الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

ما همه سرباز توایم...
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

این حرف امروز آقا در دانشکده ی امام علی و در جمع باصفا و نورانی بچه های ارتش بوده. آقا اسم بچه های ارتش و سپاه و بسیج را آورد ، اما دیدم ما دفاعی ها جایمان خالی مانده!

گفتم بگویم :

ما دفاعی ها هم هستیم آقا جان بخدا. فقط ارتش و سپاه نیستند که. ما هم هستیم . هرجا که تو امر کنی. بگو برو تو بسیج بیا جلو . چشم . بگو بمون مهمات آماده کن . چشم . بگو بیا سیمچین بردار سیم و کابل به هم پیچ کن چشم . بگو امدادگر باش زخم ها رو مداوا کن چشم . بگو تخریب چی باش مین ها رو خنثی کن چشم . آقا جان . کار زیاد بلدم ... آقاجان بدردت می خورم . بخدا کار زیاد بلدم هرکاری بگی رو تخم چشمام... شما اصلا بگو ابوذر وایسا دیگ غذا رو هم بزن . بگو پوتین واکس بزن . بگو نظافتچی جبهه هات باشم . بگو خیاط لباس بسیجی ها باشم . بگو پلاکارد نصب کنم . بگو تک تیرانداز باشم و آرپیجی بزنم ، بگو کالک بکشم و شناسایی کنم ، هرچی شما بگی آقا جان همونه . حرف رو حرف شما نداریم . من کار زیاد بلدم ، اما فقط اون کاری رو انجام می دم که شما بگی و تکلیف کنی.

آقاجان ، فقط ارتش و سپاه نه . بخدا همه ی ملت فریاد می زنند: "ما همه سرباز تو ایم خامنه ای. گوش بفرمان تو ایم خامنه ای". آقاجان مادر من یک کارت بسیج هم توی جیبش ندارد. اما مسجدی پای کار است. اما 18 تیر 78 خواهرهای من را برداشت و با خواهرش درب 50 تومنی بودند. همه ی ملت آماده اند. من و داداشهایم هم که با پدرمان خودمان کف خیابان بودیم . آقا بگو موشکهایشان را شلیک کنند. بگو هواپیماهایشان بیاید. بگو هرچه شیمیایی و میکروبی و اتمی دارند رو کنند. ببینم از پس ملت هشتسال رزمیده بر می آیند؟ ببینم چیزی از تجربیات قبلی شان یادشان مانده ؟

ما میمانیم باز هم این ور ، در خط شرف ، و مهدی - سیاوش - اردلان و نیمای اکبر پور و شادی صدر و فرناز قاضی زاده و سینای مطلبی و ... بمانند همان ور و خونریزی های ارتشهای متجاوز را توجیه و دشنه های آنها را از خون ما با پیراهن های سفیدشان پاک کنند.

آقا جان . بگذار یک نسل جدید برایت درست کنیم از افتخار. می خواهیم چند تا ابراهیم همت و علی هاشمی و علی فضلی و قاسم سلیمانی و عزیز جعفری و احمد کاظمی و اسماعیل شوشتری جدید برایت باشیم  . آقا جان حسودی مان که نمی شود ، اما غبطه می خوریم از عشقی که به اینها داری. از عشقی که به شهادت داری. از عشقی که به صفای ایمان داری. آقا جان اجازه ، آقا جان ما هم هستیم .

خوشبحال بچه های ارتش که امروز میهماندارت بودند. ماهم چندسال یکبار توفیق زیارتت را داریم در وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح . حالا هم که رئیس ، خیلی مشتی و باحال است. سردار وحیدی خیلی عشق است. حتی با تریپش هم حال می کنم . شنیهد ام در اتش بچه حزب اللهی و مومن خیلی زیاد شده . ای والله به ارتش. ماشاالله به ارتش. دم سپاه هم گرم . دم نیرو انتظامی هم گرم . ولی ارتش دمش گرم که توی مسابقه ی خدمت خوب دویده . حالا داره جلوهای صف می رسه . ای ول ارتش. خدا حفظتون کنه بچه های ارتش.

آقا جان خلاصه ما هم هستیما... حتی واسه پریدن روی سیم خاردارها... نمیشه که آمریکا فقط برای حاجقاسم خط و نشون بکشه . پس ما چی ؟ هرچند اتفاقا چندوقته خوب درب شهادت تو وزارت دفاع و بچه های علمی و فناوری بازه . اما خب ، آقا جون ، میخایم ما هم بشیم سپر بلات. حاج قاسم جوون نمیخای ؟ من میخام قاسم کربلات باشم ...

 


 
 
 
تبلیغ ویـژه