الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

با وحید یامین پور موافقم
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،براندازی فرهنگی ،مردم ایران ،مقاومت اسلامی

وحید یامین پور خوب گفت ، و من را به فکر فرو برد...

آنها، چیزی را آزادی می نامند که مایه شرم آزادگان است. آزادگی آن است که به بی عفتی و هرزگی نیانجامد، و آنان که آزاد اند، اگر با عفتند، آزاده اند، والا ، بی عفتهای آزاد، نامشان هرزگان است.

چرا چنین گفتم و می گویم ؟

چه کسی گفت، اشکالی دارد و کسی مخالف است، - در میان همه ی مومنان معتقد به قانون شرع در الزام زن و مرد به رعایت حیا و عفت در پوشش- که اگر بانوان، در دید نامحرمان نباشند، نتوانند بدون حجاب مرسوم عمومی تحرکی داشته باشند؟ چه اشکالی دارد، اگر، بانویی بدون قرار گرفتن در دید نامحرمان، در جنگلها بدود و شاد باشد؟  چه کسی گفت، زنان جامعه مجبورند تا در جمع خود و به دور از نامحرمان، پوشیده به حجاب کامل باشند ؟

کلید بازگشایی رمز جنایت بی عفتان که پاکان را به نجاست فرامی خوانند، نه آزادی، بلکه بی عفتی و هرزگی است. حرف انان یک کلمه است : ما می خواهیم تا در مقابل دید نامحرمان ، از قید رها باشیم ! والسلام.

همه ی مسئله ، حضور نامحرم است. حضور نامحرم.

ای بسا که محارم خود من، تصاویری بی حجاب از غیاب هرنامحرمی ، از خود ثبت کرده باشند. آیا داشتن این تصاویر و ثبت و نگهداری و دیده شدن آن توسط فرد محرم، مانعی دارد؟ آیا زنان محجبه، از جوانی خود در محیطهایی به دور از نظر نامحرم ، لذت نمی برند و "باد در موهای انان به جریان نمی افتد"؟ آیا یک بانوی محجبه، - نمی خواهد ویا نمی تواند – به آزادی و راحتی، در جمع بانوان و به دور از نظر نامحرمان، مثلا دوچرخه سواری کند ؟ او نمی تواند در جمعی زنانه ، بدون الزام به حجاب کامل، درس بخواند؟

روشن است که همه ی بازیهای با کلماتی که این هرزگان مرتکب می شوند، برای آن نیست که زن را به آزادی برسانند ، بلکه برای آن است که مرد را مورد هدف قرار بدهند! شما بگویید زنی که مرد نامحرم را مورد هدف زنانگی خویش می پسندد، چیست ؟ مریم مقدس؟!

مرور کردم صفحه ای را که مروج این هرزگی است. بوی فریب بزرگی که گفتم، از همان ابتدا در آن پیچیده بود. شمیمی مسموم که فریبی بزرگ را القاء می کرد.

آنچنان که من دیدم، می توان گفت دو نوع تصویر از زنان بدون حجاب در آن منتشر شده بود.

دسته اول تصاویری اند که مربوط به حضور زنان در خلوت خود و یا به دور از دید نامحرمان و یا محیط عمومی جامعه اند . داشتن چنین تصاویری یا تولید آن اگر توسط نامحرم صورت نگیرد، برای هیچ کسی از نظر آئین  و مرام اسلامی منعی ندارد. آنچه که ممنوع است، قراردادن این تصاویر در نگاه و منظر نامحرم است ! جالب آنکه این دسته از عکسها اکثریت آنها هستند. چرا باور کنم که آنها از جایی سرقت نشده اند؟

و دسته ی دوم تصاویری که بیانگر حضور بدون حجاب زن در معابر و مناظر عمومی است ! روشن است که منظور این تصاویر، صریحا همان است که عرض شد! مطالبه ی این عکسها، هرزگی است نه آزادی، و زن هرزه است که آزادی خود را در قرارگرفتن در دید مردان و نامحرمان می جوید. والا، اینجا کسی "زن" را محدود نکرده ، بلکه "هرزگی" است که محدود شده.

ای بسا زنانی که انچنان حجاب سفت و محکمی ندارند، لیکن حاضر به هرزگی نیستند و اصولا که انسانهایی عاقلند و پاکدامنی و عفاف را می ستایند. و ای بسا که اینان ، مخالفان این هرزگانند. وای بسا که دیدم، مسیحی و یهودی و زردشتی که حکمی در رابطه با حجاب را بر خود نمی بیند، اما حامی و موافق عفت و حیا و پاکدامنی است. امری که در ذات انسانی است .

پس ای هرزگان ! شما مخاطبینی بسیار محدود دارید و البته که مورد پسند نیستید !

شما صرفا مورد توجهید ، نه مورد تایید. این را خوب بفهمید و خوب درک کنید. شاید به یک زن هرزه در خیابان بسیاری "نگاه" کنند ، اما کمتر کسی او را تایید می کند. حالِ خود را در این آئیه نیک بنگرید !


 
دوربین ها را خاموش کنید و خبرنگار ها نباشند!
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: عطا مهاجرانی ،حسین مظفر ،براندازی فرهنگی ،حضرت امام خامنه ای

در وبلاگ وحید خواندم  :

بخش دوازدهم کتاب «شاهد عینی»، گفتگو با حسین مظفر-صفحه ۲۹۳

اول شهریور و کار دولت آقای خاتمی شروع شد. روز دوم کار دولت، حضرت آقا ملاقات دادند و خدمت ایشان رفتیم، در آنجا ایشان یک سری رهنمودهای عمومی را دادند. نمی دانم حضرت آقا راضی هستند که این جمله را بگویم یا نه، شما هم با احتیاط مطرح کنید. به نظرم جمله بدی نیست و پیش بینی های خیلی خوب حضرت آقا را می رساند. ایشان فرمودند که «دوربین ها را خاموش کنید و خبرنگار ها نباشند، چون با شما حرف خصوصی دارم».


بخش دوازدهم کتاب «شاهد عینی»، گفتگو با حسین مظفر-صفحه ۳۱۱

آقای مهاجرانی من شما را خوب می شناسم!

همه منتظر ماندیم که حضرت آقا چه می خواهند بفرمایند. یک مرتبه فرمودند: «آقای مهاجرانی! من شما را خوب می شناسم، دیدگاه هایتان را هم می شناسم و به آنها نقد هم دارم. نمی خواستم مقابل آقای خاتمی ایستادگی کنم و نگذازم شما را وزیر کند، اما با توجه به شناختی که از شما و دیدگاه هایتان دارم، نمی خواهم در کارهایتان کاری کنید که ضد انقلاب خوشحال شود».

یکمرتبه همه حیرت کردند، چون آقای مهاجرانی به عنوان یک نیروی فرهنگی مطرح بود و ماهیتش آشکار نشده بود که اینقدر به فضاحت بیفتد که از ملک عبدالله پول بگیرد. انسان واقعاً چقدر افت می کند و به حضیض ذلت می افتد. بعد یک مرتبه فرمودند: «دوست دارم موضع گیری هایتان مثل آقای مظفر باشد که وقتی صحبت می کند، روح و جان آدم از ارزش های صحبت های ایشان لبریز می شود. می خواهم مثل ایشان باشید».



 
جمعه بی تو خیری ندارد آقا
ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: فرهنگ انتظار ،نیمه شعبان

افسران - اللهم عجل لولیک الفرج......

افسران - منظور از مهدویت چیست واز چه زمانی آغاز شده است؟

افسران - میلاد حضرت امام زمان(عج)


 
مانتوی زرد و چشمان پر اشک
ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: فرهنگ شهادت ،فرهنگ بسیجی ،مردم ایران ،حضرت امام خامنه ای

دختر جوانی بود با مانتوی زرد که چادری هم بر سر داشت، اما معلوم بود چادری نیست، شاید برای احترام چادر سرش کرده بود. از همین راهروی اول رفت سراغ خواهران پاسدار، به التماس که برود پیش آقا. چند خانم جاافتاده هم پشت سرش بودند و سفارشش را می‌کردند. نزدیک بود اشکش سرازیر شود، خواهرها گفتند حالا صبر کن، آخر بازدید شاید.

و این خانم سر هر بریدگی و راهرویی که می‌گذاشتند کسی بایستد و آقا را در حال عبور ببیند ـ حدود 5 مورد ـ ایستاد و با اشتیاق عبور آقا را دید.

ایستگاه مانده به آخر بود، دیگر داشت جان می‌داد. یکی از خواهران پاسدار آمد دستش را گرفت و سه قدم برد جلوتر از جمعیت ایستاده. آقا که خواستند از نشر نی به نشر امیرکبیر بروند، یک‌دفعه این دو خانم نیست شدند.

یک دقیقه بعد، با صورت خیس و چشمان سرخ و بدن لرزان برگشت. چفیه‌ای را سفت به سینه‌اش چسبانده بود. به هر زنی می‌رسید، با بغض تعریف می‌کرد که رفته و... و چفیه را جلو می‌آورد تا ببوسند. تحفه‌ای داشت که می‌خواست عالم از آن بهره ببرند.


 
هیکل بادی‌بیلدینگ و موسیخ سیخی، عاشق روبوسی با سید علی خامنه ای
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: حضرت امام خامنه ای ،فرهنگ بسیجی ،مردم ایران ،فرهنگ شهادت

پسری با موهای سیخ و هیکل بادی‌بیلدینگ، غرفه‌دار یکی از غرفه‌های تجاری (حافظ و آشپزی و لاغری و ...) بود. تا آخر، سر همۀ گذرها ایستاد و آقا را دید. وقتی فهمید که آقا به راهروی آنها نمی‌آیند، خیلی پَکر شد.

 

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26464/B/13930231_15726464.jpg

 

 

دیگر فرصت داشت تمام می‌شد. رفت خودش را زد به آب و آتش که برود جلو، محافظ نگذاشت. سرش را برد جلو، دم گوش محافظ چیزی گفت. محافظ خیره نگاهش کرد، گفت یک چیزی گفتی که دهانم را بستی. بیا همین‌جا. پشت سر عکاس‌ها ایستاد. آقا که خواستند رد شوند دستش را برد بالا و با صدای بلند گفت: آقا بگذارید بیام ..

محافظ تقریبا بغلش کرد تا ببرد عقب. صدایش بریده شد، اما دستش هنوز بالا و پایین می‌رفت. صدا به آقا رسیده بود، آمدند بردندش. ما که ندیدیم، اما احتمالاً دست حضرت خورشید را بوسید.

وقتی برمی‌گشت تلوتلو می‌خورد؛ مست مست. رسید به رفیقش، بغضش ترکید و رفت داخل غرفه.

سر آخرین راهرو که ایستاده بود آقا را ببیند، همان محافظ دیدش، ما را رها کرد و رفت سراغش، مرتب آن پسر را قلقلک می‌داد و عقب می‌برد، می‌گفت، کار خودت را کردی؟ رفتند یک گوشه‌ای با هم گپ زدند.


 
جای درد سیلی، بوسه ای شکوفه زد
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: حضرت امام خامنه ای ،فرهنگ بسیجی ،فرهنگ شهادت ،اهلبیت پیامبر (ص)

http://www.omidvaentezar.ir/Files/248/Image/General/1391/10/2/51a6a22ca78544fea242b40b19f86451.jpg

یکی از محافظان رهبری خاطره ای از سیلی خوردن خود در یکی از سخنرانیهای مقام معظم رهبری را نقل می کند.

در ملاقات عمومی حضرت آقا ، جمعیت فشرده ای در حسینه نشسته بودند و به صحبتهای ایشان گوش می دادند. من جلوی جمعیت، بین آقا و صف اول ایستاده بودم. آن روز بین سخنرانی حضرت آقا بارها نگاهم به پیرمرد لاغراندامی افتاد که شبکلاه سبزی به سر و شال سبزی هم به کمر داشت.

پیرمرد تا سخنرانی حضرت آقا به اتمام رسید، بلندشد و به سمت من خیز برداشت و با صدای بلند گفت : "میخوام دست آقا رو ببوسم" . امان نداد و خواست تا به سمت حضرت آقا برود که راه را بر او بستم . سید پیر عصبی شد و تند گفت : "اوهووووی، چیه؟! میخوام آقا رو از نزدیک زیارت کنم. مثل اینکه ما از یک جد هستیم ها" . صورت پیرمرد همچون دریا متلاطم و طوفانی شده بود. کم کم داشت از کوره در می رفت که شنیدم حضرت آقا از پشت سر من فرمودند "اشکال نداره، بذار سید تشریف بیاره جلو" .

من نفهمیدم حضرت آقا چطور میان آن همه جمعیت متوجه پیرمرد شد. خود را کنار کشیدم و راه آقا سید را باز کردم.

http://img.tebyan.net/big/1388/02/139351174025023318417062116184892341688093.jpg

پیرمرد نگاهی به من انداخت و بعد، انگار که پشت حریف قدرتمندی را به خاک رسانده باشد، با عجله به سمت حضرت آقا براه افتاد. پشت سرش با فاصله کمی حرکت کردم . سید هنوز دو سه قدم برنداشته بود که پایش به پشت گلیم حسینیه گیر کرد و زمین خورد. من خم شدم تا اور را از زمین بلند کنم اما او برگشت و مقابل دیدگان حضرت آقا و جمعیت، یک سیلی محکم به گوش من خواباند و گفت : "به من پشت پا می زنی؟!" 

سیلی آقاسید مانند برق 220 ولت مرا در جا خشک کرد. در شوک سیلی بودم که حضرت آقا را مقابل خود دیدم. به خود که آمدم، حضرت آقا دستشان را به پشت سر من گذاردند و جای سیلی پیرمرد روی صورت من را بوسیدند و فرمودند : "سوء تفاهم شده، به خاطر جدش فاطمه زهرا ببخش!" درد سیلی سنگین سید، همانجا خوب شد و من بعد از سالها، هنوز، جای بوسه گرم حضرت آقا را روی صورت خود حس می کنم .


 
شبکه تلویزیونی افق
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: فرهنگ بسیجی ،مقاومت اسلامی ،صداوسیما ،هنر دینی

بیست و دومین شبکه دیجیتال کشور شبکه تلویزیونی افق است که از تیزر در حال پخش آن می توان متوجه شد حتما برای نسل جوان شبکه ای بسیار جذاب خواهد بود. هرچند محتوای این شبکه به لحاظ رویکردهای فرهنگی و مذهبی اش مورد استقبال عمومی جامعه قرار خواهد گرفت.

مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما روز جمعه در گفت و گو با خبرنگار رادیو و تلویزیون ایرنا با اعلام این مطلب اظهار داشت: صدا و سیما برای راه اندازی شبکه های جدید تخصصی برنامه ریزی کرده که به مرور همراه با بسترسازی و فراهم ساختن امکانات فنی راه اندازی می شود.

وی با بیان اینکه شبکه افق نیز پس از راه اندازی شبکه دیجیتالی نسیم در دستور کار سازمان قرار گرفته است، گفت: این شبکه به منظور پرداختن به اصول و ارزش های فرهنگی ایرانی، اسلامی، مبانی دینی و موضوعات دفاع مقدس تاسیس و به عنوان بیست و دومین شبکه دیجیتال صدا و سیما به روی آنتن خواهد رفت.

 

به برادر احسان محمدحسنی در سازمان رسانه ای اوج و همه همکارانشان تبریک گفته و و توفیق ایشان در این سنگر خطیر را از خداوند متعال خواهانم


 
جای قانون کجاست ؟!
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

http://www.dolat.ir/Images/News/Smal_Pic/28-12-1387/IMAGE633729891472031250.jpg«اینترنت» و هر آنچه که از آن نشأت می‌گیرد، از قبیل پهنای باند، شبکه‌های اجتماعی و فیلترینگ گویی دغدغه جدی دولت را به خود اختصاص داده، چرا که بالاترین مقامات اجرایی کشور، از وزیران محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و ارتباطات گرفته تا شخص محترم رئیس جمهور، گاه و بیگاه، با مناسبت و بی‌مناسبت به «اینترنت» و متفرعات آن پرداخته و در مجامع عمومی و غیرعمومی از افزایش پهنای باند و پر و بال دادن به شبکه‌های اجتماعی و رفع فیلتر از این شبکه‌ها سخن گفته و از آنچه که «آزادی اینترنتی» می‌نامند، حمایت کرده‌اند.

اینکه در شرایط نامساعد اقتصادی کشور و برخلاف مطالبات بارها اعلام شده مردم برای رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی، چرا موضوع شبکه‌های مجازی به صدر دغدغه‌های نمایندگان مردم در قوه مجریه صعود کرده است و اتخاذ و استمرار چنین رویکردی با چه انگیزه و اهدافی صورت می‌پذیرد موضوع این یادداشت نیست؛ آنچه که در ادامه می‌آید، توضیح مختصری ذیل همان فضا و نگاه مسئولین محترم قوه مجریه درباره اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و فیلترینگ است. 


 
با روش اسلامی به جنگ علیه مؤمنان واقعی می‌روند
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،لابی قدرت و ثروت ،کشور جمهوری اسلامی ایران

«(گروهی دیگر از به ظاهر مسلمان‌ها) کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان‌رساندن (به مسلمانان) و (تقویت) کفر، و تفرقه‌افکنی میان مؤمنان، و کمینگاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود، آنها سوگند یاد می‌کنند که: «جز نیکی (و خدمت) نظری نداشته‌ایم» اما خداوند گواهی می‌دهد که آنها دروغگو هستند».
التوبه- 107


 
میلاد آسمانی ترین جوان مبارک
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: فرهنگ شهادت ،اهلبیت پیامبر (ص) ،فرهنگ بسیجی ،حضرت علی اکبر (س)

http://shole1.persiangig.com/weblog/ali%20akbar.jpg

http://www.rasekhoon.net/_websitedata/article/articleimages/1/1388/farvardin/special/aliakbarl.jpg

http://shahriha.ir/wp-content/uploads/2014/05/639166_QWEoWt5i.jpg

http://www.salmas-ag.ir/portals/salmas-ag.ir/89/aliakbar11_20110705_1441423829.jpg

http://dlnew.ir/pic(asr-entezar.ir)/alireza/new/hazrat-ali-akbar1%20(1).jpg


 
وقتی بی بی سی فارسی شایعه می سازد و ضایع می شود
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،تحریف تاریخ ،ضد انقلاب ایرانی ،تاریخ انقلاب

اشتباه نکنم، نفیسه کوهنورد است که خوب شد که ضایع شد، خصوصا چون بی حجاب است و آمده بود کلاس بگذارد :)

خوب تو پوزش خورد. خوبــــــــّـــــ


 
عکس رنگی شما، در N نسخه ، تقدیم به ما !
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،امر به معروف و نهی از منکر ،فرهنگ بسیجی

فرض کنید، خانمی چادری، در خیابان بایستد و عکسش را که با فیگور و دک و پوز گرفته -و شاید از دید یک انسانی طالبانی معرفی شده چون من، ایرادات فراوان شرعی واخلاقی در همان عکس و ظاهر هم نهفته باشد- با چاپ رنگی اعلاء میان مردم توزیع کند. هرکسی مجاز است هرتعداد عکس که دلش بخواهد در هر سایزی از ایشان تحویل بگیرد. ایشان بدون هرگونه منتی به همه این عکس را تقدیم می کنند. مرد و زن ندارد. کوچک و بزرگ ندارد. مومن و فاجر ندارد. خیرات است دیگر. قربتا الی الله.برخی هم بایستند و از کیفیت و رنگ و لعاب عکاسی و فیگور و ایضاء مدل!!! به این خیرات کننده ی محترم ابراز نظر کنندو  شرم هم نکنند.

این همان کاری نیست که خانم ! های چادری!! در این صفحات اجتماعی مرتکب می شوند؟ و شرم آور تر، ابراز لطف!! های خاک برسرهایی مثل من که با ریش و تسبیح از وجنات خانم با ادبیاتی متواضعانه !!! تمجدید می کنند ! برویم بمیریم بهتر از این چیزهایی است که می بینیم !

علیرضا در فرهنگ پرواز ، با قلمی صریح و البته گزنده به این وضع زننده پرداخته است:

خواهرم ! عکس ات را در فضای مجازی را دریاب ...

جمعه, ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ۰۶:۳۴ ب.ظ

1:از آنجایی که قبلاها هم در معرفی خودم گفته بودم اول یک جوال دوز به خودمان و بعد یک سوزنکی به دیگران ! از خودم شروع می کنم، از آنجایی بنده انسان صد در صد پاکی نیستم و ایضا چشمانم ! و دارای گناهانی هستم که جز با لطف و بخشش خداوند بخشیده نمی شود و آبرویی هم دارم از پرده داری حضرت حق است.

در ضمن ! انسانی هم هستم دوست دارم به آنچه اعتقاد دارم عمل کنم!

2: در دوسال پیش به گذاشتن نام کامل خواهران در وبلاگ ها تذکراتی را داه بودم و با گسترش شبکه های مجازی لازم می بینم که باز هم بگویم از این معضلی که برخی خواهرانی که ناخواسته و شاید هم خواسته به این معضل دامن می زنند.

برخی از خواهرانی که به لفظ عامیانه با حجاب و چادری هستند، اصلا متوجه نیستند که فضای مجازی هم مثل دنیایی که در آن نفس می کشند می شود هم گناه کرد و باعث به گناه شد و هم ثواب کرد و هم باعث ثواب بردن شد.

3: این دسته از خواهران ! شبکه های مجازی مثل فیس بوک و گوگل پلاس تا شبکه های وطنی مثل هم میهن و کلوب وافسران و... را با عرض معذرت با قاب عکس دیوار اتاق شخصی خانه شان اشتباه گرفته اند!!!

این دسته از خواهران نمی دانند چه می کنند و از آن طرف ادعای دینداری و با حجاب بودن و یحتمل قریب به یقین ادعای عفیف بودن می کنند !

این دسته از خواهران (دقت کنید! دارم از لفظ خواهر استفاده می کنم و منظورم هر خانمی نیست)  عکس آواتار یا همان پروفایل و صفحه شخصی شان را با آلبوم عکس شان اشتباه گرفته اند.


4: خواهر من ! شاید من نوعی !!! نتوانم در حضور شما و به صورت حضوری ! از زیبایی که خداوند به شما داده و حجاب داشته تان !!! استفاده کنم ! ولی با گذاشتن عکستان در اینترنت ! آیا امثال من و بدتر و بهتر از من ! نمی توانند روزی 1000 بار از چهره ی شما فیض ببرند ؟

آیا نمی توانند در مورد دماغ ! و دهن و احتمالا حجم بدنتان در ذهن آشفته بازار خود ، مبتلا به گناه شوند...؟

 

5: لطفا برای خود آب باریکه و راه فرار درست نکنید ! منظور بنده دخترانی که از توهم انسانیتشان خارج شده اند و به یقین فکر می کنند می توانند مثل حیوانات برهنه باشند نیست ! منظور من شماها هستید که فکر می کنید عکس با حجاب خود را اگر در اینترنت و شبکه های مجازی بگذارید ، کار خاصی نکرده اید !

انصافا لایک شدن مطالب شما با ارزش تر است و یا عفیف ماندتان ؟

6:لطفا نگویید اگر عکسی از خودمان نگذاریم به عنوان یک اکانت فیک (جعلی) در بین دیگران شناخته می شویم که انصافا اعتقادی غلط و بدون دلیلی است ! آیا من نمی توانم خودم را به عنوان کس دیگری جا بزنم و یک عکسی تهیه کنم که اگر شما در کل موتور های جستجو به دنبال آن بگردید نتوانید پیدا کنید ! فکر می کنید اکانتی که ساختم واقعی است ؟

شما چرا براحتی با ادله ی سبک و بدون پشتوانه ، به صرف این که اکانت شما شخصی به حساب شود و واقعی ! عکس خود را در نمایش هزاران چشم در روز قرار می دهید ! ولی یک لحظه حاضر نیستید که کسی در خیابان به شما به مدت یک دقیقه زل بزند ؟؟؟


7:چند نفر از شما خواهران محجه حاضر هستید یک نفر مثل بنده که با شما در شرع اسلام، نامحرم هستم ، یک ساعت تمام به چهره و ایضا کل جسمتان زل بزنم و شما عکس العملی نداشته باشید ؟

برخی ها از خواهران  هم که مثلا می خواهند از قصه فرار کنند و به عبارتی وجدان خودشان را راحت نمایند تصویر کودکی شان را می گذارند و امان از قوه خیال مردان....

چند نفر از برادران و پدارن شما حاضر هستند که به ناموس خودشان چنین نگاه های مسمومی شود ؟

8: نمی دانم ! شاید برخی هایتان نه ! شاید برخی هاااا ! به دنبال همسر بگردند ! ولی این راهش نیست ! که عکس خودتان را و تاریخ دقیق تولد و ایضا شهر محل سکونتان را در اینترنت مسموم بگذارید تا بختتان باز شود ... این راهش نیست!

بیچاره پسرهایی که دنبال همسر می گردند ! حالا به غیر از آدرس محل سکونت دختر خانم ! و فامیل ها و دوستان و محل مدرسه و دانشگاه طرف ! باید در اینترنت به دنبال این باشند که آیا فرد مورد نظرشان! در شبکه های مجازی و وبلاگ ها و انجمن های مجازی سایت ها ! اکانتی دارد که....

9: برخی ها هم که پایشان را فراتر گذاشته و چهره ی بزک کرده شان را می گذارند! و از آن طرف تند تند مطالب مذهبی پست می کنند !وقتی بهشان می گویید این چه عکسی است و این چه مطلبی ! می گویند چه ربطی دارد !!!

برخی های دیگر هم لطف نموده اند و از آن طرف غش فرموده اند ! یکسری هایشان میایند تصاویر بازیگران خارجی و ایرانی جنس مونث می گذارند و یکسری هایشان هم تصاویر کارتونی مونث ! و دوباره همان بحث داغ تصویر سازی ذهنی و قوه خیال پسران...

راستی ! برخی از برادران هم کمی در گذاشتن تصاویر شخصی از خودشان دقت کنند به جایی بر نمی خورد...

وقتی ارزش ها مورد تمسخر قرار بگیرند، ارزشی ها هم بی ارزشی را در ظاهر نگه می دارند که مبادا همرنگ جماعت نشدنان باعث عدم آمار بازدید بالا و لایک گرفتن و... اثر منفی نگذارد. خدا بخیر کند ان شاالله...

10:هر قدر که به ارزش هایتان سخت بگیرند، از ارزش هایتان حمایت کنید. باشد که عاقبت به خیر شویم.

همین....

............................................................................................

پی نوشت 1:

برخی ها چه نگران شدند ! آن هم آقایان ! و نه خانم ها ! دلیل دارد ! اولین و مهم ترینش همان آگاهی خانم ها از برخی افکار مردان است. واقعا تاسف دارد...

برخی ها هم که که دنبال دلیل شرعی می گردند : باید به آن ها گفت چه دلیل شرعی دارد که زنی برای افزایش بازدید و یا لایک خوردن در اینترنت ! بیاید از چهره اش استفاده کند ؟ براستی فرقش با زنانی که عکسشان در روی کالاهای خارجی  برای فروش بیشتر چاپ می شود چیست ؟ این نوعی تن .... نیست ؟

چه دلیلی می تواند داشته باشد که زنی خودش را به جاده خاکی بزند و بگوید به من چه که برخی ها به گناه می افتند ؟ چرا بحث آثار گناه اجتماعی را در نظر نمی گیرید ؟ گناه هایی که هم برای فرد و برای طرف مقابلش موجب گناه شود !

واقعا برخی از عکس ها! هرجند مثلا محجبه ! در فیس بوک و... مساله دار هستند.که حکم شرعی اش هم مشخص است اگر بدانید.

باید نظرات خصوصی را غیر فعال می کردم تا می دید برخی ها چگونه تشکر کرده اند و برخی ها از گذاشتن عکسشان پشمیان هستند...,و در نظرات عمومی شاهد هستید که برخی ها تشکر و برخی ها هم نارحت!

امر به معروف باید گسترش پیدا کند.

باز هم منتظر نظرات شما چه انتقاد و چه پیشنهادی هستم...

باتشکر

برگرفته شده از فرهنگ پروازfarhangeparvaz.blog.ir


 
احساس مسئولیت در مقابل منافع ملی، یک الزام عقلانی!
ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادوارد اسنودن ،استعمار سایبری علیه ایران ،فیسبوک ،جاسوسی اینترنتی و مخابراتی

_________________________________________

مانده بودم براین این مطلبم چه تیتری بگذارم ...

----------------------------------------------------------

"همه ی ماجراها در مورد احضار مدیر فیسبوک" ؟ "برادر نعناکار حقیقت تلخ است" ؟ "بهتر است کمی واقع بین باشیم" ؟

کلنجار نتیجه داد و جمله ای از گفتگوی تلفنی دیروز خود با برادر نعناکار را بعنوان تیتر انتخاب کردم .

چند روز پیش، -این برادر خنده رو و مهربان من که عکسش را این کنار می بینید، بله، آقای محمد جعفر نعناکار که در حوزه حقوق بین الملل مدرک کارشناسی ارشد دارد-، در یک مصاحبه با وبلاگ نیوز اظهارات قابل تاملی را مطرح کرد که پاسخگوئی به آنها  لازم می نمود.

ایشان در گفتگو با وبلاگ نیوز، ادعا کرد که ا ز نظر ایشان روال صحیح آن است که "به‌جای شکایت از یک دادستانی و رسانه‌ای کردن آن -که طبیعتاً هیچ آورده‌ای برای ما جز تمسخر و هیاهو ندارد- بهتر است با تشکیل یک گروه از حقوقدانان، به این موضوع با مستندات قانونی رسیدگی کنیم تا فرصت‌های این‌چنینی بیش از این به سخره گرفته نشود. آن‌وقت است که می‌شود امیدوار بود وقتی خبر «احضار مدیر فیس‌بوک به یکی از دادگاه‌های کشور» منتشر شود، به‌جای خندیدن به یک شخص و یک گروه و یک نظام، مطالبه جدی‌مان این شود که نماینده فیس‌بوک یا هر شبکه اجتماعی دیگر، به ایران بیاید و علاوه بر پاسخگویی به تهدیدهایی که این نوع شبکه‌ها برای ما دارند، فرصت‌های این پدیده‌ها را برای ما «کمی زلال‌تر» کنند."

اینگونه که مستقیماً از متن گفتگوی ایشان بر می آید، پرونده - و به تعبیر آقای نعناکار، شکایت(!) شروع شده از "یک دادستانی" که شاید همه بدانند منظور کدام دادستانی و کدام دادسرا است، هیچ آورده ای برای ما جز تمسخر و هیاهو ندارد.

از ایشان به خاطر این نظرشان متعجب و آرزده هستم . چون برای من مشخص نشد این هیاهو و تمسخر مورد ادعای ایشان چه زمانی، کجا، توسط چه کسی و خصوصا "با کدام بهانه" صورت گرفته است.

باید دید ایشان به رسیدگی قضائی به اتهامات و جرائم احتمالی مدیر فیسبوک در ایران به دیده ی یک امر مسخره می نگرد، یا صرفا آنچه که از نظر ایشان مسخره است، احضار انجام نشده ی این مدیر شبکه به ایران است؟

اگر مسئله، احضار انجام نشده ی مدیر فیسبوک به ایران است که باید به آقای نعناکار گفت، از ابتدا بر مسیر اخبار کذب به موضعگیری پرداخته اند. زیرا همانطور  که دادستانی شیراز گفته است؛ تاکنون کسی زاکربرگ را خصوصاً "احضـار" یا علیه وی "اعلام جرم" نکرده ، و اگر ایشان مدعی هستند معاون فناوری های نوین و رسانه های دیجیتال قرارگاه فضای مجازی سازمان بسیج مستضعفین یعنی آقای روح الله مومن نسب چنین ادعایی کرده، ضمن تقبیح چنین ادعایی، باید گفت که بازهم این امر صحت ندارد و ایشان نیز چنین خبری به کسی در جایی نداده است.

روح الله مومن نسب نیز -در مطلبی که در مشرق نیوز بازتاب داشت- به دقت تشریح کرده است که: "دو روز پیش یک خبرگزاری ایرانی، بخشی از مصاحبه اردیبهشت‌ماه حقیر با خبرگزاری دانشجو را –که بماند چرا الآن به آن پرداخته است- با تیتر مجعول «قاضی ایرانی، مدیر فیسبوک را احضار کرد!» منتشر کرد و طبق معمول بلافاصله همین تیتر بر روی صفحات اول رسانه‌های خبرپراکنی غربی ازجمله شبکه سلطنتی انگلستان (BBC) قرار گرفت. کلمه «احضار» شاه‌کلید خبر منتشرشده در تمام رسانه‌های داخلی و خارجی است؛ کلمه‌ای که هرگز از جانب بنده ادا نشده است، در حالی که پیش و پس‌ازاین گفتگو، برخی مسئولین مربوطه موضوع فیلترینگ اینستاگرام و واتس اپ به دستور یکی از مقامات قضایی استان فارس و دلایل صدور این حکم را اعلام کرده بودند. در آن مصاحبه نیز پرسیده شد که رفع فیلتر این نرم‌افزارها در چه صورتی انجام خواهد شد که عرض کردم قانونا مدیر صهیونیست شرکت فیس بوک یا وکیل قانونی آن باید برای دفاع از خود و جبران مافات به دادگستری این استان مراجعه کند و این امر در همه جهان مرسوم است. کما اینکه پیش‌ازاین نیز دادگاه‌هایی در کشورهای مختلف به جرائم همین شرکت رسیدگی کرده‌اند و حتی مدیر این شرکت را تحت تعقیب قضایی قرار داده‌اند. "

پس مشخص شد که تا این لحظه نه کسی احضار و اعلام جرم کرده و نه کسی از آن خبر داده - هرچند شاید بعدا انجام شود ! -  بلکه شاید منبع کسانی که چنین ادعایی را مطرح کرده اند، صرفا رسانه های بیگانه ای است که به یک خبر غلط از ایسنا استناد می کنند. خبری که گفته می شود حتا خود ایسنا هم زیاد نتوانست آن را روی خروجی خود نگهدارد و آن را فورا پاک کرد و الان هرچقدر هم که تلاش کنید، حتا لاشه ی خبری که مورد استناد رسانه های بیگانه و ضد انقلاب قرار گرفته است را نمی یابید (اصلاحیه :  پیدایش کردم . ایناها ! پس چرا می گفتند از روی خروجی حذف شده ؟ همه اش دروغ اندر دروغ اندر دروغ ؟!  ) 

جالب آنکه ایسنا در خبر خود، به گفتگوی برادر مومن نسب با خبرگزاری بسیج دانشجویی استناد کرده است، در حالیکه بسیج دانشجوئی گفتگوی خود را هنوز روی خروجی خود حفظ کرده و آن را حذف نکرده و مطابق آنچه که روح الله می گوید، خبری از ادعای احضار زاکربرگ توسط دادستانی شیراز توسط وی در آن وجود ندارد. آیا هدف تخریب روح الله مومن نسب است، یا سرکوب هرگونه اراده ی احتمالی برای تعقیب این صهیونیستهای نحس و نجس؟ و اینکه چه کسی و چرا بدنبال این خبرسازی مجعول و موج سازی بوده، موضوع بحث ما قرار خواهد گرفت انشاء الله .

با این حساب روشن شد پس کسی زاکربرگ را فعلا احضار و اعلام جرم نکرده و کسی هم چنین احضار غیرواقعی را رسانه ای نکرده است. روح الله مومن نسب این ادعا را مطرح نکرده و آنچه که تکذیب شده، ادعای ایسنا است، نه اظهارات روح الله مومن نسب.

این ایسنا است که به دروغگویی متهم می شود و البته هرکسی که ادعا کند روح الله مومن نسب چنین حرفی را زده، چون وظیفه ی بررسی و مطالعه قبل از ادعا به دوش خودش است، او هم دروغ گفته.

اگر کسی از خبری مجعول ناراحت است، اولا باید یقه رسانه های بیگانه را بچسبند - که با کمال تعجب و حیرت نمی چسبند و هرگز! ، معاذالله ! چنین نمی کنند! و فقط بلدند خودی را به بی تدبیری و بی سوادی و هزینه تراشی برای نظام و خوراک درست کردن برای رسانه های بیگانه و فراهم کردن ابزار خندیدن و تمسخر به نطام و سیل و زلزله بی سیستان وبلوچستان و رودبار و منجیل و تورم و گرانی و آلودگی هوای دیروز در تهران و و و و متهم کنند !  -و بعد هم در لایه بعدی به ایسنا به خاطر این سهو -خوشبینانه و  احتمالی !- و بی سلیقگی محض در تیتر زدن !  گیر بدهند !  نه کسی که چنین ادعایی حتا از او نقل قول هم نشده !

با مرور متن مطلبی که از آقای نعناکار در وبلاگ نیوز مندرج است مشخص می شود نه تنها ایشان وقوع شکایت و احضار در دادستانی شیراز را فرض صحیح تلقی کرده اند، بلکه پس از فرض و واقع تلقی کردن اصل وقوع شکایت ، از رسانه ای شدن آن ، خبر داده ، حالا علیه این بقول ایشان شکایت و سپس رسانه ای شدن، موضع گرفته و باب گله و شکایت را باز می کنند که با زبان حال ، "آقا چرا شکایت می کنید و بعد هم رسانه ای می کنید که به ما بخندند (؟!!) " 

اگر کمترین شکی داریم که کسی که این ادعا را مطرح می کند آقای نعناکار است و نه اقای مومن نسب، بدنیست جملات ایشان را دوباره کلمه به کلمه با حوصله و دقت بخوانیم. ایشان در وبلاگ نیوز می گوید :

"به‌جای شکایت از یک دادستانی و رسانه‌ای کردن آن -که طبیعتاً هیچ آورده‌ای برای ما جز تمسخر و هیاهو ندارد- بهتر است با تشکیل یک گروه از حقوقدانان، به این موضوع با مستندات قانونی رسیدگی کنیم و ..."

ایشان پس از اینکه آمده و  خبر از یک شکایت از یک دادستانی -علیه مدیر فیسبوک- و رسانه شدن آن شکایت می دهد، بیکار ننشسته و برای این شکایت و رسانه ای شدن آن، به تعبیر خودش یک جایگزین معرفی کرده که از نظر ایشان کار بهتری است که به جای آن کار باید انجام می شده و جلوی خندیدن به ما را می توانسته بگیرد !می دانیم که جایگزین را برای شیئی موجود معرفی می کنند نه برای عدم . جایگزین تولید کردن آقای نعناکار، به تنهایی اثبات ادعای "موجود بودن آن شکایت کذایی" است که با تصریح قلمی خود ایشان هم همراه شده !

از اقای نعناکار می پرسم که اگر این طرح این ادعا موجب خنده و تمسخر دیگران را فراهم آورده - که البته ما که ندیدیم ! - و ایشان هم انشاء الله از این امر ناراضی است، چرا ایشان این ادعای غیر واقعی را اصلا خودش هم مطرح کرده است ؟

آیا ایشان با استناد به ادعای دروغ رسانه های دروغگو و فریبکار ودغل بیگانه چنین می گوید و این مسئله را پیش فرض انتقادات خود کرده ؟ که اگر چنین است، کار بسیار بسیار اشتباهی کرده و به جای آنکه به رسانه های بیگانه بی اعتماد باشد و اخبار آنها را در داخل کشور هم بررسی عمیق کند، به راحتی با خبر مجعول و کذب بیگانه  - که البته با تحلیل و تفسیرهای عمیق و کاملا غیر احساسی ! همراه بود - وارد موضعگیری علیه این اقدام ادعایی خودش و برخی رسانه های داخلی به نقل از رسانه های بیگانه - یعنی همین شکایت از سوی دادستانی - و ارائه نسخه های جایگزین این شکایت ! شده.

در حالیکه بدنبود به دنبال تحقیق در مورد اصل خبر مورد ادعای رسانه های دغلباز خارجی می افتاد و ضمن کذب خواندن ادعای رسانه های بیگانه و تقبیح این تیترسازیهای پایگاههای داخلی، هرگونه نیاز به تکذیب دادسرای شیراز را مرتفع می کرد، و بعد هم در ادامه بر ضرورت تعقیب آقای زاکربرگ به دلائل متعدد تاکید می کرد نه اینکه موضوعی را مرتکب شود که خودش چند روز بعد در صفحه سایت شخصی خودش آن را مذموم شمارده: 

ایشان در سایت شخصی اش که به وبلاگ بیشتر شبیه است می نویسد :

"خبری در پیشخوان بعضی از رسانه‌ها منتشر گردید تحت عنوان “احضار مارک زاکربرگ مدیر شبکه اجتماعی فیسبوک به دادگاه شیراز” که بلافاصله با اقدام به موقع، هوشمندانه و مسئولانه روابط عمومی‌دادگستری استان فارس این خبر پراکنی خنثی گردید"

آخه آقای نعناکار، عزیز من، برادر من، جان من، شما هم جزو کسانی که "این ادعا" را مطرح کرد هستید که ! الان شما دارید مطالب چه کسی را خبرپراکنی ای می دانید که با اقدام هوشمندانه ی دادسرای شیراز خنثی شده ؟ ما چگونه مطمئن شویم، شما که بعد از موضعگیری مورخ چهارشنبه 07 خرداد 1393   دادسرای شیراز،  بازهم در خبر مورخ ۹۳/۰۳/۸ - ۱۰:۱۲ ق.ظ وبلاگ نیوز و وبلاگ خودتان - یعنی فردای آن روز - بازهم مدعی انجام این شکایت -و البته بد و غلط بودن آن- هستید، از چنین خبرپراکنی ای به اندازه کافی ناراحت بوده، آن را غلط می دانید ؟!

به نظر می رسد، "افرادی" دو سه تا عذرخواهی به "افرادی" -که آنها را متهم به فراهم کردن زمینه خندیدن و "تهیه خوراک برای رسانه‌های معاند و ضد انقلاب" نموده بودند- بدهکارند !

بگذریــــم!

**********

اما حالا سئوال اصلی اینجاست، اگر در مسیر پرونده های قضائی که در دادستانی شیراز مفتوح است، واقعا نیازی به شکایت از زاکربرگ وجود داشته باشد، این کار، همانگونه که آقای نعناکار تفسیر می کنند، یک امر مسخره و موجب زیرسئوال رفتن نظام و انقلاب و دین و دنیا ! است یا اینکه اگر در شکل صحیح آن صورت بگیرد، از منطق و پشتوانه عقلی و منطقی برخوردار و کاملا ممکن و بلکه گاه لازم ؟

از اظهارات آقای نعناکار آنچنان که بر می آید این مشخص می گردد که ایشان اصلا روی موضوع احضار که پایه ی این جنجال سازیهاست تمرکز ندارند بلکه ایشان اصل شکایت از زاکربرگ و اعلام جرم علیه وی را امری مسخره معرفی می کنند.این منصرف از آن است که ببینیم دادسرای شیراز کسی را فعلا و در حال حاضر اعلام جرم و احضار کرده یا نکرده . بحث در مورد امکان و ضرورت است نه در مورد وقوع و یا عدم وقوع. این یک مطالعه موضوعی است نه مصداقی. زیرا دادسرای شیراز فعلا چنین نکرده . اما می خواهیم ببینیم اگر می کرد، آنچنان که آقای نعناکار ادعا کرد، این شکایت از یک دادسرا و به قول ایشان آن رسانه ای کردن ، یک کار اشتباه است، یا یک کار درست؟

و در تکمیل پرسش ، می پرسیم که: آقای نعناکار! دادسرای شیراز "ممکن و منطقی بودن احضار و اعلام جرم را زیر سئوال برد"؟ یا فقط گفت "تاکنون چنین نکرده ایم"؟

بگذارید جواب این قسمت پرسش را جلوجلو از داخل متن اطلاعیه دادسرای شیراز بی دخل و تصرف نقل قول کنیم :

آدرس متن اطلاعیه اینجاست : http://www.dadfars.ir/Default.aspx?tabid=2507&articleType=ArticleView&articleId=84974 و این هم تصویرش :

واضح است که دادسرا دارد فقط می گوید تا حالا این کار را نکرده ایم !

حالا باز اظهارات آقای نعناکار را بخوانیم... : "به‌جای شکایت از یک دادستانی و رسانه‌ای کردن آن -که طبیعتاً هیچ آورده‌ای برای ما جز تمسخر و هیاهو ندارد-...فرصت‌های این‌چنینی بیش از این به سخره گرفته نشود...به‌جای خندیدن به یک شخص و یک گروه و یک نظام".

هرچند این آقای نعناکار است که مخاطب همه ی بخشهای اظهارات دادستان است و دادستان به جای آقای مومن نسب، دارد به ایشان تذکر می دهد که به نقل از مراجع غیر رسمی حرف نزنید و ادعا نکنید که در حال حاضر شکایتی صورت گرفته، اما بازهم همین دادستان از قرارداشتن پرونده در مسیر ابتدایی تحقیقات و در حال تکمیل بودن آن خبر می دهد، یعنی آنچه که بعدا صورت خواهد گرفت نیز اصلا مشخص نیست. چه آنکه در متن همین اطلاعیه می خوانیم که دادستانی می گوید حکم قضائی در رابطه با شناسایی کاربران مجرم را صادر کرده است و آقای نعناکار هم می دانند که اگر آقای زاکربرگ از اجرای این دستور قضائی سرباز زند مخاطب پیگیری و عقوبتهای قضائی می شوند. این هم همان دستوری که اقای نعناکار می داند، بدیهی است باید ابتدائا توسط خود مدیر سرویس صورت بگیرد تا دیگرانی مانند پلیس فتا و امثال ذلک و باید مدیر سرویس به دستور قضائی پاسخ گو باشد. اینجا مسئولیت مجرم و مدیر سرویس با هم مربوط می شود و اگر مدیر سرویس از ارائه پاسخ به مقام قضائی خودداری کند، ضمن محکومیت به مقاومت در مقابل دستور قضائی و عدم اجرای آن، عقلا و منطقاً متهم به همکاری با مجرم و تلاش برای متواری کردن آن و فراری دادن وی از مجازات می گردد.

این درحالیست که آقای نعناکار با پوشش به سخره گرفتن احضار مورد ادعای خودشان، کل امکان شکایت از زاکربرگ بواسطه اقدامات کاربران را مورد تمسخر قرار می دهند. جالب آنکه در پاسخهایی که ذیل مطلب وبلاگ نیوز به  نام ایشان مندرج است، علاوه بر متن خبر، بازهم اصل امکان رسیدگی به جرائم زاکربرگ در رابطه با جرائم کاربران را مورد رد و انکار قرار می دهند. روشن است که اگر حمایت زاکربرگ از مجرمان و کاربران روشن و مشخص شود، حتما او مستحق تعقیب قضائی است، چه آنکه بارها در مستندات مود در فضای رسانه ای، همکاری زاکربرگ با جریانات مخالف منافع ملی ایران مانند سازمان جاسوسی NSA ، خصوصا علیه امنیت ملی ایران اثبات و نشر یافته است و زاکربرگ بخاطر اقدامات اختصاصی خودش هم می تواند تحت تعقیب قرار گیرد.

ایشان با ادعای عدم مسئولیت محض مدیر یک سرویس کاربر محور در قبال محتوای مندرجات تولید شده توسط کاربران این ادعا را طرح می کنند. درحالیکه اصولا کسی زاکربرگ را در این امر "مجرم" اصلی نمی داند، بلکه او به خاطر وظائفی که در جایگاه "مدیر سرویس" در این موضوع بر عهده دارد، باید پاسخگو باشد.

 

بازهم، بگــــذریم!

****

 

حالا می خواهم به سئوال اساسی خودم از آقای نعناکار بپردازم. 

جناب آقای نعناکار،

آن تمسخر و هیاهویی که شما از آن خبر دادید کجاست ؟

چرا کسی آن را ندیده؟ مستندات شما کجاست؟

فکر نمی کنم منظور شما از تمسخرو هیاهو، همان کاری باشد که شما و دوستان خودتان انجام دادید. باید باور کنم قطعا منظور شما همان اقدامی است که رسانه های بیگانه انجام داده اند و شما از اینکه افرادی ( که آیا معلوم نشد برخی از آنها چه کسانی هستند؟! ) زمینه ی مسخره شدن کشور ما و هیاهو علیه ایران را فراهم کرده اند نالانید.

اما برادر مهربان و خنده رو، ما که در رسانه های بیگانه و حتا ضد انقلاب خارج از کشور هم تاکنون "اثری" از تمسخر ندیدیم . هرچه دیدیم، واکنشهایی بشدت جدی، دقیق، موشکافانه و ارزیابی کننده از ابعاد احتمالی این "احضار" است. کجاست آن مسخره شدن نظام توسط بیگانه ؟ کجاست آن هیاهو برای هیچ ؟

البته بدون تریدید بارها از کلام شما و برخی دیگر خواندیم که این اقدام موجب مسخره شدن نظام و فلان فرد و مجموعه شده! اما جز شما کسی را در حال مسخره کردن نیافتیم . حالا چرا شما در حال مسخره کردن هستید ؟ چیز مسخره ای در میان هست؟ بگوئید ما هم بدانیم تا با هم بخندیم!

آنچنان که مردم انتظار دارند، برهم زدن اقتدار پوشالی دشمن، کاری است دقیقا در چهارچوب منافع ملی و اگر حتا صرفا در یک احضار منجر به استخفاف و تحقیر عاقلانه ی آنها هم خلاصه و محدود شود، دور از تدبیر و منفعت نیست. حال اینکه شما و دوستان به چه چیزی و چرا می خندید، باید از خودتان پرسید. فعلا که دستگاه قضائی احضاری صورت نداده . اما پرونده هایی در دست رسیدگی در دو شعبه ویژه جرائم رایانه ای در شیراز دارد که می تواند به هر اقدام قضائی محتملی منجر شود . حالا اگر دستگاه قضایی بعدا چنین کند، شما دستگاه قضایی را به ارتکاب اعمالی که منافع ملی را بر باد داده و ما را مسخر ی خاص و عام کرده و موجب تمسخر خودی شده ، متهم خواهید کرد؟!

اینجانب در نظراتی - که در پاسخ به نظرات مندرج بنام خودتان در وبلاگ نیوز پای مصاحبه خودتان درج شد- بطور جزء به جزء به شما یادآوری کردم که نه ایراد اتهام به آقای زاکربرگ کاملا ممکن و منطقی است بلکه احضار وی هم در صورتی که بهرشکل، بنا بر نظر مقام محترم قضائی  بعداً لازم شود، هرگز از خلاء یا ابهام حقوقی برخوردار نیست. اما متاسفانه، دیدم که با گذشت مدتی زیاد از درج جوابها، شما پاسخی برای این اظهارات من درج نکردید، بلکه حتی از عذرخواهی و تصحیح مطلب خود دوری کردید و صرفا در مطلبی که اخیراً منتشر کردید، با کمی تغییر بی سر و صدای برخی مسائل و مطالب، بر مواضع اصلی خود در مسخره بودن چنین شکایت و احضار احتمالی، پافشاری کردید !

به شما و دوستانی که مثل شما در چنین کارهایی تبحر پیدا کرده اند گوشزد می کنم، بدون تردید هیچ کجا از گفتگوهای مناظره گونه با امثال حضرتعالی نه تنها پرهیز نداریم و نه تها استقبال می کنیم، بلکه تلاشی جدی برای انجام آنها صورت خواهیم داد و هرچقدر شما و دوستانتان پس از طرح اظهار نظرهایی ناهمطراز با منفعت و سود ملی، از گفتگو فراری باشید، ما شما را در گفتگو خواهیم یافت و شما نیز فایده ای جز هدر رفت آبرو و حیثیت بواسطه ی این فرار از گفتگو - البته با ظاهری شیک و اتوکشیده مثل: "وقت ندارم، مبانی من با شما مشترک نیست، خلط مبحث شده، ادبیات شما قشنگ نیست، مدرک تحصیلی شما حقوق نیست، شما کارشناس این حوزه نیستید و الخ "- نخواهید برد.

پس نوشت :

1- این نکته، نکته تامل برانگیزی است. نام آقای محمد جعفر نعناکار و آقای شایان شلیله در فهرست مسئولین یک موسسه کارآفرینی به چشم می خورد. شایان شلیله که معرف حضور هست؟

2- با عنوان وبلاگ نیوز کامنتی ذیل این مطلب گذاشته شده که محتوای مهمی دارد. جوابش را هم دادم . بخوانید بد نیست.

3- در وبلاگ نیوز کسی کامنت گذاشته و به اشاره به چیزی که آقای نعناکار و شایان شلیله مخفی نکرده اند ( یعنی همکاری شان ) و علنی است و مطلقا حریم خصوصی محسوب نمی شود، به عنوان افشای حریم خصوصی معترض شده. جالب است که بعد هم نوشته من از شلیله چیزی پیدا نکردم ! روزگاری شده ها! خب اگه کار بدی کرده اند که همکاری کرده اند بگویید. اگر کار خوبی کرده اند بگویید. چرا دنبال این هستید کسی نگوید پادشاه لخت است؟ ما که به حریم خصوصی کسی کار نداشتیم ، نکند دنبال این هستید علنا هر کاری کردید کسی چیزی نگوید از ترس این ادبیات خشن و زشت ؟ بد تروریسهتایی هستند برخی ها با این زبان زهردار و ضد حقشان.


 
دمش گرم فرتی دستگیر شدن + فیلم
ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: براندازی فرهنگی ،استحاله از درون ،امر به معروف و نهی از منکر ،فرهنگ ظلم ستیزی

 حضرات دست اندر کار و بازیگر، در عرض 120 دقیقه پس از انتشار، شناسایی شدند و در عرض 360 دقیقه پس از انتشار ، همگی دستگیر.

حال کردی خدایی؟

ای جان حال کردم. ببین چه جوری دارن توجیه می کنند ! خوبه خوبه :)

گیرم منتشر نشه ! بیخود کردی جلوی مرتیکه این اداها رو در آوردی!  

اینایی که همه شون تو این کلیپ میلیپا هستن همه شون همینقدر بدبخت و ترسو و ذلیلند ها ، بهژشت های پشت دوربین اهمیت ندین اون موقع یا زیادی زده اند یا درگیر جو هستند ( سگ بگیره جو نگیره ! ) ، تا می گیرندشان همشون همینجوری من مامــــانمو میخام هستن! :))

جناب فیلم بردار ! حالا چون به حریم خصوصی او تجاوز کردی و بهش دروغ گفتی و اغفالش هم کردی مجازاتت هم دوبرابر است !

ای جان عالی بود.

آقای ساجدی مقدم خدا قوت مرسی  :)


 
 
 
تبلیغ ویـژه