الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

زائری نامه !
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

من از آقای آشیخ محمدرضا زائری به شخصه بسیار متشکرم .

فردی است که سالهاست یک مشی و مرام سیاسی را حفظ کرده و آن را تغییر نداده است. او کسی است که در خانه روزنامه نگاران جوان، عناصر متعددی را تربیت کردو  طیف وسیعی از روزنامه نگاران دوران اصلاحات ، در محضر ایشان تلمذ کرده اند.

صداقت مثال زدنی او در عدم تغییر رویکرد سیاسی و فرهنگی و حفظ مشی و مرام اعتقاد ، عمل و تبلیغ تساهل و تسامح فرهنگی دوران دوم خرداد ، از سوی ایشان جای بسی تقدیر دارد.ای بسا که عناصر سیاسی و رسانه ای با تغییر جریان و فضای سیاسی بسرعت موضعگیری های خود را در ابعادی شگفتی ساز تغییر می دهند. اما آقای زائری همان است که بود.ایشان حتا در دوران فتنه 88 هم با ادبیات دفاع از رهبری ! از فتنه حمایت کرد و گفتمان فتنه را گفتمان مردم و ادعاهای آنها را حقایقی شمرد که بارها خودش گفته و اگر شرایط خاصصصص نبود ، خودش می آمده صف اول می گفته حیف که اسلام ! دست ایشان را بسته !

طرح تند ترین دیدگاههای سیاسی و خوراندن آنها به جامعه در قوالبی کاملا متین و مقبول ، هنر آقای زائری است که این هنر را به شاگردان خود نیز آموخته است.

اگر درست یادم باشد، آقای محمدرضا زائری در جریان برخورد نیروی انتظامی با عناصری که تحت عنوان جشن آب بازی اقدامات خلاف عفت و اخلاق عمومی خود را در ملاء عام به نمایش گذاردند ، روی آنتن زنده ی جمهوری اسلامی ایران اینگونه موضع گیری کردند که طرح این ادعا که اقدامات این افراد خلاف امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بوده توهین به جمهوری اسلامی است چون بر اساس این ادعا ، امنیت جمهوری اسلامی ایران با یک لیوان آب ! بر هم می خورد !

چقدر این ادعا شبیه ادعای همان افرادی است که می گویند مسئولان نباید نگران یک تار مو! ی بیرون از روسری خانم ها باشند. چون با این یک تار مو اتفاقی نمی افتد !

خب البته نکته ی واضح ، شبیه بودن اظهارات این عنصر رسانه ای رفرمیست ، به اظهارات آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور است . من به شخصه تردیدی ندارم که آقای احمدی نژاد در سیاستهای اجرایی و الگوهای عملی خود ، هر روز بیش از دیروز پای خود را در جای پای آقای رفسنجانی می گذارد.

آقای رفسنجانی نیز، مانند آقای احمدی نژاد سیاستهای توسعه را دوست داشت. آقای احمدی نژاد نیز چنان به این سیاستهای آلوده ، که واردات جنگ نرم دشمن است ، علاقمند و پایبند شده که شنیده ام دیگر سوبسید اعطایی به مساجد برای آب و گاز و برق را هم - برای صرفه جویی لابد - قطع کرده اند ! زمان آقای رفسنجانی هم چنان ادارات و واحدهای دولتی را خودگردان و بودجه ها را مستقل کردند که دیگر در واحدهای عادی دولتی پولی برای خریدن یک جعبه شیرینی برای تبریک اعیاد و مراسم مذهبی و معنوی و انقلابی نبود و ردیف بودجه های مربوطه همه حذف شد.

اینقدر که مدیر دوم خردادی و سبز اخیرا در بدنه ی دولت در سطوح مختلف و متنوع دیده می شود ، فقط انسان بیاد دوران سابق می افتد. سیاستهای فرهنگی هم که الحمد لله مو نمی زند. با این حساب، شبیه بودن ادبیات آقای زائری و احمدی نژاد که نباید کسی را متعجب کند.

بد نیست یک نگاهی به گوشه ای از وبلاگ آقای زائری بیاندازیم . ایشان در روز ششم تیر 1388 ( به تاریخ خوب توجه کردید ؟ ) پس از آنکه مدعی می شوند آنچه که در شعارهای کودتاچیان شنیده شد حق است و حرف ایشان نیز هست می گوید :

مانند رهبری موضعگیری نکنید. عین همانکاری که رهبری می گوید را انجام ندهید. همان حرفی که رهبری می زنند را نزنید. اینجوری که از رهبری تبعیت نمی کنند که . چه جوری تبعیت باید کرد ؟

محمدرضا زائری می گوید اینجوری :

البته طبیعی است رهبرمعظم‌انقلاب موضع قدرتمند و قاطع بگیرند و جز این هم انتظار نمی‌رود اما آنچه تأسف‌بار است برخورد و رفتار سایر مسئولان است.

 اگر رهبر انقلاب در برابر چشم جهان و پیش دوربین‌های خبری بین‌المللی اقتدار نظام را به نمایش می‌گذارند، باید دیگران پس از آن به دلجویی از مردم بپردازند و به مشکلات رسیدگی کنند. در یک خانواده هم وقتی مشکلی پیش می‌آید پدر و مادر هماهنگ با هم چشمکی می‌زنند و اشاره‌ای می‌کنند و اگر پدر فریاد کشیده مادر ناز می‌کند و می‌بوسد و اگر مادر عصبانیت نشان داده پدر مهربانی می‌کند... متاسفانه برخی از مسئولان ما تبعیت از رهبری را در شکل و ظاهر می‌بینند نه در مقصد و مفهوم... (یادم هست در تشییع جنازه شهید صیاد، رهبر انقلاب خم شدند و تابوت را بوسیدند، این حرکت نمادین از ولی‌فقیه نسبت به تابوت یک سردار بسیار بااهمیت بود، معنی داشت و باید به‌عنوان یک سمبل حفظ می‌شد... اما در همان‌حال آقای [...] هم خم شد و تابوت را بوسید، لابد در تبعیت از رهبری اما نمی‌فهمید که اتفاقا تبعیت از رهبری در آن لحظه اصلاً این نیست...

حالا فهمیدید چه جوری ؟

اینها توصیه های آقای زائری بود به مسئولین ، دقیقا بر خلاف این عمار رهبری !

حالا بقیه اش را بخوانید جالبتر می شود.

آقای زائری نظام را در خیابان به مرگ و در وبلاگ به تب می گیرد. اینجوری : 

محمد رضای زائری می گوید :

این روزها منتظر بودیم تا مسئولان مختلف با هماهنگی و تدبیر از مواضع مختلف رفتارهای متناسب و هوشمندانه داشته باشند اما برعکس می‌بینیم رفتارها و واکنش‌ها و ادبیات مسئولان همچنان همان است که بوده... انگار خبرهای صداوسیما را باور کرده‌اند و گویی راستی‌راستی هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد. سبحان‌الله... اسم این روش و رفتار تبعیت از رهبری نیست بلکه نامی دیگر دارد و این‌گونه کشورداری به سرانجامی خطرناک می‌رسد.

آقای زائری به اینجای بحث که می رسد ، نظام را به میدان 18 تیر تهدید می کند و انفجاری را مقابل دیدگان نظام ترسیم می کند . ببینید :

اگر هشدار هجده تیر را جدی نگرفتیم و به شرایط امروز رسیدیم اقلاً باید انفجار فعلی را ببینیم و منکر نشویم.

یکی نیست بگوید حاجی ، چون بچه ات ، دیگه اونجا دقیقا اونجا هم بازهم حق با اونهایی بود که اونها رو مثل الان مردم معرفی می کنی ؟؟!

ایشون در ادامه می فرمایند :

آنچه رخ داد مسلماً نمی‌تواند فقط ‌و فقط حاصل نارضایتی از نتیجه انتخابات باشد، واضح است آزردگی‌ها و زخم‌دیدگی‌ها و مشکلات متراکم مردم در طی سال‌های گذشته فرصت برای سوءاستفاده تخریب‌گران ایجاد کرده است. نمی‌توان انکار کرد که اعتراض موجود متعلق به بخشی از مردم همین جامعه است و گرچه اخلال‌گران و اغتشاش‌گرانی هم در صفوف مردم وارد شدند اما اساس اعتراض از دل بخشی از همین جامعه شکل گرفته. طبیعی است مسائل مختلف از برخوردهای نیروی‌انتظامی به‌عنوان مبارزه با بدحجابی گرفته تا ادبیات توهین‌آمیز بعضی مسئولان قوه‌مجریه و عملکرد صداوسیما تا وضعیت قوه‌قضائیه و... همه به مرور بر حرارت این  آتش زیر خاکستر بیافزاید....مطالبی که در تظاهرات اخیر مطرح می‌شد بسیارش چیزهایی بود که سال‌های گذشته نوشته و فریاد کرده‌بودم و اگر این شرایط نبود خود در صف اول تظاهرات فریاد می‌زدم اما می‌دیدم در این شرایط «کلمة حق یُراد بها الباطل» می‌شود و نتیجه‌ای جز خشنودی دشمن ندارد. به‌طور خلاصه...

برای تقویت جایگاه رهبری !!! این چند توصیه را ارائه می دهند :

ـ برکناری بعضی مسئولان میانی مانند آقای [...] و مهندس [...]. (قاعدتا منظور سه نقطه ی دوم برکناری مهندی ضرغامی است. البته نه بدلائل فرهنگی ، بلکه به دلائل کاملا سیاسی. مگر آقای زائری با آلودگیهای فرهنگی موجود در صداوسیما از جمله انتشار مطالب خلاف حقیقت خودشان در آن و استفاده اش از آنتن زنده ی شبکه ی 3 در ماه رمضان ، مخالفتی دارند ؟؟

ـ تغییر اعضای [...] و حضور چهره‌های جوان و فقهای نواندیش.

(سه نقطه ی مذکور ، بوضوح شورای نگهبان است و وقتی در مورد چهره های جوان و فقهای نو اندیش حرف می زند در حال تعیین تکلیف برای رهبری است. مسئله این است که جوان نیستند. نو اندیش نیستند. والا همه چیشان خوب است. بله ؟ خب حالا جوان بشنود ، نو اندیش بشوند این دفعه فشار بیاورید انتخابات را باطل می کنند. بلـــــــه ؟ عجب.)

ـ تغییر بعضی از ائمه جمعه.

( فقط بعضی. همه را نمی گوید ها. خب ، واضح است. خدا را شکر زیاد جایی برای سه نقطه گذاردن ندارد. قاعدتا ایشان با آیت الله احمد خاتمی ، آیت الله احمد جنتی ، آیت الله یزدی ، آیت الله علم الهدی مشکلی ندارند. دارند ؟ ای بابا همین اینها را می خواهد عوض کند ؟ عجب. بازهم که شد تعیین تکلیف برای رهبری !

ـ بازگرداندن بعضی مدیران صالح و خوش‌نام دهه‌های گذشته.

(بابا خدا خیرش را بدهد آدم با انصافی است نمی گوید همه را برگردانید :)) خدایی ها.  دهه های گذشته ؟ یعنی دقیقا چقدر گذشته ؟ حالا طرف چرا بر کنار شده ؟ چی بوده ماجرا که ایشان دلش برای مدیران دهه های گذشته تنگ شده ؟ مشکلی با برکناری مدیران صالح در دوران خود احمدی نژاد ندارد ولی مدیران صالح مد نظر ایشان که مربوط به دهه ها ( یعنی لا اقل ده سال پیش از نوشتن آن مطلب ! ) پیش هستند باید برگردند. عجب. یعنی منظورش دولت دوم خرداد و دولت رفسنجانی است ؟ عجب .

ـ تغییر روش جدی صداوسیما.

( بی سه نقطه است خدا را شکر . مدیرش که عوض شود. روشش هم عوض شود. چقدر کلی و مبهم . منظورش چیست ؟ منظورش اینه دیگه موضوعات ضعیف کننده ی اعتقادات مردم به روحانیت و اسلام و حجاب نشان ندهد یا اینکه دیگر موضع حمایت سیاسی نسبت به نظام در اخبار نداشته باشد ؟ عجب )

ـ تغییر ادبیات و مشی دکتر احمدی‌نژاد.

خدا را شکر پرانتز ندارد. هم ادبیات محمود باید عوض شود. هم مشی اش. حالا این ادبیات و مشی چه است ؟ چقدر کلی. چقدر مبهم.

ـ ارائه خدمات عینی و ملموس و سریع در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی.

( این یعنی کار کوتاه مدت است ؟ بارهم که کلی گویی ! ایشان دارد روی دوش یک آدم از درون بلندگو سخنرانی می کند که اینقدر جو می دهد ؟ عجب. )

************

آقای زائری.

ما در این باصطلاح تظاهراتها ، صدایی که شنیدیم، می گفت مرگ بر اصل ولایت فقیه . می گفت تقلب شده . می گفت مردم را کشته اند و رای ها را دزدیده اند. علیه بسیج  گفته شد که این ماه ماه خون است ، بسیج سرنگون است می گفتند غزه و لبنان را رها کنیم و جانمان را فدای "فلات ایران ! " کنیم . می گفتند : مردم چرا نشستین ، ایران شده فلسطین ! " می گفتند... می گفتند...

مسخره نیست ؟

شما می شود یکی از شعارهای انقلابی و اسلامی حضرات متظاهرین ! را برای ما ذکر کنید ؟ همچین زمان زیادی نگذشته که ما فراموشی گرفته باشیم . اما اشکالی ندارد. شما یادمان بیاورید آن حرف حسابهایی را که شما قرار بوده در صف اول تظاهرات داد بزنید !

پی نوشت :

1-یادم باشد مارک ماشین اصلاح حاجاقا را از ایشان بپرسم . خیلی خوب ریش را کوتاه می کند. خیلی خوب. خیلی خیلی خوب.

2- چندتا از کامنت هایی که برای حاجاقا رفته را باهم بخوانیم :

ره گذر ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ - سه‌شنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۸٩
سلام از اینکه دغدغه حفظ نظام و انقلاب را دارید خیلی خوشحالم ولی فکر می کنم کمی تحلیلتان دور از واقع باشد چون ما که در متن اغتشاشات و در میان به اصطلاح معترضان بودیم احدی از مردم رنج کشیده و فقیر و تنگدست و جوان بیکار و ... ندیدیم هرچه دیدیم خانواده های منافقین اعدامی و سوپر دولوکس های پولدار و مخالف اصل نظام بودند دقیقا هم یک یا دو روز بعد از انتخابات اینها را دیدیم نه پس از مدتی که بگوییم مردم عادی صفشان را از اغتشاشگران جدا کردند .
مطلب بعد آنکه آقای احمدی نژاد کدام ادبیات و مشی خود را تغییر دهند ادبیات ولایت مداری و استکبار ستیزی را یا مشی عدالت خواهی و کار و تلاش شبانه روزی برای نظام و مردم را !؟ برادر نمی گویم ایشان هیچ بدی ندارد و حتی با تغییر امثال مشایی و ... بسیار موافقم اما ادبیات و مشی ایشان که مورد تایید رهبر عزیز هم هست نباید تغییر کند ....
۶:٢٧ ‎ق.ظ - دوشنبه، ٢۱ دی ۱۳۸۸
شما یا خیلی خوش بین هستی یا نمی تونی حرفت رو بزنی . وضعیت فعلی اتفاقا برای مسئولین کاملا پیش بینی شده بود و شاهدش اقداماتی است که به مرور زمان برای تقویت بسیج و سپاه انجام دادند . ظهور احمدی نژاد یک سناریوی از پیش نوشته شده بود .
3- تحلیل من از آقای زائری این نیست که ایشان ضد انقلاب است. خیر. ایشان ، مانند لایه ی مشخص و موجودی از دوم خردادیها مدعی نقد واصلاح نظام است، هرچندالگوهای مبنایی و مبدا نظر ایشان هیچ تناسبی با الگوهای نظام اسلامی ندارد و اگر کشور در چنبره ی مدیریتی فرهنگی و اجتماعی امثال ایشان باشد دقیقا بر همان پاشنه ای می چرخد که تا امروز چرخانده اند.امثال آقای زائری جوری حرف می زنند که انگار در این ممکلت سالهاست که هیچکاره اند و هیچ تاثیری نداشته اند ، نه اینکه ایشان و دوستانشان و هم ردیفان و هم خطان و دوستان ایشانند که مدیران کشور بوده اند و صد البته که ایشان نگران حرف این مدیرانند و بدنبال برگرداندن آنها.
4- آقای زائری امیدوارم در حافظه شان جای خوبی حفظ کنند این را که نظام نه شورای نگهبان را "فورا" دست زد، نه رئیسی را جابجا کرد ، نه کوپن ارزاق مرزاق پخش کرد و نه خیانت های مدیریتی دیگری که از امثال آقای زائری پیشنهاد فراوان شد. بلکه آنچه که کشور را نجات داد، نام مبارک آقا ابالفضلر العباس و سید و سالار شهیدان بود که در پی حرکت مردم به بدنبال رهبری رخ داد. مسئولانی که در این پست قبلتر آقای زائری آنها را به عدم حمایت "اینگونه" از رهبری فرا می خواهند و چند پست قبلتر از اینکه چرا در میدان حمایت از رهبری حاضر نیستند، شکایت می کند هم ، پس از تبعیت نخبگان انقلابی همچون حاج آقای پناهیان و دکتر ولایتی و پایمردی بزرگانی چون آیت الله یزدی به میدان بازگشتند.تا شاید درس عبرت آقای زائری و دوستانشان شود که :

انقلاب را درست نشناخته اند.

 
 
 
تبلیغ ویـژه