الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

مسلمانان در سومالی با خاک روزه را افطار می کنند. تو چطور ؟
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

بفریاد مظلومان سومالی برسیم.

آقاز زائری

آقای قالیباف

آقای محسن رضایی خان !

آقای لاریجانی

آقای مشایی

آقای رفسنجانی

آقای خاتمی

آقای نامیرحسین ناموسوی

آقای خرپول کروبی

...

بازهم که جا ماندید

بازهم که.

انسانهای سومالی را نمی بینید ؟

اگر سفره تان چرب است ، سفره ی آنها خاک است. دست در جیب کنید. بازهم که از رهبرم جا ماندید. بازهم که نیامدید.

بخدا لیاقت ندارید که اسم رهبرم را بیاورید. حتی لیاقت آوردن اسمش را هم ندارید.


 
پوستر شهدای علم ، دانش و فناوری
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

وبلاگ سایه گراف sayegraph.blogfa.com ایمیلی زده و نوشته :

اصل متن گلایه رهبر انقلاب در جمع دانشجویان:

...در همین قضیه‌ى این ترورها، من عقیده‌ام این است که بچه‌هاى تشکلهاى دانشجوئى در این قضیه کوتاه آمدند؛ یعنى کم‌عملى نشان دادند. باید این قضیه را بزرگ میکردید. البته نه اینکه بزرگ کنید - چون خودش بزرگ است - همان جور که هست، منعکس میکردید. ما حتّى ندیدیم تشکلهاى ما پوستر این شهدا را هم چاپ کنند، منتشر کنند، پخش کنند، یادمان اینها را نگه دارند. نه، این موضوع اصلاً نباید فراموش شود؛ این کار کوچکى نیست. نهم رمضان 1432

دوستان عزیز با انتشار این پوستر در فضای مجازی و حقیقی لااقل نگذاریم همین یک امر رهبر عزیزمان برزمین بماند. در صورتی که گروه های دانش جویی تمایل به چاپ این پوستر داشته باشند فایل اصلی آماده چاپ تقدیم خواهد شد.


 
بازی بزرگ زادگان و گردوخاک سیاست در چشم فرهنگ
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

آسیب و آفت بزرگی نسبی و سببی در کشور ما پایان ناپذیر است. از آقای علی مطهری بگیر که با صریح ترین لهجه ها حجت موجه خویش در رفتارهای خارق العاده اش در مجلس را " بزرگ زادگی" می داند و دکتر کوچک زاده منتقد خود را چنین کوچک می شمرد و برای خود اینچنین بزرگی قائل است ، آن از آقای حسین معززی نیا که "داماد" شهید آوینی است و به خود اجازه می دهد بدون تعارف ورو در بایستی "با استفاده از الفاظ صریح" رئیس جمهور اسلامی ایران را - نه لا اقل مثلا بخاطر یک موضعگیری واقعا ناپسند و یا یک حرکت اشتباه - بلکه به خاطر یک موضعگیری بسیار پسندیده و بجا که در سپهر نظام اسلامی کاملا قابل درک و تایید است مورد توهین قراردهد.

آن روز که آقا سعید حدادیان آن ادبیات خلاف شان خودش و دکتر احمدی نژاد را در قبال دکتر بکار گرفت ، با وجود آنکه محمل و موضوع مورد اشاره ی آقا سعید درست بود ، بر اینکه باید ادبیات صیحیح در انتقاد پیش بگیریم و ماکیاولی نباشیم و با دستمال کثیف شیشه پاک نمی شود تاکید کردیم. حالا بیا و ببین که احمدی نژاد بیچاره ، بخاطر زدن حرف امام خامنه ای مورد توهین قرار می گیرد.

 من حرفهای معززی نیا را در مشرق نیوز خواندم . من نیز مانند مشرق نیوز حالم از جریان انحرافی که هر روز پیچیده تر می شود و بنظرم منظومه ی سیاسی اش نیز هر روز ابعاد متکاملی در چهارچوب منظومه ی معرفتی اش می گیرد ، بد می شود. اما رفته اند و زیر مطلب انتقادی مشرق از عملکرد معززی نیا نوشته اند که مشرق که نباید بدش بیاید ! رفتار معززی نیا قطعا سیاسی است. اما رفتار مشرق منزه است. اما...

 

این یعنی چی ؟

 این یعنی اینکه نویسنده احوال و حالات خود را به مشرق تسری داده ! این یعنی اینکه اگه با کسی مشکلی داشتیم و نقدی بر او وارد بود دیگر حریم و حرمتهای او را حلال کنیم!

 مگر ما در قبال آقای قالیباف که خداشاهد است چقدر از دست او و دوستانش بالاخص در حوزه فرهنگ شاکی هستم سکوت اختیار کردیم ؟ و اگر سکوت اختیار نکردیم مگر به فحاشی روی آوردیم ؟ خیر. وقتی کسی چنین چیزی را درج می کند فقط خبر از رازهای درونی خود می دهد.

من این رفتار آقای معززی نیا را ادامه رفتاری می دانم که در مجلس اتفاق افتاد و رئیس جمهور با دودو گفتن فرصت حرف زدن نداشت. این خیلی زور دارد و آقایان باید بدانند که ادامه دادن این فضا اصلا به مصلحت جامعه نیست . رئیس جمهور دیگر در مجلس فرثصت حرف عادی زدن هم نداشته باشد دیگر خیلی بد است . کسی نمی گوید رئیس جمهور باید حرف بزند و همه لال بشوند . مگر وبلاگ من در مقابل احمدی نژاد این روزها ، لال بوده که بگویم دیگران لال باشند ؟ حرف این است که لا اقل حرفش را بشنوند و بعد نقد کنند. نه اینکه اجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــازه ی حرف زدن هم به او ندهد. آن هم وقتی حرف بدیس نمی زند و در حال یک دفاع منطقی و مودبانه از وزیر خودش بود.

بازهم باید رهبر معظم انقلاب وارد شوند ؟

این هم پاسخی دیگر به آنها که می گفتند ولایت فقیه فقط در عرصه بایدها و نبایدهاست. نه در عرصه ی نظر و اندیشه و تربیت فکری  . خب وقتی تو نتوانسته ای و نخواسته ای که دستگاه معرفتی و نظری ولی فقیه زمانت را درک و جذب کنی ، معلوم است که در میدان عمل آنچنان می کنی که ایشان گوشت را بپیچاند. هرچند تا وقتی که ادعای التزام داری ، کسی با تو دعوایی ندارد. مشکل آنجاست که اولا تعریف از التزام به ولایت فقیه را به التزام قانونی تنزل می دهی و بعد از همان هم که عدول می کنی !

البته ، این درد سیاسی کردن موضوعات ، درد بزرگی است. شده ماجرای این پارک آب و آتش و اظهارنظرهای کج عناصر مشکوکی همچون آقای زائری. آقای زائری. من شما را از خانه ادبیات غیر حرفه ای می شناسم . در این خانه شما چه کسانی را تربیت کردید که امروز ارکان نشریات جریان فتنه هستند ؟ نسبت دیدگاههای شما و آنها چیست ؟ آقای زائری. من شما را در تالار دانشکده فنی دانشگاه تهران یام هست. آن روز که آمدید و به ولاکت نگرفته از کل جامعه روحانیت ، از آنها که از توقیف فیلم مارمولک ناراحت شده بودند عذرخواهی کردید ! دیدگاه جامعه متدین کشور در خصوص این فیلم روشن است. جناب آقای پناهیان می فرمودند من در این فیلم روحانی نمی بینم که به او توهین شده باشد. دزدی است که لباسی از روحانیت دزدیده . اما مردمی را می بینم که به آنها توهین می شود که پیش نماز خود را نمی شناسند و بر هر دزدی که لباس روحانی بپوشد اقتدا می کنند. ایشان می گفت فیلم مارمولک توهین به جامعه متدین است. اما مگر شما همان کسی نیستید که به دانشکده فنی دانشگاه تهران آمدید و به همراه همین اقای معززی نیای مودب و موقر ، از فیلم مارمولک در کنار کارگردان آن حمایت کردید ؟ حالا شما آمده اید و می گویید اگر این افراد خطا کرده اند از ابتدایی با ما بوده اند از راهنمایی با ما بوده اند از دبیرستان با ما بوده اند و در دانشگاه با ما بوده اند ؟ بله ، اگر منظور از این ما ، کل نظام است که خب بله راست می گویید. این می شود یک توهین سرتاسری به کل نظام. اما من هم همینگونه از نظام دفاع می کنم. من وقتی می بینم منظور شما از "ما" این است که خودتان را با نظام یکی می کنید و مثلا نقد را به خودتان هم وارد می دانید ، من هم پاسخ می دهم که : حداقل 8 سال رسما در دولت و مجلس محبوب شما برای حذف تمامی مولفه های رسمی دین برنامه ریزی شد. برای حذف شورای نگهبان برنامه ریزی شد. وزیر ارشاد شما در تلویزیون از آزادی روابط خلاف شرع دفاع کرد و منجر به بهم ریختن نماز جمعه و ایجاد معضل امنیتی برای کشور شد. تمامی دوستان شما تمامی نهادهای انقلابی و فرهنگی نظام اسلامی را زیر آماج توهین های خود گرفتند و دوستان شما در دانشگاهها تمامی آموزه های دین را دودگرفته دانستند و وقتی با بازخواست قضایی مواجه شدند ، کشور را بازهم بهم ریختند !

آقای زائری. شما اگر کلامی هم از امام و آقا نقل قول کنید برای تضمین ادبیات پلورالیستی و التقاطی خودتان است. شما و دیدگاههای متکامل امام و رهبری معظم و عزیز؟

اگر می خواهید بدانید چه کسی ، کجا جوانان را از دین جدا کرد ، کمی این صفحات پر افتخار عملکرد رفقای خود را ورق بزنید. وقتی که دولت دوم خرداد و عناصر محوری سیاسی اش ، به همنوایی با جریان جبهه ملی و نهضت آزادی و ملی مذهبی های ضد انقلاب مبتلا هستند ، وقتی نصف هیکل کل روزنامه های دوم خردادی امروز در خارج از کشور در رسانه های ضد انقلاب مشغول بکارند و مابقی هم در نشریات خودشان و در سایت ها و روزنامه های جریان موسوم به جریان سوم (خبر آنلاین ، همشهری ، آینده نیوز و ... ) خدمت می کنند و غرض ورزیهای خود را آنجا هویدا می کنند چه باید کرد که جوانان جامعه در معرض داده های ناجوانمردانه ی آنها قرار بگیرند و دین مدار بمانند ؟ در معرض فیلم های سینمایی شما و دوستانتان از خروس جنگی و زندگی شیرین قرار بگیرند و از دین داری فراری نشوند ؟

این چه بیماری است که برخی دارند و پشت پرده آن کار دیگر می کنند و روی پرده نظام را متهم به جرم و جنایت و تقصیر می کنند ؟

این ها به کنار.

حالا گرفتار این شده ایم که جریان قالیجانی با جریان احمدی نژادی درگیر شده که ماجرای آب و آتش را اول تو گفتی یا اول من ، متهم شهرداری است یا احمدی نژاد.

آقا !

در آلودگی فرهنگی تهران ، ذره ای گناه دولت و شهرداری از یکدیگر کمتر نیست. ذره ای. حالا برادرانه آرام بنشینید و لطف کرده ، هر دوی شما که متاسفانه در این جرم دیگری را مجرم می دانید ، جواب بدهید چرا وقتی بجای شما مقصرین ، قوه ی قضائیه و نیروی انتظامی وظیفه اش را انجام می دهد ، اختلافات به کناری نهاده دم از ضرورت عدم برخورد با این مجرمین سر می دهید ؟

...

روزگار تلخی است.

تلخ.

فرهنگ به مسلخ است و درگیریهای سیاسی در اوج .

دشمن هم زیر این غبار ، بی جلب توجه ، کارش را می کند.

بزنید توی سر هم . شما احمدی نژادی ها و شما قالیبافی ها. بزنید. بزنید هم را و خودتان را خسته کنید. کسی بشما یادآوری نکرد که دیدگاههای فرهنگی و سیاسی جریان مشایی ، تفاوتی با رویکردهای فرهنگی و بعضا سیاسی جریان رقیبش ندارد ؟

...

روزگار تلخی است.

ستون تهدیدات ، باید اولویتها را نشان بدهد

که نشان می دهد

اما نمی بینند.

از نظر برخی ، مگر اینها تهدید است ؟

چارتا جواب آب بازی کرده اند !

مگه چیه ؟

...


 
ماجرای نقد کتب موسسه ابرار معاصر تهران و جناب آقای ضیایی پرور
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

1-  خبرگزاری مشرق به مطلب اینجانب پیرامون موسسه ابرار معاصر لینک مشروحی داده است. از توجه این خبرگزاری متشکرم . مشخص است که این نقد به این تلقیات از مفهوم جنگ نرم در حال فراگیری است/.

آدرس لینک به این شرح است. به کامنت های ذیل آن توجه کنید.

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/60469/وقتی-یک-موسسه-عریض-و-طویل-معنی-جنگ-نرم-را-نمی-فهمد

2- جناب اقای ضیایی پرور پس از درج نقد مذکور در خبرگزاری مشرق ، به مطلب واکنش نشان دادند. ایشان در وبلاگ خودشان مطلبی خلاصه را درج کرده و وعده نقد دیدگاه بنده را دادند. درحالیکه محورهای کلی گفتگو کاملا مشخص شده است معلوم نیست پاسخ ایشان حاوی کدام محور باقی مانده خواهد بود. در متن مذکور ایشان تنها مدعی شده اند بنده از بعد کارکردی ، نبرد نرم را در حوزه روحی و فکری و بقولی فرهنگی خلاصه می بینم که خب این با آنچه که من تلفنی ودر وبلاگ نوشته ام بصراحت در تعارض است . بهارحال از نقد ایشان بر نقد خودم بسیار خوشحال می شوم و منتشر آن خواهم بود. متن واکنش ایشان به این شرح است :

شنبه، ۱۵ مردادماه ۱۳۹۰
نقد وبلاگ پاسداران به کتاب جنگ نرم
سایبر ژورنالیسم

ابوذر منتظر قائم ، نویسنده وبلاگ پاسداران نقدی بر کتابهای جنگ نرم (جنگ نرم رسانه ای و جنگ نرم رایانه ای ) تالیف بنده ( حمید ضیایی پرور ) منتشر شده توسط موسسه ابرار معاصر تهران در سال های 1382 و 1383 نوشته که عینا در سایت مشرق نیوز نیز منتشر شده است.

البته وی ابتدا چند روز قبل از انتشار این نقد در گفتگویی تلفنی با نویسنده ، دیدگاه های خود را مطرح کرد. اساس نقد وی این است که چرا مفهوم جنگ نرم را به مفهومی ابزارگرایانه مانند جنگ رسانه ای یا جنگ رایانه ای تقلیل داده ایم؟ از نگاه وی جنگ نرم اساسا اذهان را هدف قرار داده و به هیچ وجه جنبه ابزارگرایانه ندارد. بخشی از نقد وی نیز به خاطر وجود برخی لینکهای روزنامه نگاران در سایت خبرنگار است.

البته بنده به ایشان به صورت تلفنی پاسخ دادم که بخشی از پاسخ مرا در متن نقدش آورده و بخشی را هم نیاورده است ، در عوض دیدگاههای خودش را به طور مشروح ذکر کرده است . مثلا اینکه اگر ایشان 6 جلد کتابهای جنگ نرم را قبول ندارد چرا خودش یک کتاب نمی نویسد و دیدگاه هایش را مکتوب نمی کند تا در معرض نقد عمومی قرار گیرد. یا اینکه چرا بعد از 8 سال حال به فکر نقد کتاب افتاده است ؟ من به زودی نقدی بر این نقد نوشته و پاسخ مشروحی خواهم داد ،

در باره لینکها نیز ، کار ساده ای است در میان انبوهی از لینکهای قدیمی که قدمت برخی به 8 سال می رسد چند لینک پیدا کرد و ایراد گرفت . البته تمام اشکالات مذکور در بخش لینکها برطرف شد .

بخش دیگری از نقد به موسسه ابرار معاصر تهران بر می گردد که من به آنها اطلاع داده ام خودشان قاعدتا اگر صلاح باشد پاسخ خواهند داد.

(این روزها گرفتارتر از این هستم که نقد اساسی بر دیدگاه ایشان بنویسم اما ایشان همین دو کلمه خبر رسانی را نقد تلقی کرده و پاسخ داده است که در بخش کامنتها درج شده است ، در اولین فرصت پاسخ دقیق به نقد منتشر می شود)

---

همانطور که ایشان نوشته اند ، در کامنت های وبلاگ ایشان نقدی به این نقد مختصر زدم که همانجا توسط ایشان بی کم و کاست منتشر شده است. البته ایشان تنها به یک سوء تفاهم در متن در مورد باقی ماندن لینک برخی رسانه های دیگر جبهه معارض جواب دادند که در کامنتی اخیرا از هان تشکر کردم . اما ایشان واکنشی به بقیه متن کامنت ها نداده اند.

نکاتی را هم ضرورت دیدم که اضافتا تذکر دهم :

1- بر خلاف فرمایش جناب آقای ضیایی پرور ، آن چیزی که روی وبلاگ اینجانب درج شده است حدود یک ساعت قبل از مکالمه تلفنی با ایشان ( نه چند روز پس از آن ! ) درج شده . این امر چه چیزی را روشن می کند ؟ اینکه ایشان کلا نقد مذکور را از روی خبرگزاری مشرق مطالعه فرموده اند. نه روی وبلاگ اینجانب. بنا بر این سوء تفاهم حاصله در مورداینکه اینجانب اول تلفنی با ایشان صحبت کرده ام و بعد مطالب را نوشته ام از اینجا حاصل می شود.

2- اینجانب در متن پست وبلاگ ، به عنوان پس نوشت ، پست را ویرایش کرده و ماحصل گفتگوی تلفنی را درج کردم . این به معنای درج نقد اصلی پس از گفتگوی تلفنی نیست.

3- احتمال می دهم عصبانیت و رفتار نامتناسب ایشان با برخورد اینجانب ، ناشی از همین سوء برداشت و تفاهم است. کار به جایی رسیده که ابتدائا ایشان در متن وبلاگ از درج نام بنده خودداری کرده بودند و در متن وبلاگ ، غلبه بر خواندن مخاطب با ضمائر سوم شخص مفرد است که با علامت سبز مشخص کردم و معمولا در تحقیر و استخفاف مخاطب کاربرد دارد.

4- چون شناختی که اینجانب از ایشان یافتم شناختی مثبت و مبتنی بر تعامل و تعاطی و تظارب آراء بود ، مطمئنم که این رویکرد کاملا سهوی و غیرعمدی است. ایشان قول نقدی دقیق بر نوشته اینجانب را داده اند که منتظر آن خواهم بود. البته محوری بنظرم باقی نمانده اما از قرارگفتن این موضوع در محور گفتگو استقبال می کنم .

متن کامنت های اینجانب در وبلاگ ایشان تاکنون به این شرح است :

سم الله . جناب ضیایی پرور سلام علیکم. 1- بنده بارها دیدگاه خود را در قالب پاورپوینت ها و جلسات مختلف در مجامع مختلف علمی و دانشگاهی ارائه کرده ام و اشتغال اینجانب در مسئولیتی در سازمان صنایع دفاع مانع از فراهم شدن زمانی برای تجمیع داده ها در فرم کتاب است. این ایراد موقعی وارد است که اینجانب رسانه ای مانند وبلاگ پاسداران نداشته باشم که دیدگاههای اینجانب در آن مندرج نباشد.
Posted by: ابوذر منتظرالقائم وبلاگ پاسداران at August 9, 2011 09:41 AM

2- اینجانب حداکثر فرمایشات جنابعالی را درج کردم و اگر کلمه ای از آن از قلم افتاده است می توانید یا بقولی بهتر می توانستید همینجا بنویسید. بله بنده دیدگاه خود را مشروحا درج کرده ام و این نیز پاسخی دیگر بر شبهه عدم تدوین کتاب است.
Posted by: ابوذر منتظرالقائم وبلاگ پاسداران at August 9, 2011 09:42 AM

3- بارها در گفتگوی تلفنی و در متن وبلاگ نظر اینجاننب به دقت درج شد. همانگونه که صریحا تلفنی و در متن وبلاگ عرض شد ، تشریح شد که بنا بر تلقی اینجانب لفظ "جنگ نرم" محتاج تعریف "دکترین نبرد" است . نه تعریف ابزارها و کارکردها . در دکترین نبرد نرم ، اشغال منطقه روانی سرزمین هدف ، منظور مخاصمه است. اما از همه ی ابزارها و کارکردها در این نبرد سود جسته می شود و حتی ابزارهای سخت نیز در آن معنا دارد . در حالیکه اینجانب مثال رژه و مانور نظامی و تاثیر آن در نبرد نرم را بصراحت برای شما طرح کردم ، طرح این ادعا که نویسنده وبلاگ پاسداران نبرد نرم را در رویکردهای ذهنی و شاید فرهنگی منحصر می داند چه جای طرح داشت.
Posted by: ابوذر منتظرالقائم وبلاگ پاسداران at August 9, 2011 09:43 AM

4- وقتی در رسانه شخصی فردی حاضر در مراکز مطالعاتی نظام ، نه "چند لینک " بلکه بیش از سی لینک به رسانه های اختصاصی جبهه معارض نظام اسلامی وجود دارد نمی توان اسم آن را چند لینک گذاشت که اصلاح شود. البته از این اصلاح متشکرم . این امر در به محاصره در آوردن و به انزوا کشیدن رسانه های جبهه معارض به میزان خود موثر است. اما تعجب آنجاست که چرا تاکنون این اصلاح صورت نگرفته واصولا چرا این لینک ها برقرار شده بودند ؟ و سئوال نگران کننده تر اینکه چرا تا زمانی که خبرگزاری مشرق به مطلب وبلاگ اینجانب نپرداخته بود ، شما با وجود آنکه در گفتگوی تلفنی ، توسط اینجانب از درج مطالب در وبلاگ مطلع شده بودید و فرمودید که وبلاگ اینجانب را می شناسید و با برخی آثار و مطالب و مقالات اینجانب در سایر رسانه ها نیز آشنا شده اید از اصلاح خودداری کردید ؟ البته کماکان شکر اصلاح بر جای خود باقی است. اما مشخص نیست چرا لینک های متعدد به رسانه های جریان معارض انقلاب اسلامی "چند دانه لینک به روزنامه نگاران ! " معرفی شده است. سئوال اینجاست که افرادی مانند سینا مطلبی ، نیک آهنگ کوثر فرناز قاضی زاده و ... در حال حاضر کجا روزنامه نگاری می کنند که حتی بتوانیم نام روزنامه نگار بر آنان بگذاریم . آیا این نام گذاری برای کاهش سطح و اهمیت ماجراست ؟ البته متاسفانه هنوز لینک هایی به رسانه های معارض در وبلاگ شما موجود است مانند لینک به تاریخنگاری بی بی سی که از عدم اصلاح آنها نیز متعجبم .
توضیح خبرنگار: لینک تاریخ نگاری بی بی سی عنوان کتابی است که صدا و سیما منتشر کرده است. رویش کلیک کنید و و مستقیم از سایت صدا و سیما دانلود کنید. 
Posted by: ابوذر منتظرالقائم وبلاگ پاسداران at August 9, 2011 09:48 AM

5- احساس اینجانب در مورد طرز تفکر و منش شما ، همچنان که تلفنی فرمودید ، نقادی و نقدپذیری بود. نه آنکه با چنین ادبیاتی مواجه شوم که شمن آنکه از درج نام اینجانب پرهیز دارد ، با ادبیاتی تحقیر کننده با یک نقاد برخورد کند. البته قطعا سوء تفاهمی پیش آمده که انشاء الله برطرف خواهد شد. شاید این امر ناشی از تخصص فنی و تخصص علوم انسانی جنابعال است. شنیده ام برخی می گویند با مهندس ها نباید حرف زد ! :) امیدوارم که در آینده بیشتر در تعاطی و تعامل فکری و نظری قرار بگیریم .
موفق باشید.


 
بر این درد چون بگرییم ؟
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

خدایا چقدر جلوی خودم را گرفتم تا این مطلب را ننویسم.

این فریاد را کجا بزنیم ؟ وقتی که مراکز مطالعاتی که قرار است کمک مراکز تصمیم ساز کشور باشند ، مطالب غلط به خورد همه ی کشور علی الخصوص مراکز تصمیم سازی کشور می دهند ؟

یک نگاه کنید به خروجیهای مرکز مطالعات ابرار معاصر تهران . این مرکز مدعیست از سال 1382 روی موضوع جنگ نرم تمرکز داشته . اما دوستان آیا باور می کنید اگر بگویم منظور این موسسه از جنگ نرم ، جنگ نرم افزاری و نهایتا در بهترین حالت جنگ رسانه ای است ؟ اثباتش کاری ندارد. خروجیهای این مرکز ذیل عنوان جنگ نرم در پایگاه اطلاع رسانی این موسسه قابل دسترسی است.

متاسفانه این موسسه این تلقی کاملا منحرف از جنگ نرم را که در کنار مفاهیمی همچون جنگ سخت و جنگ نیمه سخت تعریف می شود ، به عناوین ابزارهای قابل بکارگیری در تمامی طیف های نبرد تقلیل داده و انحرافی عمیق در دیدگاههای کارشناسی تمامی مراکز مطالعاتی ، تحقیقاتی ، مدیریت استراتژیک و تصمیم ساز کشور را زمینه ساز شده است.

از کارشناسان مرکز ابراز معاصر باید پرسید ، اگر جوزف نای مدون واضع نبرد نرم و سخت دم از ضرورت تغییر سبک و سیاق و دکترین تقابل استراتژیک جبهه لیبرال دموکراسی با انقلاب اسلامی به سبک نبرد نرم می زند ، منظورش این است که بیایند کامفلوترهای ما را هک کنند ؟! این است مفهوم بنیادین نبرد نرم که در شماره ی اول مجموعه جنگ نرم این مرکز محور بحث قرار گرفته و تحت عنوان کتاب تخصصی به خورد ملت داده می شود و تا کارت شناسایی وزارت دفاع نشان ندادم آن را به من نفروختند ؟!

آیا منظور این دوستان این است که از "ابزار" و "تکنیک" نبرد فناوری اطلاعاتی و ارتباطی در سایر طیف های نبرد سود جسته نمی شود و مثلا جنگ و نبرد در طیف سخت تهی از ابعاد عملیات هک و نفوذ موسوم و مصطلح به سایبری است ؟ آخر مقوله ی جنگ رایانه ای چگونه ذیل جنگ نرم قابل احصاء و تحدید است ؟ آیا در نبردهای کودتایی و تمام عیار نظامی کسی دست با رایانه نمی شود؟!

توضیح مرکز ابرار معاصر ذیل این کتاب ، خواندنی است !

" پروژه جنگ نرم، یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های پژوهشی مؤسسه تهران است که زمان آغاز فاز تحقیقی آن به بهار ۱۳۸۲ بازمی‌گردد. هدف این پروژه، شناخت مبانی و اصول و همچنین آشنایی با تکنیک‌ها و فنون جنگ نرم است. به همین دلیل، مؤسسه تهران تصمیم بر آن گرفت تا نتایج این پژوهش را در قالب کتاب‌هایی با عنوان کلی «جنگ نرم» و زیرعنوان‌های مربوطه چاپ نماید. در این راستا، نخستین جلد از مجموعه فوق، ویژه جنگ رایانه‌ای نام گرفته و به چاپ رسیده است.

این کتاب به بررسی جنبه‌های مختلف تکنولوژی رایانه‌ای و نرم‌افزاری و کاربرد آن درجنگ پرداخته و زمینة مناسبی را برای تحقیقات بیشتر بر روی هر یک از موضوعات فراهم می‌آورد.

درمجموع، جنگ رایانه‌ای اشاره به وضعیتی دارد که در آن عملیات نظامی بر اساس اطلاعات رایانه‌ای، کنترل شده و به منظور جلوگیری از عملیات دشمن و همچنین ایجاد اختلال در ارتباطات و جلوگیری از دسترسی وی به اطلاعات، تلاش می‌شود. مجموعه حاضر از سه بخش تحت عناوین «تعاریف و انواع جنگ رایانه‌ای»، «تکنیک‌های جنگ رایانه‌ای» و «جنگ رایانه‌ای در ایران» تشکیل شده که در بخش اول به تعاریف هک کردن، نفوذ به کامپیوترها و جرایم اینترنتی، در بخش دوم به استراق سمع، ردیابی، کلاهبرداری مخابراتی، حسگرها، ماهواره‌ها، پارازیت و بررسی و نرم‌افزارهای جاسوسی و در بخش سوم نیز به مسائل مختلف دررابطه با اینترنت در ایران می‌پردازد."

حالا اگر میخواهید تعجب کنید که کجای این توضیح که به تشریح نبرد جنگ اطلاعاتی در صحنه جنگ سخت (موسوم به IW) می پردازد ، ربط به آن چیزی دارد که روی جلد کتاب چاپ شده ، بفرمایید. تعجب کنید.

حالا وقتی یک مرکز مطالعاتی و کارشناسانش چنین دیدگاههای دوری از موضوع دارند ، چکار باید کرد ؟

ما بعد التحریر :

- با آقای ضیایی پرور مدون این کتاب تلفنی صحبت شد. پاسخ ایشان به نقد اینجانب چند محور داشت :

1- فضای تدوین کتاب مذکور به سال 81 بر می گردد. عمده تلقیات از موضوع نبرد نرم و مطالعات و مطالب منتشره در این بحث در همین مفهوم دور می زد

2- در آن دوران کسی به تدوین و نگارش خروجی در این زمینه اقدام نکرده بود که اقدام این مرکز نوعی فضاشکنی و پیشرو بودن محسوب می شود و کلیت آن قابل دفاع و مثبت است.

3- با گذشت زمان و روشن شدن ابعاد دقیق موضوع جنگ نرم امروز نیاز ضروری به بازنگری و نقد روی کتب موسسه در این زمینه حس می شود . چه از حیث اصلاحات نگارشی و ویرایشی و چه از حیث ویرایشهای محتوایی و نقدهای موضوعی.

4- این نقدها باید زودتر و از سوی افراد متعدد انجام می شد که باعث پیشرفت کارو بهبودی خروجیها شود.

5- بهرحال ابزار رایانه ای و جنگ فناوری اطلاعات و ارتباطات جزو جنگ نرم است و در این کتاب به جزیی از بحث پرداخته شده که این هم قابل دفاع است.

6- مجموعه نبرد نرم یک مجموعه پروژه با چند خروجی است که در خروجیهای امروز ابعاد دیگری از نبرد نرم یعنی جنگ رسانه ای و روانی و انقلاب رنگین مورد بررسی قرار گرفته و بحث را بروز کرده است.

- پاسخهای ذیل هم به مباحث آقای ضیایی پرور داده شد :

1- رهبر معظم انقلاب اسلامی از سالهای بسیار قبلتر یعنی از سال 69 تاکنون بارها و بارها ابعاد کامل جنگ نرم علیه انقلاب اسلامی را با الفاض و ادبیات مختلف مورد بازخوانی قرارداده بودند . ایشنا موضوع را در قالب جنگ فرهنگی ، تهاجم فرهنگی شبیخون فرهنگی و ... بارها و بارها بررسی و ابعاد و اشکال و اهداف و تکنیک های آن را به بحث گذارده بودند.

همچنین موضوع "جنگ و قدرت نرم" توسط آقای جوزف نای و خانم سوزان ناسل ادبیات پردازی و تدوین شده بود و کلا مبحثی است که سرخط توجه آکادمیک به آن در خارج قراردارد. متاسفانه در هنگام توجه به این موضوع حتی به خروجیهای آقای جوزف نای نیز توجه کامل نشده است. ایشان هرگز تلقی ای ابزارمحور از جنگ نرم را طرح و القاء نکرده اند. بدنیست به اظهارات ایشان در ویلتون پارک مراجعه شود.

2- تمامی ابزارهای مختلف ، در تمامی طیف های نبرد کاربرد ، معنا و نقش مشخصی دارند. در نبرد طیف سخت نیز ابزار رسانه ای تبلیغاتی ، روانی و حتی رایانه ای کاربرد و استفاده روشن و همه فهم دارد. نمی توان دکترین های نبرد را با ابزارهای خاصی دسته بندی نمود. دسته بندی طیف های نبرد صرفا بر اساس هدف نبرد ممکن است. در نبرد نرم هدف تسخیر حوزه روانی منطقه هدف می باشد. در حالیکه در نبرد طیف نیمه سخت هدف تسخیر و تغییر نظام سیاسی و در نبرد طیف سخت هدف تسخیر حوزه سرزمینی است.

با قرارگرفتن در این منظرگاه صحیح و جدید می توان درک درستی از صحنه نبرد پیدا کرد. کاربرد ابزارهای سخت در نبرد نرم قابل انکار نیست که عیان ترین آنها مانورها و رژه های نظامی است. دیپلماسی ، اقتصاد ، نظامی گری و امور امنیتی ، تحولات سیاسی و ... همگی در تمامی طیف های نبرد و دکترین اعمال قدرت/تهدیدگری حضور و نقش علنی دارند.

مسئله ، فروکاستن مفهوم نبرد نرم به معنا و تکنیک های یکی از ابزارهای اعمال قدرت است که متاسفانه هرچه جلوتر می رویم اشکال نگران کننده تری را بخود می گیرد.

3- ضمن آنکه متن کتاب مذکور تفاوت اساسی با ادعای روی جلد آن دارد و جلد در حال علامت دادن مفهوم نبرد نرم و متن در حال توضیح یکی از روشها و تاکتیک های رزمی و نظامی است ، این مفهوم با واقعیت روی زمین نبرد نرم در همان سالها نیز تناسبی نداشت.

4- خروجیهای امروز موسسه ابرار معاصر از جمله شماره های ششم و پنجم آن نیز موجد اشکالات خاص خود است که از شدت اثر تخریبی برابر با شماره اول در تببین و تشریح بحث برخوردار است.

از جمله این ایرادات مربوط به موضوع کودتا و براندازی رنگین - موسوم به انقلاب مخملی !- است. ایراد اول ، تغییر طیف نبردی است که در توضیح مفهوم کودتا و بقول دوستان انقلاب رنگین در آن رخ می دهد. انقلاب ! رنگین در حقیقت یک کودتا برای تسخیر نظام سیاسی است و در آن درگیریهای پارتیزانی و شبه نظامی وجود و بروز دارد و ربطی به نبرد طیف نرم ندارد. نبرد طیف نرم نبرد برای تسخیر حوزه روحی و روانی منطقه هدف است. ماجرای فتنه سال 88 نیز هرگز نبرد نرم نیست. بلکه همانند حوادث کشورهای تازه استقلال یافته شوروری یا اروپای شرقی ، ناشی از یک پروسه طولانی مدت نبرد نرم است و نهایتا به کوتای علنی یعنی براندازی رنگین منتهی می شود.

ایراد دوم ،‌ در تفاوت میان موضوع کودتا و انقلاب است. کودتا مربوط به یک الیت سیاسی نظامی است که با همراهی یک سازمان اغتشاش نیمه مردمی شکل می گیرد . در حالیکه انقلاب از یک عقبه عمومی متحول شکل می گیرد و نخبگان در شکل گیری فضای ذهنی شرکت دارند. کودتا معمولا با هدایت یک عقبه سیاسی امنیتی بیگانه و خارج از مرز شکل می گیرد درحالیکه انقلاب بومی و برون زا است. مصادیق متعددی از تفاوت این دو مفهوم می توان بر شمرد و تعمد برخی در تکرار نام انقلاب برای کودتاهای مخملین دردآور است.

متاسفانه کتاب شماره پنجم ضمن آنکه کودتاهای رنگین را براندازی نرم معرفی می کند نشان می دهد که تاکنون دیدگاههای موسسه در مورد براندازی نرم تصحیح نشده است. جالب آنکه در طراحی جلد مجلد پنجم از طرح شارش بیت فیلم ماتریکس الهام گرفته شده که مجددا یادآور طرح جلد شارش بیت ماتریکسی و نگاه مجلد اول در براندازی نرم است و از بی توجهی گرافیست موسسه به ضرورت پرهیز از تکرار المانهای فرهنگی و رسانه ای قوای حریف خبر می دهد.

خروجی ششم نیز بروزترین خروجی این موسسه در تببین مفهوم نبرد نرم است که نشان می دهد تاکنون این موسسه نهایتا نبرد نرم را در سه مفهوم عملیات روانی-رسانه ای ، کودتای رنگین و عملیات فنی رایانه ای منحصر می داند. جدا از آنکه اصولا کودتای رنگین در مقوله براندازی نرم قابل دسته بندی نیست ،‌ دوم مفهوم دیگر نیز  قابل تحدید و انحصار ذیل این عنوان نبوده و در تمامی طیف های دیگر نبرد معنا دارند.

پی نوشت :

از مشاهده لینک رسانه های معارض نظام اسلامی در سایت شخصی آقای ضیایی پرور به شکل پیشنهاد برای مطالعه بسیار تعجب کردم . به امید اینکه ایشان اصلاح نمایند فهرست و محل قرار گرفتن آنها را مشخص می کنم :

1- بخش سلامت رادیو بی بی سی و رویترزو ...

2- بخش خبری سیاسی بی بی سی

3- فیدخوانهای ضد انقلابی بالاترین ،‌ بازنگار ، صبحانه و ...

4- صفحه تکنولوژی سایت اینترنتی ضد انقلابی گویا :

5- پادکستهای سایتهای ضد انقلابی رادیو زمانه ، روز هفتم بی بی سی و ...

6- لینک به وبلاگهای تعداد زیادی از عناصر ضد انقلاب رسانه ای - بعضا شاغلین در رادیو زمانه ، رادبیو بی بی سی ، رادیو فردا ، محکومین جرائم علیه امنیت ملی یا فراری و تحت تعقیب - از جمله نیک آهنگ کوثر ، عباس معروفی ، هادی حیدری ،پرستو دوکوهکی ،بهمن دارالشفایی ،‌امید معماریان ،‌ رویا صدر ، علی پیر حسین لو ، فرناز قاضی زاده ، معصومه ناصری ، مسیح علی نژاد ، رویا کریمی مجد ، کیوان حسینی ، سینا مطلبی ، شادی صدر و ...

آقای ضیایی پرور را فردی اهل شنیدن انتقاد یافتم و منتظرهستم اصلاحات منطقی را نیز مشاهده کنم.


 
حجاب محدودیت است ، اما برای ...
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
 
 
 
تبلیغ ویـژه