با این حساب ، من وقتی سه چیز را از فضای کشور در ذهنم حذف می کنم ، دیگر مشکلی نمی ماند که حل کردن آن سخت باشد ، مشکلات بحدی حقیر هستند که وقتی حقیقت عیان می شود ، کوچکی مشکلات باعث می شود تا هر عزمی در حل آنها تضعیف شود ! یکی این دست روزنامه ها و دیگری دروغهای ماهواره و اینترنت و سومی هم ، شایعه ستون پنجم را .
...
بله ،
وقتی روزنامه ای نباشد که از دزد دفاع کند ، قاضی براحتی و بدور از فشار عصبی می تواند او را محاکمه کند.
بله ،
وقتی روزنامه ای نباشد که بیگناهی را به هزار گناه ناکرده متهم کند ، قاضی براحتی و بدور از فشار عصبی می تواند او را محاکمه کند.
بله ،
وقتی روزنامه ای نباشد که سئوال را- بدون جواب – منتشر نکند ، دیگر هر کسی می تواند در فضایی آرام با مراجعه به منابع اصیل ، سئوالهای خود را بیابدو جوابهایی نیز برای آن.
...
بدترین کارها از همین روزنامه ها سر زد .
بد ترین کارها .
...
می دانید ...
وقتی من به دیسکت دوستم اعتماد کردم و در رایانه ام گذاشتم باوجود اینکه او خدا را قسم خورده بود که ویروسی نیست ، اولا رایانه خاله ام ، رایانه های شبکه محل کار پدرم ، رایانه های شبکه محل کار دوستم و نمی دانم بر همین اساس ، چند رایانه دیگر را آلوده کردم ، و ثانیا ، چه اعتمادی از دست رفت نسبت به همه دیسکتهای دوستانم وقتی که دیدم دیسکتی که پشتش هزار قسم و صد من اعتماد بود ، چقدر ویروسی از آب در آمد ...
وقتی من به تو ای روزنامه نویس دوم خردادی اعتماد کردم و مغز و روح و فکر و دستگاه استدلالی ام را در اختیار تو قرار دادم و تو هم به تمام مردانگی و شرفت قسم خوردی که راست می گویی و خوبی من را می خواهی و وقتی که بیماری ات بر من فاش شد و قدرت طلبی ات آشکار و الودگی ات به تمام آنچه دیگران را متهم کردی ، من اعتمادم از روزنامه جماعت رفت ! . تو کاری کردی که مردم به هیچ روزنامه ای اعتماد نکنند .