الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

گزارش یک کرسی آزاد اندیشی- بخش اول
ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

دوستی دارم که گاه گاه با او بر سر مبانی اسلام و نظام جمهوری اسلامی گفتگو می کنم .

این گفتگوها معمولا بی مقدمه و مستقیم شروع می شوند. گاه از یک سئوال او شروع می شود و گاه از یک سئوال من .امروز دیدم که استاتوز مسنجرش این است : "آیا حکومت اسلامی ، دموکرات است ؟" در ادامه آنچه می بینید ، با کمی ویرایش ، محتوای گفتگوی ما است که از این جمله شروع شد.

تذکر : بلحاظ اینکه شاید این دوستم راضی نباشد ، نامش را مخفی کرده ام .

___________________________________________________________________

Pasdaran : : اسلام حتما دموکرات نیست.

Pasdaran : : اما مردم گرا است. و مردمگرایی ربطی به دموکرات بودن ندارد

Friend : : سلام

Pasdaran : : وعلیکم السلام

Friend : : مردم گرایی منافات با اسلام گرایی نداره؟

Pasdaran : : مطلقا

Pasdaran : : اشاره ی نص قرآن است

Pasdaran : : سیره ی نبی اسلام هم هست

Pasdaran : : اما اینجا یک بحث هم هست

Pasdaran : : مسئله اینجا الان این نیست که حالا اسلام موافق چی هست و چی نیست که اگر موافق بود ، فلان موضع رو بگیریم و اگر مخالف بود فلان موضع رو

Pasdaran : : باید کشف کنیم اصولا قران کلام خدا هست یا نه . مسئله ی اصلی اینه.

Pasdaran : : /

Friend : : در یه موضوعی ممکنه نظر اکثریت مردم چیزی باشه و نظر اسلام چیز دیگه ای

Friend : : در حکومت اسلامی ارجحیت با نظر اسلامه؟

Pasdaran : : حتما نظر اسلام که بر خلاف نظر عموم است حجت است.

Friend : : صددرصد

Pasdaran : : چون منبع اون نظر خدا است ومنبع اون نظر ، رای عامه .

Friend : : پس نظر مردم زیر سایه ی نظر اسلام همیشه گم می شه

Pasdaran : : رای عامه می تونه از هزار آبشخور سیراب شده باشه

Pasdaran : : اما وحی وحی است

Friend : : چرا که نظر خدا صلاح مردم رو می خواد.

Pasdaran : : نظر عمومی که ربطی به باید و نباید های اسلام نداشته باشه . خیر.

Friend : : دقیقا نظر مصباح و داری می گی

Pasdaran : : خدا خیر مردم رو می دونه و به اونها می گه از بین مثلا دو نامزد صالح رئیس جمهوری هرکدوم رو که میخان رو انتخاب کنند. نمی گه انتخاب رئیس جمهور حق مردم نیست

Pasdaran : : دقیق عین دین رو دارم میگم . اون چیزی که شما از نظر مصباح شنیدید با نظر مصباح فرق می کنه . شما فکر می کنی داری اون چیزی که حدس می زنی رو میشنوی

Pasdaran : : اصلا بحثی که من دارم برات باز می کنم ، با گزارشی که داده اند از نظر مصباح یکی نیست. چون اون نظر مصباح نیست . ادعای اپوزیسیون است

Pasdaran : : اما من دارم واقعا نظر مصباح رو که نص دین است میگم

Pasdaran : : که شباهتی به گزارش اپوزیسیونی ندارد

Pasdaran : : مصباح می گوید دین می گوید در مورد محکمات دینی ، نظر خدا مشخص است

Pasdaran : : مردم ممکن است رای بدهند به آزادی همجنس گرایی

Pasdaran : : از کجا و با کدام دلیل ، نظر مردم که مقبولیت عمومی دارد ، حجیت عقلی  و الهی و انسانی هم دارد ؟

Pasdaran : : مگر مقبولیت مشروعیت می آورد ؟

Pasdaran : : باید دلیلی داشته باشیم که بما بگوید در مقایسه ی نظر خدا و مردم

Pasdaran : : نظر مردم را بردار

Pasdaran : : چرا ؟

Pasdaran : : چون نظر خدا از نظر علمی ضعیف تر است ؟!

Pasdaran : : نظر مردم ، بر اساس تجربه موفق تر است ؟!

Pasdaran : : چه دلیلی ؟!

Pasdaran : : اینجا یک حرفی را می زنم

Pasdaran : : ببین

Pasdaran : : اصلا فرض کنیم نظر دو نفر آدم عادی را داریم مقایسه می کنیم .

Pasdaran : : باید دلیلی داشته باشیم که یکی را انتخاب کنیم

Pasdaran : : یک برتری ای چیزی در کیفیت این دو نظر وجود داشته باشد

Pasdaran : : مگر اینکه با یک حکم بالاتر ، بدون آنکه کیفیت نظر - کوالیتی - برای ما مهم باشد

Pasdaran : : به روش دستوری

Pasdaran : : یکی برتر باشد

Pasdaran : : پس اینجا ، بیخیال کیفیت می شویم

Pasdaran : : و می گوییم به این دلیل ، در این تضاد ، فلان را انتخاب می کنیم .

Pasdaran : : خب ،

Pasdaran : : دلایل عقلی که می گوید نظر الهی از کیفیت برتر برخوردار خواهد بود

Pasdaran : : و بر اساس منطق مدیریت جهان ، حق تشریع هم که با خداست

Pasdaran : : خب هنوز من نفهمیده ام اگر رای الهی با موضوعی در تضاد بود ،

Pasdaran : : بر اساس کدام گزاره ی عقل پسند

Pasdaran : : باید چیزی جز آن مورد توجه قرار بگیرد.

Friend : : پس چیزی که تو می گی می شه نظر اقلیت خاص جامعه، که تفسیری از کلام خدا دارن بر مردم

Friend : : مردمی که ممکنه به خدایی اعتقاد نداشته باشن

Pasdaran : : اصلا با این که طرفداران نظر الهی چند نفرند کاری ندارم .

Pasdaran : : منصرف از این دارم حرف می زنم

Pasdaran : : خب این شد یک حرف جدیدی

Pasdaran : : این که عده ای به برداشت و اعلام نظری که از سوی خدا شده ضنین باشند

Pasdaran : : بگن به این که "این" نظر خدا باشه شک داریم

Pasdaran : : این حرف خوبیه

Pasdaran : : باید بهشون ثابت کرد که "این" نظر خداست.

Pasdaran : : اینجا حرف فرق می کنه

Pasdaran : : اما تا وقتی که حرف اصلا سر این نیست

Pasdaran : : و حرف سر این است که اصالتا "نظر خدا" را قبول کنیم یا "نظر اکثریت" ،

Pasdaran : : جواب معلوم است

Pasdaran : : الان مدتهاست در کشور ما

Pasdaran : : که سئوال ، این نیست که آیا فلان گزاره واقعا منبع وحیانی دارد یا نه

Pasdaran : : اون مال دوره ی اوایل اصلاحات بود

Pasdaran : : حالا دوره ی گذار از خود اسلام است در ادبیات اپوزیسیونی

Pasdaran : : اصلا جایی ندارد بینشان این گزاره

Pasdaran : : چون مدتهاست بارها اثبات شده که گزاره هایی که

Pasdaran : : جمهوری اسلامی می گوید

Pasdaran : : کاملا قانونی

Pasdaran : : و قانون کاملا متکی به متن شرع

Pasdaran : : است

Pasdaran : : الان بحث سر این است که اصلا خدا وجود دارد یا نه !

Pasdaran : : و حق تشریع دارد یا نه !

Pasdaran : : اینه الان بحث

Pasdaran : : و کارشون به انکار وجود خدا

Pasdaran : : انکار منبع وحیانی قران

Pasdaran : : انکار وجود حضرت حجت

Pasdaran : : و اینها کشیده

Pasdaran : : بازی خیلی وقته روشن تر از این حرفهاست.

Pasdaran : : /

Pasdaran : : اینها ، لایه لایه نفاق را کنار گذاردند.

Pasdaran : : قبلا خیلی منافق تر بودند

Pasdaran : : هر بار یک پرده از چهره شان برداشته شد

Pasdaran : : یک روز با ادبیات انقلابی به نقد ما آمدند.

Pasdaran : : دیدند که ثابت شد خودشان غیر انقلابی اند

Pasdaran : : رفتند سراغ ادبیات دینی تا ادبیات انقلابی را به چالش بکشند

Pasdaran : : معلوم شد که خودشان غیر مذهبی اند.

Pasdaran : : امروز اصلا بحث مذهب نمی کنند

Pasdaran : : بحث انسانیت می کنند

Pasdaran : : بحث اومانیه است

Pasdaran : : و امروز ثابت می شود که خودشان ضد انسانی اند.

Pasdaran : : اینه . /

Friend : : من کاری به راهی که این ها رفتن ندارم.

Friend : : من راه خودم رو دارم میرم.

Friend : : مسایل رو تک تک باز می کنم

Pasdaran : : من دارم از گفتمان رایج حرف می زنم

Pasdaran : : از راههایی که در میدان تئوری و ایده پردازی طی شده

Friend : : می دونم

Friend : : یه سوال کردم جواب این رو بده. آیا حکومت اقلیتی که تفسیر حرف خدا می کنن بر اکثریتی که این تفاسیر یا حتی خدا رو قبول ندارن ممکن و شرعیه؟

Pasdaran : : شرط اول :

Pasdaran : : اثبات صورت مسئله

Pasdaran : : اکثریت / اقلیت

Friend : : برفرض

Friend : : برمیگردیم سر شرط اول. ادامه

Pasdaran : : فرض : اقلیت قرآنی اولین وظیفه اش توسعه ی خودش است. بعد از توسعه ، و تبدیل شدن به اکثریت موفق به تشکیل حکومت می شود . فرض باطل است. بدون اکثریت که امکان حکومت نیست

Pasdaran : : اما در ادامه :

Pasdaran : : اگر جمعی محدود قائل به حرف حقی باشند ، با ابزارهای در اختیار باید از حق دفاع کنند

Pasdaran : : و حق که  عوض نمی شود

Pasdaran : : مثل ماجرای روزهای اول دعوت پیامبر :

Pasdaran : : شکنجه ی مسلمانها

Pasdaran : : هرچقدر می توانند باید مقاومت کنند

Pasdaran : : و مگر غیر از این ، شرافت مندانه است ؟

Friend : : خوب، توسعه ی خود، با چه راهکارهایی؟ با جلوگیری از تبلیغ دیدگاه مقابل؟

Pasdaran : : توسعه ی خود با روشهایی که دین قبول داشته باشد

Pasdaran : : اتفاقا ، در مثال اسلام

Pasdaran : : اون چیزی که همیشه اتفاق می افتد ، جلوگیری طرف مقابل از تبلیغ اسلام است

Pasdaran : : و اصلا اسلام سودش در گفتگوی رو در رو و مناظره است

Pasdaran : : چون یک سری گزاره ها دارد

Pasdaran : : که به محض ابلاغ جا می افتد

Friend : : در جامعه ی ما اینطور نیست

Friend : : کسی نمی تونه مقابل اسلام تبلیغ کنه می تونه؟

Pasdaran : : بحث بر سر اصل موضوع و تئوری است.

Pasdaran : : و در مورد جامعه ی ما در گام بعد حرف خواهیم زد

Pasdaran : : فلا تئوری رو معلوم کنیم .

Friend : : اکی

Pasdaran : : در فضای تئوری این اسلام است که دنبال مناظره می گردد

Pasdaran : : ودر عمل ، در همه جا ، نشان داده شده که طرف مقابل است که دنبال ساکت کردن منبر اسلام است

** و اکثریت ضد اسلامی ، از همه ی ابزارهای خود برای مخالفت "مکانیکی" با تبلیغ اسلام  در "دوران گذشته" ،یا مخالفت "نرم" با تبلیغ اسلام در "دوران امروز" ، استفاده می کند **

Pasdaran : : و در مورد جامعه ی ما

Friend : : اسلام سخنی می گه و غیر اسلام هم. اگر اکثریت صحبت اسلام رو قبول کنن، حکومت شرعی می شه

Pasdaran : : هرگز گفتگوهای انتقادی با اسلام ، حتی مغایر اصول پذیرفته شده ی اسلام ، اصول بدیهی اسلام

Pasdaran : : در میزگردها و محیطهای صد در صد نخبگانی

Pasdaran : : منع نشده

Pasdaran : : مگر اینکه بخواهیم مباحث کاملا تخصصی رو به عرصه ی عمومی بکشیم

Pasdaran : : که اینجا چیزی لو می رود

Pasdaran : : طرف دنبال تبلیغ اندیشه اش نیست.

Pasdaran : : دنبال جوسازی است

Pasdaran : : کاری ندارد که فکرش اثبات می شود و معنای آن به مخاطب می رسد یا نه

Pasdaran : : دنبال همراه کردن حسی است.

Friend : : درمورد تبلیغ صحبت می کنیم. تبلیغ در محیطهای نخبگانی نیست

Pasdaran : : حتما تبلیغ در محیط غیر نخبگانی به شکل یکطرفه در جامعه ی ما ممنوع است

Pasdaran : : چون همان "به زور به جهنم بردن مردم" است

Pasdaran : : گول زدن مجاز نیست

Pasdaran : : باید در فضایی برابر

Pasdaran : : و در محیطی کنترل شده

Pasdaran : : یک جمله بگوید یک جمله بشنود !

Pasdaran : : حق ندارد در برود

Pasdaran : : با چسب به صندلی می چسباننش

Pasdaran : : تا جواب حرفهایی که زده را بشنود و بقیه هم .

Pasdaran : : بشنوند

Friend : : یک کتاب چاپ کند یک کتاب در مقابلش چاپ شود

Friend : : می شه؟

Pasdaran : : نه

Pasdaran : : این همونه که گفتم .

Pasdaran : : این فضای گفتمانی نیست

Pasdaran : : این تبلیغ یکطرفه است

Pasdaran : : که قطعا مجاز نیست.

Pasdaran : : و قطعا باهاش مخالفت میشه

Friend : : کجاش تبلیغ یک طرفس؟

Pasdaran : : شکل رسانه مهم نیست

Pasdaran : : اگر در کتابش ، پاسخهای طرف مقابل را هم چاپ کرد ایرادی ندارد

Pasdaran : : چون وقتی طرف اسلامی می آید و می خواهد در کتابش اندیشه ی طرف مقابل ضد دین را رد کند

Pasdaran : : تمام استدلالات او را می آورد!

Pasdaran : : چطور معنا دارد رسانه را یک طرفه بدهیم دست طرف ؟

Pasdaran : : اگر راست می گوید ، کل اندیشه ی اسلامی را درج کند

Pasdaran : : همه به کتابش مجوز می دهند چون چنین کتابی متولد نمی شود !

Friend : : راهکار بده برای تبلیغ حرف یک ضد اسلام در جامعه

Pasdaran : : هرگز راهکار تبلیغی وجود ندارد

Pasdaran : : تنها راه ، مناظره است

Pasdaran : : در هر شکلی از اشکال ممکن

Friend : : مناظره در چه فضایی؟

Pasdaran : : در هر فضایی.

Pasdaran : : حضوری

Pasdaran : : مکتوب

Pasdaran : : اینترنتی

Pasdaran : : مناظره قطعا آزاد است

Pasdaran : : اما نشر آن ، چون هنوز نتیجه ها مشخص نشده ، تا لحظه ی آخر آن ، ممنوع است

Pasdaran : : باید تا آخر مناظره را بروند ، کلش یکجا منتشر می شود

Friend : : یه مثال می زنم

Friend : : یه فروم آزاداندیشی کامل، دسترسی برا عموم باز، مجازه>؟

Pasdaran : : بله اگر محیط کاملا کنترل شده باشد که ادمین دست اپوزیسیون نباشد یا تضمینی صد درصد وجود داشته باشد که حرکتی به سمت و سوی یک طرف نمی شود.

Pasdaran : : الان ، این همه فروم حوزوی

Pasdaran : : که همه ی مطالب را مطرح می کنند

Friend : : فروم حوزوی یکطرفه است

Pasdaran : : فروم حوزوی مطلقا یک طرفه نیست

Pasdaran : : مگه قراره فحش بدهیم ؟

Pasdaran : : اگر بحث فحاشی نیست

Pasdaran : : اجازه ی گفتگو کاملا فراهم است

Friend : : ابوذر

Friend : : با کلیت تئوریت موافقم

Friend : : که اسلام حرف داره و غیر اسلام هم می تونه حرف بزنه

Friend : : اما چیزی که تو جامعه مشخصه این نیست

Pasdaran : : تو جامعه ، چرا چنین مشخص نیست چون مطلقا طرف مخالف اصلا دنبال طرح و نقد وبررسی ایده ی خودش نیست. همانطور که گفتی دنبال تبلیغ است

Pasdaran : : اصلا مصلحت خودش نمی بیند نقد را.

Pasdaran : : و اصلا از دور و بر میدان نقد هم رد نمی شود

Pasdaran : : همیشه دنبال جامعه تک صدایی است

Pasdaran : : تک صدایی که البته در لباس چند صدایی باشد

Pasdaran : : یعنی در حقیقت سروصدایی.

Pasdaran : : که صدای طرف مقابلش شنیده نشود

Pasdaran : : اینه

Pasdaran : : میان دهها روزنامه می زنن نتیجش می شه دروغ بافی و جرم .

Pasdaran : : بسته که میشن داد می زنن !

Pasdaran : : که ما رو بستن !

Friend : : بحث رو نگه دار تو همینجا. ادامه می دیم.

Friend : : به این نتیجه رسیدیم که حرف مخالف زدن ممکنه اما طرف مقابل حرفی برای گفتن نداره به جز جو سازی

Friend : : درسته؟

Pasdaran : : بله

Pasdaran : : به اقای حجتی کرمانی

Pasdaran : : فرصت داده شد

Pasdaran : : بیاد تو تلویزیون

Pasdaran : : زنده

Pasdaran : : با آقای مصباح مناظره کند

Pasdaran : : یادت میاد؟

Pasdaran : : نتیجه چه شد ؟

Pasdaran : : قبول حرفهای آیت الله مصباح

Pasdaran : : و ادای احترام به مقام علمی ایشون

Pasdaran : : توسط او

Friend : : آره

Friend : : یادمه

Pasdaran : : و روزنامه ی سعید حجاریان

Pasdaran : : که باد توی آستین آقای حجتی کرمانی کرده بود

Pasdaran : : بعدش چی نوشت ؟

Pasdaran : : گفت اقای حجتی کرمانی نماینده ی اندیشه ی ما نبود از اولش

Friend : : اکی ادامه می دیم. الان یکم برم کار. تا همینجا حله

Pasdaran : : یا حق

Friend : : خیلی خوب بود

Friend : : ممنون.

Friend : : فعلا

Pasdaran : : قربانت.

Pasdaran : : یک کاری می کنم که چیزی بهت بیشتر اثبات شه  . بعدا می فهمی.

Friend : : حله

___________________________________________________________________

پی نوشت :

1- پس از این گفتگو ، استاتوز مسنجر دوستم به این عنوان عوض شد : "مشکل از سبک عراقی و خراسانی نیست... همه با قافیه ی عشق مصیبت دارند"

2- آن کاری که می خواستم بکنم که چیزهایی را به دوستم ثابت کنیم همین انشتر گفتگویمان روی وبلاگ خودم بود. به او حرفهای خودم در امکان گفتگوی کاملا صریح در فضای نخبگانی را میخواستم نشان بدهم. من به حرفم و امکانش در جمهوری اسلامی ایمان دارم .


 
 
 
تبلیغ ویـژه