الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

پاسخی به مطلب وبلاگ احمدباطبی
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

اخیرا احمد باطبی وبلاگی خوش اب و رنگ و طراحی ایرانی ساخته و در آن قلمفرسایی می کند. البته بنظر فقط وبلاگش ظاهر عوض کرده و همان قبلیست.

در مطلبی تحت عنوان شبکه خبر صدای ما را از واشنگتن می شنوید سعی کرده :

1- سیاست ایران در جلوگیری از فعالیت رسانه های حکومتی انگلیس آمریکا و رژیم صهیونیستی تناقض جلوه دهد

2- خبرنگاران ایرانی را دروغگو و ادعای ایران را نیز کذب جلوه دهد

در جواب مطالبش ، این مطالب را برایش کامنت کردم . دو چیز مشخص خواهد شد :

1- پایبندی وی با ادعای دموکرات بودنش - خصوصا بر اساس کراواتی که زده ! :))

2- پاسخ او به پاسخ من

آنچه نوشتم در زیر درج می کنم:

***

بسم الله. آقای احمد باطبی. نکاتی را در پاسخ به مطلب شما گوشزد می کنم . امیدوارم در نشر آن، مطابق رویکرد ادعای خودتان ،  "دموکراتیک" عمل کنید :

1-       شما از عدم حضور رسانه های "مستقل" در ایران صحبت کردید.

  1. شما از عدم حضور رسانه های صحبت نمی کنید. از عدم حضور رسانه های مستقل صحبت می کنید. غیر از این است ؟ متن شما همین بالا در دسترس وقابل مشاهده است. سئوال این است که این استقلال که وجه ممیز رسانه های "مستقل" مد نظر شما و رسانه های "وابسته" ی موجود در ایران است ، چیست ؟ اصولا تعریف شما از استقلال رسانه ای چیست ؟ آیا شما خود یک خبرنگار مستقل هستید ؟ آیا شما اصولا به کار رسانه ای مستقل معتقدید ؟ آیا شما اصولا در کنشهای سیاسی خود اعتقادی به هر نوع از استقلال دارید ؟ اصولا استقلال در ادبیات ذهنی و فلسفی شما چه رنگ و بویی دارد و چگونه برای عموم معنا می شود ؟ قاعدتا با این وضع ، باید در جملات شما بجای کلمه ی استقلال ، کلمه ی دیگری بکار برد که لا اقل کمی ، کمتر محل چالش و مناقشه و تناقش گیری شود. موافقید ؟
  1. من فکر می کنم شما اگر از کلمه ی بین المللی استفاده می کردید ، ادعایی باورپذیر تر می بود. اما با این وضع هم ، باید منظور شما از رسانه های غایب را باهم از نو مطالعه کنیم . اگر منظور شما از رسانه های مستقل ، رسانه های بین المللی باشد ، همه شاهد هستیم که رسانه های بین المللی با حضوری بشدت پررنگ در ایران فعال هستند. این شامل طیف گسترده ای از رسانه ها می باشد و اگر شما که بقول خود با چشمانی خستگی ناپذیر دائما در حال رصد خروجیهای inn هستید دقت کرده باشید ، لوگوهای مجموعه وسیعی از رسانه های خارجی مقابل مسئولان سیاسی ایرانی و خارجی  را در کنفرانسهای مطبوعاتی پر می کند.  در این میان نام تعداد زیادی از رسانه های اصلی امریکا نیز مشاهده می شود . می توان فهرست بزرگی از رسانه های چهارگوشه ی جهان همچون رسانه های اصلی ژاپنی ، چینی ، روسی ، هندی ، عربی ، افریقایی ، انگلیسی ، فرانسوی ، آمریکایی و ... را تهیه کرد که در ایران کاملا فعال هستند. 
  1. شاید منظور شما از رسانه ی مستقل ، تنها VOA و BBC PERSIAN می باشد. قاعدتا منظورتان رسانه های رژیم نفور صهیونیستی هم نخواهد بود. لازم به ذکر است وابستگی حکومتی و تعقل داشتن این رسانه ها به مرکزیت حکومت انگلیس و آمریکا چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. چند کلیک روی سایت IBB  و BBC مشخص می کند که کدام رسانه بر اساس قواعد BBG و کدام رسانه بر اساس قواعد ROYAL CHAMBLER کاملا در تملک حکومت هستند. ایا مطلب شما خطاب به مخاطبی نوشته شده که از حداقلی ترین اصول مدیریت رسانه در آمریکا وانگلیس بی خبر است ؟ آیا هدفگذاری شما اینگونه بوده است ؟ البته چنین هدفگاذری از شرافت انسانی و صداقت فعالیت خبری بدور است و فکر می کنم جان مایه ی مطالب اخیر سما ، اکار همین اصل در عملکرد آن خبرنگار امریکایی الاصل است. اما این نگرانی زیادی ندارد. این امر فرصتی است برای امثال بنده ، تا کمی از چهره ی یک عنصر سیاسی که در وبلاگی که با ظواهر ایرانی طراحی شده ، پرده برداری کنیم .
  1. روشن است که صدای آمریکا و تمامی زیرجزء آن امکان فعالیت در ایران ندارند. اما در مورد بی بی سی نکته ی جالب آن است که فقط رئیس دفتر بی بی سی اخراج شده و دفتر کماکان می تواند با معرفی نفری جدید که مورد تایید قراربگیرد فعال باشد. با این حساب ، باید مشخص شود که منظور شما قاعدتا فقط صدای آمریکا است. رسانه ای که شما مدتها رسما کارمند آن بوده و فقط به ضرب اخراج از آن ، از فعالیت در چهارچوبهای مفهومی و فلسفی و اداری آن خارج شدید. بدنیست برای مخاطبان وبلاگ ، کمی این فضا را باز کنید .

 

2-      و اما در مورد گفتگوی شما با شهروند امریکایی مصاحبه شنوده و شهروندان آمریکایی مصاحبه کننده :

 

  1. در کشوری که چکمه ی دموکراسی و حقوق بشر آن ، چهارسوی کره خاکی را گرفته و سرنیزه ی خونین یربازان آن ، به خون مردم بی گناه و غیر نظامی ، با بهانه ی مبارزه با تروریزم آلوده است و رسانه هایی که این کشور برای سایر کشورهای جهاتن طراحی می کند ، به ابزاری برای کنترل و ردزنی مخالفان درونی آن تبدیل شده ، چگونه می توان شهروندی را یافت ، که با آسودگی خاطر، در گفتگو با کسی چون شما و در پاسخ به سئوالی آنچنان که شما پرسیدید ، بدون دغدغه پاسخ گفته باشد. در اینجا همانطور که می بینید ، فرض ، صادق بودن شما در انتقال گفتگو است. فرضی خوشبینانه که از سالها کنشگری سیاسی شما از زمان کوی دانشگاه تهران در سال 78 و بالاگرفتن پیراهن آلوده به خون حیوانی ، تا ملاقات با سران حکومت آمریکا و ادعاهای شما علیه ملت و مردم ایران ادامه دارد . اما با فرض مذکور ، ماجرا به این شکل در می آید.

 

  1. با فرض صحت انتقال گفتگو باید گفت ، توضیح آن شهروند و این خبرنگار به سئوال شما ، دقیقا با واقعیت دیدگاه آنها انطباق دارد. رسانه ی رسمی جمهوری اسلامی ایران اجازه ی فعالیت در خاک آمریکا را ندارد. اما رسانه ها می توانند با یکدیگر تبادل خبری داشته باشند و جمهوری اسلامی مانند همیشه توانسته است گوشه ی دیگری از سیاستهای تحریمی آمریکا را ناکارآمد کند و آمریکا را مجبور نماید تا گامی جلوتر در شفافیت هرچه بیشتر در این فضا بردارند و تردیدهای تمامی شکاکان را رفع کنند و حقیقت را کاملا صریح و بی واسطه ، به منظر عمومی آورند. چه بهتر که این کار ، بواسطه ی فردی کم عمق و سطحی چون شما تسریع شود و چون کاتالیزوری در این میان بدوید. جمهوری اسلامی ایران هرگز نگران مخالفت امثال شما با خود نبوده است.

 

  1. در اینکه شما ، در کار رسانه ای خود چه چیزی را آماده می کنید و مخابره می نمایید و چه چیزی را آماده نمی کنید ، حرف روشنی وجود دارد و آن اینکه شما و کلیه طیف عناصر رسانه ای که در خدمت قوای استکباری قرار دارید ، بنا نیست که توسط آنها جز در چهارچوبی بکارگیری شوید که توسط خود آنها برای آن نشان ، جذب ، تربیت و استخدام شده اید و اگر غیر از این باشد ، باید تحولی در طرفی رخ داده باشد. برای مثال کسی از شما نخواهد خواست که به حمایت از نیروی بسیج مستضعفین ایران چیزی بنویسید. چون شما اصولا در این زمینه "ذهن و منطق" مورد نظر را ندارید و بنا هم نبوده است که داشته باشید. البته ، در مورد قلمفرسایی در مقابل وجه ، مطالب زیادی در رسانه های اپوزیسیون در نقد سایر اپوزیسیون وجود دارد و طرفین متعددی همدیگر را حتی به فعالیت برای جمهوری اسلامی و اصطلاحا نفوذی بودن متهم می کنند و البته که شما هم از این قاعده مستثنی و برکنار نبوده اید. راستی پاسخ شما بر این مطالب ، جز فحاشی بیشتر و داد و بیداد همچنان این مطلب ، چیز دیگری هست ؟

 

  1. جنبه های مثبت جامعه ی آمریکایی ، آیا آن چیزی است که شما نگران آن هستید که چرا در تلویزیون ایران پخش نمی شود ؟ اصولا این جنبه های مثبت در مجموعه و منظومه ی معرفتی شما چیست و چه تناسبی با نگاه اسلامی ایرانی به امور معروف و منکر دارد که حالا بپرسیم چرا آنها در رسانه های ایرانی پخش می شوند یا نمی شوند ؟ اتفاقا امثال بنده از منتقدان جدی رسانه ی ملی و سایر رسانه های داخلی هستیم که متاسفانه خواسته یا ناخواسته به مراکز تبلیغ و اشاعه ی جنبه های منفی فرهنگ بیگانه و غربی در جامعه داخلی بدل شده اند و رسانه های ما مملو از فیلمهای هالیوودی و وسترنهای مبتذل غربی است. اما آیا اعتراض وال استریت از نظر مردم این کشور ، یک امر قبیح و منکر و یک نقطه ی سیاه رفتاری است ، یا یک عمل بر مبنای مطالبه ی عدالت و آزادیخواهانه ؟ آیا پوشش دادن به وال ایتریت اینقدر دردناک است ؟ موضع شما در مورد قیام وال استریت چیست ؟ رسانه های "مستقل!" مورد نظر شما چه موضعی در مورد ماهیت و اهداف این جنبش دارند ؟

 

  1. شما از نمایش صحنه های جنبش وال استریت دذ شبکه خبر این امر را برداشت کرده اید که انگار آمریکا همین الان از درون می پاشد. بدنیست اینجا به چند پرسش عادی پاسخ دهید :

 

                                                               i.      آیا قبول ندارید که پوشش رسانه ای یک جنبش ، نوعی حمایت از آن محسوب می شود ؟ آیا ایران از منظر مردم آمریکا – و نه شما – مرتکب یک عمل قبیح ، یا مرتکب یک فعالیت مثبت در حمایت از این جنبش شده است ؟

                                                             ii.      آیا قبول ندارید که پوشش رسانه ای، منجر به تقویت یک جریان می شود ؟ اگر وال استریت تقویت شود ، ساختار اقتصادی بیمار آمریکا مجبور به تمکین از خواست مردمی نخواهد شد ؟

                                                            iii.      آیا شبکه های "مستقل" شما ، با وقوع کوچکترین مشکل در سطح خیابانهای ایران ، از تجمع چند ده نفر تا یک مشکل واقعی ، با دوربین و انواع وسایل و روشهای فنی به وسط میدان ندویده و شکلی گزارش نمی کنند که انگار کل جامعه ی ایرانی در حال فروپاشی است ؟ چطور از چیزی انتقاد می کنید که تا فرق سر در آن غرق هستید ؟ کسی که منتقد امری است ، نباید خود مرتکب آن باشد.

 

                                                           iv.      در چهارچوب مبانی تئوریک - روی کاغذ - و در چهارچوبهای سیاسی وتبلیغاتی آمریکایی ، اقدام رسانه های ایرانی امری خلاف منطق به شمار نمی رود. بنابراین امریکا امکانی منطقا برای نقد و جلوگیری منطقی از آن ندارد و مجبور به رفتن راههای جاده خاکی و در رو است . اما در منطق و تئوری رسمی و علنی جمهوری اسلامی ، اعمال رسانه های آمریکایی مردود و زیر سئوال است و جمهوری اسلامی کوچکترین ضعف منطقی در برخورد با آنها ندارد. پس این جا ، آیا قبول ندارید که این ، آمریکا و شما هستید که گرفتنار چنگال تناقضید، نه ایران؟ سزاوار آن است که هرکس را با منطق خودش به چالش بکشند. به چالش کشیدن کسی با مبانی فردی دیگر ، مایه ای ندارد و بی معناست.

 

                                                             v.      باید در ادامه ی بحث شما پاسخگوی این سئوال باشید که اگر مدعی شناخت کامل فضای قانونی و اجتماعی ایران و آمریکا هستید ، آیا نمی دانید که قواعد راهپیمایی و اعتراض اجتماعی در ایران و آمریکا کاملا متفاوت و به گونه ای دگرگون است ؟ پس چگونوه منتظر یکی بودن خروجیها و نتایج هستیم ؟ مسئله این است که ما بتوانیم کسی را در چهارچوب معرفتی خودش به چالش بکشیم و بگوییم که دروغ می گوید. البته اگر بتوانیم مبانی او را نقد کنیم و در چهارچوبی مورد پذیرش طرفین اثبات کنیم که مبانی اش باطل است هم خیلی خوبتر است. این همان دو کاری است که ایران با آمریکا می کند. اما آیا آمریکا الف : توانسته مبانی ایران را رد و باطل کند ؟ ب : آیا توانسته اقدامات ایران را با منطق خود ایران ، باطل و او را دروغگو معرفی کند ؟ آیا شما تردیدی دارید که زیر سئوال بردن اقدامات ایرانی ، با منطق آمریکایی ، ارزشی ندارد. همینگونه است که اگر ایران این کار را با آمریکا انجام می داد. ایا اعتراف ندارید که ایران آمریکا را با منطق آمریکایی به چالش می کشد و این است که دردناک است ؟

 

                                                           vi.      همین که شما مدعی هستید که برای مقابله با رسانه ی جمهوری اسلامی ایران به رایزنی با امور خارجه آمریکا و کنگره اش خواهید پرداخت ، مشکل مخاطب فارسی زبان حاضر در ایران را حل می کند. بدنیست وبلاگ خود را به زبان انگلیسی بنویسید و از منظر یک مدافع منافع ملی آمریکا و با نامی جدید ، مطالب خود را بنویسید. هرچند باید اصلاحاتی را که تذکر دادم در منطق خود لحاظ کنید. والا ، آن زمان هم ، همان راهی را خواهید رفت که "حکومت" آمریکا تاکنون رفته است و می رود.

 

                                                          vii.      تئوری "دموکراتیک" روی کاغذ هرگز تئوری شما را قبول ندارد که حالا که ما فلانجا نمی توانیم برویم این هم اینجا نتواند بیاید. این تئوری ، مسامحتا تئوری متکی به الگوی عدالت محور است. شما را چه به این ادبیات. اما البته من در رد "ادعا" شما نیز ، در همان پاراگراف اول ، گفتنی های لازم را گوشزد کردم . اما باید بگویم ، شما و دوستان رسانه ای شما ، نگران تنها چیزی که نیستید ، انتشار اخبار جهت دار و خلاف واقع است. بدنیست با چند ضرب کلیک به سایت شورای رسانه ای حکومت آمریکا بروید تا ببینید آمریکا رسما به دنیا اعلام کرده است که مثلا در مورد رادیو فردا سیاست او انتشار اخبار جهت دار و غربی شده است : Radio farada is a complex of pop music and westernized news for Iranian youth   آیا این عین متن سایت حکومت آمریکا در توصیف رادیو فردایی که شما و دوستانتان از پراگ آن را اداره می کنید نیست ؟ پس لطفا این ماسک فریب را کنار گذاشته ، با ادبیات خود با ما سخن بگویید.

 

والسلام .

ابوذر منتظرالقائم نویسنده وبلاگ پاسداران

8/دی/1390 - در آستانه ی سالروز قیام مردمی نهم دی

پی نوشت :

-1 : بنظر می رسد سایت مدیریت رسانه ای حکومت آمریکا ، توضیحاتش در مورد ماهیت رادیو فردا را حذف کرده . اما خدا را شکر رد آن در سایر پایگاه های معتبر مانند سکیورتی فوکوس و رجیستر موجود است که می شود مراجعه کرد. 

-2 : باور کردنی نبود. حدسم درست از آب در آمد ! در وبلاگ اقای دموکرات ، جناب کراوات ، آقای احمدباطبی بر کامنت ها نظارت پیش از نشر می شود ! بهرحال این هم از نمودهای دموکراسی کراواتی است. حالا ببینیم نتیجه چه می شود.


 
 
 
تبلیغ ویـژه