الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

دریافت مدال حزب الله از دستان ضد انقلاب مبارکتان !
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

اصلا وقتی می بینیــم یک سایت ضد انقلابی حواس جمع و با هوش البته ، می آید و به چند وبلاگ ، لقب "حزب الله" می دهد چه باید بگوییم ؟

الان دلم می خواهد ببینم آقای سایت ضد انقلابی دیگربان، اگر واقعا در حال بازخوانی مواضع وبلاگهای "حزب الله" است ، موضع وبلاگ من در موضوع مرگ متهم ستار بهشتی  - sattar beheshti - وبلاگ نویس ضد انقلاب و ضد دین - را نیز منتشر می کند یا نمی کند!

البته، این رسانه ی ضد انقلابی عمدتا برای خوراک دهی ذهنی به آنهایی ساخته شده که به او "اعتماد" دارند. برای همین هم، برایش مهم نیست که آنهایی که در این سایت لینک می شوند او را آلوده بدانند یا ندانند. اما واقعا می خواهم از آن وبلاگ نویسانی که اینطور کلام دشمن از حلقوم آنها بیرون می آید بپرسم، واقعا این باصطلاح وادار کردن جمهوری اسلامی از نظر شما به آن چیزی که ادعا می کنید اسمش اطلاع رسانی است، کجای بازی دشمن قرار گرفته ؟

کر هستید ؟

کور هستید ؟ گنگ هستید که حضرت آقا رهبر معظم انقلاب اسلامی صحنه های اینگونه را بارها تحلیل کرده و فرمودند که گاهی برخی با کلام - فرضا - درست ، پازل دشمن تکمیل می کنند و باید مواظب بود با حرف درست پازل دشمن تکمیل نکنیم ؟ یادتان رفته امیرالمومنین در جواب ابن عباس که از اردوی خوارج شبهه زده و گیج و بقول خودمان چپ کرده بیرون آمد، پس از آنکه ابن عباس گفت خوارج حرف بدی نمی زنند فقط آیه قرآن را بر ما خواندند که لا حکم الا لله ! ، فرمود ابن عباس ! کلمه حق یراد به الباطل ؟ نمی فهمید این کلمات بظاهر کاملا منطقی دشمن را نباید بر سر نیزه مقابل دیدگان علی گرفت؟؟ نمی فهمید ؟ نمی فهمید ؟ فقط بلدید سر نظام و حزب الله داد بزنید و بعد مدال حزب الله بودن از رسانه های استکبار بگیرید ؟ حالا ببینیم آنها که به شما مدال حزب الله دادند، جرات دارند موضعگیری وبلاگ من را هم در همین زمینه منتشر کنند ؟ ( در همان محل و با همان عنوان) تا کمی زهر قلم خَفَّت مَوازینُه شما جبران شود؟

عمو ! یارو ! هوی !

اگر مسئولان حرفی نمی زنند، شما خودت چرا لال مونی گرفتی ؟

مگر من داده هام را از جایی جز همین اینترنت وامونده ای گرفتم که شما هم از همونجا می گیری آخه ؟

حالا که مسئولان حرف زدند ، چرا لال مونی گرفتی ؟ کل موضعگیری ات بازهم توبیخ نظام و انقلاب؟

از نظر تو توکلی حرفهایی را زد که باید می زد ؟

یعنی اینکه گفته شود بجای دستگیری ضد انقلابهای رسانه ای برویم سراغ ضد انقلابهای اقتصادی منطقی دارد ؟یا اگر فردا بگوییم بجای دستگیری ضد انقلابهای اقتصادی برویم سراغ ضد انقلابهای امنیتی معنا دارد ؟

آنوقت اگر درکمان را از امنیت نو کنیم و متوجه ماهیت امنیت نرم شویم ، بگوییم بجای دستگیری ضد انقلاب امنیتی برویم ضد انقلاب فرهنگی را بگیریم معنا دارد؟

انوقت نخبگان ما ، خط مقدم ما شمایید؟؟

یعنی تو باید تعیین کنی که چه کسی چه چیزی را بگوید و چه کسی نگوید ؟ حرف زدن چه کسی کافی است حرف زدن چه کسی کافی نیست ؟تا دیروز می گفتی "لطفن" "یکی" حرف بزند حالا می گویی "باید" "همه" حرف بزنند ؟؟

هرچقدر احمد توکلی با آن جمله ی معروفش ( وزیر مردانگی کند کنار برود ! ) از نخبگان کشورست ، تو هم نخبه ی انقلاب اسلامی و سرباز و یا افسر جنگ نرم خودی علیه دشمن هستی .

فقط بلد بودی نظام را تلویحا به قتل متهم کنی ؟ ننوشتی یا نظام می تواند ثابت کند که طرف طبیعی مرده ، یا نمی تواند و کسی او را غیر طبیعی کشته! تو عقلت اینقدر کمبود دارد که نمی توانی به شق سومی بنام توطئه فکر کنی ؟ نکند تو هم می گویی این یک توهم توطئه است ؟ یعنی حتا احتمالش را هم نمی دهی که اثبات حقوقی و پزشکی قانونی ای ماجرا سخت باشد ؟ بعد تو نمی فهمی که حتا اگر از نظر پزشکی وی به حالت طبیعی مرده باشد، این من و توئیم که باید جامعه را از ابعاد دیگر ماجرا که می بینیم با خبر کنیم و خدا مرگمان بدهد که اگر لال بمانیم و ریخته شدن خون سیدالشهداء را ببینیم و آبروی معاویه و یزدیدیان زمان را نبریم؟

تو چه رسالتی برای خودت قائلی ؟ ایجاد موج در جامعه ؟ انتقال فضای دشمن در بین مردم؟ ایجاد ابهام و اتهام در ذهن مردم علیه نظام ؟

یا اینکه به عنوان یک حزب الله "فرض" را بر صداقت نیروی خودی انقلاب بگذاری - لااقل !- مگر آنکه خلافش ثابت شود و سعی کنی با این چهارچوب ، صحنه را بررسی کنی و ببینی که حتی اگر فرض را بر صداقت دشمن هم می گذاردی می دیدی که کجای کار عیب دارد؟

ریشی که حزب الله دیگربان ساخته ، از انقلاب و اسلام و حجت حق و نائب او سفید می کند کسی نمی کند.کامنت دانی حضرات ، از صفحات بالاترین بدتر شده . آقایان اگر شماها میخواهید با بالاترین و بی بی سی و رادیو فردا در دموکراسی ادعایی آنها رقابت کنید قبلا به ما خبر بدهید تا تکلیفمان را با شما نو دموکراتهای باصطلاح حزب اللهی بدانیم. 

خدایا یک ذره عقل. خدایا یک جو ایمان ! یاد پیکاریهایی می افتم که که یک موقعی مسلمان بودند، اما وقتی که برگشتند، برای اثبات اینکه دیگر مسلمان نیستند کارهایی کردند که فدایی خلقیها از انجام آن حیرت می کردند ! چرا برخی فکر می کنند مصونند از هر انحرافی ؟ چرا برخی یکبار نشده جلوی آینه بایستند و خود را برانداز کنند ؟ چرا نمی توانند کمی هم خودشان را اندازه بگیرند که ببینند آخه دارند چکار می کنند ؟!دعوای

بسیاری از این نو کراوتی مخفی های به ظاهر حزب اللهی با نظام و انقلاب فقط و فقط صنفی است. چون "وبلاگ" می نویسند ، حتی اگر کسی که شریان انقلاب اسلامی یعنی دین را در وبلاگ مزخرف و سطحی اش هدف گرفت ، باید آزاد بماند. اســـــتادشان احمد توکلی هم به اینها همین را یاد می دهد.  تمام بلای جان کشور این است که این حضرات احساس تکلیف کرده اند وبلاگ بنویسند ! خدا مرگ بدهد این احساس تکلیف را تا این حضرات وبلاگ نویس از این همه تکلیف و بار مسئولیت ! راحت شوند و گلوله های جهالت آنان در لا حکم الا لله ، بر سینه ی حق ننشیند .

در کلام حضرت والا مقام ، جناب مستطاب ، مصلح کل ، حزب الله اعظم ، برخورد با چنین وبلاگ نویسی ، تحمیل هزینه ی جاهلانه بر نظام و انقلاب است. بخدا که اینها فکر می کنند هیچ کس ، احدی ، نمی فهمد ، جز آنها و همکفران آنها و همه کوتوله و نفهمند خاصه مسئولان ما ! چه باید کرد با این جهالت متعصب متراکم که وقتی سر باز می کند ، صدای کف زدن آمریکا و اسرائیل برای اینها است که دو گوشه ی جهان را می گیرد . چه کسی چه چیزی در گوش جان و دل اینها فرو کرده که هیچ ندایی را نمی شنوند ؟

بر این جهل چون بگریم که کسی در وبلاگش بنویسد : «مگر یک وبلاگ‌نویس ساده چه جرم بزرگی می‌تواند مرتکب شود که مستحق مرگ باشد؟!»

بابا مگر وبلاگ نویس ساده و راه راه و خال خالی دارد ؟ مگر قرار است کسی در مرحله ی دادسرایی مجازات هم بشود؟ این خل خل بازیها را آدم کجا فریاد بزند ؟ مگر نمی فهمید وبلاگ یعنی رسانه؟؟ من چیکار کنم با اینهایی که حرفهایی می زنند که سالها وبلاگ نویسهای دوم خردادی هم جرات نکردند به ما بزنند!

وقتی اینقدر آدم از مرحله پرت می شود که در مورد استعفای ژنرال پترائوس از مدیریت سازمان جاسوسی سیا می نویسد : "اینکه یک مسئول بلندپایه‌ی نظامی، سیاسی و امنیتی آمریکایی، به جای ماست مالی کردن و ارتقا درجه و جابجایی مسئولیت و موقعیت(!) بیانیه می‌دهد و به جرمش اعتراف می‌کند، یعنی پذیرفتن مسئولیت اشتباهات و نترسیدن از آن "!

یعنی می شده ماستمالی کرد و نکرده . یعنی واقعا ماجرا مربوط به صداقت است و این حرفها . یعنی ماجرا مال سیستم مدیریتی سالم است نه ماجراهای دیگر قابل فهم !

اینقدر آدم مگر می شود از مرحله پرت بشود ؟ ایشان همچین پرت شده که دست و پای عقلش شکسته عقلش دیگر به جایی راه نمی دهد. با این حساب ماجرای استعفای مدیرکل بی بی سی هم حتما همین است ! متغییر ها را اصلاح کنید. فرمول جمله ی ایشان باید همین معنا را بدهد ! این که یک مسئول بلند پایه ی سیاسی انگلیسی به جای ماستمالی ! کردن و ارتقاء درجه و جابجایی مسئولیت و موقعیت ! بیانیه می دهد و به جرمش اعتراف می کند یعنی پذیرفتن مسئولیت اشتباهات و نترسیدن از آن !!!

جناب آقا مجبور است از بغل پشت پرده های این جابجایی ها خیلی هم بی سروصدا رد نشود، اما نمی گوید چطور در عرض یک خط و نیم ، خط می زند روی خط بالایی و تناقضی اینگونه دردناک می بافد ! یعنی اگر رسانه ی آلمانی  حق دارد و احتمال می دهد که به پشت پرده فکر کند ، وبلاگ نویس نخبه ی خط مقدم جنگ نرم!!! نه . آمریکا مدیرانش حتا رئیس سیا آدمهای نترسی هستند و به استباهات خود اعتراف می کنند ! دنبال ماستمالی خطاهای خود نمی روند !  رسانه های غربی ، این استعفا را خود دلیلی برای مخفی کاری اقدامات در آمریکا می داننداما آقای سوپر حزب اللهی نشانه ی نترسیدن و قبول اشتباهات !

کی هستید شماها اصلا معلوم هست ؟ از کجا آمده اید ؟ از مریخ ؟


پسا نوشت :

1- سایت دیگربان به هر نحو که توانست ، تلاش کرد مانع انتشار دیدگاه وبلاگ پاسداران در مورد توطئه ی مرگ ستار بهشتی شود. از جمله اینکه به جای اینکه مانند مطالب وبلاگ نویسان مد نظر خودش مطلب این وبلاگ در زمینه مرگ ستار بهشتی را منعکس کند ، مطلب نقادی پاسداران در مورد آن وبلاگ نویسان را منتشر کرد و به جای آن ، فقط یک لینک به مطلب اصلی داد . با این حساب مطلب نقادی ، در آرشیو دیگربان قابل مشاهده نیست.

2- حتما به دو مطلب دیگر هم بروید و بررسی کنید. یکی اصل نظر وبلاگ پاسداران در رابطه با رمز نگاری از مرگ ستار بهشتی و دیگری ، بررسی اقدام سایت ضد انقلابی دیگربان .


 
 
 
تبلیغ ویـژه