الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

سرمایه هایی که روحانی بر باد داد
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

هستند از مردم کسانی که لا اقل به خاطر وعده های آقای روحانی پای صندوق رای آمدند. و قبلا هم میرحسین موسوی آنها را با صندوق رای آشتی داده بود و قبلش هم رفسنجانی تلاش داشت تا آنها را پای صندوق بیاورد و قبلا هم یحتمل اولین بار بخاطر خاتمی رای داده اند.

اما چه شده، که این عده امروز می گویند دیگر نمی خواهند به قول کسی اعتماد کنند؟ چرا روحانی حتی دیگر حمید فرخ نزاد را قانع نمی کند که بخاطر او کسی را از آمدن کسی بترساند؟

آقای روحانی!

این آقای قالیباف نبود که در طی چهارسال نتوانست وعده های خود را عمل کند. کسی که چهارسال عملکردی داشته که از سوی دقیقا همین طیف، بهرحال متناسب با وعده هایش نبوده، چه کسی است ؟ چه کسی؟ 

ببینید که کسی مانند حمید فرخ نژاد که امثال شما نمی توانید در انتساب او به باند و طیف و سبک وسیاق خودتان ذره ای تردید کنید، اینگونه می نویسد:

hamid.farrokhnezhadگربدهی رای به من چنین کنم ، چنان کنم . و باز هم ایام انتخابات اومدو جماعت هنری عزیز دل شدن ، دوستان عزیزم بدینوسیله صراحتا و در کمال هوشیاری اعلام میکنم از شنیدن حرفها و وعدهای انجام نشده از یمین و یسار خسته شدم و دیگه هم قصد ندارم کسی رو از هراس اومدن کس دیگه بترسونم ، فقط ارزو میکنم امورات مردم به دست هر کسی افتادخداوند بهش وجدان مضاعف عنایت کنه که این مردم اینروزا خیلی لنگشن .یاحق

من هرگز رویکرد فرخ نژاد را تایید نمی کنم. او بصیرت ندارد، نگاه او نافذنیست. او نمی تواند ببیند که در طول این سالها آنکسی که چنین وعده های توخالی داده، انحصارا دوستان خودش بوده اند. او نمی تواند ببیند بلایی که بر سر کشور آمده را دوستان خودش آورده اند. همانها که وی برای آنها تبلیغات کرد و جوسازیها نمود.

اما حرفم با آقای روحانی است. آقای روحانی. شما سرمایه اجتماعی کشور را بر باد می دهید و بعد می گویید سرمایه اجتماعی مهم است؟  فرض ، که ما از شما انتقاد نکردیم و فضای سیاسی و اجتماعی و رسانه ای دوره ی رفیق شفیقتان - که در خیابان فریاد می زنند رای دادن به شما وصیت او است- پیش بیاید که کسی جرات حرف زدن نداشته باشد و مخالفت با هاشمی مخالفت با خدا فرض شود ! ، حالا از شما سئوال می کنم، حتی با این فرض، مسئله الان خوب می شود ؟ این درست است که بیایید و در دوربین زل بزنید و به مردم بگویید وضع خیلی خوب شده ؟

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/6/63/Fazlollah_zahedi.jpg

فرخ نژاد ها را ، آقای روحانی، شما از میدان انتخابات دور می کنید. نه کسانی که واقعا هرجا بوده اند کار کرده اند و نتیجه داده اند. نه آنها. فقط شما !

او بصراحت اعلام می کند که دیگر نمیخواهد دیگران را از آمدن کسی بترساند. یعنی احتمالا مجدد استراتژی شماها ترساندن است. همان ترسی که می گفتید النصر بالرعب بداست، امروز به میدان کار شما آمده . تئوریهای هانتینگتون را بخوبی اجرایی می کنید. عدم ترساندن را تبلیغ ولی خود به آن عمل کن !

http://www.cinema-theatre.com/site/domain[cinema-theatre.com]files/userupload/2013/11/18/Esterdad%20%7B7%7D-33176.jpg

و حرفم با امثال فرخ نژادها. تبلیغ رای ندادن، کار الهی نیست. شماها باید بیش از این جرات و جنم آبادانی خودتان را نشان دهید. وقتی به حال و روز مردم و خودت نگاه می کنی و می فهمی اشتباه کرده ای، راه این نیست که بروی آن گوشه و از همه قهر کنی و پایت را در بغل بگیری. بلکه باید بیایی و شیشه ای را که برای آن آقا سنگ زدی، تعمیر کنی. باید بیایی و درست فکر کنی و راه درست را به بقیه هم نشان بدهی.

حالا شما بخاطر قدی آبادانی که داری، زیرسایه امتداد برخی خرکردن ها نرفتی. خب، این واقعا کافی است؟ شان و اندازه تو همین است؟ پس شان و اندازه حقیقی تو چقدر است؟ یعنی جرات نداری به فکرت اجازه دهی به چیز دیگری هم فکر کند؟

http://www.wikinaz.ir/wp-content/uploads/2013/12/btowY1hLgH1nCIs6.jpg

فکر کن.

تو همان کسی هستی که در مرود بازی کردنت در نقش اصلی فیلم استرداد گفتی: وقتی دیدم پروژه ای تاریخی و سنگین فیلمنامه خوبی دارد این نقش را قبول کردم. شخصیتی که من آن را بازی کردم احتیاج به گوشزد کردن دارد و کسی است که منافع کشور را به همه چیز ارجح می داند و یک وطن پرست واقعی است.

تا دیر نشده و سنگینی پوتین امثال زاهدی ها بر گرده ی این کشور سنگینی نکرده، نقش خودت را برای رجحان منافع ملی بر همه چیز، بیاب.

http://www.cinema-theatre.com/site/domain[cinema-theatre.com]files/userupload/2013/11/18/Esterdad%20%7B17%7D-44646.jpg

آقای فرخ نژاد. زندگی فیلم گشت 1 و 2 نیست. زندگی همین است که می بینی. تازه متوجه شده ای.

یک بارهم که شده، بازی نکن! زندگی کن! چه کسی این دستبند بی عملی و کنار کشیدن را بر دستان تو زده؟ فکر نمی کنی باید این دستبند را که خودت بر دستان خودت زدی، باز کنی؟

من هرگز تو را از روحانی و امثال او نمی ترسانم. من حرفم آن است که دشمن بیرونی، اگر کشور از درون ضعیف شود، از بیرون به درون هجوم می آورد و آنوقت است که فرایانی دقیقا مانند فضل الله زاهدی بازهم با همان پوتینها، ساواکها و نقش ها به کشور باز می گردند.

راه، فقط قدرت درونی است. راه، راه قاسم سلیمانی است. راه راه اقتصاد مقاومتی است. راه ، عبور از بازی با ذهن مردم با شوکولاتهای تلگرامی و اینستاگرامی است. راه، رفتن راه مقاومت و پیشرفت است. این راه را بیاب. ساکت نباش.

 کسی می گفت :

آنجا که صدای کیسه های طلای معاویه به گوش میرسد صدای اناالحق علی (ع) را کسی نمیشود...


 
مجری هتاک ستاد روحانی بازداشت شد
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

رئیس کل دادگستری استان ایلام از بازداشت مجری برنامه افتتاح ستاد انتخاباتی یکی از کاندیدای ریاست ریاست جمهوری دوازدهم به اتهام توهین به مقدسات، اهانت به ائمه معصومین (ع) و اهانت به ساحت مقدس امام رضا(ع ) خبر داد.

محمد رزم رئیس کل دادگستری استان ایلام در گفت‌وگو با میزان از بازداشت مجری برنامه افتتاح ستاد انتخاباتی یکی کاندیدای ریاست جمهوری دوازدهم در ایلام خبر داد و گفت: این فرد که اهل شهرستان ایوان غرب است در مراسم افتتاح ستاد استانی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری دوازدهم در ایلام، نامه‌‌ای را قرائت می‌کند که حاوی توهین به مقدسات و اهانت به ائمه معصومین (ع) و اهانت به ساحت مقدس امام رضا (ع) بود.

وی ادامه داد: پس از وصول گزارش مرجع انتظامی در این زمینه، موضوع در دستور کار دستگاه قضایی استان قرار گرفت و دادستان مرکز استان ایلام گزارش را به شعبه اول بازپرسی دادسرای این شهر که به تخلفات انتخاباتی رسیدگی می‌کند، ارجاع داد.رئیس کل دادگستری ایلام تصریح کرد: شعبه بازپرسی دستور احضار و جلب این فرد را صادر کرد که وی از حضور در دادسرا استنکاف نمود و زمانی که ماموران با نیابت قضایی به شهرستان ایوان رفتند متوجه شدند که وی به نزدیکی شهر مهران متواری شده است.رزم خاطرنشان کرد: نهایتا این فرد صبح امروز از سوی سربازان گمنام امام زمان (عج) دستگیر شد و پرونده در حال رسیدگی و تکمیل تحقیقات است.


 
مدیر GEM TV کشته شد !
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

 «سعید کریمیان» مدیر شبکه جم شب گذشته کشته شد. مدیری که ظاهرا مجموعه‌ای از شبکه‌های ماهواره‌ای سرگرمی را پایه‌گذاری کرده بود. اما واقعیت زندگی و حتی شکل کشته شدن این مدیر 47 ساله اهل قائن نشان می‌دهد که برداشتی چنین سطحی از او اشتباه و ساده‌انگارانه است. شاید حتی با بررسی خاستگاه فکری او و جدل‌های سال‌های اخیرش بشود حدس‌هایی درباره کشته شدن کریمیان زد.

 در زندگی سعید کریمیان سه نقطه عطف مهم وجود دارد که با دانستن آنها بهتر می‌شود مدیر مقتول جم را شناخت.

 1- آشنایی با منافقین

پدر کریمیان از اعضای فعال سازمان منافقین بود و در عملیات مرصاد کشته شد. از آن پس سعید و خانواده اش حدود 8 سال در اشرف زندگی کردند و در همان مقطع رابطه نزدیکی میان کریمیان و رأس سازمان شکل گرفت. سعید کریمیان شستشوی مغزی داده شده و برای هر نوع فعالیتی به سود منافقین، آماده شد.

در سال 1375 او باخانواده اش، ذیل حمایت‌ها و پشتیبانی عموی خود به سوئیس منتقل و در آن جا پناهنده شد.

 سعید کریمیان که در سوییس قصد تحصیل داشت، سرانجام مجبور به ترک تحصیل شد و در سال 1377 سراغ برادرش هادی کریمیان رفت که در لس‌آنجلس زندگی می‌کرد.

 

سعید کریمیان در کنار مریم رجوی

 2ـ ورود به عالم رسانه

برادر سعیدکریمیان که در رادیو صدای ایران (اولین رادیوی 24 ساعته فارسی‌زبان که به منظور مبارزه با نظام جمهوری اسلامی در آمریکا تأسیس شد) فعالیت داشت، سعید را در همانجا به کار گرفت. سابقه سیاسی خانواده کریمیان برای مسئولین رادیو صدای ایران ایده‌آل بود و به همین دلیل مطالب و مقالات سعید کریمیان مورد توجه گردانندگان این رادیو قرار گرفت.

 3ـ ارتباط رسانه‌ای با منافقین

کریمیان بعد از یک سال و نُه ماه فعالیت در رادیو صدای ایران از سوی شبکه منافقین دعوت به کار شد. پیشنهاد مسئولان سیمای آزادی (تلویزیون ملی ایران و تلویزیون 24 ساعته سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران) می‌توانست موقعیت خوبی برای وی به حساب آید. ارتباط کریمیان با منافقین فقط در همین اندازه نبود. او که همیشه  از علاقمندان منافقین بود، بعد از رادیو صدای ایران با «رویا رضایی» که از خانواده نزدیک یکی از سران منافقین بود و 10 روز از طلاقش می‌گذشت، ازدواج کرد.

 در این میان با کمک و ارتباط دادن توسط همسر کریمیان، رابطه‌ای محکمتر از قبل میان شبکه او  و سازمان منافقین شکل گرفت.این زمان بهترین موقعیت برای سازمان منافقین بود تا بتواند دست‌کم بخشی از یک شبکه ظاهرا مستقل و با ظاهری کاملا متفاوت از نام و نشان سازمان را در دست بگیرد. به همین دلیل  تلویزیون 24 ساعته سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران به کریمیان پیشنهاد تأسیس یک شبکه ظاهرا مستقل را داد. پیشنهادی که می‌توانست موقعیت خوبی برای وی به حساب آید.

  همه چیز از همان ابتدا حساب‌شده بود. پیش از راه‌اندازی شبکه چندین جلسه مشترک میان مسئولان سازمان منافقین و سعید کریمیان برگزار شد. منافقین که کمکهای مالی از بعضی کشورهای اروپایی دریافت میکردند حاضر شده بودند در ازای پرداخت مبلغ مناسبی، بتوانند اهدافشان را با روش سعید کریمیان، اجرایی کنند.

 درنهایت،این شبکه از سال 1385 به عنوان یکی از شبکه‌های تلویزیونی «گروه موسیقی و سرگرمی عمومی» با محتوای برنامه‌هایی نظیر «فیلم‌های سینمایی»، «مجموعه‌ها و سریال‌های تلویزیونی»، «مستندهای تلویزیونی»، «برنامه‌های آموزشی» و سایر برنامه‌های سرگرم‌کننده آغاز به کار کرد.

 * لو رفتن رابطه تشکیلاتی با منافقین و تلاش برای گرفتن ژست جدید

بعد از چند سال پنهان‌کاری، در نهایت، بعضی از افراد شبکه جم که از این شبکه جدا می‌شدند جزئیاتی از فعالیت‌های مدیر این شبکه را بازگو می‌کردند. جزییاتی که ابتدا حول فساد اخلاقی کریمیان می‌گشت اما بعد، به بازگو کردن روابط مشکوک او با منافقین رسید. یکی از مهمترین اظهار نظرها نیز مربوط به «سارا رهبری» بود.

 سارا رهبری به گفته خود با پیشنهاد و اصرار مدیر شبکه جم در این شبکه مشغول به کار شد. او یکی از عوامل اصلی و تأثیرگذار در راه افتادن شبکه بود. همکاری وی با گروه جم کمک شایانی به گروه جم کرد اما بر خلاف انتظار همگان وی به یکباره از این شبکه جدا شد.

 در آن زمان هیچ کس متوجه جدایی و یا اخراج سارا رهبری از گروه جم نشد. اما وی بعدها در در صفحه فیسبوکش علت جدایی خود از شبکه‌های جم را شرایط کاری موجود در این گروه بیان نمود و دست به افشاگری زد.

 وی فساد اخلاقی و اقتصادی و همچنین ارتباط سعید کریمیان با گروهک منافقین را دلیل اصلی جدا شدن خود از شبکه جم اعلام کرد.

 * جم و منافقین؛ آغازاختلاف جدی در شیوه عملکرد

در دو سال گذشته، شبکه جم نگاه سیاسی خود را کمرنگ‌تر کرده و سعی کرد از مسیر سبک زندگی و فیلم و برنامه‌های جُنگ‌مانند و با شعارهای عامه‌پسند و ژست حمایت از تولیدات داخل و تلاش برای تشکیک در اعتقادات و ارزش‌گزاری‌های مردم، در میدان جنگ مقابل کشور قرار گیرد. روش و شیوه‌ای که مورد اقبال منافقین نبود و در مواردی اعتراضشان را به این رویه کریمیان و شبکه «جم» ابراز کرده بودند.

 آنها اعتقاد داشتند شبکه‌های جم که بخش زیادی از منابع مالی آن را منافقین تأمین کرده بودند باید صریح‌تر و علنی‌تر به مقابله با نظام اسلامی و کشور اقدام کند. مبارزه صریح و علنی که کریمیان به آن امیدی نداشت.

 این اختلاف نگاه در شیوه دشمنی و نوع عملکرد باعث شد تا شکاف میان جم و منافقین بیشتر شود و شاید اگر پرونده زندگی مدیر جم با چنین مرگی تمام نمی‌شد، تا چند ماه دیگر یا باید شبکه‌های جم را تعطیل می‌کرد و یا برای ادامه حیات رابطه با مناقین را کمرنگ کرده و دست به دامان سایر دشمنان قسم‌خورده کشور می‌شد.


 
20 میلیون گردشگر هم آمد و 4 میلیون شغل نشد !
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

در حالی روحانی با عو1ض کردن اصل بحث، عدم ورود ۱۰ میلیون گردشگر را دلیل محقق نشدن ایجاد ۴ میلیون شغل دانست که چند روز گذشته معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی از ورود ۱۹ میلیون و ۹۰۰ هزار گردشگر خارجی طی سال های ۹۲ تا ۹۵ خبر داد.

 به گزارش تسنیم، عصر روز گذشته حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهوری در بخشی از سخنان خود در برنامه مناظره تلویزیونی کاندیداهای دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گفت: "یک سایت گمنامی حرفی می‌زند بعد یک سایت معروفی نقل و روزنامه نقل؛ شما می‌خواهی از آن روزنامه نقل کنی؟ من هیچ‌وقت قول 4 میلیون شغل ندادم و این دروغ محض است." وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: "در مورد شغل من در یک مصاحبه‌ای گفتم اگر گردشگرها را بتوانیم جذب کنیم و 10 میلیون گردشگر در سال اضافه کنیم این موضوع می‌شود."

حسن روحانی خرداد 92 در وعده های انتخاباتی خود در برنامه با دوربین سیما گفته بود:"ما سه میلیون و 300 هزار بیکار در کشور داریم. اگر 10 میلیون توریست وارد کشور شود، 13.6 میلیارد درآمد ارزی و چهار میلیون شغل ایجاد می‌شود. با یک حرکت صحیح می‌توانیم بیکاری را حل کنیم."

متن صحبت های روحانی در سایت وی قابل مشاهده است.

این در حالی است که 6 روز پیش مرتضی رحمانی، معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی از ورود 19 میلیون و 900 هزار گردشگر خارجی طی سال های 92 تا 95 خبر داد. از اینرو با توجه به گفته های سال 92 روحانی در وعده های انتخاباتی یازدهمین دوره ریاست جمهوری، می بایست با تحقق ورود این تعداد گردشگر به ایران، قریب به 8 میلیون شغل ایجاد شده باشد.

در حالی که طبق اعلام رسمی مرکز آمار در طول دولت یازدهم سالانه حداکثر 350 هزار و حداقل 100 هزار شغل ایجاد شد، همچنین دو روز پیش (هفتم اردیبهشت 96) امید علی پارسا رییس مرکز آمار ایران در زنجان گفت: دولت تدبیر و امید از ابتدای سال 92 تا انتهای سال 95، به طور متوسط سالانه 490 هزار شغل در کشور ایجاد کرده است.

با این حال با ورود 20 میلیون گردشگر  وعده ایجاد 4 میلیون شغل از سوی روحانی روی کاغذ باقی ماند.

ماجرا از آن شروع شد که دولت روحانی هرگونه وعده دادن در مورد ایجاد شغل از سوی هرکاندید را فریب مردم دانست و از سوی سایر کاندیداها بعلت وعده های قبلی خود در مورد ایجاد شغل مورد انتقاد و پرسش در مورد رفتار دوگانه قرار گرفت. در این وضعیت روحانی هرگونه قول در مورد ایجاد شغل را منکر شده ودروغ محض پایگاههای اینترنتی گمنام دانست که با رو شدن مندرجات سایت شخصی خودش، با عوض کردن صورت مسئله، عدم تحققی میزان گردشگران را علت عدم توفیق در تحقق وعده معرفی کرد.

در اینجا معلوم می شود که پس می شود وعده شغل داد و وعده دادن آقای روحانی در این مرود کذب محض نبوده، بلکه بنا به شراییطی آقای روحانی عذری موجه برای خود در زمینه این عدم تحقق قائلند!

آقای روحانی اعلام کرد چون تعداد گردشگر مد نظر به کشور وارد نشد، امکان تحقق وعده هم فرام نشد. آقای روحانی گفت : من گفتم "اگر" 10 میلیون گردشگر بیاید چهار میلیون شغل درست می شود. اما حالا معلوم می شود بیش از دوبرابر از میزان مد نظر آقای روحانی هم گردشگر به کشور وارد شده و قول آقایان روی زمین مانده.

پس وعده ی شغل دادن غلط نیست، وعده ی الکی دادن و قدرت اجرایی نداشتن بد است و از آن بدتر، انکار وعده دادن ! و از آن بدتر دروغگو و عوامفریب معرفی کردن مردم!

کسی نیست به آقای روحانی بگوید مگر گردشگر باران است که آمدن و نیامدنش دست شما نباشد ! البته در مورد باران هم انسان دخالتهایی دارد، آمدن و نیامدن و استفاده و عدم استفاده از ظرفیتها است که باعث آمدن و نیامدن گردشگر می شود. مگر آقای جهانگیری ادعا نکرد بابت حمله سفارت عربستان گردشگرها نیامدند؟ پس اگر گردشگر نیامد دولت بازهم باید جوابگو باشد. اما ، حالا که خودتان اعتراف می کنید دوبرابر میزان ادعایی هم گردشگر داشته اید، حالا دیگر چه چیزی برای گفتن دارید؟


 
پاسخی به کامنت یک هوادار روحانی
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:
یک هوادار روحانی، برای من مدتی کامنتهای جک و جفنگ می گذاشت و آبروی جریان خودش را برد. حالا مجبور شده کامنت سیاسی بگذارد. کامنتش و جوابهای من را بخوانید و قضاوت کنید.
بمی خوای برات سیاسی حرف بزنم ، باشه می زنم. من به روحانی رای میدم به چند دلیل: 1- به دلیل این اصل کاملا بدیهی که ساختن زمان بیشتر می بره تا خراب کردن. سیل می تونه در لحظه ای هزاران خونه رو نا بود کنه اما دوباره ساختن اون ها شاید مدت ها رمان ببره. به این نرتیب نمی شه انتظار داشت که خرابکاری هست ساله احمدی نژاد در عرض 4 سال جبران بشه ! 2- برای پیشگیری   از این که قدرت به دست قشر واپسگرا بیفته. نگو چرا می گم واپسگرا ! چون واپسگرایی رو به عینه در زمان احمدی نژاد دیدیم که کاندیدای محبوب این قشر بود و چه مشکلات عظیمی رو از هر نظر برای مملکت پدید آورد. 3- حالا تحلیلم رو بهت می گم: آقای رئیسی به نفع قالیباف از کاندیداتوری میره کنار. شرکت ایشون به عنوان کاندیدا دو فایده داشت: آشنایی بیش از پیش مردم با وی که اصلا تا حالا شناخته شده نبود و به این ترتیب و با شرکت در مصاحبه ها و مناظره ها کاملا شناخته می شه و بعد از کناره گیری قل خوردن ایشون در آب نمک برای وظایف بسیار مهمتر از ریاست جمهوری در آینده. جناح واپسگرا با این محاسبات می خواد هر دو مسند مهم رو در آینده غصب کنه اما کور خوندن ما که نمی ذاریم که!!! شکستشکست
نویسنده:
پاسخ:

تازه شد یک کامنت قابل جواب دادن .
نویسنده: ابوذر - ٩/٢/۱۳٩۶ - ۱۱:۵٠ ‎ب.ظ

1- کسی که در سال 1392 به مردم وعده های صد روزه و چهارساله می داد، همان موقع می دانست که در پایان صدروز که هیچ، در آخر چهارسال می آید و ادعا می کند که در چهارسال "نمی شود ، نداریم و نمی توانیم"؟ این وضع چهار حال بیش ندارد : 1- جهل : نمی دانست. چنین کسی بابد از سوی مردم بازهم به مسند بنشیند؟ 2- فریب : می دانست که نمی شود و به مردم دروغ گفت 3- می شود، اما او نمی تواند و از اول هم برنامه ای برای انجام آن نداشت 4- می شود، او هم می خواست، اما نتوانست و نشد.
نویسنده: ابوذر - ٩/٢/۱۳٩۶ - ۱۱:۵۳ ‎ب.ظ

2- هر یک از آنچه به عنوان احتمال مطرح کردم را در نظر بگیرید، او حق ندارد به دیگران بگوید شما نمی توانید، کشور نمی تواند و کسی نمی تواند! او حق ندارد اگر کسی به مردم وعده ی پیشرفت داد بگوید دروغ می گویید و مردم را می فریبید. زیرا ریشه ی ناتوانی در خود اوست. گاه در ذهنش و گاه در بازویش.
نویسنده: ابوذر - ٩/٢/۱۳٩۶ - ۱۱:۵۵ ‎ب.ظ

3- نهایتا، اگر چنین است، بیخود کردند وعده های آنچنانی دادند. اما حقیقت این است: آقایان حتی به چهارسال اضافی هم قانع نیستند. به مردم می گویند 40 سال و 100 سال دیگر هم برای رفع مشکلات کشور کافی نیست. واقعا قرار است از بین کاندیدهای موجود، مدعیان این دیدگاه برای مسئولیت بهترباشند؟! با کدام عقل؟
نویسنده: ابوذر - ٩/٢/۱۳٩۶ - ۱۱:۵۶ ‎ب.ظ

4- از کدام خرابکاری احمدی نژاد حرف می زنید؟ از دو سال آخر، که همه رویکردهایش مثل شما شده بود؟ یا از تلاش شش سال قبلش که برای بازسازی کشوری که 16 سال در اختیار طیف شمابود انجام داد؟
نویسنده: ابوذر - ٩/٢/۱۳٩۶ - ۱۱:۵٧ ‎ب.ظ

5- احمدی نژاد در دوسال آخر ، ریشه تمام مشکلات کشور را در سیاست خارجی و تحریم ها و نبود رابطه با رژیم نحس آمریکا می دانست. آیا می توانید این را انکار کنید که احمدی نژاد در دوسال آخر تمام سئوالات اقتصادی را اینگونه جواب داد؟ اگر منظور از "خرابکاری احمدی نژاد" این است، که یعنی درحال فحش دادن به خودتان هستید. چون تئوری سال 90 احمدی نژاد را چهارسال امتحان کرده و حالا می گویید نشد و نمی شود!
نویسنده: ابوذر - ٩/٢/۱۳٩۶ - ۱۱:۵٩ ‎ب.ظ

6- ما هنگامی از احمدی نژاد برائت جستیم که عملا و نظرا مثل شما شد و خروجی آن را در شانزدهسال اصلاحات امتحان کرده بودیم . می خواهی برایت سند بیاورم که شما اصولا همیشه در همین حالت هستید؟ در انتهای چهارسال دوم، هنگامی که مشکلات اقتصادی پدر مردم را در می آورد، شما گفتید که هاشمی طوری خراب کرده حالا حالا ها درست نمی شود. سئوال این است، در انتهای چهارسال دومتان وضع را به چه حالت در آوردید که مردم آنطور از شما و رفقا پذیرایی کرده احمدی نژاد را انتخاب کردند ؟
نویسنده: ابوذر - ۱٠/٢/۱۳٩۶ - ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ

7- دولت روحانی خدمتگذاری حتما خدمات ارزشمندی هم دارد چون همه ی دولتها کم و بیش خدماتی قابل تقدیر دارند. اما چهارسال اول دولت روحانی در خدمترسانی به مردم، انگشت کوچکه چهارسال اول احمدی نژاد هم نمی شود. میزان طرحهای عمرانی و ایجاد شغل در کشور، میزان توجه به مناطق محروم و کمتر توسعه یافته، میزان افزایش ارتباط واقعی با مردم و مطلع شدن از مشکلات آنها در دولت اول احمدی نژاد تحت هیچ شرایطی مطلقا قابل رقابت توسط شما نبوده و نیست. الگوی رفتار انقلاب نشان داد چه خوب می شود در مسیر بهبود شاخص های مختلف اقتصادی مردم حرکت کرد.
نویسنده: ابوذر - ۱٠/٢/۱۳٩۶ - ۱٢:٠۴ ‎ق.ظ

8- آیا اسم مسیر بازگشت به رفتار و فرهنگ دوران منحط پهلوی، مسیر رشد و پیشرفت است که اگر کسی جلوی آن ایستاد اسمش واپسگرایی باشد؟ واپسگرایی حقیقی، پس دادن تمام پیشرفتهای یک ملت پس از انقلاب 1357 است. تحقیر کل دستاوردهای ملت، تحقیر فرهنگ اسلامی او، تحقیر دفاع مقدس او، تحقیر ارزشهای دینی او، تحقیر دستاوردهای علمی و صنعتی و نظامی او . و آرزو داشتن برای بازگشت به دوران عریانی و مستی ! بازگشت به دوران لا ابالیگری و شهرنو! چرا به این راحتی معانی را عوض می کنید؟
نویسنده: ابوذر - ۱٠/٢/۱۳٩۶ - ۱٢:٠۶ ‎ق.ظ

9-البته که احمدی نژاد، مخالفت گشت ارشاد بود. مثل شما. البته که احمدی نژاد سینمای فاسد را کنترل نکرد. مثل شما. البته که احمدی نژاد اجازه داد مجری زن بیگانه ، حریم حرمت دین را مقابل صورتش بشکند. مثل شما. سیاستهای فرهنگی و اجتماعی احمدی نژاد چه فرقی با شماها دارد ؟اگر احمدی نژاد واپسگراست، شماها چه هستید؟ البته که احمدی نژاد مدافع فیلترشکنها و شبکه های پیامرسان مستجهن خارجی بود. مثل شما. البته که احمدی نژاد مدافع آنتن ماهواره بود. مثل شما. چه فرقی در سیاستهای فرهنگی و اجتماعی شما و او وجود دارد؟
نویسنده: ابوذر - ۱٠/٢/۱۳٩۶ - ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ

10 و در انتها تحلیل شما : تحلیل شما ارزش بررسی ندارد. می نیشینیم و منتظر حوادث می نشینیم . شما هم تحلیلت را درب کوزه بگذار و آبش را بخور. فعلا جواب نکات من را بده که منتظرم ! البته کار سختی است. یک دانه کامنت سیاسی نوشتی و کلی اذیت شدی، شاید دلت بخواهد بازهم مسخره بازی در بیاوری. قبول دارم . خردورزی و رفتار عالمانه دشوار است. اما تلاش کن. تلاش.
نویسنده: ابوذر - ۱٠/٢/۱۳٩۶ - ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ

 
← صفحه بعد صفحه قبل →
 
 
تبلیغ ویـژه