الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

مکان قم : لحظه : اکنون
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:


 
با خانم خبرنگار، از آمریکا تا ایران - بخش اول
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

به نقل از مشرق نیوز و چارقد :

مرضیه هاشمی، متولد ایالت کلورادی آمریکاست. خبرنگاری خوانده‌ست و در جوانی مسلمان شده. حالا هم که ایران است و خبرنگار پرس‌تی‌وی. توی خانه‌اش، که درهمسایگی پرس تی وی است، دیدمش و باهم درباره خیلی چیزها حرف زدیم. از نفقه و آرایشگاه رفتن‌زنان بگیر تا اسلام و آزادی زن. از فضای رسانه‌ای آمریکا تا خانه و ماشین امریکایی‌ها. از انقلاب خمینی تا مبارزات سیاهان آمریکا. از معجزه‌ی نسوختن قرآن تا سیاست‌های پنهان پشت قرآن‌سوزی اخیر. از تبعیض نژادی-مذهبی پنهان در آمریکا تا نقش کردیت کارت در زندگی امریکایی‌ها!

خانم هاشمی اول داستان مسلمان شدن‌تان را تعریف کنید
سال آخر دانشگاه شروع کردم به جستجو کردن درباره دین‌ها. بعد از دوسال مسلمان شدم. اسم مرضیه را به خاطر اینکه یکی از نام‌های حضرت زهرا (س) است انتخاب کردم. چون بهترین الگوی ما هستند. هاشمی هم نام خانوادگی همسرم است. مسلمان‌شدن من ربط مستقیمی به انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی داشت. زمان انقلاب دانشجو بودم. ایرانی‌های زیادی در آن دانشگاه بودند که ضد شاه تظاهرات می‌کردند و بعد از انقلاب هم این فعالیت‌ها را ادامه دادند.

من‌هم چون به مسائل سیاسی علاقه داشتم راجع به انقلاب پرس‌وجو می‌کردم. من پروتستان بودم و چند سالی بود که از دینم راضی نبودم. از سیزده چهارده سالگی سوالاتی برایم بوجود آمده بود و احساس می‌کردم جواب سوال‌هایم را نمی‌گیرم. شروع کردم راجع به دین‌های مختلف تحقیق کردم.

در این بین شخصیت امام‌خمینی برایم جالب بود. به خاطر همین جذابیت شخصیت امام بیشتر به اسلام گرایش پیدا کردم. 2 سال طول کشید تا مطالعه و مقایسه کنم و بعد به حمدالله مسلمان و شیعه شدم.با یک مرد ایرانی ازدواج کردم و بعد از آن چندباری به ایران آمدم و الان 2 سال است که ایران هستم. دوست داشتم پسر کوچکم با فرهنگ اینجا آشنا شود.

پس شما در هردو فضای ایران و آمریکا کار رسانه ای کرده اید؟
در آمریکا قبل از مسلمان‌شدنم در تلویزیون کار می‌کردم. بعد از مسلمان‌شدن و داشتن حجاب آن کار تعطیل شد! 

منظورتان از تعطیل شد چیست؟ آنها تعطیل کردند؟!
صددرصد! وقتی مادرم اولین بار من را با حجاب دید گفت: ببین، اینکه دینت را عوض کرده‌ای یک بحث است. اما اگر بخواهی با این شکل اینجا بگردی نمی‌توانی توی رشته‌ی خودت پیشرفت کنی. مادرم چند مسلمان را می‌شناخت که حجاب نداشتند. می‌گفت: اگر می‌خواهی مسلمان باشی، باش اما مثل اینها! من می‌گفتم: من نمی‌توانم! من مقایسه و مطالعه کرده‌ام و به هر قیمتی، حتی اگر کارم را از دست بدهم باید وظیفه‌ام را انجام بدهم.

برخورد خانواده با مسلمان شدن شما چطور بود؟
برایشان سنگین بود. من با ایشان صحبت کردم درباره انجیل، قران و اسلام و غیره اما باز برایشان سنگین بود. اولش یک مقدار مشکل داشتیم. خصوصا توی آمریکا کسی مسلمان باشد اگر واقعا بخواهد رعایت کند مشکلات هم خواهد داشت. نه فقط حجاب، مثلاً خوراک. فرض کنید یک عمر در آن خانواده بزرگ شده، یک دفعه نمی تواند غذای مادرش را بخورد. چرا؟ به خاطر گوشت حلال.

به هر حال برای مادر سنگین است و مسائل مختلف دیگر. البته مادرم قبل از فوتش به من گفت که راه تو درست بود. الان بچه‌های تو را که می‌بینم و مقایسه می‌کنم با نوه‌های دیگر، می‌بینم راه تو درست بود.

خانم هاشمی برگردیم به آمریکا! گفتید به خاطر حجاب تعطیل‌تان کردند! چطور؟ مگر لیبرالیسم بر آمریکا حاکم نیست؟ آزادی ادیان چه می شود؟!
آنها هیچ‌وقت مستقیم نمی‌گویند به خاطر حجاب. مثل ترکیه یا فرانسه نیست. آمریکایی‌ها کارشان را خیلی قشنگ بلدند! بهانه‌های دیگر می‌آورند. چون اگر بگویند به خاطر حجاب خلاف قانون اساسی‌شان است.

مثلاً چطور می گویند؟ لطفا عینی‌تر توضیح بدهید.
آنها می‌گویند: «الان بودجه نداریم.. خدا کند بعداً بتوانید برگردید. یا مثلا می‌گویند: ما فعلا در این قسمت نیرو لازم نداریم.. در آن قسمت لازم داریم.. شما تجربه دارید؟ عه ندارید؟ خب ببخشید.. بعداً از شما استفاده می‌کنیم!» چون اگر بتوانید به دادگاه ثابت کنید که آنها به خاطر دین یا حجاب شما را اخراج کرده‌اند دادگاه آنها را محکوم می‌کند ما می گوییم Sue میکند. آنها کاری نمی‌کنند که شما مدرک داشته باشید و این‌را اثبات کنید.

از طرف مردم چطور؟ آنها هم سوگیری دارند در برخورد با محجبه‌ها؟
کشورهای مختلف، متفاوت است. مردم آمریکا فکرشان بازتراست. اگر این تبلیغات ضداسلام نبود و اگر خود ما مسلمان‌ها الگوی بهتری بودیم می‌توانستند مسلمان هم بشوند. اما بعضی جاها فکرشان بسته‌تر است. جاهای کوچک‌تر هم فکرشان بسته‌تر است. به هر حال فراموش نکنیم که همین کشور است که سی چهل سال پیش، سیاه‌پوستان حتی آب هم بیرون نمی‌توانستند بخورند! فقط سی سال گذشته!

بعد از آن کار رسانه ای در آمریکا را رها کردید؟
دیگر در تلویزیون کار نکردم. بیشتر با مسلمان‌ها کار می‌کردم. با روزنامه‌ها و مجلات اسلامی مثل MAGAZINE CRESCENT INTERNATIONALو ISLAMICA کرسنت در تورنتوی کانادا منتشر می‌شد و در راستای همان اهداف انقلاب اسلامی کار می‌کرد.

مخاطب اینطور مجلات فقط مسلمان‌ها هستند یا غیرمسلمان‌ها می خوانندشان؟
بیشتر مسلمان‌ها. در بین روشنفکران و استادان دانشگاه، کسانی که دنبال خبرهایی غیر از بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان و ای‌بی‌سی و غیره هستند، این مجلات را می‌خوانند. مخصوصا سی سال پیش که اینترنت نبود، بیشتر به این مجلات مراجعه می‌کردند.

چقدر تاثیرگذار هستند؟ از لحاظ کیفی در چه حدند؟
خیلی قوی. مخصوصا کرسنت، سی چهل سال، دقیق یادم نیست می‌توانم آنلاین چک کنم بگویم، وجود دارد و قوی کار می‌کند. زمانی فقط سه شبکه اصلی داشتیم، ای‌بی‌سی، سی‌بی‌سی و ان‌بی‌سی. سال 82 یا 83 سی‌ان‌ان هم اضافه شد و این چهار شبکه 95 درصد خبر آمریکا را تولید می‌کردند و کسی غیر این دنبال منبع دیگری نمی‌رفت. ما می‌گوییم وقتی(ALTERNATIVE MEDIA) ، رسانه‌هایی با تفکر جدید، آنهم با کیفیت عالی بوجود می‌آید مردم استقبال می‌کنند.

فرمودید در راستای اهداف انقلاب اسلامی کار می‌کنند. امام معتقد بود دو نوع اسلام داریم، اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی. با این چارچوب می‌توان تحلیل‌شان کرد؟
بله، یک عده‌ای هستند که ظاهراً مسلمان‌اند اما برطبق جیب آمریکا عمل می‌کنند! دوربرمان پُراند! از عربستان تا مصر. یا مثلا این بحث فلسطین و اسرائیل. وقتی اسرائیل گفته اصلا امکان ندارد حتی یک وجب عقب نشینی کند، پس دیگرمعنی این مذاکرات چیست؟! چرا؟ چون محمود عباس هم یکی ازهمین مدل‌های اسلام‌های آمریکایی‌است.

یک ضرب المثل داریم divide and conquer یعنی تفرقه بیانداز و حکومت کن. همیشه همین کار را کرده اند. خصوصا بعد از انقلاب اسلامی ایران. چون ضربه بزرگی بود برایشان و هنوز هم هست. الان مشکلترین قضیه ای که آمریکا دارد ایران است. چون در ایران راه استقلالی را انتخاب کرده‌اند و نمونه‌ای شده‌اند برای تمام کشورهایی که دنبال استقلال هستند. مثل همین کشو‌رهای آفریقایی. الان هم که می‌بینیم این مرکز اسلامی در نیویورک در رسانه‌ها بزرگ می‌کنند تا مردم را به جان هم بیاندازند.

درباره ربط این ماجرا و ربطش با رسانه ها و تفرقه بیشتر بگویید.
این مرکز را نزدیک مکانی که یازده سپتامبر اتفاق افتاد می‌خواهند بسازند. آنها آمده اند گفته اند این بی‌احترامی‌است! اولاً 11 سپتامبر چه ربطی به مسلمانان دارد؟! همه می‌دانند که یک بازی بود و حتی شصت هفتاد نفر مسلمان درآن حادثه کشته شدند. جالب است با یکی از امامان واشنگتن صحبت می‌کردم دراین‌باره. ایشان می‌گفت که امام مرکز اسلامی نیویورک خودش با دولت آمریکا کار می‌کند! تمام این نقشه یک بازی است که مسلمان‌ها مشغول باشند با چیزهای مختلف تا اینها بتوانند از این بین یک تبلیغ منفی‌ای علیه اسلام از تلویزیون پخش کنند.

پی نوشت :

١- اینکه میگم جلبکی ها می گویند فقط خودشان راست می گویند و بقیه هیچکس نمی فهمد و همه را نفهم می نامند و به همه انگ دروغگویی می زنند نمونه اش همین خانم هاشمی است که مستند مرگ ندا آقا سلطان را کار کرده بود و چون می خواست بالاخره اطلاعات دقیق به مردم بدهد آخر مستندش جمع بندی دقیق نداشت چون واقعا تا خود اصلی های دشمن نیایند نگویند که چه کردند کسی دقیق چیزی ندارد. حالا به او می گویند دروغگو . "احترام" فقط مال کسی است که عقاید سیاسی آنها را حتما تایید کند ! این مثلا یک نمونه بارزش. حالا شما از این حضرات که حیا نمی کنند اینجور به دوربین و چشم مردم زل می زنند و با اون دهان کف کرده و دست اشاره به سمت مردم ،‌ شروع به دروغگویی می کنند بپرس عموجان ، شما به چه دلیلی به همین راحتی این زن را به دروغگویی متهم می کنی ، چی گیرت میاید جز مشتی جیغ و ونگ احساساتی زنانه که از دهان یک مثلا مرد خارج می شود‌؟ زیاد نگرد منطقی در کار نیست.

٢- بقیه مصاحبه اش رو سعی می کنم در پست بعدی بگذارم . اینجا هم می توانید کاملش را بخوانید


 
حادثه ای ویژه
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

قدمش را بر چشمها خواهد گذارد. این است حادثه ای ویژه که منتظر آن هستیم


 
عطر خوش یار در قم
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

چه معطر نسیمی ، آرام آرام در قم وزیدن می گیرد...

 


 
یه روز یه ترک و یه رشتی و یه اصفهانی ...
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

یه روز یه ترک بود ...

sattarbagher.jpg

اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.

شجاع بود و نترس.

در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود ، با کمک دیگر مبارزان ترک، در برابر دیکتاتوری ایستاد  او برای مردم ایران، آزادی می خواست و در این راه، زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک، طعم آزادی و مردمسالاری و رهایی از استبداد را بچشند.

 

 

 

 

یه روز یه رشتی بود...

d985db8cd8b1d8b2d8a7-daa9d988da86daa9-d8acd986daafd984db8c (1).jpg

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.

او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند اما سرزمین اش را دوست داشت و مردمانش را  و برای همین در برابر ستم ایستاد . آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

یه روز یه اصفهانی بود...

all pic (6782).jpg

اسمش حسین خرازی

وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.

کارش شد اطاعت از رهبرش و دفاع از مردم سرزمینش، از ناموس شان و از دین شان.

آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

 

 

 

یه روز یه ...
ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و ... !

2522.jpg

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و به صرافت شکستن قفل دوستی ما افتادند و از آن پس "یه روز یه ... بود" را کردند جوک تا این ملت، به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر، حتی جانشان را هم نثار کرده اند، به "جوک ها " و "طعنه ها" و "تمسخرها" سرگرم باشند و چه قصه غم انگیزی!


 
قرضاوی: از آیت الله خامنه ای تشکر می‏کنم
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

رییس اتحادیه‏ علمای اسلام در مصاحبه با شبکه الجزیره گفت: «خود لازم می‏دانم که مراتب تقدیر و تشکر خود را از حضرت آیت الله خامنه ای به خاطر صدور فتوای ایشان مبنی بر تحریم سب و اهانت به مقدسات اهل سنت ابراز دارم».

به گزارش مشرق به نقل از ابنا، «شیخ یوسف القرضاوی» که در برنامه‏ای با موضوع "هم‏نشینی با پیامبر(ص)" شرکت کرده بود گفت: « قبل از شروع در بحث، و قبل از اینکه به سؤال شما پاسخ گویم بر خود لازم می‏دانم که مراتب تقدیر و تشکر خود را از حضرت آیت الله خامنه‏ای به خاطر صدور فتوای جدیدشان ابراز دارم».

وی افزود: «البته رهبر انقلاب اسلامی پیش از این نیز در خصوص حرمت اهانت به صحابه فتوا صادر نموده بودند و امید دارم که حق این فتوا رعایت شود».


 
یک وبلاگی نوشت...
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

یک وبلاگی نوشت که :

***
رئیس ستاد میرحسین موسوی در بابلسر از سوی دادگاه انقلاب شهرستان بابل به یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.

علی تاری رئیس ستاد میر حسین موسوی در بابلسر به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به مقام معظم رهبری از سوی دادگاه انقلاب شهرستان بابل به یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.

وی در تاریخ ۱۴ فروردین ۸۹ توسط اداره اطلاعات بابلسر دستگیر شد.

تاری نائب رئیس اداره آموزش و پرورش شهرستان بابلسر در دولت خاتمی، رئیس ستاد انتخاباتی خاتمی در سال ۷۶ و ۸۰ و رئیس ستاد هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۴ بوده است. 

***

خب چه چیزهایی از این خبر می شود فهمید ؟ 

١- وقتی محمود احمدی نژاد به میرحسین موسوی گفت فلانی پشت حضور تو در میدان انتخابات است ، موسوی از دیوار حاشا با دمش بالا پرید ! حالا نگاه کنید یارو چگونه در ستادهای خاتمی و هاشمی و میرحسین می چرخیده !

٢- آقای تبلیغاتچی خاتمی ، فورا به پست دولتی رسیده بوده . اونوقت به احمدی نژاد گیر دادند چرا جوانها را منصوب کردی و چرا فلانی را فلانجا گذاشتی.

٣- آقایان مدعی ادب ، مرتکب توهین به رهبری هم شده اند و نهایتا مجازات!

۴- آقایان مدعی حرکت در داخل نظام ، مرتکب تبلیغ علیه اصل نطام هم شده اند و نهایتا مجازات !

***

من نمی گم .

خود وبلاگه نوشته بود.

نوشته بود که ...


 
عجب عکس زیبایی
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سید حسن نصرالله یک قبضه سلاح را که حزب الله در جنگ 33 روزه لبنان (تابستان 2006) از نظامیان صهیونیست غنیمت گرفته بود،  به رئیس‌جمهور ایران هدیه داد.

رئیس چهارده مارسی ها جلوتر از بقیه برای احمدی نژاد کف می زند



 
بازهم یک دروغ سبز جلبک لو رفت!
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

دست باند «مهاجرانی- کدیور - مهدی هاشمی» در انتشار نامه های جعلی و خبرهای دروغین مجددا رو شد.

خبرنگار روزنامه های زنجیره ای که هم اکنون در لندن دبیر یکی از گروه های سایت جرس می باشد پشت پرده ماجرای انتشار نامه ای به نام آیت الله صادق لاریجانی به رهبر معظم انقلاب را فاش کرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، این خبرنگار، تلفنی به یکی از دوستانش در اصفهان می گوید: نامه منتشره به نام آیت الله لاریجانی را محسن کدیور شخصا و با دستخط خود نوشته است و در جلسه ای با مهاجرانی، نهایی و برای انعکاس خبری آماده شده است.

براساس این گزارش، کلید جعل چنین نامه ای به اسم رئیس قوه قضاییه از زمان اظهارات مهم و صریح آیت الله صادق لاریجانی در مورد وقف دانشگاه آزاد زده شده است و پس از آن بود که مهدی هاشمی به شدت پیگیر خبرسازی و تخریب شخصیت آیت الله آملی شد.

مهدی هاشمی بارها به صورت مستقیم و غیرمستقیم طی چند روز اخیر در مورد انتشار این نامه با محسن کدیور و مهاجرانی به گفت وگو پرداخته و قرار شده تخریب رئیس دستگاه قضایی ایران بیش از گذشته در دستور کار عوامل فتنه در خارج از کشور باشد.

فضاسازی و پمپاژ اخبار دروغین در راستای القای اختلاف بین قوا و نشان دادن شکاف در حاکمیت ایران پروژه ای است که به صورت جدی در دستور کار سرویس های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس است و پیاده نظام این سرویس ها به ویژه در لندن از طریق حلقه مهاجرانی- کدیور عملیاتی کردن خواست دستگاههای جاسوسی بیگانه را در دستور کار خود قرار داده اند.

تقلای مذبوحانه سایت وابسته به مهدی هاشمی و عطاءالله مهاجرانی در تخطئه و ترور شخصیت آیت الله آملی لاریجانی در حالی است که رئیس قوه قضاییه به خاطر پافشاری بر مجازات فتنه گران و دفاع از حریم نظام جمهوری اسلامی و رهبری، مغضوب این جریان واقع شده است.

رئیس قوه قضاییه در کنار قاطعیت برای مبارزه با فتنه گران و مفسدان سیاسی، در ماجرای دانشگاه آزاد نیز از سوی رهبر معظم انقلاب مامور بررسی وجاهت شرعی و قانونی وقف ادعایی شد. هیئت منتخب رهبر انقلاب به ریاست آملی لاریجانی، پس از بررسی تمام ابعاد ماجرا اعلام کرد این وقف از ابتدا وجاهت شرعی و قانونی نداشته و «منبطل» بوده است. این موضع صریح نیز که مانع از اختصاصی کردن سرمایه و مایملک 250 هزار میلیارد تومانی دانشگاه آزاد می شد، مزید بر علت شد و به شکل عقده گشایی توسط باند لندن و حلقه جرس نمود پیدا کرد.

آنچه در این انتقام گیری جلب توجه می کند تلاش برای تخریب شخصیت آیت الله آملی لاریجانی نزد اصولگرایان است چه این که در نامه جعل شده از سوی جرس ، چنین القا شده که رئیس قوه قضاییه با مجازات فتنه گران مخالفت کرده است!


 
نوری زاده ی درون...
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

محمدرضای ما در جان فدایش نوشته است :


بسم الله

پیش نوشت:

مطلب را که خواندم به این نتیجه رسیدم که پی نوشت اش مهم تر است! لطفن پی نوشت را هم بخوانید


نوشت:

پارسال تقریبا همین موقع ها بود گمانم که محمد نوری زاد به غرفه ام در نمایشگاه رسانه های دیجیتال آمد.



))محمد نوری زاد در غرفه صد چهره((

پیش تر به واسطه وبلاگم با هم آشنا شده بودیم. می آمد این جا را می خواند و گاهی زنگ می زد که مثلن درباره مطلبی نظری بدهد یا نصیحتی بکند و همیشه انتهای حرف اش می پرسید که: خوب، چه کار می کنی؟ درس را چه کردی؟ کجا مشغولی؟ و وقتی می شنید هنوز کارهای شرکت دوستم را انجام می دهم و فلان قدر حقوق می گیرم تازه سر صحبت اش باز می شد و باد به پاچه ام می کرد که آخر چرا؟! چرا باید اینطور باشد؟! چرا باید توی موافق نظام این قدر حقوق بگیری؟! اگر آن وری ها نیروهایی مثل تو و رفیق ات (محمد مسیح) را داشتند فلان می کردند و .... و به این جا می رسید که اصلن همین من، چه کسی مثل من از این ها دفاع کرده؟ فحش هایی که من به خاتمی دادم را چه کسی جرات می کند تکرار کند؟ و ... اما چه شد! مزد من را چگونه دادند؟ هیچ! گفتند فیلم هایت کیفیت هنری ندارد و به سلامت! بعد می گفت:هالیوود امثال این پروژه ها را حلوا حلوا  میکنند و همین خاتمی و هاشمی که من عمری فحش شان می دادم منتظر گوشه چشمی از من هستند تا پول به پای پروژه هایم بریزند [...] این ها به تو کار ندهند می خواهند به چه کسی کار بدهند، تو سرمایه این ها هستی و وظیفه این هاست امثال من و تو را حفظ کنند، اما این ها هوادار نمی خواهند و لیاقت این ها همان  سعید اسدی است که یک آواز قو بسازد و [...]


آن موقع که این حرف ها را می زد هنوز نامه نگاری هایش را شروع نکرده بود و راستش من این حرف ها را می گذاشتم پای این که می خواهد به من انگیزه بدهد و اهمیت کاری که می کنم را به ام خاطر نشان کند. اما حالا از کنار هم گذاشتن  این حرف ها و آن نامه ها چیز دیگری متوجه می شوم. به نظرم آن موقع که می گفت حاضر اند به پای پروژه هایش پول بریزند سیگنالی هایی دریافت کرده بود [...]

نمایشگاه هم که آمده بود حرف اش فقط همین بود، به بچه ها که پاسخ هتاکی هایش را مطالبه می کردند می گفت: تا دیروز که من آن همه مطلب نوشتم کسی گفت دست ات درد نکند؟ اصلن سراغی از من گرفتید که امروز سرزنش ام میکنید؟ [...]

به هر حال نمایشگاه را با این نیت آمده بود که یک جوری بگوید از نامه هایش اشتباه! برداشت شده است، منتها وقتی بازخورد رفتاد غیر اخلاقی آن ماه هایش را دید فهمید که پل های این سو را خراب تر از آن کرده که بتواند از روی شان بازگردد، به خاطر همین دیگر روی آن تخته های نیم بند هم باقی نماند و سریع خودش را به صدای سوت و کفی که از آن طرف می آمد رساند. به هر حال امیدوارم آن چه نوری زاد به دنبال اش بود را آن جا گیر آوره باشد و الا که "خسر الدنیا و الآخره"

در مورد امثال نوری زاد و شجریان شاید کم کاری از ما بود! آن ها محتاج بزرگداشت، مراسم تقدیر و تشکری، تجلیل و از همه مهم تر توجه بودند. برای این ها که بنده ی نان اند فرقی نمی کند نان را که بدهد؟!

پی نوشت:

دیروز یکی از دوستان به شوخی حرفی زد که من جدی گرفتم اش، گفت همه ما یک محمد نوری زادِ درون داریم! راست می گفت. اگر کارهایمان برای رضای خدا نباشد، اگر کاری را برای مزد انجام بدهیم، اگر منتظر خوش آمد این و آن باشیم، اگر تعریف تجیدها برایمان مهم باشد، اگر منتظر تقدیر و تشکر باشیم... آن وقت آن "محمد نوری زادِ درون" بیدار می شود [...]

بچه حزب اللهی باید هر کاری می کند برای رضا خدا باشد، وبلاگ اگر می نویسد پی بی مهری ارشاد و فیلترینگ را به تن اش بمالد و بی خیال این بشود که مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال برای هزار تا کار بی خود به رفقای حلقه یک، میلیون ها تومان پول می دهد و او برای راه اندازی یک سایت عام المنفعه باید از جیب خرج کند و گیر 500 - 600 هزار تومن باشد. بچه حزب اللهی باید با خدا معامله کند.

این پست را تقدیم می کنم به شیعه والپیپر و مسافر کربلا و  که برای رضای خدا وارد فضای مجازی شدند، برای رضای خدا وبلاگ ساختند، برای رضای خدا طرح زدند و برای رضای خدا طرح هایشان را؛ رایگان روی نت قرار دادند و حالا دلسرد از رفتار خصمانه جوجه  مدیران جوان وزارت ارشاد، از باقی ماندن در عرصه اینترنت منصرف شده اند، باشد تا این سطور را به عنوان خواهش این برادر کوچک برای بازگشت به عرصه جنگ نرم در فضای سایبر، بپذیرند.


 
فکر کن :)
ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سئوال نوشتم که کسانی که جواب دارند بدهند.

کسی آمده ، جوابی سطحی مثلا همراه با من نوشته. با اسمی. جوابش را منتشر نکرده ام .کسی دیگر آمده ، در جواب نظری که هنوز علنی نشده ، جواب داده و جالب آنکه نام همنام همان فرد اول که نظرش مخفی است هنوز ، انتخاب کرده و نوشته فلان 2

دو حال بیشتر نیست :

یا کامنت نویس های ما جدیدا علم الغیب می دانند

یا رمز عبور به وبلاگ من دارند و یا به سرور پرشین سرک می کشند

یا اینکه آن دو نفر یکی هستند

**

اما خب چرا اینقدر بی عقلی به خرج داده می شود و جواب کامنتهای علنی نشده داده می شود ؟

ساده است. می خواهد هنگام انتشتار احتمالی ، در ترتیب مد نظرش قرار گیرند ! ای خدا غش کردم از اینهمه ذکاوت که برخی دود می کنند !


 
OECD Harmonised Unemployment Rates News
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

Paris, 14 September 2010 OECD Harmonised Unemployment Rates News Release: July 2010 1

 OECD unemployment rate steady at 8.5% in July

In July 2010, the unemployment rate for the OECD area was steady at 8.5%, unchanged from the previous month and down slightly from the 8.6% level recorded in May. The general pattern of broad stability holds in most OECD countries. In August 2010 however, the unemployment rates increased slightly (by 0.1 percentage point) in both Canada (to 8.1%) and the United States (to 9.6%).

The OECD unemployment rate remains at a level close to post-war highs. The July unemployment rate was highest in Spain (20.3%), the Slovak Republic (15.0%), Ireland (13.6%), Portugal (10.8%) and Hungary (10.3%), with the lowest rates in Korea (3.7%) and Austria (3.8%).

The number of unemployed persons in OECD countries stood at 45.5 million in July 2010, an increase of 13.4 million compared with July 2008.

Selected Unemployment Rates, s.a.

June 2010 – July 2010 (1)

 

(1)     United Kingdom: April 2010—May 2010

 

Methodological Notes:

For methodological reasons, harmonised unemployment rates may differ from those published by national statistical institutes. All rates and levels quoted are seasonally adjusted (s.a.).

More methodological notes are available at http://www.oecd.org/dataoecd/21/0/44743407.pdf.

Access data:

The latest unemployment rates for all OECD countries and geographic groupings, as well as historical data, can be downloaded from the OECD online data dissemination facility OECD.Stat Extracts at: http://stats.oecd.org/wbos/Default.aspx?QueryName=251&QueryType=View&Lang=e

 

 Contacts:

For further information readers are invited to contact the OECD's Media Relations Division on

(33) 1 45 24 97 00 or e-mail news.contact@oecd.org.

For technical questions contact stat.contact@oecd.org

Next release: Tuesday, 12 October 2010

 

 OECD Unemployment Rates, s.a.

Percentage of labour force

Notes:

(1) Canada: Unemployment rate for August 2010 was 8.1%

(2) United States: Unemployment rate for August 2010 was 9.6%

(3) Chile, Israel and Slovenia have not yet been included in the OECD area aggregation in this News Release for technical and timing reasons, though Chilean, Israeli and Slovenian data, where available, have been incorporated into the Main Economic Indicators electronic databases.

 

OECD Unemployment Rates, s.a.

Change of rates over the same period of the previous year

 

 

Notes:

(1) Canada: For August 2010 the change was -0.6

(2) United States: For August 2010 the change was -0.1

(3) Chile, Israel and Slovenia have not yet been included in the OECD area aggregation in this News Release for technical and timing reasons, though Chilean, Israeli and Slovenian data, where available, have been incorporated into the Main Economic Indicators electronic databases

پی نوشت :

http://www.oecd.org/dataoecd/22/46/46001339.pdf


 
شنیدم ... نه دیدم
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

شنیدم ... نه ،‌دیدم که پرشین بلاگی که از دور دوم جشنواره ملی رسانه دیجیتال مثلا اون رو تحریم کرده بوده ، حالا تشریف اورده :)

چرا ؟ :))


 
دو نکته و دو لطیفه !
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

الان شاید نزدیک به ده بار تا حالا از زمان تغییرات ادعا شده در مدیریت و مالکیت پرشین بلاگ ، این خطا رو گرفتم !

کاربر گرامی،
سایت پرشین بلاگ در حال حاضر دارای تعدادی خطا است و قادر به پاسخگویی نیست. از این بابت پوزش مارا بپذیرید.

اگر قصد گزارش خطای بوجود آمده به بخش فنی پرشین بلاگ را داشتید:

·     توضیح دهید که در حال انجام چه کاری بودید.

·     اطلاعات ذیل را نیز ضمیمه گزارش خود کنید.

4

اطلاعات تکمیلی:

blogID: 7645
host: persianblog.ir
uri: /CreatePost.aspx?blogid=7645

بدیهی است که گزارش شما در بهبود کمی و کیفی سایت پرشین بلاگ بی تاثیر نخواهد بود. پیشاپیش از همکاری شما متشکریم.

 

[بازگشت]

بابا خواستیم پست بفرستیم و آپدیت کنیم . همین !

در ارتباط با مایشان این را نوشتم :

خسته شدم . بلد نیستید کار کنید بروم روی وبلاگم بنویسم ! البته اگر کار بکنه ! چیکار کردین با این سی ام اس و سرور بدبخت ؟

جواب داد :

پیام شما با موفقیت ارسال شد.

جدا که جای خوشحالی داره .

نداره ؟

...

کسی دقت کرده این مجری های صداوسیما اونایی که ریششون رو قبلا می زدن وقتی یه ریش ملایمی می ذارن چقدر موجه و موقر میشه چهره شون ؟ بعضیاشونم وقتی یه ذره یه ذره کم می کنن آدم می فهمه می خوان بزنن از ته :) وقتیم از ته می زنن انگار لخت شدن:)

...

 

و مسئله زشت و توهین آمیز ، چیزی است که البته تو نیروهای مسلح ما هیچ کجا وجود ندارد و متاسفانه توفیلم های مخصوصا همین هفته ی ناجا دیدم . "پله ای چیدن قاب تصویر مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا (تصویر امام  ره و رهبری)" که چنین ترتیبی چیدن قابها در این فیلم ها کاملا ناشی از فقد کمترین اطلاعات حقیقی سیاسی و فقر بصیرت و فهم سیاسی ایدئولوژیکه

این سازمان عریض و طویل عیدتی سیاسی نیروی انتظامی توی تصویب فیلم نامه و تولید این فیلمهایی که داره به اسم پلیس پخش میشه کجای کاره ؟ اینها چیه دارن می سازن به اسم پلیس ؟  ببینم پول هم می دین واسه ساخت اینها ؟

چه آیتمهای بدی دیگه آروم آروم داره به تم مشترک فیلمهای پلیسی ما تبدیل میشه . حتی فیلمهای داستانی پلیسی که مثلا مربوط به وزارت اطلاعات هم هست همین محورها رو داره :

1-       افسر پلیس یا افسراطلاعاتی از جنبه شخصی درگیر موضوع میشه

2-       از افسر پلیس یا افسر اطلاعاتی هیچ مشخصه عقیدتی و ایدئولوژیک خودی بروز داده نمیشه و فیلم در این زمینه کاملا ساکته .

3-       خصوصا تو فیلم های پلیس ، نحوه برخورد افسر مافوق با زیردستهاش در نهایت بی ادبی و بی تربیتیه گاها . صادر کردن دستور با حرکت سر و دست بدترین توهین به نیروی انتظامی است. چنین پلیسی تو کجا دیده شده که اینها فیلمش رو ساختن خدا می دونه.

4-       اون چیزی که از ذکاوت پلیس داره نمایش داده میشه ، اصلا از نظر مخاطب ذکاوت دیده نمیشه و گره ها قبلا توسط مخاطب باز شده . داستانها از جنبه معمایی خیلی سطحی برخوردارن

5-       تو نمایش برتریهای پلیس و نهادهای اطلاعاتی ما متاسفانه داره حرکت به سمت نمایش برتری های تکنولوژیکی پیش می ره و تسلط و قدرت مثلا اطلاعاتی وابسته به ابزار فنی نشون داده میشه و پول و ماشین گران قیمت و ...

6-       معلوم نیست نقطه های هدفگذاری پلیس در حمایت از این فیلم ها چیه ؟ این که یه پلیس آرنلود نشون داده بشه ؟ لباس سیاه رنگ بپوشه و اسلحه اش رو روی لباس ببنده ؟ اما تو همین فیلم صدای آلارم تخلیه باطری بی سیم موتورولای GP338 دست آقا پلیس بگوش برسه ؟ :) برتری نیروی مسلح ایران تو این چیزاس ؟ تو این فیگور اومدن ها ؟ یا این خوشحال کننده ی رقیبه بیشتر؟  پلیس ما کو ؟ این که نشون می دن فقط پلیس به زبان فازسیه اینا پلیسای آلمانند و فرانسه . پلیس ایران اسلامی ، پلیس تحت فرمان فرماندهی کل قوا ، مقام معظم رهبری ، پلیسی که ابوالفتحی الگوش باشه کو ؟ پلیسی که نگه بخاطر وطن، بگه بخاطر وظیفه و تکلیف دفاع می کنم کو ؟ کار به مستندهای در مورد شهدای پلیس های مرزبانی هم کشیده ! اونم چقدر ضعیف. اون برنامه مستندی  که شاهویسی تهیه کرد رو کاش می دیدید. اینقد تمرکز میشه رو جنبه های خونوادگی و مثلا مهربوی و همسرداری و عشق به زن و بچه انگار بچه مدم تو جبهه همش به فکر زنش بوده ! نکنه بوده . آره ؟ واقعا اینجوری بوده ؟ این تصویر درست از پیش مرزبان ماست ؟ میگه فقط به عشق وطن ! اینه ؟ این پلیس ایرانه ؟ این که فقط شد شاید بهترین پلیس خارجی البته به زبان فارسی ! فیلم فازسی یادتونه ؟ اینم پلیسفارسی !  پلیسی که هر روز داره به سمت بالاتر بردن رویکردهای عقیدتی پرسنلش میره و سعیمی کنه از بسیجی فعال نیروی بگیره ، اینه که فقط بخاطر وطن می جنگه و دفاع می کنه ؟ مگه مارکسیسته ؟  کجا رفت فرهنگ بسیجی که آوینی تو روایت فتح گفت رزمنده های ما هیچگاه بخاطر خاک نجنگیدند ؟ کجاست دقت در وصیتنامه شهدا ؟ بابا ! افسر ارتشی سال 60 شهید شده وصیتنامه اش صداش الان رو وبلاگم داره پخش میشه که مقام معظم رهبری خودمان تو نماز جمعه داره می خونه . میگه بخاطر دین ! افسر پلیس یک کلمه از این موضوع حرف نمی زنه حتب تو مستندها ! خیلی میره بالا ، هموطن ! خاک ! ناموس ! شده ارتش شاه . ای خدا.

7-       و مسئله زشت و توهین آمیز ، چیزی است که البته تو نیروهای مسلح ما هیچ کجا وجود ندارد و متاسفانه توفیلم های مخصوصا همین هفته ی ناجا دیدم . پله ای چیدن قاب تصویر مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا (تصویر امام و رهبری) که چنین ترتیبی چیدن قابها در این فیلم ها کاملا ناشی از فقد کمترین اطلاعات حقیقی سیاسی و فقر بصیرت و فهم سیاسی ایدئولوژیکه .

...

این خیلی سادست ،

تحریمی که برای موثر نشون داده شدن ، محتاج اظهار نظر رسانه ای و خبری عناصر سیاسی باشه ،

تحریمی که دقیقا در بازیهای سیاسی درون حاکمیتی وارد بشه و مثلا بزنه اموال سردار رادان رو ( تو کجا اونم ! ) بانکهای خارج از ایران اونم تو مثلا کشورهای تو باند غرب ( نه شرقی که ادعا می کردند. مثلا روسیه و چین و اینا ! ) ، بلوکه کنه !

کسی دقت کرده این مجری های صداوسیما اونایی که ریششون رو قبلا می زدن وقتی یه ریش ملایمی می ذارن چقدر موجه میشه چهره شون ؟ بعضیاشونم که ریش دارن ، وقتی یه ذره یه ذره کم می کنن ریشو ، آدم می فهمه می خوان بزنن از ته :) وقتیم از ته می زنن انگار لخت شدن :)

خب این که خیلی ساده است ، مشخصه که این تحریم ها از دکترین توجیهی سیاسی برخورداره نه اقتصادی . والا ، مثلا چه معنی می ده سردار رادان رو اموالش رو  ( کل کل کل کل کلش رو تا ریال آخر و دلار اخر و یوروی آخر و پوند آخر و خارجیا بگن دیگه مثلا چی ) توقیف ! کنند و سردار احمدی مقدم رو نه . چون ، ربط سردار رادان به حاکمیتی که مثلا تحت تحریمه از طریق شغلشه که سردار احمدی مقدم در مرتبه اوله . اما با توجه به ذکاوت و قدرت نمایی سردار رادان تو ریان اغتشاشات و تنفری که جریانات سبز داخلی ازش دارند و تلاش که کردند ماجرای کهریزک رو به ایشون بچسبونند ، واضحه حقیقتا که ماجرا برای نفس دادن به لاشه ی البته دیگه کرم گذاشته ی جریان سبزه .

اونوخت میگن واسه چی میگی جریان سبز مرده . واسه این شوک هایی که هی میخان به این تنه بدن میگم :) . بگذریم که از این همه علاقه ی دشمن به سرحال بودن خودتون احساس دل غشه بهتون دست نمی ده ؟ :)

 یاد دو تا جوک افتادم . یکی در معنای دشمن و دشمن بودن غرب !

میگن یارو دراز کشیده بوده همونجور از جوب آب می خورده یکی بهش می رسه میگه پاشو بابا اینجوری آب نخور عقلت کم میشه . همونجور درازکش صورتشو برمیگردونه سمت بالا میگه : عقل چیه ؟ اون طرف میگه : اوه ! هیچی با تو نبودم .

حالا بیا حالیش کن اصلا دشمنی یعنی چی آمریکا یعنی چی :)

جوک دومی رو در مورد اینکه کسی از احساس وابستگی ، حالش بد بشه یا نه یادم اومد

میگن پسر یه بنده خدایی که تو کار تخلیه چاه بوده ، یه بار اشتباهی میخاسته بره خونه شون راه رو گم می کنه از مسیر بازار عطارها میاد رد بشه . یه هو غش می کنه می افته زمین ! عطارها می دون هرکدوم خوشبو ترین عطری که داشتن میارن می گیرن زیر دماغش . این بیچاره تا بهوش می اومده ، بوی این عطرهای درجه یک که به بینی اش می خورده دوباره غش می کرده ..

یه عطاری از دور می اومده پسره رو میشناسه همسایشون بوده . تا صحنه رو می بینه سر همکاراش داآآآد می زنه میگه بابا کشتین بچه مردومو ! همکاراش رو کنار می زنه می دوه از طویله یه تیکه دفع شده ی گاو پیدا می کنه می گیره زیر دماغ پسره. پسره بنده خدا به هوش میاد میگه آخییییی ! و راهشو می گیره از بازار عطارها بدو فرار می کنه می ره خونه . همکاراش میگن راز این قضیه چی بود ؟ میگه : بابا این پسر همسایه مونه تو کار تخلیه چاه فاضلاب هستن . بویی که او بهش عادت کرده بوی سرگینه نه بوی عطر گلاب ! شامه ی او عطر را بوی آلودگی می داند. !

...


 
یک پرسش برای پاسخ
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سئوالی واقعا برام پیش اومده و حقیقتا دوست دارم اونهایی که مطلعند و جوابی دارند و یا اطلاعات علمی دارند و بهرحال می توانند نظری بدهد جواب بدهند.

من سئوالم اینه در حالیکه در دوره ی اوباما تا حالا حدود ٨٠٠ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا توسط دولت مستقیما پول تزریق شده ، هنوز نرخ بیکاری اونجا در حال افزایشه و این وضعیت در ٢۵ ایالت از ۵٠ ایالت آمریکا وخیم باقی مونده .

دنبال جوابهای علمی و دقیق مشخص کننده علت هستم . سئواله برام واقعن.

 


 
چه خبر ؟‌
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

سلامتی.

از وحید یامین پور که طی یک اسمس باخبر شدیم دات آی آر شده . خوشگله سایتش یه کمی . خوبه . یه چیز باحالم نوشته فقط میشه تو وبلاگ خودش خوند نوشته نقل قول نکنید. چرا نمی دونم :)) . هیشکیم برای کلنگ زنی دعوت نکرده بود ولی روبانشو ما بریدیم ؟ نع :))

شیخ مازیار بیژنی هم که با وجود متاهل بودن و بی ربط بودن به هرگونه اعتیاد جز اعتیاد به قلم کماکان بی ژن باقی مانده هم خبر که holocartoon.com  راه انداخته و کسی را برای بریدن روبان دعوت نکرده .

بابا بخونید این چیزی رو که محمد رضای ما تو جان فدا نوشته بود در مورد محمد نوری زاد. خیلی خوب و لازم بود. بازم میگم بخونید. تنبلی نکنید تو وبلاگ خودش بخونید. janfada.com

با دو مشغله ی جدی در محل کار مواجهم و سرم تا خرخره شلوخ است اونوقت یک رفیق قدیمی نمی دونم از کجا فلان شماره تلفن ما را کشف کرده و زنگ زده بیا تو فلان موضوع مشاوره بده از خجالتت در میایم . اونم کی ؟ شبی که ساعت ده و نیم تازه رسیده بودم خونه :))

شما چه خبر ؟ خوبی ؟


 
سپاه از اینترنت هم سریعتر
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

اشاره :» این مطلبی که در ادامه می آید ، همان شب انفجار تروریستی و جنایتکارانه مهاباد و با همان حس و حال نوشتم. اما پرشین بلاگ یکی از روزهای خرابی اش بود و نتوانستم بنویسم . حالا میشود خواند و کمی فکر کرد و دید که چقدر نگاه و شناخت ما از خودمان و دشمن درست است.

---

دیگر کارتان به جایی رسیده  کنار زن و بچه های هموطن های من در کردستان بمب میگذارید ؟ ١٢ تا زن و بچه را کشتید و ۵٠ نفر را کشته و زخمی کردید ! اگر لا اقل ناسیونالیزم افراطی کردی هم داشتید که نباید این کار را می کردید ! نشان می دهد در هیچ چیزی صادق نیستید .

عوضی ها. همسر من در تهران برای آن ١٢ زن و بچه به گریه افتاد. دلهای شما اینقدر سنگ است که از حالا دیگر کرد می کشید و بعد می گویید حامی کرد هستید ؟

در روز روشن آدم کشی و دم از آزادی زدن ؟ در روز روشن جنایت و دم زدن از دمکراسی؟ چقدر شبیه این جنایتکارهای یکسال پیش ایران هستید ! عجب انطباقی.

حالا وقتی می بینید ماموستا می گوید که اگر فکر کرده اند می توانند با این کارها بین مردم و انقلاب شکاف بیاندازند کور خوانده اند ،‌چه حالی بهتان دست می دهد ؟ وقتی می بینید رژه روندگان در رژه شان ذره ای اختلال ایجاد نمی شود و از صدای انفجار نمی هراسند چه حالی پیدا می کنید ؟ وقتی ملت بجای اینکه مانند دنیای غرب به محض انفجار فرار کنند به محل انفجار می آیند تا کمک کنند و این سنت ٣٠ ساله شان است ، اوضاعتان چگونه می شود ؟ مثلا می خواهید رژه ها را خلوت کنید تا بگویید مردم بانظام نیستید ؟ آخر چگونه ؟ این که بیشتر در مهاباد امروز باعث وحدت شد ! امروز مهاباد صحنه انزجار از شما شد. مهاباد امروز یکپارچه فحش شد علیه شما. وقتی دختر ١٠ ١٢ ساله را می بینید که یکراست می گوید انفجار کار شماهاست ،‌مزه ی دهانتان کچی نمی شود ؟ وقتی پیرزن ٧٠ ساله ی مجروح ، آن چیزی را می گوید که دختر ١٢ ساله گفت ، مغزتان کپک نمی زند ؟

چقدر زشت ، ‌دست به ابزاری می زنید که سرجمعش برای شما فحش است و دیگر هیچ! ابزاری قدیمی مال دهه ۵٠ و ۶٠ هجری شمسی . عجب که اینهمه زمان گذشت و شماها هنوز در همان الگوهای تروریستی ٣ دهه قبل مانده اید . یعنی چطور می شود اینهمه یک گروه عقب بماند ؟ روشن است. چون خودش "فکر" ندارد. فقط بر اساس "برنامه" و "دستور" عمل می کند. گفتم بمیر ، بمیر. همین . والا مگر می شود اینقدر تیشه به ریشه ی خودت بزنی.

گفتم ارازل اوباشید و چاقو کش و بچه دزد و قاچاقچی مواد مخدر،‌ گفتید نه ! ولی گندش در آمد. می گویم تجزیه طلبید اما انکار کردید و بعد تابلو شد و بارها گفتم ضد کردید انکار کردید و این همه جنازه شهید و مجروح زن و بچه ی کرد سندش.

می دانم .

اوضاع کردستان هر روز برای شما بدتر می شود و کینه ی شما از جماعت کردزبان کشور ایران هر روز بیشتر . می دانم که آنروز نام همشهری های کرد مومن به انقلاب را چه گذاشته بودید. امروز همه ی کوچه ها مومن به انقلابند. بعد از سخنرانی و سفر آنروز مقام معظم رهبری در سیستان و بلوچستان و تقویت وحدت و شکفتن غنچه های مودت ، ‌یادتان هست رئیستان به ارازل هم فکرتان در شرق کشور دستور داد در آنجا انفجاری را انجام دادند ؟ حالا آنجا نفس کشیدن هم برای رئیستان سخت شده و حتی نمی تواند ۵ تا سرباز ارتشی را بدزدد ، مجبور شده دوباره به سمت شماها اشاره کند!

ای عروسک های کوکی. این آتشی که به راه انداخته اید ، نخ های دست و پای خودتان را گرفته . چه می کنید ؟ هیزم خودسوزی تیز می کنید ؟

یادتان هست چند ســــــــــــال پیش چند کلمه حرف حساب علیهتان نوشتم ؟‌ می بینید که از چندسال پیش تــــــــا همین الان هنوز هم می آیید و فحش جنسی خطاب به نوامیس و اعتقادات انسان می نویسید و در می روید ؟ و البته که چز فحش ، جوابی ندارید ؟ خب حق هم دارید . بمب اگر نگذارید ،‌ یعنی دیگر باید مرده حسابتان کنیم . جنایتکار اگر جنایت نکند می گویند مرده است و فحاش هم اگر فحش ندهد می گویند لال شده .

بمب می گذارید پس هستید. فحش می دهید پس هستید.

در مورد این انفجار هم ،

مهم نیست. ما خون زیاد داده ایم ، انتقامش را هم گرفته ایم . این خونهای سرخ سرد نخواهد شد که انتقامش جایش سبز می شود... از الان به ساعت های مچی تان نگاه کنید. مگر قاتل صیاد شیرازی جان به در برد که حالا از قاتل زن و بچه ی ملت حقیقتا مظلوم کردستان کسی بگذرد ؟

از مظلوم بکشید ، انتقام می گیریم . از مسلمان کشته بگیرید ازتان کشته می گیریم ، از ایرانی بکشید ،‌ از شما می کشیم . فقط کمی صبر کنید. باشد ؟ قولهای ما را که دیده اید. قول قول است. خصوصا وقتی پای انتقام خون بیگناه وسط باشد. به جای آن کشته های خیالی و دروغی تان ، ما امروز ١٢ شهید داده ایم . حالا خدا را شکر می دانید در انتقام گیری چقدر صادقیم . نیازی به یاد آوری نیست.

پس قرار ما ، کمی صبر.

در قرارگاه های برون مرزی تان صدای گلوله ی انتقام باشید.

نوبت رئیستان هم - آمریکا را می گویم ،‌ همان اسرائیل را منظورم است - می رسد.

آسیاب به نوبت.

 

پی نوشت :

- دست و بازو وسلاح بچه های قرارگاه حمزه سیدالشهداء سپاه را می بوسم که نگذاشتند قول من به ضد انقلاب زمین بماند. و اگر سپاه اینگونه نبود من چنان مطلبی را آماده نکرده بودم .

- نگاه کنید به گوگل که چگونه سانسور چی شده .


 
من نمی فهمم چرا برخی نمی فهمند!
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

از دست برخی ها.

بروید لا اقل یک کتاب از ریجاد نیکسون بخوانید. ١٩٩٩ : پیروزی بدون جنگ . آنجا که می گوید به هیچ کشوری حمله نکن مگر آنکه مطمئن شوی پیروز می شوی. تا بتوانی رژه های پرطمطراق پیروزی براه بیاندازی.

ریچارد نیکسون پدرجد همین نئوکانسرواتورهای آمریکایی ( مثل بوش پسر و رفقایش ) است. ریچارد نیکسون بود که تئوری صلح مسلح را در همین کتاب به سیاست امنیتی آمریکا وارد کرد. تئوری ریچارد نیکسون زیربنای تئوری نبرد پیشدستانه نئوکارنسرواتوار های آمریکاست. آنوقت چنین کسی بازهم تاکید می کند حمله نکن قبل از ان که به پیروزی یقین پیدا کنی. یعنی قبل از حمله زمینه هایش را فراهم کن و اگر فراهم نیست ، حمله نکن !

بروید اظهارات جوزف نای واضع تئوری تهدید نرم و سخت ، در بریتیش کانسل - بخش فرهنگی امورخارجه انگلیس - را بخوانید. آنجا که می گوید :

"...من با هرگونه استفاده نابجای غرب از قدرت سخت علیه ایران مخالفم. اگر غرب از قدرت سخت علیه حکومت ایران استفاده کند نسل جوان ایرانی را از مسیر کنونی منحرف ساخته و به سمت حکومت می کشاند. در حال حاضر تغییرات فرهنگی و اجتماعی داخل ایران برای دراز مدت، در جهت صحیح در حال حرکت است. اگر روند تحولات کنونی در ایران ادامه پیدا کند نظام دینی برای حفظ اعتبار خود روز به روز با دشواری‌های بیشتری مواجه خواهد شد و بیش از پیش مجبور به استفاده از زور خواهد بود. من بر این باورم که اگر تغییرات فرهنگی و اجتماعی مطلوب غرب در ایران اتفاق بیفتد در نهایت، این رژیم تغییر خواهد کرد. بنابراین اگر مرتکب اشتباه شویم  و با اقدامات سخت خود این نسل جوان را به واکنشی ناسیونالیستی علیه حمله نظامی غرب واداریم ، در واقع آنها را به آغوش رژیم باز گردانده ایم و مانع تحقق منافع بلند مدت خود و نیز منافع این مردم جوان ایرانی خواهیم شد."

Soft Power and Public Diplomacy in the 21st Century
British Council Parliamentary Lecture 20 January 2010

Opening Comments
Martin Davidson
Chief Executive, British Council

...

Lord Clarke, Dowlet Norouzi and Lord Corbett - Lord Corbett of Castle Vale :
Professor, I need your help. I take an interest in Iran. This is a theocracy, which books no opposition, murders demonstrators, imprisons them without charge or trial, and bans contact with organisations like the BBC and a range of others. It has a young population, which is one of the most well-educated in the world, who thirst for freedom. How can soft power influence those young Iranians who want an end to this dictatorship, and who want democratic change?

- Professor Joseph Nye:
The answer is obvious in the behaviour of young Iranians themselves. In the past three decades, the ruling theocracy has not been able to stress these demands that we saw demonstrated on the streets of Tehran. That, to me, is a very important dimension of what is going on. I worry that if we misuse hard power and alienate that younger generation, we may set back the changes. At the moment the changes, for the long term, are going in the right direction. It will become very hard for the current regime to keep its legitimacy and it will have to use more and more reliance on force. Eventually, I believe that regime will change. If we drive the younger generation into the arms of that regime through nationalistic reactions to our actions, then we may set back our own long-term interests as well as the interests of those young Iranians

کدام جنگ ؟ کدام تحریم ؟ 

بخوانید تا بفهمید هدقفشان از تحریم چیست. روی کاغذ نوشته اند تحریم می کنیم تا  توانایی دسترسی به سلاح اتمی را از دست بدهند. اما در حقیقت خودشان هم می گویند از تحریم بعنوان اهرم فشار برای تغییر رفتار سود می برند !

بریدجت کندال از نمایندگان شورای فرهنگی انگلستان سؤال می‌کند : پس از اینکه استراتژی قدرت سخت ایالات متحده و انگلستان به پایان رسید در جوامع پس از منازعه چه اتفاقاتی می‌افتد؟ به محض اینکه تانک‌ها عقب نشستند، چگونه باید از قدرت نرم استفاده کرد؟ قدرت سخت در مورد ایران تنها به کمک تانک‌ها اعمال نمی‌شود. تحریم‌های جدی‌تر و مؤثرتری نیز وجود دارد و آیا شما بر این باورید که به هر نحو استفاده از قدرت سخت در مورد ایران بر به عملکرد قدرت نرم تأثیر منفی می‌گذارد؟»

جوزف نای : خیر، من برآنم که میان استفاده از تحریم‌های اقتصادی، که با آن موافقم و استفاده از حمله و اشغال نظامی، که با آن مخالفم، تمایز قائل شوم. امیدوارم بتوان تحریم‌هایی را به کمک یکی از قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل، بر ایران تحمیل کرد، در آخرین روز‌های مذاکرات، که چین دیپلمات‌های تقریباً سطح پایینی را به آن گسیل داشته بود، چندان امیدوار کننده نبود. استفاده از تحریم‌های اقتصادی بسیار اهمیت دارد، این اقدامات همه چیز را در یک شب تغییر نخواهد داد، بلکه این پیام را می‌رساند که رفتاری که ایران در پیش گرفته است، قابل قبول نیست.

- Bridget Kendall :
Iran is an interesting case. Mary Webster has also emailed the British Council about this. She asks, ‘What happens after the hard power strategies of the US and the UK have ended in post-conflict societies? Once the tanks have rolled out, how should soft power be used?’ Hard power does not just have to be in tanks in Iran. It could be more effective sanctions.

- Professor Joseph Nye:
That is right.

- Bridget Kendall:
Are you saying hard power in any case against Iran could have a detrimental effect on how soft power might work there?

- Professor Joseph Nye:
No. I would draw a distinction between the use of economic sanctions, which I would support, and the use of a military invasion, which I would oppose. I hope that there will be sanctions that are legitimised by a UN Security Council Resolution. The last weekend of negotiations, where China basically sent a low-level diplomat, were not encouraging though. It is important to use economic sanctions. It will not change things overnight, but it sends a signal that the behaviour in which Iran has engaged – which has been deceitful in terms of the Non-Proliferation Treaty that it signed, and it has been condemned by the UN Security Council – is not acceptable.

پی نوشت :

١- کمی هم با این لرد کربت آشنا شوید. ایشان از حامیان سرسخت اقدام سخت علیه ایران و از مدافعان سازمان جنایت خوی منافقین خلق است. اگر کمی هم با این  بریدجت کندال عنصر مطبوعاتی و رسانه ای درجه یک انگلیسی آشنا شوید به کسی ضرر نمی خورد :) ببینید جلسه جلسه چه عناصر درجه یک و مهمی بوده است و این عناصر چقدر روی ایران متمرکزند. بازهم بعضی ها بروند و در سایت بازیهایشان مثل کودکان دوساله رفتار کنند! :))

٢- ببینید یک یهودی آمریکایی که فرسنگها از ایران و رسانه هایش دور است ، در قلب آمریکا چه فکر می کند و برخی دیگر چگونه فکر می کنند :) فیلم است. دانلود کنید و بعد ببینید . حتما توصیه می کنم.


 
پوستری بیادگاری هفته دفاع مقدس
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:


 
 
 
تبلیغ ویـژه