامه موقوف علیهم از منافع مؤسسات مذکور طرح زیر با قید دو فوریت تقدیم مجلس شورای اسلامی می‌گردد:

"طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی "

ماده واحده:
وقف اموال مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی اعم از آموزشی و غیر آموزشی که هیئت مؤسس یا هیئت امنای آنها حق تصرف مالکانه آنها را دارند و تا تاریخ تصویب این قانون صیغه وقف آن جاری شده است و یا در آینده جاری شود، معتبر می‌باشد.

پی نوشت :

1- سهند نیوز نوشته است : اسامی نمایندگان طراح "طرح دوفوریتی وقف اموال دانشگاه آزاد " به همراه متن کامل این طرح از سوی فارس منتشر شد. در بین این اسامی فقط اسم پنج نماینده از آذربایجان شرقی به چشم می خورد که چهار نفر از اینها اصلاح طلب و یکی دیگر  وام دار دانشگاه آزاد می باشد.

2- واکنش مردم ذیل خبر جهان نیوز هم جالب توجهه .


 
 
 
تبلیغ ویـژه