الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

زندگی خصوصی به معنای زندگی زهرآگین !
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

با کمال تاسف و شرمندگی و عذرخواهی و خجالت ، عرض می کنم که ، علاوه بر اینکه رفتم گشت ارشاد ( ننگ ارشاد بهتر نیست؟ ) را دیدم ، گلاب به روی همه ، گلاب به روی همه ، رفتم زندگی خصوصی را هم دیدم .

اولا : بر خلاف ادعای تیم مدیریتی ، در اکرانها اسم فیلم را عوض نکرده اندو  با همین نام اکران می شود. حداقل از آنجایی که من رفتم دیدم عکس گرفته ام . اگر خواستند منتشر می کنم .

دوما : روح و جان آدم را دود می گیرد. فیلم اینقدر سیاه بود که حتی سانتی مانتالهایی هم که آمده بودند فیلم را ببینند با حالتی برق گرفته ، خشکشان زد و بیرون آمدند. در عرف فیلمهای چپکی و درب و داغون یا حتی زرد وعوضی که تماشاگر لا اقل سطحی یک کفی کوفی می زند آخر فیلم ، بلا استثناء همه ی مخاطبان از جمله بنده و همراهان اندک ، با حالتی متعجب و ناراحت از سیاهی زاید الوصف فیلم از سالن بیرون زدیم .انصافا حال همه ی مخاطب ها گرفته بود که این پول را برای چی بالای این فیلم داده اند. خداراشکر اکران ارزان رفتیم .

حالا من که بواسطه ی موضعگیری ام حتما باید می دیدم و چاره ای نبود. اما حقیقتا فهمیدم حال بقیه چطور شد. با وجود این همه دعوا سر این فیلم که اتفاقا می توانست برای جذب مخاطب موثر باشد ، با وجود این نامه های پر از خودبزرگ بینی و آه و اشک و سوز کارگردانها ، باید مخاطب لا اقل یک چهارم سالن را پر می کرد - نمی گویم لبالب از بیننده ! - مسئله این است که هرکس این فیلم را دیده ، به کسی توصیه نکرده برود ببیند. بدون ترید ماجرای فیلم قلاده های طلا معکوس است. جوسازی های اولیه با قضاوتهای ثانویه کاملا متفاوت است. به زور می روند می بینند و بعد توصیه می کنند.

بقیه اش را بعدا می نویسم .

پی نوشت : ابهامی اگر پیش امد ، در نظرات پرسیده شده و جواب داده ام . بخوانید.


 
 
 
تبلیغ ویـژه