الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

گلبـاران کنیم مزارت را ، مصطفا جان
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

مصطفای عزیزم

نمی دانم ، آیا این درست است که از این که تو وصل رسیدی ، سیاه بپوشیم و عزا بر تن کنیم ، اما می دانم که زیباست که مزارت را گلـباران کنیم . 

کجایند آنان که بیابند معنای این کلمه ی مولانا الامام خمینی (ره) را که فرمود خانواده های شهدا چشم و چراغ این ملتند . بیایند و نامه ی این خانواده به مولانا الامام خامنه ای (مدظله) را بخوانند که چه صلابتی و چه اراده ی پولادین و چه خط شناسی عمیقی در آن نهفته است.

خانواده ی شهید بودن ، فرق دارد با همسر و پدر و مادر و فرزند کسی بودن که شهید شده. خانواده ی شهید بودن یعنی این :

 

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا

محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مدظلّه العالی)

 

سلام علیکم؛
 
سرخم می سلامت، شکند اگر سبویی
  
پیام سراسر شور، محبت و بصیرت افزای حضرت عالی در رابطه با شهادت سرباز صراط مستقیم ولایت، دانشمند جوان ایران اسلامی، مصطفای شما موجب تسلّی خاطر و آرامش قلبی خانواده و بستگان گردید.

اعتقاد راسخ داریم شجره ی طیبه ی انقلاب اسلامی، این یادگار حضرت امام (ره)، بار دیگر با تأسی به مکتب سید الشهداء علیه‌السلام، یکی از ثمرات جاودان خود را تقدیم اسلام عزیز کرد.

مصطفای شهیدمان که تنها افتخار خویش را حرکت در سایه‌سار ولایت، بدون وابستگی به هیچ جریان و گرایشی، و عمل به تکلیف خود در جبهه های نبرد علمی می دانست، بدست ایادی استکبار جهانی به سردمداری آمریکا و صهیونیسم بین الملل به آرزوی دیرینه ی خود، فوز عظیم شهادت نایل گردید؛ لکن این دشمنان زبون و یزیدیان زمان بدانند که با شهادت رساندن مصطفی، از حنجر این خانواده ندایی جز «ما رأیت الا جمیلا» و از حلقوم ملت شریف ایران جز فریاد «یا لثارات الحسین» نخواهد شنید.

دشمنان عنود داخلی و خارجی ملت سرافراز ایران اسلامی بدانند که هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمین های اسلامی می پروراند که آرامش را از اردوگاه استکبار و نظام سلطه خواهد ربود. «ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها»

رهبرا ما پای بیعت نامه خویش را با خون فرزندمان امضاء کرده ایم و از شما مسئلت داریم در پیشگاه خداوند متعال و حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) شهادت دهید که ما ذره ای از پیمودن راه اعتلای مکتب اسلام عزیز کوتاه  نخواهیم آمد و در پایان عرضه می داریم: «ربنا تقبل منا هذا القلیل»

خانواده شهید مصطفی احمدی‌روشن
       یک‌شنبه 25 دی‌ماه 1390


 
این است خوی شما. ما شما را می شناسیم.
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

شما از مرگ ما صرفه ندارید !


 
پیام شهید : کار برای رضای خدا و آرزوش شهادت
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:


 
ما از مرگ نمی ترسیم
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:


 
فقط برای ایرانی زبانهای بی بی سی فارسی
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

...

اصلا چیزی لازمه بنویسم ؟

...

...

.

آقای نیما اکبر پور.

آقای مهدی خان اردلان ،

و بقیه بی بی سی نشین ها

کمترین توقعی ندارم ، کمترین توقعی. به جان خودم کمترین توقعی ندارم ، که مولکولی در بدن شما کمی تحرک کند.

اما ،

فقط،

محض اینکه گفته باشم

و قبرتان را تنگ تر کرده باشم ، می گویم

این یوسفها که از بستان ما چیده می شود ، بدست اربابات شما چیده می شود. کدام کرم بی شعوری وجود دارد که نداند امروز رسانه ها در کنترل مراکز امنیتی هستند در سراسر جهان ؟ و کدام آدم کوری است که یادش برود رئیس دستگاه امنیتی کشوری که دارید نانش را می خورید - رسما - و با پولش صبحانه و نهار وشامتان را شکل می دهید، رسما در شورای سردبیران آمد و ضرورت گسترش عملیات جاسوسی و امنیتی در ایران را متذکر شد ؟

شما خبرنگار صادقید ؟

شما با وجدانید ؟

شما منصفید ؟

ای تف ! ای تف ! تف به روح ام آی شش اگر بیندازم ، به صورت بی بی سی می افتد. پس من برای لعنت کردن بی بی سی ، ام آی شش را فحش می دهم . ای بی وجدانهای ام آی شش ، ای ( اسمش فحشه ، فحش نمیخاد ) موساد ، ای سی آی ای بی سواد ضعیف پر قیافه ی توخالی ، و ای بازوان رسانه ای سازمان ترور و وحشت صهیونیستی در سراسر جهان .

با شماها ، که این وبلاگ را خوب ، خوب خوب ، می خوانید. با شما. با شما. با شما هستم.

بدانید ،

بدانید ،

سفت ایستاده ایم .

و به آقایم

جانم

امامم

آقاجان . پشت سر شما نه ، جلوی شما ایستاده ایم و می ایستیم ، انشاء الله ، سفت.

آقا نیما

رفیق ، پول سازمان ترور چطور است ؟ کافی است یا کم است ؟ خرجی را کفاف می دهد ؟ مزه اش چطور است ؟ کمی گس است ؟ اشکال ندارد. مزه ی خون است. با یک لیوان شراب ناب انگلیسی مزه اش از سرت می پرد .

نیما از تو هیچ انتظار نداشتم . خودت می دونی دارم راست میگم..

ولی فعلا کاری به این کارا نداشته باش برو وایستا ور دست مهدی (سیاوش ) ! برو اون کنار دستش وایسا

اصلا می بینید چه خبره تو مملکتتون ؟

هه . مملکتتون ! عجب حرفی می زنم !

اصلا می بینید دارن چیکار می کنن ؟ بابا ، شما ها با این مخ مشنگ پارازیتی فرق می کنید . این بابا اصلا نمی دونه برق دزدی یعنی چی ، میاد برنامه میسازه در موردش. شماها فرق می کنید. مختون تعطیل نیست. ولی چی تون تعطیله ؟ بگم ؟ آره آقاجون وجدان ! نیما وجدانت تعطیله داداشم .

نیما تو مدتهاست اصلا دیگه رنگ شالیزار نیستی... احتمالا افتخار می کنی. نه؟

 

___________________________________________________________________

رشد شتابنده‌ی علمی ایران قائم به هیچ فردی نیست

گزیده بیانات رهبر انقلاب پیرامون ترور دانشمندان ایرانی

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif دست جنایتکاری که این ضایعه [شهادت استاد دانشمند مرحوم آقای دکتر مسعود علی‌محمدی] را آفرید، انگیزه‌ی دشمنان جمهوری اسلامی را که ضربه زدن به حرکت و جهاد علمی کشور است، افشاء و برملا کرد. بیگمان همت دانشمندان و استادان و دانش پژوهان کشور، به رغم دشمن،‌ این انگیزه‌ی خباثت آلود را ناکام خواهد گذاشت.
پیام تسلیت در پی شهادت دکتر علی‌محمدی؛ 1388/10/25


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif شهادت این دانشمندان برجسته در راه آرمانهای بلند و الهی، به کشور، انقلاب اسلامی، ملت ایران و محیط علمی آبرو بخشید و آنان با این شهادت، به بالاترین رتبه از ارزشهای معنوی دست یافتند.
اجر و پاداش الهی برای این جانفشانی ها و خونهای به ناحق ریخته، بزرگترین تسلی است ضمن آنکه قدردانی و ارزش گذاری مردم و رسانه ها، تسلای دیگری برای تحمل این حادثه سخت و سنگین است و این صبر و تحمل شما، موجب جلبِ رحمت الهی می شود.
راه معنوی و علمی آنان را ادامه دهید و چراغ پرفروغی برای ارشاد و راهنمایی جوانان این سرزمین باشید.
بیانات در منزل شهیدان دکتر شهریاری و دکتر علی‌محمدی؛ 1389/11/4

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif عزیزان من! فشارهائى که در طول این سى و سه سال بر ایران اسلامى، بر جمهورى اسلامى وارد شد، شاید بشود گفت علت اصلى همین بود که نگذارند یک الگو در مقابل چشم مردم مسلمان منطقه به وجود بیاید؛ چون بدون الگو، حرکتها دشوار است؛ با وجود الگو، حرکتها آسان است. وقتى یک ملتى الگو شد، یک حرکتى الگو شد، تشویق میکند، استعدادها را به حرکت درمى‌آورد. میخواستند این نشود.
تحریم میکنند، براى اینکه به خیال خودشان کشور را از لحاظ اقتصادى ضعیف کنند، تا دیگران نگاه کنند، بگویند اسلام ملت را از لحاظ اقتصادى به عقب میراند. دانشمند را ترور میکنند تا حرکت علمى را متوقف کنند، تا ملت ایران نتواند حرکت عظیم و پیشرفته‌ى علمىِ خودش را که به برکت اسلام و انقلاب است، روى دست بگیرد و به دنیا نشان بدهد، به امت اسلامى نشان بدهد. تهمت میزنند به اختناق، به ضدیت با حقوق بشر و از این قبیل چیزها متهم میکنند، براى اینکه افکار عمومى دنیا را برگردانند؛ لیکن با وجود همه‌ى این تلاشها، این تبلیغات، این خباثتها، انقلاب درخشید و دارد میدرخشد.
بیانات در دیدار هزاران نفر از مردم آذربایجان شرقى؛ 1389/11/27

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif نکته‌ی مهم و تکان‌دهنده‌ی دیگر، محاسبات شیطانی قدرت‌های مسلّطی است که بهره‌برداری از تروریسم را به مثابه‌ی ابزاری برای رسیدن به هدف‌های نامشروع، وارد چرخه‌ی سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های خود کرده‌اند.
...
نمونه‌ی دیگر، رژیم ایالات متحده‌ی امریکا است که در چند دهه‌ی اخیر، سیاهه‌ی بالابلندی از رفتارهای تروریستی و نیز پشتیبانی مالی و تسلیحاتی از تروریست‌های سازمان‌یافته در کشورهای این منطقه، پدید آورده است. حملات مرگبار هواپیماهای بدون سرنشین به خانوارهای بی‌دفاع در روستاها و مناطق محروم در افغانستان و پاکستان که بارها جشن عروسی آنها را به عزا مبدّل کرده است، جنایات بلک واتر در عراق و کشتار شهروندان و نخبگان عراقی، کمک به گروه‌های بمب‌گذار در ایران و عراق و پاکستان، ترور دانشمندان هسته‌ای در ایران با همکاری موساد، سرنگون کردن هواپیمای مسافری ایران در خلیج فارس و کشتن حدود سیصد کودک و مرد و زن مسافر و ... گوشه‌هایی از این سیاهه‌ی ننگین و فراموش‌نشدنی است.
پیام به همایش بین‌المللی مبارزه جهانی با تروریسم؛ 1390/4/3

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif فرض بفرمائید در کشور ترور اتفاق مى‌افتد؛ شهید على‌محمدى، شهید شهریارى، شهید رضائى‌نژاد را ترور میکنند. خب، این یک کار تروریستى است. یک وقت به این مسئله به چشم یک عمل تروریستىِ ضد امنیتى نگاه میکنیم؛ خب، انسان غصه هم میخورد؛ چند تا دانشمند ما مورد اصابت جنایت دشمن - یک چند تا تروریست - قرار گرفتند. یک وقت نه، با همان چشمِ جبهه‌اى نگاه میکنید: این یک حرکت در مجموعه‌ى حرکتهاى خصمانه‌ى علیه نظام اسلامى است. مثلاً در جبهه‌ى جنگ مرزى با عراق - که هشت سال جنگ داشتیم - یک جا اگر چنانچه توپخانه‌ى دشمن کار کند، معنایش این نیست که دشمن با اینجاى بالخصوص کار دارد؛ این معنایش این است که این یک حرکتى است که دشمن دارد اینجا انجام میدهد، احتمالاً براى اینکه شما حواستان به اینجا منعطف شود، او به یک جاى دیگر حمله کند - به قول خودشان حرکتهاى پشتیبانى، که این در واقع حیله است - یا براى این است که رزمنده‌ى ما را در اینجا تضعیف کند تا مثلاً بتواند یک حمله‌ى سراسرى انجام دهد. وقتى با این چشم نگاه میکنید، معلوم میشود که دشمن به دنبال کوبیدن حرکت علمى در کشور است؛ یعنى یکى از حلقه‌هاى توطئه‌ى دشمن این است. چند تا حلقه‌ى به‌هم‌پیوسته وجود دارد؛ مثلاً حلقه‌هاى تحریم اقتصادى، ترویج ابتذال، ترویج مواد مخدر، کارهاى امنیتى، ایجاد تزلزل در مبانى و مسائل اعتقادى؛ چه اعتقاد به اسلام، چه اعتقاد به انقلاب. اینها حلقه‌هاى گوناگونِ به‌هم‌پیوسته است؛ یکى از این حلقه‌ها هم - که مکمل این زنجیره است - کوبیدن حرکت علمى در کشور، با ترساندن دانشمند ما، با حذف دانشمند ماست. با این چشم به قضیه نگاه کنیم.
بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان؛ 1390/5/15
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif یکى از ارکان و ستونهاى اصلىِ ایستادگى کنونى ملت ایران عبارت است از پیشرفتهاى علمى کشور؛ که به دنبال این پیشرفتهاى علمى، پیشرفتهاى عملى و اجرائى هم در موارد بسیارى بوده. ایستادگى ملت ایران، در دنیا یک حادثه‌ى باشکوه است. ما توى قضیه قرار داریم. آن کسانى که از بیرون نگاه میکنند، عظمت این ایستادگى را بیشتر احساس میکنند.

 شما ملاحظه کنید؛ قدرتهاى اقتصادى اول دنیا، قدرتهاى علمى درجه‌ى یک دنیا، قدرتهاى نظامى و امنیتى ردیف اول دنیا، امروز یک جبهه‌ى وسیعى را در مقابل این ملت تشکیل دادند. اینجور نیست؟ هر کارى هم از دستشان برمى‌آید، دارند میکنند. تهدید امنیتى میکنند، تهدید اجتماعى میکنند، تهدید سیاسى میکنند، دانشمند ما را ترور میکنند، تحریم میکنند، فشارهاى سیاسى فراوان وارد میکنند، دائم تهدید به تحرک نظامى میکنند، در داخل تا هر جا دستشان برسد، فتنه‌انگیزى و آشوب‌آفرینى میکنند؛ اما ملت ایران و جمهورى اسلامى با کمال قدرت و استقامت در مقابل همه‌ى اینها ایستاده؛ آن «بله»اى را که به‌زور میخواهند از او بگیرند، آن «بله» را نمیدهد. آن «بله» عبارت است از تعظیم در مقابل قدرت مسلط جهانى - نظام سلطه - این کار را نمیکند. ما که در مقابل نظام سلطه‌ى جهانى «نه» میگوئیم، این نه، «نه»ى به علم نیست، «نه»ى به تمدن نیست، «نه»ى به پیشرفت نیست، «نه»ى به تجربه‌هاى متراکم بشرى نیست؛ «نه» به سلطه‌طلبى و زیاده‌خواهى و استعباد و به زیر مهمیز کشیدن ملتهاست؛ این «نه» را ما گفتیم، پایش هم ایستادیم؛ «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا». ایستادگى ملت ایران، خیلى ایستادگى باشکوهى است.
...
خب، من قصدم این نیست که مناقب دانشگاه را در جمع دانشگاهى‌ها بگویم؛ من از این میخواهم یک نتیجه‌اى بگیرم. دشمن ما از این مرکز قدرت‌افزائى غافل نیست و غافل نخواهد بود؛ این را همه بدانیم. هر چیزى که مایه‌ى عزت کشور و عزت ملت و ایستادگى ملت و استقامت ملت است، بدون شک آماجى از آماجهاى دشمن است. احساس دینى، احساس انقلابى، استقلال‌طلبى و هرچه که در این زمینه هست - از جمله با این بیانى که عرض شد، دانشگاه - آماج دشمن است. در دانشگاه چه کار میخواهند بکنند؟ دشمن على‌القاعده دو تا کار را براى دانشگاه ما برنامه‌ریزى میکند: یکى علم‌زدائى، یکى دین‌زدائى؛ از دانشگاه علم‌زدائى بشود، از دانشگاه دین‌زدائى بشود. علم‌زدائى از دانشگاه چگونه است؟ یکى از کارهاى کوچکش همین ترور دانشمندان است؛ که آخرى‌اش همین دو سه تا دانشمند عزیز هسته‌اى ما بودند که در این یک سال اخیر از دست ما گرفته شدند. برنامه، وسیع‌تر از اینهاست؛ این یکى از آسانترینهایش است. پیچیده‌تر از این، این است که دانشگاه ما را، استاد ما را و دانشجوى ما را به کار غیر علمى سرگرم کنند؛ نگذارند این شکوفائى علمى که آرزوى ماست، تحقق پیدا کند.
بیانات در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها؛ 1390/6/2

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif اگر دانشمندِ علاقه‌مند به سرنوشت کشور، آماده‌ى فداکارى در این راه - فداکارى به حسب خودش - در یک کشورى وجود داشت، آن کشور رشد میکند. چیزى که میتواند این نیرو را به وجود بیاورد، این پیشرفت را به وجود بیاورد، بهتر از همه چیز، ایمان است. اگر این ایمان بود، کشور پیشرفت میکند. پیشرفتهاى علمى‌اى که امروز در کشورمان وجود دارد - که البته حتماً به آنها قانع نیستیم - ارزش و قیمت ذاتى‌اش از پیشرفتهاى متعارف علمى در دنیا بمراتب بیشتر است. چرا؟ چون ما از تبادل علمى، از استفاده‌ى علمى، از کمک علمى دیگران محروم بودیم. ما زیر فشار بودیم، درها به روى ما بسته بود؛ در عین حال شخصیتهاى برجسته‌اى پیدا شدند، «شهید شهریارى»اى پیدا شد - که البته ده‌ها نفر مثل او در بین ما بودند و الحمدللَّه هستند - ده‌ها و صدها نفر در رشته‌هاى مختلف پیدا شدند که اینها کارهاى برجسته‌اى کردند؛ هیچ استفاده‌اى هم از دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌هاى غرب و از اساتید غربى نکردند. البته از دستاوردهاى غرب حتماً استفاده کردند؛ باید هم بکنیم.
بیانات در دیدار جمعى از نخبگان و برگزیدگان علمى؛ 1390/7/13

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif این ترور بزدلانه که عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند کرد به جنایت کثیف و پلید خود اعتراف کنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبکه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است. آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شکست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشک‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید، و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم کرد.
پیام تسلیت در پی شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان شهید احمدی روشن؛ 1390/10/22
 
___________________________________________________________________

_______________________________________________

پیام تسلیت در پی شهادت نخبه‌ی جوان شهید احمدی روشن

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی ضمن تسلیت شهادت دانشمند جوان، شهید احمدی‌روشن در حادثه تروریستی در تهران، این ترور بزدلانه را نشانه‌ی به بن‌بست رسیدنِ استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی دانستند.
متن پیام به این شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریک غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم.
این ترور بزدلانه که عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند کرد به جنایت کثیف و پلید خود اعتراف کنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبکه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است.
آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شکست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشک‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید، و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم کرد.
اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی کشور و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریک و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سکینه‌ی الهی و برای شهید عزیزمان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میکنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی‌نژاد را گرامی میدارم.
سیدعلی خامنه‌ای
22/دیماه/1390

 
عزیزم ! با سیم برق فشار قوی ورر نرو !
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

حالا ، ما اومدیم با یه ادبیات منطقی نقادانه ای ، نقدی بر مندرجات وبلاگ آقای دخانچی زدیم . به آقای درشت خان ! هم یه گیری بدون اسم دادیم و خوب هم کردیم ! ، حالا دوستی اومده و شروع کرده از اینها دفاع کردن ، به روشی ، که من مطمئن نیستم خود اونها موافق باشن !

عزیزم .

من اگه میخواستم که وارد بحث آقای درشت خان و رفقاش ! بشم که ، خب خودم بلد بودم، می شدم . آدمها بودن اومدن سراغ من ، که ای آقا ، چه نشسته ای ، ما داریم فردا صبح می ریم پیش بازجوی فلانی ، اگه حرفی داری بگو بهشون بگیم !

گفتم تو وبلاگ من مطلب در مورد ایشون زیاده . اگر لازم دارند بگن تایپ کنم دسته بندی شده بدم بهشون . گفت باشه بهت میگم. رفتند و دیگه نیومدند که نیومدند و بعدا بعضیا گفتن خود این آقاهه الان فراریه ! راست و دروغش پا خودشون !

وارد بحث با من سر آقای درشت خان بشید ، من حرف می زنما ! بعدن نگید چرا گفت. به من چیکار دارید ؟ آدم با سیم فشار قوی بازی کنه باید پای برق گرفتگیشم بشینه . می رم خط به خط از وبلاگش نوشته هاشو میارما ! می رم از تو اینترنت هرچی هست میارما. بی خیال ما بشید با من کاری نداشته باشید ! 

من از روز اولش به همه گفتم و نوشتم که امیدوارم نظام از تو این پرونده شیش هیچ بیرون بیاد که اومد. حالا شماها حالتون گرفته است ؟ بمن چه برید با آدمش کل بندازید. با من کل بندازید هزار بار ثابت نکردم رودربایستی مودربایستی ندارم ؟ خب اگه تنتون میخاره حرف حساب دلتون میخاد خب بسم الله . شماها که هی میاین واسه من کامنت میگذاری که تو تو وبلاگت درشت خان رو بدبخت کردی و فلان ، خب ، اگه بازم دلتون میخاد من دوباره دست به وبلاگ بشم باز با من ور برید ! آقا برق داره می فهمی ؟

تحمل دارید بسم الله .

حالا از من نصیحت.

میخاید یه کمش رو از همین الان شروع کنم ببینین با مزه اش حال می کنین یا نه ؟

د آخه من که می دونم ذررره ای دلتون نمیخاد که . چیه خل شدین ؟ میخای فقط همین چیزایی رو که کامنت نوشتی ، و جوابت نوشتم ، بیارم رو صفحه اول ؟ دلت اینو میخاد؟


 
اندر حکایت زیرآب کردن سر دریا در حوض
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

چند وقتی است برخی مطالب وبلاگ آقای محمد حسین ( میلاد ) دخانچی ، جوان ایرانی و عنصر فعال رسانه ای را می خوانم .

راستش ، با خواندن وبلاگ او ، حسی بمن دست می دهد که حقیقتا وصف ناپذیر است.

در این وبلاگ ، در موضوعات مختلف اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی مطالبی درج شده است که قرار است منعکس کننده ی دغدغه ی نسل انقلابی و بصیر جدید کشور باشد. آنها که هم از فتنه متنفرند و هم انحراف را می شناسند.

اما در این وبلاگ ، بجای آنکه خود را بیابم و آن را آئینه ای از احساس و تفکرم ببینم ، احساس می کنم که باید ماسک اکسیژن بزنم و لباس غواصی بپوشم . نوعی احساس خفگی در آب ، انگار که قرار است انقلاب اسلامی ، در حوضی که بظاهر از خودش ساخته شده ، محاکمه و مدفون و غرق شود. سر دریا را ، انگار که در استخر ، زیر آب می کنند.

در مطالب مختلف این وبلاگ که در موضوعات مختلف نگاشته شده و بدتر از وبلاگ خودم، از هر دری سخنی دارد - شانس آوردیم دیگر مثل من به میدان آی تی و فناوری سرک نمی کشد - رویکرد بیرونی ، رویکردی که با نیم مرتبه ی اول مطالعه کشف می شود ، رویکرد دفاع از انقلاب و ارزشها و چهارچوب و اصول و اس و اساس آن است. اما یک مطالعه ی کامل و مطالعه های تکراری موجب می شود انسان متوجه شود در هر پست این وبلاگ گوشه ای از مفاهیم انقلاب اسلامی کبود می شود !

وقتی قرار است کارگردانی که عرفان و اخلاقیات را مقابل دینداری ترسیم می کند به چالش کشیده شود ، امور حسبیه ی اسلام انکار می شود و گشت ارشاد ، دیسیپلینیزه کردن جامعه.

وقتی قرار است در مورد اسلامی کردن دانشگاهها صحبت شود ، بحث بشدت تقلیل داده می شود به اصلاح ظاهری و اصلاح محتوایی و مبنایی و استراتژیک و اسلامی سازی عمقی انکار می شود و ادعا می شود "با کشیدن دیوارهای آهنی دانشگاه اسلامی نمی شود " و توجه نمی شود که آنچه در اسلامی شدن دانشگاهها مد نظر است خارج کردن علوم سیاسی از دست بشیریه ها و سید حسین نصرهاست. نه اصلاح ظاهری ، که آن هم به تبع اصلاح و اسلامی سازی محتوایی رخ می دهد و البته که رعایت حریمهای شرعی و اخلاقی در جای خود ، اعتبار و ضرورت عقلی و منطقی دارد و ربطی هم به دانشگاه و غیره ندارد.

وقتی قرار است در یک دعوای محتوایی بین دو عنصر سینمایی حرفی زده شود ، نظریه ی ولایت تکنیک شهید آوینی به حدی بیش از تئوری خودش بسط داده می شود که به کافر بودن کل سینما کشیده می شود و این وسط ، مهاجر و صخره ی سبز و سجاده ی آتش و هراس و دیده بان و حضرت مسیح (ع) و حضرت یوسف و مردان آنجلس ، یکسره پوچ ، چرا که بازی در میدان سینمای کافرند و با این استدلال !! ، هرکس از دل سینما فریاد وا اسلامای آلودگی مکانیزمها و مهره ها را سر دهد ، محکوم به حکم کافر بودن !

وقتی قرار است از شیعه و انقلاب اسلامی دفاع شود ، سازوکارهای سنت زده ، تنها ابزار شیعه معرفی می شود و فراموش می شود که همین شیعه ها بودند که در فضای اینترنت خواب را بر شب زد ها حرام کردند و شیعه در نبرد سخت محصور می شود ، در حالیکه شیعه ، احیای گفتمان نرم نبوی و حیات یافته از فرهنگ نرم حسینی است.

بدم می آید.

چه باید کرد ؟

کمی صبر ، آیا چاره است ؟ 

می ترسم ، سرانجام محتوای این وبلاگ ، به ترویج اسلام با شراب و علیا مخدرات بیانجامد . جالب آنکه در این وبلاگ ، دفاع از کسی را دیدم که در مبانی تئوریک ، تعارضات آشکار خاصی با نویسنده ی وبلاگ دارد. او ، ولایت تکنیک را نمی شناسد و مدعیست با چند زن لخت و عور و چند بطری شراب ناقابل هم می شود و باید که اسلام !!! و انقلاب اسلامی !! را صادر کرد.

ای خدای بزرگ.

چه داستانی است. این میان . این پیشرفت عقل بشری است که سئوالها و پیچ و خمهای مقابل او را ظریفتر کرده است ؟

زندگی در سیاره ی رنج مستلزم صبر بر سختی هاست...


 
باطبی مگر جوابی هم دارد که بدهد؟
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

این ، باصطلاح جواب آقای احمدباطبی به آخرین مطلب است :

×××

اقای اباذر گرامی

درورد

لینک مطلب شما در انتهای مطلب من ، و بالای ویدئو های منتشر شده ، با نام خودتان در دسترس است  . در کامنت کوتاههم نوشته بودم 

" بنده مشکلی با پاسخ گویی مشکلی ندرام ، اما برای ایجاید فضای گفتمان و نقد منصفانه ، استفاده از این روش به هیچ عنوان مناسب نیست .

 

استفاده از عناوین ناشایست ، اتهامات بی اساس و حمله شخصی ماهیت نقد را عوض میکند .

از این رو اگر مایل هستید در یافت پاسخ هستید ، خواهش میکنم این قرار بین من و خودتان را پذیرفته و رعایت ادب و احترام متقابل را در دستور کار قرار دهید .

اگر با این شیوه موافق هستید ، یک کامت در وبسایت من بفرستید ، بنده در اسرع وقت اقدام به نوشتن پاسخ به شما خواهم کرد 

اما در مطلب جدید شما نه تنها نشانه ای از  پذیرش قرار احترام متقابل از سوی  شما  ندیدم ، بلکه حضرت عالی در یاداشت تازه خودتان هم از همان روش قبلی یعنی حمله شخصی با استفاده از شیو ه های غیر منصفانه و حتی غیر اخلاقی استفاده کردید .

بکار گیری اطلاعات ناقص و یا اساساً اشتباه ، استناد شما به منابع نامعتبر و انتساب مطالب خلاف واقع و ...    برای یک گفتمان منطقی مناسب نیست .

شما حتی در مورد ابتدایی ترین مسائل مربوط به من که به نوعی جزء اطلاعات عمومی محسوب میشود بی اطلاع هستید . در صورتی که اگر دست کم یک ساعت از وقت عزیزتان را صرف مطالعه همین وبسایت بنده میکردید ، اطلاعات به روز تری را در مورد گذشته ، اکنون ، شعل و ... من به دست می آوردید .

نمیدانم مخالفت شما با شخص من است ، یا دیدگاه های من در باره نظام ولایی ؟

اگر عامل عصبانیت و هدف حمله های شما شخص من است ، به حضور گرامیتان عارضم که بنده تمایلی به جدال در این مورد ندارم . شما کما فی السابق هرچه دوست دارید در مورد من بنویسید و منتشر کنید . من هم همین کار را خواهم کرد و قضاوت را به مردم خواهیم سپرد .

اما اگر مخالفت شما با دیدگاه های من در خصوص حکومت ولایی ایران است ، بنده مشروط به پذیرش قوائد ابتدایی یک گفتمان سالم و سلامت ، با کمال میل حاضر به گفتگو با شما هستم .

اما متاسفانه روشی را که شما در بیان دیدگاه هایتان بکار میگیرید ، برخلاف تصورتان " گفتگوی منطقی "  و یا " بحث  " نیست . این شیوه مغلطه نام دارد .

بنده با کمال احترام برای شما اما تمایلی به گفتگو به این شیوه ندارم .

امیدوارم خداوند مهربان  هر کدام از ما که مسیر اشتباه را در پیش گرفتیم ، به راه خودش هدایت کند .

در پناه حضرت حق

این هم پاسخ جدید من به این مطالب :

***

بسم الله . آقای احمدباطبی :

1-  شما ، همانگونه که پیش بینی کردم ،شما هم از فریم تصور عمومی بنده از سایر عناصر کراواتی ضد انقلاب بیرون نخواهید ایستاد و همانگونه که عرض شد ، از گفتگو ، فراری. دیگر عادت کرده ایم و این برای ما چیز شگفتی سازی نیست. می توانید همانگونه که پیش بینی کردم ، از دور و گود بیرون بمانید. چه زیبا فرمود خداوند متعال در کتاب آسمانی اش قران کریم که کل یعمل علی شاکلته ، هرکس بر اساس شاکله وجودی اش عمل می کند و بیش از آن نباید انتظاری از کسی داشت.این یک رفتار تکراری و کسل کننده و بی ارزش برای مخاطب است که دائما الاتصال ، دوستان شما به بهانه های اینگونه متشبث شده ، از مناظره ها فراری اند. توصیه می کنم ، چاره ای اندیشیده ، درد را درمانی بیابید. هرچند سرطان درمان ندارد.

2-  دائم الاتصال از بی ادبی حرف می زنید و مدعی می شوید بی ادبی مخالف منطق و گفتگوست. می شود بگویید شما و دوستان ریال بیست و چهار ساعته ، در رسانه های جبهه ی معارض ، چه چیزی از ادب و نزاکت در مقابل جمهوری اسلامی ایران بکار بسته اید که مطالبه ی برابر آن را دارید ؟ همین مطلب شما در مورد شبکه ی خبر حاوی چه تعداد عناوین توهین آمیز ، ادعاهای کذب و ادبیات سخیف بود ؟ اصولا شما بقولی "ما ایرانی ها " خالی به خالو باقی گذارده اید؟

3-  در ادبیات بکار رفته توسط اینجانب ، تنها چیزی که نیست فحاشی است. آنچه که من گفتم ، قطعا در کام شما زهرآگین و دردناک مزه می کند. اما این ، جان مایه و حقیقت است که تلخ مزه کرده . درمان این درد را جای دیگر بیابید که آینه را شکستن خطاست.

4-  فردی که از سال 78 تاکنون با یک دروغ تاریخی در فضای سیاسی کشور وارد شده و امروز ، عضو سازمان منافقین ، همکار و مرتبط حزب کومله و همکار رسانه ی رسمی حکومت آمریکاست شایستگی گفتگو و مباحثه در مورد اصل حکومت جمهوری اسلامی ایران را اصالتا ندارد و فعلا باید جوابگوی اعمال خود در پیشگاه قضاوت عمومی در میدان رسانه ی دیجیتال باشد ، اما چون در واکاوی حقیقت و دریدن پرده های نفاق و شرک و دروغ ، محدودیت شانیت نداریم ، وارد شدن به این بحث هم بسیار مطلوب است و از آن هم استقبال می شود. اما جای یک پرسش باقیست : در آن گفتگو هم می خواهید مانند این گفتگو به هرچه سئوال است ، جواب ندهید ؟!

5-  قطعا آنچه که بین بنده و شما می گذرد ، دقیق در منظر و مراء و قضاوت عمومی است. اما ، شما و دوستانتان کوچکترین نسبتی حقیقی با نظر و رای مردم ندارید و تمام تلاشتان را بر جهت دهی مغرضانه و آلوده به نظر و رای مردم متمرکز می کنید ، اما اگر نتوانید مردم را به سمت و سوی مطلوب خود بکشید ، آنها را با الفاظ صریح ، مورد فحاشی قرار می دهید . شما و دوستان در صحنه های انتخاباتی ثابت کردید که بقول خودتان ، معتقد به آرای نخبگان !! هستید و برای رای مردم ، فقط ارزشی برابر با سوخت زیر اجاق سیاستهای خود قائلید. فتنه ی 88 هنوز در یادها هست و با تو دهنی 9 دی نیز همچنان از دهان استکبار خون و چرک می چکد. چه کسانی پس از انتخابات اسفند 79 به مردم تهران بخاطر رای ندادن به دوستانشان فحش دادند ؟ چه کسانی کسی را که موفق ب کسب رای مردم شده بود پوپولیست نامیدند ؟ بدنیست استانداردهای خود را فاش کرده ، دم از سیاستها و رفتارهای دوگانه بردارید. شما که کارمند رسمی و کارت شناسایی دار حکومت ایالات متحده شرارت آمریکایی هستید را چه به دم زدن از نظر و رای و قضاوت مردم جهان و ایران ؟!

6-  شما از کلمه ی مهم و ویژه ای بنام "مغلطه" نام بردید که جایگاه ویژه ای در ادبیات فلسفی و منطقی خاصه اسلامی و ایرانی دارد. بدنیست فورا با اتکاء به یک منبع متعبر فلسفی و منطقی ، معنای آن را نیز بیان کنید تا مشخص شود ، کلمه ی مذکور را من باب خالی نبودن عریضه مورد استفاده قرار داده اید یا واقعا در کاربرد صحیح بهره برداری کرده اید ؟ اگر باب مغالطه گیری باز شود که دیگر چیزی از هیکل رسانه های استکباری باقی نمی ماند. پرونده ی هسته ای ایران ، کلا یک مغالطه ی بزرگ خجالت آور است. بیایید اصلا کل بحث را رها کرده ، به میدان مغالطه گیری از یکدیگر وارد شویم . آماده اید ؟ بسم الله. تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.

7-  چگونه، شما داشتن موضع صریح ، شفاف و بی رو دربایستی در قبال  جریانی ، فکری و سیاستی را به عصبانیت تفسیر کردید؟ جز نیت خوانی و کف بینی به چه متوسل شدید که چنین گفتید ؟ بنده که فقط مطالب شما را در جمع دوستانی که اینجا در کنارم حاضرند می خوانم و بعد پاسخ خود را نوشته و آن را هم می خوانم و همگی خندانیم . شما این چهره ی عصبانی و خشمگین و اعصاب خورد را از کجا آوردید ؟ نکند همه را به کیش خود پنداشتید ؟ گفتگو با شما ، چون مایه ی افشاگری و روشنگریست ، خاصه آنکه از سوی اینجانب آغاز شده ، مفرح و مسرت بخش نیز هست. بامزه ترین جاهایش ، دست زدن شما به بازیهایی است که در ادامه آن را افشا خواهم کرد. حالا مشخص می شود چه کسی عصبانی و چه کسی سرحال و مثبت است .

8-  بحث تمرکز روی اشخاص را قبلا گفتم و شما اصولا حال و حوصله ی جواب ندارید. چه کنیم . قبلا گفتم که ما پدرکشتگی مگر داریم که روی "شخص" هم متمرکز شویم ؟ مگر جای مرا در VOA تنگ کرده اید یا مگر پست مرا در سازمان منافقین اشغال می کنید یا مگر از جیب من در کومله خرج کرده اید که از شما کینه ای شخصی داشته باشم؟ من هم که حقوق شمارا در وزارت دفاع ج.ا.ا نخورده ام که. یا اینکه در دانشگاه جای شما را نگرفتم . یا پروژه های دفاعی شما را حذف نکردم که . پس شما هم کینه ی شخصی از من قاعدتا بدل ندارید. ( دارید؟! ) گفتم که آنچه میان من و شما افتراق و تقاوت و تمایز ایجاد می کند اعمال و افکارمان است و بقول " ما مسلمانها" اکرمکم اتقیـکم " . آیا بازهم بر شیپور بدصدای خصومت شخصی خواهید دمید؟!

9-  از لابلای آنچه که در جوابهای شماست ، کلمه ای "پـاسخ با محتوا" بیرون نمی آید. شما به کلی گوییهای دیپلماتیک رسانه ای اکتفا کرده اید و اگر واقعا اینگونه میخواهید با دیگران گفتگو کنید ، شما را چه به ورود به میدان تبادل اندیشه و وبلاگ نویسی و طرح مباحث مباحثه برانگیز؟ بهتراست همانجا پشت رایانه تان در VOA مانده ، برای رژیم سفاک ، نجس و پلید و نامشروع صهیونیستی خوراک رسانه ای تهیه کنید.

10-                   احمدخان . من اگر خوب دیده باشید ، هرگز به وبلاگ شما کوچکترین لینکی نداده و نمی دهم. شما هم اگر کوچکترین علاقه ای به انتشار عین کامنتهای خود دارید ، در لینک نظر ، آدرس وبسایت خود را نگذارید. این هم لینک دادن است . من ، نظر شما را بشکل اسنپ شات منتشر می کنم ، اما به شما لینک نخواهم داد. آدرس وبلاگ شما را هر بچه ی تازه وارد به دنیای سیاست باید بلد باشد. من در سرزمین دیجیتالی خود ، شما و حکومت آمریکا را تحریم می کنم.

11-                   همانگونه که قول داده بودم ، میخواهم گوشه از بازیهای بامزه ی شما را افشا کنم. این افشا گری چندین فایده دارد : اول اینکه گوشه ای از شیرین کاریهای فرحبخش شما را نشان می دهد دوم اینکه نشان می دهد آنچه که از شما در مورد ادامه خدمت و همکاری با VOA درج شد کاملا صحت دارد و شما 1 : نمی توانید به آن جواب بدهید ، اگر داشتید می دادید و 2 : می خواهید رد را گم کنید و آب رفته را به جوی برگردانید. اما متاسفم . امکان ندارد. شرح ماجرای شیرین کاری خود را بخوانید :  

 

ماجرا از این قرار است که ادعا شده بود شما از VOA اخراج شده اید. اما شما آمدید و برای بنده با خدمات VOA کامنت گذاردید. بعد از افشاگری ، بجای آنکه توضیحی بدهید – که اگر داشتید و از روسا اجازه داشتید، حتما می دادید – آمدید و تلاش کردید ردپای فنی خود را مخفی کنید. اما کاش هنگام این کار از بچه های فنی IBB کمترین مشاوره ای را می گرفتید. چون استفاده از یک آی پی VPNکانادایی که اختصاصا برای مخفی کردن IP کاربرد دارد،  شمارا رسوا تر می کند که حفظ نمی کند.

شرح آی پی جدیدتان که فقط یک وی پی ان ( متعلق به سایت هاید آی پی HideIPVPN.com) است نه آی پی واقعی لوکیشین شما ، به این شرح است :

IP Information for 66.154.96.218

IP Location: Canada Canada Vancouver Assertivenet
ASN: AS29761
Resolve Host: 66-154-96-218.netluxe.com
IP Address: 66.154.96.218

NetRange:       66.154.96.0 - 66.154.127.255
CIDR:           66.154.96.0/19
OriginAS:       AS30092
NetName:        ASSERTIVENETWORKS
NetHandle:      NET-66-154-96-0-1
Parent:         NET-66-0-0-0-0
NetType:        Direct Allocation
RegDate:        2003-10-01
Updated:        2007-04-16
Ref:            http://whois.arin.net/rest/net/NET-66-154-96-0-1

OrgName:        ASSERTIVENET
OrgId:          ASSER
Address:        555 West Hastings St.
Address:        Box 12066
City:           Vancouver
StateProv:      BC
PostalCode:     V6B-4N5
Country:        CA
RegDate:        2003-05-28
Updated:        2010-03-30
Comment:        Reassignment information for this network is available
Comment:        at rwhois.assertive.ca 4321
Ref:            http://whois.arin.net/rest/org/ASSER

ReferralServer: rwhois://rwhois.assertive.ca:4321/

OrgTechHandle: NETWO265-ARIN
OrgTechName:   Network Operation
OrgTechPhone:  +1-604-687-4677 
OrgTechEmail:  
OrgTechRef:    http://whois.arin.net/rest/poc/NETWO265-ARIN

OrgAbuseHandle: ABUSE308-ARIN
OrgAbuseName:   Abuse Department
OrgAbusePhone:  +1-604-687-4677 
OrgAbuseEmail:  
OrgAbuseRef:    http://whois.arin.net/rest/poc/ABUSE308-ARIN

OrgNOCHandle: NETWO265-ARIN
OrgNOCName:   Network Operation
OrgNOCPhone:  +1-604-687-4677 
OrgNOCEmail:  
OrgNOCRef:    http://whois.arin.net/rest/poc/NETWO265-ARIN

RAbuseHandle: ABUSE308-ARIN
RAbuseName:   Abuse Department
RAbusePhone:  +1-604-687-4677 
RAbuseEmail:  
RAbuseRef:    http://whois.arin.net/rest/poc/ABUSE308-ARIN

RNOCHandle: NETWO265-ARIN
RNOCName:   Network Operation
RNOCPhone:  +1-604-687-4677 
RNOCEmail:  
RNOCRef:    http://whois.arin.net/rest/poc/NETWO265-ARIN

RTechHandle: NETWO265-ARIN
RTechName:   Network Operation
RTechPhone:  +1-604-687-4677 
RTechEmail:  
RTechRef:    http://whois.arin.net/rest/poc/NETWO265-ARIN

== Additional Information From rwhois://rwhois.assertive.ca:4321/ ==

autharea=66.154.96.0/20
xautharea=66.154.96.0/20
network:Class-Name:network
network:Auth-Area:66.154.96.0/20
network:ID:NET-24288.66.154.96.216/29
network:Network-Name:Public Network IP Range
network:IP-Network:66.154.96.216/29
network:IP-Network-Block:66.154.96.216 - 66.154.96.223
network:Org-Name:HideIpVPN
network:Street-Address:530 West 6th St
network:City:Los Angeles
network:State:CA
network:Postal-Code:90014
network:Country-Code:US
network:Tech-Contact:MAINT-24288.66.154.96.216/29
network:Created:20101005020145000
network:Updated:20101005021412000
network:Updated-By:
contact:POC-Name:Adrian Crismaru
contact:POC-Email:
contact:POC-Phone:+37379726727
contact:Tech-Name:Adrian Crismaru
contact:Tech-Email:
contact:Tech-Phone:+37379726727
contact:Abuse-Name:Adrian Crismaru
contact:Abuse-Email:
contact:Abuse-Phone:+37379726727
 
آقای احمد باطبی.
اینگونه ، چه کسی برای شما ، که بجای اعتراف به حقیقت ، سعی در مخفی کردن آن می کنید ، کمترین اعتباری قائل می شود که بتوانید چیزی را "بی اساس" معرفی کنید؟ آدمهای معتبرهم برای حرفشان باید دست به استدلال شوند. نه شما که چنین روحیه و روشی دارید که اعتباری برای شما و همفکرانتان بجا نگذاشته .
 
این آن چیزی است که زشت ، بی اعتبار و رسوا کننده است. دروغ و فریبکاری و تلاش برای حفظ ظاهر "باکراوات" .

 
افتتاحیه جشنواره دوم فیلم عمار
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
«فرصت تمام شد و ما ناچاریم بحث رابه همین صورت ناتمام رها کنیم و بگذریم، با این تذکر که آینده انقلاب اسلامی در همه وجوه توسط کسانی محقق می‌شود که اسلام را بشناسند و مهم‌تر از شناختن، با جان و دل بدان پیوسته باشند. پس اجازه دهید که امید ما برای آینده سینمای ایران جز به هنرمندان مؤمن خط‌شکن نباشد که نباشد. امام بت‌شکن بود و بسیجی‌ها به تبعیت از ایشان، خط شکن؛ و سینمای متعهد ما نیز باید خاکریزهای تثبیت شده سینمای غرب را بشکند و راهی تازه باز کند. راه ما از آنجا که غربی‌ها رفته‌اند و می‌روند نمی‌گذرد و باید متوقع بود که اگر افق‌هایمان با یکدیگر متفاوت است، راه‌هایمان نیز متفاوت باشد؛ روش‌هایمان نیز.» (شهید آوینی، آئینه جادو(

دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با هدف ایجاد پایگاهی برای سینمای پیشرو انقلاب اسلامی و شناسایی و حمایت از فیلمسازان متعهد ، دوّمین جشنواره مردمی فیلم عمّار را برگزار می کند.

دیروز افتتاحیه دومین جشنواره فیلم عمار در سینما فلسطین بود. فیلم مهارنشده در این روز اکران شد و بشخصه از آن لذت بردم . هرچند در جلسه ی پرسش و پاسخ انتقادات و نکات خودم را هم مطرح کردم .

اخبار جشنواره را از اینجا دنبال کنید : http://ammarfilm.ir

این هم تصاویری از افتتاحیه جشنواره:

تعدادی از مادران شهدا در صندلی های اول حضور داشتند.

استاد نادر طالب زاده

آقای قرائی از مسئولان جشنواره

جلسه ی پرسش و پاسخ با حضور دو تن از عوامل فیلم مهارنشده


 
پاسخ احمدباطبی به مطلب وبلاگ پاسداران
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

احمد باطبی در کامنتهای وبلاگ خودش و در کامنت های وبلاگ پاسداران به نقد صریح چندین قسمتی وارد شده به آنچه که "در مزمت و دروغگو و فریبکار معرفی کردن شبکه خبر و نظام جمهوری اسلامی ایران "نوشته بود واکنش و پاسخ داده است.

همانگونه که مشاهده می شود ، نظر وی و پاسخ داده شده به وی ذیل مطلب قبلی کاملا قابل مشاهده است. اما اینجانب بر خلاف وی کل گفتگوی کامنتی را به صفحه اول وبلاگ منتقل می کنم تا واقعا یک مناظره ی واقعی شکل بگیرد.

در ادامه پاسخ آقای احمدباطبی و پاسخ وبلاگ پاسداران در جواب وی را درج می کنم :

***

اقای اباذر گرامی
درورد
همانطور که میبینید هم مطلب و هم کامنت شما بدون کاستی دروبسایت من درج شد .
ممنون از بابت توجه و وقتی که برای نقد یاداشت من صرف کردید .
در مطلبتان فرمودید منتظر پاسخ من هستید .
خوشحالم که در بین جماعتی که از خود با عنوان " ارزشی " یاد میکنند ، کسی پیدا شد که برای تبادل نظر بجای استفاده از ابزار تفنگ و چماغ ، از قلم و یاداشت استفاده میکند .
صرف نظر از موارد طرح شده در مطلبتان ، حضرت عالی با کلامی زهر آلود نظرات شخصی تان را که برخی از آنها اساساً اشتباه است ، برای حمله شخصی به من استفاده کردید .
بنده مشکلی با پاسخ گویی مشکلی ندرام ، اما برای ایجاید فضای گفتمان و نقد منصفانه ، استفاده از این روش به هیچ عنوان مناسب نیست .
استفاده از عناوین ناشایست ، اتهامات بی اساس و حمله شخصی ماهیت نقد را عوض میکند .
از این رو اگر مایل هستید در یافت پاسخ هستید ، خواهش میکنم این قرار بین من و خودتان را پذیرفته و رعایت ادب و احترام متقابل را در دستور کار قرار دهید .
اگر با این شیوه موافق هستید ، یک کامت در وبسایت من بفرستید ، بنده در اسرع وقت اقدام به نوشتن پاسخ به شما خواهم کرد .
پیروز با
نویسنده: احمد باطبی
پاسخ:

بسم الله . آقای احمد باطبی.
1- در وبلاگ شما صرفا کامنت بنده قابل مشاهده است. روش مشاهده ی انتشار مطلب اینجانب در وبلاگتان را مشخص فرمایید. موفق به مشاهده ی آن نبودم .
نویسنده: ابوذر - ۸/۱٠/۱۳٩٠ - ۱۱:۵۶ ‎ق.ظ

2- ابزار تفنگ و چماق ، اتفاقا از سوی جبهه کفر علیه ملتهای مسلمان و مظلوم جهان بکارگیری شده است واعتراض جهان استکبار به ملتهای مظلوم، چرایی "دفاع " است. نه حمله. دنیای استکبار تولید کننده، مصرف کننده و صادر کننده ی بهترین تفنگها و چماقها در جهان است و بسیاری از بهترین "چماق" های خود را صادر هم نمی کند و آن را فقط برای "مصرف داخلی" نگهداری می نماید. دست به چماق و تفنگ بردن ، در دفاع ، مشروع وکاملا بحق ، و در حمله ، کاملا نامشروع است. جهان استکبار توضیح دهد که چرا دائم در حال دست به چماق و تفنگ شدن برای "حمله ی پیش دستانه " به سراسر نقاط جهان است و چرا امثال شما در رسانه های استکباری توجیه کننده ی اقدامات او هستید ؟

3- عکس جنابعالی در حالیکه لباس چریکی پوشیده و در اردوگاههای گروهکهای محارب مسلح تروریستی مانند سازمان منافقین خلق ( مجاهدین ّ! ) سلاح کلاشینکف به دست گرفته اید همه جا منتشر شده است . ارتباط شما با گروهکهای تروریستی مانند کومله و رابطه ی شما با سازمان تروریستی منافقین که هنوز در خاک آمریکا نیز بعنوان سازمان ترور شناخته شده و اخیرا با فشار عناصر سازمان منافقین در اتحادیه اروپا "اخیرا" از این فهرست خارج شده ، علنی است. شما دم از کدامین مخالفت با تفنگ و چماق و ترور و خشونت می زنید ؟!
نویسنده: ابوذر - ۸/۱٠/۱۳٩٠ - ۱۱:۵٩ ‎ق.ظ

4- بدون تردید ، کلام زهر آلود را پاسخ ، زهر است . کمی انچه که نوشتید مزمزه کنید.  البته اگر منظور از زهر ، صداقت باشد که قبول دارم کلام حقیقی ، تلخ و زهرآگین است. شما نیز صداقت بخرج داده ، سعی داشته باشید حرف حسابی بزبان برانید. آنگاه یا از اشتباه خود عذرخواهم خواست و یا بر موضع خود پافشاری کرده منطقا جواب شما را "زهرآلود" خواهم داد.
نویسنده: ابوذر - ۸/۱٠/۱۳٩٠ - ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ

5- این که شما اعتراف می کنید کلام و قلم می تواند زهرآگین باشد ، می تواند غرض ورزانه باشد ، می تواند حاوی دروغ وافترا باشد ، می تواند توهین آمیز و رنج آور باشد ، اعتراف بزرگی است. اینکه شما از عناوین "ناشایست" ادعایی ، رنجیده اید و از آن شکایت کرده اید ، اعتراف سنگینی است. اینکه کسی می تواند با ابزار قلم ، کسی را مورد حمله ی شخصی قرار دهد ، اعتراف شگرفی است. پس آیا ما باید اینجا از شما بپذیریم که امروز اعتراف می کنید ، قلم می تواند بی مسئولیت حرکت کند ؟ پس آنچه که در مورد تقدس قلم می گفتید و آنچه که در رابطه با مصونیت معصومانه و آسمانی نویسندگان و "اصحاب قلم" می گفتید بی معنا بوده و فقط دارای مصرف مصداقی است. یعنی فقط آنجایی که مخاطب امثال من باشند. اما اگر مخاطب ، شما یا دوستان رسانه ای شما باشند ، هرگز کسی حق ندارد از یک عنصر رسانه ای ، تقبل مسئولیت اقدامات رسانه ای او را بطلبد. آیا غیر از این تاکنون رفتار کرده اید؟
نویسنده: ابوذر - ۸/۱٠/۱۳٩٠ - ۱٢:٠۴ ‎ب.ظ

6- منظور شما از حمله ی شخصی مشخص نیست. من با شما نسبتی شخصا ندارم و این را شما نیز اعتراف می کنید. نسبت من با شما نسبت اعتقادات و اعمال من با اعتقادات و اعمال شما است. پس ترکیب "حمله ی شخصی" که قصد دارد علت نقد را از نقد محتوای عمل ، خارج و به خصومت شخصی بدل کند ماهیت ندارد. ببینم ما با هم پدرکشتگی داریم  که من یا شما آن یکی را مورد حمله ی "شخصی" قرار دهد ؟ این منحرف کردن و نیت خوانی و برچسب زنی چرا در این کامنت بسیار شیک و اتوکشیده و کراواتی شما رخ داد ؟
نویسنده: ابوذر - ۸/۱٠/۱۳٩٠ - ۱٢:٠۶ ‎ب.ظ

7- بدون تردید ، شاکله و روش وبلاگ پاسداران کاملا مشخص است و این رفتار نزدیک به یک دهه است ادامه دارد. ایجاد پیش شرطهای موهوم با اهداف کج و فرار از میز گفتگو و مناظره عادت مالوف و رفتار همیشگی شما و دوستان است و ای بسا صندلیهای مناظره که در تهران ، فقط به بهانه ی "بی ادب !  " بودن طرف اندیشمند مقابل خالی مانده است ! شما نیز می توانید از اساتید و دوستان خود الگو بگیرید . اما بدانید که در این میدان ، از وبلاگ پاسداران قولی برای رها کردن ماجرا ، نگرفته اید.
نویسنده: ابوذر - ۸/۱٠/۱۳٩٠ - ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ
8- شما که مدعی اوج دموکراتیزم رسانه ای هستید نگفتید چرا اصولا بر کامنتهای خود نظارت پیش از نشر می کنید ؟ نظارت پیش از نشر هیچ ارتباطی با الگوها و زیرساختهای سیاسی و رسانه ای ادعایی در ایالات متحده آمریکا دارد ؟ یا اینکه این سیاست ، به روشهای مختلف و "نرم" اعمال می شود ؟ البته در جمهوری اسلامی ایران نظارت پیش از نشر قانونی و با معناست. اما وقتی در آمریکا چنین نیست چراشما مرتکب آن هستید؟ توضیح شما در این زمینه شنیدنی خواهد بود.
نویسنده: ابوذر - ۸/۱٠/۱۳٩٠ - ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ

9- کماکان منتظر شنیدن پاسخهای شما بر مطالب اول و در نهایت ، این مطالب ، هستم.
نویسنده: ابوذر - ۸/۱٠/۱۳٩٠ - ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ
 
پی نوشت :
آقای احمدباطبی در حالیکه در سایت خود از جدایی خویش از صدای آمریکا خبر می دهد، با بهره برداری از خدمات ارتباط اینترنتی سازمان صدای آمریکا برای من نظر گذاشته است که باید توضیح وی در این زمینه را بشنویم .
شرح اطلاعات عقبه فنی وی به این شرح است :

IP Information for 152.75.13.71

IP Location: United States United States Washington Voice Of America
ASN: AS1239
IP Address: 152.75.13.71

NetRange:       152.75.0.0 - 152.75.255.255
CIDR:           152.75.0.0/16
OriginAS:       
NetName:        VOA
NetHandle:      NET-152-75-0-0-1
Parent:         NET-152-0-0-0-0
NetType:        Direct Assignment
RegDate:        1991-08-27
Updated:        2001-09-26
Ref:            http://whois.arin.net/rest/net/NET-152-75-0-0-1

OrgName:        Voice of America
OrgId:          VOICEO
Address:        330 Independence Ave., S.W.
City:           Washington
StateProv:      DC
PostalCode:     20237
Country:        US
RegDate:        1991-08-27
Updated:        2011-09-24
Ref:            http://whois.arin.net/rest/org/VOICEO

OrgTechHandle: ZU65-ARIN
OrgTechName:   US International Broadcasting Bureau
OrgTechPhone:  +1-202-619-2020 
OrgTechEmail:  
OrgTechRef:    http://whois.arin.net/rest/poc/ZU65-ARIN

OrgAbuseHandle: ZU65-ARIN
OrgAbuseName:   US International Broadcasting Bureau
OrgAbusePhone:  +1-202-619-2020 
OrgAbuseEmail:  
OrgAbuseRef:    http://whois.arin.net/rest/poc/ZU65-ARIN

RTechHandle: ZU65-ARIN
RTechName:   US International Broadcasting Bureau
RTechPhone:  +1-202-619-2020 
RTechEmail:  
RTechRef:    http://whois.arin.net/rest/poc/ZU65-ARIN

 
پاسخی به مطلب وبلاگ احمدباطبی
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

اخیرا احمد باطبی وبلاگی خوش اب و رنگ و طراحی ایرانی ساخته و در آن قلمفرسایی می کند. البته بنظر فقط وبلاگش ظاهر عوض کرده و همان قبلیست.

در مطلبی تحت عنوان شبکه خبر صدای ما را از واشنگتن می شنوید سعی کرده :

1- سیاست ایران در جلوگیری از فعالیت رسانه های حکومتی انگلیس آمریکا و رژیم صهیونیستی تناقض جلوه دهد

2- خبرنگاران ایرانی را دروغگو و ادعای ایران را نیز کذب جلوه دهد

در جواب مطالبش ، این مطالب را برایش کامنت کردم . دو چیز مشخص خواهد شد :

1- پایبندی وی با ادعای دموکرات بودنش - خصوصا بر اساس کراواتی که زده ! :))

2- پاسخ او به پاسخ من

آنچه نوشتم در زیر درج می کنم:

***

بسم الله. آقای احمد باطبی. نکاتی را در پاسخ به مطلب شما گوشزد می کنم . امیدوارم در نشر آن، مطابق رویکرد ادعای خودتان ،  "دموکراتیک" عمل کنید :

1-       شما از عدم حضور رسانه های "مستقل" در ایران صحبت کردید.

  1. شما از عدم حضور رسانه های صحبت نمی کنید. از عدم حضور رسانه های مستقل صحبت می کنید. غیر از این است ؟ متن شما همین بالا در دسترس وقابل مشاهده است. سئوال این است که این استقلال که وجه ممیز رسانه های "مستقل" مد نظر شما و رسانه های "وابسته" ی موجود در ایران است ، چیست ؟ اصولا تعریف شما از استقلال رسانه ای چیست ؟ آیا شما خود یک خبرنگار مستقل هستید ؟ آیا شما اصولا به کار رسانه ای مستقل معتقدید ؟ آیا شما اصولا در کنشهای سیاسی خود اعتقادی به هر نوع از استقلال دارید ؟ اصولا استقلال در ادبیات ذهنی و فلسفی شما چه رنگ و بویی دارد و چگونه برای عموم معنا می شود ؟ قاعدتا با این وضع ، باید در جملات شما بجای کلمه ی استقلال ، کلمه ی دیگری بکار برد که لا اقل کمی ، کمتر محل چالش و مناقشه و تناقش گیری شود. موافقید ؟
  1. من فکر می کنم شما اگر از کلمه ی بین المللی استفاده می کردید ، ادعایی باورپذیر تر می بود. اما با این وضع هم ، باید منظور شما از رسانه های غایب را باهم از نو مطالعه کنیم . اگر منظور شما از رسانه های مستقل ، رسانه های بین المللی باشد ، همه شاهد هستیم که رسانه های بین المللی با حضوری بشدت پررنگ در ایران فعال هستند. این شامل طیف گسترده ای از رسانه ها می باشد و اگر شما که بقول خود با چشمانی خستگی ناپذیر دائما در حال رصد خروجیهای inn هستید دقت کرده باشید ، لوگوهای مجموعه وسیعی از رسانه های خارجی مقابل مسئولان سیاسی ایرانی و خارجی  را در کنفرانسهای مطبوعاتی پر می کند.  در این میان نام تعداد زیادی از رسانه های اصلی امریکا نیز مشاهده می شود . می توان فهرست بزرگی از رسانه های چهارگوشه ی جهان همچون رسانه های اصلی ژاپنی ، چینی ، روسی ، هندی ، عربی ، افریقایی ، انگلیسی ، فرانسوی ، آمریکایی و ... را تهیه کرد که در ایران کاملا فعال هستند. 
  1. شاید منظور شما از رسانه ی مستقل ، تنها VOA و BBC PERSIAN می باشد. قاعدتا منظورتان رسانه های رژیم نفور صهیونیستی هم نخواهد بود. لازم به ذکر است وابستگی حکومتی و تعقل داشتن این رسانه ها به مرکزیت حکومت انگلیس و آمریکا چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. چند کلیک روی سایت IBB  و BBC مشخص می کند که کدام رسانه بر اساس قواعد BBG و کدام رسانه بر اساس قواعد ROYAL CHAMBLER کاملا در تملک حکومت هستند. ایا مطلب شما خطاب به مخاطبی نوشته شده که از حداقلی ترین اصول مدیریت رسانه در آمریکا وانگلیس بی خبر است ؟ آیا هدفگذاری شما اینگونه بوده است ؟ البته چنین هدفگاذری از شرافت انسانی و صداقت فعالیت خبری بدور است و فکر می کنم جان مایه ی مطالب اخیر سما ، اکار همین اصل در عملکرد آن خبرنگار امریکایی الاصل است. اما این نگرانی زیادی ندارد. این امر فرصتی است برای امثال بنده ، تا کمی از چهره ی یک عنصر سیاسی که در وبلاگی که با ظواهر ایرانی طراحی شده ، پرده برداری کنیم .
  1. روشن است که صدای آمریکا و تمامی زیرجزء آن امکان فعالیت در ایران ندارند. اما در مورد بی بی سی نکته ی جالب آن است که فقط رئیس دفتر بی بی سی اخراج شده و دفتر کماکان می تواند با معرفی نفری جدید که مورد تایید قراربگیرد فعال باشد. با این حساب ، باید مشخص شود که منظور شما قاعدتا فقط صدای آمریکا است. رسانه ای که شما مدتها رسما کارمند آن بوده و فقط به ضرب اخراج از آن ، از فعالیت در چهارچوبهای مفهومی و فلسفی و اداری آن خارج شدید. بدنیست برای مخاطبان وبلاگ ، کمی این فضا را باز کنید .

 

2-      و اما در مورد گفتگوی شما با شهروند امریکایی مصاحبه شنوده و شهروندان آمریکایی مصاحبه کننده :

 

  1. در کشوری که چکمه ی دموکراسی و حقوق بشر آن ، چهارسوی کره خاکی را گرفته و سرنیزه ی خونین یربازان آن ، به خون مردم بی گناه و غیر نظامی ، با بهانه ی مبارزه با تروریزم آلوده است و رسانه هایی که این کشور برای سایر کشورهای جهاتن طراحی می کند ، به ابزاری برای کنترل و ردزنی مخالفان درونی آن تبدیل شده ، چگونه می توان شهروندی را یافت ، که با آسودگی خاطر، در گفتگو با کسی چون شما و در پاسخ به سئوالی آنچنان که شما پرسیدید ، بدون دغدغه پاسخ گفته باشد. در اینجا همانطور که می بینید ، فرض ، صادق بودن شما در انتقال گفتگو است. فرضی خوشبینانه که از سالها کنشگری سیاسی شما از زمان کوی دانشگاه تهران در سال 78 و بالاگرفتن پیراهن آلوده به خون حیوانی ، تا ملاقات با سران حکومت آمریکا و ادعاهای شما علیه ملت و مردم ایران ادامه دارد . اما با فرض مذکور ، ماجرا به این شکل در می آید.

 

  1. با فرض صحت انتقال گفتگو باید گفت ، توضیح آن شهروند و این خبرنگار به سئوال شما ، دقیقا با واقعیت دیدگاه آنها انطباق دارد. رسانه ی رسمی جمهوری اسلامی ایران اجازه ی فعالیت در خاک آمریکا را ندارد. اما رسانه ها می توانند با یکدیگر تبادل خبری داشته باشند و جمهوری اسلامی مانند همیشه توانسته است گوشه ی دیگری از سیاستهای تحریمی آمریکا را ناکارآمد کند و آمریکا را مجبور نماید تا گامی جلوتر در شفافیت هرچه بیشتر در این فضا بردارند و تردیدهای تمامی شکاکان را رفع کنند و حقیقت را کاملا صریح و بی واسطه ، به منظر عمومی آورند. چه بهتر که این کار ، بواسطه ی فردی کم عمق و سطحی چون شما تسریع شود و چون کاتالیزوری در این میان بدوید. جمهوری اسلامی ایران هرگز نگران مخالفت امثال شما با خود نبوده است.

 

  1. در اینکه شما ، در کار رسانه ای خود چه چیزی را آماده می کنید و مخابره می نمایید و چه چیزی را آماده نمی کنید ، حرف روشنی وجود دارد و آن اینکه شما و کلیه طیف عناصر رسانه ای که در خدمت قوای استکباری قرار دارید ، بنا نیست که توسط آنها جز در چهارچوبی بکارگیری شوید که توسط خود آنها برای آن نشان ، جذب ، تربیت و استخدام شده اید و اگر غیر از این باشد ، باید تحولی در طرفی رخ داده باشد. برای مثال کسی از شما نخواهد خواست که به حمایت از نیروی بسیج مستضعفین ایران چیزی بنویسید. چون شما اصولا در این زمینه "ذهن و منطق" مورد نظر را ندارید و بنا هم نبوده است که داشته باشید. البته ، در مورد قلمفرسایی در مقابل وجه ، مطالب زیادی در رسانه های اپوزیسیون در نقد سایر اپوزیسیون وجود دارد و طرفین متعددی همدیگر را حتی به فعالیت برای جمهوری اسلامی و اصطلاحا نفوذی بودن متهم می کنند و البته که شما هم از این قاعده مستثنی و برکنار نبوده اید. راستی پاسخ شما بر این مطالب ، جز فحاشی بیشتر و داد و بیداد همچنان این مطلب ، چیز دیگری هست ؟

 

  1. جنبه های مثبت جامعه ی آمریکایی ، آیا آن چیزی است که شما نگران آن هستید که چرا در تلویزیون ایران پخش نمی شود ؟ اصولا این جنبه های مثبت در مجموعه و منظومه ی معرفتی شما چیست و چه تناسبی با نگاه اسلامی ایرانی به امور معروف و منکر دارد که حالا بپرسیم چرا آنها در رسانه های ایرانی پخش می شوند یا نمی شوند ؟ اتفاقا امثال بنده از منتقدان جدی رسانه ی ملی و سایر رسانه های داخلی هستیم که متاسفانه خواسته یا ناخواسته به مراکز تبلیغ و اشاعه ی جنبه های منفی فرهنگ بیگانه و غربی در جامعه داخلی بدل شده اند و رسانه های ما مملو از فیلمهای هالیوودی و وسترنهای مبتذل غربی است. اما آیا اعتراض وال استریت از نظر مردم این کشور ، یک امر قبیح و منکر و یک نقطه ی سیاه رفتاری است ، یا یک عمل بر مبنای مطالبه ی عدالت و آزادیخواهانه ؟ آیا پوشش دادن به وال ایتریت اینقدر دردناک است ؟ موضع شما در مورد قیام وال استریت چیست ؟ رسانه های "مستقل!" مورد نظر شما چه موضعی در مورد ماهیت و اهداف این جنبش دارند ؟

 

  1. شما از نمایش صحنه های جنبش وال استریت دذ شبکه خبر این امر را برداشت کرده اید که انگار آمریکا همین الان از درون می پاشد. بدنیست اینجا به چند پرسش عادی پاسخ دهید :

 

                                                               i.      آیا قبول ندارید که پوشش رسانه ای یک جنبش ، نوعی حمایت از آن محسوب می شود ؟ آیا ایران از منظر مردم آمریکا – و نه شما – مرتکب یک عمل قبیح ، یا مرتکب یک فعالیت مثبت در حمایت از این جنبش شده است ؟

                                                             ii.      آیا قبول ندارید که پوشش رسانه ای، منجر به تقویت یک جریان می شود ؟ اگر وال استریت تقویت شود ، ساختار اقتصادی بیمار آمریکا مجبور به تمکین از خواست مردمی نخواهد شد ؟

                                                            iii.      آیا شبکه های "مستقل" شما ، با وقوع کوچکترین مشکل در سطح خیابانهای ایران ، از تجمع چند ده نفر تا یک مشکل واقعی ، با دوربین و انواع وسایل و روشهای فنی به وسط میدان ندویده و شکلی گزارش نمی کنند که انگار کل جامعه ی ایرانی در حال فروپاشی است ؟ چطور از چیزی انتقاد می کنید که تا فرق سر در آن غرق هستید ؟ کسی که منتقد امری است ، نباید خود مرتکب آن باشد.

 

                                                           iv.      در چهارچوب مبانی تئوریک - روی کاغذ - و در چهارچوبهای سیاسی وتبلیغاتی آمریکایی ، اقدام رسانه های ایرانی امری خلاف منطق به شمار نمی رود. بنابراین امریکا امکانی منطقا برای نقد و جلوگیری منطقی از آن ندارد و مجبور به رفتن راههای جاده خاکی و در رو است . اما در منطق و تئوری رسمی و علنی جمهوری اسلامی ، اعمال رسانه های آمریکایی مردود و زیر سئوال است و جمهوری اسلامی کوچکترین ضعف منطقی در برخورد با آنها ندارد. پس این جا ، آیا قبول ندارید که این ، آمریکا و شما هستید که گرفتنار چنگال تناقضید، نه ایران؟ سزاوار آن است که هرکس را با منطق خودش به چالش بکشند. به چالش کشیدن کسی با مبانی فردی دیگر ، مایه ای ندارد و بی معناست.

 

                                                             v.      باید در ادامه ی بحث شما پاسخگوی این سئوال باشید که اگر مدعی شناخت کامل فضای قانونی و اجتماعی ایران و آمریکا هستید ، آیا نمی دانید که قواعد راهپیمایی و اعتراض اجتماعی در ایران و آمریکا کاملا متفاوت و به گونه ای دگرگون است ؟ پس چگونوه منتظر یکی بودن خروجیها و نتایج هستیم ؟ مسئله این است که ما بتوانیم کسی را در چهارچوب معرفتی خودش به چالش بکشیم و بگوییم که دروغ می گوید. البته اگر بتوانیم مبانی او را نقد کنیم و در چهارچوبی مورد پذیرش طرفین اثبات کنیم که مبانی اش باطل است هم خیلی خوبتر است. این همان دو کاری است که ایران با آمریکا می کند. اما آیا آمریکا الف : توانسته مبانی ایران را رد و باطل کند ؟ ب : آیا توانسته اقدامات ایران را با منطق خود ایران ، باطل و او را دروغگو معرفی کند ؟ آیا شما تردیدی دارید که زیر سئوال بردن اقدامات ایرانی ، با منطق آمریکایی ، ارزشی ندارد. همینگونه است که اگر ایران این کار را با آمریکا انجام می داد. ایا اعتراف ندارید که ایران آمریکا را با منطق آمریکایی به چالش می کشد و این است که دردناک است ؟

 

                                                           vi.      همین که شما مدعی هستید که برای مقابله با رسانه ی جمهوری اسلامی ایران به رایزنی با امور خارجه آمریکا و کنگره اش خواهید پرداخت ، مشکل مخاطب فارسی زبان حاضر در ایران را حل می کند. بدنیست وبلاگ خود را به زبان انگلیسی بنویسید و از منظر یک مدافع منافع ملی آمریکا و با نامی جدید ، مطالب خود را بنویسید. هرچند باید اصلاحاتی را که تذکر دادم در منطق خود لحاظ کنید. والا ، آن زمان هم ، همان راهی را خواهید رفت که "حکومت" آمریکا تاکنون رفته است و می رود.

 

                                                          vii.      تئوری "دموکراتیک" روی کاغذ هرگز تئوری شما را قبول ندارد که حالا که ما فلانجا نمی توانیم برویم این هم اینجا نتواند بیاید. این تئوری ، مسامحتا تئوری متکی به الگوی عدالت محور است. شما را چه به این ادبیات. اما البته من در رد "ادعا" شما نیز ، در همان پاراگراف اول ، گفتنی های لازم را گوشزد کردم . اما باید بگویم ، شما و دوستان رسانه ای شما ، نگران تنها چیزی که نیستید ، انتشار اخبار جهت دار و خلاف واقع است. بدنیست با چند ضرب کلیک به سایت شورای رسانه ای حکومت آمریکا بروید تا ببینید آمریکا رسما به دنیا اعلام کرده است که مثلا در مورد رادیو فردا سیاست او انتشار اخبار جهت دار و غربی شده است : Radio farada is a complex of pop music and westernized news for Iranian youth   آیا این عین متن سایت حکومت آمریکا در توصیف رادیو فردایی که شما و دوستانتان از پراگ آن را اداره می کنید نیست ؟ پس لطفا این ماسک فریب را کنار گذاشته ، با ادبیات خود با ما سخن بگویید.

 

والسلام .

ابوذر منتظرالقائم نویسنده وبلاگ پاسداران

8/دی/1390 - در آستانه ی سالروز قیام مردمی نهم دی

پی نوشت :

-1 : بنظر می رسد سایت مدیریت رسانه ای حکومت آمریکا ، توضیحاتش در مورد ماهیت رادیو فردا را حذف کرده . اما خدا را شکر رد آن در سایر پایگاه های معتبر مانند سکیورتی فوکوس و رجیستر موجود است که می شود مراجعه کرد. 

-2 : باور کردنی نبود. حدسم درست از آب در آمد ! در وبلاگ اقای دموکرات ، جناب کراوات ، آقای احمدباطبی بر کامنت ها نظارت پیش از نشر می شود ! بهرحال این هم از نمودهای دموکراسی کراواتی است. حالا ببینیم نتیجه چه می شود.


 
اگر جواب نمی دهند برای این است که جدی نپرسیده ایم !
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

بنظر می رسد ، مسئولان محترم قضایی ، انتظامی و امنیتی ، صلاح نمی دانند از خود واکنشی نشان بدهند. البته ، من ندیدم یک نفر خبرنگار با وجدان پیدا شود که در این همه جلسه با مسئولان محتلف امنیتی و قضایی و انتظامی یک بار این سئوال را بپرسد.

ماها که نوشتیم و پرسیدیم . برخی سایتها هم خدا خیرشان بدهد ، خبر را کار کردند و مطلب را نشر دادند. اما ما خودمان هنوز پشت میز مطالبه ننشسته ایم . الان یکی بمن بگوید از این همه رفقای خبرنگار بنده و شما ، کدامشان کجا در کدام جلسه ، از مسئولی مربوط ، سئوالی جدی و دقیق در این زمینه پرسید ؟ از کدام مسئول پرسیدند کدام یک از دغدغه های مقام معظم رهبری در حوزه فرهنگ عمومی در عملکرد مسئولان ما نمود داشته بشمرد و معرفی کند و بیلان واقعی هم بدهد ؟

پس اگر مسئولان فعلا صلاح نمی دانند که جواب بدهند ، یک علتش این است که هنوز ما خودمان هم مطالبه ی جدی ای نکرده ایم . ای ، یک هرزچندگاهی یکی آمد و چیزی در وبلاگش نوشت و ای ، هرزچندگاهی چارتا سایت هم مطلبش را بازنشر دادند. اما کدام رفیق خبرنگار جدی ما رفت و یخه ی کدام مسئول را در همین زمینه گرفت ؟

دقیق و موردی بگویم

کدام رفیق خبرنگار ما ، رفت و در جلسه با دادستان کل کشور ، مدعی العموم ، بجای فشار آوردن در قضیه ی سه هزار میلیارد ( که عددش دروغ است و حتی اصل گردش مالی هم اینقدر نبوده وای بحال اصل سوء استفاده ) آمد و دغدغه اصلی حقیقی را پرسید ؟

کدام خبرنگار ، رفت و از فرمانده ی محترم پلیس کل کشور ، این سئوال را پرسید و دقیق مطالبه ی جواب کرد ؟

همین 20:30 خودمان که اتفاقا گاهی در همین زمینه مطلب کار می کند ، کجا رفت و با تیمهای خبری مرتبط هماهنگ کرد که این موضوع را بعنوان یک مطالبه ، پیگیری کنند؟!

چه کسی رفت و از مسئولان مختلف سئوال کرد که حالا بگوییم مسئولان جواب ندادند ؟ بله ، مسئولان مطمئنا این مطالب ما را می بینند. اما تعارف مگر داریم ، جواب ندارند آقا جان . برای همین از یک طرف جواب نمی دهند ، از یک طرف چون ما مطالبه ی جدی نکرده ایم  ، حرکتی در خور شان و نیاز و ضرورت و اولویت از خود نشان نمی دهند.

یک چیزی را هم بگوییم ،

کسی نمی گوید که مثلا حتا ناجا بیکار است در همین موضوع و دست به هیچ تحرکی نمی زند. نه ، مسئله این است که اولویت ناجا نیست. والا ، بیا سرچ کن خودت می توانی هی اخباری از دستگیری "یک" نفر که داشت از طریق اینترنت سی دی فلان میفروخت منتشر می شود ! از دستگیری "دو" نفر که با پایگاه اینترنتی شان داشتند فلان می کردند توسط پلیس فتای فلان شهرستون خبر می خوانی. نه ، مسئله این است که جدی دنبال نمی کنند ماجرا را. والا مگه این صدتا دویست تا سایتی که وجدانن من و شما می بینیم اینها نمی بینند ؟ می بینند عزیزم . اولویت و تمرکز امکانات جای دیگری است. مثلا فرض کن روی راهنمایی و رانندگی است. برای کشته های جسمی من و تو ، چون خطرش محسوس است ، چه مراکز بزرگ و مجهز کنترل ترافیک هم راه می افتتد و خسته نباشید واقعی لازم دارد. اما برای کشته های اخلاقی و فرهنگی ، ای خدا. /.

قوه ی قضائیه هم ، خب باید ضابط فعالی کنار دستش داشته باشد که وارد میدان بشود. البته من نظر به شرح وظیفه ی قوه قضائیه در پیشگیری ، نظر به شرح وظیفه اش در مدعی العمومی ، بر او فرض می دانم به ضابط "دستور" پیگیری بدهد. مگر ضابط دست خودش است ؟ 

البته یک خطایی را من نگران هم هستم که بین خودمان رخ دهد و آن این است که فکر کنیم دغدغه فقط اینترنت است.

خیر ، اینترنت رسانه ی اشاعه است. مسئله ،کف خیابان است. طرف  اول خیابان پیروزی تکیه داده بود به دیوار یک واحد البته اداری نیروی انتظامی داشت فیلم بدون سانسور می فروخت. طرف ، چندصدمتری چند کلانتری و واحد انتظامی مهم ، انواع کتب ممنوعه را می فروشد . طرف در دید مسئولان انتظامی و قضایی و انتظامی مشغول به عکاسی عریان و نیمه عریان و بی حجاب از زن و بچه ی مردم است . اینها را نباید گم کرد.

پس برادر ها ، خواهر ها ، اصل مشکل از خودمان است. کسی دیگر را سرزنش نکنیم .

یک چیز دیگر را هم بدانید. خیلی برخوردها را همین مسئولان واقعا انجام می دهند. اما چون کارشان فاقد پیوست عملیات روانی و اطلاع رسانی است ، نه اینکه به ما جواب ندهند ، کلا باعث می شود اثر بازدارندگی کارشان بسیار کم شود. عامل پیروزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پروژه گرداب ، پیوست مفصل عملیات روانی آن بود. این هم ضعف درجه یک است.

مطابب قبلی در همین زمینه :

- اختلاس سه هزار میلیارد فرهنگی

- حتی ساواک هم از فیلم مستهجن می ترسید

- این درد را همه فریاد می کنند ،‌کو فریاد رسی؟

-سخنی با مسئولان قضایی ، انتظامی و امنیتی

 دیگران هم گفتند :

- بولتن نیوز : رکود یا کوتاهی در برخورد با مجرمین اینترنتی

- طلبه بی تعارف :‌فیلم مستهجن همه رقمه موجود است


 
 
 
تبلیغ ویـژه