الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

ماکياوليزم فصل مشترک تمامی جريانات انجرافی فکری
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:


بسم الله .

ماکياول (Makiawel )، فيلسوف غربی - که گاها بعضی ها تفکرات او را در مقابل تفکرات کانت می دانند - تز بسيا معروفی دارد که در فضای عمومی سياسی به تز ماکياوليزم معروف است. نام اين تز ، اصالت هدف است. وی در اين تز در صدد اثبات اين موضوع است که اگر انسان هدفی مقدس و پاک را برگزيد ، ديگر لزومی ندارد الزاما وسيه اش نيز پاک باشد و وی می تواند از هروسيله ای برای نيل به اين هداف بهره گيرد!

ديگرانی حتی پس از ماکياول پيدا شدند و تز او را به اين شکل گسترش دادند که : اصولا تعلق هدف به انسان هوشمند ، حجت کافی برای اصالت آن هدف و تبرئه وسيله است ! يعنی به عبارت ديگر اينها آمدند و موضوع تقدس را از اين تز برداشتند. اين تز ، ‌از سوی ديکتاتورها ، جباران و زورمداران تاريخ بشدت مورد استفاده بوده است. هميشه تاريخ اين تز ابزاری برای اجرای سياستهای غير انسانی وغير الهی بر عليه بشر بوده است تا بقول آنان آينده ای روشنتر را در مقابل انسان رقم زنند ! 

در اين حين ، رجوعی می کنم به تکفرات سازمان خونريز و جلاد منافقين . اين سازمان در لحظات مختلف ، ابواب جديدی در سيستم مديريتی خود با اتکاء به اين تز گشود و نمونه های آن می توان به ترورهای خونين عناصر مثبت درون اين سازمان در اوايل انقلاب ،‌به ماجرای افشاء ترور و شکنجه آن سه پاسدار جوان و نوجوان ربوده شده کميته مرکزی تهران ،‌ توجيه دلايل ارتباط سازمان با صدام و آمريکا و همچنين موضوع ازدواج سازمانی اشاره کرد.

وقتی ماجرای شکنجه و شهادت سه پاسدار کم سن و سال کميته مرکزی تهران افشاء و يکی از مهمترين خانه های امن منافقين لو رفته و نفرات اصلی اين سازمان اقدام به افشاگردی واعتراف می نمايند ،‌اين سازمان در دفترچه های هدايت سياسی خود برای اعضاء اينچنين می نويسد : ما شکنجه می کنيم که شکنجه نباشد!

از آنجايی که حجم شباهتهای ميان سازمان منافقين والقاعده از حد و مرز مشخص در حال عبور است ، به صحبت های اين الزرقاوی هم اشاره می کنم تا ببينيد انحراف فکری تا چه حد مانند خوره در جان اين سازمانهای جاسوسی رخنه دارد!

جمعييت مسلمان جهان را که به خوبی می شناسی . چند درصد آنها با مکتب شيعه آشنايی دارند ( بيش از ۱۰٪؟) بايد بگذاريم آمريکا بر آن ۹۰٪ باقی مانده سوار شود و از آنها استفاده کند؟ يا القائده را شمشير ۲ لبه کنيم که يک سوی آن غرب را نشانه بگيرد؟؟؟ نمی دانم شايد واقعا متوجه منظور من نمی شوی...

من نمی گم که الگو کودک پاکستانيست !! با تی شرت بن لادن . من می گم بايد از اون استفاده کرد در راه اهداف اسلام با همون تفکرش . کل قضيه ۱۱ سپتامبر نمايشی بود برای عوام مردم آمريکا که همه می دانند در مسائل سياسی چقدر احمق و کوته فکرند ! اگر آمريکايها نمايش ميسازند تا از آن بهره برداری کنند ( تا به قول شما توده سواری کنند ) پس تکليف مسلمانان چی؟ اين جمعييت يک ميلياردی رو چجوری بايد به خروش آورد ؟؟‌ آمريکايها حرکتشون رو انجام دادند و الحق هم خيلی قشنگ . حال ما چه حرکتی بکنيم؟ می توانيم مثل کشتی بدل فن را بزنيم و با همون القائده خودشون. شما خودت بهتر از من می دانی که الان القائده بيشتر از اين که سازمان و تشکيلات منسجم داشته باشد . پراکنده است . ما اون قشر پراکندرو می خوايم که با نام اون عمل می کنن نه خودش رو که تشکيلات اصليش غربيه ! ما بايد از اون گروهی بهره ببريم که تحت تاثير روح القائده هستن. متوجه هستی چی می گم که؟ يا نه! توضيح واضحات چرا؟

توصيه اين تشکيلات ، دامن زدن به حماقت جمعی و بهره برداری از احساسات غير عقلانی و غير شرعی است . بازهم نشانه ای ديگر از شباهت .


 
 
 
تبلیغ ویـژه