الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

فرصتی برای عقده گشایی
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

چند وقت پیش به مناسبتی در رسانه ای با یکی از وبلاگ نویسان هم صحبت بودیم. ایشان در گفتگوی خود ، نیش حمله اش را به سمت جمهوری اسلامی ایران گرفت و اصل و اساس حکومت را به عاملیت درجه اول در نقض آزادی در کشور ! متهم کرد. وقتی به ایشان گفته شد که اعمال احتمالی افراد خاطی ربطی به اصل حکومت ندارد ایشان پافشاری را ادامه داد و مرغ یک پا داشت که لا و الا که خود جمهوری اسلامی !

حالا ، و از قضا ، که فرصت خوبیست کمر جمهوری اسلامی مجددا کیسه ای بخورد. ای امان از این عقده های متراکم. یادش بخیر همین آقای نماینده ی امروز مجلس مد نظر خودم که آنچنان به احمدی نژاد انتقاد پرت می کرد که ترکشش به انقلاب و نظام و رهبری بخورد. هرچند ایشان یک مدتی رفت داخل دولت مدیریت کرد در عوض این اقدامات ! البته الان دوباره برگشته پشت تریبون مجلس.

الان هم جالب که ، این بار نوبت نیروی انتظامی است که چنان فحشمال شود که نظام کیشه کشی شود ! همان آقای وبلاگ نویس که خود خود خود نظام را مقصر می دانست، حالا آمده چنان می نویسد که ناجا علیه نظام جنایت کرده .

اینجا چند بحث وارد می شود .

الف : اینکه این آقا اصولا ناجا را رسما "قاتل" می داند. حالا او مثلا ژست حمایت از نظام گرفته، می گوید "این قاتل به نظام ضرر زده است و باید بخاطر ضرری که به کشور زده تنبیه شود !"

ب : ایشان مثلا پرسیده که آیا بر خلاف پرونده فوت افرادی چون زهرا کاظمی ، زهرا بنی یعقوب ، و پرونده ی کهریزک، "دادگاه عامل این جنایت برگزار خواهد شد یا باز هم مانند آنان که اسم بردم، جانی از عقوبت خواهد گریخت؟" فارسی اش چیست ؟ یعنی 1- تا حالا "قاتل" فرار کرده . 2- تا حالا قاتل از نهادها و ضابطین و فلان بوده . 3- حتی دادگاه هم تاحالا برگزار نشده . این ها به معنای حمایت از کلیت نظام است یا ضربه و توهین به کلیت آن خصوصا کلیت دستگاه قضا؟؟

ج : ایشان رسما مدعی می شود این یک نقطه ی سیاه در کارنامه ی حقوق بشری ایران است. بفرمایید فردا اگر پرینت وبلاگ ایشان بجای آنکه توسط پرینترهای رصدگر جمهوری اسلامی گرفته شود ، توسط آن بیشرف های حقوق بشری غربی گرفته شود، حق را به آنها نمی دهید؟

د : ایشان ، محسن روح الامینی اغتشاشگر 1388 را که در کهریزک بهرحال مرد و مسئولیت آن واقعا بر عهده زندانبانان ناجا بود و قاصرین و مقصرین در چهارچوبی عادلانه و قضایی به حبس ابد یا قصاص محکوم شدند را "شهید" معرفی می کند. شهید چیچی؟ یعنی هرکس توسط کسی دیگر به غیر حق کشته شد شهید است ؟ یا اینکه شهید به کسی گفته می شود که در راستای آرمان و عقیده ای کشته شده باشدو لفظ شهید را به او "هم فکران" و هم نظران او اطلاق خواهند کرد؟؟ .

این آقا ، در کامنتی از سوی یک فرد که به احتمال فراوان اپوزیسیون است مورد اعتراض قرار می گیرد که چرا به آنها نگفتی شهید ولی به این یکی گفتی ؟ او در جواب ، جوابی حیرت انگیز تر می دهد و می گوید که منظورش این بوده نابرابری بی عدالتیهای رسانه ای را نشان بدهد!!! با این حساب ، آنها هم از نظر ایشان شهیدند ، اما نامرد رسانه ها که نگفتند شهید زهرا کاظمی !!!

هـ : ایشان ، رسما از قطعیت "کشته شدن" دم می زند ، آنوقت وقتی در یک کامنت مورد انتقاد قرار می گیرد که چرا رسما در وبلاگت از قتل خبر می دهی قاعده استصحاب را پیش می کشد و در تبیین جوازش برای این خطا ، می گوید چون در دفاعت قبل "قتل" قطعی رخ داد، این دفعه نیز حق داریم تردید کنیم . اما توضیح نمی دهد فاصله میان تردید و محق بودن برای تحقیق و استصحاب ، تا اعلام قطعی حکم به قتل و ارتکاب تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب چقدر فاصله است !

و : گناه بزرگ آقایان این است که رسما قبل از هرگونه امکانی برای دسترسی به اطلاعات، یا برخورداری از سمتی قانونی برای اظهار نظر رسمی، یا مسئولیتی برای محاکمه ی نهادها و دستگاهها ، پای "قاتل" بودن ناجا مهر می زنند. در ماجرای کهریزک هم کدام "خــــــــــــــــــــــــــری" می تواند ادعا کند رسما می خواسته اند بکشند و کشته اند ؟ بین حتا ضرب و شتم - که خلاف شرع و قانون و ممنوع است - و می تواند به مرگ منجر شود و قتل عمد ، فرق و فاصله ای نیست ؟ این گونه آقایان عناوین حقوق دان و نخبه را برای خود یدک می کشند ؟ جالب آنکه ، عقل این دوست سوپر حقوق دان هم فقط به دو گزینه ی "خود به خود مردن" و یا "عمدا توسط ناجا ! کشته شدن" قد می دهد و فرضیه ی دیگری را به مخیله ی خود حتا راه هم نمی دهند !

و در نهایت :

آقای حقوق! دان عزیز :

1- کسی لازم نیست مهری بر شما بزند. شما خودتان در آن جلسه که پیش هم بودیم ، تصورات کافی از خودتان را در ذهن همه تکمیل کرده اید. همه چیز کافی است.

2- شما رسما نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان قاتل معرفی کرده اید و حتی فرق بین مثلا مرگ بر اثر مثلا تصادف رانندگی یا قتل عمد را که از بدیهیات حقوق است را هم قورت داده اید. این علم و دانش حقوق سیاسی شماست که امروز دم خروس آن بیرون زده . کسی نمی خواهد به شما برچسبی بزند. شما فرصت برای عقده گشایی علیه انقلاب به روش مخصوص خود را بد یافته اید. بدا به حالتان . امروز با کلمات بازی کنید - که نتوانستید و باخته اید- روز قیامت چه می کنید ؟

3- مظلومیت کشور و حکومت و نظام این است که امروز یقه اش را به اسم دفاع می درند. توی دوم خردادی قدیمی و این نو حزب اللهی های مفتخر به این نشا از دست ضد انقلاب ، همه داعیه ی حمایت از این نظام دارید. مظلومیت این کشور این است که توطئه ای مانند قتل های زنجیره ای برای در هم شکستن استخوانهای نهادهای مختلف آن طراحی و اجرا شده و جز با حضور شماها ، مدار آن تکمیل نمی شود که نمی شود.

4- وقتی همه ی اجزاء مامور و مسئول در حال پیگیری اند و بنظر اینجانب فرصت بسیار گرانبهایی برای شناسایی عناصر نفوذی استکبار در لایه هایی از برخی نهادها و دستگاههای کشور فراهم آمده و می شود ظرفیتهای زشتکاری را پیش از ورود به بزنگاههایی همچون انتخابات بعدی در هم خرد کرد ، شما کجای "پیاز" هستید که اشک تمساح حمایت از نظام بریزید؟ دوباره کوی دانشگاه است و ناجا ، کوتاه ترین دیوار را پیدا کرد؟ بازهم شد پرونده ی طرح امنیت اجتماعی و هم رای شدن شماها با قوه ی مجریه؟ بازهم کهریزک است و فرصت شهیدسازی از مجرمین درجه یک ؟!

القائات سایت راه سبز منطبق با مندرجات وبلاگ حضرات حقوق دان داخلی ! 5- در مقدمه نوشته ای " کشته شدن" یا "بقول ناجا" فوت" یک نفر در زندان جنایت است. کجای کدام صفحه ی کدام تعلیم حقوقی می گوید اگر کسی در زندان  "فوت کرد" جنایت رخ داده؟ فوت عادی ، کجا جنایت است ؟ یک راه برای درک حرف شما داریم . آنهم اینکه شما منظورتان واقعا فوت نبوده . بلکه کشته شدن را حقیقت گرفته اید و حرف نیروی انتظامی را به شکل خوانش ناجا از جنایت تفسیر کرده اید و بهرحال آن را جنایت نامیده اید. خدا را شکر در خطوط پایین بلا طرح جمله ی "مجبور به فوت کردن" و استفاده از کلمه ی "مجرم" هر ابهامی را زدوده اید -ولی آدم می ماند چرا اینقدر بالا و پایین می زنید-   حالا می توانید اسناد و مدارک ادعایتان برای این "قتل حتمی توسط ناجا" را رو کنید ؟؟ یا اینکه از مصونیت آهنین برخوردارید و در صورتیکه مورد مواخذه واقع شوید، از اهرم فشار رسانه ای برای فرار از مسئولیت سود می برید ؟

6- چطور می شود کسی در یک پست وبلاگی اینهمه جرم و جنایت در حق افکار عمومی و نظام و انقلاب اسلامی و خون شهدای آن مرتکب شود و بعد هم دم از طلب عدالت بزند؟!

7- حقوق دانی که برای خود الزامی برای رعایت حقوق کشور نبیند و به لطائف الحیل و خصوصا با ادعای فریاد برای حفظ حقوق کشور و "نظام" ! نهادهای آن را زیر پتک نشر اکاذیب بگیرد ، با حقوق افراد خصوصی چه خواهد کرد ؟

8- و در پایان ، چه توضیحی برای بهره برداری سایت ضد انقلاب دیگربان از مطالبت داری؟ بان تلاش تو برای مخفی کردن منظورت را بر باد داده و تصریحی کرده که هرچند تو تلاش کردی آن را مخفی کنی ، اما البته با نص مطلب تو اما سنخیت دارد.

پی نوشت :

الف : دوستان . این آقای حقوق دان ، ابتدای جلسه ی گفتگوی ما بدترین کارهای ممکن در فضای توهین و تخریب نظام و مسئولان آن را انجام داد، اما در ادامه ، بارها قسمتهایی از بهترین سخنان رهبر معظم انقلاب علیه همین کار را در همان جلسه قرائت کرد ! 

ب : ایشان اگر برای امنیت ملی و چهره ی ایران در فضای حقوق بشری تره خرد می کرد همین مطلب را نباید اینگونه می نوشت. حالا نگاه کنید این آقا که همه جا وقتی قافیه تنگ است قاعدتا یخه را تا بالا می بندد و برای سلامتی آقای خلبان صلوات در می کند، بر خلاف تمامی پرشمار سخنرانی رهبری معظم انقلاب اسلامی در خصوص مقام و جایگاه سلاح هسته ای در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران ، -دوباره با ژست حمایت از نظام و انقلاب- چه نوشته ! حتما خواهد گفت این کار را برای "ترساندن دشمن از احتمال مسلح شدن ایران به سلاح هسته ای و جلوگیری از تحریم های بیشتر" انجام داده . یکی نیست بگوید مگر تردیدی در این هست که اصلا مسئله ی پرونده ی هستی ای - به فرمایش رهبر معظم انقلاب - مسئله ی خود سلاح اتمی و دانش هسته ای نیست و کل پیشرفت و اعتلای ایران مد نظر است؟

ج : خداوند متعال انقلاب اسلامی را از شر این همه دوستی حفظ بفرماید ! آمین.ما فکر می کردیم این مطالب هسته ای و غیر هسته ای ایشان "می تواند دستمایه ی حنجال علیه نظام شود تا جایی که رسانه های صهیونیستی از آن نام ببرند ، الان معلوم شد که قبلا این اتفاق افتاده ! دیگربان، از این استاد گــــــــــــــــــــــــــــاف، بازهم بهره برده بوده و کار به رسانه های صهیونیستی از گاردین تا هم کشیده !


 
 
 
تبلیغ ویـژه