الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

با خانم خبرنگار، از آمریکا تا ایران - بخش اول
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

به نقل از مشرق نیوز و چارقد :

مرضیه هاشمی، متولد ایالت کلورادی آمریکاست. خبرنگاری خوانده‌ست و در جوانی مسلمان شده. حالا هم که ایران است و خبرنگار پرس‌تی‌وی. توی خانه‌اش، که درهمسایگی پرس تی وی است، دیدمش و باهم درباره خیلی چیزها حرف زدیم. از نفقه و آرایشگاه رفتن‌زنان بگیر تا اسلام و آزادی زن. از فضای رسانه‌ای آمریکا تا خانه و ماشین امریکایی‌ها. از انقلاب خمینی تا مبارزات سیاهان آمریکا. از معجزه‌ی نسوختن قرآن تا سیاست‌های پنهان پشت قرآن‌سوزی اخیر. از تبعیض نژادی-مذهبی پنهان در آمریکا تا نقش کردیت کارت در زندگی امریکایی‌ها!

خانم هاشمی اول داستان مسلمان شدن‌تان را تعریف کنید
سال آخر دانشگاه شروع کردم به جستجو کردن درباره دین‌ها. بعد از دوسال مسلمان شدم. اسم مرضیه را به خاطر اینکه یکی از نام‌های حضرت زهرا (س) است انتخاب کردم. چون بهترین الگوی ما هستند. هاشمی هم نام خانوادگی همسرم است. مسلمان‌شدن من ربط مستقیمی به انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی داشت. زمان انقلاب دانشجو بودم. ایرانی‌های زیادی در آن دانشگاه بودند که ضد شاه تظاهرات می‌کردند و بعد از انقلاب هم این فعالیت‌ها را ادامه دادند.

من‌هم چون به مسائل سیاسی علاقه داشتم راجع به انقلاب پرس‌وجو می‌کردم. من پروتستان بودم و چند سالی بود که از دینم راضی نبودم. از سیزده چهارده سالگی سوالاتی برایم بوجود آمده بود و احساس می‌کردم جواب سوال‌هایم را نمی‌گیرم. شروع کردم راجع به دین‌های مختلف تحقیق کردم.

در این بین شخصیت امام‌خمینی برایم جالب بود. به خاطر همین جذابیت شخصیت امام بیشتر به اسلام گرایش پیدا کردم. 2 سال طول کشید تا مطالعه و مقایسه کنم و بعد به حمدالله مسلمان و شیعه شدم.با یک مرد ایرانی ازدواج کردم و بعد از آن چندباری به ایران آمدم و الان 2 سال است که ایران هستم. دوست داشتم پسر کوچکم با فرهنگ اینجا آشنا شود.

پس شما در هردو فضای ایران و آمریکا کار رسانه ای کرده اید؟
در آمریکا قبل از مسلمان‌شدنم در تلویزیون کار می‌کردم. بعد از مسلمان‌شدن و داشتن حجاب آن کار تعطیل شد! 

منظورتان از تعطیل شد چیست؟ آنها تعطیل کردند؟!
صددرصد! وقتی مادرم اولین بار من را با حجاب دید گفت: ببین، اینکه دینت را عوض کرده‌ای یک بحث است. اما اگر بخواهی با این شکل اینجا بگردی نمی‌توانی توی رشته‌ی خودت پیشرفت کنی. مادرم چند مسلمان را می‌شناخت که حجاب نداشتند. می‌گفت: اگر می‌خواهی مسلمان باشی، باش اما مثل اینها! من می‌گفتم: من نمی‌توانم! من مقایسه و مطالعه کرده‌ام و به هر قیمتی، حتی اگر کارم را از دست بدهم باید وظیفه‌ام را انجام بدهم.

برخورد خانواده با مسلمان شدن شما چطور بود؟
برایشان سنگین بود. من با ایشان صحبت کردم درباره انجیل، قران و اسلام و غیره اما باز برایشان سنگین بود. اولش یک مقدار مشکل داشتیم. خصوصا توی آمریکا کسی مسلمان باشد اگر واقعا بخواهد رعایت کند مشکلات هم خواهد داشت. نه فقط حجاب، مثلاً خوراک. فرض کنید یک عمر در آن خانواده بزرگ شده، یک دفعه نمی تواند غذای مادرش را بخورد. چرا؟ به خاطر گوشت حلال.

به هر حال برای مادر سنگین است و مسائل مختلف دیگر. البته مادرم قبل از فوتش به من گفت که راه تو درست بود. الان بچه‌های تو را که می‌بینم و مقایسه می‌کنم با نوه‌های دیگر، می‌بینم راه تو درست بود.

خانم هاشمی برگردیم به آمریکا! گفتید به خاطر حجاب تعطیل‌تان کردند! چطور؟ مگر لیبرالیسم بر آمریکا حاکم نیست؟ آزادی ادیان چه می شود؟!
آنها هیچ‌وقت مستقیم نمی‌گویند به خاطر حجاب. مثل ترکیه یا فرانسه نیست. آمریکایی‌ها کارشان را خیلی قشنگ بلدند! بهانه‌های دیگر می‌آورند. چون اگر بگویند به خاطر حجاب خلاف قانون اساسی‌شان است.

مثلاً چطور می گویند؟ لطفا عینی‌تر توضیح بدهید.
آنها می‌گویند: «الان بودجه نداریم.. خدا کند بعداً بتوانید برگردید. یا مثلا می‌گویند: ما فعلا در این قسمت نیرو لازم نداریم.. در آن قسمت لازم داریم.. شما تجربه دارید؟ عه ندارید؟ خب ببخشید.. بعداً از شما استفاده می‌کنیم!» چون اگر بتوانید به دادگاه ثابت کنید که آنها به خاطر دین یا حجاب شما را اخراج کرده‌اند دادگاه آنها را محکوم می‌کند ما می گوییم Sue میکند. آنها کاری نمی‌کنند که شما مدرک داشته باشید و این‌را اثبات کنید.

از طرف مردم چطور؟ آنها هم سوگیری دارند در برخورد با محجبه‌ها؟
کشورهای مختلف، متفاوت است. مردم آمریکا فکرشان بازتراست. اگر این تبلیغات ضداسلام نبود و اگر خود ما مسلمان‌ها الگوی بهتری بودیم می‌توانستند مسلمان هم بشوند. اما بعضی جاها فکرشان بسته‌تر است. جاهای کوچک‌تر هم فکرشان بسته‌تر است. به هر حال فراموش نکنیم که همین کشور است که سی چهل سال پیش، سیاه‌پوستان حتی آب هم بیرون نمی‌توانستند بخورند! فقط سی سال گذشته!

بعد از آن کار رسانه ای در آمریکا را رها کردید؟
دیگر در تلویزیون کار نکردم. بیشتر با مسلمان‌ها کار می‌کردم. با روزنامه‌ها و مجلات اسلامی مثل MAGAZINE CRESCENT INTERNATIONALو ISLAMICA کرسنت در تورنتوی کانادا منتشر می‌شد و در راستای همان اهداف انقلاب اسلامی کار می‌کرد.

مخاطب اینطور مجلات فقط مسلمان‌ها هستند یا غیرمسلمان‌ها می خوانندشان؟
بیشتر مسلمان‌ها. در بین روشنفکران و استادان دانشگاه، کسانی که دنبال خبرهایی غیر از بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان و ای‌بی‌سی و غیره هستند، این مجلات را می‌خوانند. مخصوصا سی سال پیش که اینترنت نبود، بیشتر به این مجلات مراجعه می‌کردند.

چقدر تاثیرگذار هستند؟ از لحاظ کیفی در چه حدند؟
خیلی قوی. مخصوصا کرسنت، سی چهل سال، دقیق یادم نیست می‌توانم آنلاین چک کنم بگویم، وجود دارد و قوی کار می‌کند. زمانی فقط سه شبکه اصلی داشتیم، ای‌بی‌سی، سی‌بی‌سی و ان‌بی‌سی. سال 82 یا 83 سی‌ان‌ان هم اضافه شد و این چهار شبکه 95 درصد خبر آمریکا را تولید می‌کردند و کسی غیر این دنبال منبع دیگری نمی‌رفت. ما می‌گوییم وقتی(ALTERNATIVE MEDIA) ، رسانه‌هایی با تفکر جدید، آنهم با کیفیت عالی بوجود می‌آید مردم استقبال می‌کنند.

فرمودید در راستای اهداف انقلاب اسلامی کار می‌کنند. امام معتقد بود دو نوع اسلام داریم، اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی. با این چارچوب می‌توان تحلیل‌شان کرد؟
بله، یک عده‌ای هستند که ظاهراً مسلمان‌اند اما برطبق جیب آمریکا عمل می‌کنند! دوربرمان پُراند! از عربستان تا مصر. یا مثلا این بحث فلسطین و اسرائیل. وقتی اسرائیل گفته اصلا امکان ندارد حتی یک وجب عقب نشینی کند، پس دیگرمعنی این مذاکرات چیست؟! چرا؟ چون محمود عباس هم یکی ازهمین مدل‌های اسلام‌های آمریکایی‌است.

یک ضرب المثل داریم divide and conquer یعنی تفرقه بیانداز و حکومت کن. همیشه همین کار را کرده اند. خصوصا بعد از انقلاب اسلامی ایران. چون ضربه بزرگی بود برایشان و هنوز هم هست. الان مشکلترین قضیه ای که آمریکا دارد ایران است. چون در ایران راه استقلالی را انتخاب کرده‌اند و نمونه‌ای شده‌اند برای تمام کشورهایی که دنبال استقلال هستند. مثل همین کشو‌رهای آفریقایی. الان هم که می‌بینیم این مرکز اسلامی در نیویورک در رسانه‌ها بزرگ می‌کنند تا مردم را به جان هم بیاندازند.

درباره ربط این ماجرا و ربطش با رسانه ها و تفرقه بیشتر بگویید.
این مرکز را نزدیک مکانی که یازده سپتامبر اتفاق افتاد می‌خواهند بسازند. آنها آمده اند گفته اند این بی‌احترامی‌است! اولاً 11 سپتامبر چه ربطی به مسلمانان دارد؟! همه می‌دانند که یک بازی بود و حتی شصت هفتاد نفر مسلمان درآن حادثه کشته شدند. جالب است با یکی از امامان واشنگتن صحبت می‌کردم دراین‌باره. ایشان می‌گفت که امام مرکز اسلامی نیویورک خودش با دولت آمریکا کار می‌کند! تمام این نقشه یک بازی است که مسلمان‌ها مشغول باشند با چیزهای مختلف تا اینها بتوانند از این بین یک تبلیغ منفی‌ای علیه اسلام از تلویزیون پخش کنند.

پی نوشت :

١- اینکه میگم جلبکی ها می گویند فقط خودشان راست می گویند و بقیه هیچکس نمی فهمد و همه را نفهم می نامند و به همه انگ دروغگویی می زنند نمونه اش همین خانم هاشمی است که مستند مرگ ندا آقا سلطان را کار کرده بود و چون می خواست بالاخره اطلاعات دقیق به مردم بدهد آخر مستندش جمع بندی دقیق نداشت چون واقعا تا خود اصلی های دشمن نیایند نگویند که چه کردند کسی دقیق چیزی ندارد. حالا به او می گویند دروغگو . "احترام" فقط مال کسی است که عقاید سیاسی آنها را حتما تایید کند ! این مثلا یک نمونه بارزش. حالا شما از این حضرات که حیا نمی کنند اینجور به دوربین و چشم مردم زل می زنند و با اون دهان کف کرده و دست اشاره به سمت مردم ،‌ شروع به دروغگویی می کنند بپرس عموجان ، شما به چه دلیلی به همین راحتی این زن را به دروغگویی متهم می کنی ، چی گیرت میاید جز مشتی جیغ و ونگ احساساتی زنانه که از دهان یک مثلا مرد خارج می شود‌؟ زیاد نگرد منطقی در کار نیست.

٢- بقیه مصاحبه اش رو سعی می کنم در پست بعدی بگذارم . اینجا هم می توانید کاملش را بخوانید


 
 
 
تبلیغ ویـژه