الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

فروش اینترنتی انیمیشین فوق العاده زیبای پیام راشل کوری
ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

لطفادرصورت تمایل چنانچه صاحب وبلاگ ویا سایت خاصی هستید نسبت به انتشار این خبرباما همکاری نمایید.

 بسیارمهم:

سامانه 5000290999جهت ثبت نام ازعلاقه مندان به خرید انیمیشن پیام راشل کوری راه اندازی شده است.بدیهی است فروش این انیمیشن باتوجه به حد نصاب رسیدن آمارهای پیامکی رسیده به این سامانه صورت خواهد گرفت.

 کاربران محترم می توانندجهت تهیه این انیمیشن،با ارسال عدد به شماره پیامکی5000290999 نام خود رادرفهرست خریداران این محصول ثبت نمایند.

 برای کسب اطلاعات بیشتربا تلفن  7240215-0511تماس حاصل فرمایید.


 
سایز گردن به استاندارد گوگل!
ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

روح الله مومن نسب / سه شنبه، ۲۴ دی ۹۲، میهمان هیئت‌علمی دانشگاه علوم پزشکی کاشان بودم تا دو ساعته پایگاه‌های آمریکایی و تأثیرات مخرب آن‌ها بر جامعه اسلامی را برایشان تشریح کنم. دقایق داشت به ۱۲۰ می‌رسید و من، هر بار قصد می‌کردم سندِ جنایتِ بشری گوگل را رو کنم، سؤالی برای اساتید پیش می‌آمد و مجبورم می‌کرد به پاسخ بپردازم و دست آخر هم آن سند و توضیحاتش ماند برای الآن و اینجا!

اغلب شما احتمالاً برای خودتان در گوگل، هویت مجازی ساخته‌اید و سال‌هاست ساحت های زندگی مجازی خود را به دست گوگل سپرده‌اید؛ تحلیلِ غلطیِ اینکه انسان بخشی از هویت و حیات خود را در تسلط دیگران قرار دهد، بماند برای بعد! اما اگر روزی بعد از اینکه از خواب بیدار شده و به سراغ جی میل، گوگل پلاس یا دیگر، به اصطلاح سرویس های گوگل رفتید و متوجه شدید هیچ اثری از هویت مجازی شما باقی نمانده است، نه به دنبال توضیح بگردید و نه زیاد نگران شوید؛ احتمالاً خواسته یا حتی ناخواسته، دولت آمریکا یا رژیم صهیونیستی را «نقد» کرده‌اید.

تعجب نکنید! شرکت گوگل که مدیران اصلی و مؤسسان آن صهیونیست هستند، اخیراً رسماً اعلام کرد که تعداد زیادی از کاربران خود را به جرم‌هایی مثل «گردنکلفتی»، «نقد دولت» و «دلیل نامشخص» حذف کرده و از این به بعد هم کسانی که مرتکب این جرم‌ها شوند، حذف می‌شوند!

اینجاست که حکمتِ حکم دیگری از قرآن حکیم برایمان روشن می‌شود؛ آنجا که خداوند متعال در آیهٔ ۱۴۱ سورهٔ نساء «قاعده نفی سبیل» را فرمان می‌دهد و می‌فرماید: «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» یعنی «خدا تا ابد اجازه نداده که کافران کمترین تسلطی بر مومنان داشته باشند» و فقهای شیعه و اهل سنت بر اساس این آیه مبارکه و روایات بسیار دیگر، هر گونه ارتباط و داد و ستدی که موجب سلطه بیگانگان بر مسلمانان شود را حرام می‌دانند.

به نظر می‌رسد اکنون وقت آن رسیده که یوقِ کفر را از گردن خود برداریم، گوگل و دیگر پایگاه‌های آمریکایی را تحریم و سرویس های ایرانی مشابه را جایگزینش کنیم و از شیطان بزرگ در فضای مجازی، برائت جوییم.

 
دوباره چهره ای دخترکش پشت یک جاسوسی بزرگ
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

بازی تکراریست. بازهم چهره ای دخترکش با موهایی ژل زده و تیپی اسپورت، پشت سر یک جاسوسی بزرگ گذارده شده است.

در دنیای نبرد برای سرقت اطلاعات عمومی جهان، بارها چهره هایی جذاب و سنینی جوان بعنوان پوششی برای اقداماتی بشدت خشن در قالب نبرد سنگین برای جمع آوری اطلاعات مردم جهان قرار داده شده اند. مارک زاکربرگ، استیو جابز و سایر چهره های دخترکش دیگر، پوششی زرد بر حقه های مدرن هستند. و در مثال حاضر، چهره ای دیگر پشت پرده ی نرم افزار VoIP وایبر Viber است. 

تالمون مارکو ، فارغ التحصیل علوم رایانه در سرزمینهای اشغالی فلسطین و افسر ارتش رژیم صهیونیستی (IDF) با همکاری چند صهیونیست دیگر بنامهای ایگور ماگازینیک (همکار تالمون مارکو در ارتش رژیم صهیونیستی)، سانی مارولی و اوفر اسموچا راه اندازی شده است.

به جز برخی اطلاعات و چند تصویر چهره در مورد دو نفر اول صهیونیست موسس وایبر، در مورد این عناصر اطلاعات بسیار بسیار کمی روی اینترنت وجود دارد. جالب آنکه جستجو با حروف و ادبیات عبری نیز خروجی چندانی نداشته و حتی صفحه ای در فیسبوک بنام برخی از آنها یافت نشد. بعد از افشاگریهای متعدد در مورد ماهیت امنیتی سرویس ایبر  تعلق داشتن آن به رژیم صهیونیستی راه اندازان آن تلاش زیادی برای انکار این مطالب نموده و ادعا کرده اند کوچکترین سرمایه گذاری مالی "دولتی" از رژیم صهیونیستی دریافت نکرده اند. این درحالیست که بنا به برخی گزارشات این سرویس با سرمایه گذاریهای چند ده میلیون دلاری راه اندازی شده است.

نکته بسیار عجیب در مورد وایبر آن است که اطلاعات اصلی فرم Whois مربوط به این سرویس مخفی شده و همانگونه هویت مالک دامنه پنهان شده است :

Domain Name: VIBER.COM
Registry Domain ID: 9879786_DOMAIN_COM-VRSN
Registrar WHOIS Server: whois.godaddy.com
Registrar URL: http://www.godaddy.com
Update Date: 2014-02-06 04:38:58
Creation Date: 1999-09-06 21:58:01
Registrar Registration Expiration Date: 2016-09-06 21:58:01
Registrar: GoDaddy.com, LLC
Registrar IANA ID: 146
Registrar Abuse Contact Email: 
Registrar Abuse Contact Phone: +1.480-624-2505
Domain Status: clientTransferProhibited
Domain Status: clientUpdateProhibited
Domain Status: clientRenewProhibited
Domain Status: clientDeleteProhibited
Registry Registrant ID: 
Registrant Name: Registration Private
Registrant Organization: Domains By Proxy, LLC
Registrant Street: DomainsByProxy.com
Registrant Street: 14747 N Northsight Blvd Suite 111, PMB 309
Registrant City: Scottsdale
Registrant State/Province: Arizona
Registrant Postal Code: 85260
Registrant Country: United States
Registrant Phone: +1.4806242599
Registrant Phone Ext: 
Registrant Fax: +1.4806242598
Registrant Fax Ext: 
Registrant Email: 
Registry Admin ID: 
Admin Name: Registration Private
Admin Organization: Domains By Proxy, LLC
Admin Street: DomainsByProxy.com
Admin Street: 14747 N Northsight Blvd Suite 111, PMB 309
Admin City: Scottsdale
Admin State/Province: Arizona
Admin Postal Code: 85260
Admin Country: United States
Admin Phone: +1.4806242599
Admin Phone Ext: 
Admin Fax: +1.4806242598
Admin Fax Ext: 
Admin Email: 
Registry Tech ID: 
Tech Name: Registration Private
Tech Organization: Domains By Proxy, LLC
Tech Street: DomainsByProxy.com
Tech Street: 14747 N Northsight Blvd Suite 111, PMB 309
Tech City: Scottsdale
Tech State/Province: Arizona
Tech Postal Code: 85260
Tech Country: United States
Tech Phone: +1.4806242599
Tech Phone Ext: 
Tech Fax: +1.4806242598
Tech Fax Ext: 
Tech Email: 
Name Server: A1.VERISIGNDNS.COM
Name Server: A2.VERISIGNDNS.COM
Name Server: A3.VERISIGNDNS.COM
DNSSEC: unsigned

بعد از افشاگریهایی که در جهان عرب پیرامون ماهیت صهیونیستی این سرویس صورت گرفت، صبح دیروز (14 فوریه 2014) ، تلاش شد با ادعای انتقال مالکیت این سرویس به یک شرکت خرید و فروش و تبلیغات اینترنتی ژاپنی بنام راکوتن با معامله ای به ارزش 900 میلیون دلار و پوشش رسانه ای کامل این بظاهر معامله ی نزدیک به یک میلیارد دلاری در بی بی سی ، مجله ی وال استریت (وال استریت ژورنال)   رویترز ، نیویورک تایمز، بلومبرگ ، تایم اقتصادی (فاینانسیال تایمز)  ،جرزالم پست و ... ، حاشیه ها خاموش شود. اما بررسی عقبه فنی و حقوقی ، عدم وجود هرگونه توضیحات در بخش About سایت این سرویس و ابهامات دیگر، موید مالکیت امنیتی رژیم صهینیستی بر این سرویس است و این خرید و فروش صرفا نوعی عملیات مالی واسطه ای و پوششی بنظر می رسد. راکوتن شرکتی است که ماهیتی مانند Ebay و Amazon  در آمریکا دارد و خصوصا با توجه به روابط خوب ژاپن با رژیم صهیونیستی بنظر می رسد این امکان را داشته باشد تا بعنوان واسطه یا پراکسی یک انتقال یا هویت سازی مورد استفاده قرار گرفته باشد.

جالب آنکه از ابتدا نیز با ثبت دفاتر شرکت وایبر مدیا در قبرس و لس آنجلس تلاش شده بود تا ماهیت صهیونیستی شرکت و مدیران آن مخفی شود. با این وجود به اعتراف همه رسانه ها این شرکت دفتری با حدود ده نفر کارمند در سرزمیهای اشغالی نیز دارد. البته برخی رسانه ها نیز تلاش کرده بودند مالکان شرکت را بلاروسی معرفی کنند ! احتمالا این اقدام با تکیه به نژاد روسی (احتمالا بلاروسی) ایگور صورت گرفته است.

جالب آنکه از سال 2013 این سرویس حتی در عربستان سعودی - این بار نه به دلائل مذهبی ، بله به دلائل کاملا امنیتی - مسدود شده بوده است ! انچنان که بی بی سی ادعا نموده است، مدیرعامل و بنیانگذار وایبر و افسر وزارت دفاع ارتش رژیم صهیونیستی از علت این اقدام عربستان بی اطلاع است، اما همین خبر تاکید می کند که مدیرعامل ایبر اذعان نموده است در مقابل درخواست دولت عربستان برای دسترسی به کانال مخابراتی رمزی که آنها برای ارسال و دریافت داده ها فراهم کرده اند، همچنین اطلاع از ساختارو مکانیزم داخلی وایبر مخالفت کرده اند و این دولت نیز قبلا اخطار کرده بود که در صورتی که امکان مانیتورینگ را فراهم نسازند مسدود خواهند شد ! البته بی بی سی ادعا کرده است دلت عربستان این اخطار را به سایر اوپراتورهای مخابراتی با کانال رمز ماند اسکایپ نیز صادر کرده است.

تفاوت VoIP ها با Social Network ها  :

در شبکه های جاسوسی مانند Facebook شما با راه اندازی ابزارهای ویدئو ، متن و صدای بر خط نیر مواجهید. این همان جوهره ی شبکه های VoIP است. اما در شبکه هایی مانند فیسبوک این امکانات به عنوان اجزاء جذاب حاشیه ای ، برای حفظ وابستگی کاربر به آنها و باقی ماندن در چتر سرقت اطلاعات گرایشی و جمع آوری اطلاعات مهندسی اجتماعی مورد استفاده هستند. هرچند اطلاعات مخابره شده در همین کانال ها هم مرود جاسوسی قرار می گیرند. اما در شبکه های VoIP اساس بر جمع آری اطلاعات VoIP و راه اندازی کانال مخابراتی رمز گذارده شده و اگر در سریسهایی مانند WeChat با راه اندازی شبکه اجتماعی مواجهیم، این ابزارها در حاشیه ی مسئله ی صدا بر خط راه اندازی شده و برای جذاب ماندن و حفظ ارتباط کاربر با آنها تعبیه می شوند.


 
شرافت و عزت نیروهای مسلح را قربانی نکنید !
ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

برخلاف برخی از دوستان که در نیت خیر راه اندازان اصلی و اولیه موج رسانه ای اطلاع رسانی در رابطه با ربوده شدن 5 مرزبان شریف و رزمنده ایرانی توسط یک گروهک تحقیرشده تردیدی وارد ندانسته اند، اینجانب تردیدهای جدی در صحت نیت و اهداف پشت پرده این اقدام دارم. زیرا در این اقدام علائمی مشاهده می شود که نه تنها تناسبی با منافع، اهداف و چهارچوبهای فرهنگی و اعتقادی نیروهای مسلح و امنیت ملی جمهوری اسلامی ندارد، بلکه ورود به این حریم و وارد کردن خسارات اینگونه، معمولا پس از طراحی های موزیانه اتاقاهای فکری استکباری صورت می گیرد :

1- جداسازی وضعیت نیروهای وظیفه از نیروهای کادر قوای مسلح جمهوری اسلامی:

نیروی کادر و وظیفه در فرهنگی نیروهای مسلح انقلاب اسلامی از یکدیگر جدا نیستند. با هم جهاد می کنند و با هم فتح می کنند وبا هم به شهادت می رسند. جداسازی این نیروها از یکدیگر، به هر سمت و هر شکل مغایر با منافع ملی و نگاه خیرخواهانه است. خصوصا آنکه در این جداسازی این جملات را شاهد باشیم : سرباز وظیفه "مجبور است" و چون مجبور شده، "بی گناه" ! مشخص نیست مگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و مخصوصا مرزبانان ما مشغول چه فعلی هستند که حالا بید سربازان را از ان مبرا دانست ! طرح این زاویه ی حامیانه ، تحقیر عزیزان گروگان است نه حمایت از آنها . با این چهارچوب استدلالی، اینان افرادی ضعیف و به دور از چهارچوبهای سیاسی و امنیتی حاکم بر ماموریت خود معرفی می شوند که به کارهایی (؟!) مجبورند، نه آنکه با اختیار به آن وارد شده باشند.

مشخص نیست آیا نیروی کادر می تواند بیرون از ماموریت برای خود تدبیر و نظری داشته باشد و آیا او مطابق چهارچوب ادعایی این افراد، اختیاری فراتر از ماموریت دارد که حالا نیرهای وظیفه از آنها بی بهره اند؟! و مشخص نیست که هنگام انجام ماموریت، آیا نیروهای وظیفه اختیاری کمتر از پرسنل کادر دارند که این جداسازی معنا پیدا کند؟!

2- طرح مطالب شخصی و آه و ناله های شخصی :

طرح مطالب شخصی و طرح نگرانی مادران و دلتنگی آنها و ضررت بازگشتن آنها به آغوش مادران، تصوراتی بسیار ضعیف از نیروهای مسلح ما مخابره می کند. به معبارتی خودمانی، انگار که دشمن عده ای بچه ننه را به اسارت در آورده . نه تنها این اقدام مجددا تحقیر این برادران سارافراز است ، بلکه شان آزادگی و مقاومت در اسارت را نیز در هم می کوبد.

بر خلاف این جملات، برادران مرزبان ما مجاهدانی سرافرازند که در خط مقدم دفاع از مرهای جغرافیای مرکز انقلاب اسلامی دفاعی اسلامی را صورت می دهند و این گونه ادبیات پردازی در رابطه با آنها شکستن هیمنه و عزت آنهاست و روشن است که قطعا خود آنان نیز چنین خواسته ای ندارند. در نگاه آنان چیزی جز نفرت از دشمن دیده نمی شود و برداشتهای ذلت طلبانه توهین به آنان است. "لطفا" گویی به دشمن، دعوت او به رفتار انسانی و "بنی آدم اعضای یکدیگرند" خوانی برای او، و درخواست کردن از او استفاده از ادبیات نرم در مقابل او، از جمله اقدامات زننده ای است که به اسم دفاع از این رزمندگان سختکوش صورت می گیرد.

3- تقلید فوری و استفاده از رسانه ها و ابزارهای بیگانه :

ماجرا به شدت به ماجرای ادعای نتانیاهو در موضوع شلوار جین شبیه است. مجدداً اتفاقی افتاده و کسانی یک اقدام خطا را شروع کرده و برخی بدون کمترین تامل در حال ادامه دادن آن هستند. کار به استفاده از چهارچوب گرافیتی های دیواری خیابانی و توئیتر کشیده است و از همه بدتر ، استفاده از رسانه ای صهیونیستی برای رساندن صدا به صهیونیزم بین الملل برای جلوگیری از اقدامات یک گروهک آلت دست صهیونیزم بین الملل.

ابعاد دیگری نیز از این مسئله وجود دارد که در مطلبی در سایت تریبون به خوبی به آنها اشاره شده است :

به دنبال ربوده شدن ۵ سرباز ایرانی در سیستان و بلوچستان، یک موج مجازی برای اطلاع‌رسانی و تلاش برای آزادسازی این گروگان‌ها آغاز شد. در نیت خیر شرکت‌کنندگان در این موج شکی نیست اما چند نکته هم در این میان مغفول مانده است:

۱- بمب‌گذاری در محل تجمع مردم یا ترور و ربودن افراد بی‌گناه برای ایجاد وحشت از شیوه‌های معمول گروهک‌ها برای اثبات خود است. متأسفانه نتیجه مکمل این رفتار را رسانه‌ها ایجاد می‌کنند. رسانه‌ها با انتشار خبر و نام بردن از آن‌ها باعث ایجاد جوی می‌شوند که در آن گروهک‌های تروریستی قدرتمندتر جلوه می‌کنند و نامشان بر سر زبان‌ها می‌افتد.

۲- ربودن مرزبانان ایرانی برای هتک امنیت و اثبات قدرت است. پیداست که ربودن چند سرباز نیازی به توانمندی بالا و نیروی نظامی چندان ندارد. اما برای اثبات قدرت گروهکی مثل جیش العدل کافی است. نیازی به لشگرکشی نیست و با ۲۰ نیروی چریک هم می‌توان چنین عملیاتی را سامان داد. متاسفانه برخی با بزرگ‌نمایی این عملیات و تضعیف طرف خودی به قدرت‌نمایی جیش العدل دامن زدند.

۳- این روزها شیوه‌های غلطی در اطلاع‌رسانی رخ داده است که از جمله آنها نامه‌نگاری‌ مجازی به قدرت‌های سلطه‌گر و یا رسانه‌های حامی جریان سرمایه‌داری و استمداد از آنها است. خودتان را در موقعیت بیرونی قرار دهید؛ یک گروه تروریستی در کشور الف، گروگان‌گیری می‌کند و شهروندان آن کشور به اوباما نامه می‌نویسند که در کشور ما گروگان‌گیری شده است! چه تصوری از آن فرد یا ملت خواهید داشت؟ جز اینکه آن‌‌ها ملتی ترسو و ناتوان هستند که به کدخدایی آمریکا ایمان دارند؟

۴- کمک به خواسته این گروهک‌ برای آزادی برخی از تروریست‌های زندانی اشتباهی فاحش است.  مظلومیت گروگان‌ها بر کسی پوشیده نیست اما آیا برای نجات‌شان باید به هر قیمتی تسلیم شد؟ یکی از کاربران مجازی نوشته بود: «در دفاع مقدس هم ما تبادل اسرا را داشتیم» و از دیگر کاربران خواسته بود «دولت را وادار به مذاکره کنیم»! خنده‌دار نیست؟ مگر ما در زمان جنگ فردی را که بعد از آزادی در مقابل ما باز خواهد ایستاد آزاد می‌کردیم؟ دوباره تامل کنیم! تروریست‌ها را آزاد کنیم تا دوباره علیه ما دست به ترور و بمب‌گذاری و گروگان‌گیری و … بزنند؟؟؟


۵- جیش‌العدل به دنبال ایجاد موقعیت برای معامله با نظام سیاسی است و برخی هم (آگاهانه یا ناآگاهانه) به دنبال قربانی کردن جمهوری اسلامی و لگدمال کردن عزت ملی هستند. بهترین اتفاق در مقابل این گروگان‌گیری برخورد شدید است. گروگان‌گیرها باید بدانند که نمی‌توانند به هیچ وسیله‌ای به اهداف خود دست پیدا کنند. جمهوری اسلامی هم اثبات کرده است که حاضر نیست عزت و استقلال ملی و امنیت کشور را قربانی رفتارهای احساسی و غیرمنطقی کند.

۶- در فقه اسلام «قاعده تترس» در جنگ برقرار است. بر اساس این قاعده اگر دشمن شماری از مردم بی‌گناه را به عنوان سپر انسانی استفاده کند، در حالی که غلبه بر دشمن متوقف بر کشته شدن تعدادی از بی‌گناهان باشد، از کشتن آن‌ها باکی نیست و حتی فدا کردن جان آنها لازم می‌آید. دشمن نظام اسلامی در هر شرایطی باید بداند که با کشتن و گروگان گرفتن هرگز امتیازی به دست نمی‌آورد، و با این کارها تنها خود را بدبخت‌تر و در چشم مردم خوارتر خواهد کرد.

پی نوشت :

جداً حدس می زدم . منتظر همین بودید ؟ جناب آلن ایر ، سخنگوی رسمی حکومتی که عامل ایجاد جبش العدل ! است ، از "سربازان" بیگناه ؟! ایرانی حمایت کرد !


 
بردگی نوین در فضای مجازی ایران
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

به نظر می رسد فضای مجازی ایران، به شدت مورد توجه استعمارگران نوین قرار گرفته است. همانگونه که در سالهای آغازین قرن 13 هجری شمسی مردم ایران از خواث ماده سیاه بدبویی که شوارع آنها را آلوده کرده ، حیوانات آنان را بیمار می کرد و پاک کردن آلودگی از آن بشدت دشوار بود  از اینکه چشم آبی های موطلایی آمده و این ماده کثیف را جمع آوری می کنند و می برند و مقداری پول سیاه هم بهرحال به آنها می دهند خوشحال بودند، امروز ایران بازهم مستعمره است. مستعمره ای سیاه تر از مستعمره ی دوران اکتشاف نفت.

ایران در زمینه ی دو کلید امروز دنیای فناوری اطلاعات یعنی "کلیک" و "بیت" مستعمره است.

ناراحت نشوید. بهتان بر نخورد.

ما ایرانیها، برده های مجازی استکبار بین الملل هستیم . هر روز بدون آنکه بخواهیم درگیر بازیچه ای جدید می شویم و از اینکه آمریکا به ما "سرویس" می دهد از او تشکر می کنیم و حالی مان نیست چیزی گرانبها بنام کلیک را از دست می دهیم و گردش خون جهان فناوری اطلاعات یعنی بیت را بیرون از رگهای مجاری فناوری اطلاعات خود جشن می گیریم !

خوشحالیم که استکبار که از انسانیت بویی نبرده، حالا به خاطر حقوق بشر و آزادیهای مدنی، به ما اجازه می دهد "از او فناوری بخریم" !

ناراحت نشوید.

اعتراف کنیم. اعتراف!

ما برده ایم و ایران نیز مستعمره، و مشتی تقی زاده ی نوین در این کشور هستند که میگویند ایرانی نمی تواند یک لولهنگ بسازد و اگر میخواهیم پیشرفت کنیم باید از نوک پا تا فرق سر فرنگی شویم .

تقی زاده هایی که سرقت نفت امروزین جهان یعنی فناوری اطلاعات را جشن می گیرند و سرود خر برفت و خربرفتشان آسمان ایران را آلوده است و ابر سیاه باران اسیدی فناوری اطلاعات بیگانه مزارع کار و سرمایه فناوری اطلاعات ایرانی را به باد می دهد و مجرایی برای سرقت داده های ما و استیلای استکبار بر شرف و ناموس و جان و مال و امنیت ما شده است.

عاشق این هستیم که نزدیک به سه میلیون تومان از جیب بدهیم و یک گوشی موبایلی بخریم که در دنیا مردم از او می ترسند !

 ما نوکر اربابان بیگانه ایم تا نگذاریم ذره ای ارباب ضرر کند ! فیسبوک افت ترافیک کرده ؟ فیسبوک دارد می میرد ؟ چه اشکالی دارد ارباب ! ابزار جدیدت را بده خودمان تبلیغش می کنیم و تا خرخره در آن فرو می رویم .

مگر فیسبوک نبود ؟ هرچه گفتند و گفتند ما کار خودمان را کردیم و تا خرخره در آن فرو رفتیم . شما ملک جدید را آدرس بده . خودمان آبادش می کنیم !

 

 

ولو اگر در خانه ی جدیدت حتا ما را داخل آدم هم به حساب نیاورده باشی و نام ما حتا در فهرست مهمانها هم نباشد، خبالی نیست ارباب، ما با شما نرد عشق باخته ایم. هرچه آن خسرو کند شیرین کند !


 
یک تار موی حامد زمانی می ارزد به کل هیکل رپ فارسی !
ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

حامد زمانی :

مخاطبی که به خاطر حمایت من از امام نخواهد صدای من را گوش بدهد، برایم ذره ای اهمیت ندارد. هر کسی که می خواهد صدای من را بشنود باید به عقاید مذهبی من احترام بگذارد؛

سکوت مردم و هنرمندان نسبت به ماجرای هتک حرمت به امام هادی علیه السلام از نظر شرعی و انسانی خیانت است؛ همه باید موضع گیری کنند ...
«و تو، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی...  یاران! شتاب کنید، قافله در راه است...»
 
اینکه سید مرتضی آوینی می گوید هر کسی را عاشورایی است و کربلایی!
 
اگر حسین حسین می کنیم و برای انتظار جامانده زهرا (س)، هزار هزار ندبه گریه می کنیم؛ اگر آن روزها برای قافله به جامانده از کربلا، دشمن هل هله کنان فریاد پیروزی سرمی داد؛ امروز حرام زاده های یزید، عزیزکرده سامرای خدا را نشان کرده اند.
 
من و تو باید زینب وار خطبه «هل من ناصر» سربدهیم ...
 
در این برهوت محافظه کاری و قحطی مردانگی، حامد زمانی شهرتش را سپر بلای عزیزکرده خدا کرد.به سراغش رفتم تا از جایزه 10 میلیونی که برای خواننده مرتد شاهین نجفی اعلام کرده بود، قدردانی کنم و علت کارش را جویا شوم ...
 
حامد زمانی:
 
 بعد از انتشار متن در فیس بوک مبالغ بالاتری برای دستگیری اعلام شد
 
شروع ماجرا متنی بود در محکومیت این مرتد که در فیس بوک منتشرکردم؛ فکر نمی کردم ماجرای جایزه 10میلیون تومانی برای دستگیری این خواننده این قدر رسانه ای شود، اما بعد از انتشار مطلب من، جریانی درست شد و برخی مبالغ بالاتری را پیشنهاد دادند و اتفاق خوبی افتاد. 
 
 
چرا به امام حسین (ع) و امام رضا (ع) توهین نمی کنند؟ می‌خواهند کم کم تابوی قداست ائمه را بشکنند
 
این خواننده از همه لحاظ محکوم است؛ این فرد با کارش به اعتقادات مردم شیعه ما توهین کرده است؛ اگر شیعیان در ایران در اقلیت هم بودند، باید همین واکنش را نسبت به این فرد نشان می دادند، چه برسد به الان که اکثریت مردم ایران شیعه هستند.
 
علاوه بر اعتقاد مردم، به اعتقادات مذهبی من هم توهین شد؛ این یک بازی سیاسی است که ائمه را مورد هدف قرار داده. چرا به امام حسین (ع) و امام رضا (ع) توهین نمی کنند؟ امام هادی (ع) را هدف گرفتند تا شروع به خط شکنی کنند و چند وقت دیگر دست روی یکی دیگر از ائمه ما بگذارند. این ها می خواهند تابوی قداست امامان ما را بشکنند. البته عبور از خط قرمزهای دین اسلام بی پاسخ نخواهد ماند. 
 
بعضی بچه هیئتی‌ها گفتند این کار را نکن مخاطبانت را از دست می‌دهی
 
سکوت مردم و هنرمندان نسبت به این ماجرا از نظر شرعی و انسانی خیانت است؛ همه باید موضع گیری کنند.
 
3-2 ماه دیگر آلبوم جدید من منتشر می شود؛ این کار ممکن است بزرگترین لطمه را برای فروش کاستم داشته باشد و باعث ریزش مخاطبانم شود. من وقتی مطلب را در فیس بوک منتشر کردم حتی برخی بچه هیئتی ها به من گفتند این کار را نکن مخاطبانت را از دست می دهی. 
 
هنرمندی که نسبت به هتک حرمت به امام شیعیان سکوت کند خائن است
 
مخاطبی که به خاطر حمایت من از امام نخواهد صدای من را گوش بدهد، برایم ذره ای اهمیت ندارد. هر کسی که می خواهد صدای من را بشنود باید به عقاید مذهبی من احترام بگذارد؛ برای جامعه هنری که نسبت به این واقعه واکنش نشان نمی دهند، اظهار تاسف می کنم. خیلی افراد با توجیهات محافظه کارانه و مصلحت گرایی، رفتار نرم پیامبر اسلام را بهانه می کنند و معتقدند که باید با نرمی این مسائل را حل کرد، اما استدلال این افراد قابل توجیه نیست.
 
چند روز دیگر جدیدترین ترانه ام با صدای خودم برای امام هادی (ع) منتشر خواهد شد
 
هنرمندان ما در هتک حرمتی که نسبت به امام علی النقی علیه السلام صورت گرفت، مقصرند؛ چرا که جامعه هنری ما، از سینما تا شاعران، بیشترین مانور خود را روی امام حسین (ع) و دیگر معصومین گذاشته اند و امام هادی (ع) مظلوم واقع شده است.
 
شعری برای امام هادی (ع) سروده ام با آهنگ سازی خودم که انشاالله در چند روز آینده منتشر خواهد شد.
  
غیر مسلمان به شیعه‌ای که نسبت به این بی‌حرمتی سکوت کرد، شرف دارد
 
هنرمندی که سمت و سو و هدف نداشته باشد، قطعاً به هنر با دید معنوی نگاه نخواهد کرد؛ این افراد ترسو و بزدل هستند و به کار هنری به عنوان صیقل دهنده روحشان نگاه نمی کنند و به آن به عنوان ابزار بیزینس می نگرند.
 
کسی که مسلمان نیست شرافتش بیشتر از شیعیانی است که این حتک حرمت را دیدند و سکوت کردند.
---------------------------------------------------------------------------------------------
حالا، آقای یاسر بختیاری یا همان رپر محترم جناب یاس. چواب چند تا سئوال من را بده:
موقعی که امامان معصوم (علیهم السلام) را به توهین می گیرند کجایی ؟ موقعی که به پیامبر خدا (صلوات خدا بر او و خاندان پاکش باد ) توهین شد کجا بودی ؟ موقعی که آمریکا ملتت را به باد توهین و تهدید می گیرد کجایی؟  موقعی که مردمت سینه هایشان را مقابل دشمن گره می کنند کجایی؟
بدنبال جمع کردن لایک؟ یا گرفتن فرصت کنسرت برای جمع کردن پول ؟ یا پیدا کردن آدرس پارتی جدید ؟ یا مشخص شدن فرصت سفر آن ور آب؟
حامد زمانی جوانی است که راه خود را پیدا کرد. حالا هیچکدام پیغمبرزاده نیستیم . تا الان که در راه حل است و انشاء الله بماند. لا اقل دو تا کار واقعی برای این مردم و اعتقاداتشان کرده که من دلم را به آنها خوش کنم. شما تا حالا چه کردی جز سیاه و تباه نشان دادن جامعه ات به مردم و جوانهایش. تو چه کزدی جز سوق دادن جامعه به همان فضایی که دشمن می خواهد؟ از شما ورفقایتان ما چه انتظار داریم ؟
می دانی چرا تو را مخاطبم کردم ؟ چون تو خیلی تلاش می کنی خودت را لای زر ورق کذبی از گرایشات اجتماعی بپیچی، در حالیکه حقیقت باطن تو چنین نیست و خودت می دانی. بقیه رفقایت که دست به بطری شراب و لول مواد مخدر در دست مشغولند و بی ادعا. گیر من توست که اینچنین ادعاهایی را اطرافت شکل می دهی و از آن خوشحالی. تو چرا راه خودت را درست نمی کنی ؟
یک تار موی حامد را،  به تو نمی دهم ، یاسر خان!

 
یاس، مدیون آلودگیها، نه منتقد آنها !
ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

جدا از آنکه هرکسی در زندگی شخصی خود می تواند مورد ظلم ها و ستمهایی قرار گرفته باشد و باید در هر مورد، به فراخور حقیقت نظرداد، باید گفت انی ربطی به اقدامات خود انسان ندارد و انسان در مقابل اقدامات خود پاسخگوست. به ترتیب آنچه که من در فضای فرهنگی جامعه می بینم، افراد مثل یاسر بختیاری یا همان یاس، مشهور شدن و جلوه گری خود را مدیون آلودگیها و آسیبهای اجتماعی اند و ژست منتقد آنها ژستی عمیقا بی محتوا و ماسکی به غایت کج و بی رنگ است.

یاسر بختیاری جوانی است که از چند جهت از آسیبها و تهدیدات فرهنگی مرتزق است :

1- شبکه پایگاه های اینترنتی توزیع محصولات فرهنگی (موسیقی، فیلم، عکس) غیرمجاز که آزادانه به فعالیت مشغولند و هرزچندگاهی فیلتر می شوند.

2- شبکه های پولشویی که آزادانه فعالند و برای این شبکه پایگاه های توزیع محصولات غیرمجاز ممر درامدی از مسیر تبلیغات محصولات مجاز و غیر مجاز فراهم آورده اند.

3- شبکه تولید محصولات ضد فرهنگی که در کشورما آزادانه فعالند و محیطی برای تولید محصولات فرهنگی مانند آنچه یاسر بختیاری و دوستانش می سازند را فراهم آورده اند.

4- انحرافات فرهنگی در ذائقه موسیقی بخشی از جامعه که در اثر فضای سیاسی جامعه در دوران دوم خرداد و قبل از آن و در چهارچوب سیاست براندازی نرم و از درون جامعه تعقیب شد و حسیاست عملی هیچ یک از مسئولان را بر نیانگیخته است.

5- شبکه های ماهواره ای آلوده که مرکز فساد و تباهی جامعه ایران هستند.

موارد دیگری را هم می توان شمرد که از جمله آنها شبکه های تلویزیونی اینترنتی هستند که اتفاقا در چهارچوب طرجهای کلان راهبردی براندازی نرم، جوانانی مثل یاسر بختساری را مورد هدف قرار داده اند.

این البته ، تذکری بود برای یاسر بختیاری و دوستانش، اگر حتا لحظه ای کوچکترین قصدی برای گرفتن یک ژست اجتماعی دلسوزانه و متین برای خود داشتند.

اما تا آنجا که من می دانم ، یاسر بختیاری یا همان یاس، چنین قصدی ندارد و در مصاحبه هایش چنین ادعایی نکرده است. کسی که لوگوی تبلیغاتی او به حروف انگلیسی است ، چگونه دم از ایران و ایرانی می زند ؟ آیا غیر از آن است که این ادعای ایران ایران، فقط از سر مخالفت با فرهنگ اسلام است و مشکل ، جمهوری اسلامی است که میدان حاکمیت نظر مردم ایران در حضور اسلام در جامعه است ؟ البته این جوانان اصلا به فکر سیاست و امور اینگونه نیستند و حداکثر ادعای کم جان و بی رمق آنها همین فضای بظاهر اجتماعی است. اما اتاقهای فکری که این مهره ها را در تناسب و هماهنگی با هم حرکت می دهند، خوب زبان مرا می فهمند.

هزوقت به خدمت کردن خواستی فکر کنی، بدان ، خدمت به مردم ، زمانی ممکن است که اول مردم خودت را خوب بشناسی، وقتی شماها در روز 22 بهمن ، تنها دغدغه ای که دارید، تعداد لایکهای صفحه شبکه اجتماعی تان است، چه انتظاری از شما برای درک مردمی که آن روز برای جواب به یک یاوه گوی گاو چران به میدان آمده و مشتهای بزرگ و کوچک خود را مقابل چشمان او گره کرده بودند ؟

جایتان خالی، هوای میان مردم زمستانی که نبود، بهاری بود. بوی بهار دلها ، بوس انقلاب خدا ، بوی ایمان و مقاومت و صبر کوچه های کشورم را مطعر کرده بود. از زمستان کنج استودیوهای تاریک و پرده کشیده ی خود بیرون بیائید و با اسلام انقلابی مردم ایران دست دوستی دهید.

راه دوری نمی رود،

کمی واقعا مردمی می شوید.


 
در مورد خواننده هیپ هاپ ، یاس یا همان یاسر بختیاری
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

مدتی پیش طی مطلبی با عنوان در مورد خواننده ی هیپ هاپ ، یاسر بختیاری معروف به یاس، مطالبی را در مورد عملکرد این جوان نوشتم . خیلی دلم می خواست تا زودتر ادامه ای بر آن بنویسم و ابعاد دیگری از ماجرا و پیوند این جریانات با آلودگیهای فرهنگی و اجتماعی و پشت پرده های داخلی و خارجی آن را مطرح کنم. اما مطرح شدن موضوعات مختلف سیاسی فرهنگی اجتماعی اقتصادی این موضوع را متاسفانه از اولویت خارج می کرد.

من در آن مطلب این زاویه را مورد نظر قرار داده بودم که شبکه حامیان جریانات موسیقی غیرمجاز کشور یکی است و فرقی بین آنها که ادعای موسیقی اجتماعی ندارند و افرادی که ادعای کمرنگی پیرامون فعالیت در حوزه اجتماعی دارند -مانند همین یاسر بختیاری- وجود ندارد .اثبات آن هم بسیار ساده است، می توانید با رجوع به پایگاههای مبتذل و غیرمجاز موجود در کشور فایلهای مختلف موسیقی هریک از این خوانندگان مجرم را دریافت کنید و فرقی نمی کند که کدام خواننده در کدام سبک ادعای طرح چه مضامینی را دارد. همچنین قرارگرفتن این محتوا از طریق شبکه های ماهواره ای و پرداخته شدن به آنها توسط جریانات قوی اقتصادی و رسانه ای و سیاسی ضد انقلاب خارج از کشور به شکل یکسان نیز از همین امر نشات می گیرد.

زاویه ی دیگری که به آن پرداخته شد ، نقد تصورهای ادعاشده در مورد یاس یا همان آقای یاسر بختیاری بود که احتمالا ذهن بسیاری از طرفداران او را آلوده کرده است. آناه وی را یک فعال اجتماعی فرض می کنند نه یک خواننده موسیقی که به دنبال شهرت و کسب در آمد است. اما حقیقت چیست؟ با مرور یک مصاحبه ی انجام شده با وی که اتفاقا توسط یک شبکه زیرزمینی حامی همین تولیدکنندگان و فعالان موسیقی مبتذل و غیرمجاز انجام شده مشخص می شود که خود وی با صراحت لفظ و لهجه نظر دیگری دارد و تصور وی از موسیقی محیطی برای کسب درآمد و شهرت است و وی نه تنها با با موسیقیهای بزن و بکوبی و اصطلاحا عاشققانه خواندن مشکلی ندارد بلکه علت خواندن متنهای باصطلاح اجتماعی آن است که این متن ها با صدای وی تناسب بیشتری دارد و وی در آرزوی آن است که بتواند از موسیقی کسب درآمد کند !!

این مطلب واکنشهایی داشت که ذیل آن قابل مشاهده است. اما چند روز پیش، مدیر یک وبلاگ که خود را از طرفداران وی می داند، به وبلاگ من آمده و کامنتهای عجیبی برای من گذارد. وی در این کامنتها ادعاهایی مطرح کرد :

 

 وی ابتدا با ادبیاتی به ظاهر متمدن؛ کامنتی امضاء شده از خود بجا گذارد و پس از 7 ساعت بعد، با بررسی و مشاهده اینکه کامنت اولش منتشر نشده، اقدام به درج کامنت دیگری با ادبیاتی صریح و مهاجم و ترکیبی از دروغگویی، درگیری و فحاشی کرد.

البته یکی بودن IP نشان می داد که این فرد همان نفر است. اما تلاش شده بود تصور شود که این متن را دو نفر نوشته است. برای همین در متن اول بصراحت خود را صاحب کلوپ طرفداراین یاس معرفی کرد و در کامنت دوم ادعا کرد من نه طرفدار یاس هستم و نه مخالفش ! در این مرحله ابتدا آدرس مورد اشاره را بررسی کردم و مشخص شد واقعا وبلاگی با این آدرس وجود دارد.

براساس سیاست محتوایی وبلاگم اجازه تایید کامنت تبلیغی او را به خودم ندادم . فقط کامنت بدون آذزس را تایید کرده و نظرم را ذیل آن نوشتم . به وبلاگ مذکور مراجعه کرده و ذیل مطلب شماره 174 نظرات خود را فکر کنم در دو یا سه کامنت درج کردم .

وی از تایید کامنت های من خودداری کرد و فقط به وبلاگ من دوباره مراجعه و ضمن آنکه مجددا یک کامنت امضا شده با ادبیاتی دوباره به ظاهر متمدن از خود به جا گذارد، سعی در توجیه حیله ی زشت خود در جعل عنوان و مخاطب سازی کرده، کامنت دیگری بدون امصاء مانند همان کامنت قبلی گذارده و اینگونه ادعا کرد :

فکر نمی کنم که، بیشتر از این وقت گذاردن برای یک وبلاگ نویس که عادت دارد وبلاگ خود را لایک می کند، کافیست. هرچند اگر او دست به رفتار زننده و ضد اجتماعی دیگری بزند شاید ضرورت نوشتن مطلب در مورد او لازم شود. اما باید بیشتر به سمت مطلب در مورد خود خواننده مذکور برویم. سعی می کنم در مطلب بعدی در این رابطه بنویسم.

امیدوارم با توجه به تاثیر و نفوذی که این وبلاگ در فضای وبلاگ نویسی و فرهنگی و سیاسی جامعه دارد تاثیر مثبتی برجای بگذارد. به این عناصر هم پیشنهاد می کنم کمی فکرشده تر گام بردارند و واکنشهایی متین تر و سنجیده تر از خود بروز دهند.


 
این پیروزی، خجسته باد این پیروزی
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

به ملت ایران سلام عرض می کنم .

میخواهم چند کلمه با دشمن ملت به زبان خودش حرف بزنم و به او بگویم :آقای اوباما ، گزینه هایت کجاست؟  ما که گزینه های های خود را نشان دادیم . تو هم یک گزینه بیشتر نداری. پرچم تسلیم را بالا ببر !

Mr. Obama! How was the taste of our Unity?

Millions of iranians ask you:

Now, Where  Are Your Options against us?!

ON the table , Or Under the table? :))

 Mr obama!

We`ve Demonstarated Our options

But Its Your Unique Realistic option:

Rise your white surrender flag!

 


 
این یک افشاگری است : دورخیز مجدد ضد انقلاب برای تکرار کوی دانشگاه 1378 !
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

بسم الله .

فتنه ای در حال شکل گیری است که نیمی از آن به شکل تهدید بیرن پایه در خارج از کشور شکل گرفته و نیم دیگری نیز بر اثر آسیبهای داخل کشور در شکل آسیب ، زمینه ی نهایی شدن پازل فتنه را می دهد . در این مطلب اشاره ای به نیمه ی خارجی آن می کنیم .

1-      نیمه ی خارجی :

دقایقی پیش خبری از طریق پایگاه خبری ایتنا به دستم رسید که "به دنبال ماه‌ها تلاش فعالان حقوق بشر و آزادی اینترنت برای لغو تحریم‌های مرتبط با تبادلات پولی ایرانیان برای خرید تجهیزات و سرویس‌های اینترنت، وزارت خزانه‌داری دولت اوباما با پاسخ مثبت به این فعالین، با صدور یک مجوز عمومی برای ارتباطات شخصی(Personal Communications)، خرید اقلام یاد شده در این زمینه را برای ایرانیان امکان‌پذیر کرد."

پایگاه اطلاع رسانی ایتنا در این رابطه نوشته است : "دفترکنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری دولت آمریکا با اعطای یک مجوز عمومی، تحریم‌های مرتبط با برخی از خدمات و تجهیزات اینترنتی و مخابراتی برای استفاده شخصی کاربران ایرانی را لغو کرد. این اقدام، ثمره سال‌ها تلاش فعالان و سازمان‌های مدنی و حقوق بشری بوده است که با آگاهی‌بخشی در این زمینه مقدمات لغو این تحریم‌ها را فراهم آورند. به موجب این مجوز عمومی خرید نرم‌افزارها، اپلیکیشن‌های موبایل، سخت‌افزارهای گوشی‌های تلفن همراه، رایانه‌های شخصی و همچنین پرداخت برای میزبانی وب‌سایت و مواردی از این دست از دایره رژیم تحریم خارج شد و شهروندان ایرانی به خرید این تجهیزات و خدمات بپردازند.  ظرف چهار سال گذشته، فعالان تلاش کرده‌اند تا ایرانیان از قدرت استفاده از فناوری مدرن و ابزار ارتباطاتی امن برخوردار باشند. به عنوان بخشی از این فعالیت‌های حمایتی، در ۱۶ آذر ۱۳۹۱، در نامه‌ای به دولت اوباما کمپین به همراه  Electronic Frontier Foundation، Access  و شورای ملی ایرانیان آمریکا، همچنین با ارسال نامه‌ای در اول مهرماه ۱۳۹۲ به باراک اوباما رئیس جمهور، جان کری وزیر امورخارجه و جک لیو وزیرخزانه‌داری، خواستار صدور مجوز ارسال مالی از سوی شهروندان ایران داخل کشور به شرکت‌های آمریکایی برای خرید سخت‌افزار، نرم‌افزار و سرویس‌های اینترنتی و مخابراتی شدند که قبلا برای ارتباطات شخصی مردم در ۳۰ می ۲۰۱۳ از شمول تحریم استثنا شده بودند. این درخواست در ادامه از پشتیبانی دو نهاد به نام‌های اتحادیه روابط عمومی ایرانیان-آمریکاییان(پایا) و اتحادبرای ایران نیز برخوردار شد و طی ماه‌های گذشته سازمان‌های یاد شده تلاش‌های مداومی در راستای تحقق آن به کار بردند." در پایگاه خبری ایتنا اضافه شده است :" لغو این تحریم‌ها و اعطای مجوز، محصوص کار گروهی مداوم و تاثیرگذار سازمان‌های حقوق بشری، مدنی، فعالان حوزه آزادی اینترنت و ائتلافی از افرادی است که از صدمه‌ای که چنین تحریم‌هایی به حقوق اولیه شهروندان ایرانی در دسترسی به اطلاعات می‌زند، آگاه هستند و دوشادوش هم برای برداشتن آنها تلاش کرده‌اند"

در رابطه با این خبر چند ابهام و سئوال به ذهنم رسید، اما با اندکی تحقیق  دقت ، همه این ابهامات برطرف شدند. اما برطرف شدن این ابهامات مساوی بود با مشخص شدن ابعاد یک توطئه !

ابهامات و سئوالات من اینها بودند:

1-       آیا بخشی از فعالان خیرخواه که صادقانه علیه خود آمریکا و تحریمهای بی توجیه حقوقی و پشتوانه منطقی او موضع دارند موفق شده اند تا با اعمال فشار بر حکومت آمریکا یکی از تحریمهای ظالمانه را بر طرف کنند؟ یا اینکه همان افرادی که دائما در حال سوء استفاده از عنوان حقوق بشر و تفسیر آمریکایی از لفظ آزادی علیه مردم ایران و به نفع آمریکا هستند، حرکتی را صورت داده اند؟ چطور شده که این عناصر ضد ایرانی این بار برای مردم ایرانی کاری صورت داده اند؟ یعنی عناصری که همیشه خود را بعنوان فعالان حقوق بشر  و آزادی اینترنت معرفی می کنند و تا بحال صرفاً علیه نظام جمهوری اسلامی ایران موضعگیری می کردند، آیا بدنبال مخالفت با تحریمهایی بودند که علیه مردم ایران شکل گرفته است ؟

2-       این حجم از ارتباطات درون حکومت و جامعه سیاسی آمریکا چطور ممکن است برای مجموعه ای از فعالان صادق و مستقل و مردمی آنهم علیه اقدامات حکومت آمریکا علیه مردم ما شکل گرفته باشد ؟ چرا این تشکیلات سیاسی درونی جامعه سیاسی آمریکا بدنبال رفع تحریمها علیه مردم ایران افتاده اند؟

3-       مجامع و تشکیلات ایرانی مقیم آمریکا که عمدتاً از عناصر ضد انقلاب و متمایل به سلطنت طلبان، بهائیان، ضد انقلابان فراری و جریان فتنه گران مجرم تشکیل شده و دائما از حکومت آمریکا تشدید برخوردها و اقدامات علیه ایران را درخواست می کرده اند و همواره توجیه گر و حامی اقدامات زشت و بی آبروی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه منفع ملت ایران بودند، چگونه این دفعه با مجموعه ای از فعالان مستقل حقوق بشری در حوزه رفع تحریمهای بی مورد آمریکا علیه مردم ایران همکاری کرده اند ؟

4-       دقیقاً قرار است دسترسی به چه نوع امنیت ارتباطاتی، در مقابل چه کسی، توسط چه کسی و برای چه کسی، فراهم شود؟

 

در تحقیقات بسیار کوتاه خود، پاسخ تک تک این ابهامات را یافتم !

v       فعال حقوق بشر کجا بود !!?

با بررسی ها مشخص می شود، افرادی که در این پایگاه اینترنتی به عنوان فعال حقوق بشری معرفی می شوند، دقیقا همان عناصر ضد انقلاب فراری و عناصر همراه با اقدامات سخیف و غیر انسانی رژیم ایالات متحده و استکبار جهانی علیه مردم ایران هستند و استفاده از نام و عنوان فعال حقوق بشر برای این وطن فروشان فراری  "تبلیغ علیه نظام اسلام و به نفع جریانات و گروههای ضد انقلاب اسلامی" یا نوعی سوء تفاهم در درک مفهوم حقوق بشر ، یا در بهترین و خوش بینانه ترین حالت یک خطای ساده از سوی یک کارمند است !

فیروز نادری کارمند ارشد ناسا و عنصر کافر و ضد انقلاببهرحال، خوش خیالانه فرض می کنیم که آقای محمود اروج زاده مسئول سایت اینترنتی ایتنا ضمن آنکه خود هیچ گرایش سیاسی نداشته، به اصطلاح عوامانه کلاً موچ است، هیچ اطلاعات سیاسی نیز ندارد و از شخصیت و مواضع تشل ها، مراکز و افرادی که در متن خبر خود حتا از آنها بصراحت نام نیز برده مطلع نیست. برای اطلاع!  ایشان و هم همه مردم ایران و مشخص شدن بخشی از توطئه ی در حال شکل گیری، به گوشه هایی از مواضع این عناصر حقوق !! بشری علیه اعتقادات، حقوق و منافع ملت ایران اشاره می کنیم تا نشان دهیم آنچه که به عنوان تلاش برای تامین امنیت مردم ایران عنوان شده در حقیقت تلاشی برای فراهم کردن شرایط اقدامات جاسوسی و ضد امنیتی عناصر ضد انقلاب مقیم داخل کشور و فراهم کردن زمینه هایی برای حوادثی مانند فتنه 88 در سوء استفاده از فناوری اطلاعات است.

v       غیر از ضد انقلاب، حتی یک نفر ، آن را نیشانم بده !؟


در متن خبر مذکور مکررا اشاره به مجموعه ای تحت عنوان "کمپین بین المللی حقوق بشر" شده و اشاره ای به ماهیت این کمپین و هدف و نگاه سیاسی و فکری آنها  تلقی آنها از حقوق بشر نمی شود . با ساده ترین جستجوی اینترنتی مشخص می شود کمپین مذکور یکی از تلاشهای ضد انقلاب مقیم خارج کشور با حمایت تفاله های باقیمانه ی داخلی آنها برای ایجاد یک جو و جریان سازی و محاصرهء بین المللی علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران است که با هیاهو و سروصدای زیاد در حال فراهم کردن زمینه های فشارهای سیاسی استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی است. تا این فرورفتن در لایه های سیاسی ، یکی از نشانه های بی اعتبار بودن ادعای عناصر فضای فناوری اطلاعات در غیرسیاسی بودن فعالیتهای آنان است و در حقیقت آنها صرفا با این ادعا می خواهند تا فضای لازم برای شکل دهی به فعالیتهای کاملاً سیاسی خود را فراهم کنند و انگیزه های سیاسی تنها عامل و محرکه ی آنان است.

در متن این خبر به مجموعه ای تحت عنوان "اتحاد برای ایران" بر می خوریم که با کوچترین جستجوی اینترنتی ناگهان به صفحه اول پایگاه اینترنتی آن می رسیم که نماد جریانات برانداز سلطنت طلب در آن مشاهده می شود. در بقیه ی متن به نام مجموعه ای بنام  "اتحاد روابط عمومی آمریکایی های ایرانی تبار" بر می خوریم که ضمن آنکه در فضای سیاسی و جامعه آمریکا عناصری شاخص و برجسته اند، ضد انقلاب اسلامی ایران نیز هستند و از درون ناسا  سی ان.ان تا صدای آمریکا نفوذ و حضور دارند.

در متن خبر، اشاره مستقیمی به ضد انقلابی فراری بنام "علی اکبر موسوی خوئینی ها" می شود که مدتی در ایران نماینده مجلس ششم بوده و پس از اقدامات متعدد مجرمانه و افتادن به زندان پس از محامه به جرم اقدام علیه امنیت ملی ، به بهانه تحصیل از مسئولین رفع ممنوعیبت خروج خود را با التماس اخذ کرده و از کشور خارج و الان به عنوان یک قهرمان ضد انقلاب اسلامی خود را سردسته ی قهرمانان ضد انقلاب اسلامی جلوه می دهد.

علی اکبر موسوی (خوئینی) نماینده تهران در مجلس ششم و دبیر کل سازمان دانش آموختگان تحکیم وحدت در جوسازی علیه پرونده هسته ای کشور و اعلام بی نیازی کشور به دانش هسته ای و گزاف بودن هزینه هایی که صرف آن شده در جلسه ای به میزبانی و دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده اقتصاد و علوم اداری دانشگاه سیستان و بلوچستان  در سالن آمفی تئاتر این دانشکده می گوید :

"آنچه که مسلم است تا کنون و ظرف 15سال اخیر، هیچگونه سند جدی در توجیه اقتصادی سرمایه گذاری های میلیارد دلاری هسته ای از سوی مجامع مسئول ارائه نگردیده است و موضوع توجیه اقتصادی انرژی هسته ای البته با بالا رفتن قیمت نفت از نظر کار شناسی نیاز به بررسی و تامل دارد"

وی در ادامه صلاحیت جمهوری اسلامی برای برخورداری از انرژی اتمی را زیر سئوال برده و با ترساندن مردم و جامعه از تحریم ها و احتمال حمله نظامی غرب ، دقیقا مطابق الگوی رسانه ای دشمنان ایران ادعا می کند :

"دست یابی ما به انرژی صلح آمیز هسته ای جزو حقوق بلاتردید ماست ( و حتی بالا تر از آن «صلح مسلح» نیز در صورت رعایت قواعد بین المللی و وجود حکومت مسئول و دموکراتیک موضوعی قابل بحث است)، مشروط برآنکه بهره برداری ازدانش هسته ای، ما را از حقوق مهمتر همانند امنیت و رفاه اقتصادی و دست یابی به دیگر حوزه های دانش در اثر خطر تحریم و حمله نظامی محروم نسازد و بدین لحاظ تعلیق غنی سازی تا ایجاد فضای اعتماد بین المللی ،امری ضروری خواهد بود."

شما به من یک نفر غیر از ضد انقلاب را در پس پرده ی عناوین و اسامی که آقای ایتنا ردیف کرده آن را نیشان بده ؟!  


 
تفاوت های بنیادین ادوارد اسنودن و جولیان آسانژ
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

وقتی مجموعه اخبار مرتبط با مباحث امنیت راهبردی در فناوری اطلاعات و ارتباطات و موضوعی که جدیدا در این فضا در رابط با افشاگریهای کارمند سابق سازمان جاسوسی آمریکا و پیمانکار سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا یعنی ادوارد اسنودن مطرح است را مرور می کنم، چند نکته به ذهنم می رسد :

نکته اول آنکه مشخص است ، تهدیدات زیرساختی و بنیادین و راهبردی امنیتی که می تواند منافع افراد و منافع ملی کشورها را مورد تهدید قرار دهد، نه اقدامات منفرد و شخصی، بلکه اقدامات سازماندهی شده و تروریزم سایبرنتیک و الکترونیک دولتی بزرگی است که بدون همکاری شرکتهای بزرگ خصوصی و نیمه دولتی فناوری اطلاعات و ارتباطات جهانی همچون گوگل ، اپل، مایکروسافت، یاهو،  و نمونه های کوچکتر مانند فیسبوک و مانند آن در حوزه ابزارهای سمت کاربر نرم افزاری و سخت افزاری فناوری اطلاعات و شرکتهایی همچون سیسکو، زیمنس، نوکیا، آلکاتل، ان ئی سی ، سامسونگ و امثال آنها در ابزارهای زیرساختی نرم افزاری  زیرساخت شبکه ، صورت نخواهند یافت.

بدون تردید آنچه ادوارد اسنودن افشا کرده است، البته از نظر منطقی موضوعاتی بوده که قبلاً متخصصین فاوای داخلی بارها بر آنها تاکید داشتند. اسنودن فقط استفاده و به فعلیت درآمدن ظرفیتهای حققی داخلی قانونی در آمریکا علیه منافع مردم آمریکا  مردم جهان توسط نهادهای حاکمیتی آمریکا را "علنی" ساخته است. زیرا کشورها و شرکتهای بزرگ و فعالان صنایع راهبردی فناوری اطلاعات کاملاً از وقوع آن با خبر هم بودند و البته سیاسیون نیز از این اخبار مطلع بودند. برای همین، واکنش سران کشورهایی که باصطلاح مورد هدف جاسوسیهای دیجیتال آمریکا بوده اند تا به این حد کنترل شده  و در چهارچوبهایی محدود قرار گرفت. علت دیگر در محدود بودن این انشها را می توان به "شراکت" آنها در همین مسئله و اشتغال آنها به همین اقدامات علیه مردم خودشان و سایر شهروندان جهان اشاره نمود. زیرا این شراکت موجب آن است که آمریکا می تواند به سادگی اقدامات همین کشورها را افشا و فشارهای جدی علیه آنها در افکار عمومی ایجاد کند.

از گذشته بحث شبه اشلون در دنیای مباحث امنیت فناوری اطلاعات مطرح بوده و هالیوود به عنوان بازوی مجری پیستهای عملیات رانی و فرهنگی اقدامات راهبردی صهیونیزم بین الملل وظائف خود در قبال این پروژه ها در داستانی و تخلیلی جلوه دادن آن را به خوبی مرتکب شده و غرب نیز از این فضاسازیها حداکثر بهره برداری را بعمل آورده است.

مسئله بعدی که در این فکرکردنها به ذهنم رسید، تفاوت ماهوی بین ماجرای جلیان آسانژ و ادوارد اسنودن است. بنظر من، ماجرای جولیان آسانژ یک افای کنترل شده و با برنامه ریزی راهبردی است و ماجرای اسنودن یک افشای کنترل نشده . آمریکا تلاش زیادی را برای جلوگیری از امتداد اقدامات اسنودن صورت داد و چون حوزه نفوذ او در این مسئله بدلیل حضور روسیه در این میدان بسیار محدود شده بود، قدرت مانور کمی داش  هنوز رزی نیست که حاشیه و مسئله جدیدی در این رابطه خودنمایی نکند که من مسئله شنود مکالمات معاون وزیر امورخارجه آمریکا با سفیر این کشور در اکراین را در همین چهارچوب تفسیر می کنم .

اما آسانژ شخصیتی است که خود غرب دائما به ول گشتن و تبلیغ شدن او علاقمند است  بسیار دوست دارد تا افراد را به آنچه که به اسناد اسنودن و ویکی لیکس مشهور است سوق دهد. جالب آنکه در اسناد اسنودن حتا در رابطه با حسین درخشان نیز مطالبی مندرج شده است که با سمت و سوی استکبار در ماجرای حسین درخشان انطباق جالبی دارد.

بنظرم باید ماجرای اسنودن و آسانژ به خوبی مورد مطالعه قرار بگیرد  ابعاد آن به دقت مورد بحث و تبادل نظر باشد.


 
این است انقلاب اسلامی
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

 هرچه خودم را صفحه می زنم و بالا و پایین می کنم ، می بینم که :

مدیون انقلاب اسلامی هستم

ای خدا

برای این انقلاب اسلامی ، برای این فجر نور ، برای این چشمه ی حیات، تو را شکر. خدایا، برای این برکت و نعمت ، تو را شکرو برای این لیاقت که دادی ، یعنی قرارداشتن در کانون جغرافیایی این انقلاب نور ، یعنی ایران ، تو را شکر. برای این که لایق دادی جزوی از آن باشیم ، تو را شکر و برای این مسئولیتی که بر دوش ما نهادی ، تو را شکر.

خدایا. خداوندا.

اگر کم گذاشتیم، بد کردیم، کم کاری کردیم، خمیازه کشیدیم، ول چرخیدیم، بیت المال هدردادیم، عمر تلف کردیم، هرچه و هرچه که کردیم، ما را ببخش و ما را به جبران آن موفق بدار. میخواهیم سربازی کنیم . می خواهیم . بله . هرچه شد و از دست برفت نه از سر عصیان و سرکشی ، بلکه از غفلت بود و جهالت و همراهی قضا و قدر. تو ما را به برکت صلوات بر محمد و آلش ببخش و این برکت نورانی را بر سفره ی معرفت ما باقی بدار. ما را در راه خونهای سرخی که ریخته شده ثابت قدم بدار تا در راه تو، پشت سر پرچمداران بزرگ این راه یعنی فقهای آگاه زمانه ات، آنها که از مواظب نفس بودند ، از آن ترسیدند و با هوا و هوس مخالفت کردند، مطیع امر امام زمانمان (عج) بودند و محافظان دین خود بودند ، ره را بپوئیم و بنیانهای پولادین جهاد در راه او باشیم . یا ارحم الراحمین، یا ارحم الراحمین، یا ارحم الراحمین، یا ارحم الراحمین، با ارحم الراحمین، به برکت صلوات بر محمد (ص) و خاندان پاکش.

خدایا خدایا خدایا،

چه چشمه های جوشانی از خون پاکان، این شجره ی طیبه را سیراب کرده.

چه گران است مسئولیت ما، و چه درخشان است راه پیش.

از نور می آید و به نور می رسد .

چه خوش است عاقبت آنان که در این راه بیایند و از راه بدر نشوند. چه برکتی و عظمتی نهاده ای در جان این انقلاب.

چه نوری از این مرکز معطر، به جهان منعکس است.

خدایا، چه اعجازی در رگ این شجره ی منوره قرار دادی .

خدایا!

چگونه شکر نمایم تو را.

چگونه؟

 

 

صلواتی بر محمد و خاندان پاکش می فرستم وتو را می خوانم که ما را موفق بداری که با سربازی در این راه ، شکر کنم ، ذره ای از نعماتت را ای خداوند حکیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

پی نوشت :

من تک تک این عکسهای این شهدا را می شناسم.

کمی فکر کنید اگر عکسی را نمی شناسید. در موردش تحقیق کنید. از خودم بپرسید. ارزش دارد کمی با شهدا خو بگیریم . عکس کسانی را گذاشتم که اگر در دهه فجر یاد نشوند پس کی یاد شوند.نام آنها که نامشان مشخص نشده را ننوشتم تا کمی فکر کنیم ...

شهدای اهل سنت مان، شهدای اقلیتهای مذهبی مان، شهدای غیر ایرانی انقلاب اسلامی، و شهدای قبل از انقلاب ، شهدای ترور، شهدای دفاع مقدس، شهدای امر به معروف و نهی از منکر، بانوان شهیده، هرچه به ذهنم آمد گذاشتم . کمی فکر کنیم . اینها ستونها و ستارگان آسمان این انقلابند . به اصالت انقلابی گری خودمان باید تردید کنیم هنگامی که زیادی از این شهدا را نشناسیم . اگر شهید را نشناسیم، راه او را چگونه بشناسیم . کاش لا اقل از رهبری خط بگیریم .


 
بهمن خونین جاویدان
ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:


 
مرثیه‌ای بر شورای‌عالی فضای مجازی
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

به گزارش وبلاگ نیوز ، محمد صالح مفتاح در تریبون مستضعفین نوشت :

از عمر شورای‌عالی فضای مجازی قریب به دو سال می‌گذرد و علی‌رغم تاکیدات مقام معظم رهبری درباره جایگاه این این شورا و مرکز ملی فضای مجازی، هنوز نتوانسته است به «نقطه‌ی کانونی متمرکزی برای سیاستگذاری، تصمیم‌گیری و هماهنگی در فضای مجازی کشور» تبدیل شود.

این در حالی است که با حکم رهبر معظم انقلاب «کلیه دستگاه‌های کشور موظف به همکاری همه جانبه» هستند و شورای‌عالی و مرکز ملی فضای مجازی، تبدیل به دبیرخانه‌ای مختصر و کم‌کار و حاشیه‌ای شده است. در حالی که تمهید ابعاد سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و محتوایی فضای مجازی بر عهده این مرکز ملی است.

در طول این مدت نه ساختار و چارت شورا تعیین شده است و نه بودجه کافی برای اداره این مجموعه اختصاص یافته است!و به نظر می‌رسد همان روندی که دولت احمدی‌نژاد در قبال شورای‌عالی فضای مجازی داشت در دولت فعلی با سرعت و سکوت بیشتر پیگیری می‌شود.

دولت احمدی نژاد در سال گذشته تنها یک میلیارد تومان را برای بودجه این مرکز در نظر گرفته بود که البته در مجلس اصلاح شد. به نظر می‌رسد که این رفتار ناشایست برای حذف این مرکز مهم، اکنون هم در حال پیگیری است. در حالی که تهیه و تدوین بودجه طرح‌های کلان و فرادستگاهی و توزیع آن بر عهده مرکز و شورای‌عالی است. و باید با همکاری دولت و مجلس، بودجه مورد نیاز برای اجرای پروژه‌های این مرکز به سرعت تصویب می‌شده است.

برگزاری تنها دو جلسه در پنج ماه

عدم اهتمام رئیس، دبیر و اعضای شورای‌عالی فضای مجازی به برگزاری منظم و موثر جلسات باعث شده است که فقط دو جلسه شورا تشکیل شود و مرکز هم به دلیل نبود دستور کار، معطل بماند. از این دو جلسه هم در یک جلسه دبیر تعیین شد و در جلسه دوم الزامات شبکه ملی اطلاعات بحث شده است.

اگر این موضوع را به شعارها و سخنرانی‌های مدیران دولتی (که از قضا خودشان هم عضو این شورا هستند) بگذارید می‌فهمید که ضرورت تنظیم برنامه‌ها و سیاست‌ها در این قرارگاه است و نه در رسانه‌ها و کنفرانس‌های خبری. مثالش را هم در سخنان وزیر ارشاد و وزیر ارتباطات درباره فیلترینگ و پاسخ‌های سخنگوی قوه قضائیه پیگیری کنید.

عدم آگاهی از فضای مجازی

چندی پیش سخنان محمود واعظی (وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات) که واحد اندازه‌گیری اینترنت را به جای گیگابایت، «گیگاهرتز» گفت خبرساز شد و عدم آشنایی وی با فضای مجازی سوژه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شد. در روزهای اخیر گاف جدید وزیر ارتباطات که معنی مرورگر را از سیستم عامل تمیز نداده بود، خبرساز شد. وی در پاسخ خبرنگار تسنیم که درباره مرورگر ملی پرسیده بود،گفت: «آن چیزی که در دست ماست، مرورگر زمین است که کارهای مقدماتی آن انجام شده و قرار است به‌عنوان پایلوت در یکی از دانشگاه‌ها تست شود. پس از حل مشکلات احتمالی این مرورگر، اگر جواب داد، این مرورگر وارد بازار خواهد شد.»

این در حالی است که پروژه زمین، مربوط به سیستم عامل است و ربطی به مرورگر ندارد!

احیای ساختارهای موازی؛ تعطیل بازوهای مرکز

در روزهای اخیر وزیر ارتباطات از تشکیل نخستین جلسه شورای‌عالی فناوری اطلاعات به ریاست معاون اول رئیس جمهور اطلاع داد و گفت: شورای‌عالی فناوری است که برای سال‌ها تعطیل شده بود. آقای رییس جمهور آقای جهانگرد را به عنوان دبیر این شورا تعیین کردند و اولین جلسه آن روز سه شنبه (۱۷ دی) به ریاست جهانگیری معاون اول رییس جمهور تشکیل شد.

این در حالی است که با تشکیل شورای‌عالی فضای مجازی، عملاً به دلیل قانون و حکم لاحق این قانون منسوخ است و نمی‌توان بار دیگر آن را احیا کرد. در حکم رئیس جمهور از جهانگرد خواسته است تا «بستر لازم جهت ارتقاء و توسعه هر چه بیشتر فناوری اطلاعات در کشور» را فراهم آورد. اختیارات و وظایف شورای‌عالی فناوری اطلاعات عبارت است از:

۱- تدوین اهداف کلان و راهبردی توسعه فناوری اطلاعات در کشور

۲- سیاست‌گزاری و تدوین راهبردهای لازم برای گسترش به کارگیری فناوری اطلاعات در زمینه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

۳- تمهید و تدوین نظام جامع فناوری اطلاعات و تعیین وظایف بخش‌های مختلف کشور در نظام جامع مذکور

۴- تدوین مقررات و آئین‌نامه‌ها و ضوابط لازم برای قلمرو فناوری اطلاعات

۵- تدوین برنامه‌های همکاری ارتباطات بین‌المللی در قلمرو فناوری اطلاعات

همزمان با این وقایع (احیای ساختارهای موازی) بازوی پژوهشی شورا هم تقریبا تعطیل و تابلوی آن پایین کشیده شد.

عدم همکاری نهادهای دیگر

دعوا بر سر ساختمان شورای‌عالی که در دوره احمدی نژاد به جنجال رسانه‌ای انجامیده بود، در سکوت رسانه‌ای در دولت روحانی مسیر دولت قبلی پی گرفته شد. ساختمان این مرکز بار دیگر به وزارت ارتباطات برگشت و مرکز ملی فضای مجازی و پژوهشکده تابعه آن هم تحدید شد.

باهنر، نایب رئیس دوم مجلس شورای اسلامی هم در صلاحیت شورای‌عالی فضای مجازی در تقنین قوانین و مقررات مرتبط با فضای مجازی تشکیک کرده و گفته است: «اخیراً هم شورای‌عالی فضای مجازی ادعای قانون‌گذاری دارد که باید سریع‌تر صلاحیت نهادها برای قانون‌گذاری مشخص شود.» این در حالی است که در حکم رهبری برای تاسیس شورای‌عالی فضای مجازی به صراحت بر الزام‌آور بودن مصوبات و تصمیمات این شورا تاکید شده است.

اولویت محتوا بر زیرساخت فراموش شده است

نه در دوره دکتر احمدی‌نژاد و نه در دوره دکتر روحانی، دبیر شورا فردی مرتبط یا آشنا با محتوا نبود. چه در آن زمان که متخصص مخابرات بود و چه دبیر فعلی که متخصص ماهواره است. اگر اعضای جدید شورای‌عالی از جمله مهندس تقی‌پور و اخوان را هم لحاظ کنیم، قطعاً غلبه‌ی اعضا با افرادی است که دغدغه‌های فنی و زیرساخت دارند و محتوا طفیلی این شورا شده است.

کاربرانی که جایگاهی ندارند

علی‌رغم این‌که تحقق اهداف و برنامه‌های شورای‌عالی فضای مجازی جز با حضور و همکاری کاربران و فعالان این عرصه امکان‌پذیر نیست، و علی‌رغم تاکیدات رهبری بر استفاده از ظرفیت‌های مردمی و حزب‌اللهی در فضای رقابتی برای مقابله با تهدیدات، تولید قدرت نرم، تولید و ارائه خدمات در جهت گسترش و تعمیق اسلام ناب محمدی و گفتمان انقلاب اسلامی اما هنوز هیچ برنامه‌ای در این خصوص تحقق نیافته است و طراحی و ساماندهی برای کاربران جود ندارد.

سکوت اعضای حقیقی و حقوقی شورای‌عالی نسبت به عملکرد خلاف

درست در زمانی که برخی از مسئولین با ارائه وعده‌های گوناگون، انتظارات کاذب ایجاد می‌کنند و از ده برابر شدن پهنای باند کشور در یکسال آینده خبر می‌دهند و اولویت‌هایی همچون شبکه ملی اطلاعات و محتوا و ظرفیت‌های مردمی مغفول مانده است، اعضای حقیقی و حقوقی شورای‌عالی فضای مجازی مهر سکوت بر لب زده‌اند و نه از اصل شورایعالی دفاع می‌کنند و نه به رفتارهای خلاف سازمان‌ها و نهادهای دیگر انتقادی وارد می‌کنند.

بنا بر حکم مقام معظم رهبری: «اعضای حقوقی این شورا عبارتند از: رئیس جمهور (رئیس شورای‌عالی)، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه قضائیه، رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، دبیر شورای‌عالی و رئیس مرکز، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، وزیر اطلاعات، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و همچنین اعضای حقیقی: حجج اسلام و آقایان: دکتر حمید شهریاری، دکتر سیّدجواد مظلومی، مهندس مسعود ابوطالبی، دکتر کامیار ثقفی، دکتر رسول جلیلی، دکتر محمد سرافراز و مهندس علیرضا شاه‌میرزایی می باشند که برای مدت سه سال تعیین می‌شوند.»


 
فجر پیروزی خون بر شمشیر
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

وقتی بخشی از مجموعه تلویزیونی درچشم باد را می دیدم، بخشی از سکانسهای بظاهر عاشقانه، بشدت حماسی بود و برخی سکانسهای بظاهر حماسی، بشدت عاشقانه.

آنجا که نوقزاقها برای دستگیری آقا حسام و آقای ایرانی به ده ریخته بودند و آقاحسام را می بردند، همسرش دائما ناله های عاشقانه ای داشت . ظاهرا صحنه صحنه ی درگیری بود اما در باطن، دلبستگیهای مومنانه و پاکدلانه را برمی انگیخت.

و آنجا که آقاحسام و همسرش به همراه خانواده ی ایرانی در حال جابجایی بودند، آنقدر از لابلای حرفهای پاکدلانه ی عاشقانه ی آقا حسام و همسرش آنقدر بوی حماسه به مشام می رسید که دقیقا آنجا که آقاحسام شروع به آواز خواندن کرد ناخوداگاه اشکم جاری شد.

روزها، روزهای ایام دهه ی فجر انقلاب اسلامی است. این قلب لاله گون الهی خونینی که امروز در سینهء سفید این پرچم سه رنگ نقش بسته، از خون جوانان وطن رسته است. خونها رفته و خانواده های سرفرازی ایرانی ای خون به دل شدند و دشنه ی خصم کافر تا دسته در سینه شان فرورفت تا این گلگون اسم الله، در سینه ی ما جای بگیرد.

حاشا ، به مردانگی و غیرت ما، حاشا به شرف ما و حاشا به دیانت ما ، که این لاله را همچون جان شیرین در آغوش نگیریم و از جان برای حفظ آن سرمایه نکنیم .

یاد عباس بابائی را گرامی می دارم . یاد عباس دوران را. یاد عباس ورامینی را و عباس کریمی را.

عباسهای ما ، برای حسین زمان ما مردانه ایستادند و ایستاده جان دادند . ما نیز می ایستیم .

دوستان ، برادران ، خواهران.

این صدایی که از سال 61 هجری هنوز از دشت نینوا به گوش می رسد، هنوز ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان است . آنان که عاشق بوی خوش خاک کربلایند، رکاب حسین زمان و نور دیده ی زهرا را رها نمی کنند . چه خوش گفت آنکه سرود : آهن آبدیده را، زنگ عوض نمی‌کند چهره انقلاب را، رنگ عوض نمی‌کند. به خیل دشمنان بگو، به کوری دو چشمتان مطیع امر رهبری، رنگ عوض نمی‌کند.

برادران و خواهران .

ما میهن خویش را دوست می داریم و عاشق ندای خوش اذانیم که هر صبح و شام بر سر ماذنه ها جان را جلا می دهد و دعوت نامه ی ضیافت محبت الله است. حاشا که برای باقی ماندن این ندا در این کوی و برزن، جان را و آبرو را در کف نگیریم که امروز ، بر سر آبرو ما را به معامله می کشانند و جان را رها کرده اند.

ای خمینی روح خدا ، ای تو که پرچم عزت و شرافت را بر قله های این خاک برافراختی. تا پرچم کلمه ی توحید را در انتهای افق نیافرازیم ، آرامش نخواهیم یافت. و آنگاه ، نماز را به امامت مهدوی بپا می داریم که نشانهء حکومت صالحان است. راه را و مسیر را نیز در کلام خامنه ای عزیز می یابیم و از او خط می گیریم تا راه تو را از سرانگشت اشارت او در یابیم . همو که از سرانگشت اشارت تو، ما را چنین سرخیلی امین و پاکزاد و روشن و استوار بوده است.


 
گوگل پلاس را حذف و افسران را جایگزین کردم
ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

ناگهان الان متوجه شدم لینک شبکه منحوس گوگل پلاس امده زیر همه ی پستهایم.

من هم دیدم چه ایده ی خوبی !

کد قالب وبلاگ را ویرایش کردم و گوگل را از سرزمین وبلاگم به بیرن پرت کردم .

گوگل حتا در سرزمین وبلاگ من راه ندارد. وای بحال دلهای مومنین. انشاء الله .

لینک افسران را گذاشتم .


 
مومن نسب به مناظره فراخواند
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

روح الله مومن نسب در وبلاگش "من انقلابی ام" نوشت :

 
همگی، درود
 
من و دوستانم، شما و دوستانتان را در ارتباط با موضوعاتی چون «شبکه ملی اطلاعات»، «افزایش پهنای باند اینترنت بین الملل»، «فیلترینگ»، «تارنماها و شبکه های اجتماعی ایرانی و آمریکایی»، «سرعت اینترنت» و دیگر موارد مورد اختلاف، به مناظره دعوت می‌کنیم. این مناظره‌ها می‌تواند به صورت فردی یا جمعی برگزار شود و در معرض افکار عمومی و داوری مردم قرار گیرد. ضمناً بنده پیش از این با همین موضوعات، با مدعیانی چون آقایان «حسین امامی»، «محمد سلطانی‌فر»، «جواد افتاده [بخش منتشر شده / بخش سانسور شده]»، «حمید ضیایی پرور [قسمت اول / قسمت دوم]»، «محمدعلی ابطحی» و افراد دیگر، در رسانه ملی یا رسانه‌های برخط، مناظره کرده‌ام.
پی نوشت : امیدواریم مابقی افراد باقیمانده در طیف مدعیان آزادفکری نیز، با حضور در مناظره هایی مانند آنچه که با حضور آقایان افتاده، ضیائی پرور، امامی، سلطانی فر  امثالهم رخ داد، موجب روشنتر شدن حقیقت برای مردم شوند و سوء استفاده از تریبونهای یکطرفه برای تحقیر مخاطب  طرح کلمات زننده و بی ربط به بحث پایان یابد.
 

 
ورزیدگی مخالفین فیلترینگ ، در اعمال فیلترینگ
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

انصافا باورم نمی شد !

به وبلاگ ، یا بهتر است دیگر بگویم وب سایت آقای ضیائی پرور رفتم ودیدم بنظر ایشان قید هرآنچه نظرات مخاطب زیر مطالب است ، زده اند.

کلا ایشان پلاگین کامنت را از کد سایتشان پاک کرده اند.

بجث زیاد لازم نیست. وبلاگشان را بخوانید. مملو از آه و ناله در مورد فیلترینگ است. ایشان در سرزمین یک و نیم سانتی متری ! شاید هم میلی متری وبلاگشان چنین سانسوری را بر مخاطب ، آنهم در دنیایی که دائم ایشان وامثال ایشان از وب 2 و تعامل کاربران حرف می زنند ، اعمال می کنند. چطور ادعای مخالفت ایشان با سانسور محتوای فکری را باور کنیم؟

برادر ضیائی پرور، یک مناظره در خدمت باشیم ! ایشالا کی کجا  ؟

جالب آنکه کتابهای جنگ نرم که تالیف آقای ضیائی پرور است همان کتابهایی است که به ایشان در گفتگوی تلفنی و البته مطلب وبلاگی و اینترنتی تاکید شد هیچ ربطی به جنگ نرم ندارد و مربوط به بحث پدافند غیرعامل بیشتر هست تا جنگ نرم ! بگذریم که تالیف هم نیست و گردآوری و ترجمه است. حالا مجددا رفته اند و این کتابها را تجدید چاپ کرده اند. اخیرا نسخته ای از این کتابها را دیدم که نام اقای ضیائی پرور را در آن حذف کرده بودند. آیا در این چاپهای جدیدتر هم همینگونه است ؟ باید بروم ببینم.


 
به این عکس ها خیره شو خیره شو...
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

این شعر همیشه در گوشم زنگ می زند :

به این عکس ها خیره شو خیره شو، به اون روزهای پر از خاطره،

نذار گرمی خواب چشم کسی، بذاره که بیداری یادت بره!

 

یه باری از امروز رو دوشته ،که واسش یه عمره زمین می خوری،

همه منتظر تا ببینن کجا، تو از جاده ی عشق دل می بری

 

ولی ، ایستادن فقط کار ماست ! ما که ، قصه مون قصه ی خواب نیست!

بیا ، دل به دریا بزن ، شک نکن ! سرانجام این رود ، مرداب نیست!

به هفته ی الهی فجر رسیدیم . یاد امام فجرآفرینان و شهدای فجرآفرین را گرامی می داریم و در پرتو هدایت امام خامنه ای و به مدد لطف الهی و نظر مهدوی (عج) راهشان را ادامه می دهیم .


 
 
 
تبلیغ ویـژه