الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

تهدیدات نظامی ، توهم یا واقعیت؟
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

"چند سال" پیش وقتی آقای محسن رضایی با حضور در برنامه ای تلویزیونی از "خبر"! حمله ی نظامی آمریکا به ایران از مرز عراق "ظرف یک ماه آینده ی آن روز" خبر داد، گفتگوی آقای محسن رضایی با آقای مراد عنادی را به شکل زنده از تلویزیون جمهوری اسلامی مشاهده می کردم .

حیرت من از مبانی سست و پایه های بی اعتبار استدلالهای آقای رضایی کار را به جایی رسانید که دست به قلم شده مقاله ای تحت عنوان تهدیدات نظامی حقیقت یا توهم در رجانیوز از اینجانب درذ سرمقاله ها درج شد که متاسفانه در حال حاضر متن آن در همه جای اینترنت قابل دسترسی است الا خود رجا نیوز !

آنجا با درج مقاله ای با حدود 19 بند فهرست اعلام ، ذکر شد که شکل عمل در الگوی نبرد راهبری طیف نرم با الگوی عمل در طیفهای دیگر تقابل راهبردی در تاکتیکها و تکنیکهای بکارگیری قوای عملیاتی متفاوت است. نه در بکارگیری یا عدم بکارگیری آنها. این کلمات قلمبه سلمبه به این معناست که در نبرد نرم هم می توان از نیروی نظامی استفاده کرد. اما نوع بکارگیری قوای عملیات نظامی ، مخصوص این طیف از نبرد راهبردی خواهد بود. همانطور که در نبرد سخت هم ، تبلیغات وعملیات روانی و کلا عملیات غیرنظامی حضور دارند و فقط با تکنیکهای متناسب با معارضه ی راهبردی طیف سخت بکارگیری می شوند. بر این اساس ، آقای رضایی گول تجمع نیروهای نظامی شت مرز ایران را خورده بود و چون درک صحیحی از نبرد نرم ندارد متوجه بکارگیری قوای نظامی برای اجرای عملیات روانی نشد. حالا هم هی برود اینور آن ور بگوید افشا کردمشان که حمله نکردند.

الان ، مدت زیادیست که از آن داستان می گذارد.

چند روز پیش آقای عباسی رئیس سازمان انرژی اتمی تصریحاً از همکاری آژانس بین المللی انرژی اتمی با عناصر تخریبگر استکباری خبر داد.

مشخص است که در این خبر و اطلاع رسانی ، سمت و سو و هدف ایران چیست.

ایران می خواهد بگوید کسی که ژست بی طرفی گرفته و داوری می کند خودش از اعضای یک طرف میز است. تنها چیزی که برای ایران اهمیت و تازگی رسانه ای نداشت اینکه بیاید بگوید علیه ایران خرابکاری هست. خرابکاری که هست و استکبار هم مشغول. بحث ایران ، ملکوک شدن چهره ی بظاهر موجه آژانس است که این بار بطور علنی و صریح و با اتکاء به اسناد و مدارک ، افشا شده است.

حالا ، بیایید و ببینید سمت و سوی خبری رسانه های بیگانه در این رابطه چیست.

بررسی این سمت و سو ها خیلی برایم لذت بخش بود.

دو ویژگی مشترک در این جوسازیها که در رسانه های مختلف ضریب و شدت غلظت متفاوت داشتند قابل مشاهده است. اول اینکه دست از نظامی معرفی کردن برنامه ی اتمی مورد تهدید قرار گرفته بر نمی دارند. و دوم اینکه سعی می کنند این را به بالارفتن تنشهای غرب و ایران نسبت داده و فلشهایی برای احتمال تعرض نظامی مقابل دیدگان ایرانیان ترسیم شود.

بهترین مثال آن ، مطلبی است که در دیلی بیست منتشر و توسط یاهو برودکست شده است. در این خبر ، دیلی بیست از متن داستان عبور کرده و با طرح این سئوال که "چه کسی در تاسیسات اتمی نظامی ایران خرابکاری می کند؟-Who’s Sabotaging Iran’s Nukes?" ، ادعا می کند این می تواند کار کماندوهای نظامی آمریکایی باشد !

DailyBeast :

...A retired U.S. intelligence officer who still works as a contractor with the U.S. military on operations with regard to Iran told The Daily Beast that U.S. Special Forces have trained for sabotage missions inside Iran for years...

جالب آنکه این سناریو چندخط پایین تر به شکلی عریان و علنی در چهارچوب القاء خطر حمله نظامی به ایران حرکت می کند و موضوع را به رژیم اشغالگر قدس مرتبط می کند :

DailyBeast :

If the United States conducted the sabotage of Iran’s power lines, it may help ease concerns from Israel’s Prime Minister Benjamin Netanyahu. Last week a private disagreement between Netanyahu and President Obama went public when the Israeli leader chastised Western countries for failing to set red lines for Iran, beyond which there would be a military strike. While at times Israel and the United States have disagreed on Iran policy, the intelligence services of the two countries continue to cooperate on efforts to sabotage the program.

آنچه که واضح است ، این یک نمونه استاندارد از همان عملیات روانی معطوف به طرح احتمال تعرض نظامی در قالب نبرد طیف نرم است که با هدف شکل دهی به ذهن و باور و انگیزه و اراده و تصمیم ایرانی و اثرگذاری بر اقدامات او صورت گرفته است.

مطالعه ی خبر دیلی بیست را حتما توصیه می کنم . این مطالعات تاثیر به سزایی در شناخت رفتار رسانه های استکباری در سپهر قدرت نرم دارند و چگونه می تواند یک اقدام خرابکاری بظاهر امنیتی برای شروع یک طرح رسانه ای انجام شده و طرح رسانه ای بعنوان قطعه مکمل پازل این عملیات بکار گیری شود.

درک این سبک از تقابل راهبردی ، آموزه های مهم دیگری در مورد ضروریات و چگونگی تقابل موثر با آن برای مخاطب دارد. فکر می کنم مطالعه مقاله ی قبلی در همین موضوع خطاب به آقای رضایی نیز کمک فراوانی به این بحث می کند که قسمتی از آن در وبلاگ خود اینجانب و مابقی در برخی پایگاههای اینترنتی احتمالا ضد انقلابی (!) در دسترس است


 
بازیگران و مسئولان تئاتری خشکسالی و دروغ ، متهم به دروغگویی ؟
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

در صفحه ی فیسبوک فردی بنام پیام فروتن که احتمالا از اهالی تئاتر است و صفحه ی وی با کد payam.foroutan.3 در این پایگاه ممنوعه قابل رصد است ، مطلب قابل تاملی درج شده.

بهرحال می دانیم که جریانات ضد انقلابی طرفداران انقلاب اسلامی را در انتخابات گذشته به دروغگویی و عبور از وطن دوستی متهم و با دست گرفتن مفاهیمی بقول خودشان آریایی ، علیه آنچه که آنرا دروغ گویی دولت می دانستند موضع گرفتند. از جمله نمودهای آن را شاید بتوان در طراحی تئاتری با عنوان خشکســالی و دروغ جستجو کرد که احتمالا با بهره گیری از جمله منتسب به کوروش هخامنشی که برای ایران دورماندن از خشکسالی و دروغ را آرزو کرده بود طراحی شده است.

حالا ، در صفحه ی فیسبوک آقای فروتن می خوانیم که مسئولان برگزاری این تئاتر که قرار بوده در شیراز برگزار شود ، ادعا کرده اند تئاتر مذکور بعلت عدم حضور بازیگران آن اجرا نشده است و مشکلی در زمینه مجوز نداشته .

وی در صفحه اش اینگونه نوشته است :

***
همه ما یا مسلمانیم، یا سعی می کنیم مسلمان باشیم یا در نهایت آرزو می کنیم آزاده باشیم. شرط آزادگی، صداقت در اندیشیده ورزی و پرهیز از دروغ و ریا در کردار و گفتار است. و در این میان چه رابطه غریب و ملموسی میان خشکسالی و دروغ وجود دارد.
گروهی از خانواده ما – خانواده تئاتر – بار و بندیلشان را جمع و جور می کنند و به قصد اجرای نمایشی به شیراز می روند. بلیت ها از قبل به فروش رسیده است و ظاهرا قرار است دو سه هزار نفری از هنر این عزیزان لذت ببرند. اما اوضاع به گونه ای دیگر رقم می خورد. نمایشی که در تهران روزها به روی صحنه رفته و ظاهرا برای اجرای شیراز آن نیز مجوزهای لازم اخذ شده است، با در بسته روبرو می شود. از اجرای آن ها ممانعت به عمل می آید و از آن جالب تر نوشته ای بر روی در سالن بسته نصب می شود با این مضمون :

"نمایش خشکسالی و دروغ به علت نیامدن برخی بازیگران کنسل شد"!

در ادامه تمام اعضای گروه در برابر این نوشته به خط می شوند، عکسی می گیرند و آن را برای ثبت در تاریخ تئاتر ایران به یادگار می گذارند. عکس یاد شده در یکی دو سایت خبری درج می شود و فرایند "کی بود کی بود، من نبودم" مرسوم آغاز می شود. یکی می گوید اصلا این نمایش مجوز نداشته است؛ دیگری می گوید به ماربطی ندارد و این موضوع به خود شیراز مربوط است. آن یکی می گوید قصور از طرف تهیه کننده بوده است و ...

اما در این میان و با توجه به اتفاقاتی که روی داده است جای چند پرسش خالیست:
1 – چگونه است نمایشی که مجوز اجرا نداشته است، به راحتی دو سه هزار عدد بلیت آن به فروش می رسد و کسی از مسئولان مربوطه خبردار نمی شود و جلوی این کار گرفته نمی شود؟ آیا پیش فروش کالایی که اصولا قرار نیست وجود داشته باشد، جرم محسوب نمی شود؟ چرا هیچ کدام از مسئولان ذی ربط در همان موقع، با این کلاهبرداری آشکار(!) برخورد نکردند؟!

2 – با شناختی که شخصا از محمد یعقوبی دارم، او را آنقدر با تجربه و مقید به قانون می دانم که برای اجرای نمایشی فاقد مجوز، نه وقت بگذارد، نه این همه عوامل اجرایی و خود را علاف کند و راهی شیراز شود. آخر می دانید ... او حقوق خوانده است و بیش از همه ما از معنای "مجوز" سر در می آورد.

3 – در این غائله هیچ کس پاسخ قانع کننده ای نداد. چرا؟! اگر این نمایش مجوز اجرا نداشته است، پس ماجرای عدم حضور بازیگران در شیراز و اعلام عمومی آن چه بود؟! هیچ کس نمی تواند در برابر دلیل منطقی و محکم "عدم صدور مجوز برای یک نمایش" ایستادگی کند. به راحتی می شد همین موضوع را اعلام و از اجرای این نمایش به صورت کاملا صادقانه و قانونی جلوگیری کرد. نه حرفی پیش می آمد و نه حدیثی ساخته می شد. تازه می شد از این گروه نمایشی به علت تلاش برای به اجرا بردن یک نمایش فاقد مجوز و فاقد صلاحیت لازم نیز شکایت کرد.

4 – دروغ چرا ؟! تا کی می خواهیم دروغ بگوئیم؟! منظورم اعلام خبر نیامدن بازیگران به شیراز است. در حالی که ظاهرا گروه، یک بازیگر رزرو نیز با خود همراه داشته است!

5 – آقایان ... اصلا هنرمند نه ... انسان و مفهوم انسان دارای شان ویژه است. انسان و احترام به شخصیت او، بزرگترین و آرمانی ترین مشخصه آئین ماست. اگر مسلمانیم، اگر انسانیم و اگر آزاده ایم، بر ما واجب است شان انسان و حرمت او را حفظ کنیم. آیا روا است تعدادی "انسان" را میزبان باشیم و چنین بی پروا و صریح، به آن ها "دروغ" بگوئیم؟!

6 – خانه تئاتر قرار بود یک نهاد صنفی باشد که از حقوق اعضای خانواده تئاتر حمایت کند. بسیار مایلم بدانم خانه تئاتر در این ماجرا کجاست؟ اگر نمایش خشکسالی و دروغ برای اجرا در شیراز فاقد مجوز لازم بوده است، صراحتا باید اعلام موضع کرده و اقدامات قانونی لازم برای جلوگیری از تکرار این مسئله که کمترین آسیب آن بی اعتمادی به هنرمندان و فریب تماشاگران مشتاق خواهد بود را انجام دهد. و اگر نمایش خشکسالی و دروغ، مجوزهای لازم را کسب کرده است، باید از مسئولانی که باعث نوقف اجرای آن شدند، حداقل توضیح بخواهد.

6 – در پی این ماجرا پاسخ های متعددی از سوی مسئولان تئاتری تهران و شیراز ارائه شد؛ اما هنوز کسی درباره موضوع اعلام خبر کذب نیامدن بازیگران نمایش به شیراز اظهار نظری نکرده است.

***

بازیگران تئاتر مذکور رفته اند و کنار تابلوی تئاتر مذکور در شیراز جمع شده عکس گرفته اند که نخیر. تئاتر مجوز نداشته و ما که همه آمده بودیم .

با این حساب ، مسئولان تئاتر خشکسالی و دروغ ، بازیگران را به دروغگویی متهم می کنند که با نیامدن خود ، آنها را متهم به انجام یک کار عبث و اجرای تئاتر بدون مجوز کرده اند و بازیگران می گویند که مدیران تئاتر مذکور باید پاسخگو باشند که در حالیکه همه ی آنها آمده بودند ، چرا به دروغ گفته اند که چون آنها نیامده اند تئاتر اجرا نشده .

حال تعجب همین بازیگران این است که چرا برخی می گویند که تئاتر مجوز نداشته . چون در تبلیغات خیابانی همین تئاتر ، مجوز دار بودن آن ذکر شده و البته اگر کلا موضوع مجوز است و مثلا مجوز بعدا لغو شده ، چرا از نیامدن بازیگران صحبت می شود؟!

بدنیست این حضراتی را که می خواهند با "کار فرهنگی" یا الف : فرهنگ جامعه برای دروغ نگفتن را بالا ببرند !!! و ب : نظام جمهوری اسلامی را با استفاده از امکانات فرهنگی خودش و در محدوده مرزهای خودش با جسارت تمام و سنگ پای قزوینی بودن، خجالت!!! بدهندو یا ج : همه ی گزینه ها صحیح می باشد !! ، به مطالعه ی مجدد پیام کوروش هخامنشی در اخ و بد بودن دروغ مراجعه داده  و بگوییم از اول هم بسیاری "به دروغ" دیگران را دروغگو خوانده ، خود مربی اخلاق و مرشد اسلام و انذار دهنده از دروغ شدند !


 
بدون شرح ! خیابان‌ سفارت آمریکا در مصر
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:


 
خلاصه گیری از صحنه ی سوریه
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

بهرحال اخبار زیادی از صحنه ی سوریه همه شنیده ایم . اخبار تاکتیکی که پخش می شوند فعلا در سمت و سو گیریهای تاکتیکی بدون توجه به سمت مخابره کننده هدف مشترک دارند. طرح اتهامات به طرف مقابل و رد اتهامات طرف مقابل.

حرفها چیست ؟ 

طرفین می گویند فلانی در درگیری بی گناه و غیر نظامی کشته . طرف مقابل ، سعی می کند ادعا را رد کند. مشخص است که موضع کسی مانند من اینجا و در این ادعاها چیست. اما میخواهم بجای وارد شدن به این سطح تاکتیکی از بحث ، نگاه را کمی بالاتر ببرم . با این نگاه از بالا ، کلا دعوا و گرد و خاک می خوابد !

ببینید، صورت مسئله این است : طرفی مدعی است علیه حکومتی می جنگد که دیکتاتور بوده و آزادی نمی داده و با مردم ظالمانه رفتار کرده .حکومت با او مقابله می کند. حکومت می گوید او دست به اسلحه برده . مخالف از همه ی امکانات در مخالفت استفاده می کند. مخالف از حمایت خارجی زیاد برخوردار است. حکومت از ثبات ساختاری و حمایت منطقه ای کافی برخوردار است. دعوا به نتیجه نمی رسد.

خوب که نگاه می کنی ، در میان کشورهای اطراف و شبیه به این کشور ، قطعا حکومت مذکور بدترین گزینه که نبوده ، از بقیه جلوتر بوده . خاصه نگاه آدم از این موضوع زمانی بیشتر منصرف می شود که می بیند کسانی حامی این باصطلاح آزادی خواهان شده اند؛ که نمونه های بی بدیل دیکتاتوری عرینا و واضح و عدم توجه به حقوق بشر در قرن بیست و یکم آخر الزمانی هستند ! واقعا حیرت آور است . هیچ وقت کسی فکرش را نمی توانست بکند که کشورهای عربی خلیج فارس مثل نمونه ی یگانه شان ، عربستان سعودی ، بشوند حامی آزادی بیان و دموکراسی و حقوق بشر! حالا اگر می گفتند که عربستان شده حامی حفظ اسلام در اون منطقه ، سناریو سازی هم می شد اطرافش ، قابل هضم بود که به فیگور دیپلماتیک و عرف سیاسی و رفتاری اش می خورد. اما الان چطور می خواهند این را به کسی تفهیم کنند که این آمریکا نیست ، بلکه عربستان است که مدعی حقوق بشر شده ، آنهم در یک کشور عربی که به مراتب گل و گشاد تر از عربستان بوده ، مشخص نیست.

اما حالا جالبتر چه می شود ؟ چه کسانی در سوریه شده اند پرچمدار حقوق بشر و دموکراسی ؟ دوستان عزیز القاعده ! خیلی حیرت آور است. اگر این گروه و عناصرش با این اسامی گردانهای یزید و معاویه ، پرچم اسلامی ! بر می داشتند ، می گفتیم به پرستیژ و هویت سیاسی بین المللی شان نزدیک تر است ، تا برداشتن پرچم دموکراسی و حقوق بشر !

حالا ، در این میان ، چه کسانی در ایران حامیان جریان القاعده در سوریه هستند ؟ حیرت آور است. جریان دوم خرداد وطنی و باصطلاح فتنه ای های داخلی و خارجی! حیرت آور است. اگر اینها به القاعده

حالا باید دنبال چی گشت ؟ واضح است. دنبال پرتقال فروش. پرتقال فروشی که این همه تناقض را گرد هم آورده . چطور شده این همه تناقض یکجا جمع شده ؟

نخ اسکناس را بسادگی می شود دید.

همه ی اینها را آمریکا و منافع او در اسرائیل یکجا گرد آورده . مسئله ، فقط مسئله ی حمایت بشار الاسد از مسئله فلسطین و همراهی راهبردی سیاسی او با حکومت ایران است. این واضح است که مسئله اصلا حقوق بشر و دموکراسی و ازادی و اینها نیست. مسئله روشن است که اصلا مسئله کشته شدن یا نشدن بیگناهان و غیرنظامیان نیست. روشن است که اگر همین الان بشار در مورد رابطه با ایران و موضوع فلسطین تجدیدنظر کند همه ی داستان ، تاکید می کنم همه ی داستان تمام می شود.

وقتی بارها در اخبار افشا شد که مخالفین بشار ، مورد حمایت تسلیحاتی ، مالی ، اطلاعاتی و سیاسی آمریکا اسرائیل فرانسه آلمان انگلیس و عربستان و الخ هستند ، گفته شد در رسیدن به هدف خوب ، محدودیت وسیله نداریم . تا آنجا که یادم هست ، اینها جمهوری اسلامی و نیروهای حزب اللهی را متهم به ماکیاولی می کردند ولی تا آنجا که من می دانم سکولاریزم و جدایی دین از سیاست بسیار با ماکیاولی در تناسب بیشتر بود تا با ولایت فقیه !

اما حالا ، معما اینگونه حل می شود. اصلا همه ی اینها بهانه است. مسئله ی ریشه ی دعوا ، فقط و فقط ، موضع سوریه در فضای بین المللی است. سوریه درگیر جنگی شده که بوضوح از خارج بر آن تحمیل شده و مباحث داخل فقط لباس موجه کردن آن است. روشن است که تناقض عناصر مدعی در صحنه سوریه فرصت خوبی برای افشای این حقیقت به جبهه مقاومت می دهد.


 
آش آمریکایی
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

حمید رازی زاده در "خبرنگار" نوشت :

در اینترنت دیدم که در یکی از شهرهای آمریکا مسجدی قرار دارد که امام جمائت آن یک زن است و زن‌ها و مردها به صورت مختلط پشت سر ایشان نماز می‌خوانند و بعد از نماز هم این خانم این جمائت را مستفیض می‌نمایند!!

هر روز در رسانه‌های غربی می‌بینیم که مسلمانان را نسبت به اسلام سیاسی می‌ترسانند و می‌گویند: اسلامِ سیاسی خوب نیست، خشونت و ترور است، تعصب و دیکتاتوری است. بیایید پیش ما که برایتان یک آش جدید پخته‌ایم.

می‌گویند ما برای شما اسلامی جدید ارائه می‌دهیم. یک اسلام از نوع امریکایی. می‌گویند شما باید اینگونه باشید تا پیشرفت کنید، فقط خواهشا سیاسی نباشید!!!. اگر اینگونه شوید، به شما قول می‌دهیم خودمون (ارتش امریکا) در روز تاسوعا و عاشورا در کربلا برای تمام زائران حلیم بار بگذاریم!!.

پی نوشت پاسداران :

- رضا پهلوی هم در عاشورا تاسوعا ژست عزاداری داشت. محمد رضا نیم پهلوی هم خود را شیعه می دانست. اما در عوض ، آقای عبدالکریم سروش ، با تکیه بر واقعه سقیفه ، و در تکرار موضوع حقانیت جمهور ، از چیزی بنام جمهوریت اهل تسنن در اسلام صحبت می کند. ته اسلام آمریکایی انکار ولایت است و ابقای سقیفه ! والسلام .


 
مرد اگر نیست ، نامرد که هست
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 


 
رفتار "معمول" ایرانیان ، دهان عروس ملکه را کج کرد!
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

به گزارش مشرق، روزنامه انگلیسی دیلی میل گزارشی را از دست ندادن مهرداد کرم‌زاده، نایب قهرمان پارلیمپیک ایران در مسابقات پرتاب دیسک با دوشس کمبریج، کیت میدلتون منتشر کرد.

در این گزارش که به همراه فیلم و لحظه دست ندادن کرم‌زاده با همسر شاهزاده ویلیام، دوک کمبریج منتشر شده تصریح می‌شود که در فرهنگ ایرانیان مسلمان، مرد و زن غریبه (نامحرم) با یکدیگر دست نمی‌دهند و این فرهنگ توسط ورزشکاران ایرانی نیز رعایت می‌شود.

به گزارش دیلی‌میل، نماینده کاخ سلطنتی انگلیس در این زمینه به خانم کیت تذکر داده بود و گفته بود که ایرانیان از دست دادن با زنان امتناع می‌کنند.

وی همچنین تاکید کرده است که این یک رخداد معمولی و رفتار فرهنگی ایرانیان است.

جالبه که "رفتار فرهنگی معمول ایرانیان" چقدر شدید

دهن عروس ملکه را کج کرده :) عکس اول رو نگاه کنید :))

"داره با چشماش به یکی نیگاه غضب آلود می کنه میگه : هی میگم اینا با من دس نمیدن هی میگی برو دست بده حالا دیدی چی شد؟؟ " :))


 
جز در ایران ، نباید از اعتراضات خیابانی تصویر برداری کنید !
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

یک بام و دو هوای غرب در"خبرنگاری شهروندی"

دیگر نمی توانید از اعتراضات خیابانی تصویر برداری کنید


اپل تکنولوژی به ثبت رسانده که پلیس به وسیله آن می تواند انتقال ویدئو و عکس را از هر نوع تظاهرات یا رویدادی که به نظر "حساس" است، مسدود نمایند.

به گزارش مشرق،در اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1388 رسانه های غربی تلاش می کردند تا از طریق شهروندان خبرنگار فیلم و تصاویر این ناآرامی ها را دریافت کنند اما ظاهرا چنین تجربه ای بویژه در جنبش وال استریت و اعتراضات اخیر لندن دولت آمریکا را بر آن داشته تا با تکنولوژ های پیشرفته مانع از چنین اقداماتی شوند و تنها در موارد دلخواه به شهروندان خبرنگار اجازه فعالیت دهند.

شرکت اپل نوعی تکنولوژی به ثبت رسانده که دولت و پلیس را قادر خواهد نمود انتقال اطلاعات، شامل ویدئو و عکس، را از هر نوع گردهمایی عمومی یا رویدادی که به نظر آنها "حساس" بوده و باید "از اثرگذاری آن بر خارج از محل وقوع جلوگیری گردد"، مسدود نمایند.

به بیان دیگر، این قدرت‌ها خواهند توانست آنچه را که می‌توان یا نمی‌توان طی یک رویداد عمومی ضبط نمود، کنترل نمایند.

در حالی که شرکت اپل می‌گوید اماکن مورد نظر برای پیاده‌سازی این عملیات عبارت از سینماها، سالن‌های تئاتر و اماکن اجرای کنسرت موسیقی هستند، اما در ادامه چنین می‌افزاید: "شاید عملیات‌های پنهانی پلیس و دولت نیازمند خاموشی کامل باشند."

بنا بر بیانیه شرکت اپل: "علاوه بر این، انتقال بی‌سیم اطلاعات حساس به یک منبع دور نمونه‌ای از تهدید امنیتی است. این اطلاعات حساس می‌توانند همه چیز باشند از اطلاعات طبقه‌بندی شده دولتی تا سؤالات و پاسخ‌های امتحانی که قرار است در یک محیط دانشگاهی برگزار شود."

این بیانیه باعث گشت بسیاری معتقد گردند که مقامات و پلیس هم‌اکنون می‌توانند از این تکنولوژی انحصاری برای مسدود نمودن انتقال تصاویر ویدئویی و ثابت از اماکن وقوع اعتراضات و راهپیمایی‌ها استفاده نمایند. این تصاویر شامل خشونت‌های پلیس که در زمان وقوع رویدادهای بزرگ فورا به شبکه‌های خبری و وب‌سایت‌های ویدئویی سرازیر می‌شوند، هستند.

شرکت اپل ابزاری را ثبت نموده که می‌تواند با ارسال سیگنالی رمزدار به تمام دستگاه‌های بی‌سیم به آنها دستور دهد که کاربردهای ثبت و ضبط را غیرفعال سازند.

این دستورات توسط سیستم جی‌پی‌اس ، وای‌فای (WiFi) یا ایستگاه‌های سیاری صادر می‌گردند که در اطراف یک ساختمان یا "منطقه حساس" برای جلوگیری از فیلمبرداری و یا عکسبرداری تلفن‌های همراه تعبیه گردیده‌اند.

به گزارش وب‌سایت تکنولوژی ZDNet، شرکت اپل ممکن است این تکنولوژی را پیاده نماید اما بکارگیری آن بر اساس تصمیمات اپل انجام نخواهد گرفت، بلکه دولت‌ها، صاحبان صنایع و شبکه‌‌ها این دستورات را تنظیم خواهند نمود.

شرکت اپل با اختراع یکی از پیچیده‌ترین دستگاه‌های موبایل،‌ ظاهرا هم‌اکنون درصدد کشف راه‌هایی برای محدود نمودن استفاده از آن است.

در امتیازنامه این دستگاه چنین قید شده است: "با شیوع دستگاه‌های بی‌سیم به مانند تلفن‌های همراه، پیجر، دستگاه‌های رسانه‌ای شخصی و تلفن‌های هوشمند، تعداد فزاینده‌ای از مردم این دستگاه‌ها را در انواع مختلف محیط‌های اجتماعی و حرفه‌ای حمل می‌کنند. نتیجه این امر چنین است که شاید این دستگاه‌های بی‌سیم افراد را در اماکن حساس اذیت کرده، آزار داده و حتی تهدیدی برای آنها به شمار روند." اماکن "حساس" مورد نظر شرکت عبارتند از گردهمایی‌ها، اماکن نمایش فیلم، انواع مختلف مراسم، عروسی‌ها، خاکسپاری‌ها، سخنرانی‌های دانشگاهی و محیط‌های امتحان‌گیری.


 
خواهر سر دسته ی القاعده در سوریه از برادرش می گوید
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

«صفاء عمر المصری» شهروند سوری است که برادرش پس از سفر به لبنان و پیوستن به نیروهای القاعده کشتن و قتل عام در سوریه را آغاز کرده و سربریدن برایش حرام نیست، وی می‌گوید برادرم مرده و یک جنایتکار است.

به گزارش مشرق، مدتی بعد از آغاز بحران در کشور سوریه برخی کشورهای مرتجع عرب و ترکیه با پشتیبانی آمریکا، نیروهای القاعده و سلفی‌های تندرو را پس از آموزش‌های لازم در پادگان‌های مخصوص در کشور ترکیه و اردن، به سوریه اعزام کردند و جنگی تمام عیار به راه انداختند.در این میان بسیاری از سلفی‌های تندرو در سوریه نیز جذب القاعده شده و در قتل عام مردم و شهروندان سوریه دخیل شدند و تاکنون بسیاری از خواناده‌های سوری قربانی جنایت‌های این گروهک تندرو شده‌اند. عمر المصری یکی از این جنایتکاران است.

خبرنگار فارس در سوریه با همکاری‌های نیروهای امنیتی در این کشور به برخی از این افراد دسترسی پیدا کرده و آنها نیز فایل صوتی گفت‌وگو با خانواده‌های تروریست‌ها و خود تروریست‌ها را در اختیار خبرنگار فارس قرار داده‌اند که قصد داریم آنها را بصورت کامل منتشر کنیم.

****آنچه در ذیل می‌آید متن کامل گفت‌وگو با «صفاء عباس المصری» خواهر تروریست «عمر المصری» است****

خواهر تروریست: برادرم می‌گفت کفش «بن‌لادن» از من پاک‌تر است

من صفاء عباس المصری خواهر تروریست عمر المصری هستم. حس می‌کنم این آدم برادرم نیست، اجازه نمی‌داد بچه‌هایم تلویزیون تماشا کنند، یک بار عکس بن‌لادن روی تلویزیون آمد، من گفتم این آدم را دوست نمی‌دارم، خدا را شکر که مُرد و دو تا جوُک درباره بن‌لادن برای پسرم تعریف کردم. به من گفت کفش این آدم از تو پاک‌تر است.

یک بار با تلفن صحبت می‌کرد که من شنیدم، در ابتدا با تلفن ثابت حرف می‌زد، 2 بار با تلفن ثابت حرف زد. کسی که پشت خط بود به برادرم گفت خدا حفظت کنه «ابو هاجر»، ازش پرسیدم ابو هاجر کیه؟ شما ابو هاجر هستی؟، شما ابوعباس هستی، بهم گفت من ابو هاجر هستم. شنیدم که با تلفن می‌گفت خیابان 15 و بعدش یه کلمه دیگری شنیدم. چی بود چی بود خدایا و الله یادم رفت، سه تا کلمه بود که من کلمه جولانی رو هم شنیدم و یه کلمه دیگه که یادم نمی‌آید.

از چاقوی جاسازی شده کنار پایش پرسیدم، گفت اگر افشا کنم مرا می‌کشد

به من نگاه کرد و گفت تو چیزی شنیدی، بهش گفتم نه. به گونه‌ای چشم‌هایش را باز کرد که من ترسیدم ولی به روی خودم نیاوردم. گفتم خب بله شنیدم مشکل چیه مگه شما چه کار می‌کنی، بعد موهایم را گرفت و کشید، بعد یک چاقو از کنار پایش بیرون کشید، چاقو این اندازه بود و تیغه‌اش حالت اره‌ای داشت، خیلی تیز بود. در کنار پایش گذاشته بود و با یک چسپ آن را جاسازی کرده بود. قبلاً این رو ندیده بودم، ازش پرسیدم این چیه، گفت اگر دهانت را باز کنی یا چیزی به کسی بگویی به خدا می‌کشمت،

نمی‌خواهم برادری مثل عمر داشته باشم، او مُرده است

می‌خواهم از خانه‌ام بیرون برود، دیگه نمی‌خواهم در خونه من بخوابد، سر بریدن به نظرش حرام نیست، عمر این کار را نمی‌کند اگر این کار را کرده باشد، من نمی‌بخشمش، نمی‌بخشمش و این دیگه برادر من نیست، نمی‌خواهم همچنین برادری داشته باشم، برادری را که می‌شناختم خیلی وقت است که مُرده، از وقتی که به لبنان رفت مرده است، اما این برادر من نیست، این برادر نیست این یک جنایت کار است.


 
مجری بی بی سی فارسی : من تنها بی حجاب متروی لندنم
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

مجری شبکه بی بی سی فارسی با انتشار عکسی در فیس بوک که از یک واگن مترو شهر لندن از زنان محجبه گرفته تعجب و خشم خود را از رشد زنان محجبه سوال کرده است Has Islam taken over London?" آیا اسلام لندن را فتح کرده است؟‌" و نوشته است تنها زن بی‌حجاب آن واگن بوده!

به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران، نظرات دوستان و همفکران این مجری رسانه انگلیسی نیز که از کشورهای مختلف اروپایی و آمریکایی هستند در مورد این عکس نیز بسیار جالب و خواندنی است، دوستان این کارمند وطن فروش ملکه انگلیس با ابراز همدردی با وی نوشتند که در شهرهای مختلف اروپا و آمریکا نیز زنان مسلمان محجبه بسیاری را می‌بینند.

فردی از هلند نوشته است: "سوار یک تراموا در آمستردام بشین‌، به عین خواهید دید‌! شاید 80 درصد محجبه هستند‌! "

دوستان این مجری بی بی سی که در اسلام‌ستیزی هم‌فکر وی هستند از نابودی لندن و فراگیر شدن اسلام ابراز تاسف کرده‌اند!

بسیاری از کشورهای غربی با اعمال محدودیت‌های تحصیلی و اجتماعی بر زنان محجبه نتوانسته‌اند مانعی بر موج عظیم گرایش به اسلام و حجاب در کشور خود اعمال کنند.


 
 
 
تبلیغ ویـژه