الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

خیزران رسما تمام کرد !
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

آقای خیزران ، رسما از جواب دادن به پاسخ های وارده فرار کرد. وی در قالب یک پی نوشت ذیل مطلب خود در مورد وبلاگ پاسداران نوشته است :

"پی نوشت سوم: در پاسخ به این مطلب، نویسنده وبلاگ پاسداران، در مطلبی دیگر، با ادبیاتی در شان خودش، بر ادعاهای نادرست خود اصرار ورزیده است که البته ارزش پاسخ گویی ندارد"

جالب نیست ؟

این همان آقای دموکراسی است که یخه ی نظام و قوه قضائیه و نیروی انتظامی و همه ی نهادها و دستگاه ها را بخاطر آنچه که وی آن را عدم شفافیت و عدم پاسخگویی معرفی می کند ، می درید.

او که در سرزمین حکومت کوچک وبلاگش قدرت پاسخگویی به یک خبط به این وضاحی ندارد و خود را قادر ما لا یطاق می داند، چگونه به خود اینقدر بعد و وسع می دهد که همه ی نظام را بواسطه ی آنچه که کوچکترین علمی در رابطه با آن ندارد، مجرم دانسته محکوم می کند؟

جالب آنکه ایشان کامنت های من پای مطالب خود را نیز سانسور کرده است، در حالیکه در وبلاگ من دوتادوتا کامنت می گذارد که مطمئن شود دست من می رسد. ان کارشناسی حقوق و این کارشناسی ارشد حقوق بشر به چه کار ایشان می آید من که نمی دانم. از این پس هر کامنتی پای مطالب ایشان بگذارم عینا اسکرین شات را منتشر می کنم تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.

اگر ایشان فرض می کند که مخاطبین فرض خواهند کرد ایشان وبلاگ من را "ده چشمکی" نمی پاید ، زهی خیال باطل. چرا که من موقعی که ایشان را نقد کرده بودم ، یک لینک کوچک هم به ایشان نداده بودم و ایشان خودش از روی وبلاگم مطلب مرا خواند.

پس دموکراسی جان، سانسور اینجا راه حل نیست . موجب بی آبرویی است.

و اما چند نکته :

1- این بار اول نیست که انقلاب اسلامی با جریانهای خبری و سیاسی مانند ستار بهشتی مواجه می شود. ماجرای قتلهای زنجیره ای که پرونده اش تا لحظه ی آخر بدون شاکی خصوصی باقی ماند ! تا نظام برای عدم رسیدگی در چهارچوب قانونی در مظان اتهام و مرود هدف عملیات روانی باشد، تا ماجرای کودتای 88 که در آن فیلم پرت شدن برخی مخالفان صدام را به عنوان جنایات بسیجی ها در کوی دانشگاه بین مردم پخش کردند، تا ماجرای ادعای زیر گرفته شدن تعمدی مردم توسط پلیس در کوی دانشگاه 88

از ماجرای شوانه قادری که به حدی مفتضح بود که دشمن مجبور گردید سناریوی خود ادعاهای خود در مورد او را تغییراتی دهد ، تا ماجرای ندای آقا سلطان که علاقه ی نظام به کشف دقیق سرنخ های آن از همه ی گروه ها و جریانات سیاسی بیشتر است و ماجرای کهریزک که با وجود آنکه نظام جمهوری اسلامی چند نفر نیروی انتظامی خود را به واسطه ی قصور و تقصیری که در وظیفه ی خود داشتند محاکمه و با حکم حبس ابد و مرگ مواجه کرد ولی امثال آقای فوق دموکراسی خیزرانی، مدعی اند در این پرونده حتا محاکمه ای نیز صورت نگرفته . این قطار کشته سازی و پیراهن عثمان ادامه خواهد داشت. کجایند بصائر انقلاب اسلامی که در فتنه ها بجای پاره کردن یقه ی اسلام ، چراغی از نور هدایت را در معبر ذهن مردم برفروزند؟ کجایند عمارها؟

2- نوع مواجهه ی من با آقای فوق دموکراسی خیزرانی ، قطعا با نوع مواجهه ی من با عزیزانی مثل اهستان و هابیل متفاوت است. آهستان و هابیل در فتنه ی 88 نقش ارزشمندی در تقابل با حرکات استکباری داشته اند و ذره تار موی ایشان شرافت دارد به حضراتی مثل دموکراسی خیزرانی که اگر واقعا قدرت دارد نشانه هایی از رزمندگی اش در جبهه عملیات روانی جنگ نیمه سخت کودتای 88 را به ما نشان بدهد. کمی باید فکر کرد تا بتوانیم درست تحلیل کنیم چرا وبلاگ آقای خیزران از 19 اسفند 1387 تا 18 بهمن 1388 فاقد محتوای در دید عمومی است و باید کمی وبلاگش را با بیل و کلنگ شخم بزنی تا به تعدادی زیرخاکی مثل اینها  و  البته اینها برسی ! باید کمی فکر کنی که آرش کمانگیر و سمیه توحید لو و بامدادی و و و  را در بین فهرست برخی دیگر دوستان وبلاگ ایشان بیابی . مگر می دهم موی سر هابیل و آهستان را به کسی که در دوران فتنه بازی وبلاگی عموفیلترباف را با شرکت کمانگیر و رفقایش بازی می کند و در اوج این فته ی خانمان سوز بازی وبلاگی بازجویی را انجام می دهد.

یا حق.


 
 
 
تبلیغ ویـژه