الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

به بهانه ی مرگ مارگرت تاچر
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

این روزها خبر مرگ خانم مارگرت هیلدا رابرتز معروف به مارگرت تاچر که در بخش مهمی از دوران انقلاب اسلامی مسئولیت نخست وزیری پادشاهی زر و زور و تزویر یعنی انگلیس را بر عهده داشت ، مردم نقاط مختلفی از جهان ، مخصوصا اهالی خود انگلیس را خیلی خوشحال کرده .

نام تاچر فقط نه برای ما ایرانی ها ، بلکه برای بسیاری از انگلیسی ها ، به دلائل داخلی و خارجی ، نامی منفور است. انگلیسیهایی که از مرگ او ابزار خوشحالی می کنند، دولتمردان امروز انگلیس را ادامه دهندگان راه "دزد شیر بچه ها" دانسته و شادی خود از مرگ او را در قالب اعتراض به سیاستهای امروزین دولت پادشاهی استعمار، علنی می کنند. تاچر بنیانگذار سیاستهای انقباضی اقتصادی به نفع ثروتمندان و به ضرر فقرا بود و لقب دزد شیر بچه ها بواسطه ی اجرای طرح قطع یارانه ی شیر اطفال توسط وی از سوی زنان شاغل انگلیسی به وی داده شده است.

تاچر ، حتی برای غیر انگلیسی ها و غیر ایرانی ها نیز نامی همراه با درد و بغض و کینه است . جزایر مالویناس که توسط سربازان او به فالکلند تغییر نام یافته ، نمونه از خوی درندگی فرهنگ مدرن غارتگری است که در قرن بیستم به تاچر مجوز اشغال نظامی تکه ای از سرزمین یک کشور ، هزاران کیلومتر دورتر از سرزمین خودش را داد تا پرچم خود را بر منطقه ای مملو از ذخائر معدنی نصب کند و امروز، سلف او آقای دیوید کامرون پس از سالها تغییر آمایش سرزمینی و جمعیتی و انتقال 75 درصد بومیان از این نقطه به دیگر نقاط جهان، دم از آمادگی برای برگزاری رفراندوم جدایی یا اتصال این نقطه به انگلیس بزند ! خنده دار است. سقز را مثلا، اشغال نظامی کنیم، بعد از سالها بگوییم مردم ، بیایید رای بدهید ما کار خوبی کردیم یا نکردیم !

و این هم خاطره ای از این روباه نارنجی در رابطه با انقلاب اسلامی به نقل از سایت ارزشمند خط امام  :

نامۀ محرمانۀ «تاچر» به امام خمینی (ره) برای آزادی جاسوسان آمریکایی

به عنوان قدردانی، جاسوس‌های آمریکایی را آزاد نمایید!

بر اساس اسناد افشا شدۀ در بریتانیا «مارگارت تاچر» نخست وزیر سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰ این کشور در نامه‌ای به امام خمینی (ره) خواهان رهایی جاسوسان سفارت آمریکا در تهران شده است.

تاچر که در نخستن سال‌های زمامداریش خواهان تأثیرگذاری بر معادلات جهانی بود، سعی می‌کند از بحران گروگانگیری در سفارت ایران در لندن بهره‌برداری نماید.

دهم اردیبهشت سال ۱۳۵۹ چند تن که خود را جدایی‌طلب عرب معرفی ‌کرده بودند، به سفارت جمهوری اسلامی در لندن حمله کرده و ۲۶ نفر را از کارمندان سفارت را گروگان گرفتند. این بحران با مداخلۀ نیروهای ویژۀ بریتانیایی پایان پذیرفت. مارگارت تاچر از این موضوع استفاده کرده و تلاش می‌کند تا در مورد جاسوس‌های آمریکایی در تهران پادرمیانی کند.

بر اساس اسنادی که به تازگی در بریتانیا منتشر شده، نخست وزیر پیشین بریتانیا با ارسال نامه‌ای به امام خمینی (ره) از ایشان می‌خواهد تا «به عنوان قدردانی از سربازان بریتانیایی که برای رهایی دیپلمات‌های ایرانی عملیاتی شگفت‌انگیز انجام دادند، جاسوس‌های آمریکایی سفارت آمریکا را آزاد نمایند.»

گروگانگیری در سفارت ایران در لندن شش روز طول کشید و سرانجام با کشته شدن ۵ تن از گروگانگیران و آزادی ۲۶ ایرانی خاتمه یافت. تاچر با اشاره به این موضوع در این نامه که سفیر بریتانیا حامل آن بود، نوشت: این را می‌خواهم با این آرزو که دوستی ممهور به خون (در چند روز اخیر) میان دو کشور رشد کند و در این دوستی سال‌های آینده بر اساس برابری، احترام متقابل و رفاقت تقویت شود.


 
درباره ی آقای فیلترینگ (نریمان غریب) : کشف حد مشترک -3
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نریمان غریب

خب ، آقای نریمان غریب فیلترچی یا همان اقای فیلترینگ چطورند ؟ حال خوبه ، احوال خوبه ؟میگم یادته بدجوری مانور می دادی و با دمت گردو میشکستی که ای جان با مرور چه کلماتی مردم به وبلاگت می رسند ؟

حالا کی رسما آره ...!!!! ؟:))

حالا می دانی که وضع چه شده ؟

کلن این حربه ات از تو گرفته شده :)) کاری ندارد که. چهارتا کلید واژه ی نریمان غریب ، فیلتریچی ، آقای فیلترینگ و nariman gharib را سرچ کن ، ببین این وبلاگ پاسداران از وبلاگ خودت هم مقدم تر به مردم عرضه می شود و اگر میزان مطالب وبلاگ پاسداران خوب بالا برود ، اصلا مطالب تو به صفحات بعد خواهد رفت! خدا قبول کند یه بیست تایی مطلب آماده است که دانه دانه تقدیم خواهد شد تا مردم آقای فیلترینگ ، فیلترچی ، نریمان غریب را خوب بشناسند. راستی ، برای کلمات کلیدی که فکر میکنی در کنترل تو قرار گرفته هم برنامه ای دارم :)) اجرا شود می بینی :))

به عرض برساند ، مطلب سوم هم آماده است که برای شناخت آقای فیلترینگ تقدیم مردم می شود:

3- جایگاه اسلام و انقلاب اسلامی در نگاه سیاسی آقای فیلترینگ حاج نریمان غریب الدوله دیلمی اصل فرد لندنی ! :

نریمان غریب ، یک جوان شوریده حال  ایرانی بدنبال عیال است که مفر و تفکر درست و حسابی ندارد. دست به الکل و مشروبات الکلی آقای فیلترینگ(نریمان غریب) بسیار خوب است به طوری که مشروب الکلی به قول خودش ایرانی را هم آنجا پیدا کرده و ، بعله ، یه دمی به خمره و ، آخـــی ، مغز الکل زده اش ، دیگر نای فکر ندارد. ایشان ، با هرچه مولفه ی مربوط به مذهب است در جنگ است، البته اگر شما ذره ای فکر کنید ایشان در این باصطلاح مبارزه اش از در منطق درخواهد آمد ، نخیر آقاجان اشتباه فکر می کنید. ایشان جز مغالطه و استفاده از آلودگیهای فکری و روانی و خبری کار دیگری نخواهد کرد.

ایشان همان انسان بی شخصیت کودکی است ، که چنین توهین زشتی به امام راحل (ره) روا می دارد و از چیزی جز یک بی سلیقگی در نهادهای تبلیغی ایران سود نمی برد. خجالت نمی کشد این بچه ی الکلی ، که یادش باشد با کسی چنین شوخی ! خنگ و بی محتوا را می کند ، که امام هفتاد میلیون ایرانی بدون توجه به سلیقه و گاه حتا مذهب و گاه حتا دین است !

چنین مغز خسته ای ، که درگیر موسیقی کش تمبانی ، شراب شیرازی و یحتمل ، ذغال خوب ! هم هست ، دیگر اگر امام جماعت مفنگیان اینترنت نباشد ، امام کیست ؟

آخه آقای فیلترینگ خوب و مهربان و ابله (نریمان غریب) ! شما ، امام چه کسی هستی جز همان چن نفری که میان تو وبلاگت ؟ مرد هندسی!  تو خیلی امام باشی ، ائمه ی کفری هستی در من و تو . ببینم تو تهران ، چند نفر مشتری بی بی سی هستند که حالا مشتری من و تو باشند ؟ ملت پای ماهواره اگر بشیند دنبال چیزهایی می گشت مانند فیلمهای تلویزیونی خودمان و کمی هم فیلم جدید عادی خارجی ، که حالا با این ستاب باکس ها تلویزون خودمان ترکانده ! تو فکر کردی امام چه کسی هستی جز فراریان و معتادان به الکل ؟

چنین نریمان غریب و مظلوم و بی یار و یاور و تنهات و آقلادی گدی آتدی ای ، امام و مراد که هیچ ، همراه و یاور هیچ کسی نخواهد بود و کسی با او چنین حد مشترکی ندارد جز حلقه ی رفقای خودش :)

در وبلاگ من می توانید با نریمان غریب(آقای فیلترینگ) اینجا بهتر آشنا شوید.

مابقی مطالب را هم منتظر باشید.

پی نوشت :یک چیزی را نریمان غریب ( آقای فیلترینگ ) و رفقایش در مورد وبلاگ پاسداران نمی دانند. نمی دانند که خدا نکند وبلاگ پاسداران به چیزی بند کند :)) سربسته بگویم :))


 
ندرباره ی آقای فیلترینگ (نریمان غریب) : کشف حد مشترک -2
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نریمان غریب

یک خبر بد برای آقای فیلترینگ(نریمان غریب) ! جناب نریمان خان ! دیگر کافی است کلمه ی آقای فیلترینگ سرچ شود تا ملت به نام شما در وبلاگ من برسند. جالب آنکه قبلا هم فقط کافی بود اسم تو را ملت سرچ کنند تا به وبلاگ من در رابطه با تو برسند. اما حالا ، کافی است کسی دنبال کلمه ی آقای فیلترینگ بگردد ، فورا تو را در وبلاگ من می یابد.

من واقعا از آقای اریک اشمیت ، دوست و یار گرامی جنابعالی ، بواسطه ی کمکی که اسکریپتهای گوگل علیه تو به من می کند متشکرم :)

جالب آنجاست ، مندرجات وبلاگ من ، بالای مندرجات وبلاگ تو در همین عنوان به نمایش در می آید :) جالب نیست ؟ جدی جدی بنظر بازدید وبلاگت با بازدید وبلاگ من قابل مقایسه نیست :)) حالا خوب است من مدتهاست که درست و حسابی برای وبلاگم زحمتی نکشیده ام و فقط دارم بنزین می زنم میرم میام :))

حالا برویم سراغ همان بحث خودمان در مورد ویژگیهای عملیات روانی و سیاسی آقای فیلترینگ(نریمان غریب) و مابقی نمونه هایش :

2- از نظر نریمان غریب ، فکر کردن به استقلال ، توهم است :

مشکل نریمان غریب با نظام فیلترینگ در جمهوری اسلامی ایران هرگز و هرگز این نیست که مثلا کجا ، قوانین داخلی و معیارهای فرهنگی و محتوایی جمهوری اسلامی رعایت نشده و فیلترینگ به اسناد بالادستی خود پایبند نبوده . منظور نریمان غریب از دشمنی با فیلترینگ و نمادسازی برای حمله به آن اصلا چنین چیزی نیست.

او یک منظور بیشتر ندارد. از نظر نریمان غریب ، هرکسی که به فکر هرنوع استقلال و خودکفایی و مصون سازی کشور از تهدیدات ، و تبدیل کردن تهدیدات به فرصتها باشد، انسانی متوهم است. این فرد به حدی بی شخصیت است که این نگاه خود را به تمامی حوزه هایی که کمترین سواد اکابر در این زمینه را هم ندارد و محدوده ی دانش او در مورد آنها از اخباری که از رسانه های غربی شنیده یا سرچهای ویکی پدیایی اش ، فراتر نمی رود هم گسترش داده . نمونه اش را با هم می بینیم :

این پسرک غرغروی خودبزرگ بین اما توخالی ، با قراردادن یک ویدئو از یکی از رزمایشهای موشکی ایران ، آن را مایه ی خنده و تفریح خود معرفی کرده است. این مردک خودخواه ، فکر نمی کند که این میدان ، یکی از افتخارات ملی است که حتما عامل بازدارندگی هرگونه حماقت اسرائیل علیه میهن اسلامی است. آنوقت خودفروختگی در نتیجه ی خودباختگی به جایی می رسد که چنین آدم بی محتوایی ، بادش می رود در سایه ی رزم و نبرد مجاهدانی همچون سردار سرلشگر شهید حاج حسن طهرانی مقدم بود که زیر چکمه ی بعثی های آمریکایی صفت خودش و پدر و مادرش له نشدند . حالا این دماغوی خود بزرگ بین کارش به جایی می رسد جهادگرانی مثل حاج حسن طهرانی مقدم را مایه ی خنده و تفریح دو هفته یکبار خودش معرفی کند؟

مشخص است که هیچ نیروی حزب اللهی و ارزشی ، بلکه هیچ انسان وارسته ای در ایران که با چشمانی منصف و باز رفتار این آدم پوچ را رصد می کند، با او حد مشترکی چنین نخواهد داشت ! اندیشه ای که علاقه دارد که ایرانی را به آنجا برگرداند که بقول امام راحل (ره) یک لولهنگ (آفتابه) هم نتواند بسازد و اراده ی آن در او سرکوب شود ، قطعا انگلیسی ترین اندیشه ی روزگار برای ایران و ایرانی است. حاشا که ایرانی سرفراز چنین احساسی داشته باشد.

پی نوشت : شنیدم این آقا رفته من و تو برنامه اجرا می کند در مورد فیلترینگ با چاشنی فحش ! په نه په میخواستی برود شبکه بلومبرگ برنامه اجرا کند ؟ :)) همین که اینها با این مخشان باید هم بروند فارسی وان و من و تو برنامه اجرا کنند . پیشنهاد می کنم لابلای برنامه کمی هم حرکات موزون ! انجام دهد برای جذب مشتری مفید ! است . البته نه از جنبه های جذابیتی ، کچل که دیدن نداره ! از آن جنبه که از قدیم گفته اند میمون هرچه کچل تر ، بازی ای هم بیشتر :))


 
وصیت نامه ی شهیدان را بخوانید
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

توابین نوشت :

دلم خواهد که با ایمان بمیرم

به زیر سایه قرآن بمیرم

ولای مرتضی در سینه همره

ولی چون زهره رخشان بمیرم

دلم خواهد که پیش حجت حق

سرافراز وخوش وخندان بمیرم

دلم خواهد که در پایان عمرم

غریق رحمت یزدان بمیرم

دلم خواهد که بی جرم ومعاصی

به سان اختر تابان بمیرم

دلم خواهد که همچون شمع رخشان

فروزان چهره نور افشان بمیرم

دلم خواهد به راه دین اسلام

چون شهیدان گمنام بمیرم

دلم خواهد دلم خواهد خدایا

شهیدی شاهدی عریان بمیرم

دلم خواهد به مرگ سرخ گلگون

چو جانبازان خوزستان بمیرم

دلم خواهد به سان باهنرها

ویا چون مصطفی چمران بمیرم

دلم خواهد بجنگم در ره دین

رجایی گونه در میدان بمیرم

دلم خواهد که در خط خمینی

بهشتی گونه وانسان بمیرم

به حق خاتم ادیان محمد

مسلمان وبه خون غلطان بمیرم

شهید محمد خاکبازان از شهدای گردان حمزه لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص)

 اسفندماه سال ۶۲عملیات خیبر، جزیره مجنون در سن ۱۷ سالگی به شهادت رسید و در وصیت نامه اش شعر بالا را نوشته بود.


 
پنج نکته درباره انتخابات
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:


 
درباره ی آقای فیلترینگ (نریمان غریب) : کشف حد مشترک -1
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نریمان غریب

آقای فیلترینگ ، نریمان غریب Nariman gharib یا هرچی که اسمش هست، کسیه که الان در وبلاگ خودش یک خود رهبری بینی شدیدی در پیگیری موضوعات فیلترینگ حس می کنه. این کار رو قبلا آقای امیرمیرمیرانی یا همان جادی خودمان انجام می داد و به قول خودش خیلی خط مقدمی می رفت !

من یک چیزی رو فهمیدم که میخام اینجا بازش کنم . میخام ببینم ، وقتی نریمان غریب از فیلترشدن سایتها حرف می زنه ، دقیقا منظورش چه تیپ سایتهاییه و اگه با سیاستهایی در فیلترینگ مخالفت می کنه ، چه نوع سیاستهایی رو میگه . درد نریمان غریب چیه و آیا هیچ نیروی خودی انقلاب اسلامی واقعی کوچکترین فصل و حد مشترکی با او داره یا نه .

از درون برخی از محتوای منتشره توسط خودش میشه اینها رو درک کرد. نریمان غریب ، آقای فیلترینگ است ، چون در وبلاگش خودش شدیدترین کنترل امنیتی و سانسور محتوایی را برقرار کرده و اجازه درج کامنت نمی دهد. چنین کسی حق ندارد در مورد دیگران حتی کلمه ای حرف بزند. این ترسو می ترسد دستش رو شود. اشکال ندارد. بهترین روش در مقابل چنین آدمی ، حمله است. و چه حمله ای بهتر از استفاده از اقدامات خود فرد :

این شما و این آقای فیلترینگ ، بدون سانسور :

1- نریمان غریب ، "کل مدافعان نظام در فضای مجازی" را هدف قرار می دهد :

اگر توجه کنید ، در این عکس ، نریمان غریب تصویری از نخستین گردهمایی مجمع فرا (مجمع فعالان فضای مجازی انقلاب اسلامی) را منتشر کرده و کلمه ای را که فقط به خودش می توان گفت ، به آنها نسبت داده . فصل مشترک این افرادی که مورد حمله ی نریمان هستند زیاد است : حضور در نهادهای حاکمیتی ، قرارداشتن در مصادر انتصابی ، اتصال به بدنه ی نظام و فصل مشترکهایی در مورد معیارهای کلی فضای فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال مبتنی بر افق و طراز انقلاب اسلامی. پس وقتی نریمان غریب تمرکز را فقط روی یک نفر می برد ، این یک فریب است. این کار نریمان یک "برندسازی" برای ادامه ی کار است. والا آنچه که مورد هدف اوست، تمامی کسانی است که در دغدغه های اینگونه ، رویکرد مشترک داشته باشند.

اگر از سوی نریمان غریب مورد هدف قرار نگرفته اید ، باید کمی نگران شوید. شاید در جبهه ی انقلاب اسلامی سلاحتان را به سمت دشمن نریمان گرفته اید. شاید هم جبهه را گم کرده اید. یک جای کار ایراد دارد. بسرعت نقشه را پهن کنید و قطب نما " کلمات رهبری " را جلویتان بگذارید. چه شده . کجایید . چه می کنید. به این سئوالات پاسخ دهید. مشکل حل می شود.

در مورد وضعیت روحی و روانی آقای فیلترینگ ( نریمان غریب ) قبلاً نوشتم . حالا در مورد مواضع علنی او، شماره های بعدی را هم بخوانید...

پی نوشت :

آقا من خالصانه ، از دوست آقای فیلترینگ ، یعنی آقای اریک اشمیت ، بواسطه ی همکاری صمیمانه ای که اسکریپتهای سئوی گوگل با من علیه آقای فیلترینگ یعنی نریمان غریب دارند تشکر می کنم . رسماً کنترل داده ی در فضای رسانه ی دیجیتال جهانی یعنی اینترنتی در مورد استرینگ نریمان غریب در کنترل وبلاگ من قرار گرفته . خب، چه اشکالی دارد ؟ چیزی که عوض دارد گله ندارد. حالا تو هرچی من کامنت مبیذارم سانسور کن هی کامنت های من رو حذف کن ، من هم کاری می کنم کسی در اینترنت چیزی در مورد تو جز آنچه که من بنویسم نداند. خوبه :) اگر تو فکر می کنی در مورد یک بچه مسلمان ورودی گوگل را کنترل کرده ای ( و این چقدر برای تو مهم و با ارزش است ) حالا می بینی که ورودی گوگل در مورد خودت در کنترل من است :)) بازهم فیلترکن . بازهم سانسور کن. تا می تونی جلوی آزادی اطلاعات و نشر رو بیگیر . بازم کامنتهای من رو حذف کن نذار کسی ببینه . مثال مثل تو توی دنیای فناوری اطلاعات کم نبوده .

بازهم تشکر می کنم D:

 


 
همکاران ایرانی احمد شهید
ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

خبر اعمال محدودیت های مختلف فرهنگی و اجتماعی علیه مسلمانان در فرانسه چیز جدیدی نیست. محدودیت حجاب ، محدودیت آموزش و تعلیم، محدودیت نشر و مواردی از این دست ، اموری هستند که همیشه در فرانسه ، این مهد دموکراسی مدرن غربی ، مشاهده می شود و بارها رخ داده است. به طوری که به یکی از اخبار عادی و کم حساسیت بدل شده .

وقتی احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد تلاش می کند تا با اتکاء به گزارشات عناصر اپوزیسیون ایرانی دست به زمینه سازی برای چیزی به اسم محکومیت ایران در زمینه حقوق بشر شود ، فراموش می کند که کشوری که رهبری جریان سازی حقوق بشری ایران را برعهده دارد، تا خرخره در نقض حقوق بشر غربی غرق است، اما ایران از منظر فقه و حقوق اسلامی مرتکب هیچ نقض سیستماتیک حقوق بشر نیست و اگر مشکلی در زمینه ی نقض حقوق مردم در نهادهای عمومی و خصوصی مشاهده شود ، حاکمیت خود اولین مدعی رفع آن است.

احمد شهید، نقض حقوق بشر غربی را در ایران رصد می کند. بگذریم که حقوق بشر غربی نیز در بسیاری از مولفه ها با حقوق بشر اسلامی سازگاراست و تا اگر از نظر معنا و مفهوم و محتوا در بسیاری گزاره ها همخوانی نداشته باشد، لیکن صورت بخش زیادی از گزاره ها با حقوق انسان در اسلام شباهت دارد و به این لحاظ ، رصد نقض سیستماتیک حقوق بشر غربی در ایران نیز امری بسیار مشکل است. سانسورنشر و ممنوعیت نشر و جلوگیری از آزادی بیان نیز یکی از مولفه های حقوق بشر غربی است و اخیراً وضعیت اینترنت و دسترسی به پایگاههای آن نیز به عنوان یکی از مولفه های حقوق بشر غربی مورد توجه قرار گرفته است. بدین ترتیب، افرادی که در ایران ادعای محدودیت آزادی بیان و سانسور اطلاعات و دسترسی به داده های سالم توسط حکومت را مطرح می کنند، خواسته یا ناخواسته درحال همکاری با ادعای غربی در زمینه نقض حقوق بشر سیستماتیک در ایران هستند.

حالا اگر افرادی ، رسما در جبهه معارض فرهنگی و سیاسی انقلاب اسلامی قرارداشته باشند که تکلیف آنان مشخص است. این افراد ، رسما جزو افرادی خواهند بود که آگاهانه هیزم زیر دیگ این ادعا را چاق می کنند و بارها اعلام کرده اند که در تلاش برای تقویت ادعاهای ضد حقوق بشری علیه ایران اسلامی هستند.

در این میان افرادی هستند که رویکردهایی کاملا ضد دینی و ضد اخلاقی را نیز تعقیب کرده و در تجمعیت روحیات ضد اسلامی نمونه های درخور توجهی هستند . جالب است که این افراد ، از وقوع تحریم های مختلفی که علیه کشئورمان به بهانه ی ایجاد فشار بر مردم صورت می گیرد، هرگز ابایی نداشته و حتا از آنها ابراز خوشحالی هم می کنند. در بحث های بعدی، برخی از این افراد را به جامعه رسانه ای و نخبگانی کشورمان معرفی خواهم کرد.

پی نوشت : بیشتر در مورد احمد شهید در باشگاه خبرنگاران جوان


 
بازنویسی جدول آمایش آموزشی ، ضرورت فراموش شده
ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

بنظر می رسد یک تغییر و تحول عمیق در جدول آمایش جنسی و موضوعی آموزشهای دبیرستانی و دانشگاهی و تحصیلات تکمیلی کشور وجوددارد .

وضعیت نظام تحصیلات تکمیلی در کشور ما تناسبی را اولویتها و ضروریات مطرح برای ایرانی اسلامی نداشته و در طراز انقلاب اسلامی نیست. مبانی ویژه و محوری فرهنگی و اجتماعی زیادی در تعارض با وضعیت آموزشی فعلی کشور است. ابهام اینجانب در علت آموزش تعداد زیادی از بانوان کشور در رشته هایی مانند مخابرات ، مکانیک ، شیمی ، عمران و امثالهم فقط نیست. بلکه ابهام دیگر اینجانب مربوط به حجم زیاد نیروی انسانی تربیت شونده در رشته هایی مانند روانشانسی ، پرستاری ، و سایر رشته هایی است که میزان نیاز ضروری و قطعی به نیروی کار دانش آموخته ی زن در آنها بسیار کمتر از میزان ورودیهای دانشگاهی است و منجر به تربیت حجم زیادی نیروی انسانی بیکار می گردد. همچنین این حجم از ورودی نیروی انسانی مونث به بازار کار ، موجب ایجاد مانعت قطعی و یقینی برای اشتغال نیروی انسانی دانش آموخته ی مرد می گردد . تاثیرات منفی این امر حتا در مشکل تر شدن ازدواج نیز قابل درک و حدس است.

تعارض این امر با مبانی و اصول اجتماعی اسلام مانند مباحث خانواده کجاست ؟

این مسئله بسیار واضح است.

مسئولیت مرد در خانه ، بسیار متفاوت با مسئولیت همسر وی است. حقوق خانواده در اسلام اشاره می کند که مسئولیت کسب درآمد و تامین هزینه های مورد نیاز و ضروری خانواده ، مسئولیت تامین هزینه های مورد نیاز شخص همسر و موضوعاتی ویژه و اختصاصی از حقوق زن در اسلام که در مباحثی همچون نفقه و اجرت ، تجلی دارد نشان می دهد تکلیف تامین تمامی هزینه های فردی و اجتماعی افراد خانواده تا زمان قرارگرفتن آنها تحت تکفل مرد وظیفه ی مرد است و زن ، بر اساس نصوص حقوق زن در اسلام هیچ مسئولیتی در قبال تامین این هزینه ها ندارد. چهارچوب حقوقی اسلام در موضوع خانواده چهارچوی بسیارویژه بوده و حقوق زن در آن از بسیاری از نظامات حقوقی دیگر برتر است. برای نمونه در بسیاری از سیستمهای حقوقی زن و مرد پس از ازدواج اموال خود را با یکدیگر شریک می گردند و بسیاری از زوجها به شرایط مالی یکدیگر قبل از ازدواج توجهات بنیادنی می کنند. اما در اسلام ، اموال و سرمایه های منقول و غیرمنقول زوجه دائما در تملک خود اوست. بر این اساس ، زن نه تنها در چهارچوب آموزه های حقوقی و فقهی خود ، حریمی بسیار مستحکم برای اموال زن ترسیم نموده ، برخلاف مرد، مسئولیتی بر دوش او قرارنداده و ازدواج ، نه تنها بار مالی و هزینه ای بر دوش او نمی گذارد بلکه قانونا این مرد است که اگر همسر او قبل از ازدواج فرد مرفهی بوده است ، موظف است تا زندگی مرفهی را برای او متناسب با شان او در زمان تجرد برای او فراهم آورد.

با توجه به این جنبه ی مهم از مباحث حقوقی و فقهی ، همچنین با توجه به تعریف و هویت زن در اسلام و اهمیتی که اسلام به نقش و توانایی زن در حوزه تربیت و خانواده می دهد ، مشخص است که بر این اساس ، فراهم کردن میدان کار برای خانمها ، برابر با مردان در محیطهایی که نیاز اختصاصی به وجود و حضور بانوان بر اساس ویژگیهای زنانه ی آنها وجود ندارد ( یعنی بجز رشته ها و محیطهایی مانند پرستاری از بانوان و کودکان ، گروههای درمانی اختصاصی زنان مانند مامایی، تعلیم و تربیت و آموزش اختصاصی زنان خاصه در دروس ویژه ی آنان ، روانشناسی ویژه بانوان یا اموری ویژه ماند زندان بانی و برخورد با زنان بزهکار و ... که نیاز به حضور بانوان در آنان قطعی است ) از منطق منطبق بر نظام اجتماعی اسلامی تهی است. در این منطق ، تعلیم بانوان و فراهم کردن امکان آموزش برابر و رایگان – دولتی - برای آنان در این رشته ها به معنای حذف مردان از میدان اشتغال در این زمینه هاست. علاوه بر این که امکان اشتغال برای بانوان در این رشته ها نیز محل تعجب دارد.

این این محل ، بحث از تبعیض جنسیتی در میان نیست. چون تبعیض در منطق به معنای خروج از عدالت است . عدالت نیز معنای قراردادن هر چیز در جای خود است و معنای عدالت با مفهوم مساوات یکی نیست. مساوات از یک برابر بی توجیه و علت دم می زند و خواهان برابری همه ی برخوداریها ، بدون توجه به ضروریات و شایستگیهاست، در حالیکه عدالت منادی توزیع امکانات متناسب با شایستگیها و ضروریات است. برای مثال ، در یک نظام عادلانه میزان مالیاتی که باید از یک فرد متول گرفهت شود بیشتر از فردیست که درآمدی پایینتر دارد در حالیکه در نظام مبتنی بر مساوات ، همه ، دارا و ندار باید مالیات برابر بدهند و روشن است که این الگوی مطلوب جامعه ی انسانی نیست.

بحث و گفتگو در خصوص موضوعاتی از این دست ، در دهه ی پیشرت و عدالت که دهه ی نونویسی مبانی و چهارچوبهای کلی حرکت نظام و کشور جمهوری اسلامی است، کاملا ضروری بوده و باید گفت دقیقا در موعد خود قرار دارد. طرح مباحثی از این دست که خب، طرح این موضوعات می تواند موجب جنجال شود ، ربطی به ضرورت بررسی این موضوع نداشته و مورد اعتنای عقلا نیست. هرچند عقلا و مدیران برخوردار از تدبیر برای این جوسازیها و جنجالها نیز برنامه ریزی می کنند اما اینها نمی تواند مانعی برای نیل به هدف متعالی محسوب گردد. یک مدیر توانا می داند که حرکت در مسیر قبلی و تغییر ندادن ریل نتیجه ای جز سقوط و فروپاشی ندارد و مآلا ، مفهوم مخالف آن را در نظر خواهد گرفت و آن ، محاسبه و برنامه ریزی برای تغییر الگوی حرکت است که منجر به پیشرفت و اصلاح امور می گردد.

بازنویسی و طراحی الگوی راهبردی جدید از نظام تعلیم و تربیت و آموزش دانشگاهی و عالی کشور متناسب با ضروریات و اولویتهای نیل به افق ایران 1404 ، یک ضرورت حتمی است. در این بازنویسی ، طراحی رشته های مورد نیاز اداره ی جامعه در دانشگاه های دولتی بورسیه ، و قراردادن مابقی رشته ها برای تحصیل علاقمندان در دانشگاه های شهریه ای ، هدایت گروههای آموزشی به تشکیل و تاسیس رشته در مناطقی که نیاز به آنها وجود دارد ، تنظیم جدول آموزشی متناسب با جدول پیشرفت منطقه ای و ملی و جذب دانشجو از محل اقامت فرد متناسب با نیازهای تخصصی محل تحصیل ، از ویژگیهایی است که در این جدول جدید باید مورد توجه باشد. البته شکی نیست که تدوین این جدول جدید ، بدون حرکت در مسیر تحول محتوای آموزشی کشور خصوصا در حوزه علوم انسانی فایده ی کافی را در پی نخواهد داشت.


 
گفتگوی پاسداران و نریمان غریب در کامنتهای وبلاگ پاسداران
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نریمان غریب

 

کسی با کد کاربری مجازی فرشاد در حال پاسخگویی به نکات من در مورد نریمان غریب است. به حدی جدی ، به شکلی کاملا شخصی از نریمان غریب دفاع می کند که من او را با هویت وکیل نریمان میشناسم . چه اشکالی دارد. وکیلش یا خودش. حالا یک فیلترچی وکیلش را هم بفرستد که به ما برنمی خورد. بحث شأنیتی که نداریم والا خود نریمان مورچه اش چه بود که حالا وکیلش چه باشد !

کامنتهایی که آقای وکیل :)) می گذارد، جنبه های عجیب و شگفت انگیز زیادی دارد. لابلای این گفتگو برای من فاش شد که به احتمال بسیار زیاد این خود نریمان است که دارد با اسم مستعار می کامنتد ! ( به پی نوشت توجه کنید ) حالا بدون بحث ، کل کامنتهای نریمان با نام مستعار فرشاد و جوابهایی که دادم را می خوانیم . لازم به ذکر است این نریمان ، یا فرشاد ، یا هرچی که اسمش هست، ابتدا در موضوع حرکات احمدی نژاد در ختم چاوز به میدان وارد شد:

[IP: 50.116.38.46 ] یکشنبه، ۴ فروردین ۱۳٩٢  - ۱:٠۵ ‎ب.ظ
آقا چه حوصله ای داری شما. اصن به نظرم مهم نیست کی دست داده کی دست نداده. بی خیال بابا. دردها و دغدغه های بسیار بزرگتری آدمهای یک مملکت دارند که اینها توش گم هست.
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

در مورد این نظر شما چند نکته به ذهنم رسید : یکی اینکه البته گیردادن و متمرکز شدن روی این مسئله را من هم قبول ندارم . یک جور کار اشتباه است، خیلی معنا ندارد. خط نگهدار این حرکت هم رسانه های ضد انقلابی و رقبای انتخاباتی آقای احمدی نژاد بودند. دوم اینکه : البته که پاکی و پاک دامنی و حیاء و غیرت آن هم در این سطح راهبردی که جنبه ی تبلیغی هم دارد بسیار مهم است و از بسیاری موضوعات اولویت بالاتری دارد. موفق باشید.
نویسنده: ابوذر - ۴/۱/۱۳٩٢ - ٢:۱٧ ‎ب.ظ

و بعد ، دورخیز کرد و سراغ موضوع اصلی رفت. نریمان میخواست با این کارش تابلو نکند موضع اصلی مدنظرش چیست :

[IP: 50.116.38.46 ] یکشنبه، ۴ فروردین ۱۳٩٢  - ۱:٢٠ ‎ب.ظ
البته همانطور که مستحضر هستید مسئول فیلتر کردن سایتها یا محدود کردن ssl گوگل ایشان نیستند و آقای مومن نسب هستند. فکر می‌کنم اشتباه برداشت کردید.
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

اجرای سیاستهای مصوب و قانونی نظام جمهوری اسلامی چیزی نیست که من بخاطر آن بخواهم کسی را سرزنش کنم که بعد حالا سوژه ی مورد نظر چه کسی باشد. آنچیزی که به خاطر آن نریمان غریب سرزنش می شود ، حمله ی بی محتوا و بدون پشتوانه ی تئوریک ب این سیاستهای نظام جمهوری اسلامی ایران است. غریب و رفقایش الگویی را برای ایران تجویز می کنند که هیچ جای کره ی خاکی تجربه ی میدانی ندارد. آنها می گویند حکومت باید اجازه ی مخابره ی رمز بدون اخذ گواهینامه ی امنیتی در سرزمین دیتای خود را بدهد. کجای دنیا اینگونه است.
نویسنده: ابوذر - ۴/۱/۱۳٩٢ - ۳:۳۱ ‎ب.ظ

اگر فیلترکردن پایگاه های خلاف عفت و اخلاق عمومی ، خلاف امنیت و آسایش اجتماعی ، روانی و سیاسی جامعه یا پایگاههای مروج بی اخلاقی های سیاسی ، افتخاری داشته باشد که حتما دارد، یقینا این افتخار نصیب نریمان غریب نیست. مسئله آنجاست ، کسی به فیلترینگ معترض شده که حتی در سرزمین یک وجبی وبلاگ خودش حاضر به اجرای تز و تئوری پیشنهادی خود نیست. نریمان غریب اگر در مصدر فیلترینگ کشور قرار می گرفت اولین وبلاگی را که مسدود می کرد وبلاگ من بود. او در وبلاگش حتا کامنت های من را نمایش نمی دهد. این خلق و خود دلیل نقد او توسط من است.
نویسنده: ابوذر - ۴/۱/۱۳٩٢ - ۳:۳۳ ‎ب.ظ

حالا چه کسی اشتباه برداشت کرد ؟ :)
نویسنده: ابوذر - ۴/۱/۱۳٩٢ - ۳:۳۳ ‎ب.ظ
[IP: 50.116.38.46 ] یکشنبه، ۴ فروردین ۱۳٩٢  - ۱:۵٢ ‎ب.ظ
راستی توهین و ناسزا گفتن در شان شما نیست. خیلی از بسیجی‌ها به وبلاگ شما مراجعت می‌کنند و از شما الگو می‌گیرند. ضمن اینکه قبل از انتشار هر مطلبی خوب تحقیق کنید که خدای نکرده به کسی تهمت و افترای بی‌مورد نزنید.
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

بله . سزا ، و نا سزا. آنچه که سزای آقای نریمان غریب نبوده و من گفتم چه بوده ؟ آنچه که بدون تحقیق گفته شده و صحت ندارد را بیان کنید. از کلی گویی بپرهیزید . چون این نوع اظهار نظر هم مسئولیت شرعی و اخلاقی دارد. موفق باشید.
نویسنده: ابوذر - ۴/۱/۱۳٩٢ - ۳:۳۴ ‎ب.ظ
[IP: 188.34.39.100 ] دوشنبه، ۵ فروردین ۱۳٩٢  - ۱۱:۱۶ ‎ق.ظ
البته فیلترینگ بی‌سر و ته و فله‌ای وب‌سایتها هم کار درستی نیست. بعله یک وب سایتی هست که مروج فساد و فحشاست باید فیلتر شود اما الان طوری شده است که واقعاْ اینترنت بدون فیلترشکن در ایران معنا و مفهومی ندارد. همانطور که در جریان هستید بسیاری از شرکت‌ها دفاتری در کشورهای دیگر دارند که از طریق وی‌پی‌ان ارتباط برقرار می‌کنند با دفترشان و قطعی وی‌پی‌انها متاسفانه اختلال شدیدی به وجود آورده از طرفی این وی پی ان قانونی که که صحبتش هست برای شرکت‌ها ما فرم پر کردیم اما گفتند که متعاقبا اعلام می‌کنیم آدرسی که فرم را باید ارسال کنید. پس این می‌شود بی حساب و کتابی. یعنی اول باید این وی پی ان قانونی کامل اوکی می‌شد بعد این وی پی ان ها قطع می‌شد تا به هر حال شرکت‌ها به مشکل برنخورند. خیلی از شرکت‌ها نمایندگی محصولی را در ایران دارند که آن محصول مشمول زمان شده و تحریم شده و برای مبادلات مالی و بانکی نباید با آی ‍پی ایران باشند. به هر  صورت یک جاهایی این دوستان ما حق دارند که اینگونه صحیت کنند. خودتان به گفته حرف خودتان اینترنت آزاد بدون فیلتر و بدون محدودیت دست‌تان هست کک‌تان نمی‌گزد. کلاهتان را یک طرفه قاضی نکنید...
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

5 پایگاه اینترنتی که نه به اشتباه ، بلکه عمدا فیلترشده اند و کاملا هم مفید بوده اند و مفسد نبوده اند معرفی کن. 5 دونه. کل اینترنت پیش کش.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۵:٠۱ ‎ب.ظ

6- شرکتها می توانند با ارائه گواهینامه امنیتی یا cert خود به ارتباطات زیرساخت و قرارگرفتن در مجرای فاش ارتباطات رمز، به ارتباط خود در پروتکل وی پی ان ادامه دهند. آن چیزی که منع شده است استفاده از وی پی ان برای ترافیک خصوصا ترافیک رمز است. هرکسی از دستورالعمل تبعیت کند وارد وایت لیست می شود.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۵:٠۳ ‎ب.ظ

سالها مخابره ی بلاتکلیف رمز با خسارات بالا را تحربه کردیم . حالا نوبت سازماندهی است. سالها کشور این بلاتکلیفی شماها را تحمل کرد. حالا نوبت شماهاست تا بفکر پیداکردن راهکاری قانونی برای کار خود باشید. زندگی در دنیاب دیجیتال بدون سازماندهی را کنار بگذارید.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۵:٠۴ ‎ب.ظ

دوستان شما ؟ ما در مورد دوستان شما نظری نداریم . ما در مورد نریمان غریب حرف زدیم . او از دوستان شماست ؟؟؟
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۵:٠۵ ‎ب.ظ

در جلسه ای گفتم باور نمی کنم اگر فیلترینگ حتی محدود به پورنوگرافی بود برخی برای نظام کف می زدند. اعتقادم راسخ تر شده است.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۵:٠۵ ‎ب.ظ

تبادل مالی بیرون از شبکه پولی کشور ؟ :)))))))))))))))) پولشویی مانع پیدا کرده ؟ سخت شده ؟ :))))))))))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۵:٠۶ ‎ب.ظ

ایگولد و پی پال رو می فرمایید دیگه که مصداق بارز پولشویی اند.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۵:٠٧ ‎ب.ظ
[IP: 50.116.38.46 ] دوشنبه، ۵ فروردین ۱۳٩٢  - ۴:۴۴ ‎ب.ظ
بعد هم ما یک کلمه حرف زدیم پولشویی پولشویی راه انداختید. یک خورده ذهنتان مثبت باشد. اگر با این مثال ذهنتان منحرف به پولشویی می‌شود اجازه دهید مثال دیگری بزنم. یک شرکتی واقع در انور آب‌ها سالهای دور محصول دیجیتالی داشته که شرکتی در ایران آمده در این اینور آب نمایندگی این محصول را گرفته و در این سالهای دراز به کلی از سازمان‌ها و شرکت‌ها این محصول را فروخته. این محصول نیاز به پشتیبانی دارد. وسط پرانتز آن زمان که نمایندگی‌ این محصول را گرفته تحریم نبودیم. حالا لاجرم تحریم کرده محبور شده. ما می‌خواهیم بریم تو سایت‌شون یا ایمیل بزنیم یک لایسنس بگیریم. تو سایتش‌ اگر با آی پی ایران باشیم یا ایمیلی که می‌زنیم از سمت ایران باشه داستان درست می‌شه برامون. (این یک مثال دیگری بود که فکر نکنید پولشویی در کار است)
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

عزیزم ، ما که اینجا مشغول دل و قلوه دادن و گرفتن نیستیم که . فرمودید دوستان شما برای انتقال پول بر بستر فضای مجازی مشکل آیپی دارند به این معنا که باید با استفاده از وی پی ان ، آیپی مسک کنند، خب روشن شد ماجرا استفاده از سایتهای انتقال پول مانند پی پال و امثالهم که مطابق قوانین پولی و بانکی کشور هرگونه دخالت در بازارهای غیرمتشکل پولی بدون مجوز بانک مرکزی ممنوع است. حالا مشیشه شما با کمی مطالعه ، ذهنتان کمی مثبت تر باشه و بخاطر داشتن ذره ای اطلاعات بیشتر بنده را متهم به منفی بافی نکنید؟
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۱٢ ‎ب.ظ

ذهن به جایی منحرف نشد. شما یک مصداق واقعی گفتید. حالا چرا از جوابگویی طفره می روید. مثالی که شما زدید دقیقا یک کاربرد مجرمانه ی سرویس وی پی ان است.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۱۳ ‎ب.ظ

حرف خنده داری در مثال دوم شما نهفته است. برویم با آیپی مثلا آنگولاگستانپالیا ، فرم خدمات پرکنیم برای قطعه ای که در ایران نصب است ؟ می دانی چقدر با مزه فرمایش می کنی ؟ شرکت مبداء یا ایران را تحریم "کرده" یا نکرده . اگر تحریم کرده ، به آدرسی که شما ثبت خواهید فرمود خدمات نمی دهد و مشکل با آیپی حل نمی شود. وگرنه که شما را دارد در یک هماهنگی راهبردی به سمت وی پی ان سوق می دهد مثل کاری که شرکت سان می کند برای دانلود جاوا !
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۱۵ ‎ب.ظ
[IP: 50.116.38.46 ] دوشنبه، ۵ فروردین ۱۳٩٢  - ۴:۴٩ ‎ب.ظ
خود من پروفایل کلوپم رو 8 سال بیش همون موقع که ثبت نام کردم به روز کردم همینطوری فی‌البداهه بعدش یکی دو بار به این سایت سر زدم و همینطوری رهاش کردم. الانم شما بری سر بزنی شاید همینجور نوشته‌های مثل نریمان باشد...
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

منظور ؟
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۱۵ ‎ب.ظ

آدرسش رو لطف می کنید با هم کمی آشناشیم ؟ یک ایمیل هم که از شما اینجا وجود ندارد. یک کمی واقعی بشوید ایرادی دارد ؟
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۱۶ ‎ب.ظ

شما از نریمان وکالتی چیزی گرفته اید ؟ دفاعتان خیلی از وی "شخصی" است.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۱۶ ‎ب.ظ

و یک سئوال : شما کجا ساکنید ؟
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۱۸ ‎ب.ظ

شــــــــمـــــــــــا خود نــــــــــــریـــــــــــــــمــــــــــــان نــــــــــیــــــســـــــتــــی؟
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۴٢ ‎ب.ظ

 

[IP: 50.116.38.46 ] دوشنبه، ۵ فروردین ۱۳٩٢  - ۵:٢٢ ‎ب.ظ
زندگی در دنیاب دیجیتال بدون ساماندهی را کنار بگذارید. این حرفی است که شما زده‌اید که توصیه می‌کنم به جای اینکه تند تند فقط به دنبال جواب دادن باشید به نوشته‌تان هم نگاهی بی‌اندازید تصحیح کنید خوبی‌ات ندارد. این ، وبلاگ آقای نریمان غریب است که کمی برایم جالب شد. البته فیلتر است، اما از بس که مطالب عجیب و غریب توش بود ، مشتری شدم :). از طریق اینترنت بدون فیلتر کاملا قانونی که در اختیارم هست اینترنت بدون فیلتر کاملا قانونی را می‌شه توضیح بدهید؟ قصد کنایه ندارم سوالم جدی است من باب کنجکاوی... بعد چرا فقط ما ساماندهی بشویم شماها از کره دیگری آمده‌اید؟ خون‌تان رنگین‌تر است؟
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

اینکه من پاسخ شما را بدهم یا ندهم ، کجا تاثیر دارد عزیز من در صحت آن جمله که گفتم ؟ فرض کنیم من هیچ وبلاگ فیلترشده ای را با هیچ اینترنت قانونی ای نبینم. یا ببینم و اینترنت بدون فیلتر قانونی در اختیارم باشد. شما بفرمایید این دو موضوع چگونه به هم مربوط می شود / متشکرم !
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:٠٠ ‎ب.ظ

و حالا جواب شما : بله شما هم هرجا مسئولیتی داشته باشید متناسب با مسئولیت و اختیارتان وسائل و تجهیزات مورد نیاز در اختیار شما خواهد بود. من یک محقق وزارت دفاع بودم که الان در حوزه دانشگاهی هم مشغولم و آنچه در اختیار دارم متناسب با وظیفه ام است. روش شد ؟
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:٠۱ ‎ب.ظ

ساماندهی مد نظر ما دقیقا همین است. من و امثال من قائلیم افراد متناسب با هویتشان باید امکانات را در اختیار داشته باشند. باید یک دانش آموز ، تجهیزاتی و ویائلی متناسب با نیاز خود و یک استاد یا مدرس دانشگاه نیز وسائل مورد نیاز خود را در اختیار داشته باشد. همینطور شما. اگر شما هویت منطزقی قابل توجیهی دارید که دسترسی شما به وسائلی را از سوی عقلای نظام موجه می کند باید متناسب با ماموریتی که از سوی نظام و مسئولین به شما داده می شود تجهیزات مورد نیاز را در اختیار داشته باشید. با زندگی در دنیای دیجیتال بدون ساماندهی خداحافظی کنید.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:٠٢ ‎ب.ظ
[IP: 50.116.38.46 ] دوشنبه، ۵ فروردین ۱۳٩٢  - ٧:٢۸ ‎ب.ظ
خب من از مصاحبت با شما خیلی خوشحال شدم. انشالله که همیشه موفق باشید در زمینه های دانشگاهی و تحقیقی که می‌کنید امیدوارم سودمند و راهگشا باشد. من یک سری دلیل و مثال(تاکید می‌کنم مثال) آوردم و برایتان توضیح دادم که چقدر بستن بی‌حساب و کتاب و بی‌برنامه بد است چقدر اینکه ببندند و بعد بگویند حالا متعاقبن اعلام می‌کنیم که فرم درخواست وی‌پی‌ان قانونی را به کجا بفرستید این یعنی بی‌برنامگی! که شما فقط به جنبه‌های دیگر که اتفاقن نفهمیدید من چه می‌گویم می‌پردازید.
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

آقای "فرشاد" یا همان نریمان غریب. از اینکه آمدی و کامنت گذاشتی متشکرم . فقط یک کم "یاد" بگیر از من. من سکولار نیستم، مثل تو هم ساکن لندن نیستم ، به هیچ وجه هم به تئوری آزادی اطلاعات از نوع غربی اش اعتقادی ندارم ، هرگز دموکرات نیستم و دموکراسی را ضرباهنگ تو و رفقایت صرف نمی کنم . مخصوصا اگر معنای دموکراسی بستن سنگ ها وبازکردن سگها باشد. یاد بگیر. از همین "من" غیر دموکرات ، غیر سکولار غیر معقتد به آزادی اطلاعاتو بیان از نوع مد نظر تو و رفقایت یاد بگیر کامنت اگر حاوی فحاشی نباشد و ادعای بحث داشته باشد منتشر می شود و ، صد البته ، سنگین جواب می گیرد.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۵۳ ‎ب.ظ

این "بچه بازی" ها هم برای من شناخته شده است. احمد باطبی هم به این وبلاگ آمد و با وی پی ان کانادایی کامنت گذاشت ، تو هم از وی پی اس سرور رایگان آمریکایی استفاده کن . که چی ؟ من که حرفم را زدم و کار به جایی رسید که در طول کمتر از ده کامنت فراری شدی. اگر نریمان نیستی ، چرا فرار می کنی ؟ چرا فرار می کنی ؟ نریمانی و مهم هم نیست . هرچند ترس مرس هم مسخره است. مگر لندن نیستی ؟ از سایه خودت هم می ترسی ؟شبها با نوار پلنگ صورتی و عینگ ریبن دودی و کلاه شاپو و اورکت کاراگاه علوی می خوابی ؟
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۵۵ ‎ب.ظ

نرسیمان خان . مدعی هستی نفهمیدم چه می گویی ، خب مشخص کن کجای حرفت را نفهمیدم . خوبه حالا همه ی کامنت ها اینجاست و مدیرپرشین بلاگ حاچ مهدی ابوترابی هم اتفاقا هم حزب و گروه شماهاست و واسه ی شما شاید خود را به آب و آتش بزند ، ولی برای من نه . پس دست از کلی گویی و جیم زدن بردار که فایده مایده سی یوخدی ! :)
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۵٧ ‎ب.ظ

من که میگم در نرو . اما میخای بری هم برو جلوتو که نمی تونم بگیرم که . رفتی سینه قبرستن کامنت های وبلاگ من کنار احمد باطبی و سیاوش  مهدی  اردلان و ای بسیاری دیگر از این دست. معمولا هم من شماها را مجبور می کنم تا اینجا بیایید. تا کنون که من شما را به اینجا کشیدم . حالا این "درس" برایتان بماند که یادتان نرود.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۵۸ ‎ب.ظ

برو که با برف سال دیگه هم بر نگردی !
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۸:۵۸ ‎ب.ظ
[IP: 50.116.38.46 ] دوشنبه، ۵ فروردین ۱۳٩٢  - ٧:۳٢ ‎ب.ظ
مثال با جزئیات بیشتر: ما تحریم شدیم. مجبور شدیم دفتری در دوبی بزنیم. در دوبی یک وی پی ان سروری راه انداختیم و یک نمایندگی هم از دوبی اخذ کرده ایم. حالا به دوبی از ایران وی پی ان می‌زنیم و لایسنس می‌گیریم و لایسنس رو در ایران مصرف می‌کنیم. حالا وی پی ان ها بسته شده و ارتباط قطع شده بی اطلاع. حالا همه چیز بهم ریخته مشتری هی زنگ و سرویس دهی می‌خواهد. فقط یک خواهشی دارم که شما هیچ استباطی از این مثال نکنید تنها درک کنید که منظور من بستن بی‌حساب و کتاب و بی برنامه است و بدون اطلاع رسانی و بدون اینکه اصن معلوم باشد این فرم لعنتی را به کجا باید بفرستیم. تمام. شاد باشید
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

مثالت که زیر و رو شد ، بازهم که به سئوالات من جواب ندادی :)) مثال جدیدت را هم جواب می دهم توهم یادبگیر جواب این دهها سئوال بی جواب را بده آبرو ریزیه اینهمه سئوال را بی جواب گذاشتی :))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ٩:٠٠ ‎ب.ظ

فقط یکم صبر کن برم تا رستوران ژتونها را تبدیل به غذا کنم بیام :)))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ٩:٠٠ ‎ب.ظ

آخ آخ جواب دادن به این رو فراموش کرده بودم دیدی چی شد ؟ :)) الان می نویسم :))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۴٢ ‎ب.ظ

عزیزم . به سرور ایرانت ، با هر وی پی انی که صلاح می دونی وصل شو ، یا نشو. سرور خودته . لازم نیست که آیپی عوض کنی . از خودتم میخای قایم شی ؟ سرور تو به سرور شرکت خارجی بخواهد وصل شود هم که مشکل ندارد ، در خاک دوبی مستقر است چون شرکت تو دوبی مستقر است :)))))) حالا اینم از این . مسئله ای سئوالی چیزی دیگه نداری عزیزم ؟ :))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۴۴ ‎ب.ظ

مگر اینکه بفرمایی ، من وی پی ان سرور از دوبی گرفتم ، خب این کار کلن لازم نبوده . به سرور خودت به شکل عادی وصل شو دیتابس را بروز کن . سرور که خوب بلدی بگیری، حتمن باید وی پی ان یا وی پی اس باشد ؟ کاری دارد کانکشن وی پی ان مورد نیازت ، در دوبی برقرار شود بین سرور تو و سرور شرکت ؟ :)) خلاقیت وقتی ندارید همینه دیگه سئوالای خنده دار می پرسید :))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۴۶ ‎ب.ظ
[IP: 50.116.38.46 ] دوشنبه، ۵ فروردین ۱۳٩٢  - ٧:۳۵ ‎ب.ظ
اینکه چرا من ایمیلی از خودم نمی گذارم هم مشخص است از امثال شماها می‌ترسم. دوم اینکه خواستم بگم اون ‍پروفایل که به روز رسانی‌ش برای 7 هفت سال پیش هست رو جدی نگیرید یک زمانی اومده ثبت نام کرده و بعدش لابد یکی دو بار سر زده و دیگه اونجا نرفته... من هم امروز رفتم به کلوپ سر زدم از دیدن پروفایلم و نوشته های پروفایلم که برای 7 هفت سال پیش بود به روز رسانی ش خنده‌ام گرفته بودم و اکانتم رو از اونجا پاک کردم چون خیلی وقت بود یعنی از همون موقع سر نزده بودم و دیگه بودنش اونجا لزومی نداشت به درد کسی هم نمی‌خورد.
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

نگذاشتن ایمیل از ترس امثال من :)) مسخره نیست؟ :) همه ی ضد انقلاب در جهان ایمیل دارند، ایشان که به قول خودش حرف بدی نزده چون از من می ترسد ایمیل نمی گذارد :)) نریمان جان . تری علت نیست. افشای هویت علت است. خودتی داداش. خودتی عزیزم . خودتی عموجون .
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ

همین امروز این پروفایل رو پاکیدی ؟ :)) از اولشم پروفایلی با هویت فرشاد وجود ندارد. بعید نیست الان اکانت کلوپ نریمان باشد که پاک شده است. الان دیگر تابلو می شود با کی طرفیم . احتمال حماقت در این حد در مورد نریمان را می دهم :))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ

خب ، اینقدر حماقت به خرج داده نشد که پاک شود. فقط چیزی بنام فرشاد وجود ندارد :))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ

چقده جالبه نه نریمان ؟ :)) سناریوت شده مضحکه :)) بچه جان ، الان با این کارات ، می بینی ، چیزی گیرت نیومد . بیا عین آدم بشین حرف بزن ، نمی زنی هم ، نزن :)) لا اقل اگر عین آدم بیایی ، من می تونم رسمن باهات حرف بزنم توئم لا اقل می تونی از زیر پنجاه درصد فشار عدم پاسخگویی فرار کنی . حالا خوددانی. اثبات کن لال موندی.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:٠۵ ‎ب.ظ
[IP: 50.116.38.46 ] دوشنبه، ۵ فروردین ۱۳٩٢  - ۸:٠۸ ‎ب.ظ
خیلی مخصلیم من نریمان نیستم. اصن آقای نریمان هم تا حالا ندیدم. من باب کنجکاوی هم به وبلاگ ایشان هم سر زدم دیدم این بنده خدا هم بد نمی‌گوید که این همه مومن زاده در بوق و کرنا کرده که اینترنت و هاست و کوفت ملی! خودش تمام زیربنایش از دیتاسنترهای آن سمتی‌ست. خلاصه اینکه از جایی که وبلاگ شما را لینک کرده بود اتفاقی آمدم و گفتم با هم یک صحبتی داشته باشم. به هر صورت برایتان آرزوی موفقیت دارم. این آخر کامنت من اینحاست من فرشاد هستم اگر ایمیلی هم نمی‌گذارم والله عیال‌واریم و خدا خیرتان بدهد. خدا نگه دار
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

1- نریمان جان . من باب کنجکاوی بگو ببینم من که لینکی به وبلاگش ندادم ، حتما سرچیدی به وبلاگش رسیدی . بعد بگو حالا تو که میگی اول به وبلاگ او رفتی ، وبلاگ او را از کجا یافتی ، کنجکاوی در وبلاگ من ایجاد شد یا از جای دیگر :)) 2- جواب این ادعایت را که خود مومن نسب در همان گفتگوی صوتی که با تعرض به حریم خصوصا و بر خلاف قانون و بدون اجازه اش ضبط و پخش کردی و البته که خدا رو شکر چه کار خوبی هم کردی شانسی شانسی ، داد که . گفت که دیتاسنتر بدون اطلاع او این کار را کرده و از این اطلاع رسانی ات تشکر هم کرد. حالا این بازی که نما ندارد ، حنا ندارد ، رنگ ندارد، آخرین کامنتت باشد یا اولین ، می رود کنار بقهی کامنتهای ضد انقلاب ، مگه من عادتی غیر از این در مورد شماها دارم ، اثبات کردید که پروفایل دومی ندارید و همین پروفایلتان است. و با عرض شرمندگی ، تمامی این کامنت ها و گفتگو ها را به صفحه ی اول وبلاگ می برم . ضمنن : نریمان هیچ جا به من لینک نداد ، فقط یک کامنت را تایید کرد. بهش بگو چرا بقیه کامنت های کاملا مودبانه و معمولی من را تایید نمی کند. بهش بگو چرا خودش نمی آید با من گفتگو کند :)))))))))))) آدم به خودش باید چه حرفها بزند :)))))))))))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ

3- جناب نریمان کوچولو ، شما از پس گیرهایی که من قبلا ، و اینجا ، به خودت دادم بر بیا ، بعد اسم دیگران را بیاور. کم آوردن درد دارد قبول دارم :))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۱۴ ‎ب.ظ
[IP: 50.116.38.46 ] دوشنبه، ۵ فروردین ۱۳٩٢  - ٩:٠٩ ‎ب.ظ
آقا این چه طرزه حرف زدن هست. مودب باشید. من نریمان نیستم. ایمیلی هم نمی‌گذارم بخاطر این است که دنبال دردسر نیستم.
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

ایمیل نگذار :)) آیپی وی پی اس را هم بکار ببر :)) تابلو هم نکن از انگلیس کامنت می گذاری :)) من کلمه ای فحاشی هم نکرده ام بازی نخ نمایت زمانی می توانست بگیرد که عین کامنت ها همینجا نبود . مخاطب می بیند که این کلمات فقط جوسازی است. کدام بی ادبی ؟ معلم اخلاق ، تو سانسور را کنار بگذار ، تهمت زدن را کنار بگذار ، قیافه ی حق به جانب و عینا ظالم بودن را کنار بگذار ، مابقی حل است :))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ
 
[IP: 50.116.38.46 ] دوشنبه، ۵ فروردین ۱۳٩٢  - ٩:۱٧ ‎ب.ظ
آقا من خواهش می‌کنم که مطالب رو به صفحه اول وبلاگ نبرید. من هم نریمان نیستم. درد دلی بود با شما کردیم. همین جا ختم به خیر شود. خدا نگه دار
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

خواهش می کنم خواهش نفرمایید . این اختیار اخلاقی ، شرعی و عرفی اینجانب است. اینجور هم نریمان جان دست و پا نزن. خواستی بیایی گفتگو کنی مثل بچه ی خوب ، بله ،شاید این کار را نکردم . اینجوری ؟ نـــچ عزیزم :)
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ

خودتم می دونی من کار خودمو می کنم چرا دست و پا می زنی پس اینقده :))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۵٠ ‎ب.ظ
]

ضد انقلاب هم نیستم. برای ما پاپوش درست نکنید. حالا می‌فهمم چرا کسی با شما بحث نمی‌کند با این اخلاق تندی که دارید.
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

نریمان ضد انقلاب است. حالا دیدی رو شد ؟ :)) نریمان رو گفتم به خودت گرفتی چه زود ضمیر مرجع خودش رو پیدا کرد :))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ

شما یک جا پیدا کن در دنیای واقعی و سایبر ، یک نفر ضد انقلاب عین آدم نشسته باشد با یک نفر حزب اللهی مثل من ، بحث کرده باشد که دومی اش من و شما باشیم :))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۳۴ ‎ب.ظ

رفقایت هم می آیند و مثل تو با خرواری سوتی و گیر و خرابکاری در می روند :)) این آبرویشان را می برد و چیزی دستشان نمی آید. صندلی های مناظراتی شماها همیشه دقیقا همیشه یعنی زمانی که دستتان از استدلال خالی است ، خالی میماند. کف دستت را تو هم بونکرده بودی که دستت اینگونه رو می شود. والا ، همچی خبطی نمی کردی بیایی. روشت رااصلاح کن ، میدان برای بحث زیاد است . والا با این روش ، حق می دهم راهی جز فرار مگر هم هست ! این ها را نگویی چه بگویی . به رفقای گنده ی شما مثل کدیور و مهاجرانی هم می گفتن چرا با فلانی یا بهمانی مناظره نمی کنید می گفتند : بی ادبه ! :))))))))
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۳۶ ‎ب.ظ
[IP: 50.116.38.46 ] دوشنبه، ۵ فروردین ۱۳٩٢  - ٩:۵۱ ‎ب.ظ
من هیچ سوتی ندادم. از واقعیت‌ها و مشکلاتی که بر سر راه است کمی صحبت کردم و شما هم استنباط خودتان را داشتید و تحلیل کردید که شماها فلان هستید بهمان و ضد انقلاب و می‌خواهید پولشویی کنید از این وصله‌ها چسباندید وگرنه ما هم مثل شما در این مملکت داریم زندگی می‌کنیم. فرار هم نکردم این مباحثه هم سودی برای من ندارد. من و شما در دو خط فکری متفاوت هستیم.
نویسنده: فرشاد
پاسخ:

دو طرف یک خط فکری کسانی اند که باید با هم مناظره کنند. یک طرف که نباید با خودش مناظره کند. از پس فکر بر نیامدی تهمت می زنی ادعای تعلیم ادبت به دیگران هم می شود که جای خجالت کشیدن دارد.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۵۵ ‎ب.ظ

فکر کنم حدود دو سئوال را همینجا در کامنت دانی بی جواب گذاشتی. عادت به مناظره نداری. چکارت باید کنم ؟ کجای دلم بگذارمت . برایت قانون کشور را می گویم ترش می کنی. دم از اقدامات صریحا ناسالمت می زنم جو می سازی ، تو که خیلی زرنگی ، بیا و در محور اصلی بحث باقی بمان و در حاشیه زندگی نکن بگو ببینم چرا تو خروار خروار در وبلاگ من کامنت بگذاری و جواب بگیری ، اما کامنت های من در وبلاگ تو حتا منتشر هم نشود جواب پیش کش ؟
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۵٧ ‎ب.ظ

سکولار جماعت ، دروغگوست. نیست ؟ سکولاریزم جواز دروغ گویی داده . نداده ؟ توضیح بده در حالیکه در این کامنت ها موضعی علیه نظام و انقلاب نگرفته ای و تیپ و کلاس کار را هم تا جایی که زورت رسید حفظ کردی ، استفاده ات از وی پی اس سرور برای کامنت گذاشتن برای من ، جز برای اختفای آیپی انگلیس چه معنایی دارد ؟
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱٠:۵۸ ‎ب.ظ

*** ببخشید ، حدود ده سئوال. و این سوتی ات است.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ

این سند هم افشا شود ملت بدانند :


IP Information for 50.116.38.46
IP Location: United States United States Red Oak Linode
ASN: United States AS3595 GNAXNET-AS - Global Net Access, LLC (registered May 17, 1994)
Resolve Host: li436-46.members.linode.com
IP Address: 50.116.38.46 [Whois] [Reverse-Ip] [Ping] [DNS Lookup] [Traceroute]
Whois Server whois.arin.net

NetRange:       50.116.0.0 - 50.116.63.255
CIDR:           50.116.0.0/18
OriginAS:      
NetName:        LINODE-US
NetHandle:      NET-50-116-0-0-1
Parent:         NET-50-0-0-0-0
NetType:        Direct Allocation
Comment:        This block is used for static customer allocations.
RegDate:        2011-08-30
Updated:        2012-02-24
Ref:            http://whois.arin.net/rest/net/NET-50-116-0-0-1

OrgName:        Linode
OrgId:          LINOD
Address:        329 E. Jimmie Leeds Road
Address:        Suite A
City:           Galloway
StateProv:      NJ
PostalCode:     08205
Country:        US
RegDate:        2008-04-24
Updated:        2010-08-31
Commen
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱۱:٠۵ ‎ب.ظ

این آیپی یک وی پی اس سرور است که به همه سرویس می دهد.
نویسنده: ابوذر - ۵/۱/۱۳٩٢ - ۱۱:٠۶ ‎ب.ظ
 
 
 
 
و این بود ، داستان ما و نریمان غریب فیلترچی :)) دست هم البته از کامنت گذاری بر نمی دارد. تا صبح باید این پست را بروز کنم :))
پی نوشت :
مشخص شد فردی که برای من کامنت می گذارد نریمان غریب نیست ولی از دوستان ایشان است. بیشتر همان حالت وکالت را دارد. البته خب این وکالت بجای فایده خسارت داشت چون دهها سئوال مطرح شده از سوی بنده بی جواب ماند. ایشان خودش را به من معرفی کرد و نامش همان آقا فرشاد است و در ذهن من که از ایشان سابقه ی منفی موجود نیست و البته که الکی می گفت از من می ترسد چون من هیچ پدر کشتگی ای با ایشان ندارم و ایشان هم حالا که هویتش را برای من روشن کرد ، با موقعی که روشن نکرده بود فرقی نداشت و کسی نیشگونش هم نمی گیرد ! :)

 
بازداشت یک دانشجو فقط بخاطر یک سئوال از رئیس جمهور
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

مشرق نوشت :

در میان سخنرانی رئیس جمهور آمریکا در دانشگاه حیفا، دانشجویی از اوباما پرسید «آیا "راشل کوری" آمریکایی که با سلاح اهدایی واشنگن در سرزمین های اشغالی فلسطین کشته را می شناسی؟» که بلافاصله از سوی رژیم صهیونیستی بازداشت شد.
به گزارش مشرق، باراک اوباما در جریان سخنرانی خود در دانشگاه حیفا برای سؤال یک دانشجو که پرسید «آیا "راشل کوری" آمریکایی که با سلاح اهدایی واشنگن در سرزمین های اشغالی فلسطین کشته را می شناسی؟» پاسخی نداشت.
 
به گزارش العالم، این "ربیع عید" جوان 24 ساله فلسطینی بلافاصله توسط پلیس رژیم صهیونیستی بازداشت شد ، اما قبل آن چند نکته مهم را خطاب به اوباما فریاد زد.
The man was shouting in Hebrew. He later identified himself as Rabeea Eid, an Arab-Israeli student activist from Haifa University. He questioned whether President Obama really supported peace and asked about the death of Rachel Corrie, an American activist who was killed by an Israeli bulldozer in Gaza in 2003. In an interview with the Jerusalem Post, Eid called Obama’s speech “extremist and Zionist.”
Twenty-five-year-old Rabeea Eid, a student activist and member of the National Democratic Assembly, had heard and had enough. He stood up in the middle of Obama’s speech and called him out on three issues that summarized the flaccid nature and flagrant inefficacy of Obama’s visit to occupied Palestine.

Did you really come here for peace or to give Israel more weapons to kill and destroy the Palestinian people? Did you happen to see the apartheid wall on your way here?

There are Palestinians sitting in this hall. This state should be for all of its citizens, not a Jewish state only.”

Who killed Rachel Corrie? Rachel Corrie was killed by your money and weapons!

ربیع با قطع سخنان اوباما ، خطاب به او خاطر نشان کرد: «تو برای برقراری صلح و سازش به اینجا آمده ای یا برای تقدیم سلاح هایی بیشتر به رژیم صهیونیستی به منظور قتل و کشتار ملت بی دفاع فلسطین؟ آیا راشل کوری را می شناسی که با مال و سلاح دولت تو به قتل رسید؟»
 
"راشل آلن کوری" عضو آمریکایی جنبش اتحاد جهانی (ISM) بود که در طول انتفاضه "الاقصی" در سرزمین های اشغالی فلسطین به عنوان یکی از فعالان این جنبش به نوار غزه رفت. راشل در مارس 2003 میلادی، هنگامی که بلدوزر نیروهای رژیم اسرائیل در نوار غزه قصد تخریب خانه های فلسطینیان را داشت و وی می خواست راه بلدوزر را سد کند، به شکل عمدی توسط بلدوزر زیر گرفته شد و کشته شد.
 
قطع سخنان اوباما توسط این دانشجوی جوان فلسطینی در حال صورت می گیرد که تدابیر امنیتی شدیدی برای انتخاب دانشجویان دانشگاه های مختلف به منظور مشارکت در مراسم سخنرانی اوباما اتخاذ شده بود، به گونه ای که برخی دانشگاه ها و دانشکده ها تعهدهایی را از دانشجویان انتخاب شده اخذ کرده اند تا هنگام سخنرانی اوباما مشکلی را در سالن سخنرانی ایجاد نکنند.
 
عید در ادامه افزود: دولت باید دولت تمامی شهروندان باشد، نه فقط حکومت یهودیان.
 
این جوان فلسطینی در واکنش به اظهارات اوباما که سرزمین فلسطین را دولتی با حاکمیت یهودیان عنوان کرده بود، تشریح کرد: آیا در مسیر آمدن به اینجا دیوار نژاد پرستانه "حائل" را مشاهده کردی؟ در این سالن فلسطینیان زیادی حضور دارند، این دولت باید برای تمامی آن ها باشد نه فقط برای یهودیان.
 
نظامیان رژیم صهیونیستی بلافاصله این جوان فلسطینی را از سالن اخراج کرده و اوباما نیز در واکنش به اقدام این دانشجوی فلسطینی تاکید کرد: اگر نسبت  به سخنان اعتراضی انجام نمی شد، ولو از جانب یک دانشجو، خیالم راحت نمی شد.

 
اخراج یک زن بخاطر انتقاد از شوخی‌ جنسی
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

مشرق نوشت : یک برنامه نویس زن پس از انتقاد از گروهی از همکاران مردش به علت شوخی های زننده جنسی، شغل خود در این شرکت را از دست داد.

به گزارش مشرق، فارس به نقل از واشنگتن پست نوشت: ماجرا از آنجا آغازشد که این زن برنامه نویس که در یک کنفرانس برنامه نویسی رایانه ای حضور یافته بود از شوخی ها و لطیفه های جنسی زننده تعدادی مرد برنامه نویس در حین گفتگوهایشان در این کنفرانس آزرده خاطر می شود.

وی سپس در وبلاگ خود مطالبی در مورد نابرابری جنسیتی و فرهنگ نامناسب حاکم در میان شرکت های فناوری فعال در سیلیکون ولی آمریکا در قبال زنان منتشر می کند.  همچنین او مطلبی را در این زمینه همراه با عکسی از دو مرد در حساب کاربری خود در توییتر منتشر می کند.

سازمان دهندگان این کنفرانس موسوم به PyCon 2013 پس از اطلاع از این مساله با آدریا ریچاردز و مردان یاد شده تماس گرفته و آنها نیز بابت رفتار نامناسب خود عذرخواهی می کنند.

اما مدیر شرکت SendGrid که آدریا ریچاردز در آن کار می کند معتقد است روش برخورد این زن با مشکل یاد شده و انتشار عمومی مطالب در مورد آن، کار درستی نبوده و به همین علت کارمند خود را اخراج می کند. وی در وبلاگ خود علت این تصمیم را انتشار تصاویر افراد متخلف و عمومی کردن مشکل دانسته که به کسب و کار SendGrid لطمه زده است.

یکی از مردانی که عکسش توسط ریچاردز منتشر شده بود نیز شغلش را در شرکت محل کارش به نام PlayHaven از دست داده است. علت این تصمیم احترام به ارزش های رفتاری عنوان شده است، اما با فرد دوم برخوردی صورت نگرفته است.

جمع بندی :

1- آزادی بیان ، منجر به از دست دادن شغل در کشوری می شود که برای آزادی بیان در سایر کشورها بودجه ی ملی خرج می کند !می توان مسئولان دیگر کشورها را به خاطر اعمال سیاستهای رسمی و اعلام شده و علنی در فضای تبادل اطلاعات وارد فهرست تحریم کرد، اما در کشور خودمان ، می شود شرکتهای داخلی را به خاطر برخورد با آنچه که آن را آزادی بیان می نامیم ، تشویق هم کرد !

2- می توانید جلوی آزادی بیان مردم را در کشور خودتان بگیرید ، اما همزمان حق دارید برای آزادی بیان در دیگر کشور ها و شنیده شدن ! صدای مردم آن کشورها پول برای تولید ابزارهای دورزدن فیلترینگ پول خرج کنید. حتا اگر بانکهای کشور شما در حال ورشکستگی اند !

3- زنان آزادند و شما پیشگام تلاش برای برابری جنسی. اما اگر زنان از عدم برابری و بی عدالتی و سوء استفاده های زشت از آنان شکایت کردند ، مردان با آنها برابرترند ! اینجاست که شعار مرگ بر فمینیزم کل دره ی سیلیکون را پر می کند !!!!

4- شرکتهای مختلفی را برای آزادی ارتباطات و دسترسی مردم دیگر کشورها به اطلاعات آزاد ! تاسیس کنید و برای این امر قوانین ملی مانند Freedm of information act - FOIA تصویب کنید. اما در همین شرکتها مشکلی ندارد اگر زنان تحقیر شده و به خاطر شکایت از تحقیر از کار برکنار شوند ! مردم جهان در استفاده از توئیتر و فیسبوک و شبکه های اجتماعی مجازند و تشویق هم می شوند، اما این فقط کشور شماست که در آن مردم باید در مقابل آنچه که آنجا می نویسند ، پاسخگو هم باشند !!!

و نهایتا :

عزیزم راحت باش. همه می دانند اینها فقط بهانه است. شما برای براندازی سیاسی تلاشت را بکن و نگران نباش!


 
ترور روحانی سوری ، آبروی سبزهای ایرانی را برد
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

در حالیکه ما ایرانی ها، در نوروز بسر می بریم و ملت مظلوم فلسطین، بحرین، لبنان، مصر، عراق، سوریه، عربستان، یمن و بسیاری دیگر از نقاط سرزمینهای اسلامی زیر فشار سیاستهای استکباری روزهای پر رنجی را سپری می کنند، شاید یک ترور بسیار دردناک اما افشاگر بودیم.

نمی دانم خبر دارید یا نه،چند روز است که خبر استفاده ی گروهکهای تروریستی مسلح شده از سوی اروپا و اعراب سلفی ( یعنی کل قطب صهیونیزم ) در سوریه ، همه را شوکه کرده. نماینده ی سوریه در سازمان ملل از جامعه جهانی ارسال گروه حقیقت یاب برای گزارش این جنایت ضد بشری را درخواست کرده . فرانسه و انگلیس هم دوباره نتوانستند بیشتر از تلاشهای رسمی خود و تلاش غیر رسمی دوستانشان در ارسال متمادی سلاح و بمب و مهمات برای گروهکهای تروریستی در سوریه ، چیز دیگری در اتحادیه اروپا تصویب کنند.

اما این میان ، درست در روز اول سال 1392 ، یک عامل انتحاری دقایقی قبل از اقامه نماز مغری و عشاء به مسجد الایمان شهر دمشق وارد شده و اقدام به اجرای ترور انتحاری علیه علامه محمد سعید رمضان البوطی -روحانی برجسته ی سوری که از مخالفین تروریستها و حامیان فقهی آنها بود - می کند . این عمل این عامل انتحاری منجر به قتل بیش از چهل نفر دیگر و مجروح شدن بیش از صد نفر دیگر در همان محل می شود.

محل ترور عالم سوری در مسجد الایمان دمشق

چهره ی کثیف قطب صهیونیزم اینجا افشا می شود :

- جریان سبزها در ایران، از توجه ایران به فلسطین و لبنان از زاویه ی مقاومت ناراحت است و در شعارهای راهپیمایی هایی که مدعیست علیه آنچه که آن را تقلب در انتخابات می نامد، علیه مردم فلسطین و لبنان موضعگیری می کند و شعارهای مناسب منافع رژیم بچه کش اشغالگر قدس سر می دهد. " نه غزه ، نه لبنان ، فقط فلات ایران !"

- جریان سبزها در ایران، بهانه ی یکی از اغتشاشات های خود را حمایت از "مردم مصر" معرفی می کند. این جریان بدنبال انتقال شکست منافع استکباری از کشورهای عربی مسلمان ، به ایران بود.

- جریان فتنه گر صهیونیستی ، تلاش می کند تا انقلاب های رخ داده در کشورهای اسلامی را به سوریه منتقل کند. این کار با حمایت صد در صدی سبزهای ایران و رسانه های داخل و خارج آنان صورت می گیرد. سبزهای ایران به نظام جمهوری اسلامی خرده می گرفتند که چرا از حوادث سوریه خبری را پخش نمی کند ! رژیم بچه کش صهیونیستی بلحاظ هم مرز شدن با سوریه حجم انبوهی ( بیش از یک میلیون )  از پیامکهای حمایت از جریانات مخالف دولت سوریه را به داخل سوریه ارسال می کند.

- جریانات فتنه گر درون سوریه ، رسما  در مصاحبه های متعدد ، عدم مخالفت خود با رژیم صهیونیستی را اعلام می کنند. موضع آنها کاملا با موضع سبزهای ایران هماهنگ است زیرا فتنه گران سوری نیز در اغتشاشات خود پرچم ایران را به آتش می کشند.

-حاکمان عربستان سعودی ، کویت ، امارات ، قطر ، بحرین و سایر دیکتاتورهای باقیمانده در مناطقه که از حامیان سبزهای ایران هستند، بطور کامل به حمایت از فتنه گران سوریه وارد می شوند. ارسال سلاح ، پول و پوشش کامل رسانه ای و حمایت کامل دیپلماتیک، کاری است که از دستشان بر می آید. فتنه گران در سوریه بدنبال اجرای مدل براندازی لیبی هستند. مدل لیبی ، مدل بازسازی شده ی اقدامات آنها در فتنه ی 88 ایران است.

-جریان سبزهای ایران رسما با اعزام نمایندگانی ، در مجالس حکام عربستان شرکت می کنند و قراردادهای همکاری مهمی را امضاء می کنند. از جمله نتایج شرکت سبزها در جشن الجنادریه ی عربستان ، حضور عربستان در حمایت مالی از تلویزیون جریان سبزها و قبول مسئولیت سبزها در تشکیلات مذهبی تبلیغی عربستان است ! پلیس عربستان اعتراضات به فساد گسترده ی اخلاقی رخ داده در جشن الجنادریه را مسلحانه سرکوب می کند .

-صفحات زیادی در فیسبوک از سوی لاین سلطنت طلب و تجزیه طلبان قومی جریان سبز ایرانی برای حمایت از تروریستهای مستقر در سوریه - که از کشورهای مختلف همچون اردن، لبنان، ترکیه ، قطر، امارات ، مصر ، پاکستان و ... اعزام می شوند - تاسیس می شود. در این صفحات فیسبوک ، دروغهای جریانات تروریستی علیه دولت سوریه به زبان فارسی بازنشر شده و جنایات زشت آنان مانند زبح کودکان خردسال حامیان بشار الاسد پنهان و توجیه می شود.

- جریانات سلفی وهابی که فتوای ترور علمای سنی مخالف اقدامات تروریستی در ایران ( مانند شهید بزرگوار مولوی جنگی زهی از علمای اهل سنت سیستان و بلوچستان ) را می دادند ، این بار حکم حلال بودن زنان سوری برای تروریستهای واردشده به آن کشور را صادر می کنند. این فتاوا از سوی افرادی همچون یوسف القرضاوی صادر می شود. اما فتاوای آنان با مخالفت تعداد دیگری از علمای اهل تسنن که از نظر علمی و جایگاه اجتماعی اهمیت زیادی دارند - مانند علامه محمد سعید رمضان البوطی - قرار می گیرد.

 

- جریانات فتنه گر سوری ، همانند جریانات فتنه گر ایرانی که دست به ترور علمای سنی مخالف خود در ایران زدند ، مرتکب ترور این عالم برجسته ی اهل سنت می شوند. «محمد سعید رمضان البوطی» برجسته ترین عالم سنی سوریه 1 فروردین در مسجد الایمان در محله المزرعه دمشق به دست وهابی های ترورریست به شهادت رسید. قبلا مراجع فقی وهابی با بردن نام وی ، وی را مستحق ترور اعلام کرده بودند . چندروز قبل از این ترور شنیع، ترورستهای مستقر در سوریه ، از سلاح شیمیایی علیه مردم سوریه استفاده کرده بودند. حلال بودن خون مردم و علما و نظامیان سوری ، قبلا توسط مراجع فقهی وهابی برای آنان انجام شده بود.

اینها بخشی از مهمترین حوادث برجسته مرتبط با حوادث سوریه بود.نتایج چیست ؟

1- حوادث سوریه اصلا ملی نیست.

2- حوادث سوریه اصلا مربوط به روابط داخلی ملت/ دولت سوریه نیست

3- حوادث سوریه ریشه در مواضع بین المللی سوریه دارد

4- همگرایی سبزهای ایران ، دولت بچه کش رژیم اشغالگر قدس، ترکیه ، آمریکا ، انگلیس ، فرانسه ، عربستان ، قطر ، امارات و فتنه گران درون خاک سوریه به همین علت است.

5- حوادث سوریه اصلا ربطی به اختلافات قومی یا مذهبی ندارد.

و حالا :

وجدان ، شرف ، ابرو ، حیثیت ، پاکی و صداقت و هرآنچه صفات برجسته ی انسانی است ، از همه ی سبزهای ایرانی انکار می کنم. آنهایی که هرچه توانستند در خون مردم سوریه و لبنان و فلسطین و سایر نقاط سرزمینهای اسلامی بخاطر همگرایی با سیاستهای حاکمان کاخهای سبز عربستان و سفید آمریکا و سرخ اسرائیل شریک شدند.

والسلام .

تکمیلی :

خطیب مسجد الحرام در مکه مکرمه نسبت به ترور علامه شهید "محمد البوطی" رئیس اتحادیه علمای بلاد شام در مسجد الایمان دمشق گفت، بشدت ابراز خرسندی کرد.

به گزارش تسنیم به نقل از پایگاه خبری "دنیا الوطن" نوشت: "علی عبدالرحمن السدیس" که در حال حاضر خطیب مسجد الحرام در مکه مکرمه است در بیاناتی گفت: "محمد سعید البوطی" از "ائمه بدعت و گمراهی" بوده است.
 
این شیخ وهابی در ادامه تاکید کرد: وی از بزرگترین حامیان بشار اسد و همچنین پدرش حافظ بوده است.
 
السدیس همچنین با ابراز خرسندی از ترور علامه البوطی، تصریح کرد با "مرگ وی از شر کاسته شد".
 
این سخنان مفتی وهابی در حالی است که ترور شهید البوطی در مسجد الایمان دمشق با محکومیت گسترده محافل علمی و مذهبی جهان اسلام مواجه شده است. مفتی اعظم سوریه و لبنان همچنین دانشگاه الازهر قاهره این اقدام رابشدت محکوم کردند.
 
مفتیان وهبی در عربستان سعودی از بزرگترین حامیان ایدئولوژیک و مالی تروریست‌های تکفیری مسلح در سوریه بشمار می‌روند.
 
یک عامل انتحاری سه شب گذشته با انفجار در مسجد الایمان در منطقه المزرعة در شمال دمشق پایتخت سوریه، علامه شیخ محمد سعید البوطی رئیس اتحادیه علمای اسلامی بلاد شام و ده‌ها نفر از طلاب حاضر در مسجد را به شهادت رساند و ده‌ها نفر نیز زخمی شدند. در این حمله انتحاری و بر اثر انفجار بمب همراه عامل انتحاری ۴۲ نفر شهید و ۸۴ نفر نیز زخمی شدند.
 
علامه شیخ محمد البوطی از علمای برجسته اهل‌سنت سوریه و استاد اخلاق بود که همواره به مواضعش بر ضد تروریست‌های مسلح مشهور بوده است. وی بارها مخالفت خود را با هرگونه دخالت نظامی خارجی برای حل بحران سوریه اعلام کرده بود.

 
در مورد نریمان غریب فیلترچی و وضعیت روانی اش
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نریمان غریب

همینطور که در پست قبلی نوشتم ، الان متوجه شدم ، نریمان غریب در سایت کلوب صفحه باز کرده . کلوب یک شبکه اجتماعی مجاز ایرانی است که می شود در آن فعالیت کرد. اگر لازم شد آنجا که ثابت خواهم کرد چاره ای جز سانسور ندارد. اما هنوز هیچی نشده چیزهای خیــــــــلی با نمکی در صفحه اش دیدم که خیلی حس ترحمم در موردش را برانگیخت . نریمان ، یک جوان بسیار تنها و البته دارای وضعیت روحی بهم ریخته و پارادوکسیکال است.

توصیفاتی که او از خودش در کلوب نوشته را با هم می خوانیم :

کلوب آی دی
cloobid
asrjavan
، سن کلوبی : 7 سال و 2 ماه و 22 روز
وضعیت
مرد مجرد
جنسیت
مرد
محل سکونت
Iran ، تهران ، تهران
سیگار
نمیکشم
علت عضویت
یافتن یار و همراه زندگی
زندگی با
با والدین
تحصیلات
یک سال کالج
شغل
Webdesigner,Animator,Developer
دین
اسلام
گرایش سیاسی
هیچکدام !
قد
180-185
وزن
80-85
اخلاق و برخورد
شوخ ، جدی ، خشک ، دوستانه ، بد اخلاق ، گوشه گیر ، شلوغ ، تیزهوش
مد و ظاهر
متغییر ، جین ، راحت ، کت و شلوار ، مد روز ، معمولی ، مدرن
صفحه وب
http://www.asrjavan.IR
تاریخ عضویت
11 دی 1384 ساعت 08:58

اطلاعات علایق

ورزش
دوچرخه سواری ، شنا ، تنیس
غذا
همه چی غیر از غذاهایی که که زرشک دارند

اطلاعات حرفه

دانشگاه
دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه
رشته
نرم افزار / کامپیوتر
عنوان شغلی
طراح وب سایت های استاتیک و فلش
در مورد کار من
مدیریت و اجرای پروژه های وب سایت
ایمیل کاری
nariman [at] asrjavan [dot] com
وب سایت کاری
http://www.asrjavan.com

نکته ی اول دردناک در مورد این بچه جان ، این است که این عزیز دل ما کلا به این دلیل به کلوب آمده :

علت عضویت: یافتن یار و همراه زندگی

چقدر محیط اطراف انسان در زندگی، باید ناهموار و غیرمنطبق بر آرزوها و آمال انسان باشد، یا اینکه یک انسان چقدر در محیط حیات خود تنها و خصوصا نامقبول باشد، که در تلاش باشد تا شریک زندگی خود را از محیط اینترنت و حتی محیط محدودتر و بسیار سطحی تری مانند کلوپ یا شاید فیسبوک بیابد! چرا فیسبوک ؟ چون دیدم لینک صفحه ی فیسبوکش را هم آنجا گذارده ! بنظرم کلا این جوان پرسروصدا، اصولا در اینترنت بدنبال پرکردن محیط تنهایی خود است. هیچ عجیب نیست که از مطالب وبلاگ پاسداران تا این حد نگران و مشوش شود که بخواهد آن را با سانسور و انکار، از سر خودش رد کند .

نکته ی دوم دردناک ، تصورات پارادوکسیکال و مغشوشی است که او از خود دارد، یا اینکه از خود به نمایش می گذارد.

او در مورد خودش اینگونه توضیح می دهد :

اخلاق و برخورد
شوخ ، جدی ، خشک ، دوستانه ، بد اخلاق ، گوشه گیر، شلوغ ، تیزهوش
مد و ظاهر
متغییر ، جین ، راحت ، کت و شلوار ، مد روز ، معمولی ، مدرن

هر دو بد است.

اگر تصورات او در مورد خودش اینقدر متناقض است که حتما محتاج مشاوره ی روانی است. چقدر خطرناک است وضع کسی که هم بداخلاق است ، هم رفتار دوستانه دارد ، هم گوشه گیر است ، هم شلوغ ، هم شوخ است هم جدی. هم رفتاری خشک دارد هم رفتاری دوستانه. این بدتر می شود اگر بگوییم زمانی اینگونه است و زمانی آنگونه ! این بهم ریختگی و بی ثباتی روانی بسیار خطرناک است.

اما اگر او چنین تصوراتی از خود -چنین پرادوکسیکال و مغشوش- مخابره می کند که آنهم بسیار منفی و نگران کننده است. او دنبال چه کسی است ؟ بدنبال کسیست که دنبال همسری شوخ باشد ، یا کسی که دنبال همسری بداخلاق باشد؟!! استانداردهای او برای برقراری روابط انسانی چرا اینقدر منهدم است؟ در اطرافیان فیزیکی نریمان کسی نشانه های این اغتشاش روحی را مشاهده کرده است؟

نریمان غریب ، نمونه ای از یک جوان است که بدنبال توجه است. حالا به هر قیمت، و این روزها کمترین و مفت ترین قیمت ، ژست اپوزیسیونی ، آنهم با جلوه ای شیک و مهندس  و نخبه مآب . حالا ، اینکه چرا پدر و مادرش ، زودتر برای بچه ی مردم از دنیای واقعی زن نمی گیرند تا خسارتش را کشور ندهد ، الله اعلم ! بابا ! بچه تان زن می خواهدد ! برایش زن بگیرید و خلقی را بیاسائید ! حالا هروقت خودش یا خانواده اش صلاح دیدند ، بگویند مشاوره های خوب هست ، معرفی کنم برود هروقت از لندن برگشت :) .

حالا حق بدهید دلم برایش بسوزد و حس ترحم با خواندن آن پروفایل به انسان دست بدهد.


 
نریمان غریب فیلترچی، دست اندازی به منابع طبیعی و ...
ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نریمان غریب

خب، سال نو مبارک. سالی با نامی حیرت انگیز و پرحماسه . سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی. حرفهای زیادی دارم که فعلا دو تا نکته ی دم دستی اش را می نویسم برود تا بعد.

نکته اول اینکه :

- ناشناسی مرا با خبر کرد که فیلترچی بزرگ ، آقای نریمان غریب ، nariman gharib ، نریمان قریب یا هرچی که اسمش هست، کاملا از مطالب وبلاگ من با اطلاع است، کامنت های من را دیده، و از مطالب من علیه خودش کاملا با خبر است و تعمدا قصد دارد تا با روش سانسور از آن عبور کند !

کوچول موچولو ! این روش که اصلا جواب نمیده . آبرو ریزی داره . البته نه میان دوستان شماها. شماها کلن وزن و قافیه تان را اینگونه می بندید. بین بقیه مخاطبانی که ممکن است ذره ای در منافق بودن و بدذاتی شماها کوچکترین تردیدی داشته باشند. کمترین احتمالی بدهند که در چنتـه ی شماها ذره ای از منطق و صداقت یافت شود و ندانند که سکولارها دروغگو هستند. برای آنها، خوب است که ببینند حقیقت چقدر افشا کننده است.

و حالا ، برای درد بیشتر روی گردن آقای نریمان غریب ، که ببیند وبلاگ من به محلی برای نوشتن هر آنچه که لازم است مردم بدانند در موردش تبدیل شده و او با سانسور کردن و فرو کردن کله اش در برف ، تنها از مسیر پاسخگویی بیرون می ماند و فقط ضرر می کند، این تصویر وضعیت جستجوی نام خودش در گوگل را به او نشان می دهم که دیگر حتا بدون گذاردن هر کلمه ای ، دومین جستجو در مورد نام وی ، بعد از وبلاگ خودش، مستقیما محتوای وبلاگ من است : 

کوچولویی بنام نریمان غریب که آنزمان که او به سیب زمینی نمی دانست چه بگوید، ما وبلاگ می نوشتیم و این وبلاگ ریشه ای نزدیک به دهساله دارد، بیاید و ادعا کند که وبلاگ پاسداران می خواهد از طزیق او بزرگ شود ! خیلی توهین آمیز است. بچه جان . اگر از موثرتر شدن وبلاگ پاسداران نگرانی ، بدان که سکوت تو و لااااال ماندنت ، فقط افشاگر حیثیت بیمار و بی شخصیت توست و هیچ از ریختن آبروی دروغینت جلوگیری نمی کند و درمانی برای افشاگری و پرده برداری از چهره ی کودکانه ی تو نیست .

نریمان خان . نریمان خان غریب. نریمان خان قریب ، یا Nariman gharib یا هرچی که اسمت هست. مطالب این وبلاگ چیزهایی است که مخاطبین وبلاگ تو را در مورد تو تکان می دهد.

یک چیز جالب.

با الکسا ، در مورد سایت نریمان تحقیق می کردم. دیدم هربار که وبلاگش را می بینم، نمودار الکسایش شدید تکان تکان می خورد . در مورد میزان واقعی مخاطب وبلاگ نریمان، این چه معنایی می دهد ؟ :))

پی نوشت : همین الان فهمیدم کچل موفرفری ، نریمان غریب ، در کلوب صفحه دارد. به این موضوع هم خواهم پرداخت :))

نکته دوم :

پیرو صحبت های امام خامنه ای (مدظله) در روز درختکاری در مورد تخریب منابع طبیعی و ضرورت جلوگیری از آن ، در مسیر مسافرت نوروزی ، تصاویری از دست اندازی به منابع طبیعی و تصرفات غیرمجاز عکس برداری کردم که دل هر بیننده ای را به درد می آورد. سالها بدون توجه به این نکته در جاده های شمال کشور از زیبایی طبیعت لذت می بردم و امسال اینقدر این حقیقت دردناک مرا آزرد که لذتی بر جا نماند. البته نقاط زیبای زیادی هم در طبیعت روحانی کشورم مشاهده کردم که از آنها هم تصویر برداری کرده ام و برای هریک از دوستان که بخواهد ، نسخه ی با کیفیت عالی کس را اگر بخواهد می فرستم.

در مورد این تصرفات در منابع طبیعی یک پست مجزا می نویسم.عکسها را باید از دوربین دانلود کنم و کمی ویرایش نور کنم و بعضی جاها را علامت بزنم تا بهتر ببینید. این کارها انشاء الله انجام که شد، مطلب را می نویسم .

یا حق.


 
 
 
تبلیغ ویـژه