الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

شماها یادتون نمیاد...
ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

آره آقا ، دوره ی ماااا ،‌یه چیزایی بودش شماها یادتون نمیاد ، جوونید ندیدید ، الان دیگه نیستش ، یه دوره ای بود ، یه کسایی بودن میگفتن که ...

اما دیگه نمی دونم یه هو چی شد اونایی که قرار بود همه جا پلاکارد دستشون بگیرن و همه جا جار بزنن که ...

یه هو اینجوری شد که دیگه قرار شد...

و...

حبه ی نه بخورند ! مثلا :

...تردد عادی بود بجون شما آقای قاضی ! من غلط بکنم ، به گور جرج واکر بوش شکلک در بیارم ، اوباما رو سر تخته بشورن اگه من ضد انقلاب باشم ! بابا من خودم همه کس و کارم بسیجیین ! ...

...خدمتتون عارضم که ، ما اصن قومی قبیله ای همه آخوند زاده ایم . همه مون بچه مسلمونیم . به این ریش چکمه ایم نیگا نکنینا ، واسه رد گم کنیه ، بابامم درسته عکسش که تو کیفمه با کراواته و پشت سرشم پرچم شیر و خورشیده ، نفوذی بوده از اولش . از حدود سال ۵٠ بابام تو ساواک نفوذ کرده بود . الانم که من ربطی به این تجمعاتتتت احمقانحح ندارم ! من داشتم راه می رفتم داشتم سوار ماشین شم که منو آوردن شما رو زیارت کنم . به گور منوچهر ساچمه چی - منظورم همون منوشه امیر هستش - تف انداخته باشم اگه دروغ بگم بابا من خودم به احمدی نژاد رای دادممم...

...جون شما جوونی کردیم میخواستیم دو تا ترقه کوچولو بندازیم نه از این بزرگاشا ، یکمی عشخ و حال کنیم من سگ کی باشم بخام ضد انقلاب بازی در بیارم ضد انقلاب خر کیه سبز کیلو چنده بابا ما جوونیم اومدیم یه خورده جوونی کنیم این تی ان تی هم که می بینین مال من نیستش از این ارازل ضد انقلاب گرفتم میخواستم تحویل برادرا بدم که گرفتن منو . بخدا اشتاباه شده ! چی ؟ این دینامیتو میگین ؟ اتفاقا اینم میخواستم بدم به برادرا کشف کردم از این ضد انقلابا میخواستم تحویییلللل بدم بخدا من خودم حالم از این ضد انقلاب بازی و اینا بد میشه بخدا...

...در ادامه لازم است ذکر کنم درست است که در صدر این اوراق نام اینجانب کوروش پشتکوهی فرزند داریوش پشتکوهی درج شده است اما اینجانب هرگونه علت سیاسی در این نامگذاری را منکر شده و اعلام می دارم تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست و من اصولا از انقلاب ۵٨ تا حالا همه ی فکر و ذهن و روح و روانم در خدمت این انقلاب اسلامی بوده و تا کنون سه نفر از هم کلاسی هایم در جبهه به شهادت رسیده و معلم دینی مان نیز از فرماندهان گردان در جبهه ها بود که هرچند به فیض شهادت نایل نشده لیکن در کسوت مقدس جانبازی است. همچنین فرزند نانوایی سرکوچه ی پدری نیز جانباز شیمیایی و پدرش نیز فردی مومن و خداجو است هرچند چندبار من بخاطر آنکه نان خارج از صف بمن نداده به افکار پسرش توهین و او را از ویلچر به زمین انداختم ولی هرگونه ، هرگونه ، هرگونه انگیزه سیاسی را منکر شده و مجددا خاطر نشان می سازم ما همه سرباز توایم خامنه ای ! ...

...آقا کلن من نمیخام بیام تجمع ! حالا ما یه غلطی کردیم یه دوبار اومدیم دیگه مگه باید تا آخر عمر تو خیابون لاف دشکمونو بندازیم ؟ خودش گفت کلن بازداشت مازداشت نشین ؟ چیه مرض داریم بیایم کتکت رو که بخوریم بازداشتم که بشیم بعد زور بزنیم که در بیایم و محاکمه نشیم ؟ برو اقا دلت خوشه ...

آره ، یادش بخیر...

پیرشدیم ما . یه چیزایی می دیدیم که الان دیگه نیستش نمی دونم چی شد خیلی وقت از اون روزا میگذره ، آخی جوونی که یادت بخیررر


 
کمی نبش قبر :)
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

داشتم کمی با وبلاگم ور می رفتم که رسیدم به ماجرای فحاشی کادر ایرانی بی بی سی به خانواده ام . البته بعدا خبر دار شدم که حضرات در وبلاگهای دیگری هم دست به این حرکت شنیع زده بودند.

در این ماجرا چند اتفاق جالب رخ داد.

اولی اینکه فردی با ادعای اینکه سیاوش اردلان  بی بی سی است که دیگه نهایت آدم کول بودن و حاضر جوابی توی بی بی سی فارسیه ! ، آمد و با آی پی انگلیسی بی بی سی ،‌ شروع به کامنت گذاری برای من کرد.

دومی اینکه این فرد من را به حضور در برنامه های بی .بی . سی فارسی و باصطلاح قرار گرفتن در کنار دیگر صداها! دعوت می کرد ! :  دوست داشتم صدای تو رو هم به عنوان عضوی از جامعه در بحث و دیالوگ با صداهای دیگه قرار بدم.

سومی اینکه این فرد در حالیکه با آی پی انگلیسی و بی . بی . سی برای من کامنت میگذاشت ، اما از اثبات اینکه واقعا جاعل اسم سیاوش اردلانه یا خودشه ، عاجز موند. البته فرقی هم نمی کنه . چون دیدگاهها و طرز فکرش خیلی شباهت به اردلان داشت و حالا خیلی هم مهم نبود که خودش باشه یا نه .

چهارمی اینکه مدعی بود برای خیلی از وبلاگهای اصولگرا مثل من از بی بی سی کامنت می گذارند و اونها رو به شرکت در برنامه شون دعوت می کنند.

اگر این واقعا خود سیاوش اردلان باشه ، مشخص می کنه که چقدر بی بی سی محتاج ایجاد نوعی تنوع رسانه ایه تا خودش رو رسانه ای کاملا پلورال و جامع نظرات مختلف و صداهاهی متنوع ! نشون بده و منبع مراجعه همه طیف های فکری فارسی زبان بشه. با این فرض که این فرد خود اردلان باشه ، از خودم می پرسم که پس چرا خود این آدم اگر در گفته اش در مورد علاقه به گفتگو صادق باشه نتونست گفتگو با من رو ادامه بده و نتونست به گفتگوی وبلاگی وفادار بمونه . حتمن همون بهانه های وقت و ئه خط قطع شد :) .

رفتم و برای نیما اکبرپور دوست سابق کامنت گذاشتم . نوشتم که :

بسم الله . آقای نیما خان رفیق سابق سلام . خوبی؟ می بینم که فعلا تیم فارسی زبان بی.بی.سی فارسی ، دست از سر ملت “ثائر” نه “مخالف” ! یا “شورشی”! مناطق عربی برداشید . خدا رو شکر :) بگذریم .
کسی که خودش را سیاوش ( مهدی ) اردلان معرفی می کرد ، حدود ۱۸ ماه پیش در اوج فتنه با بهره برداری از IP بی.بی.سی ، کامنتی برای من گذاشت و نوشت همیشه در وبلاگ های ارزشی کامنت می گذارند برای دعوت کردن آنها به حضور در برنامه ها. ((http://pasdaran.persianblog.ir/comments/7645/3599151/ )) . لطفا از سیاوش ( مهدی ) اردلان بپرس که خودش بوده یا نه و اگر این فرد خود اردلانه ، ازش بپرس که چرا نتونست به گفتگوی وبلاگی با من وارد بشه و چرا کامنت گذاری با من رو نتونست ادامه بده . منتظ جوابت هستم . مرسی. ابوذر.

 

چیز عجیبی ناگهان شگفت زده ام کرد.

دیدم که وبلاگ آقای نیما اکبرپور که از دل بی بی سی پلورال ! آپدیت میشه ، نظرها رو قبل از نشر ، وریفای می کنه!

!!Your comment is awaiting moderation!!

یاللعجب.

اگر در وبلاگ من نظارت پیش از نشر باشه - که هست - نه تنها هیچ اشکالی نداره چون تعارضی با کل نگاه همیشگی من نداره و من تئوری روشن خودم در تشریح علت کارم رو دارم ، بلکه بهش افتخار هم می کنم که کل نظارت پیش از نظر روی کامنت های وبلاگها پس از اعتراض من به آقای مهندس اموات در برنامه خیریه ای پارک شقف برقرار شد.

اما وبلاگ نیما اکبرپور که قراره نماد آی تی از نگاه پلورالیستی بی.بی.سی فارسی باشه چرا ؟کسی می تونه به این دوستان بگه که به نوع بدی در دریایی از تناقض شنا می کنند ؟

بگذریم .

خب نیما خان جواب رو منتظرم .


 
 
 
تبلیغ ویـژه