الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

فرض کنید همه ی بدبختی ما از تحریم باشد!
ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

رفتار دو روز اخیر عناصر سیاسی داخل آمریکا، علامتهای خاصی در درون خود دارد. بنظر، در حال مشاهده یک تئاتر حساب شده هستیم. این رفتار نمایشی ، احساسی خاص را در من بوجود آورده و باعث شده است تا با مشاهده تلاش یکدست عناصر درون آمریکا از وزیر انرژی ، وزیر خزانه داری، وزیر امور خارجه، سخنگوی کاخ سفید و بالاخره خود اوباما ، در القاء چند نکته ی هم رنگ ، از جمله عدم محدودیت در بازرسی های مورد توافق به اماکن هسته ای، نامحدود بودن زمانی برخی محدودیتهای ویژه ، چند مرحله ای بودن رفع تحریمها و عدم حذف چهارچوبه ی آنها و موضوعاتی اینگونه ، به این سئوال برسم که : آیا اگر ما طی یک توافق با محتوای فعلی، طی یک مرحله تمام تحریمهای هسته ای را نیز کنار بزنیم، مزیتی برای آمریکا ایجاد کرده ایم یا برای ایران ؟

به عبارت دیگر، آیا این بازی، نقشه ای بزرگتر ندارد؟!

بگذارید چند سئوال مهم را اینگونه بنویسم :

1-      این دشمن و خوش عهدی؟! :

فرض کنید ما بهترین قرارداد را هم ، روی کاغذ با اینها امضاء کردیم، حالا تا عملی شدن آن، واقعا تا ندیدن نتیجه، خوشحالی و جو بر داشتن چه معنایی دارد، آنهم در بازی با حریف صد بار امتحان رفوزه ای بنام غرب !

2-      تحریم بعدی بیا جلو اگه مردی !:

فرض می کنیم ، تمام تحریمهای مرتبط با موضوع هسته ای، بلافاصله در روز توافق حذف شد، کسی هم از اماکن نظامی ما بازدید نکرد، و تمامی قول و قرارها هم درست از آب درآمد. در چنین شرایطی، گام بعدی غرب چیست ؟

آیا غرب نمی تواند موضوعی جدید را در بحث هسته ای ، ادعا و بواسطه آن، بازهم با عنوان بی اعتمادی ونگرانی جهان!! مجددا تحریمهای جدیدی را ایجاد کند ؟ تحریمهایی مبتی بر باد هوا ! او کارخانه ی بادکنک سازی تحریم مبتی بر نگرانی را راه اندازی کرده و ما هر بار برای خرید اعتماد او، باید مجددا جواهراتی را "معامله؟!" کنیم !

با این حساب، بازهم احتمالا کسی سخنرانی خواهد کرد که : چرخ کارخانجات نظامی ما باید بچرخد؛ اما چرخ کارخانجات بستنی فروشی ما هم باید بچرخد !! و بعد هم مذاکره و مذاکره ، و بعد هم ، کوتاه آمدنهایی از خطوط قرمزهایی، و بعد هم توافقی ، و تبریکی و بعد هم دست دادن و بغل کردن و ...!

فرض کنید که غرب، اصولا موضوع هسته ای را از دل و جان مردم ما ، کلا جراحی کرد و بیرون کشید. بطوری که واقعا دیگر چیزی برای ادعا در موضوع هسته ای برایش باقی نمانده بود. یعنی فرض کنید کلا ما قلب راکتور تحقیقاتی تهران را هم از بیخ در اورده و دو دستی در طبق اخلاص گذاشته و برای خرید آرامش و اعتماد طرف امریکایی، به او تقدیم کردیم ! یعنی بطور کامل، او را در ادعا علیه خود در موضوع هسته ای -به روشی نوین!- خلع سلاح کریم !

حالا، سئوال اینجاست. آیا دیگر، تحریمی مقابل دیدگان ما قرار ندارد؟!

آنچنان که آقای روحانی نیز فرموده اند و کمتر کسی دقت کرده است، بنا است تا با تقدیم امتیازات مذکور، فقط تحریمهایی که تحت عنوان نگرانیهای هسته ای موجه شده اند، مورد بحث قرار گیرند. نه تحریمهای مربوط به صنایع موشکی و نظامی، نه تحریمهای وضع شده به بهانه ی حمایت ایران از ملل مظلوم جهان که تروریست معرفی شده اند، نه تحریمهای وضع شده به خاطر محدودیت بمب گذاری، همجنسبازی و اعدام قاچاقچیان مواد مخدر در ایران که به عنوان تحریمهای حقوق بشری اعلام شده اند و تحریمهایی که من حدس می زنم – و مدتی است سروصدای زیادی پیرامون آن بلند کرده اند - ، بواسطه ادعاهای آنها در حوزه سایبری وضع خواهند شد !

با این حساب، بازهم احتمالا کسی سخنرانی خواهد کرد که : چرخ کارخانجات نظامی ما باید بچرخد؛ اما چرخ کارخانجات بستنی فروشی ما هم باید بچرخد !! و بعد هم مذاکره و مذاکره ، و بعد هم ، کوتاه آمدنهایی از خطوط قرمزهایی، و بعد هم توافقی ، و تبریکی و بعد هم دست دادن و بغل کردن .

و بعد، مجددا سخنرانی ، که : ملل مسلمان جهان باید مورد حمایت باشند، اما مردم ما نباید مورد حمایت باشند؟! و بعد هم مذاکره و مذاکره ، و بعد هم ، کوتاه آمدنهایی از خطوط قرمزهایی، و بعد هم توافقی ، و تبریکی و بعد هم دست دادن و بغل کردن .


و بعد هم ، مجددا سخنرانی، که : باید به فکر حفظ اسلام در ایران باشیم، اما نباید به فکر حفظ شکم مردم ایران باشیم؟! بعد هم مذاکره و مذاکره ، و بعد هم ، کوتاه آمدنهایی از خطوط قرمزهایی، و بعد هم توافقی ، و تبریکی و بعد هم دست دادن و بغل کردن.

و بعدهم، مجددا سخنرانی که : چرخ صنایع سایبری ایران باید بچرخد، اما چرخ کارخانجات بستنی سازی نباید بپرخد؟! بعد هم مذاکره و مذاکره ، و بعد هم ، کوتاه آمدنهایی از خطوط قرمزهایی، و بعد هم توافقی ، و تبریکی و بعد هم دست دادن و بغل کردن.

و سوالی دارم : آمریکا چه زمانی "راضــــــی و آرام " خواهد شد؟

3-      اون دنده عقب پرایدهم، تحریم بود؟!

بنظر من تحریم شده یک پتوی کلفت، که خیلی از مسئولان روی ناکارآمدی های خودشان می کشند. والا، اینکه آن کارگر تولید پراید، یادش رفته آن چرخدنده را جا بزند، آن رئیس شرکت گوجه ها را تحویل نگرفته ، آن ، آن و آن ، هیچکدام با رفع تحریمها مشکلشان حل نمی شود.

اون پراید رو که تلویزیون نشان داد، دیدید که دنده ی عقب نداشت؟! اون تریلرهای گوجه فرنگی را دیدید چندروز بیرون کارخانه مانده بود و گندیدند اما کارخانه آنها را تحویل نگرفت؟! اون کارمند را دیدید جواب ارباب رجوع را خوب نمی داد؟ آن قاضی قوه قضائیه را دیدید بی دقت قضاوت کرده بود؟ آن پلیس را دیدید ؛ با دقت عمل نکرده بود؟! آن رئیس شعبه بانک را دیدید، بی وجدانی کرده بود؟ آن راننده تاکسی را دیدید بی دلیل گران کرده بود؟ آن مغازه دار را دیدید دولا پهنا به مردم فروخته بود؟!

اینها کدامش مال تحریم است ؟ سهم اینها و امثال اینها در مشکلات مردم چقدر است؟!

بنظر من تحریم شده یک پتوی کلفت، که خیلی از مسئولان روی ناکارآمدی های خودشان می کشند. والا، اینکه آن کارگر تولید پراید، یادش رفته آن چرخدنده را جا بزند، آن رئیس شرکت گوجه ها را تحویل نگرفته ، آن ، آن و آن ، هیچکدام با رفع تحریمها مشکلشان حل نمی شود. ریشه ی حل این مشکلات کجاست ؟ لوزان؟ نیویورک؟ پاریس؟ ژنو؟ شاید هم همینجا؟!

4-      پس این صنایع ضد تحریم از کجا آمد؟

نتیجه ی حضور ما و آنها در میدان واقعی تحریم ، چه شده است؟! ببینم این موشکها را آنها بما دادند؟ این داروهای هسته ای را از آنها گرفتیم؟ این مواد صنعتی نانو را ما با واردات بدست آورده ایم؟ این روشهای درمانی سلولهای بنیادین، وارداتی است؟!

درست در روزی که وزیر کار از تاثیر تحریمها گفت، از کارگرانی یاد کردیم که صنایع خودی را در مقابل تحریم کارآمد کرده بودند و محصولاتی را که بواسطه ی تحریم به ما نمی فروختند ساخته بودند.

حالا پرسشی دارم ز شیخ مجلس بازپرس! اگر این تحریم نبود، این کارگرها چگونه میدان کار پیدا می کردند ؟! تحریم، در برخی جاها، خیلی جدی و محکم هست، اما ، خب، آنجاها، ما هم هستیم ! نتیجه ی حضور ما و آنها در میدان واقعی تحریم ، چه شده است؟!

ببینم این موشکها را آنها بما دادند؟ این داروهای هسته ای را از آنها گرفتیم؟ این مواد صنعتی نانو را ما با واردات بدست آورده ایم؟ این روشهای درمانی سلولهای بنیادین ، وارداتی است؟! این، این و این، جز در سایه تحریم، در دست ما قرار گرفت؟!

5-      اصلا فرض کنید همه ی بدبختی ما از تحریم باشد!

فرض که می شود کرد. فرض می کنیم همه ی بدبختی ما از تحریم است. فرض که اشکال ندارد. من سئوالی دارم . "شعب ابیطالب چیست؟ 2 نمره ! " یعنی واقعا اگر ما در شرایط شعب ابیطالب بودیم، یعنی واقعا تحریم بودیم و تحریمها هم روز آب و نان ما مستقیم تاثیر داشت، الگوی رفتای پیامبر صلی الله علیه و آله و اهلبیت علیهم السلام  چیست؟ برویم پیامبر (ص) را نعوذ بالله لب مرز تحویل بدهیم؟!  از ترس گرسنگی، حسین کشی مجاز می شود؟!


 
رد پای سعودی صهیونیست در یمن
ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


 
آینجا بالتیمور ، صدای ما را از آمریکا می شنوید
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


 
اگر وزیر ارتباطات استیضاح شود، حتما از وزارت می افتد
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

حضور ناموفق وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در مجلس که موجب دریافت کارت زرد از مجلس شد، حاشیه‎هایی را به دنبال داشت.



دکتر محمد سلیمانی که خود سابقه وزارت بر این وزارتخانه را در کارنامه داشته و هم اکنون نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی است، حاشیه‎های جالب توجهی از این حضور را به نگارش در آورده است.در ادامه این حاشیه نگاری  را می‎خوانید:

1.تا قبل از صحبت آقای واعظی به نظر می رسید جو مجلس خاموش است و اصلاً نمی شد نتیجه را حدس زد.

2. رفتن دکتر لاریجانی زمینه را برای کارت زرد بیشتر فراهم کرد. چون برای هواداران ایشان این حرکت معنی دار است.

3. آقای واعظی مسأله را سبک گرفته بود و به نظرم اطرافیانش به او قول صدرصدی داده بودند که مشکلی نیست.

4. تلاش رابطین وزارتخانه با مجلس برای توجیه نمایندگان از عملکرد وزیر و یا اطلاع رسانی به آنها جنبه منفعلانه داشت.

5. معاونین وزارتخانه دنبال امضاء دادن برای حل مشکلات منطقه ای بودند تا به این ترتیب رأی موافق وزیر را بالا ببرند.

6. وزارتخانه امتیازهائی را برای نمایندگان در طول چند ماهه اخیر در نظر گرفته بود که مؤثر واقع نشد یعنی در حقیقت امتیاز یا قولش داده شد، ولی رأی گرفته نشد.

7. عوامل وزارت از عملکردها و اطلاع رسانی در عملکردها صحبت نمی کردند و صرفاً لابی گری و خواهش و تمنا و التماس را مشی خود قرار داده بودند. یادم آمد روز اول وزارتم زیدی به من گفت: در مجلس دنبال خدا و پیغمبر نباش بلکه کار کن تا دستت از عملکرد پر باشه. خدا پدرش را بیامرزد.



8. صحبت آقای واعظی بسیار ضعیف و از موضع انفعال و انداختن توپ به زمین گذشتگان بود. حربه ای کهنه شده.

9. تن صدای آقای واعظی هم برای بسیاری از نمایندگان ملال آور بود. شاید ترسیده بود.

10. واعظی تلاش کرد با کار سیاسی و موضع سیاسی مانع کارت زرد شود که اثر منفی داشت. چون نمایندگان به وضوح متوجه اند که این وزارتخانه تخصصی است نه سیاسی.

11. جبهه گیری واعظی علیه آئین نامه مجلس هم از اشتباهات بزرگ ایشان بود که تصمیم عده ای از نمایندگان را به کارت زرد قطعی تر کرد.

12. صحبت واعظی غیر فنی و غیر کارشناسی بود. البته شاید دست او از عمکرد شایسته خالی بود. نتوانست عملکرد برجسته ای از کارنامه اش را بیان کند.

13. حاج آقای پژمانفر انصافاً کار کرده بود و با صلابت و استدلال و مطالبه کارشناسانه نشان داد که وزارت در اجرای طرح شبکه ملی اطلاعات تعلل می ورزد، کار شکنی می کند و اعتقاد ندارد.

14. توزیع برگه اشکالات عملکردی وزارت توسط حاج آقای پژمانفر در صحن علنی بسیار اثر گذار بود. چون فنی تهیه شده بود و جامع بود.

15. بعضی نمایندگان نگران بودند که حاج آقای پژمانفر علیه اینترنت موضع دارد. ولی ایشان از کاربران اینترنت و کلیت اینترنت ماهرانه دفاع کرد و اشکالات اساسی وزارت در رابطه با توسعه این حوزه را بیان کرد.

16. عصبانیت واعظی از یک طرف و متانت پژمانفر از طرف دیگر کفه ترازو را به نفع کارت زرد سنگین کرد.

17.  70 رأی موافق به واعظی از 195 نفر حاضر در صحن نشان دهنده عدم رضایت از عملکرد وزارت ارتباطات است.

18. آقای پژمانفر که خود از نشان دادن پاورپوینت واعظی انتقاد کرد، خودش از پاورپوینت استفاده کرد. البته حرفش را به نمایندگان با زیبائی منتقل کرد که عملکرد وزیر در صحنه عملی کم است، ولی در پاورپوینت زیاد است و یا به عبارتی عملکرد عملی وجود ندارد و صرفاً نتیجه کار وزارت یک پاورپوینت تکراری قدیمی است.

19. چند نفری که به نفع وزیر چهار چهار کردند خیلی در مجلس اثر گذار نبودند.

20. این صحنه نشان داد که صرف لابی کردن جواب نمی دهد، بلکه نیاز به کار و تلاش است.

21. واعظی نتوانست یا نمی توانست نشان دهد با مبالغ بیش از چند هزار میلیارد تومانی که مجلس در اختیارش گذاشته در سال 1393 چه قدمهای مثبتی برداشته است. نمایندگان احساس کردند این همه پول اگر دست یک وزیر دیگر بود با آن کاری می کرد کارستان.

22. حاج آقا آقاتهرانی هم ساکت و آرام نشسته بود. انگار خیالش راحت بود که پژمانفر کامل از پس کار بر میآید.

23. واعظی با عصبانیت و اوقات تلخی از صحن بیرون رفت. حاج آقای پژمانفر که نزد او رفته بود تشکر و خوش و بش کند، ظاهراً آماج حرف‎ها و توهین‎های ناپسند قرار گرفت. یادم به دوران وزارتم افتاد که از موضع نماینده‎ای ناراحت بودم. گله نزد باهنر بردم. حکیمانه گفت: همینه، خواستی وزیر نشی!

24. نمی دانستم موقعیت واعظی تا این حد متزلزل است. اگر استیضاحش اعلام وصول بشود و به صحن بیاد 100%  از وزارت خواهد افتاد، مگر اینکه تا آن موقع چند کار بزرگ انجام داده باشد.


 
وقتی دو فروند F16 حریف یک فروند مسافربری نمی شوند !
ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


 
جوسازیها علیه شبکه ملی اطلاعات از کجا می آید؟ بخش دوم : بی بی سی فارسی
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

پایگاه تولید ملی نوشت : 

شاید به جرات بتوان گفت حساب شده ترین جوسازی علیه شبکه ملی اطلاعات توسط بی بی سی فارسی صورت می گیرد. بی بی سی فارسی چنان با دقت جزئیات جاعلانه خود را لابلای اخبار و مطالب پیرامون شبکه ملی اطلاعات قرار داده که می توان گفت ناشی از یک تصمیم و برنامه ریزی جدی می باشد. از آنجا که رابطه بی بی سی با محیط داخلی جمهوری اسلامی صرفا یک رابطه سیاسی است، بی بی سی در برخی از مطالب ، دغدغه اصلی خود از تشکیل این شبکه را نیز ذکر کرده است. اما در ادامه مطالب سعی نموده است آنچه را که به عنوان مزایای شبکه ملی اطلاعات و دیگر ضروریات تشکیل آن است، منکر شود. 

آنچه که از نظر بی بی سی خطر واقعی شکل گیری شبکه ملی اطلاعات است و به مرتبطین خود در واقع امکان وقوع آن را هشدار می دهد را می توان در چند خط ابتدایی این مطلب یافت. 

بی بی سی نوشته است  : 

بررسی‌های بی‌بی‌سی نشان می‌دهد این شبکه به گونه‌ای طراحی شده که مستقل از شبکه جهانی اینترنت است و می‌تواند خدماتی مشابه اینترنت برای سایت‌های داخلی و شبکه‌های شرکت‌ها و سازمان‌ها فراهم کند. همین عامل باعث شده ناظران هشدار بدهند که دولت ممکن است در مواقع حساس، مانند روزهای ناآرامی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸، تصمیم بگیرد اینترنت را قطع کند؛ بدون آن‌که نگران صدمه خوردن کار بانک‌ها، ارگان‌های دولتی و شرکت‌های خصوصی باشددر این صورت، کاربران تنها به سایت‌هایی دسترسی خواهند داشت که به شبکه داخلی متصل باشند و دیگر ابزارهای عبور از فیلترینگ هم نمی‌توانند امکان دسترسی به محتوا و سرویس‌های بین‌المللی را فراهم کنند.


چیزی که الان در متن خبر بی بی سی بعنوان نقطه ضعف شبکه ملی اطلاعات خواندیم، در حقیقت، صرفا نقطه خطر شبکه ملی اطلاعات برای جریانات همسو با بی بی سی و ناهمسو با نظام و انقلاب است، نه مردم . اینکه کسب و کارهای مردم در هر شرایطی از آسیب مصون بماند، چرا باید از نظر بی بی سی موضوع منفی تلقی گردد جز آنکه آنها می خواهند برای تضمین برقرار ماندن ارتباطات جاسوسی و براندازانه خود زندگی عادی مردم را به گروگان بگیرند و در صورت تجهیز نظام فناوری اطلاعات کشور به این معماری جدید، چنین آسیبی هرگز پیش نخواهد آمد و آنها نمی توانند با فشارسازی متکی به وجود مشکل در زندگی عادی مردم، راه ارتباطات جاسوسی خود را مجددا باز کنند! بی بی سی در حقیقت زجه می زند که امکان گروگان گیری زندگی عادی مردم برای تضمین ارتباطات جاسوسی آنها و مرتبطین ایشان در حال از بین رفتن است ! روشن است که مردم از اینکه با تشکیل شبکه ملی اطلاعات هرگز دیگر وقوع هیچ مشکلی باعث اخلال در نیازمندیهای اینترنتی ایشان نمی گردد بسیار خوشحال خواهند بود. درحالیکه به روشنی بی بی سی از این مسئله ابراز نگرانی می نماید. 

مسئله دیگر، تقویت نظام سیاستگذاری محتوایی فاوا است که این نیز مسئله ی مورداستقبال مردم و همه مسئولین است. ناکارآمدی نظام قبلی اطلاعاتی کشور و البته آزادی فعالیت واگذاری VPN برای کاربرد Web proxy یک دغدغه همیشگی بود. اما امروز مشخص می گردد که اصلاحات فنی در جریان، این نقایص شوکه آور را که آبروی نظام فضای مجازی کشور را برده بود، برطرف می گردد. 

 

بی بی سی در ادامه، ادعا می کند که قرار گرفتن شبکه های ایرانی در شبکه ملی اطلاعات باعث می شود که آنها از مخاطبین خارجی هم محروم گردند. 

بی محتوایی این ادعا بشدت مشخص است و می تواند ناشی از رویکرد سیاسی و ضعف اطلاعات فنی نیز باشد، اما از آنجا که رویکردهای سیاسی در صدر اهداف بی بی سی از نگارش این جوسازی قرار دارد، بنظر می رسد، بیشتر از انکه احتمال بی سوادی در کادر تهیه کننده این مطلب وجود داشته باشد، نویسنده این مطلب در تلاش است تا افرادی را که دارای اطلاعات فنی کمتری هستند بفریبد.

در حقیقت، اعمال سیاست برای عدم دسترسی افراد با IP خارج از کشور یا IP های VPN ربطی به وجود یا عدم وجود شبکه ملی اطلاعات ندارد و این تنها اعمال یک Policy در Router ها یا Server اینترنتی است تا از دسترسی افرادی که از یک IP یا Port خاص برای گشت و گذار در اینترنت استفاده می کنند به یک خدمت و یا شبکه ممانعت بعمل آید. برای نمونه، می توان با اعمال این سیاست، از ریسک عملیات هکری گمنام کاسته و امکان عملیات تخریبی از طریق VPN ها را بشدت کاهش داد. پس این تنظیمات مطلقاً ربطی به قرار گرفتن این سایت روی شبکه ملی اطلاعات ندارد و در صورتیکه این سایت در دیتاسنترهای خاک آمریکا هم قرار داشته باشند؛ امکان اعمال این سیاست وجود دارد. 

القاء بی محتوا و غیر فنی دیگر در این بخش از مطالب، اشاره به قابل مشاهده نبودن محتویات LAN های داخلی سازمانها توسط دیگران است. در حالیکه علت عدم مشاهده ی اطلاعات LAN های بسته ، مطلقا ربطی به سیاستهای دسترسی ندارد، زیرا هیچ مانعی برای مشاهده شدن پایگاههای اینترنتی قرار گرفته در شبکه ملی اطلاعات و سرورهای داخلی از سوی مخاطبین خارجی وجود ندارد و در صورتیکه مدیران این پایگاهها و شبکه ها دسترسی IP های مدنظر خود را تعمدا ممنوع نکنند، زیرساخت شبکه چنین محدودیتی را به آنها مطلقا تحمیل نمی کند. درعین حال بسیاری از مدیران پایگاههای اینترنتی تصمیم گرفته اند تا برای افزایش امنیت و جلوگیری از هدر رفت منابع شبکه، از دسترسی IP های خارجی به شبکه خود ممانعت بعمل آورند. عدم دسترسی عناصر بیرون از شبکه به منابع شبکه، در صورتیکه از سوی مدیران سرویس تعمدا انتخاب گردد، یک امر کاملا مطلوب و در راستای منافع هر سازمان است. 

قافیه که تنگ آید، شاعر به جفنگ آید!

بی بی سی در ادامه، با دچار شدن به تناقضی شدید، مدعی می گردد که شبکه ملط اطلاعات، امنیت چندانی را برای امنیت ملی سایبری ایران به ارمغان نمی آورد. این این مطلب، بی بی سی از قول کالین اندرسون می گوید : 

کالین اندرسون می‌گوید: "این‌که جدا کردن شبکه خانگی و مردم عادی از اینترنت، امنیت ملی ایران را بالا می‌برد، وعده‌ای توخالی است." او با اشاره به این‌که توانسته برای تحقیقاتش با کامپیوترهای روی این شبکه ارتباط برقرار کند، می‌گوید همین نشان می‌دهد هر کس دیگری در خارج از ایران هم می‌تواند به این شبکه متصل شود و "فقط پنج دقیقه کار را اضافه می‌کند."به گفته این پژوهشگر آمریکایی، تأسیسات زیربنایی از جمله نیروگاه‌های ایران به شبکه‌ای کاملاً مستقل و نامرتبط با اینترنت ملی متصل هستند.

 باید از بی بی سی فارسی و آقای اندرسون آنها پرسید مگر همین چند خط بالاتر ادعا نکردید که : "آقای اندرسون می‌گوید طراحی اینترنت ملی ایران "خلاف استانداردها و روش‌های معمول" است و همین باعث می‌شود که دستگاه‌هایی که به این شبکه متصلند، از خارج از کشور قابل دسترسی نباشند. چیزی که این شبکه را از خارج کشور غیر قابل دسترسی و نامرئی می‌کند." پس چطور چند خط بعد ادعا کردید : "او با اشاره به این‌که توانسته برای تحقیقاتش با کامپیوترهای روی این شبکه ارتباط برقرار کند، می‌گوید همین نشان می‌دهد هر کس دیگری در خارج از ایران هم می‌تواند به این شبکه متصل شود و "فقط پنج دقیقه کار را اضافه می‌کند."

ماجرا آن است که بدون شک کسی نمی تواند از بیرون از یک شبکه، به عناصری از شبکه که فاقد هرگونه ارتباط شبکه ای به بیرون آن هستند دسترسی یابد، اما این به معتنای آن نیستکه شبکه ملی اطلاعات الزاما برای پایگاههایی که در درون خود میزبانی می کند؛ مانعی برای ارتباط با اینترنت ایجاد می کند. بلکه اتفاقا جذب ترافیک خارجی به معنای تولید سرمایه برای کشور و جذب درامد ارزی است و دسترسی منطقی و متعارف افرادبیرون از شبکه ملی اطلاعات به دیتای عمومی و عادی ملی ایران دقیقا سیاست شبکه ملی اطلاعات است! اما اینکه برقراری شبکه ملی اطلاعات به امنیت ملی سایبری کمک می کند نیز امری بدیهی است، اما این به معنای آن نخواهد بود که تمام مشکلات امنیتی با شبکه ملی اطلاعات مرتفع می گردند بلکه دقت در امنیت و معماری و سیاستهای صحیح سایبری در خود پایگاههای اینترنتی نیز کمک اصلی به حفظ امنیت آنها خواهد کرد و البته امنیت در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات مقوله ای نسبی می باشد و به معنای رفع تهدیداتی همچون ناشی از ویروسهای منتقل شده به شکل Offline  نیست و تاکنون هیچ یک از مسئولین منشائ مستقیم ویروسهای مورد اشاره را اینترنت اعلام نکرده اند بلکه می تواند حافظه جانبی یک کارشناس در اینترنت آلوده و بعدا به شکل دستی به درون شبکه منتقل گردد. 

همچنین دقت به فریبکاری جالب بی بی سی در این پاراگراف هم خالی از لطف نیست. در این متن از قول اندرسون آمده است : " ...جدا کردن شبکه خانگی و مردم عادی از اینترنت ..."  در حالیکه اصولا چنین کاری در دستور کار هیچکس در شبکه ملی اطلاعات قرار ندارد و صرفا قراردادن ادعای بی مایه ی بی بی سی در لابلای متن است. 


 
جوسازیها علیه شبکه ملی اطلاعات از کجا می آید؟ بخش اول : دانشگاه تورنتو
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

وبلاگ تولید ملی نوشت : 

در بسیاری از موارد با تعاریف و اخباری در مورد ماهیت و اهداف شبکه ملی اطلاعات و سایر موضوعات ویژه مرتبط با فضای مجازی مانند ادعای (با عرض پوزش ) عضویت رهبر معظم انقلاب در فیسبوک مواجه می شویم که با توجه به شدت بی محتوا بودن و ساختار غیر علمی و غیرواقعی آنها، ذهن لاجرم به سمت جستجو برای یافتن مرکز توزیع این ابهامات هدایت می شود. 

ادعای قطع اینترنت با راه اندازی شبکه ملی اطلاعات : 

بدنیست کمی جستجو کنیم . ابتدا لفظ انگلیسی National Information network را بررسی می کنیم . 

مشخص می گردد که یکی از پایگاههای اینترنتی که دارای محتوایی در این زمینه است، پایگاه اینترنتی سیتیزن لاب متعلق به مدرسه ی مانک دانشگاه تورنتو است که با رویکردهای موسوم به حقوق بشری در حال تولید محتوا و باصطلاح پرونده سازی حقوق بشری برای ایران است. با اولین جستجو بازهم به جریانات سیاسی و اپوزیسیون خارج از کشور رسیده ایم . بد نیست ببینید: 

Iran’s National Information Network

November 9, 2012

Tagged: 

همانطور که می بینید، از همین ابتدا، بالای مطلب؛ شبکه ملی اطلاعات را با عنوان  علامت زده است. جوسازی واضح . حالا باید دید در محتوا چگونه تلاش کرده است : 

در ادامه نوشته است : 

In September 2012 [Farsi], the Islamic Republic of Iran (IRI) announced [Farsi] that it is in the process of completing the first phase of establishing the National Information Network (NIN), also known as Internet-e Paak (in Farsi) or the “Pure” Internet. Iranian officials describe the NIN as an independent countrywide network whose content is “pure” and “compatible with religious and revolutionary values” [Farsi].

بازی از همینجا شروع می شود. یعنی وقتی شبکه ملی اطلاعات با لفظی تحت عنوان اینترنت پاک معرفی می شود، معنایش ان است که در آن محتوایی جز محتوای مورد تایید جمهوری اسلامی نخواهد بود و این دقیقا به معنای القاء قطع شدن ارتباط از اینترنت است. آیا این سایت برای تعریف خود از شبکه ملی اطلاعات هم سند آورده ؟ خیر. فقط به لینکی از پایگاه ایتنا استناد کرده که طی آن وزیر ارتباطات وقت از تفکیک کامل ترافیک شبکه ملی از اینترنت اشاره کرده است. اما آیا سندی مبنی بر اینکه اینکه تفکیک ترافیک ، به معنای قطع دسترسی مردم به اینترنتی است ، ارائه کرده ؟ خیر. صرفا نویسنده تفسیر خود را به شکل یک جمله معترضه داخل جمله تزریق کرده است.

قسمت قرمز رنگ همان تفسیری است که نویسنده از خود در آورده است : also known as Internet-e Paak (in Farsi) or the “Pure” Internet ( ... که با عنوان اینترنت پاک نیز شناخته می شود ... ) 

این درحالیست که علاوه بر آنکه ما سیاستهای فیلترینگ اینترنتی خود را در شبکه ملی اطلاعات کنار نخواهیم گذاشت، اما این به این معنا نخواهد بود که دسترسی عقلانی به داده های اینترنتی از بین می روند. مثلا نخبگان و خبرنگاران ما دیگر نخواهند توانست پایگاههای اینترنتی همانند همین پایگاه را ببینند و محتوای ان را نقد و بررسی کنند! پس الزاما آنچه که در دسترس خواهد بود، پاک نیست، بلکه مخاطبان مختلف دسترسیهای عاقلانه را خواهند داشت. القاء راحت شدن خیال حکومت از محتوای اینترنت، به معنای القاء یک شبکه اینترانتی داخلی و محدود است که البته در چنین شبکه ای نیز وجود محتوای معارض کاملا متصور است و ادعای این پایگاه سیاسی اساسا جوسازی است. 

در ادامه می خوانیم : 

Many Iranian Internet users are worried that after the NIN is created, the authorities will cut off access to the global Internet, including popular services such as Gmail and Google

می گوید : بسیاری از کاربران ایرانی اینترنت هشدار می دهند که بعد از ایجاد شبکه ملی اطلاعات ، مقامات مسئول دسترسی به اینترنت جهانی (!؟)  از جمله سرویسهای پرطرفداری همچون جیمیل و گوگل را قطع خواهند کرد. حالا این کاربران از کجا فهمیده اند که چنین اتفاقی خواهد افتاد؟ هیچی الکی مثلا یعنی هیچکی بهشون جو نداده و دروغ نگفته خودشون رفته اند مثلا سراغ اسناد سری این رو متوجه شده اند حالا هرچقدر هم غیر علمی و فنی باشه . 

در ادامه ، مثلا حرف مسئولان ایرانی را هم بازتاب داده تا شما فکر کنید چقدر با انصاف و علمی قضاوت کرده  : 

Officials, however, have assured the public that they do not plan to shut down Internet access. They claim that the NIN and the Internet will instead be two separate networks [Farsi], where the former provides access to local content and services and the latter allows global connectivity.

می گوید : مقامات رسمی هرچند به مردم اطمینان داده اند که قصد ندارند که دسترسی به اینترنت را خاموش کنند . بجای این، آنها ادعا کرده اند شبکه ملی اطلاعات و اینترنتی دو شبکه مجزا خواهند بود که یکی دسترسی به محتوای محلی ودیگری دسترسی به اینترنت را فراهم خواهد کرد. 

یعنی میخواهند القاء کنند که بهرحال این نگرانی عمومی وجود دارد و دولتی ها به صرف اطمینان بخشی اکتفا کرده اند. از سوی دیگر منظورشان این است که بازهم مفهوم شبکه ملی اطلاعات مفهومی همطراز اینترنت است، نه مفهومی جامع که همه خدمات سایبری از جمله اینترنت شامل آن باشد. قاعدتا آنها این القاء را از مفهومتفکیک ترافیک ادعا می کنند. 

 

پشتیبانان کارگاه شهروندی : 

در بخش About the Citizen Lab  در پایگاه مذکور، در بخش حامیان اینگونه می خوانیم : 

Our Donors

Financial support for the Citizen Lab’s research has come from the Ford Foundation, theOpen Society Institute, the Social Sciences and Humanities Research Council of Canada, the International Development Research Centre (IDRC)The Canada Centre for Global Security StudiesPsiphon Inc., the John D. and Catherine T. MacArthur Foundation, theDonner Canadian Foundation, and the Walter and Duncan Gordon Foundation. The Citizen Lab received generous donations of software and support from Palantir Technologies andOculus Info Inc.

جالب نیست ؟ 

بنیاد فورد ، موسسه جامعه باز مرکز مطالعات امنیت جهانی کانادا ، موسسه سایفون ، بنیاد مک آرتور و بسیاری از مراکز فعال در حوزه جنگ نرم علیه ایران در فهرست موسسات حامی مالی سایت کارگاه شهروندی هستند! 


 
 
 
تبلیغ ویـژه