الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

هویت مقتولان جنایت الحوله معلوم است- قتل عام حامیان دولت سوریه
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

دو شاهد کشتار الحوله اعلام کردند که این کشتار نتیجه عملیاتی است که تروریست‌های مسلح در حق چند خانواده مشخص حامی دولت انجام شد. خانواده‌هایی که شرکت در تظاهرات ضددولتی نمی‌کردند یا نمی‌پذیرفتند که سلاح حمل کنند یا به تروریست‌ها پول بدهند.

افراد مسلح 25 می در کشتاری فجیع بیش از 100 نفر را کشتند که بیش از نیمی از آنان کودک و زن بودند که با گلوله مستقیم از فاصله نزدیک یا با چاقو کشته شده بودند.

به گزارش سانا، این دو شاهد تصویر و نامشان فاش نشد تا سلامت آنان به خطر نیفتد. این دو شرح دادند که تروریست‌ها در چند منطقه تجمع و در یک زمان به نقاط استقرار نیروهای ارتش حمله و از سلاح‌های سنگین استفاده کردند.

این دو تاکید کردند که تصاویری که به عنوان قربانی نمایش داده شده است، تصاویر کشته‌هایی است که قربانی افراد مسلح شدند به طوری که اجساد را جمع می‌کردند تا با تصویربرداری از آن، بهره‌برداری لازم انجام شود.

شاهد اول در گفت‌وگو با تلویزیون سوریه اعلام کرد: من قدم به قدم با افراد مسلح می‌رفتم و همه جزئیات کارشان را مشاهده کردم. سه روز قبل از کشتار، از چیزی و اتفاقی صحبت می‌کردند که قرار است روز جمعه رخ بدهد به طوری که میگفتند منحصر به فرد و بسیار بزرگ است. مکررا این موضوع صحبت می‌کردند به قدری که ما مشتاق شده بودیم که ببینیم چه اتفاقی است که قرار است رخ بدهد.

این شاهد عینی افزود: روز جمعه (25 می) بخشی از افراد مسلح در محله شمالی نزدیک به نقطه ایست ارتش متمرکز در میدان ساعت جمع شدند. برخی دیگر از افراد مسلح هم به سوی مسیر سد رفتند. این اسمی است که ما گذاشته‌ایم. دولت به آن مسیر طرابلس می‌گوید. منطقه دیگری‌ هم هست که ناصریه و خیابان ستو و خیابان شیرینی ابوزید نامیده می‌شود که به طرف کارگاه‌های سنگ مرر بیت‌الظاهر می‌رود.

این شاهد عینی افزود: افراد مسلح حاضر در محله شمالی شروع به تیراندازی هوایی کردند تا نقطه ایست نزدیک خود را اشغال کنند و وانمود کنند که الان آن را گلوله باران می‌کنند و می‌زنند زیرا خیلی سخت بود رسیدن به آن و کنترل کردن آن از آن مناطق پایین‌دستی.

پس از آن من به مسیر سد منتقل شدم و گروه‌های زیادی بودند مثل گروه خالد ابوالواحد که سلفی بود، گروه عبدالملک الصالح، نضال بکور، هیثم الحصان، عکرمه، عقرب، کفرلاها، تل ذهب، و همچنین افراد غریبه‌ای و دیگر افراد مسلحی که در پیرامون منطقه المفرزه شروع کردند به شلیک بی‌هدف که مردم و خانه‌ها را هدف شلیک خود قرار دادند.

بخشی بزرگ از این افراد نمی‌دانستند که چگونه از سلاح استفاده کنند چرا که یکی از آن یکی مسلسل پی‌کی‌سی در دست گرفت ولی نتوانست آن را کنترل کند و چند لحظه بعد آن را به عقب پرتاب کرد و یک نفر دیگر آرپی‌جی انداز خود را کنار گذاشت و حتی یک نفر دیگر چیزی شبیه یک خمپاره انداز در دست داشت که عقبش یک پروانه داشت اما به جای اینکه محل استقرار نیروهای ارتش را هدف بگیرد یکی از منازل مسکونی (بیت الزکاحی) را اشتباها هدف گرفت و دو نفر که در حال خوردن «مته» (نوعی چای) بودند، کشته شدند و این اتفاق جلوی چشمان دیگر افراد مسلح رخ داد.

بیشتر کشته‌ها وقتی کشته شدند که افراد مسلح به سوی خانواده‌های مشخصی می‌رفتند تا با آنان تسویه‌حساب کنند زیرا یا برخی اعضای وابسته به انان عضو پارلمان بودند یا اینکه آن خانواده حاضر نبود در تظاهرات علیه دولت شرکت کند و از دولت حمایت می‌کردند یا اینکه پول داشتند و حاضر نبودند برای افراد مسلح سلاحی خریداری کنند. این افراد در کنار این انگیره‌ها، به سراغ افرادی می‌رفتند و به دلیل اختلافات قبلی که داشتند، انتقام می‌گرفتند. مثلا خانواده سید با خانواده یکی از نمایندگان مجلس رابطه خویشاوندی داشت و خواستند به دلیل انتخابش در پارلمان، به او هدیه بدهند.

 

 

 

گروه الحصان بشدت از خاندان السید بدش می‌آمد. این گروه افرادش قاتل بودند و نمی‌دانستند انقلاب یعنی چه. کارشان قتل، دزدی و سرقت نفت از خط لوله نفت بود. مقدار هنگفتی هم پول همراه داشتند. این گروه مقابل منزل السید بود. آنسوی مسیر شیرینی ابوزید. پراکنده بودند و بی‌هدف شلیک می‌کردند و نه تنها سلاحشان به سوی نقطه ایست بازرسی نبود بلکه بخش انتهایی خانه السید را هدف گرفته بود. به سوی برادر السید و همسر برادرش و کودکانی که کشته شدند.

این شاهد عینی تاکید و سوال کرد: در کنار منزل السید منزل یکی از نزدیکان نضال بکور هست. چرا افراد این خانه زنده‌اند حال آنکه خانه‌شان کنار منزل کسانی است که کشته شدند؟

در بخشی دیگر هم خانه الغرو و حدو علی بکو و خانواده‌اش قرار دارد. اینها هم چیزی‌شان نشد. چرا دقیقا خانه السید هدف گرفته شده است؟ همین اتفاق درباره خانه عبدالرزاق هم افتاد. نزدیک آن هم خانه‌ای از وابستگان زاهر بکور بود که هیچ اتفاقی برایش نیفتاد. همینطور خانه‌های هرموش‌ها. یکی از آنها منزل یک معلم ریاضی است. از خانواده نعسان‌ها. چرا هیچ اتفاقی برای او و خانواده‌اش نیفتاد. اتفاقا منزل او نزدیک نقطه ایست بازرسی ارتش هم هست. فقط 5 متر با آن فاصله دارد. کشتار انجام شد زیرا برخی خانواده‌ها مشخصا هدف افراد مسلح قرار گرفتند.

شاهد عینی اول در ادامه تشریح کرد که تل‌دو چگونه منطقه‌ای است و خانواده‌های مختلف چگونه در آن ساکن هستند و چه کسی کجاست و کشتار دقیقا در چه نقاطی اتفاق افتاد و مکان ایست بازرسی ارتش و نیروهای ارتش یا حفظ امنیت در چه موقعیتی بود یا اینکه افراد مسلح در چه نقاطی متمرکز بودند و توضیح داد که چگونه حملات خود را انجام می‌دادند.

شاهد عینی دوم

شاهد عینی دوم یک خانم است که گفت: روز جمعه 25 می، گذشته از جمعه قبل از آن، تعداد افراد مسلح خیلی زیاد بود و حتی چهره‌های غریبی در منطقه تل‌دو دیده می‌شد.

وی افزود: افراد مسلح از نقطه‌ای در همسایگی ما شروع کردند به هدف گرفتن ایست بازرسی ارتش با خمپاره. کسی که خمپاره‌ها را می‌زد سعید فایز العکش بود. نیروی دولتی متوجه او شدند و او را هدف گرفتند و سعید فایز العکش مجروح و به بیمارستان صحرایی کفرلاها منتقل شد.

این خانم افزود: افراد مسلح پس از آن بشدت هرچه تمام‌تر به همان نقطه ایست بازرسی حمله کردند. گروه‌های دیگری هم بودند که تماس‌هایی داشتند. ما می‌شنیدیم که با بی‌سیم صحبت می‌کردند. بخشی از آنان در منطقه الناصریه و منطقه سد در مقابل ایست بازرسی دوم حضور داشتند که قبلا آتش گرفته بود. [و می‌گفتند] بخشی هم اینجا باقی خواهد ماند تا نیروهای دولتی در این ایست بازرسی به آنان مشغول باشند.

این شاهد عینی همچنین گفت: گروه‌های دیگری هم بودند مثلا گروه عقرب، یک گروه هم از کفرلاها و دیگری از تل‌دهب و دیگری از الطیبه به علاوه گروه‌هایی از رستن که با بی‌سیم صحبت می‌کردند و می‌شنیدیم که می‌گفتند مثلا برای ما گروهی از تل‌دهب یا گروه عقرب یا گروهی از رستن بفرستید.

این خانم که هویت وی فاش نشد، گفت: در میان این افراد، برخی افراد غریبه نیز بودند که برای اولین بار بود که می‌دیدیمشان. افرادی هم از طلف و البرج بودند ولی عده‌ این غریبه‌ها کمتر بود... .

حمله در همان وقت به ایست بازرسی ارتش شروع شد. حدود ساعت 13 و 30 دقیقه بود که ایست بازرسی سقوط کرد و برخی افرادش کشته شدند. تعداد زیادی هم از افراد مسلح کشته شد. سه ساعت ماندند تا آنان را از آنجا منتقل کنند.

افراد مسلح خودرو بی‌دی‌ام را با خمپاره زدند. دود غلیظی دیدیم که به آسمان رفت. سپس سلاح‌ها و مهمات موجود در نقطه ایست بازرسی را تصاحب کردند و به بخش شمالی محله بردند و سلاح‌ها را توزیع کردند.

این شاهد عینی افزود: افراد مسلح ساختمان محل ایست را هم فورا آتش زدند و هر چه در آن بود به سرقت بردند و آمدند بیمارستان را آتش زدند و حتی درختان زیاد پشت بیمارستان را هم که نزدیک به سد است آتش زدند. وقتی از آنجا عبور کردیم دیدیم که همه درختان سوخته‌اند.

این خانم همچنین گفت: پس از سقوط نقطه ایست بازرسی شنیدم که یکی از افراد به نام عکرمه الصالح از طریق بی‌سیم با دو نفر که نضال بکو و خالد عبدالواحد نامیده می‌شدند، صحبت می‌کرد. بکور به او می‌گفت که افراد غریبه را برای ما اعزام کن چون یک عملیات دیگر داریم. در این زمان هیثم الحلاق راه می‌رفت و یک ساطور در دستش بود. سلاح هم داشت. رفت به سراغ گروهش گروه الناصریه. او فرمانده گروه خود بود که تعدادشان به 200 فرد مسلح می‌رسید. این گروه، بزرگ‌ترین گروه بود که قبلا متخصص ربابش و سرقت بودند.

این شاهد عینی افزود: حمله به ایست بازرسی از ناصریه بود. از راه سد. به طور مستقیم. پس از اینکه بر آن کنترل پیدا کردند، نصال و خالد با هم صحبت کردند و افراد غریب را اعزام کردند. کسی که با او صحبت می‌کرد گفت که یک گروه از عقرب برایت می‌فرستم. کسی که صحبت می‌کرد نمی‌دانست که فرمانده این گروه کیست. گفت فرمانده این گروه کیست که در پاسخ به او گفتند که فرماندهی گروه عقرب بر عهده شخصی به نام یحیی الیوسف است و فرمانده گروه کفرلاها را نگفتند چون او را می‌شناختند.

وی افزود: گروه‌ها به سوی الخزان رفتند. چند راه هست که به راه سد می‌رسد. حدود ساعت هفت عصر بود که فهمیدیم کشتار [الحوله] اتفاق افتاده. درست بعد از سقوط ایست بازرسی که حدود دو ساعت طول کشید.

این شاهد عینی گفت: ساعت هشت شب قربانیان را به خودرو به مسجد جامع در شمال منطقه منتقل کردند. به دور از منطقه درگیری که در آن حضور داشتند. سپس فردی به نام غالب الیوسف تماس گرفت و خواستار اعزام چند خودرو کیا شد. آنان سپس ساعت هشت شب با خودرو تردد می‌کردند و نقطه ایست بازرسی کاملا سقوط کرده بود و نیروی پشتیبانی هم برای آنان نرسید.

قربانیان از خانواده‌های السید و معاویه السید بودند. این دو دو افسر پلیس بودند که حاضر نبودند فرار کنند [و به مخالفان بپیوندند] و قطعا از اهداف مخالفان بودند زیرا هر کس که از دولت جدا نشود، جزء اهداف است و زندگی‌اش در خطر. آنها منزلشان نزدیک ایست بازرسی ارتش بود و دوست نداشتند از آن خارج شوند و وارد محیط روستا شوند.

یک خانواده دیگر هم با خاندان السید بود. یک خاندان سومی هم نزدیک عبدالمعطی مشلب است که همه از نزدیکان المشلب هستند که موفق شد دبیر پارلمان جدید سوریه بشود. عبدالرزاق هم خانه‌اش آنجاست. من آنان را می‌شناسم. همه هوادار نظام و دولت هستند جر یک خانواده که مسلح است. خاندان عبدالرزاق متشکل از چهار خانواده است که به آنان تعرض شد. خانه‌هایشان در راه سد است. پشت منطقه ایست بازرسی در کنار رود.

منازل خاندان السید در همسایگی افراد مسلح بود. بنابراین اگر کسی از لباس شخصی‌ها (آنطور که می‌گویند) آمده است و این افراد را کشته، پس چرا کودکان افراد مسلح را نکشته است؟ چرا قتل‌ها دقیقا در این خانه‌ها رخ داده است؟ خانه‌های زیاد دیگری هم در مجاورت این افراد مسلح است. خانه حلاق‌ها که نزد ما معروف است به خانه اسب‌ها و خانه عبدالرزاق و بکور پس چرا هیچ کس از خانه بکورها کشته نشده است؟ چرا فقط کودکان عبدالرزاق را کشته‌اند؟

این شاهد عینی همچنین تاکید کرد: خانه فاعور هم اینجاست. همه‌شان مسلح هستند. تصویربردارشان هم مشهور است. او هم از فاعورهاست. یکی‌شان مرد اما برادرش کار را گرفت و او الان تصویربردار الجزیره است. پس از چرا هیچ یک از اینها کشته نشده‌اند و در حالی که خانه‌هایشان پر از آدم است.

این شاهد عینی در پایان اعلام کرد که تعداد زیادی از کشته‌های خود را به همراه خانواده‌هایی که کشته بودند مقابل ناظران بین‌المللی آوردند و گفتند که اینها در نتیجه خمپاره‌باران ارتش کشته شده‌اند.


 
گفتگوی جام جم با عضو موسس مجمع فرا
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

چهارشنبه 17 خرداد 1391 - ساعت 07:58
شماره خبر: 100813920354

جام جم آنلاین: برخی کارشناسان علوم اجتماعی، اینترنت را تیغ دولبه‌ای خوانده‌اند که ضمن فواید و مزایایی که دارد، در صورت استفاده نادرست از آن، حیات اخلاقی و انسانی کاربران را تهدید می‌کند. بر همین اساس است که بسیاری معتقدند این فناوری مدرن می‌تواند به ابزاری برای نابودی انسان تبدیل شود، هر چند راهی برای گریز از آن نیست جز آن که استفاده از آن مدیریت شود. نقش اینترنت در جهان امروز، ضرورت ایجاد شبکه ملی اطلاعات، نقش شورای عالی فضای مجازی که اخیرا به دستور رهبر معظم انقلاب تشکیل شد و تاسیس مجمع فعالان فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی مباحثی است که در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام رضا غلامی رییس مرکز پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی صدرا به آن پرداخته‌ایم. آنچه در پی می‌آید حاصل این گفت‌وگوست.

...

اخیرا شاهد تأسیس مجمع فعالان فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی بودیم و شما هم در مراسم آغاز به کار این مجمع به عنوان عضو هیأت موسس سخنرانی کردید. فلسفه راه اندازی این مجمع چیست؟

همان طور که قبلا عرض کردم، امروز یک جبهه عظیم فرهنگی علیه نظام جمهوری اسلامی از سوی قدرت های بزرگ یابه بیان واضحتر نظام استکبار جهانی تشکیل شده است که یکی ازا بزارهای مهم آنها برای ضربه زدن به نظام فناوری اطلاعات و ارتباطات و در رأس آن شبکه اینترنت است. در این جهت، باید تشکل های مردمی بیش از گذشته احساس مسوولیت کنند و برای مبارزه با دشمن به میدان بیایند و از هرگونه تلاشی در این زمینه دریغ نکنند. در واقع مجمع فعالان به دنبال شکل دهی و تقویت بخش مردمی جبهه انقلاب است؛ البته ا ین سخن به معنای آن نیست که مجمع فقط به دنبال کار تدافعی ا ست؛ خیر، مجمع هم دفاع می کند و هم حمله، منظور از حمله یعنی ابتکار عمل و نوآوری های بزرگ در جهت تولید و عرضه وسیع و جذاب محتوای اسلامی و انقلابی برای ایران و کل جهان. با این وصف، مجمع اولا درصدد شناسایی فعالان انقلابی در این عرصه، عنداللزوم ایجاد تشکل های مردمی تازه و متشکل کردن آنهاست و ثانیا  به دنبال هماهنگ کردن آنها در جهت پرداختن به اولویت هاست و ثالثا درصدد بسترسازی برای ارتباط، همکاری و تعامل میان آنها برای فراهم شدن زمینه انجام کارهای بزرگ و جریان ساز است. البته این مجمع مأموریت های دیگری را هم برای خود در نظر گرفته است از قبیل رصد مستمر وضعیت فناوری ا طلاعات وارتباطات در ایران و جهان و توجیه کردن به موقع تشکل ها نسبت به شرایط روزِ این عرصه است.

آیا این مجمع به دنبال کار صنفی نیز هست؟
درست است که مجمع فعالان چیزی شبیه یک اتحادیها ست،اما بیش ازا ین که دغدغه کار صنفی داشته باشد دغدغه کار فکری و فرهنگی دارد.البته زمینه سازی برای حمایت های صنفی از تشکل های مردمی هم در این مجمع منتفی نیست. برای مثال هرجا لازم باشداز حقوق اعضای خود دفاع می کند.

با توجه به حضور برخی دستگاه های فرهنگی حاکمیتی در این مجمع، تصور شد که این مجمع یک تشکیلات مردمی به معنای دقیق کلمه نیست. نظر شما در این باره چیست؟
حضور دستگاه های فرهنگی حاکمیتی دراین کار یک نقطه قوت و یک مزیت است. موسسات مردم نهاد در فرهنگ انقلاب اسلامی از کار با دستگاههای نظام نه تنهاابایی ندارند بلکه در صورتی که کار مشترک به منزله هم افزایی در مسیر اصول، محکمات و اهداف انقلاب باشد، به این ارتباط افتخار هم می کنند. لذا با هرگونه رویکردافراطی در مواجهه بخش های مردمی با دستگاه های حاکمیتی یا دولتی موافق نیستیم. در عین حال باید با قاطعیت عرض کنم، این مجمع کاملا مردمی و مستقل تأسیس شده و حتی اگر روزی دستگاههای نظام در کار خودشان دچار کجروی و انحراف شوند به وظیفه خود در جهت امر به معروف و نهی از منکر آنها نیز عمل خواهد کرد و با کسی یا تشکیلاتی بر سرارزشهای اسلام و انقلاب رودربایستی نخواهد داشت.

در برگزاری نخستین گردهمایی مجمع تعدادی از اعضای حقیقی شورای عالی فضای مجازی که اخیرا با تدبیر رهبر معظم انقلاب در عالی ترین سطح تأسیس شده حضور داشتند و سخنرانی هم کردند؛ آیا این مجمع ارتباط خاصی با این شورا دارد؟
4 نفر از اعضای آن شورا در گردهمایی حضور داشتند و 2 نفر از آنها هم سخنرانی کردند. این نشان دهنده اهمیت نقشا ین مجمع در آیندها ز منظرا عضای شورای عالی فضای مجازیا ست. با ا ین وجود، این مجمع هیچ گونه ارتباط رسمی با آن شورا ندارد؛ا لبته خود را سرباز شورا می داند و در لبیک به رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی حاضر است برایا جرای تصمیمات آن شورا با تمام وجود به صحنه بیاید.

با اعلام تأسیس مجمع فعالان با عکس العمل های غیرمتعارفی از سوی برخی مراکز دولتی روب هرو شدیم.نظر شما در این زمینه چیست؟

برای مجمع، این نوع عکس العملها که مایلم از آن به عکس العملهای کودکانه تعبیر کنم قابل پیش بینی بود. مابرای ورود به این عرصه مهم اصطلاحا پی هرنوع مخالفت و کارشکنی را به تن خود مالیده ایم. ورود نیروهای مردمی انقلاب در صحنه همیشه عده ای را به وحشت انداخته و می اندازد، لذا ا ین نوع رفتارها هیچ تأثیری درانگیزه موسسان و اعضای مجمع نخواهد داشت. هما نطور که شما هم ملاحظه نمودید، به رغم ادعای مضحک و کارشکنی عناصری معلوم الحال در یک مرکز دولتی آن هم در هفته منتهی به برگزاری نخستین گردهمایی فعالان، به لطف الهی گردهمایی بسیار باعظمت و باشکوهی برگزار شد. در عین حال، اعضای مجمع علاقه ندارند ذهنشان را به این مسائل پوچ معطوف کنند چراکه انشا ءالله کارهای بزرگی در پیش دارند که باید همه توان فکری و عملی خود را در این کارها متمرکر کنند.

بعد از برگزاری نخستین گردهمایی اهم برنامه های مجمع چیست؟
از فردای برگزاری مجمع، جلسات فشرده با حضور فعالان در حال برگزاری است و دوستان مجمع براساس تحلیل جامعی که از شرایط دارند وبه اولویت هایی که رسیده اند، در حال طراحی چند کاربزرگ هستند که به زودی اخبار آن اعلام می شود.

چه کسانی اعم از اشخاص و موسسات می توانند عضو مجمع فعالان شوند؟
در مجمع روی هر فرد یا تشکیلاتی که دل در گروی اسلام ناب محمدی (ص) وا نقلاب اسلامی دارد و حاضر است در جهت تحقق آرمان های آن درا یران و جهان تلاش کند، باز است. در واقع، بهتر است بگویم این افراد و تشکلات، خود صاحبان حقیقی مجمع هستند.ا مروز نیروهای حزب اللهی به لطف الهی در این عرصه پیشتازند و مجمع می تواندا ن شاءالله باا تکا به توانای یهای آنها در جهت تحققا هدافی که عرض کردم، براحتی وارد عمل شود.


 
بکارگیری مدل السالوادور برای سوریه
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

اخبار دمشق تصاویری جدید از جنایت فجیع «الحوله» را در اینترنت منتشر کرد که صرف نظر از اینکه قلب هر انسانی را به درد می‌آورد به وضوح ادعای مخالفان مسلح و به تبع آن دولت‌های اروپایی و دولت آمریکا را رد می‌کند.

مخالفان مسلح سوریه ادعا کردند که روز جمعه گذشته (25 می) ارتش سوریه به منطقه الحوله حمله توپخانه‌ای کرد و آن را بمباران کرد.

مخالفان ادعا کردند که در این حمله حدود 90 نفر کشته شدند و تعداد چشمگیری از آنان کودکان بودند که بر اثر این حمله کشته شدند.

در توضیحات ابتدای این تصاویر آمده است که:

«در تاریخ 25 می 2012 عناصر [گروهک] ارتش آزاد سوریه کشتار هولناکی علیه کودکان منطقه الحوله انجام دادند به این صورت که آنان را ربودند و دست بستند و کشتند سپس به ارتش سوریه اتهام زدند که این کشتار کار اوست و همه این کارها را کردند تا از آن در شبکه‌هایی مانند العربیه و الجزیره بهره‌برداری رسانه‌ای انجام بدهند و در نهایت در آستانه نشست شورای امنیت از آن بهره‌برداری کنند تا قطعنامه‌ای علیه سوریه صادر شود».

کودکان دست‌بسته‌ای که ادعا می‌شود در بمبارن کشته شده‌اند!


در ادامه در زیرنوس آمده است که دستان کودکان بسته است و این نشان می‌دهد که [افراد مسلح] آنان را قبلا ربوده‌اند.

پیش از این نیز برخی منابع در سوریه تاکید کرده بودند که کودکان قربانی شده در الحوله، بچه‌هایی هستند که از چندین منطقه ربوده و به این منطقه انتقال داده شده بودند.

در ادامه توضیحات این سوال مطرح شده است که اگر این کودکان در حمله خمپاره‌ای ارتش سوریه کشته شده‌اند [جدای از اینکه سوریه کاملا وجود هرگونه تانک یا حمله خمپاره‌ای را تکذیب کرد] چرا دستانشان بسته است و هیچ اثری از این حمله بر روی لباسشان یا بدنشان نیست [و چرا با تک گلوله کشته شده‌اند؟].

در پایان این تصاویر از دولت سوریه خواسته شده است تا با مشت آهنین و بدون هیچ رحمی، پاسخ تروریست‌های مسلح را بدهد.

لینک دانلود : http://media.farsnews.com/media/uploaded/files/video/1391/03/10/13910310000139.flv

 

به گزارش جهان، این نشریه آمریکایی درباره حملات تروریستی اخیر در سوریه که به کشته و مجروح شدن بیش از 110 نفر از جمله 32کودک منجر شد، نوشت: القاعده به ابزاری حقیقی در دستان آمریکا برای مقابله با نظام بشار اسد تبدیل شده است.

فارین پالیسی افزود، هدف اصلی حملات تروریستی در سوریه توسط گروه القاعده این است که به نظر برسد روند خشونت در سوریه رو به افزایش است و نظام سوریه مرتکب اقدامات فاجعه آمیز می شود. رسانه های سوریه نیز اعلام کردند که شیوه ها و اهداف گزینش شده در حملات تروریستی در سراسر کشور نشان می دهد که تروریست های القاعده عامل آنها هستند.

تروریسم به رهبری القاعده در سوریه، از سوی واشنگتن و برخی کشورهای عربی حمایت مالی می شود.

یکی از روزنامه های سوریه در این باره نوشت، واشنگتن تاریخی مملو از حمایت از تروریسم دارد و این در سوریه در حال تکرار است و برخی کشورهای عربی و غربی هم سرمایه لازم را برای این تروریست ها فراهم می آورند.

هشام جابر رئیس مرکز تحقیقاتی شرق نیز در گفت وگو با شبکه خبری العالم اظهار داشت، آمریکا با حمایت آموزشی، اطلاعاتی و تسلیحاتی گروه القاعده در حوادث تروریستی سوریه نقش دارد.
وی افزود، القاعده از خطرناک ترین گروه های تروریستی است که با حمایت آمریکا در سوریه فعال شده است.

این اظهارات در حالی صورت می گیرد که یکی از افسران ارتش آزاد سوریه که از گروه های مخالف حکومت بشار اسد است تایید کرد که جنگجویان القاعده در حوادث تروریستی اخیر در سوریه نقش دارند.

وی افزود، القاعده به نیروهای مخالف دولت سوریه پیشنهاد کمک مالی و تسلیحاتی کرده است.

نشریه «گلوبال ریسرچ» نیز طی گزارشی به قلم «مایکل چوسودوفسکی» استاد برجسته کانادایی از حضور گسترده سرویس های اطلاعاتی غرب به خصوص آمریکا در سوریه و راه اندازی قتل عام در این کشور خبر داد.

براساس این گزارش نیروهای ناتو و آمریکا با استفاده از مدل «جوخه های مرگ در السالوادور» در تلاشند تا حکومت بشار اسد را ساقط کند.

در بخشی از این گزارش آمده: «مدل السالوادور یک مدل تروریستی است که طی آن جوخه های مرگ مورد حمایت آمریکا اقدام به قتل عام گسترده غیرنظامیان می کنند و آن را انجام شده از سوی حکام رژیمی معرفی می کنند که به دنبال ساقط کردن آن هستند.»

گفتنی است، ایالات متحده آمریکا در دهه 80 در کشور السالوادور با این مدل بیش از 75 هزار نفر از غیرنظامیان را قتل عام کرد.
خبر دیگر اینکه در راستای همگامی با سیاست های ضد سوری غرب استرالیا، فرانسه ، انگلیس،کانادا، اسپانیا و ایتالیا سفرای سوریه را از کشورشان اخراج کردند.


 
BBC ، بی حیثیت ترین رسانه ی جهان
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

"بی بی سی" امروز در خبری با عنوان "محکومیت قتل عام سوریه در شهر الحوله همزمان با افزایش خشم" از عکسی استفاده کرد که «مارکو دی لائورو» عکاس ایتالیایی در سال 2003 میلادی و از قتل عام و کشتار مردم عراق گرفته بود.

در زیرنویس این عکس در پایگاه خبری بی‌بی‌سی آمده است که این تصویر توسط یکی از «فعالان» گرفته شده است و به طور مستقل تائید نمی‌شود اما باورها بر این است که این عکس اجساد کودکانی را نشان می‌دهد که در شهر الحوله در انتظار دفن به سر می‌برند.

هنوز روشن نیست که بی‌بی‌سی با ادعای چندین سال سابقه کار حرفه‌ای چگونه به خود اجازه می‌دهد به دروغ عکسی را از 9 سال پیش که حاصل جنایت آمریکا در عراق است، به دولت سوریه نسبت بدهد و منبع آن را یک «فعال» اعلام کند.

«فعال» تنها منبعی است که رسانه‌های غربی در بیش از یک سال گذشته فضاسازی و اخبار بزرگ‌نمایی شده و گاه دروغ خود از سوریه را به نقل از آن اعلام می‌کنند. منبعی که نه هویت دارد نه می‌توان صحت آن را پیگیری و مشخص کرد. بنابراین می‌توان هر چیزی را حتی عکس جنایت آمریکا در 9 سال پیش در عراق را اقدام ارتش سوریه علیه مردم خود جا زد.

"مارکو دی لائورو" عکاس ایتالیایی عکسی که شبکه "بی بی سی" برای به تصویر کشیدن جنایات سوریه به دروغ استفاده کرده است، گفت که از ناکامی "بی بی سی" در نظارت بر منابع خبری خود شگفت زده شده است؛ این عکاس ایتالیایی گفت: ساعت 3 صبح به منزل رفتم و صفحه "بی بی سی" را باز کردم؛ در صفحه اول بی بی سی خبری درباره رویدادهای سوریه آمده بود و من تقریبا داشتم از روی صندلی خود می افتادم.

این عکاس در ادامه گفت: یکی از عکس های من از عراق توسط وب سایت "بی بی سی" برای به تصویر کشیدن اجساد قتل عام روز گذشته در سوریه استفاده شده بود و اعلام شده بود که این عکس توسط یکی از «فعالان سوری» ارسال شده است؛‌ این در حالیست که این عکس را من گرفته ام و در وب سایت خود من نیز این عکس وجود دارد.

مارکو دی لائورو عکاس ایتالیایی

در ادامه اظهارات این عکاس ایتالیایی آمده است: آنچه که من حقیقتا از آن شگفت زده هستم این است که چگونه یک سازمان خبری مانند "بی بی سی" منابع خبری خود را کنترل نمی کند و هر عکسی را که توسط هر کسی چه فعال، چه روزنامه نگار و هر کس دیگری که ارسال می شود، پست می کند.

"مارکو دی لائورو" در ادامه با اشاره به اینکه علاقه ای به معذرت خواهی "بی بی سی" به دلیل استفاده بدون رضایت او از این عکس ندارد، گفت: آنچه شگفت انگیز است این است که یک سازمان خبری از عکسی برای اثبات قتل عامی استفاده می کند که این روز گذشته در سوریه اتفاق افتاده است و این در حالیست که این عکس در سال 2003 میلادی و در جریان یک قتل عام کاملا متفاوت در عراق گرفته شده است.

پس از جنایت تروریست‌های سوریه در کشتار تعدادی کودک، تصاویری از شبکه‌هایی مانند الجزیره و بی‌بی‌سی انگلیسی منتشر و اعلام شد که کودکان کشته شده در این عکس نتیجه حملات ارتش سوریه است اما عکاسی ایتالیایی این عکس اعلام کرد که عکس این کشتار متعلق به 9 سال پیش در عراق است.

Marco Di Lauro:Somebody is using illegaly one of my images for anti syrian propaganda on the BBC web site front page.


Today Sunday May 27 at 0700 am London time the attached image which I took in Al Mussayyib in Iraq on March 27, 2003 (see caption below) was front page on BBC web site illustrating the massacre that happen in Houla the Syrian town and the caption and the web site was stating that the images was showing the bodies of all the people that have been killed in the massacre and that the image was received by the BBC by an unknown activist. Somebody is using my images as a propaganda against the Syrian government to prove the massacre.


Al Musayyib, Iraq - May 27, 2003
An Iraqi child jumps over a line of hundreds of bodies, in a school where they have been transported from a mass grave, to be identified. They were discovered in the desert in the outskirts of Al Musayyib, 40 km south of Baghdad. It has been estimated that between 10,000 and 15,000 Iraqis had been reported missing in the region south of Baghdad. People have been searching for days for identity cards or other clues among the skeletons to try to find the remains of brothers, fathers, mothers, sisters and even children who disappeared when Saddam's government crushed a Shi'ite uprising following the 1991 Gulf War.

Marco Di Lauro
Photographer
Reportage by Getty Images


 
چه کسی ، چرا ، چگونه برای فرا حاشیه سازی می کند؟
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

از زمان شکل گریری اولین جوانه های شکل گیری مجمع فعالان فناوری اطلاعات ورسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی که با عنوان اختصاری فرا شناخته می شود ، تاکنون مطالب بسیاری از سوی موافقان و همدلان در مورد ضرورت تشکیل چنین محلی برای تبادل اطلاعات وتجربیات میان فعالان و همچنین برقراری یک پل بین نظرات مردمی و تخصصی با لایه های حاکمیتی برای انتقال نظرات، اطلاعات و تجربیات طرح شد. اما از همان زمان ، جریانهایی نیز تلاشهایی را برای کم کردن از سرعت پیشرفت و کیفیت اجرای طرحهای منجر به تاسیس و شکل گیری و انسجام این جمع مردمی آغاز کردند. سعی خواهد شد به شکل خلاصه و فهرست وار ، مشخص گردد که چه کسانی ، چرا و چگونه در تلاش برای حاشیه سازی هستند.

مخالفان هم موافقند !

برخی از عناصری که طی چند روز ابتدایی تشکل مجمع فرا ، انواع متناقضی از نکات را در مورد "فرا" بعنوان موضع خود اعلام نموده بودند ، در برخی خروجیهای رسانه ای ، صحت هدف و آرمان اصلی که مجمع فرا پیرامون آن شکل گرفته ، یعنی برسمیت شناختن نیاز قطعی فعالان فضای فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتالی مبنی بر ایجاد یک تشکیلات مردمی برای اجتماع و هم افزایی را تایید کرده و تاکید می کنند آنچه که پیرامون موضوع فرا پیش آمده ، چیزی جز حاشیه نیست  ، لیکن این حاشیه ها ( بر فرض اطمینان از صحت ! ) از نظر این عناصر ، چنان اهمیت دارد که اجازه دارد ضرورت و حقیقت بزرگتر را به چالش بکشد. (مستندات در اختیار مجمع فرا قرار دارد) اما هنگامی که این عناصر متوجه می شوند که مسئولیت پذیری در خصوص مطالبی که حقیقتا در حاشیه برای به چالش کشیدن متن طرح شده ، امری ضروری و قبول کردن مسئولیت اقدامات و حرکات رسانه ای، ضرورت قطعی حضور در فعالیت رسانه ای است ، تلاش خواهند کرد تا رفتاری متین تر و در چهارچوب قانون و ارزشهای نظام حاکم جمهوری اسلامی از خود بروز دهند. حالا باید دید حاشیه های مذکور چقدر صحت دارند و از چه درصدی از اهمیت برخوردارند و چه مسئولیتهایی بدلیل چه اقداماتی متوجه چه عناصری شده است :

حاکمیتی هستید ! حاکمیتی نیستید ! حاکمیتی هستید ! حاکمیتی ... !

بارها بهانه های متنوعی از سوی افراد مختلف در عدم همکاری با فعالیتهای بخشهای مختلف نظام جمهوری اسلامی مطرح شده و می شود . جملاتی از این دست که "حضور نهادها و دستگاههای حاکمیتی موجب نگاه قیم مآبانه آنها و تلاش آنها برای دخالت در کوچکترین جزئیات می گردد " ، نهادها و دستگاههای دولتی و حاکمیتی سهم خواه و گزارش محور هستند  " دستگاههای حاکمیتی و دولتی بدنبال دسترسی به اطلاعات خصوصی و شناسایی ! ما هستند " و ... جملاتی بوده که از سوی عناصر اینگونه بارها شنیده شده است. این تیپ جملات ، معمولا از بلندگوهای جریانات عقده ای و اپوزیسیونی یا عناصری فریاد می شده که دارای فواصل ایدئولوژیک بزرگ و منافع راهبردی متضاد با منافع و مبانی نظام و انقلاب اسلامی بوده ، در تیپها و فیگورهای روشنفکری ، این مواضع را اتخاذ می کردند. نمونه ی این گونه عناصر ، جریانها و گروهها فراوان است. اما بسیاری از همین جریانات ، با مشاهده ی قوت و اقتدار کیفی و کمی تلاش صورت گرفته که ناشی از برخورداری حرکت موصوف از عقبه ی اجرایی ، فکری و مدیریتی جوان و خلاق انقلابی بود که برای مثال در دوران دولت اول اصولگرا به بدنه ی دولت تزریق شد، آرام آرام و بی سروصدا ، به میدان کار و تلاش و ایفای نقش وارد شده تلاش نمودند تا از هدر رفت امکانات و تشکیلات و منابع و خصوصا "آبرو" ی حرفه ای خود در نتیجه ی انزوای حرفه ای جلوگیری نمایند.

در ماجرای مجمع فرا نیز داستان همین است. ابتدا ، عناصری از حضور و همکاری در مجامع تخصصی و کارگروههای علمی و حرفه ای به بهانه اتصال عناصر فعال در فرا به سوابق دولتی و حاکمیتی سرباز زده و این جمع را جمعی حاکمیتی و متصل به دولت و نظام تلقی کرده و برخی دیگر ، با وجود حضور در جلسات ، علت تشکیل مجمع فرا را "تلاش وزارت ارشاد برای جلوگیری از خارج شدن کنترل فضای IT و ICT از هدایت این وزارتخانه و ورود کنترل و اختیارات مدیریتی به حیطه نهادهای حاکمیتی غیر دولتی " معرفی نمودند ! و برخلاف اصرار عناصر کلیدی مجمع فرا ، مدعی بودند که مجمع فرا کاملا دولتی بوده و بخاطر ترس دولت از خارج شدن تسلط این محیط از کنترل وی شکل گرفته است . اما پس از مدتی ، برخی دیگر ، با مشاهده برخی حاشیه سازی های صورت گرفته، به طرح این ادعا پرداختند که مجمع فرا متشکل از جمع اخراجیهای ! دولت و حاکمیت بوده و برنامه ی آنها بدون هرگونه هماهنگی و مجوز و اطلاع نهادهای حاکمیتی و خصوصا مراجع قانونی مسئول در این حیطه و بشکل اخص ، شورایعالی فضای مجازی است!

بنام هوشنگ بکام فرامز ، نه ! بنام فرامز بکام هوشنگ ، نه بنام ... !

برخی از عناصر مدعی مخالفت با فرا ، با انتشار برخی خروجیهای رسانه ای ، مدعی شدند که عناصر مجمع فرا ، با سوء استفاده ی از بکراند ، سابقه و عقبه حاکمیتی و دولتی خود ، اعتماد مدیران و فعالان فناوری اطلاعات بخش خصوصی را جلب کرده لیکن هیچ ارتباطی با نهادهای مسئول ندارند و از جلب اعتماد فعالان به نام شورایعالی فضای مجازی لیکن به نفع مجمع خصوصی (!)  فرا  و کیسه دوختن برخی (؟! ) برای شورایعالی نوظهور مذکور خبر ! دادند.

البته این دسته از عناصر ، بعلت بی دقتی و کم حوصلگی ، فرصت رصد برنامه ی اجرایی مجمع فرا را به خود نداده بودند تا متوجه شوند هرچند بنا بر این است تا مجمع فرا یک نهاد مردمی و واسط -تشکیل شده از نخبگان و متخصصان جوان و انقلابی فعال در این میدان-  برای انتقال تجربیات و دیدگاهها و مطالبات جامعه جوان مردمی و فعالان فضای فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتالی ( با محوریت نشستها ، جلسات و گفتگوهای علمی و فنی تخصصی ) به مراجع عالی نظام و متولیان فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور باشد ، لیکن اهداف و برنامه های خود را در چهارچوب مطالبات مقام معظم ولایت مطلقه فقیه و چشم انداز ایشان از نسبت به این ابزار و محیط تنظیم، و افق عالی خود را کمک به تامین منویات و مطالبات ایشان از مدیران و مسئولان شورایعالی فضای مجازی و ارتقاء وضع این فناوری در کشور به سطح مطلوب و شایسته ی ایران اسلامی با بکارگیری توان نیروهای عمومی و مردمی می داند و اگاهی از تناسب اقدامات و اهداف فرا با این اصول و مبانی که ناشی از شناخت مسئولان عالی نظام و عناصر شورایعالی فضای مجازی از هویت عناصر کلیدی و ماهیت چشم انداز ، اهداف و اقدامات مجمع فرا است ، باعث حمایت ، همراهی و حضور عناصر شورایعالی فضای مجازی در این برنامه ها و فعالیتهای این مجمع می گردد.

با برگزاری اولین برنامه مجمع فرا ، برخی از عناصری که کلید و پایه ی مخالفت خود با فرا را ، بر جریان و حاشیه سازی بر اساس طرح ادعای سوء استفاده ی جمعی اخراجی !! و غیر حاکمیتی ، از اطلاعات خصوصی (؟!) مردم و سوار شدن بر امواج نگرانیهای منطقی مردمی از ماجرای سوء استفاده از اطلاعات شبکه بانکی و ضعف تدابیر حفاظت اطلاعات در آن قرار داده بودند ، سکوت شدیدی اختیار کرده ، این بار ، تجربه گران بی صبری را ، مایه ی عمل جدید یعنی صبر و حوصله قرار دادند و برخی دیگر ، بجای سکوت و لبگزه ، راه حلی شگفت انگیز ، یعنی انتشار موضعگیریهایی با محتوای یکصدوهشتاد درجه متضاد با موضع قبلی را انتخاب و عملی ساختند. با این حساب ، در برخی پایگاه های اینترنتی فرعی این عناصر ، مندرجاتی دال بر اعتراض به سبقه و ماهیت دولتی ، حاکمیتی و غیر مردمی ! فرا مشاهده و این عناصر، این بار به آنچه که آن را حذف فعالان مردمی و تشکیل مجمعی از نهادهای حاکمیتی نامیده بودند معترض شدند !

این درحالیست که برخی از این عناصر با حضور فیزیکی ! در محل مراسم و مشاهده ی عینی برگزاری پنلهای تخصصی موضوعات بازیهای رایانه ای ، ابزارهای وب ، امنیت ارتباطات و اطلاعات و ... با حضور شرکت شرکتهای خصوصی ، اعضای سندیکاهای مردمی تولیدکنندگان محتوا و ابزار و فعالان مختلف مردمی این محیط ، نمی توانستند این حقیقت واضح یعنی ارائه چالشی ترین و پرمحتوا ترین مباحث تخصصی در فضای فناوری اطلاعات و ارتباطات و مسائل تخصصی ، حقوقی ، مدیریتی و ... پیرامون آن توسط عناصر جوان و متخصص و برخی از پیشکسوتان میدان فناوری اطلاعات و ارتباطات در این برنامه و استقبال شدید مخاطبان از آن را مخفی نمایند. حتی اگر این عناصر رسما در این جلسات حضور نداشتند ( که مستندات حضور برخی از ایشان در همایش فرا در اختیار مجمع قرار دارد ) می توانستند با رجوع به خبرگزاریها و پایگاههای مختلف خبری همچنین پایگاه اطلاع رسانی و روابط عمومی مجمع فرا از فهرست این فعالان و مباحث ارائه شده از سوی آنان آگاه گردند که بررسی نیات و اهداف آنان از انکار این حقیقت از حوصله ی این نوشتار خارج است.

دروغگو ، دروغگو ، دروغگو !

یکی دیگر از اقداماتی که در این چند روز پیرامون مجمع فرا شکل گرفت ، تلاشی ناکام در انهدام پایگاه اطلاع رسانی مجمع فرا در آدری ITDM.IR بود. چند روز پیش از شکل گیری مجمع عمومی فرا در تاریخ 26/2/1391 ، این پایگاه توسط مدیران آن برای مدتی بسیار کوتاه ( حدود چند دقیقه ) برای اعمال تغییراتی روی دیزاین بیرونی آن از دسترس خارج و پس از آن مجددا در دسترس قرار می گیرد که بلافاصله موجی از اخبار مبنی بر هک و Deface شدن آن روی رسانه ها منتشر می شود. جالب آنکه مستندات ارائه شده از سوی پایگاههای منتشر کننده این خبر که شامل یک تصویر BMP یا JPG از هک ادعایی بود برخورد های تخصصی برخی کاربران حرفه ای با این اخبار را موجب شده و برخی انتقادات فنی تخصصی به منتشرکنندگان خبر مذکور را موجب گشت. مجمع فرا نیز در اطلاع رسانی به مراکز خبری و رسانه ها ، هرگونه عملیات هکری را رسما تکذیب نمود.

هرچند اصالتا تاثیر هک شدن پایگاه اطلاع رسانی فرا در حقانیت فرا در اهداف و برنامه های اعلامی مشخص نیست و بنظر نمی رسد هک شدن یا نشدن پایگاه اطلاع رسانی یک نهاد عمومی یا خصوصی ربطی به حقانیت آن نهاد در اهداف و پروژه های اعلامی آن داشته باشد ، اما چند روز بعد و در تاریخ 26/2/1391 و در حالیکه تمامی دوستان و فعالان مرتبط با فرا در حال همکاری با برنامه مجمع عمومی فرا در تالار اندیشه ی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بودند ، پایگاه فرا مورد چندمرحله عملیات هکری DDOS قرار گرفته و از دسترس خارج شد که با تلاش تیم پشتیبانی فنی و سرور ، حملات دفع و سایت مجددا در دسترس قرار گرفت. مجمع فرا نیز با ارسال SMS برای مخاطبان از دفع این عملیات و شناسایی IP حمله گر خبر داد.

با این حال ، برخی از رسانه های مرتب با برخی از مخالفین مجمع فرا ، مجددا دست به حاشیه سازی برای مجمع فرا زده مدعی شدند مجمع فرا به دروغ از عدم هک شدن سرور و پایگاه اطلاع رسانی خود خبر داده و بدون توجه به مسئولیتهای صریح و واضحی که این اقدام می تواند متوجه آنان و پایگاههای خبری مرتبط نماید ، از علناً از "دروغ"گویی عناصر کلیدی مجمع فرا خبر دادند !

کی ، من ؟! کی ، این ؟!

یکی از مراکز دولتی که تا قبل از تشکیل شورایعالی فضای مجازی سهم بسزایی در پیشبرد اهداف و ماموریتهای دولتی در فضای فناوری اطلاعات و ارتباطات داشت ، با مشاهده تشکیل مجمع فرا، به موضعگیری علیه فرا اقدام نموده ، ضمن طرح ادعای "کلاهبرداری" بودن تشکیل جلسات مجمع فرا (احتمالا بر اساس یک تشابه اسمی) از فقدان مجوز تشکیل مجمع فرا و غیرقانونی بودن آن از نظر خود خبر داد.

هرچند بنظر می رسد احتمالا نگرانی این مرکز کوچک از تشکیل شورایعالی فضای مجازی و ایجاد مجمع مردمی فرا با کمک برخی از نیروهای جوان ، متخصص و مدیر - که سابقا با آن مرکز همکاری داشته و بعلت ناهماهنگی با برخی جریانات سیاسی خاص ، از همکاری و ادامه خدمت در برخی مصادر دولتی به بهانه های پوششی موجه و آبرومند مانند بورس تحصیلی و صدور حکم مسئولیت در برخی مسئولیتهای دیگر در برخی مراکز و نهادها منع شده بودند – می تواند ریشه ی ایجاد تنش ها و جریانسازیهای آن باشد ، لیکن مجمع فرا برای جلوگیری از هرگونه اقدام فاقد وجه منطقی مدیریتی و تعاملی ، با انتشار بیانیه ای ، نگرانیهای مرکز مذکور را پاسخ داده ، بر مردمی بودن – و غیر دولتی بودن خود – مطابق نگرانی مرکز مذکور تاکید و بر ارائه مجوزهای لازم در صورت ضرورت به مراجع ذیربط تاکید کرد.

مرکز مذکور پس از مواجه شدن با پاسخ متین و تنش زدایی صورت گرفته از سوی مجمع فرا موضوع درگیری خود با مجمع فرا را تعویض کرده، بجای انتخاب مشی همکاری و تعاون و همیاری هرچه بیشتر،  خط رسانه ای القایی از سوی چند پایگاه اینترنتی در طرح ادعای استفاده از اطلاعات خصوصی فعالان فناوری اطلاعات ، برای اطلاع رسانی به آنان از اخبار مجمع فرا و دعوت ایشان به برنامه روز 26/2/1391 ، را با ادعای اخراج یکی از کارکنان خود بدلیل سرقت اطلاعات خصوصی کاربران !! تقویت و پیگیری خط القایی مذکور را در دستور کار خود قرار داد !

بی دقتی برخی از عناصر دولتی در طراحی این ادعا به حدی بود  که در ابتدای امر توجهی به ایجاد مسئولیت قانونی برای مجموعه تحت مدیریت خود در صورت طرح چنین ادعایی نداشتند. بر این اساس و با جلب توجه ها و نگاهها به ادعای طرح شده ( با محتوای سرقت اطلاعات از مجموعه دولتی مذکور ) ، صرف نظر از موضوع ضرورت احساس وظیفه قانونی در قبال ادعاهای بدون ماهیت علیه افراد و اشخاص که متضمن ایراد اتهامات واهی و توهین صریح بوده است ، برخی از عناصر مسئول متوجه مسئولیت قانونی ادعاهای مطروحه شده، لیکن بی اساسی اصل داستان موجب گشت تا باب انداختن مسئولیت ادعای طرح شده بر دوش یکدیگر باز ، برخی از عناصر مدیریتی مذکور اهمیت اطلاعات مورد ادعا را کاسته و خود را در مورد داده های ادعایی مسئول ندانستند و برخی دیگر کل مسئولیت را متوجه فردی دیگر نمودند و تاکنون داستان مذکور بدلیل عدم برخورداری از اصالت و ماهیت واقعی ، فرصت کافی برای تغییر و کاستن و افزودن و تغییر قاصر و مقصر به سازندگان خود داده است !

شاید نتوان نگاه خوش بینانه ای به اقدامات برخی مراکز– متاسفانه که تعداد کادر رسمی تخصصی باقیمانده در آنها در حال حاضر شاید از عدد انگشتان یک دست تجاوز نمی کند - داشت ، لیکن امید آن است که در آینده ی نزدیک، تاثیر اقدامات مثبت مجمع فرا و برقراری روابط نزدیک و فعال بین بدنه اجتماعی فعالان فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتالی با شورایعالی فضای مجازی و سایر مراجع و نهادهای مسئول دولتی و حاکمیتی در این عرصه ، این مراکز را به برقراری روابطی سالم و بدور از نگرانیهای بخشی - و بر اساس برخی احتمالات، شخصی و گروهی - سوق دهد.

اهداف واضح و شفاف و اسناد بالادستی مجمع فرا ، قرار داشتن آن در سمت تامین منویات مقام معظم رهبری در این عرصه، و توجه مقام معظم رهبری و مراجع عالی نظام به ایفای نقش نهادها و دستگاهها در حمایت از میدان داری نیروهای جوان انقلابی در میدان جنگ نرم ، آزمون خوبی برای نهادهای دولتی و اجرایی برای مشخص شدن میزان علاقه و تلاش آنان به تعقیب سیاستهای نظام - و نه گروهها و جریانات سیاسی خاص و ویژه - در فضای فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال است . نگرانی ای که با ورود برخی از عناصر کلیدی رسانه ای کاملا نام آشنا و معروف این جریان سیاسی خاص و مشهور با تعریف عناوین خاص و جدید مانند کارشناس و فعال رسانه های دیجیتال شکل جدی و البته علنی بخود گرفته است و بنظر می رسد ورود مقام معظم رهبری به صحنه مدیریت مستقیم فضای فناوری اطلاعات و ارتباطات و رسانه های دیجیتال ، موجب نگرانیهای راهبردی و تهدید منافع برخی از گروهها و جریانات خاص ، مشهور و ویژه سیاسی شده بسیج نیروها و امکانات رسانه ای و سیاسی آنان علیه شورایعالی فضای مجازی و تمای تلاشهای کمکی و یاور و مردمی پیرامون آن را بدنبال داشته است.


 
 
 
تبلیغ ویـژه