الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

صاحبان گشت ارشاد و زندگی خصوصی چه کسی را می فریبند
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

این پست ویرایش جدی شده است. به دوباره خواندن می ارزد.

آقای سجادپور مدیرکل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی سابق و سازمان سینمایی وزارت فعلی ارشاد که دقیقا همان کسی است که بواسطه ی صدور مجوز اکران و احتمالا بعدا توزیع در شبکه خانگی فیلمهای مهوع گشت ارشاد و زندگی خصوصی زیر سئوال است، تلاش نموده است تا پاسخی برای اعتراضات امت حزب الله به این فیلمها دست و پا کند.وی در پاسخ به این اعتراضات گفته است: "کسانی که معترض هستند، نسخه جشنواره را دیده‌اند، این در حالی است که اگر فیلمی پروانه موقت داشته است اما بعد از جشنواره تغییراتی انجام شود به نظر می‌رسد مبنای این مطالب غلط باشد. وی با بیان اینکه احتمالا معترضان اطلاعات کافی نداشته‌اند گفت: قانون وجود دارد و قانون شورای پروانه نمایش را مطلع قرار داده و باید به قانون احترام گذاشت. یک مرجع در مورد اکران یک فیلم می‌تواند نظر دهد و آن هم شورای پروانه نمایش است."
 
جالب است که آقای سجادپور با اشاره ای عبوری به موضوع حضور فیلم یک جدایی در جشنواره اسکار و انتخاب آن ، ادعا کرده است "از حضور پراکنده در بعضی جشنواره‌های سیاست زده به جشنواره های معتبر رسیدیم "

منظور آقای سجادپور از جشنواره های سیاست زده مشخص نیست همانطور که معنای لفظ جشنواره های معتبر روشن نیست. اگر منظور آقای سجادپور از جشنواره های سیاست زده ، جشنواره هایی همچون جشنواره ی کن است، باید بخاطر داشت ضمن اینکه این جشنواره ها، در افق سینمای استعماری بسیار معتبر هستند، اتفاقا به فیلمهایی از ایران روی خوش نشان می دهند که تصویری سطحی و بیماردلانه و بقول ایشان "سیاست زده" از ایران به جهان مخابره می کرد. با این حساب، حد تمایزی که آقای سجادپور با دو لفظ "سیاسی و غیر معتبر بودن" بین جایزه ی کن و جایزه ی اسکار ترسیم کرده محو می شود . چون علاوه بر آنکه افق استراتژیک کن و اسکار یکی است، آنچه که در فیلم جدایی نیز روایت می گردد از همین جنس و کاملا سیاسی است. خط اصلی داستانی این فیلم، از سکانس اول، سیاسی بوده و فیلم تلاش می کند با چهارچوب هنری، هرگونه مقاومت در مقابل ادعای مطرح شده در سکانس اول در دادگاه از سوی بازیگر اول زن فیلم را درهم بشکند و با شکستن مقاومت شوهر، هر مخاطب مقاوم را سرکوب می کند . این فیلم ، شرایط ایران را برای رشد نسلی سالم و دانشمند مطلقاً نامناسب می داند و تلاش می کند تا آن را به اثبات برساند.

بازیهای لفظی آقای سجادپور و رئیسش آقای شمقدری بسیار آشنا و متداول است. به ایشان و رئیسش باید گفت این کاربرد زیاد این روش موجب نخ نما و کم اثر شدن آن می شود. برخی از دوستان هم جواب خوبی به اظهارات آقای سجاد پور داده اند که بدنیست بخوانید.

یادم هست زمانی که رئیس آقای سجادپور با به زعم اینجانب بی ادبی هرچه تمامتر آیت الله علم الهدی را مخاطب ادبیات تند خود قرار داد در مطلبی وی را مخاطب قرار داده و پرسیدم که آیا ابتذال مشوش کننده ی ذهان عمومی است یا خطبه ی انتقادی؟ آن زمان به آقای شمقدری شأن و قدر و منزلتش را یادآوری کرده و به او گفتم که تو کسی جز یک کارگردان سینما نیستی که چندیست روی سربرگهای با آرم جمهوری اسلامی ایران می نویسی. نظامی که بر پایه ی اصول انقلاب اسلامی و "برای پیشبرد آن" بنا نهاده شده است. بدنیست این یادآوری را به آقای سجادپور هم بکنیم .

وی نیز کسی نیست جز یک تهیه کننده ی سینمایی، که موفق ترین کار در کارنامه ی وی ، مجموعه ی ضعیف و ناموفق چشمان آبی زهراست !فیلم آقای سجادپور را صداوسیما خوب خرید و خوب هم نمایش داد و فیلمش به جهان ! هم صادر شد و سر از ترکیه هم در آورد. اما بین سیاستهای امروز آقای سجاد پور و سازمان صداوسیما هم من تفاوتی نمی بینم. صداوسیمایی که در انتشار فیلمهای تلویزیونی از کسی اجازه نمی گیرد، موقعی که نوبت به نقد چرایی پخش فیلمهای قبیح و رکیکی مثل ورود آقایان ممنوع می رسد، قاعدتا دم از مجاز بودن این فیلمها از نگاه وزارت ارشاد خواهد زد و در ایام تعطیلات نوروزی، تا امروز پنج بار آن را در شبکه های مختلف خود نمایش می دهد ؟

از اظهارات ایشان در مورد جشنواره ی کن و اسکار که بگذریم، ایشان در مورد اعتراض به فیلم گشت ارشاد و زندگی خصوصی ادعا کرده اند که " کسانی که معترض هستند، نسخه جشنواره را دیده‌اند " و " احتمالا معترضان اطلاعات کافی نداشته‌اند " اما همین ایشان ، در ادامه، گفته است : "باید به قانون احترام گذاشت. یک مرجع در مورد اکران یک فیلم می‌تواند نظر دهد و آن هم شورای پروانه نمایش است"

باید  از آقای سجادپور پرسید بالاخره "منتقدان بی اطلاعند و نمی دانند که به چه چیزی انتقاد می کنند" یا اینکه "بدون توجه به محتوای انتقاد ، باید به قانون تمکین کرد"؟!

البته باید گفت فرض اول آقای سجاد پور باطل است. اینجانب که یکی از معترضان به این فیلمها و موافق تجمعات حزب اللهی مقابل وزارت ارشاد هستم ، اعلام می کنم که این فیلم را دقیقا در اکران نوروزی اش دیده ام و بلیط پرینتی سینمای فلسطین را نیز کماکان در اختیار دارم و به ایشان اعلام می کنم که اعتراضات ، به مضمون کلی و اکثر سکانسها و فراز و فرودهای این فیلم است؛ نه چند لحظه و چند تکه . مگر اینکه شما مدعی شوید که فیلمی که امروز روی پرده ی نقره ای قرار دارد بشدت اصلاح شده و بطور کلی با فیلم اولیه تفاوت دارد. جدا از انکه بازهم این ادعا جوابی به مشکلات فیلمی که هم اکنون در حال اکران است نمی دهد باید گفت پس خدا رحم کرده است که آن فیلم بدون سانسور و حک و اصلاح روی پرده نرفته . با این حساب باید حضرات توضیح دهند در دوران مسئولیت آنان چرا باید چنین فیلمی پروانه ی موقت نمایش دریافت کرده اصالتا به چیزی بنام جشنواره ی فیلم "فجر" راه یابد؟ آیا دهه ی فجر ، صرفا یک موقعیت زمانی برای جشن گرفتن و خوش بودن است، یا اینکه زمانی برای ارزیاتبی حرکت سینمای ما درراستای انقلاب اسلامی است؟! چگونه فیلم گشت ارشاد سانسور نشده ی جشنواره ای مد نظر آقای سجادپور به چنین جشنواره ای راه یافته؟!

و اما در مورد تمکین به قانون در اختیارات نهادها و ادارات باید به ایشان یادآور شد  مطابق اصل هشتم قانون اساسی امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ی همگانی است و ادعای آقای سجاد پور که انتقاد نسبت به فیلمهای روی اکران قانونا مربوط به شورای پروانه ی نمایش است ، کلا مغالطه است و نمی تواند مانع از انتقادهای وارده و ضرورت بررسی آنها و ارائه پاسخ صحیح باشد. چرا که اصولا برای هر قسمتی از نیازها و ضروریات جامعه مسئولی مشخص شده و اصولا حتی هر فردی قانونا و شرعا نسبت به اعمال خود مسئول است. اما این به هیچ وجه مانع از امر به معروف و نهی از منکر عمومی و قانونی نمی شود و با استدلال آقای سجادپور کلا باید درب امر به معروف و نهی از منکر در تمامی حیطه ها و موضوعات در هر ابعادی را باید گرفت. در حالیکه طبق اصل هشتم قانون اساسی ، یکی از اقسام امر به معروف و نهی از منکر نهی از منکر دولت توسط مردم است . روشن است که مردم دولت را در قبال وظائف و اختیارات قانونی اش مسئول می دانند . کاش آقای سجادپور به اصول اولیه ی قانون اساسی مراجعه می کردند تا چنین اظهارات سطحی را در گفتگوی خود با ایسنا بر زبان نمی راندند. البته ما ایشان را به مطالعه ی مبانی فقه شیعه در مورد امر به معروف و نهی از منکر رجوع نمی دهیم . چون مشکل ایشان بسیار مهم تر و البته ساده تر از بهم ریختگی فقهی و دینی است. ایشان اگر هنگام گفتگو فقط مندرجات صفحه ی اول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را بیاد می داشتند قطعا چنین مطالبی را بزبان نمی راندند.

البته جای طرح این پرسش از آقای سجادپور باقیست که شما به این قانون دانی، چرا شما به قانون تمکین نکرده، فیلمی که را که دارای مضامینی است که بر اساس قانون مجازات اسلامی و شرع مقدس حاوی مضامین ممنوعه است مجوز داده اید و آن را بر خلاف نص صریح قانون مجازات اسلامی محور خرید و فروش و معامله و تجارت و کسب در آمد کرده اید و آیا توجه کرده اید که اینگونه در مضان دخالت در تجارت محصولات ممنوع المعامله قرار می گیرید؟ مگر نمی دانید که مطابق اصل چهارم قانون اساسی ، همه ی مقررات و قوانین بایستی بر پایه ی اسلام باشد و اقدامات شما هم معارض اصل چهارم قانون اساسی و هم معارض مواد مربوطه در قانون مجازات اسلامی است. بر اساس قانون مجازات افرادی که در امور سمعی و بصری فغعالیت غیر مجاز می کنند نیز اقدامات شما غیرقانونی است.

آقای سجاد پور.

مسئولی که بی قانونی کند و همه را به رعایت قانون دعوت کند چهره ی زشتی در جامعه پیدا می کند. هیچ به این موضوع توجه دارید ؟ شما می دانید که رهبر معظم انقلاب همه را به قانون گرایی دعوت می کنند و می فرمایند قانون بد بهتر از بی قانونی است. اما اگر قانونی بد بود باید آن را عوض کرد. پس اگر شما به قانون بدی می خواهید استناد کنید - که تا حالا همین را هم برای مجاز نشان دادن محتوایی که مجاز کرده اید ، نکرده اید - بدانید  که بخاطر تعارض آن با منافع و مصالح و سیاستها و مصالح نظام و انقلاب اسلامی این قانون فرضی بایستی اصلاح و ملقی گردد. این دستور رهبر معظم انقلاب است.

آقای سجادپور اگر کمترین مطالعه ای در قانون اساسی می داشت ، نباید به این موضوع بی توجه می ماند که این فیل ، اصول مختلفی از اصول موضوعه و اولیه قانون اساسی کشورمان را نقض می کند که از جمله ی آن اصل دهم در پاسداشت حریم خانواده است. اصل دوازدهم نیز که اصل مربوط به پاسداشت حریم اسلام و احکام آن است نیز از سوی این فیلمها نقض شده است. با این همه خطا و خطاکاری ، بدنیست آقای رئیس جمهورتان در اولین اخطار قانون اساسی یخه ی جنابعالی را گرفته شما را سینه ی دیفال! بچسباند . آنچه خوبان ! همه دارند سجادپور یکجا دارد و یکظرب چند اصل اولیه و بنیادین قانون اساسی را زیرپا می گذارد!

از ادبیات سطحی آقای سجادپور که بگذریم ، صاحاب ماشین گشت ارشاد جعلی یعنی آقای سهیلی هم در دفاع از خود اظهارات بچه گانه ای را طرح کرده که حقیقتا حقیقتا ارزش پاسخگویی ندارد.

آقای فارغ التحصیل مقطع سیکل و کسی که مطلع موضعگیری خود را با این جمله که " اگر شما اعضای انصار حزب الله هستید من خود انصار حزب الله هستم" شکل می دهد ، نشان می دهد که می خواهد با ادبیاتی سطحی و "گشت ارشاد"ی جواب منتقدان را بدهد. ادبیاتی زشت ، توهین آمیز و سطحی که شکل گرفتن آن فقط از کارگردان فیلمی همچون گشت ارشاد بعید نبود. آقای "سطحی" که منتقدان را به متانت در رفتار دعوت می کند، هیچ حواسش نیست که چگونه در حال داد و بیداد و یقه دراندن است . وی که منتقدان را به نقد رسانه ای فراخوانده توضیحی نمی دهد که چرا تاکنون در مقابل نقدهای رسانه ای ساکت مانده و به آنها اهمیت نمی داده است.

البته رفتار امثال این حضرت آقا که گاهی ریشش تا حد مرسوم روحانیت بلند می شود و گاه در حد سینمایی های زرنگ بازارشناس، دو وضعیتی و تا حد حذف کامل کوتاه و جوری رفتار می کند که به ذهن من برسد این ریش گذاشتنها بیشتر از آنکه مذهبی عقیدتی باشد سیاستی مصلحتی است ، کاملا قابل پیش بینی و شناخته شده بود.

ایشان مرا یاد قانون شکنهایی می اندازد که "فکر" می کنند" قانون را خوب می شناسند. اما از زرنگی اجزای بدنشان در تله گرفتار می شود. چون ایشان نمی داند شورای مرکزی انصار حزب الله از 26 رزمنده ی جهادگر تشکیل می شد که تا قبل از دوران دوم خرداد مدرک تحصیلی آنها بین لیسانس و دکترا تغییر می کرد و میزان جهادگری آنها در دوران دفاع مقدس از فرماندهی دسته و گروهان پایین تر نبود. هرچند که آقای سهیلی با این تیپ و موضع گیری ظاهری، خود را در قد و قواره ی فرمانده لشکر و بالاتر های دفاع مقدس و اساتید دانشگاههای عالی کشور می داند! آقای سهیلی وای از آن روز که پرده برافتد، آنوقت است که حاجی گرینف ها افشا می شوند که در خانه هایشان هم فرمانده و "انصارحزب الله" نبوده اند وای بحال جبهه ها !

اینجا روی سخن در ادامه ، با مسئولان انتظامی و قضایی است که متاسفانه تا متوجه جنبه های سیاسی داستان نشوند وارد میدان نمی شوند. به مسئولان نیروی انتظامی عرض می کنم که لطف کرده نسخه ای از فیلم روی پرده – ونه جشنواره ای!- را ببینند تا مشخص شود که این فیلم نه در حال حمله به یک عده ارازل اوباش نفوذی در میان حزب الله ، بلکه در حال حمله به ماهیت موضوع گشت ارشاد یعنی امر به معروف و نهی از منکر است و سه تیپ طلبه و بسیجی و حزب اللهی های حتی قدرتمند را با کاراکترهای خود به شنیع ترین اتهامات مانند تجاوز به عنف و قتل با سلاح گرم متهم کرده و نیروی انتظامی با لباس رسمی هم در این فیلم ضمن آنکه به همان عملی که از سوی آن ارازل و اوباش صورت می گیرد متهم است ، قدرتی در پاسخگویی به حزعبلات آقای ارازل مدرن شده ی در وسط پارک ندارد !

البته به آنها که فقط شامه شان با بوی سیاست آشناست هم توصیه می کنم که حتما همین موضعگیریهای شرم آور آقای سهیلی را مطالعه کنند تا متوجه جهت سیاسی و نیت درونی ایشان شوند. ایشان ناخواسته تمام مکنونات پشت سطور فیلمنامه را در اظهارات سطحی خود عیان کرده است. ایشان مخالفت خود با فیلم قلاده های طلا را علنی کرده و ماجرای مخالفت با محتوای زشت این فیلم را یک رقابت "دروغین" صنفی می داند که البته بهتراست به این مناسبت توسط حزب الله به دادگاه فراخوانده شود تا به تو حالی شود دوره ی مفت مفت نسبت دروغگویی به این و آن دادن ، در همان دوران فتنه ی قلاده ی طلایی برگردنها تمام شد.


 
 
 
تبلیغ ویـژه