الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

رمز گشایی از ماجرای توطئه ی مرگ ستار بهشتی
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

وقتی فضای خبری که توسط رسانه های استکبار صهیونیستی در موضوع مرگ متهم ستار بهشتی  - sattar beheshti - وبلاگ نویس ضد انقلاب و ضد دین - براه افتاده است را، در کنار مندرجات وبلاگ خودش، و تجربیاتی که از سبک و سیاق و الگوهای عمل صهیونیزم بین الملل در کشورمان داریم ، بررسی می کنم ، چیزهای جالبی می بینم.

حالا قبلش اصلا ماجرا را برای بچه هایی که نمی دانند خلاصه گیری و بازگو کنم

نیروی انتظامی موفق می شود نویسنده ی یک وبلاگ ضد دینی در بلاگ اسپات (سیستم وبلاگ نویسی شرگت گوگل ) شناسایی ودستگیر کند.

از روش دستگیری خبر ندارم و باید بسیار جالب و با کیفیت باشد. این ، چیزی در حد دستگیری مدیران سایتهای مستهجن توسط سپاه پاسداران است که خود سوژه ها هم در مصاحبه های تلویزیونی خود گفتند با وجود استفاده از VPN هنوز دلشان می خواهد بدانند چگونه شناسایی شدند.

اما ، وی قبل و پس از دستگیری ، اقداماتی کرده که بسیار محل تامل است. این اقدامات مثل مشعلی ، نوری در مسیر پیدا کردن یک درک کلی از پرونده ی او می افکند...

1- وی مطلبی که مهر تاریخ دوشنبه ۲۹ اکتبر ۲۰۱۲ و ریز ادمین  " روی آن درج شده است، نوشته است که کسانی با وی تماس تلفنی گرفته و چند مطلب را گفته اند :

الف : به مادرت بگو بزودی باید رخت سیاه بپوشد!

ب : هرکاری بخواهیم می کنیم ، هر رفتاری بخواهیم انجام می دهیم ، شما باید خفه بشوی !

ج : اطلاع رسانی نباید بکنید و گرنه خفه خواهید شد ! بدون نام و نشان ! بدون آنکه کسی بداند چه بر سر شما آمده !

د : مردم بحرین و فلسطین در عذاب هستند!!!!

....................................................................................................................

کمی فکر کنیم،در آرامش.

بیایید فرض کنیم واقعا ما می خواهیم سناریوی ادعایی از سوی رسانه های بیگانه را باور کنیم . حالا باید صحنه ی حوادث را مرتب و منظم جلوی خودمان بچینیم تا ببینیم اصلا چه چیزی پیش روی ماست. الان اصلا نباید ارزش گذاری کنیم و مخالفتی یا موافقتی داشته باشیم، الان وقت ارزشگذاری نیست. ابتدا فقط باید برویم پای وایت برد و فقط هرآنچه که می دانیم و اتفاق افتاده عین فیلم های پلیسی برای خودمان مرتب و منظم درج کنیم .

خب. حالا چه داریم ؟

یک جوجه وبلاگ نویس دو میلیون درصد گمنـــام داریم که خیلی البته چرندیات می نویسد. توهین که زیاد می کند و عقده گشایی که فراوان دارد.

فرض می کنیم بر اساس ادعای دشمن ، پس از مدتی که او را شناسایی می کنند،

از اینجا به بعد را خوب دقت کنید :

- به جای آنکه نگذارند هشیار شود و اسناد و مدارک احتمالی را منهدم کند، به او تلفن می زنند !!!

- به او می گویند چند روز دیگر می میری !!!

- به او می گویند فلسطین و بحرین فلان و بهمان است !!!

- به او می گویند ما هر کاری عشقمان بکشد می کنیم و تو را هم باید خفه ! کنیم !

- چند روز بعد ، پلیس کشور، او را دستگیر می کند.

- در بازداشت ، یک کاغذ می نویسد  و در آن چیزهای خیلی مهمی درج می کند.

- بعد از نامه ، او می میرد.

- نامه از طریق زندان به مقامات قضایی و قانونی نمی رسد، بلکه تصویر نسخه ی اول آن ( به شکلی که قسمتهای  پایین متن ، با فوتوشاپ به شکل علنی سانسور شده ) را سایتهای ضد انقلاب در اینترنت منتشر می کنند و پس از بازدید از سلول او ، دو نسخه ی کاربنی از همان نامه که نسخه ی اصل در اختیار رسانه های ضد انقلاب قرار گرفته، در سلول یافت می شود.

......................................................................................................................

با هم عین متن اظهارات دادستان کل کشور در مورد این نامه را می خوانیم:

دادستان کل کشور بیان کرد:

نکته قابل توجهی در این پرونده وجود دارد و آن نامه‌ای است که این متهم نوشته. دو سه ابهام جدید در این نامه وجود دارد.

ستار بهشتی نامه‌ای با مضمون شکایت علیه بازجویی خود به مسوول اندرزگاه 350 نوشته است. معمولا نامه‌هایی که زندانی می‌نویسد، یا در دفتر خود زندان است یا اینکه در هر بند مسوولی حضور دارد و در حضور آن مسوول نامه را می‌نویسند. همچنین در نامه‌ها حتما باید دو اقدام از سوی زندان صورت بگیرد، اول اینکه تایید کنند که دستخط، دست خط خود فرد است و در حضور مامور نوشته شده اما این نامه هیچ کدام از این موارد را ندارد، لذا زمانی که از مسوول بند 350 زندان اوین پرسیدیم که چگونه این نامه به شما تحویل داده شد، می‌گوید خبر ندارد و بعد از اینکه نامه را در سایت‌ها دیدم، تحقیق و پرس‌وجو کردم و دو نسخه از این نامه را که توسط کاربن کپی شده بود در اتاق ایشان پیدا شده و نسخه اصلی نیز ناپدید شده است.

وی در ادامه بیان کرد: زمانی که از مسوولان زندان سوال کردم که آیا معمول است که زندانی در دو نسخه نامه بنویسد، گفتند که معمولا در یک نسخه می‌نویسند اما گاهی اوقات ممکن است که زندانی یک نسخه را در اختیار خود داشته باشد و در این صورت است که نامه در دو نسخه نوشته می‌شود، اما در سه نسخه غیرمعمول است.

محسنی‌اژه‌ای با بیان اینکه متن نامه نیز بسیار مهم است، تصریح کرد: ستار بهشتی در قسمت اول نامه می‌گوید که من بدون حکم بازداشت شده‌ام که این مورد قابل قبول نیست اما بازهم می‌گوییم که قابل توجیه است. همچنین در ادامه نامه می‌گوید که اینجانب در مدت دو روز بازجویی و مورد انواع تهدید، ضرب و جرح قرار گرفته‌ام، از فحش‌های ناموسی تا غیره بسیار توهینات دیگر.

در قسمت دیگر این نامه آمده، اکنون در 11 آبان پلیس فتا من را احضار کرده و مرا با خود می‌برد. معمولا کسی که در زندان است خبردار نمی‌شود که چه کسی او را احضار می‌کند. نکته دیگر اینکه ایشان از کجا می‌دانسته پلیس فتا وی را احضار می‌کند؟ همچنین به زندانی اطلاع نمی‌دهند که او را با خود خواهند برد که این موضوع ابهام را بیشتر می‌کند. لذا مواردی از این قبیل در نامه وجود دارد که بسیار مبهم است.

وی ادامه داد: بنابراین قاعدتا خود ایشان دسترسی نداشته که نسخه اصلی را به بیرون برساند و این سوال مطرح می‌شود که نسخه اصلی دست چه کسی بوده است؟ همچنین دو نکته ابهام آمیز دیگری هم وجود دارد که نمی‌توانم الان آنها را بازگو کنم.

.......................................................................................................................

به نکاتی که دادستان محترم کل کشور گفت خوب دقت کردید ؟

چون دادستان محترم کل کشور مفاد نامه ی ستار را علنا قرائت کردند، مانعی در نشان دادن نامه ی منتشره در سایت کلمه ندیدم . واقعا ضرورت دارد همه این نامه را ببینند و متوجه شوند چرا دادستان محترم کل کشور اینقدر این نامه را ابهام ساز دیده.

حالا می خواهم یک نکته مهم دیگر من اضافه کنم که در صحبت های آقای اژه ای نیست. نمی دانم چرا حاج اقای اژه ای به این نکته ی مهم اشاره نکردند. قاعدتا جزو نکته های محرمانه ی ایشان نیست چون این نکته علنی در دید همه قرار دارد و آن هم اینکه چرا سایت کثیف و ضد انقلاب کلمه، تمام مندرجات قسمتهای پایین این برگه را با فوتوشاپ کاملا محو کرده است؟؟ عکس را بزرگ ببینید

 

این یک سئوال کلیدی است که در ادامه ی این سئوالات کلیدی چقدر صحنه را برای ما روشنتر می کند.

سایت کلمه ، باید اینجا یک اعتراف خیلـــــــی بزرگ بکند و آن اینکه در حد و اندازه ی بسیار بزرگی - البته متاسفانه برای نظام ج.ا.ا - به درون زندانهای ما دسترسی دارد و هر اقدامی را می تواند مرتکب شود. وقتی سایت کلمه ، عناصری در زندان اوین دارد که می توانند بدون اطلاع مدیران زندان ، به کسی اوراقی بهمراه کاربن و خودکار ( اگر محتویات صحنه را باور کنیم ) برسانند، جواب را بگیرند و گردشکار کنند و بعد هم به رسانه های شما برسانند ، دیگر این زندان اوین زندانی نیست که شما سکولارها که در مرامتان علنا اخلاق نسبی و دروغ گفتن مباح است ، بتوانید مسئولیت حادثه ای در آن را به عهده ی کسی جز خودتان بیاندازید.

جای تاسف برای نظام و دستگاه قضایی نیز باقی است که چرا این ماجرای دسترسی بی حد و حصر ضد انقلاب به درون زندانهای ما تمامی ندارد. چطور می شود در زمان زندانی بودن اکبر گنجی تصاویر او به بیرون می آمد و نامه های باصطلاح زندانیان سیاسی دوم خردادی بیرون از زندان منتشر می شد و امروز ، دیگر می توانند از زندانی دستخط بگیرند و بیرون منتشر کنند و حفظ محتوای دستخط ها برای کلمه از همه چیز مهمتر باشد چون شاید ممکن است ردی از عوامل رد انتقال نامه در آن موجود باشد؟؟

...

از نظر من ، ماجرای ستار بهشتی که یک کارگر ساده کم سواد بود ، بسیار شبیه ندا آقا سلطان و ماجرای قتلهای زنجیره ای است. توطئه ای علیه نظام جمهوری اسلامی که در نمونه ای مانند قتلهای زنجیره ای نظام جمهوری اسلامی توانست عناصری از ضد انقلاب نفوذی را که خود توطئه را طراحی و برای خورد و خمیر کردن نهاد امنیتی کشور اجرا کرده بودند شناسایی کند.

این مدل اقدامات من را بیاد مدل سوریه هم می اندازد. کشتنهای مکرر مردم برای بدنام کردن حکومت سوریه . در مدل لبنانی هم ، بمب گذاری و ترور برای بدنام کردن نیروهای خط مقاومت امری کاملا مشروع و تکراری است.

.......................................................................................................................

اما من چند نکته ی تحلیلی عقلی هم دارم و سایت کلمه باید به آن پاسخگو باشد |:

1- چطور ممکن است ، واقعا چطور ممکن است ، کسی که می خواهد کسی را دستگیر کند ، قبلا با او تماس تلفنی !!! بگیرد و او را هوشیار کند ؟

2- از ادبیاتی که خود ستار بهشتی در وبلاگش بکار برده و خدا را شکر در دسترس است، مشخص است که خیلی قبل از دستگیری دنبال دردسر و اینها نبوده و خاصه اینکه روی بلاگ اسپات هم می نوشته که عمرا فکر نمی کرده امکان شناسایی شدنش وجود داشته باشد. او می گوید در جواب آن تماس تلفنی گفته است من که کاری نکرده ام که دهانم را ببندم ! اما طوری با او برخورد می شود و فضایی به او القاء می شود که او کاملا تحریک شود و حتما این مطالب را منتشر کند. بر اساس آنچه که من از قلم خود او می خوانم مشخص است که او را بارها به منعکس کردن این تماس تلفنی تحریک می کنند.

3- چطور می شود که فردی که می خواهد کسی را بکشد ، سوژه را در درون زندان و در دورانی بکشد که تمام مسئولیت با خودش است ؟؟؟ کدام خری میخواهد چنین گزاره ی پرحماقتی را به ما در ماجرای ستار بهشتی القاء کند؟!


ستار بهشتی می گوید " به من گفته اند به مادرت بگو بزودی باید رخت سیاه بپوشد." جملات ستار بهشتی نشان می دهد می خواهد بگوید تماس گیرنده از تصمیم قطعی خود برای کشتن او ، به او خبر می دهد. یادداشت ستار بهشتی می گوید خود او نیز به اینکه کشته شدن او قطعی و حتمی است ایمان پیدا کرده . این یعنی قاتل برنامه اش را بسته و برای آن آماده است. آنوقت کدام خری می خواهد به ما القاء کند این کسی که ستار را کشته خود همان کسی است که او را دستگیر کرده ؟؟

.......................................................................................................................

پی نوشت :

1- ستار بهشتی بسیار به آنهایی که در بازداشتگاه کهریزک فوت کردند شبیه است. او هم مانند آنها حتما مجرم است. جرمش علنی است و خیلی هم در آن جدی بوده . فردیست بسیار بی تربیت و واقعا هم مجرم . چقدر هم زشت و توهین آمیز می نوشته . پس با یک فرشته ی پاک و معصوم و بی گناه طرف نیستیم . همچنان که کهریزکی ها یک عده فرشته ی معصوم بی گنها - آنگونه که برخی می خواستند جلوه بدهند - و بروند از بنیاد شهید برای آنها نام شهید بگیرند !-  نبوده و نیستند ! با عرض معذرت از همه ی علاقمندان به نظام و انقلاب گوشه کوچکی از تصویر اظهارات توهین آمیز این فرد علیه مقدسات اسلامی و ارزشها را منتشر می کنم تا همه ببینند !

2- این یک حقیقت است که متهم بودن و یا حتا مجرم بودن به معنای محکوم به "اعدام" بودن نیست. حتا اگر کسی محکوم به "اعدام" هم باشد، این امر حتما باید پس از محاکمه ای عادلانه و طی تمامی مراحل صورت گیرد. دوران بازداشت در مرحله دادسرا صرفا دوران تحقیقات است نه تنبیهات ! و کسی حق ندارد در دوران تحقیقات کسی را بدون دلیل دیگری با زندان کردن تنبیه کند . تا اتهامات فردی توسط مقام ذیصلاح قضایی قطعی تشخیص داده نشود، در ادبیات حقوقی ما کسی مجرم و بزه کار محسوب نمی شود.

3- اعتقاد داشتن همه ی سربازان انقلاب اسلامی به مجرم بودن مردگان ماجرای کهریزک و میت حاضر آقای ستار بهشتی ، هرگز به معنای به اعتقادی به ضرورت محاکمه نیست. اینقدر این موضوع واضح است که مجبورند داستانهای کثیفــــی مثل ماجرای اخیر را بسازند. کسی که عقل سالم و روح آرامی داشته باشد و چشمانش باز و دلش نمرده باشد پیدا نمی شود که بوی توطئه را از لابلای صفحات این ماجرا استشمام نکند.

4- تاسف ما آن است که چقدر منافذ نفوذ بالاست و چقدر امکان دشمنی بیشتر. آدم حس بدی پیدا می کند وقتی اینقدر ضریب نقوذ در برخی نقاط حساس را بالا می بیند. اینجا جای کار است و باید به میدان آمد. به نظرم الان اتفاقا این پرونده برای تمام نهادهای نظارتی مسئول ما یک "فرصت" برای شناسایی نفوذی ها و ریشه کن کردن آنهاست. باید که از این فرصت با قدرت و سرعت و کیفیت و صداقت استفاده ی حداکثری کنند. خسارتی که می توانست این پرونده برای ما ببار بیاورد ، با این گافهای بزرگ رسانه ای و محاسباتی استکباری بهم خورده ولی اندازه و بزرگی خطر احتمالی باید تبدیل به فرصت برای قدرت در پیگیری و شناسانی منافذ شود.

5- ماجرای توطئه ی پیش آمده به نام این کارگر بی نوا و ندا آقا سلطان و قتلهای زنجیره ای ، نه ماجرای اول بوده و نه ماجرای آخر است. نوشته های وبلاگ من هم ، همانطور که قبلا بود ، بدرد آنهایی نمی خورد که کلا گوشی برای شنیدن و قلبی برای فهمیدن ندارند. فقط این ما بچه های حزب الله هستیم که باید در همه چیز با ذره بین نظر کنیم و دقت کنیم و بدانیم که چه دشمنان کثیفی داریم که خون بی نواهایی مثل ستار و ندا و امثالهم هم برایشان موضوعیت ندارد. اسرائیل و آمریکا و انگلیس موجودات کثیف و شناخته شده ای هستند که روش و شکل عمل آنها برای ما معلوم است و ما نیز تا می توانیم نباید بگذاریم که بتوانند فرصتی برای فریب مردم و سرقت ذهن و دل آنها بیابند.


 
 
 
تبلیغ ویـژه