الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

چطور از دید دور ماند ؟
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

من تعجب می کنم از بسیاری از دوستان که دستی در تحلیل فیلمهای سینمایی و سریالهای غربی دارند که چطور متوجه این مفهوم نشدند.

 بله ، بسیار از تحلیلگران ما توانستند نمادشناسی کنند و بسیاری رموز نهفته در دل این محصولات ماشینهای صنعتی بزرگ بنام هالیوود و بالیوود را شناسایی و افشا کنند. اما به زعم اینجانب ، یک نکته ی استراتژیک در این تحلیلها از افشا در امان ماند.

 
ببینید :

درست است که ما در سه گانه ی ماتریکس ، به نمادشناسی گسترده ای موفق شدیم. بله . زایان ، صهیون است. چون اصلا این کلمه ی زایان به املای صهیون نگاشته می شود و هیچ مخفی کاری از سوی طراحان این فیلم در مخفی کردن نظرشان در این زمینه وجود نداشته .

 اما باید توجه کرد که چرا چنین آسکار سخن می گویند.

باید توجه کرد که آنها می گویند قلعه ی انسانیتی در کره خاکی جز قلعه ی زایان وجود ندارد و انسان اگر می خواهد در انسانیت خویش باقی باشد ، بایستی به این قلعه بپیوندد.انسانها یا تحت استعمار ماشین ها هستند و گول خورده ، یا نه ، آزاده و قیام گر و ثائر که اگر دومی هستند حتما اهل زایانند !

هر آنچه غیر زایان و زایان نشین است ، هرچند ظاهری انسانی دارد ، چیزی جز سخت افزار و نرم افزارهای رایانه ای و محیطهای شبیه سازی شده نیست و آنچه که در بیرون از زایان است ، انسان نیست. و اگر انسانی بیرون از زایان باشد ، حتما به تسخیر ماشینها در آمده است !

به این توجه کردید ؟

آیا اینها گزاره های مستقیمی نیست که ما از متن ماتریکس بیرون می کشیم ؟ سوء برداشت یا تفسیر به رای مغایر با نص در آن وجود دارد ؟ مشکلی در این برداشت مشاهده می شود ؟

روشن است که خیر. این ها مستقیم ترین گزاره هایی هستند که می توان از متن این فیلم بیرون کشید.

برای درک بیشتر ، به سکانسهایی هایی از ماتریکس توجه کنیم :

صحنه ای در ماتریکس ریلود ، کنسول با نئو به گفتگو می پردازد. این دو بهمراه هم به طبقه ی زیرین ماتریکس که محل استقرار تجهیزات سرمایش و گرمایش و تهویه و تولید آب و ... است می روند. در آنجا کنسول از نئو یک سئوال می پرسد :

What means the CONTROL ؟ -  کنترل به چه معناست ؟

نئو از وی می پرسد منظورت چیست ؟

می گوید : ببین . من می توانم هروقت اراده کنم تمامی این ماشین ها را خاموش کنم . اما اگر این کار را کنم ، دیگر آب و هوا نخواهیم داشت. بالاخره من اینها را در کنترل دارم یا آنها من را در کنترل خود گرفته اند ؟

چه منظوری پشت این سکانس نهفته است ؟ این سکانس میخواست چه چیزی بگوید ؟ حقیقتا و اصولا ، این سکانس وسط این فیلم چه می کند ؟

 اگر نتوانسته باشیم پیام اصلی ماتریکس را درک کنیم ، پیام و فلسفه ای که ماتریکس در حال مخابره به کل جهان صهیونیزم و غرب است را درنیابیم ، نخواهیم توانست کوچکترین فهمی از این سکانس بیابیم و این سکانس برایمان بی معنا خواهد بود.

 اگر درک نکرده باشیم که ماتریکس می گوید اصولا دعوا در جهان بین انسانها و خدم و حشم انسانها است و آنچه که غیر از جهان صهیونیزم است ، از درجه آدمیت ساقط و فقط برای خدمت به آنها ساخته شده ، نمی توانیم پیام این سکانس را بگیریم . در این سکانس ، با حرکت نئو و کنسول از طبقه اول به طبقه دوم هستیم . اصل ماتریکس در طبقه فوقانی و این ماشینهای خدمت گذار در طبقه تحتانی هستند. این به چه معناست؟

 این ، اشاره ای به جهان دو قطبی امروز است. دسته بندی شمال جنوب. خدا کند که متوجه باشیم که از انتهای قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم ، جهان سه قطبی وجود خارجی ندارد و چیزی بنام عقب مانده ، در حال توسعه و توسعه یافته و جهان اول ، جهان دوم و جهان سوم نیست. بلکه از منظزر غربی جهان به دو دسته ی توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم می شود والگوی توسعه ای برای حرکت جهان توسعه نیافته برای دستیابی به توسعه یافتگی ترسیم و ارائه شده است.

 در این سکانس ، نئو و ماتریکس بشکلی سمبلیک و نمادین ، از طریق آسانسور ، از جهان توسعه یافته و قبله ی توسعه ، به جهان در حال توسعه و قسمت متصل به غرب آن می روند. قسمتی که توسط غرب راه اندازی شده ، آن را در کنترل دارد و تامین کننده نیازهای ابتدایی جهان باصطلاح توسعه یافته است. لیکن کلن اختیار آن و ماهیت آن در دستان جهان باصطلاح شمال تعریف شده است. این اشاره ، اشاره ای صحیح به قدرتهای وابسته ی موجود در مناطق مختلف دنیا ، خصوصا خاورمیانه است. اشاره ی کنسول ، به حکومتهای وابسته ای است که توسط خود غرب در مناطق تمرکز انرژی و مواد خام تاسیس شده تا ضمن حفاظت از منافع غرب ، منابع مورد نیاز آنها را تامین نمایند.

روشن است که دوام ذاتی این حکومتهای وابسته ، در تناسب با سیاست های جهان غرب است و به محض قطع شدن اراده ی بیگانه ، این حکومتها برچیده می شوند و گاه خود غرب این اقدام را می کند ( منظورم انقلابات امروز خاورمیانه نیست- سناریست و نویسنده و طراح فلسفه ای این فیلم چنین انقلاباتی را در مخیله اش هم راه نمی داد! ) . اما به محض برچیده شدن این دولتهای دست ساز وابسته ، منافع غرب نیز در این مناطق تامین نخواهد شد. اشاره ی کنسول به این بود که درست است که ما از ماشین ها بدمان می آید . اما گاهی به آنها نیاز داریم  و این رابطه ی نیاز چنین وثیق و دوسویه می شود که نمی توانیم آنها را کاملا حذف کنیم .

 حال ، در میان این همه ماشین و روبات که در تعامل با نئو و زایان قراردارند ، روشن نیست که ین ماشین های خدمت گذار دقیقا کدامها هستند ؟

با دنبال کردن چند بخش دیگر از ماتریکس نیز مشخص می شود که دقیقا منظور اسلام است. آنها کلا اسلام را نرم افزار بیداری و خروج و انقلاب و عصیان علیه استثمار می دانند. اگر در فیلم ماتریکس دقت کرده باشید ، فرهنگ غربی حاکم بر زایان تلاش زیادی برای بهره برداری و ارتباط با فرهنگ کنفسیوسی دارد. چرا مورفیوس برگرفته از فرهنگ یونانی ، اینقدر با فرهنگ کنفسیوسی مدغم می گردد ؟

 جواب را باید در نظریات مشهور پایان تاریخ و برخورد تمدنها یافت. این نظریات مدعی هستند تاریخ با تسلط فرهنگ لیبرال دموکراسی به پایان خواهد رسید. هرچند بر اساس این تئوری نبرد نهایی بین تمدن اسلامی متحد با تمدن کنفسیوسی خواهد بود.

 در بدوامر، برخی از تحلیلگران، نظریه «پایان تاریخ » را نظریه بدیع و مهمی توصیف نمودند، لیکن تحولات سریع الوقوع در عرصه بین الملل بویژه بروز ناسیونالیسم افراطی،درگیریهای قومی، مذهبی و منطقه ای وحرکتهای اسلام خواهی در پاره ای ازکشورهای اسلامی، ارکان این نظریه را سست کرد و زمینه را برای طرح نظریه هشداردهنده هانتینگتون با عنوان «برخورد تمدنها»هموار ساخت.

 هانتینگتون در پاسخ به این پرسش که آیاجنگ سرد را می توان اتمام مناقشات سیاسی، استراتژیک و ایدئولوژیک تفسیرکرد نظریه «برخورد تمدنها» را مطرح می سازدکه فاقد خوشبینی نظریه «پایان تاریخ »فوکویاماست. هانتینگتون معتقد است که امروز جهانیان هرگونه تمایل به اصول اعتقادی اعم از کمونیسم، آنارشیسم یانژادپرستی را کنار گذاشته اند، اما قطع وابستگی آنان به ریشه های «تمدنی »شان امکان پذیرنیست. وی دنیا را به چهار حوزه تمدنی اصلی تقسیم می کند. تمدن غرب مسیحی، تمدن اسلامی، تمدن کنفوسیوسی و تمدن هندویی. دیگر تمدنهای کوچکتر ازنظر او عبارتند از: تمدن آمریکای لاتین،تمدن آفریقا سیاه، تمدن ارتدوکسی، تمدن بودایی و ژاپنی.

 
به اعتقاد هانتینگتون، تقابل تمدنها،سیاست غالب جهانی و آخرین مرحله تکامل درگیریهای عصر نو را شکل می دهد. خصومت هزار و چهارصد ساله اسلام و غرب در حال افزایش است و روابط میان دو تمدن اسلام وغرب آبستن بروز حوادثی خونین می شود.وی در کتابش، بیان می دارد تازمانی که اسلام، اسلام باقی بماند (که باقی خواهدماند) و تازمانی که غرب، غرب باقی بماند (چیزکه بعید به نظر می رسد) تنها عامل تعیین کننده روابط موجود میان این دو دایره فرهنگی عظیم و دو سبک متفاوت زندگی،کشمکش بنیادین میان آن دو خواهد بود. کشمکشی که 1400 سال تمام تعیین کننده روابط میان این دو فرهنگ بوده است.

هانتینگتون برای اثبات «خطر اسلام » نتایج نظر سنجی انجام شده در آمریکا را منتشرنمود. نظر سنجی که طی آن اکثریت پرسش شوندگان به این گمان بودند که خطری به نام خطر اسلام، وجود دارد. از زمان انتشار نتایج این نظر سنجی ظاهرا بسیاری از مردم بدان اعتقاد پیدا کرده اند. در پاسخ این سؤال آقای هانتینگتون که کدام کشور بزرگترین تهدیدبرای ایالات متحده محسوب می شود، سه کشور ایران، چین و عراق سه رتبه اول را به خود اختصاص داده اند.

هانتینگتون جهان امروز را به بخشهای فرهنگی متفاوتی تقسیم می کند و معتقد است آن قسمت از جهان که دارای فرهنگ اسلامی است، اصلی ترین دشمن احتمالی غرب خواهد بود؟!هانتینگتون ادعا می کند که غرب مسیحی -یهودی در سده 21 هم از نظر سیاسی و هم ازنظر اقتصادی قربانی مطامع امپریالیستی پیروان اسلام و کنفوسیونیسم خواهد شد.خلاصه این که کانون اصلی درگیریها در آینده،بین تمدن غرب و اتحاد جوامع کنفوسیوسی وجهان اسلام خواهد بود و درگیریهای تمدنی آخرین مرحله تکامل درگیری در جهان مدرن می باشد. هانتینگتون همچنان بردیدگاه بدبینانه خویش درباره آینده روابط بین تمدنها تاکید ورزیده و از شکست دولت - ملت به عنوان واحد اصلی روابط بین الملل،تشدید تنشهای ناسیونالیستی، گرایش فزاینده به درگیری، افزایش سلاحهای امحای جمعی و رشد بی نظمی در جهان سخن می گوید. سیاست داخلی، سیاست قومی و سیاست جهانی وجود خواهند داشت،اما همگی تابعی از «سیاست تمدنی » خواهندبود.

هانتینگتون همچنین تصریح می کند:

 «در دنیای بعد از جنگ سرد، کشورهای اصلی و مرکزی هر تمدن جای ابرقدرتهای دوران جنگ سرد را خواهند گرفت. «قدرت جهانی » دیگر معنا ندارد. شکل گیری دنیای آینده بر اساس تمدنها حتمی است و هیچ گریزی از آن وجود ندارد.»
 
هنری کیسینجر نیز معتقد است که:

«دردنیای بعد از جنگ سرد شش قدرت جهانی قدرتهای برتر خواهند بود که در واقع در درون پنج تمدن بزرگ هستند.»

وی گرچه تمام مسائل جهان را «در خطوط گسل (1) مورد نظرهانتینگتون متمرکز نمی داند، اما با تحلیل وی درباره وضعیت جهان بعد از جنگ سردموافق است.» میچل استرمر، رئیس انیستیتوی مطالعات روابط بین الملل آلمان در هنگام تشریح نتیجه آخرین تحقیقات این مؤسسه اعلام کرد که برخورد فرهنگها عامل خطرناک و بی ثبات کننده ای است که کشورهای ناتو در آینده با آن روبه رو خواهندشد.

آخرین بخش از نظریات هانتینگتون که واقعا خطرناک است، اشاره او به خطر اتحادبین تمدن اسلامی و کنفوسیوسی و تبانی آن دو برای غرب است. وی معتقد ا ست، تبانی سایر تمدنها مهم نیست ولی تبانی این دوتمدن می تواند غرب را از پای درآورد. در اینجا هانتینگتون اعلام خطر می کند که نزدیکی خیلی زیاد ایران و پاکستان و چین نوعی اتحاد بین این دو تمدن است. طبق تحلیل وی تمدن اسلامی نمی تواند زیاده روی وغارت ملل توسط تمدن غربی را تحمل کند،لذا این دو تمدن قطعا برخورد خواهند کرد.

 به نظر هانتینگتون، مسلمانان معتقدند که فرهنگ غربی، فرهنگی مادی و فاسد و درنهایت درجه از انحطاط و بی اخلاقی است ونیز معتقدند که در این تمدن فاسد ویژگیهایی است که با در نظر گرفتن آن ویژگیها باید برضرورت هرچه بیشتر مقاومت در برابرتغییراتی که این فرهنگ در طرز زندگی آنان پدید می آورد، تاکید کنند.

حال در این فیلم ، بارها متوجه می شویم که تلاش شده ، این فرهنگ غربی باشد که با فرهنگ کنفسیوسی درآمیخته و به وحدت رسیده است. بدون تعارف ، دیدگاههای مذکور رسما از سوی جهان غرب پذیرفته شده و بعنوان ایمان امروز تئوریسینهای بزرگ آنان مورد توجه قرار می گیرد. تذکرات نظریه پردازانی همچون فوکویاما و هانتینگتون است که کسی مانند جوزف نای را به تدوین و وضع تئوری نبرد نرم و سخت و تببین راه تقابل استراتژیک موثر با حوزه های تمدن اسلامی و کنفسیوسی وادار می کند.

 می ترسم این مطلب زیاد طولانی شده باشد. حرفهای زیادی هست که باید در ادامه با بررسی دو فیلم جزیره (2005) و ترمیناتور سلویشین 2009 باید به میان بیاید. باید نقد درون گفتمانی و غربی در مورد  فلسفه محوری ین فیلم ها را افشا و درک کنیم.


 
 
 
تبلیغ ویـژه