الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

حسین درخشان ، وزارت مستعمرات و بی.بی.سی
ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

من در اینجا سعی خواهم کرد با چند گزاره منطقی موضوعی را بسیار روشن و روان مطر کنم . صورت مسئله این است . حسین درخشان در خدمت منافع ملی و منطقه ای دولت بریتانیا است.

اصولا برای اثبات این موضوع چه قرینه هایی لازم است ؟
قرینه ها باید به این صورت باشند‌:

یا حسین درخشان طی سندی رسمی و یا عمومی مستقیما در خدمت دولت بریتانیا باشد یا بلواسطه . نوع خدمت هم هرکس بخواهد بحث کند روشن است. خدمت رسانه ای و تبلیغاتی.

من سیستم استدلالی خودم را دارم . در این سیستم استدلالی ، من هر دو طرف یک گزاره را از دو سمت مخالف اثبات می کنم و از وسط به هم می رسانم . دیگران از یک سمت شروع می کنند وبه سمت دیگر می رسند .

در اینجا اول ثابت خواهم کرد که بی.بی.سی کاملا ابزار رسانه ای وزارت امور خارجه انگلیس است. از آن سمت هم ، فعالیت حسین درخشان در صفحه اش درست مخالف سیاست و مصالح ملی جمهوری اسلامی و همچنین دقیقا منطبق با سیاست رسانه ای بی.بی.سی و در انتها ، برای جوش دادن ! این دو سو به هم ، ارتباط رسمی حسین درخشان با بی.بی.سی را اثبات می کنم .

نتیجه :
فعالیت حسین درخشان مطابق و منطبق بر سیاست رسانه ای دولت انگلیس است.

خوب ، این یعنی چه ؟

ببینید دوستان :
اصولا اروپا و آمریکا با هم یک چالش بنیادین دارند . آنهم این است که در دنیای آینده بحران انرژی مسئله بسیار جدی ای است و در حال حاضر آمریکا تواسته با تسلط بر منابع نفتی وگازی عراق که بسیار بسیار بزرگتر از منابع نفتی وگازی عربستان است ، برای مثال فقط در حوزه اقتصاد به چند چیز بزرگ دسترسی پیدا کند. اولا : تامین انرژی مورد نیاز خود برای مدت بسیار طولانی با قیمت مجانی. دوما : کارآفرینی بسیار پرسود برای شرکت های خود در کشوری بسیار ثروتمند با حداقل سرمایه گذاری در آن کشور . سوما : در اختیار گرفتن روند سیاسی تعیین قیمت نفت و انرژی در بازارهای دنیا برای دهه دوم قرن ۲۱ .

اروپا بسیار دوست دارد تا در این تضاد مشکل خود را حل کند. بازی کردن یک نقش دوگانه توسط دو کشور از گروه ۷ ( فرانسه  وآلمان ) هم برای کم کردن از این چالش آتی اروپا با آمریکا است. اما آنچه که در این وسط در بحث ما اهمیت دارد  نقش کژدارو مریضی است که انگلیس در این میان بازی می کند.

انگلیس ، با بازی کردن یک نقش دوجانبه بطور مضاعف در صدد تامین منافع ملی - منطقه ای خود است. انگلیس از یکسو با بازی کردن در نقش منطقه ای خود بعنوان اولا یک عضو اروپایی گروه ۷ و ثانیا متحد حلقه سه گانه اروپایی می خواهد تا منافع خود در حوزه سیاسی اروپا راتضمین کرده و از قرارگفتن در انزوای سیاسی اقتصادی بعلت همنوایی با سیاستهای آمریکا جلوگیری کند و از دیگر سو ، با حرکت در نقشه آمریکایی طراحی شده در منطقه ، بدون حضور مابقی اروپا حداکثر سهم ممکن را از طرحهای آمریکایی بدست آورد.
انگلیس اولا در این نقش  منافع آمریکا را با کمک ماهیت اروپایی خود تامین می کند - چون مابقی اروپا با آمریکا دارای چالش هستند و حاضر به حضور حداکثری در طرحهای با محوریت آمریکا نیستند و آمریکا نیز به حضور آنها نیاز دارد .- و دوما بدلیل همین غیبت سایر واحدهای سیاسی اروپایی در نقشه های محوری آمریکا ، می تواند حداکثر سهم را از این طرحها برای خود تامین کند.  این ، دلیل هماهنگی شدید سیاستهای آمریکا و انگلیس است. تونی بلر نه تنها نقش اروپا را به تنهایی در سیاستهای آمریکا تامین می کند بلکه بعنوان هماهنگ کننده سیاستهای کل اروپا و خصوصا دو کشور دیگری مهم اروپایی گروه هفت یعنی فرانسه و آلمان نیز عمل می کند.

چندی یش قبل از نشست پاریس ، تونی بلر در مصاحبه ای با رسانه ها در خصوص موضوع انرژی اتمی ایران اعلام کرد که سیاست سه کشور اروپایی در استراتژی با سیاست آمریکا دارای انطباق کامل است و تفاوتها بسیار جزءی است.
تفاوتهای مورد اشاره بلر ناشی از سیاستهای انگلیس نیست بلکه ناشی از همان چالش پیش گفته و درگیری بین منافع انگلیس واروپا و از سوی دیگر اروپا و آمریکا است و انگلیس نقش هماهنگ کننده و کالیبراتور این دو قطب سیاسی را بعهده دارد .

در اینجا این نکته روشن است که لازم نیست حسین درخشان رسما عضو سازمان سیا باشد یا در ارتباط مستقیم با کاخ سفید ، تا بتوان گفت او در پازل و نقشه اقتدارگرایان میلیتاریست آمریکا برای جهان چه مسئولیتی را به انجام می رساند . اثبات ارتباط درخشان با انگلیس برای این موضوع کافی است. البته این با عضویت وارتباط احتمالی او متضاد نیست - ضمن اینکه ضرورت دارد که به این موضوع ، جهان بینی مشترک کل جهان سرمایه داری واستکبار ، یعنی ایندیویوالیزم - Individualism  (فردگرایی)  - کور و اتحاد منافع کلان آنان بر این پایه را نیز اضافه کنیم .

خوب . پس از این بحث ، برمی گردیم به اثبات موضوع اصلی یعنی ارتباط درخشان با دولت انگلیس : (از آقای درخشان خواهش می کنم دسترسی به این مطلب را حتما با یک تفسیر تحقیر کننده یا خنثی ساز در صفحه اش بگذارد. )

همانطور که می دانیم ، درخشان خودش رسما قبول دارد که خبرنگاری بی.بی.سی را انجام می دهد. -البته شاید او موضوع را کوچک کندو بگوید : برای بخش روز هفتم ( در واقع بخش مبتذل برای مخاطب داخلی نیز هست اما اهمیت زیادی هم گاها در حوزه سیاسی پیدا می کند. ) مطلب می نویسم .

ازسوی دیگر ، سیستم وبلاگ او کاملا از لحاظ نرم افزاری و منطق مدیریت مانند سیستم سایت فارسی بی.بی.سی است. این ، در نحوه واکنش به کامنت ها ، مطلب نویسی و سیستم اداره صفحه مشهود  است.

از دیگر سوی ، درخشان جواب موضوعی را نمی دهد مگر آنکه کاملا همه گیر شود. یعنی به این رحاتی خود را در دام خبررسانی به نفع طرف مقابل نمی اندازد مگر آنکه مطمئن باشد در نحوه خبررسانی برنامه مدنظرش با کمترین هزینه انجام می شود. از جمله اینکه بتواند هجمه ای علیه هدف ساماندهی کند. یا اینکه مطئمن باشد منجر به تغییر نگاه مخاطب به هدف بنا بر فیلتر فکری  او می شود.
همنطور ، درخشان عموما کامنت ها را منتشر نمی کند. این اشتباهی بود که مدتی بی.بی.سی شروع کرد وخودش هم بسرعت آن را حذف کرد و تا موضوع خاصی که اهمیت نوع نظر مخاطب در آن بالا باشد پیش نیاید دیگر این کار را نمی کند. چون اثر آن روشن شدن موضوع نظارت استصوابی بر محتوا توسط بی.بی.سی است. هم بی.بی.سی و هم حسین درخشان ، علت این کار را :: کمی زمان :: اعلام می کنند ! و هر دو از این موضوع سانسور فرار می کنند:))
نکته دیگر ، پرداختن بی.بی.سی به موضوعات مد نظر درخشان و پرداختن درخشان به موضوعات مورد نظر بی.بی.سی با شکل مد نظر بی.بی.سی است و البته این جمع بندی نیز نمی تواند دور از ذهن باشد که اصولا کل این جریان دوپلکس ، طراحی بی.بی.سی است. البته این نکته آنجا جالبتر می شود که درخشان و هم بی.بی.سی طی جند خط تذکر ، نسبت به همه این موضوعات فرار به جلوی لازم را انجام داده اند.

با عبور از زاویه اثبات ارتباط مستقیم درخشان با بی.بی.سی بسمت اثبات ارتباط مستقیم بی.بی.سی با وزارت امور خارجه بی.بی.سی - که نام قبلی آن وزارت مستعرات است - می رویم .

حقیقتا شاید راحت ترین بخش بحث همین جا باشد. یعنی اثبات اتصال وارتباط بی.بی.سی با دولت بریتانیا. بی.بی.سی اصولا ترجمه تحت الفظی کلمه رسانه ملی انگلیس (بریتیش برودکستینگ) است. از سوی دیگر اصولا بی.بی.سی بخشی روشن از چارت سازمانی وزارت امور خارجه انگلیس است. بشکلی که مدیریت بی.بی.سی توسط وزیر امورخارجه و دستگاه دیلماسی بریتانیا تعیین و منصوب می شود.

اصولا بی.بی.سی هدایت کننده دیپلماسی تبلیغاتی انگلیس است. خطوط اصلی تبلیغی سیاسی دیلماسی انگلیس دقیقا توسط بی.بی.سی رعایت و برددهی می شود. برای نمونه رجوع کنید به خبر بی.بی.سی با عنوان ادعای تازه درباره تولید موشک های دوربرد در ایران . اگر به متن این خبر دقت کنید متوجه خواهید شد جریان هدایت شده توسط دستگاه دیپلماسی اروپایی یعنی ادعای وجود بخشهای تفکیکی سیاسی و نظامی در سازمان منافقین خلق ، دقیقا توسط بی.بی.سی در این خبر لحاظ و تبلیغ شده است. اگر فراموش نکرده باشید ، در اجلاس پاریس سه کشور اروپایی تعهد برخورد امنیتی با منافقین را به جمهوری اسلامی دادند اما امروز با ادعای وجود بخشهای سیاسی غیر نظامی در سازمان منافقین سعی در حفظ موجودیت این سازمان تروریستی دارند. - جالب اینجا است که فرانسه سال گذشته با همان بخشهای مورد ادعای اروپا که ادعای انجام فعالیتهای صرفا سیاسی در مورد آنها دارد ، برخورد امنیتی نموده و سران زن این گروهک در فرانسه را به میز محاکمه کشید که خبر خودسوزی تعدادی از کادرهای منافقین در تقابل با این حرکت نیز در خبرگزاریها منتشر شد و جالبتر آنکه سخنگوی وزارت امورخارجه فرانسه این اقدام را بدون ارتباط با درخواست تهران اعلام کرده و اعلام کرد که این افراد در حال طراحی عملیاتهایی علیه بخشهای مختلف دولتی فرانسه بودند ( که احتمالا قرار بوده دوباره مسئولیت آن را بگردن تهران بیاندازند !! )

در ماجرای پروفسور کلی ، وزارت امورخارجه انگلیس ، طی طراحی هوشمندانه تبلیغاتی ای ، با کمک بی.بی.سی اقدام به اجرای نمایش یک جنگ زرگری میان دولت و بی.بی.سی نمود ، به این شکل که بی.بی.سی درحال افشاگری در خصوص علل مرگ دیوید کلی است و دولت ازاین ماجرا درگیر یک رسوایی شده است ! اما با یک چشم تیز بین چند ظرافت در عملیات روانی بی.بی.سی مشاهده می شد :

اولا بی.بی.سی از ترور دیوید کلی یک ماجرای خودکشی ساخته و دولت را متهم می کرد با افشاگری نام او ، موجب شده تا فضای ذهنی و روانی روفسور کلی بشدت تیره و تار شده و وی که خود را متهم به خیانت به کشور می دید اقدام به خودکشی نماید ! در حالیکه اخبار رسمی سیاسی اتهامات دیگری را متوجه دولت انگلیس می نمود از جمله اینکه ::اساسا موضوع دیوید کلی یک مسئله فرعی بود و موضوع اصلی اخبار دروغ سیستم اطلاعات جاسوسی انگلیس - آی.اس- بود که به خورد سازمان ملل ،‌مردم انگلیس و مردم اروپا داده شده و برای نمونه در‌آن ادعا شده بود که ۴۵ دقیقه تاخیر در حمله به عراق برای امنیت بین المللی خطرساز خواهد بود و عراق فرصت بکارگیری وگسترش سلاحهای کشتار جمعی خود را بدست خواهد آورد! و دیگر اینکه اصولا موضوع ترور پروفسور دیوید کلی و حذف  وی از مسیر پرونده مطرح بود و البته نکته دیگر اینکه ارائه پوشش خبری به لودادن نام پروفسور کلی نیز مجددا توسط بی.بی.سی انجام شده بود ! یعنی درواقع بی.بی.سی با جنگ زرگری اجراء ‌شده ، دولت بلر را از زیر تیغ بحثهای مربوط به ایجاد آلودگی اطلاعاتی جهانی نجات داد و البته دولت نیز مدیر بی.بی.سی. را برای تاکید بیشتر بر این جنگ زرگری تعویض نمود . :))

حالا برای مشاهده و مرور عملکرد جدید درخشان به نکته های جدیدی که در صفحه اش منتشر شده توجه می کنیم :

تذکرات قبلی را در نظرداشته باشید . به متن توجه کنید :

بهتر است قبل از اینکه به آمریکا بروم پروژه‌هایی را که مدت‌هاست درباره‌شان فکر می‌کنم و در وبلاگ‌انگلیسی‌ام هم درباره‌شان نوشتم اینجا بیاورم که بعدا آدم‌های شریعتمداری‌زده حرف درنیاورند که فلانی رفته آمریکا و از سیا ماموریت گرفته تا این کارها را انجام بدهد و بر ضد امنیت ملی تلاش کند. من صد بارگفتم که با تغییر رژیم اسلامی ایران از بیرون، با همه‌ی ظلم و استبداد و فسادش مخالفم. دلیلش را هم قبلا توضیح داده‌ام و باز هم فرصت پیش بیاید توضیح خواهم داد.

پس بگویم که تصمیم دارم یک جور سازمان فرهنگی جمع و جور بنیان بگذارم تا بتوانم پروژها‌ی خودم و پروژه‌های پیشنهادی احتمالی را به شکل مر تب‌تری در قالب آن انجام دهم و نیز راحت‌تر بتوانم برای انجامشان پول جمع کنم. اسم آن را فعلا نمی‌دانم چه بگذارم و هدفش را هم فعلا ترویج صلح و دموکراسی در ایران از راه اینترنت در نظر گرفته‌ام که حالا باید سر فرصت بیشتری آن را بهینه کنم. این اسم بر می‌گردد به ستونی که با اشاره به فیلم مشهور آلفرد هیچکاک در روزنامه‌ی حیات نو به اسم پنجره‌ای رو به حیاط می‌نوشنم. (این گوگل مثل اینکه خیلی به هنگامه شهیدی علاقه دارد!)

خلاصه از الان گفته باشم که برایم حرف در نیاورند. چرا این حزب‌الهی‌ها نمی‌خواهند باور کنید که با تکنولوژی‌های جدید و کمی خلاقیت، دست تنها می‌شود کلی کار انجام داد

آنچه از این مطالب استنباط می شود بسیار جالب است !

اولا : درخشان را باید درحال تلاش برای خروج از فضایی دانست که میزان اندوخته های علمی و فنی و سطح معلومات وسواد او را مشخص می کند و وی سعی دارد تا در مقابل فضای سایبر ایرانی که او را کم اطلاع ، احساساتی ، بی تجربه و کم سواد برای این نوع اظهارنظرها و موضع گیری ها می داند ، جریان سازی نماید .
ثانیا : با انجام فرار به جلو ، حضور خود در آمریکا و برخی برنامه های آتی خودش را رسما بسوزاند تا بتواند آثار تبلیغاتی منفی اقدامات خودش را برای خودش کاهش دهد.
ثالثا : ساده ترین لایه های اجتماعی رادر مورد اقدامات خودش علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی تحت تاثیر قرار دهد. در حالیکه او حقیقتا نمی داند که در ایران ، مردم حرکت علیه امنیت ملی را از داخل بیشتر می شناسند تا از خارج . یعنی مردم برای وقوع حرکات علیه امنیت ملی از داخل کشور آمادگی و ظرفیت ذهنی بیشتری دارند و وقوع آن را محتمل تر از اقدام خارجی می دانند. در ادبیات ربع قرن اخیر مردم ایران کلماتی همچون منافق ، ستون پنجم ، نفوذی ، آنتن و خرابکار معناهای روشن و تعریف شده ای دارد که نشان از فرهنگ شکل گرفته مردم در حرکات ضد انقلابی عناصر داخلی دارد. - خنده دار اینکه باید از آقای درخشان پرسید بابا حواست نیست ها ! مثل اینکه الان تو توی تورنتوی کاندایی ها ! اونجا خارجه یا داخل ؟ -

وی از همین الان مشخص می کند که حرکتی را در دست اجرا دارد که پول و امکانات گسترده ای را می طلبد و مسلما منابع مالی آن به زیر سئوال خواهند رفت اما او با بهره گیری از تجربه سایر جریانات اپوزیسیون از ابتدا در فراربه جلو در خصوص منابع آن است ! گو اینکه فکر می کند نوشتن این جملات چیزی را عوض می کند ! از سوی دیگر وی در حال القاء این موضوع است که این اقدامات گسترده که منبع منابع مالی آن محل بحث ها و مناقشات داغی خواهد بود به تنهایی و یکنفره توسط وی طراحی ، برنامه ریزی ، تامین منابع ، هدایت و اجرا! می شود. - یکی نیست بگه اگر تو اینقدر یه نفره فرزی خب بیا مثل اهورا بیا تهران همه چی رو تموم کن دیگه ! :)) -

حسین درخشان یک نیروی ریزشی از صف انقلاب اسلامی نشان‌گر این واقعیت است که اصولا انقلابیهای برگشته ، دارای ارزش بسیار بیشتری برای سیستم های خصوصا انگلیسی برای سرمایه گذاری ، نسبت به انسانهای عاشق غرب و واداده هستند و از سوی دیگر خطربزرگتری برای مفهوم و مغز انقلاب اسلای یعنی فرهنگ دینی و ایدئولوژی اسلای محسوب می شوند.

یا علی .


 
 
 
تبلیغ ویـژه