الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

آقای سهیلی! گرگ یا گوسفند؟
ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

محمد مهدی شاه‌آبادی در رجانیوز خطاب به سعید سهیلی اینگونه نوشت : 

آقای سهیلی!

سلام علیکم!

«...در این دنیا آدم‌ها دو دسته اند، یا گرگ هستند یا گوسفند... سعی کنید گوسفند نباشید..» این آخرین توصیه های شماست که البته از زبان شخص اول فیلم، آن هم در آخرین سکانس، به نسل آینده این انقلاب حواله داده اید و البته به قاعده آنکه از واعظان بی عمل به ستوه آمده اید، قطعاً‌ خودتان پیش از همه به این توصیه جامه عمل پوشاندهاید. پس غیر منطقی نیست که فیلمتان را نیز از این قاعده مستثنی ندانیم: «گشت ارشاد» گرگ بود یا گوسفند؟

آقای سهیلی!

مسخره کردن ارزش های انقلاب محور فیلم شماست و این را می توانید از سخنان و لبخندهای بسیاری از آنها که با اشتیاق به دیدن فیلم شما می آیند تا عقده های فروخورده خود را از نظام جمهوری اسلامی از زبان بازیگران شما ببینند، بخوانید. کوچک و بزرگ را به مسخره گرفتید. از مرگ بر آمریکا تا نماز جمعه تا افتخار ملت ایران در پایداری برای دستیابی به انرژی هسته ای، تا چادر زنان چادری، تا نهی از منکر تا احکام دین در سخن گفتن زن و مرد نامحرم، تا بسیج، این یادگار امام راحل (ره). شما حتی به شفا بودن غذای مجلس روضه حضرت امام حسین (علیه السلام) نیز رحم نکرده اید و آن وقت به اعتقاد خرافه‌ای «تابلوی کائنات» مهر تأیید ضمنی زده اید!

با این گلوله باران بی وقفه، که امان مخاطب را می برد، چه جای دست یازیدن به نام مبارک شهیدان است؟ آیا حسن باقری که در نامه سراسر شکایت و خشم و بی حرمتی تان از او نام برده اید، از دیدن فیلم شما لبخند می زد و دست مریزاد می گفت؟ آیا هم‌رزمان گذشته‌تان از هجوم سراسری‌تان به ارزش ها و آرمان و شعارهای انقلاب خشنود می شدند؟ چرا ملت شریف ایران را ساده فرض کرده اید؟ چرا فکر کرده اید ملتی که برای انقلاب، خون جوانان خود را نثار کرده، دست پخت توهین آمیزتان را بر سر در سینمای ایران تحمل خواهد کرد؟ چرا خنده های جماعتی مرفه بی درد و روشنفکرانی که به گفته امام راحل (ره) از ابتدای انقلاب نیز با ما نبوده اند، جایگزین نظر ملت ایران می شود؟ چرا به به و چه چه جماعتی از هنرمندان، که فکر و ذکر و زندگی شان با معیارهای دشمنان انقلاب اسلامی سازگار است، به جای نظر ملت ایران به کامتان خوش آمده است؟

آقای سهیلی!

نقد به معنای سیاه نمایی و تمسخر نیست و طنز به قیمت مسخره کردن ارزش ها، جایی در فرهنگ انقلاب اسلامی ندارد. به فرض که شما از گشت ارشاد خوش‌تان نمی آید، آیا منصفانه است که تمام بدی های عالم را به نام مجریان آن بنویسید و برای آنکه از خان مجوز -که البته این روزها کمتر کسی از آن نمی گذرد!- بگذرید، با کارت جعلی بسیج ماجرا را وارونه جلوه دهید؟ به فرض که توانستید با این ترفند کودکانه برخی مجریان قانون را اغفال کنید (یا آنها خود را به تغافل بزنند)، اما ملت هوشمند ایران گول بازی های قدیمی را نمی خورد. هر چه خواسته اید به بسیجی و ناهیان از منکر گفته اید: از آوارگی در زندگی شخصی و عدم تعادل روانی در هر سه‌ی آنها، اعتیاد پدر و خودکشی خواهر یکی از آنها به خاطر هتک حرمت تا آن دیگری که عقده های جنسی و روانی‌اش او را هر شب به چشم چرانی همسایه می کشاند. سه انسان بیمار، هم جسمی و هم روحی، سه انسان نامتعادل و ناسازگار با ساده ترین معیارهای زندگی اجتماعی، سه انسان شکست خورده و در حال انتقام از جامعه، سه انسان متجاوز به ابتدایی ترین حقوق مردم و سه انسانی که هر که آنها را ببیند، لحظه‌ای در لعن و نفرین شان تردید نکند؛ آن وقت با زیرکی کودکانه با جعلی خواندن مدارک بسیج شان، همه چیز را حل کرده اید؟!

آقای سهیلی!

همه عقده گشایانِ علیه انقلاب، حرف شما را گرفتند و همه خون دل خوردگان انقلاب نیز. و اگر فکر کردید که با ظاهرسازی رسوای‌تان در فیلم، هر دو گروه سر در لاک خود فرو می‌برند، سخت در اشتباهید. هم جماعت خوش‌نشین مرفه، که علقه ای به انقلاب ندارند، سخن از جسارت (بخوانید بی حیایی) در مقابله با ارزش های نظام می گویند و هم قاطبه ملت، تحقیر و توهین کم نظیرتان را درک کرده اند.

آقای سهیلی!

در نامه خود بر قانون گریزی امروز در جمهوری اسلامی پای فشردید. ما نیز اتفاقاً در این داستان با شما هم دردیم. قانون جمهوری اسلامی صراحتاً توهین به مقدسات را منع کرده و جرم دانسته اما مجریان قانون در وزارت ارشاد گاه به خواب ناز فرو می‌روند و قانون صریح را با توجیه سخیف نقض می کنند. قانون جمهوری اسلامی صراحتاً دستگیری مجرمین و مجازات آنها را به مسئولین انتظامی و قضایی سپرده اما در "گشت ارشاد"، به سیاق فیلم های فارسی، هیچ محکمه‌ای برای اجرای عدالت نیست و سه مأمور قلابی ناگهان تحول روحی می یابند و خود مجری قانون می‌شوند: از ابتدای شناسایی متهم تا دستگیری و مجازات! گویا در این مملکت همواه آسیاب به نفع ظالمان است و به سیاق دستگاه فاسد شاهنشاهی، آنکه به جایی نرسد، فریاد است و باید خود مظلومان، افرادی را اجیر کنند تا حق‌شان را از ظالمان بستانند. و البته همه اینها از دید صادر کنندگان مجوز در وزارت ارشاد،‌ توهین به قانون جمهوری اسلامی به حساب نمی‌آید بلکه حتماً نقدی لطیف و با ظرافتی هنرمندانه بوده است!

آقای سهیلی!

به قاعده ای که خود در انتهای فیلم بیان کردید، آدم‌ها یا گرگ هستند و یا گوسفند و البته شما جانب گرگ بودن را گرفته اید. فیلم‌تان نیز اتفاقاً گویای آن است که باید گرگ بود؛ گرگی که به همه ارزش های کوچک و بزرگ یک ملت پنجه کشد؛ گرگی که دل های خانواده های شهدا را خون کند؛ گرگی که با آهنگ گرگ های بیرونی، خوش‌رقصی کند، ‌گرگی که در نبرد مستضعفین با جماعت مرفه و بی‌دردِ بیگانه از انقلاب، جانب مرفهین را بگیرد. گرگی که پاره های جگر این ملت مظلوم را به نیش بکشد.

در سال هایی که این مردم هر روز بیش از پیش برای نظام آرمان ها و برای رهبری آن هزینه می‌دهند و برای پاس‌داری از ارزش های اسلامی و اخلاقی‌شان تا پای جان می‌ایستند، فیلم شما پنجه ای است بر صورت ملت مقاوم ایران. البته اگر نمی دانید، بدانید که ملت ایران از گرگ های اصلی نمی هراسد، چه رسد به خرده گرگ های داخلی.

آیا مردم انقلابی ایران و روحانیت معظم را که از سر دل‌سوزی تذکر انحراف نداشتن از قانون را می دهند، مورد هجمه قرار می دهید؟ اگر مجریان قانون، اجرای قانون جمهوری اسلامی از یادهای‌شان رفته و یا برخی از آنها قانون را از یاد خود برده اند!، بی واهمه به آنها فشار خواهیم آورد تا به قانون تمکین کنند. آنچه بر سر فیلم شما پیش آمد، حکایت تصحیح عملکرد مجریان قانون است و گرنه بند 8 وصیت نامه امام راحل (ره) حرف های بیشتری نیز دارد.

آقای سهیلی!

در امتداد توصیه های خودتان در فیلم، در کارآمدی تابلوی کائنات، می توانید برای آرام شدن خشم‌تان، نام "گشت ارشاد" را در تابلوی کائنات حک کنید، شاید در آینده باز امکان اکران پیدا شود!

همچنین در نامه خود گفته اید که با این کار، فیلم‌تان به‌سان گوسفندی ذبح شده است؛ آری، آن گاه که قانون اجرا شود، شر گرگ ها قطع می شود و گرگ نیز به‌سان گوسفند ذبح خواهد شد که نفع گوسفند مذبوح برای ملت ایران از گرگ درنده بیشتر است.


 
 
 
تبلیغ ویـژه