الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

می دانید چرا از بسیجی ها بدتان می آید ؟
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

می گویند : 

اگر شاه هم 32 سال فرصت داشت حتما کشور را همین میزان و بلکه بیشتر !! آباد می کرد! 

قاعدتا معنای کلمه ی آبادی هم دچار ادراکات پلورالیستیک شده طوری که معنای معکوس هم می توان از آن بدست آورد. مثلا اگر همه ی روستا ها را خراب کنی و در عوض در پایتخت ، آمار حلبی آبادها را "آباد" کنی این معنای آبادی است. 

یا مثلا اگر عفت و حیا را ریشه کن کنی و منطق اعتلای روح و فکر و جان زن مسلمان را بکشی و او را مشغول خودنمایی و فریبندگی و بی حیایی کنی "آبادش" کرده ای. 

می دانی چرا از بسیجی ها بدتان می آید ؟ برایت می گویم . 

شاهی که تو به او عشق ورزیده بودی ، حتی به فکر آباد کردن حلبی آبادهایی که کمتر از بیست کیلومتر از کاخ خودش فاصله داشتندد هم نبود. وای بحال روستاها. اما امام که آمد ، یک موی کوخ نشین را با تمام وجود کاخ نشین ها قابل مقایسه نمی دانست. او بود که حلبی آبادها را جمع کرد و میزان خدمات انقلاب اسلامی در 15 ماه اول به اندازه ی دو سوم آبادی روستاها در کل دوره ی پهلوی ها بود. حالا کجا شاه می توانست پس از سی سال که جمعیت ایران لا اقل بیش از دو برابر جمعیت روز اول انقلاب شده ، کار را به جایی برساند که روستای بالای 20 خانوار که برق و تلفن نداشته باشد نداشته باشیم و سطح سواد در کشوما به بالای 90 درصد برسد در حالیکه این نسبت تا قبل از انقلاب "عکس" بود؟! 

می دانی چرا از بسیجی ها بدتان می آید ؟ چون بسیجی ها همان پاربرهنه هایی بودند که صداقت امام و یاوران صادقش را باور کردند و هنگامی که "دیوانه ای" آمد و در جنگ تحمیلی سنگی انداخت ، ماموریت تنبیه او را بر دوش گرفته جبهه ها را پر کردند. کدام گردان از بچه پولدارها و مرفهین تشکیل شد ؟ در حالیکه لشکرها مملو از پابرهنه های اسلامخواه عاشق ولایت بود. 

بله . کاسب و کارگر و بنا و گچکار بودند که به میدان دویدند و یکیشان حاجی برونسی بود که بنایی بود که فرمانده ی لشکر شد. 

بله .

بیخود نیست که دم از آراء نخبگانی می زنید و می گویید " یعنی رای من که بنـــــــــــــز سوار می شوم  با او که الاغ هم سوار نمی شود یکی است؟! " برای همین است که میزان نخبه بودن شماها را صفرهای شماره حسابها معلوم می کند و نه حتی مدارج علمی. و برای همین است که تخمه هم نیستید وای بحال نخبه ! 

نخبه گسی است که زخمهای کشورش را زمان درد ، مرهم بزند ، نه اینکه به محض اینکه تقی به توقی خورد چمدانها را بسته و با اولین پرواز فرست کلاس ، کنار سواحل بی شرف پرور ینگه ی دنیا !!

بسیجی ، اگر درد کشورش جنگ نظامی بود ، به فرمان امامش وسط میدان بود و اگر فرمانده بود به نیروهایش می گفت "بیایید" نه اینکه "بروید".

بسیجی اگر درد کشورش اقتصاد بود در خط اول سدسازی و پل سازی بود و در این راه به حدی پیش رفت که دیگر حضرات از قرارگاه سازندگی اش می ترسند و حتی حوصله ی حضور در مناقصه ای را ندارند که قرارگاه سازندگی متشکل از بسیجی ها آنجا باشند. 

بسیجی ، اگر نیاز کشورش محرومیت زدایی بود ، اردوهای جهادی را پر می کرد و می کند و درخط اول محرومیت زدایی از چهره ی مستضعفین بود. 

اما شما چی ؟

چی ؟ 

آهان. :)) . با شما نبودم . شما آبت رو بخور ! 


 
 
 
تبلیغ ویـژه